یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مودّت؛ پیوندسازِ سبک زندگی قرآنی
سخن با استعاذه و بسمالله آغاز میشود و درود بر پیامبر اکرم و خاندان پاک او.
سبک زندگی قرآنی، چون با محبت و دوستداشتنِ طرفِ مقابل همراه شود، پیوندی میآفریند که در سوی دیگر نیز عنوانِ محبت و مودّت جایگاهِ جدّی مییابد. مودّت صرفاً احساس نیست؛ اتصال و ارتباط میسازد. حتی کسانی که در برابر انبیا میایستند، از همین سازوکار غافل نیستند.
در سورهٔ عنکبوت، پس از نجاتِ ابراهیم علیهالسلام، خطاب به قوم چنین آمده است:
«إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (عنکبوت/۲۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شما جز خدا بتهایی برگرفتهاید که میان شما در زندگی دنیا مودّت پدید آورد.
بتها گاه سنگی نیستند؛ گاه بتِ علمِ روز، مشهوراتِ زمان، و سننِ آباءاند. اینها را برمیگزینند تا مودّتِ میانِ خود را بر پایهٔ همان بتها بنا کنند. اظهارِ محبت که به مودّت بدل شود، پیوند میسازد؛ و اگر محتوا تهی باشد، سرانجام به کفرِ یکدیگر و لعنتِ یکدیگر میکشد.
از همین روست که حضور انبیا نظمِ جهانیِ مبتنی بر آن مودّتهای باطل را برهم میزند. دو گروه خصومت میکنند؛ طایفهای ایمان میآورد و طایفهای کفر میورزد. انبیا نظمِ عمومیِ محبتِ بر مدارِ اوثان را میگسلند تا پیوند بر مدار حق بازچیده شود.
محبت، همفرکانسی و علم
پس از آنکه اصلِ محبت روشن شد، مقصد این است: محبت همفرکانسی میآورد و همفرکانسی علم میآورد. از این رو مهمتر از برنامهریزیِ روز، برنامهریزیِ شب است؛ و مهمتر از برنامهریزیِ شب، برنامهریزیِ سحر. آنجا محبت میروید و محبت که بروید، علم میآید.
قرآن در نسبتِ علم و ایمان، گاه عالم را در افقی بالاتر مینهد:
«إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر/۲۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از بندگان خدا تنها عالماناند که از او میهراسند.
و نیز در سنجشِ دانایان و نادانان:
«قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» (زمر/۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند یکساناند؟
انبیا غالباً به معنای متعارفِ «درسخوانده» نبودند؛ مگر اندکی که زمینهای برای سلوک فراهم کرده بودند. مسیرِ اصلی، علومِ حضوری است نه تکیهٔ صرف بر علومِ اصولی. باید آنچه را باید دید، دید؛ و آنچه را باید یافت، یافت.
اوتوا العلم؛ علمِ دادهشده نه علمِ رفتهآموخته
تعبیرِ «اوتوا العلم» شگفت است: کسانی که علم بدیشان داده شده است — نه آنکه خود بهسوی علم رفته و آن را «یاد گرفته» باشند. این علم چون وحی میرسد؛ در سینه مینشیند. آیاتِ الهی در تنورِ داغِ چنین سینههایی جای میگیرند.
درسخواندن را نباید نفی کرد؛ سبک زندگیِ مؤمن از تحصیل بیبهره نیست. اما بُعدی هست که اگر نباشد، درسخواندن بهتنهایی کارِ اصلی را پیش نمیبرد؛ و اگر باشد، تحصیل نیز ثمربخش میشود. آنچه خدا برای این راه مقدّر کرده، مسیرِ علمِ موهوبی است.
قارون و دو نگاه به «اوتی»
در داستانِ قارون در سورهٔ قصص، پس از سفارش به طلبِ آخرت و فراموشنکردنِ نصیبِ دنیا و احسان و پرهیز از فساد، قارون میگوید:
«قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِي» (قصص/۷۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گفت: اینها تنها بر پایهٔ دانشی که نزد من است به من داده شده است.
او نمیگوید «اوتیتُ العلم»؛ میگوید دنیا بدو داده شده «علی علمٍ عندی» — علم را از آنِ خود میشمارد: درس خوانده، کار اقتصادی کرده، بلد است. قرآن میپرسد آیا نمیداند که پیش از او اقوامی نیرومندتر و پُرجمعتر را هلاک کرده است؟ مجرمان را حتی از ذنوبشان بازپرسی نمیکنند؛ عذاب مستقیم میآید.
قارون با زینت بر قوم بیرون میآید. آنان که زندگی دنیا را میخواهند، میگویند کاش ما نیز چنان بهرهای داشتیم؛ چه حظّ عظیمی. خانهٔ بزرگ، شهرت، و جلوههای دنیا دل را میرباید. در برابر ایشان:
«وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ» (قصص/۸۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی که علم یافتهاند گفتند: وای بر شما؛ ثواب خدا برای آنکه ایمان آورد و کار شایسته کند بهتر است، و جز شکیبایان بدان نرسند.
اوتوا العلم دنیا را از دل بیرون کردهاند؛ به دیدهٔ اعتبار و عبرت مینگرند نه به دیدهٔ کاخپرستی. هر بنای باشکوه یادآورِ مرگ است. این ویژگیِ اوتوا العلم است: نگاهِ اعتباری و عبرتآموز.
محبوبشدنِ الهی در برابر سلبریتیساختن
انتظارِ دوستداشتهشدن اگر به شهرتطلبی بینجامد، راهی دیگر است. در زیارات آمده که در زمین و آسمان محبوب باشیم؛ اما محبوبیت را خدا میسازد، نه تلاشِ خودساخته برای دوربین. ایمان و عمل صالح است که در سورهٔ مریم وعده میدهد:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا» (مریم/۹۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، خدای رحمان برایشان دوستی قرار خواهد داد.
آنکه با عالم و با خدا هماهنگ شود، عالم نیز با او هماهنگ میشود و دوستش میدارند. اما هزینه کردن برای سلبریتیشدن و خود را پیشِ دوربین نهادن، ارادهٔ علوّ در زمین است. قرآن میگوید:
«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» (قصص/۸۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن سرای آخرت را برای کسانی قرار میدهیم که در زمین برتری و فساد نمیخواهند.
انسان بر نفسِ خویش بصیر است؛ خود میداند که میخواهد مشهور شود یا نه. بزرگانِ معروف نیز گاه نامدارند، اما ارادهٔ علوّ نکردهاند.
آیاتِ بیّنات در سینههای اوتوا العلم
آیهٔ چهلوهشت و چهلونهٔ عنکبوت موردِ توجّه روایات است. خطاب به پیامبر:
«وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ ۖ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ» (عنکبوت/۴۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پیش از آن هیچ کتابی نمیخواندی و به دست راستت نمینوشتی؛ وگرنه باطلگرایان به شک میافتادند.
ویژگی پیامبر این است که به معنای متعارف سوادِ کتابت نداشته تا گمانِ آموختن از دیگران نرود. آنگاه:
«بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ» (عنکبوت/۴۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بلکه این آیاتِ روشن در سینههای کسانی است که علم یافتهاند.
آیاتِ بیّنه برای همه بهیکسان «بیّنه» نمینشیند. قرآن پیامِ عمومی دارد، اما بیّنهبودنش در سینهٔ اوتوا العلم کامل میشود؛ تنورِ داغ میخواهد تا آیه سرِ جایش بنشیند. برای کسی که قلب دارد:
«إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» (ق/۳۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در این برای هر که دلی داشته باشد یادآوری است.
در نازعات نیز انذار بالفعل میشود برای آنکه همواره از ساعت میهراسد:
«إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا» (نازعات/۴۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تو تنها بیمدهندهٔ کسی هستی که از آن میهراسد.
پیامبر منذر است؛ اما قابلیتِ قابل لازم است تا انذار بنشیند. اگر زمینهٔ خشیت نباشد، آیه فینفسه بیّنه است اما اثر نمیکند. ائمه علیهمالسلام به این آیه اشاره کردهاند که آیات در قلوبِ اوتوا العلماند؛ و قلهٔ اوتوا العلم ایشاناند، هرچند مراتبِ فروتر نیز هست.
سجده بر قرآن؛ نشانهٔ اوتوا العلم
در اسراء آمده که قرآن به حق نازل شده و پیامبر جز بشیر و نذیر نیست؛ و قرآن را بخشبخش فروفرستادهاند تا بر مردم بهتدریج خوانده شود و در کنار حوادث تثبیت یابد — نه یکجا و بیهوا.
«قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا ۚ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا» (اسراء/۱۰۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو به آن ایمان بیاورید یا نیاورید؛ کسانی که پیش از آن علم یافتهاند، چون بر ایشان خوانده شود بر چانهها به سجده میافتند.
آنکه زمینهٔ علم در اوست، چون قرآن خوانده شود ناگهان با چهره بر خاک میافتد و میگوید پروردگار ما منزّه است؛ وعدهٔ او ناگزیر شدنی است. میگریند و خشوعشان افزون میشود. انسان میتواند به خویش خشوع القا کند؛ چنانکه میتواند جرأت بیفزاید. قرآن بر اوتوا العلم خشوع میافزاید.
تمایزِ اوتوا العلم و اوتوا الایمان
سورهٔ روم تصریح میکند که علمِ دادهشده با ایمانِ دادهشده دو افقاند:
«وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَىٰ يَوْمِ الْبَعْثِ» (روم/۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی که علم و ایمان یافتهاند گفتند: بهراستی در کتاب خدا تا روز برانگیختن درنگ کردهاید.
مؤمن و عالم دو عنواناند؛ اوتوا العلم نکتهای مستقل دارد. باید چشم را به مباحثِ علم در قرآن حسّاس کرد و در پیِ علمی فراتر از علومِ حصولیِ صرف رفت: علمی که خشوع بیفزاید، بکا آورد، به خدا نزدیک کند، و خشیت بیافریند. «انما یخشی الله من عباده العلماء.»
در برابر، برخی به خویش حمیتِ جاهلی میافزایند — چنانکه قرآن از کافران میگوید در دلهایشان حمیتِ جاهلیت نهاده شد. آدمی میتواند با خود ور برود و تعصب بیفزاید؛ یا دندان بر هم نهد و جرأتِ حق بیفزاید. فضای اوتوا العلم همان است که خشوع و بکا و قرب میزاید، نه شهرت و علوّ در زمین.
دو گروه و بههمریختنِ نظمِ محبتِ باطل
تهمتِ رایج بر انبیا این بود که با آمدنشان نظمِ جهانی را بههم میزنند. نظمِ مبتنی بر مودّتِ اوثان میشکند و کار در جامعه بههم میریزد. دو فریق خصومت میکنند؛ چنانکه در سورهٔ صف طایفهای از بنیاسرائیل ایمان آورد و طایفهای کفر ورزید. تازهواردیِ ایمان، خودْ شکاف میآفریند؛ زیرا پیوندِ پیشین بر مدارِ باطل بوده است.
مودّت اگر محتوا نداشته باشد، روزی که پرده بیفتد، برخی برخی را کافر میشمارند و لعنت میکنند. پیوندِ بیمغز دوام نمیآورد. از این رو سبک زندگی قرآنی محبت را نه بهعنوانِ تزئینِ عاطفی، بلکه بهعنوانِ مهندسیِ اتصال بر مدارِ حق میخواند.
حساسیت به واژهٔ علم در قرآن
واژههای علم در قرآن کشدارتر از آناند که در یک جلسه تمام شوند؛ مقصودْ حساسکردنِ چشم است. وقتی خدا از علم سخن میگوید و حتی نسبتِ آن را با مؤمن مینهد، گاه عالم را در افقی میبیند که خشیت از آن میزاید. آنکه اهلِ سجده و شب نیست و خدا بدو علم نداده، آیه فیحدّنفسه بیّنه و مبصره است، اما در او تأثیرِ کامل نمیگذارد.
درسخواندن نفی نمیشود؛ اما اگر بُعدِ علمِ موهوبی نباشد، علومِ اصولی بهتنهایی مسیرِ مقدّر را باز نمیکنند. باید دید آنچه را باید دید و یافت آنچه را باید یافت — علمِ حضوری، نه صرفاً انباشتِ اصطلاح.
عبرت در برابر کاخ؛ دلِ لیز از دنیا
اوتوا العلم چون به بناهای باشکوه مینگرند، نخست مرگ را به یاد میآورند: اینها جای مرگ را نمیگیرند. نوعِ نگاه به آثار و عمارتها در دین، نگاهِ اعتباری و عبرتآموز است. دلشان از دنیا لیز شده است؛ از این رو سخنِ «ثوابُ الله خیر» از دلشان برمیآید، نه از زبانِ عادت.
در برابر، آنان که یریدون الحیاة الدنیا، هر جلوهای را حظّ عظیم میبینند و آرزوی مثلِ آن را در سینه میپرورند. فاصلهٔ این دو نگاه، فاصلهٔ دو سبک زندگی است.
قابلیتِ قابل برای انذار و تثبیتِ تدریجیِ قرآن
قرآن جملةً واحده و بیهوا نیامده؛ علی مُکث و در کنارِ حوادث آمده تا تثبیت کند. ایمان آوردن یا نیاوردنِ مخاطبِ مستکبر را قرآن به خودِ او وامیگذارد؛ اما واکنشِ اوتوا العلم آشکار است: خرورِ سجده، تسبیح، اقرار به نفوذِ وعده، گریه، و زیادتِ خشوع.
این زیادتِ خشوع نشان میدهد انسان میتواند در خود حالت بسازد — چنانکه برخی در خود حمیتِ جاهلی میسازند. فرق در محصول است: یکی خشوع و قرب؛ دیگری تعصب و دوری. فضای اوتوا العلم همان فضای تنورِ داغ است که آیه در آن مینشیند و منذر بالفعل میشود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.