ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 024

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ادامهٔ تدبر سورهٔ تغابن

«فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» (تغابن/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس به خدا و رسول او و نوری که نازل کردیم ایمان آورید؛ و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.

بسم الله الرحمن الرحیم. و رحمة الله. پس ما در سیاق اول بحث رسید به اینجا که آمنوا بالله ورسوله والنور الذی انزلنا والله بما تعملونیر.

ترغیب‌های ایمان

بعد ذیل این آمنو دو تا من يؤمن بالله داریم. هر کس ایمان بیاورد این من يؤمن بالله ترغیب به ایمانه. آمنو امر به ایمانه من يؤمن بالله ترغیب به ایمانه. ذیل امر به ایمان دو تا ترغیب داریم. ترغیب اول مربوط به يوم الجمع يوم التقابن يوم یجمعکم لیوم الجمع ذلك يوم التقابن ومن يؤمن بالله ويعمل صالحا یكثر عنه سیئاته ویدخله جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها أبدا ذلك الفوز العظیم. این من يؤمن بالله اینجا ترغیب اوله که به يوم التقابن مربوط می‌شود.

می‌گوید آقا ایمان بیارید همتون پیش را روزی دارید که خدا جمعتون می‌کند. يوم الجمع اسمشه يوم التقابن اسمشه. آن روز کسی ایمان نداشته باشه حسرت میخوره. هر کی ایمان داشت از حسرت آن روز نجات پیدا می‌کند و به بهشت راه پیدا می‌کند و در بهشت جاودانه می‌شود. دومین ترغیب به ایمان تو بحث این والذین کفروا هم که نقطه مقابل من يؤمن باللهه. خیلی خوب این را گفتیم. دومین ترغیب به ایمان ذیل بحث مصیبته.

ایمان در مصیبت

«مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ» (تغابن/۱۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هیچ مصیبتی جز به اذن خدا نرسد؛ و هر که به خدا ایمان آورد دلش را هدایت می‌کند.

ما أصاب من مصيبة إلا بإذن الله ومن يؤمن بالله یهد قلبه والله بكل شيء علیم. این ترغیب دوم که تو فضای مصیبته این نشون میده که مصیبت تو فضای سخن این سیاق نقش داشته. یعنی کافرانی که این سیاق باهاشون طرفه و داره بهشون می‌گوید ایمان بیاورید. این کافران معلومه که در مصیبت جا زده‌ن. تو مصیبت از ایمان فاصله گرفته‌ن. خدا می‌خواهد بگه مصیبت اتفاقاً در مصیبت باید به ایمان را کنید. چون مصیبت که اتفاقی نیست. مصیبت مدیریت شده به اذن الله هست و ایمان به خداست که در مصیبت نجات بخش است قلب انسان را آروم می‌کند.

ما اینجا همی‌شود یادی داریم. من این یادو دوست دارم باز در همین جلسه هم داشته باشم. خاطره‌ای که یک بار به هر حال آن ایام جنگ سی و سه روزه لبنان بود که حمله شده بود به لبنان از طرف اسرائیل. آن موقع اتفاقات خیلی خاص و به هر حال شگفتی آوری دیده میشد از مقاومتی که مردم مسلمان داشتند در مقابل این حملات. من یادم هست با یک مادری مصاحبه می‌کردن. یک مستندی بود. این مادر موقع اصابت نمی‌دانم بمب یا موشک به منزلشون میاد فرار کنه از خونه دست دختربچه‌شو می‌گیرد که از خونه بدوه بیرون.

ولی تو لحظه خروج از خونه دیگر بچه جا می‌مونه داخل و خودش در حالی که دست بچه تو دستش بود، آوار می‌ریزه را بچه. بچه اونجا به شهادت میرسه. با این مادر مصاحبه می‌کرد و خیلی محکم بود. من هر وقت یادش میفتم یاد صحبت‌های این مادر تو این مصیبت میفتم به شدت تحت تأثیر قرار میگیرم از شدت ایمان و استحکامی که این زن داشت. بعد گفت چطور شد اینطور شد دست بچه را گرفتم بیام بیرون ولی من از خونه زدم بیرون بچه پشت سرم داشتم می‌کشیدمش دیگر آوار ریخت روش.

در حالی که دستش تو دستم بود جان داد و به او گفتم که مادر سلام مرا به زینب کبرا برسان. این چیه؟ این همون و من يؤمن بالله یهدى قلبه. یعنی میدونه داره چه کار می‌کند. ببین اونی که میدونه داره چه کار می‌کند، اونی که حالیشه داره چه کار می‌کند، آن یک جور با مصیبت برخورد می‌کند. اما اونی که پرته از ماجرا، دوزاریش کجه، آن یک جور دیگر برخورد می‌کند. این دو تا آدم ببینید تو یک مصیبته. یکی اما از این مص-- حضرت زینب کبرا سلام الله علیها چرا؟

و ما رأیت إلا جمیلا. این همه مصیبت دیده می‌گوید هرچی دیدم زیبا بود. چرا زیبا بود؟ چرا زیبا بود؟ چون میدونه داره چه اتفاقی میفته. او نگاهش این نیست که بله ما چون دنبال سید الشهدا رفتیم نعوذ بالله بدبخت شدیم، بیچاره شدیم، به خاک سیاه نشستیم، لشکر که کشته شدن، بچه ها که پراکنده شدن، چادرمونو که بردن، خیمه‌هامونو که سوزوندن. چی دیگر بیچاره شدیم رفت. اینجوری حرف نمیزنه. اینجوری نمیبینه. او همه چیز را مدیریت شده میبینه. او خودشو تو مسیر میبینه.

او مصیبت را مدیریت می‌کند. مصیبت او را مدیریت نمی‌کند. او داره مدیریت می‌کند. او میدانه که هرچه شده به عين الله بوده. خود سید الشهدا علیک السلام زمانی که علی اصغرشون در روی دستانشان به شهادت رسید، حضرت خون مطهر علی اصغر را کف دست گرفتن به آسمان پاشیدن. یک جمله ای دارن اونجا که حون علي أنه بعين الله آسان می‌کند بر من این مصیبت را اینکه خدا میبیند. اینکه آخر این آیک می‌گوید والله بكل شيء عليم این چیزیک که مصیبت زده مؤمن میفهمد و مصیبت زده غیر مؤمن نمیفهمد آن مومنه حالیشه که چه اتفاقی داره میفته.

او یک جور برخورد می‌کند، اونی که حالش نیست یک جور دیگر. یعنی خدا می‌خواهد بگه بابا اتفاقاً اگر مصیبت باعث شده تو از ایمان فاصله بگیری کج، سوراخ دو را گم کردی. ایمانو باید بچسبی و الا از ایمان فاصله بگیر از گردونه میفتی بیرون از مسیر خلق السماوات والارض بالحق صورکم احسن صورکم میفتی بیرون جا می مونی که این عین بدبختیه. بعد می‌فرماید و اتیالله. حالا این و اتیالله کجاست؟ این و اتیالله عطف به این آمنوئه. آمنوا بالله ورسوله والنور الذی انزلنا.

ذیل آمنو دو تا من يؤمن بالله آورد. دو تا ترغیب آورد. حالا آمنو را کامل می‌کند. آمنوا و اتیعوا. ببینید این مدل عطف کردن. کسی که تدبر در قرآن می‌کند باید بدونه هر کلمه ای را به کجا عطف می‌کند. ساختار را درست تشخیص بده. شما وقتی از بالا اشراف به متن پیدا می‌کنی، آن وقت میگی آها این من يؤمن بالله را دیده می‌شود. این من يؤمن بالله را دیده می‌شود. این آمنو را دیده می‌شود. این دو تا را ذیل این دیده می‌شود. اتیعوا را دیده می‌شود عین آمنو امره. آمنوا و اتیعوا.

اتیعوا برات را هوا رها نیست. بعد کل این آمنوا و اتیعوا برات به آن آیات یک تا هفت که داشت از کفر گلایک می‌کرد بنده که آقا اینجا گفت منکم کافر و منکم مؤمن بعد گفت ألم یأتکم نبا الذين كفروا بعد گفت زعم الذين كفروا ان لن یبعثوا. حالا داره به این کافرا می‌گوید آمنوا و اتیعوا. اما این کفر چه بود؟ کفر عملی بود. پس داره به کافرانه به کفر عملی می‌گوید آمنوا و اتیعوا. می‌گوید ای کسی که به خاطر مصیبت از ایمان فاصله گرفتی اشتباه کردی.

فردا را فکر کن اولاً. يوم التقابن را فکر کن اولاً. يوم التقابن می‌خواهد بگه چی؟ می‌خواهد بگه اصلاً گیریم ایمان داشتی به مصیبت رسیدی. به يوم التقابن فکر کن. به فردا فکر کن. فردایی هم هست. ثانیاً تو همون مصیبت ایمانه که به کارت میاد. پس هم ایمان داشته باش و هم اطاعت کن و اطيع الله و اطيع الرسول هم از خدا اطاعت کن هم از رسول. ذلك بانه كانت تأتيهم رسلهم بالبينات فقالوا ابشر یهدوننا فکفروا وتولوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول. نمی‌گوید اطيعوا الله والرسول.

اطيعوا الله و اطيعوا الرسول. یعنی برای خصوص رسول اطاعت را جداگانه چه می‌کند؟ ذکر می‌کند که شما بفهمی آقا اطاعت از الله تجسمش در اطاعت از رسوله. اطيعوا الله و اطيعوا الرسول فان توليتم. آنان چی بودن؟ کفروا و تولوا. ببین همون تعبیره. فان توليتم فانما على رسولنا البلاغ المبين. اگر رویگردان شدید از اطاعت خدا و اطاعت رسول، پس بدانید پیغمبر مسئولیتی فراتر از بلاغ آشکار رسوندن آشکار نداره. فردای قیامت نیاید به ما نگفتن. گفتن دیگر آشکار، شفاف، صریح بهتون گفتن.

پس دیگر بهانه‌ای کسی نداره که به ما گفته نشد. حالا این ایمان و اطاعتی که خواسته شد از این گروه، این ایمان و اطاعت تحقق نمی‌یابد الا به یک چیز. آن چیه؟ آها ببینید کل این ایمان و اطاعت توکل می‌خواهد. توکل یعنی ته مطلب این است خدا را وکیل بگیری. بسپری به خدا. اونی که می‌خواهد در راه ایمان قدم برداره بگه خدایا تو وکیل ما. مصیبتم اگر اتفاق میفته بیفته من دست از ایمان بر نمی‌دارم. تو وکیل ما. من به تو اعتماد می‌کنم. لذا خدا در پایان می‌فرماید الله لا اله الا هو.

به جز خدا هیچ معبود معشوق دیگری وجود ندارد و على الله فليتوكل المؤمنون. پس مؤمنان باید بر خدا توکل کنند. اینجا می‌گوید على الله فليتوكل یعنی همین کلمه‌ی مؤمنون در اینجا می‌فهماند که این توکل از کسانی که به ظاهر مؤمن نیستند خواسته نشده. پس این آمنوا و اتیعوی که توکل می‌خواهد، این آمنوا و اتیعوا به کیا گفته شده؟ به اونایی که در ادعا چین؟ در ادعا مؤمنن، در ادعا مؤمنن. مسئله‌ای تو ادعا ندارن. و همینم شاهد دیگریست بر اینکه اینجا که ما گفتیم این کفر عملی هست از را عمل فهمیده می‌شود و الا خود کفر چیه؟

خود کفر پنهانه. عمل داره کفر را نشون میده. یعنی ما سر کله نزدیم تو این آیات با کسی که رسماً می‌گوید من مسلمان نیستم. این با کسی داریم صحبت می‌کنیم که خود را مؤمن می‌دونه. خدا می‌گوید اگر کسی مؤمن است باید بر خدا توکل کند تا ایمانش و اطاعتش خدشه‌دار نشود و به کفر کار او منتهی نگردد. پس ما الان سیر سخن سیاق یک سوره تقابن را خوب فهمیدیم و مطلب برامون جا افتاد. خدا فضای سخن چیک آقا؟ فضای سخن کفر عملی، تلاش بر پنهان کردن این کفر، نه پنهان کردن عملش، پنهان کردن خود کفر را می‌خواهد تلاش کنه که پنهانش کنه ولی عملش گویای کفرش هست و این آدم در حقیقت بی‌اعتماد شده به رسول خدا، دلش خوشه به اینکه فردایی حساب کتابی در کار نیست.

خدا می‌خواهد بگه علت اینکه این وضعیت برای او پدید آمده، وجود-- در واقع یک مص تهایی است که برای او به وجود آمده. این مص ت‌ها او را از ایمان و از اطاعت خارج کرده. تو مص ت‌هاش، توی مسائلش باید بر خدا توکل می‌کرده، ایمان به خدا می‌داشته. نداشته، جا زده، جا مونده. این میاد سو-- حالا سوره چه کار می‌کند؟ سوره بعد از اینکه از کفر و چرایی کفر صحبت می‌کند که چرا کفر می‌ورزید، چرا عاقبت کافران را دقت نمی‌کنید، چرا پاتونو جای پای کافران تاریخ می‌گذارید، چرا خیال می‌کنید فردایی در کار نیست؟

بابا فردا هست، حساب کتاب هست. بعد دستور به ایمان و اطاعت میده و از فواید ایمان صحبت می‌کند و از لزوم توکل در ایمان و اطاعت. من می‌گویم سوره دارد به مؤمن بریده و جا مانده یعنی این سیاق، دارد به مؤمن بریده و جا مانده قوت دوباره‌ای برای تجدییید و تثبیت ایمان می‌دهد. آن کسی که در فضای مص ت قرار گرفته و از ایمان فاصله گرفته به خطا، خدا دارد او را دو مرتبه به ایمان چه می‌کند؟ برمی‌گرداند. به خط ایمان دارد او را می‌کشاند. از عاقبت کفر هشدار میده، به خط ایمان می‌کشانه.

می‌گوید عزیز دلم توکل کن، توکل کن، اطاعت کن، ایمان واقعی داشته باش، رغبت داشته باش، ایمان فردا به کارت میاد، ایمان تو مص ت به کارت میاد. این کفر و این بساط هم بریز دور. این شک و تردیدها و بشر یهدوننا و زعم الذين كفروا ان لن یبعثوا و اینان را بریز دور. بیخودی به یک مسئله‌ای را که باید با تقویت ایمان مدیریتش کنی با ترک ایمان مدیریتش نکن. خیلی این سیاق اول. سؤال این است کلمه تولو در بعضی از جاهای قرآن به معنی پشت کردنه، در بعضی از جاهای قرآن به معنی قبول ولایت کردنه.

پشت کردن کجا؟ قبول ولایت کردن کجا؟ آیا این کلمه واقعاً دو تا معنای متضاد دارد؟ نه، در مقام تحلیل کلمه تولو در اونجایی که معنی پشت کردن داره در همون جا به معنی قبول ولایت داره. قبول ولایت از خویشتن کسی که تولی می‌کند یعنی ولایت خود را به دست می‌گیرد. یعنی خود زمام و امر خود را از دست خدا و پیغمبر می‌کشه بیرون خودش به دست می‌گیرد. برای همین ما می‌گوییم پشت کرد به خدا پیغمبر. یعنی آن پشت کردنه لازمه به دست گرفتن ولایت امر خویش است.

اینم ما در واقع تو مقام تحلیل لغت اینطوریه. نه، نه، آن عامه دیگر هر جا تو قرآن گفته يؤمن بالله یک يعمل صالحا هم داره. آن عامه. توضیح دادم دیگر. ببینید اصل معنا یکیه. تو سیاق گاهی تولى قوما غضب الله این می‌شود اینکه قبول ولایت از قوما غضب الله. گاهی تولى عن رسول الله یعنی خودش ولایتشو به دست گرفته و از رسول الله پشت کرد. تو نتیجه بله پشت کردن را کردنه اما آیا ماده متضاده؟ زاویک نگاه بهش فرق می‌کند. درست شد؟ داشتیم در سوره مبارکه اگر اشتباه نکنم تدعو من ادبر وتولى وجمع فأوى.

اونجا ما توضیح دادیم ادبر وتولى اگر تولى را اونجا بخوایم بگیم پشت کردن با ادبر یکی می‌شود. تدعو من ادبر و دوباره ادبر. تدعو من ادبر کسی که پشت کرد به خدا و پیغمبر آتش می‌خواند کسی را که پشت کرد به خدا و پیغمبر و تولى و زمام امر خویش را به دست گرفت. داره مثلا اذا تولى سعى فى الارض ليفسد فيها ويهلك الحرث والنسل. اذا تولى یعنی چی اونجا؟ اذا تولى سعى فى الارض یعنی وقتی ولایت را به دست می‌گیرد تراش می‌کند فساد کند. حالا بررسی کنید.

نمی‌خواهم اینجا پرونده‌شو ببندم فقط خواستم بگویم متضاد نیست. روح هر دو تاش یکیه. سیاق دوم میاد سراغ مؤمنان. می‌خواهد به مؤمنان چند تا هشدار جدی بده. اینان من پیشاپیش اینان همون هشدارهاییک که اگر بهش توجه نکنن نمی‌تونن در ایمانشون ثبات قدم به خرج بدن. چیزی که تو سیاق اول برای یک عده اتفاق افتاد چی بود؟ اینان جا موندن دیگر. آن کسانی که در سیاق اول تو مص ت‌ها قرار گرفتن و جا زدن بالاخره یک مشکلی داشتن. این کجا باید مدیریت بشود؟ دو تا لغزشگاه مهم وجود داره که این لغزشگاه‌ها را مؤمنان باید حواسشون را جمع بکنن.

یا ایها الذين آمنوا ای کسانی که ایمان آوردید ان من ازواجکم واولادکم عدوا لكم. تموم شد؟ ان من ازواجکم واولادکم عدوا لكم. ای کسانی که ایمان آوردید همانا برخی از ازواج شما و اولاد شما دشمنی هستند برای شما. ان من ازواجکم واولادکم عدوا لكم ازواج و. اولاد همشون بعضیشون، بعضیشون چی هستند؟ عدو دشمنند. ازواج و اولاد بعضیشون من، من بعضیک است. ان من ازواجکم یعنی بعضیشون. بعضیشون دشمنی هستند برای شما. وقتی می‌گوید یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم یعنی این دشمنی، دشمنی با ایمانه دیگر عدو ایمان شما هستند.

نمی‌خواهد بگه عدوا لکم یعنی مثلا میخوان شما را کتک بزنن که یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم. چه کار کنیم؟ اگر برخی از همسران یا فرزندان دشمن ایمان ما هستند، خانمی شوهری دارد که با ایمان او مشکل داره، آقایی خانمی دارد که با ایمان او مشکل داره، آقا، خانمی فرزندی دارند یا فرزندانی دارند که با ایمان این پدر و مادر مشکل دارند. چه کار باید بکنند؟ می فرماید فاحذروهم از این‌ها چه کنید؟ حذر کنید یعنی تکلیف شما در این مورد حذر است.

حذر یعنی پرهیز فاحذروهم از این‌ها حذر کنید، از این‌ها پرهیز کنید. من بخوام توضیح بدم یعنی نگذارید دشمنی‌شون را ایمان شما- تأثیر بگذاره تأثیر بگذاره، ایمان‌تون را حفظ کنید. اجازه ندید آنان در دشمنی با ایمان‌تون توفیق کسب کنن. ایمان اصلیک که با هیچکی نمی‌شود معامله‌ش کرد. ایمان محکم نگه دارید فاحذروهم. طرف می‌گوید حالا که فاحذروهم شد پس دیگر من باید کاملاً سعی بکنم با این ازواج اولادی که با ایمان من مسئله دارن سختگیرانه و تند و خشن برخورد کنم تا آنان جرات نکنن به ایمان من تعرض کنن.

یا باید مثلاً فرض کن از آنان چی بشم؟ جدا بشم، دور زندگی کنم که اینان نتونن را ایمان من تأثیر بگذارن. قسمت بعدی می‌گوید نه ما که می‌گوییم فاحذروهم این منظورمون نیست و ان تعفو، تعفو، عفو و تسفحو، صفح و تغفروا، مغفرت، ان تعفو و تسفحو و تغفروا، فان الله غفور رحیم. اگر ببخشید عفو، تعفو از عفوئه. عفو یعنی چی؟ بخشیدن تسفحو از صفح، صفح یعنی چی؟ یعنی که از تو دلتم پاک کنی. ببینید شما یک بار کسی را به خاطر اشتباهش می بخشی اما همی‌شود تو دلت نسبت به او این ناراحتی را چه کار می‌کنی؟

نگه می‌داری. یک بار طرفو می بخشی ناراحتی را هم از دلت چه می‌کنی؟ پاک می‌کنی. می‌شود تسفحو. از تسفحو بالاتر چیه؟ تغفروعه، تغفروا تو فرهنگ قرآن براتون در سوره منافقون گفتم. مغفرت برای کسیک که بخوای او را چه کار کنی؟ هدایت کنی. خدا مغفرت نمی‌کند منافقان را چون نمی‌خواهد آنان را هدایت کند. تغفروا یعنی چی بعد از تعفو و تسفحو؟ یعنی تلاش کنی زمینه هدایت‌شون چی بشه؟ فراهم بشه. آن وقت فان الله غفور، خدا راجع به کیا غفوره؟ کسایی که بخواد آنان را چه کار کنه؟

هدایت کنه، زمینه‌شو کی فراهم کرده؟ تو یک مؤمن فراهم کردی. پس شد حذر، عفو، صفح، مغفرت. یعنی ایمانت را نگه دار سر ایمان ما با کسی معامله نداریم. خانممه باشه، شوهرمه باشه، بچمه باشه، هرکی می‌خواهد باشه سر ایمان با کسی معامله نداریم. دوری فیزیکی نیست. حفظ ایمان از دشمنی اوست. او می‌گوید بیجا می‌کنی میخوای بری جنگ. می‌گوید بیجا نمی‌کنم. جنگ واجبه میرم. نمیذارم بری. ببخشید عزیزم میرم. بیخود می‌کنی میخوای انفاق کنی. نه بیخود نمی‌کنم. انفاق واجبمه می‌خواهم انجام بدم.

فقط خودم نیستم. آقا تو دینت را نگه دار اما لازمه اینکه دینت را نگه داری این نیستش که بپری که، یا بجنگی که، یا مثلاً بزنی که، یا طلاق بدی، یا بندازیش مثلاً بیرون یا بجنگی. آقا حذر، عفو، صفح، مغفرت. ببینید فاحذروهم را مطلق گفته یعنی چی؟ ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم الا و لابد فاحذروهم. این ع شرطیک بر سرش ندارد. یعنی این وظیفه که وظیفه حذر است، این وظیفه اصلی بدون جایگزین است. این جایگزین ندارد. اما آن سه تای دیگر ع شرطیک داره.

ع اگر شد ممکنه یک وقتی دشمنی ازواج و اولاد با ایمان آدم طوری باشه که راهی برای عفو و صفح و مغفرت- باقی نگذاره. دیگر آن موقع نمی‌شود عفو و صفح و مغفرت داشت. مجبورم برای حفظ ایمانم جدا زندگی کنم یا بالاخره از راه‌های دیگر برم، سخت بگیرم یا هرچی. اما آقا اگه راه دارد این "ان" می‌خواهد این را بگه. می‌خواهد بگه اگه راه داره ایمانتو نگه دار اما ببخشش. ایمانتو نگه دار دلتم پاک کن. ایمانتو نگه دار زمینه‌ی هدایت او را هم بگو فراهم کن که "فإن الله غفور رحیم".

پس این یک فرمول. این فرمول اول می‌خواهد بگه تو خانواده خیلی وقت‌ها به ما مراجعه می‌کنند. خانم مراجعه می‌کند، آقا مراجعه می‌کند، شکایت داره یا پدر مادر مراجعه می‌کنند، شکایت دارند از فرزند. شکایت دارند که آقا این نمیذاره ما وظایف مسلم ایمانیمونو انجام بدیم. مخالف ایمان ماست، با ایمان ما، با دین، تدین ما مشکل داره. البته این غیر از مشکل داشتن کسی با افراط و تفریط‌های مایک ها. بین ایمان و افراط و تفریط‌های شخصی خودمون باید فرق بذاریم.

یک وقت مثلاً فرض کنیدا مثال می‌زنم کسی دیگر خیلی آن می‌گویند حرارت ایمانش رفته بالا، دیگر خیلی داغ کرده. مثلاً پدر، مادر، فرزند، نمی‌دانم همسر، دیگران نمی‌تونند با این درجه از حرارت ایشون کنار بیان. مشکل باهاش پیدا می‌کنند. این یک بحثه آقا تو بعد بالاخره ظرفیت خود، خودت یک بحثی، دیگران یک بحثن. این فرق می‌کند. بچه‌ها امروز با همدیگر یک شام خوردیم. چطور است که یک دعای کمیل هم با هم بخوانیم؟ چشم پدر بخوانیم. می‌خوانیم حالا فردا.

بچه‌ها صبح است، جمعه است، بیدار شدید. حیف است که یک دعای ندبه با هم نخوانیم. چشم پدر بخوانیم. بچه‌ها ظهر شده است. حیف است با هم نماز جمعه‌ای نرویم. عصر جمعه است. چه بهتر که سر مزار شهدا و قبور مردگانمون حاضر شویم. چشم پدر بشویم. غروب جمعه شد. چه دعای سمات می‌چسبد. بخوانیم. بخوانیم. الان شبه می‌خواهیم بخوابیم. بچه‌ها زود بخوابید. نماز شب فردا اول وقت انشاالله یک ساعت مونده بیدار شیم نماز-- باباجون عزیزم تو هر چقدر کشش داری یا علی برا جلو.

اما همه که حد و ظرفیتشون یکی نیست که. یک جوری اصلاً بعضی از بچه‌ها را نمی‌کشه با خودش اما یک جوری داره تعامل می‌کند، یک جوری داره زیست-- بابا انگار دین و ایمان همینه دیگر. این بابا تو یک کم باید بفهمی که تدین یک سری جنبه‌های دیگر هم داره. همه تدین دعا خوندن، نماز خوندن، نمی‌دانم تو روضه شرکت کردن، راهپیمایی رفتن نیست. بابا تدین با خانواده دو دقیقه هم شما با خانواده بشین گپ بزن، گل بگو، گل بشنو، تفریح برو. اینان هم جزئی از تدینه.

تو باید جامع-- این را ما نمی‌خواهم بحثش این نیست. صحبت سر دشمنی خانواده‌ست. دشمنی بعضی از ازدواج و اولاد با اصل تدین تو، با وظایف دینی تو. نماز می‌خونی، نماز خودتو می‌خوای بخونی مشکل داره. انفاق واجبتو می‌خوای انجام بدی مشکل داره باهاش. تو جهاد می‌خواهد شرکت کنه مشکل داره. تو آن وظیفه دینی خودش که باید انجامش بده با او مشکل دارن. حجابشو می‌خواهد رعایت کنه با این مشکل داره. آن هم-- همین حجاب حداقلیش هم بهش اجازه نمیده رعایت کنه.

عفتشو می‌خواهد حفظ کنه مشکل داره. صحبت سر حفظ ایمان است. این را باید دقت-- حالا پس شد اگر بعض ازدواج و اولاد عدو به ایمان ما هستند، حذر وظیفه اول و بدون جایگزین است. اگر ممکن شد عفو و صفح و مغفرت هم انجام بشه. بعد می‌فرماید "انما اموالکم و اولادکم". این بار شماره یک چی بود؟ ازدواج و اینجا چیه؟ اموال و اولاد اموال و اولاد. طفلک اولاد هر دوتاش هست. اموال و اولاده. ازدواج و اولاد ما ازش تعبیر می‌کنیم به خانواده. یعنی اینجا اولاد از چه جهت مطرح هست؟

خانواده از جهت عضوی از؟ خانواده خانواده. اموال و اولاد ازش تعبیر می‌شود به دارایی. یعنی اینجا مسئله داشتن است. چون پدر بر فرزند یا مثلاً مادر بر فرزند نوعی چی داره؟ تسلط و ولایت داره. انگار آن یک جورایی متعلق به اینه. اینجا داره از چه نظر نگاه می‌کند به اولاد؟ دارایی از نظر دارایی نگاه می‌کند. اینجا گفت بعض "ان من ازواجکم". اینجا چی می‌گوید؟ انما انما. پس اینجا دیگر بعض نیست. می‌شود چی؟ ببینید ازواج و اولاد بعضشون عدون. همه ازواج-- یک کسی هست همسری داره اتفاقاً خیلی هم در برای حفظ ایمانش چیه؟

کمک کمکه. خیلی هم کمکه. خوش به حالش. فرزندی داره که اتفاقاً یار و یاور او در حفظ ایمانه. چقدرم عالی. همه ازدواج و اولاد دشمن ایمان آدم نیستن. برای بعضیا پیش میاد. یک جور امتحان الهیه. اما اموال و اولاد "انما اموالکم و اولادکم". هرچی مال و ولد داری کلش کلش دشمنه؟ کلش آزمایشه. اموال و اولاد، کلش آزمایشه. فتنه یعنی چی؟ فتنه یعنی چیزی که خالص و ناخالص را از هم جدا کنه. یعنی درباره اموال و اولاد خدا انسان را آزمایش می‌کند که انسان مشخص کنه به سمت مال و ولد غش می‌کند یا به سمت ما عندالله.

لذا چی می‌گوید؟ می‌گوید. مبادا به سمت اموال و اولاد غش کنی از خدا غفلت کنی. این همونی که در سوره منافقون خوندیم. یعنی چی؟ یعنی مال و ولد را طوری باید تدبیر کنی که به اجر منتهی شود. آقا چطوری ممکنه؟ قرآن گفته. می‌گوید. باقیات صالحات بهتره یعنی چی؟ یعنی مال و بنون را خرج نکن، ابقا کن، باقی کن. می‌گویند دیدید فرزند صالح را می‌گویند باقیات صالحات پدرشه. مالی را که در راه خدا وقف کردی می‌گویند چیه؟ باقیات و صالحاته. باقیات و صالحات یعنی چی؟

یعنی بابا این دارایی، این دارایی اموال و اولاد را به تو داده‌اند که برای خودت سیوش کنی، ذخیره‌اش کنی. اگر هدر بدی این تو فتنه باختی، حیف می‌شود، از دستت می‌رود. ذخیره کن. چطور می‌شود مال و ولد را ذخیره کرد؟ با تبدیل کردنش به باقیات صالحات. مال را در صالح، فی امور صالح هزینه کن. از صالح کسب کن، در صالح هزینه کن. این می‌شود ابقاء مال. این می‌شود ذخیره کردن مال برای ابد. ولد را صالح تربیت کن می‌شود ذخیره کردن ولد برای ابد. می‌شود باقیات و صالحات.

پس اینکه کی به این اجر عظیم میرسه؟ کسی که بتواند اموال و اولاد را به باقیات و صالحات بدل کند. این به اجر عظیم میرسه. عمل با همزه به معنی آن امید و آرزو. بذار بریم جلوتر. میفرماید من از خدا سؤال میکنم خدایا گفتی اموال و اولاد فتنه است و اجر پیش توئه. چه کار کنم تو این فتنه پیروز بشم؟ گفتی باقیات صالحات چجوری باقیات صالحات میشن؟ می‌گوید گوش بده می‌خواهم بهت بگویم. گوش بده. اینجا یک راه داد. اینجا گفت چی؟ گفت حذر، عفو، سح،؟ برای این فتنه هم می‌خواهد راه بده.

می‌گوید فتنه ای هم که بهت گفتم گوش بده. بگو خدایا می‌خواهم بشنوم. یک، تقوا. تا میتوانی. تا جایی که در استطاعتت هست تقوا به خرج بده. گوش دادن. گوش بدید، گوش دادن، شنیدن، گوش دادن. منظور حرف کیه؟ حرف خداست دیگر. تقوا پیشه کنید حرف خدا را چه کار کنید؟ گوش بدید. چه کار کنید؟ اطاعت کردن، اطاعت کردن. بعد میفرماید انفاق. حالا از شما سؤال میکنم. تقوا، گوش دادن، اطاعت کردن، انفاق کردن. کدومش خاصه و کدوماش عامه؟ همه عامه غیر از انفاق.

تقوا عامه. گوش دادن عامه. اطاعت کردن عامه. انفاق کردن خاصه. یعنی از بین این چهار تا دستور، دستور خاص به این امتحان کدوم دستوره؟ دستور انفاقه. پس انفاق شد آن دستور اصلیه. چرا قبل انفاق گفت تقوا، گوش دادن، اطاعت کردن؟ که بگه بابا تقوا میخوای داشته باشی، انفاق. میخوای حرف گوش بدی، انفاق. میخوای اطاعت کنی، بگو انفاق. عزیزم تو این فتنه میخوای مال و ولد را باقیات و صالحات کنی، انفاق باید بکنی فی سبیل الله. انفاق باید بکنی. اگر مال-- بنده در یک کلاسی گفتم، گفتم ببین حتی آن مالی که برای خودت خرج میکنی انفاق کن به خودت.

یعنی چی؟ ممکنه آدم به خودش انفاق کنه؟ اگر شما برای خودت نان میخری که نان بخوری، قوت بگیری، بندگی کنی، به خودت انفاق کردی. اگر شما لباس مناسبی تهیک میکنی که بپوشی به بندگان خدا خدمت بکنی، انفاق کردی به خودت. مرکبی تهیک میکنی که بنده خدا باشی، انفاق کردی به خودت. خانه ای تهیه-- لذا تو اسلام مالی را که برای بچه‌ت خرج میکنی، برای همسرت خرج میکنی می‌گوید چی؟ نفقه یعنی انفاق انفاق داری می‌کنی. اگر شما قید فی سبیل الله را تو هزینه کردنت داشته باشی، همه مال خرج کردن می‌شود انفاق.

کلش می‌شود باقیات الصالحات. حیف است آدم یک بطری آب هدر بده، یک بطری آب به غیر انفاق فی سبیل الله بخره بخوره. همون یک بطری آبم فی سبیل الله بخر و بخور. کسی اگر حواسش بود به اینکه مال را ابقا کند، کند. من می‌گویم به، برای اینکه یک کلاسی بذارم. مال را انفاق کند، ذخیره کند، چه کند، این ذخیره کردن یعنی فی سبیل الله هزینه کردن. این کسی که حواسش باشه به این از شما سؤال می‌کنم می‌تواند اسراف کنه؟ می‌شود فی سبیل الله اضافی خرج کرد؟

می‌شود فی سبیل الله همسایک را گرسنه نگه داشت خودم مرغ و پلو بخورم هر شب؟ می‌شود فی سبیل الله درد اجتماعی جامعه خودم را نبینم و فقط خودمو ببینم؟ نه دیگر نمی‌شود. مگر اینکه بخوای سر خودتو خدا چه کنی؟ کلاه بذاری آن بحث دیگر‌ست. سر خدا که نمی‌شود کلاه گذاشت سر خودت کلاه می‌رود. وقتی فی سبیل الله شد الا ولا بود هم حلال به دست میاد هم حلال خرج می‌شود. می‌شود فی سبیل الله سر مردم کلاه بذارم پول دربیارم؟ نمی‌شود نمی‌شود. می‌شود فی سبیل الله دروغ بگویم کاسبی کنم؟

نمی‌شود. پس اگر شما درباره مال را کرد-- فرزندم همینطور. آقا فرزند همون اول که خدا فرزند را داد، گفت خدایا عبد توئه، منم خادم عبد تو. بتونم می‌خواهم برای تو بنده بار بیارم، کمکم کن. بیشتر از این چی؟ برای خودم دنبال عبد نمی‌گردم. عبد الله می‌خواهم بار بیارم. امت الله می‌خواهم بار بیارم. می‌خواهم کسی را تربیت کنم آن روزی که می‌خوابوننش را زمین می‌گویند این برده توئه، بنده توئه، عبد توئه. آن وقت راست باشه. بگن راست بود. تلاش-- این می‌شود چی؟

می‌شود انفاق فرزند. از اول تا آخر هر روز یاد خودت بیار. هر وقتی می‌تونی یاد خودت بیار. خدایا عبد تو، تو را راضی کنه از خودش. اگر تو را از او راضی کنه، من از او راضی می‌شم. مادر از من راضی هستی؟ خدا ازت راضی باشه. پدر ازم راضی هستی؟ خدا ازت راضی باشه. خدا را راضی کنی من راضیم پسرم. خدا را راضی کنی من راضیم دخترم. ببینه آقا این چپ می‌رود راست میاد پدر و مادرت می‌گویند رضایت خدا. و تو عملم پاش وایسادن، تو عملم پاش وایسادن. یعنی هر جا که او رضایت خدا را جلب می‌کند، لبخند رضایت را چهره پدر و مادر می‌شینه.

هر جا او با خدا مشکل پیدا می‌کند، آه از نهاد پدر و مادر بلنده. این می‌شود تربیت فرزند برای خدا. دیگر چی می‌خوای؟ می‌شود انفاق فی سبیل الله. پس همه را گفت که بگه آقا تو این فتنه باید چه کنید؟ تو فتنه کل اموال و اولاد که دارایی شماست باید به انفاق برسید. لذا فرمود و انفقوا خیرا لأنفسكم. انفاق بهتره برای کی؟ برای خودتون. بابا این همون باقیات الصالحات کردن برای خودتونه. و من یوق شح نفسه. هرکس از خودخواهی نجات پیدا کنه. خودخواهی یعنی چی؟

هرکس از اینکه مال را فقط برای که بخواهد؟ فرزند را فقط برای که بخواهد؟ هرکس از این نجات پیدا کنه. چون این افرادی به فلاح می‌رسن، به رستگاری می‌رسن. بعد می‌فرماید این عبارت اخرایی چیه؟ انفاق انفاق. اگر قرض بدهید به خدا قرض نیکو. چی را قرض بدهیم به خدا؟ اموال و اولاد. آقا مال را فهمیدیم. اولاد هم می‌شود به خدا قرض داد؟ خدایا من این را به تو قرض میدم آن دنیا پس끔 بدی. مگه نمی‌گوید در سوره طور کسانی که ایمان بیارن فرزندان اون‌ها در ایمان تابع اون‌ها بشوند، تو قیامت فرزندانشون را به اون‌ها ملحق می‌کنیم.

هیچ‌یم از عمل اینان نمی‌کاهیم. با هم باشند. قرض میدم پس끔 بدی دیگر. خدا براتون این را چند برابر می‌کند و شما را مشمول مغفرت قرار میده. خداش، خیلی اهل تشکره. خدا هیچ قرض دادنی را بی‌تشکر نمی‌گذاره. تشکر می‌کند. خوب متشکریست خدا، خوب شاکریست خدا. لذا می‌گوید شکور، شکور یعنی خیلی تشکر کننده. دیدی یک بنده‌ای یک کم اهل معرفت باشه، یک کمک بهش بکنی، یک خدمت بهش بکنی، دیگر از یادش نمی‌رود. همی‌شود می‌گوید آخ یادش بخیر، تو، تو چه زمانی هوای منو-- خدا خیرت بده.

دستت درد نکنه. دائم تشکر می‌کند. دائم تشکر می‌کند. بعضی‌هام هستن که نه همینجوریش یک خورده چین؟ احساس می‌کنن که دیگران خیلی وظیفه دارن، یک حس طلبی دارنو اگه کسی هم کاری برای اوون بکنه خیلی همچین حس اینکه تشکر کنن، نه. خدا می‌گوید من اینطوری نیستم. من خیلی تشکر می‌کنم. کسی واسه من یک کاری انجام بده خیلی تشکر می‌کنم. حلیمم هستم. یعنی همین که او قرض الحسنه میده به من یا انفاق در راه من می‌کند، من نسبت به او حلم ورزی هم می‌کنم. یعنی اشکالات و بالاخره معایب ریز و درشت این ور و مرشم می‌پوشونم نمی‌بینم یعنی با حلم باهاش برخورد می‌کنم.

چون این اومده دیگر تو وادی ما از در انفاق وارد شده. بعد می‌فرماید عالم الغیب والشهادة آخه آقا ما انفاق کردیم گم نشه یک وقت. حالا فردا این همه آدم، این همه انفاق، کی به کی انفاق کرد، چجوری انفاق کرد، چقدر انفاق کرد، یک وقت گم نشه. حالا ما الان به خصوص اونایی که کسی ندید. حالا باز بعضیاشو چهار تا آدم دیدن. اونایی که کسی ندید، آنان را چه کار کنیم؟ می‌گوییم کی می‌خواهد ببینه انفاقتو، قرض الحسنتو. عالم الغیب والشهادة العزيز الحکیم. اون، آن کسی که شکور حلیمه است، او عالم الغیب و شهادة است.

شما پنهان انفاق کنی، آشکار انفاق کنی فرقی به حال او نداره. او میبینه العزيز الحکیم و آن کسی که شما را داره دعوت به انفاق می‌کند کد بهتون میده. همون خدا بی‌نیازه است ها که تو عملش عزیزه، توی علمش حکیمه. لذا همه ما في السماوات و ما في الأرض او را چه می‌کنند؟ تسبیح می‌کنند. یعنی این آخرش خدا می‌خواهد بگه با کمال احترام یادت باشه ها من محتاج انفاق تو نیستما. عزیز حکیمما. خیال نکنی الان اومدی انفاق قرض به من دادی مثلا زخم ما را درمان کردی و آقا قربونت برم دست شما درد نکنه تو نبودی من چه کار میکردم.

از این حرفا اینجا نیستا. این خدای عزیز حکیمه. داره برای تو فرصت سازی می‌کند. قدر فرصتی را که برات میسازه بدون. خیلی حالا من دو تا لغزشگاه را مشخص کرد. خانواده، دارایی، خانواده، بعضی‌شون عدو، راهکار، حذر، عفو، صبر، مغفرت، دارایی کلش فتنه، راهکار، تقوا، صم، اطاعت، انفاق. اینجا حذر وظیفه اصلیه، اینجا انفاق وظیفه اصلیه. یک چیز من اینجا می‌خواهم بگویم تکمیل سیاقه. اونم با نگاه سیاقی. آن این است که گفت بعض ازواج و اولاد عدو ایمانند بلافاصله اومد سراغ چی؟

اموال و اولاد. یعنی چی؟ یعنی دستمایه‌ای که شماها به آن دستمایک آزمایش می‌شوید چیست؟ اموال و اولاد کلش. اصل ماجرا اینه. ازواج و اولاد بعضیاشون که دشمنی می‌کنند، دشمنیشون تو همین حوزه است. یعنی می‌دونید ازواج و اولاد چطور می‌تونن انسان رو، کار آدم را سخت بکنن؟ تو این فتنه‌هه بعضی از خانواده‌ها خیلی می‌تونن کار را سخت کنن بر مؤمنان. همینجوریش آقا ما یک آزمایش مهمی داریم به نام آزمایش اموال و اولاد. همینجوریش ما وظیفه داریم جوری زندگی کنیم که همواره ذخیره کنیم مال و ولد را هدر ندهیم.

باقیات الصالحاتش بکنیم، هدر ندهیم. ما از گردنه‌ها باید بالا بریم. یاد سوره بلد افتادم. واقعا یادش بخیر. فَلَقْطَعَ الْمَلْ أَقَبَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْأَقَبَ فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ. تا از گردنه‌ی انفاق کسی رد نشه به شهر ایمان نمی‌رسه. آقا مال و ولد را می‌خوای برای عبور از این گردنه هدر ندی ها.

یک قرونش هدر دادنی نیست. لازم نیست ثروتمند باشی، یک قرونش را هدر نده. یک دونه هزار تومنی تو جیبتو نذار هدر بره. انفاق فی سبیل الله کن. برای خودتم خرج می‌کنی انفاق کن. این را داشته باش. اینجا کی کارا سخت می‌کند؟ ببین همینجوریش این امتحانه سخته. همینجوریش سخته. چون کسی بخواد مال و ولد را برای خدا ذخیره کنه باید دروغ نگه، مال حرام نیاره، و- واجبات مالیشو بده تا جایی که می‌تواند انفاق برای مردمم بکنه، پرچم دین خدا را هم بلند کنه، کلی کار باید انجام بده با مال و ولدش.

حالا یک سری ازواج و اولاد اینجا نمی‌ذارن. یک سری ازواج و اولاد اینجا میان وایمیستن یک طرف، خدا وایمیسته یک طرف. خدا می‌گوید انفاق کن، آن می‌گوید نکن. خدا می‌گوید بده در راه خدا، آن می‌گوید پس ما چی؟ بابا تو را گرسنه نذاشتم که من انفاق تو را هم که دادم که. الحمد لله پوشیدی، درس خوندی، باشه، که چی بشه؟ طلب داره. آن طلب داره، خدا... از این ور خدا می‌گوید بیا هر هرچی که می‌کنی برای من ذخیره کن، از آن ور شه نفس و خودخواهی آن ازواج و اولاد ضمیمه می‌شود به شه نفس طبیعی خود من، کار شه نفسو سخت می‌کند.

یعنی هرچی ما، هرچی مرزها می‌ریم جلوتر می‌گوییم بسم الله الرحمن الرحیم درستو که خوندی. الحمد لله لباستم که پوشیدی. خداروشکر سفره‌تم که آراسته است و جاتم که گرم و نرمه و مسئله ازدواج داشتی که اونم الحمد لله فراهمه ان شاء الله و دیگر اجازه بدید یواش یواش اشتغال حالا اشتغال هم یک کمکی و دیگر نه ول نمی‌کند که، تمام که نمی‌شود که، کجا وایمیستی ولم می‌کنی منم برم ببینم می‌توانم یک دستی هم بگیرم می‌توانم یک کاری هم برای خدا بکنم به غیر از رسیدن به خودم و فرزندانم؟

این یک جور از ازواج و اولادند که تا بتونن نمی‌ذارن، تا بتونن نمی‌ذارن او بخواد یک کاری بکنه به غیر از برای اینا. به غیر از چیزی که برای اینان افش تمام بشه کار دیگر را نمی‌ذارن. این می‌شود عدو ولاکم. خدا می‌گوید اول قبل اینکه سراغ این فتنه اصلی بیاد اول هشدار میده. می‌گوید بعضیاتون که ازواج و اولاد عدو ایمانی دارید کارتون سخت‌تره. قبل اینکه بگویم اصل فتنه چیک مواظب باشید حذر کنیدا. همچین با دست فرمون ازواج و اولاد تا ته نرید حذر کنید.

عفو و سفه و مغفرت هم اگر می‌شود داشته باشید و بعد سعی کنید تو این-- حالا آقا اونایی که ازواج و اولادشون عدو ایمانشون نیست آیا آنان این فتنه را ندارن؟ جواب بدید. آنان هم دارن ولی کار اینان از آن یکیا چیه؟ سخت‌تره کدوم کار اجرش بالاتره؟ افضل الاعمال احمدها. پس اونی که ازواج و اولادش یک کم سخت می‌گیرن نمی‌ذارن این یک حرکتی بزنه برای فی سبیل الله این اجرشم بالاتره. پس به خاطر همون اجر بالاتر باید از این دو تا لغزشگاه عبور بکنه.

بنابراین توی این سیاق چه اتفاقی افتاد؟ اومد گفت باید انفاق بکنید تا در لغزشگاه بالاخره ایمان و اطاعت که همون دارایی‌ها هست نجات پیدا کنید. تو این لغزشگاه ازواج اولادی که دشمن باشن کار را سخت‌تر می‌کنن. ولی اونم راه حل داره. حذر، عفو، سفه، مغفرت. بذارید یک بار تو پرانتز یک حرفی را بهتون بزنم. وقتم هم داره تمام می‌شود. این است که راهبرد می‌دهد قرآن. قرآن کتاب خط مشیه، کتاب خط فکره، کتاب خط حب و بغضه، کتاب آیین‌نامه نیست.

تمام این مطالب آیین‌نامه داره. انفاق چقدر، دشمنی از کجا به بعد صدق می‌کند، تا چقدر مطالبه ازواج و اولاد به حقه و از کجا به بعد دیگر به حق نیست، تا چه حد نفقه بر عهده توئه و از کجا به بعد دیگر بر عهده تو نیست و زیاده‌خواهی اوئه. و قرار نیست تو با دست فرمون زیاده‌خواهی ازواج و اولاد همینطور بری که بخوای بری دیگر باید بری. دیگر باید بری. وایسادن در کار نیست. میفتی به همون وادی که تربصتم ورتبتم. هی میگی باشه فردا، باشه فردا، باشه فردا.

کی می‌رسد آن فردایی که این شکم سیری ناپذیر سیر بشود و این طمع پایان ناپذیر پایان یابد و این چشم طمع کور شود. گفت چشم تنگ دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک کور. یا یک جا دیگر باید بگه آقا دیگر بسه دیگر خودمون خوردیم دیگر بسه. آن یک جا کیه؟ خدایا همه ما را از شر شیطان، فریب شیطان، غفلت، دشمنی ازواج و اولاد در صورتی که نخواهند تو مسیر ایمان باشیم از این فتنه نجات، کرامت بفرما. اللهم حالا ما س-- سیاق دوممونم معلومه. سیاق اول به اونایی حرف زد که لغزیدن گفت برگردید، برگردید.

آی اونایی که لغزیدید به یک مصیبت خوردید، دیگر جا زدید رفتید، برگردید اشتباه برید میرید. سیاق دوم می‌گوید مراقب باشید که نلغزید. کجاست لغزشگاه‌های ایمان؟ اینجاهاست. این دو تا را مراقبت بکنید. لذا سوره مبارکه تقابن سوره ثبات ایمانه. سوره ثبات ایستادن، مقاومت کردن، نگه داشتن ایمانه، تثبیت ایمانه در لغزشگاه‌ها، لغزشگاه اموال و اولاد، دشمنی ازواج و اولاد، مصیبت‌ها، مصیبت‌هایی که پیش میاد و ما را از راه خدا باز می‌داره. سوره تقابن، سوره ماندن، انقلابی ماندن، مسلمان ماندن، مؤمن ماندن است.

لغزشگاه‌های ایمان و اطاعت را مشخص می‌کند که مصیبت‌ها و سختی‌های راه ایمانه. اطاعت موجب شده برخی به خدای متعال کفر ورزیده و دیگر می‌گذرم اینان را نمی‌خونم تو کتاب خواهید خوند خودتون. برسیم به بحث‌های واجبی که باید در چند دقیقه پایانی حاضران تقدیم کنم با برکت صلوات بر محمد و آل محمد. الحمد لله رب العالمین. خدایا بی‌نهایت تو را بر این توفیق که بار دیگر در محضر قرآن مهمانمون کردی، سوره‌های قرآن را خوندیم، تدبر کردیم، فهمیدیم و فهماندیم.

بی‌نهایت از تو متشکّر و ممنونیم. بر این نعمت و بر این توفیق به درگاه تو سر تعظیم فرود می‌آوریم و در پیشگاه تو جبین بندگی بر خاک می‌ساییم. بار دیگر توفیق حضور بر مائده پربرکت و پرمعرفت و پرحکمت قرآن را به ما عطا بفرما. اللهم توفیق انس با قرآن، عمل بر اساس آموزه‌های نورانی قرآن به همه ما عنایت بفرما. اللهم شکر نعمت، نعمتت افزون کند. کفر نعمت از کفت بیرون کند. لئن شکرتم لأزیدنکم اگر شکر نعمت به جا بیارید بیشترش می‌کنم براتون "ولإن كفرتم إن عذابي لشدید" کفران نعمت بکنید خدای نکرده گرفتار عذاب شدید پروردگار.

شکر نعمت قرآن آموختن چیست؟ اول تثبیت همون آموخته‌هاست. لذا بنده این فرجه‌ای که پیش اومده بین این سطح و سطح بعدی را فرجه تثبیت می‌دانم، فرجه غفلت نمی‌دانم. قرار نیست الان این جلسات تمام شد، ما هم کتابای قرآن را ببندیم بریم تا بعد از مثلا ماه مبارک. فرجه تثبیته. اونچه را در این چهار سطح آموخته‌اید باید تثبیت بشه. یعنی تو هر لحظه‌ای هر جای قرآن را از این چهار سطح باز کنن شما باید اشراف داشته باشید. سوره را بخونی، بفهمی و بتونی بگی چی داره می‌گوید این سوره.

این تثبیت می‌خواهد صرف شنیدن نیست، صرف شرکت تو کلاس نیست، کتاب خوانی می‌خواهد، مطالعه می‌خواهد. لذا من خواهش می‌کنم گروه‌های مباحثه و اینان اگر می‌تونن فعالیت‌های خود را ادامه بدن و تکمیل کنن. همه سوره‌هایی که مباحثه نشده را تو دستور کار بذارن مباحثه کنن. همه سوره‌هایی که کتاب خوانی نکردن تو دستور کار بذارن، کتاب خوانی کنن، رفع اشکال کنن، سؤال‌ها را پاسخ بدن، فعالیت‌ها ادامه پیدا کند. تثبیت آموزش شرط اول شکر نعمت. دو، انس. ما قرآن می‌خوانیم، می‌فهمیم که معنوس بشیم.

قرآن باید تو قلب ما قرار بگیره. باید عاشق قرآن شد. عاشق قرآن شدن هم اختیاریه. باید بخوای. باید قرآن را با عشق بخوانی. انس روزانه. هر روز قرآن خوندن. سوره‌هایی که ت-تدبر کردید را هر روز مرور کنید. حجمش بالاست. هر روز نمی‌شود همه را مرور کرد. دوره کنید با دوره کردن این انس را زیاد کنید. تو نمازها بخونید، دوره کنید، انس با قرآن بره بالا. سوم تلاش برای سیاست‌گذاری زندگی هماهنگ با قرآن. یک خورده تأمل و مکث کنیم یعنی سوره ای را می‌خوانیم بشینیم یک مقدار خودمون را به این سوره عرضه کنیم.

من چه تغییراتی باید بکنم که به این سوره شبیه‌تر بشم؟ تو فکرم چه اشکالاتی هست که باید تغییرشون بدم؟ تو رفتارم، تو اخلاقم، تلاشم این باشه که با خط‌کش قرآن خودمو تنظیم کنم. زندگی فردی و خانوادگی خودمو تنظیم کنم. تا می‌شود تو اجتماع خودمم سعی کنم این خط‌کش قرآن در واقع تنظیم بشه، اجتماع با خط‌کش قرآن تنظیم بشه. اینم جنبه سوم شکره. شکر، استفاده درست و مسئولانه از نعمته. سوره تکاثر را به یادتون میارم. آقا من اینقدر قرآن بلدم. خیلی "لتسألن يومئذ عن النعیم".

جواب باید بدی. بلد بودی. تو با اونی که بلد نبود فرق داشتی. تو چطور زندگی کردی؟ تو چطور تحلیل کردی؟ تو هم مثل همه حرف بی‌حساب زدی. تو هم مثل همه لقمه بی‌حساب خوردی. تو هم مثل همه بی‌حساب تربیت کردی. بی‌حساب درس خوندی. بی‌حساب درس دادی. بی‌حساب کاسبی کردی. بی‌حساب خرج کردی. چه فرقی کردی با بقیه؟ تو هم باید فرق کنی. قرآنی بودن را تو زندگیت مجسم و متبلور کنی. خدایا حقیر و گوینده را برای این معنا و این عزیزان شنونده را موفق بفرما. لذا فاصله را فعال نیک بگیرید.

ما فکر می‌کنیم بنده نیت داشتم همین هفته گذشته با برادر عزیزم آقای ملکی که واقعاً زحمت کشیدند، ایشون و کادر محترمی که در واقع خدمت کردند، بنده از طرف خودم از طرف شما صمیمانه ازشون متشکرم. از زحمت‌های خالصانه شون، توجهات‌شون، پیگیری‌های مرتب و منظم‌شون. هفته گذشته با عزیزمون صحبت داشتیم که آیا چسبیده من خودم مایل بودم چسبیده به سطح چهار، سطح پنج را بریم. دیگر همینجوری بریم تا تموم شه. و فقط وقت‌هایی که ناچاریم تعطیل بکنیم تا دیگر-- بعد دیدم این عجله به صلاح شما نیست.

یعنی صلاح شما تثبیت و دم کشیدن آنچه که دریافت کردیده. الان شما متوالی چندین سوره قدر قدرت قرآنی گرفتید. هر یکیش خوراک یک ماه مطالعه و کاره. کار کنید روش. یعنی حیفم آمد که شما همینجوری عبور کنید برید. حالا اینکه آقا زمان جور در نمیومد اینان هم بود. ولی اصلی که در درون من باعث شد خودمو راضی کنم با اینکه برای من بهتره هرچه زودتر دوره تمام بشه. چون بتونم به برنامه‌های بعدیم برسم. به خصوص که کرونا فاصله‌های زیادی انداخت تو کار ما را سخت کرد.

اما برای شما صلاح نیست اینقدر عجله. ترجیح بر این است که این چهار سطحی که یاد گرفتید را مسلط باشید. لذا برنامه بریزید برای خودتون. ترج-ترجیحاً مثنا یعنی گروهی. نشد فرادا. ولی بالاخره برنامه داشته باشید برید به سمت تثبیت و انس و انشاالله برنامه‌ریزی برای عمل، برای ملتزم شدن، سیاست‌های قرآنی تو زندگیتون انشاالله. نگران این فاصله لذا نیستم اما نگران کسانی که تو این فاصله کتاب و قرآن را می‌بندن و میرن هستم و پیشاپیش بهشون می‌گویم این کار را نکنید.

لطفاً با قرآن بمانید و دست از دست قرآن خارج نکنید. نسبت به آزمون، تصمیمات ما در حوزه آزمون نهایی نشده. اما یک کلیاتی از این تصمیمات الحمد لله اخذ شده. خادمان شما در جریان تدبر به این نتیجه رسیدن که آزمون به این معنا که نمره بخوایم به شما بدیم و بعدم بگیم شما نمرت کم شد یا زیاد شد، الان به سطح بعدی بیا یا نیا، خیلی مناسب هدف ما نیست. ببینید ما در تدبر هدفمون همین فهم و انس و التزامه. روش فهم، انس و التزام به قرآنه. شما بزرگوارانم که شأنتون اجل از اینکه بنده بگویم فهمیدی یا نفهمیدی انس پیدا کردی یا نکردی، ملتزم شدی یا نشدی.

ما ارزیابی‌هایی از شما خواهیم داشت که الان می‌گویم ارزیابی مدنظرم از سطح چهار چیک به عنوان اولین یعنی افتتاح این نظام جدید در واقع ارزش‌یابی در نهضت مردمی تدبرآموزی که انشاالله تسهیل کنه امر را و کار راحت‌تر جلو بره و منطقی‌تر. ارزیابی‌هایی از شما خواهیم داشت ولی برای شما. ما نتیجه‌ی ارزیابی‌ها را به شکل توصیفی به خودتون میدیم. آقا به نظر ما شما مثلا این سوره، این سوره، این سوره را خوب فهمیدی، این سوره‌ها را باید کار کنی.

حالا باید کار کنی، اختیار با خودته. میخوای دوباره در همچین سطحی شرکت کنی شرکت کن. میخوای بری نوار نمی‌دانم فایل صوتی گوش بدی، تصویری ببینی، کتاب بیشتر بخونی، تو مباحثه شرکت کنی، رفع اشکال کنی، این راهو برو. اگر صلاح خودت میدونی بیای سطح بعدی ما می‌نویسیم. مثلا ما در پایان می‌گوییم به نظر ما شما برای ورود به سطح بعدی آماده‌ای. یا ممکنه بگیم شما چون بیشتر سوره‌های این سطحو هنوز دریافت کامل نکردی، بهتره توقف کنی این سوره‌ها را تکمیل کنی.

هنوز این سوره‌ها کار داره برات. اما شما تشخیص دادی بیای سطح بعدی قدمت را چشم. بنا نداریم تو دوره‌های معرفتی‌مون کسی را با نمره متوقف کنیم یا کسی را با نمره برگردونیم به عقب. می‌گوییم آقا ما توصیف می‌کنیم وضعیت شما را به لحاظ اهداف تدبری که داشتیم، یک ارزش‌یابی می‌کنیم، توصیف می‌کنیم شما رو، اونم نه با سؤال و تست و این چیزا. ممکنه در آینده در لابه‌لای دوره برگه‌های سؤال بین شما توزیع بشه برای خودآزماییتون اشکال نداره. خودآزمایی شماست.

اما ما نمی‌خواهیم با نمره این کار را انجام بدیم. لذا بنده برای آزمون یا ارزش‌یابی سطح چهار پیشنهادی دارم. هر نفر یک دفترچه در اختیار بگیره. هر کسی که دوست داره تو این ارزش‌یابی مشارکت بکنه. کسی دوست نداشته باشن باز ما مجبورش نمی‌کنیم. مجبور نمی‌کنیم. اما شما میخوای بدونی که به چی رسیدی، به هدف آموزش رسیدی. من توصیک می‌کنم تو ارزش‌یابی باشید. هر نفر یک دفترچه برداره. تو این دفترچه یک قالبی را ما انشاالله در آینده این دفترچه را به شکل نمونه‌ای بصورت قالب جزوه یا کتابچه براتون منتشر هم بکنیم.

اما حالا فعلاً یک پیشنهاد کوتاه بهتون میدم. یک قالبی تو این دفترچه وجود داشته باشه، این قالب مثلاً فرض کنید الان سوره چیو خوندیم؟ اولین مطلب معنی آیات سوره تقابله. خودت بنویس. سوره تقابلو بذار جلوت، آیاتو بخون، معنیشو بنویس برای خودت. ما اینجا هم قرار نیست به شما بگیم هجده، هفده، شونزده، پونزده، چهارده، سیزده، دوازده خودت بنویس. معنی آیات سوره تقابن می‌نویسی. سیاق‌ها. آقا کتاب داری از را کتاب دیده می‌شود؟ نوش جانت. تو کلاس گوش دادی اشکال نداره.

بیان خودتو بنویس. سوره تقابن دو سیاق دارد. این چرا اونی که خودت فهمیدی از چرا دو سیاق دارد را بنویس. این به من کمک می‌کند که بفهمم شما گرفتی یا نه. و من آن وقت می‌توانم به شما بگویم که شما بیا جلوتر یا این سوره را دوباره چه کار کن؟ این قسمتشو دوباره چه کار کن؟ دو سیاق دارد، چرا؟ فهم خودتو می‌خواهم اینجا. از را کتابه؟ از تو کلاسه؟ اما چیزیو بنویس که خودت چی میشی؟ متوجه‌ای. قسمت بعدی. مثلا دو سیاق دارد می‌شود سیاق یک. سیاق یک، فضای سخن، سیر هدایتی، جهت هدایتی.

هر کدوم کوتاه یعنی دو سه خط. من نمی‌خواهم اینجا شما کتاب بردارید چه کار کنید؟ رونویسی کنید. شما چی فهمیدی از فضای سخن سیاق یک بنویس، سه خط بنویس. چی فهمیدی از سیر هدایتی‌ش؟ چجوری داره حرکت میده؟ مثلا بنده چند بار اینجا خط ترسیم کردم. می‌گوید چرا کف می‌ورزید؟ بیایید ایمان بیارید، چه کنید، این را بنویس. همونی که خودت فهمیدی را بنویس. این دفترچه مال شماست. به من هدیک هم ندادی. این دفترچه خودته. این اونیک که شما از سوره تقابن گرفتی. اونایی که من گرفتم که تو کتاب هست دیگر.

سیاق دو هم همینطور. مثلا سیاق دو دارد، سیاق دو هم همینطور. فضا، سیر، جهت. قسمت آخرش می‌شود چی؟ کل سوره. کل سوره را جمع‌بندی کن. کل سوره تقابن چی شد در نگاه شما؟ حتی بنده اینجا می‌گویم آقا این فضا، سیر، جهت برای یک نفر خیلی تو این تعابیر هنوز چیز، کلشو پاک کن. سیاق یک هرچی فهمیدی بنویس تو چهار پنج خط. چی فهمیدی از سیاق یک؟ مشکل ندارم من. اونچه که مهمه توی این نوع از ارزش‌یابی این است که خود شما در وهله اول متوجه نقاط قوت و ضعف فهم خودت، خلا و یا نقص و اشکال فهم خودت بشوی این مطلب اوله.

بعد جزوه شما اگر به دست ما یا سرگروه‌ها رسید آنان بیان به شما بگن باریکلا این سوره عالی بود. تو این سوره هنوز باید کار کنی. این سیاق خوب بود، این سیاق اشتباه نوشتی. پس معلومه هنوز این سیاق را نگرفتی. به نظرم باید را این کار بکنی. اما برای دوره‌های تربیت مربی‌مون. ما برای دوره‌های تربیت مربی‌مون بنا نیست اینجوری رفتار بکنیم. کسانی که در دو-دوره‌های معرفتی همراهی می‌کنند با ما، اینان سطح یک، دو، سه، چهار، پنج، شش می‌گذرونن تمام می‌شود.

بعد طرف می‌گوید می‌خواهم بشم مربی. می‌گویم مربی پیش ما شرایطی دارد یا باید این باشد یا این، یا رزومه داشته باشه. همه را داشتی میای مصاحبه میدی. مصاحبه دادی ما یک آزمون ورودی برای دوره تربیت مربی خواهیم داشت. از الان می‌گویم. یک آزمون ورودی داریم، آزمون جامعه. آن کسی که می‌گوید من می‌خواهم مربی بشم یعنی داره ادعا می‌کند من ریز به ریز کامل همه چی را فهمیدم، بلدم. امتحان علمیش هم میده، وارد تربیت مربی می‌شود و هنگام خروج هم آزمون عملی میده.

آن نظام ارزشیابی تربیت مربی قصه‌ش با نظام ارزشیابی دوره‌های معرفتی کاملاً متفاوته. دوره‌های معرفتی ارزشیابی توصیفیه. در صورت تمایل خودتون ما به شما کمک می‌کنیم که خودتون از خودتون به ارزیابی برسید. اما در دوره‌های تربیت مربی. حالا اینچه که گفتم الان به عنوان نظام ارزشیابی هنوز مصوب نهایی نیست. من فعلا این قسمتش را برای کلاس خودم دارم اجرا می‌کنم. این مصوب نهایی جریان تدبر نیست. ما جلساتمون ادامه داره تا چکش‌ها بخوره، این کامل بشه.

نظام ارزشیابی‌مون انشاالله به روزرسانی قوی، کم اشکال، ااا اعلام خواهد شد که چیست. اما تو کلاس فعلی خودمون، اونایی که مایلند تو ارزشیابی سطح چهار شرکت کنند از این سوره‌ها تو این فاصله‌ای که داریم طولانی هم نمی‌خواهیم هر سوره ای دو صفحه، سه صفحه کل مطلبش بشود یا نشود سر حوصله بنویسید برای خودتون در صورت تمایل برای ما. الان ارزشیابی سطح چهار مال این ترمه. اونایی که دوست دارن ببینند فهم‌شون از این سوره‌ها تایید می‌شود یا نمی‌شود.

به این ترتیب جزوه‌هایی را آماده کنند به دست ما برسونن. ما انشاالله--. فرصتتون اصلا محدود نیست. هر وقت دوست داشتید جزوه سطح چارتون را بیارید. ما برای ورود به سطح پنج دادن جزوه‌ای را شرط نمی‌دانیم. اگر شما میگی سطح پنج را باید بیای بفرما. میخوای از من بپرسی بیام یا نیام؟ دفترچت را بده من ببینم. اینطوریه. شما آماده کنید نحوه ارسالش از طریق جناب آقای ملکی اعلام می‌شود. حالا اسکن یا خود جزوه. کسی تایپی کار می‌کند، کسی خطی مینویسه. اصلا مهم نیست.

اینان مسئله اصلی نیست. این دفترچه مال شماست. چیزی بنویس که برای خودت بمانه. بنده فوقش بنده نوعی یا نمایندگان بنده نگاه می‌کنند، تذکراتی توصیفی زیرش می‌نویسن این خوب بود، این ناقصه، این غلطه، این را بیشتر کار کن. البته سامانه پرسش و پاسخی هست که تا الان فقط خودم پاسخگو بودم. سامانه پرسش و پاسخ تدبر که تو سایت خودمه، سایت علی صبوحی،. لکن برای این مباحثات آن سامانه را پیشنهاد نمیدم. آن سامانه برای سوالات خاص باشه. این سوالاتی که درسیک و برای کلاس است و اینان همون تو گروه‌هاتون جمع‌بندی بشه.

اگر مربیان جواب دادن قانع شدید فبه. اما اگر سوالی جواب نگرفت از مربی بخواید دسته‌بندی شده به ما برسونن ما پاسخ میدیم. انشاالله که موفق باشید. هست، حج هست، زکات هست. تقوا عامه. اطاعت عامه. همه چی را شامل می‌شود. اما انفاق یک مورد خاصه. وقتی می‌گوییم عام و خاص جایی که، جایی که عام و خاص به هم عطف میشن چی را بر چی حمل می‌کنیم؟ عام را بر خاص حمل می‌کنیم.

یعنی خاص اهمیت پیدا می‌کند. چگونه آموزش دادن اونجا کار می‌شود. کل تربیت معلم چهل ساعته برای چگونه تدریس کردن. اونجا بحث دوباره این سوره ها تکرار نمی‌شود

آیات محوری این بخش

«يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَٰلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ» (تغابن/۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که شما را برای روز جمع گرد می‌آورد؛ آن روز تغابن است.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ» (تغابن/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای مؤمنان، برخی از همسران و فرزندان شما دشمن شمایند؛ پس از آنان برحذر باشید.

«إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ» (تغابن/۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اموال و فرزندان شما فقط فتنه‌اند؛ و پاداش بزرگ نزد خداست.

«فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ» (تغابن/۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس تا می‌توانید تقوای خدا پیشه کنید و بشنوید و اطاعت کنید و انفاق کنید که برای خودتان بهتر است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.