ددرس‌گفتارها

[موسیقی] اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

[نفس عمیق] ابتدای جلسه برای شادی ارواح طیبه شهدا، روح پرفتوح امام امت، علما، صلحا، حق داران، اموات جمع حاضر، شهید بزرگواری که دوره ما به نام ایشان مزین هست.

همه با هم بخوانیم الفاتحه مع الصلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

دو تا سؤال اینجا به دست من رسیده.

اینا رو میخونم به اندازه خودم جواب میدم.

بعدا انشاالله اگر سؤال دیگه ای باشه بهش برسیم و وارد ادامه تدبر بشیم.

گفتن در هر دوران شکل مبارزه مستکبرین عالم متفاوت است.

احساس بنده با توجه به اطلاعاتی که کسب کردم این است که این دوره مستکبرین به فکر تشکیل نظم نوین جهانی هستند و با توجه به سخنرانی‌های اخیر رهبری و اشاره ایشان به این موضوع و اینکه فرمودند ایران هم باشد نقش خودش را ب- باید نقش خودش را بداند در این دوره از تاریخ و اینکه اگر ایجاد شود بسیار اوضاع سخت خواهد شد بر مردم.

لطفاً در این خصوص اظهار نظر بفرمایید.

نظم نوین جهانی در مقابل تمدن نوین اسلامی.

حالا اشاره کردن به مواردی مثل رمز ارز، اجرای سند بیست سی و چیزای دیگه.

خب الحمد لله در این زمینه هم مطلبی که فرمودید صحیحه و هم حضرت آقا مطالب مهمی در این زمینه بیان فرمودند در همین سخنرانی اخیرشون هم اشارات بسیار مهمی به این مسئله داشتند.

اونچه که ما از سوره مبارکه قمر خوندیم و توضیحاتی که در پیرامون تدبر این سوره دادیم هم گویا این مطلب بود که اصلاً در دوران معاصر قرآن تلاش سازمان یافته اجتماعی کفار برای مغلوب کردن خدا در جریانه.

و این مسئله نظم نوین جهانی که البته اصل مطلب جدید نیست، این نظم نوین جهانی همیشه دنبال یک نظم نویی برای حاکم کردن بر جهان بودند.

الان تقریباً یه مقدار نسبت به گذشته سازمان یافته‌تر، طراحی شده‌تر دارن پیش میرن و آگاهی نسبت به اراده دشمن، برنامه دشمن یکی از ضروریاتی است که کمک میکنه به اینکه ما وظیفه خودمون رو بهتر بدونیم، تعریف جهاد رو در زمان خودمون بهتر بدونیم.

حالا بنده فعلاً به همین میزان کلی اکتفا می‌کنم.

انشاالله اگر یک وقتی زمانش برسه که لازم بشه در این خصوص صحبتی [قط C] با سؤال دیگری پرسیدن با عرض پوزش چرا قشر وعاظ و روحانیون به این امر خطیر حجاب اهمیت نمی‌دهند در جلسات مطرح شود.

امثال ما که اگر حرفی بزنیم طبق فرمایش شما میگن برو خودت رو درست کن.

چرا شخص اول مملکت و مجلس و غیره و علمای قم همه سکوت کردند؟

خب ببینید من فکر می‌کنم اولاً سکوت نشه بگیم سکوت شده.

سکوت نشده.

گفته هم می‌شه.

اون اتفاقی که الان به نظر می‌رسه بخواهیم ریشه‌یابی کنیم که چرا این وضعیت داره به وجود میاد، یه بخشیش بر می‌گرده به اینکه خیلی از خطبا یا وعاظ یا مثلاً مراجع و غیره زیرساخت‌های لازم رو برای دعوت مردم، جوون‌ها به ارزش‌های اسلامی مثل حجاب فراهم نمی‌بینن.

یعنی احساس می‌کنند که یه مقدار کار عقب‌تر از این‌ها گیره.

یعنی ریشه‌ای‌تره.

و متأسفانه برای اصلاح اون زیرساخت‌ها هم اون سلاح اصلی که قرآن باشه اونقدر که باید مورد توجهشون نیست.

یعنی بنده اگر بخوام اینجا یک حرف کلی بزنم، حرف کلی که البته به همه تعمیم نمیدم اما به شکل کلی بخوام حرف بزنم، غفلت از قرآن اونطور که باید و شاید به عنوان کتابی که زیرساخت‌های فکری، اخلاقی و رفتاری یک جامعه را اصلاح میکنه، بر پایه اون زیرساخت‌ها میشه امر به معروف کرد، نهی از منکر کرد، دعوت به حجاب کرد.

غفلت از قرآن درد اصلیه.

یعنی بنده اگر الان بخوام سؤال کنم، نمی‌پرسم چرا مراجع تقلید فرض کنید به امر یا مثلا خطبا به امر حجاب کم اهمیت میدن.

چرا میگم به قرآن کم اهمیت میدید؟

یعنی اینجا مسئله اوله.

این درست نشه اهمیت به حجاب بدهند هم نتیجه نمی‌گیرند.

بله.

بله اونم همینطوره.

اما همه ما اگر از قوم نوح می‌شنویم از کی می‌شنویم؟

ما که قوم نوح ندیدیم.

اگر قوم سمود، عاد، نمی‌دونم قوم لوط، اگر آل فرعون می‌شنویم از کی می‌شنویم؟

پس "لقد یسرن القرآن للذكر" آخر همه این عذاب‌ها خدا می‌خواد بگه ندیدی ولی من که بهت گفتم، شفافم بهت گفتم، آسودم بهت گفتم.

پس لاقل حرف منو بفهم.

چی؟

آسونه دیگه.

الان ما خوندیم فهمیدیم آسونه.

آسون معنیش این نیستش که ضابطه، قاعده نداره.

آسون معنیش اینه که از جنس معما و لغز نیست قرآن معماگونه صحبت نمیکنه.

مثلا یه دفعه بگه و آنگاه که درب گشوده شد و امری مخوف وارد شد و ندانستیم که چه شد.

صدق الله العلی العظیم.

حالا شما بفرمایید درب گشوده شد چه بود؟

امر مخوف وارد شد که بود؟

ما ندانستیم چه شد.

این چه بود؟

نه.

قرآن میگه [سخنرانی به عربی].

شفاف‌تر از این دیگه چجوری صحبت کنه دیگه شفاف، گویا، بین [سخنرانی به عربی].

حالا اگر شما ندیدی قرآن رو که خوندی تو قرآن که شنیدی از قرآن متذکر شو از قرآن تذکر بپذیر.

خب نه قرآن اینطور نمیگه حواله به اون دنیا.

قرآن میگه الان بهت ظلم شده الان باید با ظلم مبارزه کنی.

اون که سر جای خودش هست.

اون دنیا نهایت مجازاته.

اما قرآن تو این دنیا باب مجازات رو باز کرده.

با ظالم باید مبارزه کرد.

اگر دزده باید دستشو قطع کرد.

اگر زناکار رو باید شلاقش زد.

اگر آدم کشته باید کشتش.

اگر تجاوز میکنه باید راندش.

باید مال شما رو هم بگیرن به شما بدن.

قرآن حاکمان رو موظف میکنه به اینکه حق مظلوم رو از ظالم بگیرن و بدن بهش.

حالا چقدر تو این زمینه موفق بشن این امتحان حاکمان و امتحان مردمه که چقدر آماده باشند برای دفاع از مظلوم که [سخنرانی به عربی].

علی علیه السلام وقتی حکومت رو بهش اومدن مثلاً عرضه کنن حضرت فرمود اگر نبود این که خدا عهد گرفته از عالمان که وقتی میبینند حق مظلوم خورده می‌شود از او دفاع کنند حق او را بگیرند و به دست او برسانند، من این حکومت را نمی‌پذیرفتم.

در اون صورت من زمام این حکومت رو روی کمر این شتر رها میکردم، ولش میکردم که بره و بعد فرمودند بدانید حالا که حکومت رو به من دادید حق مظلوم رو من از شما میگیرم حتی اگر کابین زنانتان کرده باشید.

آنچه که خدا برای دنیای ما خواسته عدالته.

نه اینکه در دنیا ظلم بپذیرید تو اون دنیا من براتون جبران کنم.

ما پای عدالت وایمیسیم ولی خدا عدالت رو خواسته ما امتحان بدیم بابتش.

یعنی ما باید حاضر بشیم در لبیک به لدای- به ندای انبیا، اولیا در لبیک به ندای اونها بیاییم پای آرمان عدالت بجنگیم.

ما میگیم نجنگیم.

حضرت موسی علیه السلام گفت بابا بیایید بریم اینجا این شهر پای تحت حکومت خداست.

دست جبارانه.

بیایید بریم پس بگیریم.

گفتند [سخنرانی به عربی] تو با خدا با هم برید بجنگید.

آیه قرآنه ها.

بجنگید جباران رو از اونجا چه کنید؟

بیرون کنید بعد ما میایم.

مثل تقریباً امروز ما یه وقتایی به امام زمان علیه السلام میگیم تشریف بیارید در همینه.

میگیم آقا ما حال جنگیدن نداریم.

شما بیا با هم با خدا با همدیگه دست به دست هم بدید.

میتونیدها.

شما با هم بجنگید جباران دنیا رو از بین ببرید بعد ما به عدالت برسیم.

نشانه حرفم چیه؟

حاجی برنج چنده امروز برنج شده صد و چهل تومن ایرانی صد و چهل، صد و هشتاد تومن.

امام زمان کی ظهور میکنه؟

یعنی من بیشتر جاهایی که مردم دنبال امام زمانن تو بنگاه‌ها، تو سوپرمارکت‌ها، تو قصابی‌ها، اینجاها میبینم.

یعنی اونجایی که به خودش یه چیزی خورد.

بابا بعد تو اون وقتی که برنج بود ده هزار تومن و میتونستی بخری اون موقع امام زمان لازم نداشتی.

اون موقعی که تو دنیا یه عده دیگه داشتن کتک میخورن.

حالا به خودت رسید یاد امام زمان افتادی.

باور کن الانشم امام زمان بیاد بگه فلانی عجب داری میخوای برنج ارزون بشه؟

فعلا بپوش بیا بریم جبهه ببینیم چی میشه.

گفت آقا پیروزی امام زمان از امام صادق علیه السلام سؤال شد که این- ببخشید این جمله امام صادق علیه السلامه فرمود پیروزی قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف اتفاق نخواهد افتاد مگر در غرقاب خون و عرق.

غرقاب خون و عرق.

خیلی حرفه‌ها.

غرقاب خون و عرق یعنی جون به کنی پای آرمان امام زمان.

این شکلی نیستش که ما تن‌پروری کنیم، رفاه طلبی کنیم، آسایش خواهی بکنیم، فقط به فکر خودمون باشیم.

بعد توقع داشته باشیم امام زمان بیاد خودش کارها رو بجنبه.

بله آمریکا نابود شود.

یه اشاره آمریکا [صدای انفجار با دهان].

آل سعود از بین برود.

یه اشاره رفت تو زمین.

اینجوری میخواست درست بشه که نیاز به غیبت نداشت دیگه حضرت همون موقع اشاره میکرد همه جا میترکید میپکید درست میشد حکومت میفتاد دست خدا تموم میشد دیگه.

این غیبت برای اینه که ما رشد کنیم.

ما بیاییم بالا.

ما برسیم به ترازی که تراز پیروی است.

ما اگر به تراز پیروی برسیم امام زمان که در تراز امامت هستن که.

اونوقت اون امام با این پیروان کامل میشه و کار درست میشه.

نظری.

یاش حذف شده بله.

یاش برای اینکه این تخفیف داده بشه تو زبان عربی یه قاعده اینجوری داریم.

وقتی که یا متکلم آخر جمله واقع میشه حذف میشه، میشه نظره.

مثل ربه حتی اول جمله هم یه وقتایی میشه ربه، ربیه.

میگیم ربه.

نظره، نظری.

خب سیاق شناسی سوره مبارکه قمر رو داشته باشیم.

سیاق اول آیه یک تا [مکث]، خب چرا یک تا هشت؟

ببینید اگر شما یک تا هشتو نگاه بکنید در آیات یک تا هشت کلاً مسئله راجع به امت پیغمبره.

راجع به قوم پیغمبره.

إن يروا آية يعرض ويقول سحر مستمر كذبوا واتبعوا.

اینجا تولي عنهم خطاب به کی میگه تولي عنهم؟

پیغمبر.

یعنی اینجا صحبت از کسانی‌ست که پیغمبر را تکذیب کردن.

خدا به پیغمبرش میگه فردا قیامت تو هم از اینا چی باش؟

رویگردان باش.

تا اینجا روشن اتصالات.

در آیه نه سرآغاز عذاب اقوام گذشته‌ست.

آقا قوم نوح مثلاً تکذیب کرد چه شد؟

قوم عاد تکذیب کرد چه شد؟

قوم ثمود تکذیب کرد چه شد؟

و نمی‌دانم قوم لوط تکذیب کرد چه شد؟

آل فرعون تکذیب آیات ما را انجام دادند چه شد؟

و بعد از سیری که در عذاب اقوام گذشته می‌کنه، یه سؤال از کفار معاصر می‌پرسه با توجه به این سیر.

از اینا سؤال می‌پرسه که شما کفارتون از این قبلی‌ها بهترن که خیال می‌کنید عذاب برای شما نیست؟

یا شما برائتی در زبور دارید که خیال می‌کنید عذابی برای شما نیست؟

یا نه شما یه نقشه‌ای در سر دارید که بر خدا چی بشوید؟

چیره و غالب بشوید.

اگر چنین خیالی در سرتونه کور خوندید.

سیخزم الجمع و یولونك دو بر.

قیامت هم که از این بدتر.

پس این پنج تا نمونه تاریخی را ذکر کرد.

نمونه‌ی قوم نوح، قوم ثمود، قوم عاد، قوم لوط، آل فرعون.

بعد از این پنج نمونه رو کرد به کفار معاصر قرآن گفت شما وضعیتتون از اونا بهتر نیست.

اگر دلتون خوشه که شما قاعده‌تون با اینا فرق می‌کنه و می‌تونید بر خدا چیره بشید و غالب بشید کور خوندید.

بدونید که در برنامه‌ی خدا طراحی شده که جمع شما دچار حذفت بشه و شماها پا به فرار بگذارید.

این اتفاق سوخت و سوز ندارد، دیر و زود دارد.

دیر و زودش به خاطر من و شماست.

دیروز زود دارد، سوخت و سوز ندارد چون خدا اراده کرده چیزی که خدا اراده کرده بالاخره اتفاق خواهد افتاد.

چی بود سؤال؟

نه.

خب ببینید شما یک تا پنج رو که درست اومدید، شش رو جدا کردید فتولي عنهم این فتولي عنهم بلافاصله بعد از اینکه خدا در آیه قبلیش، دو آیه قبلیش گفت آقا برای این‌ها خبرهای بازدارنده کم نیامده، حکمت‌های بالغه آمده ولی سودی به حالشون نبخشیده.

پس تو فرداي قیامت در قبال اینا مسئولیتی...

این کاملاً متصله.

یعنی خود این تولي عنهم رو داره بار می‌کنه بر جمله‌ی قبلیش.

حالا که اینا تو را تکذیب کردن، حالا که اینا به جای تبعیت از تو از هوای نفسی تبعیت کردن، حالا که اینا این همه خبر مزعج براشون آمده اما اعتنایی نکردن، حالا که اینا این همه حکمت بالغه بهشون رسیده ولی سودی به حالشون نبخشیده.

پس معلومه حجت بر اینا چی شده؟

تمام شده.

تو فردا قیامت از اینا رویگردان باش.

این ادامه‌ی اون بحثه.

به صرف اینکه، به صرف اینکه خطاب به پیغمبر شد، دلیل نمیشه که ما بگیم سیاق عوض شد.

خب از این بگذریم.

پس اینو قانع شدید.

خب از این بگذریم.

اما شونزده به هفده فكيف كان عذابي ونذر درسته؟

ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدکر یعنی ولقد یسرنا به قبلش چه ربطی داره؟

خب ب-ببینید ما یک اسلوبی داریم، یک روش بیانی داریم تو اشعار اسمش ترجیع بنده.

گاهی اوقات شاعر تو اشعار یه بندی انتخاب می‌کنه.

بند به بند شعر میگه اون رو تکرار می‌کنه.

شعر میگه اون رو تکرار می‌کنه.

این تکراره شعر او رو تقطيع نمی‌کنه.

باعث نمیشه بگیم کلامش قطع شد.

این داره تأکید می‌کنه.

شما اگر به این آیات نگاه کنید این ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدکر آخر همه‌ی این داستان‌ها چی شده؟

آمده.

ببینید فكيف كان عذابي ونذر ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدکر فكيف كان عذابي ونذر ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدکر بله ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدکر دو مرتبه ولقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدکر یعنی مثل یک ترجیع بندی در پایان هر کدوم از این عواقب ذکر شده.

پس این میشه یک سبک بیانی.

این دیگه قطع نمی‌کنه سیر اقوام رو.

بالاخره یه سیر اقوامی بود که این سیر اقوام داشت عاقبت تکذیب را بیان می‌کرد.

عاقبت تکذیب هشدارها را ذکر می‌کرد.

این سیر ادامه داره.

اون ولقد یسرنا القرآن للذكر برای تأکید آمده که آقا ما اینا رو تو قرآن گفتیم‌ها.

میشه بفهمی و متذکر بشی.

پس گوش بده، بخوان و متذکر بشو.

بله.

سوره رحمان هم که سوره بعدی مونه همینطوره.

فبأي آلاء ربكما تكذبان.

اصلاً گاهی اوقات وسط یه جمله آمده.

مدحمتان فبأي آلاء ربكما تكذبان.

فیه ما عینان نزغتان فبأي آلاء ربكما.

همه‌ی ای-عبارت‌ها با این ترجیع بند، ترجیع بند کلمه‌ی خوبی براش نیست چون تشبیه می‌کنم در واقع بهش.

قرآن شعر نیست.

اما یک کلمه، یک جمله، یک آیه ایست که مکرر تکرار میشه برای تأکید بر یک معنایی.

بعضی از سوره‌ها مثل مرسلات هم داره.

ويل يوم ظل المكذبین.

ويل یا سوره شعرا هم داره.

بعضی از سوره‌ها از این سبک استفاده شده.

خب بله می‌تونیم.

اما اگر یکی گرفتیم بعدش باید بیاییم بگیم آیه یک تا هشت مربوط به امت خود پیغمبره.

آیه نه تا چهل و شش مربوط به چیه؟

عذاب اقوام گذشته‌ی تاریخه.

خب یعنی در واقع خودمون می‌دونیم دو تاست یکی گرفتیم.

بله اینکه این شاهده شاهده اما یه سیاق شاهده نه یه جمله.

یعنی خداوند از نه تا چهل و شش چند تا آیه میشه سی و هفت تا آیه، سی و هفت تا سی و هشت تا آیه آورده که این مجموعه را شاهد قرار داده.

ما به همین میگیم سیاق بندی.

یعنی داریم اون زمین سوره را میشناسیم و الا منکر این ارتباط نیستیم.

بله؟

نه، نه، نه.

زبر اونجا منظور کتاب عمل شماست.

یعنی فردا که میری تو قیامت زبر یعنی کتاب م-متن نوشته شده.

کتاب، نامه عملت.

ببینید زبر یه مفهوم عامه مثل کتاب، مثل کتب، زبر مثل کتب.

خب؟

یه مفهوم عامه.

اینکه میگه "لکل صغیر و کبیر فززبر" یعنی این داره یه تعریضی میزنه که "أملکم براءة في الزبر" که گفته بود، گفت در زبری که از آسمان به زمین آمده که برائتی برای شما نیست.

اما در زبری که از زمین به آسمان رفته، ریز و درشت اعمالتون نوشته شده.

یه تع-تعریضی اینجوریه.

بله؟

خب ببینید بل البته الان ما به سیاق بعدی الان میرسیم که اول علت جدایی سیاق بعدی رو بگم بعد به این اشاره کنم.

اما حالا تو آیه چهل و ششم کلمه بل برای اضرابه.

اضراب یعنی داره از جمله قبلیش یه چیزی رو چیکار میکنه؟

یه چیزی رو داره جابه جا میکنه.

تو جمله قبلی گفت "سيئذم الجمع ويومئذ دبر".

ممکن بود کسی خیال کنه که پس بالاترین عذابی که برای این‌ها در نظر گرفته شده شکستی‌ست که خدا بر این‌ها تحمیل خواهد کرد.

عزیمت.

میگه "بل الساعة موعده".

یعنی خیال نکنید این شکسته بالاترین عذاب است.

نه، بالاترین عذاب برپایی قیامته که و ساعت اعدها و عمر.

پس این داره خودبه‌خود از ساعت موعده هم و ساعت اعدها و عمر رو داره مقایسه میکنه با "سيئذم الجمع ويومئذ دبر".

این کلمه بل این کارکردو داره.

حالا چرا چهل و هفت رو جدا میکنیم؟

درسته ما می‌تونستیم به یه حسابی بگیم حالا "بل الساعة موعده" و "ساعت اعدها و عمر" رو داره توضیح میده.

"إن المجرمین في ولال" و "سوء".

این اعدها و عمر رو داره توضیح میده.

بله صحیحه.

ولی اگر دقت بکنید این دیگه در ادامه‌ی سیر عذاب‌های دنیوی که خدا برای اقوام ذکر کرده بود نیست.

کذبت قوم وقتی گفتش که قوم نوح تکذیب کردن از طوفان حرف زد، نه از جهنم.

وقتی گفت قوم سمود تکذیب کردن از اون صیحه حرف زد.

وقتی گفت قوم عاد تکذیب کردن از یه چیز دیگه.

هر کدوم رو داد از ترسر صحبت کرد.

وقتی گفت قوم لوط تکذیب کردن از حاصب صحبت کرد.

فرعون رو از بطشه صحبت کرد.

حالا این دیگه اومده تو قیامت.

یعنی چون اینجا "إن المجرمین"، إن إن استینافی هست.

سرآغاز توصیف قیامته.

اختصاص به مجرمین هم این توصیف نداره.

این توصیف ختم میشه به متقین.

"إن المجرمین إن المتقین".

پس می‌فهمید که این یه مبحث مستقل درباره قیامته.

بله البته این مبحث با بحث قبلی ربطش چیه؟

ربطش اینه که میتونه اون اعدها و عمر بودن را که در پایان سیاق قبلی بیان شد، میتونه برای ما تبیین کنه، باز کنه، روشن کنه.

پس سوره یای را سه سیاقه.

آیه یک تا هشت مربوط به تکذیب پیغمبر اسلام هست و دعوت و اینکه پیامبر از جانب خدا مامور میشه که در روز قیامت رها کنه این در واقع مکذبین را.

سیاق دوم سوره از آیه نه تا چهل و شش هست که نه تا چهل و شش هم سیر عذاب اقوام گذشته‌ی تاریخه و نتیجه‌ای که در پایانش خطاب به کفار معاصر قرآن میگیره و سیاق سومش از آیه چهل و هفت تا پنجاه و پنجه.

یه بحثی درباره قیامت میکنه که در قیامت مجرمین در چه وضعی خواهند بود و متقین در چه وضعی خواهند بود.

پس سیاق‌ها را هم تشخیص دادیم.

از سوره قمر آنچه باقی میمانه جمع‌بندی سیاق‌ها و ارتباط یابی سیاق‌هاست که تکلیف هفته آینده شماست به اضافه‌ی سوره رحمان که انشاالله هفته آینده واردش میشیم و سوره رحمان هم مفاهیم آیاتش رو کامل کار کنید.

پس جمع‌بندی سیاق‌های سوره قمر، کشف ارتباط این سیاق‌ها و مفاهیم آیات سوره رحمان.

یادآوری می‌کنم خدمت خواهران و برادران گرامی.

تدبر یک مهارت است قبل از اینکه یک دانش باشد.

تدبر فعال کردن یک مکانیسم ذهنی برای درک متنه.

این مکانیسم ذهنی با تمرین و با مهارت‌ورزی فعال میشه.

اگر اکتفا کنید به شرکت در کلاس و استماع، یه چیزایی گیرتون میاد.

نمیگم هیچی گیرتون نمیاد ولی برد چندانی نداره.

به فاصله هفتاد و دو ساعت باهوش‌ترین شما آنچه رو ما امروز گفتیم از یاد خواهد برد.

به فاصله هفتاد و دو ساعت.

مگر بعدا هی گوش بده، گوش بده، گوش بده تا تثبیت بشه تو ذهنش.

اما مهارت ارتباط‌گیری با کتاب برای شما ماندگاره.

شما اگر با کتاب، با قرآن منظورمه، با قرآن ارتباط بگیرید، همواره می‌تونید این معارف رو تو ذهن خودتون چیکار کنید؟

احیا بکنید، زنده نگه دارید.

پویا و خلاصه پایه باشد هر دوتاش.

لذا من خواهش می‌کنم تمرین‌هایی که داده میشه، تکلیف‌هایی که داده میشه، مباحثاتی که طراحی شده، جلساتی که طراحی شده، اینا رو شرکت بکنید.

اینا رو جدی بگیرید.

تدبر رو به عنوان یک مهارت به طرز کارگاهی.

ما اینجا کلاس بزرگه، جمعیت نسبتا زیاده.

نفر به نفر خیلی نمی‌تونیم تمرین بدیم اما گروه‌های مباحثاتی تشکیل شده برای همین منظور.

پس خواهش می‌کنم از خواهران و برادران که به این موضوع انشاالله توجه بیشتری داشته باشند.

به هر حال امروز اونچه گفتیم و اونچه شنیدیم انشاالله که خدا مرضی رضای خدا بوده باشه.

اگر ما در کلاممون یه جاهایی غفلتی حاصل شد، یه جاهایی اگر شاید بیش از اونچه بود چیزی گفته شد، کمتر از اونچه بود چیزی گفته شد.

اگر چنین چیزهایی بود انشاالله خدا بر ما ببخشد.

ما اونچه که دنبال می‌کنیم از این صحبت‌ها فقط یک ترجیع بند داره.

ضرورت توجه به قرآن کریم.

قصد نشان رفتن انگشت اتهام سمت هیچ بزرگواری رو نداریم.

ولی یک اعتراض عمومی داریم که بالا تا پایین ما رو می‌گیرد.

اون اعتراض اینه که پیغمبر خدا فردای قیامت خواهد فرمود "یا رب إن قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا".

ما اون روز مشمول این شکایت نباشیم.

من قرآن رو به این مردم دادم اما اون‌ها قرآن رو مهجور قرار دادن و به قرآن توجهی نکردن.

تمام عرض بنده اینه.

اگر جایی ما حرفی زدیم راجع به مسئولینی، کسانی که اونا نه توجه به قرآن داشتن ما حواسمون نبود، انشاالله خدا به همه اون‌ها توفیق بده.

توفیقاتشون رو در خدمت قرآن بیشتر کنه.

اگر نه حرف ما به جا بود و واقعا این بی‌توجهی وجود داشت.

خدا انشاالله آگاهی بهشون بده، به وظایفشون در واقع عالم و عامل قرارشون بده انشاالله.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

[موسیقی آرام]