سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
و به نستعين.
صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهر.
اللهم صل على محمد و آل.
خب عرض به خدمتتون که سبک زندگی قرآنی همراه با محبت و در حقیقت دوست داشتن طرف مقابل باعث نوعی از پیوند میشه که حتی شما در س-- طرف مقابلش هم عنوان محبت و مودت، عنوان مهمیه سر جای خودش.
این باعث پیوند و خلاصه اتصالها و ارتباطات همین مودت صفحه سیصد و نود و نه رو بیارید.
صفحه سیصد و نود و نه از سوره مبارکه عنکبوت آیه بیست و پنج رو ببینید.
در آیه بیست و پنج اینجا دارد که وقال این جریان حضرت [اقوله] ابراهیم پس از اونکه نجات پیدا کرد و اینا میگه انما اتخذتم من دون الله اوثانا مودة بينكم في الحياة الدنيا.
خود طرف کفاری که مقابله با انبیا هم میکنند اونا هم دنبال همینن.
یعنی دنبال ایجاد مودت و رابطهی محبت و این رابطه رابطهایه که ببینید قال انما اتخذتم من دون الله اوثانا.
شما غیر از خدا بتهایی رو انتخاب کردید که مودة بينكم في الحياة الدنيا.
بالاخره این بتها، این بتها چیه؟
این بتهای علمیه گاهی اوقات، این بتهایی که آدما دارند مشهورات زمانشونه، سنن آبائشونه.
همه اینها رو انتخاب کردید که مودة بينكم في الحياة الدنيا باعث مودت در حقیقت بین خودتون میشه.
برای همین است که انبیا به محض اینکه میآمدند دو گروه درست میشد.
فریقان يختصمون.
مثلا یکی از تهمتهایی که انبیا بهشون وارد هم بود این بود که میآمدند و با آمدن خودشون نظم جهانی رو به هم میزدن.
نظم به هم میخورد و کار به عبارتی به یه نوعی خراب میشد تو اون جامعه.
اذا هم فریقان يختصمون.
یا دارد سوره صف آمن الطائفة من بني إسرائيل فكفرت طائفة.
یعنی تازه وقتی میآمدند یه سری مؤمن پیدا میشد، یه سری کافر پیدا میشد.
نظم عمومی به هم میخورد.
حضور انبیا دقیقاً یه همچین ویژگی در حضور انبیا هست که خلاصه ببینید قال انما اتخذتم من دون الله اوثانا بتهایی رو انتخاب کردید که مودة بينكم في الحياة الدنيا.
پیوندتون رو بر اساس همین بتها درست کردید که پیوند-- محبت پیوند درست کنه به عبارتی.
اظهار محبت که میشه مودت اینا پیوند درست میکنه.
حالا درسته که اگر محتوا نداشته باشه یا مغنیاتی یکفر بعضکم ببعض و یلعن بعضکم بعضا.
دقیقا تبدیل به لعنت میشه اینا.
حالا پس از اینی که این بحث روشن شد عرض کردیم که پس از روشن شدن بحث این که اصل محبته، مقصد گفتیم محبت هم فرکانسی میاره که علم میاره توش.
باز برای همین تاکید کردیم مهمتر از برنامهریزی روز برنامهریزی شبه.
مهمتر از برنامهریزی روز برنامهریزی شبه، برنامهریزی سحره.
چونکه اونجا محبت میاره و محبت بیاره علم میاره.
اونجا علم میآورد.
این یه بحث بسیار مهمیه.
واژههای متعددی از علم رو در قرآن دیدیم.
امروز هم حالا آخریش رو میبینیم.
بحث، بحث کشدارتر از این حرفایه.
منتها خواستیم صرفا حساستون بکنیم وقتی که خدا راجع به علم داره صحبت میکنه و حتی رابطهش با مؤمن داره صحبت میکنه، عالم رو بالاتر از مؤمن میدونه.
انما یخشى الله من عباده العلماء.
تو همین در حقیقت بحث نمیدونم ام من هو غانة الیها ساجدا و قائما یحذر الآخرة و یرجو رحمة ربه قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون.
اینجا علم اینجا شکل میگیره و، و، و همه این چیزا.
برای همین است که ما انبیا-- ما درسخونده نبودن که.
انبیا درس خوندن-- الا اوهدهای از اونها درس خونده بودن به این معنا.
مثلا شاید حضرت موسی پیش، پیش شعیب مثلا یه موقعی درس خونده باشه.
پیش شعیب یه چیزایی یاد گرفته باشه.
حالا اون هم خواندن چیزهایی بوده، یاد گرفتن چیزهایی بوده یه زمینه برای سلوک رو درست میکرده.
این اون مسیریست که من عرض کردم ما زیاد به علوم اصولی بها میدیم و فکر میکنیم که از علوم اصولی کار میاد.
در صورتی که باید با علوم حضوری جلو رفت و انسان ببینه اون چیزی که آقا قسم نفهمیدم منظور تو چیه؟
خلاصه ببیند آنچه که باید ببینه، باید بیابد آنچه که باید بیابد و همه اینها.
دیگه امروزم-- امشبم یک واژهی دیگهای رو خدمتتون عرض میکنم.
واژهی شناخته شدهی اوت العلم.
ببینید اصلاً تعبیرش خیلی عجیبه.
اوت العلم کسایی که بهشون علم داده شده است.
نرفتن علم یاد بگیرنا.
اوت العلمن اینا، علم به اینها داده شده است مثل وحیه که داده میشه مثل یوها علیه چه جوریه؟
این اوت العلمه.
به اینا علم داده شده.
میبینید اینها تازه آیات الهی و بقیه چیزهایی که میاد در یک تنور داغی میاد که اینا باید بهشون علم داده شده باشه.
نه خیر.
مگه انبیا برای جامعه نیومدن؟
انبیا برای جامعه اومدن.
ببین من نمیخوام درس خوندن رو ندید بگیرم.
خود سبک زندگی خودمونم این نیست که درس نمیخونیم.
ولی میخوام بهتون بگم یک بعد دیگه هست که اگر اون باشه این درس خوندنه هم فایده داره.
اگر نباشه اینجوری نیست که مثلاً فرمودید که علوم اصولی، اون مسیر اصلیایه که براش خدا چیز کرده، خدا براش مقدر کرده و برای ما مقدر کرده که این مسیر رو بریم.
حالا بهتون تو چند تا آیه خدمتتون عرض میکنم.
صفحه سیصد و نود و پنج رو ببینید.
سوره مبارکه قصص.
در داستان قارون که آیه هفتاد و هشت رو ببینید و بعد میریم آیه پایینتر.
در آیه هفتاد و هشت بسم الله الرحمن الرحیم.
بعد از اینکه میگن که خلاصه در آیات قبلیش هست.
"فاستبقوا فی ما آتاکم الله الدار الآخرة ولا تنس نصيبك من الدنيا وأحسن كما أحسن الله إليك ولا تبغ الفساد في الأرض إن الله لا يحب المفسدين" بعد میاد خودش میگه "قال إنما أوتيته على علم عندي" ببینید أوتيته به من داده شده است.
من اوت العلم نیستما.
به من دنیا داده شده است على علم عندي.
نمیگه من اوت العلمم.
علم مال خودمه.
اون تا اینا به من داده شده ولی علمش مال خودمه.
میگه اگه به این نقطه رسیدم آخه دود چرا خوردم؟
درس خوندم دیگه.
درس خوندم کار اقتصادی کردم، بلد هم هستما و اینا.
"أولا يعلم أن الله قد أهلك من قبله من قوم من هو أشد منه قوة وأكثر جمعا" نمیدونه که خدا هلاک میکنه از قبل اون از قرونی که و از خلاصه اقوامی که "من هو أشد منه قوة وأكثر جمعا ولا يسأل عن ذنبهم المجرمون" از مجرمون بازپرسی نمیشه ذنوب.
یعنی چی؟
یعنی زیر سؤال نمیروند.
همین جوری خدا مستقیماً مجرم رو عذاب میکنه به عبارتی.
بعد "فخرج على قومه في زينته" در قومش با زینتی حرکت کرد و "من قال الذين يريدون الحياة الدنيا" ببینید در مقابل "يريدون الحياة الدنيا" چیه؟
اون کسایی که "يريدون الحياة الدنيا" گفتن "يا ليت لنا مثل ما أوتي قارون إنه لذو حظ عظيم" عجب چیزی گیره قارون اومده.
کاش ما هم گیرمون میومد.
این حظ عظيمه، این بهرهی عظیمیه.
یعنی بهرهی عظیم، دلش هوا داره یه همچین چیزی.
خونهی خیلی بزرگ میبینه، پنت هاوس میبینه، ماشین آنچنانی میبینه، شهرت آنچنانی میبینه.
اینا رو میبینه دلش میخواد.
دلش میخواد اینا رو.
اون موقع هست که "وقال الذين أوتوا العلم" ببینید در مقابل این "يريدون الحياة الدنيا أوتوا العلم" که میفهمه که "ويلكم ثواب الله خير لمن آمن وعمل صالحا ولا يلقاها إلا الصابرون" میگه بهرهی الهی بهتره برای کسی که ایمان و عمل صالح که اینم با صبر به دست میاد به عبارتی.
"ولا يلقاها إلا الصابرون" آدم باید پایمردی کنه، تلاش بکنه فلان اینایی که به اون ایمان و عمل صالح برسه.
این نمیابه مگر این ثواب الهی رو اینا میابه.
ببینید این حرف مهمیه که در مقابل جریان "يريدون الحياة الدنيا" اون کسی که از دلش رفته این حرفا.
ببینید دنیا تو دلش نیست دیگه.
دلش با دنیا نیست.
خب؟
یه-- این آدم کسیه که بهش باید خدا یه چیزی داده باشه که این دلش سر شده باشه، لیز شده باشه که از تو دلش میره یه همچین حرفایی.
یعنی نگاه میکنه بیشتر به دید اعتبار نگاه میکنه اینا رو تا به خلاصه کاخها رو به دیده اعتبار نگاه میکنن.
هر یه ساختمان آنچنانی که نگاه بکنه اولین چیزایی که تو ذهنش هست این است که، ااا مثلاً فرض کنیم که این که بالاخره اینجا آدما میمیرن.
مگه اینا که جای مرگ رو نمیگیره؟
حالا یه بحثی هست که نگاه به آثار باستانی و فلان و اینها چجوریه تو دین.
نوع نگاهش نگاه در حقیقت اعتباریه.
داره عبرت میگیره از همه جا.
این ویژگی اوت علم.
انتظار دوست داشته شدن نه.
انتظار دوست داشته شدن که میخواد شهرت ایجاد بشه براش، این بله.
ولی اون جوری که تو خود زیارت امین اللام داریم که "محبوبتا فی الارض و السماء" خدا منو یه کاری بکن تو س-- آسمان و زمین محبوب بشم.
منتها تو یه کاری بکن که من محبوب بشم.
نه این که من خودم یه تلاشهایی میکنم.
تلاش من چیه؟
تلاش من ایمان و عمل صالح که سوره مریم اواخرش "إن الذين آمنوا والعمل الصالحات سيجعل الله لهم الرحمن ودا".
خدا یه کاری میکنه اونو دوسش دارن.
کسی که با عالم هماهنگ میشه و با خدا هماهنگ میشه، عالم باهاش هماهنگ میشه و دوسش دارن.
ولی اگر مطلق دوست داشته شدن از راه ایجاد شهرت برای خودش، هی برای خودش بالاخره خرج میکنه مشهور بشه، سلبریتی شدن.
یعنی خرج میکنه که سلبریتی بشه.
هزینه میکنه ها.
خودشو اصلاً جلو دوربین قرار میدهد که سلبریتی بشه.
خب؟
اینا هم دیگه کسی به کسی نمیتونه چیزی بکنه ها، تهمت بزنه.
ولی خود انسان "بل الإنسان على نفسه بصیره" خودش میفهمه که من میخوام سلبریتی بشم، میخوام فلان کارو بکنم.
وای نه داریم در آیات که "تلك الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض ولا فسادا".
خودش اراده نداره وای نه خب خیلی از بزرگان آقای بهجت، حضرت آقا اینا آدمای معروفیان اینا ولی اراده نکرده خودش واقعاً چه کارایی.
صفحه چهارصد و دو رو بیارید.
یعنی چهارصد و دو آیه.
[نفس عمیق] این آیه تو روایات خیلی بهش توجه شده.
این آیه، آیه چهل و نهم سوره عنکبوت خیلی بهش توجه شده.
آیه چهل و هشت رو نگاه بکنید و چهل و نه.
صفحه چهارصد و دو.
بعد که "وما كنت تتلو من قبله من كتاب" میخواد بگه که اتفاقاً تو ویژگیت اینه که سواد نداری.
"وما كنت تتلو من قبله من كتابن" تو قبل از این درس نخوندی "فلا تخطه بيمينك" و خط هم ننوشتی، یعنی خط نداری.
در نتیجه سواد نداری.
"للرتاب المختلون" باطل گرایان در این صورت شک میکردن و شک میکردن اینا رو رفته یاد گرفته این حرفا رو.
بَل این بَل عذرآویهست دیگه.
بَل عذرآوی للامتثال به این مطلبه.
"بل هو آيات بينات في صدور الذين أوتوا العلم".
اینایی که تو داری میگی، اینا یه سری آیات بیناتیه در سینه اوت العلم.
یعنی سینه اوت العلم این آیات بینات رو، این تازه آیه بیّنه هست تو سینه اوت العلم بیّنه است.
وای نه اینجوری نیست که، وای نه اینجور نیست که فرض بفرمایید که این آیه، حالا آیات قرآن زیاده تو این زمینه.
آیه، آیهی بیّنه است یا آیهی مبصره است فلان اینا برای همه.
نخیر اینجوری نیست.
قرآن برای همه پیام نداره.
برای همه بیّنه نیست.
قرآن تو سینه اوت العلم بی-- یعنی یه تنور داغ میخواد تا این آیات بشینه سر جاش.
خب؟
این آیات "لمن كان له قلب" خب؟
یا مثلاً ببینید سوره نازعات آیه چهل و پنجش رو بیارید.
صفحه پانصد و هشتاد و چهار.
پانصد و هشتاد و چهار.
میبینید "انما انت منذر ومن يخشاها" خب؟
تو منذری برای کسی که پیوسته داره میترسه از خدا که این یه حرف مهمیه.
میبینید بله پیغمبر منذر هست به صورت فاعلی، ولی خ-- یه قابلیتی لازم داره که این باید بشینه تو اون قابلیت.
آخرش کار کجا در میاد از آب؟
این آیات کجا اثر میکنه؟
باید یه چیزی داشته باشه.
یه زمینهای باید داشته باشه تا این آیات "انما انت منذر نمیگه إنما أنذر من يخشاها.
چه پیوسته داره در حقیقت از جهنم میترسه، از ساعت میترسه، از چی میترسه، از این میت...
بله، پیغمبر اون موقع منذره.
یعنی چی؟
یعنی بالفعل میشه انذارش.
اینه که باید طرف خودش این چیزا هک شده باشه، درست شده باشه اینا وگرنه، ااا آیات اثر نمیکنه.
بل هو آيات بينات في صدور الذين أوتوا العلم.
ائمه خیلی اشاره کردن به این آیه که اینا آیات تو قل-- قلوب ماست در حقیقت.
أوتوا العلم حالا در حقیقت تو قلوب ماست به عبارتی چون اون قله أوتوا العلم، آقایان حداقل ائمهاند.
وگرنه به این معنی نیست بقیه نیستن.
تو مراتب پایینتر هستن به عبارتی.
لذا اگر کسی أوتوا العلم نباشه و اهل سجده نباشه و اهل شب نباشه و اهل این نباشه که خدا بهش علم بده و اینها، این آیه درسته فی حد نفسهای خود آیه، آیه بینه است، آیه مبصره است، آیه چیه؟
ولی تأثیر نداره تو این به عبارتی.
سوره مبارکه صفحه دویست و نود و سه رو بیارید.
از آیه صد و پنج سوره مبارکه [سرفه] اسراء نگاه بکنید همون بالای صفحه.
در که بالحق أنزلناه وبالحق نزل وما أرسلناك إلا مبشرا ونذيرا.
ما قرآن رو به حق نازل کردیم و قرآن به حق نازل شده و ما أرسلناك إلا مبشرا ونذيرا قرآنا فرقناه لتقرؤه على الناس على مقتل.
و نزلناه تنزيلا ما قرآن رو دقیقا على مقتل آوردیم.
آرام، آرام، آرام، آرام آوردیم که خلاصه تثبیت بکنه، در کنار حوادث باشه.
اینجوری جملة واحدة نیاوردیم بیهوی.
بالاخره در کنار حوادث و اینا آوردیم که [نفس عمیق] لنثبت به هيف عادک.
در حقیقت تا تثبیت بکنه قرآن.
بعد میگه قل آمنوا به أو لاتون.
بهشون میگفت شما میخوای ایمان بیارید میخوای نیار.
خب.
چی؟
ولی در قرآن واکنش نشون میده.
إن الذين أوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرون للأذقان سجدا.
اون کسی که وقتی قرآن براش خونده میشه با پوزه به زمین برخورد میکنه.
این همین تعبیر فارسی اصطلاحی که پوزش میخوره آدم.
یعنی وقتی که این زمینه در او وجود داشته باشه، زمینهی علم در او وجود داشته باشه و أوتوا العلم باشه، اگه این باشه آیه که تازه میاد میشینه سر جاش.
اینا یهویی يخرون للأذقان سجدا.
پو-- با پوزه میخوره زمین جلو قرآن.
فيقومون سبحان ربنا إن كان وعد ربنا لمفعولا.
و میگه پروردگار ما منزهه إن كان وعد ربنا لمفعولا.
این إن همون إنَّ هم بهش میگن مخففه از مثقله اصطلاحا.
یعنی حتما اینجوری که وعده پروردگار ما لمفعول و يخرون للأذقان يبكون ويزيدهم خشوعا.
میگه خلاصه اینا میخورن زمین و های های گریه، های های گریه.
این و يزيدهم خشوعا.
این زیاد میکنند خودشون خشوع خودشونو.
خودشون به خودشون خشوع در حقیقت میارن.
یعنی انسان این هم هست که انسان به خودش خشوع میتونه القا بکنه.
اونایی که به خودش میتونه جرات بده.
حالا این قرآن به اونا خشوع اضافه میکنه.
یعنی میخوام بهتون بگم این فضا، فضای أوتوا العلمه که بسیار مهمه.
یه آیه دیگه هم بخونیم و بسه.
صفحه چهارصد و ده، صفحه چهارصد و ده، آیه پنجاه و شش سوره مبارکه روم.
اینجا معلوم میشه که هر دو تا یعنی با در حقیقت قرآنی که میشنوند اینا گریه میکنند و واسطهی این قرآن و گریهای که میکنند خشوع اضافه میکنند به خودشون.
این آیه تصریح داره أوتوا العلم با أوتوا-- در حقیقت ایمان أوتوا الإيمان فرق داره.
خب؟
این آیه تصریح داره که ما یه چیزی داریم به نام مؤمن، یه چیزی داریم به نام عالم که در بقال الذين أوتوا العلم والإيمان کسایی که بهشون علم داده شده و ایمان داده شده.
لقد لبثتم في كتاب الله الآياوم الوعد آياوم الوعد.
اینا رو آورده بودم فقط نشون بدم که این فضای أوتوا العلم با فضای أوتوا الإيمان فرق داره.
أوتوا العلم خودش یه نکتهی مهم...
تا دیگه بحث علم رو چشمتونو حساس بکنید نسبت به دیدن مباحث مربوط به علم در قرآن و به واسطهی این دنبال یه علم دیگهای باشین.
دنبال علم، از علوم حصولی همینجوری هم بازم دنبال یه چیز دیگه باشیم.
باید خشوع اضافه بکنه، باید بکا بیاره، باید انسانو به خدا نزدیک بکنه، باید خشیت ایجاد بکنه.
إنما يخش الله من عباده العلماء.
خشوع اضافه میکنند مثل اینکه انسان به خودش جرات بده.
یعنی اون طرفش هم هست که جعل الله الذين كفروا في قلوبهم الحمية حمية الجاهلية.
بعضیها اصلاً به خودشون تعصب جاهلی اضافه میکنند.
یعنی خودشون دارن این کارو با خودشون میکنند.
هی میشینه با خودش در حقیقت ور میره و محصولش اینه که به خودش تعصب داره اضافه میکنه.
بعضی وقتها هم انسان داره دندوناشو رو هم فشار میده به خودش جرات اضافه میکنه.
خیلی خب باشه انشاالله تا یک ربع پنج خدمت شما خواهیم بود.
صلى الله على سيدنا محمد وآله طاهر