ددرس‌گفتارها

مدن و آله.

سلام.

صلاة الآل الطاهره مع روح عظمة الإمام من يوم ولادته وأباه وأمه ومعلمانا وأساتدتنا امام و شهيدمون الفاتحه ما السالحه.

الفاتحه ما السالحه.

خب عزیزان آآآ چون همون درس تفسیر قرآنی که تو سر کلاس بوده یا سر کلاس تعطیل بوده ما خودمون رو دعوت کردیم اینجا.

بله.

بعد [خنده] یه دیدیم چقدر کلاس نذاریم پیش مثلا آقا خوشحال میشه نه دیگه.

الانم جون میده بزنه بخندیم [خنده] اینجا یدونه حالی حال میده.

یعنی اسممون تو تاریخ میره.

لذا عزیزان قرآن دستشون باز کنن، قرآن بگیرن دستشون چون ما آیات از قرآن می‌بینیم و اصرار داریم که قرآن باشه برای اینکه حمل بر خودستایی هم بشود من چند بار حضرت آقا تا قرآن تقسیم کنیم من از خودم تعریف کنم می‌خوندم.

چند بار حضرت آقا به روی من آوردن که چقدر خوبه که شما سخنرانی‌تون مشحونه از آیات قرآن می‌گفتن و می‌گفتن که یه بارم گفتن کاش خطبا آیه قرآن زیاد بخونن.

متأسفانه ماها با قرآن آشنا نیستیم اصلاً فارغ از اینکه بخوایم بخونیم یا نخونیم اصلاً با اون فضا و ادبیات قرآن تو این بحث‌ها آشنا نیستیم و اگر هم بخوایم به معارف عمیق قرآن پی ببریم، اسلام پی ببریم قانون اساسیش قرآنه دیگه یعنی شما باید قانون اساسیش رو بلد باشی [مکث].

ما اجمالا اگه فهمیدی که من دارم از خودم تعریف کردم دیگه یه نوشابه برای خودم باز کردم همینجوری به صورت کاملاً ریز.

به خدمت مبارکتون عارضیم ما سوره نور که تمام شد یه بحثی رو شروع کردیم متوقف شد به دلیل هم ماه مبارک رمضان و هم جنگ و اینا دیگه البته.

اون بحث سیاست خارجی بود.

بحث سیاست خارجی در قرآن که بحث بسیار هم مهمیه.

چونکه سیاست خارجی از اون طرف لبش با کفار میگیره، لبش به منافقین میگیره، به جریان وعده‌های الهی میگیره و همه این‌ها.

[مکث] برای اینکه دوستان عزیز احتمالا جلسه اولش رو نبودید درسته؟

فکر می‌کنم مثلا از دوستان بیشتر نبودن.

از اینجا هم من نمی‌خوام همون بحث رو تکرار کنم ولی در حدی یه overlay به این بحث بدم و ادامه میدم.

دیگه حالا دیگه دوستان برن همون قسمت اولشو ببینن.

یکی از آیات بسیار مهم توی این بحث که حکم قاعده داره یعنی حاکم بر قواعد دیگه‌ست.

یعنی بقیه قواعد رو رنگ می‌زنه و قید می‌زنه بقیه قواعد رو، قاعده نفی سبیله که در آیه صد و چهل و یک سوره مبارکه نساء صفحه صد و یک این قاعده آمده.

قاعده نفی سبیل.

این قاعده اولا باز دوباره اینو من بگم سیاست خارجی حتی قانون‌گذار قانون اساسی به این جمع‌بندی رسیده بوده همون خبرگان قانون اساسی که سیاست خارجی جزو قوه مجریه نیست.

خب به عبارتی اینو ما باید ب-بدانیم که آیا اگر ما وزیر امور خارجه توسط مقام ریاست جمهوری تعیین بشه معنیش آیا اینه که سیاست خارجی دست اینه الان؟

نه دست این نیست.

ببینید توی در حقیقت فصول قانون اساسی فصل دهم اگه قانون اساسی رو ببینید وقتی که قوه مقننه رو میگه بعد قوه مجریه رو میگه قبل اینکه بره قوه قضائیه رو بگه یه فصل باز می‌کنه تو قوه مجریه، یه فصل باز می‌کنه که میشه فصل دهم.

چهار تا اصل داره صد و پنجاه و یک و دو و سه و چهار.

این چهار تا اصل قانون اساسیه.

در اینها اون احکام کلی سیاست خارجی رو میگه.

یعنی به نوعی انگار میخواد بگه تحت اشراف قوه مجریه نیست.

یعنی اینجوری نیست که هر قوه مجریه‌ای بیاد برای خودش یه سیاست خارجی‌ای داره.

اینجا نه.

باید طبق این قواعد به عنوان ک-کانه مجریه یه دستورات مثل اینکه به یه نفر مأمور خریده مثلاً بهش میگن که برو فلان جنسو از تو بازار بخر با پیش-- با دو تا پیش فاکتور نام فلان و بیسار.

ببین این اینجوریه.

او حق نداره بره برای خودش سیاست‌گذاری بکنه تو این حوزه.

می‌تونه اجراشو برنامه‌ریزی بکنه همین.

نمی‌تونه سیاست‌گذاری بکنه.

یه بحث بسیار بسیار بسیار مهمیه.

لذا سیاست خارجی رو فصل دهمو جدا کرده اصلاً از قوه مجریه.

چونکه سیاست خارجی هم بسیار مهمیه.

یکی از بحث‌هایی که تو همون سیاست خارجی هست قاعده نفی سبیله.

قاعده نفی سبیل که به معنای نفی سلطه نیست، نفی نفوذه.

سبیل به معنای سلطه نیست، به معنای نفوذه خب؟

خیلی معنای لطیف‌تری داره از معنای سلطه.

خب؟

توی فضای فقه ما یه چیزی پیدا کرده، یه اندازه‌ای پیدا کرده.

این اندازه خوب نیست.

اندازه‌ای که تو فضای فقه ما پیدا کرده در حد اینه که تو احوال شخصی‌ست.

مثلاً فرض کنین کسی بره یه زنی شوهر مثلاً کافر بکنه.

مثلاً گفتن قاعده نفی سبیل مانع.

حتی پاش کشیده شده مثلاً به بیع مصحف.

آیا ما می‌تونیم قرآن رو به یه کافر بفروشیم؟

عده‌ای گفتن نه نمی‌تونیم بفروشیم به دلیل قاعده نفی سبیل و تو این حوزه پرسه زده.

مثلاً یه عبد چه می‌دونم مسلمون رو آیا مالکش می‌تونه یک کافر، کافر بشه؟

گفتن نه نمی‌تونه بشه چرا؟

نفی سبیل.

اگه مثلاً زن مسلمان شد توی ازدواجی می‌تونه اه، تو همون قید ازدواج با اون نქ به دلیل نفی سبیل.

ببینید فضاش رو که نگاه می‌کنید یه فضای خیلی بسته‌ای، کوچیک داره که مال تسلط کفاره.

تو این فضا دیده شده.

اما مثلاً حضرت امام اینا اونم نه تو فضای فقه، بعد از انقلاب امام خود امام دوره‌های تطور داره.

کاملاً یه بحث جدیه.

بعضیا میگن ملاحظه کرده در ابراز.

بنده اعتقاد دارم و شواهد دارم نه دوره تطور امامه.

یعنی امام وقتی که کشف الاسرار رو می‌نویسه اونجا یه نوع نظر می‌ده راجع به مسئله ولایت فقیه.

میاد جلوتر تو تحریرالوسیله تو ترکیه یه جوری میگه، میاد تو نجف یه جور دیگه‌ای میگه، میاد بعد از انقلاب یه جور دیگه‌ای میگه امام.

یعنی امام هم خودش دوره تطور داره.

به عبارتی تو اون موقعی که کشف الاسرار رو داره می‌نویسه اصلاً شاید خود امام باور نمی‌کرده که یه موقعی یک فقیه می‌تونه حکومت به دست بگیره.

لذا اونجا تصریح می‌کنه که ما نمی‌خوایم حکومت به دست بگیریم.

تو تصریح داره.

ما اصلاً نمی‌خوایم حکومت به دست بگیریم.

تقریباً همون حرف مشروطه رو یه دور، یه با یه ویرایشی میگه امام که در حقیقت حالت نظارت فقیه بر قوانینه.

همون حرفی که تو مشروطه مرحوم نائینی و تو همون تنبیه الامه و تنزیه المله که یه کتاب بسیار مهمیه که حضرت آقا هم امام شهید ما تو همین کنگره نائینی اینایی که اومدن تذکر دادند.

متأسفانه تو حوزه هم محجوره با اینکه متن، البته متنش فارسیه که واقعاً کاش عربی می‌نوشتن.

مثلاً اینجوری، توسط یک فقیه بزرگ به نام نائینی بزرگ دقیقاً در چیز مشروطه، در تثبیت مشروطه و رفع استعداد، اون چیزایی که نوشتن حرف بسیار مهمه.

دیگه شاعر آخوند خراسانی و میرزای شیرازی بزرگ به خودشان یه کسیه، عددیه دیگه مرحوم نائینی.

دوستانی که میخوان راجع به حکومت اسلامی کار بکنن بلا ریب باید این تنبیه الامه و تنزیه المله مرحوم نائینی رو بخوانند.

اگه بخوان کار دقیق بکنن.

البته متنش متن سختیه.

البته فارسیش متن سختیه.

شاید اص-- یه اصطلاحاتی از خودشون درآوردن.

مثلاً این اصطلاح وجود خارجی نداره.

بعد مثلاً تملیکیه، استعبادیه نمونم چیش می-- می‌نویسن از رو متن می‌فهمیم اصطلاح معنیش چیه.

حالا می‌خوام بهتون بگم خود امام دوره تطور داره‌ها.

اینجوری نیست که شما بگید مثلاً امام همین امامه بعد از انقلابه.

نه، تو اونجا تقریباً به نظارت فقیه اعتقاد داره امام.

نه به کسی که در حقیقت چیز می‌گیره، حکومت رو در دست می‌گیره.

بعد می‌بینید همین جوری اومده تو تحریرالوسیله جدی‌تر شده، تو ترکیه بعد اومده تو نجف جدی‌تر شده، تو کتاب الوی جدی‌تر، تو بعد از انقلاب که اصلاً یه چیز دیگه، یه متفاوتی شده امام.

خب؟

که یه موقعی آقای آقا مرتضی هائری، پسر آشیخ عبدل کریم که استاد حضرت آقا هم بودن، می‌فرمودن که من از کسی که از ایشون شنیده بود، گفتن این چیزی که آقا روح‌الله برای خودش قبول داره رسول الله قبول نداره [خنده]، خب؟

یعنی امام یه چیزی شبیه رسول الله برای خودش قبول داره.

یعنی برای این مقام، خب؟

و حق هم با امامه ها.

بحث‌های قرآنی داره اینا همون سوره نور من بحثشو گفتم اینا.

ولی به هر جهت امام با قاعده نفی سبیل بعد از چیز می‌زنه همه چی رو می‌ترکونه.

یه قاعده نفی سبیل یعنی شما هر زمینه‌ای برای نفوذ در حقیقت کفار درست بکنی برای نفوذ کفار، این قاعده، این قرارداد، این چیز فلان اینا باطلن.

هر چیزی که...

بعد این می‌بینید تو حکمرانی داده هم وارد میشه دیگه.

یعنی شما توسعه پیدا می‌کنه.

اگر شما واقعاً با داده که الان داده و Big dataهای شما دست کسی دیگه است.

این سبیله.

الان خیلی از این چیزای ما رو مسئولین ما رو دارن می‌زنن با داده دارن می‌زنن خب؟

یعنی کاملاً رو داده مسلطن که دارن این کارو انجام میدن.

میخوام بهتون بگم پای بحث نفی سبیل به خیلی جاها کشیده میشه.

فقط به مسئله در حقیقت چم-- بیع مصحف و نمی‌دونم قرارداد فلان و به این چیزا کشیده نمیشه.

هر زمینه- بله.

تو مسئله FATF و فلان و اینا تو اینجا هم همینجور.

در FATF و اینا یکی از بحث‌هایی که مغفوله همین بحث قاعده نفی سبیله که شما وقتی تمام تراکنش‌هاتو در اختیار یه سیستمی میذاری یا حتی باز-- اصلاً قراردادهای بین‌المللی خودش محل شبهه میشه.

یه بحثی هم بود که اخیراً که آقا باید از این NPT بیایم بیرون، خیلی بحث جدیه این بحث که آقا این دیگه واضح، خیلی واضح این سبیله.

یعنی اطلاعات ما رو وَر می‌داره میده به دشمن ما، دشمن ما میاد ما رو بمبارون می‌کنه.

با چی؟

با همین NPT و اینا با همین داره همین کارو انجام میده.

لذا این که یه قاعده بحثی‌ست که شما از قرن هجده که یهودیا وارد یک اقدامی شدن که بحثش مفصله که اومدن و فضای قواعد بین‌المللی رو گذاشتن و مجامع بین‌المللی به دلیل اینکه یهودیا به شدت منفورن تو کل دنیا.

به جای این یک حرکت زیرکانه‌ای کردن.

اومدن مجامع بین‌المللی پایه‌ریزی کردن، براش قواعد گذاشتن.

بعد شما میری تو این قواعد شرکت می‌کنی.

میشی عبد یهود.

بدون اینکه خودتم بدونی.

حالا فرق نمی‌کنه WHO باشه همینجوری میشه.

BIS باشه همینجوری میشه.

خب؟

هر قرارداد دیگه‌ای باشه شما باید کلاً ضنین و بدگمان به این باشی که دشمن برای تو یه قرارداد ب-بنویسه بعد بری تو این قرارداد شرکت کن.

امام زیر میز می‌زده کلاً با قاعده نفی سبیل.

قاعده نفی سبیل میخوام بهتون بگم اگر لبه‌های این بحث رو نگاه بکنید بسیار بحث مهمیه قاعده نفی سبیل.

شرکت در یک قاعده بین‌المللی اگر سبیل ایجاد بکنه، نه صلح ها، سبیله یعنی قدرته در نفود پیدا بکنه طرف، همچین رو قرآن رد می‌کنه.

قرآنیش حالا خیلی عجیبه.

قرآنیش دیگه تو دکون هیچ عطاری نیست قرآنیش.

چرا؟

به خاطر اینکه رسماً ادبیات قرآن اینه تو بحثش که شما کسی که این سبیل رو داره درست می‌کنه و نفوذ رو درست می‌کنه جریان نفاقه.

اصلاً این ادبیات رو بهتون نشون میدم.

ادواتش اینه که ق-- دقیقاً سبیل و نفوذو کی درست می‌کنه؟

جریان نفاق درست می‌کنه.

رو ارتباطاتی که پیدا می‌کنه با کارتل‌های مالی حتی.

می‌بینید که این تو سوره توبه اگه می‌بینید میگه آقا اولو الطاولن اینا منافقین اولو الطاولن مثلاً خیلی پولدارن.

آقا چرا منافقین پولدارن؟

چرا باید پولدار باشن؟

این جریان چرا پولداره؟

که قرآن میگه فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ اموال اینا شما رو به تعجب نندازه.

کفار رو نمیگه منافقین رو میگه.

تو توبه رو حالا بهتون نشون میدم.

چرا اینجوریه؟

به خاطر اینکه این تراستی‌های این مدلی باید با اون یهودیا چیزی با همدیگه بپلکن خب منافع مشترک پیدا می‌کنن.

وقتی یه منافع مشترک پیدا می‌کنه خب این نمی‌تونه پا به پای این جنگ و جد و جهاد پیش بره.

لذا می‌بینید گلوگاه‌های اقتصاد رو جریان نفاق می‌گیره.

همین الانشم همینجوریه.

ما از این طرف داریم شعار میدیم، داریم هنجره جر میدیم، گلوگاه اقتصاد دست یه جریان دیگه‌ست.

خب؟

ببین ساکت خاموش نشسته یه گوشه که ما حرفامون تموم شه.

خب.

اون داره کار خودشو انجام میده.

گلوگاه‌های اقتصادی رو می‌گیره و کار خودشو انجام میده.

برای همین هست که می‌بینید جریان سبیل و نفوذ رو به نام نفوذ حالا با ادبیات‌های مختلف بهتون نشون میدم جریان ولیجه، جریان بتانه فلان و اینا، جریانی‌ست که منافقین کارسازی می‌کنن و گردش کار می‌کنن که این اتفاق بیفته.

به دلیل اینکه منافع مشترک پیدا کردن.

این میشه قرآنیش.

حالا اگه خواستیم نی-نگاهی بکنیم این آیات دیگه چون دفعه قبل هم دیدیم از آیات صد و سی و شش سوره نگاه می‌کنین صفحه صد.

دیگه من تندتند براتون می‌خونم تا ببینید که چطور این اگر ظرفیت قاعده نفی سبیل باز بشه حتی قراردادهایی که قبل فاحش داره-- من اینم از بیرون بگم که بعدا خواستین-- ببینید یه بحث دیگه‌ای ما داریم تو سیا-- کلاً سیاست خارجی و چیزی به نام معاهده، عهد.

اگر شما عهدی بستید باید پای عهدتون بمونید.

خب؟

مگر این قی-- این-- اون رو قید می‌زنه.

مگر عهدی که بستید باعث نفوذ کفار بر منابع شما بشه.

این کلاً میشه قرارداد فاریک دیگه.

قبل فاحش ایجاد بشه‌ها.

ببینید این چیزی به نام خیار قبل، خیارات شنیدید کلاً یدیه به نام خیارات.

یه خیاری ما داریم به نام خیار قبل.

میگن خیار قبل فاحش باید باشه.

یعنی چه؟

این قاعده بین‌المللی هم هست حتی که شما ااا اگر یه معامله‌ای وارد شدید، نه قبلی که بازار قبول می‌کنه مثلاً شما یه ماشینی یه میلیاردی رو مثلاً یه میلیارد و پنجاه میلیون تومن مثلاً خریدید این نه خب؟

بازار نمیپذیره اینو.

مثلا شما فرض کنید که یه ماشینی یه میلیاردی رو سه میلیارد خریدید.

خب؟

این میشه قبل فاحش.

شما این اختیار قبل داره یعنی شما میای میگی من همچین چیزی رو قبول ندارم.

این تو بحث حقوق بین الملل اثرات فوق‌العاده داره.

به خصوص اگر قید نفس سبيل بهش بخوره.

مثلا شما قراردادهایی داشتیم مثل فرض کنید قرارداد دارسی.

قرارداد دارسی چی بوده؟

سه چهارم حق اکتشاف، سه چهارم مساحت مملکت به غیر از اون پنج استان شمالی که اصلاً نفت نداره از بیخ معلومه نداره.

خب یعنی کل کشور رو دادن به مدت شصت سال به یه نفر آدم امتیاز کشف، بهره برداری و، و همه اینا رو دادن به یه آدم.

چی گرفتن؟

شصت سال که سال پنجم سال 1280 این چیز به حقیقت قراردادو نوشتن که زمان مظفرالدین شاه که مظفرالدین شاه بهش پول بدن بره اروپا تفریح.

که مد-- چون میخواستن بره اروپا تفریح مثلا صد نف-- دیگه کاروان عربینی را مینداختی برای اینکه بره اروپا.

شما نگاه کنید که سال پنجم خوردن به اون حوزه نفت بزرگ مسجد سلیمان.

خب؟

شصت سال شما منابع کشور رو دادی به یه انگلیسی، یهودی الاصل انگلیسی.

خب؟

دادی به این یهودی انگلیسی شصت سال منابع کشور رو دادی برای اینکه خرج سفر آقای مظفرالدین شاه به اروپا فراهم بشه.

ما این دیگه از این سبيل، از این قبل فاحش، فاحش دادن اینجا بود که مثلا خود رضاخان چیزی کرد یعنی رضاخان با همون بی شرفی خاص به خودش اون زد زیر قرارداد بعد قرارداد رو عوض کردن، یه چیز کارایی کردن که اصلاً موجبات ملی شدن صنعت نفت به خاطر اون قرارداد دارسی بود.

خب؟

شما نگاه میکنید یه قرارداد میتونه در چه حدی باشه.

برای همین این بحث فعلاً سرش بازه.

من نمیخوام بگم تصمیم گیری میشه کرد که این بهره‌ای که مثل عروس خانم شوهر کرده میتونه به خونه باباش برگرده طبق در حقیقت قبل فاحش.

یا مثلا این داده به ازای چی از طرف؟

همچین معامله‌ای برای چی انجام گرفته؟

این معامله کردی، اینو دادی در ازاش چی گرفتی، چی گرفتی الان؟

که حالا یه، یه جایی بوده ب-بزرگ شده بوده ما میخواستیم اینو دخترو تا آدم تعجب می‌کنه [خنده] خدا این میگه چه ادبیاتیه تو بین الملل مثلا این دختره همون شوهره.

حالا هم طلاق میخواد بگیره خب میاد خونه باباش دیگه.

اینم یعنی اگه [خنده] اینه واقعاً بین الملل خب باید بیاد خونه باباش.

این سرش بحث برای همین معاون حقوقی چیز [زبان کلیک] مرکز پژوهشا اینو گفت.

خب؟

ایشون آدم حقوقیه، میفهمه.

یعنی اینا سر بحثش باز هست.

پس میخوام بهتون بگم یه ظرفیت بزرگ وجود داره به نام نفس سبيل که راه هرگونه-- حالا شما برای اینکه این نفس سبيل و این نفوذ طاعنه رو باید دهن منافقین رو ببندین مثلاً.

یعنی شما باید جریان منافقین رو تشخیص بدین.

شما نگاه کنید در رد که بسم الله الرحمن الرحیم شما هم یه بسم الله بگین.

بسم الله الرحمن الرحیم.

بعد [آیه قرآن] ای مؤمنین ایمان بیارید به خدا و رسول و به کتابی که و به کتابی که انزل من قبل یعنی این وقتی میگه [آیه قرآن] یعنی این یک سنتیه.

این معارف یه چیزیه که معارف مربوط به حوزه شرایع نیست، مربوط به حوزه دینه.

ببینید برخی از چیزها هست که مربوط به حوزه شریعته برخی مربوط به حوزه دینه.

حوزه دین غیر قابل تغییره مثل صراط مستقیم میمونه، مثل فطرت میمونه که تغییر نمی‌کنه.

حوزه شرایع تغییر می‌کنه و اتفاقاً یکی از بحث‌های جدی که تو فضای فقه هست و متأسفانه باید بحث بشه و نمیشه همین هست که [مکث] جمود ما رو شریعت نداریم، جمود رو دین داریم.

ثبات با جمود فرق داره، با همدیگه فرق داره.

همان که شما به عنوان یک دوچرخه سوار همینجوری مستقیم که پا نزنی خودتو فرمونو با خودت تنظیم می‌کنی فلان اینا رو پیچا، رو شیب‌ها فلان اینا تنظیم می‌کنی، این درست میری با اینکه این در حقیقت داینامیک هست خب یعنی دینامیک برخورد می‌کنی با پدیده ولی ثبات هم داره.

اینکه شما بتونی ثباتو با یه حالت دینامیک با هم دربیاری درسته وگرنه اگه ثباتشو دربیاری یک مجموعه جامد میشه که خرد میشه و فرسوده میشه.

اگر دینامیکشو دربیاری تبدیل میشه به یک حالت، حالت بی‌هویت و از هم پاشیدگی.

خیلی وقت‌ها فقه امروز وقتی جوابگو نیست دلیلش به خاطر اینکه به عنصر ثابت خیلی داره تأکید می‌کنه نسبت به بحث دینامیک ما داریم توی شریعت.

اینو فعلاً میگم هشتگش تو ذهنتون باشه بعداً خواستید حال این آخوندها رو بگیرید بهشون همینارو بگید.

این ترکیب دو تاشو ترکیبی درآوردن کار مشکلیه وگرنه هر کدومو یا میشه بحث‌های روشنفکری آقای سروش اینا این طرف میشه خیلی دینامیک میشه یا میشه این طرف که اصلاً می‌بینی که یه مجموعه متصلب و جامد.

خب؟

همینه انگار دین همینه یعنی مجموعه شریعت همینه تکونم نمی‌خوره نه با عرف، نه با فرهنگ، نه با زمان، نه با مکان با هیچی تغییر نمی‌کنه.

یه همچین بسته ایه.

خب؟

یا اون می‌شه یا این طرفه می‌شه.

درآوردن این وسطش هم کار حضرت حیدره.

واقعاً کار بسیار سنگینیه درآوردن، ربط دادن عرف و فضای دقیقاً عرفی و فهم‌های عرفی و تاریخی و اینا.

«والکتاب الذین و من یکفر بالله وملائکته وكتبه ورسله واليوم الآخر فقد ضل ضلالا بعيدا».

کسی که در داخل دایره اسلامه و داره این کف-- دقیقاً کفران‌ها رو می‌کنه به ضلال بعید می‌رسه.

باز این بحثیه که منافقین رو با ضلال بعید معرفی می‌کنه.

چرا هی با درک اسفل به درک الاسفل نمی‌دونم هم العدو چرا اینجوری معرفی می‌کنه؟

دلیلش به خاطر اینه که این نوع از انحراف جبرانش سخته.

جبران انحراف خیلی مستقیم راحته.

جبران انحراف‌های منافقانه که شما در بدنه ایمانی ادبیات کفار رو ببری جلو.

به شدت مبارزه، شناخ، مبارزه با این کار مشکلیه در میاره.

ضلال بعیده این.

بعد میگه «الذین آمنوا» کسایی که ایمان میارن «ثم کفروا».

کفروا نه اینکه کافر می‌شنا، یعنی کافر می‌شه به معنای اینکه میره، میره کافر می‌شه الان.

خب؟

باز دوباره میاد مؤمن می‌شه.

نه، می‌بینید داره مضربظبه تو همین فاصله است که بالاخره من معارف انقلابی رو هم گفتم.

یهو می‌بینی با معارف انقلابی داریم می‌جنگیم جواب می‌گیریم.

بعد می‌گه درست.

باز دوباره میره تو یه شرایط دیگه میگه نه بابا اینا که سه هفروتیاته.

دقیقاً اینا دارن دشمن افکنی می‌کنن.

میاد اینور باز دوباره میره اونور میاد اینور.

مستقر و مقامش همین مباحث انقلابی ناب نیست.

ببینید هی میره-- اگه یه جایی هم حرف نمی‌زنه فعلاً چون شرائطی برای حرف زدن نداره.

آب از آسیاب بیفته یهو می‌بینی باز دوباره آیا این مقدار هزینه برای جنگ و منم فلان بود، آیا می‌شد و از این حرفا.

می‌بینی در، در خواهد آمد.

وایساد ببین.

«ثم آمنوا ثم کفروا ثم زادوا کفرا لن یکن الله لیغفر لهم ولا لیهديهم صریرا» اینم باز داره وعده ما به شما سر خرمن.

هر جایی خدا میگه من نمی‌بخشم جریان منافقین رو میگه، جریان کفار رو نمیگه.

میگه من عمراً نمی‌بخشم جریان منافقین رو میگه.

گیج‌کننده‌ترین جریان اینان.

در همین بحث میگه «بشر المنافقین ان لهم عذابا الیما».

اینان «یا الذین اتخذون الكافرین اولياء من دون المؤمنین» کسایی که رفاقتشون با کفار زیاده.

محبتشون نسبت به کفار زیاده.

یه مؤمنی وقتی که داره از اون طرف میگه می‌بینی خیلی با پروپیمون و با لب و لوچه این میگه آویزون و آب دهن و اینا میگه.

اینا.

بخاطر اینکه محبتش نسبت-- ببین حتی میگه عباراتو نمی‌دونی به کجا رسیده.

آه از نهاد یه چیزی میگه.

خب؟

این به خاطر اینه که محبتشو اون ور تقسیم کرده و اون ور گذاشته.

این یه نکته‌ایه تو بحث ولایت.

من توی بحث سوره نور هم گفتم شب بیست و یکم هم تو دانشگاه شریف عرض کردم فرق رهبری با ولایت از اون بحث‌هایی که تو قانون اساسی هم هنوز تکلیفش رو مشخص نکردن.

یه عده‌ایی که به نظرم مشخصه.

اصل پنج قانون اساسی و اصل پنجاه و هفت قانون اساسی بحث امامت و ولایت رو کرده برای فقیه.

اصل اون اص-اصلی‌هایی که اساساً برای بحث ولایت از اصل پنجاه و هفت قانون اساسی به بعد اینا بحث رهبریه، رهبری با ولایت فرق داره.

ولایت باید توش محبت باشه تا اسمش بشه ولایت.

وگرنه رهبری یه تسلطیه.

شما شب نوزدهم هم شاهدش همین.

شب نوزدهم وسط «الهی العفو بالهجة من فلان» اینا یهو این خبرو که اعلام کردن همه بلند شدن فریاد خوشحالی.

چرا؟

اون علامت ولایته.

کی؟

یه بچه.

کی؟

یه دونه خانم خانه‌دار.

کی؟

یه دونه کاسب.

کی؟

آخوندا، ملامشتها رو نمی‌شناسن.

خب؟

دوتاش بود یه مردم عادی.

ولی چی داشت اتفاق میوفتاد؟

داشت پدیده ولایت اتفاق میوفتاد که داشت محبت ایجاد میشد توش.

این حرف بسیار بسیار مهمه که هنوز تو بحث قانون اساسی کسایی که قانون اساسی کار می‌کنن نمی‌دونن اینو با این چیکار بکنن.

یه جاش رهبریه، یه جاش ولایته و این دو تا با هم فرق دارن.

ولایت و رهبری.

قرآن از واژه ولایت استفاده می‌کنه چون که اینجا جایی‌ست که شما باید محبت هزینه بکنی و مودت داشته باشی.

و اینی که اصلاً گفتن «لا اسئلکم علیه اجرا الا» مودت.

بعضیا فکر می‌کنن مودت یعنی چیز، یعنی سیادت و آقایی، نه.

مودت یعنی مودت.

منتها شما مودت که هزینه بکنی تبدیل می‌شه به آقایی طرف.

شما وقتی محبت ابراز می‌کنی اون، اون آقا، آقا می‌شه تازه.

یعنی رو صندلی اثباتی آقا بودن می‌شینه این شخص.

لذا خود ابراز محب-- بیعت و این پدیده‌های اینجوری.

میری بیعت می‌کنی، ابراز محبت می‌کنی همه اینا به آقایی ثبوتی و اثباتی او داری کمک می‌کنی که او دیگه آقا بشود.

خب یعنی این علائم این ولایت تو شب نوزدهم کاملاً روشن شد.

مثلا شنیدم من که مجلس آقای جاودان حالا جان چیزو خوندم و رفتم.

نبودم تو اون بحثش.

می‌گفتن آقای جاودان یه جوری خوش-- با خوشحالی داشت مثلا [خنده] میذاشت وسط شب قدر مثلا نزدیک بود مثلا بشکن بزنه مثلا یه همچین تعبیری مثلا.

این، این علاماتش این علامات ولایته یعنی ایجاد ولایت.

بعد میگن خب این چرا این محبت اینجا ایجاد میشه؟

"ایَبتغونَ عِندَهُ العِزَّة" دنبال عزتند "فَإِنَّ العِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا" عزت همش پیش خداست.

بعد میگه که خب شما می‌شینی پای ایران اینترنشنال همین در میاد ازت.

خب؟

وقتی که می‌شینی پای این انواع بعد آخرش از چشت میفته این بحث.

میگه "وَقَد نَزَّلَ عَلَیکُم فِی الكِتابِ" تمام؟

میگه ما نازل کردیم بر تو در کتاب تو surه انعام "أَن إِذا سَمِعتُم آیاتِ اللَّهِ یُکفَرُ بِها وَیُستَهزَأُ بِها" وقتی که دیدی داره آیات الهی مورد استهزاء قرار می‌گیره خب نشین "فَلا تَقعُدوا مَعَهُم حَتّیٰ یَخوضوا فی حَدیثٍ غَیرِهِ" بزن یه کانال دیگه‌ای.

اینجاست که "علیکُم باللفت" خب؟

وقتی که وای می‌ستی surه انعام یه آیه‌ای داره، این آیه خیلی آیه فوق‌العاده‌ایه.

surه انعام رو ببین [سرفه] آیه صد و دوازده، صد و سیزده، صفحه صد و چهل و دو.

انگشت مبارکتونو همینجا نگه دارین.

به این تفسیر میگن تفسیر لا انگشتی.

انگشتاتون باید در جریان کار باشه.

میگه "وَكَذٰلِكَ" آیه صد و دوازده "وَكَذٰلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الإنسِ وَالجنِّ" ما اینجوریه که شیاطین انس و جن رو چه کسی-- این شیطان معنای شیطان انس ما داریم.

هم شیطان داریم به عنوان انسان، شیطان داریم جن، شیطان داریم کشور، شیطان داریم امت.

یعنی بستگی داره چه کار داره می‌کنه.

شیطان یک manifest مرامیه.

چیز نیست.

یه نفری نیست.

اون ابلیسه که جنه و یعنی شیطان کاملا مثل شیطان بزرگ و نمیدونم فلان همه اینا هم معنی داره، معنی قرآنی داره اینا.

که اینا چیکار میکنن شیاطین به همدیگه "یُوحی".

اینا اتاق فکر دارن.

حالا بعدا سر بحث منافقین هم انشاالله به این مناسبت عرض خواهیم کرد.

اینا اتاق فکر دارن با جریان یهود، جریان یهود و اون پشت پرده تو اتاق فکرهاش می‌شینه به همدیگه پالس میدن اینا "یُوحی بَعضُهُم إِلَىٰ بَعضٍ زُخرفَ القَولِ غُرورًا" اینا حرفای مزخرف.

مزخرف تو زبان ما به معنی چرت و پرته.

تو قرآن معنی چرت و پرت نیست.

به معنای حرف متلاس.

یعنی چی؟

حرفی که باطن نداره ولی روکش طلایی خوبی داره.

روکشش خوبه.

خب؟

مزخرف معنیش یعنی این.

یعنی طلا اندود شده.

اینا رو به فریب اینا رو به همدیگه یاد میدن، ترند می‌کنن "یُوحی بَعضُهُم إِلَىٰ" یهویی میارن بالا، یهویی تو فضای رسانه چیزش می‌کنن، وایرالش می‌کنن.

می‌بینی که چی میشه "وَلَو شَاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُم وَما یَفْتَرُونَ" اگه خدا می‌خواست نمی‌ذاشت این کارو ولی خدا قرار نیست دخالت‌های اینجوری بکنه، دخالت بی‌جا.

خدا نمی‌تونه ده هزار نا-- فقط یه چیز دیگه‌ای خدا شیطان رو گذاشته برای همین کارا دیگه.

شیطان سوتی خدا نبوده که.

شیطان یه سناریو خدا بوده برای عالم.

بعد میگه این کاری که می‌کنن، این شبکه‌هایی که درست می‌کنن "وَلِتَسْغَىٰ إِلَیهِ أَفْئِدَةُ الَّذینَ لا یُؤْمِنونَ بِالْآخِرَةِ وَلِیَرْضَوَهُ وَلِیَقْتَرِفوا ما هُم مُقتَرِفونَ" این یه سوسره‌ایه واسه خودشه.

یعنی "وَلِتَسْغَىٰ إِلَیهِ أَفْئِدَةُ" این همین است که به قول مردم می‌گن دل بده یا می‌گن گوش جان می‌سپاریم به نمیدونم چی.

به این معنی.

گوش جان نیا اینجوری داره نگاه می‌کنه، اینجوری داره نگاه می‌کنه.

خب؟

تاثیریه.

نه اینجوری.

خب؟

"وَلِتَسْغَىٰ" اول داریم اینجوری می‌گیم.

چی میگن اینا؟

خب؟

دل میده.

بعد "وَلِیَرْضَوَهُ" رفته رفته راضی میشه.

خب؟

یعنی رفته رفته می‌پسند منظره رو.

این حرفو می‌پسند.

برای همین امیرالمؤمنین می‌گفتن "من اَسْغَىٰ إِلَىٰ ناطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ" کسی که به حرف یک کسی اسغاء می‌کنه یعنی اینجوری می‌کنه "فَقَدْ عَبَدَهُ" او داره می‌پرسته.

بعد گفتن اگر اون حرف خدا رو می‌زنه "فَقَدْ عَبَدَ اللَّه" خب؟

اگه حرف شیطان رو داره می‌زنه "فَقَدْ عَبَدَ الشَّيطانَ".

معبودش شیطان است.

بعدش "وَلِیَقْتَرِفوا ما هُم مُقتَرِفونَ" بعدش مرتکب میشه بعدش.

یعنی اول راضی، اول گوش میده، درست و حسابی گوش میده، بعد راضی میشه، بعدش مرتکب میشه.

این میشه همون چیزی که طرفی که خیلی افتخار هم می‌کنه که من خیلی روشن فکرم، پای این حرفا می‌شینم به منم واسه هیچ تاثیری نمی‌کنه و نمیدونم فلان.

نمیشه واقعا غیر ممکنه این چیزا.

غیر ممکنه این حرفا.

که طرف بشینه پای هر حرف انحرافی بشینه، پای هر حرف چرت و-- جایی که استهزاء می‌کنن به خصوص.

خب؟

پای اینا بشینه و بعدش [نفس عمیق] چیز بکنه.

پیغمبر هم نمی‌گذره از استهزاء کننده حتی تو جریان فتح مکه نگذاشت.

کسی که مسخره‌های ما هم طرف حرف می‌زنه، یه موقع هست که نه داره مسخره بازی در میاره این یکی از بدترین ترفندهاست مسخره کردن آدما برای اینکه تنزل کنن.

برگردیم میگه اگه اینجوری بکنی إنکم إذا مثلهم میشی شبیه إن الله جامع المنافقين والكافرين في جهنم جميعا.

می‌شید عین هم، شما هم می‌شی کافر این منافق هستی کافر.

بعد میگه اینا کی‌ان؟

الذين يتربصون بکم منتظرن فإن کان لکم فتح من الله منتظرن فتحی فلانی می‌شه قالوا علمناکم معكم ما با شما هستیم.

آدمای دودوزه باز اینجوری.

وإن کان للكافرين نصيب اگه نصيبی به کفار رسید برمی‌گرده میگه ألم ألم نستهزئ عليك وأنعمناکم من المؤمنين دیدی که ما چجوری برخورد کردیم و چه توئیت‌هایی زدیم و چه مواضعی گرفتیم و اینا بالاخره یه جوری بازی می‌کنه که فالله يحكم بينكم يوم القيامة اینجاست که میگه ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين یعنی خدا برای کفار نسبت به مؤمنین راه نفوذو بسته.

نه اینکه یک بحث تکوینیه که خدا راه نفوذو بسته نه، خدا راه نفوذ بازه که تو باید تشبیه حواست باشه به جریان منافقین.

بدونی نفوذ از طریق منافقین، کفار از طریق منافقین ادبیات درست می‌کنن و نفوذ می‌کنن و اینا اگر شما ترامپ باشه اون آقای مثلا کلف نباشه اتفاق نمی‌افته.

[مکث] اصلاً چیزی نداره.

همه میگن ترامپ قمارباز یه حرفی زده واسه خودش مثلا چیز دیگه، یه حرفی می‌زنه دیگه.

می‌بینی؟

اون در حقیقت این همون حرفو ادبیات می‌کنن، دینی می‌کنن.

این می‌شه راهی که کفار نفوذ می‌کنن توی بدنه‌ی مؤمنین و تو حکومت مؤمنین.

باز دوباره همین رو میگه إن المنافقين ای خدا و فلان مذبذبين أين ذلك إلى آخره.

که این بحثه خلاصه مبحث چیزه.

بیارید سوره مبارکه ممتحنه.

اینجا من اول این خلاصه آیات یهیشو عرض بکنم خدمتتون آیات قرر تو این بحث رو.

در سوره مبارکه ممتحنه یک عبارت آیه 89ش البته از آیات قبلش هم آیات زیباییه که میگه برائت بجویید که تو برائت مودته، در برائت مودته.

یعنی اگه می‌خواید با آمریکا رفیق شید بزنید تو دهنش.

خود یک پدیده عجیبیه [خنده].

اینم واقعیتش همین جوریه دیگه.

یعنی شما اگر می‌خواید با همدیگه، با همدیگه باشیم دو نفر این طرف فکر بکنه رو گرده‌ی من می‌تونه سوار شه، خب هیچ موقع مودت شکل نمی‌گیره.

ولی اگه بگیم آقا تو خفه شو از این منطقه هم بری بیرون فلان اینا با هم ممکنه یه آمریکایی برام داشته باشه اصلاً هیچ چیزی هم نداشته باشه.

اصلاً بشه باهاش رفاقت کرد.

میگه اگر مودت می‌خواید از راه برائت تولید می‌شه.

یعنی شما باید بزنی تو دهنش اگر هم مود-- که وایسته سر جاش ما هم وایستیم سر جامون.

نه وایسته سر جای خودشه.

برای همین هست که میگه عسى الله آیه همین عسى الله أن يجعل بينكم وبين الذين عادیتم منهم مودة والله قدیر.

این آیاتشو نگاه بکنین از آیه چهار و اینا این بحثه اصلاً بحث برائته.

میگه برائت بجویید شاید بین شما و دشمنان شما مودت درست بشه.

عسى هم می‌دونی که در مورد خدا معنی شاید نمی‌ونه بایده.

بله؟

نه یا من یادم نیست.

نکته‌ش همین نکته‌ایه که آقا شما برا-- اعلام برائت کن تا رو گردت سوار نشه.

مثل اینکه مثلا فرض کن مثل دو تا داداش با هم زندگی کنیم.

یه موقعی هست که طرف می‌خواد بیاد ما رو بخوره.

خب معلومه این چیز نمی‌شه، این برادری حاصل نمی‌شه.

این اعلان برائت کن تا این اتفاق بیفته.

بعد این آیه 89ش خیلی آیات مهمیه به جهت بحث‌های سیاست خارجه.

میگه لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين ولم يخرجوكم من دياركم أن تبروهم وتحدثوا إليهم إن الله يحب المحدثين.

خدا نهی نمی‌کنه از کسایی که در دین با شما نمی‌جنگن، شما رو هم از دیارتون اخراج نمی‌کنن.

مثلا تایلنده کاری با شما نداره، شما هم کاری باهاش ندارید.

خب؟

کاری با کار هم دیگه نداریم.

أن تبروهم وتحدثوا إليهم اصلاً فرض کنید یه زلزله‌ای اومد در تایلند ما هم کمک می‌کنیم.

با ما کاری نداره ما هم باهاش کاری نداریم.

نه به دین ما کار داره نه می‌خواد نفوذ فرهنگی بکنه مثلا بودائیت رو در ما مثلا چی بکنه.

حالا یه موقع هست یه عده آدمن دارن-- اینا رو خوشبین نباشید به اینا مثلا تو این بحث meditation اینا، اینا پشت سرش معارف داره.

من توی به عنوان ناب زیارتون بودم تایلند و چین و اینا می‌رفتم این چیزای meditation و اینا رو نگاه می‌کردم باهاشون یه meditationای هم گاهی اوقات می‌کردیم.

اینا معارف داره پشت صحنش.

یعنی اینجوری نیست که بگه آقا من نشستمو اینجوری می‌کنمو چاکراها باز و نمیدونم فلان بیسار و این چیزا نه، پشت سرش یه سری معارف دارن اینا.

بعضی چيز، چیزهاش هم هست که ما داریم البته اونا هم دارن مثلا اینکه میگن چاکرا اینجا و چاکرا اینجا، این دو تا چاکرا مثلا برای اتصال به کائنات چیه؟

متافیزیک عالمه.

این همون نقطه‌ی سجده‌ی ماست که برای همین پلتفرم تقربه سجده که کسی، کسی از سجده تقرب بیشتر نمی‌تونه دربیاره.

برای همین تو آیه سجده داره پایانیه.

میگه که سجده کن و مقرب شو.

خب؟

یعنی پلتفرم تقربه دیگه.

یعنی از کسی می‌خواد-- دیگه از سجده مهم‌تر نداریم کلاً [خنده] در حرکت، حرکت‌های...

یعنی این-- و اینا یه تأکیدی رو این دو تا چاکرا مثلاً دارن حتی گاهی اوقات شبیه سجده-- ولی کلاً اینا رو بریزه دور.

خب؟

meditation فلان و بیسار اینا ممکنه یه جایی رو درست بکنه ولی ده جا رو خراب می‌کنند.

چونکه شما نمی‌دونی این چاکرا رو باز می‌کنی یه چاکراهای دیگه هم باهاش باز می‌شه.

شما شاید نخوای اون چاکرا رو باز کنی.

برا چی مثلاً چاکرا قلب و چاکرا خاجی و مثلاً برا چی باید همچین چاکراهایی باز کنم؟

خب؟

شما یهو مثلاً ممکنه حالا یه اتفاق مثلاً شهوت خوردن، شهوت جنسی تو یهو زیاد می‌شه.

برا چی مثلاً من باید یه همچین-- بخوام مثلاً خلسه ابرو رو [خنده] می‌زنم چشمشم کور می‌کنه.

بعد چرا اصلاً من باید این کار رو بکنم؟

چیزی تو هدایت که خدا کم نذاشته که.

فقط یه چیزی داریم به نام نماز، به نام قرآن، سجده، قنوت.

مثلاً تو روایت ما بحث قنوت مثلاً حتی اولویت پیدا کرده به یه چیزایی.

گفتن اگر قنوت بین سجده مثلاً رکوع طولانی و قنوت طولانی، قنوتت رو طولانی کن.

قنوت برای خودشه.

یه حالت گدایی خاصی.

حالا، الآن بگم که کاری نداره ما باهاش کاری نداریم.

إن الله يحب المخلصین.

إن ما، ما با کی کار داریم؟

خدا در حقیقت چی کار داره؟

إنما ينهاكم الله خدا نهی کرده عن الذين قاتلوكم في الدين داره به دلیل دین با شما می‌جنگه.

دقیقاً همین اتفاقه.

نه به دلیل خاک و نمی‌دونم فلان.

به دلیل دین، به دلیل اون معارف شما، به دلیل هویت دینی شما با شما می‌جنگه.

وأخرجوكم من دياركم شما رو داره از دیارتون اخراج می‌کنه.

وظاهروا على إخراجكم أن تولوا اینجا من تو این چیزم، شریف سوم تو جلسه شریف اینو عرض کردم.

یه حرف بسیار مهمیه.

ببینید مظاهره با مقاتله یعنی پشتیبانی با مقاتله یک حکم داره.

یعنی چی؟

یعنی کسی که با شما می‌جنگه و کسی که پایگاه در اختیار اون داره می‌ذاره با همدیگه یک حکم دارن.

به عبارتی اگر ااا اومد اسرائیل یا آمریکا آمد از پایگاه امارات ما رو زد، ما اصلاً لزومی نداره بریم پایگاه اسرائیل رو بزنیم.

این آب و خاک و هواش رو در اختیار قرار بده که ما رو بزنه، خودش مظاهره داره می‌کنه.

داره پشتیبانی می‌کنه جنگ رو.

پشتیبانی می‌کنه لزومی هم نداره پول بده.

همین که چیز بده، فضا بده این سر چی نشسته و اینم بتونم قانونشم پیدا بکنم.

یه قانون داره توی نظام حقوقی ما.

من اتفاقاً از اه قانون‌دان‌ها هم پرسیدم گفتن درسته این برداشت.

یه قطعنامه سازمان ملل متحد، قطعنامه 1344 مصوب 1974.

این بند شش از ماده سه که بتونم پیدا بکنم.

بند شش از ماده سه که داره aggressor رو چیز می‌کنه.

می‌گه فلان فِلان.

aggressor رو متجاوز رو داره میگه متجاوز کیه؟

خب؟

میگه که اقدام یک دولت در واگذاری قلمرو خود به دولت دیگر تا آن دولت از این قلمرو برای ارتکاب عمل تجاوزکارانه علیه کشور ثالثی استفاده کند.

این aggressor متجاوز خودشه.

و بعد این دو تا ویژگی داره.

دو تا ویژگی داره.

یه ویژگیش این است که این همینی که میگن هدف مشروع نظامی، این، این کلمه، کلمه حقوق بین‌الملله.

میگن legitimate military target.

یعنی هدف مشروع نظامی می‌شه، همه کشورت می‌شه.

خب؟

نه اینکه شما بگی من میرم پایگاه آمریکا در قطر رو می‌زنم، لزومی نداره.

ما حتی به دوستانی که هی می‌گفتن این العين بالعين و نمی‌دونم فلان، گفتیم این مزه‌هات چی میگی؟

العين بالعين و چشم در مقابل چشم این مال فضای داخلی نظام اسلامیه.

کی همچین حرفی زده؟

العين بالعين.

مال فضای داخلیه که دیگه دست برداشتن گفتن که آقا ما از اون مرحله العين بالعين مثلاً گذشتیم.

اون تو سوره مائده برای فضای داخلیه.

در نظام اسلامی العين بالعينه.

چونکه حاکمیت دین وجود داره اونجا.

الآن غلط می‌کنه بخواد یه کار دیگه‌ای بکنه.

ولی اینجا یه مدل دیگه‌ست و موضوع دومیش هم غرامت می‌شه.

یعنی اینو باید مطالبه عمومی کرد.

این‌ها همین امارات، قطر، بحرین، کویت به نام همه اینا غیر خدا می‌کنه اسرائیل اینا باید غرامت بدن طبق حقوق بین‌الملل.

اینا چرا؟

چونکه دارن مظاهره می‌کنن یعنی پشتیبانی می‌کنن.

خود-- نمی‌خوام شما سوره مبارکه احزاب رو بیارید.

در سوره مبارکه احزاب می‌شه صفحه، صفحه 421 نگاه کنید.

درست بعد از اینکه جنگ احزاب تموم می‌شه، آیه 26 رو می‌تونید نگاه کنید.

این یهود بنی قریظه خودش در جنگ مشارکت نکرده بود.

چیکار کرده بود؟

اومده بود و چیز کرد، پشتیبانی کرده بود.

یه جنگ رو علیه نظام اسلامی یعنی بقیه رو بسیج کرده بود.

اینا تا تمام می‌شه میگن که خب جنگ تموم شد دیگه.

آیه نازل می‌شه ابلاغ جنگ تموم نشده.

می‌رید سراغ همون کسایی که داشتن پشتیبانی می‌کردن.

برای همین آیه بیست و شش رو نگاه کنید "وأنزل الذين ظاهروهم من أهل الكتاب من صياصيهم وقذف في قلوبهم الرعب فريقا تقتلون وتأسرون فريقا" و اون موقع بعد از اتمام جنگ رفتن اونا رو از قلعه‌هاشون کشیدن پایین و، و بعدش هم "قذف في قلوبهم الرعب" اینا خدا رعب رو در دل اینا کوبیده "وأورثكم أرظهم وديارهم وأموالهم وأرضا لم تطؤوها" بعدش هم زدن مملکت‌شون رو گرفتن از اینا.

خب، تمام.

یعنی اتفاقی که می‌افتد، ببینید تا نجنگیدی نجنگیدی.

شرایط که جنگی می‌شه دیگه غلط می‌کنی.

دیگه یه کارایی می‌کنی.

حتی اینو ما بعدا تو بحثای مرجفون خواهم گفت.

ببینید بحث شرایط جنگ و شرایط غیرجنگی فرق داره.

اگر می‌بینید ما بحث مرجفون داریم در فضای جنگی یعنی کسایی که یهویی با یه توئیت یهویی می‌ترسونن.

این می‌دونید که تا حد اعدام می‌شه اینو کرد.

یه نامه‌ای دارن امام اینو تو صحیفه نور امام نگاه می‌کنیم به آشفقی‌های رازینی که پارسال ترور شد.

پیارسال، سال چهارصد و سه ترور شد یا نه؟

بله همون قاضی آشفقی‌های رازینی که ایشون قاضی [مکث]، از طرف امام منصوب برای نیروهای مسلح.

یه نامه دو خطی داره.

اونم مثلا مال سال شصت و شش، هفت مثلا اینا.

ایشون قاضی نیروهای مسلحه.

شرایط جنگه.

ایشون به آشفقی‌های رازینی حکم می‌زنه که شما دادگاه تشکیل می‌دید تو مناطق جنگی بدون امور بروکراتیک و فلان اینا.

پیش فرض by default اعدام، by default اعدام بدون چیزای-- اگر جستجو کردم می‌تونم پیدا کنم براتون.

نه از ادای چیز-- ببینید نامه اگه تو اینترنت هم بزنید، بزنید نامه امام، حکم امام به آشفقی‌های رازینی.

یعنی چیه؟

یعنی ش-- جنگ شوخی نداره که تو فضای جنگ و هستی داری چیز می‌کنی، داری یه توئیت‌های لرزه‌انداز می‌زنی.

مرجفی تو اینجا.

تو حق نداری همچین کاری بکنی.

برای همین است که سخت‌ترین برخوردو خدا با مرجفون تو همین فضا می‌کنه.

تو فضای جنگه.

اگه کسی بخواد عزم ملی مثلا عزم کردن پیدا کردید؟

می‌خونید.

می‌خوام بدم من که پشت بلندگو بخونم.

اینم پشت بلندگو به قول جناب حجت الاسلام آقای رازینی رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح، جناب عالی موظف می‌باشید دادگاه ویژه تخلفات جنگی را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر به جرم متخلفان رسیدگی کند.

دو، هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام یعنی داره اخلال ایجاد می‌کنه در جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی داره می‌شه برای می‌باشد مجازات آن اعدام است و السلام.

یعنی تعارف نداره تو شرایط جنگی با کسی تعارف نمی‌کنن.

هیچ جای دنیا این کارو نمی‌کنن.

ما گاهی اوقات اینقدر روشن فکر شدیم نه خون مسلمان نمی‌دونم چه چه.

بابا شاید جنگه.

شما بیخود نمی‌تونی همچین توییتی می‌زنی.

بیخود می‌کنی اصلاً راه می‌ری تو خیابون شعار فلان جور می‌دی، تصویر فلان جور می‌گیری.

خب اینو باید به اطلاع سر جریان همین نظام، نظام اینا آقای جوادی دیدید که ز-- جزای محارب رو به صداوسیما گفتن جزای محارب رو شاید مردم نمی‌دونن.

فکر می‌کنن همینجوری میان بیرون شعار میدن.

خب اگر شرایط سخت و جنگی باشه اصلا از این کارای بروکراتیک نمی‌کنن.

شما یه موقع پیمان داشتی، پیمان داشتی آقای یهود پیمان داشتی پیمان نقض کردی ما فقط نمی‌زنیمت که، مملکتتو می‌گیریم.

خب، اینجوری نیست که شما بگی آقا بنده پیمان نقض کردم‌ها.

تو بیخود کردی پیمان نقض کردی.

اصلاً فضای جنگ با فضای درونه در نظام اسلام که العین بالعين و فلان اینا با همدیگه فرق داره.

ببینید این آیه ی-- بعدش رو می‌خوایم بخونیم [پچ، پچ] همشون اینه اصطلاحا مایه [خنده] نه حالا یه موقع هست شما میگی من برای رعایت مصالح نمی‌دونم چی مصلحت فلان و اینو حالا بیخود کردی می‌زنی به ما.

ما همینجوری بیخود می‌جنگیم.

خب این آیات سوره توبه رو نگاه بکنین.

اینم بگم و تمام بکنم.

اینجا راهپیمایی-- نزدیک‌ترین راهپیمایی کجاست؟

تجمع، میدان انقلابه؟

[پچ، پچ] آره.

میدان تجمع آره [خنده] بله.

این از نوع تجویض می‌را Ha.

تجویض خودمون.

آیه دوازده رو نگاه بکنین.

این منطق اینکه طرف ول کنه شما ممکنه العين بالعين نباشه.

العين به تمام هیکل که طرف ول کنه دیگه آخرش باید ول کنه.

میگن جنگ کی تموم می‌شه؟

می‌گه تا وقتی که تموم بشه واقعا.

خب وقتی که شما وسط این حالتی که این و اون که جنگ تموم نمی‌شه که.

باید ول کنن.

ببینید این پایان آیه دوازده جزو مقاصد شکریه تو این بحث- جزء اصول مهمه.

شما میگه ‫وإن نكسوا أيمانهم من بعد عهدهم‬ کسی که نقض عهد داره میکنه ‫وتعلو في دينكم‬ داره اینجوری توئیت هم میزنه و مسخره‌تم میکنه و فلان و اینا.

هم میجنگه هم این کارو میکنه هم نقض عهد داره میکنه.

میگه ‫فقاتلوا أئمة الكفر‬ با این امامان کفر اصن برو سر ما رو بزن دیگه.

یعنی اگه دیدی که این چرت و پرتی‌های منطقه و فلان اینا اصن برو سراغ خود آمریکا.

خب؟

برو یه قراردادی تو حق نداری پایگاه بذاری در اختیار.

میگه برو ‫فقاتلوا أئمة الكفر‬ انقدر بزن اون دردش بیاد.

‫إنهم لا أيمان لهم‬ میگه نمیگه ایمان ندارن میگه أيمان ندارن.

یعنی قاعده قرارداد اینا حالیش نیست.

لعلهم ينتهون و این مهمه.

یعنی باشد که ول کنن.

یعنی یه جوری باید بزنی که طرف ول کنه.

اگر یه جوری بزنی که طرف ول نکنه یعنی فرض کنید رفت پشت همین [مکث] چیزای موایسات باز دوباره پشت این منطقه.

اگر ما میگیم که باید از این منطقه خارج شن به خاطر همینه.

باید خارج بشه.

خارج نشه باز دوباره همه‌هاش همون کارو باید باهاش باز دوباره چیز بکنه.

باز دوباره یه جوری دیگه بجنگی.

ما دیگه اون عزم مردم رو نداریم.

خب؟

این مردم دیگه پای صحنه نداریم.

بله شما رفتی فرض کن یکی فتح رو زدی میگی فتح دو باز دوباره مردم میان.

ولی یه جوری که همه میگن ای خب این که باز دوباره که تو خودت رو در معرض خوردن داری قرار میدی که.

این لعلهم ينتهون جزو قواعد اصلی این بحثه.

شما ببخشید دیگه تا همینجاش با اینکه این آیه رو من تا دو سه آیه باید ادامه بدم ‫لا ملء الله الموازين‬ بله.

نه بین المللیش هم هست.

مثلا همین قراردادهای بین المللی از بین میبرن.

میگن قبل فاحش اگه داشته باشه قبل فاحش که بحث عقلائیه.

[پچ،پچ] آها اون یه بحثیه.

[پچ،پچ] نه این درسته.

[پچ،پچ] نه این درسته.

[پچ،پچ] این، این درسته که اگر در حقیقت ما مسئله عهد برامون خیلی مهمه، قرارداد.

لذا باید چشمتو وا کن snapback نذار تو قرارداد.

خب؟

ولی به این جهت اگر واقعا یک سری قراردادهای قبل فاحش ایجاد میکنه، هم مثال قرارداد دارسی رو همین زدند.

خب؟

قبل فاحش ایجاد میکنه و یا راه نفوذ درست میکنه.

راه نفوذ جدی درست میکنه.

شما میتونی این قرارداد رو یه طرفه لغو کنی.

این جزو نظرات اماما ها، جزو نظرات بعضی آقایون نیست.

بعضیا میگن بین عهد و نفی سبیل این یه تعارضیه در حقیقت.

ببینید امام هم اینو قبول داره ولی حرف امام دقیق تره و اون چیه؟

میگه موضوع به موضوع باید نگاه کرد.

مثل حالت تضاهم میمونه.

تضاهم چی با چی؟

خب؟

شما مثلا فرض کنید اگر دارید نماز میخونید [مکث] ببینید یه آدمی داره خفه میشه.

تمام نمازو باید ول کنید برید.

اگه دارید نماز میخونید ببینید یه گربه داره خفه میشه.

نمازو ول میکنید میرید گربه رو انداخته-- اگه نماز میخونید ببینید یه سوسک افتاده داره خفه میشه.

لزومی نداره شما نمازو قطع بکنید.

خب؟

یعنی موضوع به موضوع فرق داره.

خب؟

تو قراردادهای بین المللی یه جوره، تو-- ولی باید توجه کرد به نفی سبیل.

اینجوری نیست من چون قرارداد بستم ولو بلغ ما بلغ دیگه گردنم زیر قرارداده.

ولو بلغ.

ببینید ما گردنمون زیر قرارداد هست و باید کلا برای همین چشمو وا کنیم که قر-- چیز نکنیم، قرارداد بیخود نبندیم.

ولی شما نمیتوانی نفی سبیل رو هم بی‌خیال شی.

بگی آقا کاملا من الان یه قراردادی بستم مثل NPT یه معاهده‌ای شرکت کردم مثل NPT.

داره کاملا میاد چیزای هسته‌ای منو میده به دشمنم هم داره منو میزنن.

خب موندن تو این، این قرارداد یه چیز غیرعقلانه‌ایه اصن.

خب؟

این یه سبیلیه تو چیزیه.

ما میتونیم این قرارداد رو از بین ببریم یا حالا بعدا باز وارد توضیح میدیم.

توی سوره انfal یه قاعده دیگه گفته، گفته اگر عماراتی داره معلوم میشه که طرف داره قرارداد رو از بین میبره ما تخافا ننمیکنیم خیانتا.

حتی قرارداد رو از بین نمیبری ولی عماراتی داره او پیدا میشه.

شما باید چیز بکنی، باید قرارداد رو از بین ببری چون که عماراتش داره معلومه دیگه.

ببینید مثلا من دستمو میارم بالا، میگه خب طرف نزده تو گوش من که هنوز.

خب این دو ثانیه بعد تو گوش توئه دیگه.

لزوما بزنه تو گوش من که.

از این جهت هست عقلائیا هم همینه.

اگه عماراتی روشن شد که طرف داره نقض عهد میکنه باید خودت رو تن بذاری، این مسئله رو پرت کن.

قرارداد رو پرت کن جلو طرف وایستیم روی زمین مساوی باز دوباره اگه میخوایم یه مذاکره جدیدی بکنیم یا قرارداد جدیدی ببندیم.

لذا میخوام بگم که این طرفشو دارم یه مقدار برجسته میکنم که ما قراردادی که ما رو زیر یوغ دشمن ببره، این قرارداد پیشاپیش باطله.

پیشاپیش باطله.

خب؟

و شما صرفا داری بطلانشو اعلام میکنی.

به خصوص اگر قبلش فاحش باشه قراردادش.

[پچ،پچ] بین قرارداد میایم هر وقت اینم یه چیز دیگه.

اینم یکی از- [پچ،پچ]اولا در مقام واقع که ما تا حالا نزدیم اونا زدن ولی، ولی این، اینم، اینم فرمایش شما درسته.

یکی از چیزهایی که امور عقلاییه، همش امور عقلاییه.

شما الان ماشین اگه یه ماشین یه میلیاردی رو سه میلیارد بخرید نمی‌تونید برید شکایت بکنید بگید آقا من ماشین رو پس میدم.

میشه یا نه؟

نه، میشه اصلا ما چیز در خیال قبل نره اینجا.

خب؟

یعنی شما میگی آقا این ماشین انق-- بله یه ماشین یه میلیاردی رو یه میلیارد و صد بخری تو رو نی.

کسی نمیگه تو بازار شما دچار قبل شدید، قبل فاحش.

ولی این دچار قبل فاحش بشه شما می‌تونید پس بدید.

بله از این به بعدم باید چشماتونو وا کنید که همچین قراردادهایی زیرش نرید.

ولی این رو میشه گفت‌مان کرد بین مسئولین.

من این بحثو با مسئولین کردم.

اصلا حواسشون نیست به این بحث که آقا تو وقتی که داری FATF چیز می‌کنی و اطلاعات سپاه و فلان و این چیزا رو میدی و تراکنش‌ها رو داری میدی به دشمن خودت داری میدی، خب این یعنی چی دقیقا؟

این معنیش اینه که کاملا سوار میشه به اطلاعات تو دیگه و تحلیل می‌کنه همه اطلاعاتتو.

چرا؟

البته یعنی باید تو مجلس میشه بعد باید ببینه...

ببینید ما یه بحثی، یه مشکلی وجود داره تو شورای نگهبان.

ااا، و اون این است.

نه قر نکنیم [سخنگوی خنده] چیزش می‌کنم، سر ازش شسته رفته می‌کنیم که بشه.

ببینید شورای نگهبان چیکار می‌کنه؟

می‌خواد با شرع به قانون اساسی چک کنه دیگه.

قانون اساسی که مشکل نداره شما بخواهید برید تو FATF قانون اساسی.

شما Big data در اختیار اینا قرار بدی که قانون اساسی که اشکالی ایجاد نمی‌کنه توش معمولا، شرع ایجاد می‌کنه مشکل.

خب شرع رو کی داره تشخیص میده با چه مکانیسمی؟

شرع رو داره بر اساس فتوای معیار تشخیص میده.

خب شرع رو بر اساس فتوای معیار، یعنی چیکار می‌کنه؟

دستشو میذاره شورای نگهبان دوربر می‌کنه.

میگه این خلاصه به چیز من خورد یا نخورد، به فتوای معیار می‌خورم، فتوای معیار هم میگم چیزهایی نیست که.

اینجاست که آقا یه حرفی زدن توی اون ابلاغ اصل صد کلیه قانونگذاری، بنده یکیش یه حرف بسیار مهمی زدن که کسی بهش توجه نکرده.

همه‌شون مهمه‌ها، فقط بهش بی‌توجهی شده و اون این است که، ااا، می‌گن قوانین جمهوری اسلامی باید در منشأ شرع باشه، یعنی در process شرع وجود داشته باشه نه در productش.

یعنی product بشه، بشه یه محصول بعد شما ارائه بده به شرع.

نخیر، باید بیاد شرع، شرعی بیاد بالا به شرع نظر بده.

شرع اون موقع فقط فتوای معیار نیست که بخواد تو process باشه، قرآنه.

خب؟

این یکی از اختلالاته تو بحث شورای نگهوانه که شورای نگهبان بعدش هم اینا اختلالات قانونگذاریه‌ها.

بعد این دو تا با هم دعواشون می‌شه می‌فرستن کجا؟

مجمع مجمع.

می‌فرستن مجمع.

بعد خب مجمع میگه خب اگه من قراره تشخیص بدم خب من تشخیص میدم دیگه.

مجمع عمدتا مجمع چیزی که تشخیص میده به نفع مجلس تشخیص میده، به نفع دولت تشخیص میده.

میگه آقا مصلحت اینه.

این خودش که ما یه-- حالا اگه خواستید یه موقع بهتون پروسه اصن تولید مجمع تشخیص مصلحت رو بهتون میگم.

یه پروسه معیوبی داشته.

خب؟

پروسه‌ش معیوب بوده که ما رسیدیم به یه چیزی به نام مجمع تشخیص.

خب و با این افراد، با این جور چیز-- برای همینه یکی از کارهای بسیار ابتکاری خوبی که مجمع کرد این بود که تو همین جریان شهادت آقا، اون اختیارات اصل صد و یازده‌یشو داد به مجلس، داد به شورای نه-- چیز، داد به شورای رهبری.

چرا؟

و-- چونکه تو اونجا تو اصل صد و یازده دو تا، دو سه تا کارو نمی‌تونه بکنه شورای رهبری.

یکی اینکه بجنگه یا بسله.

اینو دستش نیست.

یه قانونگذار اصلاً اینو که ندیده بوده این زمان رو که نمی‌گذاشته همچین اتفاقی به وجود بیاد.

دو اینکه فرمانده نظامی رو نمی‌تونه تعیین کنه.

مجمع یه قانونی هست با سه چهارم-- گفتم من یه دقیقه همون اصل صد و یازده، با سه چهارم اگه رأی بده می‌تونه اینا رو به شورای رهبری واگذار بکنه.

اینو دیده بودن اینو.

اینا سریع کل سی و پنج نفر دادن به شورای رهبری وگرنه اگه این کارو نمی‌کردن اصلا یک نفرم نمی‌تونه تو مجمع تشخیص چیز بشه، سه چهارم رأی بیاره.

هرکی، خدا هم بذاری رأی نمیاره.

خب با ترکیب مجمع رو شما بشناسید، می‌فهمی که رأی نمیاره [خنده].

اونجا در واقع سیکل بین نظامه.

یعنی که، ااا، واسه همین رأی نمیاره.

خب، ااا، هرکی یدون خودشو-- شما بگم مجید انصاری توش هست تا سید مرتضی نبوی تا نمی‌دونم کی.

یعنی اصلا شما یه ترکیبی آقا چیزه [خنده] الحمدالله که هیچ وفاقی توش نمی‌تونه انجام بشه.

این، ااا، می‌موند اصلا این قضیه اگر تعیین چیز-- البته خداروشکر واقعا، ااا، این الطاف خفیه الهی بود که اون سوتی که آقای پزشکیان داد سریع خبرگان به این نتیجه رسید که نمی‌تونه واقعا شوری رهبری اداره کنه.

سریع تصمیم گرفت و تمام کرد وگرنه عزم جزم داشتن که با شورای رهبری تا آخر جنگ برن.

در اون موقع اتفاقاتی که می‌تونست بیفته خیلی اتفاقات بدتری بود و این لطف خدا بود که آقای پزشکیان با اینکه الان خیلی محکم وایساده انصافاً، ولی اون یهویی سوتی عجیب رو که عذرخواهی کرد و فلان اینا، حالا برامون تو دادگاه بین‌المللی شر نشه، اونجوری عذرخواهی کرد متأسفانه که ما آتش به اختیار داشتن زدن [خنده] اون موقع.

حالا به نظر من ایشون واقعاً با مواضعش نشون داده که خوب وایساده انصافاً.

چیزی رو خدا انداخت تو دهنش به نظر من.

یعنی این دیگه این سوتی در این ابعاد تو این شرایط خیلی عجیب بود که بگه آقا اینا بی‌خودی آتش به اختیار رو سر خود زدن، آتش به اختیار زدن [خنده].

این یعنی چی اصلا؟

که از وسط...

حالا دیگه حالا گذشته دیگه.

ولی نکته اینه که این ایراد تو قانون‌گذاری ما هست.

حالا چرا این-- ما-- اشکالی هم نداره ایراد داره‌ها، قانون اساسی که هی تغییر می‌کنه، ویرایش می‌شه.

ماها خیلی فکر کردیم وای نه قانون اساسی دست نزن، فلان.

نه اینجوری نه قانون اساسی مثل این رالی‌های چیز هست که می‌ره، می‌بینی یه گروهی هستن سریع چرخ‌ها رو باق می‌کنن می‌ذارن سر جاش و فلان اینا.

واقعاً باید یه تغییراتی تو ساختار قانون اساسی ایجاد شود، باید ایجاد شود که با اینکه تو سال شصت و هشت هم ایجاد شد، [صدای محیط] اصلاً مدل ح-حکمرانی که عوض می‌شه یه چیزایی شم باید عوض شه.

مثلاً فرض کنید فرض بفرمایید که آقا آقای آقا مجتبی یه مدلش هرمی نیست تو حکمرانی، من می‌دونم.

یه خود تخته.

می‌دونید که خامنه‌ای جوان شد عبارات درستی نیست.

خمینی جوان شد.

ایشون خیلی آدم رادیکالیه.

[صدای محیط] حالا س-س-سلطه هم حساب می‌کنم چون باید سر تن رو طرفش بشکنه و قیم قیمش بکنه جلو همه، اینا ممکنه بکنه.

مدل اخلاقی آقا مجتبی اون دلیلی هی می‌خوره و شاید برای این زمان هم چیز اتفاقاً خوبیه [خنده] مناسب، مناسب این زمانه.

سایز خوبیه آره این زمان.

اااا، فرض بفرمایید که الان شما اصل پنجاه و هفت قانون اساسی رو نگاه بکنید، قبلیشو.

این یه دعوایی آقا سال شصت و شش امام با آقا کرد.

گفتن که تو اصلاً ولایت فقیه نفهمیدی نمی‌دونم فلان اینا.

سرتن آقا رو به عنوان رئیس جمهور و امام جمعه تهران می‌شینه پهن می‌کنه آقا رو رسماً که بعداً خب یه نامه بد می‌نویسه امام به آقا.

خب؟

نامه سرگشاده.

می‌گه آقا ولایت فقیه نمی‌دونید چیه؟

حق هم با آقاست، اونجا حق با امام نیستا.

از رو مثال‌هایی که امام می‌زنه معلومه که مطلب آقا رو متوجه نشده.

آقا رو بیشتر ترش کرده امام.

اون رگ سییدی‌شم زده بیرون و دیگه-- آقا در پاسخ چیز می‌کنن، در پاسخ یه جوابی می‌دن که خیلی محترمانه می‌گن من با این مثال‌های شما موافقم.

اجازه تشریف مثلاً بیام حضوری مثلاً می‌گم خدمتتون که بعد اون نامه معروفو امام می‌نویسه که شما مثل چراغی هستید که دیدین که خیلی خونده شدین اون طرف، اون طرف، اون نامه.

وگرنه قبلش سر تن آقا رو شسته بود امام.

اونجا-- ببینید می‌خوام بگم چیز طبیعیه.

ما رئیس جمهور داشتیم و چی؟

نخست وزیر.

کابینه رو کی تشکیل می‌داد؟

نخست وزیر.

رئیس هیئت وزرا کی بود؟

رئیس جمهور نبود.

رئیس جمهور تقریباً کاره‌ای نبود در زمان نخست وزیری.

چون کابینه رو اون می‌بست و کابینه رو اون تشکیل می‌داد و رئیس جمهور چی‌کاره طبیعتاً می‌شد؟

می‌شد هماهنگ‌کننده بین قوا.

براش تعریف-- یه شغل تعریف کردودن.

اصل پنجاه و هفت قانون اساسی رو دو تا تغییر کرده تو همین چهار پنج خط.

این من یکی از مطالعاتم اینه دارم عرض می‌کنم.

بعد از اون جریان، اولاً ولایت رو کردن ولایت مطلقه.

نگاه بکنید.

بعد هماهنگی به رئیس جمهور اینو برداشتن.

چونکه قرار بود دیگه ما نخست وزیر نداشته باشیم، رئیس جمهور رئیس هیئت وزیران باشه.

خب؟

دیگه گفتن چه نیازیه که هماهنگ‌کننده بین قوا رئیس جمهور باشه.

تا حالا براش شغل نداشتن بذارن گفتن هماهنگ‌کننده باشه.

حالا که خودش سرش به وزارت چیز گرمه دیگه [خنده] به کار در حقیقت وزرا و اینا گرمه، عملاً این، این پست رو ازش گرفتن این رو.

می‌خوام بهتون بگم هر تغییری-- ما نسبت به تغییر خیلی ااا وحشی می‌شیم.

فکر می‌کنیم وای مثلاً داره یه چیزی رو عوض می‌کنه یا داره انقلاب از باد رفته و نمی‌دونم فلان شد.

نه بابا ب-بستگی به حکمرانی‌ها، بستگی به مدل‌ها، فلان اینا قانون اساسی قابلیت تغییر داره.

یه ویرایش‌هایی بشه، آقا هم این کارو می‌خواستن بکنن، به گروه‌هایی هم سپرده بودن.

یه گروهش خود مجمع تشخیص بود.

به نظر من جای خوبی نیست اونجا، ولی خودش نمی‌تونه خودشو جمع بکنه.

می‌خواد-- اونجا جله می‌مونه.

خود این خیلی می‌گیره آدمو، خودشم نمی‌تونه بگیره.

می‌خواد بگیره.

این حالا می‌خوام بگم این ایرادی که شما می‌گید ایراد واردیه.

پس شورای نگهبان این وسط چی‌کاره‌ست؟

قاعدتاً باید شورای نگهبان این چیزا رو رد کنه دیگه.

ولی اگه ساختار جمهوری اسلامی رو بشناسی دقیقاً و مشکلات ساختاریش، پس هرجا خودش باید بیاد.

صَلَّى الله على سيّدنا محمّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين اللّه اگه موافقید چراغ‌ها رو خاموش کنید یه روضه بخونیم.

اللّه