د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
سه اصل سیاست خارجی
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۱۸:۴۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۰ سرفصل
## سه اصل سیاست خارجی
۱:۱۳
## میثاق قانون اساسی
۴:۴۳
## اصول یکصد و پنجاه و دو تا چهار
۵:۳۱
## قاعدهٔ نفی سبیل و دو جبهه
۱۵:۰۹
## جریان نفاق در بدنهٔ نظام
۲۸:۵۴
فوقتخصص نفاقاند. سخن را گوش میدهند نه برای عمل، که برای یافتن راه عملنکردن:
۳۷:۴۸
## میدان جنگ و نرمش قهرمانانه
۴۹:۲۳
## صلح حدیبیه و تمثیل نادرست حسنی
۵۰:۳۳
## دست بسته در مدار حق
۵۷:۲۰
## منافقون در احزاب و احد
۱:۰۴:۵۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین
انه خیر ناصراً و معین.
سلام بر بینندگان محترم و فرهیخته شبکه چهار و برنامه سوره.
امیدوارم طاعات و عباداتتون در این شبهای عزیز
مورد توجه و قبول درگاه حق
قرار بگیره و
ما و همه ملت ایران رو
از دعای خیرتون محروم نفرمایید.
ااا همونطور که مستحضر هستید ما در شبهای
ماه مبارک رمضان به موضوع
تبیین اندیشه و نظریه سیاسی
رهبر معظم انقلاب اسلامی میپردازیم
و یکی از عرصههای این اندیشه سیاسی
طبیعتاً عرصه سیاست خارجیست که عرصه بسیار مهمیست
و با حضور اندیشمندان و مهمانان فرهیخته
نظریه سیاست خارجی رهبر معظم انقلاب رو
با نگاه به
منابع دینی، با نگاه به قرآن، نهجالبلاغه،
سیره اهل بیت علیهم السلام
مورد واکاوی و کنکاش قرار میدیم.
به همین مناسبت امشب هم به این موضوع خواهیم پرداخت و در خدمت
استاد عزیز و فرهیخته و اندیشمند جناب حجت الاسلام والمسلمین
قاسمیان هستیم و مسئله
در واقع ابعاد متنوع
حوزه سیاست خارجی رو در اندیشه رهبر انقلاب
به بحث خواهیم گذاشت. سلام عرض میکنم خدمت شما استاد قاسمیان خیلی خوش آمدید به برنامه سوره.
تقاضا میکنم یک گفتوگوی اولیه با بینندگان داشته باشید و بحث رو انشاالله آغاز کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم سلام میکنم خدمت شما آقای دکتر فیروزیان- سلام علیکم.
این برنامه خوب سوره رو شما- خواهش میکنم.
زحمت میکشید. بینندگان عزیزی که
در ایام ماه مبارک رمضان
تشریف دارند و انشاالله عباداتتون قبول باشه.
ماه هم ماه قرآنه دیگه.
شناسنامه اصلی این ماه
به تعبیر خود قرآن شهر رمضان
الذي انزل فیه القرآن.
حالا ما هم در خدمت این بحث هستیم
و در خدمت قرآن انشاالله سیاست خارجی
قرآن رو با نگاهی که به مقام معظم رهبری که انصافاً
یکی از فرهیختگان و عالمان قرآنیاند.
بله. و اساساً ربانی کسیه که
مسلط بر قرآنه. حالا که کنوا ربانیین
بما کنتم تعلمون الكتاب بما کنتم تدرسون.
میگه بیایید ربانی بشید، نقشهخوان بشید
به واسطه درس و بحث قرآن، درس و بحث قرآن تو اینه.
یعنی نقشهها تو این قرآن قرار گرفته.
خب حضرت آقا هم به عنوان واقعاً یک قریط
فن قرآنی خودشون
سیاست خارجی رو از دید خودشون مستند کردن.
بله. منبع کافی بحث قرآنی-- راستش از این جهت
ما کار سختی رو در پیش نداریم.
اوهوم. یعنی احتیاج به
خیلی واکاوی اینی که
از روی چه آیاتی مثلاً ایشون
مستند کردن نداریم.
حالا اون آیات رو توضیح میدیم، توضیحات خود ایشون رو میگیم،
تبیینهایی میکنیم. در خدمت شما
هستیم. یه خرده فقط تفصیلیتر انشاالله.
انشاالله، انشاالله. بسیار عالی.
آقای قاسمیان- بله.
رهبر انقلاب سالها پیش
در همون اوایل دورای، دوران،
شروع دوران رهبریشون که دیداری داشتن با همین
در واقع افراد حوزه سیاست خارجی و سفرا و ایناها،
سه اصل عزت، حکمت و مصلحت رو
اونجا اولین بار بیان کردن و بعد هم
در واقع به نظر میرسه همه
در واقع اتفاقات بعدی که در
کنش ایشون در بیانات ایشون بود ذیل همین سه اصل در واقع گنجانده میشه.
بله. و به نظر میرسه سه اصلیه که
در واقع جامع و مانعه. یعنی در حوزه سیاست خارجی این سه اصل غیر از این سه اصل نمیشود
در واقع از یک دولت اسلامی، از یک رهبر اسلامی انتظار داشت.
به نظرم اگر با همین تفکیک عزت و حکمت و مصلحت ما بحث رو شروع بکنیم
به نظرم شروع خوبی باشه که در ذیل هر کدوم انشاالله- انشاالله.
تبیین خوبی صورت بگیره. قبل از خدمتتون من باز یه جایگاه رهبری رو نسبت به این قضیه به لحاظ
اصول خود قانون اساسی یه تذکری بدم- بله.
که اون میثاق ملیای هم که ما داریم
میاد رو قانون اساسی پیاده میشه.
ببینید قانون اساسی کشور
بعد از اینکه خب شما مستحضرید فحولی و علما بزرگی قانون اساسی ما رو
نوشتن و انصافاً هم فاخره.
وقتی قوه مجریه رو مینویسن و تمام میشه قبل از اینکه حتی
به قوه قضاییه بپردازن،
یه فصلی رو جدا میکنن به عنوان فصل دهم
سیاست خارجی. با اینکه سیاست خارجی
قاعدتاً باید جزو شمول قوه-
مجریه مجریه باشه.
ولی انگار اصلاً این جداسازیش
یه عدی نشون میده که یه فراقوهایه این بحث
و ضمن اینکه بند یک
اصل صد و ده قانون اساسی که ابلاغ سیاستهای
کلی توسط خود مقام معظم رهبری،
این اشاره میکنه که به هر جهت باید اون چارچوبهایی که
جامعه اسلامی و حکومت ایران میخواد
بره تو این چارچوبها قرار بگیره،
حالا چارچوبها رو باید حضرت آقا تعیین کنن.
هر کسی هر کاری نکنه. هم ایشون توسط اون بند یک این کارو انجام میدن،
هم توسط رهنمودهای کلی که
تو سخنرانیهاشون انجام میدن که سخنرانیهای حضرت آقا من یه بار دیگه هم عرض کردم
به دلیل اینکه ایشون نوشتههای کفت و شتی دارن
یعنی معلومه حساب شده رو الفاظ
فکر کردن و هم ظرفیتهای
در حقیقت خود قانون اساسی که ایشون باز و تأکید میکنن مثل اصل هفتاد و هفت،
اصل صد و بیست و پنج. اینا که از این ظرفیت که آقا مجلس ورود کن
باید هر قاعده و قانون بینالمللی که میخواد تصویب بشه
باید مجلس ورود کنه و اینو تصویبش کنه.
اینجوری نیست که حالتی که یه دولتی برای خودش
بخواد یک معاهده بینالمللی یا یک وضعیتی رو در سیاست خارجه
خودش طی کنه. چون که من اینو گاهی اوقات بعضا من تو دانشگاه
زیاد میبینم فکر میکنن دولتها مخیرن
در این زمینه مخیرن مثل اینکه مطلقالأنانن انگار مثلاً میتونن هر کاری بکنن.
نه، این یه چهارچوبی داره، چهارچوبش تو خود قانون اساسی اومده.
شما همین کاری که سال نود و نه
مجلس محترم به درستی انجام داد که
از اون قانون راهبردی،
اقدام راهبردی رو نوشت برای اینکه
ضررهای مضاعف برجام رو بالاخره جلوش رو بگیره
که مورد تأیید خود حضرت آقام قرار گرفت.
مستنده به اصل هفتاد و هفت.
حالا اگه خواستید یه موقع میخونیم.
اصل هفتاد و-- اصل صد و بیست و پنج میگه
این معاهدات و همینجوری یه دولتی نمیتونه
سرش به زیر پایین بره تو یه معاهدهای.
اینجا باید یک عقلانیتی پشت قضیه باشه و اینها خودش
مهمه. میخوام بهتون بگم اسناد بالادستی ما به اندازهی کفایت
یه حریمهایی رو گذاشته
که اصل-- حالا اگه خواستید اینو با هم دیگهتم میخونیم.
اصل صد و پنجاه و دو به بعد
یعنی صد و پنجاه و دو، سه، چهار. اینا
چهار تا اصله که
در حقیقت به مسئلهی
ااه سیاست خارجی ما میپردازه که
خود این ع-عزت، حکمت، مصلحت
یه بخشی رویکردهای
این اصلها رو هم داره بازگو میکنه
که مثلاً فرض بفرمایید سلطهجویی نمیکنیم، سلطهپذیری نمیکنیم.
اون امت اسلامی باید ما مراقب امت اسلامی باشیم.
گاهی اوقات من میشنوم حتی در دولتمردان
انگار وقتی یه اظهاراتی میکنند حواسشون به حتی قانون اساسی ما نیست.
خب؟ به بیانات حضرت آقا نیست، به اون اصول و خطوط
اصلی قرآن اینا نیست.
یعنی اینو حواسشون باید باشه.
من اول اجازه بخوام این اصلها رو یه دور خیلی-
بخونیم بله خیلی عالی. مختصر مرور بکنیم.
بله، بله خیلی خوبه. اگه اشکالی نداشته باشه.
نه خیلی عالیه. اصل صد و پنجاه و دو قانون اساسی
که میگم ااه این چهار اصل، اصل
اصول سیاست خارجی هست. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هرگونه
سلطهجویی و سلطهپذیری.
نه ما میخوایم الکی یه جایی رو بگیریم،
فتح کنیم، نه سلطهپذیریم.
خب؟ که اون بحث عزت رو حالا اینجا عرض میکنم.
آیاتی هم که خود حضرت آقا خوندن و عرض کردن.
یعنی کار مشکلی ما در پیش نداریم.
چون این آیات رو خود آقا هم میخونن.
حفظ استقلال همه جانبه
و تمامیت ارضی کشور،
دفاع از حقوق همه مسلمانان.
ببینید اینجا یک نکتهای داره که باز
نگاه امتی رو من عرض میکنم.
بله. ما نگاه ایرانی امتی داریم.
در قانون اساسی، در فرمایشات حضرت آقا، در قرآن،
خب؟ ببینید ایرانی امتی، نه
ایرانی ایرانی، خب؟
اینا فرق میکنه با همدیگه.
شما یه موقع به عنوان ام القری جهان اسلام
داری به هر جهت یه نگاه امتی میکنی.
اگر نگاه بخشی بکنی
و نگاه امتی نکنی،
دفاع از مقاومت نمیتونی بکنی، دفاع از آرمان فلسطین نمیتونی بکنی و اتفاقا خودت ضایع میشی
تو این مسئله. حالا چرا خودت ضایع میشی؟
میگیم چون که شما وابستگی به جریان حق رو بخوای جلو ببری،
نه اینی که فقط میخوای
بین ایران و آمریکا یه
معادلهای برقرار بکنی و معامله برقرار بکنی.
داری اون نگاه امتی رو میبری جلو.
اینا رو برمیگردیم نگاه قرآنی میگیم.
انشالله. انشالله. دفاع از حقوق همه مسلمانان
و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطهگر
و روابط صلحآمیز متقابل با دول
غیرمحارب استوار است.
این اصل صد و پنجاه و دو قانون-- اصل صد و پنجاه و سه.
هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه-- باز دوباره همونو
یه جور دیگه داره تأکید میکنه.
هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی
و اقتصادی، فرهنگ، ارتش
و دیگر شئون کشور گردد ممنوع است.
ما حالا اینو تو قاعده نفی سبیل از دید خود مقام
ع-عظمی رهبری نگاه به قرآن
یه قاعده بسیار حاکمیه این قاعده نفی سبیل که انشالله-
انشالله. خدمتتون میگم.
اصل صد و پنجاه و چهار قانون اساسی هم
داره جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان
در کل جامعه بشری را آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان میشناسد.
بنابراین این باز دقت
در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی
یه ملتهای دیگر. ما تو امور داخلی ملتها
دخالت نمیکنیم، ولی از مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر
مستکبرین در هر نقطه جهان حمایت میکنه.
ببینید نگاه یه مقدار داره فرا- فراتر رفته.
فراتر میره از مسئله ایران.
این عبارت- حتی از مسئله
ااه امت شاید. و حتی از امتم از نظر جهانه.
بله. ببینید حالا یه موقعی
انشالله بحث بکنیم. نگاه سوره نساء اصلاً نگاه
این هست که دفاع از مستضعفین جهانه.
یعنی خود آقا هم آیاتشو تذکر میدن
که اگر مستضعفی در جهان باشه
و داره توسط مستکبری
لگدکوب میشه، این سیاست خارجی ما
کلاً اینجا حاکم بر اینه که شما نمیتونی ببینی
یک مستضعفی داره لگدکوب میشه.
چرا؟ چون مگه قرار نیست حکومت مهدوی تشکیل بدیم؟
حکومت مهدوی "وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ"
اینه یعنی مستضعف-- ادبیات مستضعف در مقابل مستکبر یه ادبیاتیه که امام
این ادبیاتو بالا آورده به صورت جد
حضرت آقا هم این ادبیاتو امتداد
دادن. بله یه نکتهای فقط عرض بکنم آقا.
ااا اینکه فرمودید اون اصول و چهارچوبهای کلی
توسط در واقع امام جامعه و-
بله ...رهبر انقلاب باید
در واقع بیان بشه و خط قرمزهایی که ایشون
در واقع بیان میکنن. ااا
این به این معنا نیستش که هر کنشی-
مستند به آقاست. مستند به آقا.
اینم از اون طرفش هم بگم یه وقت برداشت بد نشه- نه،
نه، نه ...چون ایشون خودشون بعضاً فرمودن که مثلاً در یک دورههایی از خط قرمزهایی که ما گفتیم هم عبور شد.
بله مثل نه شرط برجام بود دیگه.
احسن بله دقیقاً. ببینید به هر جهت
ما که قرار نیست رهبر هم رئیس جمهور باشه هم قوه قضاییه باشه هم
قوه مجریه باشه که این معلومه، خب؟
یعنی باید بینندگان اینو حواسشون باشه.
هر کنشی، هر کسی، هر دولتمردی، هر قو--
قاضی، بعضیا فکر میکنن این
یعنی کنش حضرت آقا. نه گفته بنده یکه.
این بند یک خیلی مهمه در اصل صد و ده.
خود آقا هم هر دفعه میخوان ابلاغ سیاستهای کلی بکنن میگن مطابق
بند یک اصل صد و ده قانون اساسی
این چهارچوبها رو باید رعایت بکنید
و این چهارچوبها دست قوه مجریه نیست.
این مهمه. یعنی قوه مجریه باید بدونه که
این چهارچوبها رو باید رعایت کنه
و اینا اینجاست که باید پاسخگو باشه.
از ابزارهای دیگهای هم مثل مجلس میشه استفاده کرد- استفاده کرد ...برای
این چهارچوبها. بسیار عالی.
خب بریم سراغ عزت و حکمت و مصلحت.
ببینید این نکتهی
که ما اه، اولا آقا این آیات سوره مومنونه رو میگن ما با دیگران کاری نداریم.
اگه کسی با ما کار نداره ما کاری نداریم.
ولی اگه کار داره باهاش کار داریم. ببین این
آیات سوره مومنونه رو ایشون میخونن.
اجازه بدید من یه مقدار با تفصیل- بله، بله ...بخونم.
حتی بحث بعدی هم بکنیم خیلی خوبه- صفحه پونصد و پنجاه قرآنو اگر
عزیزان بیارن من این عزت مداری همراه با
از چند جای قرآن میخوام اینو استفاده بکنم.
خود این عزته مهمه که یه مقدار مانور بدیم سرش.
آقا تهش چیه؟ تهش اینه که
ما با دیگران کاری نداریم. ولی اگه با ما کار دارین واقعاً باهات کار داریم.
یعنی پا تو کفش ما نکن. ما هم پا تو کفش تو نمیکنیم،
خب؟ ولی پاتو تو کفش ما میکنی
حسابی سر جات میشونیمت. دارد که "لا یَنْ-- بِسم الله الرحمن الرحیم.
لا یَنْهاکُمُ اللهُ
عَنِ الَّذینَ
لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فی الدّینِ وَلَمْ یُخرِجُوکُم منْ دیارِکُم أنْ تَبَرُّهُمْ وَتَقسِتُوا الَیْهِم"
میگن خدا نهی نکرده کسایی که با شما نمیجنگند
و شما رو از دیار شما اخراج
نمیکنند. اینکه نسبت به اونا "أنْ تَبَرُّهُمْ"
نیکی بکنید "وَتَقسِتُوا الَیْهِمْ"
و قسط داشته باشید. آقا یه
زلزلهای میشه اصلاً کمک هم میکنیم.
اگه کاری با ما نداری کمک هم میکنیم.
بعد خدا گفته "إنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِتیَنَ"
خیلی هم خوبه. کار، کار خوبه.
اما "إنَّما یَنْهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوکُمْ فی الدّینِ وَأَخرَجُوکُم منْ دیارِکُم
وَظاهَرُوا عَلی إِخراجِکُم أنْ تَوَلَّوْهُم".
اون خدا چیو نهی کرده؟
اون نهی کرده که داره تو دین با شما میجنگه الان.
ببین الان آمریکا و اسرائیل با ما میجنگن.
ما که نمیجنگیم که. آقا داره میجنگه.
اگه میجنگه، میجنگه. "وَأَخرَجُوکُم منْ دیارِکُم"
او داره شما رو از دیار شما اخراج میکنه.
همین کاری که رژیم صهیونیستی با فلسطین میکنه.
بله. "وَظاهَرُوا عَلی إِخراجِکُم"
گاهی اوقات خودش این کارو نمیکنه.
نیرو نیابتی میذاره این کارو بکنه.
اوهوم. خب؟ خودش از پشت داره-
اوهوم ...خلاصه هوای قضیه رو داره
ولی با نیروی نیابتی این کارو میکنه.
"ظاهَرُوا عَلی إِخراجِکُم"
این اتفاق میدونی که تو جریان
یهود بنی قریظه افتاد دیگه.
بله. یه سری یهودی، میدونین که یهودیا اصلاً بمب
عهد شکنیان. بله.
بمب که حالا یکی از- سهمگینترین ...مشرّع دواب عندالله.
بله اینا کلاً "وإنْ نَکَثُوا أَیمانَهُم منْ بَعدِ عَهدِهِم وَطَعَنُوا فی دینِکُم فقاتِلُوا أَئِمَّةَ الكُفرِ
إنَّهُم لا أَیمانَ لَهُم".
ببینید وقتی که میگه که
با اینا مبارزه کنید، نمیگه چون ایمان ندارن.
میگه اینا ايمان ندارن.
یعنی وفا به عهود ندارن.
با اینا مبارزه کنید، با اینا بجنگین.
اینا امامان کفرن دیگه.
کسی اگه بخواد عهد شما به هم بزنه.
به هر جهت گاهی اوقات یهود
خودش وارد میدان نمیشده
ولی شیر میکرده همه رو- اوهوم ...که مثلاً معاهدهای داشته با پیغمبر
در چند جای اتفاق میافته که پیغمبر بر خود محکم میکنه با یهود.
چه یهود بنی قینقاع، چه یهود بنی قریظه،
بن النضیر، چه یهود بنی قریظه.
یعنی هر سه تا این طائفه های یهودی که
بودن احتمالاً برنامههای دیگه شاید
به تفصیل اینا رو پروردگار قرآن به تفصیل اینا رو میپردازه
در سور مختلف. کلاً اینا کارشون عهدشکنی بوده.
معاهدات با پیغمبر رو میشکستن
و بعدش نوعاً خودشونم وارد میدان نمیشدن،
بلکه از پشت مشتکین رو تحریک میکردن
که شما حمله بکنید به مدینه ما باهاتونیم.
اینجوری. یعنی حالت این مدلی هم داشتن.
میگه اینا مشکلند "و من یتولهم فاولئک هم الظالمون".
یعنی اگه بخواد تولی اینا رو قبول بکنه
اینم میشه ظالم. بیایید در قاعده نفی سبیل،
ببینید یکی از سیاستهای بسیار مهم
در قرآن که امام،
خدا رحمت کنه امام رو قاعده نفی سبیل رو
اصلاً ظرفیتهاشو آزاد کرد
خداوکیلی. شما این قاعده نفی سبیل رو تو کتاب فقهی قبل امام ببینید،
از مراجع بزرگ. در حوزه احوال شخصیه و اینی که
زن با کی میتونه ازدواج بکنه و حضانت و شیردهی و بیع مصحف و
قضاوت بین دو تا مسلمون و کافر میتونه انجام بده.
تو این یه حوزه ضیق و بستهای
قاعده نفی سبیل داره طرح میشه.
اما امام یهو قاعده نفی سبیل رو اومد بزرگ کرد.
تو کتاب البیعش گفت و
باهاش کاپیتالاسیون به هم زده- اصلاً.
خب؟ یعنی میخوام بگم قاعده نفی سبیل
با ظرفیتی که این آیه داره که در آیه صد و چهل و یک
سوره مبارکه نساء، صفحه صد و یکه.
که حالا اون تیکه آخرش معروف به قاعده نفی سبیل
که "ولن يجعل الله للكافرين علی المؤمنين سبيلا"
که خدا راه نفوذ کفار بر جامعه مؤمنین بسته.
قرار نداده. یعنی اینی که کفار بتونن تو جامعه ایمانی نفوذ بکنن و از طریق نفوذ
سلطه ایجاد بکنن برای خودشون
بسته. اینو بسته. ببینید این
تو خود قرآن آقای فیروزیان از آ--
حالا بینندگان بعداً نگاه کنن از آیه صد و سی و شش به بعدش
بحث منافقینه اصلاً.
سوره نساء الان. سوره نساء.
بحث منافقین اینجا تو این قاعده نفی سبیل چیکار میکنه؟
من خلاصشو اینجوری بگم. خدا داره میگه
کفار با کارپردازی و گردشگر منافقینن
که تو جامعه ایمانی میتونن نفوذ بکنن و سلطه ایجاد بکنن.
خدا اینو بسته جلوشون. ببینید
هیچ موقع جریان کفار
اگر شیطنت داخلی و منافقین داخلی
که کارپرداز داخلیه
عملاً که میخواد عزت رو یه جای دیگه جستجو کنه که حالا آیاتشو بهتون نشون میدم تو همین
سیاق. اگه اینا نباشن کفار نمیتونن کاری بکنن.
خلق ادبیات
عقلانیت، خب؟
این کار منافقینه. انقدری ادبیات عقلانیت تولید میکنن
که قرآن گفته که "و ان يقولوا تسمع لقولهم".
اوه! اینا حرف که میزنن شما قبول میکنید.
یعنی واقعاً یه
دم اعجابیت آدم داره.
میبینیم که آقا حرف بدی هم نمیزنه ها.
بالاخره این مدلی که این داره حرف میزنه
مدل بدی هم نیست. حرف بدی هم نیست انگار.
خب بگم این ادبیاتو به جامعه ایمانی خوروندن توسط جریان منافقینه.
جریان منافقین هم خ-خلاصش، حالا بعداً یه موقعی اصلاً
یه سلسله جلسات بذاریم جریان منافقینو باید بگیم.
منافقینو بله. جریان منافقین یه سری آدمای سبیل در رفتهایه
مثلاً قرمز پوشه مثلاً این مدلی که همه میگن آقا
کو این جریان منافقین اینا
حتی جریانی مثل منافقینی که امروز ما میذاریم مسعود رجوی و
اونایی که تو اون ورن دید قرآن به این اهمیتی نداره.
تمام جریان کفاره. بله.
خب؟ جریان منافقین محسوب نمیشه.
جریان منافق یه جریان بسیار تخصصیه
در بدنه نظام که قرآن میگه "و من أهل المدینه
مردوا علی النفاق". یه سری هستن در بدنه
نظام، اینام فوق تخصص نفاقن،
خب؟ اصلاً اینا کساییان که
اگه میاد حرف گوش میکنه، حرفو گوش نمیکنه که ببینه چجوری میشه عمل کرد.
حرفو گوش میکنه ببینه چجوری میشه عمل نکرد.
خب اینا "سماعون للكذب
سماعون لقوم اخرين لم يأتون".
اینا یه سریان، میان حرفو گوش میکنن، میبرن تو اتاق فکری که اون اتاق فکر نمیتونه بیاد تو بدنه نظام،
خب؟ میاد اونجا حرفو تجزیه تحلیل میکنن، تیترها
و زیرنویسها و مقالات و اینا اونجا بسته میشه، میاد خلق ادبیات میشه-
اوه اوه! این طرف. این خی--
خیلی بحث مهمیه چون که بعضیا فکر میکنن
ما داریم راجع به آدمای شاخدار صحبت میکنیم.
داریم راجع به مثلاً فرض فرمایید منافقین صحبت میکنیم.
نه، اگرم میگه "هم العدو فاحذرهم"
که دشمن میخوای- "سمعنا وعصینا".
"عصینا" خب؟ میشنون ولی میخوان نافرمانی کنن.
میخوان نافرمانی، ولی این نافرمانی خودش رو علنی نمیگه،
خب؟ "و قسم بالله جهد ایمانهم"
برای همین هی منافقین رو با اسم
این میکنه یه نهایه قسم میخوره. بله.
این ذل مقام معظم رهبریشم میکشه حتی،
خب؟ "اتخذوا ايمانهم جنة"
هی سپر درست میکنه
با اینکه والله بالله فلان اینا.
هی قرآن میگه آقا قسم نداره.
قولا معروف ول. لا تخسموا.
لا تخسموا. خب؟
هی قسم نداره. شما باید اون کارو ببری جلو،
اون اهدافو ببری جلو.
نه اینکه هی وایستی قسم بخوری یا زِ مقام معظم رهبری رو میکشه.
خب؟ که بخواد مثلا نشون بده ما هم--
نه، شما یه سری چارچوبه، خطوته،
معانیات قرآنه،
مقام م-- مقام رهبری داره
ه-- دقیقاً چیش رو تعیین میکنه، چارچوبش رو تعیین میکنه.
معلومه چیه دیگه. اینی که معلومه چین
زیرش نزن. خب؟
اینه و این برای همین قرآن میگه
هم العدو قاتلهم الله.
خدا بکشدت. دشمن میخوای اصلاً اینو.
اصلاً دشمن اصلی ایناست- اصلیه ...خارجیه بدون این نمیتونه کاری کنه.
نمیتونه اصلاً ادبیات نداره.
اصلاً. خب؟ ادبیات نداره برای حرف خودش.
این میاد همون ادبیات رو تو دانشگاه تکرار میکنن، تو حوزه تکرار میکنن، اندیشمندان تکرار میکنن،
به خورد این میدن، روزنامهها میاد، رسانه میاد،
اینستا میاد، اون میاد، این میاد. میبینید یهویی تولید یک ادبیات شده.
شبکه دارن- شبکه و بعدش شما اینا رو میبینید که اسمش هم حتی
زلت پذیری اسمشو نمیذاره که میذاره عقلانیت.
بله به اسم عقلانیت سازش و ذلت رو تئوریزه میکنه.
دقیقاً اینه که ولا تلبس الحق بالباطل.
حق لباس باطل نپوشونه، باطل هم لباس حق نپوشون بهش.
خب؟ یعنی اینا رو گاهی اوقات
خلاصه میگفتن
خلاصه قمرے رو رنگ میکنه جای طوطی قالب میکنه به آدم این مدلی میشه.
خب؟ این آیاتش
مال این معناست. برای همین است که عزت رو اگه بخواید نگاه بکنید آیه
صد و سی و هشت، صد و سی و هفت، صد و سی و هشت، صد و سی و نه همین
سوره نساء که تو همین سیاق قاعده نهی سبیل اومده.
یه نگاه کنین. میگه در اصل ان الذین آمنوا ثم کفروا
ثم آمنوا ثم کفروا. هی میاد اینور،
میاد اونور. بعداً بعد از قاعده نهی سبیل همینو میگه.
میگه مذبذبین بین ذلك لا اله الا الله لا اله الا الله.
نه اینوریه، نه اونوریه.
حالا اینی که نه اینوریه، نه اونوریه در تمام مواقع خطر اونوریه.
اوهوم. هم للکفر يومئذ اقرب منه للإيمان.
یعنی موقعهای حساس
یهو میبینی اونوریه. هیچ موقع اینوری قشنگ نمیکنه،
اونوری قشنگ میکنه آخرش. یعنی تو بغل کفار قشنگ میکنه.
میگه هی میاد انقلابی میشه، یه خرده اینوری میشه، اونوری میشه.
بعد ثم زاد کفراً.
بعد همینجوری یواش یواش کفرش زیاد میشه.
اوهوم. شما ممکنه الان احساس بکنید که این یعنی کفار.
بعد آیه بعد میگه نه منظورم منافقینه.
اوهوم. خب؟ لم یکن الله لیغفر لهم ولا لیهديهم سبیلا.
خدا دیگه اینا رو نمیبخشد.
اینم وعده به بینندگان عزیزمون.
هر جایی خدا گفته عمراً نمیبخشم.
رو مسائل اجتماعی منافقین.
حتی اینو داشته باشید یه موقع باز بعداً
اگر جریان منافقین خودشو از بدنه مؤمنین جدا کرد،
خواست برگرده احتیاج به پاسپورت داره.
خدا نمیذاره. حله. خدا این که آقا کی بود؟
کی بود؟ من نبودم فلان ببخشید تموم شه و بره و فلان اینا اصلاً قبول نداره همچین سیستمی رو.
سوره مبارکه توبه، سوره مبارکه فتح فلان اینا
مفصل این بحثو توضیح میده.
میگه رفتنت با خودت،
برگشتنت با کرام الكاتبینه.
یعنی اگه خواستی برگردی باید با یه پاسپورت و
با یه سری ممیزاتی و با یه چیزایی باید برگردی.
تو همینجوری زدی ترکوندی مثلاً نظام اسلامی رو ترکوندی، یه حرفایی زدی و اغتشاشاتی راه انداختی و فلان اینا.
بعد مثلاً کی بود؟ کی بود؟ من نبودم. آقا جامعه اسلامی بپذیره اینا برگردن فلان اینا.
ماستمالی نه، توبه آره
ولی ماستمالی نه. و یعنی آقای
فیروزیان اگر اینجوری بشه خطوط و اصول از بین بره- بله.
...دیگه هر نفری،
هر به قول عزیز اون، عمر قمیری،
خب؟ هر کسی به خودش اجازه میده هر گروهی بزنه از خط بیرون تمام اصول رو بریزه به هم دیگه.
اصلاً. خب؟ و بعد اینجا نظام اسلامی و اصولش،
اوه! که تخریب شده اصولش.
میخوای برگرد باهاش برگرد. برگشت با یه قاعدهای،
با یه پاسپورتی، با یه چکی،
با یه سفتهای، با یه چیزایی- ان الذين تابوا واصلحوا وبایعوا
بله با یه چیزایی. واخلصوا دينهم لله- بله.
...فلان که حالا انشاالله یه موقع اگه لازم شد
یا چون که ابعادی از سیاست خارجیه- بله.
...یعنی ما
نمیتوانیم سیاست خارجی بحث بکنیم بدون جریان منافقین.
اصلاً. خب؟ چونکه کارپرداز
سیاست خارجی کفار در نظام اسلامی
کفار نیستند، منافقینه.
بعد اینجا که میگه، میگه بشر المنافقین من الله عذابا ألیماً.
بشر المنافقین. میگه اینا کیان؟
اینم میدونی منافقین کیان؟ الذين يتخذون الكافرين أولياء من دون المؤمنين.
اینا کساییان که میخوان عزت رو اونوری بیارن.
در نگاه به سمت غرب
جستجو میکنن. در این جستجو میکنن که برن تو بغل
آمریکا. آمریکا بپذیرتشون،
قراردادهای اونا بپذیره،
با اونها بتونن بخندن و ریشخند بزنن.
خب، که حضرت آقا یه موقعی
در حقیقت اینو تمسخر هم کردن.
رفتند و نشستند و گفتند و خندیدند و فلان و از این چیزا.
خب همه کار کردن. همه کار کردن.
یعنی فرض بکنید دیگه
اسم اینو من میذارم دیپلماسی التماس.
یعنی شاید قرآن این اسم بهش میخوره.
یه کسایی که هی التماس طرف
مقابل رو دارن. "ای یبتغون عنده العزة" چی میخوان؟
عزت میخوان. اشتباه میکنی "و ان العزة لله جميعا".
عزت همش پیش خداست.
یعنی تو در ارتباط با جریان حق هم عزت داری
هم نصرت. اینایی که من وعده دادم که حالا تو سنن
شد عرض بکنیم، این سنن رو من در
مسیری بهت میدم که تو بیای تو بغل من.
یعنی قواعد منو رعایت بکنی بهت میدم
و الا فکر کردی اگه فکر کردی
سنت رو من همینجوری قواعد الهی رو جاری میکنم کاتورهای،
الا وقتکی تو هر کاری مجازی انجام بدی منم
بهت این سنن الهی رو مثلا جاری میکنم اینجا.
نه اینجوری نیست. بعدش این آیه
بعدیش باز دوباره آیه مهمیه.
میگه "و قد نزل عليكم في الكتاب ان اذا سمعتم
ايات الله يكفر بها و يستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتى يخوضوا
في حديث غيره". میگه میدونی همین منافقین چجوری ادبیات خلق میکنن؟
میشینی پای رسانه اینا،
اینستای اینا، روزنامه اینا،
ماهواره اینا. ماهواره همین حرفا رو داره میزنه.
میبینی داره آیات الهی مسخره میشن.
سرتو دادی تو اینا. وقتی آیات الهی مسخره میشه یواشیواش آیات الهی از ذهن و دلت میره.
که آقا بدر اینجوری احد اینجوری،
طوفان لقمان اونجوری، اون اینجوری، اون...
میبینی آیات الهی رو که دارن میگن
شما داره مسخره میکنه.
حالا ممکنه حاج آقا ااا
صریح مسخره نکنه ها- احسن ...ولی مضمون حرفش تمسخره.
احسن نتیجه حرفش- نتیجهش، نتیجهش با اون یکی در نمیاد.
در حکمت مصلحت این دو شعار رو درست باید بفهمیم.
اگر توانستیم اینا رو عملیاتی بکنیم سیاست خارجی ما همون چیزی خواهد شد که
نیاز کشور به اون هست و شایسته تراز
نظام جمهوری اسلامی. وقتی میگیم عزم یعنی نفی دیپلماسی
التماس. ما در طول این سالها
داشتیم مواردی را که دیپلماسی ما تغییر درست در قبالش همین تغییر التماسیه.
دیپلماسی التماس. ممکنه لحنمون هم التماس آمیز نبوده اما باطن قضیه التماس بوده.
حکمت یعنی در همه تعاملهای دو جانبه و چندجانبه خردمندانه عمل کنیم، اندیشیده عمل کنیم،
محاسبه شده عمل کنیم. از اظهار نظرهای دقیق و ارتجاعی
به حساب نشده بگذریم. مستعد یعنی
شناختن موارد انعطاف.
یه جاهایی باید انعطاف داشت.
انعطاف منافات با اصول نداره.
حفظ اصول با امکان انعطاف با هم میسازد.
میتوان یه جاهایی انعطاف به خرج داد.
بنده یه وقتی چند سال قبل میگفتم نرمش قهرمانانه بد فهمیده شد.
هم بعضیا در خارج بد فهمیدن که معاتبه
میکردند، در داخل هم بعضی از خودامون بد فهمیدن معناشو.
ما تعبیر نرمش قهرمانانه رو به کار بردیم.
یه عدهای اون رو به معنی دست برداشتن از آرمانها
و هدفهای نظام اسلامی معنا کردند.
بعضی از دشمنان هم همین رو
با سم سکی قرار دادند برای اینکه نظام اسلامی رو به عقب نشینی از اصول خودش متهم کنه.
اینا خلاف بود. اینا بد فهمیه.
این انعطاف دهی معناش این نیستش که ما از ادامه
راه پرهیز کردیم و عقب نشینی کردیم.
نه، به جنگ سخت نرفتیم.
انعطاف به خرج دادیم توانستیم راه
جدید رو پیدا کنیم. حاج آقا این به نظر میرسه این "یستهزأ بها"
در واقع یه وقتی هست به تعبیر شما
صریح مسخره میکنه، یه وقتی هست
در با روکشهای در واقع
ایدئولوژی زدایی در واقع این تمسخر صورت میگیره.
یعنی یه چیزی اتفاق میفته، یه خلق ادبیاتی میشه
که شما واقعاً به نظرت میاد دیگه
سکولاریسم یه حرف مهمیه این وسط
و قاعده رو ما باید بذاریم بر سکولاریسم.
قاعده رو بذاریم بر لائیک بودن.
ببینید ما کشورهای مسلمانی داریم، چون من یه کم مطالعهام قانون اساسیه.
مثلا کشورهایی داریم مسلمانن،
تاکید کرده در قانون اساسیش
که آقا ما لائیکیم، ما سکولاریم.
یعنی چی؟ یعنی احساسات مذهبی تو بذار برای مسجد.
خب؟ این ربطی به
در حقیقت بحثای گرداندن کشور نداره.
بعضیا ما رو به همین نتیجه میخوان برسونن.
ببینید در اون دورهای که ما دانشجو بودیم
مثلا میشه سالهای هفتاد تا هفتاد و
چهار پنج. خب اون دورهها یادشون هست از اون به بعد خیلی بحثای
سکولاریسم و ادبیات دهی به این بحث
توسط جریانها و حلقههایی جدی شد.
بله حلقههای اندیشهای.
حلقههای اندیشهای جدی شد و هنوز
آقای پوروز، ما داریم میخوریم از اون
جریان. حتی یادمه شما یه موقعی
با هم در یه صحبتای دوستانهای میگفتید که
ما خدمت آقای مصباح بودیم در-
بله ...اواخر عمر شریف حضرت آیت الله مصباح گفت آقا خطر انقلاب امروز چیه؟
چون اواخر عمر شریفشون هم گفتن سکولاریسم.
بله. درسته؟ درست فهمیدم؟
بله، درسته بله. ببینید این یعنی چی؟
این یعنی اینکه هنوز این اندیشه نفاق
وجود داره که آقا
احساسات مذهبی تو، مذهب و قرآن و فلان و اینا رو برای سیاست خارجه به کار نبر.
بذار تو مسجد
اونو با هم دیگه برید حالشو ببرید، خب؟
ولی تو اینجا دیگه دخالت
قرآن و بحثهای مذهبی و قرآن و بحثهای معنوی و بحث
معادلات چه و چه نشه. استهزاء چی میشه اون موقع؟
برای شما یه ادبیاتی تولید و شما خودتو در معرض این ادبیات میذاری.
به تعبیر قرآن میگه "ولتسغى
الیه افئدة الذین لا یؤمنون بالآخرة"
اول گوش فرا میدهی،
خب. بعد یواشیواش "ولیرضوه"
راضی میشی بعدشم "لیخترفوا معه" مخترف کن.
بعد میای یواشیواش اصلاً میزنی به کار
همون ادبیاتو. یکی از در واقع
فریبکاریهاشون هم حاج آقا اینه که
میگن مذهب رو به احساسات وصل میکنند، خودونو به عقل.
اصلاً. در حالی که کلی حرف عقلانی تو این اتفاقه.
اتفاقاً قرآن میگه "الا انهم هم السفلة".
شما بیعقلی- اون میگه که "نحن مسلمون".
میگه "الا انهم هم المفسدون ولاکن لا یشعرون".
بابا طرف شعور نداره. تو داری افساد میکنی.
تو اصلاً اصلاح نمیکنی که.
اینی که داری کنی، برای همین منافقین رو هی در قرآن حتی سوره منافقین
و منافقون اونجا اینا هی میگن آقا ما دنبال عزتیم.
بله. قرآن هم میگه که آقا "فان العزة لله ولرسوله وللمؤمنین
ولله العزة ولرسوله وللمؤمنین ولاکن المنافقین لا یعلمون".
این نمیفهمه. عزت اگه میخواید
در ارتباط با خدا و معادلات خداست.
ولی تو که گوش میدی به این حرفا
رفته رفته ببینید این آیه عجیبه.
میگه "انكم اذان مثلهم"
یواشیواش شبیه هم میشید اصلاً، خب.
یعنی شما نماینده تام الاختیار جریان
کفار میشید در جامعهی ایمانی.
"ان الله جامع
المنافقین والكافرین فی جهنم جمعا".
بعد اینا اصلاً جمع میشید با همدیگه.
یه تشابه قلب پیدا کردید.
ببینید تشابه اندیشه پیدا کردید.
وقتی که میگن آقا یهود
زمان پیغمبر رو چرا
خدا گوششون رو میگیره به دلیل
یهود زمان حضرت موسی اینا چرا ربطی دارن به همدیگه؟
میگن به خاطر تشابه القلوب همون فکری که اون میکنه اینم داره همون فکر رو میکنه.
این مصداقاً کافره واقعاً.
فقط کافریه که شهادتین گفته،
خب. اینجوریه.
بعد تو آیه بعدش که همین آیه نفی سبیل میگه
اینا یه دو دوزه بازهایی هستن بین جامعهی ایمانی و جامعهی کفار،
خب. یعنی در رفت و برگشتن.
اینجا میگه که "ولن یجعل الله للكافرین علی المؤمنین سبيلا".
معلومه کارپرداز جریان کفار در
جامعه مؤمنین جریان منافقینه که خدا راه نفوذ رو
بسته. یعنی آی مردم
راه این نفوذ رو ببندید، خب.
نه اینکه خدا بسته به صورت تکوینی بسته،
خب. تکوینی نبسته.
جهت تشریعی داره میگه آقا ببند راه رو،
خب. بعدش برای همین باز داره میگه "ان المنافقین یحاذون الله" باز داره میره
سر بحث منافقین و بعدش "مذبذبین بین ذلك لا الى هؤلاء ولا الى هؤلاء".
باز دوباره آیهی صد و چهل و چهارش
میگه "يا ایها الذين امنوا لا تتخذوا الكافرين اولياء من دون المؤمنين" عزت رو از این راه نخواه.
او تو رو دوست نداره از این راه دنبال عزت،
دنبال پیمانهای ذلیل اینجوری نباش.
باز آیه صد و چهل و پنج
میگه "ان المنافقین في الدرک الاسفل من النار"
میخوان به این که اینا از همه پایینترن.
بله "الا الذین تابوا واصلحوا واعتصموا بالله واخلصوا دينهم لله
اولئك مع المؤمنين". اگر طرف خواست برگرده باشه اجازه، اجازه هست برگرده.
منتها اونم با یه پروتکلی باید برگرده.
شیوهنامه داره. برگشتش همینجوری کی بود؟
کی بود؟ من نبودم، نیست.
این پس جریان عزت،
خب. از این- بله.
عزت، حکمت، مصلحت،
این جریان عزتش. که حالا مفصل میشه
در موردش تو قرآن هی بازم آیات
هی راجع بهش بحث بکنیم. ولی فعلاً همین مقدار باشه.
بله، چشم. جریان حکمتش
اون جریان عقلانیتیست که
شما حتماً توی کار دارید.
ببینید حضرت آقا در همین
سندهای بالادستی اینو
میگن. میگن آقا چرا همش نگاه به غرب؟
کن نگاه به شرق. یعنی ما یه سری
شرق داریم، چرا دنیا که غرب نیست که.
دنیا شرق هم داره، خب.
شما در سیاست خارجیتون
ما تقارم فرهنگی که با شرق داریم خیلی بیشتر از این با غرب داریم.
بله. خب. میتونیم این نزدیکی اقتصادی ایجاد بکنیم، نزدیکی.
استفاده از قواعد و قراردادهای بین المللی آقا این یه حکمتیه،
عقلانیته. مثلاً حضور ما در شانگهای، در بریکس، در اکو، در فلان.
اینا نشان حکمته که
شما این نیست که من الان میخوام
یک احساسات کور
میخوام بزنم به همه دنیا- بله.
همه رو داغون کنم مثلاً. یه همچین چیزی نیست.
ما اگه قواعد بین المللی وجود داره،
قاعده نفی سبیل ما رو نقض نمیکنه
وفای به عهد ما رو نه-- سلطه پذیری
ایجاد نمیکنه و این کارو نمیکنه،
این کارو میکنیم. ولی اگه سلطه پذیری ایجاد میکنه
چه شرق باشه چه غرب باشه ما اینو قبول
نمیکنیم. کما اینکه واقعاً قابل بحثه.
بعضی از مدیریت دادهها مثلاً
تو حکمرانی داده من الان نمیخوام بحث بکنم قاعده نفی ثبیل انصافاً جلوی
بعضی از حکمرانی دادهها رو میگیره.
به خصوص تو حوزه Big data. تو حوزه Big data چونکه شما الان راه نفوذ
تمام اراده طرف مقابل رو داری نفوذ میدی
تو اینجا. لذا کسایی که حکمرانی دیتا دارن کار میکنن،
چه تراکنشها، چه حوزه
عمومی دیتا، اینا حواسشون باید به این
مسئله باشه که نفی ثبیل رو نقض نکنه.
ولی اگر این کارو نکنه
حکمت اقتضا داره ما ارتباط با
دنیا داشته باشیم. به خصوص وقتی داریم میگیم دنیا،
حالا اینجا به لحاظ راهبری چرا با شرق ما ارتباط نداریم؟
چرا مثلاً چین و روسیه رو مثلاً تو اولویت نذاریم؟
این از اون چیزهاییست که خود حضرت آقا- بله همسایگان هم آقا خیلی تاکید میکنن.
همسایگان. مثلاً شما
این که شما بالاخره همسایگی
یه مسئلهایه واسه خودش که جزء
مسائل حکمت، به خصوص همسایگانی که
خیلیهاشون به هر حال تو جامعه
واحد یکپارچه امتی هم
ما قرار میگیریم و اونجا حرفی برای گفتن
داریم و استفاده از دیپلماسیهای
مختلف ما به دلیل همین برنامه قرآنی چین وقتی رفتیم
به همسایگان گاهی اوقات سر زدیم
با دیپلماسی قرآن دیدیم اِ!
ما چقدر مغفول بوده، چه کار
حکیمانهای میتونستیم بکنیم با اسم پیغمبر و قرآن.
خب؟ حرف مشترک که- حرف مشترک تا دلتون بخواد ما داریم.
حرف مشترک داریم- کلمه صوا.
بله، این یه نکته.
تو بحث مصلحت، من یکی از شاخصها رو اگه بخوام بگم
تو بحث مصلحت، بحث نرمش قهرمانانه است.
اوهوم. حتی با یه
ویرایشی که میخوام این قضیه رو- بله این نرمش قهرمانانه باید یه مقداری باز بشه که جلوی
تحریف و قرائتهای غلط ازش گرفته بشه.
بله. یعنی یه جوری شده که انگار ما میتوانیم از اصولمون هم
کوتاه بیایم با نرمش قهرمانانه.
سوره مبارکه انفال رو اگه عزیزان یه
نگاهی بکنن، صفحه صد و هفتاد و هشت.
بله. در صفحه صد و
هفتاد و هشت همین آیات
پونزده و شونزده. اول یه تبارشناسی بکنیم نرمش قهرمانانه رو.
گرچه حضرت آقا نرمش قهرمانانه رو در
بحثهای امام حسن مجتبی و اینا گفتن این بحثو.
ولی ادبیات سیاسی از سال نود و دو شروع شد.
بله. خب؟ بالاخره یه دورهای،
اِممم... یه کابینهای اومد سر کار
که بعداً آقا کلاً این دهه رو یه مقدار یه دهه توقف
ازش یاد کردن. بعداً فرمودن عبرت.
عبرت. دهه عبرته.
دولت عبرت. دولت عبرت.
حالا یادمون هست دیگه اینا فعلاً از حافظهمون پاک نشده.
یه نگاه خوشبینانه به غرب
درست شد. انگار
تا حالا شما بلد نبودید
، الان ما بلدیم. خب؟
و شما بد فکر میکردید راجع به آمریکا
و نون و صدمه بد فکریتون رو داشتید میخوردید
و الان ما خوش فکر میکنیم
و میریم میگیم و میخندیم و راه میریم و
فالوده میخوریم با همدیگه و فلان این و کارو درمیاریم از آب.
اگه یادتون باشه من همون موقع تو دانشگاه شریف گفتم اگه این جواب بده من قرآن نمیخونم.
خیلی هم گفتم آقا بد مهاجری کردی.
گفتم نه، معلومه اینا یه سری قواعد داره،
سنن داره. حالا من بعداً راجع به سنن
میگم. گاهی اوقات ما بد فکر میکنیم راجع به سنت.
فکر میکنیم یه سری حرفهای شاعرانه
الهیه برای دل خوش خنک
خلاصه جامعه اسلامی. نه، سنت یه قاعده، یعنی قاعده فیزیکه.
خب؟ حساب داره، کتاب داره، شرط داره.
اینم واسه خودش حساب کتاب داره، شرط داره
و بیان هم شده تو قرآن تحت عنوان سنت.
اونجا به هر حال این ادبیات اون موقع خلق شده.
به این تبارشناسیش یه مقداری- بله.
دقت کنید. تو چه سیاقی گفته- چه سیاقی گفته شده.
این سیاق میدونید که همیشه قرینه فهم
از همه چیزا تو اصول ما یکی از قرائینی که داریم قرینه سیاقه.
حتی تو معاهدات، میدونید که معاهدات بین المللی
تو کنوانسیون وین ماده سی و یک
کنوانسیون وین که میگه معاهده رو اصلاً چجوری
باید ما تفسیر بکنیم؟ میگه به قرینه سیاق.
اوهوم. یعنی سیاق خودش
یه چیز فهم عمومی
همه جاست. شأن نزولش چی بوده؟
شأن نزولش چی بوده؟
شأن نزول این نرمش قهرمانانه اون موقع بوده.
خب؟ و به نظر من تاکیدش به قهرمانانه بودنش است، نه به اون بخش نرمشش.
بعضیا اونو استفاده کردن و از اصول حتی
کوتاه اومدن، حتی از شروط نه گانه حضرت آقا هم کوتاه اومدن.
خب؟
آیه پونزده شونزده اینو میگه.
خب خوبه آیه شونزده که به نرمش قهرمانانه داره
تاکید میکنه از آیه پونزدهشو ببینیم.
آقا یعنی که تو سیاق خودشه.
یعنی توی سیاقه عملاً.
که «یا ایها الذین آمنوا اذا لقيتم الذین کفروا
زحفا فلا تولوهم الادبار»
اگه کفار به شما حمله کردن گروهی
پشت نکنید. این فلا تولوا الادبار.
یه بحث لغوی هم داره. میدونی که این
دُبَر به اسفل اجزاء پشت میگن.
همم. یه جوری تحقیره.
بله. خب؟ یعنی واسه اینجوری در نرو.
حالا دیگه خیلی نمیتونم- بله.
چی از این توجیهات -- یعنی اینجوری خواسته در نرو از میدان.
بعد میگن و من یولهم يومئذ دبره.
کسی که اینجوری پشت بکنه و در ره،
یه جمله معترضه داره این وسط.
خب؟ جمله معترضهش نرمش قهرمانانه است.
نرمش قهرمانانه است. خب؟
اون جمله معترضه شه. بعد این جمله معترضه شو میندازم
آیه رو میخونم. اما یولهم يومئذ دبره
فقط با بغضب من الله.
این به غضب الهی گرفتار میشه.
این در ره. و مأوا جهنم وبعث المسیر.
بد راهی رو انتخاب کردن اگه این کارو بکنن.
حالا این جمله معترضه چیه؟ مگر دو مدل باشه.
الا متحرف لقتال
متحیز الی فئة. یعنی گاهی اوقات موضع خودشو تو زمین داره عوض میکنه.
منتها متحرف لقتاله.
یعنی از قتال در نرفته. اصلاً.
خب؟ در دل جنگه.
یعنی تو خود جنگ داره موضعهاشو عوض میکنه.
اوهوم. ببینید مثالی که
حضرت آقا زدن گفتن مثل یه کشتیگیر.
بله. ببینید کشتیگیر که یا یه کاراته باز یا یه بوکسور،
یه علم رقص پا دارن.
یعنی اینجوری از این جا-- موقعیت خودشو تو زمین عوض میکنه که از رینگ نرفته بیرون که.
خب؟ یا مثلاً تشنگ کشتی نبوسی که بره بیرون که.
اون یه سری رقص پا داره، یه سری کار میکنه بدنشو،
یه کاری میکنه ضربه بهش کمتر وارد بشه
و همه این تکنیکها. اینا تکنیک مبارزه است
نه تکنیک عدم مبارزه.
اوهوم. بعضیها فکر کردن میز مذاکره
یه روشیست برای عدم مبارزه.
اوهوم. خب؟
خب غلطه این. میز مذاکره یکی از ابزار مبارزه است.
اینو شما ببین. خب؟
یکی از ابزارهای جنگیه. که این میشه
مصلحت. که میشه اون نرمش قهرمانانه.
أو متحیزا إلى فئة.
یا میری که با یه نیرو جدیدی برگردی.
که به یک گروه جدیدی رو همراه خود بکنی که بزنی.
ببینید فهم عمومی هم همینه که آقا طرف
قتال رو نپیچونده.
از اصول آیه پونزده عدول
نکرده. یعنی جنگ رو کلاً پرچم
سفید بالا نبرده، دود سفید نداده بیرون
که آقا میشه با هم کاری نداشته باشیم دیگه.
میشه به ما کاری نداشته باشی.
بحث این نیست. یعنی اگر ما نرمش هم میکنیم، قهرمانانه نرمش میکنیم.
این میشه مصلحت. مصلحت اقتضا میکنه که ما نرمش بکنیم اونجا
و اون یک کار حکیمانه است و مصلحت اندیشانه است.
توی رینگ بوکسه. تدعو إلى السلم نیست.
بله، دقیقاً. فلا تهنوا وتدعوا إلى السلم.
آها. ببینید تو
اوقات همین اتفاق افتاد. اومدن گفتن که
در سوره مبارکه محمد.
بله. امام صادق. بله، بله. این آیهای که شما خوندید.
گفتن آقا یه لشکر جراری داره حمل، حمله میکنه.
آقا چه نشسته اید که در حقیقت
اومدن انتقام بدر رو بگیرن چنین و چنان.
آیه بر پیامبر-- یه عده اومدن پیش پیامبر گفتن یا رسول الله الان دیگه وقت مذاکره است
و بدو بریم مذاکره. پیغمبر آیه نازل شد یا رسول الله!
در حقیقت مذاکره زیر
تهدید دشمن نه. این نه.
خب؟ لذا آیه اومد که فلا تهنوا وتدعوا إلى السلم
وأنتم الأعلون. چرا أنتم الأعلون؟
میگن آقا نکنه از سر سستی بدویم بریم فلان،
بدویم بریم مذاکره رو نگیریم. يسارعونهم.
آره يسارعونهم يقولون نشوا into the
دائرة. آقا سرعت بگیریم آقا داره بلایی سرمون میاد.
این نه. آقا شما من خدا رو ضایع نکن دیگه.
وقتی من گفتم من هستم- والله معکم.
أنتم الأعلون. میگه شما دسته برترید.
میگه خب چرا ما دسته برتر؟ الله معکم.
خب من با شمام. ولن یترك أعمالکم
و اعمال شما رو موطور و تک و تنها که نمیذاره.
شما تنها که نمیرید تو میدان که.
منم با شما تو میدانم. از این جهتش هست که
این کارو نکنید. حتی من دیدم
بعضیا خیلی راحت میگن که
آقا ما صلح و از این چیزای با این دشمنای خونی خودمون رو داریم.
میگم کجا؟ میگن دو جا.
یک در جریان صلح هدیه.
دو صلح امام حسن مجتبی.
اوهوم. میگم آقا این سنن بالاخره یه قاعدهای هم داره.
یعنی اینجوری نیست که شما هر جوری که دلت بخواد سنت رو تفسیر بکنی.
دقت بکنید ماجرای سوره فتح
و صلح هدیه پشت دیوارهای نیویورک بوده.
به این دقت کنید. یعنی بعد از احزاب،
بعد از احزاب که کلاً نظام اسلامی از لاک دفاعی خارج شد
و رفت تو لاک حمله. اوهوم.
خب؟ رفت تو لاک حمله.
ببینید این آیاتشو نگاه بکنید.
اینا گاهی اوقات همینجوری میگن آقا سوره فتح رو خیلی دست گذاشتن رو سوره فتح.
بله، بله. دیگه اصلاً پویش درست کرده- بله، بله.
رسماً از سوره مبارکه فتح.
صفحه پونصد و چهارده
نشون میده که اینا رفتن تا به بطن مکه،
به بطن مکه. آیه بیست و چهارش هست.
یعنی اگر مذاکرات صلح شده و هو الذي کف أیدیهم عنکم
و أیدیکم عنهم ببطن مکه
من بعد أن أنصرکم علیهم
بعد اینکه یه ظفری ایجاد شده.
یعنی شما احزاب رو رفتید
زدید تار و مار کردید طرف رو یعنی همه آمدن.
بله. خب؟ یعنی اجاهدکم جنودا.
دیگه هرچی لازم بوده
بیاد آمده حتی یهود بنی
قریظه- بله. آخرین خیانتش رو همونجا میکنه.
بله. که میگه آقا دیگه همه اومدن ما هم بریم دیگه.
خب یعنی- اونا واقعاً فکر میکردن کار تمومه. کار تمومه دیگه.
دیگه همه آنچه باید میومد آمد.
که خدا هم حالا بعداً تو سنت نصرت میگم.
هر چقدر سنت سختتر میشه و سر به سرتر میشه،
خدا میگه فرسلنا علیهم ريحاً
و من با باد اومدم. همم.
یعنی سوت کردم اینجوری.
و جرودا لم ترها.
میگه با جرود لم ترها اومدم با جرود نا-- نادیدنی اومدم.
به بقیه هم گفتم آقا کلاً کسی دست به سیستم نزنه.
خودم سیستمو جمع میکنم و کفى الله المؤمنین القتال.
اصلاً مؤمنین نرن تو جبهه دیگه.
یعنی این خودش یه سنته
که نصرت حاد که میشه نصرت هم حاد میشه.
هممم. خب این از اون چیزاست که
یا باید باور کنیم باهاش بریم
یا بذاریم برای قصاء- بله.
شب، برای اینکه خوابمون ببره.
خب. که این مدلیه که
بعد از احزاب که این اتفاق افتاد و حمله پیغمبر عملاً--
ببینید مثل این میمونه که شما پیغمبر که بعضاً اعتراض کردن که آقا این چه کاریه حالا این چه حجیه؟
بله. که مثلاً
حالا بعد اینکه اینا زدیم تار و مار کردیم اینام رفتن.
حالا تازه ابتکار عمل با پیغمبر شروع میشه.
که میریم حج. یه رؤیای پیغمبر میریم حج.
که شروع کردن رفتن حج و
با کارد میوه خوری هم رفتن.
بله. سلاح برنداشتن. سلاح برنداشتن.
همون شمشیرای مسافرتیشون رو بردن.
خب. بعد رفتن تا پشت مکه،
به بطن مکه. یعنی رفتن تا اونجا گفتیم ما اومدیم
زیارت. واسه اینکه فرض بفرمایید حالا شوخیش،
اینجوری میشه آقا ما بریم مثلاً
آمریکا با یه لشکری بعدش بگیم که اومدیم چرا اومدیم؟
اومدیم توریستیم. بعد اینا
خواستن حمله بکنن به اینا.
اینا بیعت رضوان رو بستن و که حالا یه جایی شاید بمونیم سرش بد نیست.
آقا این مذاکرات صلح هدیبیه پشت دیوار نیویورک انجام شده.
به این دقت کنید پس از حمله ما،
پس از اون موقع که ابتکار عمل با ماست.
ما در موقع برتر. ما در موقع من بعد أن أنصرکم علیهم
بعد از اینکه ظفر با ماست،
پیروزی با ماست. اینجوری شده مذاکرات که،
که حالا خود اون مذاکراتم بعداً خود قرآن تا حدی
میگه به خاطر خیانت یه عدهای بود، یه جایی.
خب که حالا اگه لازم شد یه جایی
به این بپردازیم چون که یکی از بحثای
سیاست خارجی ماست.
صلح امام مجتبی، واه خدا نکنه!
خدا نکنه ما دچار صلح امام مجتبی بشیم.
بابا مردم بیست و دو بهمنی که گذشت-
اوهوم. یه بیعتی کردن که
هیچ امامی در طول تاریخ و هیچ نبی
همچین امتی نداشته. هرکی میگه داشته بره بیاره.
بله. خب. که فرض بکنید من بعد ما اصحاب ام القرح.
بله. خب. بعد از اینکه لطمه دیده، بعد از اینکه
این همه دفاع کرده، نظام اقتصادیش به هم ریخته،
دشمن این کارا رو کرده، جنگ دوازده روزه بوده،
اغتشاشاتو طی کرده،
بعد بیست و دو بهمن ملتش اینجوری بیاد تو میدان.
خداوکیلی مسئولین قدر همچین ملتی رو بدونن.
خب. هیچ امامی و هیچ پیغمبری
یه همچین امتی به خودش ندیده.
بله واقعاً. خب. اگه میگی دیده بیاره.
مثلاً ما دیدیم تاریخ و از-- ندیدیم ما همچین امتی نداریم.
خب. بعد از این امت شما میخواید بگید که ما صلح امام مجت-- مجتبی داریم؟
امام مجتبی بعد از اینکه خیانت دور و وریهاشون بود و همه اون اتفاقا
برگشتن تو یه جلسهای خطبه خواندن در مدینه
که آقا به اجل این معاویه است.
اینم وضعیت اینجوریه. شما
مرگ با عزت رو ترجیح میدید یا
ماندن با ذلت رو؟ در روایت داره فَنَادَاهُ الْقَوْمُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ أَلْبَقِيَ أَلْبَقِيَ
ماندن با ذلت. اینا آره امام مجتبی این بودن.
ما خداوکیلی
ملت الان در موقعیت صلح هدی-- چی ان؟
موقعیت صلح امام حسناند؟ خب این چه
تمثیلیست اینجا
تو عجب کار میبرن. ما هرگز در اون موقعیت نیستیم.
بله. و نباید یه
مذاکرات صلح در حقیقت امام مجتبی رو ما انجام بدیم.
پس اینا باید
بدانیم هر سنتی کجا مذاکره صلحی عزتمندانه من بعد ما أَنصرکم علیهم بله،
با دست برتر تو میدان با دست برتر
پای میز مذاکره هستیم.
جزو ابزار مبارزمونه.
یکیش رقص پاهاییه که میکنیم.
میشه نرمش قهرمانانه. تغییر موضعهایی که
میدیم تو میدان کشتی
میشه نرمش قهرمانانه. یا برای فریب دشمن.
برای فریب دشمن. هر به خود هر- ما این ب-- داریم
که شما یه جایی دقیقاً ممکنه آتیش روشن بکنی از یه جای دیگه بزنی.
خب اینا کاملاً پذیرفته شده است که
آقا مثلاً داریم به تعبیری که الحرب خدعه داریم خدعههای جنگی
تو مثلاً تازه این خدعهها خدعهی
عدم وفای به عهود نیست.
مثلاً بعداً یه- قدر نیست.
قدر نیست. قدر نیست. یعنی
ما فریب و حیلهگری
در این حد که بگم مثلاً بریم یه قرارداد بینالمللی یا قراردادی که بستیم
میزنیم زیرش به خاطر اینکه میخوایم مثلاً تو جنگ باشیم.
نه! همچین کارایی ما نمیتونیم ب- نا جوانمردانه نیست.
نیست. یعنی ما همچین در حقیقت
موانعی رو هم داریم. چرا اصلاً اینجور موانعو داریم و دشمن نداره؟
قاعدهی ما هرچقدر خودمون رو وابسته به جریان حق بکنیم
میتونیم از حق مطالبه کنیم.
بعضیا خیلی راحت میگن ما دشمنو بزنیم تا بزنیم مثلاً یه
اتفاقی حتی شنیده شده راجعبه بحث
استفاده از سلاحهای شیمیایی، اتمی، فلان اینا.
بله. نهجالبلاغه رسماً جلوشو گرفته.
تو نهجالبلاغه حضرت میگن که
اگر زدید خلاصه دشمنو
خواستید با دشمن مبارزه بکنید "و لا تجزوا على جريح".
ما مجروح رو بعد از جنگ نمیتونیم بزنیم.
ببینید ما یه قاعدهای داریم
حتی داره "و لا تهجوا النساء بأذى".
ما زن نمیتونیم بزنیم.
"من شتم أعراضكم أو أمراءكم"
برای اینکه به من علی فحش دادن، حق نداری.
یعنی ما قاعده داریم. ما تو جنگ نمیتونیم
سلاح شیمیایی، میکروبی استفاده کنیم.
ما "يهلك الحرث ونسل" نمیتونیم بکنیم.
ما نمیتونیم از این کارا بکنیم. ما دستمون بسته است.
خب؟ "لا يجرمنكم شنآن
قوم على ألا تعدلوا اعدلوا".
ببینید ما دستمون بسته است به هر حال.
دستمون بسته است یعنی تو محدودهی حق میتونیم عمل بکنیم.
حالا انشاالله تو بحث وفای به عهود من عرض میکنم یکی از سیاستهای
خارجی جدیمون وفای به عهوده.
برای همین است که باید به دولتمردمون، به دیپلماتمون،
به مجلسمون بگیم آقا چشاتو وا کن.
بله. خب اگر یه عهدی بستی، یه قاعدهای گذاشتی نمیتونی بزنی زیرش.
اصلاً اسلام به ما این اجازه رو نمیده.
آقا میخواستی اسنپ بکو نذاری.
اگه گذاشتی خب طرف استفاده میکنه.
شما بعد هی میگن ببینید آمریکا چرا
اسنپ بکو-- خب شما گذاشتی.
شما این قاعده رو گذاشتی توی معاهده.
ما طبق قاعده نمیتوانیم از معاهداتمون عدول بکنیم.
میخواستی نذاری. چشاتو وا کن
نذار. اگه چیزی راه سلطه و نفوذ درست میکنه
یا معاهداتو میتونه به هم بزنه نذار.
حالا راجعبه این معاهدات و قراردادها و اینا
تو بحث وفای به عهد و اینا باید مفصل حرف بزنیم.
مفصل. چون خیلی یه فصل جداگانهایه و- یه فصلیه که ما نمیتونیم معاهدات خودمون رو منکر شیم.
بله. یه اِممم
نکتهای میخواستم عرض بکنم این بود که چون بحث صلح رو فرمودید
ااا و خب بحث مهمی البته، ولی خب بعضیا به
در واقع اسم صلح، سازش رو تئوریزه میکنند.
بله. یعنی این یک ظرافت داره که
ااا باید دقت کرد که
هر در واقع بعضی از اقسام
آنچه که مثلاً تو بعضی از دورانها ممکنه اتفاق افتاده باشه،
گاهی اوقات طرف میاومده
صلح هدیبیه رو میگفته یا
انواع مثلاً صلحهای تاریخی میگفته ولی در عمل داشته سازش میکرده.
سازش میکرده. بله دقیقاً.
در حالی که صلح از موضع بالاست به فرموده شما سازش از موضع پایینه.
موضع پایینه. یه نوع التماس به عبارتی.
یه نوع ترس تئوریکه.
اوهوم. خب؟ یعنی ترسی که تئوریزه شده.
ترسیه که پو-- در پوشش عقلانیت داره- آقا اصلاً
منافقین رو در همین جریان احزاب چی میگه؟
"ضاعت الأبصار و بلغت القلوب الحناجر
وتظنون بالله الظنونا".
میگه یه جوری شد که دیگه جان آمد تو گلوش.
خب؟ و
چشمها خیره شد "وتظنون بالله الظنونا"
گفتن، چی گفتن؟ میگه "يقول المنافقون".
این منافقون گفتن که- "والذي نزل التوراة والفرقان".
"والذي نزل التوراة ما وعدنا الله ورسوله إلا غرورا".
بابا اینا فریب بود. یه سری الکی ما رو
سر دست نگه داشتن با یه سری وعدههای الهی و نمیدونم از این چیزا.
خب؟ اصلاً باور نداره.
اصلاً نکتهش اینه که باور نداره.
بعد ا-- این ترس خودشو داره تئوریک میکنه.
ببینید در خود قرآن،
در ماجرای اهود و اینا
این تیکه رو بیارید از سوره مبارکه چون میخوایم-
آل عمران. حفصیه، بله از آل عمران.
سوره مبارکه آل عمران که جریان اهود رو توضیح میده،
در اونجایی که میگه "انما ذالک الشيطان".
بخون اونجا رو. آها!
بله. صفحه هفتاد و سه. صدو--
یه جریان رو نقل میکنم. آقا هم این تیکه رو
نقل میکنه. بله. همراء الأسد.
بله چند بار آقا خوندن. خب همراء الأسد کیه؟
بعد از اهوده. حالا یه فصلی اگه لازم شد
صحبت خواهیم کرد راجع به اینکه گزارش قرآن از اهود فاتحانهست.
اوهوم. گزارش شکست نیست.
تضعیف، تضعیف نیست.
بیان نقطه ضعف هست ها. آها.
ببین این فرق داره. چونکه آدم هر موقعی
بخواد بیان نقطه ضعف بکنه میگن داری تضعیف میکنی.
نه، قرآن تضعیف نمیکنه ولی بیان نقطه ضعف میکنه.
حالا من اینو بعداً تو سنن میگم
انشاالله. خود واژه سنت و شرایط سنت
اینجوری نیست که شما هر جوری موفق میشی.
شما مگه میتونی رهبر رو بزنی عقب
و بعد چشم چرانی بکنی به مال دنیا
بعدشم نتیجه هم بگیری؟ خب نه، اینجوری نیست.
خلاصه- بله. این تو می میری از این تو می میرم نیست.
یه شرطی هم داره دیگه. تو فیزیک هم همه قواعدش شرط داره.
خب؟ ولی یه پایداری خوبی هم داره اهود
و اون پایداری حمرا الاسد.
وقتی که خلاصه اینا زخم خوردن،
پیغمبر پیجریهای خودش رو
جدا میکنه. میگن آقا اینا اومدن تته مه شما رو درآرن.
اون زخم، میگه آقا هرکی هم زخم نخورده برو عقب.
من با شما نمیجنگم. دلیلش هم این بوده
که کسی که زخم نخورده بوده معلومه- فرار کرده.
فرار کرده. خب؟
میگه آقا این آدما به درد جنگ نمیخورن.
جنگهای حساس نمیخورن. یه پیمانی میبندن
با پیغمبر میشه جنگ حمرا الاسد.
یه روز بعد از اهوده. اینجاست که میگه الذین استجابوا لله والرسول من بعد ما اصابهم القرح.
کسایی که بعد از زخم وایسادن باز دوباره پای پیغمبر.
اینا کیان؟ کسایین که الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم
فاخشوهم فزادهم ایمانا.
یه عده برمیگردن به اینا تو خود مدینه
به اینا میگن که آقا بترسید دیگه بابا!
بیریال. عقل هم چیز خوبیه.
عقل هم چیز خوبیه. هی اینا رو میترسانند از مبارزه.
اینا اتفاقا ایمانشون زیاد میشه.
و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل.
اتفاقا اینا میگن که خدا بس- جالبه آقا- عجیبه اصلاً عجیبه که
گاهی اوقات مؤمن به یه مرتبهای
از ایمان میرسه که شما هرچی بیشتر بخوای بترسونیش اون ایمانش بیشتر میشه اصلاً- اتفاقا تو احزاب همین شد دیگه.
بله. تو احزاب وقتی که اینا گفتن
که آقا- ما وعدنا مو و رسولنا
غرورا ما وعدنا مو و رسولنا غرورا. اینور میگه ولما رأى المؤمنون الأحزاب
قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله وصدق الله و رسوله أما
زادهم إلا إيمانا وتسليما.
اتفاقاً گفت آقا ما دنبال همین بودیم.
بله. پیغمبرم همین وعده رو داده بود که
ما میرسیم به نقاط حاد.
این همون ایمان ابوذریعه. ایمان ابوذریعه یادتونه؟
اینا ایمان و تسلیمشون اضافه شد.
اینجا قرآن میگه فن ก ลั บ وا بنعمت من الله وفضل لم يمسسهم سوء.
اتفاقا برگشتن بدون هیچ
مشکلی برگشتن. اینجا پردهبرداری میکنه از یه جریان.
میگه انما ذلک الشيطان يخوف احزابه
فلا تخافوهم وخافون ان کنتم مؤمنین.
میگه میدونین کیا این حرفو میزنن؟
شیطان این حرفو میزنه که بترس.
منتها شیطان ترس رو چجوری
حقه میکنه؟ در قالب عقلانیت.
اوهوم. میگه آقا اومدن دیگه این لشکر به این بزرگی آمده.
میگه انما ذلک الشيطان يخوف.
میگه از اونا نترس از من بترس.
یعنی محدوده منو رعایت بکن و مراعات بکن.
فلا تخافوهم وخافون ان کنتم مؤمنین.
یعنی اینجا میگه که
اون ترس رو داره تحت عنوان
عقلانیت جا میزنه و به بدنه
حتی مسئولین نظام
نفوذ میکنه. نفوذ
تو سطوح پایین فقط نیست. نفوذ در عالیترین سطوح نفوذ انجام میشه
و همین نظام کارشناسی.
اوهوم. خب؟ اسمش میشه نظام کارشناسی.
بعد از خروجی نظام کارشناسی چی میشه تهش؟
اینی که هی داره ترس رو تئوریزه میکنه و مبارزه نکردن رو
داره تئوریزه میکنه. اینجاست که ما یه قهرمانانه وارد،
چی میشیم؟ وارد نظام
مذاکره میشیم من بعد ان انفرکم علیهم.
لذا ما هیچ تو طول، چیز هیچ مذاکره این مدلی
که قرآن روش سهه میذاره نداشتیم الا اون مذاکرات صلح هدیبیه است
که در صلح هدیبیه میام
پشت دیوارهای نیویورک بعد از من بعد ان انفرکم علیهم به بطن مکه،
اونجا شروع میکنه یه همچین مذاکراتی رو
به عنوان فتح المبین ازش یاد میکنه که حالا اونو
سر جای خودش بهش اشاره خواهیم کرد.
این کلیت شاید،
اه، قرآنی بحث
عزت، حکمت، مصلحت رو- اوهوم.
...میشه در این قالب جمعبندی
کردش که این آیات میتونه اشاره
بهش داشته باشه. حالا اگه انشاالله بحثمون رفت راجع به خود سنت- بله.
...اصلاً سنن یعنی چی؟ بله، بله.
و سنن الهی در این زمینه- بله این انشاالله باید راجع بهش
صحبت کنیم. عه، چون به ماجرای
صلح امام حسن علیه السلام اشاره کردید و حالا شبیهه به اون هم مسئله حکمیت- بله.
...در واقع باز تو همون سیاق بوده.
بله، بله. اونجا هم در واقع میشه گفت
امام جامعه یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسن باز بر طبق یک مصلحتی پذیرفتن- بله، بله.
...هرچند نظر ایدهشون نبوده.
بله. اونجا هم- بله همینجوره.
یعنی ببینید اینی که
مصلحت اقتضا میکنه
که شما برای اینکه اصل کیان
مسلمین بماند از یه سری چیزهایی اصلاً عدول بکنید- بله، بله.
...و صرفنظر بکنید. گاهی اوقات
بود امیرالمؤمنین تو نهجالبلاغه این طرف اون طرف بیانات امیرالمؤمنین هست
که میگن که آقا اگه من میخواستم رو این چیزا پافشاری بکنم که
خلاصه چیزی دیگه از دین باقی نمیموند- بله.
و اِاِاِ
همین مقدار یارهایی که
داشتیم هم که همینم متفرق شده بود.
بله. لا تفرق عندي عسكري.
اوهمم. خب؟ اصلاً بله. یعنی لشکر میپاشه دیگه.
ولی اینی که ما خودمون رو الان در موقعیت حکیمیت میدونیم این بده.
این بده، اصلاً اینجوری نیست.
این نیست. ما این مردم رو داریم،
این شرایطو داریم، این مسئولین رو گاهی اوقات داریم.
بله. خب چرا یه چیزی که نیست
داریم هی تحمیل میکنیم که هست؟
خب؟ ما در موقعیت حکیمیت نیستیم،
در موقعیت صلح امام مجتبی نیستیم، در این موقعیتو نیستیم.
مصلحت جامعه مسلمین رو اقتضا بکنه
ازش ممکنه به هر جهت یه شرایط بحرانی رو بتونن
مدیریت بکنن، بعداً کار رو
بسپرن، بعداً
زیرزمینی حرکتهای
خاص بکنن. اهل بیت این کارا رو کردن.
یه دولت سایهای درست کردن- اوهوم ...یه سازمان وکالتی درست کردن که بتونن--
بله امیرالمؤمنین میگن لنا حق.
ما یه حقی داریم، حق حاکمیته.
خدا هم داده اینم. قل اعطيناه.
اگه دادید که دادین. ولا ركبنا اعجاز الابل وان طالت سرا.
ولی این شتر رو ما دو تک سوار میشیم اگر
به ما ندادید. خب؟
یعنی صرف نظر نکردن که ما مثلاً مسئله حکیمیت یا صلح امام مجتبی رو
گاهی اوقات اینجوری بررسی میکنیم که
این دنیای دون مال خودتون، منم میرم نمازمو میخونم مثلاً.
اینجوری نیست. این شتر خلافتو دو تک سوار میشیم
و لا اینکه شب روی طول بکشه بالاخره ما یه موقعی سوار میشیم.
خب؟ یعنی یه موقع خودمون میشیم راننده.
اوهوم. یعنی ماشین رو در بس
بدیم دست شما اینج-- نیست.
ممکنه شما رانندش بشی ولی من یه تک
سوار میشم. این، این گوشه منم هستم
و لذا تمام کارهایی که تو سازمان وکالت و اینا دارن انجام میدن- بله ...همین کاره.
بله، بله. که میبینید
ائمهای که ما میگیم که اینا ائمه مظلومین،
ائمه آخرین رو ما میگیم ائمه-- کلاً خب ائمه مظلومن.
ولی اتفاقاً امام هفتم، امام نهم، دهم،
یازدهم اینایی که همش تو زندانن،
اینا اتفاقاً علامت
پیروزیشونه. انقدر
بستیت پیدا کرده بودن و سازمان وکالتشون پخش شده بوده تو همه
اقصی عالم که مجبور بودن اینا رو اینجوری محافظت بکنن.
ما اینا رو میگیم ائمه مظلوم.
بله مظلوماند. ولی بدونید مظلوم مقتدرند.
مقتدرند. خب؟ یعنی کل
عالم پخشند. لذا ما ممکنه مصلحتی بوده حکیمیت رو پذیرفتن و تحت،
ولی بدونیم اون موقعم که اونو پذیرفتن امام المسلمین زده بالای منبر تو گوش خودشا ها.
حواسمون باشه. الان حضرت آقا در این موقعیته- اصلاً حضرت
آقا فرمودن چند سال پیش البته فرموده بودن که بعضی از مسئولان اون موقع گفته بودن ما در موقعیت شب ابی طالبیم.
اصلاً ما- که گفته اند ما در مواقع بدر و خیبریم.
بله اصلاً ما چه ربطی داریم به شب ابی طالب؟
هر تحریمی که شب ابی طالب نیست که.
هر جریان صلح که حکیمیت نیست که.
نیست بله. بابا آقا الان
بلندگو رو دستشون میگیرن میگن بیست و دو بهمن فلان ملت میریزن بیست و دو بهمن
هنگامه میکنن. خب؟
امیرالمؤمنین بالای منبر میزده تو گوش خودش.
اصلاً. خب؟ بله امیرالمؤمنین اون چیزی که
در حد که خلاصه فزر بیде یلا لحیهاش شریفه فعطال البکا.
های های بالا منبر گریه میکرد دسته
این ملت خودشو، مسئولین و خودشو اینا.
که تو نهج البلاغه پره. بله خب چه ربطی داره این موقعیت به اون موقعیت؟
خب؟ این موقعیت سازیهای الکی باید بدونیم.
ما در این موقعیت نیستیم، در موقعیت برتریم.
منتها به شرط اینکه من با این
آیه فکر میکنم قرین بکنم آیهای که آقا چند بار تا حالا خوندن،
آیه زن هاره. میگن ولا تکونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوت انکاثها.
اوهوم. خب؟ یه زن احمقی بوده
خودشو دار دستهش، خب یه سری کنیزم داشته از
صبح تا ظهر دستور میداده این رشتهها رو به همدیگه
میتنیدند و میبافتند و رشته میکردند.
بعد از ظهرش میگفتن اینا رو وا کنید.
آقا اینو میگن، میگن نکن
مثل اون زن احمق بشید که شد ضرب المثل عرب.
که میگن زن احمقا در حقیقت بهش.
که هی ببافید، ببافید، بتابید فلان اینا درستش بکنید
بعد باز ظهر هی وا کنید خرابش کنید.
ما در معرض این هستیم.
اوهوم. باید مراقب اون جریان نفاقه بود.
نفاقه بود که ما یهو با-- باز نکنیم الکی همه آن چیزی که رشته بودیم پنبه بکنیم باز دوباره.
بسیار عالی. این اون تذکر
از یه- تشکر. بسیار عالی.
خیلی بحث قرآنی خوبی بود.
در حوزه سیاست خارجی
سه اصل عزت، حکمت، مصلحت تبیین شد
و در زیلش هم فرمایشات رهبر انقلاب و هم آیات قرآن تفصیلًا بررسی شد.
تشکر میکنم از شما آقای قاسمیان.
امیدوارم شما بینندگان محترم هم بهره برده باشید از بحث امشب.
تا برنامهای دیگه شما رو به خدای بزرگ میسپاریم. خدانگهدار.
جلسه قبل
جلسه بعد