السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
و به نستعين.
وصلي الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.
عرض به خدمتتون که صفحه سیصد و سی و پنج رو بیارین.
نکتهای رو که در سبک زندگی قرآنی میشه یادآور شد که خیلی بحث مفصلی هم داره.
حالا ببینیم تا کجا و به چقدر حوصله و کشش این بحث رو داریم.
بحث تولی، توریه.
تولی و توری برای انسجام در حقیقت درونی جامعه اسلامی مسئلهای به نام از اون طرف تولی نسبت به امام و توری نسبت به در حقیقت دشمنان جزو ارکان دینداریه به عبارتی و سبک زندگیه.
جزو عوارض سبک زندگی نیست.
الان در برخی از ادارات و اینا دارن اون پرچم آمریکا رو برمیدارن دیگه از زیر دست و پا.
چونکه تصور اینه که ببینید تصور این بوده که این انگار جزو عوارض سبک زندگیه، جزو ارکان نیست.
صفحه سیصد و سی و پنج بیاید از این نقطه بحث رو شروع بکنیم.
سوره مبارکه حج، آیه بیست و هفت.
حالا نسبت به جایگاه حج و همه اینا که سر جای خودش محفوظ.
بحثش که حالا خورد خورد میگیم دیگه.
حج یه مکانیست برای اینکه اون کنگرهی عظیم اسلامی درش اتفاق بیفته.
فرماید که بسم الله الرحمن الرحیم "وأذن في الناس بالحج يأتوك رجالا على كل ضامر" "وأذن في الناس بالحج يأتوك رجالا على كل ضامر يأتين من كل فج عميق ليشهدوا منافع لهم".
به ابراهیم میگن که ابراهیم در همه مردم این اعلان رو بکن که بیان حج.
که اینها رو در حقیقت تو یک جای خاصی همه رو با همدیگه جمع کن.
یعنی اجتماع اینجا باید انجام بشه.
که چکار بکنن؟
"يأتوك" اینو قبلًا هم توضیح دادیم.
بیان پیش تو.
یعنی بیان پیش امام، نه پیش یک خانهای.
پیش خشت و گلی نه.
"يأتوك" باید بیان پیش تو.
"رجالا على كل ضامر يأتين من كل فج عميق".
منتهاى مراتب تو وقتی که صدا میزنی و اعلان میکنی کسایی جواب تو رو میدن که جزو طبقات ااا ضعیف و متوسطن.
اونایی که "رجالا" بر پا یعنی پیاده بلند میشن میان و کسایی که "وعلى كل ضامر" کسایی که بر شتر لاغر میان.
ببینید "ضامر" به معنای شتر لاغر چالاک نیست.
به معنای شتر لاغر مردنیه در حقیقت.
اینها پاسخ تو رو میدن.
اینها جواب تو رو میدن.
اگر قرار باشه تو آدمها رو صدا بزنی و مردم رو صدا بزنی فقط حواست باشه اینا جواب تو رو میدن ها.
اون لپ زرخها و اون در حقیقت چاق چلهها، اینا ممکنه حج بیان منتهاى مراتب اینا جواب تو رو نمیدن.
اینا دارن حجشون رو میرن.
یه کاری به تو ندارن.
این یه نکته کنکوری این وسط هم هست ها.
یعنی تبلور، اگر کسی تبلور بحث امامت و برائت که میشه تولی و توری، اگر بخواد این بحث رو دنبال بکنه، این بحث سلطانش توی بحث حجه.
این اگر حج رو پیگیری بکنه سلطان این بحث اونجاست که حج به عنوان مظهر تولیه و مظهر توریه.
که در حقیقت یک نوع انسجام میره میخواد در اینجا درست بکنه.
لذا اگر برخی از آیات حج رو با همدیگه نگاه بکنیم به این سهم قابل ملاحظهای از این بحث دست پیدا کردیم.
این در حقیقت نکته اول که اون موقع هم بدونیم که وقتی که ما داریم میگیم تولی، تولی دور امام رو میگیم، برای همه هم نمیگیم.
برای همین پا برهنه ها و همین لاغر مردنیا.
کسی که بالاخره پولاشو جمع کرده "على كل ضامر" داره میاد.
نه.
در حقیقت اون لپ گلیها و چاق چلهها و اینا.
برای اینها در حقیقت تولی اینها رو دور همدیگه جمع نمیکنه.
خیلی نباید سعی کرد که شما کل جامعه رو بتونی به صورتی که خواص رو بتونی کنار همدیگه جمع بکنی.
حضرت در نهج البلاغه نامه پنجاه و سه این نکته رو میگن که خلاصه، اه بیارم اون عبارتشو.
عبارت مشدیه.
فرمایند که "فلیكن أحب الأمور، أحب الأمور إليك أوسطها في الحق وأعمها في العدل وأجمعها لرضا الرعية فإن سخط العامة يجحف برضي الخاصة." سخط عامه و خلاصه غضب عامه همین توده های مردم رضایت خواص رو از بین میبره.
"وإن سخط الخاصة" این سخط و غضب خاصه "يغتفر مع رضا العامة" اینا با رضایت عموم مغتفر و بخشیده شده است.
یعنی شما برو سراغ عامه.
"وليس أحد من الرعية أثقل على الوالي مؤونة في الرخاء وأغل مؤونة له في البلاء وأكره للإنصاف وأثقل بالإلحاف وأغل شكراً عند الإعطاء وأبت عذراً عند المن وأضعف صبراً عند ملمات الدهر من أهل الخاصة." میگه این خاصه از همه رعیت سنگین بار ترن برای در حقیقت والی.
از همه کمتر کمک میکنند در بلاها.
موقع انصاف از همه قرقروتر.
موقعی که بخوان یه چیزی رو بخوان از همه پافشارتر.
موقع اعطا از همه ناشکرتر.
موقعی که منع باشه از همه عذرنپذیرتر.
موقعی که غم و غصه باشه از همه بیصبرتر.
موقعی که خلاصه ملمات الدهر أضعف صبراً.
اینا از همه بدترن خلاصه.
و برو سراغ عامه که "وإنما عمود الدين وجمع المسلمين والعُدة لأعداء العامة من الأمة فلیكن سِغْوُك لهم وميلك معهم." میگه اون اجتماع مسلمین، اون عدهای که در مقابل دشمنان علم میشن اینها همین تودههای مردمن.
همین پابرهنگان، همین روستاییان، همین طبقات متوسطن.
دور اینا باش، میلت و تمایلت هم به اینا باشه.
اون در حقیقت اونا رو، اون یکیا رو خلاصه خیلی تعبیر نگیر.
این نکتهای که ما عرض کردیم که در تولی به امام منظور این است که تولی به امام یعنی که اه اونجا همه کارا در اون مرکز انجام میشه حتی مسائل اقتصادی.
شما ببینید این "ليس عليكم جناح" که دارد که یا اینجا داره "ليشهدوا منافع لهم" این "ليشهدوا منافع لهم" یا در اون آیه که داره "ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلاً من ربكم" در ایام حج که اگه بذارید آیه شو.
اون آیه رو هم بذارید "ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلاً من ربكم." ببینید تو ایام حج یکی از کارهای واجب و بسیار لازم کار اقتصادیه.
برعکس این چیزی که فهم شده که بله گذاشتم آیه صد و نود و هشت surah Baqarah.
ببینید مثل سازمان ملل که در حاشیه ش تیمهای اقتصادی میرن که باید شروع بکنن به قراردادها و فلان اینها.
اون که سازمان ملل میاد اصلاً سازمان دولته، اون تحت قیمومیت طاغوت زمان هم هست.
سازمان ملل اصلی تو حج انجام میشه و انشاالله تحت قیمومیت امام.
اگه امام باشه اون درست، اگه نباشه اصن اونم کارکردش رو از دست میده.
منتها مراتب در اینجا گفتن باید تیمهای اقتصادی برن.
تیم اقتصادی باید بره حج.
پشت صحنه باید گفتم فلسفه طواف و کعبه و فلان اینا که پشت صحنه ش مسلمین با همدیگه قراردادهای اقتصادی ببندن.
در محضر امام یعنی تقویت جبهه متحد اسلامی به لحاظ اقتصادی.
گفتن و اگر این کار نشود باعث خرابی بلاد میشه.
یعنی تولی، عنصر تولی و چسباندن همدیگه دور امام حتی به کارهای اقتصادی.
باید تیم اقتصادی کنار دستگاه حج باشه.
نه خیر گفتم باید برین اصن.
نه ایراد نداره.
بایدیه که این روایت داره ها.
اصلاً تو علل و شرائع باید پیدا بکنم روایتشو.
علل و شرائع دارد که میگه شام ابن حکمه میگه از امام صادق سؤال کردم "ما العلة التي من أجلها كلف الله العباد الحج والطواف بالبيت؟" برای چی خدا بندگان رو واجب کرده براشون برن حج؟
حضرت فرمود "إن الله عز وجل خلق الخلق لا لعلة إلا أنه شاء ففعل فخلق طاعة" فلان اینا.
اینا به خاطر هم امر طاعت در دینشون و مصلحتشون در امر دنیاشون.
اینها برن اونجا همدیگه رو بشناسن و تجارات "من بلدن الی بلدن" انجام بدن و "لینتفع بذلک المكاری والجمال" بهخاطر اینکه اون کسایی که دارن سیستم ترابری دارن انجام میدن یه پولی گیر اونا بیاد و "لتعرف آثار رسول الله" از اون طرف همه به همدیگه خبر بدن تو شهرها و کشورهاشون چه خبره و "تعرف اخبار".
و بعدش میگن که "ولو کان کل قوم انما يتکلون علی بلادهم و ما فیها هلكوا".
اگر هر قومی تکیه میکرد بر بلاد خودش هلاک میشدن و "و خربت البلاد" بلاد خراب میشد و "سقط الجلب والارواح" کالاها و سودها خراب میشد اصلا.
ببینید یعنی هم امر دین هم امر دنیا باید اونجا شکف پیدا-- نه "لیس علیکم جناح" در بعضی وقتها معنی ترغیب داره اصلا.
بله.
یعنی صرفا معنی گناه نیست.
گناه نداره.
بعضی وقتها اینجوریه بعضی وقتها نه.
اینجا که اصلا گفته که این کارو بکنن "لیشهدوا منافع لهم".
این "منافع لهم" فکر نکنید منافع دنیاییستها.
اگر منافع دنیا رو اساسا کنار بگذارم، این دین، دین کاملی نیست.
باید منافع دین و دنیا رو هر دو تا رو داشته باشیم.
حالا توضیحات بیشتر انشاالله بعدا دیگه که حالا دیگه الان از بیوقت اذانه.
انشاالله ساعت پنج مجددا در خدمتتون هستم.
بله مثل همین "و اذا ضربتم في الارض فلیس علیکم جناح ان تقصروا من الصلاة" این به این معنا نیست که نماز قصر ایرادی نداره.
خدا保佑 ساعت-- صلي الله علی سیدنا محمد و آله