ددرس‌گفتارها

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم به نستعين وصلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

جهت شادی ارواح طیبه شهدا و حضرت امام همه گذشتگان ذوي الارواح، پدر و مادرمون، معلمان و اساتیدمون، امام شهیدمون الفاتحه ما الصلاة.

خب عرض به خدمتتون که [نفس عمیق] حالا من [سرفه] چون مسافر داشتیم اومدم در فرودگاهم و اینم یه استعاره خوبیه به هر جهت اینجا محل فرود و محل عروج و این‌هاست.

به حسب ظاهر در عالم ماده.

[نفس عمیق] این بحث آفات سلوک در نهج البلاغه که مطرح شده ضمن عرض قبولی طاعات و عبادات و عزاداری‌های این دو ماه و تبریک ماه ربیع الاول [سرفه].

این آفات سلوک از منظر نهج البلاغه منظور اون بود دیالا در نهج البلاغه یعنی از منظر نهج البلاغه.

هدف [سرفه] اصلی کلاس راستش این است که عزیزان بیدار شن این ساعت.

یعنی [نفس عمیق] اه من یه موقعی عرض کردم که وقتی از امام شهید پرسیدیم که چی به این جوونا بگیم؟

گفتن بگید نماز.

بعد گفتن تتجاف جنوبهم عن المقاعد.

این آیه سوره سجده رو خوندن.

بعد من گفتم که پس منظور حضرت عالی نماز شبه؟

ایشون گفتن بله.

گفتم منظور شما نماز شبه؟

گفتن بله.

بعد گفتن که اگرم کسی این کارو نکرد خودش بدونه که بیعرضه است و خودش به خودش بگه که من بیعرضه‌ام.

این خود این بحث، بحث مهمیه دیگه که آدم در این ساعات، در ساعت سحرگاهی اگر واقعاً چیزی پدیده‌ای به نام سلوک وجود داره که وجود داره، این رو همین الان عرض بکنیم سر ضرب و اون این است که خیلی وقت‌ها ما یه حرفی، حدیثی به ما میگه که ندایی که آقا مثلاً نمی خواد دلت پاک باشه، کار مردم رو راه بنداز، نمیدونم از این چیزا.

خب اما واقعیت مطلب این است که ائمه چیز دیگه‌ای گفتن، قرآن چیز دیگه‌ای گفته.

به هر جهت باید همین سلوک مصطلح رو کرد.

چطوره که ماها برای هر چیزی، برای درس خوندن، برای ورزش کردن، برای هر کاری سلوک رو قبول داریم.

نوبت به سلوک معنوی که می‌شه یهو می‌گیم نه احتیاجی نداره و خلاصه برنامه نمی‌خواد و همین جوری باری به هر جهت می‌شه و بله باری به هر جهت آدم یه باسواد معمولی می‌شه ولی خیلی باسواد نمی‌شه دیگه.

حالا همون کارهای خیلی ابتدایی که باید انجام بده.

این رو از الان در مخ مبارکمون فرو بکنیم که نمی‌شه که انسان یه کارایی رو نکنه، یه برنامه‌هایی رو نداشته باشه و اون موقع سلوک داشته باشه.

بالاخره احتیاجی به یه برنامه‌های اینجوری هست.

سحر و سحرنشینی اون جوری که از آیات و روایات ما پیداست و از دستورات بزرگان و از حساسیت بزرگان و از مزاقی که بزرگان فهمیدند از معنی بحث سلوک، سحر جزو واجبات قضیه است.

یعنی واجبات سلوکه.

یعنی اگر از هر چیزی شما بتونید بگذرید از این یه کار نمی‌تونید بگذرید.

لذا سحر و سحرنشینی و این‌ها جزو اطاراییه که ازش نمی‌شه گذشت.

به هر جهت باید آدم زندگی خودشو یه جوری تنظیم بکنه، یه موقعی بخوابه که این سحره خلاصه توش در بیاد.

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ/ از یمن دعای شب و ورد سحری بود.

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ/ از یمن دعای شب و ورد سحری بود.

همت حافظ-- همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود/ که ز بند غم ایام نجاتم دادن.

هرچند اینقدر شعرا برقی از منزل لیلی/ بدرخشید سحر.

نجّیناهم بسحر.

سحر نجات میدن.

این رو یک بهانه‌ای داریم بکنیم برای اینکه یه سحرنشینی داشته باشه.

یواش یواش شبا داره بلند می‌شه.

به هر جهت آدم باید بلند شه، یه تمرکزی، یه کاری، همین که بلند شه در محضر امیرالمؤمنین بنشینه و خودش هم باید این حساسیت رو داشته باشه.

امیرالمؤمنین حالا کسایی که عزیزان [نفس عمیق]اینجا هستن این روایاتی که میگم اگه بتونن پیدا کنن بذارن خیلی خوبه ها.

و حضرت می‌فرمایند که "یا ایها الناس" مثلا اینجوری "تولَّوْا من أنفسکم تأدیبها و اعدلوا بها عن زراوة عاداتها" اینم از نهج‌البلاغه هست.

میگن خودتون تأدیب خودتون رو خودتون به عهده بگیرید.

کسی برای شما کاری نمی‌کنه.

"یا ایها الناس تولَّوْا من أنفسکم تأدیبها و اعدلوا بها عن زراوة عاداتها" از این عادات زشت اونو بچرخونیدش.

از اون خلاصه عادات نا-- موزون، ناجور اینو خلاصه برش گردونید.

خودتون این کارو بکنید دیگه به عبارتی.

بذارید جرأت بر عادات و این‌ها نکنه.

"زراوة عاداتها" یعنی جرأت بر عادات نفس.

یه سری جرأت می‌کنه دیگه یه سری کارایی رو بکنه.

خلاصه خودتونو خودتون بپایید.

بعد باز دوباره در نهج‌البلاغه مولا هست این معنا که "إن من أحب عباد الله، از أحب عباد الله الیه عبداً أعانه الله على نفسه" از بهترین بندگان خدا و محبوب‌ترین بندگان خدا کسایی‌ان که خلاصه خدا به علیه خودشون کمکشون می‌کنه.

خدا کمکشون می‌کنه و انشاالله حالا ماها که بیدار شدیم و شوقی داریم و ذوقی داریم نسبت به این چیزا، خدا و حضرت ماها رو بیدار کرده دیگه قاعدتا.

انشاالله محبوب باشه "عبداً أعانه الله على نفسه" خدا علیه خودش داره کمکش می‌کنه بخواد که این کارا رو ازش بربیاد.

بعد حضرت هر چقدر راجع به سلوک و ضرورت سلوک و اینکه کسی خودش دست به کار سلوک خودش بشه و این‌ها، این یه مطلب مهمیه.

حالا توی این حکمت صد و پنجاهم نهج‌البلاغه که حالا نهج‌البلاغه ای قاعدتا باید دستتون بگیرید و اینا.

این حکمت صد و پنجاهم نهج‌البلاغه وقتی که میگه اون نفری برمی‌گرده و میگه که واسه ما رو موعظه بکنید، حضرت موعظه منفی می‌کنن به عبارتی.

موعظه منفی یعنی اینکه خلاصه میگن چجوری نباشی، چیکار نکن.

بهش میگن، به این میگن موعظه منفی.

یعنی چجوری نباش رو میگن.

شما همون ته این حکمت رو که ببینید دارد که "قال الرضا ولولا أن يكون في هذا الكتاب إلا هذا الكلام" اگر نهج‌البلاغه نبود مگر همین یه کلام بود.

خیلی حرف مهمیه.

"لکفى به موعظة ناجحة" همین به عنوان یک موعظه سودمند کافی بود.

"وحكمة بالغة" یه حکمت بالغه‌ای تو این وجود داره.

"وبصيرة لمبصر" یه بصیرتی برای مبصره.

"وعبرة لناظر مفکّر" و عبرتیه برای ناظر مفکر.

این است که بشینه تأمل بکنه رو اینا، فکر بکنه رو اینا و سرسری ازش نگذره.

اونای-- دقتی بکنه اینا.

یک بصیرتی تو این حکمت هست.

از این جهتش هست که [سرفه] با این فرازهای این که یه بیست و یک فراز تقریباً دارد.

بیست و یک فراز راجع به اینکه چجوری نباش.

حالا برای کسایی که باز دوباره جدید اومدن عرض می‌کنم که یه بحثش، یه حرف جدی‌ش بلند شدن سحره و اینکه حالا یه ربع بیست دقیقه‌ای آدم تهش یه ارتباطی داشت باشه با اینجور بحث‌ها.

حداقل یه چهل روز یه ارتباط داشته باشه.

سحرگه رهروی در سرزمینی.

همین گفت این معما با قرینی.

که ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی.

یه چهل روزی ارتباط پیدا بکنه با اینجور بحث‌ها.

اون موقع [سرفه] چرا ما گفتیم مثلا حکمت صد و پنجاه؟

یه بسته‌هایی وجود داره در قرآن و نهج‌البلاغه.

این بسته‌ها خودش بسته‌های مهمیه.

اگر کسی این بسته‌ها رو انجام بده مثل مثلا بسته "قد أفلح المؤمنون، الذين هم في صلاتهم خاشعون" و همینجور، این یه بسته.

بسته عبادالله "يمشون على الأرض هونا" این بسته عبادالله.

بعضی از بسته‌ها هست در قرآن و نهج‌البلاغه و روایات ما یک بسته خوبیه برای این.

حالا شما که انشاالله بیدار می‌شید یه چهل روزی رو من باب اینی که گفتم شب و سجده و پلتفرم تقرب و سامانه تقرب و حالا سکوی تقرب و هرچی [نفس عمیق] در-- داره دیگه در "ومن الليلة فصل له و سبحه ليلا قليلا".

یه سجده نسبتا طولانی‌تری مثلا فرض بفرمایید که یه صد تا صلوات در سجده حتما بفرستید.

حالا بلند شدید، الانم بلند شدید اینا، حالا احتمالا قاعدتا تا نماز بیدارید دیگه.

تو این فاصله یه سجده‌ای انجام بدید، صد تا صلوات بفرستید.

بیشترش به خودتون مربوطه ها.

ولی صد تا صلوات رو بفرستید، در سجده هم بفرستید و البته حواستون باشه خیلی جان‌انداز مهر بزرگ استفاده بکنید این‌ها.

خیلی حالا بابت یه مقداری سجده چیز نشید دیگه.

پا было نشید.

ولی این بحث‌ها رو انشاالله با همدیگه همینجوری ادامه میدیم تا ببینیم که چی می‌شه.

انشاالله موفق باشید.

خدا انشاالله ما رو موفق بکنه.

برای ما هم دعا بکنید، برای همدیگه هم دعا بکنیم.

صلى الله على سيدنا محمد و آله طاهر