ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 015

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

توبه؛ لطفِ بن‌بست و محبتِ توابین

ادامۀ فرازِ امیدِ بی‌عمل و تأخیرِ توبه با طول امل. توبه پس از گناه است؛ اما خودِ برخوردن به بن‌بست و افتادن در مشکل از الطاف الهی است. «لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ» — فشار می‌آید تا بازگردند. و چون بازگردند، «إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ». نباید گناه کرد؛ اما گناه به‌اضافۀ توبۀ راستین — اگر توفیقِ توبه باشد — چیزی فوق‌العاده می‌سازد؛ به‌ویژه اگر سطحِ ایمان بالا رود.

هر عاقلی از بن‌بست برمی‌گردد؛ اما اگر ملت یا دولتی به بن‌بست بخورد و بفهمد مسیر بن‌بست است، ارتقای ایمانی رخ داده است. خدا این را می‌پسندد؛ از این‌رو بسیار در مشکل می‌اندازد تا بازگردیم — به شرط آنکه با برگشت یک پله بالا رویم نه همان مسیر را دوباره.

تبدیل سیئات به حسنات

در فرقان:

«إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَٰلِحًا فَأُو۟لَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَيِّـَٔاتِهِمْ حَسَنَٰتٍ» (فرقان/۷۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند؛ پس اینان‌اند که خدا بدی‌هایشان را به نیکی‌ها بدل می‌کند.

اگر فقط توبه و عمل صالح باشد، خدا نیز برمی‌گردد: «فَإِنَّهُۥ يَتُوبُ إِلَى ٱللَّهِ مَتَابًا.» اما اگر توبه و ایمان و عمل صالح با هم باشد، سیئه کارِ حسنه می‌کند: چنان‌که حسنه آمادۀ حسنه‌ای بالاتر می‌سازد، اینجا سیئۀِ توبه‌شده آمادۀ حسنه‌ای بالاتر می‌سازد. فهمِ بن‌بست‌بودنِ مسیر، همان بالا رفتنِ درجۀ ایمان است. ریسکی است؛ اما اثرش می‌تواند عظیم باشد.

ابتلای سیئات و برکتِ یوسف

«إِنَّ ٱللَّهَ يَبْتَلِى عِبَادَهُ عِنْدَ ٱلْأَعْمَالِ ٱلسَّيِّئَةِ بِنَقْصِ ٱلثَّمَرَاتِ وَحَبْسِ ٱلْبَرَكَاتِ وَإِغْلَاقِ خَزَائِنِ ٱلْخَيْرَاتِ.»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا بندگانش را هنگامِ کارهای بد به نقصِ میوه‌ها و حبسِ برکات و بستنِ گنجینه‌های خیرات می‌آزماید.

نقصِ خروجی‌ها، حبسِ باران و برکت، بستنِ خزائن — آثارِ سیئاتِ فردی و اجتماعی است. در ظهور، باطنِ اشیا گشوده می‌شود؛ اکنون بسیاری سختی‌ها نباید چنین باشد اگر برکت حبس نشود. در برابر، یوسفی پاک مصر را از هفت‌سال قحطی نجات می‌دهد و می‌گوید بکارید و در خوشه نگه دارید — علمی که از پاکی آمد نه فقط از مدرسه:

«ذَٰلِكَ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ» (یوسف/۳۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این از فضل خدا بر ما و بر مردم است؛ ولی بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند.

توحید و پاکیِ او فضل بر مردم نیز هست. اکثر شکر نمی‌کنند که انسان‌های پاک برای دنیا خیر می‌آورند؛ و با کثرتِ سیئات، خزائن بسته می‌شود.

استغفار؛ سببِ باران و رحمت

این ابتلاها برای آن است که توبه‌کننده توبه کند، کَنده‌شدنی کنده شود، متذکر به یاد آید و بازداشته‌شده بازایستد. خدا استغفار را سببِ ریزشِ رزق و رحمتِ خلق نهاده است:

«فَقُلْتُ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّهُۥ كَانَ غَفَّارًا ۝ يُرْسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا» (نوح/۱۰–۱۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است؛ تا بر شما از آسمان بارانِ پی‌درپی فرستد.

رحمت بر کسی که به توبه استقبال کند. از مهم‌ترین کارهای فرهنگی، خودِ توبه‌کردن است: آسمان که ببارد برای دیگران نیز می‌بارد. پاک زیستن در خانه و کار و حوزه و دانشگاه چراغی است که پیشِ پای دیگران را روشن می‌کند؛ «من فضل الله علینا وعلی الناس.» روایاتِ ذیلِ دفعِ برخی به وسیلۀ برخی می‌گویند به آبروی نیکان بلا از دیگران نیز دفع می‌شود؛ گرچه قدر ندانند. توبه وقتی شیرین است که ایمان عوض شود و دانسته آید راهِ غیر خدا جواب نمی‌دهد — وگرنه ابرو درست و چشم کور می‌شود و کلاف پیچیده‌تر. مؤمنانِ پای‌کار رحمت برای بی‌اعتقادان نیز می‌شوند؛ پرچم و حضورشان کشور را از تلاطم نگه می‌دارد و خدا به آبروی آنان به دیگران رحم می‌کند.

فشار برای تضارع و سطحِ بالاتر

فشارِ الهی برای آن است که انسان متضرع شود نه اینکه در لجاج بماند. برگشتنِ عاقلانه از بن‌بست حداقل است؛ برگشتن با تغییرِ عقیده و ایمان، کمال است. مذاکرات و سیاست‌ها و عادت‌های فردی اگر به دیوار بخورند، فرصتِ فهم‌اند: این مسیر بن‌بست است. اگر دوباره با سر به همان دیوار کوبیده شود، عقل نیست؛ و اگر فهم آید و مسیر عوض شود، محبتِ توابین معنا می‌یابد.

تبدیلِ سیئه به حسنه یعنی گناهِ توبه‌شده انسان را برای طاعتی بزرگ‌تر آماده می‌کند — مشروط به ایمان و عمل صالح. بدون ایمانِ تازه، فقط توبه و عمل، بازگشتِ خدا هست اما آن تبدیلِ شگفت نیست. ریسکِ گناه باقی است؛ اما درِ لطف نیز برای کسی که راست برگردد باز است.

یوسف، استغفار، و خیرِ عمومی

نقصِ میوه و حبسِ برکت و بستنِ خزائن، نقشۀ اجتماعیِ گناه است. در برابر، یک زندگیِ پاک می‌تواند علم و نجاتِ جمعی بیاورد. یوسف مهندسی نخوانده بود؛ از توحید و پاکی، تدبیرِ هفت‌سال را گرفت و فضلِ خدا بر مردم تمام شد؛ هرچند اکثر شکر نکردند.

استغفار سببِ مدرار است؛ آسمان برای توبه‌کننده و همسایه‌اش می‌بارد. از این‌رو توبۀ شخصی کارِ فرهنگیِ عمومی است. چراغِ پاکی پیشِ پای دیگران را روشن می‌کند. دفعِ برخی به وسیلۀ برخی در روایات همین است: به آبروی اهلِ عمل، بلا از بی‌عملان نیز کم می‌شود. پرچم‌داران و پای‌کاران رحمت برای دیگران‌اند؛ قدر ندانستن، لطف را باطل نمی‌کند. توبۀ شیرین آن است که بفهمیم راهِ غیر خدا چشم را کور و ابرو را نیم‌درست می‌گذارد؛ آن‌گاه کلاف را پیچیده‌تر نمی‌کنیم و برمی‌گردیم.

جمعِ این معانی دعوت به استقبال از توبه است: فشار را دشمن ندیدن، بن‌بست را فهمیدن، ایمان را بالا بردن، سیئه را به حسنه سپردن، پاک زیستن برای خود و مردم، و استغفار کردن تا آسمان ببارد. این ادامهٔ علاجِ طول امل و امیدِ بی‌عمل است.

لیَتوبَ تائب و یَقلَعَ مُقلِع و یتذکّرَ متذکّر و یزدجرَ مزدجر: چهار میوۀ ابتلا. استغفار سببِ درورِ رزق و رحمتِ خلق است؛ پس توبه فقط نجاتِ فرد نیست، گشودنِ آسمان برای جمع است.

فضای خانه و کار و حوزه و دانشگاه اگر چند نفرِ پاک داشته باشد، فضلِ خدا بر مردم جاری می‌شود. کم‌گذاشتن در پاکی، کم‌گذاشتن در خیرِ عمومی است. شکرِ اکثر مردم کم است؛ اما کارِ پاکان وابسته به شکرِ دیگران نیست.

آیۀ دفعِ مردم برخی به وسیلۀ برخی را روایات به دفاع از دیگران در برابرِ هجومِ شیاطین تفسیر کرده‌اند: به آبروی نیکان بلا نمی‌رسد یا کم می‌رسد. قدرناشناسیِ بهره‌مندان، واقعیتِ رحمت را عوض نمی‌کند.

توبه وقتی ایمان را عوض کند شیرین است: دانستنِ اینکه راهِ غیر خدا جواب نمی‌دهد. وگرنه ابرو درست و چشم کور می‌شود و کلاف بدتر. مؤمنانِ پای‌کار رحمت برای بی‌اجابه‌ها نیز هستند؛ خیرِ پرچم به همان‌ها می‌رسد که قدر نمی‌دانند. خدا به آبروی اهلِ کار به آنان نیز رحم می‌کند.

این فصل توبه را از ندامتِ فردی به مهندسیِ اجتماعیِ برکت می‌کشاند: سیئه خزائن را می‌بندد؛ استغفار می‌گشاید؛ پاکیِ یک یوسف قحطی را برمی‌دارد. علاجِ طول امل، شتافتن به همین توبه و پاکی است نه نقشۀ فردا.

پس استقبال از توبه، مهندسیِ باز شدنِ خزائن است؛ و پاکیِ جمعی، فضل بر مردم. این دو را باید با هم خواست و عمل کرد.

بدون فهمِ بن‌بست و بدون استغفار، کلافِ خطا پیچیده‌تر می‌شود و ابرو درست و چشم کور می‌ماند. توبۀ مرتفع، همان چیزی است که سیئه را حسنه می‌کند و آسمان را می‌گشاید.

این مهندسِ برکت با توبه و پاکی و استغفار، پاسخِ نهاییِ سلسله به آفتِ امیدِ بی‌عمل است: عملِ بازگشت و عملِ پاکی، خزائن را می‌گشاید.

خدا تواب را دوست دارد؛ پس درِ بازگشت را باید زد پیش از آنکه طول امل دوباره قفل کند.

درِ محبتِ توابین باز است؛ باید زد و داخل شد با ایمانِ تازه و عملِ صالح.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.