ددرس‌گفتارها

[موسیقی] بسم الله الرحمن الرحیم.

بنده هم برای اینکه این جلسه ذکر مصیبت سید الشهدا علیه السلام به هر حال کامل‌تر بشه بخشی از خطبه حضرت در منا رو از رو می‌خونم ترجمه‌ش رو.

بعد از اینکه حضرت در منا خطاب به علما و بزرگان جهان اسلام مطالبی رو در فضیلت اهل بیت علیهم السلام یادآوری فرمودند، اینطور خطاب کردند که ای مردم از آنچه خدا به آن اولیای خود را پند داده پند گیرید.

مانند بدگویی او از دانشمندان یهود آنجا که می‌فرماید چرا دانشمندان الهی آنان را از گفتار گناهشان باز نمی‌دارند؟

و می‌فرماید از میان بنی اسرائیل آنان که کفر ورزیدند لعنت شدند تا می‌فرماید چه بد بود آنچه می‌کردند و بدین سان خداوند آنان را نکوهش کرد چون آنان از ستمگر، ستمگر میان خود کارهای زشت و فساد می‌دیدند و نهیشان نمی‌کردند و به طمع آنچه از آنها به ایشان می‌رسید و از بیم آنچه از آن می‌ترسیدند با اینکه خدا می‌فرماید از مردم نترسید و از من بترسید و می‌فرماید مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند به کارهای پسندیده وامی‌دارند و از کارهای ناپسند باز می‌دارند.

با این حال اینها به خاطر ترس و به خاطر طمع از نهی از منکر و امر به معروف خودداری کردند.

پس در قرآن نکوهش شدند.

خدا امر به معروف و نهی از منکر را که تکلیف واجبی است از خود آغاز کرده است زیرا می‌دانسته که اگر این فریضه ادا شود و برپا گردد همه فرایض از آسان و دشوار برپا شوند.

چرا که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است همراه رد مظالم و مخالفت با ظالم و تقسیم بیت المال و غنائم و گرفتن زکات از جای خود و صرف آن در مورد به سزای خود.

سپس شما ای گروه نیرومند دسته‌ای هستید که به دانش و نیکی و خیرخواهی معروفید و به وسیله خدا در دل مردم مهابتی دارید که شرافتمند از آن حساب می‌برد و ناتوان شما را گرامی می‌دارد و آنان که هم‌درجه شمایند و بر آنها حق نعمتی ندارید شما را بر خود پیش می‌دارند.

شما واسطه هوایجی هستید که از خواستارانشان دریغ می‌دارند و به هیبت پادشاهان و ارجمندی بزرگان در میان راه گام برمی‌دارید.

آیا همه اینها از آن رو نیست که به شما امیدوارند که به حق خدا قیام کنید؟

به علما و بزرگان جهان اسلام حضرت می‌فرمود شما مورد احترام امتی‌اید و فلسفه این احترام اینه که مردم توقع دارند شما به حق خدا قیام کنید.

یه کاری برای خدا کنید.

قدمی برای خدا بردارید.

اگرچه از بیشتر حقوق خداوندی کوتاهی کرده‌اید از این رو حق امامان را سبک شمرده، حقوق ضعیفان را تباه ساخته‌اید و به پندار خود حق خود را گرفته‌اید.

شما در این راه نه مالی خرج کردید و نه جانی را برای خدا که آن را آفریده به مخاطره انداختید و نه برای رضای خدا با عشیره‌ای در افتادید.

آیا شما به درگاه خدا بهشت و هم‌نشینی پیامبران و امان از عذاب او را آرزو دارید؟

ای آرزومندانه به درگاه خدا، من می‌ترسم از کیفری از کیفرهای او که بر شما فرود آید زیرا شما از کرامت خدا به منزلتی دست یافته‌اید که بدان بر دیگری برتری دارید و کسی را که به وسیله خدا بر شما شناسانده می‌شود گرامی نمی‌دارید.

یعنی شما به خاطر خدا مورد احترامید اما امامتون رو در نمی‌یابید.

با اینکه خود به خاطر خدا در میان مردم احترام دارید.

شما می‌بینید که پیمان‌های خدا شکسته شده و نگران نمی‌شوید با اینکه برای یک نقض پیمان پدران خود به هراس می‌افتید.

می‌بینید که پیمان رسول خدا خوار و ناچیز شده و کور‌ها و لال‌ها و از کار افتاده‌ها در شهرها رها شده‌اند و رحم نمی‌کنید و در خور مسئولیت خود کار نمی‌کنید و به کسانی که در آن راه تلاش می‌کنند وقفی نمی‌نهید و خود به چاپلوسی و سازش با ظالمان آسوده اید.

همه اینها همان جلوگیری و بازداشتن دست جمعی است که خداوند بدان فرمان داده و شما از آن غافلید.

مصیبت شما از همه مردم بزرگتر است زیرا در حفظ منزلت علما مغلوب شدید.

کاش در حفظ آن تلاش می‌کردید.

این برای آن است که زمام امور و گذرگاه احکام یعنی همون پست‌های کلیدی.

اینا رو به دست عالمان به خداست که به دست عالمان به خداست که بر حلال و حرام خدا امین‌اند و از شما این منزلت را ربودند و آن از شما ربوده نشد مگر به واسطه تفرق شما از حق و اختلاف شما در سنت پیامبر با اینکه دلیل روشن بر آن داشتید و اگر بر آزارها شکیبا بودید و در راه خدا هزینه‌ها را تحمل می‌کردید، زمام امور دین خدا به شما سپرده می‌شد و از جانب شما به جریان می‌افتاد و به شما برمی‌گشت.

ولی شما ظالمان را در جای خود نشاندید و امور دین خدا را به آنان سپردید تا به شبهه کار کنند و در شهوت دلخواه خود راه روند.

فرار شما از مرگ و خوش بودن شما به زندگی دنیا که از شما جدا خواهد شد، آنان را بر این منزلت چیره کرده است.

بدین سان ضعیفان را به دست آنان سپردید که برخی را برده و مغلوب خود ساختند و برخی را ناتوان و مغلوب زندگی روزمره کردند.

در امور مملکت به رای خود تصرف می‌کنند و با هوسرانی خویش ننگ و خاری پدید می‌آورند.

به سبب پیروی از اشرار و گستاخی بر خدای جبار در هر شهری خطیبی سخنور بر منبر دارند که به سود آنان سخن می‌گوید.

سرتاسر کشور اسلامی بی‌پناه مانده و دستشان در همه جای آن باز است و مردم بردگان آنهایند.

مردمی که هیچ دست برخورد کننده‌ای از خود ندارند.

آنان که برخی زورگو و معاندند و برخی بر ناتوان سلطه گر و خشن خوی‌اند.

فرمانروایانی که نه خدا شناسند و نه معاد.

شگفتا و چرا در شگفت نباشم که دیار اسلامی در اختیار فریبکاری نابکار و مالیات بگیری ستمگر و فرمانروایی بی‌رحم بر مؤمنان است.

پس خدا در آنچه ما کشمکش داریم حاکم است و در آنچه اختلاف داریم داوری می‌کند.

خدایا!

تو می‌دانی که آنچه از ما سر زد برای رقابت در فرمانروایی و نیز دسترسی به مال بی‌ارزش دنیا نبود، بلکه از آن روست که نشانه‌های آیین تو را بنمایانیم و سروسامان بخشی را در سرزمین‌هایت آشکار سازیم تا بندگان ستم‌دیده تو آسوده گردند و به فرایض و سنن و احکام تو عمل کنند.

و شما ای مردم!

اگر ما را در این راه مقدس یاری نرسانید و در خدمت ما نباشید، ستمگران بیش از پیش بر شما نیرو، نیرو گیرند و در خاموش کردن نور پیامبر شما بکوشند.

خدا ما را بس است و بر او توکل داریم و به سوی او باز می‌گردیم و سرانجام به سوی اوست.

صلواتی بفرستید.

[صدای جمع] اللهumma صل علی محمد و آل محمد این یکی از سخنرانی‌های حضرت شهدا علیه السلام در منا در مکه است.

قبل از اینکه از مکه به سمت کوفه حرکت کنند.

خطاب به بزرگان جهان اسلام که آن روز جمع بودند در مکه و در منا مخاطب بودند ولیکن کسی با حضرت همراه نشد.

یعنی حضرت با وجود این سخنرانی همونطور با همون جماعت اندک به سمت کوفه راه کش کردند قبل از اینکه حج‌شون رو تمام بکنند و راهی که حضرت آغاز کردند و در این راه قدم نهادند، انقلابی که شروع کردند، قیامی که شروع کردند به طور حتم این قیام به پایان خودش نرسید.

این قیام با شهادت حضرت وارد فصل جدیدی شد و هنوز هم که هنوزه بعد از هزار و چهارصد سال همچنان پرچم قیام حضرت در اهتزاز است و این مکتب و این انقلاب یاران خود را می‌طلبد.

مردان الهی، زنان الهی را می‌طلبد که بپیوندند، ملحق بشوند، همراه بشوند تا زمانی که اون هدف یعنی حاکمیت حق و عدالت، حاکمیت توحید و عدالت محقق بشه این قیام ادامه داره.

به طور حتم عزاداری بر سید الشهدا علیه السلام که جزء آداب و رسوم و فرهنگ دیرینه مسلمین و شیعیان هست، یکی از مهم‌ترین فلسفه‌ها و یکی از مهم‌ترین حکمت‌هاش زنده نگه داشتن این قیام و این انقلاب که به فراموشی سپرده نشه.

یادمون باشه که حضرت پرچمی رو بلند کرد برای هدفی که اون هدف هنوز به طور کامل محقق نشده.

در جهان اسلام و در جهان بشریت مطمئنا حضرت فقط جهان اسلام اون روز رو هدف خود قرار نداده بود بلکه اون گام اول بود و بعد از اون جهان بشریت مدنظر بود.

همون کاری که اگر روزی امام زمان علیه السلام قیام کنند برای همون قیام می‌کنند.

خب این هدف محقق نشده.

امروز در جهان اسلام و در جهان بشریت خبری از حاکمیت عدالت نیست.

در مملکت ما هم که پرچمی برای برپایی عدالت چهل سال قبل از این، چهل و چند سال قبل از این برافراشته شده، امروز خطرات زیادی تهدیدش می‌کنه که همچنان پای آرمان عدالت این پرچم بمانه، در اهتزاز باشه.

خدای نکرده دنیا و دنیاگرایی صاحبان پرچم رو گرفتار نکنه.

این پرچم تا رسیدن به هدفش که حالا فعلاً یه خطه‌ای از جهان اسلامه هنوز راه زیادی داره دشمنان زیاد و راه طولانی.

تا چه رسد که در جهان اسلام بخواد مسلط بشه.

تا چه رسد که بر جهان بشریت بخواد حق و عدالت حاکم بشه.

راه، راه طولانی است در پیش.

مخاطب این سخنرانی سید الشهدا [عس] در مقام تطبیق فقط عالمان و بزرگان اون زمان نبودند.

همه عالمان، همه کسانی که چیزی از دین فهمیده‌اند، چیزی از حق و عدالت فهمیده‌اند، مخاطب این سخن‌اند که همراهی کنند با حضرت توی این قیام.

آنچه که ما گاهی از اون دلخسته می‌شیم اینه که متأسفانه به خاطر یک سری مسائلی، یک سری دست‌هایی، یک سری نگاه‌هایی در طول زمان یه مقدار تبدیل شده در یه بخش‌هایی از جهان اسلام، تو یک جریان‌هایی در جهان اسلام جابجا شده.

یعنی مردم بیشتر با نگاه عافیت طلبانه، با نگاه بالاخره شخصی، فردی و منفعت جویانه مادی به این مقوله‌ها نگاه می‌کنند و این نگاه اگر جبران نشه، کامل نشه، اصلاح نشه خطره، خطره.

بدون شک قبل از هر اتفاقی که بخواد بیفته در دوران حکومت حق و عدل قبل از هر چیزی باید مردان و زنان الهی لبیک بگن به حل من ناصر اولیای الهی به حل من ناصر اهل بیت [ع] و پای آرمان توحید و عدالت ولایت مدارانه بایستند.

یعنی اون نگاه یاری رساندن، اون نگاه لبیک گفتن، اون نگاه برای این مکتب و برای اهداف این مکتب جان و مال دادن.

این نگاه، اون نگاه اصلی است که باید در مکتب عاشورا دنبال بشه و نگاه‌های دیگر که به هر حال از این دستگاه یک جلوه‌ای بسازد که این جلوه بالاخره تعریفش به این باشه که مشکلات منو حل بکنه.

این مسئله است.

ما نمیگیم این برکت در فرهنگ اهل بیت نیست.

این برکت در مزاج شریف اهل بیت نیست.

این برکت در عزاداری‌ها نیست.

حاجت نمی‌دهند.

نمی‌دونم توجه نمی‌کنند.

همه هست اما اینا اصل نیست.

اینا فرع ماجراست.

اینا اون پذیرایی نقل و شیرینی توی صحنه است.

اصل ماجرا اینه که ماها باید آماده جانفشانی تو این مکتب به در راه این مکتب باشیم.

الان شما نگاه کنید یک مملکت عراق فقط به یک مملکت عراق نگاه بکنید.

تو این سال‌های زندگیتون برید عراق رو بکاوید.

یک مطالعه عراق شناسی در سال‌های زندگیتون برید داشته باشید.

نه درش وحدتی میاد، نه درش عدالتی میاد، نه درش آرامشی میاد، نه امنیتی میاد.

هیچ.

مردمی که هر روز یک روز در حاکمیت بعثی‌ها بعد از بعثی‌ها جور دیگر باز هر روز به یک سمتی کشیده می‌شن.

تکلیفشون با خودشون حتی معلوم نیست.

دنبال چین؟

چی میخوان؟

تو مملکت خودشون نمی‌تونن بر اساس اسلام یک آرامش نسبی حتی به وجود بیارن.

خب در حالی که بالاترین انتساب رو بالاترین نگاه ارتباطی و انتساب به مکتب سید الشهدا رو از نظر حرم، حرم سید الشهدا، حرم حضرت عباس [ع].

بالاخره کربلا اونجا واقعه، نجف اونجا واقع کاظمین سام، سامرا بالاترین انتساب رو دارن.

بالاترین نسبت جغرافیایی و نسبت فرهنگی رو دارن.

چرا اینطوره؟

چون رو فروע سرمایه‌گذاری کردن، نه رو اصول.

پیش هر کدومشون که میری نگاهشون اینه که بله مریض شدم، شفا بگیرم، مرده ببرم زنده بشه.

بعد شما می‌خواید چکار کنید؟

برنامه‌تون چیه؟

یعنی کلاً اینجا یه بنگاه شفا و معاملات و ازدواج و چی، چی، چکار می‌کنید؟

یه تکونی به خودتون بدید.

مسلمانید، شیعه‌اید.

این مکتب، مکتب قیام در مقابل ظلمه.

بعد ظلم پذیری دارید، ظلم کردن دارید.

برید ببینید کجای کار داره می‌لنگه که این سرمایه دست شماست در وهله اول اما خروجی نمیده.

کجای کار داره می‌لنگه؟

همون زمانم که سید الشهدا [ع] رو دعوت کردن برای نون دعوتش کردن دیدن نونشون به خطر افتاد، کشتنش.

بنا بود شما جون بدی نه نون بخوری.

[مکث] تا دید جون به خطر افتاد، نون به خطر افتاد، آبرو به خطر افتاد، محاصره کرد، کشت.

همونی که دعوت کرده بود.

ما عاشورا برای همین گریه می‌کنیم.

غیر از اینه من اشتباه میگم بگید اشتباه میگی.

ما عاشورا برای همین گریه می‌کنیم.

جمع می‌شیم میگیم همونایی که دعوت کرده بودن به شهادت رسوندن.

غیر از اینم نیست.

کوفی‌ها کشتن.

هیچ تاریخی ننوشته که از شام لشکر اومد.

هیچ تاریخی.

کوفی‌ها کیا بودند؟

محبان اینا بودند، مردم اینا بودند، دعوت کنندگان این گروه بودند.

حساب کوفه از کل جهان اسلام جدا بود.

نه از مدینه توقع می‌رفت، نه از مکه توقع می‌رفت، نه از عراق توقع می‌رفت، نه از ایران توقع می‌رفت.

اما کوفه پایگاه اهل بیت بود.

مقر حکومت علی علیه السلام بود.

خاطره عدالت علی علیه السلام رو با خودش داشت تو کوفه.

لذا اینا دعوت کرده بودن به عنوان پیشتازان جبهه اسلام.

اما وقتی عبیدالله خدا لعنتش کنه با زر و زور و تزویر آمد این مردم رو از کار انداخت، فلج کرد.

اون اتفاقی که نباید افتاد.

ولی باز از این نگاه دست بر نمی‌داریم.

دست بر نمی‌داریم.

چون هدف رو گم کردیم یعنی فکر می‌کنیم هدف گریستنه.

گریستن هدف نیست.

یک قطره اشک معنادار بر سید الشهدا زمین و زمان رو جابجا می‌کنه، کوه‌ها رو تکون میده، انسان را متحول می‌کنه، جامعه را متحول می‌کنه.

اما یک کیلو اشک بریزی نفهمی برای چی هیچ اتفاقی نمی‌افته.

شما تخلیه میشی.

برای آرامش روانی و عصبی شماها خوبه اونوقت.

اون نیست هدف.

حالا عیب نداره اگر مردم گریه نکنند ولی عیب داره اگر نفهمن چی شد.

این مسئله مهمه.

من اینو که عرض می‌کنم یک جنبه نصح و دلسوزی درش هست، نه یک جنبه خدایی نکرده بد دلی توش نیست، نصح و دلسوزی درش هست که به خصوص تو این ایام هر فرصتی که براتون دست میده ما خودمون سیرتمون اینه.

من همین تو این ایام که می‌رسه تو خونه هر چند وقت هر روز یک باری، دوباری به اندازه‌ای که فرصت حاصل میشه باز می‌کنم یه خطبه‌ای از سید الشهدا، از حضرت سجاد، از حضرت زینب، از فلسفه قیامشون، یه چیزی از این تاریخی که باید بدانیم و اگر ندانیم اشتباه می‌گیریم ماجرا را و مطلب را.

می‌خونیم، بررسی می‌کنیم، راجع بهش صحبت می‌کنیم.

اشک هم البته می‌ریزیم.

تو محافل هم همین‌طور، مجالس هم همین‌طور.

خیلی هنوز مونده تا ما همراه بشیم.

حالا بعضیا میگن آقا فلسفه قیام سید الشهدا باید گفته شود.

گفتن فقط نیست.

بله ممکنه خیلی گفته شد.

آقا خیلی گفتیم.

چرا همراه نمی‌شیم به اندازه کافی؟

این مسئله است.

این مسئله است.

چرا همراهیمون کمه؟

ضعیف می‌شیم یه جاهایی.

البته بازم در جهان اسلام بخواهید مقایسه کنید هیچ ملتی اندازه ملت مسلمان ایران با این مکتب و با این انقلاب همراه نبوده در طول تاریخ.

یعنی درصد بخوای بگیری، نسبت بخوای بگیری، نمره بدی باز نمره ملت مسلمان ایران تو این مسئله الحمد لله رب العالمین خیلی بالاتره.

نمونه‌ش دفاع مقدسه.

نمونه‌ش انقلاب اسلامیه که ثابت کردن مردم ایران که پای این آرمان ایستادن.

همین الانشم همینه.

ولی باز همین تا تحقق اهداف سید الشهدا زورش کمه هی هنوز.

این هنوز کمه.

کار خیلی هست.

خدایا قسمت میدیم به آبروی سید الشهدا علیه السلام به ما توفیق بذل مال و جان در مکتب سید الشهدا، به ما توفیق همراهی حقیقی با اون امام بزرگوار و انقلاب اون امام بزرگوار رو عنایت بفرما.

[همهمه] توفیق یاری این امام بزرگ و یاران این امام بزرگ رو در طول تاریخ به ما عنایت بفرما.

توفیق یاری انقلاب خودمون، دلسوزان انقلاب خودمون، رهبر عزیز خودمون برای برپایی عدالت، برای مبارزه با ظلم، برای جلوگیری از فساد به ما عنایت بفرما.

[همهمه] هر دستی، هر فکری، هر تریبونی، هر گروهی، هر پستی، هر میزی که بر خلاف آرمان حق و عدالت حرکت می‌کنه، خدایا دست صاحبش رو از اون کوتاه بفرما.

[همهمه] اونا رو به سزای اعمالشون برسون.

[همهمه] شایستگان را بر ما و امور ما و امور جهان اسلام مسلط بفرما.

[همهمه] جهت تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، شادی قلب نازنین حضرت، سلامتی وجود مقدسشون اجمعا صلوات بفرستیم.

[همهمه] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل