ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز سطح پنجم و چهارچوب سوره‌ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالمین أبی‌القاسم المصطفی محمد. اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

سپاس خداوند را که پس از وقفه‌ای نسبتاً طولانی، توفیق بازگشت به محضر قرآن کریم را عطا فرمود. این فصل، آغاز سطح پنجم از سطوح شش‌گانهٔ دورهٔ معرفتی تدبر در قرآن کریم است. چهار سطح پیشین پشت سر نهاده شده است و در این سطح، از سورهٔ نورانی و مبارکهٔ نجم تا سورهٔ حدید تدبر خواهد شد؛ پنج سوره‌ای که ان‌شاءالله محور کار این سطح‌اند و از نور آن‌ها بهره برده خواهد شد.

از میان این پنج سوره، چهار سورهٔ نخست اساساً اعتقادی‌اند. تنها سورهٔ حدید، که در پایان این سطح قرار دارد، سوره‌ای اعتقادی‌ـ‌اجتماعی است. چهار سورهٔ اول این سطح یکسره در فضای باور و اعتقاد حرکت می‌کنند و سورهٔ حدید حلقهٔ پیوند اعتقاد با زندگی اجتماعی است. این تفکیک از آن رو اهمیت دارد که مخاطب بداند در بخش عمدهٔ سطح پنجم، میدان بحث میدان باور است نه صرفاً میدان احکام اجتماعی یا سیاست روز.

ضرورت سوره‌های اعتقادی در شرایط کنونی

پس از سال‌ها خدمت‌گزاری به قرآن، این جمع‌بندی پیش آمده است که برخلاف تصور رایج، نیاز جامعهٔ امروز به سوره‌های اعتقادی اگر بیشتر از نیاز به سوره‌های اجتماعی نباشد، دست‌کم کمتر نیست. تصور رایج چنین است که چون حکومت اسلامی تشکیل شده و جامعهٔ اسلامی در کار است، بیشتر به سوره‌های اجتماعی نیازمندیم و با آن‌ها بهتر انس می‌گیریم و گویا آن‌ها را بهتر دریافت و درک می‌کنیم؛ در حالی که سوره‌های اعتقادی را گویی به چشم یادگاری از چهارصد سال پیش می‌نگریم: زمانی که پیامبر بود و قرآن نازل می‌شد و دغدغهٔ مردم، فاصله گرفتن از شرک، باور به معاد، پذیرش وحی و قبول پیامبر بود. گمان می‌کنیم از آن مراحل گذشته‌ایم؛ معاد را قبول داریم، پیامبر را قبول داریم، وحی و قرآن را قبول داریم، و شرک هم نداریم. پس مسئلهٔ ما این‌ها نیست و این سوره‌ها را بیشتر به عنوان حدیث تاریخ اسلام می‌خوانیم تا به عنوان خطاب زنده به خودمان.

این پندار اشتباه است. نیاز به سوره‌های اعتقادی در شرایط کنونی اگر بیشتر نباشد، قطعاً کمتر از نیاز به سوره‌های اجتماعی نیست. چرا؟ پیش‌تر نیز اشاره شده و در سوره‌های اجتماعی سطح چهارم نیز دیده شد که بسیاری از سوره‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، ریشه‌های اعتقادی خود را آشکار می‌کنند. در سورهٔ ممتحنه آمده است:

«ذَٰلِكَ لِمَن كَانَ يَرْجُو ٱللَّهَ وَٱلْيَوْمَ ٱلْءَاخِرَ» (ممتحنه/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این برای کسی است که به خدا و روز بازپسین امید دارد.

سورهٔ ممتحنه سوره‌ای اجتماعی است، اما می‌گوید این دستور به کار کسی می‌آید که خدا را باور کرده و به او امیدوار است و به روز قیامت ایمان دارد. در سورهٔ مجادله نیز آمده است:

«لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ» (مجادله/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مردمی را نمی‌یابی که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده باشند و با کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی کرده‌اند دوستی ورزند.

تا ایمان به خدا و قیامت استوار نباشد، مقام حزب‌اللهی که سورهٔ مجادله ترسیم کرده حاصل نمی‌شود؛ باید آن ایمان درست شده باشد. هر سورهٔ اجتماعی را که دست بگذاری، می‌بینی خداوند بحث را به باورها بازمی‌گرداند. تا باورها درست نشود، مسائل اجتماعی سامان نمی‌یابد.

امروز جامعه در سطح ملت و دولت سخت گرفتار مسائل اقتصادی است. همه درگیرند و همه راه‌هایی را می‌آزمایند؛ اما یکی از راه‌هایی که باید جدی گرفته شود و سال‌ها از آن غفلت شده، اصلاح باورها و فرهنگ مبتنی بر باورهاست. هرچه بیشتر از این راه غفلت شود، مشکلات عمیق‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و راه‌حل مناسبی نیز نخواهد داشت. اقتصاد اسلامی ریشه در تدین دارد؛ چه در مسئول و چه در مردم. اقتصاد اسلامی از ایمان جدا نیست. برخلاف روش‌های اقتصادی شرق و غرب که به شکل سیستمی عمل می‌کنند و مؤمن بودن یا نبودن انسان‌ها در آن‌ها دخلی ندارد، اقتصاد اسلامی سخت به ایمان مردم و ایمان مسئولان وابسته است. آنچه باید دنبال شود تقویت باورهاست.

سه زاویه برای ضرورت سوره‌های اعتقادی

در آغاز دوره‌هایی که سوره‌های اعتقادی دارند، از چند زاویه به ضرورت پرداختن به این سوره‌ها نگریسته می‌شود تا مبادا مخاطب گمان کند این سوره‌ها صرفاً مربوط به گذشته‌اند.

یکم: آیا واقعاً ایمان داریم؟

می‌گوییم ایمان داریم؛ اما چه کسی گفته ایمان داریم؟ آنچه در ذهن نشسته که «خدا را قبول دارم و قیامت را قبول دارم» با ایمان قلبی یکی نیست. دست‌کم دربارهٔ خود نمی‌توان تضمین داد که به همهٔ آنچه قرآن می‌خواهد مؤمن باشیم، مؤمنیم؛ و واقعاً به قصد ایمان آوردن به سوره‌ها نزدیک شویم.

تدبر در سوره‌های قرآن دو مرحله دارد: مرحلهٔ تصور، که بفهمیم سوره چه می‌گوید؛ و مرحلهٔ تصدیق. اکنون سورهٔ نجم را می‌خوانیم و تدبر می‌کنیم تا بفهمیم چه گفته است. سپس باید از خود پرسید: راست است؟ آنچه سورهٔ نجم گفت را می‌پذیری؟ می‌توانی از ژرفای دل بگویی «صدق الله العلی العظیم»؟ باور کردی که خدا این سخنان را گفته و ایمان آوردی؟ آنچه سوره گفته را پذیرفته‌ای؟ باید خود را عرضه کنی و ببینی آیا آنچه این سوره گفته را با تمام وجود تصدیق می‌کنی؛ چنان که پای آن بایستی و بدان ملتزم شوی. الحمدلله اگر چنین است. اگر دیدی تا تصدیق این سوره فاصله داری، نگران مباش. تدبر برای آن است که به تصدیق برسی. باید تأمل کنی، جستجو کنی، فکر کنی، این‌سو و آن‌سو مراجعه کنی، بپرسی چرا این سخن چنین است، شبهه‌ها را برطرف کنی تا به «صدق الله العلی العظیم» برسی.

این «صدق الله»ی که در پایان سوره‌ها گفته می‌شود نمایش نیست و برای قشنگی صدا نیست؛ یعنی خدا راست گفت. چه گفت که راست گفت؟ همان که خواندی و فهمیدی و واقعاً معتقدی؛ این همان ایمان است. پس نخست باید خود را عرضه کرد و دید آیا به این سخنان ایمان داریم.

بسیاری از این معارف را هنوز نمی‌دانیم تا مؤمن به آن‌ها باشیم؛ هنوز نخوانده‌ایم و تدبر نکرده‌ایم و می‌گوییم مؤمنیم. به سورهٔ نجم ایمان داری؟ بله. چه می‌گوید؟ نمی‌دانم؛ فعلاً ایمان دارم. ایمان به چه؟ ایمان به چیزی که نمی‌دانی. ایمان مرحلهٔ پس از دانستن است؛ باید بدانی سپس مؤمن شوی. آن ایمان اجمالی و سربسته که به ندانسته‌ها یا دانسته‌های دربسته مربوط است، کارکردش در این حد است که بدن را نجس ندانند، پس از مرگ دفن کنند، برای ازدواج اجازه دهند، و در بازار مسلمانان خرید و فروش روا باشد؛ در شناسنامه ثبت شود و احکام مسلمانان بر شخص بار گردد؛ کسی که دست داد دست نشوید. خلاص. اما آن‌سو، در میدان زندگی و جهاد و التزام عملی، باور واقعی و حقیقت ایمان قلبی به کار می‌آید. قرآن می‌فرماید:

«قَالَتِ ٱلْأَعْرَابُ ءَامَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا۟ وَلَٰكِن قُولُوٓا۟ أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ ٱلْإِيمَٰنُ فِى قُلُوبِكُمْ» (حجرات/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بادیه‌نشینان گفتند ایمان آوردیم. بگو ایمان نیاورده‌اید؛ بلکه بگویید اسلام آوردیم، و هنوز ایمان در دل‌هایتان درنیامده است.

و در ادامه می‌فرماید مؤمنان حقیقی کسانی‌اند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند و در راه خدا با مال و جان جهاد کردند و سپس تردید نکردند؛ آنان راست‌گویان‌اند اگر بگویند ایمان داریم. این ایمان است.

دوم: حفظ ایمان

فرض کن خود را عرضه کردی و دیدی هم دانسته‌ای و هم ایمان داری؛ الحمدلله مبارک است. مرحلهٔ دوم حفظ ایمان است. آیا کسانی که ایمان دارند تضمینی دارند که همیشه مؤمن بمانند؟ قرآن می‌فرماید کسانی ایمان آوردند سپس کفر ورزیدند. مؤمن بود و کافر شد. مگر می‌شود کسی مؤمن باشد و کافر شود؟ بسیار. دنیا دامگاهی است که هر لحظه ممکن است انسان را از ایمان به کفر بکشاند. پس باز به این سوره‌ها نیاز است تا اگر ایمان هم هست، به کفر بدل نشود؛ تا به ایمان توجه داشته باشیم، ابعاد ایمان را بشناسیم و از ایمان خود حراست و حفاظت کنیم.

سوم: ارتقاء مراتب ایمان

از ایمان حراست و حفاظت شد؛ آیا همین بس است؟ آیا ارتقاء در مراتب ایمان نداریم؟ آیا ایمان چیزی بسیط است که یا هست یا نیست، یا می‌تواند شدیدتر و شدیدتر شود؟ ایمان مراتب دارد. ممکن است کسی مؤمن باشد و مراقب باشد که کافر نشود، اما درجا بزند؛ یا بنا داشته باشد بالا برود. ایمان به این سوره‌ها و محتوایی که می‌آموزند ته ندارد؛ هرچه معتقدتر و مؤمن‌تر، مقرب‌تر. پس برای ارتقاء ایمان نیز به این سوره‌ها نیاز است.

بنابراین برای به دست آوردن ایمان، برای آنکه ایمان به کفر بدل نشود، و برای آنکه در ایمان رتبه به رتبه و پله به پله بالا برویم، سخت به سوره‌های مکی و سوره‌های اعتقادی محتاجیم. چون این سوره‌ها ریشه‌های صورت‌های اجتماعی و سیاسی‌اند، آن‌ها را در اولویت اهمیت می‌نهیم و دست‌کم اهمیتشان را کمتر نمی‌دانیم. نمی‌گوییم سورهٔ نجم است و دربارهٔ مشرکان و لات و عزی و منات سخن گفته و با ما کاری ندارد. چنین نیست.

فلسفهٔ جلسهٔ هفتگی و اصل کار شخصی

طبق روال همهٔ دوره‌ها، جلسه‌ای که هفتگی برگزار می‌شود فلسفه‌اش کمک به مطالعات و مباحثات شماست. اصل دوره این جلسه نیست. کسی که اصل دوره‌اش همین جلسه باشد استفاده‌هایی می‌برد و دست خالی نخواهد بود، اما چند صباح دیگر فراموش می‌کند کجا آمده، چه شنیده، چه خوانده و چه گفته است. یک سال یا دو سال بعد در مهمانی یا خیابان اگر تدبر را به یادش آورند می‌گوید یادش بخیر؛ همین. باید با قرآن زیست؛ باید با قرآن زندگی کرد. قرآن کتاب خواندن و گذشتن نیست؛ روزنامه نیست؛ کتابی نیست که یک بار بخوانند و کنار بگذارند، یا چهل بار بخوانند و بگویند بس است. کتابی است که باید با آن زندگی کرد؛ هر روز، هر ماه، هر سال.

برای زیستن با قرآن، تدبر باید ذاتی شود؛ ملکهٔ وجود گردد؛ به عادتی تثبیت‌شده بدل شود. همان‌گونه که فراموش نمی‌کنیم تغذیه کنیم، نباید فراموش کنیم تدبر کنیم. جزئی از وجود باید باشد. برای این اتفاق، این جلسه باید یکی از حلقه‌های کار باشد؛ مکمل کار. اصل کار، کار خود شماست؛ اصل کار کار خودتان است.

اکنون هر کس از خود بپرسد: پس از چهار ساعت مطالعهٔ قبلی و سوره‌های بسیار، آن سوره‌ها در صفحهٔ ذهن و دل حاضرند یا به مسافرت و تفریح و استراحت رفته‌اند؟ باید حاضر باشند. یعنی اگر گفته شود فرضاً فلان سوره، نقشهٔ سوره باید در ذهن و دل باشد؛ آماده باشی توضیح دهی، درس دهی، بخوانی، بشنوی، مباحثه کنی؛ یا دست‌کم هنگام خواندن برای خودت شفاف و روشن باشد. موانع تدبر برداشته شده باشد و به آن سوره وصل باشی.

لازمه‌اش این است که فهرستی از سوره‌های تدبرشده داشته باشی و مرتب مرور متدبرانه کنی؛ چنان که اگر بپرسند دورهٔ سوره‌های سطوح چهارگانهٔ قبلی چند روز طول می‌کشد بگویی پانزده روز، و بگویی امروز روز هفتمم و در فلان سوره‌ام. این باید دائم دوره شود. هر سوره‌ای که افزوده می‌شود به این فهرست افزوده شود. روزی نیم ساعت؛ بیشتر هم لازم نیست. روزی نیم ساعت سوره‌هایی را که تدبر کرده‌ای با توجه و متدبرانه مرور کن تا تثبیت شود.

هدف، فرهنگ تدبر است نه اطلاعات تدبری. خادم فرهنگ تدبر باید بود، نه صرفاً خادم تدریس و اطلاع‌رسانی. فرهنگ باید شکل بگیرد؛ و لازمه‌اش همان فهرست و مرور مرتب است.

علاوه بر این، وقتی به کلاس می‌آیی ببین آنچه با توجه به چهار ساعت تجربه‌ای که داری در این سوره تدبر کرده‌ای چگونه بوده، چقدر به هدف زده، چقدر نزدیک یا دور بوده. سؤال پیش آمد بپرس؛ اشکال بود مطرح کن. اما از کلاس به‌عنوان شاخص ارزیابی کار خودت بهره ببر. کسی که خودش کار کند و در کلاس خود را ارزیابی کند متدبر می‌شود. اما اگر بگوید آخر استاد حرف‌های خود را می‌زند، از اول گوش می‌دهم و به خود زحمت نمی‌دهم، از جیب خود زیان کرده است. استاد حرف خود را می‌زند و می‌رود؛ اما چیزی نصیب آن شنوندهٔ منفعل نمی‌شود؛ تنها سلسله‌ای از مطالب در ذهن می‌ماند بدون ریشه.

مثالی که معلمان خوب می‌شناسند: زمین را اگر شخم بزنی، بذر بپاشی و آب بریزی می‌روید. شخم‌نزده بذر بپاشی و آب بریزی نمی‌روید؛ یا اگر بروید ریشهٔ سطحی دارد و زود از بین می‌رود و عمق نمی‌گیرد. ذهن را پیش از کلاس باید شخم زد تا اینجا بذر پاشیده و آبیاری شود و رشد پدید آید. وگرنه ذهن صاف و صیقلی است و مطالب از روی آن قل می‌خورد و این‌سو و آن‌سو پراکنده می‌شود؛ کاشته نمی‌شود و رشدی نمی‌کند. پیش از آمدن به کلاس کار کنید.

مباحثه، تکلیف و فعالیت فعال

ان‌شاءالله با زحمت مدیر و مسئول محترم دوره، جناب آقای ملکی، و هماهنگی که میان شما و گروه‌های مباحثاتی و مربیان و استادیاران ایجاد خواهند کرد، و زحمات برخی مربیان محترم از مجموعه‌های دیگر، در این دوره نیز جلسات و حلقات مباحثه برگزار خواهد بود. مطالعه، مباحثه و انجام تکلیف فلسفهٔ دوره را کامل می‌کند. این کمک به شماست. در سطح پیشین نیز دیده شد که آزمون به معنای مشروط کردن و بیرون گذاشتن نیست؛ نمی‌شود گفت شدی دوازده مشروطی دیگر نیا. خود باید ببینی واقعاً چقدر با قرآن انس گرفته‌ای یا نگرفته‌ای. از ما کمک بگیرید. اگر بخواهید ارزیابی می‌کنیم؛ کارها در گروه‌ها ارزیابی می‌شود و می‌گویند در چه سطحی هستید و مطالعاتتان چگونه است. تا حد امکان در گروه‌های مباحثاتی عضو شوید، تکلیف انجام دهید و ارائه دهید، مطالعه و مباحثه داشته باشید. فعال دوره را دنبال کنید نه منفعل؛ فقط مستمع نباشید.

این نیز یکی از خواهش‌هاست: مطالعه و مباحثه. دیگر لازم نیست در پایان هر جلسه تکلیف داده شود؛ خود می‌دانید تکلیف جلسهٔ بعد چیست. مباحثی که در هر جلسه ارائه می‌شود از جلسهٔ پیش باید روی آن کار شده باشد. اگر مرحلهٔ اول تدبر سورهٔ نجم کار می‌شود و مرحلهٔ دوم نیز، سه و چهار و جمع‌بندی سیاق‌ها و ارتباط سیاق‌ها برای هفتهٔ آینده است. با تجربه‌ای که دارید می‌توانید پیش‌بینی کنید هفتهٔ آینده برنامه چیست و برای آن مطالعه کنید و آماده باشید.

سطح‌بندی واقعی دوره‌ها و اولویت سطوح پیشین

چندین بار در گفتارها و اطلاعیه‌ها تأکید شده که دوره‌های تدبر از نگاه ما واقعاً سطح‌بندی دارند. سطح پنج که اکنون ارائه می‌شود از نظر تدبر، سختی کار، پیچیدگی مباحث و انتقال مطلب، یک سطح از سطح چهار بالاتر است؛ سطح چهار از سه، و آن از دو و یک. پله‌پله هم محتوا پیچیده‌تر می‌شود چون به سمت آغاز قرآن پیش می‌رویم. از نجم تا حدید نسبت به مجادله تا تغابن که پیش‌تر خوانده شد، به آغاز قرآن نزدیک‌تر است؛ سوره‌ها بلندترند و در کل پنج سوره کار می‌شود. هم محتوا کمی پیچیده‌تر است هم اصطلاحات. در این سطح چندان خود را مکلف به توضیح دوبارهٔ اصطلاحات و قواعد نمی‌دانیم؛ بسیاری از آن‌ها در سطوح پیشین گفته شده است. روند آموزش از آسان به سخت در طراحی دروس پیش‌بینی شده است.

بزرگوارانی ممکن است در جمع باشند که سطوح پیشین را نگذرانده یا کامل نگذرانده‌اند و بپرسند آیا در این سطح شرکت کنند یا نه. توصیهٔ مؤکد این است که اولویت با سطوح قبلی است. اگر سطح قبلی را نگذرانده‌اید، سطوح یک تا چهار در اولویت‌اند؛ سپس به پنج برسید. با پنج شروع نکنید. ممکن است جذاب باشد، اما شاید فرایند آموزش را مختل کند. تأکید بر این است که اولویت با سطوح قبلی است؛ هر کس نگذرانده سطوح قبلی در اولویت است.

البته کسانی هستند که بر فرایند آموزش خود مسلط‌اند و مدیریت می‌کنند؛ توجه دارند که از سطح پنج آمده‌اند و توقع را به همان اندازه تنظیم می‌کنند و می‌گویند می‌نشینم و گوش می‌دهم و سطوح قبلی را خودم یا در کلاس یا با کار شخصی می‌رسانم، اما می‌خواهم در این سطح هم حاضر باشم. مخالفتی نیست؛ نمی‌گوییم ننشینید و گوش ندهید. توصیهٔ آموزشی این است که سطوح قبلی در اولویت است. اگر نگذرانده‌اید بگذرانید. اگر فکر می‌کنید می‌توانید مدیریت کنید و از این دوره استماع و استفاده ببرید، مانعی نیست؛ استفاده کنید. اما خواهش این است که اگر جایی سؤال پیش آمد یا مسئله‌ای باز نشد، احتمال دهید به خاطر نگذراندن سطوح قبلی است. آن‌گاه اگر بخواهید در جلسه سؤال کنید و پاسخ داده شود، در حق کسانی که چهار سطح پیشین را گذرانده‌اند اجحاف می‌شود؛ آنان دورهٔ چهار سطح را آمده‌اند. پس کسانی که به این صورت حاضرند، اگر سؤال یا ابهامی دارند پس از جلسه به افراد باسابقه یا مربیان و همیاران مراجعه کنند و خارج از جلسه دنبال کنند و حل کنند.

برخی نگران‌اند که از سطح دو همراه شده‌اند و سطح یک را هنوز نگذرانده‌اند. کسی که سطح چهار را با ما بوده اکنون مشکلی ندارد؛ اما سطوح قبلی را بگذرانید و به تأخیر نیندازید. فاصله‌هایی به خاطر موج‌های کرونا میان سطوح افتاده است؛ اکنون باید سطوح قبلی را کامل کرد و دوره‌ها را به سرانجام رساند.

همکاری، گسترش فرهنگ تدبر و آمار آموزش

مثل همیشه با برگزارکنندگان محترم دوره و مسئول دوره و همکارانشان نهایت همکاری خواهد شد. از آنان متشکریم؛ خدا اجرشان دهد و صاحب قرآن کریم برایشان جبران کند. از خدا می‌خواهیم و مسألت می‌کنیم در این دوره موفقمان کند؛ لحظات و دقایق و ساعات را برکت دهد؛ مقدمات فهم بهتر قرآن و انس عمیق‌تر با قرآن را فراهم کند؛ و ما را پایبند به آنچه در این دوره می‌آموزیم قرار دهد.

حسن ختام این است که همگان — چنان‌که هستید و از باب وظیفهٔ ایمانی نیز تأکید می‌شود — همکاری کنند تا امکان برگزاری این دوره‌ها در سطح کشور و ان‌شاءالله کشورهای دیگر فراهم‌تر شود و افراد بیشتری بتوانند شرکت کنند. لازمه‌اش آن است که همان‌گونه که استماع و استفاده می‌کنید، از بذل هیچ کمک مالی و جانی که می‌توانید برای گسترش فرهنگ تدبر داشته باشید دریغ نشود. همه کمک کنند تا دوره‌ها بیشتر برگزار شود.

این تجربهٔ مثبت را داشته‌ایم. زمانی در دو سال چهار یا پنج هزار نفر آمار آموزش بود؛ کسانی که پرونده و سند داشتند و می‌دانستیم آموزش می‌دهیم. در دو سال گذشته به مدد کمک‌های مردمی بیش از بیست‌وپنج هزار نفر آموزش دیده‌اند؛ خیلی خوب است؛ پنج برابر. از زمانی که نهضت تدبر اعلام شد و دوره‌ها از نظر شهریه رایگان شد و با کمک‌های مردمی اداره می‌شود، به لطف خدا سرعت پنج برابر افزایش یافته است. اما این پنج برابر هنوز کم است. با آمارهایی که پیش‌تر در همین جمع گفته شده، اگر کار کشوری بخواهد رقم بخورد — چه رسد به جهانی — باید سالی دویست تا سیصد هزار نفر آموزش داد؛ عدد منطقی حدود سالی دویست‌وپنجاه هزار نفر است نه دو سال بیست‌وپنج هزار نفر؛ یعنی حدود بیست برابر باید بشود. هنوز جا دارد که خودتان و کسانی را که در امور فرهنگی و قرآنی مایل به خیرات‌اند دعوت کنید، راهنمایی کنید، جذب کنید، جلب کنید و توضیح دهید.

خدا خوش دارد که بنده‌ای که مشمول لطف شده و علمی بر او افزوده شده و فرصتی یافته، برای فراهم کردن این فرصت برای دیگران زحمت بکشد. این زحمت ارزشمند است و جهاد فی‌سبیل‌الله. امید که بنده و شما برای تلاش هرچه بیشتر نسبت به گسترش فرهنگ تدبر در قرآن کریم توفیق الهی داشته باشیم.

این سه زاویه — کسب ایمان، حفظ ایمان، و ارتقاء ایمان — در کنار هم نشان می‌دهند که سوره‌های اعتقادی نه حاشیهٔ برنامهٔ آموزشی، که ستون فقرات آن‌اند. بدون آن‌ها، هم درک سوره‌های اجتماعی ناقص می‌ماند و هم زیست فردی و جمعی از پشتوانهٔ معرفتی تهی می‌شود. از همین رو سطح پنجم با سورهٔ نجم آغاز می‌شود تا مخاطب از همان ابتدا با پرسش صدق وحی و پاکی مسیر پیامبر روبه‌رو گردد و ایمان خود را در ترازوی قرآن بسنجد. این سنجش، نه برای آن است که مخاطب را مأیوس کند، بلکه برای آن است که راه تدبر را از تماشاگری منفعل به تصدیق فعال و التزام عملی بگشاید و دل را برای شنیدن خطاب زندهٔ وحی آماده سازد.

پیوند باور و عمل اجتماعی

از آنچه گذشت روشن می‌شود که فاصله گذاشتن میان سوره‌های اعتقادی و سوره‌های اجتماعی، فاصله‌ای مصنوعی است. سوره‌های اجتماعی بدون ریشهٔ اعتقادی به مجموعهٔ توصیه‌هایی بی‌پشتوانه بدل می‌شوند؛ و سوره‌های اعتقادی بدون امتداد در زندگی، به مجموعه‌ای از گزاره‌های ذهنی فروکاسته می‌شوند که در شناسنامه و احکام ظاهری مسلمانی متوقف می‌مانند. سطح پنجم درست در این پیوند ایستاده است: چهار سورهٔ اعتقادی زمینه را می‌سازند و سورهٔ حدید نشان می‌دهد آن باور چگونه در صحنهٔ اجتماع جاری می‌شود.

از این رو خواندن سورهٔ نجم و سوره‌های پس از آن نباید با این پیش‌فرض آغاز شود که «مخاطب مشرکان دیروزند و ما بیرون از خطابیم». خطاب قرآن زنده است. هر جا از وحی، از صدق پیامبر، از نفی شرک خفی و جلی، از معاد و از مسئولیت انسان سخن می‌گوید، انسان امروز نیز مخاطب است؛ به‌ویژه اگر گمان کرده باشد از این مراحل گذشته است.

آداب ورود به تدبر سطح پنجم

ورود به سطح پنجم آدابی دارد که از روح مباحث پیشین برمی‌آید. نخست، فروتنی در برابر متن: پذیرش اینکه دانسته‌های اجمالی ما لزوماً ایمان تفصیلی نیست. دوم، جدیت در کار شخصی: جلسه مکمل است نه جایگزین مطالعه و مباحثه. سوم، نظم در مرور: فهرست سوره‌های تدبرشده و نیم‌ساعت مرور روزانه، ابزار تثبیت فرهنگ تدبر است نه تشریفات. چهارم، همکاری در گسترش این فرهنگ: هر کمکی که امکان حضور دیگران را بیشتر کند، امتداد همان تدبری است که برای خود می‌جوییم.

با این آداب، و با صلوات بر محمد و آل محمد، مسیر ورود به سورهٔ نجم گشوده می‌شود؛ سوره‌ای که از همان آغاز، صدق وحی و پاکی مسیر پیامبر را محور قرار می‌دهد و مخاطب را به سنجش ایمان خویش فرامی‌خواند.

برای آغاز تدبر در سورهٔ مبارکهٔ نجم، با دل‌بستگی به صاحب قرآن، صلوات ختم می‌کنیم: اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.