یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
موعظه در آستانۀ حکمت صد و پنجاه
در حکمت صد و پنجاه نهجالبلاغه، پس از درخواست موعظه، امیرالمؤمنین علیهالسلام بیاناتی فرمودند که هر یک فرازی از مهمات امور سلوکی و از آفات این راه است. پیش از ورود به آن فرازها، رسم کهن را باید یاد کرد: کسی میآید و میخواهد موعظه شود؛ «سَأَلَهُ أَنْ يَعِظَهُ.» از بزرگان کلامی بهعنوان وعظ خواستن، عادتی دیرینه بوده است.
موعظه چیست؟ تفصیل آن در تبیین سورهٔ نور آمده؛ خلاصهاش آنکه آدمی به سخنانی نیاز دارد که بر قلب بنشیند. در دعوت الهی دو بال هست:
«ٱدْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِٱلْحِكْمَةِ وَٱلْمَوْعِظَةِ ٱلْحَسَنَةِ» (نحل/۱۲۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به راه پروردگارت با حکمت و اندرز نیکو دعوت کن.
گاهی طلبِ سخنِ محکم و چهارچوبدار است؛ این حکمت است: محکم، ساختیافته، سفت. گاهی طلبِ سخنِ روان است؛ چون آب که در خلل و فرج بنشیند و پر کند. به این دومی موعظه میگویند. موعظه بر قلبها و گرایشها اثر میگذارد. برخی مردانِ خدا اهل موعظه بودهاند؛ بیانی روان و بهدور از تکلفِ استحکامات فلسفی.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:
«إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكَمِ.»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این دلها نیز چون بدنها خسته و دلزده میشوند؛ پس برایشان حکمتهای تازه و طرفه بجویید.
خواندن داستانهای پر از موعظه قلب را تحت تأثیر میگذارد و مرگ را به یاد میآورد. اینکه آدمی میمیرد حرفی نیست که کسی نداند؛ اما به موعظه نیاز است تا این حقیقت در دل بنشیند و جدی گرفته شود. به چنین سخنانی موعظه میگویند.
قرآن و الواح؛ متن دین بهمثابهٔ موعظه
قرآن شأن خود را بسیار اوقات همین میداند. آیات، دستورات، و صحف انبیا موعظهاند. این خو که تنها باید چیزی مغز را اقناع کند و راه دیگری نباشد، خلقی زشت است که در روزگار ما نشسته است؛ گویی فقط رضایت ذهن کافی است. حال آنکه سخنی که دل را بگیرد نیز راه است؛ و نسبت آدمی با آن راه کم شده است.
«هَٰذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ» (آل عمران/۱۳۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این بیانی برای مردم و هدایت و اندرزی برای پرهیزگاران است.
در سورهٔ نور:
«وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ ءَايَٰتٍ مُّبَيِّنَٰتٍ وَمَثَلًا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ» (نور/۳۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بهراستی به سوی شما آیاتی روشن و مثلی از کسانی که پیش از شما گذشتند و اندرزی برای پرهیزگاران فرو فرستادیم.
در سورهٔ یونس:
«يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدْ جَآءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَآءٌ لِّمَا فِى ٱلصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ» (یونس/۵۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای مردم، بهراستی از جانب پروردگارتان اندرزی و شفایی برای آنچه در سینههاست و هدایت و رحمتی برای مؤمنان آمده است.
دربارهٔ الواح موسی علیهالسلام:
«وَكَتَبْنَا لَهُۥ فِى ٱلْأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَىْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِّكُلِّ شَىْءٍ» (اعراف/۱۴۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و برای او در الواح از هر چیزی اندرز و تفصیلی برای هر چیز نوشتیم.
و در آیات ربا:
«فَمَن جَآءَهُۥ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِۦ فَٱنتَهَىٰ» (بقره/۲۷۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس هر که اندرزی از پروردگارش بدو رسد و بازایستد…
گویی حقایقی در درون هست؛ باید بهعنوان موعظه داده شود تا قلب را بگیرد و تسخیر کند. اگر قلب تحت تأثیر نشست، موعظه تحقق یافته است. آدمی به موعظه نیاز دارد. حتی سخن ساده — دو داستان از سعدی و مثنوی، دو بیت از حافظ — چون نرم است در دل اثر میگذارد. موعظهها را نباید دستکم گرفت. بیان حکمت صد و پنجاه نیز از سنخ افعال الهی سنگین و استدلالهای غریب نیست؛ سخنانی روشن و بینیاز از استدلال است؛ منتها مراتب دارد. از طلبه و اهل علم گاه توقع موعظهای ساده میرود؛ نه آنکه در اعماق توحید سخن بگوید، بلکه کلامی در باب کسب و ادب زندگی، با شعر و حکایت. همینها نرماند و در دل مینشینند.
بنزین و باک؛ موعظه و تقوا
موعظه مانند بنزینی است که در باک میریزند. اگر باک و دستگاهِ پذیرنده باشد، حرکت و سلوک پدید میآید؛ وگرنه حتی ممکن است آتش بزند. در قرآن مکرر آمده که اینها موعظه است «لِلْمُتَّقِينَ». چرا؟ چون باید متقی بود تا موعظه، موعظه شود. دستگاه پذیرنده تعیینکننده است.
در خطبهٔ صد و هفتاد و شش نهجالبلاغه آمده است: از بیان خدا بهرهمند شوید و به مواعظ خدا پند گیرید و نصیحت خدا را بپذیرید؛ «فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْذَرَ إِلَيْكُمْ بِالْجَلِيَّةِ» — خدا با دلایل روشن عذر خود را تمام کرده است. آن حالتِ معماحلکنی که مسیر سلوک را پیچیده و معماگونه میپندارد، بیهوده است. مثال دماوند روشنگر است: تا سر قله پاکوب دارد و معلوم است؛ سخت هست اما مسیر پیچیده نیست. سالک را به راه بیپاکوب نمیبرند که ناگهان به دره بخورد. مسیر فردی و اجتماعی و انقلابها آنقدر لغز و معما نیست؛ مسیر واضح است. جریان نفاق است که مسیر را پیچیده میکند و محکمات را به متشابهات بدل میسازد تا دیگر معلوم نباشد چه باید کرد. وگرنه مسیر جلی است.
حجت گرفته شده؛ آنچه محبوب و مکروه است روشن گشته تا این پیروی شود و از آن پرهیز. رسول خدا صلّى الله علیه وآله میفرمودند: بهشت به مکروهات پیچیده شده و آتش به شهوات. قله میخواهی؟ قله در سختیهاست. «وَاعْلَمْ أَنَّهُ مَا مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ شَيْءٌ إِلَّا يَأْتِي فِي كُرْهٍ» — هیچ طاعتی نیست مگر در سختی؛ و هیچ معصیتی نیست مگر در شهوت.
بلا و تجربه؛ شرط سودِ موعظه
و این فراز خطبه که اگر خدا کسی را با بلا و تجارب سود نرساند، از هیچ موعظهای سود نمیبرد. موعظه بنزینی است برای کسی که از تجارب و ابتلائات زندگی طبیعیاش راه را میفهمد. اگر آن فهم نباشد، موعظه نیز به کار نمیآید؛ و کوتاهی از پیش رو نزدیک میشود تا معروف و منکر برای او جابهجا شود: منکر را بهعنوان معروف میشناسد و معروف را انکار میکند. یا معنایش آن است که دیگر نمیفهمد؛ یا اگر از موعظه درست بهره برد، آنچه را اشتباه میفهمید درست میفهمد.
بنابراین باید با همان قالب زندگی طبیعی، درست فهمید تا موعظهها سودمند شود. کسی که از رنج و تجربهٔ روزمرهاش عبرت نمیگیرد، ریختن موعظه در جانش چون ریختن بنزین در ظرف شکسته است. داستانهای سعدی و مثنوی و نکتهگویی کسانی چون مرحوم حائری شیرازی پیشبرنده است؛ اینان با مثل و حکایت، نه با سنگینیِ استدلالِ فلسفی، دل را نرم میکردند. همیشه با استحکام فلسفه سخن گفتن لازم نیست؛ موعظه در جای خود اثر میکند و در دلهای آماده حرکت میآفریند. حکمت صد و پنجاه خود نمونهای از همین وضوح است: بینیاز از برهانهای پیچیده، اما سرشار از تشخیصِ آفات نفس. تأمل در آن فرازها، برای سالکی که از بلا و تجربه راه آموخته، عینِ سلوک است؛ و برای کسی که تجربه را فرومیگذارد، جز حرفی خشک بر زبان نمیماند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.