ایام رحلت حضرت امام هم هست.
من این مناسبتها رو با همدیگه ترکیب میکنم.
اولش یک روایتی میخوانم خدمتتون به بعد بحث رو ادامه میدیم.
گرچه این روایت خیلی روایت مهمیه و وظیفه امروز ما رو شاید تعیین میکنم.
از امام کاظم علیه السلام عن ابالحسن الاول علیه السلام قال امام کاظم که ابالحسن الاول یعنی امام کاظم علیه السلام.
رجلاً من اهل قم يدعوا الناس الى الحق یک مردی از اهل قم خواهد آمد که این دعوت میکنه مردم رو به سمت حق.
يجتمع معه قوم کزبر الحديد یه مردمانی دور و بر او رو میگیرن مثل پارههای آهن.
لا تزلهم الرياح العواصف این هیچ باد طوفانی اینها رو به لرزه در نمیاره.
ولا يملون من الحرب مدام خودشونو در حال جنگ میدونن و از جنگ خسته نمیشن.
اون کسایی که دور این مرد قمی آهن بود اینجورین.
ولا يجبنون هیچ ترسی هم ندارن.
نه خسته میشن از جنگیدن و نه میترسن.
و على الله يتوکلون و العاقبة للمتقین و توکلشون بر خداست با اینکه میجنگند ولی به حسابی انگار رو معادلات دیگری، رو معادلات میجنگن و توکلشون بر خداست و عاقبت برای متقیان است.
یعنی اینها نتیجه میگیرن در این کارشون.
یعنی در این اقدامشون نتیجه میگیرن.
حالا من این نکته رو هم چیزی عرض میکنم.
قاعدتا این مرد قمی در طول تاریخ نبوده الا حضرت امام که ما خدا رو شکر میکنیم که در دوره پسا خمینی زندگی کردیم و به دنیا اومدیم و زیست کردیم و طبیعتا با مسئولیتهای بسیار بالایی ماهم الان در این دوره هستیم.
کسایی میتوانند کار رو به عهده بگیرن و دور و بری امام خمینی باشن که کزبر الحديداند.
مثل پارههای آهناند.
اینها از جنگ نمیترسند.
اینها نمیترسند و خسته هم نمیشن.
یعنی ایستادن دیگه تو صحنهها ایستادن و این عاقبت رو اینها به دست میارن.
برگرد ببینید، ااا امام خمینی هم در نظریه ولایت فقیه، یعنی نظریه ولایت فقیه قبل از امام خمینی و بعد از امام خمینی خیلی فرق داره.
بعضیا فکر میکنن امام خمینی این نظریه رو از خودش درآورده.
نه، مابهازاش بوده در دورههای مشروطیت، در دورههایی بوده بیشتر شبیه نظارت فقیه مثلا میشده.
اِممم مثلا اعتباری برای فقیه قائل بودن اینا.
بشینه سر جای امام، امام معصومین اینجوری به این شدتش.
این چه شده؟
ما با برخی از علما که بحث میکنیم میگن این سید یه چیزی رو برا خودش قبول داشت که امام معصوم هم برا خودش قبول نداشت.
یعنی دارن میکوبن امام رو که همین الانشم اینجوریه.
[زیر بینی] نه، این نظریه ولایت فقیه مثل یک کرمی بود در پیله که یهو پروانه شد.
خب در دوره امام خمینی گرچه خود امام خمینی هم همینجوری داره نظریه رو رشد میده.
از کشف الاسرار که شروع کنید که ایشان نوشته بعد مثلا میرسید به تحریر الوسیله در ترکیه، بعد میرسه به کتاب البیعه حضرت امام در نجف و نهایتا در دوره انقلاب اسلامی خلاصه نظریه به شدت بارور میشه، یک جور دیگهای میشه.
[نفس عمیق] امام کسی بود که یه پیغمبری بود خلاصه.
یعنی دین رو اقامه کرد.
براش این آیه، آیه حیاتی بود که إنما أعظكم بواحدة أن تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تتفکرون.
حتما کاری کرده که بسیاری از انبیا نکردن.
خدا این توفیق رو به امام داده.
امام رو جوری پرورش داده که همچین حرکتی بزنه امام و این همونی باشه که امام کاظم دنبالشه.
که این از نسل من یه کسی این مدلی خواهد آمد که فلان کار رو خواهد کرد و ما ببینید هر میزانی که این نکتهای که من چند بارم تا حالا تکرار کردم، هر میزانی که حجت و بیّنه بر انسان تمام میشه، یه بعدش احیاعه، یه بعدش هم اماته است.
یعنی فقط بیّنه کارکردش این نیست که ما رو رشد میده.
بیّنه یکی از کارکرداش اینه که ما رو افول میده.
یه کارکرد بیّنه است.
چونکه شما بیّنه میبینید این مثل نردبون میمونه.
یا از این میرید بالا یا میرید پایین.
خب؟
برای همین است که در همین آیات انفال شما برای اینکه ببینید بیاید سوره مبارکه انفال.
برید دیگه.
قرآن هم دستتون بگیرید ثواب داره.
چون کلاس قرآنه.
سوره مبارکه انفال آیه چهل و دو رو ببینید صفحه صد و هشتاد و دو.
صدا برای من گنجه یا برای شما هم گنجه؟
برای شما هم گنجه؟
آره یه سری صداها انگار سر حال نیست.
اینو به مسئولین امر بگید که این صدا رو درست-- آره صدا به نظرم یک گنجه.
ببینید اینجوری دارد که وقتی داره بیان میکنه، عرضم چی بود؟
عرضم این بود که یه امام خمینی به وعده امام موسی بن جعفر آمده است و کارو کلاً متفاوت کرده هم در تئوری ولایت فقیه هم در مسئولیت قوم برگزیده، در مسئولیت قوم برگزیده.
این خب تفاوت میکنه شما فرق میکنه شما در دوره شاه به دنیا آمده باشید یا در دوره امام خمینی.
بعد شما نگید حالا میشد من زمان شاه به دنیا بیام مثلاً.
حتما یه چیزی در ما دیدن دیگه افتادیم به دم کنکور.
دم کنکورش افتاده به گردن ما معلومه یه خبری بوده دیگه.
ببینید این مهمه.
بعضیا فکر میکنن ما فقط مبعوث شدیم، عه، بیّنه اومده، چه اومده فلان اینا من فقط میتونم باهاش احیا بشم.
نه، خ-- میتونم اهلاک هم بشم.
ببینید دارد بسم الله الرحمن-- إذ أنتم بالعُدْوَة الدنيا وهم بالعُدْوَة القُصْى داستان که میگه داستان همون ماجرای بدر رو والركب أسفل منكم.
اون ركب هم پایین بود.
اونا هم که بالاتر بودند.
شما این وسط بودید.
ولو تواعدتم لاختلفتم في الميعاد.
من بارها عرض کردم شما مواجهید به جواب یک سؤال.
جواب این سؤال که تحریما رو وردارن بهتره یا بجنگیم تحریما رو ور ندارن؟
کدوم بهتره به نظر شما؟
خیلی سؤال عجیبیهها.
نه، شما ممکنه بگید نه، سؤال میتونه این باشه بجنگیم تحریما رو وردارن.
ولی سؤال سوره انفال این نیست.
در معرض این سؤالید که بزنیم تقاص بگیریم الان که عملاً به پول برسیم یا نه بجنگیم دیگه قبل از چیز اینه دیگه قبل از شروع اینه.
بجنگیم بریم تو خون و خونریزی دیگه اینجوری.
کدوم سؤاله؟
تا احقاق حق بکنیم.
ببینید اینجوری نگفته به پولتون میرسید که.
گفت ليحق الحق ويبطل الباطل میگه.
چی، چیکار میشه، چیکار میکنه؟
حق رو احقاق میکنه، باطل هم ابطال میشه.
سؤال، این جواب این سؤالو باید جواب بدین.
بله.
نه اشتباه نیست.
سؤال شما این سؤالو باید جواب بدید.
بله بعدش شما به فتوحات میرسید وآخرة تحبونها نصر من الله وفتح قريب.
نمیدونم فلان فاعتابهم من دون ذلك فتحاً قريب ومغانم كثيرة تأخذونها رفته رفته این میشود.
ولی سؤالی که شما دارید جواب میدید اینه که من وایسادم برای دین دارم میجنگم یا برای پول میجنگم؟
این سؤال اصلیه.
بله دیگه شما حق رو میخواید احقاق بکنید.
خب خدا براتون نوشته حق رو احقاق بکنید.
شما دوست داشتید پول دربیارید اما اوایلش هست که لو توا-- هست که لا تودون غیر ذات الشوكة تكون لكم و يريد الله أن يحق الحق بكلماته.
ببینید عملاً یه سؤال سخت رو باید جواب بدید اینجا.
خب ولکن ليقضي الله أمراً كان مفعولا.
اگه قرار میذاشتید که خب این کارو نمیکردید، نمیرفتید بجنگید، معلومه که نمیرفتید بجنگید.
آخرش هم بالاخره اختلاف میکردید و تو اون وعده.
ولی خدا گذاشت تو کاسهتون.
حالا این تیکش مهمه.
این یه قاعده است.
ليهلك من هلك عن بينة ويحيى من حي عن بينة.
تا کسی که این اتفاق افتاد تا بیّنه ها تمام بشود بالاخره شما معجزات رو ببینید، سپاه ملک ببینید، این ببینید، اون ببینید تا اینکه کسی که میخواهد احیا بشود با بیّنه احیا بشود و با بیّنه اهلاک بشود.
یعنی یه ظل بیّنه اهلاکه.
فقط باهاش احیا نمیشن، باهاش اهلاک هم میشن.
کسی که این بیّنه رو ببینه و پشت پا بزنه اهلاک میشه.
نکته کنکوری قضیه اینه.
کسی که جنگ چهل روزه رو ببینه، آثاری رو که ما تو جنگ به دست آوردیم ببینه، ضرباتی که ما زدیم ببینه، هژمونی که از دشمن شکستیم ببینه، کر و پرشو که یعنی کر و پرش ریخت به عبارتی بیشتر از اینکه خسارت مالی بخوره و این کم ضربهای نیست.
اینا رو ببینه.
ببینه اینا هم در سایه جنگ بود ما به اینجا رسیدیم.
بخواد حالا کار دیگهای بکنه باز اینا رو این بیّنه ها رو بذاره کنار.
این میشه ماجرای اهلاک.
کی سقوط؟
آدم- بله.
خب yavaş yavaş جریان fi غُلُو به مرض هی همینجوری داره gor میگیره دیگه.
یعنی طرف میبینه و رفته رفته جماعتها نمیتوانند بپذیرند.
چونکه fi غُلُو به مرض دیگه.
یعنی وقتی که اختلال تو دستگاه محاسباتی انجام میشه، مریض میشود.
مریض قلبی باید مریض قلبی بره بیمارستان قلب خب؟
نه ممکنه کارش به سی سی ام نکشه، نکشیده باشه.
باید بیمارستان قلب بره.
بشه قلب سلیم، تو اون قلب سلیم چی بکنه؟
یا اینکه کارش انقدر هی "في قلوبهم مرضٌ فزادهم الله مرضا".
هی وعده های الهی می omone باز میره پایین.
هی میره پایین، هی میره پایین.
یعنی همون کارایی که ما ممکنه در برجام هم مثلاً می تونستیم بکنیم تا حدی ازمون پذیرفته بود، در یه زمانی به بعد پذیرفته نیست اصلاً.
یعنی نمیذارن اون کارا رو بکنیم.
یعنی اگر همون کارو بکنی نتیجه به شدت خسارت بار به جا میذاره از اون حالت چیزشم-- چرا؟
چون شما بیّنه دیدی.
میخواستی نبینی، حالا که دیدی.
این بیّنه ها تو history شما در حقیقت میره و اینا بر اساس این history با شما، با ماها، با امت، با همه، با مسئولین، نمیدونم با کسایی که گردن ها رو دستشون گرفتن و، و، و همه اینا.
[زیر لب میخنده] این در حقیقت این یه چیزه دیگه.
همه هم تو یه کشتی هستیم دیگه.
اون کسایی هم که گردنه ول کنن مصیبتش رو همه می بینن دیگه.
بالاخره ما تو یه کشتی ایم.
اینجوری نیست که من به تنهایی می تونم یه کاری بکنم.
برای همین است که اون آیه پایانی سوره حج به شدت مهمه.
شما لباس های بچگی تونو نمیذارن بپوشی.
ببینید اون آیه که "وجاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم وما جعل عليكم في الدين من حرج".
شما، در حقیقت شما چون برگزیده شدید، کون کوری هستید باید دیگه-- نمی تونید جهاد بکنید، ازتون نمی پذیرن جهاد بکنید.
باید حق جهاد رو جا بیارید.
"وما جعل عليكم في الدين من حرج".
این بخش آیه در سیاق معنیش اینه.
در سیاق.
خارج از سیاق، بله ما یه قاعده ای داریم قاعده نفی حرج.
در سیاق معنیش چیه؟
در سیاق اینه که خدا نمی خواد شما به حرج بیفتید.
یعنی اگه ما حق جهاد نکنیم به حرج میفتیم.
مثل اینکه لباسای بچگی تو بپوشی.
خب؟
چه کار بکن؟
ملتبی کن ابراهیم.
روش پدرت ابراهیم، روش بت شکنی ابراهیمی رو مبارزه با طاغوت و فلان ها رو باید ببری جلو یا نه؟
میخوام عرض بکنم اینی که امام کاظم فرمودن این از فرزندان من مردی از قم خواهد آمد که اینجوریه "والعاقبة للمتقین".
میبره کار-- بعد دور و بریاش کی ان؟
دور و بریاشم یه موجودات خفنی باید باشن پروژه اون امامو بخواد ببره جلو دیگه.
با کارهای عادی پروژه امام خمینی رو که نمیشه برد جلو.
خب؟
باید یه آدم دیگه ای، حس دیگه ای، مجتمع های دیگه ای، جنس دیگه ای که اتفاقا این جنس ساخته شده ها، این جنس ساخته شده.
باید اون عزم صورت بگیره که اون پروژه امام خمینی رو بتونه جلو ببره و به ثمر برسونه که به ثمر هم میشه رسوند.
ببینید من این رو چند بار تا حالا عرض کردم.
"والعاقبة للمتقین" سوره مبارکه اعراف رو بیارید.
"والعاقبة للمتقین" بعضیا تصورشون این است که "والعاقبة للمتقین" یعنی "والآخرة للمتقین".
یعنی صفحه صد و شصت و پنج.
فکر می کنن یعنی قیامت برای متقیان است.
نخیر، اگه اینجا یه کاری بکنی نتیجه دنیویشم برای متقیان هست.
غیر اینکه نتیجه اخرویش هم برای متقیان است.
شما نگاه کنید حضرت موسی هم چون پروژه اینا پروژه های چیز دارن میگه که "قال موسى لقومه استعينوا بالله واصبروا إن الأرض الله يرثها من يشاء من عباده والعاقبة للمتقين".
به قومش گفتش که "استعينوا بالله واصبروا".
استعانت و صبر.
خب؟
یعنی استعانت به خدا.
همینی که تو این روایته داشت که در حقیقت توکل.
"استعينوا بالله واصبروا إن الأرض" خدا این زمین رو گذاشته و میراث بندگان خودش قرار داده.
البته خب "استعينوا بالله واصبروا" تا این بهت بدن دیگه اینو.
بعد میگه "والعاقبة للمتقين".
"والعاقبة للمتقين" فرق داره با "والعاقبة للمتقين" سوره قصص که شما میگید "تلك الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض ولا فسادا والعاقبة للمتقين".
میگه اون سرای آخرت برای کسایی است که اینجورین، اینجورین، اینجورین "والعاقبة للمتقين".
عاقبت برای متقیین.
اون عاقبت یعنی آخرت.
این عاقبت یعنی عاقبت دنیا.
یعنی اتفاقی که تو دنیا اتفاق می افتد.
این همون ایده انگیزه ای است که ما رو در حقیقت جلو میبره.
یه صلواتی من ازتون بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد بله عرض کنم دوگانش، دوگان سؤالشون رو که فهمیدید شنیدید.
سؤالشون این بود که اصل پیشرفت نسل، میگن بعضیا میگن اصل پیشرفت نسل جهاده و تاکید بر جهاد به خاطر تاکید بر پیشرفته.
ببینید حالا این کلمه پیشرفت رو که من ن-نداریم در ادبیات قرآنیش فرض بکنیم.
ببینید از آنجایی که شما حتی بخواین پیشرفت بکنید یا به تعبیر قرآن احقاق حق بکنید، یک دشمنی دارید که همواره با شما میجنگه خب.
یه جوری لازمه بیان اون پیشرفته.
ببینید یه موقعی هست که همین جوری یه اتفاقاتی افتاده، یه کسی با شما سر درگیری یا سوء تفاهم پیدا کرده.
یه موقع هست اینجوری نیست.
خود سناریوی خدا این است که دو تا قوم برگزیده بلند میشن و اینها به جان همدیگه باید بیفتن تا اون احقاق حق شود.
میگوید "ولا يزالون يقاتلونكم حتى يردوكم عن دينكم إن استطاعوا" یعنی همواره با شما میجنگن تا اینکه شما رو چه کار بکنن؟
از دینتون م-- ر-- مرتد بکنن.
مرتد بکنن منظور این نیست که مسیحی کنن که.
این همون فرمایش حضرت امام شهیده که میگن چون دست از شما که بر نمیدارن، شما انقدر شما رو میبرن، میبرن، میبرن، میبرن شما اینجوری نیست که شما اگه هستهای رو بدید میگن خب الحمد لله هستهای رو دادید دیگه.
شما الان، شما ببینید یادتون هست رئیس جمهور وقت اون موقع، این دیگه بزنید تو اینترنت هست که گفتش که ما با اوباما تماسی که گرفتیم گفتش که هر سه تا برجام رو با همدیگه امضا کنیم.
دقت کنید.
سه تا برجام با همدیگه امضا کنیم.
معلوم برجام چند تا بود؟
سه تا بود.
اینو اوباما گفت؟
نه.
یعنی اقرار العقلاء علی انفسهم بود.
خب.
گفت سه تا.
گفت نه من گفتم که یکو امضا بکنیم دو و سه رو با هم امضا بکنیم که حاج قاسم خروشید اونجا.
گفت این چه مسخره بازیهاییه.
برجام بعد چی بود؟
برجام موشکی بود، برجام منطقه بود.
خب.
ببینید یک موقعی شما تصورتون راجع به دشمن سوء تفاهم پیدا کرده.
فکر میکنید اگر مثلا الان نسبت به غنیسازی شما مسئله پیدا کرده.
کما اینکه برخی از مسئولین، برخی از اینا ما باهاشون جلسه داشتیم.
اونا شهید شدن.
من اینجا یه مغالتهای رو عرض بکنم.
یه مغالتهای وجود داره راجع به مغالته اینه که اگر ما داریم انتقاد میکنیم یعنی داریم میگیم ترسوئه.
اصلا اینجوری نیست.
جونش کف دستشه.
جونش دهها سال کف دستش بوده طرف.
ولی وقتی که باهاش جلسه میگذارید مثلا سه جلسه از گفتوگوهای مذاکرات گذشته ماها رو جمع میکنن.
بالاخره هر دفعه بخوان ملت رو خر بکنن ماها رم جمع میکنن.
خب.
اِاِاِ که بالاخره شما ملت رو توجیه کنید.
ما هم چون توجیه نمیشیم در نتیجه توجیه نمیکنیم.
که آقا اینجوری هم که شما راجع به آمریکا میگید نیست.
بابا ما الان داریم مذاکرات بسیار خوبی میاریم جلو.
گفتیم آقای سردار این همهتون هم میشناسید اسم ما رو.
میگم شهید شدن گاهی اوقات اینا.
آقای سردار به خدا اینجوری نیست.
میگه نه شما داری شلوغش میکنی.
ما الان داریم به نتیجه میرسیم.
یهویی میبینی دور سوم مذاکرات چی؟
میزنن جنگ 12 روزه.
باز دوباره، باز دوباره.
چرا؟
چون که طرف ذهنیتش اینه که من میتوانم مسئله رو حل بکنم بدون مبارزه و جنگ، بدون قتال.
دقت کنيدا.
قتال با جهاد فرق داره.
من شاید عرض کردم جهاد یه امر کلیه.
فی سبیل تلاشه.
فی سبیل الله در مقابل دشمنه.
جهاد فرهنگیه، جهاد اقتصادیه، جهاد فناورانه است، جهاد علمیه و جهاد نظامیه، قتاله.
اون لبه تیزش اسمش قتاله تو قرآن.
لبه تیزش اسمش جهاد نیست.
قتاله.
قتال یعنی دقیقاً میجنگه با شما.
بیش تعارفم نداره.
تا به عبارتی "لن ترضى عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم" تا اینجا باهاتون میاد.
به تعبیر امام شهید اینه، میگن اینو میدید بعد اونو، بعد میگن به تعبیر امام شهید.
میرید سا-- میرن سراغ مسائل ناموسیه.
در حقیقت انقلابتون کلمه ایشون همینه.
بعد قانون اساسی رو عوض بکن، بعد اینو عوض بکن، بعد اینو.
یعنی شما کلاً انقلابو بذار کنار.
بله، شما بشی عربستان، بشی عربستان که اون منطقه مقدس ترامپم ببوسی تا اونجا با شما پیش میاد که حتی شما نمیتونید به عربستان برید چون از اول بوسیده.
خب.
شما وقتی که بخواید این حرکت رو انجام بدید، شما "فباءوا بغضب من الله" برمیگردید به غضب.
برنمیگردید به حالت عربستان، به حالت ژاپن، به حالت فلان، به حالت امارات.
به این برنمیگردید.
شما تجزیه میشید.
خب.
شما رو تبدیل میکنن به غزه.
اتفاقاً برعکسشو میخوان به ما نسبت بدن که آقا شما جنگطلبید میخواید ما رو تبدیل کنید به غزه.
که حالا خواستید این چیشم مستنداتشو فوراً به شما میگم.
ببینید پس چیه؟
پس شما در م-- جایی قرار گرفتید، شما که بورکینافاسو نیستید که و این شما هم حتی قبل انقلاب میدونی که قرآن، در حقیقت قرآن بعد از انقلاب امام خمینی با قرآن قبل انقلاب امام خمینی فرق داره.
میدونید چرا؟
چون که قبلش مثلاً گزینشهایی باید میشده حتی توسط اهل بیت.
گزینشهایی مثلاً تقیه باید میرفته بالا.
یعنی قیمت تقیه باید میرفته بالا.
خب.
ما تو قرآن نداریم اینو.
تو دو جا خیلی به صورت حاشیهای.
همش قتال و جنگه.
این مال چیه؟
مال این است که این مال دورهی چیزه، دورهی پیامبره.
حالا یه بحث خیلی تخصصیه که اهل بیت چجوری از ظرفیتهای آیات استفاده کردن و اومدن adapt کردن اینو با زمان خودشون.
یه بخشهایی رو برجسته کردن، یه بخشهایی رو چیز کردن، کوچیک کردن برای اینکه مدیریت بکنن فضای زمان خودشونو.
من چی فکر میکنم؟
من دارم تصور میکنم که من در زمان امام صادقم [خنده] علیه السلام.
بعد میگیم قال الصادق علیه السلام، اینجا قال الصادق علیه السلام اونجوری.
فکر میکنم زمانه، زمانه امام صادقه.
در حقیقت زمانه، زمانه امام صادق نیست.
شما چه نکات ثابتی میتونی از زمان امام صادق بکشی بیرون؟
اینا خودش یه کار تخصصیه.
متأسفانه به دلیل اینکه حرمت متولی رو امامزاده، حرم امامزاده رو متولیش دیگر نمیداره، این بحث قاعدتاً باید تو حوزه باشه و نیست.
و نیست، تو دانشگاه نباید باشه و هست.
یعنی بحثهای fenomenolojikal بحثهای پدیدارشناسانه قاعدتاً نباید اینا تو دانشگاه باشه و هست.
خب.
یعنی این بحثا بحث بسیار مهمه که یک پدیدهای به نام دین وقتی که داره میره خودشو در فضا و زمان، مکان و زمان و مکان و اینا adapt میکنه و داره خودشو تطبیق میده، چجوری تطبیق میده که هم حالت ثابتشو داشته باشه و هم ژلهای یه جوری باشه که بتونه خلاءها رو پر کنه.
خب.
یعنی هم ثابتاتو داشته باشه هم متغیراتو داشته باشه.
این یه بحثیه که سر جای خودش.
ما به بحث دوستان درس خارجی یکی از دعواهامون اینه.
یعنی درسامون اینه که درسش هم دعائیه.
یعنی همش به هم فحش میدیم فقط [خنده] یعنی فحش میدیم که فحش علمی میدیمها.
یعنی هی چی بکنیم که-- چون که خیلی هم سنگینه چون بحثم نشده.
جزء بحثهای سنگین محسوب میشه.
که یعنی نه اینکه نشده، خیلی کم جسته گریخته اشاراتی شده باشه.
اینا.
ولی اینی که الان افتاده سر جاش قلفتي، الان قرآن قلفتي افتاده سر جاش.
خب.
اینی که قلفتي افتاده سر جاش، حالا شما با یه دشمنی اومدی.
شما امام برگزیده شدی.
پرچمم دستت گرفتی.
یه موجوداتی هستن که اینا «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا» اینا آمریکا، اسراییل مهمترین دشمنان شمااند و اصلاً هم کوتاه نمیان.
شما حتی بگید پیشرفت چیز ماست که تو ادبیات دینی میشه احقاق حق.
اگر بگید این هم هست بدون این به دست نمیاد.
یعنی مثل لازمه.
اون موقع این یه بحثی-- اینم تو معرفت المهدی کردن این بحثو.
که در دورهای که حضرت تشریف میارن چی میشه؟
خب.
خلاصهش اینجوریه.
آبشون میگیرن چلو میشه.
اولا هیچ اتفاقی نمیفته.
فقط جنگا به لحاظ منطقی تبدیل میشه جهانی.
یک.
عرض محضرتون که بعد از ظهور اینجوری میشه.
اولاً جنگها، جنگهای بسیار سختی میشه.
بعد ظهورم میدونید که مرتبهای داره.
یعنی برای-- همان که رجعت مرتبه داره.
یعنی بعضیا رجعت میکنن، شهدا هنوز بعضیا رجعت نکردن.
بستگی به مقامشون فلانشون چیزها، اینا یواشیواش رجعت میکنن.
اینا برمیگردن و بعدش جنگها، جنگهای خیلی خونین مالی میشه.
دیگه میریم تو اوج جنگ.
یعنی میریم دیگه توی دقیقه نود به عبارتی.
اینجوری میشه و بعدش اتفاقی میفته، اون اتفاقاتی که گفتن همه جا بهشت گونه میشه و فلان اینها، این اتفاقی-- بعد از استقرار حضرت و پرچم توحید در همه جا.
بعد چی میشه؟
بعد گرم میخوره حضور عالم.
چونکه این عالم، عالمه.
یعنی فکر کردید مثلاً یه عالم دیگر به وجود صاف از نو آدمی و همین آدم و همین عالم و همین که میزنن حضرتو میکشه و فلان و اینا.
یعنی اینجوری نیست که شما تصور میکنید که مثلاً بعد از حضرت خب چی میشه؟
همه مثلاً دیگه، دیگه رفتیم یک دنیا خوش و خرم تا آخر.
حضرت بیاد نخواد حضرت بیان جنگها میره تو اوجش تازه.
یعنی اینو حواستون به این نکتهی حضور حضرت و ظهور حضرت باشه که ما داریم تازه آمادگی برای جنگای بعدیه، این جنگه.
کسی که الان متوجه نمیشه بازم متوجه نمیشه.
من اینو چند بار تا حالا عرض کردم.
اینجوری نیست که شما بگید الان طرف مثلاً متوجه نشده، بعداً متوجه میشه.
دیگه ما چقدر باید بیانه.
برای همین است که گفتن زمان ظهور حضرت توبه وجود نداره با اینکه دنیاست.
چرا توبه وجود نداره؟
به خاطر اینقدر حجت تموم شده براش.
یعنی باید چی دیگه ببینه الان مثلا توبه کنه؟
هرچی باید ببینه دیده دیگه.
واسه همین کسی که الان توبه نمیکنه بر نمیگرده، حضرت هم ببینه بر نمیگرده.
دقیقا شبیه قیامت خود ائمه تشبیه کردن که "من کان فی هذه اعمى فهو في الآخرة اعمى".
گفتن کسی که اینجا نمیبینه اونجا هم نمیبینه.
الان نمیبینه زمان حضرت هم نمیبینه.
اینجوری نیست که وایسا حضرت بیاد، بیاد دیگه همه مشتاقان اینجوری دارن پا میکوبن برای حضرت.
نه این خبرا نیست.
کسی که الان پا نمیکوبه اونمهم نمیکوبه.
خب؟
یعنی یه تصور کارتونی از اینکه وایسا حضرت بیاد تا من مثلا با آمریکا مبارزه کنم.
حضرت هم بیان نمیکنه.
بله "من قبل الفتح وقاتل".
ببینید کلا ایمانهای پس از فتح یه چیزی هست.
ولی یعنی نمیخوام بگم ایمان نیست.
ولی آیا اصلا ایمانی حاصل میشود یا ایمانی حاصل نمیشود؟
طرف مصفور شده.
خب؟
بله.
یعنی این الان مصفوره الان یا ایمان آورده؟
اگر ایمان کسی بیاره "من بعد الفتح وقاتل" واقعا ایمان بیاره این ممکنه.
ولی این بله ببینید مثل دری-- شما الان همین جوری که میدونید این تو چی هم همینه، تو زندگی هم همینه.
در توبه اینجوری قرقچ، قرقچ، قرقچ بسته میشه.
الان طرف مثلا میرسه آخرش به مثلا پیرمردی.
پیر، پیرمردی میشه و فلان اینا.
حالا میخواد توبه کنه.
توبه قبول نیست اصلا.
قبول نیست معنیش چیه؟
یعنی درصدی قبوله.
بعدش برسه به معاینه که اصلا قبول نیست.
یعنی برسه به اینکه صحنههای اونور رو ببینه.
گاهی اوقات صحنههای اینور رو مدتی اینی که تو قرآن "زيل اولم نعمركم ما يتذكر فيه من تذكر" آیا ما اینقدر عمر ندادیم طرف تذکر پیدا بکنه؟
گفتن یعنی اگه بهش عمر دادیم که تذکر پیدا بکنه، باید تذکر پیدا بکنه دیگه.
مثلا باید چه چیزایی باید ببینه که ندیده الان.
دیده باباش مرده، مامانش مرده، این اون.
دیده که اینجوری جنگیدیم اینجوری شده، نجنگیدیم اونجوری شده، مذاکره کردیم اونجا.
هرچی که باید ببینه، هرچی، هرآنچه که قرار بود ببینه.
معمولا آدم فردی فهمید تو چهل سالگی همه اینا رو دیده دیگه.
قرآن میگه "اولم نعمركم ما يتذكر فيه من تذكر".
انقدر عمر ندادیم که طرف تذکر ب-- آیا ممکنه یه درختی پس از اینکه ساقههاش محکم شد این درخت بازم مثلا یه تغییراتی بیاد؟
ممکنه.
شدنیه؟
تقریبا نه.
لذا اگه کسی بخواد در حقیقت [مکث] خودشو درست بکنه فلان و تذکر پیدا بکنه از همین چیزا تذکر پیدا میکنه و الا تذکر پیدا نمیکنه.
اصلا ما در روایاتها، در روایت همین جوریه که وقتی حضرت میان اعلام ظهور و حضور میکنن یه عده نمیفهمن بازم.
یعنی یه عدهای بازم متوجه نمیشن.
که اصلا ظهور شده.
خب؟
یعنی اینجوری نیست که به، به، ماشاالله ظهور.
اینجوری، اصلا اینجوری نیست یه عدهای نمیفهمن ظهور شده.
یه عدهای زودتر میفهمن، یه عدهای دیرتر، یه عدهای هم نمیفهمن.
خب؟
نه سرداران ببینید من عرض میکنم واقعا اگه کسی بگه اینا ترسوئن اینا رو نشناخته.
ولی یه چیزی وجود داره ببینید "فلاتتل كافرين وجاهدهم به جهاداً كبيراً".
خب؟
یعنی شما جهاد کبیرتون به واسطهی قرآن میتونه انجام بشه.
یعنی شما مثلا ترسو هم نباشید.
دستتونو بذارید به سیم برق.
خب؟
بحث ترسو بودن نیست.
خب شما یه اتفاقاتی میفته.
این که یه هابی یا تفریح یا یه ماژول اضافه رو ما نیست که.
این همونیه که قرآن گفته اگر میخوای نقشهخوان بشی یعنی نقشهها رو پیدا بکنی.
"ولكن كونوا ربانيين بما كنتم تعلمون الكتاب وما كنتم تدرسون".
یعنی به واسطهی این شما نقشهها رو میتونید پیدا کنید.
سنن رو واسطهی این میتونید پیدا بکنید.
من گفتم یه موقع شهید لاریجانی عرض کردم که همین درست قبل از همین جنگ اخیر و شهادتشون.
گفتم آقای لاریجانی این کاری که دارید میکنید جنگ درست میکنه.
خود این کار جنگ درست میکنه.
گفت چرا؟
گفتم یه سنته.
شما به همین م-- مثال گفتم فازو به نول بچسبونید کنتور میپره.
حالا با هر نیتی که این کار رو میکنید.
نیتتون قطعا خیره.
واقعا ماها غبطه میخوریم امثال ماها به امثال مثل زندگی شهید لاریجانی اینا.
با اون نماز شبش، با اون روزههای مداومش، با اون، با اون، با اون، با همه اینا.
با اون اخلاقش، با اون چیزا.
ولی این برای خودش یه کاریه.
خب؟
اگر برای من طلبه واجبه برای امثال اون کسایی که گردنهها دستشونه اوجب واجباته.
که نقشه رو دربیارن.
بخوای با یه نقشهای خدا داره برخورد میکنه.
لذا این سرجمع جواب حضرت عالی این است که، [سرفه] ما به همون پیشه.
اصلا بحث که معلومه احقاق حقه.
خب؟
اون تئوری اصلی احقاق حقه.
ولی احقاق حق رو بدون قتال، میخوام صریح بگم، نه بدون جهاد.
بدون قتال خود خدا ممنوع دونسته و حتی اینی که هی میگه "ألا تُقاتِلونَ قَوماً نَكَثوا أَيمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَطَرَعوا في دينِكُم" این آیات سوره توبه رو ببینید همین آیات ابتداییشو.
دیگه اتفاقا مال همین چیزاست دیگه.
میگه آقا شما مگه نمیخوای با اینا بجنگی؟
آیه دوازده، سیزده رو ببینید "وَإِن نَكَثوا" صفحه ص-صد و هشتاد و هشت "وَإِن نَكَثوا أَيمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم" اگر بعد عهدشون نکس یمین کردن "وَطَعِنوا في دينِكُم" طعنه در دین شما زدن "فقاتِلوا أَئِمَّةَ الكُفرِ إِنَّهُم لا أيمانَ لَهُم" اینا چون ایمان ندارن باهاشون بجنگید "لَعَلَّهُم يَنتَهُونَ".
ببینید یه نکتهای، یه نکتهای آقای رئیس جمهور گفتن.
گفتن که دشمن اگر به شما گفت صلح بکنید رد نکنید.
درسته؟
یادتون هست؟
از نهج البلاغه.
میدونید که این حرف غلطه.
ببینید یه جورایی ما تقطیعاتی میکنیم که تقطیع غلطه.
این همینه.
شما جملش اینه، همون موقع هم اینور اونور جملش اینه که اگر دشمن دقیقاً "ولا تدفعن صلحا دعاك إليه عدو وك ولله فيه رضان" اینه.
این "ولله فيه رضان" قیدشه.
یعنی اگر دشمن تو رو دعوت به صلحی کرد که رضایت الهی بود توش.
یعنی هم صلح بود و رضایت الهی بود.
نه اینی که زد تو گوشت و تا اومدی بزنی بگه آقا صلح.
میگه آقا دیگه صلح دیگه.
گفتن صلح دیگه.
اون که خریته که این.
این اسمش که چیز نیست که.
بعد به راحتی عبارت نهج البلاغه با تحریف میشه ادبیات رسمی کشور.
آقا "ولا تدفعن صلحا دعاك إليه عدو وك ولله فيه رضان" یعنی رضایت الهی هم توش باشه.
چون رضایت الهی تو این نیست که بزنن تو گوشت بعد بگی که بعد طرف بگه آقا بسه صلح.
بگی باشه دیگه ص-- باز در میزنه تو گوشت آقا صلح فلان.
میگی باشه دیگه گفتن والا.
آقا یه جوری بگید که حضرت [خنده] علی با ما مثلاً رابطهش خراب نشه.
اینجوری که فکر کنیم ما رو بی عقل فرض کرده.
خب؟
یعنی چی که مثلاً اینجوریه آقا "ولله فيه رضان" رضایت خدا تو این نیست.
رضایت خدا تو اینه که چیه؟
بجنگ "لَعَلَّهُم يَنتَهُونَ".
بله بجنگ تا ول کنن.
نه اینکه بجنگ چون ما هم بجنگیم.
دیگه منم عصبانیم.
دیگه بجنگ تا بزنیم.
اینجوری نیست.
بجنگ تا ول کنن بالاخره.
و بدون جنگ ول نمیکنن.
بدون جنگ ول نمیکنن.
من اینجا این نکته رو بگم.
این پادکست اخیر رو هم گفتم.
فرق است بین آتشبس و مذاکره.
این یکی از این مغالطاتیه که داره میشه.
چندین تا مغالطه خیلی زیاده هی داره می...
ببینید آتشبس گاهی اوقات ضرورت میدانه.
این سوره انfal اینو گفته.
شایدم من گفتم خدمتتون که یه چیزی بود به نامی که باید آتشبس میشد.
یعنی بدم برای ما نبود.
برای این، یعنی دوستان پدافندی استقبال هم میکردن از این قضیه.
آتشبس یه بحثیه که "إلا متحرفاً لقتالنا متهیئاً إلى فتن" هست.
مذاکره یه چیز دیگهست.
یعنی شما میری با قاتل امام المسلمین میشینی مذاکراتی میکنی که خودت میدونی نتیجه نداره و قرآن هم میگه نتیجه نمیده.
یه بحث دیگهست.
اینی که ما اعتراض کردیم به عزیزان، به خودشونم اعتراض کردیم و گفتیم همون موقعی که داشت این اتفاق میفتاد به خود عزیزان گفتیم محال ممکنه شما نتیجه بگیرید.
گفتن چرا؟
گفتم چون خدا نمیذاره.
چون خدا نمیخواد.
چون رضایت نداره.
ببینید یه مغالطهی دیگه.
میگن ما میز مذاکره رو میکنیم ابزار مبارزه.
این صد درصد غلطه.
میز مذاکره رو اگه خدا بپسنده که تو بری پشتش بشینی باید بگی من اینو میکنم ابزار مبارزه.
اگه خدا نخواد که همچین چیزی رو شما بری پشتش.
خب؟
اصلاً شما نمیتونی یه ابزار نامشروع بکنی که مثلا ابزار مبارزه.
شما حق چنین کاری نداری.
میگه فقط میجنگی، فقط میجنگی اینجا.
بعدش میگه "ألا تُقاتِلونَ قَوماً نَكَثوا أَيمانَهُم وَهَمّوا بِإِخراجِ رَسولِهِم بَعدَ أَوكوٗم أَوَّلَ مَرَّةٍ" بخصوص ببینید عزیزان این یه نکتهایه.
چرا الان به صداوسیما اعلام کردن که حرفای امام شهید راجع به چیز نقل نکنید، ن-- پخش نکنید.
خب؟
راجع به اینکه مذاکره با آمریکا شرافتمندانه نیست، عزتمندانه نیست.
گفتن اینا رو پخش نکنید.
میبینید پخش نمیشه دلیلش اینه.
اونایی که باید بگن.
حالا برای خود آقای پزشکیان هم گفت.
باز دوباره به چی گفتن این بزن که خوب میزنی رو خیلی نکنید.
هی، هی چیز نکنید.
ما داریم خب مذاکره میکنیم یعنی چی بزن که خوب میزنی.
خب؟
برای همینه.
ببینید شبکههای اصلی دیگه پخش نمیکنن یا خیلی کم پخش میکنن.
چرا؟
دلیلش اینه الان چی من خیابان، خیابان، خیاب-- یعنی میبینید اینا همش تو صداوسیما معنا داره.
شما چرا صداوسیما نخوند یه بخش عمدهای از پیام ااا از اهار رو چرا نخوند؟
دیدید که نخوند.
یعنی هم تو زیرنویس چیز کرد البته اینا یه نوع تست فضاست ها.
میخوان ببینن که فضا چقدر میکشه.
این سهوی نیست ها اینا.
میخوان ببینن فضای کشور چقدر میطلبه.
خب یعنی شما بگی آقا خطای چی در مسئولین خط-- این اولین باری بود که [خنده] رهبر گفتش ایجاد خطای محاسباتی در دستگاه مسئولین، خب.
تا حالا آقا میگفتن که خطای محاسباتی دشمن رو مسئولین جواب بدن مردم.
اینجا خیلی شمشیر رو [خنده] به ایشون از رو-- واسه میگم نسخه جوان خمینیه به خاطر همینه که ایشون گفتش که ایجاد خطای محاسباتی در دستگاه فکری مسئولین، خب.
بله خب این یه چیز طبیعیه.
ما اینا رو چیز طبیعی هم میدونیم.
این به معنای ضعف چیز نیست.
امام فعلی ما شروطی گذاشته که ما با خود تیم مذاکرهکننده وقتی صحبت میکنیم میگیم میشه این شروط رو اجرا بشه؟
میگن نه.
میگم خب معنیش یعنی چی؟
یعنی نکنید دیگه.
یا باید شروط رو رد کنید یعنی ازش بگذرید خب میشه برجام.
یعنی به قدری این شروط سختگیرانهست، خیلی عجیبه شما تحریمهای اولیه رو بردارید، تحریمهای ثانویه رو هم یعنی هرکی با ما ت-- رابطه داشته اونم تحریم شده، اونم بردارید.
تنگه هرمز هم برنمیگرده به حالت قبل.
محاصره دریایی هم برمیداری.
قرارات ما رو هم میدی.
از اینجا هم گم شوری بیرون.
[خنده] به عهدت ساحات هم که هست دست به لبنان نمیزنی.
اگر اینجوری شد تازه غنیسازی هم به رصد-- اگه اینجوری شد راجع به مواد غنی شده باهات حرف میزنم که میخوام چی بگم؟
میخوام بگم نمیدم.
[خنده] نه اینه دیگه.
من میدونم خب من اطلاع، اطلاعات دارم.
باهات حرف میزنم تو اون حرفه بهت میگم نمیدم.
تهش اینه که من این کارا رو انجام بدی، این ده تا کارو انجام بدی، من تهش جلو چشت رقیقسازی میکنم نگه هم میدارم.
یعنی میکنمش سه درصد، پنج درصد جلو چشت و اینو من که نمیدم که.
برای همینه ت-- ترامپ گفتش من نمیدونم صد لاشخال ریختم اصلا دیدم-- معلوم نمیشه.
خب یعنی یه کاری داریم میکنیم که معلومه نمیشه.
خب اینو آدم باید بفهمه دیگه.
یه شروطی گذاشتن خودت میگی نمیشه.
خود تیم میگه نمیشه.
ما یکی از دعواهایی که با تیم مذاکرهکننده داشتیم که دعوامون که آقا تو رو به اون خدا یه کمیته جنگ روانی بذارید.
بعضیا فکر میکنن ترامپ دیوونهست.
حالا هی بگو دیوونهست.
اینکه تو-- ترامپ استاد جنگ روانیه.
بعد معلومه خودش نیست.
معلومه که یه گروههایی هستن که دارن بهش کمک میدن.
یعنی اینجوری داره با-- مثلا اینکه ما تصمیم میچرخونیم، اینجوری بازی میده ملت رو.
بازارو بازی میده، اونو بازی میده، مسئولین ما رو بازی میده.
بعد مسئولین ما بدون اینکه یه کمیته جنگ روانی داشته باشن یه تو به این نمیگن.
خب این چیه دیگه؟
شما خیلی وقتها من عرض کردم رجزخوانی بخشی از جنگه.
بعضا فکر کردن ما دیگه خیلی مؤدب شدیم توی با-- آقای ترامپ فرمودن فلان.
بعد از اونور میگیم که ما کی گفته میخوایم مسئولین آمریکای اسرائیلی رو بکشیم؟
ما اصلا نمیخوایم بکشیم.
شما بیخود میکنی.
امام المسلمین رو کشتن برای چی نمیخوایم بکشیم؟
الان هر کسی تو این نظام فناورانهشون، چی ихشون فلان هست، این باید بدونه باید کشته بشه.
یعنی چی که ما امام المسلمین رو کشتن؟
بعد امام جدیدم تهدید میکند و چیزای زشتی نمیدونم شما مصاحبه ترامپ با-- اونو خوندین با مصاحبهگر و حرفای زشتی راجع به امام المسلمین داره میزنه که لاحق به آغاب و اسلاف خودشه.
دیدید دیگه؟
اگه ندیدید که ندیدید.
و دارن و کد میده دیگه.
الان اون بحثی که راجع به آقا مجتبی طرح شده و همه خبرگزاریها دارن میرن روش، داره راجع به امام شما داره میگه من شرمندهم نمیتونم بگم.
داره میگه گِیه، خب و اینو دارن پر میکنن الان شبکههاش.
الان صداوسیمای ما چیز کرده، متوقف کرده، چی نکرده و اینا الان همه جا رو پر کردن توی رسانههای خودشون.
یعنی داره به لجن میکشه، خب و داره این حرفا رو میزنه به امام.
امام المسلمین شما در خطر جانیه و این میگه آقای ترامپ ما نمیخوایم بگیریم پاچهمون.
نه برای چی؟
باید به حیثیت طرف همه جوره لطمه زد.
بله.
خب.
من میخوام اینو بگم.
ببینید اصلا بحث برکناری نیست.
اینی که میگه [آیه قرآن] بابا اینا رو که من نمیگم که.
اینا رو قرآن میگه، خب.
میشینن انقدر دَبل میدن.
من حتی این آیه رو فکر کنم یه بار براتون گفتم که در برخوردم با امیرعبداللهیان سر همین آیه.
امیرعبداللهیان گفت این آیه مثلا اینا با ما همین کارو میکنن ظاهرا.
متخصص اطاله این کارن.
بعد نتیجه چی میشه؟
اینور یخ میکنن سرد میشه میدان فلان میشه، چی میشه.
بعد میرن تو جنگ زیر آستانه.
یه سری-- واضحیه.
میرن تو ز-- دقیقا Sub-threshold اصطلاحا.
میرن تو جنگ زیر آستانه، تو جنگ زیر آستانه میزنن، میزن-- بعد یمن رو از اون جدا میکنن، از فلان جدا میکنن، از فلان میگیرن.
بعد علی به اونا هوسش باز دوباره.
بعد حالا باز دوباره یه عده ت-- واقعا تصورشون اینه که ما نتیجه میگیریم و ما همانطور که خون میدیم آبرومون هم میدیم.
خون دلمون-- بابا کی گفته اصلا شما این مسیر رو برید؟
نکتهش همینه.
این مسیر-- ببینید بعضیا میگن خب نجنگیم چیکار کنیم؟
نجنگیم، مذاکره نکنیم چیکار کنیم؟
مذاکره نکنیم هزارتا کار دیگه بکنیم.
الان شما، ببخشید الان شما مگه از کجا نتیجه گرفتید؟
تنگه هرمز رو از جنگ نتیجه گرفتید یا از مذاکره؟
از جنگ نتیجه گرفتید.
تا کی بجنگیم؟
ببینید اینو بیارید این با اینکه اجازه بدید، اجازه بدید.
نه خب اینجوری نیست.
این یکی از اشکالات منطقی و مغالطات این داستان اینه که ما اگه این کارو نکنیم با مذاکره تصمیم، با مذاکره پیچیده میکنیم فقط.
همین الان تیم به شدت پیچیده شده و مبهم شده براش که دیگه می-میگن واقعا ما نمیدونیم دشمن چیکار میخواد بکنه، چیکار بکنیم.
ببینید تو یه تله تصمیمگیری افتاده.
من اینو بارها اینو عرض ک-عرض کرده بودم خدمتتون که شما یه موقع میرسید به پیچیدگیهای عصیان.
بعد باید مسئلهی پیچیده حل بکنید.
یه موقع میآها من اسرائیل و آمریکا فلان اینو ناوه اینو میزنم، اون کار رو میکنم.
بالاخره تصمیم واضحه.
الان تقریباً تصمیم کاملاً ناواضحه.
کجا رو بزنیم؟
چرا بزنیم؟
چقدر بزنیم؟
از کی انتقام بگیریم؟
کاملاً تصمیمات ناواضح طرف داره میگیره.
چرا؟
چون که ببینید من بنده ام حرفم این نیست که بگیریم تیم خودی رو بزنیم و...
حرف اینه ببینید اینکه کار غیرعاقلانهایه.
حرف اینه که آقا این شروط رهبری رو که محوره اینو هوا کنید بیارید بالا.
من یه موقعی گفتم، گفتم اینم من تو قرآن بهتون نشون-- اتفاقا امروز میخواستم نشون بدم [مکث] این نکتهای که اگر کسی این جایگاه رو خراب کرد، بخواد برگرده باید ویزا بگیره برگرده.
چون نمیتونی-- من گفتم شما نمیتونید با هر کسی اتحاد بکنید، وحدت بکنید.
وحدت حول اینه.
مگه اینو میپذیرید وحدت کنید؟
نه اینکه با همدیگه اتحاد بکنیم، دادرو بندازیم بیرون.
با هم اتحاد بکنیم انقلاب رو بذاریم زمین.
با هم اتحاد-- [خنده] چه اتحادیه؟
اتحاد حول محور این باز دوباره این آب داره میده.
کولر اینا چیزیه.
نه چیز نکن.
خاموشش نکن.
خنک میشیم.
[خنده] یه چیزی بذارید زیرش.
بله؟
توبه باید بکنه.
چی؟
توبه باید بکنه.
بله.
نخیر اونجا، اون من نمیگم توبه باید بکنن اینا.
شما در آیات قرآن دارد که شما نمیتونید جایگاه رو خراب بکنید بعد بگید آقا من برگشتم دیگه، ما دیگه برگشتیم.
شما باید طی یک فرایند و پروتکلی دهنت سرویس بشه تا به رسمش برگرده.
چون بیخود میکنه جایگاه رو خراب میکنه.
خب؟
نه شما نمیتونی جایگاه-- ببینید ماها شوخی کردیم انگار با این جایگاه.
میگم من میتونم این جایگاه رو خراب بکنم.
بعدش هم میگیم آقا، آقا اومدیم.
شما سوره فتح رو ببینید.
میخوام بهتون بگم این جایگاهه که تنازع رو برمیداره، جایگاه ولایته تنازع رو برمیداره.
س-- نه اجازه بدید.
سوره فتح رو ببینید.
صفحه پونصد و دوازده رو ببینید، آیه پونزده شونزده.
بعد سوره مبارکه توبه رم ببینید.
در سوره مبارکه توبه میشه آیات بله، میشه آیات شصت و دو و نود و شش.
نود و پنج، نود و شش.
ببینید میگه که "سیقول المخلفون اذا انطلقتم الی مقام ولن تأخذوها ذرونا نتبعکم" اینا به زودی میان به شما میگن آقا بالاخره غنیمتی شد و انتخاباتی شد و چیزی شد و به هر حال با ما هستین دیگه.
با ما هستین.
"ذرونا نتبعکم" آقا اجازه بدید ما دیگه تبعیت میکنیم از شما و...
یعنی جنگها پیروز شد.
خب.
به یه دستاوردهایی رسید.
میان میگن "ذرونا نتبع".
"یریدون ان یبدلوا کلام الله" اینا میخوان کلام الله رو تغییر بکنن.
چون که اجازه، اجازه نیست شما برگردید.
"قل لن تتبعونا" بهشون بگو که دنبال سر ما راه نیفتید.
خب.
دنبال سر ما راه نیفتید.
"کذلک قال الله من قبل" در مورد شما قبلاً خدا اینو گفته.
"فسیقولون بل تحسدوننا" اینا حسادت میکنند به شما.
یه همچین میگن "ولکن لا يفقهون الا قليلا قل للمخلفین من derrière" حالا به اینا بگو بله، میخوای بیای هزینهش رو بده.
هزینه بده میخوای بیای.
"قل للمخلفین ستدعون الی قوم اولی بعث شدیدا تقاتلونهم حتی يسلموا" در صحنه جدید ببینم چیکار میکنیا.
بریم جنگ.
یه صحنه سنگین باید باش- تو پدر جامعه رو درآوردی.
خب تو یه صحنه سنگین بیا یه دونه امتحان پس بده بعد تشریف بیار داخل.
یعنی حول محور ولی یه دور دیگه ویزا بگیر بیا داخل.
نیای وگرنه میدونید چی میشه؟
اسمش میشه ماسمالی.
ماسمالی جایگاه ولایت.
کما اینکه انقدر مسئله ولایت تو ذهن ما اومده پایین، جاش واقعاً اومده پایین.
الان از مینا بیشتر میگن یا از خونخواهی امام شهید؟
مینا چیز ربطی نداره اینا به هم دیگه.
ببینید همه دارن میگن میناب اینجوری میناب، میناب، میناب، میناب.
بابا اونا هم واقعاً چیزه.
به من بگید با اون ذهن پلیسیم میگم میناب رو زد برای اینکه کلاً ذهنا رو از امام شهید وردارن، از بحث خونخواهی وردارن.
ذهنا همه م-متوجه میناب شد.
حتی تو کنفرانسهای بینالمللی این کیف میناب رو بردن.
همه جا میگن میناب.
روی این تیشرتهای ورزشی میناب، ورزشکار، وزنهبردار، میناب.
آها ببینید تو خ-- اجازه بدید همین اینجا هم نمیگیم.
حالا دارم عرض میکنم.
میخوام بهتون بگم انقدر چیزه شما پرچم میبینید خونخواهی امام شهید رو بعضاً رو بعضی از پلاکاردها میبینید.
خب؟
ضمن اینکه ما میتونیم به جامعهی مخاطب خودمون که این کاملاً خلاف همهی پروتکلهاست.
میدونید که نیرو نظامیشو میری ولی رهبری که نمیشه زد که.
خب؟
اونم رهبر مذهبی، مرجعیت فلان اگر بزنه طرف باید تاوان بده.
ما با اون اینی که محوره ما رو زده الان باهاش انگار کنار اومدیم.
با اینی که محور ما رو زده کنار اومدیم.
یکی از بحثا چون تشییع گناه اخیره نه دیگه.
حالا ما رو توی جلسهای هم دعوت کردن جلسه تشییع بهشون همونجا گفتیم آقا بالاخره مسئله خونخواهی امام شهید رو که موتور محرک بود برای یا لثارات الحسین و همیشه خونخواهی امام یه موتور محرک بوده برای بحث ظهور.
آقا خونخواهی امام شهید رو لااقل کنار این پرچم، پرچم یا لثارات الامام و یا لثارات الحسین و اینا پرچم قرمز باید بره بالا.
امامو زدن.
بعد ما الان تقریبا میدونین که این اختلال ایجاد میکنه به زودی.
ببینید وجود آقا مجتبی برای ما در حقیقت قطبی داره میشه و دیگه داریم عادت میکنیم به این حالت.
و میدونید چرا اختلال ایجاد میکنه؟
چون که ما مبنامون مبنای امامت امته.
وقتی یه رابطه با امام دیگه هی قطع میشه، قطع میشه، قطع میشه، قطبی میشه، اینجوری میشه، این به شدت اختلال ایجاد میکنه تو رابطه.
شما امام المسلمین رو داشته باشی بیاد بره ببینیم حرف بزنه با جامعه فلان.
امام المسلمینه الان ایشون.
ببینید یعنی ما خودمون چیز نکردیم بگیم آقا کمربند انتحاری میبندیم این ور اون ور عالم کمربند انتحاری میبندیم، میکشیم هرکی بخوان نگاه چپ به اماممون بکنن.
خب؟
زنجیرههای انسانی تشکیل میدیم.
چجوری ما زنجیره مثلا دور اینا نیروگاه فلان تشکیل دادیم.
ما شوخی نداریم.
ما کسی به امام المسلمین چپ نگاه بکنه ما این کارو.
اونم که تا کجا آخرش میگن که [نفس عمیق] این آیه رو هم ببینیم و دیگه تموم.
اونجا بحثش هست دیگه تو سوره انfal.
اگر ان جنحوا للسلام فاجنح لها وتوکل علی الله.
اگه دستشو باز کرد بغل کرد گفت غلط کردم.
این آیات بعد از آیه و اعد لهم ما استطعتم من قوة یعنی شما اگه واقعاً این کارو کرد گفت غلط کردم، دستشو باز کرد شما قبول کن.
و الا تا اون موقع اگر نجنگید شما آبروی خدا رو دارید میبرید.
خدا میگه من میگم شما برید بجنگید بابا نتیجه با من.
شما میگی نه اینجوری که نمیشه که.
اگر ضرورت میدان باشه یه بحث دیگهست.
ولی یه موقع هم نه من خب دارم با اینا صحبت میکنم، جلسه دارم با اینا.
ما ضرورت میدان نیست.
میگن یهویی اگه این کارو بکنه، اون کارو بکنه چی میشه؟
اینجوری میشه بحث.
همهش ضرورت میدان نیست.
فقط در مورد غدیر مجدد این آیات سوره مائده رو ببینید.
حالا اولشو ببینید.
این حرف، حرف بسیار مهمیه در بحث عبادت انقلابی.
حرف مهمیه که وقتی آیه سه هی میگه الیوم، الیوم، الیوم.
الیوم یکی از الیوماش اینه.
الیوم آیهی پنج رو ببینید صفحه صد و هفت.
میگه الیوم احلل لكم الطيبات.
میگه طيبات امروز حلالند.
یعنی يوم، يوم ولایت که بشه تازه طيبات حلاله و الا طيبات ریختی تو جوب طيباتو.
خب؟
یعنی آبو بریزی پای درخت میشه سر جاش ریخته.
شیلنگو برداری اینجوری بپاشی رو هوا هدر میشه.
میگه الیوم احلل لكم الطيبات.
این آیه پوست مفسرین رو کنده.
برید تفسیر ببینید.
ولی خیلی واضحه.
بحث عبادت انقلابی یادتون هست جلسه پیش میگفتم؟
الیوم احلل لكم الطيبات.
امروز طيبات حلاله.
یعنی چی؟
یعنی به کارکرد و داراییهای واقعی خودش میرسه.
یعنی اقامه میشه.
طيبات و اینا شما غذا خوردی.
غذا خوردن که حیوانات هم غذا میخورن.
نه.
بعد و طعام الذي نذبت الكتاب حلل لكم و طعامكم حل لهم.
الیوم دیگه شما با مسیحا قره قاطی هست اون مهم نیست.
که هی حالا بعضیا افتادن میگه خشکبار باشه یا مثلاً، مثلاً غذای تب-تب-طبخ شده هم باشه مثلا حلاله یا خشکبار باشه حلاله.
این اصلاً بحث فقهی نیست الان اینجا.
بحث اینه که شما غذاهاتون برای همه-- ما اگه داشتیم میگفتیم خطکشی، خطکشیش به خاطر این بوده که شما داشتید ولایی عمل میکردید، اونا ولایی عمل نمیکردن.
حالا ولایی ولایت هم باشه با هم بچرخیم طعام.
چونکه میدونید طعام شما بر اونا حلاله معنی داره.
طعام اونا برای شما حلاله.
ببخشید طعام اونا برای شما حلاله معنی داره.
طعام ما بر اونا حلاله که چه معنی داره؟
مگه اون فکر میکرده طعام ما حرومه یا حلاله؟
این که بحث فقهی نیست که میگه طعام الذین أوتوا الكتاب حل لكم وطعامكم حل لهم.
طعام ها یعنی اختلاف دیگه مهمه شما ولایت بالا باشه.
اینی که بعضیا ولایتو ترجمه میکنن به شیعهگی این خیلی اشتباس.
ولایت یعنی ولایت یعنی ولایت یعنی عنصر اقامه.
اون عنصری که اقامه میکند.
من اینو بارها عرض کردم شیعه تا مدت-- بعدش ببینید والمحصنات من المؤمنات زنان پاکدامن امروز حلالن.
یعنی چی؟
قبلاً زنان پاکدامن حروم بودن؟
نه.
یعنی داره میگه زن پاکدامن یعنی ازدواج تو یوم الولایه میفته توی مسیرش.
یعنی خب حیواناتم ازدواج میکنن دیگه.
حیوانات چیکار میکنن؟
حیواناتم ازدواج میکنن.
اونا هم نکاح دارن.
اونا هم یه محدوده ای رو پوشش میدن.
همه این کارا رو میکنن.
یوم وقتی که یوم ولاهته چیز میشه.
قبلاًها شیعهگی معنیش این نبوده.
شیعه باید میرفتی سایت shiia.com یوزر پس میگرفتی، کار میگرفتی دهنت سرویس میشده رسماً.
این اسمش شیعه بوده.
الان چجوریه؟
مثل سایت جانفدا میمونه.
میری یه یوزر پس میگیری میشی جانفدا.
بعد میگی الان جانفدا میگه آره.
میگه جان فدا میکنی؟
نه [خنده] مال فدا میکنی؟
نه.
چی چی الان چیکار میکنی؟
میگه سایت ثبتنام کردم.
الان به شما ارجاعی شده کاری تا الان؟
گفتم که نشد.
ما هم که ثبتنام که همه خانواده با هم ثبتنام کردیم.
خانواده خوبه بعد، بله ما هم هرچی خط داشتیم ثبتنام کردیم.
یعنی خیلی جانفداییم.
چون هزینه ای نداره جانفدا بودن اینجوری.
خب؟
تهش اینه که میخوایم بیاییم پرچم تکون بدیم و بریم تو چیز.
ولی این نبوده.
یعنی طرف وقتی میگفت من شیعهام باباش در میاومده.
اون روایت امام رضا رو یادتون بیاد.
اون روایت، روایت مهمیه.
یادتون هست که اون روایت رو که شصت روز میرن خدمت امام رضا اینا.
هی میگن ما شیعهایم، شیعه.
بعد امام رضا رو آخرش میگن اگه میخواستید محب میآ-- آقا محبیم.
میگم خب بیا تو.
خیلی خوبه آدم محب باشه ها ولی الکی نوشابه از خوشوا نکنه.
بعد میگن که خب شیعه که مقداد بود، سلمان بود، ابوذر بود، الذين لم يخالفوا في شيء من أوامره.
یه امر علی نمیذاشتن زمین بیفته.
اینا شیعه بودن.
خب؟
این شیعهای که ما داریم یه مجموعه ای از معارفه که چیز میکنیم.
چند تا امام داریم؟
میشناسی؟
گفت، گفت ببینم میشناسم [خنده].
اصلاً چه، اصلاً چه فایدهای مثلاً الان ما مثلاً الان چهارده-- دوازده تا امام داریم که مثلاً یا مثلاً پونزده تا، خب؟
الان، الان به چه، به چه دردی میخوره این برای من، خب؟
یعنی یه دستهای از معارف.
در زمینه جبر و اختیار نظرتون چیه؟
در زمینه علم چیز نظرتون چیه؟
همش هم اختلافه بین خود همین علمای ما.
یعنی تنها مسئله غیر اختلافی توحیده، خب؟
تازه اون توحیده مثلاً چیه و اینا.
حالا میخوام عرض بکنم که اگه یه دسته از معارفه خب این که هزینه نداره [خنده].
این همون سایت جانفدائه.
نه جان توش فدا میشه، نه مال توش فدا میشه، نه آبرو، نه زحمات، خب؟
این، اینجوریه و حالآنکه اگر دین اقامه بشود شما دیگه همه چی حله.
لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ.
اینی که آیات ولایت، طعام God شصت و هفت، شصت و هشت و اینا.
و لو أنهم أقاموا التوراة والإنجيل وما أنزل إليهم من ربهم لأكلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم.
و دیگه از اون دیگه جشنم هست.
بفرمایید.
میدونید شما باید چیکار بکنید؟
نه، نه، نه.
یه کار مهم شماها میتونید بکنید و اون اینکه محور وحدت رو اقامه کنید.
یعنی شروط رهبری رو انقدر بلند نشون بدید که کسی دیگهای اگر خواست کار دیگهای بکنه، خب؟
یه طرحیه نمیدونم حالا خائنه، خائن نیست اصلاً به این بحث کاری ندارم.
ما واقعاً یه دورههایی خائن داشتیم.
من الان خودم بیّنه بینا و بین الله چون خائن نیستن خیلیاشون.
لا اقل اونایی که ما میشناسیم اینا آدمای دلسوزین ها، فقط مرض قلبی داره، خب؟
یعنی ما نسبت به مو-مذاکره کنندگان بدبین نیستما خیلیا.
نسبت به مذاکره، این پدیده رو نمیشناسه.
یعنی واقعاً فکر میکنه میتونه از آب دربیاد.
حالا شما این شروط رو انقدر چیز بکنین که اگر کسی خواست رد شه معلوم شه.
یعنی گیتها بوق بزنن، خب؟
گیتها بوق بزنن.
در مورد تعطیلی مجلس کار بدیه.
به خصوص اینکه اطلاعرسانی نمیشه.
به خصوص چی میشه؟
ببینید اصلاً اینکه با ما حرف نمیزنن کار بدیه.
مجلس همه راجع به-- البته اینو من چون میدونم یه بخشیشو آقا داره مدیریت میکنه تنگه رو.
الان چون اینجوریه یه مقداری ممکنه فعلاً بشه اغماض کرد از این قضیه.
ولی تصویر بدیه بله.
اِممم چون که من یه موقعی گفتم دیگه مثلاً اگه الان چیز و اینا مثلاً اگه پاکستان میگه که حالا من جیکجیک میکنم برات تخم کوچیک میکنم برات بذار برم دیگه مثلاً.
میگن آقا تو بیست و پنج تا برو مثلاً.
تا انقدر برو مثلاً از این چیزا.
یه خورده بره تو قاعدهها، قاعدهها فعلاً چیز میشه.
ولی میتونه مجلس تشکیل بشه سفورتی اینا هم چیز بکنن.
حالا حدود و چیزاشو بذاره بعداً.
همه رو مطالعه بکنین.
به خصوص شروط رهبر رو مطالعه بکنین.
مجلسم مطالعه بکنین.
بیاییم آقا مجلس ماست دیگه الان.
خب اینو بازش کنید.
میخوان سفورتی ببرن تنگه رو قانونی کنن، بکنن.
مگه میخوان با تمام چشم، چشم.
مگه میخوان با تمام زحمت قوانین پایین دستیش این کارو بکنن؟
خب نمیخوان بکنن که.
اصلاً نمیتونن این کارو بکنن.
یعنی انقدر ظرفیت نداره مجلس طرحها و لوایحش.
میخوان این کارو بکنن.
به نظر من خیلی طبیعیتر بدون اینکه انقدر تشنج درست بکنن میشد این کارو کرد.
ببخشید دیگه نوبت به جشن.
صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرین.
اللهم صلي على محمد و آل محمد.
انشالله این همه اینا نتیجه بشه که بر شعور ما افزوده میشه انشالله.
[خنده]