د
درسگفتارها
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۸
دارای متن همگام
جلسهٔ ۰۵۸ — انسان کامل
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۳۳:۰۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳۰ سرفصل
## آغاز جلسه و قرائت آیهٔ امت وسط
۰:۰۸
صفحهٔ بیست و دو. بسم الله الرحمن الرحیم.
۰:۲۸
به مناسبت آیهای که دربارهٔ شهادت بر اعمال انسانها گشوده شد، همان آیهٔ سورهٔ مبارکهٔ توبه را دوباره پیش چشم بگذارید:
۲:۵۲
## تفسیر رایج: وسط میان افراط و تفریط
۳:۵۰
## افراط یهود در دنیاگرایی
۵:۰۱
## العلماء ورثة الأنبیاء: محور انبیا مواجهه با استکبار است
۱۲:۱۷
## عارف اسلامی: خاکریز، نه مکاشفه
۱۲:۳۸
## مسیحیت جنگجوی سورهٔ صف
۱۶:۱۳
بیایید وسط صحنه، مثل مسیحیانِ قرآن، نه مثل مسیحیانِ کلیسا. و آن آیهٔ معروف:
۱۷:۲۹
## تمام الحج لقاء الإمام
۱۸:۵۰
## ولی منسوب، نه فقط ولی معصوم
۲۱:۲۰
## هدف نهایی: حق حاکمیت الله، نه نفیِ صِرفِ طاغوت
۳۲:۳۸
## چرا از این فضا بعیدیم: تشریحِ مردهٔ قرآن
۳۵:۳۲
## عرفِ خارج از خط و عقلِ اسیرِ هوا
۴۵:۰۵
## گارانتیِ نصب عام؛ سقیفه گارانتی ندارد
۴۹:۰۳
## آیه امت وسط ناظر به وسطیت در شهادت است
۵۰:۰۴
و روزی که هیچکس نمیتواند حرف بزند مگر کسانی که اذن دارند؛ و آنان که اذن دارند فقط حرف درست میزنند:
۵۶:۵۲
سورهٔ مبارکهٔ صافات، صفحهٔ چهارصد و چهل و هشت، از آیهٔ پنجاه:
۱:۰۰:۰۴
یکی از بهشتیها میگوید من در دنیا قرینی داشتم.
۱:۰۰:۲۵
## هر نفس با سائق و شهید
۱:۰۳:۱۷
## پیامبر در رأس شاهدان
۱:۰۴:۳۰
## ملائکهٔ کاتب و تحمل شهادت در دنیا
۱:۰۸:۰۳
سورهٔ فصلت، آیهٔ بیست و یک، صفحهٔ چهارصد و هفتاد و نه. از آیهٔ نوزده:
۱:۱۲:۰۱
آیهٔ بعدش را ببینید:
۱:۱۲:۳۰
و محور ولایت را گم نکنید. بستگی دارد آن محور ولایت کجا باشد:
۱:۱۶:۴۵
سورهٔ مطففین، آیهٔ بیست و یک، صفحهٔ پانصد و هشتاد و هشت. از آنجا:
۱:۲۰:۰۹
## امت وسط اهل بیتاند؛ اجتهاد در مجموعهٔ آیات
۱:۲۲:۱۰
## الحاق به شهدا، نه همدرجگی
۱:۲۶:۴۷
و سورهٔ حدید آیهٔ نوزده:
۱:۲۸:۵۵
## دعا و حسن ختام جلسه
۱:۳۱:۱۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
السلام علیکم و رحمة الله و
برکاته. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
اللهم صل على سيدنا محمد و
آله الطاهرین. اللهم صل
على محمد و آله الطاهرین.
جهت شادی ارواح طیبه شهدا و حضرت امام همهی گذشته و حاضر و futuro، پدر، مادرمون، معلمانمون.
الفاتحه ما الصلوات.
اللهم صل على
محمد و آله الطاهرین.
صفحه بیست و دو.
بسم
الله الرحمن الرحیم. وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ
وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا
أَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا
إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ
وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ
وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ.
صلوات الله علیه. اللهم صل على محمد و آله الطاهرین.
به مناسبت آیهای که راجع به
شهادت بر اعمال
انسانها
با اون آیه سوره مبارکه توبه بود که
قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ
شما عمل بکنید خدا میبینه، رسول الله میبینه و مؤمنون هم
میبینن اعمال رو تو اون مناسبت وارد
حالا یه بحث نسبتاً موضوعی راجع به بحث شهادت.
که شهادتی که قرآن مطرح میکنه
، که معنیشم فرق داره با
"قتل في سبيل الله" که معنی اون
اِمم مصطلح شهادت خودمون هست.
این معنی با اون معنی فرق داره.
یه نگاه فرهنگی داره قرآن راجع به چنین معنایی.
وارد این آیه شدیم که یه آیه محوریه نسبتاً تو این بحث که
، این امت وسط یعنی چی؟
یعنی اینکه اِمم
مسلمونها امت وسطاند یعنی چی؟
این محل سؤال بود
. امت وسط بودن رو
بسیار مفسرین بحثش رو در مورد
وسط بین افراط و تفریط معرفی کردن.
یعنی گفتن که اِمم
امت وسطه یعنی در وسط بین افراط و تفریطه
. این حرف گرچه حرف حقیه،
یعنی اون چیزی که
نشون میده تو قرآن راجع به
مسیحیت و یهودیت،
لااقل مسیحیت و یهودیتی که در مقام تحقق اون موقع وجود داره،
نشون میده و با احکامی که دین داره نشون میده که
به نوعی وسطه .
شما اگر
این آیات رو با همدیگه نگاه بکنین،
شما سوره مبارکه بقره رو ببینید آیه نود و شش.
صفحه پونزده. راجع به عمق
دنیاگرایی که راجع به یهود گزارش میکنه قرآن،
اینچنين میگه که-- بسم الله الرحمن الرحیم.
شما هم یه بسم الله بگین. بسم الله الرحمن الرحیم.
"ولتجدنهم أحرص الناس على حياة ومن الذين أشركوا"
تو اونها رو میبینی که "أحرص الناس على حياة" هستن.
"ومن الذين أشركوا"
یهودیها و مشرکین،
اینها حریصترین انسانها به دنیااند.
یعنی اینها انقدر وجه مادی گرایی بالاست که
حریصترینها هستند نسبت به وسع دنیا.
"یرد أحدهم لو يعمر ألف سنة
وما هو وما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر."
دوست داره یکیشون اینکه هزاران، هزار سال عمر بکنن
هر کدومشون دوست دارن انقدر عمر کنن
"وما هو بمزحزحه
من العذاب أن يعمر" انقدرم عمر بکنن
اونها رو تکان نمیده از عذاب.
یعنی مانع عذاب شدنشون نیست.
"والله بصير بما يعملون."
این حکایت
در حقیقت، اِممم
یهودیها. در مورد مسیحیها
سوره مبارکه حدید رو که بگیرید آیه بیست و هفت.
چهل
و یک. پنجاه و؟ چهل و یک.
شصت و یک .
در-- خب این افراط توی دنیاگرایی از طرف
یهودیها. از طرف مسیحیها
ببینید که اینجوری گفته "ثم قفينا
على آثارهم برسلنا
قفينا بعيسى ابن مريم
وآتيناه الإنجيل". ما اونها رو پشت سر رسول آوردیم
و عیسی ابن مریم رو آوردیم
و به او انجیل دادیم. اون موقع میخواد مسیحها رو گزارش بکنه مسیحیها چه جور آدمهاییاند.
"وجعلنا في قلوب الذين اتبعوه
رأفة ورحمة ورحبانیة نبد تدعوها
ما كتبنا عليهم إلا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعايتها"
ما تو قلوب کسایی که تبع عیسی هستند،
ما رأفت قرار دادیم.
یعنی مسیحیا رو یک موجودات
رئوفی قرار دادیم و یک رحمت تو قلب اونها قرار دادیم
في قلوب الذين اتبعوا رأفة ورحمة.
به یک چیز دیگه هم قرار دادیم و اون چیه؟
یک رهبانیتی قرار دادیم که
ما نگفته بودیم. ما درست نکرده بودیم.
اینا خودشون ابتکار خودشون بود.
اینا ابتکار کردن، یه حرکت و خلاقیت و نوآوری کردن.
به مناسبت سال نوآوری کتاب.
یه خلاقیتی انجام داده بودن.
ولی سر جای خودش جالبه که ما تو قلوب تبع-- اینو تثلیث کردیم.
تو قلوب تابعینش یک چیز، همون
قلوب تابعین یک چیزی رو که
ما نگفته بودیم اصن همچین رهبانیت و
دنیا گریزی و از این چیزا.
ما اصلاً همچین چیزی نگفته بودیم. ولی اینا یه خلاقیتی اینجوری کردن.
یه تأیید ضمنی هم ما میکنیم
که بالاخره این دنیا گریزی و نفی دنیا،
اینو تأیید میکنیم تقریباً.
ولی فما رعوها حق رعایتها.
اینا رهوانیتن، رهبانیتی که اینا الا ابتغاء رضوان الله.
این شبو-- نوآوری که اینا
انجام دادن، این نوآوری برای الا ابتغاء رضوان الله بود، برای اینکه رضوان خدا رو به دست بیارن.
منتها فما رعوها حق رعایتها.
اینا حق رهبانیت رو رعایت نکردن.
رهبانیت رو به انحراف کشوندن.
رهبانیت و دنیا
گریزی به انحراف کشیده شد، تبدیل شد به
کلاً بیخیال دنیا.
این شد نوع کاری که اینا کردن.
ما هم همین این معنا رو-- ببینید یک کسایی یه کارهایی کردن ما این معنا رو تو قلب تابعین، خیلی عجیبا،
انگار به صورت ارثی اینا رو
ما یه کاری کردیم غیر اینکه رأفت دارن، رحمت دارن،
یه رهبانیتی که خودشون ابتکار کردن تو قلوب تابعینشون ما چی کردیم؟
اینو انداختیم.
منتها متأسفانه خراب کردن اینو.
برداشتن این رهبانیته رو خب اصلاً گند زدن به رهبانیت.
که بحث دنیا
گریزی تبدیل شد به
بیخیال دنیا کلاً.
یه همچین ابتکاری دادن که ازش
همین مسیحیت فعلی دراومد و همین مسیح فعلی و همین کلیسا و همین.
که این مسیحیت و
این کلیسا و این کلیسای
دستنشانده و تحت مدیریت غرب و اینا همه ازش در میاد.
که چی رو خواستن ازش در بیارن، درآوردن دیگه.
همین که هیچ مایه ضد استکباری ندارن.
دیشب نمیدونم شنیدید این صحبتهای
رهبر و در... واقعاً این حکیم فرزانه، حکیم فرزانه زمان شناس
که تو جمع علما کردستان،
ببینید اینا خیلی حرفه. وقتی ایشان
برگشتن گفتن به چیز که همون بسم الله الرحمن الرحیم.
العلماء ورثة الانبياء. تا این العلماء ورثة الانبياء به ذهن میاد،
آدم از علما یاد عمامه و کتاب و درس و بحث و عبا و این چیزا میفته.
با حال اینکه رفتن محوریترین نقطه علما رو نشون دادن.
محوریترین نقطه
انبیا رو نشون دادن. این خیلی حرفه، این جور، این جور حرف زدنه
که نقطه محوری انبیا
همون مواجههشون با استکباره.
اصلاً برای همین بوده که انبیا مشکل پیدا میکردن با طواغیت.
اصلاً نقطه کار محوری انبیا نه این بوده نماز درست کنن برای ما.
نه این بوده روزه درست کنن، نه این بودهن حج درست کنن.
این حجی که توش
تا-- نفی طواغیت نیست،
این همون سنگ لا یضر ولا ینفع، به هیچ دردی، به هیچ دردی نمیخوره.
این تا، تا کی اینو بفهمه؟
تا کی بفهمه که اگه از حج نفی طواغیت در نیاد
از کل احکام و این چیزا در نیاد،
این یه سنگ لا یضر ولا ینفع، به هیچ-- نمازشون به هیچ دردی نمیخوره.
به هیچ دردی نمیخوره.
یعنی کل دین اومده که
این-- اون موقع این امام بود که این حلقوم پاک بود
که یک ورژن جدید از
در حقیقت اسلام ورژن
ناب اسلامی رو که یک
مدل ناب اسلامی رو که
این نفی طواغیت کرد و الا ما فکر میکردیم تا اسلام یعنی ذکر و ورد و بشین تو یه
مقامات و کرامات و مکاشفات و فلان.
فکر میکردیم اسلام یعنی این. واقعاً ما فکر میکردیم اسلام یعنی اینها.
اگه امـ، امام نبود ما فکر میکردیم اسلام یعنی اینکه کسی بشینه اگه
یه ذکر داشته باشه، نمازی بخونه و وردی رو داشته باشه برای خودش،
حالاتی داشته باشه، مقاماتی داشته باشه، کراماتش، این میشه مرتضی هندی تازه.
اسلام این نیست. اینی که اون موقع رهوانیت تعریف شد تو دین،
رهوانیت امتی از جهاد فی سبیل الله، رهوانیت امت من
کسایی که دنیا گریزن باید جهاد کنند اینا.
این یعنی یک اسلام تو صحنه.
این میشه امت وسط بودن،
این میشه امت وسط بودن و یا نه اگه بخواد مسیحی و مسیحیت
از روی اینکه کلیسا داره ترویج میکنه دربیان،
این همون چیزیه که میخوان دربیاد که هیچی نمیرسن،
به هیچ دردی هم نمیخوره.
این جور مسیحیت کما اینکه مس-مسلمان رو تعریف کردن عارف رو برای
ما تعریف کردن کسایی که مکا-مکاشفات و مراقبات و فلان اینا میرسن.
الان تا دارن میگن عارف اسلامی
آدم یاد یه سری مراقبات میفته، بله.
یه سری مکاشفات و کرامات میفته.
این شده برای ما عارف اسلامی.
عارف اسلامی اونی که تو صحنه،
عارف اسلامی اونی که تو از توش
شب عملیات و پشت خاکریز و این درمیاد.
عارف اسلامی یعنی این.
این یعنی عارف اسلامی. این معنا رو امام زنده کرد.
این معنا معنایی بود که امام به ما باید قدر رهبرم گفت باید قدر این که الان تو این زمانیم،
تو زمان بعد از امامیمان،
ما فهمیدیم اسلام یعنی چی. جدی میگما.
یعنی شما قرآن رو بخونید می فهمید که امام چقدر منطبق به قرآن حرکت کرد.
امام چقدر منطبق به قرآن رفت
و اون چیزی که تا حالا داشت معرفی میشد--
ببینید مسیحیت، مسیحیتی رو معرفی میکنه قرآن که
نه اونجوری که کلیسا و انجیل محرف تعریف میکنن.
شما تو سوره صف ببینید میگه مؤمنین، ای مؤمنین مثل این مسیحیا جنگجو بشید.
مثل مسیحیا جنگجو.
عجیب نیست؟ آدم تصورش راجع به مسیحی، آدمای بیبخاره
دقیقا کاری با کار هیچکی ندارن.
اون متدینی نشون میدادیم.
آدم فکر میکنه متدین.
میگه مثل مسیحیا جنگجو بشید.
یا ایها الذین آمنوا كونوا انصار الله
كما قال الحواريون لنا انصار الله.
بیایید، بیایید وسط صحنه مثل مسیحیا اینجوری.
اون تو آیه معروف هم که إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأن له الجنة يقاتلون في سبيله
يقاتلون في سبيل الله فيقتلون ويقتلون وعدا عليه حقا في التوراة والإنجيل والقرآن.
این وعده حق و تورات و انجیل و قرآنه.
معلومه که این زمینه، زمینه نفی توافق مبارزه با استکبار کلا زمینهایست که توی زمین-- اون ریشه اصلیه.
ببینید اگر از دین ایمون ما این چیزا درنیاد،
آخرش خار تو چشم کسی آدم نشود،
این اصلا اون اسلام مورد، مورد نظر، این یه جور رهبانیتیه که تا میخوام ما همینجوری بشیم.
که میخوان اسلام همین مدلی دربیاد.
یه رهبانیت دربیاد. که موقع فرمال رفع حق قرائته ها که این حدودشم در نیاد،
یعنی حدودشم حفظ نشه.
نشه الجهد فی سبیل الله تبدیل بشه به همین کلیسانیشینیا، همین آواز خوندن تو کلیسا.
تبدیل بشه به همین. و متدین یعنی کسی که میره کلیسا.
کما اینکه متدین تو ذهن ما یعنی کسی که زیاد نماز میخونه.
باید ب- باید برگردیم به اون چی؟
بر- برگردیم به قرآن،
به قرآن و مدلی که قرآن معرفی کرد
و امام اساره تمام زحمات انبیا رو زنده کرد.
امام کم آدمی نبود. امام اساره زحمات همه انبیا رو امام زنده کرد
که اون خط ولایت رو زنده کرد اولاً.
چون که مشکل همین خط ولایته.
مشکل، مشکلی که پیدا میکنن با همین خط ولایت که بارها و بارها ادلهش رو تو همین جلسات
گفتیم، اون بیاد خط ولایت الله رو میخواد زنده بکنه و
اون حاکمیت الله رو زنده بکنه
و این سیستم میخواد بیاد حاکمیت الله رو زنده بکنه طبیعتاً نفع طاغوت میکنه.
طبیعتاً پا روی دم همه طاغوت میره اون موقع.
با همه هم-- و الا باور بکنید نه با حج ما کسی کار داره، نه با نماز خوندن ما کسی کار
داره، نه با جلسات قرآن ما کسی کار داره.
با هیچ کاری از کارای ما--
پس چیه انبیا همش م- اهل مبارزه هستند؟
چیه تا، تا بعضی--
فکر میکنید مشکل انبیا مشکل توحیدی داشتن یا، یا مستمعین انبیا بعضیاشون توحید بوده میخواستن اینا تبیین کنن
که یه دونه خدا فقط
وجود داره، یه دونه خدا ما داریم الان.
بعد همه مشکل پیدا میکردن، نه،
یه مشکل علمی که تبدیل میشد به مثلاً زد و خورد سیاسی که مثلاً چرا یه دونه؟
وحدت ذات و صفات داریم یا نه؟
ذات مثلاً صفات خدا ذات بر ذاتشه.
مثلاً اینا مشکلاتی بوده که امت مثلاً داشتن با این استکبار داشته پُ-
پر-- اصلاً بریزین تو کتابای کلامی ما وحدت ذات به چه دردی میخوره؟
همین جوری سالی ده مرتبه بریم حج.
سالی، اون خط ولایت، همینی که تمام الحج لقاء الامام.
همینی که گفتن اتمام حج به اینکه تو بیای امامو ببینی.
اصلاً این سنگ به درد نمیخوره.
ما گفتیم حج به اینکه میخواستیم بیایم شما ما رو بببینی.
خطو بگیری، خطو بگیری، خطو گم نکنی بری.
یعنی تمام الحج لقاء الامام یعنی این سنگ اللایذل وجه الله یمسا به هیچ دردی نمیخوره.
تا اینکه انقدر بماسونید این معنا رو،
بماسونید تا ببینید هر جا
خار شدید تو چشم یه استکباری،
این شدید آدم اسلام، شدید آدم اسلام و الا دارید از این حالت وسط بودن دارید تغییر میکنید.
از این وسط دارید میرید به سمت یه چیزی شبیه مسیحیا دارید میشید.
اسلام همینجوری تعریف کردیم کما اینکه بسیاری از
ا- دقیقاً اره عرفای
خودمون رو در همین قالب تعریف کردیم که علمای خودمون و عرفای خودمون تو همین قالب تعریف کردیم.
قالب مکاشفات و مراقبات،
قالب ورد و ذکر.
این که قالب، قالب دینداری.
پس تو یه اصلاً، اصلاً قرآن خیلی فاصله.
این مال همون کتب عرفاییه که نشستن یه گوشهای مشغولن.
این طبیعتاً تفاوتی با مراتز هند و فلان اینا هم نداره.
همین مرتاض هندی میمونن. این کجا، اون کجا؟
برای همینه هی این تو این مسافرت بحث عرفان جهادی،
عرفان جهادی، عرفان-- عرفان داره برای خودش جهادی.
برای خودش اصلاً یه عرفانه برای خودش و همون منطبقترین نوع عرفان به عرفان قرآنه،
منطبقترین. جناب 先 生 .
بله. این مسئله استدلال یه وقت به طوریه که افکارم در بر نمیگیره.
مثلاً همیشه میگه
ولایت قبول نداره. ولایت فقیه و.
چجوری رفتی زدی به اصل. یعنی
کسی ولایت-- بنده اعتقادم اینه.
اعتقادم اینه که اثبات کردیم تو این جلسات این
چیزی که این معنا رو دنبال نمیکنه، برای همینه ائمههامون میگن کسی اگر
بتونه درست تصور بکنه تصدیق میکنن.
اگه م- ولایت محی-- درست فهمیده باشه که ولایت فقیه قراره چه کار بکنه.
بحث عصمت نیست.
بحث این است که بحث
اینه که این، ببینید شما برگردید به زمان امیرالمؤمنین.
کسایی که خط ولایت رو میفهمن و دنبال نمیکنن.
بعضی میگن امیرالمؤمنین معصومه اون فلان این اونجوری.
فکر میکردید که شما سلمان و اینا امثال سلمان رو بذارید کنار.
اینا شاید امیرالمؤمنین رو میشناختن.
یعنی عصمتش رو میشناختن. ولی اون کسایی که شیعیان دوره امیرالمؤمنین بودن مثل زبير،
مثل بغداد، مثل ابوذر، اینا دنبال علی منسوب بودن یا دنبال علی معصوم؟
بله. دنبال علی منسوب بودن.
میدونستن این، این نصب شده و این همون مسیریست که گارانتی داره.
گارانتی خود در حقیقت این اون مسیریه که گارانتی داره و گارانتی
خود پیغمبر رو داره.
یعنی چونکه این نصب شده الان.
اصلاً بحث عصمت نبوده اون موقع.
اون موقع شیعیان اصلاً عصمت رو مطرح نمیکردن
و در مورد هیچکدوم از اهل بیت اون مطرح نمیکردن.
الا یه حواریونی از اینها.
و اینا میدونستن این مسیر، اون مسیریه که خودشون نصب کردن و پ--
در نتیجه امانتنامه خودشونم داره.
این بحثی بود که نمیدونم یادتون باشه تو جلسات
انما ولیکم الان بحث این شده.
الان هم، الان کماکان.
الان هم کماکان ما دنبال ولی معصوم میایم یا دنبال ولی م-منسوب؟
ما دنبال ولی م-منسوبیم دنبال ولی معصوم نمیایم دیگه ما.
یه موقع نصب خاصه، یه موقع نصب عامه.
یه موقع به نصب خاصه،
یه موقع به نصب عامه. اگر به نصب عام یه ولی منسوب شد به نصب عام با همون اون سیستمی که خودشون گفته بودن،
خودشونم ضمانتشو خواستن بدن دیگه همون اون میشه.
یعنی اگر کسایی که خطو میگیرن،
خطو میفهمن حرکت نمیکنن،
همینها همون اون کسایی خواهند بود که اگه زمان امیرالمؤمنین بودن خطو میگرفتن نمیرفتن.
چه فرقی میکنه؟ چه فرقی میکنه اصلاً؟
مگه دنبال عصمت میرا-- کسی عصمت میفهمید مگه از امیرالمؤمنین؟
مگه کسی عصمت امیرالمؤمنین میفهمید اصلاً؟
هیچکی نمیفهمید. اگر سلمان میفهمید، اگر.
اگر اینا چرا؟ یه
احتمال امثال سلمان چیزی به نام عصمت امام میفهمیدن.
ولی کل گروه شیعهای که پشت--
یعنی با اون درایت پشت سر چیزی قرار گرفته بودن بحث این بود که خطو بگیرن،
خط اون ولی منسوب.
و شما میرسید به نوع سازمان وکالت، میرسید به
منصوبهای عام که توسط خود
ائمه داره عملاً سیستمش داده میشه.
منصوبهای عام. که بارها گفتیم
اگر کل جامعه به انحراف بره، چی؟
کل اون گارانتی خودشو داره.
اون گارانتی خودشو داره. این مسیری-- مسیر غیر این هیچ
گارانتیای نداره، هیچ ضمانتی نداره که شما اگر این خطو رها بکنیم کجا در حقیقت
با ضمانتنامه کی قرار داریم؟
ممکنه شما برید یه جنسی بخرید،
یم-یمکن بریم یه جنسی بخریم
که این جنس گارانتی نداره.
کارم بکنه یمکن.
ولی بحث اینه که شما میگی بالاخره این،
این جنسو کی برای من در حقیقت ضمانت میکنه که اگر این جنس خراب شه من برم خفت کیو بگیرم الان؟
اگر چیزی به نام نصب عام
یعنی برای خ-- یعنی اگه شما بیاید از بحث ولایت الله و حق حاکمیت الله شروع بکنید برید بیاید پایین و شؤون
نبی و امام رو جدا بکنید، شؤون مختلفش رو جدا بکنید، نرخ شاه عباس این، این شأن باید بمونه.
یعنی یه شأن، یک شأنی از شؤونه
که اون شأن محوری هم است اتفاقاً نه شأن
پیامگیری. اون شأن پیامگیری محوری نیست اتفاقاً.
و الا کسی کاری نداشته یه نبی که فرض کنید پیام میگیره مثل کسایی که نبی علی نفسیاند.
مگه ما انبیا نداشتیم نبی رو. با کسی درگیر نبودن.
کسی با مقامات غربی آدما مخالف نیست
که شما چقدر آدم خوبی هستی.
یعنی چقدر مرتبت بالایی.
یا چقدر مثلا مشرف برای ما هستی یا چه کارهایی —
مریض شفا میدی یا نمیدی؟ اتفاقا
کارت هم میگیره. میگن همه هم میان.
شما باید محور این که امـ--
محور اینو گفتن ببینید این خیلی حرفه
این یعنی آدم دین شناس واقعا یعنی آدم دین شناسها.
یعنی من به سماع در اومده بودم همون اول
صحبت. اول صحبت به سماع میفتادم که
خوشحال باشه آدم از اینکه وقتی طرف میگه العلماء ورثة الأنبياء
وقتی میخواد انبیا رو توضیح بده نمیگه انبیا آنند که نمیدونم فلان انبیا آنند که نمیدونم چی.
میگه انبیا آنند که نقطه محوریشون
برخورد با استکباره و نقطه محوریشون همون ولایتشونه که دارن، دارن
مستکبر رو حذف میکنن. این نقطه و علما اگه ورثه انبیااند علما باید همین رو بکنن.
از اون حق حاکمیت الله بیاید برسید به نبوتها، برسید به امامتها.
بذارید یک خط محوری است این باید حفظ بشه تا آخر.
نمیتونه تو نقطه امام قطع بشه و جامعه همینجوری رها بشه دیگه.
و اتفاقا نه تنها با تعقل خودش که چیزي دست میاره،
در مقام تعقل همین کارو کردن.
روایات رو سر جاش خوندیم. فضاشو سر ج--
هم تاریخ گواهه، هم اخبار شهادت میده به این.
هم خط محوری قرآن رو دنبال بکنید پیدا بکنید میبینید قرآن توش اصلا این معنا همینجوری
مثل نخ تسبیحیه که ممکنه درست دیده نشه.
ولی تمام این اجزاء منفک رو به هم دیگه ورداشته دوخته.
تمام این منفکها رو به هم دیگه دوخته.
و یعنی این محور ولایت رو شما بکشید بیرون از توی تمام اینا یه سری احکام برای، برای که چی نماز؟
نماز بخونیم که چی؟ روزه بگیریم که چی؟
این بگیریم، حج حالا بگیریم که چی؟
حالا اینجا اصلا علم یاد بگیریم برای چی؟
اون یکی برای چی؟ اینا همش تو یک محور داره میگن
که همش هم یک فلش محوری داره، اون ولایت به نفی استکبار و حق حاکمیت خدا.
اینکه حاکمیت فقط منحصره به خداست و باید اون حاکمیت اعمال بشه آخرش.
نه اینکه ملت ما نماز بخونن.
خیلی کسایی که
گاهی اوقات این زمان رو با اون زمان مقایسه میکنن
و روی محورهایی دست میذارن که
آقا در زمان طاغوت نمیدونم اینجوری بود که مردم نمازخونتر بودن الان نمازخونتر نیستن مثلا.
این خیلی دور از ابادیه از جهت فکر.
یعنی نقطه محوری رو اصلا نفهمیده کجاست.
شما همونی که در زمان طاغوت کسی با کار ما کاری نداشت تازه همه هم سود میکشیدن به ما.
تو این زمان میبینید که انگار
با همه داریم گلاویز میشیم، انگار پامون رو دم همه رفته
و اون کسایی که اگه شما تشخیص بدید که مستکبر الان تو عالم کیه که معلومه کیه،
همین صهیونیستان، همین آمریکاییان، همینای که انصافاً اگه فلاسفه گفتن انسان حیوان ناطقه منظورش همیناست.
واقعاً حیوان ناطقه اینا.
خب؟ واقعاً حیوان ناطقه.
یعنی حیف که آدم به اینا میگه حیوان ناطق.
خب. اونا
دقیقاً نه اون مرداب بیچارهش که اصلاً
چیز نیست. اون همین ابولهبها و همین،
همینجور آدمایی که اون موقع بودن و
کار رو گرفته بودن به دست و معارضه با پیغمبر و شیب ابی طالب و همونا،
همونا شدن این اوباما و همونا شدن نمیدونم این نتانیاهو و همون شدن همین، همینا.
همین این سیستم شده، اون سیستم شده این سیستم.
بحث سیاسی نیست قاطی نکنید.
این بحث قرآنه. این بحث محوریترین بحث قرآنه.
اگه این بحث تو قرآن برای کسی حل بشه خیلی چیزها حل میشه.
حالا کسایی که، حالا اون
بحثها دیگه سر جای خودش شده دیگه.
کسایی که خط رو میفهمن
و حرکت نمیکنن، همون کسایی هستن که زمان امیرالمؤمنین خط رو میفهمیدن حرکت نمیکردن.
چون که بحثه اصلاً بحث معصومیت و غیر معصومیت این وسط مطرح نبوده.
بحث منسوبیت و عدم منسوبیت مطرح بوده.
چه به ولایت، چه به نصب عام،
چه به نصب خاص. چه به--
لذا اگر کسی،
شاید اینا معترض بشن.
اگه کسی معنای ولایت، معنای ولایت نه این آقا، اون آقا،
مع-- این معنا رو متوجه نشه، او هر چقدر متوجه بشه از قرآن،
هیچی متوجه نشده است.
هر چقدر اصلاً تمام تفاسیر رو مثل این CDها حفظ بشه.
چون اینا حفظن دیگه همه تفاسیر رو حفظن.
خب؟ یعنی یه CD کلاً.
اگه کسایی همه تفاسیر رو حفظ بشن
به اندازه یه CD جمعالتفاسیر نورن.
خب؟ همه اینها رو اگه بلد باشه این رو متوجه نشه، خط محوری قرآن رو
متوجه نشه، او CD جمعالتفاسیر نور
هست، تهش دیگه. بله.
بحث نفی طاغوت
چه نوع هدفیه توی اسلام؟ یعنی هدف متوسط یا هدف نهایی؟
هدف نهایی. اگه هدف نهایی باشه- هدف نفی طاغوت، نه،
هدف اصلی که حق حاکمیت الله تو زمینه.
حق حاکمیت الله تو زمین.
بحث عبادت خدا دیگه هدف نهایی یعنی چیزی که اصلاً بحث نمیشه- عبادت یعنی چی؟
قرآن، عبادت الهی، عبادت یعنی چی؟
یعنی شناخت خدا. حالا اون تمام، تمام تفاسیری که زیر عبادت میشه.
دیگه عبادت این نیست که نماز بخونن.
یعنی اون شما اگر امام زمان که تشریف بیارن اولین کاری که میکنن نفی طاغوته.
منتها تا قبل اون که نفی طاغوت یعنی بالاخره یه او نفی میشه دیگه.
بحث نفی طاغوت ولی- اینکه بالاخره اِاِاِ یه موقعی مسلط میشن بر جهان.
بعد چه اتفاقی قراره بیفته؟ خب.
بعد یعنی تمام این کارا میشه که- حاکمیت الهی.
اتفاق بیفته دیگه. عبادت یعنی چی؟
فقط اینو بگید. عبادت نکنه.
ببینید عبد به معنی همون که-- الهی که میگن اله اله، خب.
یعنی تمام اون چیزی که میخواد رو زمین پیاده بشه،
رو زمین پیاده بشه، چه تو اعتقادات، چه تو اخلاق، چه تو احکام، هرچی میخواد پیاده بشه همونیه که خدا میگه،
نه اونی که ما میگیم، اونی که ما میگیم میشه آخه،
آخه
چی که چی؟ خود همین بحث
عبادت، نه عبادت ظاهری ها.
خب این عبادت ظاهریه. ببینید این عبادت- شما میاید نماز رو مطرح میکنید میگین کنده کل
قرآن هر جا شما میبینید این نماز هست- نیست تمام این چیزا.
نه نیست. ببینید یه موقع شما دارین ن_نماز اون چیزیست که نشون میدید.
شما میگید ببینید تو قرآن چقدر زیاد اومده.
نماز اون چیزی که تو قرآن چقدر زیاد اومده.
نماز زیاد اومده. ولی اگه
نمازی کسی پشت سر امیرالمؤمنین قراره بده، خب این همه مگه نماز نمیخوندن؟
اصلاً این ببینید، اینکه شما
صورت ظاهری عمل در همه فرضهای دینی
صورت ظاهریان، صورت ظاهری
مُ-مشترکه که بین مؤمن و منافقه.
قرآن وقتی میگه ما میخوایم
مؤاخذه بکنیم "ولکن يؤاخذ بما كسبت قلوبه كم"
یعنی ما اصلاً اون قلب شما رو مورد مؤاخذه قرار میدیم نه ای-این صورت، این که یه جلوه، یه صورت ظاهریشه.
و الا نماز یه مؤمن با یه منافق چه فرقی داره تو صورت ظاهریش؟
"ولكن يؤاخذ بما كسبت قلوبه كم"
شما قلب شما مورد موآخذهست.
اون نیت شما محور کار نیت شماست.
محور کار اینه که از این نماز قراره چی دربیاد آخرش.
و الا مگه اون کسایی که پشت سر امیرالمؤمنین وای نistادن،
مگه اون کسایی که اهل بیتو خونه نشین کردن،
مگه اون کسایی که به صراحت مخالف قول نبی وایسادن تو غدیر و فلان اینا، مگه کسایی که این کارا رو کردن
و یزیدها و نمیدونم اینها و اونها
و همه اینها ابو سفیانها، معاویه ها، فلان اینا مگه اینا نماز، نمازخون نبودن؟
میگم عنصر محوری رو پیدا بکنید.
اون موقع تو اون عنصر محوری نماز هم تنهایی، حج هم،
حج ببین مگه کم ما ص-سخن داریم راجع به حج تو قرآن؟
مگه کم ما حرف داریم راجع به حج؟
که حج چیه؟ حج چیه؟ همین حج رو گفتن این سنگ به درد--
همین امیرالمؤمنین راجع به همین کربه گفته، گفته این به هیچ دردی نمیخوره.
این چیه د-د-دورهش میگردین؟
من امام شما این وسط،
این من گوشه افتادم. شما دارید دنبال این سنگ میگردین.
خب این سنگ به چه درد بخوره؟ ها عقل هم چیز خوبیه.
این سنگ به چه درد میخوره؟ یعنی واقعاً این همه انبیا اومدن کشته شدن ما دنبال این سنگ بچرخیم،
دور این سنگ بچرخیم.
این چه فرقی با بت پرستی داره؟ اون موقع آدما خودشونو میکشن که برن حج.
میکشن ولی او عناصر محوری تو ذهنشون مفقوده.
عناصر محوری دین.
که شأنها رو جدا بکنن.
شأنها کدوم شأنهاست؟
بحث نفس همین هست دیگه.
آره. کسی نمیگه که آقا دو راست شدن نماز دیگه.
بحث کلاً اینه که ما اگر مواظبت طاقوت هم داریم میکنیم به خاطر اینه که این طاقوت جلوی معرفت الله رو گرفته.
جلوی اینکه انسانها بتونن انسان کامل بشن رو گرفته.
و جمع- هدف اینه وگرنه اینکه خب خیلیها- بله دیگه.
دنبال معرفت الله اصلی،
معرفت الله اصلی، دنبال معرفت الله اصلی که اون معرفت الله-
معرفت الله اصلی همون چیزیست که هو الولیه.
این میشه معرفت الله اصلی.
و الا شما از معرفت الله،
از معرفت الله شما هو الولی نفهمید، چی بفهمین؟
بفهمین یک خداي بزرگ بسيط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشیء منها.
وحدت ذاتش با صفاتش در مرتبه پایینترش.
تهیت اول، تهیت ثانی، اقتضاء هیئت ثابته فلان.
اینا معرفت الله نیست. اینا هم هست.
اینا به هیچ دردی نمیخوره
. به هیچ دردی نمیخوره ها.
یعنی شما از تو معرفت الله هو الولی در اومد.
هو الولایه للہ الحق
در اومد که حق ولایت با خداست، ضلایت با خداست، ولایت با خداست.
این هو الولیه اصلاً.
اون اصلاً باید آویزون همه آویزونمون بشن.
خط و ربط رو از اون بگیرن. اون باید تو توانشون نفوذ بکنه.
اگه اینو فهمیدن از چیز،
اگه از بحثهای وجودی این مباحث،
بحثهای سلوکی هم متوجه شدن،
بحثهای ولایت وجودی رو بحث کردن
اگه از تو فلسفه تبدیل شد فلسفه اسلامی به نظام سیاسی اسلامی،
این به درد میخوره و این فلسفه اسلامی همه رو خمیر کنید، تمامی کتاب فلسفه رو خمیر کنید، به هیچ دردی نمیخوره.
یعنی اگر توش-- ببینید همه بحثها، شما بگردید بحث
اعتقادی و قرآن رو بگردید ببینید تو جاهای اعتقادی شما
یک جا پیدا میکنید بحث اعتقادی بکنه، این بحث اعتقادی رو تو جا--
نخواد توی چیز پیاده بکنه،
نخواد ازش حاکمیت دربیاره.
شما یه، یه، یه جا تو قرآن نشون بدید.
از "هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ" شما همینا رو در میارین آخرش.
همین میشه. شما وقتی که ائمه خونهنشین میشن، آقا یهو میبینید که از اون در میاد.
کار ائمه رو میبینید سر کار میشه امیرالمؤمنین.
امیرالمؤمنین در نابترین حرفای توحیدی که میزنه، حرفای سیاسی میزنه.
یعنی در نابترین حرفای توحیدی امیرالمؤمنین یه خورده دو خط میره دو متری تبدیل میشه به چیز،
تبدیل میشه به حرف سیاسی و حرف روز و مشکل روز و درست کردن مشکل روز.
از اون بحث توحید، توحید صرف توحید افعالی در نمی خواد بیاد.
از اونایی که حالا "وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ" و فلان اینا،
از این چه حالیه ذوق، آدم بالاخره ذوق میکنه از این حرفا میشنوه.
اگه از فلسفه،
از این نظامهای وجودی و تبیین نظامهای وجودی،
اگه از توش چیزی درومد، شما کافیه که یه مقایسه بکنین.
یه مقایسه بکنید ببینید که
چطور است که انبیا همیشه دارن مسخره میشن.
این چرا؟ چرا "مَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا كَانَ لَهُ أَعْدَاءُ"؟
به خاطر اینکه این حرفای توحیدی ناب میزدن،
از این حرفای چیز میزدن. یعنی مشکل آدما باهاش مشکل علمی بوده.
حالا شما بذارید هرچی حرف ناب علمی بزنید
از توش هیچچیم قرار نباشه دربیاد آخرش،
نه مورد مسخرهایم، نه مورد
استهزاییم، نه کسی با ما کاری داره.
لذا مشغولمون ن-- یعنی این علوم و این عبادات و اینا فقط دلمون بخواهد به این که میشینیم نماز میخونیم مثلاً.
دلمون به این خوشه که مثلاً یه هیئتی هست.
دلمون به این خوشه که مثلاً یه حجی بریم.
این، اینا، اینا اصلاً عناصر محوری دین نیست.
لذا اون وقتی که عزت اسلام میاد که زیر سؤال بره، مگه همون امام حج رو تعطیل نمیکنه؟
حجه با این-- چقدر آدم مردن حج نرفتن
این وسط .
حج، حج که چی حج.
وقتی داره اون، اون نقطه محوری رضیه سؤال.
میبینید که امام میزنه حکم مثلاً حج هم برمیداره.
میگه این داره مزاحم این عنصر محوری میشه الان.
اینه که امام واقعاً امام زنده کرد اسطوره کار همه انبیا رو.
و میدونید چرا ما اینقدر از این فضا بعیدیم؟
به خاطر اینه که از قرآن بعیدیم. نه ما بعیدیم، علمای ما هم بعیدن از این فضا.
علمای ما هرچی باز کردن یکی
با گرایش فقهی رفته تو آیات فقهی و
راجع به نمیدونم
طلاق و نمیدونم مصاحقه و زهار و لعان و فلان و این چیزا رفته این نشینه،
کفارات و دیات و این چیزا رفته تو اینا.
یه نفرم رفته بحثهای اعتقادی توحید نابشو گیر آورده،
ولم نمیکنه. "این هو الاول والآخر والظاهر والباطن" رو گیر آورده،
دیگه ولکنم نیست. حالا هی میگرده که از این جوهرها پیدا کنه.
شده یک مثلهای این قرآن که دقیقاً شما جدا کردی از هم دیگه.
اجزاشو تفکیک کردی، شروع کردی تشریحش کردی، بردی تو لابراتوار تشریح کردی،
غافل از اینکه این حیوونی که تو تشریحش کردی مرد.
یعنی غافل از اینکه اون روح که دیدنی هم نیست اصلاً.
روحشو کجا میشه دید؟ این حیوونا، این آدما رو کجا روحشو میشه دید؟
که دیدنی هم نیست. شما آوردی لنگشو اونجا تشریح کردی، اونشو اونجا تشریح کردی، اون طرفشو اونجا تشریح کردی.
دیگه باز کردی همه
فقها فهمیدن، اونشو فهمیدن، اینش فهمیدن،
درآوردن. غافل از اینکه وقتی تشریح شد مرد.
محور اصلیش که روحش بود باعث زنده بودن و این دست و پا با همدیگه داشت درست عمل
میکرد، با قلب داشت درست عمل میکرد، با مغز داشت
درست عمل میکرد، با تمام پیکر اندامه داشت درست عمل میکرد.
با هم عمل میکرد اینا.
شما جداش کردی وقتی جداش کردی مرد، حالا با هم عمل نمیکنن.
حالا هیچیشون عمل نمیکنن. نمازشون فایده نداره.
یعنی الان نمازشون هیچ فایدهای نداره.
روزهشون فایده نداره، حجشون فایده نداره.
این حجی که هیچ براحت از مشرکین توش درمیآد چه فا-- چه، چه فایدهای داره اصلاً؟
غافل از اینکه روحش مرد دیگه.
ما میخوایم که از این قرآنه
که روحش مرده الان.
میشه هرکی واسه هر کسی از ذن خود شد یار من شروع کرده داره چی میکنه؟
این قرآن اگه بخواد زنده باشه باید روح اصلیش حاکم باشه و روح اصلیش هول هولی و جریان بلاهت کل
این قرآنه که به همه اجزاشون هم معنا میده.
نمازش هم معنا داره، نمازش هم معنا داره، روزهش هم معنا داره، همه تیکههاش هم معنا داره.
جناب آقای استاد مثلاً صد و بیست تا آیه
پای-- ما نزدیکترین رو هم
بله؟ هر، هرچی که بر عرف خودمون،
عرف جامعه. شما الان
عرف جامعه همون الهههاییست که خیلی وقتها عرفی که از خط زده بیرون.
همون الههای که هوای خودمون
شما اگر بخوای این عرفو برگردونی به سمت خطوط اصلی برگردونی باز کل این جامعه در مقابل شما میایسته.
معلومه چیه؟ معلومه که شما یه اله جدید انتخاب کردی.
عرف، عرف،
عرفی که از مرزها زده بیرون الان.
میشه نزدیکترین، خودمون،
هوای خود-- عرف چی فک-- این همه عرف، عرف میکنن یعنی چی؟
عرفی که تنظیم خطش نمیشه با
خطهای رسمی که جریان هو الولی داره اون خطها رو میچینه.
اون جریان، جریان منزله از ماست، فارغ از ماست، داره رو زمین میچینه خطو.
شما خطو گرفتی خطا رو از رو زمین کَندی، خط زمین فوتبال رو گرفتی دست خودت، میبری اونور،
میبری اینور، میبری اونور، میبری اینور، میبری-- این میشه
. شما همین الان مقابل عرف
غلط که رو هوای نفس تشکیل میشه این عرفها.
تا حالا-- ببینید تو همین وضع فساد و فحشاش نگاه کنید.
وقتی خط رو رد میکنیم کجا مقابل خطو نگه دارین؟
بله. شما وقتی خط رو رد میکنی،
خط رو رد میکنی، از دانشگاه گفتم خط رو رد کنیم کجا نگه میداریم؟
گفتم رو عقلمون. گفتم این عقل لام-- لامصبی که این همه هی میگن
عقل، عقل، این عقل چیه؟ شما
این کارو میکردی؟ نه.
حالا میکنن. اون کارو میکردی قبلاً؟
نه. حالا میکنن. ها-- ببین عرفی که الان رد--
اون خطو که رد میکنه دیگه
حد یقف نداره که.
شما میگی عرف، عرفو خود هوای نفس تعیین میکنه.
عرف رو انقدرم هی عقل، عقل نکنید.
عقل انقدر نفوذ نداره.
طرف میگه من با عقل خودم میفهمم که حجاب لزومی نداره.
دخترا اومدن گفتن من با عقل خودم.
گفتم ببین عقل چیه؟ گفت همینی که من خودم میفهمم.
عقل-- گفتم بابا عقل تو،
تو مسائل اعتقادیش که
جای نفوذ داره، من الان صد تا مسئله اعتقادی جمع میکنم برای تو که عقلت نمیتونه هم با هم جمع کنه.
دو تا از آره قرآن هم هست. تو هم قبول داری قرآن رو.
انقدر میشه که آدم نمیفهمه.
به اجبار. و من میگم آیه است.
استغفار اینم آیه است.
بالاخره اینی که هر کسی از کار بدی اینجا هم بده میبینه اینم آیه است.
اونم که خدا غفران الهی داره اینم آیه است.
هر دوشم هست. حالا جمعش کن ببینم.
اوهدهای از علما بتونن این حرفا رو جمع کنن.
اوهدهای از علما. تو که
انقد مدعی عقل-- عقل تو جایی که نفوذ داره خیلی وقتها نمیفهمه.
یعنی انقدر مطالب پیچیده است که نمیتونه بفهمه.
چه رسد به احکامی که نفوذ نداره اصلاً عقل توش.
آقا هی این عقل کدوم عقله؟
این عقل همون عقله که امیرالمؤمنین میگه "کَم مِن عقلٍ أسیرٍ تحت هویٰ أمیر."
چقدر عقل اسیری که تحت هوای امیره.
یعنی تحت ولایت، دقیقاً هوای نفس افتاده.
تحت ولایت هوای نفس افتاده داره هی برهانسازی میکنه، چی میکنه؟
توجیه میکنه، بالا میکنه، پایین میکنه،
چی میکنه؟ خیلی شیک هم ارائه میده همه اینا رو.
این میشه "کَم مِن عقلٍ أسیرٍ تحت هویٰ" و اینا عقل منور رو showed ندادن.
عقل منور رو showed ندادن.
بله اینکه امام معصوم باید به امام منسوب در واقع
گارانتی
نداره. خب به ظن اونا که گارانتی داره.
نداره. نه ظن اونا-
خلیفه مسلمین اون موقع پیامبر بود
حالا هم خلیفه مسلمین- خلیفه مسلمین پیامبر بود؟ خلیفه مسلمین به ظن آل زبير اینجوری استدلال میکنن.
آره. میخوام بگم که- بابا اینو باید ببینیم که- اگر
تعمیمش دادیم خط به خط که شما میفرمایید نه اینکه جایگاه خدشه دار بشه.
ولی اگه ادامه پیدا کرد بعد
منسوبین منسوب هم دوباره اگه شامل این قصه بخوان بشن دوباره منسوبین همینطور ادامه پیدا میکنه.
مثلاً شما میرید تو یه ادارهای هم خلاصه یه نفری که منسوب منسوب هست اینم مثلاً با هر چیزی شما نمیتونی حرف بزنی.
نه، اینجوری نیست. دیگه چه
باورها- نه، اینجوری نیست. نه نه اینجوری نیست.
نه بحث اتفاقاً این بحثها تو جلسه نواب الیکالله شده.
این بحثا. ببین حالا عصاره اون حرف به صورت خلاصه نه منسوب، منسوب، منسوب.
اون بحثه که یک جایگاهی وجود داره، اون جایگاهه باید بمونه
تشابه هم نیست. مقوله بالاخره م-معصوم با غیر معصوم
جایگاهش فرق داره. معصومه، اون غیر معصومه.
شکایت از فقد ولی و فقد نبی هم سر جای خودش هست به خاطر همین.
ولی یک جایگاه محوری هست.
این جایگاه اگه این صندلی یهو بپکه اون محوریت اصلی پکیده.
حالا ما به هر جهت ناچار از غیبت بودیم.
سرنوشت عالم ناچار از غیبت بود
و غیبت انجام شد. ولی اون میز حفظ میشه
و گارانتی داره. گارانتی داره نه اینکه
این آ-- کسی که به نسب عام در حقیقت در اون جایگاهه هیچ اشتباه نمیکنه.
بحث اینه که کل روال رو در مناطق در جایگاه بحرانی بحث همین بود.
این کل روال مسلمین رو به نقطه ناکجاآباد بره.
این در ح-- این بحث گارانتی داده.
این حتی این گارانتی نداره که او اشتباه نمیکنه اصلاً.
اینجوری میشه، میشه عصمت.
که میشه عصمت. بحث اینه که او حرکتهای او و خطه های او
و در حقیقت خط سازیهای او کل این
مسیر رو، کل جامعه مسلمین رو تبدیل به-- حالا اگه آل سعود همچین حرفی زده باید قل هات و برهان کم کن.
باید بگید که کدوم
نسبی عملاً این گارانتی رو نگه داشت.
یعنی کی گفته بود؟ کی گفت
که بعد از من هر موقع شما
در حقیقت اومدید با همدیگه نشستید شور کردید، رفتید زیر سقف شورا و سقیفه حرفهایی زدید،
اون، اون، اون رو منم حفظ میکنم. کی همچین حرفی زده؟
یعنی او، اون که گارانتی نداره که.
اون سیستم کی اینو گفت که اگه شما با عقل خودتون رفتید زیر سقف سقیفه و
غدیر رو زیر پا گذاشتید، اون سیستم هم گارانتی داره.
اینو نگفتن که. این سیستمو ولی خودشون راه انداختن.
خودشون راه انداختن.
غدیر هم یه حرفی هست که ببینید
وحدت شیعه و سنی سر جای خودش.
کسی حق بی احترامی نداره.
ولی حقائق شیعه که حقائق شیعه است.
حقائق غدیر که غدیره دیگه.
قرار نیست وحدت شیعه و سنی تبدیل به غدیر رو بکنیم لاغدیر که.
این که نیست. خود آقای خامنهای این کارو نمیکنن.
خود آقای خامنهای جشن میگیرن ها فلان میکنن.
غدیر سر جای خودشه. یعنی بحث این سیستم، سیستمی که
ضمانتنامه داره، اون سیستم، سیستمی که ضمانت--
حالا از همین ولیهای-- میخوام بهتون بگم اگر ماها بریم با جایگاه عصمت سر جای خودش هست همون،
همین چیزی که محوری که شما اشاره کردی-
جاش کجاست؟ اینو باید یه کم مشخصتر-
مشخص کردیم دیگه. تو بحث انا ولی الله با-- چی بکنیم؟
ببینید تفکیک کردن
اون چیزهایی که وظیفه تبیین، وظیفه چی؟
وظیفه حاکمیت.
اون، اون چیزایی که داشتیم تو انا ولی الله میگفتیم چی بود؟
داشتیم میگفتیم که این شأن رو داره، این شأن رو داره، این شأن رو داره.
کدوم یک از این شؤون متوقف میشه؟
کدومش باید ادامه پیدا کنه؟ بحث همینا بود.
یعنی برگردین این بحث رو صد باره اگه تکرار بکنید تو قرآن
با خودتون حل و حل و حزمش بکنید.
برید جایگاههای نبی کو-- چی بود؟
از این چند جایگاه نبی،
اصلاً جایگاه خدا چیه؟ از این چند جا- جایگاههای خدا،
کدوماش میرسه به انسان کامل به نام نبی؟
از اون جایگاهها، کدوم از اون جایگاهها
میرسه به امام؟ از اون جایگاهها کدوم باید کشیده بشه اصلاً این وسط؟
یعنی از اون جایگاهها یه جایگاه محوری بود که همین رو داشتیم بحث میکردیم.
اون جایگاه محوری حتماً باید ادامه پیدا کنه، اون جایگاه.
و شاخصههایی برای خودش داره.
اون شاخصهها رو تبیین کردیم. اون جایگاه ادامه پیدا بکنه.
اون موقع همون جمله امام میشه. میشه تصورش موجودیت تصدیق شده.
این که شما تصور بکنی و
حتی اون هم نیست، ولایت فقهات هم نیست.
ولایت فقهات نیست.
ولایت فقیه نه ولایت فقهات.
کما این که در بعضی از اندیشمندان تبدیل شده به ولایت فقهات.
نه خیر. درسته، ریشه ولایت فقیه هم خودش ولایت فقهاته.
ولی خودش ولایت فقیه.
نمیدونم تعریف منو فهمیدید چیه یا نه.
نه حله؟ نه اگه اسم یه کتابو مینوشتی میفهمیدی چی عرض میکنم.
کتاب آقای جوادی آملی.
بله همون، اون نیست.
اون ریشه ولایت فقیه،
ریشه ولایت فقیه، ولایت فقهاته.
نه این که ولایت فقیه، ولایت فقهاته.
برگرد. این
عرض به نظر مبارکتون که این
در حقیقت چیزی که
ما هستیم فرض بکنیم این که وسط
درسته وسط بین افراط و تفریطه.
ولی آیه این نیست. آیه بحث وسطیّت بین افراط و تفریط رو مطرح نمیکنه.
عنصر محور وسط مشخصه، وسط در شهادته.
وسط بودن در شهادته. نمیخواد شاهد باشی.
حالا اینی که امّت وسطی شما
وسط در آمدن، این میشه بحث شهادت
و اون شهادتی که در حقیقت،
اِاِاِ، میبینید قرآن فراوان دیگه،
یه معنایی به نام اشهاد و شهدا و شاهدین که با همین محوری که گفتیم شا-- نه تنها نه تنها شاهد بر اعمال،
اگه کسی قراره مؤاخذه بشه،
با قلب شما باید شاهد اعتقادات باشه.
باید شاهد اخلاق باشه.
باید شاهد نیت باشه تا بتونه شهادت بده.
نه تنها شاهد رفتار باشه چون که این قراره شهادت بده.
اگه قراره شهادت بده باید به،
نه تنها به اعمال شهادت بده بلکه به
نیت، بلکه به اخلاق باید به همه اینا شهادت بده.
خب؟ این میشه بحث که .
یه روزی که همه به زانو افتادن میبینید که به همه میگن
. خفه شید کسی با هم دیگه حرف نزنه.
همه خفه. کسی حرف نزنه.
اون موقعی که همه خفه شدن
و کسی حرف نمیزنه .
که روزی که
هیچکس نمیتونه حرف بزنه دیگه.
الا اون کسایی که اذن دارن. اون کسایی هم که اذن دارن بلند شن حرف بزنن،
فقط حرف درست میزنن. .
اونایی که بخوان حرف درست بزنن و اشهادن که حرف درست میزنن.
بقیه همه باید خفه شن.
اونجا .
اونجا حتی میگن معذرت خواهی هم نکنید.
استعتاب هم نکنید. نگید که منو بیا اعتاب کن، منو بزن.
حتی اینم نگو. چون همین اینو آدم بگه خودش جگرش حال میاد.
میگه آقا منو بزن. بیا منو بزن.
اینم نمیذاره بگی. نمیذاره بگی منو بزن.
خب؟ حتی همین رو بتونه بگه یه خورده جگرش آدم حال میاد.
اینم نمیذارن انقدرم جگر آدم حال بیاد.
خب؟ همه رو میذارن رو زانو.
این البته اونایی که محضرینن.
چونکه همه رو نگفته محضرینن.
بعضیا احضار میشن. بعضیا احضار نمیشن.
چه راحت! میان قدم زنان از صحنه محشر خارج میشن.
اینجا بعضیا داره که شما دیدید که بعضیا میگه محضرینن.
مگه همه محضرین نیستن؟ نه معلومه همه محضرین نیستن.
ببین آیه، آیه شو. ببخشید این شهادت،
شهادت بر اعماله- الان، الان آیاتشو ببینین.
یه چند تا آیه با هم ببینیم یه خورده واضح میشه معنی.
ببینید سوره مبارکه صافات.
صفحه چهارصد و چهل و هشت.
پنجاه و هفت. داره
. اون آیاتش از، از آیه پنجاه و، پنجاه و اینجا شروع میشه.
"فأقبل بعض على بعض يتساءلون"
این بهشتیها رو به همدیگه میکنند و خلاصه از همدیگه سؤال میکنند که "قال قائل منهم
إني كان لي قرين". قائلی از اونها میگه که
یکی از این بهشتیها میگه که من یه رفیق داشتم تو
یه قرینی داشتم تو دنیا. "يقول أإنك لمن المصدقين" میگفتش که
ای تو از مصدقین یعنی تو راست میگی.
اگه راست میگی "أإذا متنا وكنا ترابا وعظاما زامنا أنا لمدينون"
وقتی ما خاک میشیم و پودر میشیم و
سخن اون چی چی میشه "أنا لمدينون"
آیا جزا میبینیم از این حرفا؟
"قال هل أنتم مطلعون"
آیا مطلعید که اون، اون قرین من کجاست؟
"فطلع" یه سرکی تو جهنم میکشه "فرآه في سواز الجحيم" in the متن دوزخ داره میاد.
"قالت الله إن كدت لتُهلكني"
اصن به خدا نزدیک بود تو منو هلاکم بکنی
با این حرفایی که داشتی میزدی.
این شوآتی که این مرایی که میکردی، این تهاجم فرهنگی که به من میکردی،
میومدی-- یعنی، یعنی واقعا خدا اینجوری میکنه؟
یعنی شما فکر میکنی اینجوری میشه؟ یعنی نزدیک بود منو هلاکم بکنی.
"ولولا نعمة ربي لكنت من المحبَرين"
اگر نعمت و من از احضارشدگان بودم من احضار میشدم.
من احضار میشدم. چون که باز دوباره همین بحث احضار رو میبینید که
توی حالا دیگه آیه شو
نمیاریم فقط ببینید تو سوره مبارکه "أفمن وعدناه وعدا حسنا فهو لاقيه كمن متعناه متاع الحياة الدنيا ثم هو
يوم القيامة من المحبَرين"
آیه شصت و یک نسس. میگه که کسایی که ما وعده دادیم وعده حسن بهشون "فهو لاقي"
اون موقع ملاقات کردن اون وعده حسن
رو "كمن متعناه متاع الحياة الدنيا" مثل اون کساییان که ما متاع دنیا بهشون دادیم
"ثم هو يوم القيامة من المحبَرين" ما تو روز قیامت از محضرین بودن.
اینا رو که احضار میکنند اینا برای همینه که داره اگه یه عده رو داره که
اینا شاهد دارن اینا همه شاهد دارن دیگه.
ولی یه عده صاعقون و شهید دارن.
اینم ببینید واه صحنه قیامت که
صحنه... شما بیایید تو اون که قاف.
ببخشید محضر منظورتون چیزه؟
مواخذه کردن بازخواست- بله. بله.
بله. بازخواست کردن.
یعنی- آیه های آخر مائده که
حضرت عیسی رو بازخواست میکنند و اینا
پیامبران رو گفتن میگفت که دیگه پیامبران رو چیز میکنند که بقیه کارهایشون بدون از قبل.
بله اونا نه اینکه از اعمال خودشون بازخواست میکنند
یعنی اینکه حالا الان یه نکتهای رسیدیم راجع به بازخواست کردن بگم تو بحث
ةَامْتَنَوْا بِاللّهِ لَا يَنْتَقَمُ اللهُ لَشَهيدِ اینو بگم بعدا اون فرمایش شما رو چون
با اون سؤال قاطی میشه.
شما اینو ببینید توی
چیز، صفحه پونصد و نوزده.
میبینید که
قرآن از چی خبر میده که میگه همه با شاهد میان.
این فضای کلی آیات قرآن.
وَنُفِخَ فِي الصُّور آیه بیست.
وَنُفِخَ فِي الصُّور ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ
وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا
صَائِغٌ وَشَهِيدٌ. هر nefsi معها صائغٌ وشهید.
یه کسایی داری که دارن اینا رو میرانند،
که دارن به سمت همون
مح-محکمه میرانند.
اینا هم صائغاند. حالا مشخصه اینایی که میرانند چون صائغ کسیه از پشت هل میده.
اون کسی که از جلو میره اون قائده،
صائغ نیست. صائغ معلومه که دارن، دارن هل میدن.
خب؟ این هل میدن به سمتی که و شهيد معها صائغٌ وشهید.
این شهود تو میان زیادن.
از شهادت خود پیغمبر گرفته که پیغمبر در رأس شاهدین مطرحه تو قرآن.
شما بیایید هم آیه چهل و شش نساء،
این آیه رو ببینید، چهل و شش نساء.
و آیه هشتاد و نه نحل.
که میبینید این مقدار شهید بودن و شاهد بودن چون که در عمق رتبه وجودی او خبر میده،
ببینید اون موقع آیات سر جای خودش پیامهای خیلی خوبی داره.
هشتاد و نه نحل هم که میشه صفحه دویست
و هفتاد و هفت.
اول نساء رو نگاه کنید، آیه چهل و شش.
آیه چهل و شش نیست.
چهل و یک.
چهل و یک. فَكَيفِ إِذا جِئْنا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ
وَجِئْنا بِكَ عَلىٰ هٰؤُلاءَ شَهِيدًا.
میگه از هر امتی ما شهید میاریم،
شهید میاریم، وَجِئْنا بِكَ عَلىٰ هٰؤُلاءَ شَهِيدًا.
این مشخصه که این شهید به معنای قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ نیست.
چون میگه پیغمبر شهیده امید به پیامبر شهید نشه.
میگه شهید شده. نه، معلوم نیست.
اینا چیه؟ اصلا فضا خالیه از این حرفا.
هنوز بحث شهید شدن پیامبر هم نیستا.
بحث، اینا مال زمان نزوله. الا هاؤلاء.
الان ب-برای
کسی که شهید نمیشه اینکه. نه.
افتاده مثلا ج-- رو بره
تو شهر عملیاته.
و کی پیدا جهنم کل امه شهیده.
ما از هر امتی شهید میاریم
و جهنم بکش.
الا هاؤلاء شهیده. بعد شاهد بر
تمام شهودها میشه
وجود مقدس پیغمبر اکرم در بالاترین رتبه وجودی.
چون که اینجوریه تمام شاهدان امم-- او شاهد بر همه اعمال و نیتها و رفتار اونها هست، پیغمبر.
اون موقع چون که همین جوری هم هست شما آیه هشتاد و نه نهر رو نگاه کنید و ببینید اونها تناسب آیات رو نگاه کنید.
چون که خودش مهیمنه، این اصلا هیمنه خودشو نشون میده، اشراف خودشو نشون میده.
ما کتابش هم مهیمنه.
میشه و یوم نبعث فی کل امه شهيدا عليهم من انفسهم از خودشون شهید میاریم براشون و جئنا بک شهيد
علی هاؤلاء ونزلنا عليه کتابا تبیانا
لکل شهیده. ببینید این ربط فقرات آیه رو ببینید.
و ما نازل کردیم یک کتابی که تبیانا لکل شهیده هست.
این چه ارتباطی به شهید بودن پیغمبر؟
ارتباط داره. چون در بالاترین سطح وجودی قرار داره،
کتابی هم که او میاره تبیانا لکل شهیده در میاد.
خوده رحمةً وبشرى. منتها هدایت و رحمت و بشراش للمسلمينه یا کسایی که تسلیم میشن.
این میشه در بالاترین نقطه شهادت
خود پیغمبر اکرم شهیده.
میای شهید دیگری
که قرآن شهدای دیگری رو معرفی میکنه.
سوره مبارکه ذخرف بیایید آیه
هشتاد، صفحه چهارصد و نود و پنج.
صفحه هشتاد، آیه هشتاد.
از قبلش که این رسل خودشو به عنوان
ملائکه که ملائکه مرسلین اینها
ارسال میشن اینا میگن .
آیا اینا گمان میکنند که ما صرصرشون و نجواشون نمیشنوین "بلى ورسلنا لديهم يكتبون،
يكتبون." اینا این رسول ما
و اینایی که كراماً كاتبيناند، اینا كراماً كاتبيناند.
اینا كرام كاتبين، اینای
ملائکهای که مینویسن اعمال رو،
این ملائک میبینید که يا رسلنا لديهم يكتبون.
اینا در همون لحظه همونجا دارن اعمال رو
مکتوب میکنن و مینویسن و یادداشت میکنن و ثبت میکنن به طور کلی.
ثبت میکنن که این چه کاری انجام داده.
این هم ببینید چون که قیامت ظرف
گفتیم ظرف ادای شهادته، ظرف تحمل شهادته.
تو همین دنیا اینا باید شاهد باشن تو اونجا شهادت بدن.
اگه شاهد نباشن که نمیتونن شهادت بدن که.
شاهد همیشه باید تحمل شهادت بکنه.
پس ببینید دنیا داره یواشیواش شلوغ میشه.
نبی داره میبینه. رسول، رسول دارن میبینن.
چیزا ملائکه موکل دارن میبینن.
نه همین رسول منظور همین ملائکه موکل.
ملائکه دارن میبینن. شما میاید
توی آیه بذارید اینو این ببینید.
بله. شاهد یعنی ناظر فقط؟
ناظر بله. شهادت هم میتونه بده- بله بیش از این فقط میتونه
دقیقاً شهادت هم بده دیگه. ناظره.
حالا درسته ملائکه کار دیگه هم میتونه بکنه "تتنزل عليهم الملائكة".
منتها یه سری ملائکه هستن مأمور ثبت اعمالند.
همینا هم شهادت میدن. "ويوم يقوم الاشهاد" اینام شهادت میدن.
خب ولی حالا نزول بر قلب پیدا بکنن، در جان آدم نزول پیدا بکنن، آدم رو محکم میکنن توی کار اینا فلان میکنن.
اینا دیگه سر جای خودش هست.
تنها شأنشون نیست. همانطور که تنها شأن پیغمبر این نیست که
فقط شاهد اعمال امته که کارهای دیگه هم دارن.
همه با هم. بله.
همه با
هم انجام میدن. بله. یه حقیقت وجودی انتزاع میشود از این مفاهیم.
بله. خب.
میاید سوره
چیز، سوره مبارکه فسلت آیه بیست و یک.
آیه بیست و یک. صفحه چهارصد و هفتاد و نه.
میبینید که از آیه چهار--
بیستش که نگاه بکنید، آیه نوزدهش "ويوم يحشر اعداء الله في النار فهم يوزعون".
روزی که اعداء الله محشور میشن به سمت دوزخ فهم یوزعون.
اون موقع، اِممم...
دوزعون. بله.
بله بازداشت میشن.
یوزعون. حتی إذا ما جاؤوها
شهد عليهم سمعهم وأبصارهم وجلودهم بما كانوا يعملون.
وقتی آورده میشن براشون چیا دارن شهادت میدن؟
سمع داره شهادت میده نه گوش.
قوا خودشه شهادت میده. خب؟
أبصار شهادت میده. قوه باصره داره شهادت
میده. پوست شهادت میده. بما كانوا يعملون.
اون چی یعنی؟ وقالوا لجلودهم لم شهدتم علينا.
اون موقع اینا به قوا نمیگن چرا شهادت میدن،
به چی میگن؟ به جلود میگن.
وقالوا لجلودهم لم شهدتم علينا.
نه به پوستشون، بدنه خودشون.
ببینید چقدر آیات البته با محوریت ولایت
چقدر آیات قشنگی هست.
خب. جلود
چرا به سمع- چرا نمیگه به سمع؟
ببینید چون که من یه جایی یه کاریکاتوری در واقع من دیده بودم کاریکاتور جهنم بود.
یعنی نقاشی جهنم کرده بود. این مثلاً
دستش مثلاً زبون درآورده بود، پاش زبون درآورده بود،
زبونش زبون درآورده بود.
خب اینا زبون همه زبون درآوردن.
یعنی اینجوری نیست. اینجوری نیست که اینا به زبان میان یعنی اینکه نه که زبون در میارن که
چه احتیاجی به زبون درآوردن اینا.
میشه شبیه کاریکاتور جهنم. چه می دونی چی مثلاً همه، همه جاییش زبون درآورده این.
بعد خب مگه یه جاش مثلاً باید زبون دربیاره؟
چرا دستش یه جاش زبون دربیاره؟
مگه خب این یه سری گناه رو با این قسمت دستش انجام نداده، یه سری گناه رو با این قسمت دستش.
خب همه دستش زبون درآورده همش میشه یکپارچه زبون.
البته این کله پزی
کله پاچه جهنمی . یکپارچه زبون.
اینجوری که نمیشه که. یه لقمه میشه.
ببینید اینا بیانهای
بتونی قرآنه. شما وقتی میگن
سوره الرحمن دیدید میگن اصلاً اینایی که کسی ازشون سؤال نمیکنه.
لا یسأل عنهم ذها انس ولا جان.
تبیا لا ربک ونتکزى.
کسی سؤال نمیکنه. آیه بعدش رو شما ببین.
يعرف المجرمون بسيما.
فيؤخذ بالنواصي والأقدام وقتی که ملکات انسان تبدیل میشه به صور برزخی،
دیگه قرار نیست کسی حرف بزنه که.
کسی زبون دربیاره که. این آدم حریص وقتی شد مورچه خب همه، همه رو داریم میگیم که
او به صورت مورچه درآمده دیگه
"لا يسأل عن ذنب ذی انسان ولا جان" کسی سؤال نمیکنن که.
همینجوری بیارنش، بیارن تو صحنه محشر معلومه دیگه داره حرف میزنه دیگه.
این نطق و غاله رو یه موقع ما اینجا بحثاشو کردیم.
غاله معنی افشاء ما في الضمیره.
نطق اون چیزی که ما في الضمیر رو افشاء میکنه.
نطق میخونه یعنی دیگه چه نطقی از این بهتر میخواین شما؟
چجوری به-بهتر از این حرف بزنن؟
اینا تمام این بدنه این نشون میده که این چیکار میکنه.
اون موقع تمام اون ملکات اخلاقی،
اون موقع اونجا داره تبدیل میشه صور برزخی به اصطلاح همش میشه جلد.
لذا قالوا لجلودهم. جلد جلودهم تو اونجا.
لذا قالوا لجلودهم لمشهدتم علينا.
خب چیکار کنیم؟ قالوا انتقم الله الذي انتقم لكم.
میبینی مگه نمیبینی تو صحنه محشر چه خبر شده؟
همه با صور برزخیشون محشور شدن.
دیگه اونجا "لا يسأل عن ذنب ذی انسان ولا جان"
و یا لربک و تو یدعو يعرف المجرمین بسيماهم.
دیگه همه نشان دارن. همه با نشان حرکت میکنن اونجا
و با نشانها خوانده میشن و اون موقع بستگی داره تا
یعنی محور ولایتو گم نکنین،
بستگی داره که اون محور ولایت کجا باشه که "يوم ندعو کل اناس بإمامهم".
همه رو وقتی میخوایم صدا بزنیم با امامشون صدا میزنیم.
میگیم امامشون بیاد جلو.
اونایی که امیرالمؤمنین بیاد جلو.
اینا همه یعنی اینجوری با امام،
امامو صدا میزنن. اون امام چیزو صدا میزنن بقیه حرکت میکنن.
"يوم ندعو کل اناس بإمامهم".
اون محور رو صدا میزنن همه با اون محور شناسایی میشن.
این میشه صحنه قیامت.
چه صحنه وحشتناکیهها.
یعنی واقعا اینکه، حالا دیگه همه چی شهادت میده.
انتقم الله الذي انتقم لكم.
همون چیزی که همه چیزو به زبون درآورده ما رو هم به زبون درآورده دیگه.
داره افشاء میکنه همه چیزو. این میشه چی؟
میشه و خلق-- الله خلقکم مرّة أخرى.
ترجمه: "وما كنتم تستطعون
ان يشهد عليكم سمعكم ولا ابصاركم ولا جلودكم" باز دوباره.
میبینی؟ اینارو باید بشینن
آقایان سرش بحث بکنن. ببین چقدر این معانی، این قرآن معجزه نیست؟
این قرآن داد میزنه معجزه است.
یه جا سمع و بصر و جلود بعد یهویی
بحثو در میکنه رو جلود بحثو تر میکنه باز به هم یه دونه
سر-- از سر جلود یه بار دیگه.
"وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ
وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ ، و نیست استطانه که يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ
. ت-- وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ
. ولکن ظننتم
أن الله به شما اعمالتون رو مخفی نکردید به حساب این که
شما یه اعمال مخفی که انجام میدادید
تو دنیا به حساب این نبود که
أن يشهد مباد این که يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ.
ای که اینا شهادت ندن. شما داشتید خودتون رو مخفی میکردید.
اصلاً بحث شما این نبود. شما به شعوره که این حرف رو میزنی.
ولکن ظننتم أن الله لا يعلم كثيرا مما تعملون.
شما گمانتون این بود که بسیار از اعمالی که شما انجام میدیدو خدا نمیبینه.
شما فکر میکردید اینجوریه. وذلكم ظنكم الذي ظننتم بربكم أرداكم فاسقطم.
همین گمان باطلی که نسبت به خدا داشتید، همین هلاکتون کرد.
فکر میکردی خدا اعمال آدمو نمیبینه، نیت آدمو نمیبینه، اخلاق آدمو نمیبینه، اینا رو نمیبینه خدا.
شما اینج-- فکر میکردین همین این فکر
شما رو غرق کرد.
این میبینید که پس شما مو-مواجهاید با شهادتهای متعددی که داره داده میشه و از میان این شاهدات به تعبیر
صریح قرآن یک شاهد دیگه هم معرفی بکن
و تمام
که ، قرآن اینها رو معرفی میکنه.
سوره مبارکه متفfin
آیه بیست و یک، صفحه پونصد و هشتاد و هشت.
آیه بیست و یک. از اونجا میبینید که
کَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ.
کتاب أبرار تو عِلِّيِّينَ.
خود عِلِّيِّينَ چیه؟ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ.
خود کتاب محفو. کتاب أبرار، اون نوشته أبرار، ثبت أبرار در یک ثبت دیگری قرار گرفته، اون بالاتر از اینه.
این درون رفته، این کتابها رفته تو همدیگه.
خب اون کتاب بالاتره.
یه بحث کتاب اینایی که، که اون کتاب تازه خودش چیه؟
مشحود مقربین. يَشْهَدُ الْمُقَرَّبُونَ.
یه سری مقرب در دربار خدا، اونا در مقامهای قربی به جایی رسیدن که يَشْهَدُ.
دارن اون کتاب ، چی رو میبینن؟
عِلِّيِّينَ رو دارن میبینن که توسط اون دارن کتاب أبرار رو میبینن.
یعنی اونا مقربونی هستن که اونها هم شاهد بر
اعمال و چیزهای کتاب و ثبت خلاصه مقربونن.
أبرار هستن و عِلِّيِّينَ هم تازه زیر پر اونها قرار میگیره و
اینا ما فوق ذینن.
بالاخره یه دستهام ما فوق ذینن.
خیلی جالب بعضی که منکرن گاهی اوقات نمیفهمن که این چیزایی که منکر میشن
دارن زیر پای بعضی ظاهرات به راحتی خورده میشه اون موقع.
یعنی میگن نداریم. میگن آقا ما معصوم، معصومی که
اینایی که میگن، میگن ما معصومی که اصلاً آدمی که،
ببینید الان خیلی وقتها بحث .
آدمی که از منطقه شیطان خارج بشه ما نداریم.
بعد میگه این، اینکه میگه
این مخلصین مصداق داره یا نداره؟
میگه مصداق نداره. یعنی چی؟
یعنی یه صحبتی بین خدا و
شیطان اصلاً مصداق هم نداشته.
خب؟ میگه من همه رو اغوا میکنم نه اینکه اونا اغوا میشن یا نمیشن ها این امر آخر.
من اغوا میکنم یا نمیکنم بحث اینجاست که من اصلاً اغوا نمیتونم بکنم.
نمیتونم بکنم یعنی چی؟ نمیکنم این کارو.
آقا مثل ماهوارهامون، من بشینم پشت ضدهوای چی رو بزنم الان؟
مسخره بازیه. من بشینم پشت ضدهوا اون ماهواره بزنم؟
حالا این هلیکوپترها رو میزنم یا میخوره یا نمیخوره.
یا جا خالی میده یا نمیده. بالاخره اینا رو
اینی که شیطان اغوا میکنه ما رو لزوماً ما که نباید اغوا بشیم که.
میزنه حالا یا میخوره یا نمیخوره.
بحث اغوا از طرف اونه، نه اغوا شدن ما.
او میگه اغوا، میگه
. یه عباد مخلصی هستن.
اینا بالاخره منطقهاش خارجه اصلاً.
ما میگیم ما نداریم. آخه فکر نمیکنید که ما نداریم؟
ما پس این چه حرفیه که این شیطان با چیز زده؟
راجع به کیا بحث کرده؟ راجع به موجودات
فضایی بحث کرده، راجع به کیا از اینا؟
اینکه اگه راجع به ملائکه بحث کرده باشه که
ملائکه اصلاً مربوط به بحث شیطان نبودن.
همین جن و انسی که مربوط به این بحث هستن، ملائکه که اصلاً خارج از این بحثن.
لذا یه چیزی، یه داستانی نگیم یهویی که
یهویی داستان انبیا و داستان پیغمبر و ائمه علیه السلام رو یه جوری وارد نشیم
که میبینید که اصلاً کاملاً در معرض
برخورد با شیطانه. حالا چرا قرآن اینجوری حرف میزنه؟
حکمت داره. قرآن اینجوری حرف میزنه حکمت داره.
حکمتش هم خب اونجوریم حرف میزنه.
شما چرا اونجوریشو نمیگیری؟ اینجوری حرف میزنه به خاطر اینکه
شما تصور نکنید ناخدا،
تصور نکنید ناخدا.
میکشه پایین. ص-- یه مقداری قضیه رو ملموس میکنه با آدم.
این چیزی که در کل قرآن محفوظه.
ببینید که با انسانهای کامل یه جوری معرفی میکنه جنبه بشریتشون غلبه کنه.
شما بفهمید این بشره که بشه اسوه، که بشه اسوه.
وگرنه اینا کسایی هستن که ظاهر او بشر و باطن او فوق ملک.
ظاهر او بشر و باطن او فوق ملک.
ملائکه تازه میان سجده میکنن و تعظیم میکنن صراحت آیات.
میان تازه علومشون رو میگن از اینا میگیرن.
این دیگه آیات قرآنه دیگه.
بحث سجده ملائکه به انسان کامل
. این میشه چی؟ این میشه
شهود. اون موقع
فقط به این روایت، بنده این،
این بحث رو فعلاً از اینجا پروندهشو ببندیم تا اینکه
جای دیگه ببینیم. این شد آیا واقعاً جعلناکم امة وسطى؟
حالا اگه شهود اینجوریه، این کسایی که به تعبیر روایت
در یه من صاع من تمر اینا شهودشون، شهادتشون قبول نیست.
بعضی از این مسلمین. تو یه من خرما بخوان شهادت بدن، شهادتشون پذیرفته نیست، میگن آقا تو عادل نیستی.
اینا میتونن بشن شاهد. اینا شاهدن.
این approachای که دنبال خواهیم کرد.
شما این فضا رو نگاه بکنید.
بالاخره اگر قراره شاهد باشه،
میخوایم نزدیک بشیم به همون ذوق روایت که اصلا امت وسط رو،
امت وسط رو گفتن ایانا انا.
منظور مایه. منظور ما اهل بیت امت وسطیم.
ما اهل بیتیم که امت وسط قرار گرفتیم.
حالا شما ممکنه بگین که این یعنی چی؟
قرآن گفته جعلناکم امة وسطى، شما رو گفتیم امت وسط،
شما امت وسطین. وقتی ببینید این میشه اجتهاد تو قرآن میشه این، شما معنی شاهد رو باز بکنین.
ببینید شاهد اصلاً یعنی چی؟ این میخواد شاهد بر مردم باشه.
شاهد بر مردم. تعبیر خود روایته.
میگه ه- حزمة بغل،
روی دسته سبزی اینا بعضی شهادتشون قبول نیست.
آیا میخواد شاهد امت باشه؟
این روی دسته سبزی نمیتونه شاهد باشه.
میخواد شاهد امت باشه. لذا امة وسطى ایانا انا.
حالا شما ممکنه بگین این چه مد A؟
خب این اجتهاده دیگه. اجتهاد یعنی
همانگونه که مگه به بنیاسرائیل نگفتی که
جعلکم ملوکا ما شما رو ملوک قرار دادیم.
مگه شما رو، مگه همه شما رو ملوک قرار دادن؟
مگه اونا همه ملوکن مگه؟ مگه همه بنیاسرائیل ملوکن؟
نه. از بینشون یه سری ملوکن.
اینا هم از بینشون یه سری امت وسطن.
یه سری وسط قرار میگیرن. از بین این امت،
یه سری وسطن. اینها اجتهاد در مجموعه آیات نشون میده که قل اعملوا فسیر الله عملکم و رسول و المؤمنون.
حالا این مؤمنون، این مؤمنون، همه این مؤمنون که
انا الذین آمنوا، اینا اینجورین؟
نه . این پنج دقیقه رو من استفاده بکنم.
اینا اینجورین؟ نه. برای همین است که یه موقع هست که
، این دو تا آیه رو هم با هم ببینیم.
این بحث یهویی این وسط
منقطع نشه یه خرده. شما
آیه شصت و نه نساء،
نوزده حدید. اون تحقیقاتم باید گوش بکنید
تحقیق، تحقیق نمیکنه.
فقط تا نصفه شب نشینیم تحقیق میکنیم.
آیه نوزده حدید رو ببینید و
شصت و نه نساء. این دو تا آیه رو با هم ببینید.
بله، بله هشتاد و نه و پانصد و چهل.
شما ببینید یه عده هستن که
اینا ملحق به شهدا میشن.
ملحق به این شهدا و ائمه میشن.
اینا محشور با اینا میشن.
شما دارید "و من یطع الله والرسول فأولئک"
کسایی که اطاعت از خدا رسول رو کنند "فأولئک مع الذين
أنعم الله عليهم من النبيين
والصديقين والشهداء والصالحين وحسن أولئک رفیقا".
اینا رفیق میشن با اونها. این من باب
اون آیه سوره تور هست که کسایی که ایمان بیارن "ما ألحقنا بهم ذريتهم" ما ذریه شونو بهشون الحاق میکنیم.
ببینید اون آیه تور خیلی آیه عجیبیه که ما الحاق
ذریه میکنیم بهشون "و تبعتهم ذريتهم ألحقنا بهم ذريتهم وما ألتناهم من عملهم من شيء".
نه اینکه اینا همدرجه میشن "وما ألتناهم من عملهم من شيء"
نه اینکه از عمل اونا میکاهیم تا اینا بشن همدرجه که.
نه همدرجه با همدیگه نمیشن. نمیشه رفیق همدیگه.
نه اینکه همدرجه میشن با همدیگه. کسایی که تبع پیغمبر بشن، تبع امیرالمؤمنین بشن،
اینا رفیق امیرالمؤمنین میشن و با امیرالمؤمنین محشور میشن.
نه اینکه حالا دیگه همدرجه با امیرالمؤمنین میشن که.
اینا میشن چی؟ میشن "مع الذين أنعم الله عليهم من النبيين و الشهداء".
یعنی این حکم و این تناسب و حکم موضوع چقدر تا حالا دیدیم.
خب باید تناسب داشته باشه هر چیزی.
حالا اینجا شما اینو دیدی.
اینا میشن رفیق نبیین، رفیق صديقین، رفیق شهدا،
خب؟ رفیق شهدا، شهدا هم
نه قتلی که تو سر ج--
اونم شما سوره حدید آیه نوزده رو ببینید میگه "والذین آمنوا بالله ورسوله أولئک هم الصدیقون والشهداء عند الله".
این کسایی که ایمان به خدا آوردن و ایمان به رسول آوردن اونا خودشون صديقونن
و خودشون شهدااند.
خب این تناسب رو ما نباید نگه داریم؟
يد مع الذي أنعم الله من النبيين و الصديقين و الشهداء.
يد خودشون شهدا و صديقون خودشون.
این کسایی که خودشون شهدا و صديقونن لذا ایمان به الله و رسولش باید فرق بکنه یا نباید فرق بکنه؟
اصلا این يد برندی نباید باشه برای خودش یا باید باشه؟
خب باید باشه دیگه. يد مع الذي يد خودشونه.
لهم أجر نورهم الذين بذا این فضاهایی که ما تو قرآن تا حالا انقدر تناسبای حکم موجود دیدیم با همدیگه،
اینقدر تناسبها دیدیم، شهدا رو پالایش میکنیم معناشو.
معناها رو پالایش میکنیم دقیقا.
باز میکنیم. اون موقع معلوم میشه که یه کسایی که به تعبیر باید بیاد به hizmet
بغل اینا نیاد دسته سبزی شهادتش معقول نیست.
حالا بیان صحنه شهادت اینا هم شاهد بشن.
کی؟ چون که حالا شده امت وسط مؤمنین.
نه بابا امت وسط اینا نیستن که.
امت وسط همونایی ان که ببینید پس داره به یک
رتبه ای اشاره میکنه که "فَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ عَمِلُوا الْسَيِّئَةِ مَا رَبُّهُمْ بِأَدْنَى الْمُؤْمِنِينَ".
یه دست از مؤمنونن که شاهد عمیق شهادتند
تا پیدا کنیم مؤمنون کیاند.
فقط به جهت قرآنی اول ما نزدیک بشیم به این که
اون دقیقاً این مؤمن اینجا یعنی چی؟
چون این مؤمن یه عالم معنا، صالح یه عالم معنا داره، یه عالم دقیقاً معنا داره که یه عالم دقیقاً
مراتب داره. این هم شرک یه عالم مراتب داره.
بالاخره این داره یه مرتبه خاصی رو اشاره میکنه که میگه "أُولَٰئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ الشُّهَدَاءُ".
خدايا خودمان را ببخش و بیامرز.
قلب ناظرم امام زمان را از ما راضی و خشنود بدار.
در امر فرجش تعجیل بفرما.
خدا ما را از سربازان خاص امام زمانمان قرار بده.
خدا هر حضوری در هر جای این عالم هست به روح حضرت امام عاید و واصل بفرما.
مقام معظم رهبری همه خدمتگزاران به اسلام و انقلاب را مؤید و منصوب بدار.
خدايا... همه گذشتهمان ذوالحق پدر، مادر و معلمانمون رو...
همین از صائغ مهمانخان بیکران صدیقه کبرا سلام الله علیها قرار بده.
همه مرزهای اسلام را عاجلاً و کاملاً لباس عافیت بپوشان.
مقام شهدا عالیچ و تعالی بگردان.
توفیق شهادت در رکاب مولامون حضرت بقیة الله الاعظم هرچه زودتر به ما عنایت بفرما.
بنبی و آله. الفاتحه ما الصلاة.
یا محمد صلة
على محمد و آله.
بله، بله تا اونم-
بله، بله. بله، بله. بله، بله تا من اینو نوشته بودم که تو شیعهها
آره. آمن الله
و طلب. بله. عجب
چیه؟
داشتم قطره میخوردم این دو برابر شد یه نمره میدیم که از میتونی.
جلسه قبل
جلسه بعد