د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۴
دارای متن همگام
آسیبشناسی قرآنی جایگاه اربعین در نظام دین فایل ۲۴ از سطح ۵ سال ۱۴۰۱ - علی
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۶:۰۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۲ سرفصل
## آسیبشناسیِ قرآنیِ جایگاه اربعین در نظام دین
۰:۱۵
## ظهور در قرآن؛ غلبه نه فقط آشکارشدن از خفا
۲:۱۳
## فرمول غلبه در سورهٔ صف؛ از جهاد تا انصارالله
۲:۳۳
گام سوم:
۵:۳۲
## اهداف سیدالشهدا و اربعین؛ پاسخ به هل من ناصر
۷:۲۶
## شاخصهای دینداری؛ ایمان به غیب، نماز، زکات
۱۱:۲۰
## حج را پولخوردهٔ ثواب نکنید؛ تعظیم کربلا بدون تصغیر حج
۱۳:۵۳
## مقایسهٔ نادرست با بسیجیِ خاک و خون
۱۵:۳۷
## تمثیلِ کولر و سکه و لوستر
۱۷:۲۹
## توازن شبکهٔ دین؛ مراسم و وظایفِ زمینمانده
۲۱:۱۶
## دشمن اربعین را میزند؛ ما پرچمها را نگه میداریم و از وظایف غافل نمیشویم
۲۱:۳۷
## ترویج قرآن به روش تدبری؛ موکبهای قرآنی در مسیر اربعین
۲۴:۳۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یک مطلبی رو میخواستم در این
فرصت چند دقیقهای خدمتتون تقدیم کنم.
مطلبی که حالا ما شاید بعضی وقتها گفتیم بعضیا شنیدن.
احیاناً نیاز به جمعبندی داره در ذهنشون تا سوء تفاهم ایجاد نکنه یا اینکه یک معرفت قرآنی نسبتا روشنی رو
انشاءالله برای همه ما ایجاد بکنه.
یک ذکر صلواتی داشته باشید تا وارد بشیم.
اللهم صل على محمد و آل محمد عجل فرجهم. ببینید
راجع به مسئله اربعین این مطلب حقیر،
راجع به اربعین گاهی اوقات
، ما شاهد ، یک
موج و جو خاصی تو جامعه هستیم
که دیدگاههای مختلفی رو
در واقع ایجاد میکنه در ذهن
صاحبان فکر و قلم،
اهل تریبون و منبر، دیدگاههای مختلف و متنوعی دارند.
، این دیدگاهها به نظر میاد برخیش احتیاج به ویرایش داره.
حالا ، اون دیدگاههایی که اربعین رو میخواد کلاً
از دور مناسک دینی
و آیینی و انقلابی اسلام
بذاره کنار که اصلاً تکلیفش روشنه.
من فعلاً ویرایش اونها مد نظرم نیست.
ما اونها رو قبول نداریم. یه کسی
این اجتماع اربعینی را بخواد یک اجتماع بیمعنایی قلمداد بکنه که خب قطعاً
این دیدگاه با مصرحات
قرآن، روح قرآن
و روایات
منافات داره و سازگار نیست.
اجتماع هدفمند مسلمین هست
در احياء قیام اباعبدالله علیه السلام
و به نتیجه رساندن قیام اباعبدالله علیه السلام.
یک اجتماعیست که با کمترین توجهی میشود فهمید مورد
عنایت پروردگار عالمه، مورد دعای امام زمان علیه السلامه
و یکی از نقاط امیدواری به
جوان زدن و رشد کردن
اون درخت تنومند انقلاب سید الشهدا علیه السلام در عصر حاضره.
این که توش بحثی نیست، روشنه
. چیزی که ما یه گداری راجع بهش صحبت کردیم و هنوز هم فکر میکنم جای این صحبت باقیه،
اینه. ما برای
تحقق اهداف قیام سید الشهدا علیه السلام
مقدماتی لازم داریم
. من میگم اولاً هدف قیام سید الشهدا علیه السلام تحققش در زمان ظهور اتفاق میفته.
عمده این تحقق کمال
این تحقق در زمان ظهوره.
پس ما هر چیزی میگیم راجع به تحقق اهداف قیام سید الشهدا علیه السلام،
اینا همه تحقق ظهور مقدمه تحقق ظهوره
. ظهور که گفته میشه گاهی تلقی میشه ظهور یعنی از خفا
خارج شدن. یعنی خیلیها تصورشون از کلمه ظهور اینه.
امام زمان مخفیست.
یه روزی چه میشود؟ ظاهر ظاهر میشود.
یعنی ظهور در مقابل اختفاء،
در مقابل مخفی بودن.
گویا ماجرا میاد در سطح
مرئی و نامرئی بودن یه وقتایی تلقی میشود
. اما ما قرآن کریم رو که نگاه میکنیم میبینیم قرآن کلمه ظهور را
در یک فاز بالاتری داره به کار میبره.
سوره صف رو شما ببینید. در سوره صف خدا میفرماید هو الذي ارسل رسوله بالهدى و دین الحق ليظهره.
يظهره یعنی اینکه او را ظهور ببخشد.
حالا او را ظهور ببخشد یعنی اینکه او را آشکار کند؟
یعنی چی؟ غلبه او را غلبه دهد.
پس ظهور در فرهنگ قرآن غلبه است.
ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون.
خدا میخواهد پیغمبر را بر تمام دین در سراسر زمین غلبه دهد
هر چند که مشرکان خوششان
نیاید. این یک. در همین سوره صف
فرمول غلبه را هم میده.
يا أيها الذين آمنوا یه بار میگه يا أيها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون چرا سستی میکنید در
جهاد .
بعد گام دوم رو برمیداره. يا أيها الذين آمنوا هل أدلكم على تجارة تنجيكم من عذاب أليم.
اون چیه؟ تؤمنون بالله ورسوله وتجاهدون.
ترغیب میکنه به جهاد. گام سوم چیه؟
يا أيها الذين آمنوا كونوا أنصار الله
برسید به مقام انصار اللهی
كما قال عيسى ابن مريم للحواريين من أنصاري إلى الله.
عیسی را به یاد بیارید که گفت هل من ناصر
ينصرني میگفت من أنصاري إلى الله.
قال الحواريون نحن أنصار الله.
وقتی حواريون گفتن نحن أنصار الله فآمنت طائفة من بني إسرائيل وكفرت طائفة.
اون وقت مردم دو دسته شدند،
مؤمن و کافر. فأيد الذين آمنوا على
عدوهم فأصبحوا،
أصبحوا ظاهرين.
اینا به ظهور رسیدن
اینا ظاهر شدن یعنی چی شدن؟
غالب شدن. أيدنا الذين آمنوا على عدوهم فأصبحوا
ظاهرین. اینا غالب شدن.
اینا مسلط شدن. فرمول ظهور اینه که
هل من ناصر ینصرنی.
پیغمبرتون، امامتون، ولیتون بیجواب
نماند. شما برید تو میدان.
شما اگر حواری گونه، انصارالله گونه رفتید تو میدان،
ظهور اتفاق می افتد.
غلبه، فرایند غلبه و ظهور
کلید میخوره، اتفاق میفته.
آشکار شدن امام زمان شاید در یک روز و یک ساعت مشخص اتفاق بیفته
ولی فرایند ظهور در یک لحظه
نیست. یک فرایند
زمانبره، یک فرایند طولانیه.
فرایند ظهور از زمانی که پیغمبر مبعوث شده کلید خورده،
با فراز و نشیب داره پیش میره
تا زمانی که این در به قیام امام زمان علیه السلام به نهایت خودش برسه.
اون هدف و الذي أرسل رسوله بالهدى ودین الحق ليظهره على الدين كله این هدف محقق بشه.
خب پس تحقق هدف سید الشهدا علیه السلام هم همینه.
سید الشهدا چی میگفت؟ میگفت هل من
ناصر ینصرنی.
هست کسی منو یاری کنه؟ اما
تعداد آدمهایی که این ندا را لبیک گفتن
پاسخگوی این قیام
نبود. برای بشر یک بار دیده شد و ثابت شد آقا هل من ناصری که شما لبیکش رو نگی اینه دیگه.
میشه عاشورا. میشه عاشورا.
حالا ما تو اربعین دنبال چیایم؟ اربعین
بله عزای سید الشهدا هست.
اقامه عزای سید الشهدا هست.
احیا فرهنگ عاشورا هست. اما رویکرد چیه؟
رویکرد پاسخ هل من ناصر دادنه.
چگونه؟ این چگونگیش خیلی مهمه.
وقتی میرسیم به چگونگی این هل من ناصر پاسخ دادن به این هل من ناصر،
مجبوریم برای پاسخ به اینکه چگونه باید
ندا و نوای امام را لبیک گفت بیایم سراغ چی؟
قرآن. قرآن کتاب امامه.
کتاب امامت، امام شناسی،
ولایت پذیری، تو خط امام قرار گرفتن کتابش قرآنه.
عهد امام و امت قرآنه.
میایم سراغ قرآن. پس میفهمیم اون ظهوری که منتظرش هستیم
با انس ما و التزام ما
به چی تأمین میشه؟ به قرآن.
گرفتید اینو؟ حالا اینو بذارید،
این سری که من اومدم رو بگذارید بغل یه جملهای که براتون نقل میکنم.
چی این همه بودجههای قرآنی که هست ها تو مملکت
دارید برای قرآن میدید؟ هیچی هم نمیشه.
بیاید خرج کنید اینا رو بدید پول پاسپورت اربعینیها رو بدید
مردم برن اربعین. پول ویزای اینا رو بدید
از اینا پول نگیرید. آقا قربونت برم
هر جا رو میزنی بزن.
قرآن رو چه کار داری آخه تو؟ اون اربعینی که
از جاده قرآن نمیگذره اربعین نمیشه.
اون تو سر زدنه. الان که چند میلیون نفری، چند صد میلیون نفر هم جمع بشن تو سرشون بزنن ظهور به معنی غلبه،
غلبه اسلام، غلبه حق اتفاق
نمیفته. ظهور وقتی اتفاق میفته که فرهنگ قرآن تو جامعه پیاده بشه.
مگه میشه قرآن رو مردم نشناسن
و ظهور اتفاق بیفته؟ مگر اینکه قرآن دروغ بگه.
مگر اینکه حرفهای خدا نعوذ بالله کشک باشه.
این رو ما نمیپذیریم. این جابجا کردن معیارها رو ما قبول نداریم.
آقا معیارها را جابجا نکنید.
میخواید به اربعین اهمیت بدید؟
بدید. میخواید اربعین برید؟
برید. میخواید تبلیغ کنید اربعین را؟
تبلیغ کنید. ما هم نوکر اربعینیم.
ما هم میریم اربعین. اربعینی بودیم، هستیم و خواهیم بود.
اما نیا یک دفعه دین را، قرآن را، کتاب را، التزام را
در مقابل اربعین کوچک کن.
این رویکرد، رویکرد افراطی و غلطه.
منتج نیست. جواب نمیده.
این رویکرده که باعث میشه طرف
فرض بفرمایید حالا موارد اینو بخوام مثال بزنم من در یک جلسهای یه بار گفتم.
گفتم آقا شاخصهای دینداری که قرآن رو اونا تأکید میکنه میدونی اولین شاخصهای دینداری
سه تاست. ایمان به غیبه، اقامه صلاة، ایتاء
زکاته. تو یه جامعهای که زکات فراموش شده
شاخص اصلی دینداریه.
بدیل و جایگزین هم نداره.
سرمایهداران قدر قدرت این جامعه به راحتی زکات نمیدن.
زکاتی وجود نداره. فقر بیداد میکنه.
اختلاف طبقاتی کمرشکن شده.
عیب نداره شما ده بار میگی اربعین بگو.
مانع غیب. لذا مردم بفهمن از اربعین دنبال
چی باید باشن. ما میریم اربعین که از اربعین برگردیم چی بشه؟
چه تحولی در ما اتفاق بیفته؟
در جامعه ما اتفاق بیفته؟
چرا پس رو منبر ها راجع به زکات تأخیر شده حرفی نمیزنید؟
خب اینم شاخص دینه. میگیم شاخصها را جابجا نکنید.
من همین حرفو در یک منبری زدم
از منبر اومدم پایین. حاج آقا شما با دشمن همصدا شدی.
دشمن اربعین رو میزنه شما هم میزنید.
میگم آقا این زدن اربعینه؟ اینکه
بگیم آقا به اربعین جهت باید بدید.
اربعین روح میخواهد، فلسفه دارد.
اون حج خانه خدا فلسفه دارد
از فلسفه اون خالی، خالی بشه، تهی بشه.
یه نمایشی میشه. اربعین هم همینه.
فلسفه دارد. تبدیلش نکنیم به یک اجتماعی که از فلسفه ش تهی باشه.
خب حالا الحمد لله نمیخوام بگم تهیستها
ولی نوع یه وقتایی انسان نوع تبلیغ، نوع میدان داری، نوع لیدری ها
را که میبینه آدم نگران میشه.
میبینه که نه این مسیری که داریم میریم
من حتی از زبان بعضی از این بزرگان تا اینجا من میخوام بگم ها مستقیم اینایی که میگم مستقیم شنیدم.
اولا مثلا من تو پرانتز اینو میگم.
اومدن گفتن آقا بله ما روایت داریم که کسی
داره به سمت زیارت امام حسین علیه السلام میره.
این هر قدمی که برمیداره
ثواب یک حج مقبول
برای او نوشته میشه. خیلی خب
چند تا قدم برداشتید از نجف تا اینجا؟
فرض کن اینقدر قدم.
خب پس میشه اینقدر حج مقبول.
ما اولا یک گلایه ای داریم آقا جون
حج را نکنید پولخورده ثواب شمردن.
شما برید نگاه کنید امام علی، امام سجاد که بعد امام حسین بوده،
امام صادق، امام باقر
تمام ماه رمضان به ما یاد بدن آرزوی حج کن.
حج بزرگترین، عظیمترین اجتماع جهان اسلامه.
اجتماع توحیده. اجتماع ابراهیمه.
اجتماع محمد صلی الله علیه و آله و سلم
. آقا شما کربلا را بزرگ میکنی بکن.
زیارت را تعظیم میکنی تعظیم کن.
حج را کوچک نکن.
بله کربلا روح حجه.
اما معنیش اینه که حج کم اهمیته.
نه. محل بحثه که شما حج رو بکنید پولخورده ثواب شمردن.
این محل بحثه باید روش فکر بشه.
به این سادگی نیست که بله من یه روایت دیدم در فلان جا قبول کردن.
باید یه روایتی با روح قرآن بخونه، با روح اسلام بخونه.
صرف اینکه همه چیزو بیاییم بکنیم پولخورت که نمیشه.
گفتم یه بار بهتون روایت داریم کسی
بین الصلاة بین، بین اعظام اقامه یه قدم بره جلو برگرده عقب مثل کسی است که در راه خدا به خون خودش غلتیده.
آقا من نمیتونم این روایتو بپذیرم.
یعنی چی؟ در راه خدا به خون خودش غلتید که یه قدم رفت جلو، یه قدم اومد عقب.
چرا؟ این کجای قرآنه؟
این کجای عقله؟ کجای منطقه؟
نه آقا شما نمیفهمید. خب شما که میفهمید بگید.
توضیح بدید. اگر بنا بود ما هرچه را شنیدیم بپذیریم،
چرا بعد اهل بیت به ما میگفتن آقا از
ما هرچه به شما نقل کردن به قرآن
عرضه کنید .
روایت داریم این شد این میشه، این شد این میشه.
همه چیز را سطحی. حالا من بیام بگم آقا روایت داریم آقا بری حرم فلان امامزاده انگار صد بار رفتی حرم امام حسین.
خب اصلاً حرم امام حسین هم نریم. بریم امامزادهها.
آخه این چه بحثیه؟ این چه مدل، این چه نوع ترغیب و تشویقی است؟
حالا از این بگذریم. بعد اومدن گفتن که خب
در دین اسلام شعائر خیلی مهمه.
خیلی خب شعائر خیلی مهمه. ما شعائر از تقوای قلوبه، قبوله از تقوای قلوبه.
بعد بحث رسید به اینجا که فلان
آیت الله بزرگ هیچ وقت بیانیه صادر نکرده الا موقع پردهبرداری از
گنبد طلای حضرت معصومه سلام الله علیها.
فقط اون موقع بیانیه داده. این نشون میده که چقدر
شعائر مهمه و ایشون میگه این از
شعائره که آقا ما اومدیم گنبد رو چیکار کردیم؟
طلا کردیم، آجرهاشو طلا کردیم.
من تا اینجام هنوز میگم من حرفی باز اینجا ندارم.
اما وقتی تحلیل شما این میشود،
یه نفر سؤال میکنه میگه آقا بعضیا سؤال میکنن که
مثلاً این عالم بزرگوار چرا در فلان مسئله مهم اجتماعی
در فلان مسئله مهم مثلاً سیاسی هیچ بیانیهای
صادر نکرده. میگه کار نیکان را قیاس از خود
مگیر. تو چی میفهمی؟ یعنی سؤال هم نکنید
که چرا؟ سؤال نکنید که آقا چرا در این جامعه
قبل از اینکه اهمیت
طلاکاری گنبد بازگو بشود و مردم طلاهاشون رو بدن،
چرا تو این جامعه به اندازه کافی اهمیت یتیم داری تبیین نشد که یتیمها جمع شن؟
چرا اهمیت فقر زدایی تبیین نشد که فقرا جمع شن؟
ما نمیگیم بیایید اونو با این مقایسه کنیم.
یه مغالطه اسرائیلی درست کنیم که آقا پس مردم به حرمها کمک نکنن.
نه. اما میپرسیم
که چرا اگر الان یه نفر آمد اینجا گفت آقا میخوایم طلا جمع کنیم برای گنبد
فرض کنید اینقدر طلا جمع بشه.
بیاد بگه میخوام طلا جمع کنم برای جهیزیه اینقدر هم جمع
نشه. طلا جمع کنم برای یتیم اینقدر هم جمع نشه.
برای مریض داره میمیره تو بیمارستان اینقدر هم جمع نشه.
این تفاوت باور را کی تو جامعه ضامنه؟
کی شاخصها را جابجا کرده؟
که بعد در همون منبر رسیدن به این نقطه.
شما که الان آمدید اربعین،
کارتون حتی از اون
بسیجیهایی که زمان جنگ تو خاک و خون
غلتیدن و مرزها را حفاظت کردن و حراست کردن، شما از اونم بالاترید.
شربت خوردید، فلافل خوردید، عشق و حال کردید ولی از او بالاترید.
آخه چرا؟ چرا
آقا اربعین بله. بریم اربعین بله.
همه رو من قبول دارم. صحبت من سر چیه؟
جابجا کردن شاخصها.
شاخصها را جابجا نکنید.
بذارید هر چیز در جای خودش بمانه.
از دین کاریکاتور درست نکنید
. دین متوازنه .
شما سراسر قرآن رو بگردی، اونقدر
که قرآن به یتیم اهمیت داده، به مسکین اهمیت داده،
به گرسنه اهمیت داده، به گرفتار اهمیت داده
و به لبیک گفتن به حل الناصر امام اهمیت داده.
اینو بیایید بگذارید یک کفه ترازو
بعدم بیاییم ببینیم خب حالا مثلاً کی گفته حرامه طلا بزنید به مسجد؟
باشه سیر باشید طلا هم بزنید جامعهتون گرسنههاتونو سیر کنید.
سیر شدن؟ اضافهست برید بزنید به در و دیوار مساجد.
کی جلوتونو گرفته؟ برید گنبدها رو هم طلا کنید.
صد کیلو تو این در طلا بذارید، صد کیلو تو این در طلا بذارید، دویست کیلو اونجا طلا بذارید.
هر چقدر دلتون میخواد از این کارا بکنید.
اما شاخصها را جابجا نکنید.
بذارید یکی، یکی. مثل این میمونه که ما اینجا آمدیم
کولر نداریم که یک هوای خنک داشته باشیم توش درس بدیم، درس بشنویم.
پس کن اینجاها ردیففف سکه بذاریم
تا اونجا. زیرش آینه بذار.
بابا خب کولر نیست داریم خفه میشیم.
کولر بذار باشه بعدم بیا سکه بکار
. یه صندلی بذار من بشینم روش
بعدا بیا اینجا لوستر مثلا چند صد میلیونی آویزون کن.
کی جلوتو گرفته؟ اما اگه شاخصها جابجا شد،
یکی داخل اینجا بشه میخنده میگه ها صندلیها
چوبی شکسته مثلا،
هوا گرمه دارن خفه میشن از در و دیوار هم طلا آویزونه.
یه کسی به ما نمیخنده اونوقت؟ نمیگه شما با چه معیاری، با چه میزانی اینجوری شدید؟
چطور شده که شماها تو این قسمت
که باید تو جامعه خودتون بین خودتون انصاف باشه،
عدالت باشه، نگرانی از وضعیت فقرا باشه،
اینا تو جامعه همه فروکش
، اما یه سری چیزای دیگه دائما بر طبلش کوبیده میشه.
ما میگیم آقا اگر توازن باشد نه لازمه کسی
با اربعین و با حرکت اربعین و با غیره مشکلی داشته باشه.
اینا همه لازمه. حج در جای خودش،
اربعین در جای خودش، حرم در جای خودش، زیارت در جای خودش،
عبادت در جای خودش، عزاداری در جای خودش.
وظایف دینی مثل انفاق، زکات، صلاة، توجه به نیازمندان، دخالت در مسائل جامعه،
هوشمند بودن، دشمن شناسی، مبارزه.
اینام در جای خودشون. هیچکدوم هم با همدیگه منافاتی
ندارن. یک شبکه متوازن، متعادل
معارف و احکام و حکم دین ما داریم که هممونم بهش چی هستیم؟
علاقهمندیم و پایبندیم به پاش ایستادیم.
اما وقتی من بیام یا کس دیگری بیاد
بخواد با نوع تبلیغش این توازن را به هم بزنه، ما تو جامعه شاهد اتفاقات
سختی هستیم اونوقت. مثلا
یکی از چیزهایی که انسان متحیر میمونه، من همیشه واقعا سر این موضوع متعجب میشم.
مثلا فلانی قول داده فلان کار را در فلان تاریخ
انجام بده. سر تاریخ میری در اتاقش.
آقا انجام شد؟ آقا حجه.
قبول باشه آقا شما قول دادی.
آقا اربعینن. قول دادی شما.
الان من نمیدونم ما مسلمونا یه طوری شده
که دائما در حال مراسم اجرا کردنی.
کی پس به وظایفمون عمل میکنیم
. صبح تا شب، شب تا صبح.
بابا اندازه نگهداری از این مراسم به اون مراسم، از اون مراسم به اون.
بابا مراسمات جای خود،
شعائر جای خود. اما یه سری وظایف مونده رو زمین
. اون وظایفی که رو زمین مانده کی باید انجام بده؟
کی باید بلند کنه بارش رو؟ پول میخواد، وقت میخواد، آدم میخواد، مدیریت میخواد، تدبیر میخواد
. اینا نباید جابجا بشه. جابجا شد، جامعه درجا میزنه.
حالا این حرف گاهی تلقی میشه که آقا این حرف همصدایی با دشمنه.
من به هیچ عنوان اینو همصدایی با دشمن
نمیدانم. دشمن حرفش چیه؟
دشمن میگه اربعین را بزنم،
پشت بندش همه چیز را هم بزنم.
ما نه، ما پرچم اربعین را نگه میداریم.
پرچم حج را هم نگه میداریم.
پرچم قرآن را هم نگه میداریم.
اجازه هم نمیدیم همه جا رو بزنین.
اما ما آیا در مقابل این تاکتیک دشمن از وظایف اصلی خودمون غفلت کنیم؟
از مشکلات واقعی خودمون تو فرهنگ دینیمون غفلت کنیم؟
نه. از اینم نباید غفلت کنیم.
تمام حرف ما این بوده چون در
یکی از عزیزان در واقع در این حوزه سوالی از من پرسیدند که آقا یه همچین حرفی ظاهراً شما در جایی زدی
و چنین تلقیای شده. من دیگه بدون اینکه هیچ سانسوری بکنم تمام حرف خودم رو یه بار دیگه جمعبندی شده
گفتم. حالا اگر به نظر شما این حرف اشکالی داره
بفرمایید. من سراپا گوشم
که بدونم اشکال کجاست،
ایرادش کجاست. اون ایراد اگر
وارد باشه برطرف میکنیم.
اگر جوابی هم داشته باشه جوابی تقدیم میکنیم.
سوالی هست؟ من ترویج قرآن رو صلاح میدونم-
با چه روشی؟ با روش تدبری. من راه دیگهای نمیشناسم.
نه نه کتاب، جزوه، تدریس،
کرسی گذاشتن، نمیدونم میز گذاشتن، استراحت دادن افراد، آشنا کردنشون با قرآن.
آقا راه قرآنه، مسیر قرآنه.
از قرآن میشه رسید به اهداف اربعین.
این باید بازگو بشه به اندازه ظرفیت و توانمون.
اولا داریم، ثانیا بالاخره یه کاری وظیفه منه، یه کاری هم وظیفه شماهاست
. من بالاخره به عنوان معلم قرآن
وظیفهام بوده سوره ها رو بیارم تدریس بکنم، کتاب بنویسم، این کارا رو کردم
. دیگه حالا باید افرادی پیدا بشن خودشون علاقهمندانه، هوشمندانه به فکر ترویج، تبلیغ قرآن، نمیگم بنده،
اما قرآن، کلیپها نمیدونم آموزشی،
تبلیغی و امثال اینها باشن
تا انشالله به نتیجه برسه. هست.
این که نیست نه، هست ولی به اندازه کافی نیست.
آقا موکب ندارید؟ نه، نه. موکب متأسفانه نداریم.
اما یکی از اتفاقات خوبی که میتونه در راه اربعین بیفته وجود موکبهای قرآنی، موکبهای تدبری
فرصت خیلی خوبیه. مردم دارن تو این مسیر پیادهروی میکنن.
پیادهروی فرصتی برای تأمل، تفکر،
آماده شدن روح انسان به خصوص تو اون فضای معنوی
فرصت بسیار خوبیه برای ترویج و تبلیغ بیشتر قرآن. ممنون
جلسه قبل
جلسه بعد