ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

وصلي الله على سيدنا محمد واله الطاهر.

صفحه بیست و هشت رو بیارین.

صفحه بیست و هشت.

این همون بحثی بود که راجع به صوم عرض کردم.

گفتم آیه صد و هشتاد و سه نگاه بکنین.

عرض کردم که بحث صبر که در آیات قرآن و در روایات ما به روزه اشاره شده به خاطر اینکه کف نفس رو جوری بالا میبره که به درد اون فضای آرمانی جنگ و جهاد می‌خوره.

برای همین اونجا میگن صبر.

نگاه بکنید آیه صد و هشتاد و سه که بحث روزه شروع میشه.

نگاه بکنید میاد تا وقتی که تموم میشه این بحث با آیات صد و هشتاد و هفت و صد و هشتاد و هشت تموم میشه.

در صفحه بعد یکباره بحث "يسألونك عن الأهلة قل هي مواقيت للناس والحج" با این آیات ام-امتداد پیدا می‌کنه که هلال "قل هي مواقيت للناس والحج".

اینا مواقیتی هستن که م-- برای مردمن و برای حج.

که حج اساسا جایگاهش در آیات قرآن، چه سوره حج، چه خود این آیات مربوط به حج در بحث جنگه.

برای همین است که کلا حج تو فضای جنگ و برائته، نه تو فضای کیف و لازیه که عبادت فردیه این مدلی.

که می‌بینید سریع تبدیل میشه "وقاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين" و ادامه‌ش که "واقتلوهم" فلان و نمی‌دونم بعد "قاتلوهم حتى لا تكون فتنه" و به همین بحث.

این فضا، فضای صبره که داشتیم معرفی می‌کردیم.

صبر در قرآن گفتیم با صبر معمولی دو تا عنصر اضافه داره.

یکی اینکه سه بعدیه؛ یعنی یه بعد الهی بهش اضافه میشه، یک در حقیقت بعد تمدنی بهش اضافه میشه.

یعنی این دو بعد در حقیقت به صبر عادی اضافه میشه.

صفحه دویست و پنجاه و دو رو بیارید.

انگار اصلا این صبر از اون چیزاییست که واقعا کَرَأْسَ مِنَ الجَسَد نسبت به-- اگر کسی صبر نداشته باشه و پایمردی نکنه شخص یا ملتی این کارو نکنه، اساسا قید اون چیزی رو بزنن.

قید اون بلندها و رسیدن به مقامات بلند رو باید بزنن.

شما اگه نگاه بفرمایید صفحه دویست و پنجاه و دو از آیه بیست و چند میشه؟

بیست و یکه.

"والذین یسألون".

میگم حالا چند میشه.

از اونجا نگاه بکنید تا اهمیت بحث صبر تو اینجا مشخص بشه.

"والذین یسألون ما أمر الله به أن یوصل ویخشون ربهم ويخافون سوء الحساب".

یه کسایی رو داره میگه که این‌ها در حقیقت "یسألون ما أمر الله به أن یوصل" به کسایی که باید اتصالشون برقرار باشه، باید برقرار باشه "ویخشون ربهم" از پروردگارشون می‌ترسن "ويخافون سوء الحساب".

"والذین صبروا ابتغاء" یعنی "صبروا ابتغاء وجه ربهم" کسایی که برای "ابتغاء وجه رب" این‌ها "صبروا" دارن شکیبایی می‌کنن.

"ابتغاء وجه رب" یعنی برای طلب اون خشنودی خدا.

بعد "وعاقوا الصادق بأنفقوا من ما رزقناهم سراً وعلانية ويدعون بالحسنة السيئة" دارن با نیکی بدی رو دفع می‌کنن.

"أولئك لهم عاقبة دار".

ببینید این با نیکی بدی رو دفع، ما حالا به بحث ما الان خیلی ربط نداره ولی یه سوء تعبیری ازش شده.

مثلا فقط تو این فضاهام دیده شده که اگر کسی با ما بدی کرد ما بهش نیکی می‌کنیم مثلا.

خب؟

نه، اینکه به معنای جواب بدی رو با نیکی دادن این به معنای "يدعون بالحسنة السيئة" نیست.

یعنی شما اساسا با حسنه و کار درست، کار درست ولایی، می‌دونین که حسنه مطلق وقتی میاد به معنای ولایته.

یه بحثیه.

که ما در "ربنا آتنا في الدنيا حسنة" با یک در حقیقت کار درست ولایی در محضر ولی هست که شما می‌تونی سیئات رو دفع کنی.

خب؟

برای همین قاعده درع در حقیقت قاعده درء، یه نوع قاعده درع قرآنیه.

قاعده درع در حقیقت توی نظام قضایی "تدرء الحدود والشبهات" هست اسمش اون به این نیست.

اون [نامفهوم] یعنی که با شبهه، ااا این انسان نظام غذایی شبهه که داشته باشه دیگه اون حد رو اجرا نباید بکنه.

درع میشه.

منتها این یعنی اینکه شما می‌خوای یک سیئه‌ای و یک بدی رو دفع کنی.

می‌خوای مثلا آمریکا رو دفع بکنی، چیکار باید بکنی؟

باید در حول ولی عملیات انجام بدی.

عملیاتت حول ولی باشه.

"ويدرءون بالحسنة السيئة" خب؟

مطلق حسنه وقتی میگن معنیش اساسا یعنی یک امر ولایی، امر درستی که در، در محوریت ولی انجام میشه، با محوریت ولی انجام میشه.

"ويدرءون بالحسنة السيئة أولئك لهم عاقبة الدار".

اونا براشون اون سرانجام چیز هست.

"جنات عدن يدخلونها ومن صلح من آبائهم وأزواجهم وذريتهم والملائكة يدخلون عليهم من كل باب".

ببین این همه صفت گفت دیگه، خب؟

کسایی که "يسألون آيات ويوفون بعهد الله لا ينقضون الميثاق".

آیه بعدش "صبر واصطبر واصبر لهم صات أم تقم مرزانهم سرًا وأعلانية فلان ید" ببین n تا ویژگی گفت، درسته؟

بعد می‌خواد بگه اینا بیاید وارد چیز بشید، بیاید وارد بهشت بشید.

"سلام عليكم بما صبرتم ونعم عاقبة الدار".

یعنی این مهمه.

یعنی تمام این ویژگی‌ها صبر انگار تو همه این‌ها داره ساری و جاریه.

انگار یه خونیه تو همه اینا.

شما ویژگی‌های مهم و متعددی دارید.

منتها مراتب آخرش تو این ویژگی‌ها باید شکیبایی بکنید.

یعنی باید بتونید صبر کنید و مقاومت کنید تو اینجا.

مقاومت یک عنصری است که ضرب میشه در همه ویژگی‌های دیگه و پایداری کردن و استقامت کردن.

این از اون مفاهیمیه که به شدت هم پرتکراره در قرآن و این هویت‌بخشه به کار دینیه و به حرکت‌های دینیه.

صفحه چهارصد و پنجاه و نه رو بیارید.

گفتم اگر در این کلاس‌ها به این جمع‌بندی برسیم صبر و عملا پایداری رو آدم ببره بالا، به نتیجه می‌رسه.

پایداری به نتایج عجیبی می‌رسونه انسان رو و عدم پایداری آدم رو خسته می‌کنه.

به عبارت چون هی یه کاری رو شروع می‌کنه بعد نیز پایداری نمی‌کنه به نتیجه نمی‌رسه، می‌ره یه کار دیگه‌ای رو شروع می‌کنه.

ما الان توی طلبه‌هامون داریم می‌بینیم دیگه کسایی که می‌مانند نتیجه می‌گیرند.

کسایی که نمی‌مانند نتیجه نمی‌گیرند دیگه.

هی از این ور به اون ور، از این ور به اون ور.

کسایی که-- ببینید مقاومت من اینو گفتم مقاومت یه معنای تقریباً مکیه.

استقامت یه معنای مدنیه.

مقاومت یعنی اینکه داری ضربه می‌خوری، باید نخوری زمین.

اینجوریه.

مقاومت این مدلیه.

استقامت یه خرده فعال‌تره، رو به جلوئه.

حتی اون مقاومت هم برای این است که طرف بتونه چیز بکنه دیگه نسبت به آینده‌ست.

یعنی در فضای مدین مکه این نیست که فقط همینجوری کتک بخوریم ولی بمونیم.

نه اینجوری نیست.

یعنی که نه اول و چیز اینجوری ندارم، نه.

حالا عرض می‌کنم این موقعی که اصلاً صبر چجوری بدست میاد؟

و خود روشی که خود قرآن داره چیه؟

یعنی یخرده اول جو بدیم.

اگه جوش پیدا شده بگم.

آیه ده سوره مبارکه زمر رو ببینید.

"قل يا عباد الذين آمنوا اتقوا ربكم" ای-- بگو که ای بندگان من که [نامفهوم] من آوردید "اتقوا ربكم".

این اد-- کلا این اتقوا اینا یعنی این حریم‌های خدا و دستورات خدا رو و حدود خدا رو، این‌ها رو، اینا رو نگه دارید دیگه.

"اتقوا ربكم للذین أحسنوا في هذه الدنيا حسنة".

کسایی که کار خوب می‌کنن در همین دنیا به یه پاداش نیکی دارن.

من تا حالا بارها عرض کردم این حالت وعده به بهشت این خیلی ترند اصلیه "والعاقبة للمتقین" نیست.

اینا رو وقتی همه رو میارید تو قیامت تسویل می‌کنید، یخرده از این حالت نقد بودنش خارج میشه.

نه، تو همین جا داره یک خیری می‌بینه و نتیجه‌ش رو می‌بینه.

"للذین أحسنوا في هذه الدنيا حسنة وأرض الله واسعة".

خب زمین خدا فراخه.

این زمین خدا فراخه یعنی چی؟

یعنی یه گوشه نشو.

شما به عجز ما کارمون مگه چیه مگه تو این دنیا؟

این که میشه یه چراگاه که مثلاً فرض کن اینجا داریم میخوریم و فلان اینا.

نه لازم شد از مکه ول میکنی میری مدینه.

دار و زندگی تو ول میکنی از سوریه میری لبنان، از لبنان میری سوریه.

از یه جایی میری یه جای دیگه بالاخره ما بالاخره این کارو باید بکنیم یا نباید بکنیم؟

لازم شد میریم یمن، لازم شد یمنی‌ها میان اینجا.

میایم پیگیری میکنیم ازشون.

خب؟

[سرفه] [آیه قرآن] خدا بی‌حساب در حقیقت به صابرون اجر میده.

کسایی که صبر می‌کنن، می‌خوان کارو تو همین زمین دربیارن من خدا میگم درمیارن.

بعد چما-- شواهدی که داره میگه قرآن از کارهای پیغمبر گرفته تا کار پیغمبران گرفته، مثل موسی و اینها چه کارهایی کردن تا بالاخره این کار رو انجام دادن.

این پروژه‌ای که تو این دنیا داشتن رفتن به سراغش و انجامش دادن یا اینجوری شد که خدا بعدا طرفو عذاب کرد دیگه.

یعنی اون قوم رو-- این مؤمنین رو نجات داد، اون قوم رو عذاب کرد.

یعنی تو اینجا و در همین دنیا به نتیجه میرسه.

[آیه قرآن] آخه دیگه البته ما واقعاً الهام‌بخش بودیم در-- ببینید این‌ها دوستان نیابتی که حالا نیابتی نیستن دیگه ها، آن کاملاً نیابتی نیستن.

ولی این‌ها پارتیزانن.

فرق داره حکمرانی با پارتی-- کارهای پارتیزانی.

این‌ها گروه‌کن، ما کشوریم.

ااا یعنی به اینش توجه بکنید اون موقع آسیب‌شناسی بکنید اشکالی نداره.

ولی به اینش توجه بکنین که کشور اداره کردن غیر از اینه که یک گروه پارتیزانی مقاومت باشه.

الان، الان همشون همینن.

یعنی کشور اداره نمی‌کنن.

اووم.

البته مراتب این آسیب‌شناسی هست دیگه که آدم‌ها چی می‌کنن؟

بالاخره [نفس عمیق] یواش‌یواش الانم این خطر وجود داره دیگه که برن و ببندن و بیان شبیه حکمیت بشه دیگه.

و ما الان بدونید که واقعاً در شرایط خاصی وجود داره.

این شرایط، شرایطی‌ست که این فرعون در حقیقت خودش رو و ما رو در معرض یک دوگان گذاشته دیگه.

یا ما رو غرق می‌کنه یا خودش غرق میشه.

این شرایط خیلی حساس شده.

عزم ملت و عزم مردم و مسئولین و اون کسایی که دارن مذاکره می‌کنن و همه این‌ها در یک شرایطی می‌گیره که ااا یا ما غرق میشیم دیگه.

یعنی کار داره یه سره میشه.

ااا و یا اونا غرق میشن و یا-- یه این شرایط که تمام گزینه‌ها رو حذف کرده.

این آیه ص-- صفحه صد و هشتاد و پنج هم ببینیم.

صفحه صد و هشتاد و پنج.

صفحه صد و هشتاد و پنج.

آیه شصت سوره مبارکه انfal.

آیه شصت و پنج سوره مبارکه انfal.

ببینید در این به عبارتی در اینجا تفاوت گروه‌های مجاهد و کمک‌های الهی و قد و قواره و متر و معیار هر گروهی به اندازه صبرشه.

که چه کار می‌تونه انجام بده و عنصر مهم در بحث جنگ‌ها عنصر موشکی نیست، عنصر صبوریه به عبارتی.

گرچه ما موشک لازم داریم ولی اون عنصر تعیین کننده این وسط ااا اینه که [آیه قرآن] ای نبی مؤمنین رو تشویق بکن بر قتال.

[آیه قرآن] دقت بکنید اگر ما بیست نفر صابر داشته باشیم که حالا بعدا با آیه بعدش معلوم میشه که متغیرش صبره.

[آیه قرآن] بیست نفر حریف دویست نفرند [آیه قرآن] و اگر صد نفر داشته باشیم صابر، [آیه قرآن] بر هزار نفر حریفن.

یعنی نسبت یک به ده داره.

[آیه قرآن] الان [آیه قرآن] اکنون در حقیقت خدا از شما سبك گرفت.

خب؟

[آیه قرآن] به شما تخفیف داد خدا.

ولی این تخفیف، تخفیف بدیه‌ها.

یعنی هر تخفیفی، تخفیف گرفتنی خوب نیست.

[آیه قرآن] و خدا فهمید که ضعف در شماست.

ببینید این الان ضعف در شماست و چه جوری داره نشون میده؟

با این.

[آیه قرآن]یه خلاصه صد نفر صابر حریف دویست نفره.

این نسبت به جای یک به ده شده یک به دو.

بعد هی تاکید رو صابر داره.

ببینید "و ان یکن منکم الفون" اگر هزار نفر "یغلبوا الفين بانذن الله" کلاً هزار نفرتون حریف دو هزار نفر.

و عددی هم که شروع می‌کنه باهاش دقت بکنید.

وقتی که ضعیف می‌شید با عدد صد شروع می‌کنه.

وقتی که قوی هستید با عدد ده شروع می‌کنه اصلاً بحث رو.

غیر نسبت، غیر وجود نسبت عددی رو که شروع می‌کنه فرق داره.

یعنی شما اصلاً زیر صد نفر باشید با ص-- اون صبر کمتری که "علما ان فیکم رعفا" اصلاً زیر اون باشید اصلاً جواب نمیگیرید دیگه.

یعنی شما احتیاج به عدد بالاتری هم دارید برای شروع هر چیزی.

بعدش همه اینا که شما ضعیف شدید و تخفیف دادید و "صابرون صابرون الفون الفون الفین لا نبنی اللهم مع الصابرین".

این "والله مع الصابرین" اون متغیری‌ست که تعیین کننده نسبت‌هاییه که بعداً پیدا می‌کنید.

حالا اینجوری که حتما یک به ده و یک به دو و فلان، نه ممکنه یک به ده باشه چونکه "اللهم صابر" ممکنه یک به صد باشه.

ممکنه از این طرف به جای یک به دو، یک به یک و نیم باشه مثلاً.

خب؟

بستگی به اون میزان صبریه که داره اشراب میشه تو-- اون مجاهدت داره اشراب میشه طبیعتا نتیجه‌گیری هم متفاوت میشه.

حالا انشاالله جلسه بعد راجع به اینکه اساساً چجوری صبر به دست میاد.

حالا خودتونم صفحه سیصد و بیست و یک، چهارصد و پنجاه و چهار، پونصد و بیست، پونصد و هفتاد و چهار رو نگاه بکنید.

این آیاتی که من نوشتم اینجا "وصبر علی ما يقولون" همش هم مکیه.

خب؟

که عرض کردم این دقیقاً مکه دیگه‌ش مثل رینگ بوکسه که طرف داره کتک می‌خوره ولی داره مقاومت می‌کنه.

"وصبر علی" یعنی آیات حالت مقاومت داره.

تو سوره طه و صاد و قاف و مزمل فرمایش داره "وصبر علی ما يقولون".

اونجوری که میگن و اون کارایی که با شما می‌کننا صبر بکنید.

از صفحه سیصد و بیست و یک، چهارصد و پنجاه و چهار، پونصد و بیست، پونصد و هفتاد و چهار.

میشه آیه صد و سی طه، آیه هفده صاد، آیه سی و نه قاف، آیه ده مزمل.

صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين