[موسیقی] سوره مبارکه حشر از اون سوره های خیلی مورد نیاز برای امروز جامعهی ما بوده چندین ساله و هست هنوز.
لذا خوبه که خیلی بهش توجه داشته باشیم انشاءالله از این سوره هم بتونیم یک بهرهی خوبی بگیریم برای روشنبینی و بصیرت بیشتر سیاسی خودمون و اجتماعیمون.
البته نباید غافل بشیم از نکتههای اخلاقی، نکتههای اعتقادی که تو سوره ها هست اما کلیت سوره حشر سیاسی اجتماعیه.
خب کیا کار کردن؟
مطالعه کردن؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه.
نه درصد.
نه درصد.
چند نفرن اینجا حاضرن؟
صد تا میشه درسته؟
[پچ،پچ] گمانم بیشتر هم باشه.
یعنی نه خیلی کمه.
چی؟
مطالعه کردن.
یعنی سوره رو خوندید در عمرتون ها؟
خب ااا پس همین الان سریع سوره حشر رو بخونید.
قرآن اگر دارید قرآن باز کنید اگر ندارید تو گوشیهاتون.
یه پنج دقیقه من فرصت میدم مرور کنید سوره رو.
تو این پنج دقیقه سعی کنید ببینید که میتونید متوجه بشید دستهبندی سوره چیه.
خب مطالعه کردید تونستید یه مروری کنید؟
مباحث این سوره رو به چند بخش تقسیم میکنید؟
چهار بخش.
بفرمایید.
آیات یک تا چهار، پنج تا ده، یازده تا هفده یا بیست.
خب هجده و یا بیست و یک تا بیست و چهار.
پس یه اختلاف فقط اینجا داریم.
یک تا پنج، یک تا ده، هجده تا آخر، یازده تا هجده، هفده.
هفده.
بعد هفده تا چند؟
آهان، هجده تا بیست هم داریم و بیست و یک تا آخر.
خب [نفس عمیق] ببینید قبل از این که ما بیاییم تو جزئیات یه بررسی بکنیم، اگر یه دقتی بفرمایید از آیه یکم تا آیه هفدهم، از آیه یکم تا هفدهم سه تا مبحث داریم که این سه تا مبحث هر سه تاش در بستر یک داستانی داره اتفاق میفته.
داستان از چه قراره؟
داستان شروع میشه با اخراج کافران اهل کتاب از دیارشان.
خداوند میگه من کافران اهل کتاب را از دیارشان اخراج کردم.
تا آیه چهار توضیح میده که چجوری اخراج کرده.
تا آیه چهار، اونایی که گفتن یک تا چهار تشخیص درستی دارن.
تا آیه چهار میگه من چجوری اینا رو اخراج کردم.
از آیه پنج تا آیه هفت میخواد توضیح بده که این اخراج به دست کی انجام شده.
به دست خدا انجام شده.
بنابراین غنیمتهایی که از این گروه باقی میمونه، خانه و کاشانه و زمین و اموال منقول و غی-- غیر منقولی که از این گروه کافر اهل کتاب باقی میمونه، اینا متعلق به خداست.
خدا هم میخواد بده به کی؟
پیغمبر.
پیغمبر هم باید چیکارشون کنه اینا رو؟
بین ذیالقربا و نمیدونم یتama و مساکین و ابن السبیل خرج کنه تا اختلاف طبقاتی رو تو جامعه کاهش بده.
یعنی مصرف اینا اینه که پیامبر بیاد تو طبقات ضعیف خرجش کنه تا اختلاف طبقاتی تو جامعه کاهش پیدا کنه و از آیه هشت تا آیه هفده سه گروه رو میبینیم.
یه گروه مهاجرین را میبینیم.
یه گروه انصار را میبینیم.
این "الذین" این میگه "للفقراء المهاجرین" این میگه "الذین جاؤوا من بعدهم".
ببخشید قبلش.
"الذین تبوءوا الدار والإيمان أنصار الذين جاؤوا من بعدهم" تابعین اصطلاحاً.
مهاجر، انصار، تابعین را میبینیم.
بعد یه گروه چهارمی میبینیم.
"ألم تر إلى الذين نافقوا".
یعنی عملاً شد چهار گروه.
مهاجر، انصار، تابعین، منافقین.
این چهار گروه رو داره نسبت به مسئله فیء، یعنی همون غنیمتهایی که باقی مونده از اخراج کافران اهل کتاب.
این چهار گروه رو نسبت به مقوله فیء داره مقایسه میکنه.
میگه مهاجرین که چون خودشون فقیرند و از دیار خودشون قبلاً چه شدند؟
اخراج شدند.
خب فیء به مهاجرین میرسد.
اینا که مسئلهای نداریم.
بعد مهاجرین انصارند.
انصار درسته فیء بهشون نمیرسه ولی آدمای خوبیاند.
اینا بابت این که به مهاجرین چیزی داده شده احساس ناراحتی ندارند.
"يؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة".
حتی خودشونم احتیاج داشته باشن باز راضیاند که فیء داده بشه به کیا؟
به مهاجرین.
اینام که خیلی آدمای خوبیاند بعدش هم تابعینن.
تابعین هم به اینا هم چیزی نمیرسه.
ولی اینا هم با خودشون میگن که خب ما بالاخره از را رسیدیم دیگه.
یه دعا بکنیم بگیم خدایا کاری کن تو دل ما نسبت به این گروههای مهاجر و انصار غل و غشی نیاد.
به اینام چیزی نمیدیم ولی اینام آدمای خوبیان.
اینام دعا میکنن که انشاالله ناراحت بگید، نشن.
اما امان از دست این منافقا.
اینا اونایین که چون فیء بهشون نرسیده حالا ناراحتن.
سر خوردن میرن با کیا دوباره به هم پیمان میشن؟
با همین کافران اهل کتابی که اخراج شده بودن.
میرن با اینا همپیمان میشن.
میگن آقا بیا این تا دیروز خوشحال بود که اونا اخراج شدن.
ولی خوشحالیش چی بود؟
که الان یه چیزی به من بالاخره حداقل یه باغی، باغچه ای، چهار تا نخلی به منم میدن دیگه.
میگن فلان چاه مال شما، مال طایفه تو، فلان.
یه کاری نرسیده بهش.
میگه اصلاً حالا که به ما نرسید میگه که حالا که به من نرسید اصلاً ولش کن.
این منافقان میرن با [آیه قرآن] اینا پیوند برادری با کیا میبندن؟
با همینا.
با این کافران اخراج شده.
میگن آقا بیاید.
چیه؟
میگن آقا حمله کنید که بر، پس بگیرید این ملکتون و زمیناتون و اینا.
اونا میگن بابا حمله چیه؟
پیغمبر پوست ما رو میکنه.
ما ضعیفیم.
میگه خیالتون راحت ما پشتتونیم.
اگر کسی بخواد با شما بجنگه ما با اونا همراه نمیشیم.
تازه برعکس با شما همراه میشیم.
ما با اونا میجنگیم.
اینا میخوان برن کافران اهل کتاب رو شیر کنن که شما هم بیاید تو میدون و نذارید.
ببینید کل این جریان یه داستانه که قسمت اولش اخراج کافران اهل کتاب و چگونگی این اخراجه.
قسمت دومش بیان اینه که اونی که اخراج کرده خدا بوده پس اموال برجا مونده به حکم غنیمت نیست، حکم فیء داره و این فیء رو خدا میده به پیغمبر و پیغمبر باید تقسیم کنه و پیغمبر هم برای کم کردن اختلاف طبقاتی باید هزینه کنه.
بعد میاد جامعه را در مقابل تصمیم پیغمبر تو تقسیم فیء میاد چهار دسته میکنه.
میگه یه عده که بهشون داده میشه خوش به حالشون.
یه عده که بهشون داده نمیشه ولی آدمای خوبیان.
اونا هم متشکریم، قدردانی میکنیم.
یه گروه بعدی هم هست به اونا هم داده نمیشه فیء.
اونا هم آدمای خوبیاند، دعا گواند.
اونا مشکل نداریم.
اما یه گروه چهارمی این وسط هست که ای بسا عضو، اعضای این گروه چهارم از گروههای قبلی شکل گرفته.
یعنی اون ناراضیهای تقسیم فیءاند.
اینا میگن نه دیگه، نه.
اگه فیء رو به ما میدادن درست بود.
حالا که به ما نمیدهند پس اصالتا ما باید کاری کنیم که حاکمیت اسلامی تو این پیروزی به دست آمده دماغش به خاک مالیده شود.
یک درس بزرگ بگیره.
هم خدا هم پیغمبر.
درس بزرگی که باید بگیرن اینه که اگر قرار باشه سهم ما را ندهند، شکست میخورند.
ما نقش داریم پس سهم هم بفرمایید.
داریم.
اگه به سهممون نرسیم نشون میدیم به پیغمبر و خدا و این حکومتی که تشکیل دادن که حکومت بدون ما یعنی چی.
اینو نشون میدیم.
چیکار میکنیم؟
میریم ائتلاف، پیوند، اتحاد، برادری با همونایی که اخراج شدن برقرار میکنیم که اونا برگردن برای پس گرفتن.
اونوقت ما بشینیم تماشا کنیم بگیم آقا به ما نمیدادید؟
خیلی خب.
حالا پس شما هم نداشته باشید.
خب جزئیات رو میرسیم.
آیه اول چون بعدش میگه [آیه قرآن] این هو وصل میکنه اینو با آیه اول.
اینو میرسیم تو توضیح، توضیحش رو میدم.
اما اتصال برقراره.
من تا اینجا میخواستم بگم درسته اینجا شما سه دسته میبینی ولی سه دستهای که تو یه داستان است.
اولاً کاملاً به لحاظ جهت و هدف به هم متصل و مرتبط است.
ثانیاً یعنی شما این خودش یه دسته مستقل نیست.
این مقدمه این بحثه.
اینجا که داره میگه آقا فیء دست خداست، اینجا میگه اومدیم به چهار گروه دادیم شد این.
و حتی این هم مستقل نیست.
این استدلال اینه که چرا فیء دست خداست.
ببین میگه [آیه قرآن].
شما که فکرش هم نمیکردید.
[آیه قرآن] خودشونم باورشون نمیشد.
چطور شد اینا اخراج شدن؟
[آیه قرآن] بابا خدا از جایی که هیچکی فکرشو نمیکرد وارد شد.
این جنگ با تدبیر و در واقع اقدام ویژه خدا به پیروزی رسید.
خدا چیکار کرد؟
[آیه قرآن] یه ترس انداخت تو دل اینا.
خودشون شروع کردن به تخریب خونههاشون.
[آیه قرآن].
خدا یه کاری کرد خودش شروع کرد به تخریب.
مؤمنان هم از این ور.
این کار رو خدا انجام داد.
[آیه قرآن] ای صاحبان بصیرت نگاه کنید.
لولا ان كتب الله عليهم الجلاء لعذبهم في الدنيا.
این که خدا کاری کرد اینا به وحشت افتادن و خودشون تخریب کردن خونههاشونو، این یه مدلی از عذاب دنیوی خدا بود.
اگر میخواست این کارو نکنه با یه سیلی، زلزلهای این کارو میکرد.
پس اینو به نام خودتون ثبت نکنید.
آقا ما رفتیم فتح کردیم، ما پیروز شدیم.
این مثل این میمونه که فرض کنید الان بالاخره اسرائیل غاصب، خب ماها خیلی در مقابل اسرائیل بالاخره گارد داریم، موضع داریم.
آقا یه روز میزنیم محو ات میکنیم، ال میکنیم، بل میکنیم.
حالا یه روزی در حالی که ما داریم مثلا در مقابل اسرائیل چاقوشونو هم میکشیم، یه وقت مثلا میبینیم صبح بلند میشیم اخبار میگن آقا پروردگار با یک اقدام خلاصه خیلی غیرمنتظره، یه وحشتی تو قلب اینا انداخته.
از یک طرف دارن شهرکهای خودشونو تخریب میکنن، از اون ور هم دارن در میرن.
بعد پشت سر اینا ما میدویم میریم داخل این مناطق اشغالی.
بعد میگیم که الله اکبر، الله اکبر.
ما اینجا رو فتح کردیم.
خیلی خب حالا ما اینجا رو فتح کردیم چی کار کنیم؟
حالا غنیمتهای ما رو بدید.
اینجا مال منه، اونجا مال منه.
اون میگه اون مال منه، این میگه اینجا.
بابا شما نکردید بابا.
میدونم شما وایساده بودید بیرون پشت مرزها بودید اما این کارو من کردم.
اذیت نکنید.
اینا مال خودمه.
الان بحث اینه که خدا میگه مال منه، [خنده] من این کارو کردم.
مؤمنین میگن نخیر مال مائه.
حالا اگر مال خداست، یه حکم داره.
فیئه.
دیگه لازم نیست تقسیم بشه.
آقا بیا این پیراهن مال تو، این شلوار مال تو، این ساعت مال تو، این النگو مال تو، این نمیدونم چی چی.
اگر نه، این حکم اگر مال خداست، یه حکم داره.
اگر غنیمته یه حکم داره.
غنیمت میرسه به رزمندهها.
اما فیء میرسه دست پیغمبر.
خدا میگه فیئه، میدم به پیغمبر.
خب پیغمبر جان، بله خدایا.
برو اینو خرج کن برای کم کردن اختلاف طبقاتی.
خیلی خب، چه اختلاف طبقاتی مهمتر از این که تو جامعه مهاجرین هستن.
مهاجرین دیروز به خاطر اسلام از دیارشون چه شدن؟
اخراج شدن، دار و ندارشون مونده دست مشرکین.
الان بیکَس، بیچیز موندن توی مدینه.
خلاصه باید به اینا رحم بشه.
اینا کجا بالاخره.
حالا آقا اینارم خدا اخراج کرده.
اینام که به خاطر خدا اخراج شدن.
پس اموال و دیار اینایی که خدا اخراجشون کرد بدیم به اینایی که به خاطر خدا چه شدن؟
اخراج شدن.
بذار یه توازن نسبی تو اقشار اجتماعی اتفاق بیفته.
اینم تصمیم پیغمبر.
حالا این تصمیم پیغمبر داره اجرا میکنه، داره اجرا میکنه.
اینجا هستن که انصار واقعی خوشحالن تا به آن دو آگوئن.
اما الذين نافقوا میگن نخیر، این که خدا میفرماید اینا مال منه، من اخراج کردم، حالا ما ثابت میکنیم خدا اخراج کرد یا ما.
چجوری ثابت میکنیم؟
حالا این دفعه میریم سراغ همین کافرها میگیم برگردید شهر و دیارتونو بگیرید، ما با شماییم.
وقتی اومدن پس گرفتن، اون وقت معلوم میشه که اینجا را حضور ما، قدرت ما، نقش ما باعث فتح بود یا اینی که خدا میگه باعث فتح بود.
اسلام چه روزهایی گذرونده، چه روزهایی گذرونده.
[پچ، پچ] بله.
حالا وارد اون قسمت بشیم ممکنه خودش کلی بحث مستغی داشته باشه.
خب پس بنده حرفم اینه از آیه یک تا هفده یه قصهست.
این مقدمه این قسمته، اینم مقدمه این قسمته.
اگر دقت کنید آیات هم به هم وصلاند.
یعنی اونجوری نیستش که بگیم آیات از هم جداند.
بعد از جریان اخراج ذلک بأنهم شاقوا الله ورسوله ومن يشاق الله فإن الله شديد العقاب.
ذلک یعنی چی بأنهم شاقوا الله؟
یعنی اخراج اونها بأنهم شاقوا الله.
اخراج کافران اهل کتاب بأنهم شاقوا الله.
این میگه پس آقا اون درختهایی که ما قطع کردیم چی؟
اون پایههایی که ما بالاخره تو میگی خدایا من اخراج کردم.
خب از این ور ما داشتیم میزدیم میریختیم این خونهها رو داشتیم کار میکردیم.
پس ما چی؟
میگه ما قطعتم من لینه او ترکتموها قائمه على اصولها فبإذن الله وله يخزی الفاسقین.
آقا این خدا چون میخواست امتحانتون کنه، یه بیل هم داد دسته، بگو شما و الا خدا کارو انجام داده بود.
خدا کارش تمام بود.
اینا رو اخراج کرده بود.
گفت بذار یه امتحانی هم اینا رو بکنیم ببینیم اینا چه جور آدمایین.
اینا الان یه بیل دستشون بدیم ببینیم فردا بابت این بیلی که دستشون بود ادعا میکنن یا نمیکنن.
یکی تبر بدیم دستشون.
خب آیون اینا دارن از این طرف میرن شهرکهاشونم خودشون دارن تخریب، تخریب میکنن.
لطفاً شما هم پشت سرشون برید.
اگر دیدید جایی ساختمونی چیزی باقی مونده شما چیکار کنید؟
تخریب کنید که دیگه اینا امید برگشت نداشته باشن.
حرکت.
اینا رفتن پا به پای خود کافران اهل کتاب خونه ریختن.
یکی تبرم دستشون بوده هی زدن و ریختن و فلان عرق ریختن همچین الله اکبر گویان رفتن جلو خیلی با حس خوب معنوی خاصی.
بعد وقتی که حالا کار تمام شده، حالا خدا میگه آقا من اخراج کردم.
یه-- ما بودیم، ما بودیم یعنی چی؟
میگه آقا من که گذاشتم شما چهار تا دونه ستونو بشکنی و نمیدونم سقفو بریزی و فلان، واسه امتحانتون کنه.
میخواستم ببینم بعد اینکه این کار تموم شد تو میای جلو من وایسی بگی من بودم، سهم من کو؟
یا نه، من تا بهت میگم آقا تو نبودی میگی چشم حالیت هست.
لیخزی الفاسقین.
بعد خدا میگه پس اون فیئه مال ایناست، مال خداست.
خدا رسول خود را مسلط کرده.
این فی میرسه به الله و رسول و ذی القربى و یتامى و مساکین و ابن السبیل.
نمیخوایم ثروتمندا ثروتمندتر بشن.
ای مردم!
ای مؤمنها ما آتاکم الرسول فخذوه ما نهاکم عنه فانتھوا.
هرچی پیغمبر داد بگیر و بگو دست شما درد نکنه.
هر جا هم گفت آقا این مال تو نیست برو بیرون بگو چشم برو بیرون.
وای نایست اونجا ادعا کن.
چه ادعایی داری تو؟
خب گفتی لله للرسول لذی القربى یتامى مساکین ابن السبیل.
الان دقیقا منظورت کیه؟
میگه الفقراء للفقراء المهاجرین.
پس اینم ببین با آیه قبلش کاملا چیه؟
متصله.
للفقراء المهاجرین.
اِ به مهاجرین داده بشه پس انصار چی؟
والذین تبوؤا الدار والايمان من قبلهم يحبون من هاجر اليهم.
بابا اینا خوب آدمایین مهاجرین رو دوست دارن ناراحت نمیشن.
اِ پس تابعان چی؟
والذین جاؤوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولاخواننا الذین سبقونا بالايمان.
اینا خوب آدمایین میرن تو مسجد دعا میکنن که خدایا قلب ما رو از غل و غش نسبت به برادران ما که قبل از ما ایمان آوردند چه کن؟
خالی کن.
اما الم تر الی الذین نافقوا يقولون لاخوانهم الذین كفروا من اهل الكتاب.
حالا ببین کل قصه میاد اینجا.
این الذین نافقوا کیان؟
این الذین نافقوا همونایین که خدا با این امتحان تبر به دست دادن میخواست اینا رو چیکار کنه؟
لیخزی الفاسقین.
میخواست اینا رو در واقع رسوا کنه.
نشون بده به جامعه اسلامی که ببین شما دارید کسانی را که توی متن جامعه شما هستند اما دلشون با خدا و ایمانشون و باورشون به خدا نیست.
اینا سر-سر-فوری میرن سراغ کافران اهل کتاب با اونا ائتلاف میکنند.
بنده با نشون دادن اتصال آیه پنج به چهار، اتصال آیه هشت به هفت و وضوح اتصال آیات تا خود هفده، میخوام ادعا کنم آیه یک تا هفده یه سیاقه.
یه سیاقه با سه تا قسمت اصلی و به هم البته متصل که داره یک مسئله و یک چالش مهم را بررسی میکنه.
چالش سهمخواهی.
من بودم سهم رو باید بدید.
اگر سهم من داده نشود ثابت میکنم که در واقع ااا به هر حال بفرمایید ثابت میکنم که نقش من نقش اصلی بوده و کار خدا نبوده.
توی قسمت بعد که اینم بگم دیگه جا نمونه، تو قسمت بعد.
ای مؤمنها اتقواالله ولتنظر نفس ما قدمت لغد اتقواالله ان الله خبیر بما تعملون لا تكونوا كالذین نس الله فأنساهم أنفسهم أولئک هم یادتون اونجا.
لیخزی الفاسقین.
شما مثل اینا نباشید.
بابا اینا بد کردن.
شما اینجوری نباشید.
لا يستوی اصحاب النار و اصحاب الجنة اصحاب الجنة هم الفائزون.
ای مؤمنان لو أنزلنا هذا القرآن على جبل لرأيته خاشعا متسدعا من خشیت الله.
لا تكونوا كالذین نس الله.
خشیت الله.
اگر میخوای نس الله نباشی باید خشیت الله باشی.
راه خشیت الله چیه؟
قرآنه.
اِ قرآن آدمو به خشیت الله میرسونه.
بله چجوری؟
اینطوری.
هو الله الذي لا اله الا هو عالم الغیب والشهادة هو الرحمن الرحیم.
هو الله الذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهیمن العزيز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون.
هو الله الخالق البارع المصور له الاسماء الحسنی یسبح له ما في السماوات والارض وهو العزيز الحکیم.
قرآن اینطوری خدا رو معرفی میکنه.
شما با قرآن باش خدا را بشناس که مثل الذین نس الله.
تدبر کل سوره هشت رو گفتیم.
والسلام.
البته انشاالله در جلسه آینده این رو میریم تطبیق میدیم آیه به آیه بحث میکنیم، بررسی میکنیم، جمعبندی میکنیم.
اجمالا خواستم بگم این سوره متشکل از دو تا سیاق هست.
سیاق اولش از آیه یکم تا هفدهم با سه مطلب اصلی، یک تا چهار، پنج تا هفت، هشت تا هفده.
سیاق دومش از آیه هجدهم تا بیست و چهارم با سه مطلب اصلی، هجده تا بیست، بیست و یک و بیست و دو تا بیست و چهار.
بار پروردگار ما را در راه قرآن ثابت قدم بدار.
اسلام و مسلمین در جهان سر بلند و پیروز بفرما.
کفار و منافقین ذلیل و سرکوب بفرما.
امام عزیرمون، شهدامون غریق رحمت بفرما.
رهبر عظیم الشأنمون مؤید و ملهم و محفوظ و منصور بدار.
پرچم پرشکوه انقلاب ما از دستان ایشون به دستان امام زمان برسون و ما را از یاران امام زمان، یاران صدیق امام زمان علیه السلام قرار بده.
خون ناقابل ما را در رکاب امام زمان بپذیر.
شرط تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، شادی قلب نازنینش، سلامتی وجود مقدسش، اجمعا صلوات.