ددرس‌گفتارها

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

مالين الصائم.

صلى الله على سيدنا محمد وآل الطاهر.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم.

احتشام ارواح تجمعه شهدا روح حضرت امام همه گذشتگان ذوي الحقوق، پدر، مادرمون، معلمان و اساتیدمون.

الفاتحه مع الصلوات.

مولد مبارکه محمد روى فدک.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجه.

صفحه پونصد و ده.

می‌دونید یه بحثی که داشتیم راجع به بحث نفاق می‌کردیم اینو بارها این معنی رو عرض کردیم چون که حضرت آیت الله عاصمی مجتبی هم نسبت به بحث عدم تنازع یک مطلبی گفتن، این باز دوباره برمی‌گرده به همین بحث که من مجدداً این بحث رو با یه ادبیات دیگری هم خدمتتون عرض می‌کنم.

گفتن اختلافات موجه به تنازع کشیده نشود.

این یه حرف خیلی دقیقیه.

یعنی ما اختلافات موجه داریم، اختلافات ناموجه داریم، اختلافات موجه هم داریم ولی قاعدتاً به تنازع نباید کشیده شود.

خب، [نفس عمیق] یه بحثی هست که این عدم تنازع حالا غیر اینکه ممکنه از این عبارت یه عده‌ای سواستفاده بکنن و وحدت رو چماق بکنن برای هر کسی که هر حرفی می‌خواد بزنه، خب؟

ولی یه منطقی داره قرآن.

تو این منطق خودش نگاه کنید چجوریه.

[زنگ خوردن تلفن] اونجایی که عدم تنازع معنی پیدا می‌کنه در محوریت ولایته و اساساً اگر محوریت ولایت نباشه عمل باطل است.

این یه ادبیاتیه برای خودش تو قرآن.

حالا تفاوتش رو با این ادبیات رایج خودمون عرض می‌کنم.

عمل باطل است یعنی چی؟

یعنی یک عمل انقلابی که شما انجام میدید هرچی که باشه اگر این محوریت توش از بین بره، عمل باطل می‌شه.

باطل می‌شه یعنی چی می‌شه دقیقاً؟

یعنی پوچ می‌شود.

یعنی هیچی نیست.

شما این آب رو پای درخت نریختید، ریختید تو جو.

یعنی اصلاً به درد نمی‌خوره.

یه ابوابی از ذوالقرائن داریم باب صلة الامام که شما صله رو باید بدید به امام.

یعنی تو راه امام باید صله بدید.

همین جوری اگر کسی به کسی کمک کنه اسمش donation هست.

این اسمش صله امام نیست.

خب؟

اسمش همین donate کرده دیگه.

یه کمکی به یه کسی کرده.

این من باب تبع بَکَردوستانه او ممکنه یه تخفیفی باشه برای او ولی انفاق فی سبیل الله.

اینا معنیش اصلاً این نیست.

حالا ربطشو به جریان منافقین بهتون میگم همین جریان و اون هست که شما اون عمرتون، زندگی‌تون، پولتون، جهاد و اموال و انفس و اولتون می‌ریزه تو راه امام و تو راه ولی می‌ریزه و یعنی اگه این کار نکنه پوچه.

یعنی اگر این محوریت انجام نشه پوچ می‌شه.

حالا من مثال‌هاشو خدمتتون میدم.

این آیه رو که یه موقع هم که سوره مبارکه پیغمبر رو خوندیم، این آیه سر جای خودش یه آیه بسیار بسیار مهمه.

آیه سی و سه سوره مبارکه پیغمبر.

بسم الله الرحمن.

شما بسم الله.

بسم الله الرحمن الرحیم.

يا ايها الذين آمنوا أطيعوا الله وأطيعوا الرسول ولا تبطلوا أعمالكم.

اطاعت از خدا بکنید و اطاعت از رسول بکنید و عملتون رو باطل نکنید.

یعنی عملتون باطل نشه، پوچ می‌شه وگرنه.

[زنگ خوردن تلفن] یه بحثی امام داشتن من قبلاً هم عرض کردم تو مباحث سرچشمه.

که یه بحث خیلی دقیقیه که بحث رسول بحث جایگاه ولایت رسوله.

وگرنه اگر رسول به شما بگه نماز بخونی اطاعت از رسول نیست.

اطاعت از کیه؟

اطاعت از خداست.

امام تصریح می‌کنن اگر کسی نماز بخونه به دلیل اطاعت از رسول، نمازش باطله.

اینجا مبلغ خداست فقط در این حکم.

خب؟

به این میگن اطاعت از خدا.

یعنی شما اگه پیغمبر به شما میگه آقا بلند شید نماز بخونید، اطاعت از پیغمبر محسوب نمی‌شه.

اطاعت از رسول، اطاعت از الله محسوب می‌شه.

اطاعت از رسول کجاست؟

جایگاه و شأن اجتماعی و ولایی و مدیریتی که اونجا قرار می‌گیره میگه بجنگیم، نجنگیم، اینجوری بکنیم، صلح می‌کنیم، تنگه رو می‌بندیم، باز می‌کنیم، اینا.

این مجموعه.

خب؟

این مجموعه می‌شه اطاعت از رسول.

یعنی به جایگاهش.

أطيعوا الله وأطيعوا الرسول ولا تبطلوا أعمالكم.

اگه این کارو نکنید عمل باطل می‌شه.

یعنی شما واسه خودت داری یه انقلابی‌گری می‌کنه، انقلابی‌گریت محور نداره، یه محور الکی داره.

خودتی اصلاً یا یه محوری هست صلة الامام دیگه نیست.

اینو داری به یه جای دیگه‌ای می‌ریزی یه نکته‌ای اینجا وجود داره که نکته بسیار بسیار مهمیه.

یعنی که تفاوت این نگاه‌های قرآنیه با حتی نگاه‌های فقهی ما که عنوان باطل رو معنی می‌کنم.

ببین ما تو فقه با چی کار داریم؟

با صحت و بطلان.

بطلان نه به این معنا.

با عنوان صحیح و غیر صحیح.

یعنی ما میگیم نماز خوندیم نماز صحیح.

نماز صحیح معنیش چیه؟

حالا.

نمازی‌ست.

تو فقه معنیش چیه؟

مقدماتش رو رعایت کردیم، اون احکامش هم رعایت- رعایت کردید.

معنی صحیح تو فقه معنیش اینه که احتیاج به اق-- قضا نداره.

شما اون فعل رو انجام دادید.

شما الان نمازتونو اگر الان نماز مغرب و عشایی که خوندید با وضو خوندید بالاخره چه چه می‌دونم چه و چه اینا، کلاً حواستون مطلقاً پرت بود از نماز.

نمازتون صحیحه یا نیست؟

صحیحه.

نمازتون احتیاج به اعاده نداره.

درسته؟

به این میگن نماز صحیح.

خب.

در مقابلش میگن نماز باطل.

البته این باطل به معنای این باطل نیست، به معنی بطلان فقهیه.

خب ما میگیم صحیحه یا باطله یه نماز.

تو روزه هم همین رو میگیم، تو حج هم همین رو میگیم و اینها.

خب دقت کنید حرف خیلی مهمیه.

اما یه عنوان دیگه‌ای داریم به نام قبول.

فقهای ما بحث نمی‌کنن از این چون که کارشون نیست بحث بکنن.

خب.

البته به اعتقاد من باید کارشون باشه.

یعنی اینم باید بحث بکنن.

عنوان قبول یعنی چی؟

که اینجا قبول در مقابل اینم بطلان.

خب یا قبوله یا قبول نیست.

این اصلاً بحث فقهی نیست، یه بحث معارفیه.

نماز یه نفر می‌تواند نصفش قبول باشه.

ما تو صحت و بطلان هم چیزی نداریم.

شما اگه نمازتون باطله یا صحیحه یا کلاً صحیحه یا باطله دیگه.

صفر و یکه.

ولی تو بحث قبول اینجوری نیست.

شما نمازتون می‌تونه نصفش قبول باشه.

می‌تونه یک دهمش قبول باشه.

می‌تونه اصلاً قبول نباشه.

چرا؟

به دلیل اینکه اون هدف نماز رو در حقیقت اجرا نمی‌کنه.

یعنی هدف نماز مثلاً تنها عن الفحشاء والمنکر.

هدف تنها عن الفحشاء والمنکر رو پاس نمی‌کنن یا یه دهم پاس می‌کنن یا نصف پاس می‌کنن.

ببینید مقول به تشییک اصطلاحاً.

میگن ذات مراتبه.

اگر این تصریف شده ازم بپرسن ما نماز رو از کجا بفهمیم قبوله؟

گفتم کاری نداره نماز تنها عن الفحشاء والمنکره.

خب.

وقتی تنها عن الفحشاء والمنکره، اگه دیدید نیست نمازتون، ناهی از فحشا و منکر نیست نمازتون قبول نیست فقط صحیحه.

یعنی شما اینجوری شدی.

نتیجه، نتیجه روز قیامت.

ما میریم اون دنیا میگن که نماز، میگیم نماز ما رو بخون، میگن نماز نخوندین شما.

نمازتون قبول نیست.

خب.

اینجاست که میگم فقه هم باید اینو یه مقداری بحث بکنه.

چونکه فردا قیامت یهویی طرف میگه که نماز ما کو؟

میگن نماز شما نخوند.

نمازتون قبول نیست اصلاً.

خب.

بعد میگید به این آخوندا به ما گفته بودن که اینا رو بکنید که این کارا رو بکنید که یعنی نماز خوندید.

میگه خب آخوندا گفتن که گفتن، عقل داشته باش.

قرآن چیز دیگه گفته.

خب.

نماز قبولش برمی‌گرده به یه چیز دیگری، به یه پارامتر دیگری که اون روح اونه.

خب.

که اون روح باید اجرا بشه.

اینا رو هم میگم چه ربطی به بحث نفاق و فلان داره.

[سرفه] این بحث رو اینا رو داری با دقت گوش کنید این مهمه.

حج.

حج حضرت آقا به درستی حج رو وقتی که پالایش می‌کنن میگن همه حج یعنی برائت.

برائت از مشرکین.

همه حج از این-- اصلاً میوش اینه.

خب.

این روح حجه.

خب شما حج میرید، میرید این اعمال رو انجام میده، وقوف فلان اینا بدو و سنگ بزن بچرخ فلان اینا، خب شما حجتون چیه در این صورت؟

صحیحه.

قبوله یا قبول نیست؟

لذا به این کسایی که این کارو نکردن باید گفت حجکم صحیحه.

حجکم مقبوله.

خب.

یعنی حجتون صحیحه غیر مقبوله.

چرا؟

چونکه اون کار رو نکرد.

یه به اندازه‌ای که شما اعلان برائت داشتی و اعلان تنفر داشتی و نفی تعهد کردی و این چیزا، این می‌شود یک حج مقبول.

خب.

اینا که میگن روح فلان عمله یا مقاصد اون عمله فلان اینا، اینا برمی‌گرده به عنوان قبول و برمی‌گرده به انما یتقبل الله من المتقین.

برمی‌گرده به اون بحث، برنمی‌گرده به بحث صحت.

یه بحث خیلی خیلی خیلی مهمیه.

عبادت صحیح غیر مقبول ثمره‌ای داره؟

خب رد کنن.

نه.

عبادت صحیح غیر مقبول جهنم نداره.

ولی عامل رشدم ن-- نیست.

خب یعنی از صلات قربان و کل تقی، اون اصلاً تقی نیست لذا محل تقرون نیست.

مثلاً فرض کنید یه نفر با دل بسیار مشتاق به دنیا [مکث] می‌خواد اینو بکنن از دنیا بره بالا.

خب نمیره بالا.

همه بند و بیلش به زمین وصله.

خب این عبادت صحیح غیرمقبوله.

به چه درد می‌خوره؟

به درد جهنم نرفتن.

میگه آقا شما میگید آقا من اینقدر صحیح خوندم دیگه به درد-- که اگه اینم نخوام خب جهنم میره دیگه.

اصلاً کافره اگه کسی این کارو نکنه.

لذا میشه عبادت صحیح غیر مقبول یا صحیح نیم مقبول، صحیح یه دَم مقبول.

خب؟

به این میگن-- چونکه اونش دیگه ذات مراتبه.

یه عبارتی شما شنیدید میگن نماز بی ولایت قبول نیست، شنیدید این عبارتو؟

بعضیا فکر می‌کنن این حرف یه حرف شیعیه.

اصلاً این حرف شیعی نیست.

این مربوط به اینه.

شما سوره مبارکه عنکبوت رو بیارین.

سوره مبارکه عنکبوت، این آیه معروفه که همین الان من براتون خوندم.

سوره عنکبوت، آیه چهل و پنج.

صفحه چهارصد و یک.

ببینید این آیه رو.

میگه بسم الله الرحمن الرحیم.

"اتل ما اوحی الیک من الكتاب واقم الصلاة".

اصلاً عنوان‌های "اقم الصلاة" مال همینن.

یعنی کتاب رو بخوان و نماز را اقامه کن، نه نماز بخوان.

کتاب رو بخوان نماز رو اقامه کن.

هر جایی که بحث نماز خواندن شده گفته اینا کار کیه؟

کار منافقینه.

داخل قرآن بحث نماز خواندن رو بهتون نشون میدم.

نماز خواندن رو گفته منافقین نماز می‌خوانند.

خب؟

مؤمنین نماز اقامه می‌کنند.

ما به امام حسین میگیم که اشهد انک قد اقمت الصلاة.

نه چون نماز می‌خونی که.

خب نماز رو خیلی‌ها می‌خونن.

نماز اقامه کردن یه کار دیگه‌ایه.

اقامه کردن عرض کردم مثل این می‌مونه که به تعبیر علامه طباطبایی شما یه چادری رو از چادر فروشی می‌خرید، این سیخ میخ‌هاشو بزنید زیرش.

تازه این shape میشه اون shape وگرنه این چ-- از چادر خریدید از چادر فروشی نمیدونم گنبد خریدید، این یه دایره‌ای بیش نیست.

بیشتر از اینم نمی‌خوره.

این سیخ میخ‌هاشو که زدید زیرش تازه میشه اقامه شد.

خب؟

تازه خاصیت‌هاش معلوم میشه.

یعنی جلوی بادو می‌گیره، توش میشه زندگی کرد، نمیدونم رلان است و بیسار است.

به این پدیده میگن اقامه کردن که حالا اقامه کردن با چی صورت می‌گیره؟

عرض می‌کنم.

بعد میگه ان حالا اقم الصلاة اگر نماز اقامه شود "إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر".

نمازی که اقامه می‌شود یه سری خاصیت داره.

مثل چادریه که سرپا شده.

میشه توش چهار نفر با هم زندگی کنن، یه کاری می‌کنن.

ولی اون دایره کاری نمی‌کنه.

اون دایره قبول نیست.

اینی که سیخ میخ‌هاشو می‌زنید زیرش، این قبوله.

اون دایره شما بگید این چادره اشکال داره؟

نه اشکال نداره ولی اقامه چادر نیست.

میخوام حساستون کنم به این عنوان ابطال قرآنی در مقابل قبول قرآنی.

بعدش میگه "إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر ولذكر الله اكبر".

ذکر الله از نماز بالاتره.

نماز رو شما اقامه می‌خوای بکنی؟

شما ذکر الله از خود نماز بزرگتره.

اکبر از نمازه.

این چیه که از خود نماز اکبره؟

اینو حالا بهتون نشون میدم.

هم روایت داره زیدش که میگن ذکر الله یعنی ولایت.

چونکه این عامل اقامه است.

اینه که دین و اقامه می‌کنه.

این اگه باشه نماز، نمازه.

یعنی دین اقامه شده، نماز اقامه شده، نماز با ولایت معنیش میشه که یعنی نماز با امامت.

این نماز یعنی درش نفی طاغوت گنجونده شده.

یه کار چیزی نیست چون که امامت معنیش، حالا بازم اینو بهتون نشون میدم.

امامت معنیش یعنی اقامه.

ولایت معنیش یعنی اقامه کردن.

[سرفه] نمازی که اقامه میشه با امامت و ولایت اقامه می‌شود، اقامه می‌شود که بزنه تو دهن کی؟

بزنه تو دهن طاغوت.

حجی که اقامه می‌شود قراره چه کار بکنه این حج؟

باید حج ابراهیمی باشه بزنه تو دهن طاغوت.

چونکه اساساً اینا اقامه‌شون یه همچین معنی‌ای داره.

که "اعبد الله واجتنب الطاغوت".

شما ممکنه نماز می‌خونید، ما ممکنه نماز می‌خونیم از نمازمون اصلاً همچین انتظاری نداریم که بزنه تو دهن طاغوت.

خب؟

از حجمون چنین انتظاری نداریم که بزنه تو دهن طاغوت.

وقتی که امامت صورت می‌گیره، یه اتفاق دیگه‌ای هم می‌افته، امت صورت می‌گیره به تعبیر قرآن.

اینا عناوینه دارم الان در گوهر می‌ریزم ها.

حواستون باشه یعنی قرآن داره دور دور میکنه.

چونکه امامت اون طرفش معنی امته.

این دو واژه آخوندی رو یاد بگیرید به درد شب اول قبرتون میخوره.

یه عامی هست بهش میگن عام استقراقی، یه عامی هست بهش میگن عام مجموعی.

فرق اینا چیه؟

عام استقراقی یعنی وقتی که میگن این کارو بکنید همه به تنهایی تک، تک، تک، تک دارن این کارو میکنن و باید این کارو انجام بدن.

بهش میگن عام استقراقی.

ممکنه در کنار همدیگه انجام میدن، با هم انجام میدن ولی اینها هیچ ارتباطی با همدیگه ندارن.

مثل یه گونی برنجن.

یه گونی برنج.

اینا شما میگی یه گونی برنج ولی یکش حرف ارتباطیه.

یه امتی نیست اینا.

به هم ارتباط نداره.

پیوندهای کوالانسی نداره به عبارتی.

اینا ارتباطی به همدیگه ندارن این دونه‌های برنج.

اینجا اصلا امت شکل نمی‌گیره.

اگر شروع کنن اینها به همدیگه پیوند بخورن تازه میشن امت، امام لازم دارن.

شما یه موقعی نماز میخونی، نماز فرادای هماهنگه.

اصلا امام لازم نداره.

مثل نمازهای استغاثه تو میادی میری میخونی، نماز میخونی.

این از امام لازم نداره.

یه سری نمازهای فرادای فقط با هم میخونیم.

اینکه امام نمیخواد که.

حجی که میریم همه با همدیگه میریم حج، هر کسی یه کاری میکنه تو زمان اینکه امت نیست.

این اصلا امام لازم نداره.

امام نمیخواد که .

[مکث] وقتی که عنوان امام درست میشه، یه عنوانی درست میشه و اینا اصطلاحا ب- ما بهش میگیم عام مجموعی در مقابل عام استقراقی.

یعنی چی؟

یعنی این میشه یه تیم.

مثل تیم فوتبال.

ببینید این تیم فوتبال وقتی گل میزنه، این تیم گل میزنه.

این تیم هم تو جام جهانی درسته اون کاپیتان تیم حتی اینو میگیره میبره بالا سرش ولی تیم برده با مربی‌ش و فلان اینا این تیم میبره.

به این میگن عام مجموعی.

چونکه یه تیمه.

یه سری آدم نیستن که در کنار همدیگه دارن همینجوری شوت میزنن.

مسابقات شوت یه ضربی نیست، مسابقات فوتباله.

خب.

مفهومی به نام امامت که میاد مفهومی به نام امت میاد و حریف، طرف.

ببینید برخی از ورزش‌ها از ریختش معلومه حریف داره.

برخی از ورزش‌ها ریختش معلومه حریف نداره.

مثلا شما فرض بگیر ورزش شمشیربازی رو که ببینید معلومه حریف داره، طرف داره.

داره با یه، یه کسی یه کاری میکنه.

یه طرفش رو میبینی معلومه چیه.

ولی مثلا ورزش چه میدونم شنا.

مبارزه نداره.

کونگفو مبارزه نداره.

یعنی طرفی نداری که داری با اون مبارزه میکنی.

تیم که شکل میگیره حریف پیدا میکنه.

حریفش میشه طاغوت.

طرفش میشه طاغوت.

مفهوم امامت اینه.

مفهوم ولايت اینه.

بعد شما اگه نماز میخونی بی‌ولایت، نماز بی‌ولایت اصلاً قبول نیست.

این قرار بود تیم درست کنه.

لذا برای همین تو مسجد امام داره به شبکه امامت وصل میشه و، و، و اینا.

حجه برای همین است که داره تمام الحج لقول الامام.

برای همین است که وعظم الناس للحج یأتوا ک.

اصلاً گفتن برن حج بیان پیش تو، نبرن پیش این سنگا.

باید برن پیش امام، نبرن پیش سنگ.

تصریح کردن ائمه.

این احجار لم یبر و لم ینفع.

آقا دنبال برای چی-- این مثلاً یه خانه یه کسیه.

گفتن شما برو حج که بری پیش این امام که امامت شکل بگیره.

باهاش اقامه شکل میگیره.

با پدیده امامت اقامه شکل میگیره، تیم شکل میگیره، عام مجموعی شکل میگیره و طرف و حریف شکل میگیره.

شما [مکث] این دیگه وقتی که شما تیم دارید، تیم می-میخواد بازی کنه در مقابل یه تیمی باید بازی کنن و اینا تیم فوتبال مگه همینجوری میره با همدیگه پاس کاری کنه؟

معلومه حریف دارن.

یعنی باید برن تو دهن حریف.

اینجاست که رسولان میان که ان عبد الله واجتنب الطاغوت.

نمی‌دونم ارضام، باهام همراه هستید که چه مفهومی.

اون موقع شما وقتی که ولایت اقامه نمی‌شود، نماز بی‌ولایت، نماز بی‌ولایت نه اینکه نماز شیعیان و غیر شیعیان.

یکی از اشتباهات قضیه اینه.

فکر میکنن نماز بی‌ولایت یعنی نماز شیعیان و نماز غیر شیعیان.

نه خیر.

نمازی که امامشو داره تشخیص میده، تو دم و دستگاه امام داره نماز میخونه، حج میره و نفی طاغوت میکنه.

ممکنه سنوار سنیه.

این نمازش با ولایته.

ممکنه سید صادق شیرازی شیعه‌ست، این نمازش بی‌ولایته.

چونکه اصلاً با طاغوت کاری نداره.

پس ولایت اشراق داشت.

اینی که میگه و لذكر الله اكبر، ذكر الله اكبر از این.

ببینید اكبر از نماز یعنی چی؟

معنیش این نیست که نماز قدش صد و پنجاهه، این قدش صد و هشتاد و پنجه.

نه، اكبره یعنی هویت بالاتره.

اونه که داره اونو شکل میده اکبر معنیش اینه.

نه اینکه این دو تا رو مقایسه کردن در کنار هم دیگه.

اکبر بودن این مثل عدد صده در مقابل نوده که این صد، نود رو داره پوشش میده و داره به اون معنا میده.

احاطه احاطه پیدا میکنه به اون.

اکبر یعنی مثل الله اکبر.

شما نمیخواید بگید که بقیه گنده ان خدا هم مثلا از همه گنده تره مثلا.

اینجوری که نمیخواید بگید که.

نه، شما میخواید بگید خدا محیطه برای همین.

این حالا این مو-- مصحح قرآنی هم داره بله.

سوره مبارکه طلاق رو ببینید که معنی ذکر، اصلا معنی ذکر در قرآن [مکث]، که اگر این تو ذهنتون جدی بشه معنی ذکر که معنی اینجوری میده، اصلا اینکه شما "رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ" ولا درسٌ ولا دانشگاه ولا بازار ولا چی؟

"عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ" از یاد خدا باز نمی داره.

یعنی من درسم، دانشگاهم، حوزم، همه اینا باید خرج ولایت بشه.

میشه همونی که صله به امام.

یعنی من "عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ" چیز نمی‌کنم.

وگرنه این ادا اطوار‌های بی‌روح که ما داریم ازش یاد می‌کنیم، این تو ح-- کل دنیا هست.

من دیدم.

تو بودایی‌ها هست، تو تبتیا هست، تو فلان.

این نمیدونم کاسه تبتیا رو دیدید همین که می‌زنی [صدای زنگ] اینجوری می‌کشی سر و صداش.

فرکانس‌هایی تولید می‌کنه، فرکانس‌هاش فرکانس‌های مؤثریه روی بدن، حالات روحی رو عوض می‌کنه همه اینا.

دارم میگم اگه اینه نماز قراره منو مثلا اینجوری روحانی بکنه، اونم داره می‌کنه.

اون خیلی واضح‌تر این کار رو می‌کنه اتفاقا.

نمی‌دونم با این کاسه تبتیا ما چون که موقع هند و تایلند و اینا زیاد می‌رفتیم، می‌گفتم کاراشون همینه.

این چیزا.

تأثیر هم داره.

نمی‌دونم امواج دویست و چهل و دو نمی‌دونم چند تا فلان اینا تولید می‌کنه، تاثیر داره رو روحانیت و اصلا نمی‌دونم چاکراهای اینجا و چاکراهای تاجی و فلان اینا برمی‌دارن و تأثیر هم داره.

اگه نماز اینه، اون، اونم معادلش رو داره.

اون نمازی که میاد اقامه می‌کنه دین را، اون میشه نماز با ولایت [مکث].

یعنی شما ولایتی که خودشو می‌ریزه تو نماز به عنوان یه شی-- محیط.

می‌ریزه تو نماز، میشه نماز اینجوری در میاد از آب.

نمازتون، مسجدها می‌شوند سنگر.

اگه اون درنیاد می‌بینید اربعین راه میریم اصلا تو، تو اربعینش یه کلمه اکبر هم دهان نمیاد مثلا.

دیگه حج یه جای خودش.

میگن آقا آلوده به مسائل سیاسی نکن.

بعضیا میگن آلوده به مسائل...

یا بابا داریم بحث اجتناب از طاغوته.

یعنی چی آلوده به مباحث سیاسی نکنیم؟

این اجتناب از طاغوته.

میشه این روح رو از توش کشید بیرون؟

آره.

یه چیزی می‌مونه آره، اسمش دیگه جسد عمله.

جسد عمل ممکنه صحیح باشه ولی مقبول نباشه.

سوره مبارکه طلاق رو ببینید.

[سلف کردن بینی] بالاترین وجهه ولایت در همون نمازه دیگه، درسته؟

در همه چی هست، تو نماز هست، در [مکث] حج هست، در اع-- اصلا اعمال ما رو تو قرآن نگاه بکنید حتی تو روزه.

روزه اصلاً که همزمان با همدیگه روزه می‌گیریم در یه زمان، یک مسئله fasting و دایت نیست که اون تو همه جای دنیا هست.

این کف نفسی‌ست.

برای چی؟

برای جهاد.

یعنی موقعیت و locationش رو تو قرآن ببینید، کف نفسه برای جهاد.

یعنی شما باید مهار بزنید به خودتون برای اینکه بتونید بجنگید.

که حالا باز راجع به این نکاتی از سوره مبارکه طلاق رو ب-- ببینید در سوره مبارکه طلاق [مکث] آیه ده، یازده‌ش رو ببینید صفحه پونصد و پنجاه و نه.

که جالبه خدا به رسول میگه ذکر.

خب.

میگه چیه؟

میگه "فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا".

رسولاً.

به عنوان بدل اون ذکر میگه رسولاً.

برای شما ما ذکر آوردیم.

ذکر چیه؟

رسول.

رسول خودش ذکره.

مهم‌ترین یاد الهی خدا، رسوله.

برای همین است که وقتی که این نقطه جریان نفاق هم همینه.

"وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا" از تو رو برمی‌گردونن به نزد قرآن.

چون که اون عامل اقامه است.

عامل اقامه اونه، عامل اقامه این نیست.

این قرآن یه چیزیه که میشه زد سر نیزه.

عامل اقامه اونه.

همه با اون مخالفت می‌کنند.

کسی با این مخالفت نمی‌کنه.

خب.

اون بعد اقامه‌ای اینه.

برای همین هستم بارها حالا چون نزدیک عید غدیر هم هست آیات غدیر رو هم به شما نشون میدم.

آیات غدیر ربطی به داستان عید غدیر نداره.

[صدای سرفه] ممکنه در این زمان نازل شده باشه ولی ارتباط محتوایی نداره.

سوره مبارکه همین مائده رو که نگاه بکنید آیات معروف شصت و صفحه صد و نوزده نگاه بکنید گیر تو همینه و اتفاقاً وقتی دین اقامه می‌شود با ولایت پلورالیسم رو قبول میکنه تو خودش.

ببینید دو نوع تصویر از پلورالیسم وجود داره.

پلورالیسم یه موقعی است ناشی از تفکر تکثرگرایانه هرکی برای خودش حقه.

اینجوریه.

خب این پلورالیسم رو قبول نداریم.

همچین پلورalisمی رو ما قبول نداریم.

ولی تمام سلاح زیر نظر موسی با تمام مشارب مختلف، یهودی یهودی باشه مربوط به اون قوم اونجوری باشه اینجوری باشه اونجوری باشه.

ما شهید داریم مسیحی [مکث] ولی شهید ولایی مسیحی و مسیحی هم هست.

بله، لحظات آخر عمرش ممکنه چشم برزخی‌ش باز شده باشه.

قرآن میگه و إن من أهل الكتاب ل يؤمنن به قبل موته قبل از مرگش یهویی میبینه اون چیزی که من دنبالش می‌گشتم امیرالمؤمنین بود.

بله این ممکنه ولی اون مسیحیتی که ولایی داره عمل میکنه، داره تو ز-- دم و دستگاه ولایت عمل میکنه و نفی طاغوت میکنه، این مسیحیت رو قبول میکنن.

این یهودیت رو قبول میکنن.

اینا رو قبول میکنن.

خب میگه باشه اتفاقاً تو ولایی باش، گفت بچه سالم باشه سگ باشه.

[خنده] تو ولایی [خنده]، تو و-- تو ولایی باش کوف باشه مثلاً.

خب تو تو زمینه ولایت توپ برن تو زمین ولایت توپ بزن مسیحی باش.

خب مسیحی باش.

دین رو اقامه بکن مسیحی باش.

لذا ما چی-- ببین اصلاً الان با اندیشه‌های کلامی ما اصلا ناسازگارن.

حالا تو قرآن سوره مائده اون موقع‌هایی که ما می‌گفتیم حالا خودتونم نگاه کنین.

فلیحكم أهل الإنجيل بما أنزل الله.

اهل انجیل خب با-- تو دم و دستگاه ولایت اهل انجیل با انجیلشون خوندن.

فلیحكم أهل الإنجيل بما أنزل الله.

میگه و كيف يحكمونك من دامه تورات اونایی که میگن خب مگه تورات ندارن خب برن؟

خب چی میاد از تورات پیدا کنن؟

چرا میان پیش قرآن؟

چرا میان پیش تو؟

بله، تو وقتی که وایسادی به عنوان محور همه اینا بوی ولایت میده.

همه لژیونرها تو این تیم میشن تیم ایران.

فرض کنید یه عالمه لژیونر باشن، تیم، تیم ایرانن.

همه این لژیونرهایی از این ور اونور دنیا رو هم شما جمع بکنید اسم تیم ایرانن.

قرآن وقتی که بحث حزب الله و شیطان رو مطرح میکنه تمام این مباحث همه انگاری که ساده‌سازی میشن.

بله دیگه.

تاریخ همینه.

یعنی ولایت رو وقتی طراحی میکنن کاملاً هم حزب الله معنی میشه هم از اون ور ولایت شیاطین که معنی میشه که حالا بخواهین آیه اش رو ببینیم، اونورم میشه به نام حزب شیطان.

حزب تو قرآن اصلاً با مفهوم ولایت تعیین میشه.

شما ح-حزب داری حزب نداری.

حزبت اللهه یا حزبت حزب استحد عليه الشيطان فأنساهم ذكر الله اولئک حزب الشيطان ألا إن حزب الشيطان هم الذيل الخاسرون میشه.

یعنی ذکر الله از دست در میره، اون موقع چی میشه؟

این طرف میشه حزب شیطان.

چون شما که بی ولایت نمی‌تونی زندگی کنی دیگه.

برای همین گفتن که دقیقاً يوم ندعو کل اناس بإمام.

بدون امام که نمی‌تونی باشی که.

یا امامت میشه همین امامای تعیین شده از این مسائلی که اون نشون میده امامت میشه آمریکا.

خب یعنی امامت باید بدون بشه.

اگه نفی طاغوت نکنی امامت آمریکاست.

بس.

بله.

اینجا ولایت به چه معناست؟

یعنی اون ولایت مثلاً میگه مسیحیو یهودی هم پیدا شد.

این یعنی چی؟

یعنی چیو قبول میکنه؟

الان ببین.

الان همینجا آیه شصت و شش، شصت و هفت، شصت و هشت رو ببینید که اینقدر میگین مال غدیره.

ممکنه در غدیر نازل شده باشه ولی ربطی به غدیر نداره این.

این آیه-- یعنی ربطش، ربط اصلیش به اقامه است نه غدیر.

خب و اون اینه که و لو أنهم أقاموا التوراة والإنجيل وما أنزل إليهم من ربهم اگر صحف آسمانی را اقامه کردند، همه چی گیرشون میاد.

چون که اقامه شده، اون پدیده صحف آسمانی اقامه شده که صحف آسمانی هم همه یه حرف میزنن.

لأكلوا من فوقهم و من تحت أرجلهم.

خب منهم أمة مقتصدة و كثير منهم سامع و لا يعقلون یه گروه اندکی هستن که اینا امت مقتصدن.

مقتصد بعضی‌ها فکر کردن مقتصد به معنای فارسی که ما میگیمه.

یعنی یه سری آدمای اقتصادی میانه رو.

خب؟

نه اهل افراطن، نه اهل تفریطن، فلان.

اصلاً این نیست.

تو آیات ولایت این معنیش این نیست.

مقتصد یعنی حول وسط دارن حرکت میکنن.

اینی که میگن ما امت وسطیم یعنی حول یک وسطی و mehvari دارن حرکت میکنن.

«منهم امه مقتصدة».

بعضیاشون هستن اینجوریا.

«وکثیر منهم سامع یعملون» بقیه‌شون تو باقالیان.

یعنی چی؟

یعنی آدمای نکبت اینجوری.

نه، داره زندگیشو میکنه، زندگی خانوادگیشو میکنه، زندگی سیاسی داره.

اصلا میگه من به این کارا کار ندارم.

ولم کنید.

نمیدونم چی فلان از این چیزا.

ولی این سامع ما يعملونه.

شما گفتم مثل اون تپه نوبه‌ای هست که میرن بالاش گریه میکنن برای امام حسین.

در همون موقعی که امام حسین رو دارن میکشن، یه عده دارن لایو میگیرن از امام حسین و دارن گریه هم میکنن برای امام حسین.

اینا حتی اینجوری دارن-- ولی نفی طاغوت نمیکنن.

اقامه نمیکنن صحف آسمانی را.

خب.

بعد میگه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک».

«ما انزل الیک بلغ» که اگر این کارو نکنی «فما بلغت رسالتہ».

اصلا رسالت رو انجام ندادی.

خب کاری نکردی.

همه اینا نمیگه نبوت رو انجام ندادی‌ها.

میگه رسالت انجام نشد.

چونکه رسالت و این جایگاه، جایگاه اقامه‌ست نه نبوت.

نبوت مسئله انباءه.

مسئله پیام، دریافت پیامه.

ما بحث دریافت پیام نداریم که الان با پیغمبر.

پیغمبر میخوان رحلت کنن.

ما باید یکی رو بذاریم جای خودش.

مسئله اینه الان.

کی جای ایشونه؟

تمام درگیریم مال همینه.

یعنی کسی نیومده خواسته قرآن رو عوض بکنه یا مثلا بزنه دین رو مثلا این همه که هی گفتن «من یرتد منکم عن دینه» می‌خواسته مثلا مرتد بشن.

یه عالم و آدم میخواستن بعضی از اسلام دست بکشن و فلان.

نه بحث این نیست.

کی میخواد در این جایگاه قرار بگیره؟

اون کسی که میخواد اقامه بکنه کیه؟

اصلا اهل اقامه کردنه؟

«والله يعصمك من الناس».

خدا میگه «ان الله لا يهدي القوم الظالمين».

قل.

حالا مگه نگفت بلغ؟

گفت بگه قل دیگه.

پس اینو بگو «يا أهل الكتاب لستم على شيء حتى تقيموا التوراة والإنجيل وما أنزل إليكم من ربكم».

شما هیچی نیستید مگر اینکه تورات و انجیل و قرآن رو اقامه کنید.

اگر اقامه بکنید چیزی نیست.

اگر اقامه نکنید چیزی نیست.

خب شما هم دارید یه کتابی دارید میخونید دیگه.

کتاب دینی.

مگه بحثمون این بود که شما برید، من اومده بودم، من پیغمبر اومده بودم به شما دین یاد بدم مگه؟

من پیغمبر اومده بودم بر اساس متد دینی نفی طاغوت کنم.

من اومدم این کارو بکنم.

ببینید چقدر از این فرهنگ.

فکر میکنیم مثلا یه سری انسان‌های عارف مثلا اومده بودن و دیگه رو کیف و لاوازی با خدا و شب‌ها فالوده خوردن با جبرئیل.

یه چیزایی هم بهشون رسیده بوده.

اینا هم اومدن گفتن این کنفسیوسه.

این که پیغمبر نیست دیگه.

[خنده] که دقیقا این چیزا رو مثلا مولوی این.

این که پیغمبر نیست دیگه.

چرا شما برید تو همین کشورهای اروپایی چقدر رو مولوی داره تبلیغ میکنن.

چرا؟

چونکه این علل بدل همین قرآن اقامه‌ایه.

خب.

میگه آقا قرآنی که همش تو جنگ و «فلا يزالون» و «یقاتلون» نکن نمیدونم چیکار بکن فلان اینا.

اینو بریز دور بابا.

حالشو ببر.

حالشو ببر.

مستی بکن، عافیت بکن، حالشو ببر.

من با اینا مخالف نیستما.

اینا قر-- اینا قرآن مخالف نیست.

اینکه این بخواد بشه علل بدل قرآن این اشتباس.

خب.

و بشود علل بدل ولایت و این فرهنگ.

میگه خلاصه شما هیچی نیستید مگر اینکه «و ليزيدن كثيرًا منهم ما أنزل إليك من ربك طغيانا».

چیزی که طغیان و کفر رو میبره بالا در تمام همین نقطه‌ست.

تازه آدما تازه همین موضع میگیرن.

یعنی شما بیای بگی آقا من میخوام نفی طاغوت کنم.

حالا موضوع‌ها اینجا شروع میشه وگرنه من میخوام قرآن بخونم.

بشین بخون.

اصلاً بخور قرآن رو اصلاً.

خب.

تو اینجا که طغیان و کفری درست نمیشه.

این که میشه «إن الذين آمنوا» ببینید pluralist ولاییه این.

«إن الذين آمنوا والذين هادوا والصابئون والنصارى من آمن بالله واليوم الآخر وعمل صالحا فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون».

اگر اینجوری شد تو صابئی باش، مسیحی باش، اینجوری باش، اونجوری.

لذا صحبت یکی از بحث‌های جدی تبلیغی همینه که شما من اینو بارها عرض کردم.

شما میخوای مسیحی رو مسلمان بکنی.

این مسلمون رو سنی بکنی.

سنی رو شیعه بکنی.

از چهار امامی برداری بیاری.

یعنی این مسیر رو میخوای بیاری اینجا یا نه؟

این مسیحیت رو بیاری حول محور طرح و برنامه ولایت.

اینو اهل مغازه طاغوت.

همونی که الان سید حسن نصرالله عزیز همین کارو می‌کرد با مسیحیت.

چرا اینقدر مسیحی-- چرا اینقدر مسیحی شهید داریم؟

لبنان.

سنپادهای حزب الله اینا مسیحیت شهید.

اومده تو دم و دستگاه ولایت داره چی می‌کنه؟

مثل وهب برای جریان امام حسین.

خب اینا ببینید این نکته‌ی جدی مسئله ولایت و ابطال عمل یعنی اینجوری نماز بی‌ولایت قبول نیست.

یعنی شما از توش نفی طاغوت درنیومد.

یه سری دارید دلار از شدنایی هست دیگه اینا.

صحیح هست ولی قبول نیست.

حجش هم همینجوریه.

صحیح هست قبول نیست.

تو وقتی یه برائت از طواغیت کلاً نداری، کلاً نمی‌خوای داشته باشی، این جماعت نمی‌خواد داشته باشه، همینجوری یه سری نماز فرادای همایونی می‌خونه، امام لازم نداره.

امام لازم نداره پس قیام لازم نداره.

قیام لازم نداره پس نفی طاغوت لازم نداره.

کاری نیست این که.

ببینید این اون نکته‌ایه که حالا شما می‌گید حزب الله فلان اینا شما همین آیه صفحه صد و هفده‌شون رو نگاه بکنید.

کار ولایت که شما گفتید آقا ولایت میاد که چه کار بکنن که این کارو بکنن.

ولایت همیشه اومده نفی طاغوت کرده.

ولایت میاد اقامه می‌کنه.

تبدیل می‌کنه افراد رو به امت.

عام‌های استقراقی رو می‌کنه عام مجموعی.

این کارو می‌کنه ولایت.

که اگر کسی حول ولایت عمل نکنه، شعار‌های اینجوری نده، الان خیلیا میگن آقا پلاکاردها چی؟

گفتم آقا پلاکاردها همون شروط رهبری رو باید بنویسین.

بعد یه سری اختلافات موجه هست.

یکی میگه باید مذاکره بکنیم، یکی میگه نباید مذاکره کنیم، یکی میگه باید اینجوری مذاکره کنیم، یکی میگه نباید اونجوری مذاکره-- هرچی.

توش اختلافاتی هست.

ولی این اختلاف نیست که شما نمی‌تونی بگی آقا شروط رهبری رو ولش کن حالا دیگه به اجل.

مثل یه عده‌ای می‌رفتن می‌گفتن شروط رهبری آقا ولش کن نشد اصلاً.

آخه نشد چیه؟

بحث شروط رهبریه این.

خب؟

یعنی چی نشد؟

یا باید بری بگی شروط رو حذف بکنن.

یعنی توضیح بده.

بله میشه توضیح داد.

شروط رو حذف بکنن، شروط رو کم بکنن، این کارا رو بکنن.

بله فرض فرمایید که شروطی که ما گذاشتیم بعضیا میگن زیاده شروط.

حالا بله قابل مذاکره‌ست، ممکنه.

ما فقط ملانیا رو نخواستیم توی چی بود ها.

خب این [خنده] اینجوری ممکنم بشه ممکنم نشه.

اینجوری یا شروط و یا باید این شروط حذف بشه.

خب؟

یا باید شروط حذف بشه.

شروط پلاکارد بشه اینو بگیریم سر دست، سر دستمون.

این میشه چی؟

این میشه محور.

تنازع نکنید یعنی چی؟

یعنی ولایی باشید.

تنازع نکنید.

برای همینه تو سوره انfal همینه [آیه].

یعنی شما بیایید حول ولایت بچرخید دیگه اینجا نزاع نکنید.

دیگه اونجا دیگه نزاع نکنید.

باز دوباره ببینید آیات سوره نساء اینجوریه که [آیه] یعنی باید بیاد سراغ این جایگاه.

حضور تنازع تو این جایگاه باید حل بشه دیگه.

نه اینکه تنازع نکنیم یعنی بیایید بی‌غیرت بشیم با هم دیگه اصلاً.

با هم توافق کنیم که یه بی‌غیرتی کلاً مثلاً میگه آقا تنگه، میگه آقا تنگه تنازع چیه؟

آقا تنگه رو ولش کن بابا.

تنگه چیه؟

بله یه موقع هست شما تنگه رو رها نمی‌کنی، داری مدیریتش می‌کنی.

الان خیلی اوقات بعضیا که میگن تنگه رها شده، اینو من می‌دونم نشده.

نه گاهی اوقات مثلاً فرض فرمایید پاکستان بیاد که حالا من که جیگ جیگ می‌کنم برات تخمه کوچیک می‌کنم برات بذار برم دیگه اصلاً.

خب؟

میگم آقا تو هم بیا از هم برو.

بالاخره دارن حال میدن.

مثلاً چین که من که او او می‌کنم برات فلان اینا.

بذار یه چند تا رد شم دیگه.

میگه آقا تنگه رد شو.

این به این معنا نیست که الان چیز شده، تنگه ول شده یا تو مذاکره دادن.

اگر این به این معنا نیست.

ولی اینجوری نیست که بیاییم خطوط قرمز رو صورتی بکنیم، با هم دیگه نزاع نکنیم مثلاً.

آقا نظر شما چیه؟

نظر شما محاصره ادامه پیدا بکنه؟

آقا شما دیدی محاصره.

دیگه صلوات رو بفرست دیگه ما.

نه خب این که نیست که بعضیا یه تصور کودکانه ای دارن از نزاع نکردن.

نزاع نکردن حول محور وحدت نزاع نمی‌کنن.

سر اینجا وایمیستن و نزاع ندارن دیگه.

و اینا اگه من باشم خب من یه چیز دارم، تو باشی تو هم یه چیز دیگه‌ای فکر می‌کنی.

خب معلومه این تو روندها به نزاع کشیده میشه.

چه کار بکنیم؟

بگویم همونی که رهبر میگه.

همونی که رهبر میگه.

برای همین مهمه.

من گفتم یه موقعی من به آقا گفتم که آقا ما امام زمانو نمی‌شناسیم، شما می‌شناسین.

یه بار من به امام شهیدمون گفتم که من خب صریح صحبت می‌کردم.

گفتم آقا من میشه یه چیزی عرض بکنم؟

گفتم من امام زمانو نمی‌دونم کیه و چی می‌خواد از من.

من امام زمانو نمی‌شناسم، من شما رو می‌شناسم.

شما اگر یه امری بفرمایید من اینو دنبال بکنم، من فکر می‌کنم که دارم امر امام زمان رو انجام میدم.

قبل تو [خنده]، یعنی درسته؟

یعنی چه؟

ایشون به علامت تواضع سرشون انداختن پایین.

علامت مثبت بود یعنی گفتم چیه؟

یعنی من که امام زمان که ما چه می‌دونم امام زمان چی می‌خواد الان.

الان من می‌دونم آقای خانواده چی می‌خواد.

من اینو می‌دونم و این رو وایمیستم سرش نزاعم نمی‌کنم.

ولی به هر کسی که بخواد این، میزنم تو دهنش.

این به معنای نفی اتحاد نیست، اتفاقا عین اتحاده.

شما بزرگترین یک خانواده رو به پاچولی بری این اتحاد نشد که.

اینجاست که اتفاقا شما میگی که من سر این وایمیستم نزاعم با کسی ندارم.

ولی با کسی که این مقام رو باهاش نزاع داره نزاع دارم.

میزنم تو دهنش اگه بخواد این کارا رو-- این به معنای اتحاد نیست.

این اصلاً اسمش اتحاد نیست.

اتحاد حول محور ولایت انجام می‌شه.

اصلاً عمل اینجوری قبول می‌شه.

اعمال انقلابی ما همینجوری قبول می‌شه [مکث].

با تمام اختلافاتی که اصلاً آدم‌ها دارن ولی تو این زمینن.

ممکنه یه نفر اصلاً روحیش ابوذره.

ابوذر سر عثمان فریاد می‌کشه، امیرالمؤمنین هم مشکلی باهاش نداره.

چون که امیرالمؤمنین خودش هم این کارو نمی‌کنه.

خودش رو متعلق به این زمین می‌دونه.

تو این زمین داره کار می‌کنه و فعالیت می‌کنه و مربی رو می‌شناسه و می‌دونه که الان، الان ده تا شرط داریم ده تا شرط.

الان ما شهرستانا میریم میگن سازمان نمیدونم چی دو تا پلاکاردی چیزی حمل نکنیم.

چیکار کنم حاج آقا؟

میگم غلط کردن که.

یعنی چی پلاکارد؟

پلاکارد شروط رهبری رو همینجوری نکنیم.

خب یعنی چی؟

این چه اتحادیه که می‌خواین برقرار بکنید؟

اتحاد حول محور ولایت، اتحاد انجام می‌شود.

یعنی تو این بحث اتحادی که می‌فرمایند حضرت آقا، یه عده‌ای از جامعه [سرفه] اینا هستن که اینا حول محور وحدت هستن.

عزاللهی‌ان.

یه عده هستن که اینا نیستن.

وقتی که آقا یه کلام کلی می‌فرماین در حقیقت به شما عزاللهی‌ها چیزی نمیگن که ما تو اون جایی که باید باشی هستیم.

شما باید این حرفو نشنیده بگیرین.

چون کسی که نیست اون حالا باید بیاد.

یعنی بحث همینه.

هر کسی حول این هست که هست با کسی نزاع نداره.

چه نزاعی؟

بقیه چیکار کنن؟

بیان حول همین قرار بگیرن.

اگه فرض می‌خواستن همین اینو خرابش بکنن، ما نزاع داریم با این.

ما با این آدمی که محور اتحاد رو خراب می‌کنه ما با این مشکل داریم و اتفاقا شما ببینید این نکته‌ست که قرآن هر چقدر، یعنی بعضیا این بحث‌ها رو تبدیل کردن به خوشخیالی.

ما یه جریانی داریم که هی قوی می‌شه در طول تاریخ خود پیغمبر هرچه جلو میره و اون جریان، جریان نفاقه.

فی قلوبهم مرض.

شما در همین سوره مبارکه مائده است فک کنم.

در همین سوره مبارکه مائده.

آره خوبه.

من که خوبم [خنده].

سوره مبارکه مائده است.

السلام علیک.

السلام علیک يا محمد.

می‌گوید که بله ببینید آیه چهل و یک، صفحه صد و چهارده.

اینو بیارید.

این آیه خود سوره منافقون هم بیارید.

صفحه پانصد و پنجاه و چهار.

ببینید قضیه اینقدر حرفه‌ای در میاد که یه عده‌ای هستن اینا می‌توانند برن پیش-- یعنی تو سیستم و بدنه حاکمیت جاشون می‌شه.

می‌تونن رفت و آمد بکنن.

ولی اینا یه عقبه فکری دارن که اون عقبه فکری نمی‌تونه بیاد اونجا و اینا طی یک جریانی به هم متصلن.

خب شما اگه فکر بکنین که نه همچین چیزایی ما نداریم، خب خیلی شما آدم خوشخیالی هستید که فکر بکنین مثلاً ما جریان نفاق نداریم مثلاً.

یا مثلاً فی قلوبهم مرض وجود نداره.

مثلاً این جریان تو ما نداریم.

[خنده] خب شما خیلی آدم خوشخیالی هستید.

جریان نفاق ما داریم، جریان نفاق حرفه‌ای ما داریم.

ببینید میگه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ.

سر-- میگه محزونت نکنه کسایی که يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ دارن تو کفر دیگه با سرعت حرکت می‌کنن.

خب؟

تو کفر با سرعت حرکت می‌کنن نه اینکه برن مسیحی میشن.

با سرعت دارن مسیحی میشن.

اینجوری نیست که بودایی میشن.

اصلاً اینا بحث که اینا نیست.

کسایی‌ان که دارن رابطه‌هاشونو به تعبیر همین آیات باز داره.

فَطَرِ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشًى أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ.

ببینید تو سوره مائده.

کسایی که میگن ما باید بریم دیگه واقعاً باید بریم با آمریکا روابط ببندیم بابا یه سری آدم‌های حزب‌اللهی کله خراب به یه چیزایی اعتقاد پیدا کردن ما رو دارن میدن لای جرز.

ما باید بریم ببندیم.

راجع‌به این قضیه هم جدی‌ام.

این اصلا این آیات همینی که خوندم این انگشتشونو ما تحصیل لا انگشتی نگه داری.

دیگه تو همین آیات چیزی که [دیالوگ خارجی] کجاست؟

پیدا کنید.

پنجاه و دو.

نگاه کنید یه عده میگه [دیالوگ خارجی] تو میبینی اصلا اینا رو؟

رفتن دیگه بدشن با یهود و نصارا و فلان اینا دل بده قلبه بگیر که میگه [دیالوگ خارجی].

بعدش این کسایی‌ان که واقعا دارن ارتداد پیدا میکنن.

دارن پیغام میگیرن، میدن، میگیرن فلان.

میگن ما کارمون تمومه دیگه.

مگه میشه با این ارتش این مدلی برخورد کرد؟

میشه ما میتونیم چکارای بکنیم؟

حالا درسته یه سری آدم بی عقل دارن همچین حرفایی میزنن، ما که عاقلیم.

پس بریم سراغ اینا.

[دیالوگ خارجی] واقعا یه موجب یک دایره‌ای میشه، یک حوادثه بد میشه ما باید بریم اینو درستش کنیم.

بابا تو موقع برجام همین کارو داشتن میکردن.

یعنی رفتن مسئله رو حل بکنن.

الان هنوز عده‌ای من نمیخوام بگم این عده‌ای که مذاکره میکنن واقعا برجامی‌نا، این مدلی‌ان.

این یه نه، چون این اصلا خیلی وقت‌ها کارم دستشون نیست.

اینا هشت، هشت تا دو تا از هشت‌تان.

یعنی اینجوری نیستن که دستشون هم باشه.

یعنی بعضی- بله ...

hand دست دولت نیست.

خب؟

اینا دیگه پفتی فهد شده‌م.

مذاکرات دست دولت نیست.

ولی نمیگم بی‌تاثیره دولت ها.

نه به هر حال فکت‌های اقتصادی که میده فلان اینا، اینا تاثیر داره.

ولی میگه آقا ما داریم میریم لاکار عملا رسما.

خب بریم ببندیم دیگه آقا ما راهی-- ببین میگه مذاکره نکنیم چ-چکار کنیم؟

خب چیکار ما بجنگیم.

خیلی واضحه جوابش.

خب؟

ولی یه دیدگاهه.

نه اینکه فکر کنی خائنه، نه اینکه فکر کنی چیزه.

یه دیدگاهه.

آقا به هر حال شما یه چیزی میگی رو هوا.

خب مذاکره نکنیم چکار کنیم؟

میریم مذاکره میکنیم بعد میگیم نتیجه میخوای بگیری؟

میگه نه نتیجه‌ای من نداده که معلومه نتیجه نداده.

خب میگم اون چه کاریه حالا؟

الان پس یه کاری که نتیجه نداره.

ولی میگه خب چکار کنم اصلا؟

من که نمی‌تونم بجنگم با این که.

خال از زد.

خب [خنده] می-میزنن باز ما رو میزنن دیگه.

خب؟

یعنی اصلا تصورش از جنگ با دقیق چی؟

جنگ‌های حق و باطل تصورش این نیست که آقا اینجا وعده الهی داره، نمی‌دونم چی داره، چی داره.

میگم حالا بالاخره من که نمی‌تونم با این حرفای مفت چیز بکنم، کشور اداره بکنم که.

لذا من باید برم مذاکره بکنم.

میگه نتیجه رو دیگه میدونه.

میگه آقا چرا میخوای مذاکره نکنیم چکار کنیم؟

یعنی یه طرف گذاشته رو دنده یک که مثل یه گاز میده گفت آقا چیه؟

گفت میخوام دنده یکم تموم شه بعدا [خنده] ...بالاخره یه دنده دویی هم وجود داره.

یه چیزای دیگه‌ای هم وجود داره لاابالی که میتونی رو اینا حساب بکنی.

میبینی واقعا یهویی داره خرخرشون مات میکنه دیگه.

یعنی میبینی ترسیدن.

ترسیده واقعا.

این صحبتی که میکنه آدم.

میبینی تر-- میگه آقا شوخی نداره که.

بزنه همون اونی که میگفت، میگفت با یه دگمه ما رو میره رو هوا.

یه آدمی که آشنا به قرآنه، آشنا به اینجوریه ولی.

خب میگه آیه چی؟

چشم الان وایسا من اینو ب-ببینم، بخونم خودمه.

ااا کج رو داشتیم میخوندیم؟

[دیالوگ خارجی] آقا دیگه از این صریح‌تر بگه [دیالوگ خارجی] آقا دهنی میگه من ایمان دارم ولی واقعا ایمان نداره.

قواعد دینی و قرآنی و حق و باطل اینا ایمان نداره و [دیالوگ خارجی] اینا طبیعتا با یهودیا یعنی با کفار هم‌پالکی و هم‌فکر میشه.

گفتن چرا اینقدر قرآن میگه هی این بحثو میگه؟

میگه [دیالوگ خارجی] قلبشون شبیه همه.

[دیالوگ خارجی] حرفش مضاهات داره و مشابهت داره با کفار.

یعنی کفار چی میگه؟

اینا هم همینو میگه.

لذا باطنشو نگاه کنی کافره و من نشونه‌ش تنها نشونه‌ای که وجود داره تو سوره منافقون هم میگه شاخص‌های دیگه‌ای هم داره‌ها غیر معنی ولایت.

ولی اصلی‌ترین شاخصی که شما می‌تونید اونو تشخیصش بدید معنای ولایته.

بله، اون موقع مثلا تصور کن دنیاگرایی جدیه.

مثلا تو جریان نفاق دنیاگرایی رو خیلی جدی‌تر میکنه.

میگه دنیاگرایی از چه مدل؟

نه اینکه من میخوام ویلا بسازم، ویلاهای فلان اینا.

این بهت بگه نه این شد دنیاگرا نه میگه این ارتباطش با مفاهیم عالی پایین با مفاهیم اخلاذ الا الارض بالا.

حالا اجازه بدید عرض می‌کنم.

یه دو سه تا آیه بخونم تموم می‌کنم.

[نفس عمیق] سماعون للکذب میاد-- ببینید میاد پیش پیغمبر که حرف بشنوه که چیکار کنه.

داره گوش میده؟

نه.

میاد حرفش پیغمبر بشنوه که گوش نکنه.

باید ببینه چیو گوش نکنه الان.

او دقیقا موضعش مشخصه.

بعد چی؟

سماعون لقوم اخرین لم یأتوک.

این می‌بره توی اتاق فکری که اون اتاق فکر پیش تو نمیاد.

دیگه حق نداره اون بیاد.

روحانیه، دیگه حق نداره توی فضای سیاسی کشور بتونه بیاد رفت و آمد بکنه با ولایت.

منتها این آدمی داره که می‌تونه رفت و آمد بکنه با ولایت.

اینو برمی‌داره می‌بره تو اتاق فکری، تو اون اتاق فکر روحانی هست.

حالا اینو داشته باشید از من.

سکوت عجیبی که روحانی امروز داره برای همه یه معنایی داره.

خب؟

این نیست که آقا فعلا حالا ساکت بشین ببینیم مثلا قضیه چه نخره.

اینا این سکوت‌هایی که باید رصد کنی.

این از اینجا خبر میره اونجا، اونجا تحلیل می‌شه.

اگر بشه استفاده بشه همین دیدید که بعضی اوقات تیترهایی که استفاده می‌کنن یه سری روزنامه، همه چیز تحت نظر رهبریه.

یهویی اِ ببینید این چه تیتریه دیگه [خنده] تو داری استفاده-- تو که اصلاً مال این حرفا نیستی که این تیترو استفاده کنی.

چرا؟

چون میره اونجا بعدش اونجا میگن چیه؟

یحرفون الكلم من بعد مواضعه.

از موضع تحریفش می‌کنن.

يقولون خودشون به خودشون اینو میگن ان اوتیتم هذا فخذوا و ان لم تؤتوا فاذن.

اگه اینو گفت قبول می‌کنیم تیترش می‌کنیم.

اگه اینجوری نگفت اصلاً به رو مبارکم نمیاریم.

این کارو می‌کنن.

این یه حقیقت و یه واقعیت صحنه است.

[سرفه] سماعون للکذب سماعون للکذب.

یه موقع قرآن میگه سمعنا و اطعنا.

یه موقع میگه سمعنا و عصینا.

اون گوش دادنش یعنی نه سم-- خیلی خوب گوش میده ببینه کجا رو می‌تونه بزنه.

یعنی اینجوری گوش میده.

شما در زمان روحانی یادتون نیست- برای مقابله‌ش بله.

یعنی شما آقا صحبت می‌کرد این بشر به قدری تیزه و دقیقه، یه صحبتی می‌کرد دورات بود ولی در موعظه آقا بود.

خب؟

یعنی داره خوب گوش میده کجا رو بزنه.

ببین- دایه عذاب که می‌شه بله چه ربطی داره اصلاً [خنده] ببینید این مورد اعتماد به مردمه.

خود سوره مائده هم هست.

اگه مردمی وجود دارن که مورد اعتماد-- برای چی آقا الان امام جدید چرا رو فناوری خیابان داره تاکید می‌کنه؟

چون این فناوری جدید اصلاً نی-- نبوده در کل دنیا نبوده.

چه فناوری ما نداشتیم.

الان لبنان که این سور نوبتیه اینا داره واقعاً فتح می‌شه دیگه و دارن داغون میشن اینا می‌خوان رو بیارن به این فناوری.

خب به این فناوری چیز عربستان نمی‌ذاره.

چون عربستان یکی از سطل محور شرور منطقه عربستان نمی‌ذاره.

می‌دونه این فناوری یعنی چی.

خب؟

یعنی یهویی همه میان پلاکارد یه چیزی رو میارن بالا، نمی‌ذارن یه اتفاق دیگه بیفته.

اگر اینجوری باشن ببینید که اگر این اعتماد به جامعه مؤمنین که من یه موقع توی جریان سوره توبه اینو عرض کردم.

یه وقتایی میگه که قل عذوب خیر لكم يؤمن بالله و يؤمن بالمؤمنین و رحمة للذین آمنوا.

پیغمبر ایمان و اعتماد به خدا داره، اعتماد به مؤمنین هم داره ولی اعتماد للذین آمنوا نداره.

رحمة للذین آمنوا.

دست رحمتش به سر الذین آمنوا هم کشیده می‌شه.

ولی رو کی حساب کرده؟

پیغمبر رو مثلا اون نود درصدی هم حساب کرده که تو خیابون نمیان، تو میدون نمیان، تو کارشون نمیان.

اصلاً کاری نداره به هیچی [سرفه].

نه پیغمبر رو اون حساب نکرده، رو هیکل ورزشکاری این کسایی که الان تو خیابونا حساب.

برای همین حضرت آقا داره چی میگه؟

میگه آقا خیابونو یادت نره.

معلومه نتیجه گرفتن خیابون.

اینو چی میگن؟

دیگه چی-- خیلی سربسته.

اگر خی-- چیزی به نام خیابون نبود ما تا حالا ده تا برجام امضا کرده بودیم [سرفه].

کما اینکه قبل از این جنگ رمضان یه چیزی صد پله بدتر از برجام رو داشتیم امضا می‌کردیم.

خدا به ما رحم کرد.

خب؟

که البته خونخواهی امام هم تو اینجا یه معنی‌ای داره برای خودش.

که آقا خونخواه امامی، خونخواه امامی، امام المسلمینه.

خود این بهتر نتیجه این سار بوده ولی ما خونخواه امامیم.

[نفس عمیق] خب نکته، نکته‌ش پس اینه که شما اِاِاِ پس یه سری آدم اینجوری داری.

شما نگاه بکنید در سوره مبارکه منافقون که اگه بخوایم دقیقا اون نکته‌ش رو توضیح آدم بده همین جا تو همون آ-- سوره منافقون باز دوباره ببین هر جایی که داره این بحث رو می‌کنه یه محور ولایت می‌ذاره.

میگه این همون شاخصه‌شه.

اینو شاید ببینید بسم الله الرحمن-- صفحه پونصد و پنجاه و چهار.

[آیه] منافقون، منافقون که اومدن پیش تو، بیان پیش تو [آیه].

میگه با چند تا تأکید ببین جمله اسمیه و ان و نمی‌دونم لام تأکید چیز همه اینا لرسول الله.

آقا تو رسول الهی هستی [آیه].

خدا می‌دونه تو لرسولی.

ولی [آیه] تو داری دروغ میگی.

تو بله قسم اینجوری می‌خوری [آیه].

تو می‌خوای سپر محافظتی خودتو در داخل حفظ و در داخل م-- نظام انقلاب می‌خوای سپر محافظتی داشته باشی.

لذا اینو می‌کنی جنةً که [آیه] که اینا میخوان سد عن سبيل الله بکنن ولی سپر می‌خواد.

خب اگه همینجوری کسی بخواد سد عن سبيل الله بشه دهنش سرویس می‌کنن.

این می‌بینید انقدر دوره.

پس شما می‌بینید یه چیز طبیعیه.

سادگی نکنید که فکر می‌کنید که ما الان افتاد یعنی معنیش یعنی سادگی.

یعنی ما دیگه خلاصه خیلی پشت گوشامون مخملیه و نمی‌فهمیم مثلا این چیزا رو که نه آخه اون قانون، قانونیه که.

[آیه] یه دو تا دیدگاه راجع به نفاق هست.

دیدگاه دوم درسته.

دیدگاه دوم چی هست؟

دیدگاه اول بعضیا میگن آقا اینا کلا از اول ضایع بودن.

اینجوری نیست.

واقعا بعضیا ضایع نبودن.

زبیر ضایع نبوده، ضایع شد.

بنابراین خاصیت اینه که آدم می‌تونه گناه بکنه آره.

آدم می‌تونه توبه بکنه آره.

آدم می‌تونه توبه نکنه آره.

یعنی آدم می‌تونه تو یه مسیری بره آره، می‌تونه بره.

به خصوص آلودگی‌های مالی که حالا یکی از ویژگی‌هایی که تو جریان نفاق نشون میده، اینایی که میرن سراغ از اون انقلابی‌گری‌ها میرن دو تا کارخونه و دو تا هلدینگ و فلان اینان، یهویی می‌بینیم خب تمام هلدینگ، کارخونه‌ها داره به خطر میفته.

مواد اولیه اینا.

یهو می‌بینیم میگه آقا نمی‌خواد آقا چ-چه جنگی ما داریم می‌خوریم؟

اصلا این جنگ چیه؟

مگه ائمه بد-- می‌بینی یک نظام‌واره‌ای داره می‌سازه تو ذهنش که تهش در متون نباید بجنگی.

تهش این در میاد.

بهتون میگم یکی از چ-- چی شاخصه اول؟

رسول الله.

میگه این اینو میگه ولی نیست.

شاخصه‌های بعد که بعدشم میگه، میگه [آیه] توی آیات نساء داره [آیه] خب [آیه] اینجا میگه که [آیه] دیگه نمی‌فهمن.

یعنی از یه دوره انقلابی و رزمندگی و فلان اینا می‌دونین کسایی هم که سوابق اینجوری داشتن وقتی برمی‌گردن دیگه اصلا طرز نافرمی برمی‌گردن.

بعدشم میگه [آیه] اینا نگاه بکنید اصلا تمام هیکل بوی دین میده [آیه] حرف هم که می‌گه منطقشم که درسته.

ولی [آیه] اینا رو من یه موقعی توضیحشون داده بودم نمیگم ولی ببین آخر آیه میگه [آیه] دشمن می‌خوای اصلا همینه [آیه].

اصلا دشمن اصلی، دشمن همین چیزاست که برای آدم ادبیات خلق می‌کنه [آیه].

ادبیات خلق می‌کنه، منطق خلق می‌کنه، حالا آدم چیکار می‌کنه.

بحث این نیست که ما با اینا می‌خوایم اتحاد کنیم یا کسی جلوی اینا هم حرف نزنن.

کسی فلان، نخیر ما با هر کسی که حول محور اتحاد، اتحاد می‌کنه اتحاد می‌کنیم.

حول این محور با هیچکی نزاع نداریم.

همه همین رو بگن.

حول این محور با هیچکی نزاع نمی‌کنیم، نزاع نداریم.

ولی اونی که گفتن آقا وحدت صحات مگه نگفتن وحدت صحات؟

ما الان لبنان.

دیگه مطالبه می‌کنیم.

مطالبه داریم.

شروط رهبر وحدت صحات.

عاقلانه‌اش هم همینه.

آقا دوستان من دیروز باهاشون رو به رو-- بچه حزب الله لبنان بود.

ما شاکیم، شاکیم.

[صدای دستگاه] یا وحدت صحات کی قراره مثلا چیز بشه؟

عجل از ما ناراضین.

چیکار کنیم؟

همین جا اینقدر پلاکارد بنویسیم آقا این وحدت صحات چی شد خب؟

اینا انمله و سرانگشت ما.

اینا اگه بزنی دیگه من سلاح چجوری بگیرم؟

سرانگشت رو بزنی کل بنان رو بزنی سرانگشت رو بزنی سلاح آدم دیگه نمی‌تونه بگیره.

خود جریان حزب الله لبنان و لبنان از اون ور عربستان و سلام فلان اینام چون یه جریانی‌ان خب دیگه اینا آدم باید این رو بخواد.

این رو هم عرض بکنم و عرضم تمام.

شما این آیه سوره مبارکه انعام رو ببینید.

یه آیه‌ای که دیگه اینو خدمتتون میگم من باب این نکته که اه اصلا ما آهایه صفحه صد و چهل و چهار رو بیارین.

این آیه رو واقعاً آیه مقتنی بدونید به خصوص با روایتی که ذیلش هست.

این آیه صد و بیست و پنج و صد و بیست و شش سوره مبارکه انعام.

که میگوید که "فمن یرید الله ان يهدیه" کسی که خدا بخواد این آب، آب این فکر کنم داره میریزه.

بله.

یه چیزی گذاشتید آها.

"فمن یرید الله ان يهدیه" کسی که خدا اراده هدایت او بکند "يشرح صدره للاسلام" یه جوری شرح صدر بهش میده، اصلاً نق و ناله و جنگ و دعوا نداره.

راحت میگذره.

خب؟

راحته.

"و من يرد ان يضله" کسی که خدا بخواد او رو گمراه بکنه "يجعل صدره ضيقا حرجا" سینش رو انقدر تنگ میکنه فرکانسش با فرکانس خدا یکی در نمیاد.

مثلا گیرنده‌هاش نمیگیره.

این "صدره ضيقا حرجا کأنما يصعد في السماء" مثل اینکه "يصعد" یعنی "يتسعد".

یعنی به زور گرفتنش کشیدنش تو آسمون.

داره خفه-- احساس خفگی میکنه.

کسی که آسمانی باشه آسمان براش زیباست.

کسی که زمینیه آسمون خفه ش میکنه اتفاقاً.

شما دماوند تشریف ببرید میفهمید این احساس خفگی یعنی چی.

خب؟

موجودات آسمانی آسمان براشون زیباست.

موجودات زمینی فشار هوا خفه شون میکنه، فشار کم هوا.

آسمان خفه ش میکنه.

"کأنما يصعد في السماء".

بعد میگه "كذلك يجعل الله الرجس على الذين لا يؤمنون" کسایی که ایمان ندارن نجس میشه اینجوری.

روحش نجسه.

حالا شما تو آیات به بعد باید ببینید چقدر به عنوان طهارت ارجاع داده.

با ولایت کسی طاهر میشه.

حتی تو حج شما نگاه بکن اونجا میگه "بعض الناس للحج يأتون كفلان" برید حج و اینا "ثم ليقضوا طفثهم" باید بره پیش امام آلودگی به زوده.

ولایت اصلاً یعنی "يطهركم تطهيرا".

ولایت یعنی این.

ولایت یعنی طهارت.

این نجاست گیرش میاد.

خب؟

بعدش میگه "هذا صراط ربكم".

این صراط مستقیم که میگی اهداش اینجوریه.

حالا روایتی که ذیلش داره خیلی روایات فوق‌العاده، به جریان نفاق هم ربط داره.

ربطشو هفته بعد انشاالله بهتون میگم.

روایتش اینجوریه.

چشم.

گفتن این دعا رو زیاد بگین، بخونید.

منتها خب دعا رو زیاد بخونید یعنی مضمون رو حواست باشه.

"اللهم ارزقني التجافي عن دار العروج، والعناوة إلى دار الخلود، والاستعداد الموت قبل حلول الفوت".

ذیل همین آیه این روایت اومده.

یعنی چی؟

یعنی من به دار دنیا وقتی هی میچسبم خب شعبه‌ای از نفاق گیرم میاد.

من نمی‌تونم پرواز کنم.

حب الدنيا.

بله، این حب الدنيا منو میگیره.

مال داریه از س-سمت حب دنیا منو میگیره.

خب؟

این منو میگه من نمی‌تونم تجافي بکنم، بکَنم.

خب؟

و این نفاق درست میکنه.

حالا نفاق درست کردنشو بعداً بهتون نشون میدم.

اینجوری هست که کسی رغبت در آخرت وقتی میکنه استعداد مرگ پیدا میکنه.

بعضی از این دم کنکوری‌ها دیدید اصلاً درس خوندنش بوی کنکور میده سال آخر.

یعنی همه می‌دونن که ایشون باید کی بخوابه، کی بخوره، چجوری بخوره، آقا مهمونی‌ها محاشراتش حساب کتاب داره.

یعنی چی؟

یعنی آقا ایشون پشت کنکوریه دیگه.

بعضیا پشت کنکوری زندگی میکنن.

خب؟

اینجوری زندگیشون بوی مرگ میده.

یعنی بوی اینو میده که رغبت در آخرت کردن.

اصن معلومه.

این میتونه با پیام‌های دین کنار بیاد.

کسی که این کار رو نمیکنه نمیتونه کنار بیاد.

اون "يصعد في السماء" انگار داری به زور میکشیش ببری بالا.

این خفه میشه چون که صقلش به سمت زمینه فقط تو داری "يتسعد" یعنی به زحمت بخوای اینو، این موجود زمینی رو بگی تو آسمانی باش.

حالا آسمانی فکر بکن.

معادلات خدا رو در نظر بگیر.

جریان حق و باطلو میگه آقا چه حرفا زدی.

خفه میشه اصلاً با این مفاهیم.

این مفاهیم طهارت نمیاره اتفاقاً براش چی میاره؟

نجاست میاره.

یعنی شما به هر جهت یه آدمیه تمیزه، نجاستی بهش چسبیده، آب میریزی تمیز میشه.

ولی یه چیز عین نجاسته بهش آب میریزی تمیز که نمیشه که، فقط نجاست میشه.

قبل از شهادت حضرت آقا هم افرادی بودن که چنین ح-راحتی داشتن از چیزای برخی از مفاهیم.

ولی شهادت آقا کاری کرد که اینا بی-- از بین برن شدن.

نکته‌ای که در مورد آیه صد و بیست و-- آیه صد و بیست و پنج، صد و بیست و شش گفتید یک نکته‌ای داره، یک ااا ملاحظه‌ای داره که اگر ما یک جهت صحبت کردیم و استدلال کنیم برای یک انسانی که به هر حال به هر دلیلی از فضای ما جُده، این به این معنا نیستش که طرف چسبیده و زنگه و به آسمان راهی نداره.

این- چی؟

آیه صد و- ببینید خب ما که نگفتیم که اگه کسی بد بگه، خوب بگه، چیکار کنه ها.

یه چیزهایی، یه سری بیینه‌هایی روشن میشه ببینید تو خود آیات سوره انfal همین رو میگه.

میگه اینجوری شد که خدا [سرفه] لِیَقْضِیَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيِّيَ عَنْ بَيِّنَةٍ.

بله.

یه ماجرای جنگ بدری درست میشه، بینه رو میشه.

خب؟

حالا بینه که رو شد بله، قبلش بینه رو نشده بود.

این جنگ‌ها بینه رو میشه.

الان آیا این مقدار بینه کفایت نمی‌کنه که ما جنگیدیم با دو تا قدرت بزرگ جهان و هنوز شکست هم نخوردیم.

بینه نیست؟

بله هست دیگه.

خب الان کسایی این بینه رو ببینن احیا بشن دمشون هم گرم.

ولی خاصیت بینه دولبه‌ست.

چاقو دولبه‌ست.

لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيِّيَ عَنْ بَيِّنَةٍ.

بینه که میاد فقط چیز نداره که عنصر احیا نداره که عنصر هلاکت هم داره.

خب؟

یعنی طرف وقتی بینه میاد میبینه حالا هلاک میشه.

چون که دیگه نمی‌کشه.

این معلومه یک نجاست بیشتری داره.

اون شیء متنجس بود با یه آب شسته شد.

اون شیء متنجس نبود.

اون داره رفته، رفته استهاله شده بود.

وقتی استهاله شد هرچی آب بگیری این-- برای همینه تو چی؟

تو روز قیامت یه عده‌ای هست.

یعنی تو روز قیامت هم همینجوری میگه.

میگه که اینایی که مَن کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى بله.

بله فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى.

نابینا- خب این وقتی نمی‌بینه اونجا می‌خواد تمام بینات مجدد رو بازم نمی‌بینه.

یعنی چی فکر می‌کنی مثلا الان می‌بینه الان؟

نه!

قیامت میشه، احتداد بصر پیدا می‌کنه به تعبیر قرآن فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ چشم تیز میشه ولی بازم نمی‌بینه.

بازم نمی‌بینه.

یعنی هرچی بینه می‌خواد ایجاد بشه، میشه بازم نمی‌بینه طرف.

چرا؟

چون که اگر کسی اینجا بینات رو دید می‌بینه میره جلو.

اگه ندید بازم نمی‌بینه.

اونجا می‌خواد چی ببینه؟

بازم می‌خواد بینه ببینه دیگه.

هی می‌خواد فضا روشن‌تر بشه، اون که نمی‌بینه که.

سوالم شد شما چند بار سوال این سؤال آخر.

من هم گفتم حدیث داریم.

[مکث] ببینید حدیث که داریم.

من هم گفتم حدیث داریم، هم آیه چیز داره، هم آیه این معنا رو تصریح کرده.

اصلاً زایل ولذكر الله اکبر گفتن ذکر الله یعنی ما.

چیه که از نماز بالاتره؟

بله حدیث داریم.

اصلاً شما، اصلاً شما همینجورید.

خب یه موقع میگن عقبه صلات الذکر.

نماز بخونید برای یاد من.

فرض کنید که معنیش یاد چیز باشه برای یاد من.

خب نماز بخونید ب-- نمیگن این بالاتر از نمازه که.

وقتی میگه ولذكر الله اکبر یه چیزیه که بالاتر از نمازه.

یعنی محیط نماز.

خب؟

این هم روایت داره هم آیه که گفتم سوره تلا زکرن رسولن برای همین اون که گفتم.

و همچین دا-- می‌خوام بهتون بگم تهش عبادت، این جمله خیلی تیزه.

تو هم بفهمید.

عبادت اگر انقلابی نباشد، باطل است.

حرف قرآنه.

عبادت اگر انقلاب از توش در نیاد، این عبادت مقبول نیست، صحیحه صرفاً.

بله.

کلاً عمل.

عمل، عمل ابطال میشه کلاً.

باطل میشه.

یعنی آبیه پای درخت نریختی شما، آبو ریختی یه جای دیگه.

برای همین است که حالا تو سوره منافقون می‌بینید میگن آقا انفاق و مواسات على من عند رسول الله نکنید.

نمیگه انفاق نکنید.

میگه این شجره رو تقویت نکنید.

منافق کارش اینه.

میگه شجره رو تقویت نکنن.

چون آبو بریزی پای این درخت، خب این درخت داره تقویت میشه.

میگه این کارو نکنید.

[پچپچ] صلى الله علیه [سخنگوی 1: خنده] [پچپچ] نجس شدن، نجس بودن یا- آقا من که حالا راجع به مقامات نمی‌تونم یه جواب واضح بدم [خنده] ولی می‌خوام به صورت کلی عرض بکنم، کلی عرض بکنم.

یه حرفیه هی میخوان بگن آقا فلانی مثلا از اول آدم گندی بود.

نه، اونجوری نیست.

قرآن قبول نکرده این ادبیات رو.

این همون دومی بود که گفتم درسته.

دومیش همینه.

هی ادع-- بابا دنیاست، خاصیت دنیاست.

رفتن تو دنیا، تو پول فلان و کارخونه و فلان و این چیزا.

بعدش زد و بندهای مالی و بعد وام‌های نمی‌دونم چی چی و این چیزا، این میشه تهش میشه خلاصه همین.

میشه نفاق.

می‌شود دنیا مداری می‌شود ث-- آمن.

بعد می‌بینید این ایده‌ها انقلاب قبول نداره اصلاً.

که ما می‌خوایم بریم تا رفع فتنه در جهان نمی‌دونم چی.

بابا ولمون کن.

چه کاره‌ای می‌خوایم بکنیم.

خب؟

ناخودآگاه نفاق.

نفاق نا-- اصلاً ببین نفاق اگه ناخودآگاه باشه اسمش تو قرآن في قلوبهم مرض.

نفاق و منافق یک اقدام رخت، رفته، رفته آگاهانه است.

خب؟

یه عده في قلوبهم مرض‌اند.

یعنی مرضشون، یعنی مرض داره دیگه.

یعنی قلب سلیم نداره.

قلب سلیم چیست؟

بله.

قلب سلیم قلبی‌ست که بت می‌شکند.

این تعریفی من نیستا.

تعریف کیه؟

خدا تعریف خداست.

گفته که جا عرب بهو بقلب سلیم.

گفته این قلب سلیم اومده زده بت شکسته.

یعنی قلب سلیم شاخصش بت شکنیه.

اگه بت نشکنه مریضه.

خب؟

صلى الله على سيدنا محمد و آله وصحبه وسلم