ددرس‌گفتارها

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

بسم الله.

صلوات الله على سيدنا محمد و آله و صحبه.

شهادت شادى ارواح تکایه به شهدا، روح حضرت امام، همه گذشته‌گان، ذوالبقول، پدر، مادرمون، معلمان و اساتیدمون، امام شهیدمون.

الفاتحه ما الصلاة.

خب عرض به محضرتون که گفتیم یکی از بحث‌هایی که تو سیاست خارجی قرآن خیلی خیلی مهمه نسبت او با جریان نفاقه و ادبیاتی که جریان نفاق تو این زمینه میده.

رضا اگه شیفتی عملا کردی این کولرای میشه روشن کنید.

این ور هم هست آره.

خدا خیرتون بده.

و اونی که به هر جهت مواجهید با جریان بی‌باوران، کم‌باوران در درجه اول و بعد رفته رفته جریان منافقین.

این خودشو توی جنگ خیلی نشون میده.

یکی از جاهایی که خیلی خودشو نشون میده جنگه.

من الان یه سؤال ازتون می‌کنم اینو به من جواب ندید ولی به خودتون جواب بدین تا این آیات قرآن رو بتونیم بفهمیم.

و اونی که شما بین اینکه تحریم‌ها برداشته بشه و ما یه زندگی خوب بکنیم حتی هیات‌های خوب بگیریم، تولیدمون رونق پیدا بکنه اینا و با آمریکا بجنگیم، کدومو انتخاب می‌کنیم؟

تا اینکه حق احقاق بشود.

ما اولی رو انتخاب می‌کنیم.

یعنی اگر یه کمی با خودمون رو راست باشیم می‌بینیم که کم‌اند کسایی که حاضر میشن که دومی رو انتخاب بکنند.

یعنی به عبارتی چی بود سؤال؟

یه بار دیگه.

اگر مخیر باشیم که تحریم‌ها برداشته بشه، پول‌ها برگرده باعث بشه رونق تولید انجام بشه و ما زندگی‌های خوب و خوشی راحت انجام بدیم و حتی بله و حتی چی بکنیم؟

حالا محرمامون هم برگزار بکنیم، دستامون هم راه بندازیم، این کارا رو هم بکنیم یا با آمریکا بجنگیم خونی مالی تا حق احقاق بشود و باطل ابطال بشود.

کدومو انتخاب می‌کنیم؟

این همون چیزی بوده، این سؤال بنیان‌برکنی بوده که همیشه جامعه‌ی ایمانی رو این سؤال درگیر کرده و همه‌ی جوامع ایمانی درگیر این سؤال شده که بالاخره ما می‌خوایم بجنگیم و تو جنگ‌ها احقاق حق بکنیم و ابطال باطل بکنیم یا نه؟

ادراک‌مون از موضوعات یه ادراک اینجوریه که بالاخره ما می‌خوایم زندگی کنیم.

به عقلانیت قرآنی می‌خوایم زندگی بکنیم یا به عقلانیت مادی عادی زمینی خودمون می‌خوایم زندگیمونو انجام بدیم؟

این همون نقطه‌ایه که هی قرآن سرش وایمیسته در موارد متعدد و مختلف که میگه ببینید اینا دنبال این بودن که جنگی بشود که بزنن دشمنو فلان.

تا جنگ شد دیدن نه دیگه حالا دیگه جنگ شد شوخی نیست که.

این یکی دیگه جنگه، شوخی نیست.

برای همین این عبارت‌ها تو قرآن زیاده.

بعدش هم همه رو حواله میده به چی؟

به اینی که نوع ادراک اشتباه است.

شما با یه عقلانیتی نگاه می‌کنید، خدا با یه عقلانیت دیگه‌ای نگاه می‌کنه.

برای همین جریان منافقین رو هی [آیه قرآن] هی به این عنوان که نمی‌فهمه، نمی‌بینه، نمی‌تونه روابط‌های خدا و عقلانیت‌های خدا رو تو این زمینه ببینه، بفهمه.

نمی‌فهمه.

خب؟

این اون نکته‌ی جدی موضوعات جریان [آیه قرآن] و منافقینی که خودشو اتفاقا تو جنگ نشون میده.

تا جنگ نشه این گوهر‌های آدم تیزاب نمی‌خوره بهش.

این طلاهای آدم تیزاب نمی‌خوره.

می‌بینه واقعا تهشو که فکر می‌کنم بعد چه جوری می‌خوام، به چی راضی‌ام، چیو دوست دارم، می‌خوام چه اتفاقی بیفته؟

ولو اینکه من خونی مالی بشم ولی با-- بذار حق احقاق بشه تو این عالم.

ولو اینکه ما نسل‌مون نسلی باشه که به هر جهت خیلی تولید نمی‌تونه بکنه، نمی‌تونه اون کارو بکنه.

فرض کنید این چیزا.

نمی‌تونه اونجوری خوش و خرم به اون معنای متداولش زندگی بکنه.

ولی بذار حق احقاق بشه، باطل ابطال بشه، آمریکا هم بخوره تو دهنش.

این.

ببین این اون نقطه‌ایه که نقطه سر به سر-- سخت سؤال، قسمت سخت سؤال اینه.

چونکه قسمت راحتیه شما بگید که من بزنم آمریکا رو مثلا لو لوردم بکنم خونی مالی هم نشم و بعد حق احقاق بشه، باطل ابطال بشه.

این که انتخاب نداره که باشه اینجوری بشه.

[سرفه] یا من مثلا کارهای خودمو بکنم، زندگی خودمو بکنم، بالاخره زندگی معمول متداول خودمونو انجام بدیم، آمریکا هم از اونور نابود شه خودش اینم انتخاب، انتخاب سخت تو این بخش شد.

اینجاست که من حالا چند تا آیه در این زمینه عرض می‌کنم که نگاه بکنید که جریان فی قلوبهم مرض و جریان بیمار دلان، ناباوران که من بارها عرض کردم اینو انقدر از خودتون جدا، از خودمون جدا ندونیم.

جریانی که تا یه جاهایی میاد، یه جاهای دیگه نمیاد از اون به بعد.

[نفس عمیق] حتی می‌خوام بهتون بگم روایت‌های زمینی‌شم گاهی اوقات اینجوریه که باید در رو وایسا.

یعنی اونی که عقلانیت قرآنیه عرض کردم بارها بعد سومیه که به این بعد‌ها اضافه می‌شه.

شما حضرت آقا یادتون هست می‌فرمودن که امام شهید ما تجربه هم همینو نشون میده.

تجربه هم همینه.

یعنی شما اگه به تجربه هم بخواید اهتمام بکنید، یه ملتی، قومی اگر می‌خواست در حقیقت بجنگ-- به نتیجه برسه با دشمنانش باید بجنگه.

باز یه حقیقت از حقائق جنگ جهانی دوم خدمتتون بگم چون این خیلی برای ما درس آموزه.

اون بخشی از تاریخ یه چند باره دارم اون قسمتو میدم-- می‌گم به خاطر درس آموزیه که اون تیکه داره.

خب 1939 جنگ جهانی دوم شروع می‌شه.

می‌شه 1318.

تاریخ فرد آقا برای اینکه یادتون بمونه.

خب با نبرد لهستان شروع می‌شه و آلمان نازی هیتلر به سرعت فتح می‌کنه اروپا رو.

حتی یه نبردی تو یه جایی به نام دانکرک که در حقیقت فرانسه انجام می‌دن، خیلی تلفات می‌دن.

نیروهای بریتانیا هم شکست می‌خورن سال 1940 یعنی یه سال بعد.

با سرعت داره اروپا رو فتح می‌کنه تا [سرفه] خلاصه نیروهای بریتانیا هم تو فرانسه شکست خورده بودن.

درست؟

میان به چرچیل می‌گن چرچیل اون موقع نخست وزیر بود.

به چرچیل می‌گن که خلاصه بیا اظهار تسلیمتو انجام بده.

دیگه ما جلوی اینا ما نمی‌تونیم دووم بیاریم.

جلو این آلمان نازی که اینجوری با سرعت داره فتح می‌کنه ما نمی‌تونیم.

میاد تو مجلس عوام این صوتش توی اینترنت بزنید هست.

یه فیلمم ساختن بر اساس همین.

[نفس عمیق] ااا اون صوته شنیدنیه.

به نام این صوت اگه بخواین تو اینترنت بزنین به نام We Shall Fight on Beach یا All Beach مثلا یه همچین Beach که ما در همه سواحل خواهیم جنگید.

میاد یهویی شروع می‌کنه.

میگه ما در همه سواحل خواهیم جنگید.

We Shall Fight on Beach.

ما در همه سواحل خواهیم-- در همه خیابونا خواهیم جنگید، در همه تپه‌ها خواهیم جنگید.

ما در فرانسه خواهیم جنگید.

ما خواهیم جنگید.

جملات م-- کوتاه کوتاه می‌گه.

هی ما خواهیم جنگید و تا آخر هم خواهیم جنگید.

یه صحبت کوتاهی.

سه تا پیام میده همین صحبتش.

یک پیام اول به آمریکاست و در حقیقت به متحدش که آقا اگه می‌خوای تسلیحات کمک بکنی من، من وایسادم.

پیام دومش به آلمانه که فکر نکن من جا خالی می‌کنم.

من جا خالی نمی‌کنم.

مهم‌ترین پیامش پیام به مردم خودشه که مردم خودش چنان روحیه ای میده با همین یه سخنرانی کوتاه.

اینو بزنید تو اینترنت هست.

به نام We Shall Fight on Beach.

این سخنرانی کوتاه حماسی که توی مجلس می‌کنه، اون روحیه مردم که ضعیف شده بوده و می-- فکر می‌کردن دیگه بلعیده خواهند شد توسط آلمان نازی روحیه گرفتن و لذا به واسطه همین روحیه ای که گرفتن آلمان نازی رو پس زدن.

اصن آلمان نازی مجبور شد از یه طرف دیگه به متفقین حمله کنه، رفت سمت روسیه.

اینه.

ببینید اینی که طرف چقدر مقتدره و چقدر مقتدرانه حرف می‌زنه حتی در روایت‌های عقلانیت‌ش هم مهمه.

این فرق داره با یه نفری که بگه خلاصه زد.

آقا می‌سازه، خب بازم می‌زنه دیگه.

ببینید این، این چه تصویریه؟

اون چه تصویریه؟

خب، خب بذاریم بازم می‌زنه دیگه خلاصه.

این یه تصویر از-- تازه ما یه تصویر الهی داریم از قضیه.

یعنی عقلانیت قرآنی داریم وقتی میگه إن تكون تألمون فإنهم يعلمون كما تعلمون و ترجون من الله ما لا يرجون.

و اگه تو زخم خورده اونم زخم خورده ولی تو به یه چیزایی امیدواری که اون همچین امیدی نداره.

یعنی تازه ما معادله الهی و عقلانیت الهی تازه ضمیمه‌ش نشده.

یعنی ضمیمه نشده‌ش با یک یک با همیم فعلاً.

زدیم خوردیم، زدیم خوردیم.

تازه یه چیزی بعد سوم عقلانیت قرآنی و الهی اگه روش سوار بشه که اصلاً یه چیز دیگه می‌شه.

اینجاست اون تفاوت جریان ایمان و جریان نفاق و فی قلوبهم مرض.

یک بار دیگه این سؤال رو به خودتون جواب بدهید.

تازه رسیدگان اینی که بین برداشته شدن تحریم‌ها و زندگی‌های خوب و نبرد با آمریکا کدوم رو حاضریم انتخاب بکنیم؟

اگر اولی هستیم شعبه‌هایی از شعبه‌های نفاق در ما هست و این سر جاش خودشون-- در مسئول ما هم سر جاش خودش رو نشون میده.

اگه می‌بینید خیلی وقت‌ها الان حتی وقتی که گاهی اوقات تو جلساتی که حالا شما نمی‌بینید حرف می‌زنن، می‌ترسان، می‌ترسند و می‌ترسانند.

می‌ترسند و می‌ترسانند.

اینجوری نیست که بگه پتروشیمی این خورده، اون خورده به جهنم خورده که خورده وایمیستیم دیگه.

"وقالو حسن الله ونعم الوکیل" [مکث] اینو نمیگه.

اون روایت عقلانیت زمینی رو میگه حرفم درسته [سرفه] ولی باعث خوف میشه.

این خیلی فرق داره با اینکه شما روایت و عقلانیت الهی و قرآنی رو اینجا رو س-- سر قضیه سوار کنید و نتیجه‌ش این بشه که وقتی همه میگن که خلاصه [نفس عمیق] ااا بترس "إن الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم" این میگه "فزادهم إيمانا وقالوا حسن الله ونعم الوكيل" اینجوری بشه.

خب؟

این میگن بترس این ایمانش زیاد می‌شه "وقالوا حسن الله ونعم الوكيل".

جنگ مهم‌ترین صحنه‌های این ماجراهاست.

مسابقه هم مسابقه همین چیزاست.

تازه یه بخشی مسابقه تاب آوریه، [مکث] یه بخشیش هم مسابقه الهیه اصلا.

تاب آوری زمینیه، بخش مسابقه الهیه که حالا من باز دوباره تو آیات خدمتتون عرض می‌کنم.

بیارید این آیات- دومی هم هست.

دومی آره دیگه.

همونایی که زخم خورده بودن و آخرش گفتن که "وقالوا حسن الله ونعم الوكيل" خدا هم گفت "فانقلبوا بنعمت من الله فضل لم يمسسهم سوء واتبعوا رضوان الله" دنبال رضایت الهیه.

رضا-- نه دنبال دنیاش.

دنبال رضایت الهی کسی بگرده خدا بهش دنیا میده.

دن-- دنبال دنیا بگرده معلوم نیست دنیا خدا بهش بده.

[سرفه] به اضافه این که من بارها اینو عرض کردم شما وقتی که قوم مبعوث شده می‌شید نمی‌توانید برگردید.

مثل یک پیله‌ایه که در یه کرمی که در پیله بوده تبدیل شده به پروانه.

این پروانه رو اقتضائاتی داره، اقتضائات قوم برگزیده‌ای که باید بره انجام بده.

اگه انجام نده برنمی‌گرده به اون ژاپن اسلامی که.

یعنی شما این [سرفه] پروانه رو نمی‌تونید بکنید مجدد تو پیله.

مگر اینکه تمام بالاشو بشکنید، بکشیش بکنیش تو پیله.

یعنی دیگه همون کرم هم در نمیاد از آب.

حالا که اینو-- بذار اینو-- سوره حج رو بیارید.

این آیه پایانیه.

سوره حج [سرفه] بسیار، بسیار آیه مهمی‌ست.

صفحه سیصد و چهل و یک.

[سرفه] ببینید آیه پایانی صفحه سیصد و چهل و یک، آیه هفتاد و هشت.

نمیگه جهاد کنید.

چرا؟

چون که میگه شما برگزیده شدین.

غیر برگزیده‌ها میرن جهاد می‌کنن.

برگزیده‌ها حق جهاد می‌کنن.

یعنی پوست می‌کَنن تو این زمینه که نکنند به حرج میفتن.

که اگر نکنند به حرج میفتن.

اینجاست که گفتن دگمه غلط کردم نداره "فباؤوا بغضب من الله" برمی‌گرده به غضب.

برنمی‌گرده به ژاپن اسلامی، کره جنوبی اسلامی.

به این برنمی‌گرده.

برمی‌گرده به غضب الهی.

اینجاست که میگه "جاهدوا في الله" حق جهاده.

نه جهادها، حق جهاد.

یعنی شما وقتی که مبعوث شدید، یه ماموریتی گرفتید به خاطر اینکه این ماموریتو نگیرید باید این ماموریتو ببرید جلو دیگه.

چرا؟

"وباشتبا کن" به دلیل اینکه شما برگزیده شدید.

شما قرار است قسمت‌های پایان تاریخ امام زمانیش دست شماست.

"وباشتبا کن".

"وما جعل عليكم في الدين من حرج" [سرفه] خدا حرج تو دین نذاشته.

این تو اینجا معنیش اینه اگر نکنید می‌شه حرج.

برای بقیه نمی‌شه حرج.

این لباس‌هایی که در دوران کودکی می‌پوشید الان بپوشید تنگه.

دیگه حق نداری اون لباس‌ها رو بپوشی.

این لباس‌ها، لباس‌های بزرگسالی نیست، مال کوچیکی بوده.

کوچیک بودی برات خریدن این لباس‌ها رو.

بزرگ شدی نمی‌تونی اون لباس‌ها رو بپوشی.

باید لباسات رو عوض بکنی وگرنه به حرج میفتی.

اتفاقا اگه اون ماموریت رو انجام ندی به حرج میفتی.

بله آیات قرآن این ظرفیت درش هست که تختی پذیره جدا می‌شه.

یک قاعده فقهی نفی حرج هم از توش دراومده.

کدوم روشه؟

"ملة أبيكم إبراهيم" روش باباتون ابراهیم.

باباتون ابراهیم چیکار کرد؟

نه آرامش ابراهیمی که گفتم استاد عُدبه، چی‌فو فلان اینا در پانداهای کونگ‌فوکار، اون، اون ملّت اوناست.

خب؟

"ملة أبيكم إبراهيم" یعنی شروع کرد شونزده سالگی بت شکنی رو شروع کرد، برائت رو شروع کرد، به مقام امامت رسید.

یعنی چی؟

شد خودش به تنهایی شد یک ملّت.

[سرفه]خودش شد یک ملت، شد یک امت.

خودش عملاً همه امت رو دیگه به واسطه این می‌شد شناخت.

اینجا من یک نکته‌ای عرض بکنم، نکته مهمیه.

دیشب هم توی ولایت صادقیه گفتم.

ببینید عزیزان این نکته تنگه هرمز، شهدای مینا، سرداران این چیزا خوبه ها، درسته خیلی هم خوب و مقدس.

اما [سرفه] اون چیزی که اصل جریان خون خواهیه، خون خواهی امام المسلمینه.

نه خون خواهی صد و شصت و هشت نفر.

هر کدوم یه پرونده مستقل خون خواهی دارن ولی ظرفیت خون امام المسلمینه که مبعوث می‌کنه.

اگر می‌بینید همه ائمه ما بعد از امام حسین کلاً یک پرچمی رو بلند کردن، چه ائمه، چه غیر ائمه به نام یا لثارات الحسین.

اصلاً پرچم حضرت مهدی یا لثارات الحسینه.

اسم حضرت مهدی در بسیاری از روایات ما التاس从 ولده الحسینه.

نهمین فرزند امام حسین.

چرا؟

چونکه ظرفیت خون ثارالله یه جوریه که می‌جوشه همه چیز رو عوض می‌کنه.

ببینید ظرفیت پرچم، پرچم تکون دادن همه اینا خوبه.

اما این اصلاً هیچ قابل مقایسه با ظرفیت خون امام المسلمین نیست.

امام المسلمین رو کشتن.

حواستون هست؟

نه اینکه به ما تجاوز کردن، فولاد رو زدن، پتروشیمی رو زدن که الان بعضی می‌خوان از این ظرفیت استفاده کنن.

ظرفیت خوبی هم هست.

منتها اونی که مبعوث می‌کنه ظرفیت خون امام المسلمینه که اگر خونخواه امام المسلمين ملتی باشه به اونا هم دست پیدا می‌کنه، به اونا هم.

لذا اینجا اساساً امت‌ها به امامشون شناخته میشن.

من اینو تو سوره مائده هم قبلاً عرض کردم که اون آیه‌ای که در سوره مائده هست که سوره ولايت و ذیلش هم روایت هست که من قتل نفسا بغير نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جميعا.

کسی که نفسی بکشه انگار که همه مردم رو کشته.

این نفس امامه.

یعنی مثل اینکه به جای اینکه شما تسبیح رو دونه دونه‌شو بشکنید نخشو ببرید.

این همون کاره فرق نداره.

یعنی نخشو ببرید کل امت رو به هم زدید.

ما الان مواجه ایم با شهادت امام المسلمین.

امتداد یا لثارات الحسین خون خواهی امام المسلمینه.

نه پتروشیمی و فولاد، نه تنگه هرمز و یا نه خ- حتی نه خروج آمریکا.

خروج آمریکا انتخام خون کی بود؟

حاج قاسم بود.

عه ظرفیتی که تو خون امام المسلمین است یعنی فتح قدس.

این لکه ننگ.

بعضیا فکر می‌کنن اسرائیل لکه ننگه.

نخیر فلسطین لکه ننگه.

ببخشید ها، این فلسطین و نقشه رو بذارید پونصد میلیون مسلمان دور تا دورشه.

این لکه ننگ اسرائیل یه مسلمینه.

به تعبیر امام خمینی یه سطل آب می‌ریختن اسرائیل رو آب برده بود.

خب؟

پونصد میلیون مسلمون دور این فسقل جا قرار گرفتن و هفتاد ساله اینا هستن.

خب؟

خون امام المسلمین ظرفیتش آن است که بزنه بره تا فتح قدس و آماده بشه برای فتح مکه و ظهور امام زمان.

این، اینو لاغر یه هسته سختی اینو فریاد بزنن.

یه عده‌ای درسته، میگن تنگه هرمز درسته، خروج آمریکا از منطقه درسته، پتروشیمی و نمی‌دونم چی درسته.

ولی بابا یه عده بلند بشن اینو پرچمشون سر دست بگیرن یا لثارات الحسین رو بگیرن، پرچم خون خواهی امام المسلمین رو بگیرن.

اصلاً وقتی می‌خواد معرفی کنه میگه ملت باباتون ابراهیم.

ابراهیم امام.

ابراهیمی که خودش هم امامه هم امته.

ان ابراهیم كان امة قانت لله.

امت خودش.

چرا؟

چونکه تسبیحه و نخش.

مایی بودیم و آقا.

یعنی همه ما بودیم و آقا امیر.

خب؟

تسبیح و نخش.

یعنی اگه نخشو بگیری کل دونه‌های تسبیح بلند می‌شه.

الان هم تسبیح آقا مجتبی.

اینه [مکث] سطح کار و عقلانیت کار رو بیارید به سطح عقلانیت مورد توقع قرآن.

این حرف، حرف مهمه.

بیایید تو سطح مورد توقع قرآن که البته ما از خیلی از مسئولین و اینا انتظار داریم بیاد ت- حد توقع چرچیل اقلاً.

خب قرآن رو ولش کن، چرچیل.

اقلاً.

حالا اینی که معذرت می‌خوام اینام می‌دونین کار بدیه.

من باز دوباره حالا بذارید این آیه رو من تموم کنم اینو عرض بکنم.

ملة أبيكم هو سماکم المسلمين من قبل فی هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم وتكونوا شهداء علی الناس.

عجیبی آیه است.

می‌دونین چرا باید حق جهاد بکنین؟

تو شدی امت وسط، وسط بین پیغمبر و تمام عالم.

این شدیم ما حالا.

شدیم ما.

چرا؟

می‌شد نشیم؟

آقا لاجود خدا یه چیزی در ما دیده بود دیگه این امتحانات.

یعنی این مسئولیتو داده به ما لاجود یه چیزی دیده دیگه.

بله.

می‌شه این مسئولیت و ماموریتو بگیره؟

بله.

و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم ثم لا يكونوا امثالكم.

خدا می‌شه ماموریت‌ها رو بگیره یه صلوات می‌فرستیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم می‌گیره میده به یمن، می‌گیره-- ما الان داریم خونه‌ش شریف می‌کنیم برای چیز، نمی‌خوام بگم این مأموریت از مصاحبه‌تون.

نه خیلی پاسو دادیم.

برای حج حرف همه اینه که ایرانی‌ها انجام ندن.

الان ببر روی یمنی‌ها.

یمنی‌ها انجام بدن.

چونکه یمنی‌ها انجام میدن.

خب؟

ولی ایرانی‌ها انجام نمیدن.

حالا حج الان خوب بد کاری با-- هیچییش نداره.

انجام نمیدن.

نه اینکه ما بدیم ها.

هی خودتأخیریه هم نمی‌خوام بکنم.

نه واقعا ایستاده‌مون خوبه.

ولی لول کارو بیارید بالا.

ببینید لول کار یعنی چی؟

یعنی سطح رو بیار بالا.

آقا من الان مأمورم بین پیغمبر و همه عالم.

ما امتی هستیم که مأموریت داریم که بین پیغمبر باشیم و همه-- یعنی همه عالم الان الگوشون ماییم.

اگه شما سر آمریکا فریاد زدی و کار رو درآوردی، ملة ابراهیم بت شکنی تو کردی، این همه عالم به این سمت حرکت می‌کنن و اگر نکردی اون موقع مأموریت همه‌عالمیتو انجام ندادی.

ممکنه تعویض بشی.

من نمیگم الان ما تعویض می‌شیم ولی به هر حال اگه زیاد توی چیز خطا بکنه تعویض می‌شه.

من یه چیزی تو کوه گفتم، یه روایتی از امیرالمؤمنین، روایت مهمی که "امیتو همو مکن به اعظام صبر" می‌دونی یعنی چی؟

یعنی هموم و غصه‌های خودتونو با بلندپروازی بمیرانید.

من یه کسی دغدغه‌هاش، غصه‌هاشو می‌تونه حل بکنه.

بنده به عنوان یه مشاور بهتون میگم حل نمیشه.

حل نمیشه.

دغدغه و غصه آدم حل نمی‌شود.

خدکشون نکرده.

چیه؟

شادی؟

یه کیک بیارید [خنده].

کتاب.

کتاب؟

درست گفت.

ببینید یعنی چی؟

یعنی شما اگر می‌خواهید غصه‌هاتونو حل بکنید به اعظام صبر حل بکنید.

تو کوه می‌گفتم، می‌گفتم که تا اینجا رسیدید خسته شدید.

دفعه بعد که می‌خوایم بریم توچال از همین مسیری که رد می‌شیم تا اینجا هیچ‌کی خسته نمیشه.

چرا؟

چون هیچکدوم خواستیم بریم توچال دیگه.

چون می‌خوایم بریم توچال تو اینجا خسته نمیشیم.

الان ما چرا خسته می‌شیم گاهی اوقات؟

به دلیل اینه که فکر می‌کنیم تا همینجا باید بیایم.

اگر فکر بکنیم که آقا من مأمور دنیام الان، دیگه ممکنه تو این مرحله خسته نشم، تو این مرحله مواساتم از دست نرود.

تو این مرحله چه نشدم، چه نشود، چه نشد.

این مأموره خلاصه شهدا فاقیم الصلاة و آتو الزکاة و اعتصموا بالله هو مولاکم ونعم المولى ونعم النصير.

این تیکه رو اگه بخوام توضیح بدم سی شب منبر private توشه.

البته الان دیگه کسی به ما پاکت نمیده.

هر جا میریم صحبت می‌کنیم کارتخوان میارن [خنده].

اینم نتیجه بهشت مردم [خنده].

اینا هم خندیدن.

نتیجه بهشت مردم.

الان همه میگن حاج آقا یه کارت بانکی اون.

ولی بحث بسیار مفصلیه.

حالا یه موقع این تیکشو براتون میگم خیلی مهمه این یه تیکه.

اینی که گفتید ترس و می‌ترسیم و فلان از این چیزا حالت ترس بیان می‌کنن و عذرخواهی می‌کنن.

من یه چیزی بهتون بگم، این حرف، حرف مهم قرآنیه.

منتها قبلش این سوره انfal رو بیارید که من حالا- یه خورده شو گفتیم نه یه خورده نه.

سوره مبارکه انfal رو بیارید.

در سوره مبارکه انfal.

این آیات مهمه.

ببینید یه چیزی ما داریم، یکی از وحشتناک‌ترین جنگ‌ها، بهش میگن جنگ زیر آستانه.

جنگ در منطقه خاکستری.

اصلاً اصطلاح نظامی داره این.

میگن Sub Threshold Warfare اصطلاح زبون نجسی‌ش اینه.

یعنی زیر آستانه جنگیدن.

حالا بهتون میگن هم تو قرآن هست هم تو نهج البلاغه این.

که با شما یه جوری می‌جنگن که آتش‌بس نقض نمیشه.

خب؟

بعد همه هم علافن که آتش‌بس نقض شده یا نشده.

خشن‌ترین نوع جنگ اینه.

چونکه هدفش تحقیره، هدفش ابهامه، هدفش فرسایشه، هدفش خالی کردن خیابان، میدانه، هدفش اینه.

شدت جنگ تحقیرآمیزه.

اتفاقاً اینجا قرآن میگه اگر جنگ زیر آستانه‌ای انجام شد و فلان، همچین محکم بزن تو گوش طرف که صداش بپیچه.

نه اینکه بزنی بعد بگی کی بود؟

امارات کی زد اصلاً؟

چ-چ-چ کدوم نابخردی بود؟

نه خیر، اگه زد می‌زنی اینقدر هم محکم می‌زنی که صداش طرف عقب صحنه رو برداره و اون بفهمه داره چیکار می‌کنه و اینم به عنوان علائم صحنه بگیر که آتش‌بس نقض شد پرت کن تو صورتش.

بگو آتش‌بس نقض شد.

این پیام بزرگی به همه میده.

یعنی هم به چین و روسیه پیام میده هم به دشمنانمون پیام میده هم به مردم.

الان من تو میدان‌ها و اینا همه این حالت ابهام، کسی هم که حرف نمی‌زنه یعنی مسئولین هم که حرف نمی‌زنن متاسفانه.

یعنی بیان حرف بزنن با مردم.

خب؟

اینجاست که اتفاقا هی قرآن یه کاری می‌کنه تبیین می‌کنه اولین روایت‌های صحنه رو قرآن میگه، پیغمبر میگه و صحنه رو از اون ابهام خارج می‌کنه.

ببینید سوره انفال مال کیه؟

مال اونجاییه که اینا هیچی نیستن دیگه.

درسته؟

مال بدر دیگه.

اینا هیچی نیستن اینا.

آیه پنجاه و هفت رو ببینید.

تو اونجایی که اینا هیچی نیستن آیه اینجوری نازل شده که صفحه صد و هشتاد و چهار.

واما تثقفنهم فی الحرب.

چون که اینجا ثقافت لازم داره.

تشخیص اینکه داره باهات می‌جنگه اینجا فرق داره.

یه فرهنگی لازم داره.

باید بفهمی داره باهات می‌جنگه.

فشرت به من خلفهم لعلهم یذکرون.

یه جوری محکم بزن که اون پشت صحنه واسه اون چیز کنن.

چون که یه برنامه هست من تو لبنان حالا چون زیاد میرم و اینا، لبنان درگیر همین فضا شدن.

هی قرقر، قرقر، قرقر.

یه دونه یه-- اصلا یه کاری هم میکنن که انگار یه موتور گازی داره بالا سرت میره.

خب؟

میاد یه دونه پهباد میاد بعد بهت میگه که فلان جا رو من میزنم.

تق می‌زنن.

بعد اصلا، همه‌ی دیگه عادت کردن تق فلان جا رو زده دیگه.

بهش میگن جنگ زیر آستانه.

به شدت تحقیر آمیزه.

آدما تحقیر میشن توش اتفاقا بیشتر.

خب؟

میگه مسئولیت قبول کن یک چک افسری بزن.

چک‌های افسری دیدید چجوریه؟

دو دستی می‌زنن اینجا.

یک چک افسری بزن مسئولیتش هم قبول کن.

گفتم بیخود کردی آتش بس رو نقض می‌کنه.

می‌زنی برا چی می‌زنی؟

خب؟

بعدش هم میگه که ببینید واما تخافن من قوم خیانة فنبد الیه علی الصراط.

اینو علامتی بگیر که آتش بس رو نقض کن پرت کن تو صورتشون.

آتش بس رو نقض کرده.

این مال قوت نیرو اسلام نیست ها.

مال ضعف نیرو اسلامه.

این چرا؟

چون که ببینید فَنَعْمَ الْمَوْلَى وَنَعْمَ النَّصِیرُ.

شما روحیه‌ی هیکل ورزشکاری چیزای دیگه‌ای هم حساب کردین.

غیر اینکه خود این رجزخونی‌ها مهمن.

من یه بار دیگه هم عرض کردم بهتون وقتی به امیرالمؤمنین میگن قیافه به پهلوان‌ها نمی‌خوره.

تو نهج‌البلاغه هست که میگن که آقا شما چجوری همه این جنگ‌ها رو می‌بری؟

میگن که آقا سر و شکل حضرت به خیلی ورزشکارا نمی‌خورد.

مثلا شکم داشت، مثلا قدش کوتاه بود، مثلا موهای کمی داشت.

خیلی تپلی و مثلا گوشتالی و اینا.

خیلی حالا بادی‌بیلدینگ و مثلا اینجوری هم نبود.

خب؟

میگه ای شیء غلبت الاغران.

یعنی چجوری تو اغران خودتو می‌بری؟

میگه ما رأیت رجلا الا أعانني علی نفسه.

با هرکی مواجه می‌شدم یک داد و فریادی، رجزی می‌خوندم خودش خودشو خیس می‌کرد.

یعنی خودش شکست می‌داد خودش به قول.

أعانني علی نفسه.

خودش خودشو شکست می‌داد.

این خیلی مهمه که بزن که خوب می‌زنی.

بزن آقا اینا رو باید مردم در روایت‌های و عقلانیت قرآنی ب-بپذیرند.

بله؟

شما هم باید [پچپچ].

تصمیمش رو مردم بگیرن.

ببینید این مهمه.

تا حالا تصمیم مردم یه امت مبعوث برای همینه.

یه تفاوتی که ادبیات قرآن با ادبیات حتی رساله داره که بعضیا متوجه نمیشن این تفاوت ادبیات رو، اینه.

تو رساله‌ها حکم رو میگه یا حتی کاری که می‌کنه میگه وظیفه پیغمبر است که فلان کار رو بکند.

وظیفه حاکم و قاضی است که فلان کار رو بکنند.

قرآن اینجوری نیست سبکش.

انگار سبکش با امت مبعوث داره صحبت می‌کنه.

خب؟

با امت مبعوث صحبت می‌کنه ضمن اینکه امت مبعوث می‌داند خودش نمی‌تونه سر خود این کار رو بکنه.

ببینید مثلا من از جنگ شروع کنم، جنگ با حاکمه یا با شماست؟

جنگ کردن.

حاکم.

با حاکمه دیگه.

اختیارش با حاکمه دیگه.

منتها همه این دستورات چیزو میگه به شما میگه پیغمبر رو می‌ذاره نقش مشوق.

که یا ای نبیا حرز المؤمنین علی القتال.

تشویق کن برن جنگ.

منتها حتی تئوری‌های جنگیدن که قاتل الذين مثلا یلونکم من الكفار.

از كفار نزدیک شروع کن بعد برو همینجوری عقب‌تر.

خب این برا چی به شما میگه اینو؟

خب پیغمبر یه حکم بده بگه پیغمبر اینجوریه حکمش.

اینجوری نمیگه.

من یه بار دیگه هم سر بحث چیز اینو گفتم که وقتی که همه می‌دونن زدن دست دزد، ر-- جلد زانی و زانیه اینا کار مردم نیست.

ولی به مردم میگن.

یعنی مردم رو عنصر مطالبه‌گر تو این قضیه، عنصر فهمنده و مطالبه‌گر.

الزانية والزانی فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة.

السارق والسارقة فاقطعوا ايديهما.

دستو بزنید با اینکه همه می‌دونن که، می‌فهمن خودشون نمی‌تونن این کار رو بکنن.

برای همین آقای جوادی سر هجده، نوزده دی پیغام دادن به صداوسیما.

پیغام دادن بگید که اینایی که اومدن، اینی که اومده توی خیابون جزش محاربه.

پش-- بگید آقا.

انقدر نمیگیم اصلا طرف خبر هم نداره چه اتفاقی داره می‌افته.

آقا ایشون مرجفه کسی که دقیقاً وقتی که آقا حرف می‌زنه ضد آقا حرف می‌زنه.

آقا میگن تنگه رو میبندیم میگه تنگه رو ما می‌بندیم.

این مرجفه و این جزش اعدامه به لحاظ قرآنی.

من می‌تونم برم اعدام کنم؟

نه.

ولی من می‌تونم اینو بگم بله اصلاً می‌خواد که اینو بگی.

اصلاً نکته‌ش همینه.

حتی می‌خواد که این نکته رو بگی.

اونجا بگی آقا اینو می‌بینی؟

این به زل، جیم دال هر کوفتی هستن.

این مفسد اقتصادیه، مفسد فلانه جزش اعدامه.

اینجوریه.

مفسد فی الارض، محاربه فلان و فلانه اینجوریه.

یعنی می‌تونی حکم بدی؟

یعنی حکم داری حکم قاضی میدی؟

نه.

ولی حکم، حکم قرآنی رو داری داد می‌زنی که اینجوریه.

این که مردم الان برای چی مردم اصلاً وایسادن تو میدون میگن بزن که حق می‌زنی اونجوری، اینجوری و فلان و اینا چون مبعوث شدن، دقیقاً افتادن روی اون اِاِاِ فرکانس قرآن.

شما اینو بدانید مردم که برای چی اون جریان فی قلوبهم مرض و نفاقی که من انقدر هی گفتم آقا این جریان سر در بیاره.

برای همینه سوره های اخری قرآن مثل تحریم و توبه، می‌دونید که سوره های آخر قرآنه.

دیگه پیغمبر رو میندازه به اینکه جاهدوا الكفار والمنافقین واغلظ عليهم با كفار بجنگ با منافقین هم بجنگ.

این دو تا آیه هست عین همه تو سوره تحریم و سوره توبه هست.

دو تا سوره های اخری قرآنه.

به خاطر اینکه جریان انقدر قویه که حالا اگه خواستیم با همون یکیش مربوط به بیت پیغمبره، نفوذ تو بیت پیغمبر یکیشم جریان اجتماعیه.

خب؟

که دیگه کاملاً داره تلاش می‌کنه، همت می‌کنه، قصد می‌کنه دستورمون رهبر رو به هم بزنه.

حالا می‌تونه یا نمی‌تونه ممکنه نتونه ولی این کارو می‌کنه.

دستورمون جامعه رو به هم بزنه.

چرا این آقاهه در حقیقت عباس عبدی برگشت گفتش که چیه؟

یه عده اقلیت تندرو رانتی تو خیابونا دارن شعار تند میدن و...

چرا اینو گفت؟

چون میدونی که جلسه دارن، جلسه هفتگی هم دارن، شروع هم شده.

اینا دقیقاً کابوسشون همینه که قرآن میگه که اینا کابوسشون پیروزی جمهوری اسلامیه.

قصد جناحی نیست عزیز من.

کا-- اصلاً خودشون میگن، میگن کابوس ما اونجاییست که اینی که میگه ما و ان کان للكافرين نسيب من قلوبهم الم نكن معكم ونمنعكم من المؤمنين ما جلوی مؤمنین رو نگرفتیم.

اون مشغوله، کارگران مشغول کارند.

مشغول اینه که جلو مؤمنین رو بگیره.

اگر وایسادن ملت فریاد زدند، گفتند اینجوری، اینجوری ما می‌جنگیم.

ما می‌جنگیم.

آقا برای چی اصلاً شما میگی که چیزه، میگی که اشتباه کردیم، خطا رفت مثلاً تیر، تیر فلان یا مسئولیت قبول کن ما می‌جنگیم خودشم می‌جنگیم.

گفتم چرچیل اینو میگه.

ما که دیگه جا خودشو داریم.

خب برید عزیز من میگم تو تاریخ هم نخوندی حتی.

اگه تاریخ خونده بودی این حرفا رو نمی‌زدی.

اون خواهش می‌کنم این فایل صوتی رو توی اینترنت بزنید.

We Shall Fight on the Beach اینو بزنین صوتش هست صوت چرچیل.

ما در فرانسه می‌جنگیم، در سواحل می‌جنگیم، در تپه می‌جنگیم، تو خیابون می‌جنگیم، تو اینجا می‌جنگیم، اونجا تا آخرش می‌جنگیم وایمیسیم.

اینا.

چرچیل هم همینجوری حرف می‌زده نه اینکه حالا زد.

خب می‌زنن غزل می‌زنن دیگه.

جرت این واقعیتو شما بگی، تو دل ملت خالی شه.

خب؟

تا اینکه ببینید قرآن حتی مدل [سرفه] چیزی که از [سرفه] انبیا نقل می‌کنه ما نسبته به هيف و عادکه.

همه رو نقل نمی‌کنه.

یه جوری نقل می‌کنه که ما نسبته به هيف و عادک، قلب پیغمبر تثبیت بشه و به تبعش قلب امت تثبیت بشه.

بله من چیزی که برداشت کردم در مورد مثلاً بحث همین اتفاق اخیری که افتاد و جنگ اصفهان احساس کردم که اون جنگ زیر آستانه‌ای در واقع ایران داره آمریکا رو تحت فشار.

من برداشتم از این جنگ.

یعنی مثلاً خب خود آمریکا اومد گفتش که نه، نقشه‌ها تشکلسازی نشده.

ما یعنی میگیم زیر آستانه‌ای باهاشونه بازی گفتیم تو اگر چند، چند مورد تا حالا اصلاً از این مدل جنگای زیر آستانه‌ای نداریم.

میگه بزن محکمم بزن.

اگه خواست زیر آستانه‌ای با ما بجنگه شما رو صریح و با توضیح کاملاً، با توضیح که زدم خوب کاری هم کردم زدم.

ببین این مدل رو ما توی تنگه هرمز پیاده کردیم ها الان.

میگم یه مدلیه.

طرف وقتی محاصره کرد تو هم تنگه رو بستی.

گفتی خب چرا؟

از کدوم کنوانسیون استفاده کردی این تنگه رو اینجوری بستی انقدر میگی تنگه هرمز.

میگن تنگه‌ست ya خب تنگه دیگه.

اینجوری، اینجوری بستی [خنده] خب؟

دیگه خودش یه تکنیکه.

تو محاصره می‌کنی منم تنگه رو حالا دیگه تعریف تنگه انقدره.

دو تا خط می‌کشه میگه این تنگه‌ست.

خب؟

حالا توجیه می‌کنن که فلان کنوانسیون اینجوری نیست که حالا چرا مرزهای کشورمون زیاده؟

قول داریم بستیم.

اصلاً برای تو چی مگه با کشور ما جنگیدی اصلاً؟

به خود می‌کنی می‌جنگی حالا الان راضی شدیم به اینکه جنگ زیر آستانه‌ای غایب بکنیم.

اینو بدانید چون توضیح هم برای مردم.

اگر دیدید روحیه، تو قرآن رو بخونید از سوره انfal که اولین جنگه تا اون جنگی که باختن سوره آل عمران جنگ احد.

برید ببینید اصلا چجوری تبیین میکنه همه اینا رو جوری که آدما دلشون کاملاً قرصه برای جنگیدن.

قرصه برای اینکه بجنگن و تو این جنگ‌ها نتیجه بگیرن.

بله اگر با خطر به کارگیری مثلا سلاح اتمی توسط طرف مقابل میشه- بشه ...

اینو در نظر گرفت؟

نه، ناخر.

خطر مثلا تغییرات زیادی از همین حالا حالا شایدم ما داشته باشیم ولی زیر سرما هی میرز و ما نماز هایات بخونیم [خنده].

نه فرض بفرمایید که خود اعد دو لم مثلا که بعد از همین آیاته.

اعد دو لم مستطعتم من قوة ان که طوره بونه به یدعوا به کارگیری هم نیست.

شما ببینید اعد دو طوره بونه.

نه میگن اون محاسباتی که ما داریم به هر حال باید تو وای طرفم بسنجیم دیگه.

خودمون رو به مهلکه نبریم ببینید این یه نکته‌ایه به شرط اینی که مردمی وایسادن این مهلکه نیست وگرنه اصل مهلکه بدر بود.

اگه کسی قرار بود محاسبه بکنه باید بدر رو محاسبه می‌کرد.

اینو ببینید، اینو ببینید اتفاقاً شما [مکث] عقب نشینیه که شما تو عقب نشینی می‌خورید.

تو پیام و ارسال پیام ضعفه که می‌خورید.

ظاهراً اونجوری نشد که بله ظاهراً عقب نشینی نکردن ولی آمریکا اونجوری نشد جوابشو داد خب اولاً اونو بذارید یه موقعی.

ذن- ذن- ضمن این که نبرد حق باطل نیست.

شما نگاه کنید آیاتشو.

آیاتو نگاه کنید.

ببینید آیه صد و هفت، صفحه صد و هفتاد و هفتو نگاه کنید.

از همون اول سوره انfal من همینجوری میام.

بسم الله الرحمن الرحیم.

اونا که الان پالیسی قناعت گرفتنو تو این جنگ فلان.

بعد میگه این، اینا رو بکنید وسیله اصلاح ذات بین.

این پولا رو بکنید وسیله اصلاح ذات بین.

بعدش دو، آیه دو میگه هم فرکانس کن خودتو با معارف قرآن.

صفحه چند بود استاد؟

صد و هفتاد و هفت.

انما المؤمنون الذین آمن، الذین اذا ذكر الله وجلت قلوبهم.

این می‌دونید که یه بحث عرفانی نیستا.

آدمایی که اشک از چشاشون جاری می‌شه و نوناح از اینا.

نه، تو این بحث بدر منظورش اینه که تو با چه معارفی، با چه فرکانسی داری کار می‌کنی الان؟

خب؟

با چه فرکانسی؟

وجلت قلوب اذا تليت عليهم آيات، آياته زادتهم ايمانا.

اینا ایمانشون وقتی هی آیات خونده می‌شه، هی داری می‌بینی برای ایمان این تو این نبردها داره اضافه می‌شه.

و على ربهم يتوكلون.

هی روایت الهی، هی جنگ حق و باطل.

دارن هی رو هیکل ورزشکاری خدا حساب می‌کنن.

الذین يقيمون الصلاة مما رزقناهم ينفقون.

اینو من یه موقعی باز دوباره باید سرش وایسم تو همون فرق اقیم الصلاة همینه.

يقيمون الصلاة به معنای نماز خوندن نیست.

به معنای این است که پیوند جامعه رو با مسئله الهی روشن کنن.

اینو تلاش می‌کنن.

این شاخصش نمازه.

می‌شه ولایت‌های طولی.

ولایت عرضی نماینده می‌کنه و مما رزقناهم ينفقون.

نمیگه از مال خودش بده.

من اینو تو سوره نور مفصلشو گفتم.

و مما رزقناهم ينفقون یعنی از آنچه که ما رزق دادیم انفاق کنن.

برای همین توی روایت داره که اگه کسی هدیه آورد نگید طرف هدیه داد به من.

بگید طرف برای من هدیه آورد.

چون این کسی هدیه نمیده.

این خداست که هدیه میده.

خب؟

این وسیله نقل و انتقال هدیه بود.

ایشون پی که snap box بود برای آوردن یه هدیه.

این پی هدیه آورد نه هدیه داد.

خب؟

این فرق داره و مما رزق.

این الان در نقش وا-- ملک داره ظاهر می‌شه.

ملائکه چجوری یدبر الامن من السماء الى الارض.

از آسمان امر رو تدبیر می‌کنن به سمت زمین.

اینم رزق رو می‌گیره میده به زمین.

یعنی داره ولایت‌های عرضی رو تقویت می‌کنه.

ولایت طولی، ولایت عرضی.

اصلاً این اقیم الصلاة و آتو الزكاة این نمایندگی می‌کنه ولایت طولی، ولایت عرضی.

میگه شما هم شبیه ملک بشید.

از این ور پیوندها رو با اون سمت برقرار بکنید.

نه اینکه هی روایت زمینی بده تو این قضیه.

بعد میگه دیدی اینو اولئک هم المؤمنون حقا.

حقا این مومنه.

بقیه‌ش توهمه.

لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم.

كما اخرجک ربک من بیتک بالحق.

ببینید همه چیز دست خدا توصیف می‌شه.

كما اخرجک ربک من بیتک بالحق.

ان فریقا من المؤمنین کارهون.

فریقا المؤمنین کارهون از این قضیه.

یعنی همین کلاس قرآنی‌ها می‌گفتن که بجنگیم با آمریکا یا تحریم‌ها برداشت بشه.

گفتم تحریم‌ها برداشت بشه بعدش چرا بجنگیم با آمریکا؟

ان فریقا من المؤمنین کارهون.

خب؟

اینجاست که میگه آقا زمام کار تو به دست منه افتاده.

این جنگ، جنگ، جنگیست كما اخرجک ربک من بیت.

نمیگه بلند شدی رفتی جن-- به جنگی دقت کنید این ج-- من اینو بارها توی تفسیرات توضیح داده‌م.

یه ادبیاتی داره قرآن [سرفه] تو موسی خیلی این واضحه.

ببین موسی.

دیدین که میگه آقا این چیه؟

ما تلک بیمینه که یا موسی.

این چیه تو دستت؟

میگه علیه عصای تا که علیه و هشو علاقه نمیدونی افیوم هاره و اخر فلان.

میگه نه اینجوری نیست که.

من دارم میگم این چیه.

تو هر-- میوودی هرچی که تو میگی.

میدونی که شیءیت شیء در ادات بقیه معلومه چیه.

یعنی این قرآنه، این لپ‌تاپه، اینم موبایله.

ولی این در قبال خدا، این معلومه چیه.

شیءیتی نداره اصلا.

برای همین میگه الق ما فی یمینه که بنداز ببین چیه.

یهو فیده یه حیات و تس میگه اینه.

هرچی من بخوام اینه.

شما مداد می-- این به شما گفت این چیه؟

بگو هرچی شما میگی.

چیه الان موشکه؟

موشکه.

[خنده] خب؟

چونکه چیزی نیست که شیءیت شیء در ادات بقیه شیءیت، شیءیت در مقابل تصویر ذهنی من که اون چیزی که درست کردم که شیءیت نداره.

من میتونم از تو این کتابی که تو ذهنه موشک شبیه کنم.

میتونم یا نه؟

میتونم.

حالا.

اینا شیء اند.

برای همین میگه که شما که چیزی نیستی که.

اینا من دارم این رو این می‌کنم الان.

خب؟

لذا همه ولله جنود السماوات والارض.

همش جنود آسمان و زمینه.

ببینید چقدر این معارف، معارف سختیه.

ضمن اینکه روایت زمینی داره به یک گونه‌ای، یک بعد سومی و روایت الهی و عقلانیت قرآنی بهش ضمیمه می‌کنن، یه چیز دیگه در میاد بیرون.

شما فکر میکنی یک دایره‌ست در حالی که استوانه است.

شکلی که از استوانه است دا-- اصلا دایره نیست.

شما چشم دوبعدی داشت میدید فکر میکردی دایره است.

ولی این یک شیء سه بعدی استوانه‌ای شکل بود.

این با یه میله بود.

میشد زد تو سر یه نفر سرش رو خرد کرد.

خب؟

اینجوری بود.

شما مقطعی شو دیدی، دیدی دایره است.

یجادلون که في الحق بعد ما تبین.

باهات مجادله میکنن، مجادله‌ها همینا بوده.

آقا اینم چه کاریه؟

حالا نخوردیم به این کاروان تجاری ولش کن لا.

یجادلون، یجادلون که في الحق بعد ما تبین.

بعد ما تبین یعنی چی؟

بعد از اینکه پیغمبر گفت خب میریم می‌جنگیم دیگه.

وقتی گفت می‌جنگیم کأنما یصاقون الی الموت.

مثل اینکه اصلا اینا رو داشتن هل میدادن به سمت خصوص مرگ.

یعنی داشت این آیه چیه؟

انگشتتونو همینجوری نگه دارین.

حالا همین آیه شو بخون.

اد یهدکم الله في طائفتین ان نالکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تكونوا لکم.

شما دوست داشتید تحریمارو بردارن و یرید الله ان يحق الحق و کذا.

من دوست دارم شما با آمریکا بزنین.

چه بشه؟

ليحق الحق و يبطل الباطل ولو کره المجرمون.

من اینجوری-- اینجاست که اون موقع استسري سو نرم بکن.

به استغاثه افتادی تو.

این تفاوت زمینی‌ش رو وقتی دیدید استغاثه تون بلند شد و که خدا هم میگه من جواب این استغاثه رو دادم.

شما همین سوره بقره رو بیارید، همون جاریان، همون جریان که میگم تو جنگ اینا تش در میاد.

[سرفه] Mr.

رومی این آیه هفتاد و هفتم رو که فرمودید بله انبياء استوانه بله ما نمی‌تونیم مثلا یه چیزی در مورد بگیم که شما موقعی که با دوستان مربوط به جنگی، طبیعتا یه افقی تو وسط نمیشه قائل کنی که همش مثلا مستعد جنگ هستش که یه افقی آویز میاد اون موقع که- این آقا چجوری به آیه میخوره؟

اِمم...

نه میگه اما اخاف ان من قوما خيانه.

یه قراردادی تو داری، مثلا قرارداد آتش‌بس.

احتمالا یه قراردادی داره، قرارداد آتش‌بس.

بله.

قرارداد آتش‌بس [سرفه] قراردادی‌ست که خب شما لزومی نداره طرف نقض کنه.

امارات نقض میاد.

تو این نباید چکه رو بخوری بعد بری چک بزنی.

طرف دستشو برده بالا میخواد بزنه.

اوه الاهیه.

میخواد بزنه شما نمی-- نه هنوز که نخورده تو صورت من که الان.

نه، دستشو برد بالا باید بزنی زیر گوشش.

خب چجوری بزنیم؟

بله.

بزنی که خرد می‌زنی.

[خنده] استراتژی تاریخ جمهوری اسلامی رو نگاه کنیم هیچ وقت ما اینجوری نبودیم.

هیچ وقت دست بالا نبودیم که- ببین اتفاقا همون، همونجا پشت همین آیه است که میگه ولا يحسبن الذين كفروا سبقوا.

نباید کفار رو احساس کنی که دقیقاً ابتکار عمل دست اونه که- چرا امام حسین این کارو نکرد؟

بله چرا امام حسین این کارو نکرد؟

امام حسین چیکار نکرد؟

یعنی شروع کننده جنگ نبود.

حالا فقط اونجا می‌دونست اونا، یه دفعه هلش کرد.

بله امام حسین که اولا بیعت نکرد و ول کرد و جریان امام حسین هم یه جریان خیلی خاص و ویژه‌ست.

کمک‌های الهی هم اومد خود امام حسین پس زد.

خب؟

چرا پس زد؟

اجازه بدید.

کمک‌های الهی آمد و امام حسین پس زد کمک‌ها رو.

گفت نمی‌خوام.

وگرنه ببینید مسئله امام حسین که اتفاقا خروج کرده برای اصلاح و خون خودشو ریخته و این‌ها و به حسب ظاهر هم شکست خورده جریان امام حسین.

خودش می‌خواسته که-- خودش آیا می‌توانسته تو همین صحنه نهج‌البلاغه پیروز بشه؟

بله می‌توانسته پیروز بشه.

منتها به مسائلی دقت بکنید جریان امام حسین، جریان امام حسن، جریان امام حسن این کارو نکرد.

ببینید وقتی که شما یار نداری همینجوریه.

ببخشید چی گفتید؟

وقتی که شما یار نداری، ببین اصلاً تو جنگای همین جنگی که من گفتم جنگ زیر منطقه آستانه، زیر آستانه.

شما نگاه کنید یه شخصیتی هست تو نهج‌البلاغه هست به نام بص بن ابی ارطات، خب؟

بص بن ابی ارطات.

آره الان از طرف معاویه از طرف معاویه یه آدم بسیار خشن و وحشی بوده منتها مراتب جنگ نمی‌کرده.

نگاه کنید خطبه بیست و پنج نهج‌البلاغه [سخنگوی 1 خنده] قد عنبعت بصراً قد اتl علی یمن اینجوریه.

می‌اومده روی منطقه مسلط می‌شده، می‌زده در می‌رفته.

جنگ زیر آستانه‌ای می‌شده، خب؟

بعد همه با-- هرچی امیرالمؤمنین می‌گفت آقا بص این خیلی بده که بص میاد می‌زنه میره باید پارش کنید بص رو.

خب این مردم این نمی‌کنن، این کارو نمی‌کنن.

خب چه اتفاقی می‌افته؟

همین اتفاقی که افتاد می‌افته.

اصلاً می‌دونید که نفس لشکر امیرالمؤمنین رو بص گرفته به یه درصد خوبیشو با همین شی، شیوه جنگ، خب؟

اون موقع چی شده؟

شما نگاه بکنید همین خطبه بیست و پنج نهج‌البلاغه رو، اونجاست که میگه قد مللتهم و ملونی، خستم کردید.

منم خستتون کردم دیگه.

فسئمتهم فسئمونی.

داغونم که منم داغونتون کردم.

مالی الا الكوفة اقبضها و افسدها.

فقط مونده کوفه دیگه.

ببینید یار وقتی که نیست، اون امام هرچی هم که هست، امیرالمؤمنین هم که هست اینه آخرش.

می‌گم الان که وضعیت ما این نیست.

الان این نیست.

وضعیت زمان حضرت آقا این نبود.

اتفاقاً، احسنی.

آقا اومدن تاکید کردن که مردم- ببینید نه ما مبعوث شدیم اینو دقت کنید.

نه قبلش زمان خود حضرت آقا، آقا بارها تاکید کردن که مردم راضی‌ان در میدانن.

یعنی من میگم تطبیق ما با زمان امیرالمؤمنین- نه نیست، نباید بکنیم.

ولی حالا این حرفم نیست ولی استراتژی ولی ما در طول تاریخی که زمامدار داشتن این بحث اِاِاِ پیش‌دستانه و اون بحثی که شما فرمودید نبوده.

این سؤال اینجاست که آقا چرا اینجوریه؟

با اینکه مردم پای کار بودن با این وجود- نه اینجوری هم نبود.

یه سؤال می‌پرسم.

اجازه بدید نخ اینجوری هم نبودن.

یعنی تئوری حضرت آقا این بوده که می‌زنیم داغون می‌کنیم طرفی که مثلاً اومده حاج قاسم رو زده، ولی تهش خروجی که داده این نبوده.

نه خروجی آقا این نبوده، بله اون مجموعه کسایی که دارن تصمیم می‌گیرن این خروجیش نبوده، خب؟

سلاح داشتیم؟

داشتیم.

اراده استفاده اینجوری داشتیم؟

نداشتیم.

اصلاً برای همین هست که آقا میگن اگر اتفاق بیفته مردم مبعوث میشن.

یعنی چی؟

یعنی نشده بودن دیگه در این کلاس نشده بودن.

الان زمان ما رو با امیرالمؤمنین تطبیق کردن اشتباه است.

ولی این سر جای خودش هست که اگر شروع بکنن یه عده باز دور جاده خاکی برن و اینور برن و باز دور ندای منافقین در بیاد از-- حالا [سخنگوی 1 خنده] باز دور همون اتفاق می‌افته.

من سؤالم اینه صراحت ارتباط ولی با جامعه اینجا برام مهم هست.

یعنی آقا مردم پای کارن، وایسادن، عمیق وایسادن.

خب ولی بیاد بگه آقا این جمع-- یعنی می‌دونید این که ما هی- ولی نباید این کارا رو بکنه.

نه آخه نکته اینجاست به قول شما مبعوث شدن اتفاق افتاده.

ما قبل از این می‌گفتیم اطلاعات مخفی بود، جبهه نفاق فلان.

الان دیگه ولی می‌تونه اشاره کنه آقا ببین این منافقن.

آخه اینجا هم کار حلقه‌های میانیه‌.

اگه حلقه‌های میانی وایسادن و پشت دست ولی بازی کردن کار میره جلو، ولی زبان پیدا می‌کنه، ادبیات پیدا می‌کنه برای این کار.

ولی اگر همینجوری هی نوشتن، نوشتن تا به امروز مردم اومده پایین، خب؟

دولت هم نمی‌تونه اداره کنه.

اگه اینا رو نوشتن آقا دولت نمی‌تونه اداره کنه.

شما می‌دانید اینو که هر اتفاقی در این زمینه رو آخرش باید دولت جمع کنه دیگه، خب؟

دولت باید جمع بکنه.

نمیگم الان بلد نیست جمع کنه یا چیز.

یه ترس و واهمه‌ای هم که افتاده که کارو بذارن زمین البته این هست.

یه چیزاییش هم حقه، حقیقته که اتفاق افتاده.

بالاخره بعضیا خیلی راحت میگن که ما هیچیمون نشده.

نه آقا باید چی هیچیمون نشه؟

نه آقا شده دیگه.

منتها مراتب از این داری میگی ای یمسسکم قرحن فقد مس القدم قرحن مثله.

می‌گه آی ما زخم خورده اونم زخم خورده، ما دردمون گرفته اونم دردش گرفته.

بالاخره دردش گرفته دیگه که الان هی وایساده تنگه هرمز که باز بوده رو می‌خواد باز کنه.

تو دنیا الان واقعاً آمریکا تحقیر شد، واقعاً تحقیر شده.

درسته اندازه ما منابعش نخورده ولی یه منبع بزرگش خورده، منبع آبروش بوده.

الان دیگه کرک و پری نمونده.

می‌بینید از هرکی دیگه کانادا یه شاخ و شونه‌ای می‌کشه، فرانسه یه چیزی میگه، اون یه چیزی میگه.

این یعنی که- صنعت استبداد نیست که داخل خود قوم اتفاقی می‌افته.

خود امت.

ببینید ما که کشوری قرآن بحث نمی‌کنه که، کشور رو که بحث نمی‌کنه.

قرآن امتی نگاه می‌کنه.

میگه یه امتی کارو می‌ذاره زمین یه امت دیگه رو عوض میکنه یه امت دیگه بلند شن این کارو انجام بدن.

[مکث] پس ببینید ما اگر اینی که-- عه یه لحظه من این آیاتشو بخونم هم صفحه چهل رو بیارید، هم صفحه سوره مبارکه پیغمبر، صفحه 509.

ببینید در جریان طالوت که میگم جنگ اینا رو روشن میکنه که آدما چقدر با ع-عقلانیت دین دارن میان جلو و توشون ماسیده اینا.

یعنی عقلانیت قرآن توش ماسیده.

ما الان آدم‌هایی داریم تو همین مسئولین وقتی که میشینه حرف میزنه باهات واقعا آدم میترسه.

واقعا میترسه.

همش هم فکتش درسته.

اولا کی گفته تو این فکتای درستو بگی؟

ما نسبتو به ایفا آدک باید بگی.

اونقدری که به تعبیر اون آقا میگفتش که اقلا زر نزن [خنده].

خب؟

دیدید دیگه آقای، آقای لیلا گفت اقلا زر نزن.

خب؟

یعنی هیچ کاری که نمیتونی بکنی این کار که میتونی بکنی.

که دیگه این شروع نکنه و منتجبنیا شروع نکنه و بزرگشون آقای چیز اومده وسط و آقای محقق داماد اومده وسط و.

آدم گنده سیستم هست.

آره.

خب آقا هیچی نگفت اقلا.

دل مردم یهویی خالی نه.

ببینید وقتی میگه آیه دویست و چهل و شش "أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلَكًا" آقا یه نفر بزن ما بریم بجنگیم.

بعد میگه "قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَنْ تَولَّوْا" مطمئنی به این میجنگی؟

به این پیچونی این قضیه رو؟

میگن آقا فرمایش میفرماییدا [مکث] "قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ" برای چی نجنگیم بعد "أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا" خدا میگه "فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ".

وقتی قتال شد، میبینی طالوت داشت حرف میزدها، داشت بیانیه میخوند، داشت پادشاهش میداد بیرون، داشت چیکار میکرد ولی وقتی قتال میشه یهو میبینی تو دلش خالی شده.

دلش خالی شده.

اینا میدونین که اگر دور حلقه های نزدیک به مسئله تصمیم گیران باشه فرق نداره رئیس قوه قضائیه است، فرق نداره رهبر انقلابه، کار خودشو میکنه.

اینی که من هی دارم فریاد میزنم آقا انقدر فریاد بزنید که رهبر انقلاب احساس بکنه پشت دستش گرمه.

پشت دستش مردم دارن بازی میکنن.

اگه میگه تنگه، اگه میگه این، اگه میگه اون مردم دارن بازی و-- وگرنه ما که دیگه رهبر امیرالمومنین گنده تر که ما نداریم در طول تاریخ یه همچین آدم به این قلدر رو ما نداشتیم.

بعد میگیره بالا میبینه میزنن تو صورت خودشو و نمیدونم چیکار میکنه.

آقا اصلا من خسته شدم اصلا از شما.

دوست دارم ده تا یار از خودم بدم یه یار از معاویه بگیرم.

سارفنا دلهم بدینار.

حاضرم ده یک عوض بکنم.

خب چی آره این.

من نمیگم الان ما تو این موقعیتیم واقعا هم نیستیم.

شما هر جا میشینید حضرت آقا تو بدترین شرایطن هیچ وقت راجع به این موضوعات اینجوری نگفتن.

هست و دیگه میگن همشون گفتیم.

این غلطه.

ببینید این، این حرف، این حرف که اگر حضرت آقا چیزی نگفتن و احترام نگه داشتن و همه این چیزا پس همه چیز درسته، این حرف غلطه.

خب؟

شما در همین ماجرای اتمام جنگ خودمون، جنگ نخه، جنگ اول و ماجرای قطعنامه خب برید ببینید اون قسمت های واضحشو برید ببینید نه خبرای پشت صحنه شو.

همون مقدار واضحش.

که به هر جهت یه عده رفتن به شدت به امام گزارش دادن.

همون امامی که دو ماه قبل گفته این آتش بس خیانته به رسول الله.

همون امام برگشته گفته جام زهر میخورم، چیزم نکنید، مسئولین نکنید، جام زهره دیگه اسمش.

میخورم.

اینه، دیگه هم نخندید، دیگه هم با مردم ارتباط برقرار نکنید.

ناراحته دیگه.

خب؟

جام زهر رو میخورم.

بعدا این جملات سردار رشیدین هم دراومد که وقتی که یهویی اینا مرصاد ریختن بیرون، چرا که امام گفتن که آقا این مردم اینجوری وایسادن که خب من قطعنامه قبول نمیکردم که.

خب؟

یعنی شما وقتی که احتمالا از معلوم از قرائن یه عده رفته اومده آقا تاوان این مردم اومده پایین، آقا مردم دیگه خسته ان، آقا مردم اینجورین.

کما اینکه همین الانشم گاهی اوقات این نامه ها رو دارن مینویسن.

من نامه رو دیدم مثلا.

خب؟

اونا رو دارن مینویسن.

خیلی وقت پیش نوشتن.

خب شما الان تاوانش رو چجوری اندازه گیری کردی؟

کجان؟

شما واقعا اینا تو آمار میشه دروغ گفت، با آمار راست میشه دروغ گفت.

گفتم بهتون مثلا این آماری ها درس دارن لغاتش.

خب؟

یعنی یه علمی وجود داره که آمار رو درست میشه دروغ گفت.

این حرف که شما بگید که اگر هیچ جا در حقیقت چیزی نگفتن.

پس یعنی همه چیز تحت کنترل داشته میرفته جلو و مطابق میل، نه مطابق با بایدی که باید میشده.

بله.

بنده ام ببینید یه-- من تو یه پادکستی هم گفتم آقایی که رئیس جمهورش روحانیه با آقایی که رئیس جمهورش رئیسی فرق داره.

مگه تو این ده سال بعد که تموم شد نگفتن این ده سال شد توقف؟

خطرات مسخفت فلان.

تو اون موقع گفتن؟

همون موقع میگفتن اینا رو؟

نمیگفتن که.

شما باید تشخیص میدادی که بالاخره معلومه دولتی سر کاره که پشت دست بازی نمیکنه.

یه سری شد ا-اخیر گفتن که آقا اون ده سالو من قبول نداشتم.

گفتم نکنید این کارو رفتن کردن شد و گفتم.

گفتم چی شد مگه قرار بود؟

گفت شد دیگه.

شد.

خب.

حاج آقا الانم باید تطبیق کنیم.

بابا من تطبیق نمیدم- الان ما دیگه م-م-چی میگن مبعوث شدن اتفاق افتاده.

مبعوث شدن اگر از گیت شما رد شه، اگر- می‌دانند که آقا این مردم مبعوث شدند، این مردم پای کارن فلان.

این مسئولینی هم که به ادعاشون مشخصه کیا دارن نامه مینویسن.

دیگه ما اینجا نمی‌تونیم بگیم آقایی که مثلاً ایکس یگریک نامه نوشته رهبر انقلاب نمی‌دونه که- بالاخره نه بحث رهبر انقلاب میدونه، نمی‌دونه.

نمیخوام به ضعف اطلاعات ایشون مستند بکنم.

ببینید تهش این میخواد دولتو جمع بکنه، اون میخواد چیکار بکنه، اون اینجوری میشه.

پس فردا هم حالا ببینید حرکاتی انجام خواهد شد اگه مردم میدونو شل بکنن، یه عده بیرون خواهند آمد میگن آقا تو برا چی اومدیم بجنگیم؟

میدونید که الان تئوری دشمنه، بهش اینا میگن combine کردن.

اصطلاحشم یه موقع براتون گفتم.

اینا میگن combine کردن یعنی ترکیبی combine کردن اصطلاحشو گفتم براتون چیه؟

بهش میگن combine arms force اصطلاحاً.

یعنی باید همزمان زرهی بزنه، هوا و نیروز بزنه، پیاده بزنه، اینا بزنه.

به ای-به اینا میگن combine کردن.

یکی از کارهایی که دشمن میکنه همین combine کردنه.

یعنی شروع میکنه یه لایه دیگه میخواد بتراشه.

خودشونم میدونن اینو.

در یه، در یه چهل و هشت ساعت طلایی یه لایه دیگه بتراشه.

یعنی آقا رو بزنه، هرچی خانواده خامنه‌ای بزنه، چیزو بزنه، آلیبافو بزنه، همه رو یه لایه دیگه بتراشه.

از اون طرفم مردم بیرونن.

منتها مردم نمیگن بزن که خوب میزنی.

یه عده دیگه خواهند اومد که میگن نزن.

خب؟

این رو هم بیفته تمامه.

چه باید کرد الان؟

چه باید کردش این است که این ملت مبعوث از بعثت نیفتد.

یعنی بگیره پلاکاردهای توقعات حضرت آقا رو پلاکارد بلند بلند داد بزنه.

خب؟

اگر بلند-- برای چی اینا سوختن از حضور شما تو این خیابون‌ها، میادین و معابر؟

چون این داره تصمیماتو به هم میزنه.

داره دست رو به هم میزنه.

[صدای محیط] یاد گرفتیم نادا تو میدان انقلاب میگن آقا نگیرید جلو تصویر [خنده].

حالا چرا جلو تصویر من نمیدونم [خنده] بحث فنی شاید دارن [خنده] میگن.

ولی این نکته شما نگاه این آیه رو هم بخونم بعد سؤال‌های شما رو جواب بدم من باید برم الان میدان صادقی رو بخشید حالا سریع تر تموم کنم.

اجازه داد.

پونصد و نه.

چشم.

«وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ» صفحه پونصد و نه آیه بیست.

«وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ» اینایی که میگن چرا سوره نازل نمیشه؟

فرمان جهاد ما، ما جهاد میخوایم الان اینجوری.

«فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ» وقتی یه حرف محکمی، یه سوره محکمی، یه مجموعه محکم توش هم صریحاً گفته میشه که قتال برید بجنگید.

«رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ» اینجوری نگاه می‌کنن.

«فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» ببینید به معنی منافق نیست.

کسی که نمی‌تونه تحمل بکنه این فضا رو.

تو نوشته‌هاش معلومه دیگه.

توی جلساتشون معلومه.

«نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ» دیگه به حالت غش بیه افتاده اینجوری.

حالا شما فکر بکن هرچی رهبر انقلاب با این حرف بزنه، اینجوریه.

یعنی تمام ادراکات این مختل میشه.

وقتی که قتال یهویی فرضاً آقا قتال صحنه خفنیه، اخفن صحنه‌هاست، از خفن‌ترین صحنه‌ها، صحنه قتاله.

یعنی یه شوخی نداره که بحث این نیست که پفک گرون میشه که.

دیگه مرغ نیست.

به جهنم که نیست.

تخم مرغ شونه یک میلیون تومنه که هم یکی دو هفته بعد.

به جهنم.

خوف ایجاد میکنید یا بگید به جهنم.

فرقش تو اینجاست.

آقا ملت ما، ملت مبعوثی بین تمام تاریخ چشم امیدش به ما بوده.

الان ما یه سگتی میفته تو جوجه ریزی کم کردن.

دو تا ماه بعد مرغ هفتصد و پنجاه تومن نیست تازه.

چیه؟

به جهنم.

مرغ نمیخوریم.

حاج آقا من با شکست دشمن مشکل دارم.

نه که همینجوری- همین دیگه.

بله دیگه- بدتر بشه.

همین دیگه.

وقتی که میام یه چرچیل هم یاد می‌گرفتیم بیا یه حرف محکم می‌زنیم.

آقا ما همه جا خواهیم جنگید.

خسارت خورد چیز، بریتانیا.

ولی جنگیدن، وایسادن، معادلاتو عوض کردن.

این با جنگم حل می‌شه.

فلذا شما توقع نداشتید-- نداشت که بعد میگه [دیالوگ خارجی].

اصلاً همین این براشون حقه که آدم نمی‌تونه، این مجموعه نمی‌تونه چیز بکن [دیالوگ خارجی].

طاعت و قول معروف.

یعنی وایسا حرف همون زر نزن دیگه.

خب؟

کاری که می‌تونی بکنی اینه دیگه.

زر نزن لااقل 다시.

خب؟

قول معروف، طاعت.

بیا تو صحنه وایسا زرم نزن.

[دیالوگ خارجی] وقتی که عزم شد امر قرار شد بجنگیم [دیالوگ خارجی].

اگه راست بگه به خدا نشون بده که من تو صحنه ام این براشون، برای خودشونم بهتره این.

یعنی نتیجه رو تو این می‌گیرن.

[دیالوگ خارجی].

اینا دیگه همینجوری زیاده.

بخوام توضیح بدم اینا رو می‌ذارم دفعه بعد توضیح.

اجازه بدین من این سؤالات رو، چون بندگان خدا چیزی کردن سؤال نوشتن.

گفتن مسئله‌ای که امروزا با شدت احساس می‌شود ارائه کامل سنت‌های الهی است.

خیلی مهمه، مسئله اصلاً قرآنه.

اصلاً این مرض با شفا الله ما فی الصدور حل می‌شه.

مرض شما باید بتونی خودتو هم فرکانس بکنی با روایت خدا و عقلانیت الهی.

باید این، اصلاً مسئله اینه.

برای همینه تو تمام این بزنگاه‌ها قرآن نازل می‌شده.

بعضیا فکر می‌کنن همینجوری پیغمبر مثلاً تو مسجد لم داده بوده و شاگردها تو هست به یه آیه براتون بخونم تازه نازل شده الان داغ داغ براتون آیه می‌خونم حالشو ببرید.

اینجوری نبوده که همش تو همین جنگا نازل شده.

این اتفاقاً الان وقت معارفه.

البته بعضیا در سنن الهی خیلی دیگه سلیقه‌ای و من درآوردی و اینا عمل می‌کنن.

هی میگن آقا ما الان داره رفتیم مذاکره صلح حُدَبیَه است.

آقا برای چی صلح حُدَبیَه است؟

از کجا درآوردی اینو که الان ما صلح حُدَبیَه از این وسط؟

اون بالاخره یه شرایطی داشته، ما یه شرایطی داریم.

مذاکره نباید می‌کردیم.

مذاکره، مذاکره نباید می‌کردیم.

این بعداً تو خود نامه ها هم معلوم شد.

اشتباه کردیم رفتیم مذاکره کردیم.

بله.

همون صلح حُدَبیَه رو که بعدش شکست خوردن.

نه خیر، اصلاً اینجوری نبود.

شما برو پشت دیوارهای نیویورک حمله بکن به آمریکا.

برو پشت نی-- دیوارهای نیویورک بشین قرارداد ببند که برمی‌گردم.

برو این کارو بکن بعداً می‌فهمی شکست بخوری یا نه.

همه با همدیگه بیعت بکنید که میام کاخ سفید رو میارم پایین.

خب؟

کاخ سفید رو میارم پایین.

برو این کارو بکن بعد ببین حس شکست بهت دست میده یا نه.

حالا چهار نفرم آدم الدنگ حس شکست بهشون دست، ولی خودشون می‌فهمیدن دارن چیکار می‌کنن.

رفتن تا پشت کاخ سفید رفتن اینا.

شما این کارو بکن بعدشم قرارداد ببند بیار.

همون که قراردادی که متن قرارداد رو کسی بخونه آدم عقل داشته باشه، متن قرارداد رو بخونه می‌فهمه کار تمومه.

شما همین الان برو پشت دیوارهای نیویورک قرارداد ببندین یعنی با همدیگه همه بیعت بکنید که میرم کاخ سفید رو میارم پایین.

بعدش اینو تبدیلش کنین به یه قرارداد با طرف آمریکاییه.

اون بدو، بدو، بدو، بدو بیاد بگه آقا بیا یه قرارداد ببندیم.

شما قرارداد ببندین.

ببین بعد معلومه.

فهمیدید چرا جریان این امکان داشت جنگی رو پیروز بشن بنده مشعل رو بفهمید.

آها باشه من خودمم متوجه نشدم [خنده].

با توجه، اون بحثش طولانیه، بحث امام حسین طولانیه.

یه بحث خیلی خاص و ویژه‌ای هم هست.

قرآن مدلش امام حسین رو اینجوری نقل ن-- مدل این مدلی نداره.

مگر اینکه یه عده رو گذاشته باشن سر کار کما اینکه بخشیش امام حسین رو گذاشتن سر کار.

هجده هزار تا نامه نوشتن امام حسین رو کشوندن اونجا بعدشم گذاشتن سر کار.

با امیرالمؤمنین هم گذاشتن سر کار، خوزستان.

خب، اونام گذاشتن سر کار.

یعنی می‌زنن سر کار.

یه عده هم وایسادن رو تپه نُدبه، بهتون گفتم دیگه.

یه تپه‌ای هست مناقب شهرآب شوم نه اون دیگه بقیه از دهن من نقل کرده.

سپاه امام حسین و سپاه یزید اینور دارن می‌جنگن.

یه عده گریه کن ابی عبدالله اون بالا دارن نگاه می‌کنن و بر مصائب ابی عبدالله گریه می‌کنن.

لایو.

آره لایو دارن [خنده] کربلا رو پخش می‌کنن برای فالووراش می‌کشن.

خب، یه عده هم اینجورین.

خب نامردا اینور خود امام حسین و هرچی.

دیدی بعضیا مثلاً حادثه سوختن یه نفر رو دارن لایو می‌گیرن.

آقا برا چی فیلم‌برداری کردی الان؟

این به حساب فیلم‌برداری نبوده ها.

باید می‌پرید تو صحنه.

خب امام حسین رو گذاشتن سر کار اینجوری شد دیگه.

با توجه به اینکه رهبر، فرمانده کل هست به نظر شما شاهد کم کاری در میدان هستیم.

میدان یعنی چی؟

یعنی خیابون؟

ببینید نه، اصلاً این مهم نیست.

ببینید اینی که مهمه این است که مجموعاً با همدیگه چه اتفاقی داره می‌افته.

بحث سید مجید که نیست که الان که اون که داره کارشو انجام میده.

خب، ایشون داره کارشو انجام میده.

نیروهای مسلم واقعاً کارشون رو دارن انجام میدن اگر س-- میدان یعنی میدان با آن احتیاج به صحنه تنفس داشته باشه هیچ اشکالی نداره آتش بس.

آقا شما که فرمودش شیشه ولی مجموعاً، مجموعاً الان اتفاقی که داره می‌افته اتفاق قابل رصدیه.

من بیش از این واقعاً نمی‌تونم بگم.

قول شرف دادم که نگم.

خب؟

البته قول ندادم که شرف دارم یا ندارم.

[خنده] خب؟

قول ندادم شرف دارم یا ندارم ولی قول شرف دادم.

بالاخره مجموعاً یه عده میخوان یه جوری دیگه ببرن جلو.

غیر اون جوری که آقا مجتبی رضایت ایشونه.

دنبالن، دنبال می‌کنن.

دنبالم می‌کنن جدی، جدی.

هر جا به گیت مردم بخوره طرف می‌افته زمینا.

ولی میره هی از اون ور از یه گیت‌های دیگه می‌خواد بیاد.

مردم بایدن از این گیتو هی اضافه بکنن بهش که راه دیگه نداشته باشه.

قضیه باید از گیت مردم رد شه، از عوارضی مردم رد شه، از عوارضی خیابونا رد شه.

اگه این اتفاق بیفته دیگه انشاالله چیز- البته همین مقداری که با من رفتن تو مذاکره انصافاً این تیکه‌ش هم بگم انصافاً کار مثبتیه.

حالا اصل رفتنش و سر یه چیزایی مذاکره کردنش خوب نبوده ولی [نفس عمیق] اون چیزی که رفتن، اون توقع ونس که اونا زدن تو دهنش، اون واقعاً اون بخشش بخش قابل قبولی بوده و ما همچین مذاکراتی تا حالا نکرده بودیم.

تا حالا رفته بودیم پا رو ببوسیم بیشتر، خب؟

تو همین دور آخری که منجر به جنگ شد همه چی رو هم داد-- داشتن میدادن، خب؟

ولی این دفعه این آقای ونس بالاخره گفته آقا مثلاً اورانیومتو بده، تنگه هم نصف نصف با همدیگه اداره می‌کنیم.

دیگه هرچی هست بنویس.

پول همین خسارت‌ها رو من از این عربا می‌گیرم میدم، خب؟

اینا هم اسم یک میوه ترش رو آوردن برش، خب؟

که باز دوباره نقدی بده، نسيه بگیر، خب؟

اینم گفتن نمیشه.

یعنی برای همینه اینجوری برگشتن با لب و لوچه آویزون هر دو طرف [خنده].

بالاخره خاطر اینکه الحمدالله نتیجه نداد [خنده].

اینم بالاخره یه فرم مذاکره‌ست