ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 019

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

جایگاه صبر و تبدیل آن به مصابره

سخن با استعاذه و بسم‌الله آغاز می‌شود و درود بر پیامبر اکرم و خاندان پاک او.

در ادامهٔ بحث صبر و استقامت به‌عنوان یکی از ارکان سبک زندگی قرآنی، نکته‌ای تکمیلی آشکار می‌شود: هنگامی که صبر به «مصابره» بدل گردد — یعنی صبرِ جمعی و همراهیِ گروهی در تحمل و پایداری — توان آدمی به‌شدت فزونی می‌یابد. راه‌حل جدی صبر در تراز آیات قرآن آن است که گروهی با یکدیگر این پایداری را پیش برند؛ نه آنکه هر کس به‌تنهایی بار را بر دوش کشد و در تنهایی فرو ریزد. جلسهٔ پیش نیز بر همین معنا تأکید شده بود.

تمثیل حرکت جمعی ملخ‌ها

حشره‌شناسان می‌گویند اگر ملخ‌ها روزانه و هر یک جداگانه حرکت کنند، حداکثر حدود صد کیلومتر می‌توانند بپیمایند؛ اما هنگامی که اجتماعشان با هم حرکت می‌کند، چون پاهایشان به یکدیگر برخورد می‌کند و از هم انرژی می‌گیرند، تا حدود پانصد کیلومتر نیز پیش می‌روند.

بی‌تشبیه، یکی از قطعی‌ترین کارها آن است که انسان برای هر هدفی که در پیش دارد — درس خواندن، سلوک، حضور در جبهه، کوهنوردی، ورزش، یا هر مسیر طولانی دیگر — عده‌ای را نسبت به همان کار همراه سازد تا به هوای یکدیگر حرکت کنند. یکی از اختلال‌ها و خلأهایی که رخ می‌دهد این است که آدم‌ها کاری را تنها آغاز می‌کنند و چون تنها مانده‌اند، آن را رها می‌کنند؛ و چون رها کردند، رفته‌رفته نسبت به اصل آن کار بدبین می‌شوند و دیگر سراغش نمی‌روند. این نکته برای هر صبر و هر اقدامی کلیدی است و در هر اتفاقی که انسان بخواهد انجام دهد باید مد نظر باشد.

از همین روست که در نهج‌البلاغه، وقتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام ویژگی‌های متقین را برمی‌شمارد، ایشان را در معشر و گروهی توصیف می‌کند که چشم‌هایشان از بیم معاد به خواب نمی‌رود و چنین و چنان‌اند. معنایش آن است که متقی باید در جمعی باشد، مصابره کند، و نسبت به یکدیگر انرژی ببخشد — به تعبیر امروزین، نیروی متقابل در جمع مؤمنان.

استقامت اندکِ مداوم و مرتاض‌شدن نفس

اثر استقامت حتی در کارهای سلوکی نکته‌ای است که اساتید اخلاق، مبتنی بر روایات، بر آن تأکید دارند: کاری که با استقامت — ولو اندک — انجام شود، نفس را «مرتاض» می‌کند؛ یعنی نفس را ورزیده و تمرین‌دیده می‌سازد. شارژ چنین عملی تا دیرزمان می‌ماند.

برای نمونه، سه بار سورهٔ توحید را پیش از خواب خواندن، اگر یک سال ادامه یابد؛ یا مقدار اندکی قرآن را هر روز در زمانی ثابت خواندن؛ یا به‌ویژه در اوقات توصیه‌شدهٔ روایات — همچون استغفار و ذکر میان طلوعین — بر یک عمل کوچک پای فشردن: این‌ها نفس را به‌شدت تمرین می‌دهد، هرچند ظاهر عمل اندک باشد. نفس در این حال ورزش کرده و قوی شده است.

در ورزش بدنی نیز می‌گویند نباید هرگاه هوس گرفت ورزش کرد و هرگاه نخواست رها کرد؛ زمان ثابت و برنامهٔ منظم، بدن را می‌سازد. برنامهٔ ریاضت نفس نیز همین‌گونه است. شلخته‌کاری در برنامهٔ معنوی زیان‌بار است: یک‌بار هزار صلوات، بار دیگر صد صلوات، بار دیگر کاری دیگر — این پراکندگی نفس را مرتاض نمی‌کند و برنامهٔ ریاضی نفس را آشفته می‌سازد.

ترتیب روشن است: ساعتی خاص برای قرآن در بامداد یا شامگاه؛ آخر شب سه بار توحید یا سورهٔ واقعه؛ نماز جعفر طیّار هر روز، یا یک‌روز‌درمیان، یا دست‌کم هفته‌ای یک‌بار، اما با ثبات. و بهتر آن است که با کسی قرار بسته شود که بتوان یکدیگر را در این عهد نگه داشت — نه لزوماً با همسر، که گاه چنین عهدی دشوار می‌شود، بلکه با کسی که واقعاً بتوان با او این مسیر را پیمود و یکدیگر را وارسی کرد.

اگر یک سال بر چنین عمل کوچکی — حتی سه بار توحید پیش از خواب — پایدار بمانند، نفس ورزیده می‌شود و صبر در جان می‌نشیند. و اگر نتوانند و رها کنند، رفته‌رفته بدبین می‌شوند که اصلاً این کارها شدنی است یا نه، و آیا اهل چنین مسیری هستند یا نه؛ و این بدبینی خود مانع بزرگ راه است.

تراز تمدنی قرآن و برائت از مشرکان

در تراز بحث قرآنی، یکی از مباحث بسیار جدی — که اجتماعی نیز هست و هر از گاهی جامعه بدان دچار می‌شود — برائت از مشرکان است. تراز آیات قرآن هم سه‌بعدی است و هم تمدنی؛ یعنی در منطقه‌ای می‌ایستد که منطقهٔ تمدن و هویت جمعی است. سبک زندگی جامعهٔ قرآنی نسبت به مشرکان موضع دارد؛ و مقصود از مشرکان صرفاً بوداییان دور نیستند، بلکه قدرت‌هایی‌اند که امروز در برابر هویت توحیدی صف بسته‌اند — و این معنا بر آمریکا و اسرائیل و نظیرشان تطبیق می‌یابد.

این برائت از باب عارضهٔ کم‌اهمیت نیست؛ از امر هویت است. قرآن در دشمن‌شناسی و برائت از مشرکان بسیار قلم‌فرسایی کرده است. هویت مؤمن در نسبت با این جبهه شکل می‌گیرد و بدون آن سبک زندگی قرآنی در تراز تمدنی ناقص می‌ماند.

آیهٔ بقره و شرط خشنودی اهل کتاب

در سورهٔ بقره، آیهٔ صد و بیست، آمده است:

«وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ» (بقره/۱۲۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هرگز یهود و نصارا از تو خشنود نمی‌شوند تا آنکه از آیین آنان پیروی کنی. بگو: هدایت خدا همان هدایت حقیقی است. و اگر پس از دانشی که به تو رسیده از هواهای آنان پیروی کنی، در برابر خدا هیچ سرپرست و یاوری نخواهی داشت.

معنای آیه این نیست که اختلاف با آنان صرفاً اختلافی سطحی باشد؛ این خوش‌بینی و خوش‌خیالی است. هدایت اصلی همان هدایت خداست. و اگر پس از آنکه علم آمد و موقعیت شناخته شد، باز دنبال هواهای آنان روند — پس از مذاکرات و سازش‌هایی که علم به سستی‌شان گواهی داده — از جانب خدا نه ولی هست و نه نصیر. خطای پس از علم، خطای آزمودن پس از آزموده است و بسیار سنگین‌تر.

در تطبیق معاصر، خشنودی قدرت‌هایی چون اسرائیل و آمریکا به همین منطق آیه می‌پیوندد: آنان تا وقتی روش خودشان پیروی نشود از مؤمنان راضی نمی‌شوند؛ و موضوع، موضوع دین و هویت است نه مصالح زودگذر دیپلماتیک. قوم‌های برگزیده‌ای که از کار افتاده‌اند، مهم‌ترین دشمنان هویتی قرار می‌گیرند؛ مشکلشان با جامعهٔ توحیدی مشکل سطحی نیست. روسیه و چین و ژاپن نیز در نسبت با دین، جای خود دارند؛ اما محور آیه، خشنودی اهل کتاب از پیرویِ ملتِ خویش است.

حقّ تلاوت کتاب

آیه در ادامه می‌فرماید:

«الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُولَٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (بقره/۱۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که کتاب را به آنان داده‌ایم، آن را چنان که سزاوار تلاوت است می‌خوانند؛ آنان به آن ایمان می‌آورند، و هر که به آن کفر ورزد همانان زیان‌کاران‌اند.

حقّ تلاوت فقط روان‌خوانی لفظ نیست؛ گرفتن پیام‌ها و فهم پیوندهای آیات است. کسی می‌تواند قرآن را تلاوت کند و حقّ تلاوت را به‌جا نیاورد. ایمان حقیقی با این تلاوتِ حقّ پیوند دارد؛ و کفران آن، خسران است.

بدین‌سان دو رشته در این فصل به هم می‌پیوندد: از یک سو صبرِ جمعی و استقامتِ اندکِ مداوم که نفس را مرتاض می‌کند؛ و از سوی دیگر برائت هویت‌مند از جریان شرک و وابستگی، که بدون آن سبک زندگی قرآنی در تراز تمدنی ناقص می‌ماند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.