ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

سلام عرض می‌کنم خدمت بینندگان محترم و فرهیخته شبکه چهار سیما.

امیدوارم شب خوبی رو سپری بکنید.

امشب شب اول ماه مبارک شعبان هست و امیدوارم که همه ما بتونیم از برکات معنوی این ماه عزیز بهره‌مند بشیم.

پیشاپیش اعیاد شعبانیه رو هم تبریک عرض می‌کنم خدمت شما.

اممم، امشب ما در برنامه سوره به مناسبت، اممم، کلمه و واژه و تعبیر جدید و زیبایی که رهبر انقلاب در سخنرانی روز مبعث‌شون فرمودن و مفهوم جدیدی خلق کردن و تبیین کردن، میخوایم صحبت کنیم و اون مفهوم، مفهوم ایمان ابوذرساز یا ایمان ابوذری بود که خب یه شرح مختصری هم رهبر انقلاب در سخنرانی‌شون از این مفهوم ارائه کردن.

ما خب در شرایط در واقع نبرد با رژیم صهیونیستی و آمریکا که هنوز هم ادامه داره به سر می‌بریم و به نظر می‌رسه که تعبیر رهبر انقلاب ناظر به شرایط امروز ما گفته شده.

امشب در خدمت جناب حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان هستیم که دعوت ما را امشب پذیرفتند و قصد داریم که در مورد مفهوم ایمان ابوذری یا ایمان ابوذرساز از دیدگاه قرآن کریم و نهج‌البلاغه و سیره اهل بیت علیهم السلام با ایشون گفتگو بکنیم.

سلام عرض می‌کنم خدمت شما حاج آقا قاسمیان.

خیلی خوش آمدید به برنامه سوره.

یه گفت‌وگوی اولیه‌ای با بینندگان ما داشته باشید تا بحث رو آغاز بکنیم انشاالله.

بسم الله الرحمن الرحیم.

من هم خدمت شما آقای شعبه فیروزیانی عزیز- تشکر.

آقای دکتر و شما سلام عرض می‌کنم.

تبریک عرض می‌کنم به بینندگان عزیز خوبمون، بینندگان فرهیخته شبکه چهارم سلام عرض می‌کنم.

بنده هم به نوبه خودم هم اعیاد شعبانیه رو تبریک میگم.

البته بزرگان ما در ماه شعبان به خصوص توصیه به مناجات شعبانیه که از تابناک‌ترین مناجات‌های اهل بیت هست، از مستندترین‌شون.

خلاصه به این مناجات هم توصیه می‌کنم که تو این ماه از دست ندیم.

در خدمت بینندگان عزیزمون هستیم انشاالله بحث خوبی رو بتونیم بکنیم.

انشاالله، انشاالله.

حاج آقا قاسمیان، [نفس عمیق] رهبر انقلاب در این سخنرانی در واقع روز مبعث خب همونطور که عرض کردم یک در واقع مفهوم جدیدی در واقع خلق کردن.

حالا ایشون در طول سال‌های رهبری‌شون که- بله.

استاد واژه‌سازی و گفتمان‌سازی و این‌ها بودن.

یعنی واژگان گفتمان‌ساز.

بله.

این هم یکی از آخرین‌هاش بود.

که خب حالا سوای حالا بحث در واقع بحثی که خواهیم کرد راجع به مفهوم ایمان ابوذری، من خودم احساس می‌کنم در زمانه‌ای که حالا بعضی از خواص یا بعضیا یه خرده محافظه‌کارتر شدن، ایشون انگار روز به روز داره انقلابی‌تر میشه.

[خنده] یعنی تعابیر، سخنرانی‌ها، واژگان نشون میده که رهبر انقلاب هر روز داره انقلابی‌تر از گذشته میشه و این تعبیر هم خب به نظر می‌رسه حکیمانه، فکر شده، آگاهانه از این تعبیر استفاده کردن.

بله.

و از قاعدتاً این ایمان ابوذری یک ظهور و بروزات خاصی در رفتارهای انسان، انسان‌ها هم باید داشته باشه.

حالا می‌خواستم اولاً تحلیل شما رو از اینکه ایشون چرا اساساً ایمان رو متصف کردن، متصف کردن به ابوذر.

ابوذر چی بود؟

چه ویژگی‌هایی داشت؟

اینو یه بحث بکنیم ابتدا.

خب مجدداً بسم الله الرحمن الرحیم.

من اول جناب ابوذر رو یه کمی توصیف بکنم.

بله، بله.

تو این توصیفه شاید دربیاد این ایمان ابوذری چیه.

ببینید جناب ابوذر از طرفی خب اون مدال افتخاره که "ما أغلّت الخضرا ولا أغلّت القبرا علی رجل استقم أبي ذر" در حقیقت.

"ذي لهجة من أبي ذر" که هیچ آ-- آسمانی بر فراز شخصی و زمینی در زیر پای شخصی صادق‌تر از لهجه ابوذر ما نداریم.

این مدال افتخار بزرگیه و اینی که پیغمبر خدا گفتن خیلی عجیبه که میگن از این بالاتر ما نداریم.

خب؟

لابد دارن در رؤیا میگن ولی مطلب مهمیه.

صداقت.

صداقت یعنی با لهجه صداقت، صداقت‌مونه.

ظاهراً بی‌مداحنه، بی‌ماسمالی در حقیقت.

یعنی دیگه همه جوره پاکار در حقیقت پیغمبر بوده که حالا توضیح خواهیم داد.

"فجعلهم صدقوا ما عاهدوا" اهست.

"صدقوا ما عاهدوا الله علیه" این صداقته فقط این نیست که راست می‌گن.

خیلی‌ها راست میگن و دروغ نمیگن.

نه، یک تعریف صداقت خاصی هم در قرآن هست که اونایی که پاکار وایسادن و مجاهدت دارن می‌کنن، اونا رو میگه صدقو.

اونا رو میگه صادق.

کلامی فقط نیست.

نه.

اصلاً عبارات قرآن چند جا به عنوان صادق، صدقو، صادقین در حقیقت و عبارت‌های این شکلی رو وقتی به کار می‌بره تو صداقت عملی- عملی آها.

داره نشون میده.

تو فعل داره این‌ها رو نشون میده.

ببینید جناب ابوذر کلاً بعد از پیغمبر خدا و بعد از رخت شهادت گونه خودشون در اون بیابان ربذه بعد از تبعید، ااا نماد مقاومت بودند و نماد مبارزه.

ببینید از قیام مختار گرفته که اینا کلاً همیشه نام ابوذر به عنوان یک تابلو مقاومت مبارزه بوده.

یعنی از همون ابتدا همیشه می‌گفتن ابوذر.

چرا؟

چون که بر حکومت وقت شورید با حرفای عدالت گونه‌ای که زد و با لحجه تیزی که داشت و زد حرفشو و در میدان آمد تک نفره حتی و مورد تایید هم بود با اینکه حالا یه موقعی شاید بحث بکنیم راجع به این نکته که خود امیرالمؤمنین این کارو نمی‌کرد ولی جناب ابوذری که این کارو می‌کرد رو تایید می‌کرد.

این یه بحثیه که ما انشاالله- انشاالله بهش بپردازیم.

بهش بپردازیم به عنوان در حقیقت مدل ابوذری یا مدل خوارجی.

این دو مدله، خب.

یعنی ما یه مدل ابوذری داریم، یه مدل خوارجی داریم.

توی این بحث که- دو تا نباید قاطی شه- قاطی نباید بشه.

یه، یه موقع هست به بعضی از ابوذرها میگیم خوارج، به بعضی از خوارج میگیم ابوذر.

خب، این نباید با همدیگه قاطی بشه [سرفه] که اینم در جای خودش باید مورد بحث و مداقه قرار بگیره.

ولی ببینید حتی بعده‌ها، ااا کسایی که اوایل انقلاب یادشونه تو اون هرم تا زمان جنگ و بعد از حتی انقلاب و اینا من تو اون موقع بالاخره یه مقدار یادمه بچه بودم ولی بازم یادم هست فضای انقلاب حتی اسلامی خودمون خیلی با نام ابوذر گره خورده بود.

یعنی به خصوص یک طیف مشهدی مبارز ما داشتیم که اینها ااا بعضاً حتی ناکافی اسم ابوذر رو می‌بردنا.

ولی بالاخره انصافاً ابوذر رو از تاریخ از لابلای اوراق تاریخ کشیدن بیرون و به عنوان یک مبارز مطرح کردن، به عنوان الگو مبارزه.

مثل خود مرحوم آقای شریعتی، خب که اصلاً کتاب داره راجع به- بله بله.

ابوذر.

حالا من تعبیراتش شاید نمیپسندم به عنوان مثلاً حتی سوسیالیست مسلمان مثلاً.

حالا این تعبیر البته باید تو تاریخش هم رفت و اینو، تعبیر و معنا کرد.

ولی حالا نمیخوام بگم این تعابیر کنده درسته فلان.

ولی اومد در مقابل مالک بن اجلان اومد به عنوان یک بورژوای اسلامی و یک کسی که اقتصاد لیبرالیستیه و جزو مثلاً متدینین هم هست، از انصار.

اومد یه دوگان-- خب چون آقای شریعتی انصافاً تو خلق ادبیات واقعاً آدم کم نظیری بوده تو این ادبیات.

خود حضرت آقام جزو کسایی بودند که پرچم ابوذر رو بالا آوردن.

آقای حکیمی اینا مجموعه‌ای از انقلابی‌های مشهدی به خصوص.

اینا این اسمو آوردن بالا.

منتها بهترین تعبیرش رو امام یهویی بر رو کرد بعد از انقلاب با رحلت آقای طالقانی.

احسنت.

خب، با رحلت آقای طالقانی.

یه موقعی من از دوستان رو توصیه می‌کنم پیام تسلیت امام رو ببینید.

این پیام سوگمندانه ترین پیام تسلیتیه که اصلاً می‌تونه کسی بنویسه، خب.

یه رهبر انقلاب نوشتن که خلاصه بسم الله الرحمن و منهم من قبا نحرف و منهم من ينتظر.

چقدر عمر طولانی بده [خنده] که آدم باید شاهد مرگ عزیزان.

بعد انقدر دردمندانه گریه‌ش می‌گیره اصلاً که امام که کوهیه برای خودش داره اینجوری پیام میده.

اونجاست که آقای طالقانی رو به عنوان یک عالم به ابوذر تشبیه می‌کنن که زبانش زبانی بوده که اینم خودش جای چیز داره.

زبانش زبانی بوده معادل شمشیر مالک.

امام در اون پیام- در اون پیام.

این خیلی حرف داره.

این حکیمانه است.

ببینید اینی که شما میگید آقا به عنوان یک حکیم آقا دیدید که یه نوشته معمولی دستشون می‌گیرن و میگن اینا خیلی مهمن.

بله، بله.

دارن عملاً خلق واژگانی که می‌کنن اینجا- کلمات دقت- دارن.

یعنی تا همینجوری نیست که شما بگی آقا مثلاً این کلمه پرید مثلاً روی ایمان ابوذری یا ایمان ابوذرساز.

نه، این یه نکته‌ای داره.

یه نکته‌ای که توی حتی [نفس عمیق] کسایی که لبنان رفتن و جنوب لبنان رفتن.

ببینید یک روایتی هست که حالا لبنانی‌ها خب خیلی قبول دارن این روایت رو که جناب ابوذر یک شخصیت بین المللی هم بوده و منطقه جبل عامر رفته در طول- بله.

مدت عمرش به جبل عامر رفته و اصلاً منطقه جنوب لبنان شیعه‌ست به خاطر ابوذر و جنس شیعی‌گیش هم جنس شیعیه مبارزه و مجاهده و مقاومه.

و اونجا می‌دونید که در جنوب لبنان مثلاً جبل عامر یه مقامی داره البته جناب ابوذر و خلاصه الان به قول معروف ترنده جناب ابوذر توی در حقیقت جنوب لبنان به عنوان یک شخصیت مقاوم، همونجوری که ااا سفرهای امیرالمؤمنین به یمن از നിന്നും یمن یک مجموعه صلح جو درست کرد که امروز شما می‌بینید شاهد این مجموعه هستید.

سفر جناب ابوذر اونجا یک شیعیگی درست می‌کنه که شیگی مقا-- امروز اگه منطقه سور به عنوان نماد مقاومته فعلاً به خاطر جناب ابوذر می‌دونن این رو و عدالت‌خواهی عجیبی که در مقابل زندگی‌های اشرافی داشته و این خلاصه ادبیات مقاومت، عدالت‌خواهی و حرف، حرف زدن و مظهر غضب بودن حتی به تعبیر امیرالمؤمنین برای خاصی دی موقع از یه خطبه صد و سی که دارن ابوذر رو بدرقه می‌کنن و بدون ماسمالی و مداهنه که تو آخر اون خطبه هست که مثلاً اگه یکم ماسمالی می‌کردی دوستت داشتن، ولی تو یکم هم ماسمالی نمی‌کنی.

یعنی بی خلاصه مداهنه و روغن‌مالی و ماسمالی داری کارو جلو می‌بری.

این ببینید این مجموعه از شخصیت ابوذر یک شخصیت ویژه ساخته به عنوان کسی که حتی، اِممم...

خیلیا اصلاً بحثشون این است که ما تعبیر شیعه اینو تقریباً امام توی یک کتاب تعلیقه‌ای بر [مکث] کفایه دارن تو اونجا تو حجت ظهور یه بحثی اینجوری دارن.

تعبیر شیعه تعبیری‌ست که به امثال ابوذر و مقداد و سلمان و اینا اصلاً می‌گفتن شیعه.

حتی مورخین دارن می‌گفتن این تعبیر، تعبیریه که در زمان حیات پیغمبر هم حتی تعبیر بوده که اینا رو می‌گفتن اینا شیعه علی‌ن.

یعنی کسای آدمای هزینه بده برای علی.

این هزینه دادن خیلی- حالا این، پس ببینید یه جایگاه ویژه‌ای جناب ابوذر.

متأسفانه بعد از اون دوره‌ای که اشرافیت بعد از جنگ تئوریزه شد یعنی- بله.

دارید تو فضای انقلاب ما طبیعتاً جناب ابوذر افول کردن فضای گفتمانی ما.

و خلاصه دیگه یادی از ابوذر خیلی نمیشه.

[مکث] فکر می‌کنم این تعبیر حضرت آقا که یک دور دیگه ابوذر رو آوردن بالا و دارن نشون میدن به نظر من جای کار جدی داره.

ابوذر من این یه تیکه رو بگم و باز سؤال‌های شما رو من فکر می‌کنم دارم پرحرفی می‌کنم- نه، نه، نه خیلی هم خوبه.

نه مشکلی نیست.

اِاِاِ ببینید چجوری بگم بد نشه.

ما تو خیلی زمینه‌ها پیشرفت کردیم.

این واقعاً غیرقابل کتمانه.

یعنی تو بحث آزادی، تو بحث استقلال، تو بحث- پیشرفت‌های علمی، فناوری، صنعتی- حتی تا پیشرفت‌های ورزشی- بله.

موشکی، فناوری، فلان اصلاً- بله.

دوست و دشمن میگه یعنی چیزی نیست.

ولی ببینید در موضوع عدالت موضوعی بوده که خود حضرت آقا هم تاکید می‌کنن به این که ما در این موضوع یه مقداری افت کردیم- عقبیم بله.

عقبیم نسبت به- بله.

من اینجا به یک نکته از قانون اساسی یک اشاره‌ای بکنم.

بله خیلی خوب.

ببینید ما تو قانون اساسی خبرگان قانون اساسی خب واقعاً فقوهی بودن، بزرگان از علما بودن که قانون اساسی ما رو نوشتن.

یه، یه پنج شش تا آیه رو تو قانون اساسی نوشتن، توی قانون نوشتن.

خیلی عجیبه که یه موقعی انشاالله در خدمتتون باشیم.

من اینی که چرا این آیه رو آوردن تو قانون اساسی براشون خیلی درجسته بوده.

اولین آیه‌ای که تو قانون اساسی در مقدمه قانون اساسی میاد و مقدمه قانون اساسی هم امضا شده توسط خبرگان، معنیش اینه که شارح قانون اساسیه.

اولین چیزی که شما قانون اساسی رو باز بکنید می‌بینید این آیه است.

«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».

یعنی بحث عدالت، عدالت آموزشی، عدالت اقتصادی، عدالت سلامت، عدالت در همه حوزه‌ها.

شاید اینی که آقا این ترمینولوژی و این خلق ادبیات جدیدو دارن می‌کنن یکیش تو بحث عدالت و اینه که ما تو عدالت الان باید عدالت بیاد.

حالا ببینید یه موقع هست جلو منم آب گذاشتن آقای فیروزی‌ان جلو شما هم آب گذاشتن، هیچ مشکلی نداره.

یه موقع هست جلو من آب می‌ذارن جلو شما آب پرتقال می‌ذارن.

اینجا دیگه من یه طوری میشم میگم آقا چی شده؟

چه خبره؟

چرا اینجوری می‌کنید مثلاً؟

خب اینجاهاست که گاهی اوقات خیلی از تنش‌ها تو بحث عدالت اتفاق می‌افته.

اوهوم.

میگیم آقا نداریم آقا نمی‌خوریم.

بله.

خب؟

یه موقع هست که نه شما داری کوبیده می‌خوری و برگ می‌خوری و نون پنیری می‌خوری، من بلنگس.

تبعیض.

میشه تبعیض، میشه عدم عدالت.

از این فرصت این خلق ادبیات می‌تونیم حتی برای- می‌تونیم استفاده کنیم.

یه استفاده خوبی تو بحث عدالت رو انجام بدیم.

خیلی عالی.

اِاِاِ یه مقدمه خیلی خوبی بود.

آقا آقای قاسمی‌ان من خودم اِاِ استنباطم اینه که این تعبیر ایمان ابوذری در واقع که رهبر انقلاب به کار بردن یک مدلی از ایمانه- بله، بله.

که در واقع حالا من اینجوری در واقع نوشتم که بگم جمع میان حماسه و عرفانه.

اِاِ به شدت استکبار ستیزه.

خروجی‌ش مجاهد پرور و در واقع تربی و «جَاهِدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ».

«أَشِدَّاءَ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءَ بَيْنَهُمْ».

هم در برابر استکبار خارجی می‌ایسته هم در برابر قانون‌های داخلی.

یعنی اون عدالتی که شما فرمودید- بله، بله.

هم در برابر قانون‌های داخلی و استکبار داخلی می‌ایسته و هم در برابر فرعون‌های عالم.

دوتاشو با هم پیش می‌بره.

بله، بله.

عدالت بین‌المللی، عدالت در واقع داخلی اِاِاِ و یه وقتی هم آقا چند وقت پیش فرمودن که مثلا ما در واقع تحقیر ملت نمی‌پذیره، تسلیم رو نمی‌پذیره.

"فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ" نمیشه.

یعنی تحقیر میکنن که اطاعت‌پذیر کنن ملت رو تسلیم کنن.

یعنی ایمان ابوذری این-- من میخوام یه مقدار راجع به این مدل این ایمانه حرف بزنیم که چه ایمانیه که اینجوری میشه.

چون بعضی ایمان‌ها رو آدم میبینه به قول شما آدم خوبیه مثلا خیلی- صوفیانه است.

بله حالا یا-- بله، بله درویشانه است صوفیانه است.

ولی ایمانی که شما رو به قیام یعنی تحریک کنه شما بلند شی حرف بزنی داد بزنی بر علیه اون آدمی که ظلم کرده.

حالا میخواد در بین الملل باشه میخواد در داخل باشه فرقی نمیکنه.

این، این مدل ایمان چیه؟

یه ایمان خاصیه ها.

خیلی سؤال مهمیه.

باید هم خیلی فکر کنم راجع بهش تو شب‌هایی گفتگو بشه به نظر من خیلی مهمه این بحث.

اِاِاِ ببینید اول این نو-- مدل قیامی که گفتید یه آیه‌ای هست امام خیلی این آیه رو استفاده میکنه.

ما خوندیم.

یعنی انگار خیلی شیره آیه رو کشیده انگار امام.

خب؟

"قُل إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ".

میگه آقا اگه من کلاً جمع بندیش یه چی بگو.

خب؟

مثل اینکه به آدم بگن آقا کل زندگیتو یه کلمه بگو ببینم چی میشه.

خب؟

"قُل إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا".

آقا میخوای فکر کنی باشه.

بعضیا میگن حاج آقا بشینیم فکر کنیم.

میگم بشینیم فکر کنیم نه.

بلند شو.

پای میشینیم فکر کنیم.

چون که میشینیم فکر میکنیم همینجوری نشستیم دیگه همینجوری نشستیم دیگه.

خب؟

یه موقع وایمیسی فکر میکنی یعنی میخوای حرکت بکنی.

بعدش "أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى" دوتایی.

حتی مثنا هم نشد "فُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا".

ببینید وقتی انسان بلند میشه میدان دیدش فرق میکنه.

اصلاً.

وقتی یه میدان دید حتی اونجا درست میتونه فکر بکنه.

تا اینکه بشینیم ببینیم بلند شیم نشیم "لِلَّهِ" بکنیم نکنیم.

چه جوری میشه؟

میشه؟

نمی-- ابوذر کسی بود که اول ایمان ابوذری.

اینی که امیرالمؤمنین میفرمایند که "لا تَستَوحِشوا فی طَریقِ الله لقلةِ أهلِه".

خب؟

یعنی از کمبود یار وحشت نکن.

آقا معلومه طریق عدالت کمبود یار داره.

اوهوم.

خب؟

ببینید اینا ویژگی‌هایی که تو قرآن راجع به این‌ها گفته میشه که آقا مثلاً فرض بفرمایید که "يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَستَهْزِئُونَ" یعنی چی؟

یعنی یکی از احکام عمومی نبوت اینه که مسخره‌ت میکنن.

اوهوم.

خب؟

پس اگه یه جایی رفتی داری یه کار نبوت گونه میکنی، اگه مسخره‌ت کردن جا نزن.

خب مسخره میکنن.

این جزو ویژگی‌هیه- یا ملامت میکنن.

"لا يَخَافُونَ لَوْمَةَ" آیه‌ای که خوندیم.

خب؟

"مَنْ يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ".

انشاالله یه قومی میاد "سَوْفَ يَأْتِي اللَّهَ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَ أَذِلَّةً عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةً عَلَى الْكَافِرِينَ" در مقابل کافرین سرسخت، در مقابل مؤمنین ذلول و رام "يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ".

معلومه که جهاد فی سبیل الله ملامت توشه.

داره اصلاً.

داره توش.

تو اگه بخوای بگی آقا کسی-- همه فرش قرمز پهن کنین.

من میخوام الان جهاد فی سبیل الله بکنم، این اصلاً-- آقا نکن اصلاً.

ملامت هم خیلی-- استهزاء از طرف دشمن مشکلی نداره ولی ملامت از جهت دوستانه.

از دوستان ملامت میکنن.

خب؟

یا شما نگاه کنید جهاد تبیین وقتی میگه "الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ" معلومه تبلیغ رسالات الله، خب؟

توش یه جوریه که مردم یه کاری با آدم میکنن که تو رو به پشیمانی بندازن و تو رو به خوف و خشیت بندازن.

اتفاقاً اونجا تبلیغ رسالت-- رسالات الله اونجاییه که تو ب-- جا نزنی.

در مقابل داخلی جا نزنی، در مقابل خارجی هم جا نده.

چون که خارجی توهین میکنه، داخلی ملامت میکنه.

حالا نمیگم آدم هر کاری بکنه داخلی ملامت، هر حرفی بزنه یکی ملامتش میکنه.

ولی اگه واقعاً تشخیص داد، مسیر رو تشخیص داد، این حرف فرمایش دقیقی از حضرت آقاست که میفرمایند که انسان فکر میکنه تشخیص میده- بله.

عمل میکنه ولکن که اشتباه در میاد.

اوهوم.

ببینید به هر جهت جناب ابوذر معصوم که نیست که به این دقت بکنیم.

جناب ابوذر معصوم نیست و اینجوری نیست اگه هرچی تشخیص داده درسته یا هر حرفی هم زده درسته.

کسی اینو نمیگه ولی مجموعاً ابوذره.

اصلاً.

ببین این مهمه.

مجموعاً ابوذره.

کسی میتونه چیز بکنه که آقای طالقانی همه کارشون درست بود.

مگه اون معصومن؟

ولی مجموعاً آقای طالقانیه.

خب؟

اون شرح نهج البلاغه است.

اون پیام‌هاست.

اون ا-- اون از حبسی به حبسی به تعبیر حضرت امام، اون هزینه‌ست.

لذا این یکی از ویژگی‌هاست.

اینو من به دلیل علاقه وافرم به آیه نود و پنج سوره مبارکه نساء این آیه رو میخونم.

این یه برشی از ایمان ابوذریه.

میره تو میدون هزینه میده.

اوهوم.

ببینید این آیه انتهاش، اون کسایی که سنشون اندازه منه و بزرگتر از منی، این آیه انتهاش خیلی آشناست براشون خب؟

انداز ب-بگم معلوم میشه.

این تو آیه میگه ما دو نوع ایمان داریم.

یه ایمان هزینه بده، یه ایمان هزینه نده.

خب؟

که حالا من راجع به ایمان هزینه نده یه صحبتی عرض خواهم کرد.

میگه "لا یستوی القاعدون".

قاعد عزیزان دیگه شهید چاریان و فلان.

قاعد یعنی نشسته.

قاعده با همزه یعنی رهبر.

میگه "لا یستوی القاعدون من المؤمنین غیر اولی الضرر والمجاهدون فی سبيل الله بأموالهم وأنفسهم".

یه آقا دو نوع ایمان داره.

یه ایمان نشسته است، قاعده.

هزینه‌ای هم نمیده.

تهش ایمانش چیه؟

میگه نمازشو می‌خونه، روزه‌شو می‌گیره.

چه هزینه‌ای میده آقا این نوع ایمان؟

غیر اولی الضرر.

غیر اول-- تهش خمس میده دیگه.

یعنی چیکار بکنه دیگه؟

خب مثلا این یه سطح که از ایمانه.

در مقابلش این نشسته، وایساده و اهل جهاده.

همه سرمایشو گذاشته وسط.

ببین اموالهم و انفسهم سمبل و نمونه‌ی اینه که شما ه-- با همه‌ی وجود اومدی وسط.

بهش میگه مجاهد فی سبيل الله و اموالهم.

میگه این دو تا شبیه همدیگه نیست.

اینا مساوی نیست.

بعد میگه "فضل الله المجاهدین بأموالهم وأنفسهم على القاعدین درجة".

بعد میگه "وکلًا وعد الله الحسني".

دوتاش هم خوبن.

تو هم خوبی.

ولی "فضل الله المجاهدین على القاعدین ajran عظیما".

این تیکه‌ش خیلی معروفه.

بله.

خدا مجاهد رو بر قاعد به اجر عظیم فاصله داده.

آقا یه قاسميان هزینه نمیده.

یه حاج قاسم هزینه میده.

این نیست که هر دو تامون قاسم داریم تومون.

این یعنی که خب منم نماز می‌خونم، روزه می‌گیرم، منبرم میرم.

خب، خب؟

ولی اون چه هزینه‌ای میده، تو چه هزینه‌ای داری میدی؟

خب؟

اینا ببینید، ایناست که دو نوع ایمان درست می‌کنه.

ایمان ابوذری اگه بخوایم یکی از شاخصه‌هاشو بگیم ایمان هزینه بده.

و ایمانیه که به تعبیر امام که عرض کردم این تعبیر خیلی تعبیر مهمیه که زبان ابوذر رو با شمشیر مالک چیکار می‌کنه؟

با شمشیر مالک یکسان می‌کنه.

یعنی اون جهاد تبیینه، اون جهاد- بله مثل جهاد اصغر، جهاد نظامیه و واقعاً هم همینجوریه.

شما ببینید در همین آیات قرآن که چند بار آقا تا حالا به عنوان جهاد کبیر اشاره کردن.

بله.

خب؟

یه-- دارن اشاره می‌کنند به یکی از آیات سوره فرقان.

فرقان بله.

خب؟

که "فلا تطع الكافرين".

از کافرین اطاعت نکنید.

یعنی چی از کافرین اطاعت-- یعنی تو لوم اجتماعی‌تون، تو لوم اقتصادی‌تون، تو لوم انسانی‌تون، توی-- یعنی همه جوره.

و اینا رو اطاعت نکنید معنی چیزی نداره.

مثلا با شمشیر مثلا بالا سر آدم.

این مجموعه است که خب چیکار بکنم الان اطاعت نکنم؟

میگه مجاهد کن.

بهی، این هیچ به هم میاد دو تا آها.

بله.

خب؟

جهاداً کبیرا.

باهاشون با جهاد کبیر مجاهده کنید.

جهاد کبیر حلقه پیوند بین یعنی جهاد معرفته.

آقا مقاومت حول معرفت شکل می‌گیره.

خب؟

شما اگر معرفت نداشته باشی نمی‌دونی سر چی وایسا دیگه الان.

اوه!

خب؟

یعنی سر چی من الان وایسم هزینه بدم؟

پس اینه که شما معرفت تولید بکنی و این معرفت رو پمپاژ بکنی مثل خون تو رگ‌های ملت.

بدونه اگه من دارم مقاومت-- حول چی دارم مقاومت می‌کنم الان؟

پس حول چی دارم هزینه میدم؟

اینا میشه جهاد ابوذر از این جهتش واقعاً جهاد بزرگیه.

چون جهاد به السنه است.

جهاد زبانیه.

جهاد معارفه.

شما می‌دونید که پیغمبر خیلی معارف به ابوذر گفته.

بله، بله.

اصلاً یه ژانریه برای خودش.

توصیه های پیغمبر، نصایح پیغمبر به ابوذر.

بله.

معلومه ابوذر دقیقاً چی بوده؟

ابوذر خسیسین حضرت بوده و خیلی بهش مطلب گفتن.

از همین مقدارش معلومه یه عالمه این کوه یخ زیر آبه که ما نمی‌بینیم.

اینقدر مراوده با ابوذر.

خب؟

ادمی باید ظرفیتشو داشته باشه که بشه- اصلاً چرا ابوذر اصلاً از جبل عامر در میاره؟

برای چی اونجاست اصلاً؟

معلومه کد گرفته.

از مثلاً فرض کنید از امیرالمؤمنین کد داره.

از پیغمبر کد داره.

یه چیزی دستشه که یهویی بلند میشه میره جبل عامر.

خب؟

ببینید اینا آدم بامعرفتیه.

البته اینجا به یه نکته دیگه اشاره بکنم.

باز مهم هی حرف گفتن اد کلام یجرول کلام نشه فقط شما سؤال کنید.

من حواسم هست بله.

اونیکه ببینید یه نکته‌ای آقا میگن یه جایی، خیلی حرف مهمیه.

میگن برجسته‌ترین یارانی که از یاران امیرالمؤمنین یاد میشه و یاران پیغمبر، اون عرفائشون نیست.

این تعبیر عرفا به همین مضمونی که الان دارم میگم.

منظورم این نیست که مثلاً اینا عارف نیستن.

ببین الان شما میگی یاران حضرت آقا کیان؟

بگی حاج حسن، سید حسن.

خب؟

ببینید اینا رو داریم میگیم.

من نمیگم اینا آدمای معنوی نبوده حتما بودن- بله.

و اینا بوده توی-- ولی اون جهت برجسته‌ای که وجود داره تو اونا این کار دربیار بودن نشونه.

اوهوم.

یعنی کارو در می‌آورده.

یعنی یه جور درویش نبودن.

ببینید ما گاهی اوقات یک جور سلوکی رو مطرح می‌کنیم.

خب؟

من نمیخوام بگم این سلوک غلطه‌ها.

یه سلوکی مطرح می‌کنیم خیلی صوفیانه است.

درویش مسلکیه.

گنج حجره‌ست.

تو میدان نیست.

ببینید قرآن هر کیو داره نقل می‌کنه از این شخصیت‌های پیغمبران همشون تو میدانن.

آدم میدان رو داره نقل می‌کنه.

اصلاً شیعه اتم اینا بوده.

اینجا یه آنتراکت من میدم [خنده] که شما خوب دارین گوش میدید.

خب؟

و اینا یه سرپست براش باز می‌کنن که اون شیعه هزینه بده‌یه چیز نه اینکه عارف نیست.

اتفاقاً اگر دنبال عرفانه به خاطر میدانه.

ببخشید بین کلامتون چون من دقیقاً باید همینجا بگم اینو.

"إن الجهاد باب من أبواب الجنة فتحه الله لخاصة أوليائه".

این پیوند عرفان با- میدان.

میدان، جهاد.

ببینید حتی خدا به پیغمبر وقتی میگه "يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا" بلند شو پیغمبر شب بلند شو قرآن بخون.

"إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَأَقْوَمُ قِيلًا".

"إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا فَقِيَامًا".

میخوام فایلای خوب آپلود کنم.

اوهوم.

خب؟

این با نت صبح جواب نمیده.

شب با نت‌های شب جواب میده.

خب؟

صبح و اینا با E و H کارت در نمیاد شب-- بعد میگه چرا؟

میگه "إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا".

چون تو شناور میدان روزی، کنشگر روزی.

چون کنشگر روزی شب بلند شو.

ببینید ما یهویی گاهی اوقات فکر می‌کنیم-- ببین پیغمبر سیم‌کارتو باز کرده، نتو باز کرده، هات اسپات رو باز کرده وسط میدان خب شارژ خالی می‌کنه.

اوهوم.

باید شب بزنی تو شارژ.

خب تو که سیم‌کارتو بستی، نتو بستی، هات اسپات رو بستی، همه رو بستی.

خب چون اصلاً ش-چرا باید شارژ خالی کنی؟

خب؟

ببینید شب کار کیف و لبازی نیست.

خب؟

شب مال مجاهدینه.

یه موقع اگه خواستید این آیات همه رو با هم بررسی-- من همه رو بررسی کردم.

تمام، تمام یعنی تمام.

تمام ربناهای قرآن پشت خاکریزند.

اوهوم.

در ضمن آیات جهاد- جهاده اصلاً.

یعنی تو پشت خاکریز، اونجا جای ربناهست.

خب؟

"إِذَا لَقِيتُمْ فَأَتًا فَأَتُوا وَتُلْقُوا وَاللَّهُ كَافِيكُمْ".

خب؟

این ببینید اینجاست که هی "رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ".

ربنا، ربنا.

این ربنا‌ها مال آدم پشت خاکریزه.

یه مدلی رو امام خداوکیلی اگر ما امام رو ندیده بودیم و بعد از انقلاب و و شهدایی که تقدیم شده که به مقام "قتل في سبيل الله" رسیدن، اگه واقعاً ندیده بودیم ما خیلی باورمون نمی‌شد این چیزایی.

ولی یه ژانری، یه چیزی معرفی شد که الان میگیم قاسم سلیمانی، حججی، آرمان علی‌وردی، این، اون.

اینا نه اینکه آدمای بی‌نمازی بودن نه.

ولی اونجاهایی که داره قله میشه، قله مال کسیه که خودشو داره هزینه میکنه.

تو راه ولی داره هزینه میکنه.

اتفاقاً اون میفهمه که باید شبو احیا کنن.

اون اینو میفهمه.

تو مدافعین حرمش، تو شهداش- دانشمندان هسته‌ای- دانشمندان هسته‌ای.

اون کسی که داره کار موشکی رو انجام میده، اون کسی که این کارو داره در میاره، اون مجاهد في سبيل الله انصافاً.

همه جا باید با ماسک بره.

همیشه هم در حالت تهدیده.

اوهوم.

خب؟

این مجاهد في سبيل الله.

دیدید آقا وقتی میخوان تقدیر کنن از اینا خیلی دارن.

این ایمان ابوذریه.

حالا من یه نکته خواهم گفت انشاالله راجع‌به تعبیر شیعه که در زمان امام حسن یک تعبیر دیگری کلاً درست شد به نام شیعه هزینه نده.

اوهوم.

معروف شد به شیعه معارفی.

در زمان امام حسن مجتبی؟

از، از امام حسن مجتبی به بعد.

اوهوم.

که ائمه به شدت مقابله می‌کردن باهاش.

که آقا یعنی اسمش شیعه نیست.

شما موالی.

اوهوم.

شما محبی.

چرا اسم خودت رو میذاری شیعه؟

خب؟

شیعه که اینجوری نیست که.

شیعه یعنی کسی که دور و بر علی داشته هزینه می‌داده.

اگر تو مثلاً فرض بفرمایید که یه سلسله معارفی رو داری تو مخ خودت تو رو می‌کنی.

خب؟

تعداد ائمه رو می‌تونی پشت سر هم بگی، این معارف اون فلان و این چیزا بلدی بگی، واحدهاشم پاس کردی مثلاً.

خب؟

شیعه معارفی یا به تعبیر ائمه اصرار داشتن میگن تو محبی و اصرار داشتن بگن تو شیعه نیستی.

گفت یه اصراری بودا که اصلاً هی تره میگفت من شیعه‌ام.

میگفتن تو شیعه نیستی.

تو بگو من محبم.

چرا میگی من شیعه‌ام؟

شیعه مقداد بود، سلمان بود، ابوذر بود.

هزینه میداد.

الذین لم يخالفوا شيئا من اوامره.

یه امر علی رو نمیذاشت بیفته.

شیعه او بود.

تو برای چی اینو میگی؟

الکی چرا به خودت میبندی اینا رو؟

ببینید اینه که من باید تکلیفم رو مشخص کنم.

من شیعه‌ام یا محبم؟

از یاد یه تعبیر از شهید سید حسن نصرالله افتادم که یه جایی می‌گفتن که ما اگر احساس کنیم ذائقه‌ی حضرت آقا مثلاً یه چیزیه [خنده] خیلی مهمه آره ذائقه‌ش یه چیزیه، میریم همونو انجام میدیم و خیلی بحث بسیار خوب.

اگر زحمت دید ما یه میان برنامه‌ای ببینیم، یه آبی هم شما بنوشید و برگردیم و بحث رو ادامه بدیم.

ما آب دعا می‌کنیم [خنده].

[خنده] ما آب داریم.

یه میان برنامه ببینیم و برگردیم.

[موسیقی] همون ابوجل امروز هم هست.

همون ابن مغیره مخزومی امروز هم هست.

انه فکر و قدر درباره ابن مغیره است.

انه فکر و قدر فقتل کی فقدر.

قتل یعنی مرگ بر او.

فقتل کی فقدر.

ثم قتل کی فقدر.

ثم نظر ثم عبس عبسر تا آخر آیات اون قسمت.

امروز هم همونا، همونا هستن که دارن بر میلیون‌ها انسان حکومت می‌کنند.

زیردستی‌ها رو هم با خودشون به سمت جهنم دارن می‌برن.

در قرآن درباره فرعون می‌فرماید که یقدم قومه يوم القيامة فأوردهم النار.

روز قیامت فرعون مثل همین دنیا که رئیس مردمش بود، روز قیامت هم رییسه، جلو داره.

راهش می‌ندازن طرف جهنم او رو و پشت سری‌هاشون می‌ریزن تو جهنم.

این‌ها خودشون دارن به سمت جهنم حرکت می‌کنند.

خودشون در معنای واقعی و ملکوتی تو جهنم قرار دارن.

مردمشون رو هم به سمت جهنم دارن می‌برن.

خب این دنیای امروز اسلام همون اسلامه.

این اسلام می‌تواند دنیای امروز را از این رو، رو کنه.

می‌تواند.

ما می‌توانیم، ما نه حالا من رو حتماً لزوماً من و شما.

یعنی طرفداران اسلام، معتقدان به اسلام، مؤمنان به اسلام می‌توانند دنیا رو از سراشیبی فساد بکشن بیرون به سمت ارتفاعات صلاح و نجات و شرافت.

می‌توانند از طرف جهنم بکشن به طرف بهشت.

امروز هم میشه.

امروز هم میشه منتها یک شرط داره.

ولا تهنوا ولا تحزنوا و أنتم الأعلون.

أنتم الأعلون یعنی همین.

می‌تونید دنیا رو پشت سر خودتون راه بندازید.

اما کی؟

إن کنتم مؤمنین.

ایمان لازمه.

خب من و شما یه ایمانی داریم الحمدلله خداروشکر.

اما این ایمان، ایمان ابوذر نیست.

عملمون رو باید درست کنیم.

کارمون رو باید درست کنیم.

دلمون رو باید درست کنیم.

اگر توانستیم این کارها رو بکنیم، به نصیحت قرآن، به نصیحت اسلام، به نصیحت پیغمبر گوش فرا بدیم، به نهج‌البلاغه اهمیت بدیم و عمل بکنیم.

ما هم همون چیزی رو خواهیم داشت که اون روز پیغمبر داشت.

همون کار رو خواهیم توانست کرد که پیغمبر اون روز کرد.

می‌توانیم دنیا رو برگردونیم به سمت صلاح.

جوامع تحت سلطه همین آدمای ناباب رو می‌توان تبدیل کرد به جامعه پیشرفته انسان‌ساز.

اگر چنین شود ان شاء الله إن کنتم مؤمنین تحقق پیدا کند.

باید مراقبت کنیم.

به اونچه که می‌دانیم عمل کنیم.

از گناه پرهیز کنیم.

ایمان امروز ما ایمان ابوذرساز نیست.

البته خوشبختانه در جمهوری اسلامی به صورت فردی افراد ابوذرگونه داشتیم.

همین شهدای بزرگ نامدار بعضی حتی گومنام.

اینا هستن اما جامعه باید تغییر پیدا کنه.

صلاح باید سراسر جامعه رو فرا بگیره.

[موسیقی] خب بینندگان محترم و فرهیخته شبکه چهار شما قسمت بیست و هفتم برنامه سوره رو ملاحظه می‌فرمایید.

اِاِاِ و امشب داریم راجع به ایمان ابوذرزساز که تعبیری بود که رهبر انقلاب در سخنرانی روز عید مبعثشون فرمودن و تعبیر جدیدی بود.

راجع به این داریم صحبت می‌کنیم با جناب حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان.

اِاِاِ حاج آقا داشتید راجع به شیعه صحبت می‌کردید- بله.

...و اون در واقع تفاوت شیعه هزینه بده با شیعه معارفی هزینه نده.

بله.

می‌بینید اِاِاِ در زمان امام مجتبی اینا رفته رفته حکام وقت بنی امیه یه روشی برای پیدا کردن خلاصه دور و بری‌های امیرالمؤمنین پیدا کردن.

بحثش مفصله که چجوری اینا رو می‌تونستن دیگه پیدا کنن.

حتی بخشیش مال این بود که مثلا شراب نبیزی نمی‌خوردن اینا.

شراب انگور که خب همه نمی‌خورن ولی اینا شراب نبیزی هم نمی‌خوردن، شراب قرمز هم نمی‌خوردن.

اِمم.

خب؟

به یه طرقی اینا رو پیدا می‌کردن و بعد خیلی تحت فشار می‌ذاشتن.

یواش یواش یه دسته‌ای پیدا شدن عملاً خودشونو باز تعریف کردن که آقا ما می‌تونیم شیعه باشیم هزینه هم ندیم.

گفتن خب جمعش میشه چی؟

می‌شیم شیعه معارفی.

یعنی یه دسته از معارف رو قبول می‌کنیم.

مثلا بعد از پیغمبر مثلا باید خلافت به امیرالمؤمنین می‌رسید و مثلاً یه دسته از معارف، خب؟

و این شد شیعه معارفی.

هزینه هم نمیده دیگه کاملاً هضم شده.

دیگه هزینه اعتقادات نمیده.

اینا شدن یه گروهی که شدن محبین عملاً.

ما در بعد از انقلاب یا در دوره انقلابمون هم یه همچین- بله دیگه.

...تیپی هم داشتیم.

آره دیگه اصلاً کلاً همین الانش- بله.

حالا من می‌ترسم جزء [خنده] حرف‌های مگو باشه ولی تو خیلی از جاها تو هیئت‌ها- بله، بله هست.

سبک‌های- بله، بله.

دقیقاً دینداری و اینا- بله.

یه عده‌ای هستن که اصلاً هیچ کاری هم به انقلاب ندارن.

احسن.

نه کاری به انقلاب، کاری با آمریکا هم ندارن.

اِمم.

با اسرائیل هم کار ندارن، خب؟

یعنی با هیچکی کار ندارن، خب؟

و اینا اتفاقاً خوراکن برای چیز برای نظامات- نظام سلطه.

نظام سلطه.

هم ایمان دارن و هم هیچ کاری با هیچی ندارن، خب؟

ببینید اِمم یه روایت معروفی هست.

یه گروهی اومدن پیش امام رضا علیه‌السلام.

این خیلی معروفه روایتش ولی باز برای دوستان تعریف کنم چون این نکته رو بگم.

میان به خادم امام رضا می‌گن که برو ما اومدیم خدمتشون از یه مسافرتی اومده بودن.

می‌گن که خب چی بگم؟

می‌گن ما یه گروهی از شیعیان علی هستیم.

اومدیم.

اون موقع حضرت مدینه بود.

خادم میره تو میاد میگه امام اجازه ندادن.

فردا میان.

باز همین رو میگن.

سی روز، شصت روز میان.

روز شصت رو می‌خواستن برگردن اینا.

به خادم گفتن که برو به امام بگو ما دشنه شاد شدیم.

چجوری برگردیم در قوتانمون بعد به ما بگن که آقا شما امام رضا رو دیدین؟

بگیم نه رامون ندادن.

بعد اِاِاِ این خادم رفت اینو به امام رضا گفت.

امام رضا گفتن که خب اگه می‌گفتن ما محبین که من راه می‌دادم.

یعنی کد دادن.

بعد خادم اومد گفتش امام میگن اگه می‌گفتید من محبین من راه می‌دادم.

گفتن آقا همینی که شما گفتین ما محبین، آقا رامون بذارین تو، خب؟

بعدش اینا فهمیدن نکته رو.

اومدن تو به امام رضا گفتن که امام رضا گفتن آقا ما محب امیرالمؤمنین هستیم.

حضرت گفتن خب زودتر می‌گفتید.

بغل کردن اینا رو ماچ بوسه فلان.

گفتن دیگه ندید ما شیعه‌ی ما رو.

گفت من هر دفعه می‌پرسیدم شما کی‌این؟

می‌گفتن ما شیعه امیرالمؤمنینیم.

بعد اینجا اینو گفتن.

گفتن شیعه مقداد بود، سلمان بود، ابوذر بود.

الذین لم يخالفوا شیئاً من اوامره نمی‌ذاشتن یه امر علی بیفته زمین، خب؟

یعنی این نکته‌ای که شیعه هزینه میده این م-مدل ابوذریشه.

ایمان ابوذری ایمانی که میاد تو صحنه و هزینه هم میده.

البته این نکته رو همین اینجا بگم.

هزینه میده نه اینکه مقابل ولی هزینه میده ها.

احسن.

ببینید اینجا نکته‌ای که من می‌خوام بگم- فرقش با این خوارجی- خوارجی این مدلیه.

خوارجه وایمیسته.

می‌دونید که اصلاً امیرالمؤمنین نمی‌خواست با خوارج بجنگه.

یه سری تو صفین که پاشونو کردن تو یه کفش که آقا بلند شو برگردیم دم دست موحیه بریم با خوارج بجنگیم.

حضرت می‌گفت آقا براش اصلاً اولویت نیست این کار.

اومدن پاشونو تو یه کفش کردن تا آخرت حضرت رو از اون بالا آوردن پایین که تو جنگ نهروان اینا زدن یه عالمه آیه قرآن کشتن.

اونجا اصلاً اولویت نبود در اون موقع.

درسته امیرالمؤمنین وارد این جریان شد ولی گاهی اوقات یه عده آدم احمق هستن- موسی رو ور میدارن میارن با یه نفر درگیر میکنه.

یه مشت میزنه موسی که بعدش میاد درده.

[خنده] خب؟

میخوام بهتون بگم که- تحمیل میکنن به ولی خدا تحمیل میکنن خودشونو به ولی.

خب؟

و بعدش که حالا اون بساط توی کوفه ایجاد شد و با این کشتار قق-- قراء قرآن، بعدش حضرت گفتن آقا حالا تموم شد بریم؟

بـ-- با معاویه میرزاییم گفت بابا حوصله داری خودت برو.

آخر شد این.

ببینید ابوذر متد رو متوجه میشه، راه رو متوجه میشه.

خودش هم با امیرالمؤمنین قاطی نمیکنه.

نمیگه اگه امیرالمؤمنین داره با اوکام وقت به هر جهت کار میکنه، خب دیگه منم مدلم همینجوریه.

ببینید خیلی مسیر- ظریفیه ظریفیه که شما هم خودتو تحمیل نکنی به ولی و بگی من اینو میفهمم و شما-- ببینید یه موقع هست شما این مسیر بازه که شما نظری داری به ولی بگی.

امیرالمؤمنین در نهج البلاغه میگه، میگه که آقا شما لکن تشیر علیّ به العرا.

شما حق داری مشورت بدی منم بررسی میکنم.

خب؟

و ان خالفتک فاعته.

اگه مخالفت کردم تو باید اطاعت کنی.

گاهی اوقات ما یه چیزی باز برمی‌گیم، باز ب-- آقا گفتی دیگه.

خب؟

یعنی انگار نظرت این نیست که مشورت بدی.

میخواد تحمیل کنه.

میخواد تحمیل کنه.

آقا تو نمیفهمی من میفهمم الان.

ببینید این گاهی اوقات اینجوری داریم برخورد میکنیم.

ولی یه موقع هست که داره امیرالمؤمنین یه کاری میکنه معلومه ابوذر هم داره اون کارو میکنه، یه کار دیگه‌ای میکنه.

اوهوم.

خب؟

ابوذر پروژه‌ش یه چیز دیگه‌ست.

پروژه‌ش داره با فساد وقت داره مقابله میکنه به صورتی که وقتی که امیرالمؤمنین هم سر کار میان دقیقاً با همون فساده مقابله میکنه.

اوهوم.

احسنت.

ببینید یعنی معلومه ابوذر درست داره تشخیص میده.

دقیقاً امیرالمؤمنین وقتی که خودشون خلیفه میشن دقیقاً همون پروژه مبارزه با فساد اشرافیته حقیقی- ابوذر و ابوذر همون مدلو دارن ترویج میکنن.

یه نکته‌ی مهمی که گاهی اوقات من میبینم ما هرچی اینجوری میاد تر داره میخواد بعضیا فیگور ابوذر داشته باشه یا تو قوارجه.

آقا اینجاست که میگن بعثه الصغور فسوق بعد الایمان.

اوهوم.

آقا بد نامیه که هی تو بگی آقا تو از قطار انقلاب خارجی.

تو دست آقا رو داری خط میزنی.

تو انقلابی نیستی.

تو فلان نیستی، تو بیسار نیستی.

آقا بابا ول کن بابا شاید من یه پروژه‌ی دیگه‌ای رو دارم جلو میبرم.

ابوذرها اگه نباشن چی میشد اون وقت؟

حالا این نکته بسیار مهمه.

ابوذرها اگه نباشن ولی علی‌ای هم که باشه، خب وقتی یار ابوذری نداشته باشه، یار مالک اشتری نداشته باشه، نگاه بکنید در نهج البلاغه است.

ببینید اصلاً شما شخصیت امیرالمؤمنین رو حساب کن با اون اقتدار، خب؟

دارد که فضرب بیده یده علی لحيته الشریفه و اقال البکا.

میزنه تو صورت خودش بالا منبر و های های گریه میکنه.

خب؟

بعد میگه یا اشماح الرجال لا رجال.

ای مردای نامرد.

عقول رباط الحجان علوم الاطفال و عقول رباط.

بعد میگه لودد ان نیلم ارکم ولم اع.

ای کاش من اصلاً شما رو نمی دیدم.

ای کاش نمیشناختم.

دوست داشتم ده تا یار بدم یه یار از معاویه بگیرم.

ساره پنی به درهم.

دوست داشتم ده تا یار از خودم میدادم یه یار از معاویه می‌گرفتم.

یعنی بدون یار وقتی که بمونه این نکته‌ای بود که حضرت آقا اشاره کردن- بله به همین صحبت دو سه تا قبلی.

بله، بله.

خب؟

ولی خدا بدون همراهی مردم نمیتونه.

بدون همراهی مردم- و خواص و خواص عملاً او هم نمیتونه.

و الذي ايدك بنصره و بالمؤمنین.

اون نصر مؤمنین هم لازم داره.

اگه خواص تو میدون نیان، اگه خواص لال مونی بگیرن، اگه خواص وارد جهاد تبیین نشن، اگر خواص، اگر خواص، اگر خواص نباشن، شما میبینید پروژه ولی هم جلو نمیره.

خود امیرالمؤمنین تو همین عبارت‌هایی که خوندن میگن که افسدتم علی رأی بالسیان الخزلان.

شما رأی منو کلاً فاسد کردید.

لکن لا رأی لمن لا یطاع.

میگن اون موقع برمی‌گردن میگن تو مملکت داری بلد نیستی.

میگن بابا لله ابوک خدا پدرتو بیامرزه.

من نهفت فیها و ما بلغ العشرين.

من بیست سالم نبود تو این جنگا بودم.

و ها انا قد بلغت علی الستين.

من الان شصت سالش بود.

لکن لا رأی لمن لا یطاع.

چه رأیی برای کسی اطاعت میکنه؟

این اطاعتو چی کارسازی میکنه؟

احسنت.

خب؟

اینجاست که نقش خواص و ربیون و حلقه‌های میانی و ابوذرها برای تولید ادبیات، برای اینکه شما اینجوری نباشه هی بار قضیه رو، هی بعضیا میگن به فرموده مقام معظم رهبری.

آقا خب به فرموده که خب به فرموده بود دیگه.

شما وظیفت این نیست که همونو که...

شما باید اینو کارسازیش کنی.

یعنی این حرف رو، خب؟

بیاری رو زمین پیاده‌ش کنی.

احسنت.

شما اگر برداری بگی به فرموده مقام معظم، خب اینو خب به فرموده، اینو خب فرمودن دیگه شما یه موقع میگی به فرموده مقام معظم رهبری باید اینجوری باشه و من می‌کنم این کارو.

خب؟

و من تشکیلاتشو درست می‌کنم و من این کارا رو می‌کنم.

لذا شما این ادبیات-- ببینید من این، اِمممم خیلی جاها اینو میگم.

شما ببینید ما تو ماجرای اهد، خب؟

در ماجرای اهد یه، اِممم شعبه‌ی BBC اون موقع چیز کرد، پخش کرد با اون که پیغمبر کشته شد.

خب؟

آقا همه شروع کردن وایرال کردن و تو صفحات مجازی همون موقع وسط جنگ پر شد که پیغمبر کشته شد.

خب؟

تحت مه شکست هم لشکر پیغمبر هم اونجا مرد.

جالبه!

مدل برخورد قرآن عجیبه.

نمیگه آقا کسی دست به گیرنده‌هاش نزنه پیغمبر کشته نشد.

یه جور دیگه برخورد می‌کنه.

میگه آقا پیغمبر کشته شد- اصلاً بر فرض کشته شد.

اصلاً بر فرض کشته شد.

خب؟

آقا کشته شده دیگه.

آها.

افعم مات او قتل انقلبتم الا-- آقا بعد میگه آقا کان لنفسه ما تموت الا بالله کتاب موعد جلاء.

مگه آدم م-- قراره نمیره مگه؟

پیغمبرم یه آدمیه می‌میره.

بعدش کدوم آیه ت-- آیات ربیونه.

میگه تو برو شبکه خودت رو بساز.

بله، بله.

ما مشکل اینه که شبکه ربیون نداریم.

و کاین من نبی القاتل معه ربیون كثير.

نبی باید ربی داشته باشه.

اون کسی که ربی می‌دونی یعنی چی؟

یعنی نقشه‌خوان.

اوه!

ربی معنیش یعنی نقشه‌خوان.

یعنی طرح ربوبیت و مدیریت چیز رو داشته باشه، ولی رو داشته باشه و مجاهدت بکنه.

قاتله یعنی بیاد وسط میدون.

بعد چجوری؟

فما وهنوا لما اصابکم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکام.

نهل سستی، نهل دست و کشیدنه، نهل-- اص مثل کوه وایساده این طرح رو میبره جلو.

کالجبل الراسخ.

اینا کلج-- مثل زبر الحديد.

زبر الحديد.

مثل پاره‌های آهن تو میدانه داره این کارو میبره جلو.

این نباشه تمومه کاره اون ولی.

لذا این حلقه، خب؟

ما فکر می‌کنیم فقط ببینید میگیم که امام، امت.

این حرف غلط نیست- ولی کامل نیست.

ولی کامل نیست.

امام، حلقه میانی، امت.

اوه!

تو خود حلقه میانی هم بالا پایین داره.

به تعبیر قدییش میگن مقول به تشکیک، خب؟

اینا هم چیز دارن.

اوهوم.

درجه‌بندی.

درجه‌بندی دارن به عبارتی.

این، اینان که کارسازی می‌کنن، این ترانسفورماتورهای کاهنده‌ای که می‌بینید امر رو پخش می‌کنن، تشکیلات درست می‌کنن، کارو می‌فهمن، بین الملل رو می‌فهمن، اونجا اینجوری بکن، اونجا اینجوری بکن.

تو صنایع، تو فناوری این کارو می‌کنه، تو حوزه این کارو می‌کنه، تو دانشگاه این کارو می‌کنه.

اینا ما یه سری کلاً یه فضای ابوذر گونه این مدلی که این وسط وایسه، اتفاقاً هزینه‌ی وسط بودن بده.

اوهوم.

ببینید این وسط بودن به معنای وسط لاحاف خوابیدن نیست.

ما دو مدل وسط بودیم.

باز هم این نکته رو عرض بکنم.

ما هر چقدر به آخرالزمان نزدیک می‌شیم، می‌دونید که موقعیتی به نام وسط لاحاف از بین میره.

اوهوم.

ببینید بعضیا تو همون هزینه ندادها یه مدلی دارن کلاً میگن به ما چه.

این ور بزن تو سر کله اون ور.

خب؟

یه تعبیر علامه طباطبایی تو المیزان دارن ذیل این آیات سوره هود مربوط به حضرت نوح.

اوهوم.

خب؟

این عبارتو دقت بکنیم خیلی جالبه.

میگن پسر نوح از کفار نبود.

خیلی جالبه‌ها.

بعد شاهد میارن از خود قرآن.

بله.

میگن وسط، وسط خواب بود کلاً.

مدلش اینجوری بود.

کف خواب بود وسط خواب.

وسط بازی کن.

ببینید یعنی چی؟

میگن و نادا نوح ، می‌دونید که نادا برای فاصله دور رو میگن.

دور، بله.

یعنی دور وایساده بود.

و کان فی معزل.

یه گوشه وایساده بود.

[خنده] خب؟

می‌گفت بابا یه حرفایی می‌زنه.

اونوری هم یه مخالفت‌ها رو بزنن تو سر و کله همدیگه اصلاً.

اوه!

فی معزل یعنی- معزل.

بعدش میگه ینای یلک منا ولا تکن مع الكافرین.

نمیگه لا تکن من الكافرین، جعل نامی.

میگه نگفتی از کافرین نرو.

میگه با کافر-- چون که این فیگوری که تو گرفتی، این دیگه تو آخرالزمان، اون موقعی که داره حالا لا عاصم اليوم من امر الله مدبر حم.

و من الناس من يعبد الله- مدبر حرف.

گوشه وایمیسته.

گوشه وایسادی دیگه این مال آخرالزمان نیست.

ببینید تو بحران‌هایی که ایجاد می‌شه تو نمی‌تونی بری گوشه وایسی.

می‌دونید که تو جریان امام حسین [ع] ما سه گروه داشتیم.

یه گروه داشتیم که خب با امام حسین بودن.

یه گروه بودیم که یزیدی بودن.

یه گروه یه خورده دورتر وایساده بودن بر مصائب ابی عبدالله گریه می‌کردن.

آقا نمی‌خواد تو گریه بکنی اونجا.

ما چم می‌گیری گریه کنی که نیست.

[خنده] آقا، آقا تو الان وضعیت اینجاست.

امام حسین گریه کن لازم نداره الان وسط، وسط معرکه.

و یعنی یکی از اولین گریه کنان برای ابی عبدالله در خود وسط معرکه طبق نقل‌های معتبر خود عمر سعده.

بله.

خب؟

آقا یه وسط معرکه که گریه کن نمی‌خوایم، مجاهد می‌خوایم.

تازه اون گریه برای ابی عبدالله گریه مجاهدانه است.

اوهوم.

خب؟

نه زنج مویه نیست به عبارتی.

اون یه چیزیه که برای همین حضرت مهدی رو در عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات متعددی التاسع من ولد الحسین یاد کردن.

اوهوم.

نهمین فرزند امام حسین.

خب میشد به یه مدل دیگه بگن مثلا چهارمین فرزند امام رضا مثلاً، خب؟

به امام حسین متصلش میکنن.

متصل به امام حسینه.

یعنی گریه بر امام حسین یه گریه قیام گونه‌ست، نه یه گریه منفعلانه.

خب؟

این نکته‌ی جدیه تو این مسئله.

من یه چیز دیگه هم نمی‌دونم راجع به شخصیت ابوذر بگم یا نه.

اینم نکته‌ایه برا خوده- بله بفرمایید.

که پیغمبر یه نکته‌ای به ابوذر میگن، نکته مهمی هست.

به ابوذر میگن تو رئیس یه نفرم واینست.

اوهوم.

[خنده] خب؟

ببینید ما وقتی که داریم می‌گیم یه آدمی خوبه، منظور ما این نیست که مدیر خوبیه لزوماً.

این یه اشتباهه که ما گاهی اوقات فکر می‌کنیم یه آدمی اگه خوبه- تو همه عرصه‌ها- آقا بنده آدم منبری خوبی شاید باشم، مبله خوبی، قرآن بلدم.

این به این معناست که من به عنوان یه مدیر جا خوبم؟

خب بنده این کارو بلدم.

بنده در زمینه جهاد تبیین به درد ممکنه بخورم.

حالا چرا من باید مدیر فلان جا باید وایسم؟

یه مدیر بخش مثلاً اقتصادی.

چرا من باید تو حوزه قانون‌گذاری وارد شم؟

این تخصص من نیست.

ببینید اینی که اینا نقدای درون چیزیه‌ها- بله درون گفتمانیه.

درون گفتمانیه.

ببینید که آقا به هر جهت این یه بحث حقوقیه.

ما یه سری حقوقدان لازم داریم اینجا.

بله اگه مجلس اعوان داشتیم یه جایی که بزنن تو سر و کله همدیگه، خب؟

یه سری باید آدمی داشته باشیم کلاً یه سری گفتمان بیارن بالا.

اوهوم.

خب این لازمه.

ولی فعلاً ما یه چیزی به نام مجلس اعوان نداریم.

مجلسمون همون صحنیه که دقیقاً ااا به تعبیر اصل هشتاد و پنج قانون اساسی باید تو صحن قانون تصویب شه.

یعنی من باید یه بیل بیله‌که رو فشار بدم، خب؟

و فشار بدم اون قانون تصویب می‌شه باهاش.

اوهوم.

خب من باید حقوق بدونم وگرنه نباید چی؟

ببینید این یه نکته‌ایه که آقا ابوذر اینجوریه.

ابوذر آدم خوب-- ببین امیرالمؤمنین یه موقع کُمیل رو می‌زنن حاکم یه منطقه‌ای به نام حِید تو نهج‌البلاغه هست.

بله.

کُمیل کیه؟

دعای کُمیل از ایشونه.

ص-صاحب سر حضرته.

اون عبارتای نهج‌البلاغه که حضرت دستش می‌گیرن کُمیل خوابی بیداری الان؟

میگه بیدارم.

دستشو می‌گیرن خلاصه می‌برن تو صحرا تنفس از صحرا.

بعد شروع می‌کنه اون عبارتو رو که ان آذه الغروب اوعیه فخیرا او آها.

اون عبارتو رو به کُمیل می‌دن.

همین کُمیل رو می‌زنن حاکم حید، گند می‌زنه به مملکت.

خب؟

معلومم نبوده‌ها اون موقع.

نه این یعنی نه اینکه اشتباهه امیرالمؤمنین در انتخاب یه...

یعنی حـ-- بعد میره یه حملات بیخود می‌کنن.

اوهوم.

حضرت یه نامه دارن تو نهج‌البلاغه می‌گن کُمیل تو به چه درد می‌خوری اصلاً؟

[خنده] خب؟

خیر شدید الملك ولا مهیب الجانب ولا صاد ثغره ولا كاسر العدو بشوكة ولا مغنی عن اهل مصر ولا مجز عن امیرة.

تو به درد مردمتم نمی‌خوری، به درد منم نمی‌خوری.

اصلاً کی به تو گفته بود برو به قیرقیسیون حمله کنی؟

من گفته بودم؟

چه حقی داری که سر کار سر خود می‌کنی؟

خب؟

یه کُمیلیه خیلی خوبه، فوق خوبه.

یه کارکردی داره، یه مزیتی داره که- مزیت نسبی خودشو داره.

ابوذر به این بعدش باید توجه کرد.

یه آدمه، دقیقاً یه لشکر تنهاست.

[خنده] خب؟

یعنی یه لشکریه که تنهایی می‌تونه بزنه به خط.

تشکیلات نمی‌تونه اداره کنه و بزنه به خط.

اوهوم.

خب؟

خودش تنهایی می‌تونه.

تنهاییه.

برادا.

یعنی برادا می‌تونه بزنه به خط و این کارم می‌کنه.

اوهوم.

یعنی اینجوری نیست که بگه آقا من که پیغمبر گفتن تو رییسی یه نفر بود و من تشکیلات نمی‌تونم اصلاً ولش کن.

برادا هم می‌زنه به خط.

اوهوم.

خب؟

و میاد چیز می‌کنه و اون انقلاب و اون دقیقاً عدالت‌خواهی- بله.

...زیاد رو انجام میده.

نکته‌ای که فرموده بودید ااا راجع به این بالاخره یاران ولی خدا، اون حواریون، اون الذین تبعوه في ساعة العسرة و من تاب معك والذین معه حلق میانی ربیون.

حالا توab اینا مختلف بود- تعددی داره بله.

در قرآن هست، در نهج‌البلاغه هست.

ااا یه چیز جالبی که در ماجرای جنگ صفین به نظرم قابل توجهه ااا وقت-- بعضی از این اساتید تاریخ گفتن این بود که معاویه زمانی تونست حکمیت رو تحمیل بکنه که قبلش عمار به شهادت رسیده بود.

بله، بله همینجوره.

آره.

ببینید این جاهalat تبری برای همینه دیگه.

ببینید شخصیت ابو موسی اشعری رو حالا یه موقعی باید یه موقع اگه خواستیم بحث می‌کنیم.

شخصیت ساده‌ای نبوده.

آدم بسیار پیچیده‌ای، دنیا دیده‌ای هم بوده اتفاقا.

اینی که بعضیا نشون میدیم که نمی‌دونم رفت بالا گفت من انگشترو درآوردم و گفت خب من این انگشترو کردم- ساده لو و اینا نبوده.

آدم ساده لو دیده شده.

اتفاقا اصلا آدم-- می‌دونید که برای ابو موسی اشعری مال کشتن عمار رو زمین، زمین زدن.

زمان- غراءه.

بله قبل از- خب؟

صفین بود.

یعنی کسی بوده که آدم وجیهی بوده، درس‌خونده‌ای بوده، تحصیل کرده بوده و آدم موجهی بوده و دنیا دیده بوده.

فنون مذاکره بلد بوده و از این چیزا اومدن.

منتها کسیه که در مقابل علی رأی داره برای خودش.

اوهوم.

نمی‌ره پای میز مذاکره رأی علی رو دربیاره.

خب؟

این مهمه که بعدش هم میگن، میگن یه عبارت‌هایی داره می‌ترسم به درزی به خودشون بگیرن.

اسمش عبدالله بن قیصه.

ابو موسی اشعری.

میگن شما کسی رو دارید می‌فرستید برای مذاکره که این قبلش گفته آقا ما شمشیرها رو در نیاوریم‌ها- لا قتال.

خب؟

اینو دارید می‌فرستید.

بعداً نگید آقا چرا اینجوری شد و نمی‌دونم فلان.

شما دارید اینو می‌فرستید.

معلوم از توش چی در میاد.

معلوم خروجی‌ش همین در میاد.

لذا عمارها که نیستن، ابوذرها هم که نیستن.

اوهوم.

خب؟

اون کسایی که هزینه بده-- نگاه بکن تکشون چیده شده- مالک‌ها باید شمشیرها رو قلاف کنن.

ببینید برای چی جناب مالک وقتی که شهید میشه حضرت یه دردگودازی‌هایی داره در نهج البلاغه.

بله.

خب؟

قد يتلهف و يتأسف عليه.

حضرت میگه مالک وای!

مالک کنما مالک.

مالک چی بودی؟

لو کان جبلا لکان صندا.

مالک اگر کوه بودی، کوه تک بودی.

مالک و لو کان حجرا لکان صolda.

اگر مالک به جای آدم تو سنگ بودی، سنگی سخت بودی.

بعدش میگن به هل مرجوا الجمال بحال موجود الجمال.

آیا من بازم مالک گیرم میاد؟

فکر نمی‌کنم.

خب؟

خیلی دردناک، خیلی دردناکه ها.

میگن بازم مالک گیرم-- فکر نمی‌کنم.

خب؟

که مالک گیرم بیاد.

ببینید اینا یه قیمت‌هایی دارن که گاهی اوقات شما اینی که می‌بینی این آدم‌های برجسته گاهی اوقات این آدم‌های کاررا بندازن.

من حالا که اینجاشد فکر کنم داریم به آخرش- بله، بله تقریبا چهار پنج دقیقه.

چهار پنج دقیقه.

من ذکر همزه سید الشهدا بکنم.

بله، بله.

همزه سید الشهدا و جعفر.

این که اینام چهره‌های کاردربیار پیغمبر علیم.

خب؟

چهره‌های معنوی نمی‌دونم چچی به اون معنای مستقل- مستقلش نیست.

امروز ما به اون معنا نیستن.

خب ما کی حمزه رو از دست دادیم؟

قرآن اینو تحلیل می‌کنه.

میگه که می‌دونید چرا اینجوری شد؟

قل هو من عند انفسکم.

ذیلش فرمودن تو روایات و اینا.

شما مگه من نگفته بودم تو بدر اسیر نگیرید؟

احسن.

تو بدر اینا به ذهنشون رسید بود یه دو تا کار ریز اقتصادی هم دربیاریم.

خب؟

حضرت پیغمبر گفتن آقا بجنگید الان و اسیر نگیرید الان.

اینا رفتن این دو تا کار ریز اقتصادی رو هم درآوردن- که اسیر بدیم پول بگیریم.

پول بگیریم.

هفتاد تا اسیر گرفتن.

به ازاش هفتاد نفر در جنگ احد کشته دادن، شهید دادن.

یکیش حمزه سید الشهدا.

آقا گاهی اوقات ما یه خطاهایی می‌کنیم که در جوابش-- ببین حمزه سید الشهدا اوج مقام خودشه.

ولی اینی که ما حمزه سید الشهدا رو از دست میدیم هم باید یه تحملی بکنیم.

حالا جالب اونجا هم پیغمبر مخالف بودا.

بله، بله.

به پیغمبر تحمیل کردن- بله، بله.

که اسیرها رو بدیم و به جاش فدیه بگیریم.

بله اصن تو آیه قرآنه.

بله.

ما کان لنبی ان يكون له اسری حتی یظھر الله له.

اصن نبی حق اسیر گرفتن نداره تو اون صحنه.

ولی اینا یه این کار ریز هم درآوردن.

فکر کردن خیلی زرنگیم مثلاً.

خب؟

شما اینکه زرنگی هفتاد تا کشته دادی به ازای هفتاد تا اسیری که گرفتی تو جنگ احد یکیش حمزه سید الشهداست و خلأش جبران نشد حمزه.

بله.

شما نگاه بکنید در روایتی از امام باقر هست که پرسیدن که آقا در اون ماجرای بعد از پیغمبر چرا اینجوری شد؟

یه جمله تاریخی میگن.

چیز امام باقر خیلی عجیبه.

میگن اگر به جای عباس و عقیل حمزه بود و جعفر کار به اینجا نمی‌کشید.

دو تا آدم پربرش.

خب؟

یعنی شما- کاردربیار.

یعنی کاردربیار.

حمزه عموی پیغمبر.

عباس دقیقاً به جای این ب-برادر عمو، اون یکی برادر عمو بود، برادر عمو امیرالمؤمنین بود، کار درومده بود.

خاطر این و برای همین است این جملات آخر هم این ذکر حمزه سید الشهدا من ازش حاجت زیاد گرفتم.

احسن.

آره حمزه سید الشهدا.

اولین تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها از خاک مقبره حمزه درست کرد.

این با اون ذکر می‌گفت.

خیلی یاد عموشون حمزه بودن.

و خیلی هم می‌گفتن که یاد کنید عمو ما رو حمزه.

هی اینا ببین یادها معلومه یه ویژگی‌ای تو آدم هست.

در این روایت از این روایتو تقدیم می‌کنم به خود جناب حمزه.

در روایت داریم که در روز قیامت به نوح میگن که آقای نوح شما وظیفه پیامبری تو انجام دادی یا ندادی؟

میگه دادم.

میگن شاهدت؟

میگه شاهدم پیغمبره.

میگن برو بیار.

میاد پیش پیغمبر میگه یا رسول الله ما رو زیر بخیه کشیدن.

[خنده] میگن وظیفه تبلیغی تو انجام دادی یا نه؟

ما هم گفتیم آقا انجام دادیم گفتن شاهد رو.

دارند که هم-- حضرت حمزه و جعفر رو می‌فرستن.

میگن برید به نفع نوح شهادت بدید که وظایف خودشو انجام داده.

عجب!

بعد اضافه می‌کنن تو روایت امام صادق علیه السلام.

میگن و برای همه پیغمبران باید حمزه و جعفر شهادت بدن که وظیفه‌شون رو انجام دادن.

عجب!

خیلی عجیبن.

با اینکه معصوم نبودن.

قطعا.

ولی کار دربیارن دیگه.

بله خیلی عالی.

خیلی بحث جامع و عه عالمانه و خوبی بود آقای قاسمین عزیز.

من فقط به نظرم یه بحثی حالا دوست داشتم که فرصت می‌بود بهش می‌پرداختیم.

این بحث در واقع این بود که هرچه به آخرالزمان و دوره ظهور نزدیک‌تر می‌شیم به نظر می‌رسه که این خالص‌سازی‌ها- تمحیص.

تمحیص بله تمحیص بیشتر اتفاق می‌افته.

فتنه ها در واقع درگیری‌ها و بحران‌ها.

"وَلَيَمَحَصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ" هرچه در واقع تمحیص بیشتری اتفاق بیفته اون به محاق رفتن دشمنان هم نزدیک‌تر می‌شیم.

بله.

و خیلی بحث عالی بود راجع به آن- من می‌ترسم درنیاد بحث.

بله، بله باید یه وقت مفصل باید راجع به این صحبت کنیم.

خیلی تشکر می‌کنم از شما بینندگان محترم و فرهیخته شبکه چهار.

راجع به ایمان ابوذر سا صحبت کردیم.

راجع به ویژگی‌های ابوذر.

اینکه اساساً نوع ایمان ابوذری و جنسش چه فرقی با سایر انواع ایمان داره و اینکه در زمانه ما این نوع از ایمان در واقع چه کارکردهایی داره.

چرا رهبر انقلاب در این زمان در واقع به مسئله ایمان ابوذری اشاره کردن و اون رو نه فقط برای در واقع افراد پراکنده بلکه برای کل جامعه خواستن و اون رو منشأ تحولات در واقع اجتماعی و تحولات بزرگ دانستن.

امیدوارم شما هم از بحث ما استفاده کرده باشید، بهره برده باشید.

تا قسمت بعدی برنامه سوره شما رو به خدا می‌سپاریم.

خدانگهدار.

[موسیقی]