ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

متاع دنیا قلیل؛ کلیدواژۀ قرآن و نهج‌البلاغه

ادامۀ «لَا تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ» به جست‌وجوی کلیدواژۀ دنیا و آخرت در قرآن و نهج‌البلاغه می‌انجامد. یک‌بار باید ریشۀ «دنیا» و «آخرت» را جست و آیات و خطبه‌ها را خواند. از مهم‌ترین کلیدواژه‌ها این است که پیوسته نشان می‌دهد متاع دنیا اندک است: «مَتَاعُ ٱلدُّنْيَا قَلِيلٌ.» این اندک‌بودن، نه دعوت به ترکِ کار، که دعوت به ترکِ فریب است. قلیل‌بودنِ متاع، مقیاسِ دل را درست می‌کند تا برای اندک، عمرِ بسیار هزینه نشود.

مذمتِ دنیا یا فریبِ مذمت‌کننده؟

امیرالمؤمنین علیه‌السلام خود در رأسِ مذمت‌کنندگانِ دنیاست؛ اما وقتی کسی شروع به نکوهشِ دنیا می‌کند، حکمت صد و سی و یک شکل می‌گیرد و بسیار مهم است. حضرت می‌فرمایند: «أَيُّهَا ٱلذَّامُّ لِلدُّنْيَا ٱلْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا ٱلْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِيلِهَا، أَتَغْتَرُّ بِٱلدُّنْيَا ثُمَّ تَذُمُّهَا؟»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای نکوهشگرِ دنیا که فریفتۀ فریب آنی و فریب‌خورده به باطل‌های آن، آیا به دنیا می‌فریبی و سپس نکوهشش می‌کنی؟

«أَنْتَ ٱلْمُتَجَرِّمُ عَلَيْهَا أَمْ هِيَ ٱلْمُتَجَرِّمَةُ عَلَيْكَ؟ مَتَى ٱسْتَهْوَتْكَ وَمَتَى غَرَّتْكَ؟»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تو بر او اعلام جرم می‌کنی یا او بر تو؟ کی تو را فریفت و کی گولت زد؟

اگر به دنیا درست نگریسته شود — به‌ویژه با پدیدۀ مرگ — خود می‌گوید: ماندنی نیستم؛ مزرعه‌ام؛ بیش از این بر من حساب مکن. فریب از خودِ دنیاست اگر چشم بسته باشد؛ و صدق از خودِ دنیاست اگر چشم باز باشد. «أَبِمَصَارِعِ آبَائِكَ مِنَ ٱلْبِلَىٰ أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِكَ تَحْتَ ٱلثَّرَىٰ؟» آیا با افتادنِ پدران در پوسیدگی فریب خوردی یا با آرامگاهِ مادران در زیر خاک؟ چند بار با دست خود بیمار را تیمار کردی، شفا جستی، از پزشکان نسخه خواستی؛ و فردا نه دارو سود بخشید نه گریه. بیمِ مرگِ دیگری سودی نرساند و نیرویت مرگ را دفع نکرد. «وَقَدْ مَثَّلَتْ لَكَ بِهِ ٱلدُّنْيَا نَفْسَكَ وَبِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَكَ.» دنیا با مرگِ او مثالی از خودت زد و با افتادنش افتادنِ تو را نشان داد.

دنیا دار صدق و موعظه

سپس حضرت دنیا را چنین می‌ستایند برای اهل فهم: «إِنَّ ٱلدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَدَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَدَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَدَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ ٱتَّعَظَ بِهَا.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دنیا سرای راستی است برای کسی که با آن راست گوید، سرای عافیت برای کسی که از آن بفهمد، سرای توانگری برای کسی که از آن توشه گیرد، و سرای اندرز برای کسی که پند پذیرد.

«مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ ٱللَّهِ وَمُصَلَّىٰ مَلَائِكَةِ ٱللَّهِ وَمَهْبِطُ وَحْيِ ٱللَّهِ وَمَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ ٱللَّهِ؛ ٱكْتَسَبُوا فِيهَا ٱلرَّحْمَةَ وَرَبِحُوا فِيهَا ٱلْجَنَّةَ.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مسجد دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان، فرودگاه وحی، و بازار اولیای خداست؛ در آن رحمت به دست آوردند و بهشت سود کردند.

دنیا چیز کمی نیست اگر درست دیده شود؛ کم‌ارزش‌بودنِ متاع با پربرکت‌بودنِ میدانِ عمل منافاتی ندارد. پس کی آن را نکوهش می‌کند؟ «فَمَنْ ذَا يَذُمُّهَا وَقَدْ آذَنَتْ بِبَيْنِهَا وَنَادَتْ بِفِرَاقِهَا» — در حالی که به جدایی‌اش اعلان داده و به فراقش فریاد زده است. با بلاهایش بلا را مجسّم می‌کند و با سرورش به سرورِ اصلی تشویق می‌نماید. شامگاه با عافیت می‌رود و صبح با فاجعه برمی‌خیزد؛ ترغیب و ترهیب و تخویف و تحذیر، همه در کار است.

«فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاةَ ٱلنَّدَامَةِ وَحَمِدَهَا آخَرُونَ يَوْمَ ٱلْقِيَامَةِ.» فردای ندامت کسانی دنیا را نکوهش می‌کنند؛ و در روز قیامت کسانی آن را می‌ستایند که از آن درست بهره بردند و می‌گویند گرمِ دمِ دنیا که چنین آموخت. دنیا دار موعظه است برای کسی که بخواهد پند گیرد: «ذَكَّرَتْهُمُ ٱلدُّنْيَا فَتَذَكَّرُوا وَحَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا وَوَعَظَتْهُمْ فَٱتَّعَظُوا.» دنیا به یادشان آورد و به یاد آوردند؛ سخن گفت و تصدیق کردند؛ پند داد و پند گرفتند.

اگر از دنیا درس گرفته شود، پر از درس است: گاه درود، گاه مرگ؛ گاه هستی، گاه نیستی؛ گاه سلامت، گاه بیماری. سخنورِ روزی‌بر سرِ زبان که ناگاه از رونق می‌افتد و می‌گوید دیگر در بازار نیستیم، نمونه‌ای از همین درس است: یک روز در چشم‌ای، یک روز از چشم می‌افتی؛ یک روز می‌میری و نسبت‌ها سست می‌شود. خود می‌مانی و ابد در پیش. اگر فهم شود که مدت اندک است، حالِ مسابقه‌ای پیش می‌آید که در چند ثانیه باید زر پارو کرد: فقط باید عمل کرد؛ نه در بندِ تشویق و نکوهشِ این و آن. آن‌که بالا ایستاده و می‌پارود، بعداً با همان توشه می‌آساید؛ اکنون کار است نه تماشا. تشویق و نکوهشِ ناظران، اگر آدمی را از پارو زدن بازدارد، خود نوعی فریبِ نرم است.

مارِ نرم؛ ضرورتِ آخرت‌گرایی

عمل و ضرورتِ عمل و دعوت به آخرت‌گرایی جز با عمل و نیت تمام نمی‌شود. «لَا تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ.» در بی‌عملی‌ایم و آرزوهای خوشِ میان‌تهی. کسی که زیر و بم عالم را می‌داند — امیرالمؤمنین علیه‌السلام — با دنیا چنین با احتیاط رفتار می‌کند: «مَثَلُ ٱلدُّنْيَا كَمَثَلِ ٱلْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا قَاتِلٌ سَمُّهَا؛ يَهْوَىٰ إِلَيْهَا ٱلْغِرُّ ٱلْجَاهِلُ وَيَحْذَرُهَا ذُو ٱللُّبِّ ٱلْعَاقِلُ.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مثل دنیا مثل مار است: لمسش نرم و زهرش کشنده؛ فریب‌خوردۀ نادان به سوی آن می‌شتابد و خردمندِ عاقل از آن پرهیز می‌کند.

ضرورتِ آخرت‌گرایی، استفادۀ درست از دنیا، و عملِ سنگین به‌سوی آخرت، خلاصۀ این فصل است. مو که سپید می‌شود، رفتن آشکارتر دیده می‌شود؛ و پرسشِ نهایی پیش می‌آید: چه کردیم؟ کار تمام شد؟ توفیق از خداست؛ و توفیق، خود پاسخِ عمل است نه جایگزینِ آن. امیدِ بی‌عمل، همان آرزوی خوشی است که حکمت از آن نهی کرده؛ و عملِ آخرت‌گرایانه، همان پاسخی است که دنیا را از مارِ فریب به مزرعۀ صدق بدل می‌کند. این تبدّل، میوۀ فهم و عملِ پیوسته است نه میوۀ شعارِ بی‌عمل. فهمِ بی‌عمل، خود نوعی ذمّ زبانی است که حکمت آن را رسوا کرده است؛ و راه، عمل است.

این نگاه، تکلیفِ امیدِ بی‌عمل را نیز روشن می‌کند. آرزوی آخرت بدون توشه، همان نکوهشِ زبانیِ دنیاست بی‌آنکه دل از فریبش رها شده باشد. کسی که مرگِ پدران را دیده و هنوز چون جاودانگان می‌زید، مصداقِ همان ذمّ‌کنندۀ مغرور است. در برابر، کسی که از بلا و سرورِ دنیا پند می‌گیرد، از رونق و افول عبرت می‌آموزد، و چون زرپارویِ چندثانیه‌ای فقط به عمل می‌پردازد، دنیا را ستایشِ قیامت‌پسند کرده است: دارِ صدق و متجرِ اولیا. مارِ نرم را باید شناخت: لمسِ لذت‌بخش و زهرِ پنهان. احتیاطِ عاقلانه، نه ترکِ میدان، که ترکِ غفلت است. سپیدیِ مو یادآورِ اتمامِ فرصت است؛ و پرسشِ «چه کردیم؟» باید پیش از تمام‌شدنِ فرصت پاسخ بگیرد. بدین‌سان حلقه از متاعِ قلیل تا مثلِ مار، دعوت به عملِ آخرت‌گرایانه است؛ همان که حکمت صد و پنجاه با نهی از امیدِ بی‌عمل آغاز کرده بود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.