ددرس‌گفتارها

سلام علیکم و رحمة الله.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

رب این الصالحین.

صلی الله على سیدنا محمد و آله الطاهرین.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

جهت شادی ارواح طیبه شهدا، حضرت امام، همه گذشتگان، ذوالحقوق، پدر، مادرمون، معلمانمون.

الفاتحه ما الصلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

صفحه صد و هفده.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَۖ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ.

فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌۚ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ كَيْ يُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ.

وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَحَاءُؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْۖ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةً عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةً عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ.

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.

فَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ.

صلوات الله بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

خب شروع کردن این دسته‌هایی که جهت اصلاً بحث معنای آیه پنجاه و پنج که آیه سرنوشت‌سازیه در [مکث] مجموعه آیات، آیات مربوط به ولایت.

سلام علیکم.

برای این آیه رو شروع کردیم عملاً.

به مع-- توضیح معنای ولایت، چون که آیه پنجاه و پنج انصافاً از ترجمه‌ش گرفته سخته تا تفسیرش.

یعنی حالا اگه بی‌تعارف بخوایم برخورد بکنیم حتی ترجمه آیه پنجاه و پنج خیلی ترجمه ساده‌ای هم نیست.

مثلاً حالا ترجمه واضح و اینی که بگیم متفقٌ علیه ای نیست.

از حالا تا از معنی ولیش هم بگذریم.

«إنما وليكم الله ورسوله» «إنما وليكم» حالا ولی هر معنایی باشه.

الله هست و رسول هست و مؤمنینی هستن که این مؤمنین اقامه نماز می‌کنند و ایتای زکات می‌کنند.

بقیشو معنی کنید چی میشه؟

در حالی که- کی گفته در حالی که؟

خب ترجمه- و، و، «وهم الراکعون» و کسایی که ایشان را کنند در حقیقت.

خب.

[نامفهوم] میگه.

نه، نه.

کی گفته جمله حالیه است این جمله؟

یعنی دقیقاً جمله واو عطفه.

این یه احتمال واو عطف باشه.

در حقیقت اینجوری باشه که-- ببین این بحث‌ها رو نرید یه جا بگیدا.

برو خود نرید-- اینا چیزیه‌ها.

یعنی اینا کلاسیکه بحثا.

اینو یهویی برید به یه نفر دیگه بگید این واو که اوه حالی است.

لُ به هم می‌ریزه طرف.

اینم نرید هر جا بگیدا آدم-- چون که دوست داره خیلی وقت‌ها چیزی که یاد می‌گیره بگه.

اون موقع اینا چیزی نیست، تو تفاسیر هستا.

فکر نکنید به ذهن ما رسیده.

تو تفاسیر هست.

منتها مراتب-- انگولک کردن اعتقادات مردم کار جالبی نیست.

این، این چون که ما معامله بحثو کلاسیک کردیم با این جلسه از این جهت که ما بگذاریم «وهم الراکعون» رو، من میگم حتی می‌تونیم اینجوری معنی کنیم که «وهم الراکعون» یعنی در، نه در حالی که بلکه اون کسایی که را کنند.

شما بفرمایید شأن نزول هم که داره آیه، شأن نزول هیچ موقع شأن نزولی که فریقین ادعا کردند، شأن نزول هیچگاه دقیقاً ااا معید و مفسر آیه نیست شأن نزول.

شأن نزول، شأن نزول این آیه است.

شما این بر تشریف بیارید، خانم‌ها هم چون میگن این پشت باید از اون پشت بیاین.

[سرفه] از این ور تشریف ببرید، اینجا خانم‌ها نشستن.

آقا اینم زحمت بکشید یهو بیاید جلوتر که بتونم رد شم این پشت.

مثلا خب خیلی آیات هست که شأن نزولش، حالا انزل المعین مثل این "و من الناصری شیء ثوابت عام و واتت دا".

خب این آیه شأن نزولش انزل المعین و لیلة المبيت هست.

آیا به این معناست که [سرفه] اصلا هیچ قابل تطبیق به چیز دیگه‌ای نیست چون شأن نزول داره؟

اصلا این واو، واو حالیه هم هست که چیز باشه، به مجرد وجود شأن نزول، آیا به این معناست که آیه قابل تطبیق به دیگران نیست؟

این یک سؤال جدیه تو بحث علوم قرآنیه.

شأن نزول نقشش چیه؟

نقش شأن نزول در تفسیر و تبیین چیه؟

نقش شأن نزول.

این بود که ما از آیات بالایی شروع کردیم.

ببینید Allah در آیه پنجاه و یکه که محل بحث ما هست الان، [زنگ تلفن] ایشان اصرار دارن که این ولايت به معنی همون ولاء محبته.

اون موقع وقتی میرسن به آیه پنجاه و پنج [سرفه] می‌فرمایند که چون این آیه شأن نزول داره در رهن و قید آیات بالای خودش نیست.

در رهن سیاق آیات بالای خودش نیست.

این فضایی‌ست که Allah درش حرکت می‌کنند.

یعنی میگن این قرآن باید دست همه باشه‌ها.

اینجوری چیز، چیزی گوش نکنید.

چونکه هی من ارجاع میدم به آیات، باید ببینید آیات رو.

قرآن هم هست.

اگه یه تعداد از اینجا آره، چند تا قرآن بدید بذارید اینجا.

اون موقع این تلاشی که حالا تو این کلاس الان ما داشتیم انجام می‌دادیم بخ-- چونکه این حرف که شأن نزول باعث می‌شه که آیه در رهن آیات بالای خودش نباشه، این فیه تأملًا.

که کلاً آیه یهویی از سیاق آیات خودش یهویی جدا بشه.

چونکه بالاخره پشت صحنه یک مفسر شیعی این هست که "انا ولیکم" ولی به معنی سرپرست، ولی به معنی والیه.

این پشت صحنه‌ش هست به هر جهت.

از این پشت صحنه خودشم نمی‌تونه، یعنی "انا ولیکم" هیچوقت نمیاد به این معنای فقط محبت معنی کنه.

اینجا رو مودت معنی کنه که.

به هر جهت آیه برای یک مفسر شیعی اینجوری هست که باید ولی آخرش به عنوان سرپرست دربیاره.

خب پشت صحنه‌شو بگم بالاخره باید اینو اینجوری دربیاره.

خب؟

از آب.

لذا علما به استناد شأن نزول میگن آیه در رهن آیات گذشته خودش نیست.

و حال آنکه، چونکه فیه تأمل که حالا اینجوری باشه یعنی به دلیل وجود شأن نزول پایه از سیاق خودش بخواد جدا شه، چونکه در این یه تأملی وجود داره.

از این جهت بود که درسی که از آیه پنجاه و یک شروع کردیم می‌خوایم همین رو بگیم که این ولاهایی که سه نوع ولا داریم که یکیشو معرفی کردیم.

ولا محبت رو معرفی کردیم که.

به اجناد یهود و نصارا و کسانی اینا رو دوست نداشته باشید.

علما هم همین معنا رو کاملاً اصرار می‌کنند روش ها.

اینم هست خویش را تعبیر کن، نه ای ز کر را.

اینه که کسی واقعاً یهود و نصارا رو نمی‌تونه دوست داشته باشه.

یک مسلمان مکتبی که مکتب احساسات او رو شکل میده، نمی‌شه اصلاً یک یهود و نصارا رو دوست داشته باشه اینو.

به فرموده قرآن می‌تونه اینجوری کنه که ان تبرؤهم وتَقسِطوا الیهن.

می‌تونه برتری چی بکنه و قسط و عدل کنه و می‌تونه [سرفه] در حقیقت کمک‌های انسان دوستانه بکنه و اینها.

ولی نمی‌تونه او رو بهش عشق بورزه.

چونکه اگه بتونه همچین کاری رو بکنه اصلاً فشار علما رو این بحث رو همین آیه همین معناست که بگن که در حقیقت این ولا، ولا محبته توضیح هم بدن که نمی‌شه واقعاً بشه به لحاظ قلبی مودت پیدا کنم بهش.

کسی که حدود خودش از حدود خدا جدا می‌کنه.

حالا مستضعف بگیرید شاید بحثش فرق بکنه از همین جلو تشبیه، از همین جلو تشبیه.

مستضعف بگیرید.

حساب و کتابتش ممکنه فرق بکنه.

اگر شما آنقدر توانستید عظمت روحی پیدا بکنید که اینا رو من حیث و من حیثی جدا بکنید از همدیگه بکنید.

من اینو من حیث انه مخلوق من الله تعالی از این حیث می‌تونم دوستش داشته باشم.

ولی اگه کسی بتونه عشق بورزه به یک در حقیقت مخالف، این فانه من کن فانه منه.

یعنی پایه‌ی چیزا همین مودته.

لذا اگر یه نفر دید که این مودتی و عشقی، علاقه‌ای داره درش شکل می‌گیره نسبت به یک یهودی و نصارا و فلان اینها و به طور کلی همین چیزا و کسایی که حدود حدود خدا جداست.

خدا میگه این کار رو بکنید.

اینا مخاده می‌کنند.

مخاده گفتن معنی دشمنی نیست.

مخاده به معنی کسی که حد خودش رو از حد خدا جدا می‌کند.

یعنی میگه خدا این حد رو داره، منم این حد رو دارم.

بالاخره خدا اینو میگه منم اینو میگم.

حالا چه در مقام نظری این حرفو می‌زنه، چه در مقام فعل و عمل این [کشیده شدن صندلی] حرفو می‌زنه.

اگر کسی با خدا حد خودشو جدا بکنه نمیشه به او عشق ورزید.

واقعاً نمیشه.

اگه ش-- کسی عشق می‌تونه بورزه بهش، یه خورده برگرده به خودش تردید بکنه، نه به مجموعه آیاتی که در این زمینه وجود داره.

که اون معلومه مکتب او رو تربیتش نکرده یا به هر جهت می‌خواد کارهای دیگه بکنه.

ولی قسط و عدل و بر و کمک‌های انسان دوستانه و تجارت کردن باهاشون اینا مانعی نیست.

ولی اگه بخواد این احساس یک نفر مکتب احساس شک می‌کنه به هر جهت.

اینا نه اینکه یهودی دوست داشته باشه، نه یعنی که صهیونیستا رو دوست داشته باشه، این که اصلاً بحث جداست.

واقعاً نمیشه خود یهودی رو نمیشه دوستش داشت.

این یهودی الانیا رو نه اینکه اون بالاخره یه کتاب الله و فلان اینا ما حرفش جداست.

به هر جهت کسایی که حدودشون از حدود خدا جداست به هر تعبی- [پچ، پچ] بله اصلاً بله دقیقاً همون آیه داره که اون آیه مجادله داره که "لاتجد قوما يؤمنون بالله ورسوله اليوم والاخر یوادون من حاد الله" کسایی که حدودشون از حدود خدا جداست.

مثلاً مسلمانان اسم قرآن و قسمت حجابشو قبول ندارن، سوره نور رو قبول ندارن.

نمیشه، نمیشه، نمیشه عشق ورزید به اینا.

یعنی اگه کسی بتونه، همونجا میگه، اتهام میده و لو کان فلان، فلان، فلان، فلان.

هرکی می‌خواد باشه.

یعنی واقعاً از این جهت نمیشه به او عشق ورزید.

میشه حالا محبت‌های [مکث] عرض کنم فطری، غریزی، حیوانی از اون جنس از محبت‌ها که به هر جهت همه حیوانات با همدیگه دارن این جور محبت‌ها.

ببینید ما انسان رو دست کم گرفتیم.

یعنی ما [نفس عمیق] یه چه شکرهاست در این شهر که قانع گشتند شاه بازان طریقت به مقام یسی.

ما انسان رو دست کم گرفتیم که محبت‌هاش، حتی ما فکر کردیم محبت اهل بیت بهشون خیلیه.

حتی این حد آ.

ببینید توی روایات داریم که، اصلاً باب روایات داریم و روایات صحیح داریم راجع به این قضیه [نفس عمیق] که [سرفه] این چیزایی که ک-کفترهای تو حرم امام رضا هستن.

اینا بهش میگن ورشان تو چیز، تو عربی به این میگن ورشان.

یه عده اوائل روایات داریم به این معنی که باب استحباب اتخاذ الورشان فی البيوت.

خوبه آدم این، اینو تو خونه بیاره.

بعد تو اینجا اومده که وهو طیرٌ يحبنا أهل البيت.

این کفترا ما رو دوست دارن.

می‌دونید که اینا تو زیارتگاه‌ها هستن و میرن و میان و اینا.

وهو طیرٌ يحبنا أهل البيت.

اون موقع حب اهل بیت داشتن که این که چی دیدینش که.

اگه کسی حب اهل بیت نداشت باشه این که خیلی دیگه اوضاع پرته.

ولی اگر حب اهل بیت داشته باشه یعنی اهل بیتو دوست بداره که این که هنری نیست اصلاً.

ارزشم-- تا ارزشش، ارزش خیلی سطح بالایی نیست.

اگه دست به کار شد، اومد مدافع شد، اومد مال کش تر شد، اومد دین رو یاری کرد، اینا تازه ارزش انسانیه.

یعنی بخش ارزش‌های انسانیش مال اونجایی‌ست که تازه بلند می‌کنه اینو، اون محبت، اون حب.

وگرنه این که در مقام ورشانه دیگه.

اگر تو روایات هست طرف این ورشانه در حقیقت ازدواج کرده گفته من با-- اینا با اسناد صحیح هستو میگه من تورو از همه بیشتر تو این دنیا من تورو بی-- دوست دارم.

ولی به خاطر این دوست دارم که می‌خوام نسلی از تو پدید بیاد که این محب اهل بیت بشه.

اگر دوست دارم به خاطر این دوست دارم.

فکر نکن همینجوری دوست دارم.

یعنی به خانومش میگه که من چو-- دوست دارم از این جهت دوست دارم که نسلی می‌خوام از تو به وجود بیاد که محب اهل بیت باشه.

[مکث] امام چیز دارن نشستن خنده‌شون می‌گیره.

امام صادق.

میگن عصبانی میگن چرا می‌خندی؟

میگه آخه این داشت با این صحبت می‌کرد میگفت من تورو خیلی دوست دارم ولی حواست باشه اینو از تو بیشتر دوست دارم.

امام صادق.

خب من تورو از همه بیشتر دوست دارم ولی حواست باشه من اینو از تو بیشتر دوست دارم.

[مکث] اینا که کار حیواناته.

[مکث] ماها ببینید یه چهار تا کلم چیو نمی‌دونم دو تا فلان همه اینا رو گرفتیم انسانیه، خوردن و بچه دار شدن و نمی‌دونم اینا رو گرفتیم اون افق کار انسانی.

بعدش داریم نگاه می‌کنیم ببینیم که حالا خیلی آیات با ما، ما هم خودمون شدیم الاغ بعدش چون که خب میشد like داریم آیات رو می‌سنجیم ببینیم به ما سازگاره یا سازگار نیست، سازگار نیست تعبیر می‌کنیم آیات رو.

نه آقا جون.

الان یک انسان مکتبی رو و تحت تربیت دین، او واقعا نزدیک‌ترین عشیره خودش بهش باشه، اگه ببینه حدشو داره با خدا جدا می‌کنه، نه اینکه رابطه صله رحم از بین میره، نمی‌دونم چه از بین میره.

نمی‌دونم فرض بفرمایید که چیه.

ولی اوه!

چی میشه؟

طرف به شدت از قلبش خارج میشه.

اصلاً نمی‌تونه این کسی که حد خودشو جدا کرده.

ممکنه به هر جهت تبرّه و تخس في عليه انجام بده.

اشکالی هم نداره تبرّه و تخس في عليه.

ولی یه حددار نمی‌تونه این کارا رو بکنه دیگه.

حالا ماها تحت تربیت مکتب نیستیم.

احساسمونو مکتب تربیت نکرده، اون موقع می‌بینید که خب چیزم [سرفه] دست می‌زنیم آیات هم بخواهیم تعبیر و تفسیرای دیگه‌ای هم از، از توش دربیاریم.

یه یهود و نصاری، یهود و نصاری پیام دین بهشون رسیده باشه.

بله دیگه.

یه یهود و نصاراییه که عملاً پیام دین رسیده- قرآن و عصر خیلی الان تحت استضعف‌اند.

خب حالا اینا دیگه میشه تعیین مصداق.

آیا اگر طرف واقعاً مستضعفین من الرجال هیچ پیام از دین بهش نرسیده، هیچ حجتی هم بهش تمام نشده و نصارا است.

خب اگه این آدم نصارا است این خب اهل کتابه اصلاً.

همین ببینید [سرفه] قرآن این واژه‌ها رو حالا دقت بکنید وقتی تعبیر محبت‌آمیز قرآن می‌خواد به کار ببره از اینا به عنوان اهل الكتاب یاد می‌کنه.

اهل کتاب.

وقتی تعبیرهای تند می‌خواد به کار ببره از یهود و نصارا استفاده می‌کنه، از این واژه‌ها استفاده می‌کنه.

یعنی این تعبیر رو تو قرآن دنبال بکنید.

تعبیرهای محبت‌آمیزش با عبارات اهل کتاب، تعبیرهای تندش با عبارات یهود و نصارا است.

و این همین معنا رو نشون میده.

اگر پیام دین خب اگه واقعاً یهود و نصارا مونده که خب معلومه پس اهل دینه، اهل دین و دیانته.

مثل خیلی از این چیزاست که تو خود قرآن میاد اینها برای اهل کتاب وقتی قرآن تلاوت می‌شد "ترى أعینهم تفیض من الدم" اینا فهمیدین، اینا چشم می‌ریختن نه اشک.

[سرفه] چشم می‌ریختن، چیز یعنی از فرت چشم می‌ریختن.

خب اینایی که اینجوری میان تو دین و فلان اینها هم اونا حکایتشون جداست.

حالا اینا دیگه میشه تعیین مصداق و اینی که حالا کی چی هست و اینها.

اگه در حدی که یه آب نسبتاً به هم دیگه گرم have محبت بخواهیم ممنون.

حالا اسرار ما تو این دسته آیات رو بررسی کردن این است که از اون ابتدا [مکث] بعد این است که سیاق آیات قرآن نشون میدهد که این ولا هم ولا [مکث] مودت و محبت رو میگیره و هم دو نوع ولا دیگر رو میگیره.

این، این کاری که ما میکنیم دیگه این زحمتی که علامه خودشون قبول کردن در آیه پنجاه و پنج دیگه ما زحمت به خودمون نمیدیم که بخواهیم بگیم چی شد و شرح نزول داره و چون شرح نزول داره در رهن سیاق نیست و فلان اینها.

دیگه این حرف‌ها رو نمیزنیم.

آیات در حقیقت خود آیه پنجاه و یک این تحمل رو داره.

چون آیه پنجاه و یک تعیین کننده است.

چون از اونجا دسته آیات شروع میشه و تغییر اولیا اونجا داره.

[مکث] پس این ولا [مکث] محبت رو دین عنوان شد.

ولا نصرت رو که بخواهیم ببینیم که به این معنا ما داریم.

توی مبارکه انفاق [مکث] آیه [مکث] هفتاد و دو.

[مکث] بله.

اینجاست که عملاً ولا در ناحیه یعنی ولا محبت کشیده میشه در ناحیه دیگه به نام ولا نصرت که طرف باید ناصر باشه.

اینجوریه یواش، یواش آدم به مرزهای دین نزدیک میشه.

ها گفتیم اون مودت‌ها پایه هست ولی در همون منطقه گیر بکنه [صدای سرفه] آقای یدالله متشکرم.

در همون منطقه‌ها گیر بکنه، چیزی نیست.

دست شما درد نکنه آقای یدالله.

[مکث] من همیشه کوهей، ببخشید مالک برای من یه چیزی داره.

یه [مکث] شاخصیه.

واقعاً [مکث] جزء کسایی بوده که حالا چیزم نبوده، صاحب کشف و کرامات هم نبوده، حتی نقل نشده از این چیزا از مبارکه اش در.

ولی پاکار دین بوده.

پاکار دین بودن خیلیه.

و عملاً امیرالمؤمنین میبینید که [مکث] وقتی مالک شهید میشه تو روایات داریم که [مکث] دقیقاً یتلهف و یتأسف علیه.

حضرت وای وای می‌کردن اینجوری.

که بعد همون عبارات نهج البلاغه که مالکل مما مالک.

مالک.

در اون عبارات که لوکان جبل لکان فندا لوکان حجر لکان سندا.

بعدش این عبارات دیدیم نهج نش که میگن مالک والله لیهدن موتک عالما و لیفرحن عالما بمثل مالک.

مالک مرگت کمر عالمی رو شکوند.

عالم باید به خودش بباله که مالک هست توش.

اینها خیلی اصحاب سر بودند برای حضرت ولی مالک یار بود.

ائمه یار می‌خوان، صاحب سر فقط نمی‌خوان.

تنها علوم اهل بیت و-- چیه؟

[سرفه] اصلاً تو کار نیست.

اصلاً یار نیست.

اصلاً یار نیست.

این نیست.

مالک والله لیهدن موتک عالما و لیفرحن عالما بمثل مالک.

بعد میگن آیا دیگه مثل مالک موجوده؟

و هل مرجو مثل مالک و هل موجود مثل مالک؟

آیا امیدی هست یه مالک دیگه بیاد؟

و در روایت ما داریم که امر امام شدید بود و امام علیه السلام و امیرالمؤمنین خیلی با شدت امر می‌کرد و حرف می‌زد و می‌تاخت مادام که مالک بود.

مادام که مالک بود امیرالمؤمنین هم این بود.

وگرنه مادامی که مالک نبود امیرالمؤمنین هم اصلاً در هم پکر شده بود.

یعنی رفته تو لک.

یعنی این نقش یار ببینید تا کجاست.

یعنی یار یه نفره اصلاً رو-- اصلاً امام رو میاره.

ایناست که اون نقاط کلیدی کاره وگرنه تنها دنبال علوم اهل بیت میگیم چهل آخه دنبال علوم اهل بیت.

بازم دنبال علوم اهل بیت اگه بخوای بگردی علوم اهل بیتو اقلاً حشم ابن حکم.

حشم ابن حکم که وقتی که امام صادق ایشان رو می‌دیدن چشمشون برق میزد اصلاً.

که بیان محاجه بکنن با این مخالفین.

خب امام که خودش همه رو نمی‌تونه محاجه بکنه که اصلاً خوب نیست امام تو همه محاجه ها خودش وارد شه که.

یعنی انگار کسی دیگه نیست فقط خود امامو خودش بافته و این چیزا.

خوب نیست همه محاجر خودش وارد شه.

ولی وقتی اینا می‌اومدن پرده خیمه رو بالا می‌زد حضرت هی می‌گشت تو این بیابون دشت کویر به حشم ابن حکم که خب اینی یاره.

اون کسی که چیدان می‌کنه، اون یاره.

اون کسی که می‌شینه تحقیقات آزمایشگاهی می‌کنه برای پیشبرد منافع حکومت اسلامی، اسلام، اون یاره.

اون یاره، اون یاره.

ولی واسه خ-واسه خودش مثلا خب یه محبتی هست [همپوشانی گوینده‌ها] خوبیه دیگه اینجوری.

دیگه حالا خیلی هم دیگه چیز توش نکنید دیگه آ توش نروید.

به مسائل خ-خیلی هم چیزیه دیگه.

این محبتا در حد کفتار و کفتار بازی و این چیزاست دیگه.

این محبتا در مقام محبت در حد کفتار و کفتار بازی و اینا، اون چیزا، اونایی که تبدیل می‌کنه طرف رو به یار امام و باربردار امام، باربردار امام.

اینا اون نقاطی‌ست که ما باید هدف، هدف بگیریم و حرکت بکنیم و چیکار بکنیم و چه و اینا.

مگه نه؟

ها؟

اینایی که یواش می‌بینید ضلا تو نقطه‌ش تبدیل می‌شه ضلا [سرفه] نصرت که داریم آیه هفتاد و دو اگر این فقط تعبیره برای اینکه ببینیم به نصرت در حقیقت.

"إن الذين آمنوا هاجروا وجاهدوا بأموالهم وأنفسهم في سبيل الله" کسایی که ایمان آوردن و هجرت کردن و ببینید ایمان آورده، دست به کار شده، هجرت کرده، دست به کار شده "جاهدوا بأموالهم وأنفسهم في سبيل الله" و با تمام ثروت خودش اومده وسط و دین رو یاری کرده.

"والذین آووا ونصروا" و کسایی که این‌ها رو پناه دادن و نصرت کردن این‌ها رو.

ببینید این عبارات پناه دادن، نصرت اصلا تو خود فضای آیه همش بحث نصرت و این‌ها.

"أولئک بعضهم أولياء بعض" اینا، این‌ها اولیاء [سرفه] همدیگن.

این‌ها اولیاء همدیگن.

بعضهم یعنی چی؟

بعضهم.

می‌گه بعضیشون برای برخی.

یعنی اینا با همدیگه- همش رو می‌گیره.

بله.

کلهم اولیاء خودشون.

بعض، بعض.

بعض به این معنا نیست تو که مثلا حالا یه عده‌شون هستن از اینا که با یه عده دیگه اینا اولیا بقیه‌شون حکمی نداریم راجع بهشون.

نه، فقط کسایی که اینجورین می‌خواد بگه اینا با همدیگه کمک‌کار همدیگن و در حقیقت اینجورین.

نه به معنای اینکه حالا بعضیشون هستن که چیز بعضیشونن لااقل تو این آ-- دسته آیات اینجوری نیست.

ممکن است که در اونجایی که دسته آیاتی باشه که راجع به کفر باشه ممکنه اینجوری باشه ها.

اینا میان اجتهاد، یعنی تفسیر اجتهادی می‌شه دیگه.

یعنی لغت کمک به ما نمی‌کنه اینجا.

خب اینم بعضهم اولیاء بعض، اونا بعضهم اولیاء بعض.

منتها البته اینا، نه اینا كلهم أولياء كلهم، أولياء كلّهم.

این، اونجا اگر اونجا گفته شد مثلا بعضهم أولياء بعض، [مکث] بشین برید داخل.

[مکث] اونجا با یه اجتهادی در آیات دیگه شاید یه حرف دیگه‌ای شبیه اون حرفی که شما [مکث] میگین بزنیم.

والذین آمنوا کسایی که ایمان آوردن تو مکه.

ولم يهاجروا.

اینها [مکث] مهاجرت در حقیقت نکردن.

یعنی هیچی فقط ایمان آوردن.

آدمای خوبی شدن، ایمان آوردن، نماز و فلان اینا.

موندن ولی اینی که-- ببینین چونکه مهاجرت اونجا در اون صدر به معنای این بود که واقعا کمک به عزت الاسلام بود.

یعنی کمک مرکزیت اسلام بود.

یعنی باید میومدن اسلام رو یاری میکردن.

اینا رو باید هر کسی حکایت خودش رو، همون چیزی بود که چمران رو کشید لبنان.

این هم، یعنی اگر تو یک نقطه‌ای واقعا می‌شود اسلام رو کمک کرد و اون می‌تواند مرکزیت اسلام رو کمک کرد.

اگه برمی‌گردد دستش طرف که مرکزیت اسلام رو و اون نطاق اصلی اسلام رو، اونجا رو حمایت بکنه و اونجا رو کمک بکنه، این باید همین کار رو بکنه.

نه اینکه بره یک گوشه‌ای واسه خودش حال کنه.

الذين آمنوا ولم يهاجروا ما لكم من ولايتهم من شيء هیچ ولایتی ندارن اینا با شما.

[مکث] ایمان آورده دیگه، هست دیگه، اونجا هست.

دست به کار که نشد که.

این ولایتی نداره، هیچی حتی يهاجر که مهاجرت بکنه.

مگر اینکه مهاجرت بکنه.

بیاد اسلام رو یاری بکنه.

وإن استنصروكم اگر طلب نصرت کردن هم نصرتی ندارن فقط الا تو یه، یه چیزی.

وإن استنصروكم في الدين تو دین فقط نصرت، نه هر جایی نصرت خ-- طلب نصرت کردن از شما.

در مسائل دینیشون اینا نس-- طلب نصرت کردن، ببینید چجوری هو-- جدا میکنه دیگه.

این آیات کوبنده‌ست اینا.

فعليكم النصر شما کمکش ب-بکنید تازه [مکث] مگر اینکه بخواید رابطه پیمان‌هایی که با مشرکین و کفار بستید، اون پیمان‌ها رو مختوم کنید.

انقدر دیگه نمیارزه انقدر کمکشون کنید.

اگه حالا کمک خواستن کمکشون بکنید.

إلا على قوم بينكم وبينهم ميثاق مگر این کمک شما باعث بشه علیه یه قومی که شما باهاشون میثاق، یه قوم مشرک کفاری که شما باهاشون میثاق بستید.

[صدای محیط] این چی-- اونم اگه اونجوری شه اونم نمی‌خواد کمک بکنه.

یعنی تو دینم کمکش نمی‌خواد بکنه.

خب؟

این آیه است ها.

اینا چیزی نیست.

اینا مثلاً دیگه روایت عجیب غریب آدم از یه جا گیر آورده نیست.

اونا کار بدی کردن.

بله.

خیلی کارشون زشت بود.

واقعا.[خنده] یعنی مثلاً فرض کن این مقایسه نمیشه کرد با کسی که مثلاً زمان جنگ لبنانه مثلاً کنار شهید چمران ایرانی هم هست که داره خبر مثلاً فرض کنید لبنانه می‌شنوه بلند شده.

یعنی شهید چمران خیلی کار بزرگی کرد.

حالا ببینید اون کسایی هم که تو شیعه خیلی کار بزرگی کردن‌ها.

کسایی که مهاجرت کردن.

ببینید قانون مهاجرت می‌دونید چی بود که؟

قانون مهاجرت این بود که اموال غیر منقول رو که نمیشه برد.

اموال منقولت هم نمی‌تونی ببری.

یعنی هیچی.

یعنی همینجوری دیواتو بربکش راه بیفت برو.

همین کسایی که توی مکه اینا آبرومند تو مکه بودن همینا شدن گداهای مدینه دیگه.

همینا شدن اصحاب صفه.

کم کاری نبود.

باز یه جوری نکن که یه کار ساده‌ای بشه مثلاً تبدیل بشه به یه کار ساده آخرش.

که بله واقعا می‌شده الان انگار گذاشته بودن تیر و توی هفت‌تیر و بعد مثلاً سلاح مسلح و در انگشت یا اینجا بعد فقط می‌زدی مثلاً اینو که نزدی.

اون کار، کار بزرگی بود.

یعنی چه ایمان آوردنش و چه کار ادامه‌ش، مهاجرت کردنش.

یعنی همه اون کسایی که اینجا آبرومند بودن اونجا شدن گدا.

مثل ایمونه که الان یهو بگن آقا امام زمان رفت افغانستان.

یالا بسم الله بریم افغان.

چی؟

هیچ.

همینجوری بلند شویم و بریم افغانستان.

[صدای تخته] حالا زن و بچه رو؟

نه، بچه رو یا با خودت ببر یا بذار.

حالا ببینید حساب بکنید.

چیه؟

اونجا خونه، زندگی، زار فلان.

هیچی.

حالا فعلاً هستی تا ببینیم چه اتفاقی میفته.

تا چه بازی رخ ندهد بیدق ای خوام‌ران.

[خنده] ببین با-- ببین کارهای کمی نیست.

اسلام همیشه مدا-- با دفاع‌های اینجوری پیش رفته.

اسلام با دفاع، حالا یه دوره‌هایی می‌بینید که یه خرده و خدا نمی‌ذاره به هرجای کسی که می‌خواد مدافع اسلام باشه آب خوش از گلو این پایین نمیره.

حواستون باشه.

گوشه چشام.

آره دیگه نمی‌ذاره چی بشه؟

آیه که فرمودین جدا کردین یعنی رفتار یعنی کمک در واقع مسلمونا به هم‌کیش‌هاشون در مقابل کسایی که باهاشون می‌ساختن.

فکر کنم اگه می‌سا-- یعنی کلاً برای برای کسایی که مهاجرت کردن هم این احساس هست دیگه.

که کسایی که باهاشون میثاق کردن اگه اونا قراره جنگ کنن نباید بهشون کمک کنه.

سؤال [همپوشانی گوینده یک] خواستن جنگ چی بکنن؟

نه یعنی مثلاً حتی کسایی که مهاجرت کرده بودن هم اگه اونا با مثلاً قبیله‌های [همپوشانی گوینده یک] اگه اینجوری بود که این آیه اصلاً چرا این قسمت اومده؟

نه اصلاً مورد نداره آخه.

آخه ببینید کسی که در حکومت اسلامیه اومده زیر پرچم پیغمبر اینکه نمیره همینجوری واسه خودش بره مثلاً یه فرقه رو اونجا بره بجنگه که.

فرقه با یه نفر از مثلاً قبیله‌ای چیزی دعواش شده.

نمی‌دونم شاید اینجوری شده، نشده.

نه مسئله حکومتیه.

یعنی نزاع بحث حکومتیه.

یعنی نه اینکه یک فردی بره یه جاها اینکه کلاً قواعد اسلام همینه.

اگه کسی بره مثلاً بی‌خود بخواد با یه نفر درگیر بشه و فلان اینها.

ولی آیه که داره این، اینو میگه که انقدر داره نسبت رو جدا میکنه از کسایی که ایمان آوردن ولی مهاجرت نکردن.

من چیزی که دیدم اینه که میثاق خیلی جالبه.

یعنی بقیه جاها میثاق همیشه اومده بالاترین.

یعنی اینکه قول بدین نجنگین.

حالا حتی اگه فلان هم پیش بیاد فلان و این چیزا.

فکر کنم این چیزیه که قراره هایلایت بشه ها.

بولد بشه.

میثاق.

میثاق هم هست.

درست میفرمایید.

یعنی این چیزی که میگن میخواد بولد بشه و هایلا، هایلایت بشه به قول ایشان یا خیلی شاخص بشه، همون بحث میثاقشه که میثاق انقدر چیز داره که شما ولی، ولی، ولی اجازه بدید این، این رو شما معنا کنید با قرینه قبلیش.

که میگه ایمان آوردن و مهاجرت نکردن.

ما کان لکم من ولایة من شیء.

هیچ جور از اقصای ولایت با اینا ندارید.

که اگه اینو یهو تهشو بگیری خیلی چیز بدی در میاد از آب.

حتی وقتی میگه ما کان لکم من ولایة من شیء هیچ ولایتی ندارید نسبت به...

حتی ممکنه زیر вопрос ولایت ولاهای موالیتون بزنه آخرش اینجور چیزا.

که آقا ما نمیخوایم اینا رو دیگه.

یعنی باید تعمق بیشتری کرد.

ولی با اون قرینه وقتی نگاه بکنید به آیه، کسایی که ایمان آوردن و مهاجرت نکردن، خب؟

ما کان لکم من ولایة من شیء حتی یهجروا.

مگه اینکه باید مهاجرت می‌کردن اینا.

با این قرینه وقتی نگاه می‌کنید غیر اینکه بحث میثاق بولد میشه بحث همونجوری که علامه هم نگاه کنید همین، غیر اینکه بحث میثاق کلاً بولده، در کل مجموعه دین و قرآن، غیر اون یه تخفیفی ایجاد می‌کنه برای کسایی که ایمان آوردن و مهاجرت نکردن و نصرت نمی‌کنن دین رو.

اگه اینا خواستن مهاجرت بکنن بعد درگیر بشن با قبیله‌هایی که میثاق- اونجا میثاق بولده.

اینکه حتی یهجروش یعنی که الان مهاجرت کنن؟

یعنی اینکه بیان الان نیستن تا اینکه بیان الان مهاجرت کنن.

بله که.

مگه اینکه مهاجرت کنن.

حتی یهجروا.

شرایط مهاجرت غیر از اون صدر اسلام بوده و میومده هم دیگه تجدیدی است.

یعنی یه- آبله.

بله.

این آیه که سوره انfal همون اوائله.

تو چیز.

مثلاً قبل از بدره.

نه تو خود بدره دیگه.

این آیات مربوط به بدر و اینا تو همین جاست.

انfal جزء سوره های ابتداییه توی بعثته.

ولی خب بله دیگه همینجور مهاجرت می‌کردن دیگه.

میگه بیایین مهاجرت کنین.

بیایید مرکزیت دین رو به وجود.

بیایین نور نشین، بیایید اینجا.

حالا ببینید حالا اون چیزی که شما می‌فرمایید "والذین کفروا بعد ذالک اعوذ بالله من الشيطان الرجيم" یا تو آیه بعدش.

اونا ممکنه حالا مثلاً با یه تفسیر اجتهادی اون چیز بیفته که مثلاً.

استاد لغوی بین ولایت و ولایت فرقه؟

نمیدونم.

باید برم ببینم.

باید ببینم.

این برنامه زنده است و ما- آشکارا در همه جا.

یک ولا هم هست که همون معنی ولی به معنای سرپرسته یا به معنی والیه در حقیقت.

معنی والی.

که اون تبعیته، تبعیت آوره.

حالا نصرت، مودت و اونو و تبعیت و سرپرستی کردن.

و اون هم اگه ببینید هم ولی رو به این معنا، بعضیا می‌خوان بگن ولی فقط به معنی دوست و فلان اینهاست، نه ما ولیه، دقیقاً به معنای ولی.

در معنای سرپرست داریم تو قرآن.

چون همین بزرگترین آیه قرآن رو که بیارید آیه دویست و هشتاد و دو به قرعه.

اون متن آیات اول سوره مائده رو شما به عنوان شاهد مثال ولایت محبت آوردید، درسته؟

اول سوره مائده؟

متن آیاتی که همین پنجاه و یک تا- تا پنجاه و یک.

بله.

نه می‌خوایم بگیم که علامه اینو اصرار دارن که ولايت محبته.

بیشتر به ولایت محبت نزدیکه.

ما می‌خوایم بگیم که جامع یعنی می‌خوایم بگیم اولاً ولاها رو معرفی بکنیم که ولاه نصرت و سرپرستی و اینها داریم.

و بعد بگیم که آیه پنجاه و یک می‌تواند جامع همه این معانی باشه.

یعنی همه معانی رو تحملشو داره که همه معانی رو تو خودش داشته باشه.

قربی باشه که تمام معنی هم مودت رو داشته باشه هم چیزو داشته باشه، نصرت رو داشته باشه و هم خود سرپرستی رو.

به عنوان قدم اول یعنی اولین چیزی که به ذهن می‌رسه همون جای نصرت و سرپرستی میشه.

چون ما میگیم می‌ترسیم مثلاً یه آسیبی از اونها به ما برسه دیگه.

حتی مودت هم نشون میده.

میده.

حالا، الان بخونیم مودت رو هم نشون میده ولی چیز.

صد در cent صد هم نیست به عنوان ولایت محضر.

بله ما هم همینو میخوایم بگیم دیگه.

علامه خیلی به شدت اصرار.

خیلی‌ها نمی‌دونن چرا به شدت اصرار دارن اینو.

که بگن این ولایت مودته.

ولی خب ااا اصلاً فضای آیه جوری که میگه د-- فقط اون محبت‌ها نیست، همون رفتن و پیمان‌های زیرکی برقرار کردن و حرف‌های در گوشی زدن و یواش یواش خودشون در مقابل جبهه‌ی چیزی که اگر اینجوری بشه که حالا فرض بفرمایید که چون خبرهایی داره میشه یهود داره یه قوتی می‌گیره از اون طرف پیمان‌هایی با مشرکین داره امضا میشه از این چی، دارن یه دو دوزه بازی، یه سری از مؤمنین منافق دارن در میارن که ارتباطات زیرزمینی که زیرزمینی هم باقی نمی‌مونه، معلوم میشه.

ارتباطات زیرزمینی دارن برقرار می‌کنن با یهود و نصارا برای اینکه اگر یهود و نصارا پیروز شدن، خب بگن ما هستیم.

ما که با شما بودیم.

اگر اونا در حقیقت یه مشرکین خواستن لطمه بزنن به اینها، کسایی که می‌تونن مدافع این قضیه باشن یهود و نصاری اینو بپنن تو آلت اونا.

اگر هم مسلمونا پیروز شدن که آقا همینجا دیگه هستیم دیگه.

خب ما اینیم بالاخره.

یعنی این ک- چیزی که طرف دو دوزه میره یعنی همه رو میخواد داشته باشه این وسط که میگه، میگه که خلاصه میگه که «فتر الذين في قلوبهم مرض».

اینا همین مرضاییه که مرض سیاسیه اینا.

یعنی چونکه یه موقع میگن قرآن «فلا تخضعن بالقول فيعض مرد الذي في قلبه مرض» خب.

میگه خانم‌ها صدا نازک نکنن.

اون کسایی که قلب مریض دارن اینها چیز میشن.

یعنی این، این مرض اخلاقیه.

مرض با مرض فرق داره.

سکته می‌کنه دیگه خیلی بد شده یعنی سکته.

البته اون آیه تعریضی هم هست به چیزا.

هم تذکر است به خانم‌ها هم تعریض است به آقایون.

یعنی کسی که با یه صوت خـ-- نازک یه خانمی در حقیقت دهم می‌ریزه، این چیزه، قلبش مریضه.

درسته که اینترنت راه انداخته ولی کسی که نمی‌دونم چی میره تو اینترنت به همین شکل میره تا آخرش میره، خب خودش هم مشکل داره به هر حال.

خب.

یعنی داره از این طرف هم این رو نشون میده که «في قلبه مرض» بالاخره.

اینا مرض اخلاقیه.

و اما مرض، این مرضی که میگه «فتر الذين في قلوبهم مرض و يسارون فيهم» نمیگه «يسارون اليهم».

میگه اصلاً چ-چرا «فيهم»؟

بالا گفت، بالاش گفتش که من یتولهم منکم فانه منهم.

یعنی اینا اصلاً خب باطن یهودیه.

اصلاً فکر یهودیه.

کما این که در محاجا بوده با، جلوی اصحاب امام [خنده] یه حرفی زده به امام تو مسائل اعتقادی امام بهش گفتن قد ظهیت اليهود فی مثل هذا الباب.

تو مثل این باب تو یهودی هستی اصلاً.

کلا فکرت یهودیه.

طرف وقتی که تئوری‌هاش تو بحثای چه می‌دونم نماز استسقاء و فلان و این چیزا، یه تئوری خاص میده که تئوری، یعنی تئوری علمیه چیزی میده که غیب هم باهاش نفی بشه.

دقیقاً همون فکر یهودیه که ی-- وقالت اليهود الله-- قالت اليهود يد الله مغلوله.

دست خدا بسته است.

این همونو داره تئوریزه می‌کنه.

حالا اسمش هم مسلمونه نمازم می‌خونه.

خب یهودیه دیگه این.

این فکر یهودیه.

اون چیز، اِممم...

ابو علی میگه که اگر کسی نتونه نماز استسقاء رو توجیه فلسفی بکنه، اگه اسمشو گذاشته فیلسوف این متفلسفه، این فیلسوف نیست.

فیلسوف اونه که نماز استسقاء کاملاً براش توجیه شده است.

[سرفه] اگه به جنگ نماز استسقاء میره که استسقاء میره که آقا چجوری میشه بالاخره این ابرو که باد باید بیاد با-- خب [آیه قرآن] تمام عالم سپاه و ستاد خداست.

همونی که ارسل نت یا هل اگاه همون بادا رو می‌فرسته.

همون چیزی که همون بخارا رو بلند می‌کنه.

همون کسی که داره آوای زیرزمینی رو مدیریت می‌کنه، ترافیک آوای زیرزمینی رو داره مدیریت می‌کنه پایین.

همون هم بالا رو مدیریت می‌کنه.

همون هم داره چی با-- وقتی همه عالم سپاه و ستاد خداست این کارم انجام میشه دیگه توش.

این به هر جهت می‌بینی که آدم یهو لذا یسارعون فیهم.

اصلاً توی اوناست سؤال.

نه یسارعون الیهم.

یادتون هست که تو معانی لغوی قرآن می‌گفتیم گاهی اوقات قرآن برمی‌داره حرف اضافه رو از یک جایی دیگه برمیداره میچسبونه به اینجا برای اینکه معانی دیگه‌ای هم توش...

سرعت گرفتن به سمت اون‌ها نیست فقط.

یعنی چنان سرعت گرفتنی که اصلاً در داخل اونها رفتنه.

در اسارعون فیهم یاقولون نقشان تسیانا دائره.

می‌ترسیم دائره بشه.

اینی که میگن دولت، دولت، دولت.

دولت همینه دیگه که معنی که متداول است.

یه موقع دست این، یه موقع دست اون، یه موقع دست اونی، یه موقع دست اینه بهش میگن دولت.

اصلاً این میگه که [آیه قرآن] برای اینکه دست دشته در حقیقت چیز نشه، اغنیا نشه.

دولت و دولت گفتن برای اینکه [آیه قرآن] ما ایام رو می‌گردونیم.

حالا یه موقع دست توئه، یه موقع دست اونیه ماده.

یعنی این تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا.

از این جهت دولت رو میگن دولت بهش.

از این جهت هم هست که یه نقش هم تو سیاره دایره.

این امر بچرخه.

یعنی یه موقع اینجوری بوده حالا دست این باشه دست اون باشه کار اوضاع برگرده.

ما می‌ترسیم اوضاع برگرده.

اگه این کار رو کنیم می‌ترسیم اوضاع-- تو این آیه هم ببینید.

ببخشید.

بله.

این عبارت به ظاهر و محتوای که الان می‌فرمایید شاید [مکث] قصدم این باشه که زمینه‌ی ایجاد محبت به اقلیتی است، الهی است.

ایشان اینو که شما می‌خواید بفرمایید با ذهن عالی تون نمی‌خوان بفرمایند ایشون اینجا.

[مکث] این حرفی بود که منم قبول دارم.

جلسه‌ی پیش گفتم پایه مودته.

یعنی مودت اگر این مودت فی القرآنی می‌بینید اینقدر تفسیر تبلیغ عجیب غریب رو لزومی نداره.

بابا اگه کسی بتونه واقعاً عشق بورزه، خب؟

عشق بورزه کشیده می‌شه به جاهای دیگه.

[مکث] این، این، این رو این ترجمه که شما می‌خواید بگید نمی‌خوان بگن.

حالا شما هم خودتون ملاحظه بفرمایید.

البته بیانش هم خیلی مغلقه در این عبارات این آیه ولی شما ملاحظه بفرمایید.

اینو نمی‌خوان بگن.

ولی این حرفی که شما می‌زنید من قبول دارم.

مثلاً بشه گفت دایره‌ این ترجمه باید ترجمه بشه به پیشامد بد.

تاثیر داستان داره.

این معنی هم میده یا نه؟

ببینید معنی لازمی لازم معناشه.

معنی خودش نیست.

[مکث] خب؟

معنی خودش یعنی همین که یه امر بچرخه.

خب؟

ما می‌ترسیم مسئله بچرخه.

حالا الان دست ماست و دست مسلمینه و فلان اینا مسئله بچرخه بیفته دست اینا.

لازم معناش به ما می‌گویند که مثلاً یه پیشامد بدی اتفاق بیفته.

ساعت هم اعلام بکنید خواهش می‌کنم.

هفت و نیم.

هفت و نیم.

[مکث] چهار ساعت دیگه هم هست تا ظهر.

[خنده] خب این آیات رو ببینید.

یعنی حالا اون تیکه بالاشو تند می‌خونم.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ.

[مکث] دیگه هرکی بلده بنویسه دیگه خدا بهش یاد داده [مکث] بنویسه و کسایی که نمی‌تونن بنویسن بنویسن.

حالا اون که الان دیگه همه نوشتن بعداً.

تو ورد بلدی و اون که ورد بلد نی finally کارش رو انجام بده دیگه.

فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ.

اون کسی که عَلَيْهِ الْحَقُّ یعنی بدهکار.

او املاء می‌کنه، او بنویسه.

وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَابْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا.

تقوای خدا رو پیشه کن و کم و زیاد هم ننویس.

یعنی کم ننویسه.

حالا اون داره املاء می‌کنه سواد نداره این هرچی دلش می‌خواد می‌نویسه.

اینجوری نه.

بعد فإن كان الذي عليه الحق سفیها أو ضعيفا أو لا يستطيع أن يمل هو فليمل وليه بالعدل.

این ولی اینجا که وليه به معنای سرپرست، دیگه هیچ تردیدی نیست که اینجا به معنای سرپرست که ولیش.

اگر بدهکار سفیه بود یا ضعیف بود یا نمی‌تونست بنویسه، فليمل وليه.

این دیگه سفیه کلا عبارت سفیه با ولی معنیش واضحه دیگه.

سفیه با ولی معنیش چیه؟

اقلش اینه که تو [مکث] دقیقاً به معنای سرپرست هست.

اگه معانی دیگری هم به خودش بگیره معنی دیگه‌ایه.

ولی اقلش ولی اینجا به معنای سرپرست هست چون که در سیاق با سفیه، سفیه با ولی عبارت شناخته شده فقهیه.

سفیه ولی، ولی سفیه.

[نفس عمیق] پس ولی به معنای سرپرست ما داریم.

خب؟

و أولياء به معنای تبعیت کردن اینها هم تو سوره مبارکه برای اینکه بحث کامل بشه از سوره مبارکه اعراف آیه سه.

[ورقه زدن کتاب] می‌بینید که اونجا هم أولياء به این معنا هم هست که صفحه صد و پنجاه و یک.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم اتبعوا ولا تتبعوا من دونه أولياء.

تبعیت بکنید از اون کسی که از فراد-- از فرادن نازل شده از غیر اون هم أولياء رو تبعیت نکنید.

دقیقا اینجا خود تبعیت [سرفه] می‌خونه.

خیلی خب ما این سه ولا رو فقط می‌خواستیم تو قرآن سه ولا رو معرفی بکنیم که هستش.

اگر تو اونجا میگه-- بعد هی سوره مبارکه مائده [ورقه زدن کتاب] در سوره مبارکه مائده میگه اینها رو أولياء خودتون اتخاذ نکنید.

بعد اتخاذ هم Allah یه دقتی می‌کنن.

میگن اتخاذ اصلاً د-- برای یه کاری کردن میگن اتخاذ.

معلومه طرف می‌خواد کاری بکنه.

خب؟

اینجا همین توضیحی که Allah میدن یه مقداری نقده ظاهرا به قول خودشون میشه.

برای یه کاری کردن، خب اون مودت صرف برای یه کاری کردن نیست.

الان ما بحث اخلاق، بحث رفتار- بله.

اینجوری منظور اینه دوست دیگه ظاهر شده.

بله دیگه دوست می‌گیره- یعنی در واقع به نقد نظریه‌شون میشه این حرفه؟

این برا چی میگه؟

چی؟

این که یه خورده- یعنی این نقد حرف ایشونه که دوست نشید با اینا ولی خب قرآن دوست، دوست، دوست گرفتن رو گرفته دیگه اتخاذ دوست که می‌شه گفت.

اتخاذ دوست بله منظور اون اتخاذ بود که اصلا اتخاذ معنی اتخاذ برای گرفتن در قرآن به این معناست که می‌گیره که یه کاری رو بخواد بکنه.

اگر میگه اتخاذ نکنید در حقیقت این‌ها رو اولیاء در هر جهت.

حالا اتخاذ نکنید این‌ها رو اولیاء.

در همون ما می-می‌خوایم بگیم که همشون می‌گیره.

آیات هم به اون ولاء نصرت و این‌ها می‌خوره.

بعضهم اولیاء بعض.

ببینید اینجا میگه اینا بعضیشون اولیاء بعضی‌شونه.

یعنی اینجوری نیست شما اگر برید ببینید قرآن راجع به اینا می‌گوید که راجع به این یهود و نصارا میگه اولا یهودیا با نصارا اینا با هم شیر تو شیر عه اوضاعشون.

می‌دونیم که یهودیا با نصارا این مدلی‌ان و نصارا با یهودیا.

[سرفه] اِاِاِه یعنی اصلا خیلی با همدیگه این دو فرقه دقیقا اهل کتاب با همدیگه بسیار بدند به جهت نمی‌دونم می‌دونید اطلاع دارید یا نه.

به جهتی که خب یهود راجع به بحث حضرت مریم اینا عبارات خیلی رکیکی دارن این‌ها.

خب؟

و تصورات بسیار رکیکی دارن.

این‌ها هم خب براشون خیلی چیزه.

اِاِه حضرت مریم كما هو حقه خیلی محترمه براشون حضرت مریم.

ماجرای حضرت عیسی‌ست.

بله.

نه نه مثلا در اینکه حضرت مریم اینکه پاک بوده یا پاک نبوده و این‌ها.

چون که می‌دونین ماجرای حضرت عیسی این دوتای رو هم یه معجزه بوده دیگه.

حضرت عیسی خودش معجزه نبوده.

برای همین قرآن میگه خدا وجعلها و بناها آیتن.

او و بچه‌اش یه آیه.

یعنی دو تاشون رو هم یه معجزه‌اند.

خب و اینا بچه به دنیا اومدن که معجزه نیست که هست دیگه زیاده.

اِاِه اینی که یک ازدواج نکرده‌ای بچه‌ای به دنیا بیاد، این مجموعه رو هم آیتن، این یه معجزه است.

لذا طبیعتا دامن این تهمت حضرت مریم دامن عیسی رو هم می‌گیره دیگه.

چون که دامن کل این معجزه رو می‌گیره اون موقع.

لذا تو همین نقطه بسیار point ناجوریه که اینا دست گذاشتن یهودیا روش و اصرار هم دارن که حضرت مریم پاک نبوده.

اولا خب پیغمبر یه ملتی به زیر سؤال دیگه تمومه دیگه.

اِاِاِه این‌ها، این‌ها با هم دیگه خیلی بدند.

خب؟

بعد یهودیا هم خود قرآن می‌دونین عباراتی که همین سوره مائده هم آیه چهارده‌شو بیارید هم آیه شصت و چهارشو.

[ورقه زدن کتاب] آیه چهارده هم آیه شصت و چهار.

ببینید آیه چهارده نصارا رو میگه اینا خودشون با خودشون خیلی بدن.

خب؟

یهودیا رو هم میگه اینا هم خودشون با خودشون خیلی بدن.

بعد یهودیا هم با نصارا خیلی بدن.

ولی از اونجایی که الکفر ملة واحدة‌اند [نفس عمیق] در مقابل اسلام همشون بسیج میشن با هم دیگه.

همین الان هم تو دنیا می‌بینید.

همین این اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها، اون مسیحی یهودی‌اند دیگه.

اینا خود مسیحیا با هم دیگه، کشورای اروپایی با هم دیگه می‌زنن.

چشم دیگر، دیدن دیگر رو ندارن.

اونا ولی مقابل اسلام که بخواهیم بگیریم می‌بینید همه پای میز مذاکره‌اند [مکث].

همه یهودیا و مسیحیا فلان اینا پای میز...

یعنی اینا به عنوان الکفر ملة واحدة‌اند همه دور هم دیگه جمع میشن [مکث].

اینی که می‌بینید تو قرآن نسبت به نصارا گفته که تو آیه چهارده "من الذين قالوا انا نصارى اخذنا ميثاقهم از کسایی که گفتن انا نصارى اخذنا ميثاقهم فالنسى بعضهم ما ذکر به" اینا اون چیزی که بهش متذکر، بهره‌ای از اون چیزی که بهشون متذکر شده اینا فراموش کردن.

این که شد اون کتاب خدا رو اینا فراموش کردن.

"فاقرعنا بينهم العداوة والبغضاء الى يوم القيامة".

اینا ما اقرع العداوة والبغضاء که الى يوم القيامة.

یعنی نصارایی که بخواد کتاب خودشو بذاره کنار و فلان اینا، این‌ها رو "اقرعنا بينهم العداوة والبغضاء الى يوم القيامة".

میاید تو آیه شصت و چهار شبیه این تعبیر رو برای یهود به کار میبره.

که "ان الیهود ليد الله مغلوة غلت اعينهم ولعنهم الغابر یدهم مبسوطة ينفقون كيف يشاءون ليزيدن كثيرا منهم وانزل عليك ربك طغيانا وكفرا".

اینا یعنی قرآن طغیان و کفر اونها رو بالا برد "والقينا بينهم العداوة والبغضاء الى يوم القيامة".

ما الى يوم القيامة اینا ما القاء العداوة کردیم بینشون، بین خود یهود.

اون ور هم بین نصارا القاء العداوة کرد.

یهود هم که اون نصارا خوب نیستن.

خب؟

ولی فکر نکنید که چیه؟

[سرفه] اگه شما برید اون سمت و بخواید این کارو بکنید، قرآن گفته، گفته که بی‌تعارف این‌ها، شما ممکنه بخواید اونا رو دوست داشته باشی ولی اصلاً اونا دوستتون ندارن .

انقدر خودچینی نکنید برای این، اِاِاِ دولت‌های اونها و برای اینها.

میگه "ها انتم هؤلاء تحبونهم ولا يحبونكم تحبونهم ولا يحبونكم".

میگه شما اینجوری دارید اونا رو دوست دارید، اصلاً اونا دوستتون ندارن.

نه، حواسمون باشه.

"ها انتم هؤلاء- هاؤلاء تحبونهم ولا يحبونكم.

اصلا اونا دوستتون ندارن.

حالا شما هی می‌خواید اونا رو دوست دارین، ما می‌خوایم اگه هی دوست داشته باشیم اونا اصلا دوست ندارن.

بعدشم گفته که اصلا راضی نمیشن.

ولن ترضی عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم.

یهود و نصاری عمرا به شما راضی نمیشن.

عمرا به شما راضی نمیشن.

حتى تتبع ملتهم.

مگه اینکه از روشون پیروی کنی.

اینجوری نیست که فکر کنی مثلا حالا ما هی می‌خوایم اونا رو عشق بورزیم، دوست داشته باشیم مثلا شما چقدر، اصلا این حرفا نیست.

نه اونا شما رو دوست دارن، نه ازتون راضین، نه چه؟

لن ترضی عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم.

از اون ورم که دوستتون ندارن، شما هی ما رو می‌خواید اونا رو دوست داشته باشین.

حالا یه موقع هم میگی حالا جریان حکومتیه، شخصیه، فلان یا حالا این شخص اگه اونم تحت تربیت دینش باشه دوست نداره.

تحت تربیت دین منحرفش.

بخش اعظم اینجورین.

بله.

اونا حتی تو کشور خودمون هستن، نماینده‌هاشون، نماینده فلان واقعا دفاع می‌کنن از حقوق مسلمونا.

خب حالا باید ببینی که، ببینیم که آخرش ورق برگرده چی میشه.

یعنی ورق برگرده آیا اینها مثلا اگه اسرائیل به ما حمله کنه یا بزنه بگیر نماینده کلیمی‌ها باز بره همینا رو میگه که برای غزه گفت.

مثلا مثل شهید ارمنی.

یه سری از این مسیحیا کارتا که تو آمریکا هم- ببینید یه موقع هست شما میگید اسمش طرف ارمنیه مثل شهدا ارمنی.

مثل همین مادر ترزا اونا عکسشو به چیز نشون دادن گفت این شیعه، شیعه چیزه، شیعه نابه.

محمد مجاهد.

همین عکسو دید گفت ش-شیعه فلان.

یه موقع به عکس و نمی‌دونم به اسم و به اسم‌ها و اینا می‌خوایم بگیم موضوع اسم‌ها نیست.

یه خورده تو فضای چیز فکر بکنیم.

حالا این نیست که راجع به صرف یک شخص به عنوان اینکه بگیم که این هیچ موقع تو رو دوست نخواهد داشت فلان اینها.

اینا خیلی وقت‌ها داره به صورت گروه بندی‌هایی که موجوده.

البته این گروه رو دارن به اون گروه یهود نگاه می‌کنن.

اون گروه رو به عنوان گروه نصارا دارن نگاه می‌کنن.

اون گروه رو با این گروه بندی‌هایی که داره نگاه می‌کنه تو فضای آیه مائده هم همینیم ما.

فضای آیات سیاسیه.

داره این‌ها رو به عنوان گروه بندی‌ها که نگاه می‌کنه شما نری سر شهدا حالا میری یک چیزی هم گیر میاد تو خود مسیحیا شهداشون هم گیر میاد اون ته ته اینا.

اصلا اینا صرف فرد نیست، این گروهه.

چی؟

اینا فکر نکنید این گروه شما رو قبول دارن.

شما می‌خوای این گروه بهش عشق ورزی نمیشه.

ها أنتم هؤلاء آقای ، [سخنگوی 1] [سخنگوی 1] اصلاً شما رو دوست ندارن ها.

اصلاً قبولتون هم ندارن.

مگه ما اونا رو قبول داریم؟

این تعارف که نداریم.

مگه ما، مگه مثلاً فرض کن مثلاً جامعه مسیحیت رو مثلاً قبول داریم یا آمریکایی رو قبول داریم یا آمریکا رو قبول داریم یا اصلاً آمریکایی‌ها رو قبول داریم به عنوان مسیحی؟

به عنوان انسان میگیم ما مثلاً اگه-- و اینا نه اعتقادشون رو قبول داریم نه هیچ، هیچیش رو قبول نداریم.

نه کارهاشون رو قبول داریم نه کمک‌هاشون رو قبول داریم نه هیچ...

مگه شما قبول داری؟

داریم.

اگه داری که خب تحت تربیت مکتب نیستی [خنده] دیگه، یه عقاید انحرافی رو به عنوان کتاب الله-- ببین اینارو ما قبول داریم مثلاً؟

همه اینا، همه این چیزا رو ما قبول داریم .

گاهی اوقات ما، اه، حواسمون باشه، حواسمون باشه گاهی اوقات یه نکنیم یهویی اون بی‌اعتقادیمون رو جای چی قالب کنیم ها؟

جای اون عطوفت دل دریاییمون [خنده].

یعنی یهو میبینی طرف کلاً بی‌اعتقاده بعد همه رو قبول داره.

همه، همه میگه دلمون خیلی مثلاً چیزه، دل، دل بزرگی داره.

حتی طرف شیطان رو هم دوست داره.

اون دوست میشه.

در حالی که کسی شیطان رو خودش، خود قرآن راجع به شیطان گفته شیطان مردید لعنه الله، خب.

بعد این حالا دیگه از خدا هم زده جلو دیگه.

او بله مخلوق خداست و فلان.

کلم علم است و چه هست و بله.

ولی یه نکنیم بی‌اعتقاد-- این مؤمن یک چیزی از، یه چیز خاصی هست توش درست میشه [سرفه] که از این طرف میتونه بر بکنه.

میتونه نیکی بکنه.

ولی از اون طرف دم در قلبش نشسته و و این فیلترها، فیلترهای اعتقادیه که کیو من باید دوست داشته باشم، کیو دوست نداشته باشم و کیو- فکر کنم مثلاً اشاره به عقاید یهود و نصاری نه خود اون شخصه دیگه.

نه، نه بابا نه این نیست.

خود شخص نیست.

خود این گروه، خود این گروهی که گروه شناخته شده یهود، گروه شناخته شده نصارا، گروه‌های شناخته شده که هستن تو جامعه مشتکین.

همین گروه‌های شناخته شده.

حالا شما بفهمید یهودی در میاد که عاشق اسلام میشه.

خود یه مسلمونه دیگه.

اگه اینجوری شد.

یه موقع ما یه یهو، یه گروه یهودی پیدا کردیم که عاشق اسلام، عاشق قرآن، عاشق مکتب، عاشق اصلاً آیات رو میخونه همینجوری اشکش در میاد.

خب، خب، خب دیگه حالا یهودی نیست دیگه حالا اونجوری دیگه.

نه بابا همین گروه‌های شناخته شده.

اگه اینجوری بکنیم یهو دیگه اصلاً هدایت قرآن همش میره رو هوا.

هی بگیم که نه منظورش اینه که مثلاً با هزار تا توجیه و تفسیر منظورش این بود که آدم بده فلانه که چاقو دوست دارن گ-- بیخ گلو امام حسین این، اینو یعنی دوست مثلا این.

اونم تازه حالا با مسامحاتی.

حالا میشه یه کاریش کرد.

خب این، اینجوریه اصلاً حضرت قرآن به هم می‌ریزه اگر چیز باشه.

شما حساب بکنید قرآن می‌خواد الی یوم القيامة هادی باشه.

بعدشم یه سری وعده‌های الی یوم القيامة داده قرآن.

یعنی میگه اینا کتاب، کتاب رو کنار گذاشتن همان ولقینا بینهم العداوة والبغضاء همان کما این که اگر تو چیز باشه همینه.

کما این که اگر توی اسلام کسایی که کتاب رو بذارن کنار، قرآن میگهٰ "ولقینا بینهم العداوة والبغضاء".

مطمئناً البته یه بحث، بحث دینه.

خدا دینشو چیز نزاشته، شوخی نذاشته سر دینش.

یه موقع سر گروه‌هاست، خب؟

گروه یهود و نصاری یه چیزای الی یوم القيامة که اگه اینا بخوان تغییر بکنن نه این که اینا مجبورنا، ولی اگه بخوان تغییر بدن اصلا کل چیز به هم می‌ریزه.

کل پیشبینی قرآن راجع به "ولقینا بینهم العداوة والبغضاء الی یوم القيامة".

الی یوم القيامة اینجوری‌ان.

داره بهتون پیش‌بینی می‌کنه.

یه پیش‌بینی هم داره راجع به خود بحث دین و که دینو کی یاری می‌کنه که تو آیات هم اومده تا همین آیات هم اومده که میگه حاجو فکر نکن با شما پسرخاله نیستیم.

ما با دینمون پسرخاله هستیم ولی با شما پسرخاله نه، نبودیم که فکر کنی حالا این حالا دست شماست که دینو گذاشتیمو این بحث اسلام و حکومت اسلامی رو دادیم به شما ببینیم چیکار می‌کنید.

فکر نکن اگه شما یاری نکنید ما چی-- می‌بینید از اینجا برمی‌داریم یهویی تو حزب‌الله لبنان درمی‌آریم یه حزب‌اللهی که از حزب‌الله ما حزب‌اللهی‌تره.

فکر نکن اگه تو بخوابی و بخوری و بچری فلان اینا ما فکر می‌کنی دینمون بازل-- لهو و لهب بازیچه دست من و توئه.

اینجوری نیست که بخواد چیز بشه.

یهو می‌بینی دینو میگه "یستبدل قومًا غير قومهم ولا یكون أمثالكم".

ها میگه اگر چیز باشه یعنی بیایید همین سوره پیغمبر رو.

این آیه حالا به عنوان تفسیر اون آیه چیز ببینیدش.

سوره مائکه پیغمبر [ورقه زدن Paper Rustling] صفحه [ورقه زدن Paper Rustling] چند؟

500 و؟

7.

[ورقه زدن Paper Rustling] بیارید همین آیه پانصد و ده رو بیارید.

آیه 38.

[سکوتی短暫] "ها أنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا في سبيل الله" اینجوری شما دعوت شدید که انفاق في سبيل الله بکنید.

به جبهه‌ها کمک بکنید.

خودتون رو بسازید.

خودتون رو کمک بکنید که دین رو یاری بکنید.

"فمن کن منيبًا" یه د در اصل بخ میبرن [سرفه].

"من يبخل فإنه يبخل على نفسه".

اگه کسی داره می‌زنه از خودش داره می‌زنه.

"والله الغنی وأنتم الفقراء".

خدا غنی شما فقیرید.

یعنی موقعی که میگم دین رو یاری بکنید من، من احتیاج دارم تو دین رو یاری بکنی.

نه آجون "وإن تتولوا" اگه پشت کنی "يستبدل قوما غيركم ثم لا يكونوا أمثالكم".

خدا شما رو عوض می‌کنه با یه قومی که شبیه شما نیستن.

خدا نمیشه برای دینش آدم به صحنه نیاره که.

اینو، اینا پیش-- دقیقاً اینا سنت خداست.

پیش‌بینی نمی‌کنن.

سنت خداست.

میگه تو دین رو یاری نمی‌کنی.

تو الان در ظل حکومت اسلامی هستی.

اصلاً حواست نیست که بابا هدف صد و بیست و چهار هزار انبیا تو چند مقطع فقط تحقق پیدا کرد.

یک مقطعش همین 22 بهمن 57 بود.

در کل تاریخ در چند مقطع هدف صد و بیست و چهار هزار نبی محقق شد.

تو چند مقطع؟

زمان یوسف و آتنا خان و نمیدونم این چیزا هم نبوده.

اینا هم نبوده.

حالا یه کاری کردن با این همچین پیغمبر نشده شانس آوردیم این یارو [خنده] این چیز، جی-- آخه آتون چیه؟

[خنده] نام این هتل بود.

یه موقعی ساده بود.

حالا یه چیز دیگه اسمش شده.

این، اینم نبوده.

زمان یوسف هم نبوده.

حالا خدا چه تغییری کرده این علما امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل برای این افضل من انبیاء بنی اسرائیل.

امام رحمت خدا بر روحش.

رحمت همه دعای همه دعا کنندگان از صدر اسلام از صدر این عالم تا ذیل این عالم به روح حضرت امام انشاالله.

این هدف تو دو سه نقطه محقق شد.

هدف انبیا.

یک نقطه‌اش همین نقطه بود که ما تو همون شرایط تاریخی.

شما نمی‌خوای دین رو یاری بکنی؟

توی علمیش غیر علمیش فلان اینا فکر نکن از تو می‌گیریم میدیم به نسیین.

الان دیگه دین رو یاری می‌کنند.

ما عوض می‌کنیم.

با دینمون که شوخی نمی‌کنیم که.

"وإن تتولوا يستبدل قوما غيركم ثم لا يكونوا أمثالكم".

ما شبیه شما نیستن.

این تو همین متن همین آیه، آیاتی که مورد نظر هم هست اونا هم همینه.

متن آیاتی که مورد نظر که الان همینجا هم هست.

از همین که حالا گفتیم اولا تا اینکه نظم منطقی‌ش حفظ نشه.

ولی این آیه، این آیه رو بخونیم و تموم بشه.

سوره ما هم، سوره مبارکه مائده.

پس بیایید این آیه پنجاه و چهارش رو ببینید.

"يا أيها الذين آمنوا من يرتدد منكم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبهم ويحبونه".

که می‌دونید وقتی که این آیه نازل شد گفتن که این های کی هست و منظورتون کی هست و فلان اینا، حضرت سلمان کنارش نشسته بودن دارن که [زبان عربی] میزنن روی رون سلمان میگن این خصوص این قوم ایناست.

ما به عنوان وعده های محقق خدا.

خب [زبان عربی] که خدا اونا رو دوست داره و ریشه‌اش این است که اونا خدا رو دوست داشتن.

چون که محب خدا بودن کاری نداره.

محبوب خدا بودن مهمه.

خب؟

محبوب خدا بودن مهمه.

چون اگه [زبان عربی] اگر شما خدا رو دوست دارید تبعیت بکنید تا خدا شما رو دوست داشته باشه.

چون که ما خدا رو دوستش داشته باشیم کار مهمی نیست.

آدم، خدا این مظهر همه چیز خدا رو دوست داره دیگه.

خب؟

محب آل بیت چیزی نیست.

محبوب آل بیت مهمه.

محب آل بیت که همه محب آل بیت.

محبوب آل بیت.

خب [زبان عربی] اینا [زبان عربی] یه آدمایی که می‌بینید اصلاً درست کردن این روحیه، روحیه متضاد درست کردن اینجوری‌ها.

اینه که میشه اخلاق قرآنی.

نه طرف یه آدم نایس گوگولی رو میگن آدم با اخلاق.

یه آدم بی‌عرضه رو میگن آدم با اخلاق.

آدمی که اگه خورشت بریزی روش خسته می‌شه.

به اون خدا-- طرف میگن خورشت هم ازش میریزی روش می‌بینی اصلاً به هم می‌ریزه.

حالا وسط مهمونی آقا خورشت ریخت، ریخت.

حالا نه آخه وسط مهمونی آقا وسط حالا ریخت، حالا ریخت دیگه.

[خنده] خب دیگه.

می‌بینی به این آدم میگن یه آدم با اخلاق.

آدم با اخلاق اینه که اینا جنبه‌های متضاد [زبان عربی] در مقابل مؤمنین زلول و رام، نه ذلیل فرومایه نیست ها.

فروتنه، فرومایه نیست.

فروروح هست، فروتن نیست.

فروتن هست.

پست و فرومایه نیست.

[زبان عربی] مقابل مؤمنین می‌بینی یک آدم سلم، اصلاً هیچ.

هیچ قدرتی از خودش انگار بروز نمی‌خواد بده.

از اون طرف اینجوری هست که [زبان عربی] مقابل کافرین و کافرین یه عبارت شناخته شده‌ایه در قرآن، کافرین همین این یهود و نصارا و مشرکین، مجموعاً همین طایفه هایی که بهش میگن طایفه کفار.

مقابل کفار چه قرار می‌گیره؟

[زبان عربی] این عزیز که میگن عزیز، عزیز، عزیز این زمینی که شیار نمیشه، که این زمین سنگه جایی که شیعه‌ها به این میگن ارض حزاز، زمین سفت.

اگر می‌بینید که در اونجا داره "فاما من كان من الفحا ساءل لنفسه مطیع لأمر مولا حافظ لدینه مخالفاً لهواه" فلان اینا، این ساءل لنفسه صیانت نفس، این همون مخالفاً لهواه فلان اینا نیست.

یعنی آدم دین‌داره، آدم با تقوا فلان اینا نیست.

نه، این یه خصوصیت به خصوصیه که باید یه نفر داشته باشه.

که می‌بینید خییلی آدم سفتی، نه توصیه‌ای، نه نامه‌ای، هیچی به این اثر نمی‌کنه.

نه میشه به این توصیه کرد، نه پارتی‌بازی حالیشه.

یه آدم سفت سفت تو این چیزا.

همین، این هست که میگن ساءل لنفسه.

از هیچی سفارش قبول نمی‌کنه.

به این میگن ساءل لنفسه.

یعنی صیانت از نفس داره.

نفسش یه نفس بسیار محکمیه که اصلاً این چیزا توش خللی ایجاد نمی‌کنه.

اینه که میگن "عزة نحل الكافرين يجاهدون في سبيل الله".

جهاد در راه خدا می‌کنه و جهاد در راه خدا قطعاً و جزمًا با ملامت ملامت‌کنندگان همراه هست و این آدمی چیه؟

"لا يخافون لومة لائم".

[سرفه] یه آدم بی‌کله‌ایه، چیزی که هیچی سرزنش، هیچ سرزنش‌کننده‌ای وقتی راهشو پیدا کرد دیگه هیچی خریدار نیست.

این آدم این مدلیه.

این، یه عده‌ام میاریم اینا، که اینا هم هستن که بخواد بگه کسایی که دین رو می‌تونن یاری بکنن، آخر یه همچین آدمایی‌ان.

"ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء" میگه این فضل خداست که "يؤتيه الله واسع عليم" و خدا اگر می‌بینید اینجا میگه فضل خداست، فض-- خیلی جاها میگه خدا وقتی میگه، چیزی میگه فضل خداست که و سنت و این فضل خداست که اگه یه عده نیومدن تو صحنه، خدا یه عده دیگه میاره تو صحنه.

ببینید آیات راجع به همین فض- فضل الله و این چیزا رو وقتی تو قرآن می‌بینید، می‌بینید که سر طالوت و جالوت فلان اینا باز دوره از همینه.

که جال-- طالوت و این جالوت رو از بین برد و فلان و اینا خدا ذو فضل نحل-- ذو فضل نحل الناس.

ببینید حالا جهت تکمیل آیه، بقره دویست پنجاه و یک رو بگیریم.

[ورقه زدن] صفحه چهل و یک.

"فهزموهم باذن الله وقتل داود جالوت واتى الله الملك والحكمة وعلمه من يشاء.

ولولا دفع الله الناس ببعضهم".

به بعضن، اگر خدا یه عده‌ای رو دفع نمی‌کرد با یه عده دیگه‌ای "لفسدت الارض".

زمین فاسد می شد.

و لکن الله ذو فضل علی العالمین.

که خدا ذو فضل علی العالمین.

فضل خدا اقتضا داره که یه عده رو بیاره تو صحنه و مقابل عده دیگه علم کنه برای دین.

و اگر این آیه رو حالا بعداً دیگه خودتون این آیه رو بذارید کنار آیه سوره حج که داره ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد.

یعنی اگر دفع نمی‌کرد آدما رو با همدیگه این همین مراکز مذهب انهدام ایجاد می شد، منهدم می‌شد.

لذا منهدم شدن مراکز مذهب همان، فساد زمین همان.

یعنی همین دین واسه همین مسجد و حسینیه و تکیه و محرم همینا مونده الان.

[نفس عمیق] این مسجد و حسینیه هاست که همین ایناست که الان مونده همین این جلسات فلان ایناست که وگرنه زمین رو فساد می گرفت.

لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد.

خب اینا اگه دفع نمی‌کرد می زدن اولین-- معلوم می‌شه که اگر بخوان فساد در زمین بکنن اولین نقطه هایی که هدف گیری می‌شه مراکز مذهبه.

یعنی مسجد رو یا خرابش می‌کنند یا کل خرابش می‌کنند به هر حال.

که می‌بینید که هیچی می‌شه.

مسجد رو [مکث] مسجد بریم فرهنگسرا هم بریم جلو.

اینا طرح‌هایی است که معلوم نیست این طرح‌ها، طرح‌های چیزی باشه.

طرح‌های یا از سر خریت فرهنگسرا ساخته شده یا از سر بی‌دینی.

در مقابل مراکز دینی که اصلاً مساجد مراکز دینی بوده.

حالا الان یواش یواش یه جوری شده هم م- مساجد داره هم، هم فرهنگسرا داره.

یعنی چیزی به نام فرهنگسرا آباد کردن.

خب هر کاری که-- چه تبلیغ دینی می‌خوایم بکنیم همش تو مسجد می‌شه انجام بشه.

تبلیغ [مکث] یعنی می‌بینید که الان در سطح خیلی کلان بحث هست که اصلاً فرهنگسرا نمی‌دونم اطلاع دارید یا نه.

که اصلاً فرهنگسرا آوردن از رو چه سیستمی بوده و آیا حتی برای مقابله کردن با مساجد بوده یعنی در حکم مسجد ضرار بوده یا نبوده.

خب یعنی احداث اصلاً چنین فرهنگی که دقیقاً این باب رو دقیقاً باز بکنم که امور فرهنگی میاد تو یه جای دیگه امور فقط همین دلار است که داره میره تو اونجا.

خب اینا خودت-- یعنی یا طرح‌های هدفمندی بوده که میگم در سطح کلان الان بحثش هست که فرهنگسرا‌ها کلاً چرا درست شدن؟

متأثر از چه فرهنگی بودن مثلاً بحث فرهنگسرا و این چیزا.

خب یه صلوات بفرستید من این رو بخونم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

در یکی از کلمات نه، بله.

در یکی از کلمات قصار امیرالمؤمنین هست که می‌فرمایند که و روی عنه علیه السلام قال معتدل به الملة منبر الا قال عمام الخطبه.

کم میشد که حضرت علی [صدای Clear] برن بالای منبر این خطبه رو اولش اینو نگن.

یعنی این کلام رو اول خطبه عمام الخطبه اینو نگن.

قل امام پیش اومد یعنی چنین اتفاقی افتاد.

با اون بود.

ایها الناس اتقوا الله فما خلق امرؤ عبثا فيلهو ولا ترك سدى فيلغو.

[مکث] آدم عبث خلق نشده که به لهو بیفته و لا ترک سدى و رها نشده که شروع کنه کار لهو انجام دادن.

[نفس عمیق] و ما دنيا التي تحسنت له بخلف من الآخرة التي قبحها السوء النظر عنده.

این دنیایی که او انقدر نیکو داشته اونو هیچ خلف خوبی برای اون آخرتی نیست که در حقیقت او رو با سوء نظر و بدبینی و بد اندیشی راجع بهش فکر کرده.

آخرت، آخرت و آخرت رو بد فکر کرده.

این دنیا هیچ خلف خوبی برای اون آخرت نیست.

دارالقرار اونجاست.

و ما المغرور الذي ظفر من الدنيا بأعلى همته كالآخر الذي ظفر من الآخرة بأدنى صهمته.

میگن و اون آدم فریب خورده‌ای که با اعلی همتش دنیا گیرش اومده [مکث]این مثل اون دیگری نیست که ظفر من الآخرة از آخرت بأدنى صهمته کمترین سهمی رو از آخرت گرفته.

اون کسی که به اعلی همته همت خرج کرده که اصلاً داریم قدر الرجل علی قدر همته تو خود نهج البلاغه.

این، این بیان نورانی همین خیلی حرفه.

میگن قیمت یه آدم میدونی چقدره؟

اندازه قیمت همتشه.

همت، هم، همت این از همه دیگه همه معنی غمه.

یعنی کلاً غصه هاش چیه تو دنیا؟

برای چی داره غصه میخوره؟

این اندازه، اندازه همونه.

یه موقع غصه، غصه‌ش اینه که من چرا فلان خونه رو ندارم، فلان ماشین رو ندارم و نمی‌دونم مهمونی نمی‌دونم کباب نمی‌دونم اون کوکو بغلش سوخت یه خورده.

اما دیگه آبروی ما در سطح بین المللی رفت.

نمی‌دونم یا چی اه از اینا از اعلی hasta از این چیزا داره غصه می-- یا چرا طلای عروسی من اینجوری شد یا چرا اونجوری شد؟

یا چرا مجلس این اونقدر باشکوه نبود؟

چرا از ما تشکر کرد یا نکرد؟

می‌بینی غصه ها، مجموعه غصه هامونو جمع بکنیم طرف نگران اینه که چرا فوق لیسانس قبول نشد، چرا دکتری قبول نشد.

بعد داغون شده‌ها چی؟

یعنی چی؟

یعنی قیمت جنسی یه دونه مدرک فوق لیسانسه.

یعنی این کاغذ پاره این قیمت رو داره.

یه قیمت جنسی یه دونه کاغذ پاره بود.

چون که نگران این نیست که چرا من باسواد نمیشم یا میشم.

نگران، نگران اینه که چرا من این کاغذ پاره رو به من ندادن.

من میتونستم این کاغذ پاره رو ببینم.

قیمت جنسیه، قیمت کاغذ پاره‌ست.

کسی که غصه‌ش در ابعاد اینه که من چرا فوق لیسانس قبول میشم یا نمیشم.

قیمتش یه دونه کاغذ پاره‌ست.

یه موقع یعنی با خودتون خلوت با خودمون خلوت بکنیم.

انصافاً اگه یه نفر غصه‌ش این است که من این مدرک رو بگیرم خدمت بزرگی به اسلام می‌کنم.

اگه این باشه خب توبالله و حسناه.

ولی اینا نیست که.

تعارف اینا، اینا نیست.

بحث این است که چرا من مثلاً [مکث]، حالا دیگه من نه مثلاً من بگم من کارشناسی ارشد دانشکده کارشناسی ارشد.

مثلاً این یه حالا یه چیز بیشتری داره.

یه برند خودشو داره.

من- پرستیژ ...پرستیژ بهتری داره و فلان و اینا.

می‌بینید مجموعه غصه‌ها رو که جمع کنیم قیمت خودمون در میاد.

و اون موقع خیلی راه خوبیه برای قیمت‌گذاری خودمون.

آدم خیلی گنده گنده فکر نکنه.

ما بشینیم زنگ بزنیم این حرف‌هام نیست.

یه نفر غصه‌ش اینه که چرا تو شاخ آفریقا مسلمانه، چرا تو هند ما اینجوری شیعه بی‌درپیکره، چرا اونجا فلان، چرا این غصه‌هاش [سرفه]، طی غصه‌هاش چه مدرک گرفته اصلاً حرف اون هست.

اصلاً حال من اصلاً بحث اینا نبود.

چرا مدرک اینه یا مدرک اونه.

[مکث]، اینا ببینید برای اینکه ما خودمون به اعلا همته به قول امیرالمؤمنین میبینید با انتهای همتمون قیمت خودمون معلوم میشه چقدره که قدر الرجل على قدر همته.

غصه‌هامون، مجموعه غصه‌هامون تعیین‌کننده قیمت ماست.

قدر الرجل على قدر همته.

خدایا!

خدا ما رو ببخش و بیامرز.

اللهم عجل.

قدوم ناظری امام زمان رو از ما راضی و خشنود بگردان.

اللهم عجل.

در امر فرج امام زمان تعجیل بفرما.

اللهم عجل.

ما را از سربازان خاص ایشان قرار بده.

اللهم عجل.

[نفس عمیق]، خدا هر حس و بهره‌ای در هر جای این عالم هست به روح حضرت امام ابدی عاصی بفرما.

اللهم عجل.

آقا و معظم رهبری و همه خدمتگزاران اسلام و ولاگ مایی را منصور بدار.

اللهم عجل.

[سرفه]، خدا همه گذشته‌مان، رفته‌مان، ذوالحق و پدر، مادر، معلمانمون [نفس عمیق]، همشون رو غرق رحمت بفرما.

اللهم عجل.

همه مریضای اسلام، مریضای شیعه، محبان اهل بیت عاجلاً و کاملاً لباس عافیت بپوشان.

اللهم عجل.

خدا مقام شهدا رو عالی، عالی‌تر بگردان.

پدر و مادر ما رو به غایت از ما راضی و خوشنود بدار.

توفیق شهادت در ركاب مولامون حضرت علی علیه السلام رو به همه ما به زودی زود عنایت بفرما.

امين.

بنبی و آله فاتحه و السلامت.

اللهم صل على محمد وآل محمد