د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۴
دارای متن همگام
تأسی به پیامبر؛ جویدنِ دنیا نه بلعیدن
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۱:۰۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲ سرفصل
## تأسی به پیامبر؛ جویدنِ دنیا نه بلعیدن
۰:۰۰
## قرآن و صیقل از زمین
۷:۳۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
السلام علیکوم و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
طبين السعيد. صلى الله على سيدنا
محمد و آله الطاهرين.
میلاد حضرت رو،
پیغمبر خدا رو، امام جعفر صادق رو تبریک عرض میکنم.
گفتیم حالا به مناسبت این یه تیکه رو من
خدمتتون بخوانم
از یکی از خطبههای نهجالبلاغه.
این میشه خطبه صد و فکر کنم شصت، بله.
خطبه صد و شصت. این یه تیکه رو
آوردم براتون بخونم. یه ویژگیایه که راجع به
همه انبیاء الهی به یک نوعی داره
گفته میشه و این على الظاهر
خیلی مهمه. مهم بودنش
به این است که-- خب من یک توضیح خیلی کوتاه، نمیتونم توضیح
خیلی بلندشو احتیاج به مقدمات
آآآ فلسفی و احتیاج به مقدمات
دیگهای هم داره. اما
کلیت این داستانی که الان براتون گفتم پرهیز از زخارف دنیاست؛
هم به جهت قلبی،
هم به جهت آآآ عینی و بصری.
یه توضیح کوچک بدم بعد
آآآ یا نه اول بخونم
بعد آآآ اون توضیح رو بدم.
حضرت میفرمایند که "فتأسّ بنبيك الأتی بالأثر" به نبی
طیب و طاهر تأسی کن.
"فإن فيه عثرة لمن تأسى وعزاء لمن تعزى".
حضرت یک اسوهایست برای کسی که بخواد تأسی بکنه.
یک دلداریست برای هر کسی بخواد
دلداری پیدا بکنه. "وأحب العباد إلى الله المتأسي بنبيه".
احب عباد خدا کسیست که راه و روش نبی رو طی بکنه.
"والمختص لأثره"
و پاشو بذاره جای پیغمبر.
خب پیغمبر حالا چجوری بود؟
"قضم الدنيا قضماً".
او دنیا رو میجوید با کنار
دندانش. یعنی حالت آدامسی
دنیا رو میخورد. اینجوری دولپی و هولپی و این مدلی،
اینجوری نه. مثل آدامس کنار گوشه دهنش.
دیدید که بعضی وقتا آدم حتی میتونه آدامس بجوه
و حالا این که اصلاً معلوم هم نشه.
این کنار گوشه دهنش داره
اینجوری دنیا میخورد. "ولم يعرها طرفاً"
با گوشه چشم دنیا رو نگاه میکرد.
خیره نگاه نمیکرد.
با بغل چشم و تو زاویه دید و
اینا داشت دنیا رو نگاه میکرد.
"أهضم أهل الدنيا كشحاً
وأخمصهم من الدنيا بطناً"
لاغرترین مردم بود.
این لاغر بودن اینجا به معنای این نیست که
مثلاً از لاغری مثلاً حالا
داشت جونش مثلاً در میاد و اینا،
منظور این نیست. این که "أهضم أهل الدنيا كشحاً"
یعنی این که لاغرترین و گرسنهترین، یعنی
واقعاً دنیا رو نمیخورد.
من همین جا اون نکته رو بگم "وأخمصهم من الدنيا بطناً" یعنی گرسنهترین
بود. این
روح انسان اگر
بهش خیلی چیز دنیایی بدی،
تو همون عبارات بالاترش هم راجع به موسی و
آآآ عیسی و داود
و اینها دارن راجع به انبیاء مختلف صحبت میکنند.
اگر به روح انسانی، به انسان خیلی چیز دنیوی بدی
که دولپی بخوره و اینها،
اون تروحنش از بین میره.
ببینید این تروحن از بین رفتن یعنی چی؟
ما یه چیز دیگهای داریم حالا تو برخی از مکاتب فلسفی،
اینا روح بخاریه. روح بخاری
که شما
وصل روح چیزتون،
روح مجردتون به بدنتون به توسط یک روح دیگهای داره انجام میشه
که حتی تو برخی از تصاویر دیدنش.
اینا روح بخاریه. این
به شدت چیز مهمیه.
در روایات ما هم هست امیرالمؤمنین میگن پیغمبر
سرش رو سینه من جا گرفت و
به رحمت خدا رفت، روحش از کف دست من رد شد
و من "فمررته على وجهي" من کشیدم دستمو به
صورتم. اون یه چیزیه که به شدت هم قابلیت اینو داره که نورانی بشه
اگر اینی که داریم صبیح الوجه میشه اون مثل،
ببین مثل آب توی برگ گل میمونه.
یه همچین چیزیه. خب؟
که اگر خیلی اون روح قوی بشه،
ااا همین طی الارض و اینها محصول اون کاره.
خب؟ یعنی
هی بدن تلطیف میشه و بعد
ااا بدن احکام روح میگیره به خودش.
بدن احکام روح میگیره.
بحثش مفصله این بحث
که بخوام توضیح بدم یه مقدماتی هم لازم داره ولی
در همین مقدارش کسی که
خیلی توجهش زمینی میشه،
این هم یه اتفاقیست که در
رفته رفته باید برای اصحاب خاص امام زمان بیفته
که اینها یه مقداری تروخُن جسم پیدا بکنند.
یعنی روحشون، جسمشون
روحانی بشود. اینی که تو روایات دارد که
کسایی که با خدا مینشینند بلند میشن یا سحرنشینی میکنند،
اینا صبیح الوجه میشن.
اینا چهرهشون درخشان میشه.
اینا یه همچین چیزی. همینی که توی
قرآن دارد که اینا
سیماهم فی وجوههم من اثر السجود
چهرهشون میدرخشه از اثر سجده.
خب؟ اثر سجده باعث میشه چهرهی اینا میدرخشه.
این اتفاق، اتفاقی-- هر چقدر شخص به دنیا
و اینها نزدیکتر بشه حتی به
خوردنیهای زیاد از دنیا،
خوردنیهای پیچیدهی
از دنیا. بعضی از خوردنیها
خیلی پیچیدهست. شما
خیلی وقتا خوردنیها به مبدأ خودش خیلی نزدیکه.
حالا این طبیعتا دیدید این چینیها و فلان اینا چجوری میخورن اینا خیلی
همه چی به مبدأ خودش نزدیکه.
تا خوردنیهایی که خیلی پیچیده است انواع و اقسام
ادویهها، انواع و اقسام مواد غذایی که دست به دست هم بده و اینا.
این دیگه تو اون روح بخاری تأثیر داره.
اونو در حقیقت اخلاطش رو چیز میکنه،
اخلاطش رو سنگین میکنه.
اون یه چیزیه که خلاصه مثل
چیز دویده زیر
پوست شما و تو بدن شما.
اون یه چیز اینجوریه. هر چقدر
بیتکلفتر، بیارتباطتر با
دنیا و اینا، هر چقدر اینجوریتر
طرف میشه، اون موقع حتی فهم و
عقل و این چیزاش کما اینکه داریم
اگر اون روح بخاری،
اون ااا که حالت بخار داره
هر چقدر اون از اخلاط سنگین
فارغ بشه، سبک بشه این چیزا،
طرف خوش خلق میشه. مثلا
رو اخلاق و ایمانم به شدت موثره یه همچین چیزی.
همچین فضایی داره به عبارتی.
خب این
خلاصه اگر این رو شما مبنا قرار بدید،
اون موقع میفهمیم که
اون مقداری که اخلاط الی الارض داره انسان پیدا میکنه
و توجه به زمینش خیلی داره زیاد میشه.
پول دربیارم چیکار بکنم؟ این ماشین، اون ماشین، این خونه، اون خونه، این مسافرت، اون خوردن،
این-- یعنی همش این مدلی.
این در راه نبوت نیست.
راه نبوت راهیست که
از این چیزا هی داره فاصله میگیره.
یعنی میفهمه باید فاصله بگیره.
اگر فاصله نگیره،
میفهمه که زمینگیر میشه.
یعنی اینو خودش هم میفهمه.
نمیتونه مثلا اون حالات روحی خشک،
اون حالاتی که شخص داره،
یه حالت اِمممم
خلاصه یکاد زیتها یری و لولم تمسس هنار.
بدون اینکه عاد-- یه حالت خوداشتعالی
از توش یه چیزایی بجوشه، میفهمه
نیست اینا. اینی که حالا گفتید قرآن رو چجوری میخونن.
یکیش اصلاً اینه. قرآن در این شرایط نازل شده.
اگر کسی بخواد sync بشه
با قرآن، با
نوع توجه و صقل نسبت به زمین نمیشه
قرآن خوند و فهمید. حتی خطره داره فهمش.
ممکنه قرآن رو به شدت دنیوی بفهمه.
قرآن رو به شدت دنیوی بفهمه چونکه
توجهش به زمینه،
توجهش به معادلات زمینه.
اینجوریه. این اون کلیته ما حالا نگاه بکنید
ادامهش. عرضت علیه الدنيا فابى ان یقبلها.
اینجا یاد یه خاطرهای افتادم از
اون کتاب دفاع مقدسی تنها گریه کن.
در اون کتاب تنها گریه کن،
اون مادر شهید معماریان که پاش درد میکرد و فلان اینا،
فرزندش اومده در خوابش
یه پارچهای از امام حسین گرفته.
نمیدونم دیدید اون تیکهها رو یا نه.
یه پارچهای از امام حسین گرفته
و این رو میبنده به پای مادرش و مادرش وقتی صبح بلند میشه اون پارچه رو پاشه.
ببینید این پارچه بهشتیه.
خیلی وقتها ممکنه یه ارزاقی رو تو خواب
به شخص بدن
بلند میشه احساس میکنه سیر.
حتی جسارتا اینجوری
ممکنه اینجوری بشود که اگه باده گلویی
بکنه مزه و بوی اون غذایی که
تو خواب بهش دادن خورده،
ااا میفهمه اینو. به خاطر اینکه اون روح
به شدت تحت تاثیر عوالم بالاست.
اگه اونسویی بشه توجهات اونسویی پیدا بکنه.
خلاصه ااا
یه چیز دیگهای میشه.
یک مسیر دیگهای اصلاً طی میشه.
"عُرِضَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا فَعَبَا أَنْ يَقْبَلَهَا"
دنیا براش عرضه شد قبول نکرد "وَعَلِمَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ
أَبْغَضَ شَيْئاً فَأَبْغَضَ وَحَقَّرَ شَيْئاً فَحَقَّرَ".
دانست که خدا از یه چیزی بدش میاد پیغمبر بدش اومد.
دانست که خدا تحقیر میکنه،
پیغمبر تحقیر کرد. "وَصَغَّرَ شَيْئاً فَصَغَّرَهُ".
دانست خدا کوچک شمرد
او هم کوچک شمرد. "وَلَوْ لَمْ يَكُنْ فِينَا إِلَّا حُبُّنَا مَا أَبْغَضَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَتَعْظِيمُنَا
مَا صَغَّرَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ لَكَفَى بِهِ شِقَاقاً لِلَّهِ
وَمُخَالَفَةً عَنْ أَمْرِ اللَّهِ".
اگر نباشه جز همین که ما چیزی رو دوست داریم که خدا و پیغمبر دوست ندارن.
تعظیم میکنیم نسبت به چیزایی که خدا و رسول دارن تسقیر میکنن
و کوچک میشمرن. "لَكَفَى بِهِ شِقَاقاً لِلَّهِ" این
خودش به عنوان شقاق
ما با خدا خلاصه
همین کفایت میکنه. بعد میفهمه "وَلَقَدْ كَانَ
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَمَ يَأْكُلُ عَلَى الْأَرْضِ وَيَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ
وَيَخْصِفُ بِيَدِهِ نَعْلَهُ
وَيَرْغَىُ بِيَدِهِ ثَوْبَهُ وَيَرْكَبُ الْحِمَارَ الْعَارِيَ وَيُرْدِفُ خَلْفَهُ"
میگن خودشون میشستن رو زمین مثل بندگان
میشستن به روی زمین. ااا خودشون وصله پینه میکردن.
یه ماشین، یه، یه
حمار عاری رو یک واسه خر بیپالونی رو سوار میشدن پشتشون هم
مسافر میزدن. یعنی اصلاً شما بگو
این بشر تعلقی به این چیزای دنیا و به
این زخارف دنیا داشته؟
اصلاً ابداً. "وَيَكُونُ السَّتْرُ عَلَى بَابِ بَيْتِهِ".
ببینید از جلوی چشمشون هم
مخفی میکردن این چیزا رو. "وَيَكُونُ السَّتْرُ عَلَى بَابِ بَيْتِهِ".
الان دارید میبینید دیگه اون
روایات رو. "فَتَكُونُ فِيهِ التَّصَاوِيرُ" یه پرده آویزون بود
تو خونهشون خیلی پر نقش و نگار و اینا.
"فَيَقُولُ يَا فُلَانَةَ لِأَحْدَى أَزْوَاجِهِ" به یکی از همسرانشون میگن که
"غَيِّبِيهِ عَنِّي" میگه اینو از جلوی چشمم وردار.
"فَإِنِّي إذَا نَظَرْتُ إِلَيْهَا ذَكَرْتُ دُنْيَا زُخَارَفَهَا".
من نگاه میکنم یاد زخارف دنیا میکنم،
میافتم. لذا
ساده بودن، ساده زندگی کردن
نمیشه پروپیمون زندگی طرف بکنه
و دل نده. این اگه شدنی بود خود پیغمبر
این کارو میکرد. "فَأَعْرَضَ عَنِ الدُّنْيَا بِقَلْبِهِ
وَأَمَاتَ ذِكْرَهَا مِنْ نَفْسِهِ"
با قلبش اعراض میکرد.
کار دنیوی میکرد ولی از
دلش اعراض شده بود قلب.
"وَأَحَبَّ أَنْ تَقِيَ زِينَتَهَا عَنْ عَيْنِهِ".
دوست داشت که زینت دنیا
از جلوی چشمش کنار بره و اینا.
بعد همینجوری میاد تا "فَمَنْ بكذلك من أبغض شيئاً أبغض أن ينظر إليه
أن يذكر عنده" کسی که
چیزی رو دوست نداره دوست نداره
که بهش نگاه بکنه
یا در پیشگاه او هی راجع بهش صحبت بکنن.
"وَلَقَدْ كَانَ فِي رَسُولِ اللَّهِ مَا يَدُلُّكَ عَلَى مَسَاوِئِ الدُّنْيَا وَعُيُوبِهَا".
در رسول خدا اون چیزی که
زشتیهای دنیا و عیوبش باشه
دلالت میکند. بعد
میاد تا حضرت اون موقع
یک سؤال مطرح میکنن. میگن "فَلْيَنْظُرْ نَاظِرٌ بِعَقْلِهِ"
یه نفر با عقل خودش باید بشینه
یه بررسی بکنه که "أَكْرَمَ اللَّهُ مُحَمَّدًا بِذَلِكَ أَمْ أَهَانَهُ".
خدا این کارو با پیغمبرش کرده،
اکرام کرده پیغمبرش رو یا اهانت کرده؟
"فَإِنْ قَالَ أَهَانَهُ فَقَدْ كَذَبَ وَاللَّهُ الْعَظِيمُ بِالْإِفْكِ الْعَظِيمِ".
اگر بگی اهانت کرده که خب اهان-- واقعاً
یه افک و تهمت بزرگی به پیغمبر زدی.
"وَإِنْ قَالَ أَكْرَمَهُ" اگر بگید
اکرام کرده خدا به پیغمبر "فَلْيَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهَانَ غَيْرَهُ حَيْثُ بَسَطَتْ الدُّنْيَا لَهُ".
پس به بقیه اهانت کرده
که بست دنیا داده براش.
بله یه نفر ممکنه توی کارآفرین باشه هزار تا کارم دارن بکنن ولی
زندگی شخصی خودش
یه زندگی خیلی معمولی،
بیپیرایه، آنسویی اینجوری
و زواها عن أقرب الناس منه.
اینی که از
برترین مردم دنیا
رو خلاصه دور کرده، این یعنی اینکه به دیگران
که اینو نزدیک کرده خیانت کرده.
به عبارتی میخوام این رو عرض بکنم، این نکته که
حالا الان ممکنه بگید با این وضعیت دلار و اقتصادی و اینا،
ااا اصلاً ما در معرض این بحثها نیستیم ولی ما در معرض
دل دادگیش هستیم لا-لاقل.
ما میگیم فلان کارخونهدار، فلان پولدار، فلان چی فلان،
همه اینا میبینید که این دلمون میره نسبت به
این فضاها. تو یه جمعی باید باشه جمع مؤمنانهای که
آدما تو این جمعهای مؤمنانه ارزشها و هنجارهای خودشونو
جدی کرده باشن
که من جلسه قبل هم گفتم این عزلت
کف نشینی و غارنشینی
این است که در یک هنجارهایی قرار گرفته باشه که
خلاصه ااا دنیا براش دیگه
چیزی نباشه. انقدرم روحش رو لطیف کرده باشه که
خیلی از کارا، خیلی از فهمها،
اینا برای ااا او اتفاق
میفتن اینجوری. پس انشاالله که
هدیه اصلیمون رو از دست
پیغمبر خدا بگیریم که
خود امیرالمؤمنین هم فرمودن أنا عبد من عبید محمد.
ما فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد
آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
او که قبولش کند بلال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی ای جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد.
صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
این ذکر صلوات بر محمد و آل محمد هم آقای بهجت
فرمودن ما اذکار رو زیاد دور دور کردیم و دور زدیم.
هیچ ذکری و بدون عدد هم هست یعنی عدد خاصی نداره
و به همین شکل ذکر امنیه.
در حقیقت از اذکار هست که این مقدار امن نیست.
شما باید به اندازه بگید. صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
جلسه قبل
جلسه بعد