ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الihin السمين وصلى الله على سيدنا محمد واله الطاهرين.

[نفس عمیق] خواهش کریم یکی از [سرفه] سبک زندگیای جدی در قرآن بحث صبره.

یعنی، اه یک زندگی صابرانه، حرکت همراه با صبر.

این حرکت زندگی همراه با صبر در حقیقت معنیش این نیست که در قرآن معنیش این نیست که حالا مصیبتی میبینه باید صبر کنه.

مثلاً این چیزایی که مثلا ما راجع‌به تحمل و مقاومت و این چیزا داریم بیشتر به این معنا هست که یک قله‌ای است که اون قله رو وقتی می‌خواد برسه ح-حتماً این قله پیمایی‌ها احتیاج به یک تحمل و مقاومت و استقامتی داره رفتن و این هست که صبر در نظر قرآن یک صبر سه بعدیه و به واسطه‌ی همین قضیه سه بعدی بودن صبر، اه یک صبر توحیدی الهیه به این معناست از اون طرفش هم اه به معنای قله پیماییه به عبارتی.

لذا صبر رو شما به عنوان یک عنصر در کنار بحث توکل و نماز و مثلاً این چیزا میبینید توی در حقیقت قرآن بیشتر به این معانی و در این context و متن پیاده میشه صبر.

به عبارتی واژه رو مال خود میکنه قرآن به این سبک.

حالا شما صفحه صد و شصت و پنج رو بیارید از قرآن.

در صفحه صد و شصت و پنج سوره مبارکه اعراف.

نمیدونم این آیه رو خوندم یا نه.

ولی آیه صد و بیست و شش و صد و بیست و هشت.

خب؟

در حالی که بسم الله الرحمن الرحیم سر بحث سحره، شاید هم خوندم نمیدونم.

در حالی که سحره میفرمایند که "قالوا انا الی ربنا منقلبون وما تنقم منا الا ان امنا بآيات ربنا لما جاءتنا ربنا افرغ علينا صبرا وتوفنا مسلمین" خدا بر ما این صبر توحیدی یعنی خدا بر ما بریز صبر از جانب خودت بریز بر سر ما ببار.

"وقال الملا من قوم فرعون اتذر موسى وقومه لیفسدوا في الارض و یذرک وآلهتک" این ملع گفتن که تو داری موسی رو رها میکنی برای اینکه هر غلطی دلش بخواد بکنه و افساد بکنه در زمین و "یذرک وآلهتک" تو رو با آل آها همینجوری رها بکنه و ول بکنه.

"قال سنقتل ابناءهم ونستحي نساءهم وانا فوقهم قاهرون" بالاخره می‌زنم همه‌ی اینا رو میکشم و زن‌ها رو نگه میدارم یا بی‌حیا می‌کنم "وانا فوقهم قاهرون" و ما فوق این‌ها قاهریم این‌ها.

"قال موسى لقومه" ببینید این مسیر احتیاج داره که موسی به قومش بگوید "استعينوا بالله واصبروا".

این همون صبر برای رسیدن به اون اهداف موسی‌ست در حقیقت.

که "استعينوا بالله واصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده والعاقبة للمتقين".

زمین رو خدا به وراثت بندگان خوبش میده و عاقبت برای متقین.

یعنی صبر کنید تا وراثت زمین.

ببینید این قله‌ست.

صبر کنید تا برسیم به وراثت زمین.

پایمردی کنید تا برسید به وراثت زمین.

بله حالا این روحیات صبر جزئی دو بعدیه اینجوری هم که بالاخره آدم یه اتفاقی براش به وجود میاد صبر کنه، اون اتفاق ناگوار صبر کنه، این‌ها در منطق قرآن چون که روی بحث تمدن میشینه قرآن نه پایین‌تر.

از این پایین اگر دامنه ای هم داره تعریف میکنه، این دامنه رو برای قله داره تعریف میکنه.

بله شما اگه در دامنه هم دارین یه صبر‌های اینجوری میکنیم که حتی روزه می‌گیریم.

ببینید مثلاً استعينوا بالصبر والصلاة صبر رو در روایات ذیل استعينوا بالصبر والصلاة داره روزه.

خب؟

ما چرا روزه می‌گیریم؟

این یه نکته‌ایه.

خب روزه گرفتن در اه جاهای دیگه‌ای هم هست.

یعنی روزه گرفتن به معنای یک رژیم غذایی.

خب؟

اینو ما داریم جاهای دیگه.

منتها آیا ما روزه می‌گیریم دو بعدی یعنی برای رژیم غذایی یا نه؟

ما روزه می‌گیریم که کف نفسمون بره بالا.

حالا که چی کف نفسمون بره بالا؟

که بتوانیم در جبهه مقاومت و استقامت به اهداف اون قله برسیم.

اینه.

نه اینکه اگر شما به موارد پایینش رسیدید بده ها.

نه خیر بد نیست.

ولی قله اینه.

اصن این طراحی شده برای همین است که شما آیات حوزه بحث روزه رو نگاه بکنید.

تو همین بحثای جبه-جبهه و مقاومته که یهویی بحث روزه میاد وسط.

چرا تو آیات بقیه یهویی بحث روزه رو تو این بحث جنگ و جهاد و جهاد میکنن؟

چرا اینجوریه؟

به خاطر این نکته است که صبر رو یعنی کف نفسو ببره بالا که مقاومت رو ببره بالا.

ببینید همین الان یمنی‌ها به چه دلیل مقاومن؟

به همین دلیل.

یعنی این بحث کف نفسشون بالاست.

چون کف نفسشون بالاست مقاومن، انسان‌های مقاومی هستن.

نمی‌دونم ارزم رو تونستم برسونم یا نه.

این نکته که ما داریم بحث صبر و روزه و اینا به خاطر اینکه إن الأرض لله یرثها أميه شا من عباده والعاقبة للمتقين.

به عبارتی اگر سخنی از دامنه هست به خاطر، به خاطر این قله‌ست.

خب حالا به هر مقداری که کسی به این قله برسه و اگر تحملش توی موارد مختلف داره میره بالا، تحملش میره بالا به خاطر این است که باید بتونه اون قله رو بره.

اگه دنیا زده بشه، خیلی هی با دنیا کار بکنه، دنیا زده بشه نمی‌تونه.

اون اهداف رو در سبک زندگی مادی عادی شما اساسا اهداف انبیا رو نمی‌تونید ببرید جلو.

برای همین است که کسایی که نوعاً اینجورین مثلا زندگی‌های لاکچری می‌کنن، اینا می‌کنن، م-- این‌ها با ا-انبیا همراه نمی‌شن.

اصلا اون اهداف رو اینا نمی‌تونن ببرن جلو.

زندگی‌های آنچنانی می‌کنن، نمی‌تونن اهداف انبیا رو ببرن جلو.

این یه نکته‌ای که اینجا داشتیم عرض می‌کردیم.

برای همین است که باز دوباره اگه ببینید صفحه دویست و سی و هفت، صفحه دویست و چهل و پنج.

در آیه هجده وقتی که داره صبر جمیل رو مطرح می‌کنه، صبر جمیل رو با توکل مطرح می‌کنه.

ببینید دو تا عنصر توش داره موج می‌زنه.

یک سه بعدی بودنش یعنی الهی بودنش، مفهومش از دو بعدی میشه سه بعدی.

دو، تمدنی شدنش.

این دو تا افزوده یا به عبارتی ازلا‌ایه که به مفاهیم قرآنی، به همه مفاهیم قرآنی اضافه میشه و این واژه استعمالات و کاربردهای دیگه‌ای انگار داره پیدا می‌کنه.

شما نگاه کنید آیه هجده رو وقتی اون جریان حضرت یوسف که داداشاش میندازنش تو چاه و فلان همه اینا.

در حقیقت به جواب و على قمیصی بدم الكذب.

اینا خلاصه برداشتن آوردن پیرهن و آمدن با یه خون در حقیقت دروغین.

قال بل سولت لكم انفسکم امرا.

شما در حقیقت جانتون در حقیقت فریبتون داده این امر فصبر جمیل.

پس باید صبر جمیل کرد اینجا.

حالا این صبر جمیل چجوریه؟

این در مقابل صبر غیر جمیله دیگه.

خب صبر جمیل در مقابل صبر غ-- صبر غیر جمیل چجوریه؟

یه جوری انزوا و خودخوری و تحمل این مدلیه.

به این میگن صبر غیر جمیل.

این صبر خیلی زیبا نیست.

از دید الهی بله، یک مدلی از افسردگیه به عبارتی این صبر.

خب؟

منتها صبر جمیل چیه؟

والله المستعان علی ما تصفون.

وقتی که شما مفهوم رو دو-- از حالت دو بعدی سه بعدیش می‌کنیم که جمیل.

یعنی شما دارید این مفهوم الهیش می‌کنید به عبارتی.

فصبر جمیل والله المستعان علی ما تصفون.

یعنی من دارم به خدا پناهنده میشم برای این چیزی که شما دارید میگید و فلان و بس می‌کنید، که اینو دارم اینجوری تحملش می‌کنم.

فصبر جمیل.

با اینکه ممکنه خیلی گریه کنه.

دقت کنید.

یعنی ممکنه بقه حضرت یعقوب یه سمبل گریه است دیگه تو چی، که و بيقت عيناه من الحزن فهو عمی کريم.

منتها مراتب گریه کردن با این مفهوم صبر جمیل ضرب که میشه تو همدیگه، گ-- اینجاست که معلوم میشه اینجا گریه جزع‌گونه نیست.

گریه‌ایست برای رسیدن به امام خودش، برای رسیدن به منجی خودش، برای رسیدن به همون کسی که قراره م-- در حقیقت سجده بکنه بر او.

خب؟

بله مثلا این گریه‌ها، این گریه‌ها، گریه‌های مثلا حضرت زهرا، گریه‌های دیگران، گریه امام زمان در غ امام حسین مثلا این‌ها گریه‌های جمیل اینم.

چرا؟

چونکه والله المستعان علی ما تصفون و گریه این نیست که یه نفر بچه‌شو از دست داده گریه می‌کنه.

خب؟

اینو همین کسایی که بچه‌شون هم مردن هم گریه نمی‌کنن اینقدر خب.

نه دو بعد چی منظورم نیست.

نمی‌دونم حالا شما تو بحث بودید یا نبودید.

بالاخره صبرای زمینی منظورم، دو بعدی صبرای زمینیه.

یعنی شما یه موقع میگم یه سطح مقطع دارید مثلاً یه استوانه‌ای رو، یه میله‌ای رو وقتی بذارید روی زمین یه سطح مقطع ایجاد می‌کنه.

اون سطح مقطع یه دونه دایره‌ست.

این در حقیقت دو بعدی شدن صبره.

اونی که مدنظره اینه که ضرب در بحث‌های توحید می‌شه و سه بعدی می‌شه در حقیقت.

خب.

حالا من منظورم این نیست.

حالا شما می‌خواید اضافه بکنید، منظور من اون مشکل خدا نبود.

نه ببینید ما اون موقع عرض کردم حالا شاید نبودین جلسه قبل رو.

شما بالاخره صبر یه مفهومی نیست که مثلا ما درآوردیم یا مثلا قرآن درآورده که.

خب مثلاً خب این patience چیه؟

خب صبره دیگه.

تو کل دنیا آره تحمل کردن، یه سری مصائب، یه کارهایی می‌کنن دیگه.

حتی تولید تکنیک می‌کنن توش.

تکنیک پذیری حتی بالاست تو این صبرای دو بعدی.

برای همین غربی‌ها خیلی می‌تونن تکنیک تولید بکنن.

تو کنترل خشم، تو نمی‌دونم چی فلان.

برای چی ما انقدر تکنیک نداریم؟

چونکه اساساً یکی از تکنیک‌های مهمش بحث این است که شما این مفهوم از دو بعدی خارج می‌کنید، سه بعدی می‌کنید.

یعنی تحمل می‌کنید برای خدا.

خب.

برای خدا و برای اون اهداف عالیه دارید یه چیزی رو تحمل می‌کنید تا اینکه در حقیقت این رو بالاخره دارید تحمل-- می‌گه یه اتفاقی پیش اومده دیگه.

آش کشک خالصه به عبارتی تو زندگی آدم.

برای همینه می‌بینید تو همین سریال پایتخت داره وقتی که کنترل خشمو با این تکنیک‌های اینجوری داره می‌گه دیگه هه هه هه هه هه هه مثلا اینجوری.

این تکنیک پذیری توی منطق دیگران اتفاقا منطق مادی تکنیک پذیره اینقدر و البته خب خطر داره دیگه.

شما نگاه کنید.

خیلی وقت‌ها بله اصطلاح تاب آوری همین اصطلاح امروزیه خوبیه.

منتها مراتب خیلی وقت‌ها چون دو بعدیه، درسته؟

برای اینکه خشم رو کنترل بکنه مجبوره انقدر طرف رو سرد بکنه، خب.

طرف رو که سرد کرد، ااا خشم او رو کنترل می‌کنه ولی همراه باهاش غیرت دینی هم تقریبا از بین می‌ره.

این یه نکته مهمیه.

شما-- اونا می‌تونن این کارو بکنن.

مثلا فرض کنید که یه جوری بکنن شما تاب‌آورید، یه جوری با-- بره بالا که کلا کاری به کسی نداشته باشه.

تا کسی باهات کار نداشته باشه، تا قشنگ نشین، تا فلان.

ببینید اینا درسته تاب‌آوری اجتماعی رو می-- شاید ببره بالا اما یه چیزای دیگم دست می‌رن.

به عبارتی شما اون حالت غیرت دینی‌تونم از بین می‌بره.

ولی یک کتاب معرفی کردم.

حالا باشه دیگه چون این صبر جمیل رو یه مقدار بیشتر روش باید کار کرد.

اصلاً رو این مفهومی که شما مفاهیم از یه حالت عادی معمولی تبدیل می‌شه به یک مفهومی الهی و توحیدی، یک.

دو، اینه که می‌ره در حوزه بحث‌های تمدنی به عبارتی.

چرا؟

چون قرآن تو این ناحیه وایساده.

این لزوماً روایات تو این ناحیه وای نستادن ولی قرآن تو این ناحیه وایساده.

صلوات الله علی سیدنا محمد و آله