د
درسگفتارها
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۷
دارای متن همگام
جلسهٔ ۰۵۷ — انسان کامل
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۲۸:۵۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۲ سرفصل
## استمرار بحث انسان کامل و ورود به آیهٔ صد و پنج توبه
۰:۰۶
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ.
۳:۵۲
## شبههٔ سینِ «فَسَيَرَى» و بهانهٔ ورود به فرهنگ شاهدان اعمال
۶:۵۹
## ماجرای تغییر قبله و الگوی «سَيَقُولُ» در قرآن
۱۰:۴۶
## ستر الهی در دعای کمیل و افشای مسائل اجتماعی
۱۳:۲۸
## نقد تفسیرهای رایج از «امت وسط»
۱۶:۵۱
سورهٔ مبارکه آیهای دارد:
۱۷:۱۲
## مصالح واقعی، اصول عملیه و تصویر زندگی ائمه
۱۷:۳۲
## شعاع رسالت رسولالله: «كَافَّةً لِّلنَّاسِ»
۲۵:۴۸
## تیغ دولبه: اگر از ائمه اینقدر نمیپرسیدند
۲۷:۱۷
## لبهٔ دیگر تیغ: زکات برنج و قیاس مستنبط العلة
۲۷:۳۷
بحث این است که نفهمیدیم. بحث این است:
۳۱:۱۳
## معنای قرآنی امت وسط: وسط میان رسول و مردم در مادهٔ شهادت
۳۱:۵۵
## حکمت تغییر قبله: تمییز تابعان رسول
۳۶:۱۹
## تمایز «شهید» قرآنی و «قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ»
۴۷:۲۸
## شهادت در مراتب: متن واقعه و کتاب مبین
۴۸:۵۵
## تحمل شهادت و ادای شهادت را قاطی نکنید
۵۶:۴۷
سورهٔ غافر، آیهٔ پنجاه و یک، صفحهٔ چهارصد و هفتاد و سه:
۵۷:۰۷
راهکار در انتهای سورهٔ مبارکهٔ حج است، صفحهٔ سیصد و چهل و یک.
۵۷:۳۶
## حدیث «عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ»: حفظ حرف برای سرزنشِ روز غضب
۱:۰۰:۲۲
## محالّ مشیت الله و غضب فاطمه علیهاالسلام
۱:۱۳:۰۳
## ذکر مصیبت و حسن ختام جلسه
۱:۱۴:۵۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم مالك يوم الدين.
وصلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.
اللهم صل على محمد
و آل محمد. جهت شادی ارواح طیبه شهدا، روح حضرت امام، همه گذشتگان، اولیاحق، پدر، مادرمون، معلمانمون
، دوستان، دوستان،
فدای. الفاتحه ما الصلاة.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
صبر
دیویس تر صفر.
عرض
به خدمتتون که این بحث انسان کامل که از
شاید دو سال پیش در حقیقت شروع شد،
به این نقطهای رسید بعد از مقامات انسان کامل به یک پیمایـ،
پی-پیمایشی در آیات مربوط به
انسان کامل به اونهایی، آیاتی که به هر جهت ارتباطی به
مقام و منزلات
انسانهای کامل داره.
از این جهت هست که داریم آیات رو یکی یکی طی میکنیم ببینیم که
حالا کی مثلاً به یه عبارتی تموم میشه.
این آیه که مد نظر هست که حالا تو این یکی دو جلسه هم باید این آیات رو بررسی بکنیم،
آیه صد و پنج این سوره است
که حالا ما مثلاً از صد و یک میخونیم ولی همین صد و پنج رو توضیح میدیم.
بسم الله الرحمن الرحیم. «وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ
وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ
لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ
سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٍ»
«وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا اعترفوا بذنوبهم خلقوا عملا صالحا وآخر سيئا فأسأل الله أن يتوب عليهم
إن الله غفور رحيم.
خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزكيهم بها وصلي عليهم
إن صلاتك سكن لهم والله سميع عليم.
ألم يعلموا أن الله هو يقبل التوبة عن عباده ويأخذ الصدقات وأن الله هو التواب الرحيم.
وقل اعملوا فسيرى الله أعمالكم ورسوله والمؤمنون
وستردون إلى عالم الغيب والشهادة فينبئكم بما كنتم تحملون.
یه صلوات بفرماین.
اللهم صل علی محمد و
آل محمد فرمود که از میان شما
کسایی که حول شما هستن از اعراب یه سری منافقونی هستن و از اهل مدینه یه سری منافقونی هستن
که اینا مردو علی النفاق اینا متخصص نفاقند.
لا تعلمهم شما اینا رو نمیشناسین.
نحن نعلمهم ما میشناسیم.
سنعذبهم مرتين ثم يردون إلى عذاب عظيم.
ما اونها رو دو بار به زودی عذاب خواهیم کرد
که بعد به اون عذاب عظیم احضار خواهند شد.
یه عده دیگهای هم هستن که اعترفوا بذنوبهم اینا معترف به گناههای خودشون هستن.
خلقوا عملا صالحا وآخر سيئا
یه سری عمل صالح و سیئ رو با همدیگه مخلوط کردن.
فأسأل الله أن يتوب عليهم.
باشد که خدا اینها رو ببخشه.
إن الله غفور رحيم. خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزكيهم بها وصلي عليهم.
از اموال اینا صدقه بگیر تا اینها رو جان اینها رو پاک بکنی.
وتزكيهم بها
و به واسطه اون در حقیقت صدقه
اونها رو در حقیقت تزکیه بکنی و
پاکشون بکنی. وصلي عليهم
و براشون دعا کن. إن صلاتك سكن لهم
دعای تو برای اونها یک مایه آرامشی.
والله سميع عليم. ألم يعلموا أن الله هو يقبل التوبة عن عباده آیا نمیدانند که خدا توبه بندگانو قبول میکنه؟
ويأخذ الصدقات وصدقات رو خدا قبول میکنه.
وأن الله هو التواب الرحيم.
وقل اعملوا بهشون بگو اعملوا.
بهشون بگو که شما عمل بکنید.
فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون.
حتما و قطعا خدا عمل شما رو میبینه.
رسول عمل شما رو میبینه و مؤمنون هم عمل شما رو میبینند.
و ستردون إلى عالم الغيب والشهادة
به سمت هم تا عالم غیب و شهادت
دقت حرکت خواهید کرد
و رد خواهید شد. فیا نبد و کنما
کنتم تحملون.
صلوات محمد بفرستید.
اللهم صل على محمد و آل محمد محل بحث همین آیه صد و پنجه.
گرچه تمام آیات بالایی هر کدوم سر جای خودش قابل تحمله ولی آیه صد و پنج
بحث اینو مطرح میکنه که شما عمل بکنید.
شما هرچی عمل دارید بکنید، عملتون رو انجام بدید.
خدا عملتون رو میبینه، بعد رسول هم عمل شما رو میبینه.
مثل این مؤمنون هم عمل شما رو میبینن،
اعمال شما رو میبینن. این
تردیدی که تو این آیه میتونه وجود داشته باشه رو خود همین
معنای این سینیه که رو اینجا وجود داره.
ما داشتیم میومدیم یه پشه رفت تو حلقم.
فکر کنم الان داره دست و پا میزنه
. چونکه
معنیش، معنی ظاهریش اینجوری ممکنه کسی معنی کنه.
آب، یه لیتر آب میارزین. نرفت بیرون؟
رفت بیرون. این چیه اینجا؟
این آدم به هیچی بند نیستم.
شما عمل بکنید میشه اینجوری معنی کرد که
خدا و رسول و مؤمنون
شما رو به زودی میبینن. که هیچ دلالتی نکنه بر اینکه
در حقیقت ما یه سری شاهدان اعمال داریم تو همین دنیا.
این شاهد بر اعمالند. بعدش هم
چیز خاصیم دیگه ازش در نمیاد دیگه.
چون بعداً این مؤمنو میبینن. مؤمنم بعداً میبینن.
خب بعداً خیلیا میبینن مؤمنم میبینن دیگه به عبارت مثلاً.
خیلیا بعداً میبینن
خیلی چیزا رو مؤمنم میبینن.
البته شبهه ضعیفهها خودم میدونم ولی مثلاً.
اینو ما بهانهای میکنیم برای اینکه یک بحثی رو توی فرهنگ
، یک
بحثی راجع به این شاهدانه بر عمل.
که آدم ببینه که
تو این دنیا که داره عمل میکنه،
، اِاِاِ خب چه کسایی هستن که آیا ناظران، ناظر داره اعمالش یا ناظر نداره اعمالش؟
تا اون موقع خدا چه توقعی از ما داره؟
آیا اعمال ناظر داره یا ناظر نداره؟
و نقطهای که اسلام نشانه رفته برای اینکه،
اِاِاِ ما به اونجا برسیم
که آیات چیز عجیبی رو نشون میدن که ما به این فرهنگ دست پیدا بکنیم.
اینم چیه؟ اینو ما بهانه میکنیم که این معنا رو توضیح بدیم.
برای اینکه اون بخش دومش که اسلام چه توقعی از ما داره هم اونم
آیه اش رو ببینیم که بعداً یکذره وارد مطلب بشیم شما بیاید سوره مبارکه بقره آیه صد و چهل و دو.
در آیه صد و چهل و دو و صد و چهل و سه صفحه بیست و دو.
این ماجرای تغییر قبلهست که ماجرای تغییر قبله خیلی ماجرای عجیبیه.
توی، اِاِاِ فرهنگ دینی ما خیلی عجیبه و خیلی هم،
اِاِاِ تعیین کننده بوده ظاهراً.
یعنی یه سری از سفها از مردم میگن چه چیز اونها رو از قبلهای که براشون بود
اونها رو چرخوند و خلاصه قبلهشون رو عوض کرد.
این سیقول، این سیقولها خیلی تو قرآن هست و خیلی هم فایده داره.
ببینید گویتا دست طرف محاوره رو میکنن
چونکه میگه دارن میگن که،
میگه اینا، اینا رو میگن الان.
پیغمبر و جامعه مسلمین رو
آماده میکنه برای یه حرفی که میخواد زده بشه.
[سخنگوی 1] سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ ما.
میگه بعدا به زودی حالا اینکه قبله عوض بشه، یه سری بلند میشن اینجور حرفا میزنن.
این خیلی معنا داره.
از این سَيَقُولُها داریم که هم پیغمبر و هم جامعه رو کاملاً آماده میکنه برای شبهاتی که پیش میاد.
یا شبهه هست یا یه حرف و حدیثهایی هست که دست اینها رو رو کنه.
تو سوره مالک فتح هم فکر کنم
اونجا هم همین. همین حالا یه نگاهی بکنیم.
اینجا هم داشتم نگاه میکردم دیدم چه چیز...
ما به این سینهها اینا دقت
نمیکردیم یعنی که.
صفحه پونصد و دوازده رو بیارید.
قبل اون.
یه چند تا از این
که دست رو رو کنه برای جامعه مسلمین.
شما همهی آیه یازده رو نگاه کنید
. سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ.
اینا جبهه نیومدن. بعدش سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ.
این بادیه نشینانی که تخلف کردن و نیومدن
به پیغمبر میگه اینا بعدا میان به تو اینجوری میگن نا-- ها--
باشه. پیغمبر میگه پیغمبر این آیه رو برای مردم میخونه دیگه.
شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُنَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا.
یه حالت خیلی اعتذار و
چیز میگیرن که فقط این اموال و اهل اینا ما رو مشغول کرد.
حالا شما التماس دعا و اینا شما
که جبهه میرید و جبهه بودید و اهل جبهه اید و اهل اینجور کارایید و اینا التماس
دعا دارین فَاسْتَغْفِرْ لَنَا اینا.
خب. يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَا يَسِقُونَهُ.
اینا یه چیزایی میگن که تو قلوشون این حرفا نیست.
به هر جهت بحث این است که این سینه رو دقت بکنیم سَيَقُولُ باز دوباره تو آیه پونزدهشم داره.
سینه رو دقت بکنیم میبینیم که
اون با-- حرفایی که ثمرات اجتماعی داره.
ببینید خدا خیلی
رحیمتر از این هست که بخواد
دستای آدما رو اینقدر رو کنه.
این نیست. اسلام خ-- قرآن اینجوریه.
خدا هم اینجوریه. شما تو دعای کمیل
همین رو میگید دیگه اینکه همون ملع ملائکه کراما کاتبین که اومدن
بنویسن که خودت اصلا فرستادی که اینا بنویسن.
اینا از اون معانی بوتونیه دینها که اصلا تو خودت اینا رو فرستادی که اینا بنویسن.
اصلا مأمور کراما کاتبین اینا.
اینا رو و برحمتک حرفیت.
یعنی یه کاری کردی اینا نه از دید اینا دور موند
از دید اینا دور موند که اینها ننوشتن
و بفضلک سترته.
خب این به فضل خدا ایناس.
اینا میشه که اینها هم میبینید از، از دستشون در میره.
اون فضل و رحمت خدا میبینید انقدر گاهی اوقات عمیق انجام میشه که نه تنها
اینجوری نیست که کسی دیگه فهمه نمیذاره ملائکه کراما کاتبین که اصلا خودش فرستاده که اینا ببینن بنویسن.
نمیذاره اونا ببینن بنویسن.
خب این اون عمق فضل و رحمت خداست دیگه.
ولی اینجاهایی که حرف اجتماع و حرف
مسئله اجتماعی و اینها رو میبینید که به همین راح-- همون خدایی که برحمتک حرفیت میاد کاملا مسئله رو برای
کل جامعه رو میکنه که میگه یه عدهای هستن که اینجوری میگنا.
بعدا میاد تو اینجوری میکنی، اینجوری می-- اینجوری حرف میزنن.
خب سیقول السفهاء من الناس ما والله من قبلتنا قل الله المشرق والمغرب.
چه آدمای سفیهی. این مشرق و مغرب مال خداست.
مگه حالا این طریقی خدا این طریفیه؟
خدا اونجاست مگه؟ خدا جاییه مگه؟
قل الله المشرق والمغرب يهدي من يشاء الى صراط مستقيم.
خدا کسی رو که بخواد به صراط مستقیم
هدایت میکنه. وكذلك جعلناكم أمة وسطا.
دقیقا ما رو به عنوان یک امت وسط.
ببینید این تعبیر اینکه ما امت وسطیم،
تعابیر مختلفی شده توی تفاسیر.
اینکه ما امت وسطیم، وسط بین افراط و تفریطیم.
این یه تعبیر. درسته؟
یه تعبیری-- ببین خیلی چیز عجیبی.
ما امت وسطیم. یعنی چی امت وسطیم الان؟
یه تعبیری اینکه ما وسط بین یهود و مثلا نصاراییم.
نه به جهت تاریخی به جهت مثلا موقعیت مکانی یا به جهت
فرض فرمایید که همون
وسط بودن نسبت به یهود و نصارا باز نسبت به
شریعت که شریعت یهود خیلی سنگین و
سخت، شریعت
اه مسیح هم خیلی دیگه
خوب، راحت تقریبا نزدیک به بیشری هم اینام که اونجوری
ما هم این وسط در حقیقت قرار داریم.
البته یه بخش از شریعت خودمون هی باد کردیم ها مگه نه؟
اینقدر هم برام نبود اینجوری میبود.
بعضی میگن شریعت ما هم خیلی خب
طول عرضش زیاده اینا رو دیگه جایی ندیدیم.
یه خرده خودش دیگه هی رو این استفتائات و رو این سؤالها و این
تو این آت-- چیز، سوره مبارکه هست که "لا تسألوا عن أشياء إن تبد لكم تسؤكم".
این هم شرع نزولش همین بوده دیگه.
که وقتی پیغمبر و پیغمبر میرن حج
میرسن به پیغمبر که همین هر سال بریم حج یا همین امسال حج؟
آیه نازل میشه پیغمبر به چی میگن؟
میگن که این سؤالها رو نکنید.
آخه من اگه بگم هر سال برین حج باید هر سال برید حج ها.
"لا تسألوا عن أشياء إن تبد لكم تسؤكم".
"حين نزل القرآن تبد لكم" وقتی قرآن نازل میشه روشن میشه براتون دیگه.
اینقدر هی سؤال نکنید. هی سؤال نکنید دین حالا این قسم اینجوری هست یا نه؟
حالا اون تیکهشم اینجوری هست.
یه عدهای فکر میکنن استفتاء استفتاء اِ--
در افتخاره. یه افتخار دینی است-- کلاً استفتائه.
اینکه مثلا هی مثلا اینجاش حالا اگه
اینجوری بشه چی میشه مثلا حالا
مثلا اگه اونجوریتر بشه چی میشه؟
آقا همینه که گفتن دیگه. اینقدر
هی و اینا خب هرچی هی سؤال میکردن خب اون جواب میدادن دیگه.
هی سؤال میکردن جواب میدادن. جواب میدادن میومده تو روایت بعد میشده حکم میشده فقه میشده همه اینا.
خب. مگه نمیگیم که مسائل
واقعیه مثلا. خب باشه مگه ما باید همه مسائل واقع مگه راض کنیم دیگه؟
مگه واقعا دنبال این هستیم که مثلا ب-- مثلا قمار به چه موقعی- خب بیا-
مسئلهی واقعیه. باشه مسائل واقعیه.
مثلا آها. شما الان من همینو میگم. شما
مگه خودشون راهکارهایی ندارن که شما به مسائل واقعی نرسی؟
اینم راسته. همینه. شما،
آخه بله. شما مثلا شما وقتی هی گفتن آقا استصحاب کن یعنی چی؟
یعنی شما وضو نداری؟
وضو داشتی حالا نمیدونی وضو باطل شده یا باطل نشده.
گفتن چی؟ گفتن استصحاب کن دیگه.
استصحاب کن یعنی چی؟ یعنی اینکه مسائل واقعی بیخیال.
خب حالا شما
یا داشتی یا نداشتی دیگه.
به هر جهت ببینید این شرع نزول خودش خیلی مهمه
که "لا تسألوا عن أشياء إن تبد لكم تسؤكم" نپرسه یه چیزایی که
اگه روشن بشه خودتون گرفتار میکنین.
حالا یه موقعی دیگه هست مجبورین بپرسین.
ولی کلاً وقتی که
فراغ ایجاد شده، حالا نگاه کنید مثلا حالا دیگه هر جا.
یه جایی رفتین شما مثلا یه
کارمند یه شرکتید. خب یه قوانینی داره دیگه اونجا.
شما وقتی هی گیر بدی به رئیسه بگی که حالا الان میشه تو ساعت فلان اینجور رفت نماز خوند مثلا؟
خونا میشه قانون. بعد قانون که میشه مجبور عمل کنی دیگه.
خب؟ یعنی حالا یه چیزی گفتن که این
قوانین اینجاست، خب قوانین اینجاست دیگه.
قوانین اینجاست. قوانین اینن.
بعد هی بعضی دوست دارن قوانین رو زیاد کنن انگار فکر میکنن--
بعد قوانینی که زیاد میشه
یه جوری میشه که واقعا ببینید الان تو ب-بعد
اینا الان باید ضبط رو خاموش کرد این حرفو
. خود علمایش دیگه ق-قوانین رو نمیدونن.
یعنی میدونین حجم قانون چقدر زیاده الان؟
حجم قانون انقدر زیاده که خود علما به تفصیل نمیدوننش.
خب این من به اون روند کار دارما.
اون روندی که ما طی کردیم به سمت اینکه "ولا تسألوا عن أشياء إن تبد لكم تسؤكم"
و شهرتش هم همین که من گفتم آقا حج مثلا چیه؟
هر سال حجه یا امسال حجه؟
گفتن بابا نپرس دیگه. من بگم هر ساله مجبوری هر سال بری حج.
خب نپرس. همین که،
همین که الان رفتیم حج دیگه. یعنی نه هدف چیزی ایجاد بشه یعنی
چیزی آشکار نمیشه.
بله. نه.
ببینید یه سری مصالح واقعی هست،
خب؟ مگه ما قراره تمام مصالح واقعی رو احراز کنیم؟
اصلا این تصور که ما تمام مصلحتهایی که در واقع این عالمهست ما باید احرازش کنیم همه مصالح رو.
درسته مصالح واقعی وجود داره
ولی قرار نیست نگاه کنید آدیه--
بحثی با دوستان داشتیم سر بحث،
داشتیم روایات مربوط به روزه رو میخوندیم.
برای بچهها این فضا از اهل بیت یه خورده غریب بود.
مثلا روز سیام شعبانه
طرف روزه گرفته اومده پیش امام، میبینه امام روزه نیست امام رضا.
یوم الشک امام رضا، یوم الشک
امام رضا هم روزه نیست. بعد مثلا گفته به امام رضا که شما
چیزه، شما روزه نیستین؟
امام رضا گفته برای چی؟ لِمَن؟
گفت برای چی؟ میشینیم میشینیم بخوریم دیگه
بابا. یعنی ما این تصویری که ائمه یه مستحب از زیر دستشون در نمیره خب مثلا اینجوری هم نیست.
مگه قراره هر مستحبی تو این عالمی هست مثلا آدم انجام بده یا مثلا همش
اون همه چیز باید احراز بشه.
این فضا ر-- یعنی شما میای تو روایت میبینی اینجوری هم نیست.
حالا من نمیخوام ترویج بیقیدی بکنما
ولی میخوام بهتون بگم این تصویر که من باید،
اینجا نیست یه مصلحت واقعی، من باید بپرسم اون مصلحت واقعی رو پیدا کنم
اگه اینجوری بود که این قواعد اصول عملیه نبود.
اصول عملیه یعنی اینکه شما وقتی که چیز نداری
من سر بحث شکیات به شما گفته بودم بحث تحری رو دیگه.
نه؟ تحری. تحری.
نمیدونم کجا گفته بودم تحری.
یا علی. تو بحث تحری،
ما اونجا، تحری یعنی اینکه شما وقتی شک بین هر چند و چند کردی،
خب؟ البته نه شک بین ده و پونزده دیگه تو نماز.
شکی که، شکهای متعارف کردید تو چی؟
یه لحظه صبر کنید. تصمیم نگیرید.
یه لحظه صبر کنید. ذهنتون ببینید به سمت متعارف میشه یا نه.
اومد که متعارف شد شما هم یه هل بده قشنگ بره بچسبه اون طرف.
بعد دیگه شکت برطرف میشه.
بعد نمازت رو ادامه بده با همون فرد.
این ته-- همینی که میگیم تحری این کار کردن، این کاری که خود راهکاری که خودشون نشون دادن به ماست.
تحری کردن. یعنی شما شک بین،
اصلا تو نماز سه رکعتی که حتی شکها مبتלה.
میگه من الان رکعت سومم یا دوم؟
دوم. بعد،
بعد اینقدر فشار بیاد تا دوم بشه آخری.
بعد که شد دوم نماز رو برای دو ادامه میده.
نه نماز، نه مبتل نماز و نه چیزی.
یعنی یه جایی دنبال فقه رفتن هم اینجوری چیز میشه.
یعنی مثلا قبلا یه توجیهی بود که گفت مثلا دنبال ریشه احکام و تفکیکه یعنی حتی
به چه-- مثلا دنبال احکام وقتی زمان پیغمبر چی بوده؟
یعنی مثلا حالا من چکار کنم؟ نه ببینید حالا ببینید- احکام مثلا تصادف.
نه بابا اینجوری هم که دیگه انقدر دلا نیست که.
تا این حد دیگه نه مثلا. نه به هر جهت وقتی که
گفته شده، ببینید ما آخه یه چیزی، یه معیاری داریم.
این معیار شعاع
در حقیقت رسالت رسول الله هست.
که این باید تفکیک بشه شعاع رسالت رسول الله.
حالا بعضیا هی ذاتی و ارضی اینا میکنن ولی به هر جهت این آیاتی که اون انتهاش هم آیه مهمیه که و
ما ارسلناک الا کافه للناس بشيرا و نذيرا ولكن اکثر الناس لا يعلمون.
اکثری مردم نمیفهمن که پیغمبر پیغمبر همه
آدماست. متوجهید؟
این، این خیلی حرفه. اون انتهاش خیلی حرفه.
که اکثری مردم نمیدونن پیغمبر پیغمبر همه است.
پیغمبر کافه للناسه.
نه پیغمبر دورهای و عصری و فلان اینا نیست.
شعاع حالا شعاع رسالتش عمومه.
شعاع شهادتش هم که بحث امروز شعاع شهادتش هم عامه.
همه ائمه و همه انبیا زیر پر شهادت رسول الله قرار میگیرن.
همه رسالت هم زیر پر رسالت او قرار میگیره و او هم کافه للناسه.
حتی کافه للناسه بلکه کافة الناس برای قبلیام هستا
نه برای بعدی فقط هست.
برای قبلیه. شعاع اون رسالت رسول الله شعاعش شده مسیحیت برای اون نصرانیها.
شعاع اون رسالت رسول الله شده
به هر-- چونکه بحثه-- ببینید حالا بحث شهادت رو که یه مقدار باز بکنیم.
تو بحث شهادت اینجوریه که این معانی رو ما داریم دیگه.
معانی طولی که هر چیزی زیر پر اون کلی بالاتر خودش قرار میگیره، اصلاً از شعون بالاتر خودشه.
وقتی از شعون اون بالاتر خودشه،
همه اینها از یعنی تمام رسالتها از شعون رسالت رسول الله،
تمام رسالتها از شعون رسالت رسول الله.
اون میشه انسان کاملی که همه چی زیر پر اوه.
حالا بحث این بود که الان امت وسط بودن ما.
حالا اینی که شما اینی که شما دقیقاً بگین که دیگه الان مر--
ببینید شاید در تاریخ فقه میتونستیم نظر بدیم که شاید انقدر از ائمه سؤال نمیکردن خوب بود.
خب. انقدر هی سؤال نمیکردن از ائمه که اینجاش چی، اونجاش چرا اینجوری، اونجاش اینجوری.
خب. و سؤالهای خیلی خیلی ریزی که
تو این بحث شده که خیلی از اینا کنار سؤالها الان هست.
یعنی ببینید خیلی از احکام کنار سؤالهاست.
اینجوری نیست که بسم الله الرحمن الرحیم یه امام یه حرفی زده.
اینجوری نیست. کنار سؤالهاست تما-- خیلی از این
اح-- حالا اگه این سؤالها رو نمیکردن مثلاً چه اتفاقی میافتاد؟
سؤال، شاید مثلاً یه
وسعت بیشتری مثلاً میداشت.
منطقة الفراغهای دین وسیعتر میمون، میموند.
ولی حالا ماییم و همین چیزا.
ماییم و تمام این سؤالهایی که شده و جوابهایی که هست با سندهای خوب.
خب چیکار بکنیم؟ نمیتونیم بگیم شعاع
اه-احراز مصلتهای واقعی هم هست، هست.
مثل، مثل یه قرآن میمونه
برای ما. یعنی کنار قرآنه.
ما آتاک الرسول فخذهه.
چیزی نیست. همینی که هست. باید همین رو از هستیش بریم
چی بکنیم. ولی چی میتونست باشه؟
آیا چیز دیگری میتونست باشه یا چیز دیگری نمیتونست باشه؟
به لحاظ تاریخی بررسی میکنیم میبینیم چیز دیگری میتونست باشه.
میتونست. ببینید
این حرفا هم چیه ها خطر داره ها زدنش چونکه تیغ دولبهست.
یعنی از این لبهاش بزنی، یهو میزنه همه چی نابود میکنه.
خب؟ ولی میتونست مثلاً بعضی
از احکام آیا نباشه؟
فقط اگه سؤال نمیکردن خب نبوده دیگه.
مثل مورد همین که استدلال
که قبلاً رفتند این مسائل رو که
عرض کردندشون دادند بپرسید از امام.
بله سؤال علمی بپرسید دیگه.
ناظر به مسائل علمی. فلانه.
یعنی سؤالات بد دیگه.
یعنی من الان من پامو بیارم بالا حکمش چیه؟
من اینجوری بکنم حکمش چیه؟
من-- اینا که نیست. یعنی این
یا مثلا سلونی قبلا تفقدونی کما اینکه اون بیشعور این سؤالو کرد
که من موهام چند تاست؟
حالا حضرت سلونی قبلا تفقدونی
من همه چی رو دونم گفت موهای من چند تاست؟
خب اینم یه علمیه به هر حال آدم پیدا کنه موهاش تعدادش چند تاست.
ولی خب به چه درد میخوره اصلا اینجور علمها؟
خب. این سلونی قبلا تفقدونی نه اینکه هی استفتا کنید.
منظور این نیست که هی استفتا کنید.
مثلا سؤالهایی که بعضی کردن، بعضی کردن قضیه رو سنگینتر میکنه.
زیاد میکنه مسئله رو. مثلا، مثلا 가ب غنی استرالیه که گفتن چرا یه گاو بیاره.
بله همینجوریه دیگه. هی سؤال کردن اینجوری شد
آخر. پایان شد مسئله پایان شد.
اینا ه-هست دیگه.
یعنی ببینید میگم البته تیغ دولبهست ها.
به این تیغ دولبهش فکر بکنید.
یهویی نمیتونیم بگیم هر سوالی بیهوده سؤال شده، هی سؤال نمیشده، چی میشده اینها.
ولی، ولی این هستا.
این هست که اگر ما هر چقدر تو این زمینه بیشتر فرو بریم لا تسألوا.
اصلا گفتم شهر نزولش هم دقیقا همین.
لا تسألوا عن أشياء إن تبدلكم تسؤكم.
اگه روشن بشه خودتون گرفتار میشید.
خب نپرسید گرفتار نشید.
بیخودی چرا میپرسی؟ خب حج هر سال برم یا امسال برم حج؟
خب همین امسال گفتن بذار حين أنزل القرآن تبدلكم.
بذار قرآن نازل بشه. قرآن نازل بشه و روشن میشه برات چشمی بود دیگه.
چرا هی سؤال میکنی که؟ بذارید خودش مسائل روشن بشه.
اینقدر با سؤال نپر توش
که یعنی چی؟ روشن میشه یا نمیشه.
واسه اینا البته به-- خیلی دولبهست ها.
بله. آره.
نه حالا از اون لبهش هم بهتون بگم بعضی که هی میخوان دیگه عصری و تاریخی و فلان و اینو بکنن.
نه اینجوریا هم نیست. ما از پس بذارید اون لبهش هم بهتون بگم که
میدونید مثلا اومده گفته که به امام
سر بحث زکات اومده گفته که زکات بر چند تا چیز تعلق میگیره؟
گفتن زمان پیغمبر بر نه تا چیز تعلق میگیره.
گفته که یعنی میخوام بگم همه جا این عصری بودن و تاریخ بودن دامنشون رو نمیگیره.
کما اینکه الان بعضی از روشنفکرامون از اینجور حرفها میزنن.
که بعد طرف همین سؤال رو میکنه.
میگه من برنج دارم. میگن به برنج تعلق نمیگیره.
میگه که خب زمان پیغمبر گندم میخوردن الان ما خیلی برنج میخوریم.
بعد ه-حضرت جوابش اینه.
میگن یعنی پیغمبر نمیدونسته که بعدیا چه خواهند خورد که بهش زکات ت-تلق take بگیره؟
خیلی جواب کلیدیهها.
آره؟ خیلی سرنخهای زیادی میده.
بله همین.
نه میخوام بهتون بگم این لبهشم گوش کنید.
ببینید نمیشه سریع اینطور که ما
مثلاً اون موقع گندم میخوردن الان برنج مصرف میشه و برنج به تعبیر روایات
مصرف میشن. الان چون که برنج مصرف میشه
پس بگیم که نه، اون موقع به قوت غالب مردم زده بودن الان هم به قوت غالب مردم باید بخورن.
میخوام بهتون بگم انقدر راحت نمیشه تو عالم فقه ورود پیدا کرد و گفتش که بله ببین چون که گفتن گندم و خرما و کیوی
فلان و این یه چیز ماد-- یه چیز عربیه، یه خوراک عربیه،
خب؟ یه خوراک عربیه.
پس این خوراک عربیه منظورش همون قوت غالبشون بوده.
حالا باید زکات مثلا به برنجی که مردم میخورن تعلق بگیره.
دقیقاً همین سؤال از
امام صادق پرسیدن. امام صادق گفتن که چیزه،
گفتن نه نمیگیره. گفتن ما الان برنج میخوریم.
گفت میخورین که میخورین. رسول الله وقتی بعد نه تا چیز
زده بود چیزو و
زکاتو بعد نه تا چیز قالب، او خودش میدونسته که بعضیا برنج میخورن.
داشتم دنبال این بودیم ولی به یه موردی زکات نرسیدم زمان.
این، این واضح تفاصیلش نمیخوام بگم که حالا به اون اساس اسمش زکات فقهیه یا زکات نه یه چیز حالت مالیاتیه.
اینا همش داخلش بحثه تو بحث زکات.
خب؟ ولی ببینید میخوام بهتون بگم انقدر راحت نمیشه استنباط کرد که بگیم که از اتفاقی که افتاده،
خب؟ ما همینه میگن قیاس مستنبط الله توی چی؟
همینو میگن قیاس منسوس الله یا مستنبط الله.
که میگن که اگه شما بخوای استنباط بکنی
ماده قیاس و حد وسط قیاس رو استنباط بکنی اول منقص ابلیس.
اگه کسی بخواد قیاس بکنه تو دین مهقد دین، اصلا دین نابود میشه.
که بخواد کسی از اینجور قیاسها بکنه.
میخوام بهتون بگم که فقط یه در-دریافت کلی رو دارم میگم.
بیش از این چیزی نمیخوام شما وارد بشید راجع به حالا چون که اینو،
چون که این آیه قرآنه بالاخره آیه قرآن شرعنظورش معلومه.
این شرعنظر هم همه خیلیا هم میدونن که آقا "لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ"
شرعنظورش معلومه که این شده گاهی اوقات بهانه برای دست خیلیها که بگن که،
بهانه برای دست خیلیها که وقتی شروع بکنن هرچی حرف از دهنشون در میاد راجع به دین بزنن دیگه.
اینا یه حیطه های خاصی باید،
اینا همون اجتهادهای و فقاهتهای ناب رو میخواد که اینها رو تفکیک بتونه بکنه.
این حرفها رو از هم دیگه.
من این لبه این ورشم میگفتم کسی فکر نکنه یهویی مثلا بله قوت غالب اون موقع این بوده پس قوت غالب اونه.
پس حالا برنج، پس ب-برنج باید چی میخوره.
دقیقاً مخالفش رو ما توی روایات داریم.
که گفتن که نخیر همونی که پیغمبر گفته پیغمبر خودش میدونسته که قوت غالب آدم مردم بعدا چیه؟
به این لبش هم دقت بکنید
ضمن اینکه اون لبا- لبش آدم دقت میکنه.
ماها بیشتر ببینید یه میل درونی داریم کما اینکه اون طرف مثلاً تو حوزه ها میل درونی
برعکسشو دارن. ماها ببینید میل درونی داریم که همه چی رو عصری و تاریخی بکنیم.
میل درونی دانشجو و جماعت اینه.
خب همه چی و ب-بفهمه یه چیزی عصری و تاریخیه ذوق میکنه یه جوری.
خب یعنی ذوق میکنه و دفاع میکنه از اینکه ببین این عصریه، تاریخیه، دین عصری و تاریخی.
دینی که کنار سوالا اصلاً دراومده.
اگه سوالات چیز دیگه بود دین چیزی دیگه.
ببین به این ماده خیلی میل میکنه.
از اون طرف تو حوزه ها شما که خبر ندارید من به هر حال رو ارتباطم با
اونا. به شدت مقاوم و صلب و متسلب راجع به اینکه هر اسم ت و الف،
ر، ی، خ بیاد، میبینید آلرژی پیدا میکنن همه نسبت به اینکه این مثلاً وجه تاریخی
بودن اینجور از بر-برخی از احکام.
خب. خواهم گفت نه این و نه آن.
ان یعنی نه اون تسلط، نه این شلوغ و وارفتگی که همه چیش، همه چیش تاریخیه.
کن فیکون میشه دین الان میره بالا،
میره هوا. شما چی-چیز
فقهی نمیمونه این وسط که بگیم مثلاً این
مثلاً تاریخی بوده، تاریخ.
یعنی دیگه حتی کسایی که
چی باید بیام-- نماز، نمازشم میشه از این جا حرف زد.
روزش، روزشم میشه از این جا حرف زد.
همه چیشو میشه از این مدل حرفها توش پیاده کرد.
خواهم گفت اینا احتیاج به فقاهت داره.
دو لبشو براتون گفتم که رو دو لبش
یه چیزی بفهمید ولی اجتهاد نکنید.
بفهمید ولی اجتهاد نکنید.
اجتهاد کار شما نیست، کار ماها نیست.
غول میخواد که اجتهاد کنه سر اینجور کارا.
غول میخوادها واقعاً که بدونه که کجاها
چیزه باید واقعاً رفته باشه تو متن دین.
نفس کشیده باشه تو متن. نه این روایت و اون روایت از دو تا روایت از وسائل شیعه خونده باشه.
هرچی روایت تو تاریخ فقه و فقاهت هست
باید دیده باشه. هرچی نظر تو تاریخ فقه و فقاهت هست باید دیده باشه
تا بدونه که چه صحنه ای کار شده.
اینجا این نیست که اگه یه فرمول آدم برعکس بکنه
هیچ اتفاقی نمیافته. فوقش مسئله اشتباه میشه.
فوقش هواپیما میافته دیگه.
تهش اینه دیگه. این که نیست.
بحث این است که نفهمیدیم.
بحث این است که "و من أظلم ممن ثرا على الله كذبا".
این گنده ترین ظلمی که کسی میتونه بکنه
اینه که به خدا چیز ببنده.
یعنی بگه اینو، اینو خدا گفته.
چونکه میخواید بگید که اینو خدا گفته دیگه.
ببینید ماها کارمون خیلی سختتر از حقوقدان غربیه.
حقوقدان غربی کاری نمیخواد بکنه.
نمیخواد بگه اینو خدا گفته که. میخواد بگه من اینو میگم.
خودشم میگه. بعد چنتا اشتباه میگه، میگه ها اشتباه گفتم دیگه.
ببینید فرق حقوقدان غربی با ما همینه.
او نمیخواد بگه خدا این چه حرفی زده که
ما میخوایم بگیم نظر خدا اینه، نظر خدا اینه و من أظلم ممن افتری على الله.
برای همین. بیا تو این آیه بعده.
بعد و كذلك جعلناکم. ببین این نظرات راجع به وسط بودن هست که ما امت وسطیم یعنی چی؟
این نظریه که وسط بین افراط و تفریطیم، وسط بین
نمیدونم یهود و نصاری این،
این درست نیست. خود قرآن رسماً داره میگه وسط بین چی و ماده وسط رو هم میگه یعنی چی.
یعنی میگه وسط بودن،
وسط کی و کی، یعنی وسط
دو طرف میخواد تا بهش بگن وسطی.
برهان وسط و طرف هست که بحثش
وسط دو تا طرف میخواد. هم باید بگن دو طرفش کیه،
هم اینجا به ما میگن که معیار وسط چیه.
یعنی وسط تو چیه؟ یه موقع هم وسط تو مکانه،
میگن وسط در مکان، یه موقع وسط یه چیز دیگه.
الان تو این آیه کامل بیان شده که اینو باید بفهمیم،
آیه رو باید بفهمیم و كذلك جعلناكم أمة وسطا
لتكونوا شهداء على الناس
ويكون الرسول عليكم شهيدا.
شما امت وسط شدید به این نیت.
امت وسطید یعنی اولا طرفین شما معلوم که
یکی کاف- کافه مردم این طرفش، اون طرفش رسول الله.
یعنی شما بین رسول الله و مردم.
اولا این امت امتیست بین.
باید امت وسط بشود تا چی بشه؟
وسط بین رسول الله و مردم بشه یک.
معیار وسط باید چی باشه؟
شهادت، شهادته.
چونکه از اونور دقیقا معلومه معیار شهادته.
یعنی شهادت شاهد بر مردم و از اون طرف رسول الله شاهد بر اینها.
ببینید قشنگ هم طرفین این وسط مشخص شده هم معیار وسط مشخص شده
و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا.
حالا اینا رو باید توضیح بدیمها.
و ما جعلنا القبلة التي كنت عليها و ما قرار ندادیم اون
قبله ای که كنت عليها که شما برش بودین ما این قبله رو عوض کردیم.
برای چی عوض کردیم؟ ببینید،
ببینید خدا بعضی وقتها این مصلحتهایی که میگید مصلحتهای چی؟
ببینید ممکنه مصلحت، مصلحتی باشه تو چیز دیگری اصلا.
نه در متن واقعه خودش
بلکه مصلحت باشه در چیزی مثل آیهای هست که فبظلم من الذين هادوا
حرمنا عليهم طيبات أحللناها.
به واسطه ظلمشون یه سری از حلالها براشون حرام شده.
حلالهایی که البته علتش بوده ظلمشون بوده.
میگه قبله برنگرد ببین اینا
چیه ها؟ استثنا در
مقام نفع اینا مفید الحصره.
"و ما ج-- و ما جعلنا القبلة التي كنت عليها إلا"
ما فقط قبله رو عوض کردیم برای اینکه ببینیم کی پشت سر پیامبر
خواستیم این آدما تفکیک بشن
. و یعنی این نیست که "قل لله المشرق والمغرب" مشرق و مغرب دست خداست.
مشرق و مغرب مال خداست. ما رو به این قبله این طرفی میفرسته، قبله این طرفی.
ببینید "و ما جعلنا القبلة التي كنت عليها
إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه"
تا اون کسایی که تبعیت از رسول میکنند
از اون کسایی که "ينقلب على عقبيه"
به عقب برمیگردن و اینها،
این دو تا از همدیگه تفکیک شن.
این گروهها تفکیک میشن. ما این قبله رو آوردیم بعد اینا حالا
ببینیم چی، چه اتفاقی افتاد. حالا ثمرات دیگهای هم
داشته برای اینکه یهودیها نمیدونم چی بشن یا
حال یهودیها گرفته بشه اینا ثمرات داستان بوده ولی ما برمیگردیم که این اتفاق بیفته.
ببخشید
خاصی داشته که- نمیدونم. حتما یه علت خاصی داشته.
من نمیدونم علت خاص. برای همون مسجد ذوالقبله که شما تشریف بردید دیگه.
بله؟ خدا قسمت کنه ما هم بریم.
این من-- اِاِاِ یعنی یه مسجدی هست که همینجوریه ظاهرا کاملا صد و هشتاد درجه هم هست نه؟
قبله اونجا. نه؟
شما رفتین؟ گشتم.
کباب شدیم. آخه دیگه کی هم
آخه من حس- واقعا نرفتیم.
پشت، پشت عز من آخه جل عز من همیشه دیگه حاج آقا مینویسن دیگه
حاج آقا، حاج آقا- جای امام، امام بار
همو عوض میشن. آخه حالا چیکار کردنش رو من یادم،
یادم نیست. البته یه مقدار حرکت تو نماز جا داره.
میدونید که. یه مقدار چقدر؟
حالا شما چقدر، چقدر میدونید؟
انقدری که اگه یه مقداری- از امام باید عوض شه.
همون دیگه. انقدری که میدونید شما اگه یه شیری در فاصله شما باشه،
شما میتونید چیز بکنید. اگه دماغ تو اینا تو چیزا اومده دیگه.
شما میتونید اگه دماغتون مثلا خون اومد وسط نماز همینجوری یواش یواش برید شی رو از دماغتون بشورید.
بعد برگردید وایسید مثلا جلوتون.
ماها-- من اینو سر احکام میگفتم.
بعضیا فکر میکنن مثلا این فعل کثیر یعنی اگه اینجوری کنن فعل کثیره.
بابا اینم فعل کثیر نیست.
فعل کثیر وقتی میره طرف دماغش رو میشوره برمیگرده فعل کثیر نیست.
حالا دیگه این دیگه این کار مثلا فعل کثیر،
طرف دستشو بلند میکنه میگه آقا این فعل کثیر از حالت نماز خارج شد.
نمیدونم این اینجوریام نیست دیگه. ببین دیگه خیلی
چیز فکر میکنن. ببین مثل مو مثلا باید
طرف یعنی شده بودها، شده طرف--
کی گفت به اون اخیر؟ که گفته بود پا به پا بشید رو پاتون
این طرف، اون طرف بشید، چیه؟
اشکال داره؟ یعنی چیه پا،
پا به پا شدن یعنی مثلا رو پاتون اینوری بشین بعد رو این پاتون مثلا بشین و اینا اشکال داره نماز بخونید.
کجا؟ تو هجو بود بچه ها گفتن.
یه کسی به ما میگفت خلاصه، گفت اینو به ما گفتن.
ببخشید تو این آیه
چیزی که حالتی هم اومده که کی نکرده که چه کسی
تخلفی کرده با این آیه؟
اِممم بیادم نیست.
دقت نکردم یعنی. هر چیزی که میفرمایید آدم حس میکنه مثلا روایتش داره.
بله، بله. خب بله حتما یه عده بوده دیگه.
چونکه اینجوری-- میگم دقت نکردمها.
چه گروههایی بودن که این کارو نکرد، چه گروههایی بوده بهانه آوردن
یا مثلا شروع کردن حرف زدن که چی شد قبله عوض شد، چرا اینجوری شد تا اینها.
اینجور اعتراضاتی کردن حتما کسایی بودن ولی من اطلاع ندارم الان.
ما حالا در مورد امتحان سیستم میگیم پا به پا.
بله دیگه. عزیز امتحانها، الان امتحان
مقطعی مال همون دوره مثل گاو بنیاسرائیله.
امتحان اونا بوده، امتحان ما که نیست.
فقط میخوایم این امتحانها رو تشخیص میدیم دیگه.
عده морدهان. بله. میگه این
خیلی چیز بزرگی هم بوده ظاهرا.
الان اگه ایجاد بشه معلوم میشه.
آقا، یهو بگن آقا قبله مثلا به سمت چیز جماران.
یهو همه اصلا میپکن.
اولیت رو میدن.
اولیت رو. آره اولی-- آره دیگه. بله.
همون دیگه نگفتم که . مگه اینکه خدا هدایتش کرده باشه.
و این کار بزرگی بود. کسی که میخواست قبلهاش رو عوض کنه.
خدا ایمان شما رو ضایع نکنه.
خب این چونکه
عزیزان میخوام در حقیقت یه برنامه ذکر مصیبتی هم داشته باشیم.
عرض به خدمتتون که، اِممم،
پس میخوایم راجع به این بحث شهادت صحبت کنیم.
این شهید و شهادت غیره این بحث شهید و شهادتیه که ما تو فرهنگ
مثلا رایج خودمون الان میگیم شهید نظر میکنن مثلا به وجه الله اینها.
شاید البته اون جمله امام شاید
یه همچین مایه هایی توش باشه البته، ولی همین که ما میگیم.
اینا میگن "قتلو فی سبيل الله" تو قرآن نمیگن شهید بشین.
البته ممکنه شهید هم باشن و احتمالا هم هستن ولی، اِممم،
ما به اون معنا نمیگیم. تو بحث
شهادت شما شعاع این شهادتهایی که میاین بررسی میکنین
میبینید که یه برخی از بحث شهادت هست که مربوط به اینه که خدا شهیده بر اعماله و شاهد بر اعماله.
شاهد بر اعماله هم نه اینکه حالا بعداً میفهمه.
اینو اینکه خدا شهیده و خدا شاهده نه اینکه بعداً میفهمه حالا یه فاصله زمانی میفهمه.
اینا اصلاً معنی نداره در مورد خدا.
خدایی که همه شأنی از شؤون او محصوب میشن.
این رو میبینید که این رو ب-به کرات و مرات راجع به اینکه «إن الله على كل شيء شهيد».
«على كل شيء شهيد» هست.
خب؟ یعنی اون استعلاءه
خودشو داره و او شاهده. مثلاً اون شاهد بودنش به خاطر اون استعلاءشه.
و اون موقع مثلاً تو آیاتی مثل
این آیه که ببینیم
با هم. سوره مائده یونس آیه شصت و یک.
تارزان اومده چه کار
. صفحه دویست و پونزده
. فقط
برای اینکه بحثمون کامل شده باشه، آیاتی که شما میبینید کامل شده باشه،
از جمله اینا آوردن آیه برای اینکه خدا شاهد بر اعماله این خیلی احتیاج نیست تو قرآن.
«وما تكونوا في شأنٍ وما تتلون من قرآن
ولا تعملون من عملٍ
إلا كنا عليكم شهودا إذ تفيئون فيه»
خب؟ این اقلش به
خدا میخوره اقلش.
که حالا این کنایه حرف، حرفای دیگهای هم داره.
میگه ما «وما تكونوا في شأنٍ».
شما تو هیچ شأن و طوری و حالتی نیستید.
یعنی هر حالتی از حالات نفسانی هم که داشته باشید تو «في شأنٍ» میشید، تو یه کاری میشید، تو یه حالتی میشید.
«وما تتلون من قرآن». نمیخونید هیچی از قرآن.
«ولا تعملون من عمل». هیچ عملی هم انجام نمیدید.
«إلا كنا عليكم شهودا».
مگه اینکه ما شهود بر اون عمل، شاهد بر اون عمل هستیم.
کی؟ «إذ تفيئون فيه».
همینی که وارد عمل میشید همینه.
یعنی اینه که
تو نهجالبلاغه داره «اتقوا، اتقوا المعاصي في الخلوات
فإن الشاهد والحاكم».
این خ-- همون، اون شاهده همون حاکمه.
همونجا هم «إذ تفيئون فيه».
و ما يعظم الأمر بكمن مدخل-
این
هم داره بحث شهادت
در خود این مرتبه پایین
و ریخته شده اون شهادت و شاه اون شهادت در مراتب مادون رو داره میگه.
اینو من خیلی نمیتونم اینو توضیح بدم بحثمون نیست.
اونایی که اهل فنن میگن.
هم داره رو نقطه دیگه شهادتو میگه.
یعنی اون نقطه کتاب مبین، شهادت روی کتاب مبین که
اصل و جامع تمام این حرکات پایین در اون ذخیره شده در اون کتاب مبینه،
اونجا هم میبینه، اونجا هم شهادته。 یعنی هم از اونجا میدونه هم از این پایین。
نه فقط اون بالا رو میدونه چون بالا رو میدونه این پایین رو میدونه.
نه اینکه فقط این پایینو میدونه。 اصلاً ماها اینجوری هستیم。 ما اینجوری هستیم。 حالا ما کییم؟
به غیر از خدا یه ماای، یه صفت فک فامیل داره خدا
که اینا کلاً ماها اینجوریه
می-میبینیم، خب。 که هم از داخل میبینیم
هم از اون بالا میبینیم。 اگه از داخل هم
یه موقعی دقیقاً استفیض و نفی
به این معنی که خود متن واقعه رو از اونجا مثلاً
نبینیم، در اونجایی که
حکم زمان و مکان نداره،
اونجا رو ب-- میبینیم. این پایین حکم زمان و مکان داره.
اون بالا همین حوادث هست حکم زمان و مکان هم نداره.
این همون چیزیه که یه موقع گفتم بحث ثبט کتابی، همه چی اونجا هست.
اونجا دیگه زمان نداره، دیگه
امروز و دیروز و فردا و پس فردا و قبل و بعد و اینا که نداره。 همه صحنهها به وجود جمعی اونجا هست.
مثل اینکه بارها عرض کردم شما فیلمهایی که به تدریج میبینید تو چی،
بعد که فیلمو دیدید تموم شد این فیلم کلاً به وجود جمعی همش توی این کتاب مبین برای شما هست。 همش
توی، تو اون ذخیره ذهن شما در اون حافظه به وجود جمعی هست。 اونجا دیگه صحنهها بعد و قبل نداره، همش با هم هست.
اینجوری نیست که باید این فیلمو یکی یکی رد بره。 اینا
حکایت زمان با لازمانه،
خیلی وقتها ماها قاطی میکنیم。 اینجا هی زمان داره فکر میکنیم اینو باید تسری بدیم به جاهایی که زمان،
زمان نداره。 نه اونجا زمان نداره.
حرکتهای فیزیکی نداره لذا زمانم نداره، زمانم نداره پس همش با هم هست.
حالا اگر، یه موقع هست که
این در مقام شهود استفیض و نفی ما، حالا خدا که هیچ غفلت بهش راه نداره،
ولی یه موقع اون فک فامیلای خدا اینجورین که ممکنه
غفلت در این مرتبه زمانی داشته باشن。 تو این مرتبه زمان دقیقاً خیلی چی نکنم، ممکنه ندونه که پشت این دیوار
چه خبره。 ممکنه ندونه اینکه
اینجا ندونه که نخواد بدونه.
همینی که توی روایات داریم که [سخنگوی 1]
اگه بخوان میدونن، بخواهند بدونند، میدونن.
اینه. یعنی اینکه بالاخره نمیخوان نمیدونن ها.
خب این تو این مرتبه زمانیه.
ولی او یه مراتب دیگهای از اون هست که لازمانه دسترسی به او برای او هم مقدوره.
میره اونجا میبینه اینو. لذا این کنا علیکم شد ببینید هر دو تاشو داره میگیره.
یه موقع شهود از تفیه نفی که همون تو همین مرحله پایین
دقیقاً میدونه. بعدشم میبره تا کتاب مبین هم اینو بحث میکنه و ما يعزب عن ذبک.
دیگه هیچچی از چشم خدا قایم نیست.
از پروردگار چیزی قایم نیست.
مثقال ذره في الارض.
في الارض ولا في السماء.
اونم پروردگار تو دیگه. پروردگار پیغمبر.
پروردگار پیغمبر خیلی پروردگار خوبیه.
اما پروردگار همه کس نیست
پروردگار پیغمبره. و ما يعزب عن ذبک.
خب پروردگار پیغمبر بهتره یا میگن پروردگار مثلا
شما؟ بله؟
فرقی نداره.
چیزی نیست خب پروردگار پیغمبره.
خیلی، خیلی پروردگار
چیزه، بلویه. و ما يعزب عن ذبک مثقال ذرة
في الارض ولا في السماء.
اون پروردگار تو پیغمبرش اینجوریه که هیچی از دیدش در حقیقت
مثقال ذرهای نه تو زمین، نه تو آسمون، نه کوچیکتر، نه بزرگتر.
هرچی بگی اینا نیست الا في کتابم.
همه اینا تو کتاب مبین هست. لذا
اون کتاب مبین که همه این احوالات همه اینها هست اونم
در حقیقت خدا اقل قضیهایه که خدا چیه؟
خدا شاهده بر اعماله. میاین میبینید که تو بحث
قیامت شما حرفهایی دارید.
بیایید سوره مبارکه قاف. صفحه چهارصد و هفتاد و سه.
آیه پنجاه و یک. ببینید
از بحث قیامت خیلی کمک میشه که برای خیلی از چیزها.
ببینید قراره که تو قیامت یک عدهام شهادت بدهند.
ظرف ادای شهادتند.
ما یک ظرف تحمل شهادت داریم،
یه ظرف ادای شهادت داریم.
اینا هم با همدیگه فرق میکنه. یه موقع اینا رو با همدیگه قاطی هم نکنید.
شما وقتی که در بحث همون بحث خلاف
اگه کسی زنی تن به آلودگی بده،
ببینید چیه؟ "وستشهدوا"
چی؟ بفرمایین "عليهن اربعة منکم" شما
چهار نفر رو بخوانید، چهار نفر رو بخوانید چی؟
تحمل شهادت کنن؟ ادای شهادت.
ادای شهادت بکنن وگرنه اصلا
روش دین این نیست که کسی اگه ببینه یه نفر داره آلودگی میکنه
چهار تا شاهد باید برید نگاه کنید مثلا الان اینا چیه؟
اینا رو قاطی نکنید. اگه قاطی بکنیم میگه "وستشهدوا" الان "وستشهدوا" یعنی طلب شاهد بکنید دیگه.
طلب شاهد بکنید یعنی چهار نفر آدم برن نگاه کنن.
ببینن یه نفر داره کار خلاف میکنه.
نه اینا نیست. ما یک شهادتی در مقام تحمل شهادت داریم، یه شهادتی در محاکمه داریم.
بعد اگه چهار نفر نگاه کردن حالا چیه؟
حالا اینا دقیقاً بیان تو محاکمه شهادت بدن.
اگه چهار نفر نگاه کردن. این یه کار دیگه هست.
نه اینکه چهار نفر بیان که ز-- تحمل کنن شهادت رو.
ظرف تحمل شهادته. این دو تا با هم اشتراک نداره.
پس ما یک ظرف تحمل شه--
اگر ظرف ادایی برای شهادت وجود داشته باشه، ظرف تحملی برای شها-شهادت باید وجود داشته باشه.
نمیشه کسی ندیده بیاد شهادت بده.
قبوله؟
یعنی اگه شهودی بیان ندیده شهادت بدن، این شهود در محاکمه فایدهای نداره.
این شاهد آوردن.
اگه این مقدمه رو قبول بکنیم حالا بیایید.
ما میبینیم که با این مقدمه خیلی چیزها
اصلا عوض، عوض میشه. توی دید ما راجع به
بحث شاهد بودن تو این دنیا.
"انا لننصر رسلنا والذین آمنوا"
میگه ما حتما این کارو میکنیم که رسولمون رو با تاکید اینجوری نیست که ما رسولمون رو یاری میکنیم.
"والذین آمنوا فی الحیاة الدنيا مؤمنینهم"
همچنین. کی؟ هم تو این دنیا هم تو اون دنیا.
"فی الحیاة الدنيا" به جای اینکه بگه "وفی الحیاة الآخرة" میگه چی؟
به این نکته توجه کنید "ويوم يقوم الأشھاد"
روزی که شاهدها ظهور میکنند.
یعنی نه من که شاهدم.
کاملا مشخصه. اگه خدا غیری داشته باشه یعنی تو این فضایی که غیر خدا ما میگیم یعنی میگیم خدا و رسول و
مثلا بندگان مؤمنین و اینا.
فعلا خدا غیر نداره. ولی حالا تو این فضای،
تو این گفتمان خدا میگه ما یاری میکنیم روزی که کیا
میایستند؟ شهود این وسط یهو میبینید صحنه قیامت همه
نشسته چون که اونجا همه
به ظاهرم اومدن به زانو در اومدن
و خدا نسبت به عده که اصلا
"ولا هم يستحتبون". خدا
به خیر به یک درونه که خدا با این
ع-ع-عناوین ظهور کنه ها. یعنی "ولا هم يست-- لا"
یعنی "لا يعتذرون ولا هم يستحتبون"
اجازه نمیده به کسی حتی معذرتخواهی بکنه چون که معذرتخواهی کردن
باعث میشه که یه مقدار انفعال نفسانی آدم چیز میشه،
حالت روحی آدم بهتر میشه وقتی بتونه معذرتخواهی بکنه.
"ولا هم يستحتبون" اصلا نمیدن به کسی معذرتخواهی بکنن.
اونجا بحث "قال خسئوفيا ولا توکلّموا" خفه حرف بزن،
اینجوری. به آدم میگن "قال خسئوفيا ولا توکلّموا نه".
یعنی خفه شما حرف نزن. "ولا هم يستحتبون" کسی هم معذرتخواهی نکنه.
اینجا که همه به زانو در اومدن "يقوم الأشهد يوم"
این اشهاد قیام میکنن که شما بگن که چه اتفاقی افتاده.
این، این
يوم يقوم الأشهد معلومه که شهودی تو
وجود داره که در ظرف ادای شهادت داره ت-- یعنی تحملی کرده که داره ادا میکنه شهادت رو.
بعد قرآن این شاهدان رو معرفی میکنه.
قرآن شاهدان بناست برای اینکه معرفی بکنه و نقطهای هم که قراره ما بهش به این نقطه برسیم،
دین توقعش از ما خیلی بالاست.
مثلا همین "جعلناکم امة وسطا" یعنی همین.
یعنی ما شما رو امت وسط درست کردیم تا بیاید بالا.
بیایید بالا تا شاهد بر اعمال امت بشید.
یعنی تا اینجا باید بیاید بالا.
اینکه چه شکرهاست در این شهر که قانع گشتند شاهبازان طریقت به مقام مگسی.
این جدیه ها یعنی نه شاهد بر مردم بشید یعنی که مردم بد پایین.
نه شاهد بر مردم بشید. شما کردیم امت وسط چون که
، او پیغمبر که طرفیه که هیچ موقع وسط نمیاد.
او همیشه طرفه. نه برای
ماها طرفه، برای انبیا،
انبیا الهی هم تو قرآن اومده طرفه.
"ويوم نبث من كل أمة بشهيدا وجئنا بك على هؤلاء شهيدا".
تازه بر همه انبیا او شهیده باز دوباره.
این شهید بودن هم رتبه وجودی بالاتر میخواد تا بتونه شهید باشه و شاهد باشه.
میگه شما بیایید بالا انقدری بیایید بالا که شاهد بر تمام امم دیگه باشید.
این خیلی حرفه.
و یه نمیگه لا ترون نزل. میگه بیایید تا جهنم رو ببینید.
بیایید اینجوری که اینجوری بشید. بیایید تا اینکه بهشت رو ببینید.
نه اون، اون موقع، اون موقع همه میبینن.
اون موقع که "ربنا أفصلنا و بينهم" رو همه میبینن.
بعد اونها راهکارش هم داده.
حالا راهکارش هم ببینیم و تموم بکنیم تا اون وقت شهود رو معرفی بکنیم.
راهکارش تو آیه انتهای سوره مبارکه حجه
، که اونجا در انقدر معرفی کرده
صفحه سیصد و چهل و یک. و جاهدو فی الله حق جهاد.
ببینید اینا راهکاره. میگه جهاد بکنید در راه خدا،
حق جهاد یعنی هرچی زور دارید بزنید در
راه خدا و جاهدو فی الله حق جهاد.
هوج Tabah کم. خدا شما،
شما امت مسلمون رو برگزیده قومید.
هوج Tabah کم. و ما جعل علیکوم فی الدین حرج.
هیچ حرجی هم تو دین بر شما نیست.
ببینید اینا ملة أبيكم إبراهيم.
میگه این روشه مگه شما فرزند نمیخواید فرزند، آقا پدرتون کی باشه بهتر از ابراهیم؟
شما این ملت و روش ابراهیم رو
سفت بچسب. ملة أبيكم إبراهيم
بالاخره آدم همیشه ذریهست دیگه
و بحث ذریه و اهل و ایال و فلان و اینا هم توی قرآن اون معنی کرده دیگه.
اونم برای ذریهاش مگه دعا نکردی که چیزه
اینا رو امام قرار بده برای ذریهاش چقدر دعا کرده حضرت ابراهیم.
ما هم جزو ذراری ابراهیمیم.
مایی که جزو ذراری ابراهیمیم میگه
سفت روش ابراهیم بچسب.
چه پدری میخوای بهتر از ابراهیم
. ملة أبيكم إبراهيم شما
ابراهیم یادتون هست که إن أولى الناس بإبراهيم للذين اتبعوه وهذا النبي اون آیات اون موقع ها یادتون بود
که در حقیقت این ملة أبيكم، نزدیکترین کس اولاء به چیز همین
مؤمنینن، همین ماهاییم که نزدیکترین،
ماها الگو حضرت ابراهیمیم .
الگو حضرت ابراهیمیم.
میگه ملة أبيكم اونی که در عین رحمت بت شکنه،
در عین چیز
اینکه یجادلنا فی قوم لوط داره انقدر رحمتش واسع است که
یجادلنا فی قوم لوط داره با فرشته عذاب
قوم لوط داره مجادله میکنه حالا عذابشون، حالا بعدا عذابشون، حالا نمیشه عذاب نکنن.
این انقدر چیزه یجادل، همون آدمیه که درایت کار بوده،
درایت اینا برائو ام کو.
یه آدم رو جنبه،
رو جنبتینه ملة
این روش ملت ابراهیم رو شما بچسب.
هو سماکم المسلمین من قبل و فی هذا
. او شما رو نامیده مسلم
. او شما رو مسلم نامیده
. حالا چه او به ابراهیم برگرده، چه او به خدا برگرده.
هو سماکم المسلمین شما اسمتون مسلم بوده یعنی تسلیم بودید شما.
از اون اول شما اسمتونو با تسلیم
نافتون رو با تسلیم بریدن انقدر چیز تس- عرض نکن.
ناف شما با تسلیم بردید از "من قبل فی هذا".
شما این کار رو برای چی شما رو اسم گذاشتن مسلم؟
برای چی هی میگه شما ملته ابیکم؟
برای چی جهاد میفرستن؟ "لیكون الرسول شهيدا عليكم".
اینکه مفروض نزد انسان تا اینکه شما
تو این دامین قرار بگیرید تا رسول شهید بر شما بشه "وتكونوا شهداء على الناس" تا اینکه شما شهید بر مردم بشید.
شما بیاید تا شهداء بر مردم بشید که معلوم هم میشه باز دوباره این شما وسطید.
شما وسطید در ماده شهادت.
"فأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة واعتصموا بالله
هو مولاكم". ببینید این آیه های خیلی بلندیه.
هر "أقيموا الصلاة" ای تو این context نیاد ها.
همه "أقيموا الصلاة"ها یکی نیست. "فأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة".
روابط خودتون رو با خدا و بندگان اینجوری خوب بکنید "واعْتَصَمُوا بِاللَّهِ، اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ".
چنگ بزنید به ریسمان خدا که ریسمان خدا دینه.
که اون تو یه جلساتی توضیح ریسمان الهی،
ریسمان الهی "هُوَ مَوْلاكُمْ".
او مولای شماست. خدا مولا بودن رو همیشه قبول نمیکنه.
خدا "يتولىٰ أَمْرَ الصَّالِحَاتِ" نیست "وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ"
است. خدا ولایت صالحین رو قبول میکنه.
کسایی که جوهر و گوهر ذاتشون
ص-صالح هست نه اینکه کسی که عمل صالح انجام میده.
خدا ولایت اونا رو قبول نمیکنه که.
یعنی بخواد الله ولایت قبول بکنه،
هو ولایت قبول بکنه "وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ".
"هُوَ مَوْلاكُمْ". او مولای شماست.
"فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ".
چه مولایی، چه نصیر.
تا شما بیاید با این روش بار بیاییم همه به اینکه شهداء على الناس بشیم و جزو
مقام اشحاد قرار بگیریم و شهود بشیم و آن موقع
نظر چیز شهادت بدهیم.
ببخشید. بله. [سخنگوی 1] که مداری رو انجام نکنیم [سخنگوی 1]
خدا توهین میکنه به حال زمان ولایت فرع
در زمان حال الان یعنی الان وقت ظالمین.
بله. به ظالمین از ذریه شون نمیرسه.
ذریه شون همه حضرت اسماعیل نبودن.
ذریه ایشون نه
همه حضرت اسحاق بودن هم حضرت--
حضرت اسماعیل. [سخنگوی 1] ذریه که فقط ذریه
بلا فصل نیست که ذریه مع الفصل هم هست.
ببخشید [سخنگوی 1] بعضی از بحثها رو
چرا نمیگید؟ کدومو؟
همین آخه آخر شلوغش هست که اینجا
نبینم. مثلا ارث.
حالا توضیح میدیم. چون که بخوام جواب شما رو بدم باید بشینم قشنگ توضیح- توضیح بدم.
حالا کلی. حالا یه ربع هم ظاهرا در خدمت آقای...
چی هستیم. برای چی باید گفتن
این روایات رو حتما بخونیم؟ این روایت خونده شده.
[سخنگوی 1] یه لحظه صبر کنید.
یه کلمه عربی
داریم با این bookshelf ترجمه میشه که-
علینا القول والوفاء وعلیکم بالتفریح.
بله درسته.
ملاحظه نمیده با- نه. خوب.
چون که الان وقت نیست نه کسی نمیبینه. روایت هست جلد
هفتاد و دو بهار صفحه دویست و چهارده.
یه روایتی هست در بحث، حالا اینو باید تو حدیث شناسی ما باز کرد یه موقعهایی.
یه روایتی هست از پیغمبر کلا شایع بین مردم تو آداب حمام،
تو آداب حمام و اون عورة المؤمن على المؤمن حرامند.
عورة المؤمن بر مؤمن حرامند.
بعد ائمه خیلی وقتها با روایت این کار رو میکنن.
روایتو شروع میکنن مادشو میگیرن، ماده اصلیشو توسعه میدن روایت رو.
این راوی به امام صادق میگه که قلت لأبی عبدالله علیه السلام شیئاً
يقوله الناس عورة المؤمن على المؤمن حرام.
میگه این چیزی که مردم الان میگن عورة المؤمن على المؤمن حرام که تو روایت بالا هم اومده حرف پیغمبره، این چیه؟
حضرت میگن قال ليس حيث تذهب.
اینجوری که تو رفتی نه. اینجوری که تو فکر کردی مثلاً.
اینکه انگار که مثلاً مشخصه اون بحث تو اون نیست.
إنما عورة المؤمن حالا عورة المؤمن رو مشخص میکنه که على المؤمن حرام یعنی چی؟
إنما عورة المؤمن أن يراه يتكلم بكلام يعاب عليه.
مؤمن یه حرفی بزنه، حرف ضایعی میزنه.
خیلی وقتها مؤمنین حرفای چرت و پرت میزنن بعد دهنشون در میره یه چیزی میگن.
بكلام يعاب عليه.
به کلامی که میشود آتو گرفت.
يعاب عليه یعنی آتو گرفتش هم.
به یه کلامی، حرفی بزنه که دقیقاً میشه اونو آتو گرفت.
این حرف بیخودی زده، این حرف جون میده برای اینکه
یه موقع آدم سرش خراب کنه این حرفو.
فيحفظه عليه. اینو تو حافظه خودش نگه داره.
نگه داره لیعيره به يوم اتفاق.
تا یه روزی که از دست این عصبانی شد تو یک موقعیت مناسب برای تعییر و سرزنش این، اینو بزنه، اینو بزنه به صورت.
ببین چه حدیث کاربردی. نگه داره تو حافظه خودش، حرف نگه داره از حافظه چیز یادش نمیره.
تو ده سا سال پیش دیدی؟ ده سال پیش اون حرفی که تو زدی این هی داره
feedback میده به قبل که
، تو مگه همونی نبودی؟ میگه بابا من یه حرفی زدم.
ولی نه بازم دل نمیده. اینو نگه داشته.
عورهة المؤمن على المؤمن. این خیلی عورهة المؤمن بوده.
این على المؤمن حرام. اینکه یه مؤمن بخواد یه همچین صحنههایی رو نگه داره، همچین جملاتی رو نگه داره برای خودش،
این حافظهشو نجس، منطقه برزخی خودشو نجس نکنه اینجوری انقدر.
انقدر کثیف نکنه. اگه یه چیزی گفته شد که میشه به عنوان تیکه
یه جا خرجش کرد علیه خود این،
و یه موقعهاش شوخیه، شوخیا بحث نیست.
یه موقعها نه، کلاً اذا غضب
یوماً، یه روزی که عذب ناکه اینو رو کنه.
خیلی دعوات کاربردی و خوبیه.
انشاالله که همهمون از مواهب قرآن و اهلبیت
نورانی بشویم. اِاِاِ تسلیت به مناسبت شهادت
حضرت صدیقه طاهره که مظهر
اراده و غضب الهی اینا سرش حرفه.
اینا خیلی حرفه که اون، اینا که میگید محال مشیت الله.
به خطاب اهلبیت میگید شما محال مشیت اللهید.
چونکه اینا مشیت الله و غضب اینا از صفات فعل خدا، صفات ذات خدا نیست.
صفات فعل خدا در مقام فعل انجام میشه.
یعنی فعل خدا اگر غضب بکنه برای همین،
ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها.
اون محال رضایت و غضب الهیه.
اگر او غضب کنه یا او راضی باشه در حقیقت اصلاً خدا رضایت از صفات فعله، رضا-- غضب از صفات فعله.
در حقیقت اینجوری نیست که خدا از یه چیزی منفعل بشه لازم افسانی.
راضی بشه، اصلاً خدا نه از چیزی راضی میشه، نه از چیزی ناراضی میشه
در مقام ذاتش. ولی اینکه در مقام فعلش، فعلش هم
به خود این از مقام فعل انتظام میشه.
یعنی، یعنی که همین انسان کامل اینجوری باشه
و این یکی از بالاترین جملات است در مورد حضرت صدیقه طاهره که ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها.
یعنی اصلاً غضب خدا همون، همون
از همون جا انتظام میشه
و رضایت خدا از همون نقطه انتظام میشه.
برای اینکه اون محال مشیت الله.
انشاالله حضرت صدیقه همین این دو کلمه هم که در مورد شما گفتیم از ما به حسن وجه
قبول بفرماید. یه صلواتی بفرستید برای آیه شهنشین خدمت شما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صل على
فاطمة
و اميرها و اباها
و بنيها.
و سر المستودع فيها
بعد ما اهات بعيد الموت.
اللهم كن وليا
الحجة بن
الحسن. سلامات كائنة
والاء
في هذه الساعة
وفي كل ساعة.
وليا وحافظا
و راعيا و ناصرا
و دليلا و ايلا.
حتى تسكنه
ارضك طوعا.
وتمته فيها تبيلا.
آقا جان آدرک الله.
ایام شهادت مادر جانتون آقا.
تو بستر بیماری
افتاده خانوم.
آقا جان.
ان شا الله غروب جمعه
صدای فاطمی تو همه عالم میشنوم.
یا اهل العالم علموا فاطمة الزهرا.
ان شا الله انتقام
صورت لیلی مادرتون رو میگیرید.
آخ. انشاالله همه ما خواهرجان تو رکابتون باشیم.
بمیریم. آخ امیرالمؤمنین بالا سر بی بی
دو عالم نشسته.
بی بی دو عالم تو بستر افتاده.
بی بی جانم همه
کزب تویی.
پاشو یه مقداری با من علی حرف بزن.
بیماری علی جان
جز نیوه جان ندارد.
میلی به زنده ماندن
در این جهان ندارد.
علی جان دیگه سیر شده ام از این دنیا و مردم بیوفای مدینه.
آخ علی جان غم چو نسیم پاییز
هر گو بر مر آری.
این لاله بهاری
میل از خزان ندارد،
ندارد.
آخه دختر هجده ساله باشه موقع
راه رفتن دست به دیوار بگیره.
آخ علی جان جواب بچه هامو چی بدم؟
آخه صورتمو همش می پوشونم.
آخ علی جان، علی جان، علی جان
بگذار تا بمیرم.
زین باغ پر بگیرم مرغی که حق ماندن در آشیان ندارد.
آخه علی جان تو خونه خودم به در رازد.
تو خونه خودم پناه داشته ام.
امانم هم ندادند.
علی جان،
علی جان. علی جان حرفای آخرم اینه.
بگذار کس ندانند
در پشت در چه بگذرد.
من لب نمی گشایم محزون ز بود
ندار.
هرکی از سراغم آمد با او بگو که زهرا.
قدرش ایام نگردید، خبرش به جان ندارم.
علی جان یه درد دیگه من اینه بابا تو این شب پیغمبر خدا
وقتی از مقابل حجرم رد می شد سه بار صدا می زد فدایم،
ابوهایم.
یعنی مردم مدینه این دختر من زهرا احترام داره.
جسارته به او جسارته به منه.
ظلمه به او ظلم به منه.
حالا علی جان تو همین شهر،
شهری که در امان است حتی یهود در آن،
در بین خانه خود زهرا امان نداره.
آخ، آخ، آخ، آخ، آخ، آخ، آخه مصیبت یکی دو تا نیست.
علی جان
در کوچههای غربت پهلو شکسته
رفتم.
گاهی، گاهی،
گاهی به روی پایم، گاهی نشسته رفتم.
با اشک چشم حیدر آنجا وضو گرفتم.
با دست خسته خود دامان او گرفتم.
آخ، تا مسجد دنبال آقا بی بی دویدم.
امیرالمؤمنین امام زمان شه.
تو مسجد آ
بی بی به عالم رسید.
دید نانجیب شمشیرو بالا برده.
میگه یا بیعت میکنی
یا با این شمشیر جسارت میکنم.
بی بی عالم فریاد زد
گفت اگه به امامم جسارت کنید نفرین میکنم.
سلمان میگه
هنوز بی بی حرفی نزده،
ستونای مسجد داره میلرزه.
بی بی جان روز پنج شنبه،
شب جمعه، شب زیارت یه حسینه.
شمشیر بالا سر امام زمان تحمل نکردیم.
اما کربلا برعکس شد.
آخ aman از دل زینب.
هرچی بالای تله زینبیه فریاد زد.
حسین شمشیردار با شمشیر میزد.
نیزهدار با نیزه میزد.
آخ، حسین، حسین، حسین.
صلى الله عليك يا
أبا عبد الله
و على الأرواح التي
حلت بفنائك.
عليك مني سلام الله أبدا.
ما بقيت وبقي الليل والنهار ولا جعل الله.
آخر العهد من زيارتك.
همه با هم ان شاالله این سلام رو
به نیابت همه شهدا، امام عزیزمون
هدیه کنیم به خانوم حضرت زهرا.
ان شاالله از ما راضی و خشنود بشه.
السلام على الحسن
و على ابن
الحسن
و على أبناء الحسن و على
الأنصار.
الله نجيب مشراتا.
حسین.
شوینده یا لوح سیاتم.
حسین. عیش شیعه را
چه هم توفان بلا.
جایی که سفیر تو نجاتم.
حسین.
خدا ما را ببخش که یا
حسین. ای بلا زمین و زمان از ما راضی و خشنود بفرما.
خدا ما را از سربازان خاص ایشان
قرار بده
و در امر فرجش تشریف بفرما.
دعا خدای قریب به
صراط. ذخیره قبر و زیارت ما میادا.
خدااا، پدر
و مادر ما را از ما راضی و خوشنود بدار.
همه مرزهای اسلام را عاجلاً و کاملاً از منافقین
پاک فرار. خدا هر لحظه و هر where در هر جای عالم
به روح حضرت بقیه الله hustle فرما.
مقام معظم رهبری و همه خدمتگزاران اسلام و انقلاب
و ایاد الله ثبوتشون بدار.
خدااا همه دوستان و رفقای ذوالحقوق، پدر، مادر،
مربیان و همه سالان و
خانواده کرامت صدیقه کبرى سلام الله علیها قرار بده.
خدااا مقام شهدا، الیس و طاهره فرما.
توفیق شهادت در
راه God Allah.
حجت بن الحسن عسکری هرچه زودتر به ما nayab فرما.
من یاره
الفاتحه ما السلام.
اللهم صل علی
محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
خواهش میکنم.
خواهش میکنم.
جلسه قبل
جلسه بعد