د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۵
دارای متن همگام
مانع بزرگ ترویج قرآن فایل ۲۵ از سطح ۵ سال ۱۴۰۱ - علی
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۳۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## خواندن و فهمیدن؛ دو مقیاس متفاوت در کتاب و در روایت
۱:۰۳
## تجربهٔ فشار بر کلاسهای تدبر
۳:۵۰
## ترس موجه و ترس ناموجه؛ ضابطه در برابر بیضابطگی
۵:۱۶
## ترس از انحراف و استدلال نادرستِ بستن دروازهٔ قرآن
۸:۴۳
قرآن برای برخی مایهٔ سوءاستفاده است؛ خود خدا این را پیشبینی کرده است:
۹:۳۲
## خطبهٔ جمعه و جای قرآن؛ ظهور و مقدمات آن
۹:۵۳
## آنچه باید بهجای ترساندن از قرآن انجام شود
۱۱:۵۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
ببینید بنده تشخیص خودمو عرض میکنم از طرف خودم پاسخ میدم.
من مطمئنم که این کار بر عهده قرآنه
و عمومی شدن علم به قرآن و فرهنگ انس با قرآن و تدبر در قرآن تو متن جامعه است.
خب یعنی روشی که دین پیشبینی کرده اینه که اون فهم مبنایی، زیرساختی، قانونی
اساسی از دین عمومی باشه.
یعنی قرآن نیومده بگه این قانون اساسی فرض کنید
مال امام، پیغمبر اونا بهتون میگن چیکار کنید.
گفته این قانون اساسی تو دست همتون
همه بخوانید، همه بفهمید.
حالا امام پیغمبر میگن چیکار کنید.
یه مثال ساده براتون بزنم.
الان از شما یه بارم اینو پرسیدم از شما سؤال میکنم
این کتاب از نظر عقل شما خوندنش مهمتره یا فهمیدنش؟
فهمیدنش خب
از نظر خودش، از نظر خود این کتاب
به لحاظ تعداد آیههایی که میگه بفهمید
و تعداد آیههایی که میگه بخونید،
کدوم بیشتره؟ بفهمید یا بخونید؟
بفهمید بفهمید. به لحاظ تعداد روایاتی که به دست ما رسیده،
کدوم روایات بیشتره؟ بخونید یا بفهمید؟
بفهمید بخونید. چقدر بیشتره؟
خیلی چند هزار برابر.
خب گوش بدیدا. یعنی هزاران روایت داریم که بخونید،
بفهمید به اندازه عدد انگشتهای دو تا دست شاید بشه یا نشه.
خب بخونید، بخونید، بخونید، بخونید، بخونید، بخونید با ثوابهای عجیب و غریب،
ثوابهای فوقالعاده، فوقالعاده زیاد.
کسی بخونه اینجوری میشه بخونه اینجوری میشه بخونه اینجوری میشه.
خب من میام میگم چی؟
میگم امام من به من گفته فلانی
در طول تاریخ افراد زیادی دخالت میکنند که حرفای ما اونجوری که بود به شما
یکیش اینه بعضی حرفای ما رو که میبینن به نفعشون نیست
بازگو نمیکنن، بازنشر نمیدن، تکرار نمیکنن.
از اونا چند تا به شما رسیده؟ ده تا.
اون حرفای دیگمونی که کاری با اینا و
بالاخره ثروت و قدرت و موقعیتشون
نداره، اونا رو درش میدمن چند تا میذارن
روش با اونا سعی میکنند شما رو ارتشان.
میگم آقا این همچین چیزی احتمال دارد یا ندارد؟
پس عرضه میکنم به قرآن.
عرضه به قرآن یعنی چی؟
میگم من اگر صد هزار تا هم روایت ببینم که بگه به من خوندن از فهمیدن مهمتره، نتیجهاش بخواد این بشه.
میگم اینو به من دارن چی میکنن؟
تحمیل میکنن. این رأی امام من
نیست. اینها آمدن در طول زمان به خاطر منافعشون این قسمت از دین رو بزرگ کردن،
اون قسمت از دین رو کوچک نگه داشتن، کاریکاتور درست کردن
که خروجیش بشه اینکه امروز یک میلیارد و چند صد میلیون مسلمان
قرآن بخونن تو سری هم بخورن
. قرآن بخونن از همه چی هم عقب باشن.
قرآن بخونن تصمیمگیریشون هم
یکی دیگه باشه. امپراتور خونههای من و شما بشه مایکروسافت
بشه گوگل. برای من و شما تصمیم بگیرن، به جای ما فکر کنن، به جای ما حرف بزنن، به جای ما عمل کنن،
بچههای ما رو خط بدن ببرن جلو.
ما هم قرآنمونو بخونیم. اونا دارن این بلا رو سر ما میارن.
این میشه نتیجه عرضه. من میگم قرآن متکفل این مسئله است.
من مانعی که امروز میشناسم در مقابلش چیه؟
آمدن چند سال قرآن تدبر گفتیم.
سال اول دیدن که آقا کلی اشتیاق ایجاد شد،
رو آوردن. با ما تماس گرفتن که بیایید راجع به محتوایی که ارائه میدید باید یه سری سؤالات رو پاسخ بدید.
گفتم من تو مؤسسه مون هستم.
اساتید دیگری میرفتن. هرکس سؤالی داره تشریف بیارید من در خدمتم.
یه گروهی اومدن و سؤال و جواب و اینا
گذشت. سال دوم
متوجه شدم من آخر سال دوم مثلاً میگم سال دوم فهمیدم یه تعداد از اساتید قرآن رو مامور کردن تو کلاسای تدبر
که برید ببینید اینا چی میگن. یعنی برای مشکلی.
خود این اساتید هم چی شدند؟ جذب جذب شدند.
اساتید هم جذب شدند. آقا اِ ما تا حالا قرآن رو اینجوری
نخوانده بودیم، اینجوری ندیده بودیم.
عجب قرآن داره حرف میزنه.
ما فکر میکردیم بنده خدا ببخشید نعوذ بالله خدای من رو ببخشید لاله
اصلاً حرف نمیزنه. این که داره حرف میزنه جالبه.
اینا هم جذب شدند. بعد به من گفتن اینجوری نمیشه باید بیای سال سوم بود باید بیای اینجا جواب پس بدی.
گفتم چشم. کمیته
قرآنی، علمی قرآنی تشکیل دادن.
چند نفر استاد
نشستن گفتن ما کمیته قرآنیم
بشین، نشستم. دیدم دوربینم روشن
عین جلسه بازجویی.
شروع کردن که خب شما چی میگید؟
این حالا این فتوا مثلاً چیه؟
این حرف چیه؟ این فلان چیه؟ کتابهام دستشون بود.
گفتم من یه پیشنهادی میدم.
بعد از اینکه کلی اشکال کردن گفتم من یه پیشنهادی میدم ببینیم اشکال،
اشکال علمی مطرح کنید جواب بدم.
این چی گفته، اون چی گفته که نمیشه حرف.
اشکال علمیتون به کجای مبناست، به کجای روشه، به کجای محتواست.
اشکال علمی بگید. یک جلسه تمام شد، نتیجهای نداد.
داشتن محکوم میکردن. گفتم اینجوری نمیشه.
یک جلسه دومی هم ترتیب بدید بذارید اون دفعه من حرف بزنم.
جلسه دوم ترتیب دادن بنده میخواستم حرف بزنم بعد از فاصلهای
اجازه نمیدادن. کاری ندارم.
جلسه دوم هم تمام شد. گفتن ما
خروجی کمیته رو بهتون میگیم.
بعد از مدتی خروجی کمیته نون بالاخره پخت و اومد بیرون.
گفتن که ببین این کار بدعته
اینکه شما خودتون قرآن را بفهمید عیبی نداره.
شما طلبهاید و متخصصید میروید قرآن رو میفهمید.
اینکه میاید کلاس بر-برگزار میکنید به مردم میگید شما هم
میتوانید که بفهمید
قرآن را باز کنید، بخوانید، ببینید، بفهمید، این بدعته.
یعنی رسماً نگرانهای دینی ما
میترسند از اینکه مردم قرآن را بخوانند و بفهمند.
حالا یه قسمتی از ترسشون میتونه درست باشه.
اون مال کجاست؟ اون مال جاییه که یک ورود بیضابطه، بیقاعده،
مثلاً باری به هر جهت، هرکی هرچی دلش میخواد بگه، هرکی هرچی دلش میخواد بخونه.
میگه آقا ما اومدیم ضابطه، قاعده، روش، مبنا، طریق.
شما یه حرفی میزنی من میگم اشتباهه به این دلیل،
این اشتباهه به این دلیل، این اینه به این دلیل، با دلیل داریم با هم صحبت میکنیم.
این کتاب رو اگه بنا نیست ما بخوانیم بفهمیم،
اگه بنا نیست ما مباحثه کنیم راجع بهش، اگه بنا نیست فکر ما رو روشن کنه پس به چه کار میاد این کتاب؟
و قشنگ با همین دلیل تدبر رو جمع کردن انداختن بیرون.
تموم. نه در تضاد نیستیم با
اصل اسلام و اصل حوزه ولی با منافع بعضیا چرا
. با اینکه یه عدهای نونشونو از ناآگاهی مردم در میارن.
نونشونو از جهالت مردم میگیرن.
تو جاهل باش من آقای تو بمانم.
آقا بذار بفهمه. اگه فهمید از تو مطالبه میکنه.
اگه فهمید سؤال میکنه.
و تو باید جواب بدی. این سخته.
مردم آگاه را مدیریت کردن کار آسونی
نیست چون سؤال میکنند، مطالبه میکنند،
تو جامعه حضور دارند. تو به جای اینکه خودت را مسئولتر کنی
میگی به مردم نگو. به مردم نگو قرآن را بخوانید بفهمید.
مگر آقای رحیمپور ازغدی تو حوزه آمد چی گفت که تومارشو پیچیدن؟
چی گفت؟ اومد گفت آقا این حوزه خروجیش سکولاره.
سکولار دارید تربیت میکنید.
متدینی که کاری نداشته باشه به جامعه،
کاری نداشته باشه به سیاست. با یه بیانیه تومارشو پیچیدن
. این چه فضاییه؟ یعنی فضا اینه که یک عدهای
به این تشخیص رسیدند که
نباید-- بله من تا یه جایی حق میدم،
من تا یه جایی حق میدم. میگم آقا
اگر کسی دلسوز دین باشه باید مواظب هم باشه که آدمهایی به نام قرآن مردم را به انحراف،
به نام حدیث هم به انحراف نکشند، به نام فلسفه هم به انحراف
نکشند، به نام کلام هم به انحراف
نکشند، به نام عرفان هم به انحراف
نکشند. چطور همه دروازهها بازه فقط مال قرآن مونده.
همه دروازهها باز.
فقط این قرآنه. همه وایسادن اینجا کسی منحرف نشه.
بابا خب اونجاهارو بگیرید. من در یه جمعی گفتن آقا
قاتل شهید مطهری جمع حوزوی بود.
قاتل شهید مطهری استناد به قرآن کرده.
قرآنی بوده. گفتم بسم الله الرحمن الرحیم.
اون کسی که میخواستن به جرم کشتن امام
محاکمش بکنند که قتل، اراده قتل امام کرده بود فقیه بود.
در فقه هم ببندید.
فلان منحرف کلامی بود در کلامم-- آخه این چه فسادیه که فلان قاتل چون قرآنی بوده در قرآن رو ببندیم.
پس بگیم اونم فقیه بوده در فقه رو ببندیم، اونم کلامی بوده در کلام رو ببندیم.
این چه استدلالیه؟ هرکسی میتونه از آگاهی
سوء استفاده کنه و یا حسن استفاده.
به خاطر سوء استفاده یک عدهای از آگاهی که باب آگاهی رو نمیبندن.
به خاطر یه بینماز که در مسجد رو نمیبندن.
حالا نمیخونه اون. آقا قرآن برای بعضیا مایه سوءاستفادهست.
خود خدا پیشبینی کرده اینو. میگه "و اما الذین فی قلوبهم زیغاً
فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء
تاویله". کسی مرض داشته باشد، غرض داشته باشد
از همین قرآن به راه انحراف میرود.
خب معنیش اینه که پس تدبر نکنیم قرآن را.
پیغمبر اکرم فرمود "معاشر الناس" ای مردم "تدبروا القرآن"
در قرآن تدبر کنید "وافهموا آياته"
آیات قرآن را بفهمید. رفتم ستاد ائمه جمعه
قسمت آموزش. میگم آقا بذارید خطباتون قرآن یاد بگیرن.
خدا تو قرآن میگه "يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ
وَيُعَلِّمُهُمُ". این سوره جمعهست.
خطبهها باید قرآنی باشد.
گفت چجوری؟ گفتم بشین من برات یه سوره بگم.
سوره جمعه رو براش گفتم. گفتم اینجوری.
مردم باید قرآن و تدبر رو یاد بگیرن
و خطبههای نماز جمعه جاشه.
به من جواب داد که شما نماز جمعه رو با کلاس درس
اشتباه گرفتید. گفتم احیاناً شما با تقویم گویا اشتباه نگرفته باشید.
امروز روز درختکاریه، دیروز روز پرستار بود، فردا روز آهنگره،
پس فردا روز نجاره. آقا بشینید یه مقدار قرآن رو برای مردم بگید و کجا میخواید بگید؟
کی میخواید بگید؟ یک درصد جامعه حتی یک درصد قرآن را بلد
نیست. بعد میخواد جامعه بشود ظهور.
آقا ظهور چجوری میشه ظهور؟ نعوذ بالله قارچ نیست که یه دفعه در بیاد.
ظهور مبانی داره. ظهور مقدمات داره.
ظهور یه درک عمومی میخواد. اگه بنا بود اینجوری ظهور بشه اصلاً
غیبت نمیشد. خب با این وضع که ظهور میتونست بشه خب همون موقع میشد.
بله ما هم اعتراضمون به همین بزرگوارانه.
ما به همین بزرگواران اعتراض داریم که میگیم باید
کمترین کاری که فکر میکنم باید انجام بشه اینه که
به جای اینکه مردم را بترسانیم، به هراسانیم از قرآن، راه و چاه درست مواجهه با قرآن را
یاد مردم بدیم. بذاریم مردم بیان یاد بگیرن، مانوس بشن
و بعد مطالبه کنند. اون وقت جامعه به رشد و پیشرفت درست خودش خواهد رسید.
جلسه قبل
جلسه بعد