ددرس‌گفتارها

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمد لله والصلاة والسلام على محمد و آله الطاهرين.

اللهم صل على محمد و آل محمد جهت شامی ارواح طیبه شهدا و حضرت امام و همه مستضعفین دنیا به خصوص پدر، مادرمون، معلمانمون.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف الفاتحه ما الصالحات.

اللهم صل على محمد و آل محمد سرای دویست و سی و یک.

آیه صد و پنج.

دعای صد و سی و یک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزكيهم بها وصل عليهم إن صلاتك سكن لهم والله سميع عليم.

ألم يعلموا أن الله هو يقبل التوبة عن عباده ويأخذ الصدقات أن الله هو التواب الرحيم.

قل اعملوا فسیرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون وستردون إلى عالم الغيب والشهادة فينبئكم بما كنتم تعملون.

بسم الله الرحمن الرحیم.

اللهم صل على محمد و آل محمد بحثی رو از رویکرد همین آیه شروع کردیم راجع به شاهدان بر عمل که [نفس عمیق] وقتی این فرهنگ رو تو دنبال می‌کنی می‌بینی که [سخнерانی در حال انجام است].

عده زیادی رو مثلا به عنوان اشحاد خدا یاد می‌کندشون.

اینا هم شاهد بر عمل هستند از خدا و رسول گرفته تا دست و پا و اینها.

و اما بحث این بود که در قیامت ظرف ادای شهادته.

ظرف تحمل شهادت هم این دنیاست.

که باید اینها تحمل بکنند شهادت رو.

آیاتی رو با همدیگه دیدیم.

توی نکته‌ای بعضیا سؤال کردن که جلسه آخر جلسه پیش چی گفتید که مثلا چرا سمع و بصر و جلود رو مثلا اونجوری گفته و بعدش گفت دوباره.

جلود.

خطابشو به جلود کرده.

یادتون هست آیه شو؟

همون آیه‌ای که در حقیقت.

چرا سمع و بصر و جلود رو اول گفته بعد باز دوباره جلود رو گفته باز دوباره سمع و بصر و جلود.

یعنی چی؟

یه گفتیم و رفتیم.

یادتون هست؟

کدوم آیه بود هی گفتیم.

بله؟

[پاسخ شنونده] ص.

صوف صمت.

صفحه چهارصد و هفتاد و هشت.

آیه بیستش.

حتى إذا ما جاءوها شهد عليهم سمعهم وأبصارهم وجلودهم بما كانوا يعملون.

وقالوا لجلودهم لم شهدتم علينا قالوا انطقنا الله الذي ينطق كل شيء وخلقه أول مرة إليم توجعون وظاهر ما كنتم تستترون أيشهد عليكم سمعكم وأبصاركم وجلودكم.

این سرش این است که اون چیزی که سمع و بصر باشه و هر قوایی باشه و هر فعلی باشه در افعال انسان دقیقاً صورت برزخی پیدا می‌کند که تبدیل همون صورت معنویه داره پوست میشه.

یعنی همه اونهاست که تبدیل به جلد میشه.

لذا قیامت صحنه بروز ملکات نفسانیه بخاطر همینه که هر کسی هر کاری اینجا انجام داده، هر فکری کرده، هر چیزی که انجام داده اونجا صورت ملکات نفسانی در قالب پوست ارائه می‌شه.

یعنی همه چیز روزیه که همه چی میاد بالا.

ألا يخرض الله أضغانهم.

این أضغان رو همه کینه‌ها، کین‌توزیه‌ها، همه ما لا یوصف، ما لا یوصف مالا يعظم القول.

هرچی که هست، هر طمع‌ویتی، شب نشینی، هرچی که هست اینا تحت امانن.

در حقیقت قوا، هرچی که تحت امان قوا اینا هست به صورت در حقیقت بدن محشور میشه.

برای همین هست که بعضیا مثلاً یه تردیدی خاصی می‌کنن در این معنایی.

فسیری الله عملکم و رسوله والمؤمنون.

که دیدنی نیست که خیلی از چیزا.

یعنی یه موقع هست رفتار، رفتار دیدنیه.

اگر رفتار دیدنیه اعتقادات که دیدنی نیست.

اگر رفتار دیدنیه اخلاق آدم دیدنی نیست.

فکر آدم دیدنی نیست.

لذا این آیه‌ای که قل اعملوا شما برید عمل بکنید، هر عملی دلتون می‌خواد بکنید.

که چون که در جریان جنگ تبوک عملاً یه مقداری زبانشم تهدیده.

مثلا این زبان قل اعملوا زبان تهدیده.

که شما هر کاری دلتون می‌خواد برید بکنید.

منتها فسیری الله عملکم ورسوله.

شما خدا اعمال شما رو می‌بینه رسول الله.

بعضیا این تعبیر رو کردن که گفتن که یرا که آنه دیدنه.

پس می‌بینه.

بذارید پس اصلاً آیه رو بگیم.

از بیرون همشو میگیم.

خب بیایید تو آیه.

خب یه بار دیگه آیه رو بخونیم.

قل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون فستردون الیه على النار ایها الشعوب الذي فينبوکم وکنتم تعملون.

قل اعملوا شما برید این که زبانش تهدیده خودش.

مثلاً [صدای محیط] تو سوره مبارکه ی احمد.

سوره ی فصلت رو ببینید.

آیه چهل.

آیه چهل، صفحه چهارصد و هشتاد.

هشتاد و یک.

[صدای سرفه] بسم الله الرحمن الرحیم.

إن الذين يلحدون في آياتنا لا يخفون علينا.

اونایی که تو آیات ما راه کفر رفتن به گرفتار الحاد شدن لا يخفون علينا.

اینا هرگز از نظر ما پنهان نیستن.

أفمن يلقى في النار خير أم من يأتي آمنا يوم القيامة.

آن کسانی که تو آتیش انداخته میشن خير این خیر همین جا یکی از مصادیق چیزه ها.

فعل تعیین.

فعل تعیین خير.

یعنی این بهتره نه اینکه این خوبه و بد، این بهتره که کسایی که تو جهنم به انداخته میشن اینا بهترن.

أم من يأتي آمنا يوم القيامة به اینکه روز قیامت آمنا.

اعملوا ما شئتم هر کاری خواستید بکنید.

اعملوا.

اعملوا ما شئتم ينالكم عمل بصير.

یعنی هر کاری دلتون خواست بکنید دیگه.

این مال وقتی که دستور به عدم پرهیز به کسی بدن این خوشش نیاد.

این تمتعوا بكفرك إلى اعملوا ما شئتم هر کاری دلت خواست بکن.

این ترخیص نیست.

این معلومه که مریض دیگه مریض موتیه.

یعنی امیدی به نجاتش نیست.

وقتی اینجوری میگن این زبان، زبان تهدیده.

اعملوا هر کاری دلت خواست دیگه بکن.

حالا یه موقع هست طرف مریضه و میگن پرهیز میدن در مقابل همین اعملوا ما شئتم میشه دستور به تقوا.

ولی دیگه وقتی که حالا این زبان به این صورت رو نمیبینید، این زبان یک زبان قرآنیه که زبان قطع امیدیه.

یعنی زبانیه که حالا به همین مناسبت تو آیات میبینیم.

زبانیه که قطع امید میکنه.

حالا ببینید تو یه جای دیگه هم میگه چون به قول [سخner] فسیر الله.

این سین فسیر الله.

این سین رو خب ما عادت کردیم این سین‌ها معنی چی باشه؟

[سرفه] معنی تصریف باشه.

دقیقا سین تصریف باشه که فسیر الله عملکم خدا عمل شما رو می‌بینه تا بعداً، بعداً می‌بینه.

رسول الله هم همینجور، مؤمنون هم همینجور.

اینا اعمال شما رو بعداً می‌بینن.

خب این چه جوری باید معنی کرد که درست در بیاد؟

اینکه خدا که هیچ موقع بعداً نمی‌بینه، اینش مشخصه.

چونکه خدا بعداً نمی‌بینه، خدا کنا شهوداً عليكم إذ تخیبون فی [نفس کشیدن] تعبیر آیاتی که قبلاً داشتیم.

همینجوری که شما فرو میرید تو عمل، همون، همون لحظه داره می‌بینه.

اینکه معنی نداره این سین، سین تصریف باشه.

پس این سینی که اینجا تعیین کردم این سین تأخیر هست.

سین تأخیر یعنی خدا قطعاً می‌بینه.

خدا قطعاً می‌بینه.

این عمل شما رو خدا قطعاً می‌بینه.

رسول الله هم قطعاً می‌بینه.

مؤمنون هم قطعاً می‌بینه.

می‌بینن.

شاهدش هم قسمت بعدی آیه است.

یعنی قسمت بعدی آیه که وستردون الی عالم الغیب والشهاده.

شاهدش همین تیکشه که اگه بحث روز قیامت باشه این مطلب چند اشکال وجود داره.

اولاً با ظاهر آیه سازگار نیست.

[سرفه] چونکه همین این سین تأخیر هست و سپس داره وستردون الی عالم الغیب والشهاده.

اون سپس تازه رد به عالم الغیب والشهاده میشه تو روز قیامت.

یعنی ارتحال به عالم الغیب والشهاده پیدا می‌کنید و میای روز قیامت.

اینم یه اشکالش.

اشکال بعدیش همین هست که این مختص رسول الله و مؤمنین و اینا نیست.

اگه قرار باشه بحث روز قیامت باشه.

در بحث روز قیامت خدا مکرر در مکرر این رو دقیقاً تبیین کرده که کذلک یدی الله اعمالهم حسرات عليهم.

همه اعمالشون رو می‌بینن به عنوان حسرت.

ببینید.

اینکه.

[سرفه] یه آیه سوره بقره آیه صد و شصت و هفت.

[سرفه] و قال الذین اتبعوا لو ان لنا کرة.

اونایی که پیرو بودن.

صد و شصت و هفت صفحه بیست و پنج.

و قال الذین اتبعوا لو ان لنا کرة فنتبرأ منهم كما تبرؤوا منا.

ما هم از اینا برائت می‌جستیم.

اگه یه موقعیتی داشتیم کاشکی دنیا باز می‌گشتیم همون جوری که اینا از ما برائت جستن ما هم از اینا برائت می‌جستیم.

ما دنبال راه اینا رفتیم.

اینا تو وقت چیز که شد تبرّی کردن از ما که اصن مثل خود شیطان دیگه تو روز قیامت میگه اصن به خود دنبال ما افتادی.

كما تبرؤوا منا کذلک یریهم الله اعمالهم.

خدا اینجوری اعمالشونو بهشون ارائه میده، ارائه میده، نشان میده، اعمالشون رو نشان میده.

حسراتهم یريهم.

دقیق صورت حسرت.

وما هم بخارجی نمن النار.

اگه بحث قیامت دیدن باشه قیامت رو همه می‌بینن.

ببین این آیات قرآن هم قابل جمع فقهی نیست.

هر چیزی یه قواعدی داره برای خودش قواعد جمعی.

گاهی طرف می‌خونه تو قرآن که هم مثلاً کور محشور میشن هم یه سری می‌بینن.

اینکه و ان اعرض عن ذکری لن دعه معیشة ضنکا و نحشره یوم القيامة أعمى.

پس کور محشور میشن.

بعد اینجا هم که داره که اعمالشون بهشون نشون میدن.

حالا دیگه اینجا کار دیگه فقه نیست که مثلاً حالا بیایم بگیم که هزار تعارض و تصاقت و نمی‌دونم بالاخره یه جا داره کور محشور میشن.

یه جا داره نمی‌دونم ببینیم کدوم دلیل اقوى است مثلاً کدوم دلیل؟

نه که اینجور نیست که.

کما این که بهشتی‌هام کور و کر محشور میشن.

اونا هم اینجورین.

یعنی بهشتی‌هام کور و کر محشور میشن.

جهنمی‌هام کور و کر محشور میشن.

بهشتی‌هام می‌بینن.

جهنمی‌هام می‌بینن.

منتها مراتب مثل همین دنیا چی می‌دیدن؟

سر چی کر بودن؟

اونا جهنم رو می‌بینن جهنمی‌ها جهنم رو می‌بینن.

اعمال خودشون هم می‌بینن که صورت جهنمی داره.

اونا رو هم می‌بینن.

همین اینا میگن قال رب لم هشرتنی اعماد کن تا چرا من کورم الان؟

همین کورها می‌بینن.

اون وقت جهنم رو می‌بینن.

کما اینکه بهشتیان که کر محشور میشن مگه نداره که قرآن داره که بهشتی‌ها وقتی محشور میشن اون جهنم رو با اون تقیزن و زفیرا با اون ناله و فریاد جهنم با تمام اون ناله و فریاد که اینجوره "لا يسمعون حسیصها ولکن في مشرد انفسهم خالدون." یعنی بهشتیان حتی آرام‌ترین صدای از جهنم نمی‌شنوند.

هیچ صدایی از جهنم نمی‌شن-- خب اونام کر محشور میشن.

خب اینا همین جایی بودن که تو وقتی تو دنیا بودن اگه مراکز مذهبی بود، نمی‌دونم حسینیه بود، مسجدی بود، چی بود، چی بود اینا می‌دیدی که خب همین جهنمی نمی‌بینه.

همین اینا رو نمی‌بینن.

همین بهشتی‌ها همین اینا رو می‌دیدن.

همین جهنمی بودن که شما اینی که میگن اکثر اهل جنت البل اکثریت بهشتی‌ها آدمای نفهم خرن.

این به خاطر این نفهم خر مال اینه که خب هیچی نمی‌فهمیدی مثلا کجا خلاف می‌کنن.

مکان‌های خلاف کجان، سایت‌های خلاف چجوری میشه گیر آورد.

هیچ یکم نمی‌دونه.

هیچی نمی‌دونه.

نمی‌دونه.

نمی‌بینه اصلا.

خب این کسی که گوشش رو به هزارتا حرف نامربوط نمی‌داد، اونجا هم "لا يسمعون حسیصها ولکن في مشرد انفسهم خالدون." لذا این‌ها جمع چیز نداره.

جمع فقهی نداره این‌ها.

جمع دلالیه همین سبک دنیا داره.

این‌ها نمی‌دیدن و می‌دیدن، اونام نمی‌دیدن و می‌دیدن.

همونجا هم کور محشور میشن هم می‌بینن.

بهشتی‌هام همینجوره.

بهشتی‌هام محشور میشن تو درجات مختلف هم محشور میشن.

لا لقم فیها ولا تعتیم هم هست.

اینجا گاهی اوقات بحث امنیه و آرزو و بالاخره لیس بعمان یگو و چی، چه آرزو داشته باشه هست که اونجا نیست.

اینو ببینید اینو یه نقدی بزنیم به اینکه اینجا ببینید توی این دنیا اینجایی که گفت اگرا اشاره به همون جنود هم بکنیم که این شبهه برطرف بشه.

از اینی که تهدید کردن تو معنای اگرا که اگه قراره فسیر الله عملکم و اینا شهادت بدن، میگه شهادت به با-باطن نباید بدن.

مگه لایخذهکم بما کسبت قلوبکم نیست.

مگه شهادت به باطن اعمال نباد- بدم.

چرا؟

اگه شاهد بر باطنه پس باید باطن اعمال رو ببینن.

خب آره باطن اعمال که دیدنی نیست که.

فکر رو نمی‌بینن که.

این به خاطر اینکه فکر کردی تو این دنیا می‌بینن.

این چیزی که به عنوان باطن اعمال باشه، به عنوان فکر و اعتقاد باشه، این‌ها تبدیل به صورتي می‌شه که دیدنیه.

مثلا دیده می‌شه.

برای اهلش دیده می‌شه.

دیده می‌شه اونم شهادتم می‌دن.

همه این‌ها میرن در در حقیقت بهشتی هم که باشه میره در اون غرف مبنیه و میره تو اون طبقات.

یعنی که آیه داره که بحث غرف مبنیه می‌کنه.

آیه‌ش کجاست؟

که اینها اصلاً تو طبقات قرار می‌گیرن.

زمر رو بیارین.

آیه بیست.

چهارصد و شصت.

کده؟

چهارصد و شصت.

آیه چهارصد و شصت.

[ورقه زدن کتاب] در آیه بیست اینو ببینید داره که "لکن للذین اتقوا ربهم لهم غرفا من فوقها غرف من فوقها غرف مبنية".

ببینید فوقیت توی اصل قرآن معنا داره.

علی الخصوص تو بحث قیامت.

ببینید وقتی یه کسی بالاست، بالا به پایین اشراف داره.

[سرفه] وقتی میگه "لکن للذین اتقوا" اینجوری نیست که همه با هم برن یه جا که.

همه میرن تو غرف مبنیه، غرفی که "من فوقها غرفا مبنیه" یعنی میرن توی طبقات میرن، در مدارج میرن.

این کسی که پایینه سر از اون بالائه در نمیاره و اصلا توقعم نداره که سر در بیاره.

بعضی میگن تو اینجوری باشه آدم حسرت می‌خوره.

اینجوری نیست.

ببینید تا اینکه ما انسان رو چی تعریف بکنیم تو این دنیا، وقتی انسان رو درست تعریف بکنیم و معلوم بشه که انسان نوع نیست بلکه جنسه.

جنسه و تحتش انواع نه اصناف.

یعنی انسان یه کلیه بالاست دیگه.

که وقتی هم که می‌خواد محشور بشه، این انسانی که می‌خواد محشور بشه، اینجوری محشور می‌شه که الان چجوری قوای ما حسرت قوای دیگر نمی‌خورند.

کار خودشونو می‌کنن، درست هم کار می‌کنن.

هیچ کسی هم نمی‌خواد هیچ قوه ای کار قوه دیگر رو بکنه.

یعنی اینجوری نیست که بخواد مثلاً باصره ما حسرت قوه سامعه رو داره می‌کشه و داره، داره نگران اینه که چرا سامعه یه کارهایی می‌کنه که من نمی‌تونم بکنم الان.

باصره کار خودش رو می‌کنه.

اینایی که "و ما مننا الا له مقام معلوم" همین جوری ان.

وقتی فرشتگان "له مقام معلوم" مقام معلوم دارن، اینا همین جوری ان.

قوای عالمن.

این قوای عالم کاری به کار هم دیگه ندارن.

اون کار خودشونو می‌کنن، اون کار خودشونو می‌کنن.

کسایی هم که فرشته صفت می‌شن همین جوری می‌شن.

کار خودشونو می‌کنن.

کار خودشونو دارن می‌کنن.

اون وظیفه ای که تو عالم به عهده‌شونه، اون کارشونو انجام میدن.

لذا این بحث حسرات و امنی و فلان مال اینجاست، مال اونجا که اینجوری نیست.

اونجا هر کسی تو غرف مبنیه‌ای هست "فوقها غرف مبنیة ذلک." اون فوقش یه سری آدم‌های دیگه‌ای هستن که اونا دارن کار خودشونو می‌کنن، اونا دارن کار خودشونو می‌کنن.

هیچ موقع قوه واهمه ما [سرفه] نه کار قوه متخیله ما رو می‌کنن، نه توقع داریم کارو بکنن.

البته قوهایی که بالاترن خودشونو در قوای پایین‌تر به مادون می‌تونن نشون بدن.

کلاً اینجوریه.

کلاً بالاتر اشراف بر پایین‌تر داره، ولی پایین اشراف بر بالا نداره.

این همین چیزی‌ست که...

اِاِاِ تو همین دنیاشم کسایی بودن که، حالا میگی این آیه چه ربطی به شهود داره؟

بحث شهود قیامته.

یعنی تو شهود قیامت فوقیت معنا داره.

اون‌ها شاهدان بر پایین‌دست خودشون هستن، ولی پایین‌دست‌ها شاهد بر بالا‌دست‌های خودشون نیستن.

اینا تو همین دنیا هم یه سری بودن فوق یک سری دیگه بودن.

اون‌ها شهود بودن و می‌دیدن پایین‌دست خودشونو و البته بالا‌دست خودشونو نمی‌دیدن.

اون شاهد کل است که همه رو می‌بینه، که توی انسان‌ها وجود مقدس پیامبر اکرم.

لذا [مکث] اینایی که گفتن که خب دیدنی اگه قضیه دیدنه، که خیلی‌ها رو نمیشه دید، دیدنی نیست می‌خوان بعضی فکر می‌کردن تا همین دنیا می‌خواد ببینه.

این داره در حقیقت روح رو می‌بینه و ملکات روح رو می‌بینه.

آیا این جلوش رو اونجا می‌بینه دیگه؟

همشون می‌بینه.

همه‌چیم دیدنیه.

اون موقع اینجا گفته که پس خیلی صاف و شفاف گفته قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله عمل شما رو خدا می‌بینه.

نتیجه و آثار عمل هم نیست.

بعضیا می‌خواستن بگن بخوان بکنن نتیجه و آثار عمل رو می‌بینه.

این به این معنیه که اصلاً همین اومده خدا می‌بینه.

خدا که نتیجه و آثار عمل رو نمی‌بینه.

اینجا هم مؤمنون اضافه کرده کما این که در آیات قبلش نیست مؤمنون.

چون که اونجا حالا آیات قبلش هم [قرائت قرآن] به اون چیزی که شما انجام میدین شما خدا شما رو تو روز قیامت خبردارتون می‌کنه که الان چه کار انجام دادید.

بالاخره این مؤمنون البته طبیعتا این مؤمنونی که می‌خوان شاهد بر اعمال باشن دیگه همه مؤمن نیستن.

این دیگه واضحه دیگه.

یعنی تا حالا از این معانی تشبیکی چقدر تا حالا دیدیم؟

هزار تا.

از این هزار تا معانی تشبیکی چند تا این مؤمنون، مؤمنی که قراره شهود بر اعمال باشه.

حالا صرف اهل بیت هم نیست.

اگر برای اهل بیت [نامفهوم] تطبیق شده به موقع تطبیقه فقط.

اینجوری نیست که مؤمنون یعنی، یعنی اهل بیت.

اینا گفتن می‌بینید حتی تو تفاسیر روایی ما میگن مثلاً ایانا انا.

این ایانا انا منظورشون ماییه.

اینا مبحث جری و تطبیقه.

نه اینکه فقط و فقط منظورشون مایه.

اینجوری نیست.

ایانا انا، ایانا انایی که تو، تو چی داریم؟

یعنی گاهی اوقات یعنی الأئمة، یعنی الأئمة از این عبارات چی، به این معنا نیست.

مگر اینکه دلیلی بر هست وجود داشته باشه مثل ات God الله و ات الله رسول و اولی الامر منکم که تو اونجا میگن.

مگر دلیلی بر هست وجود داشته باشه وگرنه [سرفه] اگر دلیلی بر هست وجود نداشته باشه اینها همون ضمن بحث جری و تطبیقیه که مؤمنون می‌بینن کما این که آقای بهجت می‌دیده.

کما این که آقای بهجت دیگه داستان‌های سرش فراوانی می‌دیده.

خب آقای همت بعد گفت حالا نمیدونم می‌بینه یا نمی‌بینه.

بالاخره ظاهرا می‌بینه.

نمی‌دونم چجوریه.

ولی بالاخره یه چیزایی از شواهد برمی‌آد که چیه؟

یه چیزایی رو ممکنه ببینه.

این، اینی که مؤمنون می‌بینن حالا در هر سطحی که είναι بالاخره می‌بینن.

همینایی که می‌بینن می‌تونن شهادت بدن.

بله.

بحث اگر اشکال باشه مثلاً شاهد داریم قرآن که عمل رو به مجموعه باور و عقیده بود مثلا زده باشه تو اون ثریا الله عملکم و می‌گیم این ناظر به همه چیز هست.

فقط مثلا فرض کنیم که این از جوایز و لجوایز یکی این بود یکی هم این که اون مشتقاتی که برای س-- صح-- سیاه کردن یا سینه تخریب هست، در نتیجه این دو تا برگه گفتین اشعار یکی این که به برگه سطرات گونه و یکی هم این که اگر مثلا روز قیامت رو همه می‌بینن، خب روز قیامت حالا اون که همه می‌بینن یعنی با اون آیه یدعی الله يومئذ کل نفس کسرة ما کسبت این کسرة اینها که خب ما نداره قابل جمع یعنی میگیم خب اون کسایی که اون اعمال مرتکب شدن خدا بهشون نشون میده از اون طرف مؤمنین ها هم شاهد هستند در روز قیامت.

یعنی تو روز قیامت اینا رو می‌بینن.

یعنی نمیشه بگیم مثلا همه نه همه نمی‌بینن.

مثلا خوبیِ هم نمی‌بینن.

یعنی طبیعتا هر کسی عمل دیگری رو نمی‌بینه.

خودشون می‌بینن.

یعنی اونم خدا بهشون نشون میده.

ضمن اینکه خود خدا و رسول و مؤمنین یه اشرافی دارن مثلا عمل اونا رو هم می‌بینن و اینکه بعد صد rat-- سطرات گونه اگه میشه یه خورده بیشتر منفعش بکنیم که چی شد که مثلا به شهادت سطرات گونه از صفحات قبلیه سر-- ااا ثریا الله هم در حقیقت احقیت تشخیص میده.

این اعمالکم که گفتید که در حقیقت اعمال به مجموعه اعتقاد و باور و اینا تعلق بگیره، اِممم اینو من باید پیدا بکنم.

یعنی بشینم تمام عمل رو سرچ بکنم که یه دونه با این نگاه.

ولی اینکه اصلا متن ظاهر عمل چندان چیزی نیست.

یعنی این معرفت پذیرفته شده دینی خود صورت عمل به شرط اینکه کسی نسبت به چیزی باور و اعتقاد نداشته باشه و اینها، این دیگه تواتر اجمالی داره تو قرآن.

مثل اون داستانی که داستان عمار رو که وقتی که اکراهش میکنن که به اینکه تو بگو که مثلا ایمان نداری، مشرکی و فلان اینها وقتی میگه که باشم مشرکم اینها، میاد تو مدینه چیزش میکنن توبه ازش میکنن چیز، آیه نازل میشه که نه آقا این کسایی که در حقیقت اجبار شدن و اکراه شدن به اینجور کارایی اصلا هیچ چیزی براشون نیست.

یا مثلا تو خود همین این سوره میگه کسایی که مثلا جبهه نرفتن، جبهه نرفتن ولی با اعتقاد جبهه نرفتن.

خب? با اعتقاد خوب ولی جبهه نرفتن.

همین‌ها رو اصلاً مورد چه میدونم و حتی راه هر گونه انتقادی تو جامعه به اینو می‌بنده.

از این مجموعه دسته آیاتی که ولای که یاخذکم بما کسرة قلوبکم از این دسته آیات تواتر اجمالی درست میشه بر این مبنا که [مکث] اون چیزی که مهمه در حقیقت ظاهر عمله، منتها وقتی که در حقیقت پشتوانه‌های باطنی و اعتقادی داره.

وگرنه اگر نماز به عنوان ظاهر عمل مهم باشه، خب نماز بین همه مشترک بود.

برای همینه که اون بحث ولایت رو مصرف می‌کنن به عنوان چیز، به عنوان محور کار عمل.

یعنی اگر ولایت در حقیقت [مکث] میگن بر خمس مثلاً چه شده یکیش ولایت، اون موقع از این ولایت هیچی نرا به جز همان نودیه بالولاة و بعدش اینه که اصلا اعمال قبول نیست بدون ولایت.

یعنی چی اعمال قبول نیست بدون ولایت؟

یعنی قبول فقهی نیست بدون ولایت.

خب اونجوری که نیست.

خب اعمال بدون ولایت قبول فقهی هست.

اینی که بدون ولایت قبول نیست یعنی چی؟

آثار نداره.

یعنی باطله.

یعنی هیچی.

آثار نداره دیگه این اعمال.

[مکث] این حالا اون اعمالکم اونجوری که حالا به این صورت جواب سؤال.

جواب سؤال سوم این است که خب ببینید "و saturreddoona ilaa 'alimi alghaybi wa ashshahadah" یعنی کاملاً مشخصه که اون تیکش راجع به قیامته.

درسته؟

turreddoona عبارت همون "inna lillahi wa inna ilayhi raji'oon" دیگه.

یعنی inna ilayhi قسمت inna ilayhi raji'oonش که در حقیقت شما رد می‌شوید و برمی‌گردید، برمی‌گردید به سمت همون عالم الغیب و شهادت.

از همون عالم الغیب و شهادت اومدید و برمی‌گردید به، به همون سمت.

این داره همون قسمت اولشو میگه.

پس یعنی اگه "و saturreddoona" اون بخش قیامت باشه، این رو ظهور آیه به نظر میاد که چیه؟

و حتی سیاقی که شما نگاه کنید با این آیات داره.

شما برگردید به این آیه نود و چهار، از نود و سه نگاه کنید .

یا برای اینکه جواب سؤال اولتون هم داده باشم از نود و یک .

[مکث] ببینین هم حرج رو نفی می‌کنه هم سبیل رو.

یعنی میگه نه حرجه، نه گناهه از طرف خدا کردن اینا.

سبیل راه انتقاد مردمی هم بسته است به سمت اینا.

خب؟

"لَیسَ عَلَى الضعفاءِ وَلاَ عَلَى المَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذینَ لاَ یَجِدونَ ما یُنفِقونَ حَرَجاً" هیچ تکلیفی هم در مقابل خدا اینا ندارن.

کیا؟

ضعفا، مرضى.

کیا؟

اون کسانی که خرج جیب و جیاد رو ندارن.

مثلا حرجون.

کی؟

ببین کی [مکث] إذا نصحوا لله ورسوله یعنی اون، یعنی ناصح خدا و رسوله یعنی برای دینه، آدم دینیه، دینداره چیه؟

منتها این عمل رو نمیتونه انجام بده.

إذا نصحوا لله ورسوله.

بعدش اینا هم به عنوان محسن ازشون یاد میکنه با اینکه جنگو شرکت نکردن.

یعنی ما على المحسنين سبيل.

لا انتقاد مردمیم بحثه خصوصا که اینا.

کسی انتقاد هم نمیتونه بکنه.

والله غفور الرحیم.

ولا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم قلت لا أجد ما أحملكم عليه تولوا وعینهم تفيض من الدم حزنا.

نسبت به کسایی که إذا ما أتوك لتحملهم اومدن پیش تو که بگن که آقا یه چیزی بده ما سوار شیم بریم جنگ.

قلت لا أجد ما أحملكم عليه من ندارم چیزی.

پیغمبر بهشون گفته اسب نداریم بدیم.

تبوک دیگه.

سپاه رومن.

همین بیخ nies کردن.

اصلا این جریان تبوک انصافا از اون جریاناتیه که باید تو تاریخ اسلام توضیح داده بشه که این تبوک اصلا در چه ماجرایی بوده که پیغمبر یه جنگ با اون سپاه اون دور چیز کرد که خ-- یعنی باید یه درو دستشونو رو کنه چون که گفته اگر فاصله کم بود همین اینایی که نمیومدن آدم شدن میومدن.

اگه فاصله کم بود، ببینید.

یعنی کارو بیخشو سخت میگیره.

میگه اگه [مکث] ببین.

کجایم من؟

تو همین جا ساعت قبل بودیم.

[ورقه زدن کتاب] دیگه.

واقعا هستم [خنده].

ببینید تو این آیه چیزش کرد، تو آیه [مکث] شصت و سه و شصت و چهار و شصت و پنجش، اونجا بحث چیزو داره، بحث اینکه میخواستن به طور پیغمبر باید بزنن.

بعد میگن شوخی کردیم.

یعنی شوخی‌های شهرستانی [خنده].

میگن چرا چیه؟

می‌بینین میگه [سخنگوی 1] استاد تفرقه چیه؟

بله.

دیگه، دیگه چیکار باید می‌کرد که تفرقه ایجاد نشه؟

این که من ترسم که به من بگی تفرقه انداختی بین امت.

بله دیگه.

یعنی تفرقه، تفرقه‌ای که بین امت بیفته باید نرم حرکت بکنه دیگه.

ببین این تفرقه بین امت بیفته.

این گفته که [سخنگوی 1] که نمیگه.

میگه من دارم نشون میدم که دقیقاً این کاری که کردم بدون تفرقه کردم.

یعنی نشسته همش تبلیغ کرده، تبلیغ کرده، تبلیغ کرده، ترویج کرده، تبلیغ کرده که تا اومده، اومده گفته تو چیکار کردی؟

اینی که حضرت موسی حالا با حضرت هارون اونجوری برخورد کرده، اون مال حضرت موسی‌ست کلاً.

کلاً حضرت موسی اینجوری برخورد میکنه.

خب یعنی حضرت موسی دیگه.

و یعنی به این معنا نیست که پیامبر خدا مثلاً اشتباه کرده که...

اینم همین چیزایی که نظیر همین چیزاییه که قرآن به پیامبر میگه.

که توبیخ‌هایی که قرآن پیامبر رو میکنه که تو چرا اینجوری کردی؟

چرا اونجوری کردی؟

نمیخواد بابا ولشون کن.

چرا گذاشتی؟

تو میخوای استغفار کن، نمیخوای استغفار نکن.

اصلاً هرچی میخوای استغفار بکن.

من اصلاً اینا رو نمیبخشم مثلاً.

خب این مدل گفته‌هایی که خدا تو قرآن با پیامبر داره، حالا پی یه پیامبری با یه پیامبری داره.

اینجوری نیست که تو اشتباه کردی که.

این داره تفرقه ایجاد نکنه.

تفرقه ترجیحاً ایجاد نشه.

البته اینجوری نیست که به هیچ وجهی تفرقه ایجاد نشه.

به هیچ وجه من الوجوه تفرقه ایجاد نشه.

یعنی اینی که بعضیا برداشت کردن که تفرقه از گوساله پرستی چه تره، اینجوری هم نیست.

برداشت اینجوری‌اش هم درست نیست.

تفرقه مثلاً آدم‌ها گوساله پرست میشن، همه با هم گوساله پرست بشن این بهتره.

اینجوری دیگه نیست.

دیگه اینجوری بود که کار جنگ و جهاد و فلان و شهادت و فلان و اینا نمی‌کشید تو چی؟

خب همه، همه چی بشن دیگه همه دیوانه بشن که تفرقه نشه، نشود.

و اصلاً وقتی که حق خودشو ظاهر بکنه همیشه حق فرقانه.

یعنی میشه تفرقه ایجاد نکنه.

منتها یه موقع از طرف دامن میزنه به تفرقه.

خب نباید بکنه.

منتها ما هرچی از قدیر بگیم میشه تفرقه.

نمیشه تفرقه؟

یعنی شما تا بگی قدیر، قدیر صوفه، صوفه است.

اون میشه تفرقه دیگه.

یعنی حالا چون که چیزه ما نگیم قدیر، قدیر بگیم قدیر همون صوفه است.

اصلاً قدیر همون چیزاش یعنی همون چیزیه که صوفه گفته.

چرا؟

برای اینکه تفرقه نشه.

ببین اون برداشتی که بزرگواران کردن که گفتن که تفرقه از گوساله پرستی بدتره، این همون بیانات شعری مبالغه آمیز قشنگه که "احسنهُم اكذبهم".

بهترینش دروغ‌ترینشه.

خب؟

یعنی این، اون حرف که اینجوری آدم به اینجوری بزنه تفرقه از گوساله پرستی بدتره، این از اون بیانات چیزه، بیانات شعر گونه‌ایه که احسنهم اكذبهم.

بله؟

اصلاً اتفاقی اینجا نمیشه بین اینا کرد و اینا با هزار جور مقید شما برخورد میکنی با هزار جور مقیدات که از جنگ پس چیه؟

پس این پر کردن میره تبلیغ چیه؟

پس اون چیه؟

اون [مکث] و راه‌ها رو جدا بکنن.

اصلاً تو همین آیه، ببینید تو همین آیات تبوک میگه که شما اگر اعتراض کردن، اومدن چیز کردن رو خودش بهتون میگه.

یعنی اگر اومدن اعتراض کردن، اعتراضشون رو چیکار بکنین؟

عذرخواهی‌شون رو قبول بکنین.

اولاً عذرخواهی‌شون رو قبول بکنین.

میگه اینا اومدن یه سری منافقینی که تو پایگاه دارن، ببینید همیشه هم اینجوریه.

اگر کسی دشمنی از بیرون داره تهدید میکنه در درون نظام حتماً یه کسی رو داره.

پنهان نمیشه.

برای همینه، اون اینجا همونجاست که باید بگی تفرقه نه.

همونی که میگن پشتيبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیب نرسه.

همونی که امام گفت.

[مکث] همونی که امام گفت.

ما نه یه ولایت فقیه لت و پار که اگر دیدیم که درست گفت به عمل، دیدیم درست نگفت عمل نمی‌کنیم.

خب این که ولایت فقیه نمی‌خواد، به منم باید همین رو بگه.

یعنی اگه من حرف درست زدم شما باید اجرا بکنید.

حرفم درست نبود نباید اجرا بکنید.

من نه، یه کافر فاسق و فاجر هم همینجوریه.

اگه حرفش درست بود انجام میدیم.

درست نبود انجام نمیدیم.

خب این که دیگه ولایت فقیه لازم نداشت که.

[مکث] اینکه، اونجا باید گفتن اگر کسی از بیرون داره تهدید میکنه از درون میبینید که چه کسی داره که قلم به دست اون حالا یه موقع توطئه‌های نظامی میکنه، یه موقع توطئه‌های جاسوسی میکنه، یه موقع توطئه‌های فرهنگی میکنه، یه موقع چه و چه و چه.

حالا بعضیا پول میگیرن کلی میدن، بعضیا پول نگرفته کلی میدن.

دارن همون حرفو، همون ترویجو، همون فکر رو، همینجوری داره زمینه‌چینی میکنه.

زمینه‌چینی میکنه.

همین تبوک جریانش همینه اصلاً.

جریان...

فکر میکنیم اون کسایی که رفتن عقبه، کسی که میره ترور میکنه اون آدم، آدم اصلیه نیست.

گم نکنید تاریخ رو.

کسی که اهل تروره آدم اصلیه نیست.

آدم اصلی‌ها میمونن تو.

آدمای اصلی، مهره‌های اصلی نمیان ترور کنن که.

اونا آدمای بیچاره‌ای هستن که میرن تو اونجا مثلاً میخوان چیز بکنن ترور کنن و اینها.

بعدش میایم میگیم شوخی کردیم.

از-- یعنی عمق حماقته.

یعنی اصلاً آیه نشون میده اینا آدمای احمقین وقتی که میان ترور میکنن.

آخه میگه شوخی کردیم مثلاً.

شوخی چه شوخی آخه؟

توی مثلاً گردنِ چی.

اون مهره‌های اصلی رو باید بشناسی کیا بودن، منافقین.

منافقین اصلاً کیا بودن؟

ولی فکر میکنن مثلاً یه آدمای سیبل کن.

نه.

منافقین همونیه که تو جامعه اسلامی داشتن حرکت میکردن.

همونا بودن.

کاش یه سخن سیر، یه دل سیر آدمو به دست منافقین میکرد تو قرآن.

که منافقین کی‌ان؟

کفار کیا بودن؟

مشركين- کی که بودن؟

اهل کتاب که بودن؟

این سیستم‌های اجتماعی کیا بودن؟

و هر کدومشون تو قرآن چه خصوصیتی دارن؟

اصلا از چه خصوص-- شاخصه‌هاشون چیه؟

ما برگردیم ببینیم منافقین امت کی‌ان.

منافقین امت کی‌ان.

اینا فکر نکنید مثلا پول می‌گرفتن از یه جایی که منافقین.

میگیم منافقین، منافقین، منافقین.

انقدر بحث منافقین، منافقات.

از منافقین به بعد منافقات.

بحث منافقات یعنی زنایی که در حقیقت توطئه‌های نفاق داشتن.

یعنی ما دیگه تو اون چیزایی که هیچ موقع تو اون حرفای رسمی که تا حالا شنیدید که ما منافقات، دیگه نه، همیشه منافقین داشتیم.

نه دیگه ول منافقین، ول منافقات.

هی بحث منافقین، منافقات.

کیان دارن تو بستر جامعه در حقیقت از اون زنایی که دارن توطئه‌ها میندازن، از اون چیزی که خطاب‌های شدید اللهنی که پیغمبر داره به، خدا داره به بیت نبی می‌کنه.

چیه اون؟

اون که [سخنگویی به زبان عربی] اگه شما شروع کنی خطاهای آشکار بکنی، فاحشه اونجا هست.

اصلا معنی فحشای جنسی نمیده.

اصلا بیت نبی هیچ موقع مواجه با فحشا نبوده.

اینی که میگه به خطابو از بیت خود پیغمبر شروع می‌کنه یعنی خود تو بی، بیوت آقایان می‌بینی که چه پیدا میشه.

تو بیوت انقلابیون می‌بینی چه حرف‌هایی پیدا میشه.

یعنی کاش یه شکم سیر بحثای اجتماعی قرآن آدم می‌کرد و بعد شما، ماهایی که الان در حکومت اسلامی هستیم که دقیقا، اصلا این آیات زنده شد.

به خدا بعد از امام آیات زنده شد.

چرا؟

به دلیل اینکه وقتی حکومت اسلامی نیست خیلی چیزا نیست.

یعنی منافقینی نیست.

اون جریان، جریان برانداز نیست.

قلم به دست‌هایی نیست.

این کسایی که حرف می‌زنن هی چی میگن؟

هی با قر، دقیقا با پشتوانه سوگند و اینی که در خط امام و فلان دارن حرکت می‌کنن، ببینید اصلا آیه، همین سوره توبه رو بخونین.

یعنی با پشتوانه سوگند دارن کارشون رو پیش می‌برن و هی که جا، دیگه پیغمبر، خدا به پیغمبر میگه چیز نکن دیگه.

شما اینا عذرخواهی می‌کنن عذرشون رو بپذیر.

چرا؟

کاری به کار اینا دیگه نداشته باشید.

به جامعه میگه.

میگه کاری به کار اینا نداشته باشید.

[سخنگویی به زبان عربی] نه اینکه کاری به کار اینا نداشته باشیم، اینا رو بخشیدیم.

می-- آخه یه چیزی متنجسه پاکش می‌کنن.

[زنگ موبایل] یه موقع عین اون نجاسته دیگه یعنی پاکش نمی‌کنن دیگه.

بگو کاری به کار اینا نداشته باشین [سخنگویی به زبان عربی].

منتها اگه اومدن طلب رضایت بکنن دیگه ت، دیگه رضایت ندید دیگه.

هوشو، دیگه تعارف نکنید با حکومت اسلامی.

یعنی یه موقع هست بحث این است که اینها چیزن.

اینها اومدن م مثلاً ر-- بعد اینکه شما از تبوک برگشتین اینا گفتن که فلانا دوره و اگه نزدیک بود اینو-- کاش اینو پیدا میکردی این تو چیز.

بله؟

آیه چهل و دو.

بله.

ببینید "لو كان عرضاً قریباً وسفراً قاصداً لاتبعوك".

اگر یه منفعت آنی و فوری بهشون می‌رسید، سفر نزدیکی بود یعنی سفر کوتاه تفریح "لاتبعوك ولكن بعدت عليهم الشقة".

اون موقع اینا هم که دقیقاً حلاف‌اند.

حلاف‌اند.

می‌دونی که حلاف‌اند؟

كثير الحلف.

یه چیزی داره؟

حلاف أماز مشّان بنمی.

این چیشون سوگنده.

اینا چیشون پشتوانه‌شون و ذخیره کارشون حرف زدنه.

زبون‌بازای حرف ز-حرف زن.

کسایی که فقط حرف می‌زنن و این حرفشونم خیلی غلیظ می‌زنن.

پرسوگند حرف می‌زنن که "سيحلفون بالله لو استطعنا لخرجنا معكم".

اگر استعداد داشتیم ما حتماً خارج می‌شدیم.

"يهلكون أنفسهم والله يعلم أنهم لكاذبون".

خدا میدونه اینا دروغگویند.

اینا دروغگوین.

"أفالله أنكل ما أذنتموه".

ببینید همین عبارتایی که همین عبارتای موسوی‌ها.

"أفالله أنكل ما أذنتموه".

خدا ببخشتت.

پیغمبر خدا ببخشه.

چرا بهشون اجازه دادی؟

این پ-توبیخ پیغمبر نیست این.

"أفالله أنكل ما أذنتموه حتى يتولى من لكم بدٍ صدوا وتعلموا الكاذبين".

چرا بهشون اجازه دادی که این اتفاق بیفته که در تو "صدوا وتعلموا الكاذبين" کاذبین بشناسی؟

خب ببینید اصلاً معلومه.

چرا اجازه دادی بهشون نگن جهاد؟

چرا اومدن وقتی که اجازه بگیرن اجازه دادی؟

این توبیخ کیه الان؟

توبیخ هموناییه که نیومدن.

شاهدش همین آیات پایینشه.

شاهدش همین آیات پایینشه که میگه "ولو أراد الخوجة" فلان "لو خرجوا فيكم ما زادوا کلّا خبالا".

آیه چهل و هفتش رو نگاه کنید.

اگه با شما بیرون می‌اومدن هیچی جز خیانت و مرگ کاری نداشتن اینا.

لذا اینی که پیغمبر به اینا اجازه میده بمونن اولاً داره جنگو و صحنه جنگو خالی میکنه از اون ور امیرالمؤمنین رو میذاره مدینه رو از دست نده.

هیچ موقع امیرالمؤمنین رو اینجوری نبود که نبره.

ولی میگه "إن المدينة لا تثره إلا بيع".

خب دیگه نمیشه.

این مدینه رو نمیشه ول کرد.

مع-- نگاه کنید ببینید تازه من-- یعنی این باید بحث قرآنی‌ش بشه لازمه‌ تا معلوم بشه صنیفه چجوری شکل گرفت اصلا.

طرح توطئه صنیفه چجوری شکل گرفت؟

یعنی جامعه در چه وضعیت انفجاری قرار گرفت از اولش که [مکث] موجب اون کودتای صنیفه شد.

یعنی چه منافقینی داشتن کار میکردن که ما اینا پیام داره برای ما.

همین جوری هم میشه کلا بساط یه حکومت رو برچید.

همان که همین چند وقت پیش یه حرکتی-- چیزی کردن برای آقای خامنه‌ای صداشون کرد و گفت چیکار دارید میکنید؟

فکر میکنید چجوری یه مملکت سقوط میکنه؟

میرن اینجا رو میگیرن، اونجا رو میگیرن، صداوسیما رو میگیرن، مملکت سقوط میکنه دیگه.

تظاهرات کردن از بالا راه افتادن اومدن پایین و تا اینجام خیابونا رو گرفتن.

روی خیابان جمهوری دستور تیر دادن.

بله همینه.

اونجا دیگه دستور تیره.

شوخی نداره یکی مملکت.

میان طرف بیت رهبری اونو می-- صداوسیما رو میگیرن تموم میشه دیگه.

دو جا رو بگیرن تموم میشه.

یکی صداوسیما، یکی بیت رهبری.

این کودتاها زمینه داره.

خدا زمینشو الحمدالله برای مدتی فعلا سر-- دقیقاً حکومت اسلامی زمینشو در حقیقت چیز کرده.

بعضی دانسته بعضی هم نادانسته کولی میدن فقط.

نمیدونن که تو چه جریانی قرار میگیرن.

اونم کی؟

وقتی که سر خری مثل اون نتانیاهو راست رادیکال از همه چی از، از همه کس خرتر.

اون مثلاً اون گوشه اومده سر کار .

این...

آقا حواسمون جمع باید باشه.

[نفس عمیق] اینکه [نفس عمیق] اون موقع جالبه‌ها.

جالبه.

اون موقع میگن چرا امام خط میده؟

چرا حرف میزنه؟

نه، امام میدونه به چه دلیل-- اسم سؤال‌ها رو تعیین کنن.

اسم سؤال بگه.

بگه مثلاً این سؤال شکوفاییه.

اون سؤال مثلاً سؤال اصلاح الگوی مصرفه.

بعد سؤال بعد چیه؟

بعد اون سؤال چیه؟

دیگه این خط رو نداره.

این خط کلی رو برای نظامم نداره دیگه.

آقا به چه دردی بخوره دیگه؟

اسم سؤال رو بده من تعیین کنم.

یا اگه همون هول پرنویی که به آقا میدن به من بدن آدم در میفهمه اسم سؤال بعد چیه.

بارک الله.

بله.

حالا ببینید میاد اینجا.

میاد توی [ورقه زدن کتاب] ببینید [نفس عمیق] اینایی که برمی‌گردن «تَوَلَّوْا وَأَعْرَضُوا تَفِیضًا مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا یُجِیدُوا مُیُوفَقُونَ» اینان دقیقاً میبینید چشماشون از اشک داره میریزه اینایی که نمی‌تونن برن جبهه، ندارن برن جبهه.

خب این عمل جبهه رو انجام نمیده ولی Allah یه جوری ما اینو.

بعد میگه انما السبیل.

می‌خونم تا به اون آیه مورد نظرمون [دیالوگ خارجی].

راه انتقاد به کیا بازه؟

اولاً راه انتقاد بازه.

یعنی قرآن میگه راه انتقاد به سمت یه عده بازه.

اینجوری نیست که بگیم نمیشه هیچکی تو جامعه نمیشه انتقاد کرد.

انما السبیل علی الذین يستأذنونك وهم اغنیا.

کسایی که اغنیا بودن و اومدن اجازه گرفتن که نرن جبهه.

رب ان یکونوا مع الخوالف.

رضایت دادن که با همون خوالف باشن.

و طبع الله على قلوبهم فهم لا يفقهون.

خدا تبع کرد قلب اینها مراکز فهم اینها رو کور کرد.

فهم لا يفقهون.

دیگه نمی‌تونن بفهمند.

همینی که امیرالمؤمنین میگه که همار طاهونه.

که همار طاهونه یعنی همینه.

این خرا و اینایی که میخوان چیکار بکنن، اینا یه خورده که راه میرن خسته میشه دیگه.

اینا چشماشونو یه زنگوله آویزون می‌کنن به گردنشون که فکر کنه داره راه میره.

بعد این هی میره، میره و آخر شب چشمو باز می‌کنه میبینه همونجاست.

همون جای قبلیه.

میشه که همار طاهونه.

همین خر استاریامه.

این که جلوی دیدشو بگیرن صحنه رو نبینه صدای زنگوله میشنوه فقط.

چیزی نمی‌بینه فقط صداهای زنگوله رو داره میشنوه.

اینایی که به قول امیرالمؤمنین یهوم هو نفس، انقدر حول وجود خودشون می‌چرخن فقط.

یهوم هو نفس.

به عقلم این می‌رسه به عقلم اونجوری می‌رسه.

تو شریعت به عقلم اینجوری می‌رسه.

یهوم.

داره دور خودش می‌خواد.

میشه که همار طاهونه.

داره حول خودش می‌چرخه.

و طبع الله.

یعتذرون الیکم اذا رجعتم اليهم.

وقتی یعتذرون الیکم اذا رجعتم اليهم.

وقتی که شما از تبوک برمی‌گردید داره خدا خبر میده.

میگه از تبوک که برگشتید اینا شروع می‌کنن عذرخواهی کردن.

قل لا تعتذروا.

بهشون بگو اصلاً عذرخواهی نکنید.

چی عذرخواهی می‌کنید؟

لن نؤمن لکم.

داره به امت میگه شما عذرخواهی به این‌ها بگید که قل لا تعتذروا لن نؤمن لکم.

ما ایمان نداریم به شما.

قد نبأنا الله من اخبارکم.

خدا از اخبار شما به ما خبر داد.

شما برای چی وایسادید تو نبی-- نه مدینه.

قد نبأنا الله من اخبارکم.

چونکه اینجا بحث فهم مؤمنینیه که از طریق خبر پیغمبر در حقیقت این خبر کسب شده، خب؟

ببینید این آیه فقره بعدیش شبیه همون فقره که از توهای اصلی داشتیم می‌خوندیم.

چونکه اینجا در حقیقت به یک خبر [مکث] غیبی عملاً مؤمنین و جامعه مؤمنین و مؤمنین جنگجو و رزمنده مطلع شدند چون اینجوری‌اند میگه قد شما بگید که ما نبأنا الله ما خبر داریم الان.

نه می‌بینیم‌ ها.

یعنی می‌بینیم یه حرف دیگه‌ست.

[نفس عمیق] یه موقع مؤمنین میگن مؤمنین می‌بینن، یه موقع میگن مؤمنین خبر دارن.

مؤمنین خبر دارن چون خبر غیبی پیغمبر رو دارن دیگه پیغمبر [نفس عمیق] ببین پیغمبر بعدش اینا رو رسوا کرده این جماعت رو.

اومده تو جنگ گفته که خلاصه اینو خدا خبر دادن به شما بگیم که اینا اینجوری-- آدمای اینجوری‌اند.

اینجوری‌اند که اومدن.

همین، همین منافقینی‌ And که اینجوری کردن.

قد نبأنا الله.

حالا و سیری الله عملک و رسول.

اینجا دیگه مؤمنون نداره.

یعنی ج--じゃ اینکه مؤمنون، مؤمنونه تو این آیه در حقیقت نبأنا الله من اخبارک بوده.

نمی‌دیدن.

خب دیدنی نبود از این نظر.

شهود نبوده.

نه چی بوده؟

اخبار بوده.

ثمة تردون الی عالم غیب.

کاملاً واضحه.

ببینید اونجا وسط تردون قرینه ولی اینکه ثمة تردون.

که معلومه این واو هم به معنی ثمه.

خب ثمة تردون یعنی اینجا که می‌بینن ثمه.

البته خدا می‌بینه با رسول می‌بینه خب فرقه.

با مؤمنون هم می‌بینن فرق داره.

مؤمنون هم با همدیگه دیدنشون فرق داره.

اینا فرق داره دیگه.

اینی که میگن آقای بهجت، آقای همت گفتن آقای بهجت رفت معنویت یتیم شد یعنی همین.

[نفس عمیق] چونکه ثروتمندترین بعد از امام زمان رفت.

از همین بعد از امام زمان ثروتمندترین همین آقای بهجت رفت .

البته دستشون بازه ها اینا تو همین دنیا دستشون بازه.

اینایی که میگن نمی‌میرن، اینا برای اون احیاون اند ربهم یرزقون، اینا احیااند اند ربهم یرزقون مگه خب بقیه مردن.

بقیه هم نمی‌میرن دیگه.

ولی اینا احیااند چون دستشون بازه.

دستشون بازه تو این دنیا دستشون بازه اینا نمردن .

ثمة تردون الی عالم الغیب والشهادة فإن بهکم وكنتم تعملون.

لذا ببینید این قرینه اینجور آیات با همدیگه عملاً تعریف این یرا رو کامل مشخص میکنه.

یه موقع نبأ داره میگه ما داریم می‌بینیم.

یه موقع خبر داره می-- میگیره از پیغمبر.

یه موقع داره می‌بینه صحنه رو.

بعدش این تیکه هاشم.

لا سیحلفون بالله لکم ان قلبتم اليهم لتعرضوا عنهم.

دیگه باز داره مگه زبون باز قرار نبود باشن اینا؟

هی فقط زبون می‌ریزن.

سیحلفون بالله لکم ان قلبتم اليهم.

وقتی شما برمی‌گردید به سمت اون‌ها، اینا قسم می‌خورند که لتعرضوا عنهم که ازشون اعراض- اعتراض بکنید، از تخلفشون چشم‌پوشی بکنید.

خدا میگه فاعرض عنهم.

گفت فاعرض عنهم.

نه فاعرض عنهمی که عفو بکنی که وَإِنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى که.

نه باید که خب عفوشون بکنید.

نه این نیست.

إِنَّهُمْ رِجْسٌ.

چون که یه موقع خود انتها دادند و دقیقاً امر به معروف نهی از منکر کردن این کارا رو کردن باعث تطهیر طرف مقابل میشه.

باعث میشه طرف مقابل تطهیر میشه.

ولی داره حتی جامعه رو نشون میده.

یک عناصری الان تو جامعه وجود دارن که إِنَّهُمْ رِجْسٌ.

از خود جامعه مؤمنین.

اینا دقیقاً عین نجاستن الان.

عین نجاستن.

اینا متنجس نیستن که حالا [مکث]، اون آیاتی باشه که خَلَتْ مُؤْمِنًا صَالِحًا وَأَخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ که حالا کار خوب می‌کنن، کار بد می‌کنن.

نه اینا رِجْسٌ هستن.

اینام رِجْسٌ.

لذا کاری به کار اینا نداشته باشید.

انگولک نکنید این، این جماعت رو.

این جماعت منافق داخل امت رو انگولک نکنید.

وَمَأْوَىهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ.

يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوُا عَنْهُمْ باز دونه حالا قسم می‌خورن.

حالا که چشم‌پوشی کردین قسم می‌خورن که راضی هم بشید حالا.

حالا رضایت هم از ما داشته باشید.

خدا دیگه اینجا میگه نه دیگه.

فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنْ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ.

دیگه اینا هم فاسدن شما رضایت قوم فاسد قرار نیست دیگه داشته باشید.

یعنی رضایت قرار نیست .

این میشه این.

لذا این آیاتی که داره قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ.

این آیات در حقیقت نشان از این است که بالاخره می‌بینن اعمال رو.

دقیقا اعمالش می‌دیدنیه و غیر فهمیدنیه.

یه سؤال دومی داشتید که فکر کنم سؤال دومه همین بود که چه اشکالی داره این رو ما بگیریم که قسمت اولیشم بگیریم راجع به قیامت که [مکث]، نمیخوره دیگه.

یعنی الان که دیدیم می‌دونیم که نمیخوره که هر دو تاش بحث قیامت بشه.

چون یه هم قیامت یعنی گفتید اون دلیل مخروشه، اون دلیل که اگه قیامت باشه خب همه می‌بینن.

اون دلیل درسته.

شما میگین میخواید بگید شاید مثبتین.

مثبتین که تعارض نداره.

هم داره اینجا میگه مؤمن می‌بینه، اینو می‌بینه، اینو می‌بینن.

خب خیلیای دیگم می‌بینن.

ولی اینجا نه ظاه-- اولا صورتی ظاهرش یه ظاهر حصر آدم فکر میکنه نمیفهمه ازش.

ضمن این که مشخصاً راجع به کسایی که اعمال خودشون رو نمی‌بینن چجوری میخوان اعمال بقیه رو ببینن؟

این راجع به دقیقاً حکایت این دنیاست.

چون ماها حالا مصداق اتمش تو درس مؤمنون گفتن ما اهل بیتی‌ایم.

بالاخره یک عده‌ای هستن.

می‌دونین اینا مهمه که حداقل آدم یه سری از مقامات رو انکار نکنه.

حالا نمیگه ائمه.

خب شما که میگید بهترین‌ها که خود ائمه‌ان.

حالا نمیگید بهشون ائمه، میگین همینا.

دیگه آدم یه سری مقامات-- ولی این مؤمنین کی‌ان پس؟

اصلاً این مؤمنین اصلاً ما وجود دارن اینا یا وجود ندارن؟

اگه وجود دارن که خب اگه شما میگید مؤمن‌های آیه بحث خود آیه بحث خاکسار کریمه اهل بیته.

اگه اینجوریه که خودشون خاکسار امام زمانن.

پس یه عده‌ای هستن.

ببینید اینا خیلی خوبه که آدم بفهمه که این مقامات وجود داره.

یه سری آدما اینجوری حداقل وجود دارن.

منکر مقامات نشه.

حالا چرا قرآن اینجوری به این سبک حرف می‌زنه خیلی وقت‌ها؟

یه بار دوستان را نرسیدیم که چرا قرآن نسبت به وضعیت انسان کامل گاهی اوقات با توبیخ حرف می‌زنه؟

دلیلش این است که می‌خواد ثروت این‌ها رو بشکونه گاهی اوقات.

اون وجهه این‌ها رو گاهی اوقات چی بکنه؟

با خدا اشتباه نشه.

یعنی می‌خواد بالاخره جایگاه اینا رو با خدا جدا کنه.

ضمن اینکه غلیظ‌ترین تعابیری راجع به این‌ها داره و اینکه این‌ها انسان کامل‌اند و تعلیم اسماء شده و فرشته‌ها سجده می‌کنن بهشون و پیامبران وحی می‌گیرن، وحی از خدا می‌گیرن، ارتباط با خدا دارن و همه، همه همین حرفا.

از منطقه شیطان خارج‌اند و همه این حرفایی که میگه، اون موقع این رو هم کنارش میگه که مثلاً یه سری چیزهایی که گاهی اوقات من بدون-- دیگه رفقا گفتن که گاهی اوقات می‌بینید که یه چیزی که اصلاً کاملاً وقتی آدم می‌شینه پای حساب دو دو تا چهار تا می‌بینه که اصلاً تو منطقه تکلیف نبوده این.

این که "وعصا آدم ربه فغوی." عصیان آدم، عصیان آدم تو منطقه تکلیف نبوده اصلاً.

تازه بعدش اومده تو زمین.

چرا اینو اینقدر رسوا می‌کنه؟

یعنی این که اصلاً تکلیفی نداشته، اولین چیز.

می‌گیم آقا چرا این باید اینقدر رسوا بشه؟

که تو جاهای قرآن هی به نام عصیان، عصیان، عصیان.

قرآن چیزی-- جاییه که تازه بعد از هر کاری که انجام شده تازه اومده تو منطقه تکلیف.

اینا شاید یکی از وجوهش، یکی از وجوهی که واقعاً میشه نسبت داد همین هست که [نفس عمیق] میخواد از توی دل این چه بت پرستی درست نشه.

حالا خدا، خداست.

این معلوم беше.

خدا، خداست.

اینا، اینان.

اینا بنده‌های خدااند.

این رو نشون میده.

یعنی اینا که خارج هستند از این حرفا.

یعنی زبانای گاهی اوقات توبیخ آمیز نسبت به اینا.

یه آیه دیگه‌ای هم هست که حالا باید مع مستقلاً چیکار کنیم؟

یه بحثی حالا هدیه به روح حضرت آقای بهجت.

بحثی دانشگاه تهران از چه گفته بودم ما رفته بودیم دانشگاه تهران یه صحبتی راجع به بحث نماز بود.

چون که واقعاً آقای بهجت بود و نماز واقعاً نماز آقای بهجت دیگه اون گله کاری بود که بقیه میدیدن از آقای بهجت.

سمیناری هم بود توی دانشگاه تهران، جلسه‌ای بود و اینها راجع به نماز.

گفتم که حالا شاید بد نباشه یه مثلا همین بعد از ظهر یه روز بیام راجع به نماز یه صحبتی بشه و ارتباط با بحث نماز.

[نفس عمیق] ببینید یه عده‌ای هستن تند تند و با کد و اینا میریم جلو.

ما ارتباطمونو یه موقعی با نماز اشتباه فرض می‌کنیم.

یعنی نوع ارتباطمون با نماز اشتباهه.

خدایی که اسماء مختلف داره و هر اسمش خاصیتی داره.

که بالاخره اسم قابضش قابضه.

اسم باسطش باسطه.

یه چیزی اگه شما بخوای از خدا با اسم رازق می‌خوای، مریض رو بخوای شفا بدی با اسم شافی شفا میده.

یعنی اسماءم لفظی‌ست بلکه واقعاً اسمه.

خب خدا اسماء مختلف داره.

ارتباط با خدا هم ارتباط با اسماء مختلفه از خداست.

این دو آیه رو ببینید.

یکی داریم اقیموا الصلاة لذکری.

شما نماز بخونید برای ذکر من.

یکی هم داریم که [می‌خواند] کسانی که خوابیده، نشسته تو هر حالتی ذکر الله هست.

ببینید تو این جوشن کبیر این دو تا اصل و دقت بکنید.

میگه یا عال فی ضنوب یکی، یکی يا دان فی علوب.

هم خدا عالیه هم خدا دانیه.

این همین چیزیه که بحث تشبیه و تنزیه رو می‌سازه توی مجموعه بحث دین ما.

یه موقع خدایی که عالیه خیلی بلنده، بزرگه.

یه موقع خدا، خدا دانیه.

خدایی که اومده پایین.

يا دان فی علوب.

این خدای دانی.

ارتباط با این دو تا خدا هم مدل ارتباطش فرق داره.

اینا بحث تشبیه و تنزیه هم مبتنی بر همین حرف‌هاست.

یه موقعی شما هی خدا رو یاد می‌کنید که خدا یه چیز دیگه‌ست.

ليس كمثله شيء هو الواحد القهار و نمی‌دونم اینها با این، خودتون هم احساس کردید گاهی اوقات سوره توحید می‌خونید یه حسی به آدم دست میده اگه به معانیش آدم توجه بکنه.

وقتی که مثلاً شما سوره این آیاتو اینجوری می‌خونید که [می‌خواند] بیاید قهر- ارض الحسنه داده به خدا.

[نفس عمیق] بعد میگه این چه خدای چیه؟

خدا اومده پایین ارض الحسن هم میگیره مثلا، خب。 این همون خداي دانیه.

اون موقع ارتباط با این خداها فرق داره.

یعنی دو تا خدا نیست ها اسماء خداست دیگه اینا رو دیگه بلدید همه‌مون.

یکیش مناجات، یکیش نمازه.

مناجات با ارتباط با خدا يا دان في علميه.

نماز ارتباط با خدا يا عالم في علميه.

هر جا یه برخورد داره.

شما اگر خواستید با خدا رفاقت کنید مناجات می‌کنید.

ولی رفاقت تنها کار رو حل نمی‌کنه.

سعی نکنید خیلی رفیق خدا باشید.

یعنی هی بخواید با خدا رفاقت کنید.

هی بخواید لب‌های خدا رو بکشید به این معنی که گوگولی من، من خیلی مثلا دوستت دارم اینجوری، خب。 اینجوری با خدا همش اینجوری برخورد نکنید.

یکم نمازه که نماز شما جلوه‌ی يا عالم في علميه فقط دارید خاک‌شوری می‌کنید اونجا و جملات رسمی میگید.

هیچ جمله باحالی هم نمیگید.

اصلا جملات باحال کلا پاکه نماز، خب。 دیدید که شما ببینید یه جمله باحال پیدا کنید تو نماز.

که باحال‌ترینش یا کنوزها یا کنوز یعنی خیلی باحالش، خب。 اینه که اصلا هیچ جلوه رفاقتی هم نداره با خدا .

اینایی که میخوان تو نماز عشق ورزی با خدا بکنن، نه اشتباه گرفتن.

این مناجاته، باشه.

اصل هم نمازه اتفاقا.

یعنی اتفاقا اگر کسی نماز خوب بتونه بخونه، نماز خوب یعنی نماز خوب یعنی چی؟

نه نمازی که یه حالت باحال و رفاقتی داشته باشه。 نماز خوب یعنی نمازی که پر از خضوع و خشوعه.

اگه کسی نمازه اینجوری بتونه بخونه می‌تواند مناجات خوب بکند.

چونکه اگه کسی بزرگ باشه می-می‌توان بهش عشق ورزید。 کسی که بزرگ نباشه اصلا بهش عشق، عشق هم نمیشه ورزید。 شما اگر خدا رو هی سرت رو بکشید پایین که بخواید باهاش رفاقت بکنید، می‌بینید که آدمی می‌شید که آدم به حریم این خداها تجاوز می‌کنه، تعرض می‌کنه.

نه عاشقش می‌شه آخرش، چون عاشق این خداها نمی‌شه و به حریم‌شون تعرض می‌کنه。 کسایی که به حریم خدا تعرض می‌کنند.

نماز خلاصه اولا توقع نکنید که تو نماز شما مثلا حال کنید تو نماز.

اینجوری نبوده.

این چیزایی هم که از آقای بهجت می‌بینید این الان تو قنوته، خب؟

بعدش هم اینا گریه‌های خوفه، نه گریه رجا و شوق.

اگر کسی بخواد تو نماز گریه بکنه حالش باید حال خوف باشه از خدا بترسه.

یعنی باید حریم بگیره.

اگر کسی بخواد پیشاپیش برای خودش یه نماز خوب فراهم بکنه باید بشینه تو سجده از خدا بترسه.

نه اینکه شروع کنه مناجات بخونه.

مثلا بشینه قبل از شیعه ابو حمزه بخونه.

بعدش بگه که خدا اگه منو مثلا بندازی جهنم بیا آبروتو ببرم جهنم میگم که من اینو دوستش داشته باشم منم باهات به جهنم.

خب این اینکه این البته رفاقت با خداست.

[نفس عمیق] در صور-- توقع اشتباهی از نماز نداشته باشیم باید خضوع کرد و خشوع کرد همین.

و این خدا رو بزرگ داشت برای همین شما می‌بینید اذکاری که توش داره همه الله اکبر، سبحانه، علیه، عظیمه.

یعنی همش خدا بزرگه اونجا.

برو عقب، برو عقب مثلا اینجوری لوس نکن خودتو مثلا.

از خدا باید ترسی.

ببینید الان هی دارن به ما میگن که بیاین با خدا رفیق بشیم.

هی رفیق بشید با خدا، رفیق بشین با خدا.

این رفیق بشین با خدا...

بله وقتی که بترسه از خدا.

گاهی اوقات می‌بینید که همیشه آدمو می‌کشونه تو سطح اینه که خب ما که رفیقیم دیگه.

حالا بین الاحباب تسقط العادات دیگه بین الاحباب هم که دیگه عادات ثابته و ما هم که رفیقیم و حالا خدا گفته فلان کارو بکنیم و نمی‌کنیم و گفته اینجوری بکنیم و نمی‌کنیم و اینا گفته فلان گناه رو نکنیم، می‌کنیم و از این چیزا.

ما رفیقیم دیگه با همدیگه.

[نفس عمیق] اینی که واقعا در نمازهای آقا بهجت دیده می‌شد، یعنی بالاخره تو این چهار پنج سالی که ما نمازای ایشون رو توفیقی بود می‌رفتیم، واقعا نماز بزرگترین جلوه بیرونی آقا بهجت بود.

دیده می‌شد واقعا تو این قنوت و توی اون سجده آخر اینا هم واقعا خوف می‌کرد.

یعنی قشنگ مشخص بود خوف داره می‌کنه.

خب؟

این ذیکرشون هم همین بود دیگه و عافنا و عافنا.

گفتیم خدا ببخش غلط کردم فلان اینجوری.

این وجه نماز خوندنه و خدای در حقیقت خدای ترسناک.

باید از خدا ترسی کما اینکه محور دین هم ترسه از خداست.

اینقدر هی عرفانای الکی درست نکنین.

یه محوری داده به شوق به خدا.

محور شوق نسبت به خدا نیست یا ایها المدثر قم فأنذر نه قم فأنذر ببشّر.

بلند شو بترسون مردم.

بلند شو مردم بترسن.

باید حریم خدا رو نگه دارن.

باید حریم خدا تعرض نکنن.

این خدا بشه ما این خدا عاشق این خدا هم میشه آدم شاید.

مرکزیت با ترس از خداست، خشیت از خداست، حریم‌گیری از خداست و این چیزا.

این میشه جایگاه نماز.

لذا چونکه ما خیلی شنیدیم که هی میگیم ما یه نماز باحال می‌خوایم بخونیم، منظورشون باحال مثل همون باحالیه که تو مناجات براشون اتفاق میفته.

اون نماز رو نمیشه خوند.

توقعی هم نداشت که کسی از اون نمازها بشه خوند.

شما در آداب نماز اگه دقت بکنی داره حتی تعلموا تقولون.

بدون داری چی میگی.

شما ببین داری چی میگی.

همین.

فکر یعنی یه لحظه دقیقا حواستو جمع کن ببین داری چی میگی.

حواست هم پرت شد که پرت میشه، خب دوباره حواستو جمع کن ببین داری چی میگی.

ببین داری چه حرفایی میزنی، رو چقدر بالا میبری، خودتو چقدر پایین میاری.

خب؟

اینا رو بفهم.

همین این میشه آداب نماز خوندن و این همه سیصد چهارصد تا ادبی که تو نماز خوندن وجود داره به خاطر همین که می‌خواهیم هی ما مؤدب باشیم در مقابل اون بزرگ.

این هم از نماز واسه اینکه هدیه‌ای بشه این غافل به روح بزرگ حضرت آیت الله بهجت.

این کسایی که واقعاً جزو ستون‌های زمین و میخ‌های زمین و رواسی زمین "وجعلنا في الأرض رواسي أن تميد بکم" برای اینکه آدم اضطراب نگیره.

این‌ها، این آدما اینجوری بودن و اینجوری زندگی کردن و [مکث] انشاالله که خلا وجود امثال ایشان با بهتر از ایشان بتونه پر بشه.

[مکث] خدايا خدایمان ما را ببخش و بیامرز.

قلب ما را به نیمه امام زمان از ما راضی و خوشنود بدار.

در امر فرجش شتابی بفرما.

خدايا حضرت ولی در هر جای این عالم است به روحت اقامه و ایادی واصل بفرما.

مقام معظم رهبری و همه خدمتگزاران اسلام و گل و مایه معظم بدار.

خدايا همه گذشتگان ذوالحوق، پدر و مادرمان، معلمانمون، حضرت آیت الله بهجت و همین از سوره مهمان خوان بیکران صدیقه کبرا سلام الله علیها قرار بده.

و همه مرزهای اسلام را عاجلاً و کاملاً لباس عافیت بپوشان.

دست ما رو تو این دنیا و برزخ خودنامت [مکث] از معارف نورانی قرآن و احادیث کوتاه نگردان.

نعمى شهدا عالیست، عالی‌تر بفرما.

توفیق شهادت در رقاب مولا و حضرت حجت را هرچه زودتر از خداوند بفرما.

بالنبی آله.

الفاتحه ما الصلاة.