د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴
دارای متن همگام
سکینه پس از بزنگاه
بسم الله الرحمن الرحیم و به He nastaeen انههُ خیر ناصر و معین.
سلام عرض میکنم خدمت شما بینندگان
۰:۰۰
۱:۱۵:۴۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## دو معنای ولایت
۵:۰۵
## پایهگذاری از عصر اهل بیت
۱۳:۱۳
## ربانیّت فراتر از فروع
۲۰:۰۳
## صورتبندی کلامی ولایت
۲۲:۵۴
## میدان، دعا و بیعت
۳۵:۳۲
## خون ولی و افق راهبردی
۴۳:۰۸
## الهیات جنگ در برابر اخافه
۵۹:۳۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به He nastaeen انههُ خیر ناصر و معین.
سلام عرض میکنم خدمت شما بینندگان
محترم و فرهیخته شبکه چهار.
امیدوارم طاعات و عباداتتون
قبول باشه و در این شبهای عزیز ااا ما رو هم
از دعای خیرتون محروم نفرمایید.
خب دیشب
الحمد لله مجلس خبرگان رهبری
رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران رو معرفی کردن حضرت آیت الله
سید مجتبی خامنهای،
خامنهای جوانتر، خامنهای دیگری
معرفی شد به عنوان رهبر
جمهوری اسلامی و این آیه شریفه که میفرماید اليوم یئس الذین کفروا
من دینکم واقعاً محقق شد و
علیرغم خواست دشمنان و بدخواهان که
به دنبال یک فروپاشی ساختاری بودند در
نظام جمهوری اسلامی، مأیوس شدن از این مسئله و گمان میکردن که با
شهادت رهبر معظم انقلاب
این اتفاق میافته که الحمد لله نیفتاد و
قوت ساختاری نظام جمهوری اسلامی به نمایش گذاشته شد با معرفی رهبر
سوم و قاعدهمون،
امام جدید و امام
در واقع سوم ما، ولی فقیه ما
آقا سید مجتبی خامنهای الحمد لله یک دلها یک آرامشی پیدا کرد و
هو الذي انزل السکینه فی قلوب المؤمنین شد.
یک آرامشی پیدا شد در دلهای مؤمنین.
الحمد لله رب العالمین
و امیدوارم که این آرامش منشأ
خیر و برکات هم مادی و هم معنوی و منشأ
فتوحات سیاسی و فتوحات نظامی
در واقع زیادی بشه در میدانهای
میدان جنگی که الان درش حضور داریم
و الحمد لله کسی انتخاب شد که به معنای حقیقی کلمه
زاده بستتاً فی العالم الجسم
هست و همه
شرایط رهبری
مردم عزیز ایران رو
به معنای واقعی کلمه و در حد بسیار بالایی دارن.
و امشب به همین مناسبت میخوایم راجع به
هم مسئله جایگاه ولایت فقیه
و هم شخصیت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای
صحبت کنیم و به همین مناسبت دعوت کردیم از جناب حجت الاسلام والمسلمین
غلامرضا قاسمیان که
از بیاناتشون بهره ببریم و در این زمینه گفتگویی با ایشون داشته باشیم.
سلام عرض میکنم خدمت شما حاج آقای قاسمیان.
خیلی خوش آمدید به برنامه ما.
رحمت الله. بنده هم
به شما و بینندگان فرهیخته شبکه چهار سلام عرض میکنم.
طاعات و عباداتتون قبول باشه انشاالله.
سلامت. عرض تسلیت دارم به
مناسبت شهادت امام المسلمین، امام شهید ما
و عرض تبریک دارم به مناسبت این انتخاب
به جا و شایسته که واقعاً
دلهره ما رو به پایان رسوند
و نشون داد که ساختار و بافتار
نظام ولایت فقیه چقدر محکمه و چقدر مبتنی بر
عشق و محبته که حالا انشاالله سر جاش عرض میکنم.
حالا همین جا به جمله بگم من چون این خبر رو
داشتیم توی یه مراسمی قرآن به سر میگرفتیم عملاً خودم اونجا مثلاً
داشتم این کارو میکردم، اومدن به من گفتن.
من برای اینکه خبر نمیدونستم نگفتم.
به چند نفر گفتم که یه تحقیقی بکنید خبر یهویی
فیک نباشه. حالا ما یه چیزی اینجا بگیم اینا.
خبری که مطمئن شدم گفتم اصلاً فضا
رفت به سمت فضای تکبیر و-
حماسه ...به سمت حماسه و به سمت ابراز عشق و محبت
توسط کسایی که اساساً باور کردنی نبود که خب اینا چه سابقه ای از
مثلاً حاج آقا مجتبی دارن، از آقا مجتبی دارن،
چی میشناسن از بچه کوچیک، زن، مرد،
پیر کلان همه اینا چجوری
این که این نوید یک اتفاق ولایی بزرگ رو میداد.
خداروشکر که خبرگان واقعاً
سر یک بزنگاهی خیلی درست عمل کرد و با ظرفیت
اصل صد و هشت قانون اساسی واقعاً
عمل کرد و اعلان کرد و این قضیه رو
و همه مردم از یک نگرانی در آورد.
در خدمتتون هستم. الحمد لله بسیار عالی.
خب خیلی مقدمه خوبی بود. به نظرم از همین جا بحث رو آغاز بکنیم خیلی خوبه.
راجع به نهاد ولایت فقیه و اصل ولایت فقیه
هم در قانون اساسی هم در، در واقع مبانی شیعی و دینی ما
و به نظرم بهانه خوبیه که
یک مرور سریع بکنیم مسئله ولایت فقیه رو.
اولاً ببینین معنای ولایت عزیزان معنای رهبری نیست.
خب؟ رهبریایه که
در حقیقت ولایت داره یعنی ولیست که رهبر است.
ببینید توش دو تا معنی گنجونده شده معنی ولایت.
یکی همون معنی رهبریه
و سیادت و فرمانروایی و اینجور چیزیه
و یکی از معانیش عشق و محبته،
مودته که
در حقیقت رابطه ولایی یک رابطهایست که
توش مودت اشراب شده.
اگر هم در اون آیه دارد که
قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی.
یعنی خود اظهار محبت و مودت و شوقهای قلبی
گواهی از یک نوع ولایت میده که
داره این عشقی که گفتم که الان مردم هی دارن
با اینکه قطعاً آقا مجتبی رو
و حضرت آیت الله اسد مجتبی خامنه ای رو نمیشناسن،
ولی این عشق و شور ایجاد شده،
این معلوم ولایت ایجاد شده
این معنی-- چونکه بعضیا میگن مقام معظم رهبری،
ببینید مقام معظم رهبری جزئی از معنای ولایته.
ولایت فقیه مبتنی بر همون بحث امامته
و اونجوری صورتبندی میشه.
چه تو قانون ما اینجوریه، چه در بحثهای
در حقیقت دینی ما هم کاملاً همین بحثه که حالا من اشاراتی
عرض میکنم خدمتتون. پس
این معنای عشق و محبت رو ما یادمون نره که
اتفاقاً کسایی که میخوان فرمانبردار باشن
و کارو در بیارن
باید عشق بورزن
به این امام
جدیدی که مسلمین پیدا کردن و
اگر تو دلمون دیدیم که عشق به وجود اومده، معلومه انشاالله که تحت
ولایت الهیه قرار گرفتیم که خداروشکر که
مردم ما اینجوری شدند.
خیلی نکته جالبی بود. بله. این شور و آرامش و عشق و محبتی که ایجاد شده نشانهای اینکه این ولایته محقق شده.
ببینید بله. خیلی جالب. ببینید یه صندلیای هست من اگه بخوام برای بینندگانمون
مثال بزنم، ببینید شاید مثلاً یه رئیس جمهور یه میلیارد هم نمیتونه چک بکشه قبل از
رئیس جمهوریش. ولی وقتی روی یک صندلیای قرار میگیره یه سری امکان دستشه.
چند هزار همت دستشه میتونه توزیع کنه،
تو لایحه بودجه بده، اینا رو تو سرفصلها توزیع کنه.
همچنین است کسی که تو اون سمت قرار میگیره اگه از ساز و کارهاش رد شده باشه،
تو اون سمت که قرار میگیره حتی در مورد اهل بیت هم همین روایت اومده
که قبلش با بعدش فرق داره.
یعنی امامی که قبلشه و هنوز امام نشده با بعدش فرق پیدا میکنه.
یعنی یک چیزی بهش داده میشه
که اون حرف
تو روایات ما اومده که او موفق میشه، مسدد میشه، مؤید میشه،
او الهام بهش میشه شرح الله
ان العبد اذ ذکره الله اذ ذکره الله یعنی برای بندگان وقتی خدا این
موجود رو روی این صندلی میگذاره- شرح صدر میده شرح الله لذلك صدره.
شرح صدر میده، یه اتفاق جدیدی میافتد، خب؟
و این اتفاق جدید بخشی از این اتفاق،
اینه که حالا ایشان تا قبل از این خب شایستگیهایی داشتن حالا با هم صحبت میکنیم- بله ...ولی خب
شایستگیهای ایشان از این به بعد
دهها برابر خواهد شد.
اون تلألؤ ایشان
دهها برابر. این به خاطر این جایگاهه.
جایگاهه. که این جایگاه
شرح صدر لازمو به ایشون میده.
آقای هاشمی یه موقعی میگفتن که من
بعد از اینکه آقای خامنهای رهبر شدن، گفتم برم کمک.
بعد میگفتن رفتم تو همون جلسه اول
از جلسه که اومدم بیرون گفتم که
خدا هر کسی رو که به ولایت میرسونه پس لوازمش هم میده.
این حرف آقای هاشمیه. ببینید
خود آقای خامنهای قبل
از شصت و هشت تا بعد شصت و هشت و رهبری
خیلی همینجوری هم تلألؤ ایشون
بیشتر شد واقعاً. لذا
این رو به عنوان یک جایگاه حقوقی فقط نباید نگاه کرد،
جایگاه حقوقی رهبری. البته اینجا من عرض بکنم واقعاً
هم خبرگان، هم مجمع تشخیص اینا گل کاشتنا.
اینا رو باید تاریخ بعداً قضاوت کنه.
بعضیا هم بد قضاوت میکردن.
من یه نمونه فقط الان یادم افتاد بگم.
ببینید طبق اصل صد و یازده قانون اساسی شورای رهبری همه کارو میتونه بکنه الا چند تا کار؛
یکیش این که فرمانده نظامی نمیتونه تعیین کنه.
بله. خب؟ باید فرماندهان نظامی رو بده به مجمع تشخیص
سه چهارم رأی بیاره. خب با این ترکیب اساساً نمیشد همچین اتفاقی بیفته.
همون لحظه مجمع تشخیص با سی و پنج عضوش
همه وظایف رو داد به شورای رهبری.
اوه! خیلی کار بزرگی بود.
یعنی یه خلا قانونی رو اتفاقاً
هرکی-- بعضیا بد تعبیر کردن فکر کردن
جنگ و صلحو داده و تعیین فرمانده یعنی میخوان برن
مثلاً سازش کنن و ساخت و پاخت کنن و نمیدونم فلان، در حالی که این طرح واقعاً
ابتکاری بود که این کارو تا حالا نکرده بود
و تو یه لحظات حساس واقعاً خدا به دل
انداخت. حتی آقای فیروزی من نگران یه چیز دیگه بودم.
نگران این بودم که خبرگان اگر
یه تعدادیشون میزدن، دشمن میزد از نصاب خارج میشد.
آها. اصلاً خر بیار و باقالی بار کن دیگه.
اصلاً چجوری میشه؟ باید یه شورای نگهبانی اگه میبود
که یه خبرگان اینو در حقیقت تنظیمگری بکنه، بعد مردم بیان رأی بدن،
بعداً اون بیاد اصلاً یه کار تقریباً نشدی بود دیگه.
بله. من واقعاً نگران بودم نسبت به
این اتفاق. خدا دست خودش رو
واقعاً از آستین آورد بیرون و نشون داد این سکینه رو-
بله ...و آرامشی که وا-- این دشمن
بیخود حساب نکرده بودهها.
حساب کرده بود چهل و هشت ساعت اگه بزنه میتونه همه چیزو به هم بریزه.
ولی انگار یک آرامشی روی دلها نشسته بود
که اینو حالا بعداً هم میگم روی شهادت امام مسلمین بود اتفاقاً.
این نکته مهم بود. اما بحث ولایت فقیه.
بله بله. که سؤالش-- ببینید بعضیا تصورشون این است که ولایت فقیه مثلاً اختراع امام خمینیه،
خب؟ خیلیها اینو میگن، میگن مثلاً
این یه- بله ...انگار یه چیزی مثلاً امام
یهویی- نبوده تو فقه ما نبوده- تو فقه ما نبوده،
تو کلام ما نبوده مثلاً اینا نبوده بعد مثلاً امام خمینی اختراع کرده.
این رو همین جا عرض بکنم. این اختراع خود اهل بیته.
اِمم. خب؟ یعنی خودشون نه
نماینده به عنوان مثلا استاندار انتخاب بکنن چون که حاکمیت که دستشون نبوده که.
ائمه مثلا امام صادق و اینا.
عملا یک نمونهای از خودشونو به عنوان نائب على الناس این طرف اون طرف انتخاب میکردن.
ببینید همین زکریا بن آدم، یونس بن عبدالرحمن،
همین اِاِاِ شاه عبدالعظیم حسنی.
اِمم. خب؟ اینا اصلاً همین مدل بودن.
ببینید یه مدلی طراحی شده بود به نام مدل امامت.
این مدل باید هم به واسطه این که داره پخش میشه
حوزه اسلام هم داریم به سمت
غیبت میریم. این مدل رو یک جوری باید
تکثیرش میکردن با نیابتهای خاص
و حتی نیابتهای عام.
من همین جا عرض بکنم لااقل طلاب عزیزمون این
روایت مقبوله عمر بن حنظله رو شنیدن.
مقبوله عمر بن حنظله مال امام صادقه.
بله. خب؟ یعنی امام صادق
فرمودن که اگر کسی میخواد
در این به طاغوت مراجعه نکن
که حالا عرض میکنم به چه آیه ای استناد شده،
به طاغوت مراجعه نکن.
خلاصهش اینه. بیا به یه نفری مراجعه کن عین خودمون.
به جهت علمی، به جهت تقوا، به جهت چی؟
یه در حقیقت ماکتی، یه نمونهای،
یه تالی تلاوی از نمونه ما، مای اهل بیت اینجا مراجعه بکن.
یعنی عملاً از زمان خود اهل بیت پایهگذاری شده.
حالا نکتهای که بعضاً تو ذهن بعضی از
کسایی که اهل فضلن اومده
این هست که مثلاً خب ما یه قطبی داریم توی
فضای فقهی ما، شیخ انصاری
که مثلا برای حدودش دویست سال پیشه دیگه شیخ انصاری.
خب ایشون تو کتاب مکاسب
ایشون گفته که مثلا ولایت یه محدودیتهایی داره و فلان اینا بعدشم گفته خرت القطا ده.
یعنی مثل اینکه شما اگه بخوای قبول کنی انگار
مثلا داری دستتو به یه شاخه پرتیغ میکشی.
یه همچین چیزی. بعد به دلیل اینکه مکاسب
کتاب حوزویانه،
کتاب مدرسیشونه، بعضیا فکر کردن نظر شیخ انصاری اینه.
در صورتی که عزیزان
این جور بحثهایی رو نمیرن تو مکاسب پیدا بکنن.
جاش تو کتاب القضاء.
اوهوم. دقت میفرمایید؟
جای این بحث تو کتاب القضاء.
مثل اینکه شما یه دارویی میخواید برید بقالی،
خب؟ حالا بقالی ممکنه چسب زخم و ماسک و اینا هم داشته باشه ولی داروخانه نیست.
جای این کار اینجا نیست. خب؟
توی اونجا تو کتاب القضاء چه شیخ انصاری،
چه حتی ممد خویی
که تو مبانی تکملة المنهاجشون هست،
تو این بحث کتاب القضاء مفصل اونجا درآوردن
و حرف محکم زدن اونجا
راجع به بحث ولایت فقیه. اصلاً چارهای نداره.
یعنی شما باید نمونه و الگو امامت رو بازتولید بکنی.
اصلاً. خب؟ باید بازتولید بکنی.
من حتی متن آوردم از کتاب القضاء
شیخ انصاری که در حقیقت
این بحثو گفته مسلط
بر ولایت مطلقه است اصلاً.
چارهای نداره. شما تو مکاسب بله اونجا
اونو نپذیرفته به اون شکلش ولی توی
کتاب القضاء پذیرفته. اگرم خواستید متن یه تیکه از
متن من آوردم میخونم.
متن زیاده حالا اینا رو ببینید تو
نص متن ایشون تو کتاب و ظاهر الحاکم که حالا میگم این حاکم یعنی چی؟
هو المتسلط على الإطلاق.
عجب. لا خصوص القاضی
كما يقال حاکم الشر و حكام الشر بل الحاکم في العرف العام هو الوالي الأمير.
تمام. ایشون گفته که
اینی که من دارم میگم، چون که توی
مقوله عمر بن حنظله
اجازه بدید من این استدلالو بگم.
بله، بله بفرمایید. بله، بله. ببینید یه آیه ای هست، آیه شصت سوره نساء.
عزیزان اگه خواستن
ببینن اِاِاِ- صفحه هشتاد و هشت.
صفحه هشتاد و هشت. در صفحه هشتاد و هشت
مقبوله عمر بن حنظله اشاره کرده به این آیه.
به آیه شصت سوره مبارکه نساء
که آیه اینه. ألم تر إلى الذين يزعمون أنهم آمنوا بما أنزل إليك وما أنزل من قبلك
يريدون أن يتحاكموا إلى الطاغوت.
چجوریه بعضیا فکر میکنن که ایمان دارن
بعد تحاکمشونو میبرن پیش آمریکا؟
چجوریه زیر سرپرستی آمریکا میخوان قرار بگیرن؟
چجوری اینجوریه؟ وقد أمروا أن يكفروا به.
با اینکه گفته شده امر شدن که شما باید کافر بشین
نسبت به این. ويريد الشيطان أن يضلهم ضلالا بعيدا.
ولی این منافقین یه ادبیاتسازی میکنن
که اینو، اینو درش میارن.
خب؟ مقبوله عمر بن حنظله با اشاره به این آیه که طاغوت میدونین یعنی حکام
در قرآن. بله. عملاً
با اشاره به این گفته اگر کسی دارای این ویژگیها باشه، فإني قد جعلته عليكم حاکماً
من حاکم قرار دادم. خب؟
پس عملاً ولایت فقیه
اینجوری به لحاظ مبانی نقلی اینجا اثبات میشه.
البته بحثای دیگهای داره که من
حالا عرض میکنم تو این بحث نقلیش.
پس این اختراع خود اهل بیته از زمان امام صادق خیلی گر گرفته شروع شده
و بعد استدلالی که فقها میکنند به مقبوله عمر بن عنزه اشاره به این آیه است.
اینجا هم خود شیخ انصاری،
مرحوم آقای خوئی، مرحوم امام که خب دیگه خیلی مفصل این بحث رو پخته و پرداخته به خصوص بعد از
حاکمیت بحث پرداخت، پرداخته بیشتری هم شده توسط ایشون.
این بحث ما داریم-- یعنی الگویی،
خود الگو امامت که داره باز تعریف خود الگو امامته به عبارتی.
منتها البته من یه چیز دیگه هم یه استدلال قرآنی دیگه هم میخوام بگم.
مرحوم آقای شاهرودی فرمودن که این مهمترین استدلال قرآنیه به بحث ولایت فقیه.
آیه چهل و چهار سوره مبارکه مائده است.
صفحه صد و پونزده. من
نمیخوام تک به تک ترجمه کنم ها.
میخوام محتواشو بگم. اینجوریه إنّا أنزلنا التوراة فيا أودن منو.
ما بالاخره تورات دادیم. یک کتابی به نام
تورات به شما دادیم. چیکار کردن؟
يحكم بها النبيون.
النبيون اومدن انبیا بر اساس این کتاب
آمدن حکمرانی کردن و حکومت کردن.
یا اگر قاضی بودن قضاوت کردن بستگی داره تا چقدر مبسط و طولیت میده.
الذين أصلوا للذين هادوا حالا دقت کنید این تیتر و ربانیون
و الأحبار یعنی چی؟
عطف به نبیون. احسنت.
یعنی عین کاری که این عین جمله امامه.
که عین همون کاری که
در حقیقت رسول انجام میده- بله ...این و ولی فقیه باید انجام بده.
ولایت فقیه همون ولایت رسول الله است.
همون. ایشون امام که نمیخواد بگه که
ولی فقیه رسول الله که.
میخواد بگه این جایگاه، همون جایگاهه.
خب؟ یعنی ربانیون یعنی دانشمندان
مسیحی. أحبار دانشمندان یهودی.
اینها هم همین کار رو کردن.
عین کار نبیون رو کردن. بر اساس آنچه که دستشون بوده از
کتاب آسمانی بمستحفظوا من كتاب الله و كانوا عليه.
برای همین ببینید ادامش چیه؟
ادامه شبیه آیات ولایته. فلا تشق و لا تشر.
بله. خب؟ یعنی
فلا تشتروا. یعنی عین
بحث ولایتی که یک نبی و رسول داره اعمال میکنه،
یک هبر و یک ربانی.
چرا میگن ربانی؟ چون که نقشه رو بلده.
آقای اجازها سیاق سوره هم همش مباحث ولایت- اصلاً سوره مائده سوره ولایته.
بله ولایته، بله. سوره ولایته.
شما یعنی داره کاملاً بحث ولایت رو تو حوزه ربانیون و الأحبار میاره عین
نبی- آیه ولایت إنما وليكم الله اینجا است.
دقیقاً إنما وليكم الله
اینجاست. اليوم يعص اینجاست.
دقیقاً بلغ ما أنزل إليك من ربك اینجاست و آیات شبیه به این.
پس ببینید بحث به جهت فنی کامله
که ما یه الگویی داریم به نام الگو امامت.
این الگو سلطنت نیست.
الگو سلطنت خیلی متفاوته.
خب؟ این یه الگو دیگهایه به نام الگو امامت
که کسی در رأس مینشینه
و کار امام میکنه به عبارتی.
حالا نکتهای هم به نظرم خوبه بهش اشاره بشه که
خب بیشتر ولایت فقیه چون حالا اسمش هم یه مقداری بحث فقه و فقاهت و اینها هم هست.
بله. بعضیا کاملاً فقهی بحث میکنند.
بله. آها نکته خوبی رو اشاره کردید.
ببینید هم
مسئله ولایت یک اسلامشناس فقیه.
ببینید ما حالا یه اسم مشیر براش درست کردیم، ولایت فقیه میگیم.
ولی اولاً اون کسی که حالا من راجع به شخصیت آقا مجتبی هم خواهم گفت،
اون کسی که اینجا است نباید فقه بلد باشه فقط.
یعنی مسائل فرعی بلد باشه.
ربانی باید باشه.
ببینید ربانی رو خود قرآن تعریف کرده و لکن كونوا ربانيين بما كنتم تعلمون الكتاب بما كنتم تدرسون.
بله. یعنی کسی که اون مقاصد دین رو بدونه،
بفهمه کلاً دین میخواد ما رو به کجا ببره.
سیاستش رو با دشمن بدونه چیه، با دوست بدونه چیه.
اینو باید بدونه. نه اینکه فقط مثلاً
فرض کنید یه سری احکام فرعی بدونه.
این اولاً اینجوریه. ضمن اینکه یک نکتهای که وجود داره خوب شد اشاره کردید.
ببینید آقای جوادی آملی یه بحث بسیار
خوبی تو همون کتاب ولایت فقیهشون که ولایت فقاهت و عدالت، عدالته اونجا
میگن، میفرمایند که حرف خیلی دقیقی هم هست.
میگن که ولایت فقیه بیش از اینکه بحث فقهی باشه
یه بحث کلامیه. اوه.
صورت بندیش یه صورت بندی کلامی.
ببینید ولایت فقیه
شبیه افعال
مکلف نیست. مثل نماز، روزه نیست این بحث.
خب؟ که فقه باشه چون فقه یعنی فعل مکلف.
اما بحث کلامی یعنی فعل الله.
ولایت فقیه یه
گرایشی که پیدا کرده رفته تو فقه بحث شده.
بله. حال آنکه یه بحثیست که صورتبندی کلگرایانه داره مال فلسفه دین و بعثته.
اصلاً جنس بحث کلامیه.
لذا خیلی از متکلمین ما اینو بحث کردن اصلاً.
از خواجه نصیر اینو بحث کرده، علامه حلی بحث کردن.
یعنی متکلمین ما اینو بحث کردن.
منتها این از رواج یه مقدار خارج شده.
بله. یه بحثی که ذاتاً کلامیه.
شما میخواید بگید که کی این الگو، سیستم امامت
در دوره غیبت چجوری میشه؟
اینو میخواید بحث کنید. یعنی طرح خدا در دوره غیبت چیست؟
احسنت. اینو میخواید بحث بکنید.
ما نمیخوایم بگیم که چند رکعت مثل نمازه که بحث فقهی نیست که.
بله فعل مکلف اینه که تبعیت کنه.
این بحثش فقهیه. لذا بحث جنسش و ذاتش یه بحث کلامی
و عقیدتیه. منتها فقیه میدونید که
فقه اینجوریه. فقه نسکراست.
یعنی فقه بهش بدی باید بهش نص بدی
که روی نص شروع بکنه برداشتهاشو انجام
بده. لذا مستقیما میره سراغ مقوله عمر بن حنظله و مشهوره ابی خدیجه و میره رو این بحث و وایمیسته،
خب؟ ولی جنس این بحث یه چیزی-
بسیار عالی- دیگهست خلاصه.
لذا من اینجا به بینندگان فرهیختمون که حالا
باید مباحثات مفصلی بکنی فکر میکنم
لازمه یه دور دیگه این بحث،
بحث بشه. ولی کسایی که به هر جهت اطلاعات کمی دارن بدونید که بحث ولایت فقیه پایههاش به صرب ریخته شده.
یعنی به صرب ریخته شدهها.
یعنی کسی فکر نکنه مثلا این بحثی همینجوری،
همینجوری دراومده مثلا تو فضای
دینی ما دراومده، نه اینجوری نیست.
بسیار عالی. خیلی اشاره
خوب و مفید و مختصر و
در واقع کوتاهی به بحث ولایت فقیه شد.
به نظرم لازم بود یه بار دیگه مرور بشه این مسئله.
یه بحثی که فرموده بودید حالا
عشق و محبت و اینها رو فرمودید
بحث مهمی بود. حالا اگر
جلوتر هم اشاره میکنید که خیلی
خوبه. میخوایم یه مقدار راجع به--
خب ما الان از این در واقع
الحمدالله این مرحله عبور کردیم
و الحمدالله امام
سوم ما معرفی شد.
حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای.
خب ایشون مقداری شخصیت
گمنامی داشتند و دارند
و مردم خیلی شاید
شناختی نسبت به مثل خود رهبر انقلاب نبودند که قبلا رئیس جمهور بودند و بالاخره
شهرتی داشتند و.
من میگفت-- میگم این آیه شریفه که میفرماید "أَمْ لَمْ يَعْرِفُواْ رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ".
بله. اگر این شناخت نسبت به ولی خدا حاصل نشه، اون وقت بالاخره
باید این شناخت حاصل بشه که بعد
افرادی نخوان اختلالی ایجاد بکنند و ذهنها رو درگیر بکنند.
یه مقدار راجع به شخصیت خود آیت الله خامنهای، سید مجتبی خامنهای صحبت کنیم.
ببین من خلاصه بگم بعد چند تا نکته عرض میکنم.
اگر نگیم این شخصیت
بینظیره، الان کم نظیره.
حالا عرض میکنم چرا. من آقا مجید اجازه بدین من بگم آقا مجتبی چون
اینجوری تو دهنم گذاشته امام
ما حضرت آیت الله
سید مجتبی خامنهای؛
ما چون که صحبتهایی منزل آقای حداد اینا میکردیم، اینا خب ایشون به دلیل
نسبت فامیلی میومدن اون روضهها رو.
من از اونجا یه مقدار کلا شخصیت ایشون برای من حساس شد
راستش. چون که با یک حالت تواضعی ایشون میومد تو مجلس و میرفت یه گوشهای مثلا
مینشست خیلی مـ-- بعد ما هم یه مقداری
که انقدر خلاصه مار خوردیم افعی شدیم خودمون دیگه.
فرق بین تواضع
و ادای تواضع رو آدم میفهمه
که کی دوست داره آدم متواضعی باشه، خب؟
کی جنسش متواضعه. لذا از یک شخصیت
خیلی پرهیزگار داریم صحبت میکنیم اولا.
اینو من خدمت بینندگان بگم.
خود ایشان و اخوی بزرگشون آقای آصف مصطفی،
این دو بزرگوار یک شخصیت بسیار سالکی دارند.
فرزندان آقا. سلوك معنوی.
سلوك معنوی ویژه دارند.
یعنی میرفتند خدمت آقای خوشوقت، خدمت آقای بهجت، خدمت آقای بهائالدینی، خدمت آقای کشمیری
و مورد توجه این بزرگان بودند و دستورات خاص میگرفتند،
خب؟ یعنی شما اولا با یک شخصیت معنوی
طرفید، خب؟ که
با یه شخصیت علمی طرفید که
ببینید حالا شاید دانشجوها
به دلیل اینکه واحد میگیرن پاس میکنن اینا حال ما حوزه ویان رو نمیدونن.
از این جهت یه معرفی بکنم.
ببینید تو حوزه خب درس خارج آزاده
و اینجوری نیست که داره یه واحد مثلا میگیره پاس میکنه مثلا باید بره.
اگر هشتصد، نهصد نفر میرن سر یه درسی
طلابم اصلا کاری ندارن به اینکه این وابسته به چه بیتی
بوده یا نیست یا خواهد بود. اگه درس، درس باشه میرن درس نباشه نمیرن.
یعنی خیلی بیتعارفن سر این قضیه.
کیفیت درس- کیفیت درس اگه بکشه جذب کنه میرن.
اگر نباشه نمیرن. باز میخوام این ورع رو
یه نکتهای بگم. ببینید درس به هشتصد، نهصد که نفر رسیده درس رو تعطیل کرده.
حالا این نشون میده که جایگاه علمی.
من خیلی لجم گرفت راستش که
شاگردان ایشون هم اعتراض میکردن آقا این چه کاریه خب برای چی درس رو تعطیل میکنید؟
شاگردان خاصشون یه
نکتهای گفتن که از دوستان ما هم هستن چون که من توفیق
شرکت در درس رو نداشتم.
از اینکه من اومده بودم تهران ایشون درسهای قم رو شروع کرده.
ایشون میگفتن این دیگه یعنی زعامت حوزه.
یعنی درسی که هشتصد، نهصد نفر آدم بره سر درس بشینه یعنی زعیم حوزه است
و ایشون به دلیل روحیه ورع
و پرهیز از خمول
پرہیز از یعنی حب خمول.
این حب گمنامی ایشون باعث شد که ایشون
خودشو کشید کنار از این فضا
که به عنوان زعیم حوزه دیده بشه درسش.
شاید ماها اگه بودیم من خودم رو عرض میکنم ماها این جزو رویاهای ماست که اگه
بشه چی میشه، خب؟
آدم بیاد دم و دستک و فلان اینو پیدا بکنه و بالاخره همه جا
با یه عالمه سلام صلوات بره و اینا بشه زعیم حوزه خب کم
افتخاری شاید نباشه. ایشون
ورع و پرهیزگیش اجازه نمیداد این کارو بکنه.
ایشون خودش رو آورد پایین حذف کرد.
خدا کرد قائد مسلمین.
خدا کار خودشو میکنه. خدا نگاه میکنه به این
انسانهای متواضع. پس این مراتب علمیشون که حالا افتکاراتشون که تو فضای
اصول و فقه و اینا دارن که اون سر جای خودش،
ایشون مسلط به بحث تفسیرم هستن.
تفسیر قرآن. تفسیر قرآن. این نوع مهمه
حتی بین فقه و اصولشون تفسیر میگفتن.
مثل خود آقا که مسلط به قرآن بودند- مسلط به قرآن و مسلط به مکاتب تفسیری و اینا، ایشون مسلطه.
یه خیلی نوید مهمیه.
باز من اگه بخوام از مراتب ایشون بگم یه چیزی میخوام بگم خیلی قیمتیه.
نمیدونم چقدر توسط بینندگان ما حتماً فهم میشه.
ببینید کسی که در مرکز قدرته
نمیتونه اعمال قدرت بکنه.
اگه یک صدم این قدرت به بنده داده بودن و تو این
مرکزیت قدرت بود، ان تا آدمو جابجا کرده بودم.
دوست داشتم مثلا وزیر پیشنهاد بدم. بگم اینو بذار اون رو بذار.
حتی ممکنه با چیز خوب ها، با نیت خوب.
ایشان این کارو نکرده. خیلی حرف بزرگیه.
ایشان در مرکز قدرت بوده.
خیلی وقتها هماهنگیهای
حتی قوا و یه سری جریانات
با ایشون بوده. در سن بیست و نه سالگی یعنی از اون موقع،
با اینها اعمال قدرت نمیکرده.
لذا الان زیر دین هیشکی نیست.
اِممم کسی نمیتونه زنبیل بذاره.
بگه آقا ما بودیم اینجوری کردیم
ما که-- اصلاً این خبرا نیست.
این خیلی حرف بزرگیه، خیلی بزرگه.
بله. حالا اینا همش
همون جنبههای- سالکانه ایشون بود.
ورع ایشون با حالا
شاگردانش میگن، میگن کافی بود
ما بوی غیبت میدادیم حرفمون.
ایشون مقابلها با اینکه کسی که توی مسئله قدرت نشسته
به خودش خیلی اجازه میده-
اصلاً ...که حرف آدمها رو بشنوه.
بله. غیبت بشنوه.
بله. خب؟ ولی ایشون سفت برخورد میکرد.
اینو شاگردان ایشون به ما گفتن.
یه نکتهی جالبی که خوبه بینندگان بدونن اشراف ایشون به بحثهای اقتصادیه
کشوره. یعنی اینی که وضعیت دام، وضعیت طیور، وضعیت آب،
وضعیت آبخیزداری، وضعیت فلان.
ایشون توی بعضی که ارتقا میدادن توی لبه بحث بود.
یعنی حتی گاهی اوقات میگفت این مثلاً
قیمت گوشت فلان میشه، بعد میدیدی فلان میشه،
خب؟ یعنی اشراف- مثل یه متخصص ...مثل یه متخصص.
خب بعضیا هستن تو وسط این
حوزههای قدرت هستن ولی
حوصله این کارا رو ندارن مثلاً وایسن
تو این زمینه خودشون فعالیت بکنن.
اشراف فرهنگیشون.
ببینید چون که خودشون متخصص بحث تربیتن، روانشناسی یکی از
مطالعات ایشونه. وضعیت
میدان رو تو بحث تربیت کاملاً ایشون میدونن.
یعنی اینجوری نیست که به ایشون باید گزارش بدن و از رو گزارشات مثلاً چیکار میکنن.
اینم بدونید یکی از اخلاقهای ساختاری ایشون
که خیلی برای ما بچه جهادیا
جالبه و این یه الگویه واسه خودش و نوید یک کار جدید میداده.
ایشون به شدت به محرومین میرسید.
یعنی حتی آمار داشت .
ولی نه با ساختارهای هرمی.
نه، با یه س-- ساختار
تخت متمرکز.
ببینید بدون کارهای بروکراتیک الان به ماها بگن آقا مثلاً شما پنج هزار نفر رو اداره کن.
میریم یه ساختمان میگیریم با آتش نشانی چهار تا
خادم میذاریم، مالی میذاریم، این میذاریم، اون میذاریم.
میبینید یک دم و دستکی راه میاندازیم که بخواهیم مثلاً یه هزار نفر رو اداره کنیم،
خب؟ ایشون این کارو داشته میکرده
تو این مدت. به شدت نسبت به جریان محرومیتزدایی
حساس. منتها تو ساختارهای بروکراتیک نبود.
تو ساختارهای ارضی داره کار میکنه.
این نوید یک نوع حکمرانی میده
از این حکمرانیهای موزاییکی
که حتی ما تو ارتش و سپاه ما هم امروز اومدهها.
یعنی مدلش با اینکه ارتش و سپاه قالبش فرماندهیه.
ولی مردم عزیز ما همه فرماندههامون خوردن.
چرا داریم موشک میزنیم؟ این چجوری این ساختار چیده شده؟
میدونید که ارتش و سپاه هم برای خودش یه
بازتعریفی کرد خودش از حالتهای هرمی به حالتهای موزاییکی
و تخت درآورد. الان که میبینید که دارن درست دقیق میزنن بدون اینکه
اون نظام فرماندهی
سر جاش قرار گرفته باشه. ولی
داره کار خودشو انجام میده. ما، من برآوردم اینه که ما واقعاً انشاالله خدا وجود ایشون رو حفظ بکنه از همه ولیات
و از مردم من میخواهم
که سیل دعا و قربانی برای ایشون
چیز بکنن، بفرستن.
چونکه امام المسلمینه الان
نقطه تکیهگاه امته.
بله ضمن اینکه ما واقعاً استغاثه به امام زمان داریم ولی
خود امام زمان این مسیر رو عملاً گذاشتن برای اینکه
واقعاً برای وجود زیجود ایشون دعا بکنیم.
همم اظهار وفاداری کردن الحمد لله
واقعاً تو میدان عمل هم بیان پای کار از بنده ای که الان دارم
اعلام آقا هر کاری هر باری هست ما رو ببریم
کما اینکه با پدر شما ولی قبل همین بیعت رو کردیم ما شما هم همون بیعت رو داریم
نه یه قدم کمتر نه یه قدم بیشتر.
همونه دقیقاً. بله. همون بیعت رو
داریم میکنیم. اگه باری هست بدیم ما ببریم به زحمت ببرید.
شاید کار ایشون سختتر هم باشه.
بله، بله. تو این شرایط سنگین و سخت.
بله. فرمود لقد رضى الله عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشجرة
این بیعتی که مردم سیل بیعتی که راه افتاده
و بیعت با در واقع ایشون
بیعت با-- یه وقتی رهبر انقلاب فرمودن بیعت با جمهوری اسلامی بیعت با رسول الله هست.
بله، بله. در سخنرانیشون فرمودن
بیعت با ایشون بیعت با امام زمان و بیعت با خداست
و به خاطر همینه که میفرماید فأنزل السکينة عليهم یعنی آرامشی و...
فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ بینندگان و أثابهم فتحا قريبا.
قريبا انشاالله. انشالله یه فتح قریبم پشت سر این بیعت انشاالله انشاالله
انشاالله و مغاناً و کفیرة و مغاناً و کفیرة یعنی غنیمتهای بزرگ.
بله انشاالله، انشاالله.
این نوید
قرآن و بشارت قرآن انشاالله محقق بشه به زودی از اون.
بسیار عالی. حاج آقا قاسمیان!
خب ما از راجع به مسئله ولایت فقیه و راجع به شخصیت
حضرت آیت الله آقای مجتبی خامنهای هم صحبت کردیم.
یه مقداری میخوایم باز دوباره برگردیم عقب.
راجع به- بحث موروثی بودن هم آها بله، بله، آها اینو یادم رفت بپرسم.
بله مهمه. مهمه. یه شبههای در واقع حالا
هم در مجازی هم غیرمجازی بعضا مطرح میکنند.
اونم اینه که خب مثلاً ایشون خب بالاخره پسر
امام شهید ما بودن و این
شائبه مثلا موروثی شدن
مسئله ولایت فقیه و امامت جامعه
که خب خیلیا ما مثلاً هی انتقاد میکردیم که آقا بعضی از این کشورهای حاشیه خلیج فارس یا مثلا خود پهلوی
مثلا اینا موروثی بودن و دیکتاتور بودن و شما هم که رفتی سراغ همچین مدلی.
این به نظرم یه مقداری راجع بهش صحبت کنیم بد نیست.
حالا یه خود شبهه خنکه ولی صحبت میکنیم راجع بهش برای اینکه
مردم یه مقداری نسبت به این قضیه واقف بشن.
ببینید موروثی بودن معنیش یعنی این
که شما تو سازوکارها اینو قرار بدید.
اهم. خب؟ مثلاً مثل پهلوی که الان بعضیا
مثلاً خیلی هم مشتاقن و
عدد قلیلیان ولی حالا اظهار اشتیاق میکنند.
پهلوی خب در قانون
اساسی مشروطه که 1285
گذاشته شد 1304 که
پهلوی سقوط-- اِاِاِ قاجار سقوط کرد،
اونجا دقیق گذاشته شده موروثیه یعنی فرزند ارشد ذکور
که مادر ایرانی داشته باشه،
خب؟ خب این، این به این میگن موروثی یعنی از
رضا پهلوی برسه به محمد رضا از محمد رضا هم برسد به این
روع پهلوی، خب؟
این یعنی موروثی معنی موروثی یعنی این
که تو قانون داره. عین همین بحث رو کشور
همسایه ما دارن. امارات همینجوریه.
بله. که
اصلاً تو قانونشون گذاشتن اینو.
اما یه نکتهای که وجود داره اگر از رو سازوکار تعیین شده باشه،
این دیگه اسمش در بحث شایستگی باشه اسمش که
موروثی نیست اصلاً. من حتی تو آمریکا شما مثلاً ببینید
بوش پسر میاد حالا با یه واسطه از بوش پدر
مثلاً بوش پدر
بعد کلینتون بعد بوش پسره، خب؟
کسی میگه آقا این شد موروثی الان؟
نه، خب تو سازوکار خودشونه.
حتی اگه بلافاصله بعد از پدر هم بود- بلافاصله هم بود چیزی نیست.
چون سازوکار- سازوکار داره.
تعیین کرده بود. اینم مردم بدونن.
میگم دلها رو خدا روانه کرد.
میدونین که حضرت آیت الله
خامنهای توی göz اینا نبود اصلاً.
من یه سنت الهی رو بگم اینجا خیلی خوبه.
خیلی وقتها رسانههای دشمن
اتفاقاً میاد
میخواد یه شیشه عطری رو بشکنه.
نمیدونه که این بوش یهویی
میاد بالا. یه مثال بزنم.
نمرود وقتی میخواست ابراهیم رو بسوزونه،
خب سه ماه فرایند درست کرد،
گفتمان درست کرد، فرایند درست کرد،
همه رسانهها رو جمع کرد،
خب؟ همه رو جمع کرد که
عملاً میخواست ابراهیم رو بسوزونه.
انقدی شد که ملت گاهی اوقات وصیت میکردن
که آقا مثلاً من مردم بخشی از اموالم رو بذارید هیزم بخرید برای اینکه ابراهیم رو بسوزونین،
خب؟ که قرآن هم میگه.
میگه قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلَهَ.
مردم یه حرف گفتمان مردم شده.
خدا هم گفت قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ، خب؟
برد و سلام شد اون آتش. همه رسانههایی که اومده بودن
سوختن ابراهیم رو گزارش بکنن، همه نسوختن ابراهیم رو قُلْنَا
گزارش کردن، خب؟ همین اتفاق افتاد راجع به
سحره با فرعون با موسی.
بله. گفتن آقا کجا مناظره کنیم با همدیگه؟
حضرت موسی چون مطمئن بود به کار خودش
گفتش که قال موعدکم يوم الزينة موعدکم يوم الزينة أن يحشر الناس ضحى.
یعنی یه روز единственный زینه همه هم جمع بشن
و بعد ساعت ده صبح هم باشه اون موقع باشه آفتاب اومده همه بیان ببینن.
خب تمام رسانهها اومدن
این صحنه رو گزارش بکنن.
خب؟ و اون صحنه شد آنچه که شد.
خب؟ همه برعکس اینو گزارش کردن.
آقا مجتبی رو گذاشتن تو لیست
در حقیقت تحریم. هی گفتن آقا مجتبی به درد نمیخوره.
هی گفتن اینجوریه اونجوریه.
هی آقا مجتبی اومد سر برخی از زبونها اومد.
حتی این ضربه آخر قمارباز به خودش- بله ...اتفاقا همین رو گفت که اوه من اصلاً نمیشناسم آقا مجتبی.
مثلا مردم گفتن آقا مجتبی کیه که هی میگی من نمیذارم
من اصلاً موافق همچین انتخابي نیستم.
یعنی یه قمار بدی رو شروع کرد به عبارتی
و این عملاً با اینکه میدونید آقا مجتبی به دلیل پر-- اصلاً خودشونم جزو خبرگان نرفته بودن
، اسمشونم مطرح نبود توی تا
یهو قلوب متوجه آقا مجتبی شد.
این حرف خیلی مهمیه .
و بعد اینو هم تو بحث موروثی بودن بگم.
ببینید ذهنیتی که حتی شیعه داره غیر از ائمه که
این ذهنیتو داره که یک فرزندی از فرزندان امام این کارو انجام میده بالاخره تو بیت ولایته.
غیر اینکه چنین ذهنیتی رو داره
حتی تو نواب خاصشون اینجوری بوده.
مثلا شما عثمان بن سعید نا--
نائب اول امام زمان بودن در دوره غیبت صغرا،
فرزندشون محمد بن عثمان
نائب دوم بودند. اوهوم.
بعدا تو فرایند زعامت شیعه خیلی اتفاق مثلا صدوق اول به صدوق دوم
فرزندش بود. علامه هلی به
فخرالمعققین که فرزندش بوده.
نمیدونم مجلسی اول به علامه مجلسی که فرزندش بود.
یعنی این مسیر، مسیر دیگه
تجربه شدهست. اگه بله یه همچین چیزی بشه بگیم
آقا میذاریم مثلا تو قانون یه همچین چیزی رو.
این تازه میشه موروثی. و شایستگیشم نداشته باشه.
شایستگی نداشته باشه .
اینجاست که اینایی که دارن برای ما ادعای
جیغهای بنفش میکشن تو این زمینه ها بعد بابا تو خودت داری آب از لب و لوچت
در زمینه امارات مثلا داره راه میفته که آی امارات مثلا
چه جوریه اینا شما مسخرهترین، اینو من چون که تخصص کار قانونی دارم،
مسخرهترین مدل رایگیری رو امارات داره.
ببینید امارات یه دقیقه ش اینه
هفت تا امارته، خب؟
اینا به صورت موروثی تعیین میشن.
بعد میاد تو هیئت اتحادیه
عالی دارن، اینایی که موروثی تعیین شدن،
اینا حاکم اماراتو تعیین میکنن.
حاکم امارات کی باید باشه؟ حاکم ابوزیو باید باشه از آل نهیان.
یعنی رای میگیرن که ایشون بشه.
اون چه کاریه؟ خب؟
بعد نایبش باید از آل مکتوم باشه که حاکم دبیه.
بعد بعضی که آب از لب و لوچشون راه میفته آی بیا ببین مثلا چه ساختمون،
شما مسخرهترین مدل رایگیری رو
و تعیین حاکم و رئیس جمهور و اینا دارن.
بله. شما چیزی نمیگی نمی--
بعد اون تهش هم همش موروثیه.
یا خود پهلویها که- خود پهلوی- ...استاد
...که اصلاً دیگه عجیبه مدل دیگه یعنی
باز من هی میگم کسایی که پهلویچیان کاش میگفتن بابا سلطنت باشه
یه آدم حسابی اقلاً میذاریم.
اوهوم. خب؟ یه آدم فرهیخته، یه آدم حسابی.
ولی یه آدم اصلاً آدم تعجب میکنه از اظهارات این.
یعنی minimumهای
شایستگی رو نداره. اون چه جوری ناخنه میخواد
حاکم بشه؟ بسیار خب خیلی خوب شد که به این مسئله هم اشارهای شد.
اه عرض کنم که خب حالا اگر اجازه بدید یه مقداری برگردیم به
عقبتر و تقریباً
شاید شنبه هفته قبل و
روز شهادت رهبر معظم انقلاب
اه و یه مقداری راجع به
در واقع این مسئله صحبت کنیم.
خب بالاخره اتفاق ناگواری که افتاد
همه رو ناراحت کرد و از اعماق جان
همه داغدار شدن. ولی من خودم
تلقیم اینه که این خون مقدس یک
آثاری در اه اجتماع و بلکه در دنیا در داخل
جامعه خودمان و بلکه در دنیا در تحولات
در واقع سیاسی دنیا خواهد داشت
و اون ابعاد تکوینی ماجرا، ابعاد غیبی ماجرا
مثل خونی که برای اباعبدالله الحسین علیه السلام
در واقع آثاری که اون داشت،
ایشون هم چون اتصال به اباعبدالله داشت هم در
بیان و کلام هم در منش و روش که فرمودند مثلی لا یبا یا مثل یزید در اون سخنرانی آخر،
خودم تلقیم اینه که این اتصال به اباعبدالله،
خون ایشون رو در واقع همراستا خواهد کرد با
خون اباعبدالله الحسین علیه السلام و
لیستنق ذعباده، ذعباده من الجهاله
خواهد شد انشاالله. من به نظرم یه مقداری راجع به ابعاد
این اتفاق و به لحاظ در واقع در کوتاه مدت
دشمن خوشحاله که مثلا زدیم و فلان
و. اما به نظرم به لحاظ راهبردی و در بلندمدت علیه خودش کار خواهد کرد.
ببین اولا یه آیه رو من خدمتتون بگم بینندگان عزیز، این آیهای که
«من قتل نفسا بغير نفس او فسادا في الارض فكأنما قتل الناس جميعا».
اگر کسی نفس بکشه
مثل اینکه همه رو کشته ببینید این تو سوره مائدهست دیگه باز دوباره.
بله. ولایت و،
اِاِاِ با روایات ذیلش یعنی کسی که امام المسلمین بکشه،
خب. چرا اینجوریه که مثل اینکه همه آدما رو کشته؟
میخوام بگم ظرفیت این خون رو میخوام یه مقدار باز بکنم.
ببینید چه ظرفیتی داره.
امیرالمؤمنین راجع به این جایگاه اینجوری میگن.
میگن مکان القیم بالام مکان نظام من الخرز
یجمعه ويضمه. مکان این مکان یه مکانی مثل نخ تسبیح میمونه.
خب؟ فان انقطع النظام
تفرق الخرز والذهب ثم لم يجتمع له حفيرهای ابدا.
بذارین که شما یه تسبیح رو میخوای خراب کنی،
میتونی دونههاشو بشکنی، میتونی نخش پاره کنی.
نخش هم پاره کنی اتفاق بزرگیه.
این اتفاق بزرگ و ابتلاء بزرگ
معنیش یعنی یک
رشد بزرگ. یه اتفاق بزرگ تو تکوین
و ظرفیت-- ببینید این خون دیگه خون حججی نیستا.
خون آرمان علیوردی نیستا. یادتون هست که اون چه موجی ایجاد میکرد؟
بله. این هزار برابر اون موج.
پتانسیل و ظرفیت
هزار برابر داره. ببینید ما جیگرمون که واقعا پاره پاره است از اون اتفاق.
اما شما نگاه بکنید ما تو روایت الهی
این قضیه، در حقیقت آقا
به عمر طبیعی خب هشتاد و هفت سالشون بود.
به عمر طبیعی شاید
چندی دیگه مثلا
شاید زنده نمیموندن، به ارتحال طبیعی ارتحال میکردند.
ولی خدا خواست که
دشمن یه همچین حماقت و قمار
باختهای رو بکنه که بیاد خون امام المسلمین بریزه.
این خون امام المسلمین،
ببینید معنیش یعنی
که قرآن وقتی میگه "ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون"
خودش که خوشحاله، الان دیگه با امام حسین و اینا
"فرحین بما آتاهم الله من فضله"
ولی در "ويستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم لا خوف عليهم ولا هم يحزنون"
داره خوف و حزن رو برمیدارد.
اصلاً. آقا جا نداشت ما قلب ما تیکه تیکه باید میشد.
چرا قلب مردم آرام بود؟
چرا مردم آروم بودند؟
چرا مردم حماسی بودند؟
اصلاً. با اینکه این اثر خود این خونه.
یعنی خون امام المسلمین
ظرفیت و پتانسیل.
بعضیا میگن، به اشتباه میگن
ما همانطور که مثلا لا--
امت امیرالمؤمنین لایق امیرالمؤمنین نبود بعدشم اینجوری شد ما هم لایق حضرت آقا-- این حرف کاملاً غلطیه.
ببینید امت امیرالمؤمنین کی بود؟
امت امیرالمؤمنین کسی بود که یه جلسهای خدمت شما بودیم اینو گفتن.
بله. بابا امیرالمؤمنین میره، امیرالمؤمنین
میره بالا منبر "فتلر بيده يلى لحيته الشريفة فأطال البكا"
بالا منبر داد میزد،
گریه میکرد. گفت يا اشباح الرجال لا رجال ای مردای نامرد
یا اشباح الابل ای شبیه شتر- قاتلکم الله.
قاتلکم الله فقط جدعتني نقبته تماما فاصلا
ذره ذره به من جام زهرشونو نوشاندید.
کی رهبر ما باهم همچین حرفی زده؟
خب؟ کی اصلاً ما لایق
همچ-- اِاِ امیرالمؤمنین تو همین نهج البلاغه هست میگن لو دت والله ان معاویه سارفني بکم صرف الدینار و الدرهم.
والله، والله امیرالمؤمنینا.
والله دوست داشتم ده تا یار میدادم یه یار از معاویه میگرفتم.
یعنی اینه ملت امیرالمؤمنین.
ما چه ربطی داریم؟ این ملتی که
توی این وضعیت اقتصادی بیعت بیست و دو بهمن کرده،
با اون شور و حرارت. ما هیچ ربطی نداریم.
این معلومه از بس که لایق بودیم
اتفاقا خدا خواسته یک جهش
ایجاد بکنه و جهشی که این خون ظرفیت و پتانسیل داره
واقعاً حالا اگرم شد راجع به جنگ-
بله. مثلاً صحبتی بکنیم،
این ظرفیت داره واقعاً ما یک فتح، یه پرچم فتح المبیّنی بزنیم جلو.
یعنی کاملاً معلوم باشه که تو نقطه صعود ما پرچم زدیم.
یه همچین ظرفیتی داره. ظرفیت داره اون آمال و آرزو اون امام المسلمین شهید ما رو
این خون و این هیمنهای که ایجاد شده
و احساسی که در مردم ایجاد شده و اینی که میادین و معابر رو پر کردن،
یادتون هست آقا در آخرین فرمایشاتشون میگفتن من گمانم این است که
دیگه آمریکا رو این حساب میکنه،
رو شورشهای داخلی حساب میکنه.
آقا آمریکا رو موشکاش حساب نمیکنه.
اینا میخواد اینو زمینه کنه که شورش داخلی- احسن.
اصلاً یه جوری شد اصلاً کل- کاملاً برگشت.
به هم خورد اصلاً. میدونین که تو جنگ دوازده روزه هم اون سرانشونی که گرفتن،
چون اینا قرار بود روز دهم هم این کارو بکنن.
گفتن آقا شما که قرار بود بریزید بیرون چرا نریختید بیرون؟
گفتن چون مردم ریختن بیرون. خب الان مردم ریختن بیرون.
خب؟ و حرفشون هم یکپارچه انصافاً حرف مردم،
مسئولین حتی چون حرفایی زده شد خود شخص رئیس جمهور.
انصافاً ممکنه حرف و حدیثهای
بدی این وسط زده شده باشه اما
اشهدالله محکم خود ایشون وایساده،
پس مردم وایسادن، مسئولین وایسادن،
شورای رهبری وایساده بود،
امام المسلمین وایساد، همه وایسادن
لذا من گمانم این است که
طبق قواعد قرار از ورق بخوره تاریخ.
خب این خون تاریخو عوض خواهد کرد.
تاریخ رو عوض میکنه. بعضی از اتفاقات اینجوریه.
این خون شبیه خون امام حسین هم نیست.
ببینید به لحاظ خود موقعیت تاریخیش.
شما امام حسین رو زدن شهید کردن در یه چیزی و فلان بعدشم مدینه
شد مدینهای که دش-- مثلا
اِاِاِ امام سجاد میگفتن بیست نفر ما رو دوست نداشتن.
بیست نفر ما رو دوست نداشت. واقعه حره شد.
بله اون اتفاق عجیب تو تاریخه.
ولی الان شما مشتاقان آقا
حاص-- مشتاق خامنهای رو اصلاً یه ببین--
اینجوری نیست اصلاً. یعنی میخوام بگم تاریخ به نظر من
داره یه ورق جنگ احزابی میخوره.
اِمم میدونید جنگ احزاب ورقش چجوری خورد؟
یه ورقی خورد که پیغمبر از لاک
دفاعی خارج شد دیگه. رفت تو لاک هجومی دیگه.
تا جنگ احزاب با پیغمبر میجنگیدیم به نام من میجنگید.
خب از اون به بعد
دیگه این توابینی از اون توابینها نبود دیگه.
یعنی شده بود یه دست برتر و دست قاهر
که اگه مردم، مسئولین
وایسن همین جوری سر مواضع،
خدا ببینید سپاههای الهی رو فعال خواهد کرد.
یه عبارتی دارن امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه
توضیح یه موقع هم من عرض کردم
توضیح بازم تکرار میکنم.
میگن وقتی ما با دشمن میجنگیدیم نصر خدا نمیرسید.
بزن بخور بود. بزن بزن نبود.
میزدیم و میخوردیم مثل دو تا قوچ نر شاخامونو میکردیم تو همو
ما میزدیم و میزد و میزدیم و میخوردیم و نصر هم نمیرسید.
این تیکهش بعد که خدا پایداری ما رو میبیند
اونجا بود که بر دشمن رسوایی رو میآورد و نصر الهی میرسید.
ما الان دنبال سپاه رعبیم
که داره رفته رفته شواهدش دیده میشه
که الان دارن میگن آقا بیا مذاکره بکنیم که
آقای راغشمسف میگه نه برای چی اصلاً الان وقت این کارا نیست که زدی و بیا
باز دوباره مذاکره بکنیم آتشبس و این حرفا
الان وقتش نیست. و الانم میدونید که
این خفتبارا طبق قواعد قرآن هم نیست.
من اگر خواستید یه موقع میگم قاعده داره قرآن تو این زمینه که همین قاعده اصحانه
قاعده داره که حالا اگه خواستید عرض بکنم- بله بگیم تو بحث بخش بعدی
که این یه قاعده- تا کی باید بجنگیم طبق قاعده باید
این کار انجام بشه و اونم عملاً شما یه پرچم فتحی رو زدی حتی میشه رو زمین براش
قضایی رو تعریف کرد.
لذا به عنوان روایات الهی اتفاق بزرگیه و تاریخ رو میتونه ورق بزنه.
بسیار عالی. خیلی ممنون.
اِاِاِ خب حاج آقا قاسمیان ما
از همین انتهای بحث شما وارد مسئله جنگ هم بشیم و
اِمم من یادمه یه وقتی شما بحثی رو شروع کرده بود تحت
عنوان الهیات جنگ و خیلی هم جالب و جذاب و شنیدنی و دیدنی بود.
اِاِاِ خب ما الان در متن جنگ هستیم و
در قرآن و در واقع سیره اهل بیت هم پر از
ش-- در واقع مبانی این مسئلهست
و ما الان در متن یک واقعه
در واقع نظامی به معنای واقعی کلمه هستیم.
اِمم میخواستم راجع به همین صحبت کنیم که
این جنگ اولاً اِاِاِ تا کی باید ادامه پیدا بکنه؟
چون بعضیا اِاِاِ در میانه جنگ نداهای
در واقع اِاِاِ سازشکارانه و اینها هم سر میدن و سر دادن.
بعضی از جریانات سیاسی مردم رو میخوان شل بکنن
اِاِاِ و خب ممکن هم هست تو بخشی از مردم تاثیر بذارن و
دوگانگی و دوقطبی ایجاد کنن.
بعضیا بگن ادامه بدیم بعضیا بگن نه ادامه ندیم.
بله به نظرم یه مقداری راجع به این مسئله جنگ و این
نداهای سازشکارانه منفعلانه خیانتبار صحبت بکنیم
خوب باشه. ببینید اولاً من یه نکتهای بگم این نکته مهمه.
طبق اصل صد و ده قانون اساسی وظیفه جنگ و
صلح با حضرت آیت الله سید محمد
خامنهایست. این معلوم بشه.
منتها نرات قرآن یه دعبی داره،
این حرفاشو به مردم میزنه.
چرا؟ چونکه مردم باید پشت دست- احسن زهبرشونو پر نگه دارن.
احسن یعنی اون گفتمان حتی تو جاهای دیگهها مثلاً
میگه میگه دست دزدو مردم
بزنید با اینکه مردم حق ندارن هیچ کاری بکنن.
کار حکامه این کارو بکنن. حاکم میتونه این کارو بکنه.
جالبه Allame Tabatabaei این آیه
هم میگه خطاب مردمه.
بعد دقیقاً حتی سر الزانیة و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلد
مردم نمیتونن به زانی و زانیه شلاق بزنن که.
چرا به مردم میگه ولی؟
اجلدو، فقتؤو،
اعدؤو چرا اینا رو به مردم میگه؟
میخواد پشت دست ولی فقیه پر باشه.
پشت دست امام پر باشه.
پشت دست نبی پر باشه برای اینکه کارشو انجام بده.
لذا ما تمام این بحثهایی که میکنیم خدا نکرده معنیش این نیست که- بله، بله
تعیین تکلیف میکنیم که- بله، بله بسیار خوب آیت الله حاص مشتاق
خامنهای باید من میگم چیکار بکنن
. بله خب؟ منظورمون این نیست.
بله مشخصه بله این طبق قانونم
معلومه که وظیفه جنگ و صلح و همین وظیفهتم اختیاراته
با ایشونه این قاعده
چیه؟ چون بینندگان فرهیختهن بالاخره من این کلمه رو مجبورم استفاده کنم.
یه قاعده به نام اثخان.
الف، ث، سه نقطه و خان.
اثخان معنی لغویش یعنی زمین را از خون غلیظ کردن
یا متمکن شدن. معنی اصطلاحی امروزش یعنی بازدارندگی.
معنی اصطلاح امروزش یعنی بازدارندگی.
یعنی چی؟ ببینید حتی توی جنگ بدر، اونجایی که نظام اسلامی ضعیفه کاملاً.
یعنی تازه سال دوم هجریه، یعنی سال دوم حکومت پیغمبره،
خب؟ اونجا
انقدر محکم صحبت میکنه که آدم فکر میکنه من جای خدا بودم اینجوری نمیگفتم.
یعنی پیغمبر رو میبره زیر تیغ.
میگه ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فل.
نبی حق نداره این کارو بکنه.
مادامی که به اثخان نرسیده،
پاش محکم نشده، قدرت بازدارندگی پیدا نکرده دو تا کار ریز اقتصادی اون وسط در بیاره.
حق این کارو نداره. نبیه.
بعد شما میگی مگه نبی میخواست این کارو بکنه؟
نه مردم میخواستن این کارو بکنن. بله.
چونکه بعدش داره [سخنگوی 1 و 2 همزمان] شما دنبال عرض دنیا هستید.
دیگه نبی حق نداره این کارو.
یعنی خیلی خدا اتفاقا این موضوعات براش موضوعات محکمین.
با لسان محکم حرف میزنه.
مرجفی هم تو این زمینه باشه با اون برخورد محکم میکنه.
شرایط جنگی شرایط این
ادا اطوارا نیست که بگیم آقا احتیاج هست که
باید اِ-- فضای آزاداندیشی تو بگو تو زیرآب جنگو بزن در صورتی که او با ما جنگیده و هم بدئکم اولا ما Addeh.
قرآن برای همین میگه و هم به اخراج رسول و هم بدئکم اولا ما Addeh.
نمیخواید بجنگید با کسی که اون شروع کرده.
بابا دو بار اون لازمم نیست بریم تا
بیست و هشت مرداد و- بله، بله.
کودتا و فلان. همین جنگ اولو اون شروع کرده.
بله. بعدش باز دوباره اون شروع کرده که ما که داشتیم مذاکره میکردیم که.
دهم بدئکم اولا ما Addeh.
قرآن به اینا استدلال میکنه. سر مرجف هم تو این زمینه کسی بخواد
ادا اطوار دربیاره و بخواد
خلاصه این وسط موش بده و اونا ارادهها رو ضعیف بکنه و اینا،
اینجا جای کرسی آزاداندیشی نیست ها اصلا.
یعنی اینجا جایی نیست که همه بیایید نظراتتون رو بگید.
نمیدونم ببینیم شما نظرتون چیه؟
آقای روزنامه فلان شما-- اینجا جای برخورد محکم هست.
اینجا جای برخورد محکم اتفاقا.
خب نباید تزلزل توی،
یعنی مرجف، مرجف دقیقا یعنی کسی که لرزه ایجاد میکنه.
رجفه میشه. رجفه ایجاد میکنه.
تو سوره مبارکه محمد- [سخنگوی 1 و 2 همزمان] آیه چهارش باز برای همین واژه رو استفاده میکنه.
بله. میگه میگه کله پر
تا موقعی که متمکن بشید،
محکم بشید. موقعی که محکم شدید حالا
بگیرید و ببندید و آزاد کنید و فدیه بگیرید اینا.
بعدشم قرآن میگه، میگه اگه من خدا میخواستم که خودم
انجام میدادم این کارو. خودم که بلدم.
من که دینمو دست شما ندادم که.
میخوام امتحان-- شما، شما دارید امتحان میشید.
اونایی هم که کشته شدن اونایی هم که کشته شدن که عملشون گم نمیشه که.
خونشون گم نمیشه که. اونی که عملش گم میشه
از اللعملام اونا کفاره.
از اللعملام یعنی شما یه آجر میچینی آماده که یه آجر بعدی رو بذاری دیگه
گم میشه اون. ناپدید میشه.
لذا شما برنامهریزیت غلط میشه.
ولی ما برنامهریزیمون غلط نمیشه.
شما یه آجر رو گذاشتی، آجر بعدو که میخوای بذاری میدونی رو آجر قبل داری میذاری.
خب؟ باز دوباره
سر جنگ اوحد از سوره مبارکه نسا بگم
و بعد یه جمعبندی چیزی بکنم مهمه.
ببینید وقتی که جنگ اوحد تمام شد،
اینها آمدن پشت دیوارهای مدینه کفار وایسادن.
یه دقه گفتن خب جنگ تموم شد دیگه. تموم شد.
اینجا بود خدا وحی کرد نه جنگ تموم نشده.
فلا تهنو في ابتغاء القوم.
میگه در تعقیب دشمن
شما چیز نکنید- سستی نکنید. سستی نکنید.
باید برو گمشو برو تو سرزمین خودت.
بعد میگه آقا ما که زخم خوردیم. میگه خب اونم زخم خورده.
ان تكونوا تعلمونه فإنا هم يعلمون كما تعلمون
اگه شما زخم خوردید، اونم زخم خورده تازه ترجون من الله ما لا یرجون
شما امیدی دارید به سپاهیان الهی، به نصرت الهی که اون همینم امیدو
نداره. اولا مردم عزیز بدونید
آقا همین قدری که داره میزنه داره میخوره.
منتها ما توی ایران پهناوریم اون تو یک افتسته.
بله. خب؟ شما فکر بکنید تفاوت رو.
همونقدری که داره میزنه همونقدر هم داره میخوره.
البته سانسور شدید این- سانسور شدید
که به نظرم میاد که مردم هم اینو حواسشون باشه اینقدر فیلم بگیرن- بله.
پخش کنن تو فضاهای-- این اساسا نه امنیتی درسته نه به لحاظ روحیه درسته- بله.
این کار. به جهت امنیتی هم اشتباهه
ها. چونکه موقعیتهای دقیق رو میتونن
اولا گزارش کنن اینجوری. چون اونا تصاویرشون هواییه دیگه.
بله. تصویر دقیق نداره.
اما الان تصویر دقیق و یه نفر علاقمند داره
یه همچین کاری میکنه. این پس ببینید
ما کِی اگر خواستیم،
اگر رفتیم تا فتحالفتوح
امام زمان رفتیم تو قدس نماز خوندیم فلان که خب تمام.
کارمونو کردیم دیگه. ولی ببینید اگر ما پرچم رو جایی زدیم،
الان نه ها الان خفته.
الان یعنی اینکه دو ماه دیگه باید
برگردیم همین کف تهران برای تعزیه بجنگیم.
بله. معنیش اینه. هم عقلا اینجوره، عقلاییان اینجوریه، تجربه اینه، وحی اینو میگه- مثلا این دور غلطی که
جنگ میشه بعد آتشبس بعد مذاکره، جنگ دوباره باز وسط مذاکره جنگ، آتشبس- اگر کسی قرار بود بفهمه
فهمیده اگرم کسی نمیفهمه دیگه نمیفهمه.
نمیفهمه بله. ببین همونی که قرآن میگه
«وَمَا لَكُمْ فِى الْمُنَافِقِينَ فِئَتَانِ»
چرا دو نظر میدید راجع به این؟ «وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا»
میگه این ظرفش چپه است.
این نمیفهمه. خب چرا اینقدر میخوای به کسی که نمی، نمیخواد بفهمه
یا اساسا نمیتونه بفهمه،
چرا هی میخوای یک نفر رو بفهمه؟
اگه قرار بود کسی بفهمه داره میفهمه.
اگرم کسی، بعد اینجا میبینید که یه عدهای هستن کارشون خوفه.
اِمم. إخافه کار شیطانه.
اگه میگه «إِنَّمَا زَالَكُمْ الشَّيْطَانُ لِيُخَوِّفَكُمْ عُذَابَهَا»
شیطان خوف درست میکنه.
شیطان خوف درسته. اگه شما هی میگی
وای اگر اتمی زد فلان،
وای اگر... خب شما داری نمایندگی میکنی شیطان را
در کشور. خب؟ شما جیره بیجیره مواجب
اسرائیلی توی کشور خودت یه روزنامه هم دستته ، خب؟
یه سایت هم دستته. خب این اینجوری میشه.
یه عنوان دیگه هم من بگم این عن-عناوین مهمن.
ما یه عنوان داریم به نام مقاتله.
نمیدونم چقدر وقت داریم. نمیدونم اگر دوستان به من بگن که چقدر فرصت داریم ممنون میشم.
حالا شما بحث رو ادامه بدید تا من- یه عنوان داریم به نام عنوان مقاتله،
یه عنوان داریم به نام عنوان مظاهره.
پنج دقیقه زمان داریم. پنج دقیقه، اینو سریع میگم.
بله. عنوان مقاتله همین جنگه.
مظاهره ممکنه خودش نجنگه ولی میزبانی داره میکنه جنگ رو.
اوهوم. مثل همین کشورهایی که بعضی میگن ما چرا
اینا رو زدیم؟ این تو قرآن چند تا شاهد داره.
عجب! بله. شما نگاه کنید در همون آیات
سوره مائده که ممتنع که قاعدهشو داره اونجا میگه- «وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ» بله،
اصلاً اونجا دارد که «إِنَّمَا
يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ
وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلُّوهُمْ»
ببینید یه مظاهره پشتیبانی یک،
در حقیقت عنوان به نام عنوان
مقاتله. مقاتله. این یه حکم داره.
احسن. خب؟ حتی من تو حقوق بین الملل هم بهتون میگم یه حکم داره.
قرآن در جنگ احزاب، میدونید که جنگ احزاب یهودیه شرکت نکردن بنی قریظه.
اوهوم. عملا مظاهره کرد.
احسن. منتها اینا جنگ احزابو که بردن اومدن رزم جام دربیارن خدا گفت وایسا
. برید سراغ اونی که مظاهره کرده،
پشتیبانی کرده که آیه بعد از ماجرای جنگ احزاب اینه
که «وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ
مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ سَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ
فَرِيقًا تَقْتُلُونَهُمْ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا»
خب؟ ببینید ما بعضی میگن خب ما
چرا حالا یه عذرخواهی چیزی هم انجام شد.
آقا چرا مثلا ما اماراتو میزنیم؟
ما نه فقط پایگاهه، نخیر.
میدونید که تو حقوق بین الملل،
من چون این که مطالعاتمه قطع، در حقیقت یه قطعنامه سی و سه چهاردهای وجود داره مصوب 1979.
بند شش از ماده سهش
تعریف میکنه aggressor کیه؟
اوهوم. یعنی متجاوز. یه تعریفی داره متجاوز.
یکی از تعاریفش اینه که داره میزبانی میکنه.
یک متجاوزی رو
پایگاهشو در اختیار میذاره که به یه کشور ثالثی حمله کنه.
این خودش aggressor هست. اِمم.
خودش متجاوزه. میدونید جزو پیامدهای این حرف
یکیش اینه، همه
اون کشور جزو اهداف مشروع نظامی میشه طبق قواعد بین الملل.
یعنی میشه در حقیقت
آآ legitimate military target
یعنی چی؟ یعنی اینکه اگر
فرض بکنید آمریکا اومد از پایگاه امارات
آب شیرین کن ما رو زد، خب؟
یا زیرساخت ما رو زد یا نفت ما رو زد.
این انگار که امارات زده. اوهوم.
معنیش اینه. یعنی شما میتونی، اینجوری نیست که بگی من باید برم
ذخیره نفت آمریکا رو بزنم مثلا.
نه که تو از اینجا زدی، تو اصلاً حق نداری میزبانی کنی، تو aggressorای
اینجا، خودت متجاوزی.
یه پیامد دیگهای که داره مردم اینا رو باید مطالبه کنن.
میدونید که غرامت باید بده
همین کشور میزبان. یعنی اگه ساختمونهایی از ما خورده، زیرساختی از ما خورده،
از هر جایی موشک شلیک شده،
اون باید غرامت بده که آقای عراقچی هم به اینم اشاره کردن اتفاقاً.
لذا میخوام بهتون بگم که عنوان مظاهره عنوان شوخیای نیست.
ما-- لذا من جمعبندی بکنم دیگه فکر کنم- بله، بله.
ببینید ما اگر واقعاً آمریکا رو،
دو تا اگه کار بکنیم واقعاً
این جنگو بردیم و طبق حرفی که سید حسن نصرالله عزیز ما هم زده،
اصلاً این دیگه یعنی تمام. اولاً غلط میکنه دیگه آمریکا تو دور و ور ما پایگاه بزنه.
بله. این طبق همه قواعد
عاقلانه اصلاً روسیه برای چی نذاشت
اوکراین عضو ناتو بشه؟
گفت آقا تو بغل و گوش منی، تو مایی با دشمن من
عملاً- بله ...پناه بدی به یه جوری، میشی دشمن من.
خب من نمیذارم همچین کاری بکنی. طبق یه قاعده و قلایه.
آقا این کشورهای فسقلی
که شبیه شهرک سینمایی میمونن مثل امارات و قطر و بحرین و نمیدونم کویت و فلان و این چیزا حق زدن پایگاه ندارن،
آمریکا. بزنه میزنیم. این یه نکته
که شما تا مثلاً شعاع دو هزار کیلومتر
چی باشه. نکته دوم،
آقا رگولاتوری تنگه هرمز بیفته دست ما.
نه اینکه تنگه رو میبندیم الی الابد.
نخیر، تا حالا ما blacklist داشتیم یعنی میگفتیم که لیست سیاه،
تو نمیتونی رد بشی. نه، الان whitelist تولید میکنیم.
میگیم آقا الان هرکی میخواد بیاد بره ما اجازه میدیم بیاد بره.
تا حالا نکردیم اشتباه کردیم.
آقا مسیر تنگه شما میخوای بیای بری باید از ما اجازه بگیری،
даже حق قصه رو هم باید بدی. اوهوم.
خب؟ الان، همین الان وضعیت انرژی چی شده- بله ...تو جهان؟
قیمت نفت و انرژی. من یاد چی میفتم الان؟
یاد این آیه "فسینفقونها
ثم تكون علیم حسرت ثم یغلبون".
همین خرج کرده، حسرت هم شده،
مغلوب هم شده. الان قیمت نفت به بالای صد دلار رسیده- بله بیشتر هم ...ما بودجه رو پنجاه و سه دلار بسته بودیم.
رو پنجاه و سه دلار الان نفت یک و هفت تا میلیون بشکه باید میفروختیم.
الان بیش از دو میلیون داریم میفروشیم.
خب؟ بله ما داغ دیدیم.
جنگه دیگه "لن یبرؤکم الله عدو".
بالاخره ضرر داره یعنی
این تمسس کن قرار داره- این شعارها هم فقط "مثل قوم قبلهم" ولی
به نظر میاد که دست برتر الان واقعاً "فلا تهنوا ولا تحزنوا
وأنتم الأعلون إن كنتم مؤمنین".
بسیار عالی. ااا تشکر.
ممنون. بحث بسیار مثل همیشه من که خیلی لذت بردم.
امیدوارم بینندگان عزیز هم لذت برده باشن، بهره برده باشن از بحث
حاج آقا قاسمیان، بحث قرآنی و جذابی بود.
ااا و هم راجع به جنگ، راجع به شهادت
رهبر انقلاب، راجع به ولایت
حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای و مسئله ولایت فقیه صحبت کردیم.
انشاالله در برنامههای بعدی هم با حضور کارشناسان و اندیشمندان و فرهیختگان دیگری
به ابعاد این ماجراها خواهیم پرداخت
و انشاالله واکاوی خواهیم کرد. تا برنامه دیگر صلوات شما رو به خدای بزرگ میسپارم. خدانگهدار.
جلسه قبل
جلسه بعد