ددرس‌گفتارها

[موسیقی] اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا حبيب اله العالمين ابو القاسم المصطفى محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعلى آله الطيبين الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين.

سلام عرض می‌کنم خدمت خواهران و برادران گرامی حاضر در جلسه.

علیکم السلام ورحمة الله.

خدا رو شکر می‌کنیم که توفیق عطا فرمود بعد از یک وقفه نسبتا طولانی باز هم در محضر با سعادت قرآن کریم هستیم.

آغاز سطح پنجم از سطوح شش‌گانه دوره معرفتی تدبر در قرآن کریم.

به لطف خدا چهار سطح قبلی رو شماها پشت سر گذروندید و در این سطح از سوره مبارکه نجم تا سوره حدید ان شا الله در خدمتتون خواهیم بود و در این سوره‌ها که فکر می‌کنم پنج سوره باشه اگر اشتباه نکنم ان شا الله تدبر خواهیم کرد.

استفاده خواهیم برد از این سوره‌های نورانی غیر از سوره حدید که سوره پایانیه و سوره اجتماعی هست در واقع اعتقادی اجتماعی هست.

بقیه سوره‌ها یعنی چهار سوره اول این سطح کلاً مباحث اعتقادیه.

یعنی فقط سوره حدید یک سوره اعتقادی اجتماعیه و این چهار سوره اول که کار می‌کنیم همشون سوره‌های اعتقادی هستن.

ما بعد از سال‌های طولانی به هر حال توفیق خدمت‌گذاری به قرآن کریم جمع بندیمون اینه که بر خلاف تصور رایجی که داریم معمولاً ماها فکر می‌کنیم که با توجه به اینکه به هر حال حکومت اسلامی تشکیل دادیم و نمی‌دونم جامعه اسلامی داریم و این حرفا بیشتر فکر می‌کنیم نیاز ما سوره‌های اجتماعی هست و با سوره‌های اجتماعی ارتباط بیشتر و بهتری برقرار می‌کنیم.

اون‌ها رو بهتر گویا دریافت می‌کنیم، درک می‌کنیم، باهاشون انس می‌گیریم و درباره سوره‌های اعتقادی بیشتر به دید یادش بخیر چهارصد سال پیش از این حرفا می‌زدن گوش میدیم.

حالا یه پیغمبری بود و قرآنی بوده و اون موقع‌ها دغدغه این بود که مردم از شرک فاصله بگیرند و به معاد معتقد بشن و وحی رو قبول بکنند و پیغمبر رو بپذیرند و ماها معمولاً فکر می‌کنیم که از این مرحله‌ها گذشتیم.

ما که اینا رو قبول داریم.

معاد رو قبول داریم، پیغمبر رو قبول داریم، وحی رو قبول داریم، قرآن رو قبول داریم، شرک هم که نداریم خداروشکر و مسئله ما اینا نیست.

لذا بیشتر این سوره‌ها رو به دید اینکه بدانیم در تاریخ اسلام چه گذشته است مخاطبش می‌شیم.

ولی خب این اشتباهه.

من به این نتیجه رسیدم که نیاز ما به سوره‌های اعتقادی در همین شرایط کنونی که توش هستیم اگر نگیم بیشتر است از نیاز ما به سوره‌های اجتماعی حتماً کمتر نیست.

چرا؟

قبلاً هم اشاره کردیم در سوره‌های اجتماعی سطح چهار هم دیدید خیلی از این سوره‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و غیره، ریشه‌های اعتقادی درش مطرح شده.

ذلک لمن کان یرجو الله والیوم الآخر آقا سوره ممتحنه است اما میگه به درد کسی میخوره که خدا رو باور کرده و به خدا امیدواره.

به درد کسی میخوره که به روز قیامت ایمان داره و امید داره.

یا سوره مثلاً مجادله است.

لا تجد قوما يؤمنون بالله واليوم الآخر یوادون من حاد الله تا ایمان به خدا و قیامت کسی محکم نباشه، مقام حزب اللهی رو که سوره مجادله طراحی و ترسیم کرده بهش نمی‌رسه.

باید اون ایمان درست شده باشه.

هر surه ای از سوره‌های اجتماعی که شما روش دست بگذارید می‌بینید که خدا مبحث رو برگردونده به باورها.

تا باورها درست نشه، مسائل اجتماعی ما حل و فصل نمی‌شن.

حتی دیگه خیالتون راحت کنم.

چیزی که امروز خیلی جامعه ما درگیرشه، در سطح ملت و دولت درگیرشه.

مسائل اقتصادی.

همه گرفتار، همه درگیر، همه هم دنبال هر راه‌حلی میرن، هر راهی رو امتحان می‌کنن.

ولی متأسفانه یکی از راه‌هایی که حتماً باید بهش توجه بشه در نهایت غفلت از این راه به سر می‌بریم.

در طول سالیان غفلت کردیم بازم غفلت می‌کنیم.

هرچه هم بیشتر غفلت کنیم مشکلاتمون بیشتر، عمیق‌تر، پیچیده‌تر خواهد شد.

راه‌حل مناسبی هم نخواهد داشت.

اون هم چیه؟

اصلاح باورها و فرهنگ مبتنی بر باورها.

اقتصاد اسلامی ریشه داره در تدین.

چه اون مسئولش، چه مردم.

اقتصاد اسلامی از ایمان جدا نیست.

بر خلاف روش‌های اقتصادی شرق و غرب که به شکل سیستمی عمل می‌کنه و مؤمن بودن یا نبودن انسان‌ها دخلی درش نداره، اقتصاد اسلامی خیلی مربوط به ایمان مردمه.

خیلی.

و همینطور ایمان مسئولین.

این چیزی که باید ما دنبالش باشیم لذا تقویت باورهاست.

من در ابتدای دوره‌هایی که سوره اعتقادی داره سعی می‌کنم از چند زاویه به ضرورت پرداختن به سوره‌های اعتقادی نگاه بشه.

یکی از اون زوایایی که ما باید توجه کنیم اینه الان ماها می‌گیم خب ما ایمان داریم.

من سؤال می‌خوام بپرسم کی گفته ایمان داریم؟

یعنی ما اینکه یک چیزی در ذهنمون قرار داره به عنوان اینکه بله من خدا رو قبول دارم، قیامت رو قبول دارم، این با ایمان قلبی فرق داره.

بنده می‌خوام بگم هیچ حداقل راجع به خودم این حرفو می‌تونم بزنم.

نمی‌تونم تضمین به خودم بدم بگم که بله، من همه اونچه که قرآن می‌خواهد بهش مؤمن باشم و مؤمنم.

واقعاً به قصد ایمان آوردن.

سوره‌های قرآن رو که تدبر می‌کنید دو مرحله داره.

یه مرحله تصور که بفهمید چی میگه، یه مرحله تصدیق.

الان ما سوره نجم رو می‌خونیم انشاالله تدبر می‌کنیم که بفهمیم چی گفت.

بعدش از خودتون باید سؤال کنید راسته؟

شما قبول داری اونی که سوره نجم گفت راست گفت؟

می‌تونی از صبیدای دلت بگی صدق الله العلی العظیم؟

باور کردی خدا گفت این حرفا رو و ایمان آوردی؟

پذیرفتی آنچه را که سوره نجم-- اینو باید از خودت بپرسی.

باید قشنگ خودت رو عرضه کنی ببینی آیا آنچه این سوره گفت را شما با همه وجود تصدیق می‌کنی؟

طوری که پاش بایستی؟

طوری که بهش ملتزم بشی؟

الحمدلله.

اگر دیدی تا تصدیق این سوره فاصله داری نگران نباش.

تدبر برای اینه که شما به تصدیق برسی.

اونوقت باید تأمل کنی، جستجو کنی، فکر کنی، اینور اونور مراجعه کنی.

چرا این حرف اینجوریه؟

چرا اینجوریه؟

شبهاتت رو برطرف کنی تا برسی به صدق الله العلی العظیم.

این صدق الله ای که آخر سوره‌ها می‌گیم نمایش که نمی‌دیم که مثلاً برای قشنگی اینکه صوتمون تموم شد صدق الله العلی العظیم.

نه یعنی راست گفت خدا.

خب چی گفت که راست گفت؟

اونی که خوندی، فهمیدی و واقعاً معتقدی همین مطلب یعنی ایمان آوردی.

پس اولاً میگم واقعاً خودمون رو عرضه کنیم ببینیم ما ایمان داریم به این حرفا.

خیلی از این حرفا رو نمی‌دونیم تا مؤمن باشیم بهش .

نمی‌دونیم، هنوز نخوندیم، هنوز تدبر نکردیم.

بعد می‌گیم مؤمنیم.

آقا به سوره نجم ایمان داری؟

بله.

چی میگه سوره نجم؟

نمی‌دونم حالا فعلاً ایمانو دارم.

ایمان به چی؟

ایمان به چیزی که نمی‌دونی.

ایمان مرحله بعد از دانستنه.

تو باید بدانی بعد مؤمن میشی.

اون ایمانی که تک-- در واقع مربوط میشه به ندانسته های ما یا به دانسته های دربسته سربسته ما، اجمالی.

اون ایمان کاراییش در حد اینه که این بدن ما دیگه نگن نجسه.

ما مردیم دفنمون کنن.

خواستیم زن بگیریم زن بدن.

خواستیم شوهر کنیم اجازه بدن.

تو بازار مسلمین خرید و فروش کنیم.

این ایمان سربسته دربسته کارکردش همینجاست.

تو شناسناممون ثبت بشه و احکام مسلمین رو بر ما بار کنن.

یکی با ما دست داد نره دستشو بشوره.

خلاص.

اونور این به کار نمیاد.

اونور باور واقعی به کار میاد.

حقیقت ایمان قلبی به کار میاد.

قالالأعرابآمنا قل لم تؤمنوا لکن قولوا أسلمنا ولما يدخل الإيمان في قلوبكم کجا ایمان تو قلب شما وارد شد؟

بعد اونجا خدا میگه إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله ورسوله وجاهدوا في سبيل الله به اموالهم اگر اشتباه نخونم.

در راه خدا با مال و جان جهاد کردن ثم لم یرتابوا هیچ وقت هم شک نکردند.

أولئك هم الصادقون اینا اگر بگن ایمان داریم راست میگن.

این ایمان.

دو.

آقا من خودم رو عرضه کردم دیدم من هم دونستم هم ایمان دارم.

خب الحمدلله مبارکه.

مرحله دوم حفظ ایمانه.

مگر اونایی که ایمان دارن تضمینی وجود داره که همیشه مؤمن بمانند؟

ذلک بأنهم آمنوا ثم بگید.

کفروا کفروا.

طرف مؤمن بود کافر شد [مکث].

مؤمن بود کافر شد.

آقا مگه میشه کسی مؤمن باشه کافر بشه؟

الا ماشالله.

چرا نشه؟

دنیا مثل یک دامیه که هر لحظه انسان رو ممکنه از ایمان به کفر بکشانه.

پس من بازم به این سوره ها احتیاج دارم که بر فرض اگر ایمان هم دارم، ایمانم به کفر بدل نشود.

توجه داشته باشم به ایمانم.

ابعاد ایمانم رو بشناسم و از ایمان خودم حراست و حفاظت بکنم.

این دو تا.

سوم.

از ایمانم حراست کردم، حفاظت کردم.

آیا فقط همینه؟

ارتقاء در مراتب ایمان نداریم؟

آیا ایمان یه چیز بسیطه که یا داری یا نداری؟

یا ایمان میتونه شدید و شدید و شدیدتر بشه؟

سؤال می‌پرسم.

کدومه؟

میتونه شدید بشه یعنی ایمان مراتب داره.

آقا اصلاً من مؤمنم، مراقبم هستم که کافر نشوم اما قراره توقف کنم یا بناست بالا برم .

ایمان به این سوره ها و محتوایی که سوره ها برای ما یاد میدن، این ایمان ته نداره.

هرچه معتقدتر، هرچه مؤمن تر مقرب‌تر .

پس برای ارتقاء ایمانمون هم ما باز به این سوره ها احتیاج داریم.

بنابراین برای اینکه ایمان به دست بیاوریم، اولاً ایمانمون به کفر بدل نشود.

ثانیاً در ایمانمون ارتقاء پیدا کنیم رتبه رتبه پله پله بالا بریم.

ثالثاً- ما به سوره‌های مکی و به سوره‌های اعتقادی سخت محتاجیم و نظر به اینکه این سوره‌ها ریشه‌های صور اجتماعی و سیاسیه، ما این سوره‌ها رو در اولویت اهمیت قرار میدیم، مهم‌تر می‌دانیم.

حداقل اهمیتش رو کمتر نمی‌دانیم.

نمیگیم این سوره نجمه.

خب حالا بخونیم که خونده باشیم راجع به مشرکینه، راجع به لات و عزا و منات حرف زده و الا با ما که کاری نداره.

اینجوری نیست.

خب.

نکته بعدی اینکه طبق روال همه دوره‌هامون این جلسه‌ای که هفتگی برگزار میشه فلسفه‌ش کمک به مطالعات و مباحثات شماست.

اصل دوره شما این جلسه نیست.

اون کسی که اصل دوره‌ش این جلسه باشه، خب استفاده‌هایی می‌کنه.

نمیگم دست خالی خواهد بود، استفاده‌هایی می‌کنه اما چند صبح دیگری یادش میره.

یادش میره اصلا کجا اومد، چی شنید، چی خوند، چی گفت.

یه سال دیگه، دو سال دیگه اتفاقی در یه مهمانی، خیابانی، جایی ببینیش بگید تدبر، بگید یادش بخیر.

همین.

فراموش میشه.

باید با قرآن زیست.

باید با قرآن زندگی کرد.

قرآن کتاب خوندن و رد شدن نیست.

روزنامه نیست.

کتابی که یه بار بخونیم بذاریم کنار بگیم خوندیمش نیست.

کتابی که چهل دفعه بخونیم بذاریم کنار بگیم دیگه چهل دفعه خوندیم بسه نیست.

کتابی‌ست که باید با اون زندگی کنیم.

هر روز، هر ماه، هر سال.

برای اینکه با قرآن زندگی کنیم، تدبر در قرآن باید ذاتی ما بشه.

باید ملکه بشه در وجود ما.

باید به یک عادت تثبیت شده تبدیل بشه.

همونطوری که هیچ‌وقت یادمون نمیره بالاخره تغذیه کنیم، هیچ‌وقت یادمون نره که تدبر کنیم.

جزئی از وجودمون باید باشه.

برای اینکه این اتفاق بیفته، این جلسه باید یکی از حلقه‌های کار شما باشه.

مکمل کار شما.

اصل کار شما کار خودتونه.

اصل کار شما کار خودتونه.

الان هرکی از خودش سؤال بپرسه چون من اینجا آمار بگیرم نمی‌دونم چی میشه.

چهار ساعت قبلاً خوندید.

سوره‌های زیادی بوده.

الان این سوره‌ها در صفحه ذهن و دلتون حاضرن یا رفتن مسافرتی، جایی تفریح می‌کنن، استراحت، کجان؟

اینا باید باشن.

یعنی الان من بگم مثلاً فرض کنید سوره این سوره شما باید قشنگ نقشه سوره تو ذهنته، تو دلته، آماده‌ای که بگی، توضیح بدی، درس بدی، بخونی، بشنوی، مباحثه کنی یا حداقل بخونی موقع خوندن دوزاریت بیفته خودت یعنی واقعاً برای خودت چی باشه؟

شفاف و روشن باشه.

موانع تدبر شما برداشته شده باشه.

شما به اون سوره وصل باشی.

این لازمش چیه؟

شما باید یک لیستی از سوره‌های تدبر شده داشته باشی، مرتب مرور کنی متدبرانه.

مرتب.

طوری که من الان بپرسم الان توی سوره‌های سطوح چهارگانه قبلی شما تو دورت، دوره سوره‌های سطوح چهارگانه قبلی چند روز طول می‌کشه؟

شما بگی دوره اون سوره‌ها برای من پونزده روز طول می‌کشه.

بگم الان روز چندمی؟

میگی روز هفتمم.

میگم تو روز هفتم کدوم سوره ای؟

میگی این سوره.

این باید دائم دوره بشه.

هر سوره ای هم که اضافه میشه باید به این لیست اضافه بشه.

مرتب روزی نیم ساعت، روزی نیم ساعت بیشترم نمی‌خواد.

روزی نیم ساعت سوره‌هایی که تدبر کردی رو باید مرور کنی.

متدبرانه مرور کنی، با توجه مرور کنی تا تثبیت بشه.

فرهنگ تدبر هدف ماست، نه اطلاعات تدبری.

فرهنگ تدبر.

من خودم رو خادم فرهنگ تدبر می‌دانم، نه خادم تدریس و اطلاع‌رسانی.

فرهنگ باید بشه.

این لازمش اینه که شما اون لیستو داشته باشید.

سوره‌هایی که تدبر می‌کنید رو مرتب مرور بکنید.

غیر از این، این سوره‌هایی که می‌خوایم کار کنین شما کلاس بیاید که ببینید آنچه که در این سوره تدبر کرده‌اید با توجه به چهار ساعت تجربه‌ای که دارید، ببینید آنچه تدبر کرده‌اید چطور بوده، چقدر به هدف زدید، چقدر نزدیک بود، چقدر دور بود.

سوالی پیش اومد، سؤال کنید.

اشکالی بود، اشکال رو مطرح کنید.

ولی از کلاس به عنوان یک شاخص استفاده کنید برای ارزیابی بگید کار خودتون.

کسی اینجوری بیاد اینجا متدبر میشه.

خودش کار کنه، بیاد تو کلاس خودشو ارزیابی کنه.

اما نه، آخرش که بالاخره حرف‌های خودشونو می‌زنن منم برم از همون اول گوش بدم دیگه به خودم زحمت ندم.

اینکه شما به خودت زحمت ندی از جیب خودت میره.

من که به قول شما حرف‌های خودمو می‌زنم میرم.

اما شما چیزی گیرت نمیاد دیگه.

یه سری مطالب تو ذهنت ما قدیم‌ها یه مثالی می‌زدیم، شما معلمید خیلیاتون می‌دونید.

میگیم که زمین رو اگر شخم بزنی، بذر بپاشی، آب بریزی روش می‌روید.

شخم نزده بذر بپاشی، آب بریزی نمی‌روید.

بروید هم با ریشه سطحی خیلی زودم این گیاه چی میشه؟

از بین میره.

عمق نمی‌گیره.

این ذهنتون رو قبل از اینکه کلاس بیاید باید شخم بزنید تا اینجا بذر پاشیده میشه، آبیاری میشه، رشد ایجاد بشه.

و الا خب ما میگیم ذهنا صاف صیقلی.

این مطالب از روی این ذهن قل میخوره میره، اینور اونور پخش میشه میره دیگه.

کاشته نمیشه، رشدی هم نمیکنه.

کار کنید قبل از اینکه کلاس بیاید.

انشالله این دوره هم امیدواریم با زحمتی که مدیر محترم دوره، مسئول محترم دوره جناب آقای ملکی خواهند کشید، هماهنگی که ایجاد خواهند کرد بین شما و بین گروه‌های مبحثاتی و مربیان و ااا استاد یاران و غیره و زحماتی که برخی از مربیان محترم از مجموعه‌های دیگه دارن می‌کشن، امیدواریم در این دوره هم جلسات و حلقات مباحثه برگزار باشه.

مطالعه، مباحثه، انجام تکلیف، فلسفه دوره کمک به شماست.

اینکه ما یه آزمونی هم ما دیدید سطح قبلی آزمون هم نگرفتیم.

حالا آزمون بگیریم شما بگیم شدی دوازده مشروطی دیگه نیا مثلا.

نمیشه که.

خب خود شما باید ببینی واقعا چقدر با قرآن انس گرفتی یا نگرفتی.

از ما کمک بگیرید.

دوست داشته باشید ما ارزیابی‌تون می‌کنیم.

کارهای شما رو تو گروه‌ها ارزیابی می‌کنن، بهتون میگن که در چه سطحی هستید، چقدر مطالعاتتون خوبه، خوب نیست.

سعی بکنید حتی المقدور در گروه‌های مبحثاتی عضو بشید، تکلیف انجام بدید، تکلیف ارائه بدید، مطالعه و مباحثه داشته باشید.

فعااال دوره را دنبال بکنید، نه منفعل.

فقط مستمع نباشید انشاالله.

اینم پس یکی از خواهش‌های ما شد که مطالعات، دیگه هم لازم نیست من آخر هر جلسه تکلیف بدم.

خودتون میدونید تکلیف جلسه بعدی چیه.

مباحثی که در هر جلسه می‌خوایم ارائه بدیم از جلسه قبلش شما باید کار کرده باشید.

الان مثلا سطح مرحله اول تدبر سوره نجم رو کار می‌کنیم فرض کنید، مرحله دوشم کار می‌کنیم.

می‌مونه سه و چهار جمع‌بندی سیاق‌ها، ارتباط سیاق‌ها.

هفته آینده شما باید برای سه و چهار آماده باشید.

یعنی خودتون می‌تونید راحت، دیگه الان خودتون الحمد لله تجربه دارید، می‌تونید پیش‌بینی کنید که برای هفته آینده برنامه چیه و برای اون برنامه مطالعه کنید و آماده باشید.

عرض مقدماتی دیگری که باید تقدیم شما بشه این است که ببینید ما چندین بار تأکیدا در هم صحبت‌هامون، هم اطلاعیه‌ها این رو گفتیم که دوره‌های تدبر از نگاه ما واقعا سطح‌بندی داره.

یعنی الان دوره سطح پنج که من دارم ارائه میدم لولش از نظر تدبر، سختی کار، پیچیدگی مباحث، انتقال مطلب، یه لول از سطح چهار بالاتره واقعا.

سطح چهار هم از سطح سه، اونم دو، اونم یک.

یعنی پله پله ما سعی می‌کنیم هم محتوا پیچیده‌تره چون ما داریم به سمت اول قرآن میایم.

الان از نجم تا حدید اول‌تره تا از مجادله تا تقابن که قبلا خوندیم.

اول‌تره.

سوره‌ها بلندترن.

پنج تا کلا سوره می‌خوایم کار کنیم.

خب؟

هم محتواها یه مقدار پیچیده‌تره هم اصطلاحات.

دیگه ما اینجا خیلی خودمون رو مکلف نمی‌دونیم اصطلاحاتو توضیح بدیم، قواعدو توضیح بدیم.

خیلی چیزا رو در سطوح قبلی گفتیم.

روند آموزش آسان به سخت رو ما در طراحی دروس پیش‌بینی کردیم.

برای همین بزرگوارانی ممکنه در جمع ما باشن که سطوح قبلی رو نگذروندن و یا کامل نگذروندن.

اونا ممکنه ازم بپرسن فلانی الان این سطحو ما شرکت بکنیم یا نه؟

بنده توصیه مؤکد دارم که اولویت با سطوح قبلیه.

یعنی اگر شما سطح قبلی رو نگذروندید حتما سطوح قبلی در اولویته.

یک در اولویته، دو، سه، چهار بعد برسید به پنج.

با پنج شروع نکنید.

ممکنه براتون جذاب باشه ولی شاید فرایند آموزش شما را مختل کنه.

تأکید بنده بر اینه که اولویت با سطوح قبلیه.

هرکس نگذرونده سطوح قبلی در اولویته.

حالا بعضی افراد هستن بر فرایند آموزش خودشون مسلط‌اند و مدیریت می‌کنن.

یعنی طرف توجه داره که از سطح پنج اومده.

توقعشو به همون اندازه تنظیم می‌کنه.

میگه آقا من می‌خوام بشینم گوش بدم سطوح قبلی رو هم خودم یا کلاس میرم یا کار می‌کنم به هر ترتیب شده اونا رو می‌رسونم خودمو.

اما می‌خوام تو این سطح هم بشینم گوش بدم.

آیا شما مخالفت می‌کنید؟

نه.

من نمیگم ننشینید گوش ندید.

من توصیه آموزشی‌م اینه که سطوح قبلی در اولویت است.

اگر نگذروندید اونا رو بگذرونید.

اگر فکر می‌کنید می‌تونید مدیریت کنید و از این دوره استماع داشته باشید، استفاده بکنید، اشکالی نداره.

ما مانع تو نیستیم، استفاده کنید.

ولی دیگه ما خواهش می‌کنیم که مثلا حالا این کلمه، کلمه خوبی نیست ولی خواهش می‌کنیم که اگر یه جایی سوالی به ذهنتون رسید، مسئله‌ای براتون باز نشد، احتمال بدید به خاطر اینه که بگید [مکث] سطوح قبلی را نگذروندید.

اون وقت شما بخواید سؤال کنید، منم بخوام جواب بدم، در حق اونایی که سطوح قبلی رو گذروندن چی میشه؟

یه وقتی اجحاف میشه.

خب اینا گذروندن.

اینا چهار سطح قبل شما دوره اومدن.

پس اون بزرگوارانی که به این صورت در جلسه حاضر میشن عنایت کنن اگرم سوالی، ابهامی داشتن بعدا مراجعه کنن به افرادی که سابقه بیشتری داشتن یا به مربیان یا همیاران به یه نحوی خارج از جلسه اون سؤال خودشون رو دنبال بکنن و حل بکنن انشاالله.

اینم از این مطلب.

حالا بعضیا نگرانی داشتن که آقا ما مثلا از سطح دو همراه شدیم، سطح یکو کلا هنوز نگذروندیم.

خب من نمیگم نه-- از سطح دو همراه شدید، کسی که سطح چهار رو با من بوده الان بیاد مشکلی نیست.

ولی سطوح قبلی رو بگذرونید لطفا.

نگذارید به تأخیر بیفته.

این همه فاصله بین این سطوح ما افتاده.

این کرونا هی اومد موجش رفت بالا، اومد پایین، فاصله افتاد.

خب می‌گذروندید دیگه باید بگذرونید الان سطوح قبلی رو کامل بکنید انشاالله این دوره‌هاتون رو.

اینم عرض مقدماتی دیگری بود.

مثل همیشه انشاالله با برگزارکنندگان محترم دوره، مسئول دوره و همکارانشون انشاالله هممون نهایت همکاری رو خواهیم داشت.

از اینا متشکریم واقعا.

خدا انشاالله اجرشون بده و صاحب قرآن کریم انشاالله براشون جبران بکنه.

از خدا خواهش می‌کنیم، مسألت می‌کنیم ما را در این دوره موفق کنه.

لحظات ما را، دقایق ما را برکت بهش بده، ساعات ما را برکت بهش بده.

در این دوره مقدمات بهتر فهمیدن قرآن و انس عمیق‌تر با قرآن رو برای ما فراهم بکنه.

ما را پایبند بکنه به اونچه در این دوره یاد می‌گیریم و این رو هم حسن ختام قرار بدیم که انشاالله همینطور هستید شماها، بنده هم از باب وظیفه ایمانی خودم تاکید می‌کنم انشاالله هممون همکاری کنیم که این دوره‌ها امکان برگزاریش در سطح کشور و بلکه انشاالله کشورهای دیگر امکان برگزاریش فراهم‌تر بشه.

افراد بیشتری بتونن در این دوره‌ها شرکت بکنن.

لازمه‌ش اینه که شما عزیزان همینطوری که استماع می‌کنید، استفاده می‌کنید، انشاالله از بذل هیچ کمک مالی و جانی که می‌توانید برای گسترش فرهنگ تدبر داشته باشید انشاالله دریغ نشه.

همه کمک بکنند که هرچه بیشتر دوره‌ها برگزار بشن.

به حمدالله ما این تجربه مثبت رو داشتیم.

حالا حساب بکنید ما یه وقت در دو سال چهار هزار، پنج هزار نفر آمار آموزشمون بوده.

کسانی که ازشون پرونده داشتیم، سند داشتیم، می‌دونستیم آموزش میدیم.

در دو سال گذشته به مدد کمک‌های مردمی بالای بیست و پنج هزار نفر آموزش دیدند.

خب خیلی خوبه.

پنج برابر سرعت ما از زمانی که نهضت تدبر اعلام شد و دوره‌ها رایگان از نظر شهریه، شهریه گرفته نمیشه و با کمک‌های مردمی اداره میشه، به لطف خدا پنج برابر سرعت افزایش پیدا کرده.

اما این پنج برابر خیلی کمه.

ما با اون آمارهایی که یه بار گفتم در همین جمع اگر یک کار کشوری بخواد رقم بخوره، حالا چه رسد از جهانی، یک کار کشوری بخواد رقم بخوره باید سالی الان ما دو سال بیست و پنج هزار نفره باید سالی دویست، سیصد هزار نفر آموزش بدیم.

سالی یعنی ما اون عدد منطقیمون این عدده.

سالی دویست پنجاه هزار نفر نه دو سال بیست و پنج هزار نفر.

یعنی چند برابر؟

بیست برابر باید بشه.

هنوزم جا داره برای اینکه به هر حال هم خودتون هم کسانی که می‌دونید در امور فرهنگی، امور قرآنی مایلن خیراتی داشته باشن، اون‌ها رو دعوت کنید، راهنمایی کنید، جذب کنید، جلب کنید، توضیح بدید.

خدا خوشش میاد بنده وقتی که به هر حال مشمول لطف خدا قرار می‌گیره، علمی به او اضافه میشه، به هر حال فرصتی براش پدید میاد.

خدا دوست داره که بنده‌ش برای اینکه این فرصت رو برای دیگران فراهم بکنه زحمت بکشه.

این زحمت شما ارزشمنده و این جهاد فی سبیل الله.

امیدوارم که بنده و شما برای تلاش هرچه بیشتر نسبت به گسترش فرهنگ تدبر در قرآن کریم ، اه توفیق الهی داشته باشیم انشاالله.

برای اینکه شروع کنیم وارد سوره نجم بشیم صلواتی ختم بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد