سلام عرض میکنم خدمت شما مردم عزیز.
خیلی خوشحالم که توفیق دارم باز هم در برنامه سوره در شبهای ماه مو-محرم در خدمت شما باشم و انشاالله قصد داریم که در برنامه سوره در شبهای ماه محرم راجع به موضوع جنگ و جهاد در قرآن و سیره پیغمبر اکرم صلوات الله عليه و سیره امامان معصوم علیهم السلام صحبت بکنیم و این در واقع اِاِاِ جمله رهبر شهید انقلاب که آخرین جملات ایشون بود در آخرین سخنرانیهای ایشون که فرمودند مثلی لایبی و مثل یزید، این جمله رو در واقع یک تبیین قرآنی ازش داشته باشیم و ما در شبهای ماه محرم در خدمت جناب حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا قاسمیان هستیم و از بیانات ایشون استفاده خواهیم کرد و انشاالله تا پایان اِمِم دههی ماه محرم ما رو همراهی بکنید و انشاالله یک بستهی بسیار خوب از مسئله جنگ و جهاد در قرآن و البته اشاراتی به نهج البلاغه و سیره پیغمبر، یه بستهی خیلی خوب انشاالله تقدیم شما خواهد شد در این ده شب.
سلام عرض میکنم آقای قاسمیان عزیز خیلی.
خانم عزیزمون و عزاداران حسینی همونجوری که فرمودید موضوع جنگ و جه و جهاد یکی از کلان موضوعهای قرآنه که اگه کسی به این موضوع نپردازه تقریباً میشه گفتش که مسئله قرآن رو متوجه نمیشه.
به خصوص آیات مدنی رو.
یعنی نمیفهمه چه خبر شد که بالاخره قرآن مجبوره به تک آیه های اخلاقی که حتی از محل خودش جدا شده بسنده بکنم و اینجوری ببینه.
اگه این مسئله رو درست پاسشناسی نکنه امیدواریم که بتونیم خدا توفیق بده تا حد مقدور تو این شبها در خدمت شما باشیم.
انشاالله.
اِاِاِ ما به نظرم برای مقدمه اِاِ لازم هست که اساساً به این سؤال جواب بدیم که دیدگاه قرآن راجع به جنگ اصلاً چیه؟
آیا آن چیزی که بعضیها تصویر میکنند اِمِم که قرآن و سیره اهل بیت و دین کلاً اِمم جنگطلبانه در واقع رفتار میکنه یا نه معقول رفتار میکنه؟
یعنی یه جاهایی جنگه، یه جاهایی صلحه، یه جاهایی مقاومته، قتال نیست، جهاده.
اِاِاِ به نظرم اول راجع به این صحبت بکنیم و در زیر این موضوع به نظرم خیلی از هم شبهات پاسخ داده میشه به مسائل متنوعی و بعد انشاالله وارد اِاِ جنگهای در واقع صدر اسلام بشیم و یکی یکی جنگهای اصلی رو البته نه حالا فرعیها رو خیلی شاید نه فرصت نشه به پردازیم، ولی جنگهای اصلی پیغمبر رو اِاِ در واقع شروع کنیم به بحث کردن و از آیات قرآن بگیم و و در ذیلش موضوعات متنوعی که در واقع مسئله جهاد داره رو بپردازیم انشاالله.
من در ضمن بسم الله الرحمن الرحیم عرض بکنم سؤال خیلی خوبیه.
متأسفانه ما خیلی جاهای دنیا هم که میریم اینقدر تبلیغات منفی کردن همون کسایی که خودشون جنگطلباند و جنگ راهاندازهای عالماند کلاً ما رو متهم میکنند به جنگطلبی.
در صورتی که نه ما جنگطلب نیستیم ولی جنگگریز هم نیستیم.
تو هر جهت همون فرمایشی که گفتید خیلی عاقلانه تو صحنه ایم و داریم عمل انجام میدیم.
اگه بخوایم این حرفا رو مستندش رو ببینیم توی قرآن، چونکه من همینجوری توضیح بدم خب میگن که حالا توضیحات آقای فلانیه داره یه توضیحاتی میدهاست خودش.
من اینا رو مستند میکنم سعی میکنم از رو به عزیزان نشون بدم اگر مخ-- نگاه بکنن با همدیگه میتونیم یک بحث خیلی خوب رو جلو ببریم.
انشاالله.
انشاالله.
صفحه پونصد و پنجاه قرآن، این آیه هشتاد و نه سوره مبارکه ممتحنه تولید یک قاعده است در قرآن.
قاعده این است بسم الله الرحمن الرحیم.
حالا قبلش اتفاقاً بحثهای جنگ و اظهار برائت و برائت ابراهیمی و اینا تو سوره ممتحنه هست و خیلی جالبه که میگه بجنگ تا به صلح برسی.
خیلی جالبه.
صلح پایدار.
صلح پایدار.
نه که صلحی که هی سایه جنگ دوباره- سایه جنگ، نه میگه انقدر بجنگ وقتی بجنگی و اعلان برائت بکنی نسبت به اون طاغوتی که او با تو داره میجنگه، همین آیه هفتش رو نگاه کنید.
داره عس الله ان یجعل بینکم و بین الذین عادیتم منهم مودة والله قدیر.
انقدر اعلان برائت بکن، موضعتو مشخص کن، تیز کن، سفت کن، به طرف درس عبرت بده، ابراهیمی عمل بکن، بت شکنی کن، با طاغوت مبارزه کن تا بین شماها رفاقت بشه.
یعنی خدا میتونه اینجا رفاقت تولید کنه.
چرا؟
ببینید یه موقع هست که جسارتاً من میخوام حق شما رو بخورم.
شما میخوای حق منو بخوری.
همش با هم گل آویزیم.
یه موقع مثلاً من میخوام حق شما رو بخورم چون با جواب محکم از جانب شما مواجه میشم.
دیگه مرزها روشن میشه با همدیگه میتونیم رفاقت کنیم.
دو تا برادر با همدیگه رفاقت میکنن، حق همدیگه رو نمیخورن.
خب؟
اینجاست که این حرفی که میزنه قاعدهش رو میگه.
میگه ببینید لا ینهاکم الله ان الذين لم یقاتلوکم في الدين ولم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا اليهم.
میگه خدا نهی نمیکنه از کسایی که با شما در امر دینتون نمیخوان بجنگن، با شما کاری نداره، با ایران شما کاری نداره، با استقلال شما کاری نداره.
به رسمیت میشناسه.
به رسمیت.
و لم یخرجوکم من دیارکم شما را از دیار خودتون اخراج نمیکنه.
مثل این رژیم منحوس اسرائیل نیست که صهیونیستها نیستن که خب داره طرفو اخراج میکنه از سرزمین خوده.
میگه اگه این کارا رو نمیکنه، خدا نهی نمیکنه عن تبرّهم حتی نیکی بکنید به اینا.
آقا یه کشوریه با شما کاری نداره دچار حتی یه زلزله و سیلی هم شده، شما حتی کافره ما چیکار داریم به اینکه کافره یا مومنه؟
بودایین اصلاً.
شما کاری با این-- شما باهاتون کاری ندارن، شما با اونا کاری ندارید.
در این صورت بهشون کمک بکنید و تَقْسِطُوا عَلَيْهِمْ یعنی قسط و عدل رو نسبت به اونا داشته باشید.
اصلاً خدا دوست داره اَنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ.
میگه این قاعدش.
و اما إنما ينهاكم الله عن الذين قاتلوكم في الدين وأخرجوكم من دياركم وظاهروا على إخراجكم أن تولّوهم.
میگه اونی که خدا نهی میکنه این است که کسی با شما داره در مورد دینتون میجنگه، یک.
دو داره اخراجتون میکنه.
یعنی داره میگه آقا خوش اومدید از سرزمینت برو بیرون.
وظاهروا على إخراجکم.
ببینید گاهی اوقات طرف با شما نمیجنگه ولی داره پشتیبانی میکنه کسایی رو که دارن با شما میجنگن.
شما تو همین جنگهای اخیرمون کشورهایی بودن با ما نمیجنگیدن.
ولی داره پایگاه میده، مظاهره میکنه اصطلاحاً.
داره پشتیبانی میکنه.
اینجا اینجوری نیست که بگیم آقا این که با ما نمیجنگه- چون دیگه هم تو قرآن داریم من خلفهم- بله.
فشرت بهم من خلفهم.
یه دست پشت صحنه است داره کمک میده.
خب؟
اینجوری نیست که ما که جسارتا حالو نیستیم که بگیم یه نفر پایگاه در اختیار میذاره، پول در اختیار میذاره، دقیقاً امکانات در اختیار میذاره، همه اینا رو در اختیار میذاره ولی خودش با ما نمیجنگه.
پس ما باهات نمیجنگیم باهات کاری نداریم.
نخیر، همه عقلای عالم میدونن که اگه همسایه من خود واحدهای خودشو بده به- دشمن ...دشمن من [خنده] من باید مقابله کنم نذارم این اتفاق.
این تو همه جای عالم هست.
اصلاً چرا الان روسیه نسبت به قضیه اوکراین یه همچین چیزی گرفته؟
بله.
میگه آقا تو میخوای بشی ناتو، میخوای بشی دشمن، آقا من اجازه نمیدم تو بیخ گوش من باشی.
این میشه چی؟
میشه ظاهروا علی اخراجکم.
کاملاً مطلب واضحه.
تو داری پشتیبانی میکنی، پشتیبانی نظامی میکنی، پشتیبانی جا میدی، پول میدی، فلان میدی، خب داری این کارو میکنی.
اینم چیه؟
اینو خدا گفته سر این دیگه نهی کرده.
اینجا جای دوستی نیست و مودت نیست.
شما ببینید هر چیزی جاش جا داره.
شما الان در همین زیارت عاشورا اینا چی میخونید؟
پر از لعنه.
لعنه و سلامه.
بالاخره شما یه عدهای اصلاً ملعونن تو اینجا.
خود قرآن میبینید تو همون سوره احزاب ملعونین ایما ثقفو اخذوا و اقتلوه تقتilo.
ما که همه جا رحم نداره که آدم.
اصلاً این رحم، رحم بدیه.
اِمم یعنی این رحم نیست اصلاً.
اینجور انفعال نفسانی رو بعضیا اسمشو میذارن محبت.
ضعف نفس رو بعضیا اسمشو میذارن محبت.
اگه بیان با ما بجنگن شما نجنگی بعد شما رو به همه چی بگیره و داغونت بکنه، اینو نام اسمش محبت.
کدوم عاقلی، کجای طبیعتی همچین کاری در حقیقت بوده؟
میگه و من يتولهم اگه کسی این کارو بکنه فأولئک هم الظالمون.
اِمم این ظالمه.
یعنی اگه بخواد چنین محبتی، چنین مودتی، چنین ولایتی هزینه بکنه اینجا، این نیست.
لذا این قاعدشه.
قاعدش اینه که ما با کسی سر جنگ نداریم.
به قول امیرالمؤمنین به امام مجتبی فرمایاند که لا تدعواً إلا مبارزة.
به مبارزه کسی رو دعوت نکن.
ولی و إن دعیت إليها فاعجب.
اوهوم اگه دعوت شدی خب جواب بده دیگه.
یعنی اینجوری که من بازم پرهیز میکنم از جنگ و اینا هرچی بیاد سر من هوار بکشه و قد دارکشه بکنه من بازم باهاش کاری ندارم.
این ان-- اولا اینجا ااا اول اون قسمت مثبت و ایجابیشو میگه- بله ...که میگه لا ينهاکم الله رابطه داشته باشین.
رابطه داشته باش با همه.
بعد قسمت جنگشو میگه.
بله این ترتیب فکر کنم ترتیب معناداره.
بعدم میگه انما، انما خودش یه نوع- حصر ...حصره دیگه.
یعنی نشون میده که گویید- ما فقط با اینا کار داریم آره یعنی که زیاد هم ممکنه نباشن [خنده] ما اینو ما طواغیت عالمن ها- اصلاً.
خورد خورد می...
طاغوت عالمه نمیذاره شما مستقل باشی.
تو اگه مستقل باشی نفتت مال خودته، مستقل باشی انرژیهات مال خودته، مستقل باشی ایدههای زندگیت مال خودته.
ولی فراعنه عالم اینو نمیخوان.
میگه انا ربکم الاعلى.
من اون پوش بالام.
شما میخوای خودت باش، باشه تو پازل من باش خودت باش.
اِمم.
ببین- نظم من تعریف شو نظم من تعریف شو ولی خودت باش.
این میشه انا ربکم الاعلى.
من اون بالایی منم.
حالا تو این خرده ریزه هاش هر کاری.
لذا اسناد بالا دستیش هم من میدم بهت.
بله علم بالا دستیش هم من میدم.
تمام اسناد حوزه سلامت، اقتصاد همه اینا رو من میدم.
تو این پایین حالا هر کاری میخوای بکنی بکن.
اصلاً بشین انقدر قرآن بخون دینت در بیاد خلاصه.
این پایینو هر کاری خواستی بکن.
اقتصاد منو به هم نریز.
اوهوم خب? علوم اجتماعی منو به هم نریز.
سلامتی که من تعیین کردم اونجا به عنوان سند بالا دستی، اونو به هم نزن.
اصلاً خب؟
اونو به هم نزن.
تعریف سلامت و من انجام میدم.
سلامت چیه؟
برای همینه که میگه قاتلکم في الدين.
في الدين.
یعنی مشکلی که پیدا میکنه مشکل دینی پیدا میکنه.
آره.
مشکل روشی.
دین میدونید که یکی از معنیش اصلاً یعنی روش.
اِممم.
مشکل روشی پیدا میکنه با تو که میگه آقا تو بیا تو پازل من بگونج.
اگه نگنجی باهات میجنگم که بیای تو پازل من.
خب هیچ انسان غیوری قبول نمیکنه.
آقا من دلم میخواد علمم اینجوری باشه.
اصلاً به شما چه ربطی داره؟
میخوام سلامت رو در کشور خودم اینجوری تعریف کنم.
به سلامت معنوی مثلاً بها میدم.
آقا مثلاً یه سری ارتباطات خلاف اخلاق رو برا من خلاف اخلاقه.
خب؟
این ارتباط رو من قبول نمیکنم.
پرچم رنگینکمانی قبول نمیکنم.
قبول نمیکنم.
حالا این میگه نه، اگه قبول نمیکنی پس حقوق بشر نداری.
اگه اینو نکنی اونو نداری.
بعد باید از اینا محروم بشی.
بعد اینو وصل میکنه به جهان جهانی.
باید پرچم فلان رو...
میبینید؟
نه داره واقعاً طرف با شما میجنگه.
میجنگه حالا عرض میکنم جهاد داره میکنه در اول.
البته این جهادش تبدیل میشه به قتال.
قتال.
بعد به عنوان نکته هم تاریخ هم به ما همینو نشون داده.
وگرنه ما برای دینداری احتیاج به جنگ نداریم.
اِممم.
شما این آیهی مهمه.
صفحه پونصد و چهل و یک، آیه بسیار مهمه.
این توی قانون اساسی ما اومده این آیه.
اِممم.
این آیه جزو چهار پنج تا آیهایه که تو متن قانون اساسی ما اومده.
یعنی خیلی قانونگذار اهتمام کرده به قانون.
میگه بسم الله سوره مبارکه حدید آیه بیست و پنج.
لقد ارسلنا رسلنا بالبينات وانزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط.
ما رسل رو فرستادیم با بینات فرستادیم.
دلایل روشن دارن، کتاب دارن، شاخص دارن.
یعنی برای اینکه الکی هم نیست که آقا ما خوبیم.
نه شاخص داره از این شاخصها نباید عبور بکنی اینها.
شاخص داره، کتاب داره، هرچی که لازم باشه برای احقاق حق داره.
تمام؟
تا چه بشود؟
ليقوم الناس بالقسط.
نه تا اقامه قسط.
تا اینی که مردم قسط را به پا دارند.
اِممم.
بعضیها فکر میکنند این کارا برای اقامه قسطه.
نه خیر.
مردم باید قسط رو به پا دارند.
یعنی تا اینکه مردم قسط را به پا دارند.
تا اینجا تموم شد، تموم شد.
اصلاً آیه تموم میشه.
حالا میگه وانزلنا الحديد.
تا اقامه قسط ما اصلاً احتیاج به آهن نداریم.
از کجا آهن شروع میشه؟
از اونجایی شروع میشه که طرف مقابل قبول نمیکنه.
اِممم.
یه طرفی وجود داره که نه سر پیازه نه ته پیازه.
قبول نمیکنه چون که داری بساط او رو داری به هم میزنی.
با استقلال خودت، با اقامه قسط خودت- احسن.
داری بساط اونو الان داری به هم میزنی.
این میاد وارد صحنه میشه میگه من نمیذارم.
اینجا میگه وانزلنا الحديد.
آهن نازل شد.
ما آهن رو نازل کردیم.
اولین خاصیتش مرمیه گلوله است، دومیش قابلمه است.
[خنده] خب؟
میگه فيه بعث شدید ومنافع للناس.
این آهنه اولش میشه شمشیر و مرمی گلوله و دقیقاً موشک فلان و اینا.
دومین خاصیتش هم اینه که بالاخره قابلمه و اینا هم باهاش میشه ساخت.
قاشق چنگال.
خب؟
اون تازه حدید میاد که چه بشود؟
وليعلم الله من ينصره ورسله بالغيب.
تا اینکه ببینن، خدا ببیند که کیا وایسادن نصرت رسل بکنن.
معلومه نصرت رسل در مقام واقع احتیاج به حدید داره.
اِممم.
خب؟
با اینکه اقامه قسط احتیاج به حدید نداشت.
احتیاج به آهن نداشت، احتیاج به جنگ نداشت.
ولی واقعیت قضیه میاد رو کف میدون قرار میگیره.
همه رسل اومدن بگن بگن چیه؟
ان اعبد الله واجتنب الطاغوت.
بگن اجتناب از طاغوت.
اومدن اینو بگن.
خب طاغوت مگه میذاره؟
نمیذاره.
او درگیر میشه.
آهن میاد وسط، شمشیر میاد وسط.
اینجاست که آقای فیروزیانی عزیز، اینجاست که صدق آدما تو ایمان معلوم میشه.
تازه.
تا اینکه خدا بداند چه-- این خیلی مضمون آیاته.
بله.
تا اینکه خدا بداند اومدی وسط میدون یا نیومدی.
تا گوهرها روشن بشه.
تا صدق مسیرها روشن بشه.
من همینجا چون مطلب مربوط به جریان امام حسینه، یه داستانی میگم و داستان، داستان عجیب و مهمیه.
اِممم.
شما در کتب تاریخی ما این هست که بالاخره یه سپاه یزیدی از این طرفه، یه سپاه ابی عبدالله هم هست این طرف دارن با هم یه میجنگن.
یک عدهای در یک ناحیه دورتری وایسادن روی تپه.
خب؟
این تپه بعداً تو تاریخ معروف شد به تپه ندبه.
در روز عاشورا، روز عاشورا، دقیقاً روز عاشورا.
تپه ندبه یعنی تپه ناله و زاری.
یه عدهای وایستاده بودن اونجا بر مصائب ابی عبدالله گریه میکردن و لایو میگرفتن از این صحنه.
آقا این که چه صدقیه این؟
اگه تو ناراحتی، اگه مومنی بلند شو بیا وسط.
تو اگه ناراحتی و میدونی حق ابی عبدالله، حق است ابی عبدالله و حق داره اینجا ملکوک میشه بلند شو بیا چه لایو میگیری این وسط؟
چه گریه میکنی اونجا؟
اصلاً ببینید اونجاهایی که میان وسط صحنه و جهاد میکنند در کنار رسل قرار میگیرن- به تعبیر که حالا بعداً قاعدتاً میرسیم و که ای من نبین قاتل معهور بیون کسیر.
یه عده باید بجنگن کنار انبیا.
وگرنه پروژه انبیا اصلاً نمیشینه رو زمین.
نه اینکه پروژه انبیا احتیاج به حدید و آهن و قتال داره، طرف مقابل نمیذاره در مواقعشون میشه تهاجم میشه تظاهُم باید بیای وسط.
اینجاست که قرآن در سوره حجرات این علامت صدق ایمانو میدونه.
میگه انما المؤمنون انما حرف حصر.
انما المؤمنون، مؤمنون کیان؟
الذین آمنوا بالله و رسوله ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا.
کسایی که ایمان آوردن به خدا و رسول و شکم نمیکنه دیگه.
صفحه پونصد و هفده قرآن.
شکم نمیکنه چون خیلی آدما میان یه کارایی میکنن شک میکنن رفته رفته وسطش.
خب علامتش میگه جاهدوا فی سبيل الله به اموالهم و انفسهم و جاهدوا به اموالهم و انفسهم فی سبيل الله.
جهاد میکنه با مال جهاد میکنه با جان فی سبيل الله.
خدا میگه اولئک هم الصادقون.
میدونید که هم به عنوان ضمیر فاعس علامت حصره.
حصر بله.
یعنی میگه صادق مخ از اینه.
این صدق ایمانه که طرف وایساده میفته وسط میدان هزینه دینداری و هزینه ایمانداری میده.
لذا اگر من بخوام یه خلاصهای بگم حالا باز آیات زیادی رو با همدیگه نگاه بکنیم با همدیگه.
جنگ طلب خودتونید.
خود همونایی که کلاً جنگا رو تو عالم اینا دارن راه میندازن.
بعد جالبه که- مَا هُم بِدَعُوكُم أَوَّلًا بَدَعُوكُم أَوَّلًا.
تو اصلاً داری جنگ راه میندازی.
حالا این بِدَعُوكُم أَوَّلَ مَرَّة گفتید زیارن- انفال اونم سوره- انفال توبه است ها؟
توبه بله توبه توبه دوازده سیزده توبه است.
بله.
احتمالا.
[مکث] ما نگاه کنید اینا- آیه سیزده سوره توبه است.
بله.
صد و هشتاد و هشت.
بله صد و هشتاد و هشت.
ببینید اینا دیگه آیات سه ستاره بدون تفسیر نمیدونم عجیب غریب.
لخت دادن به نه شما دارید یه جوری میبینید.
محکمات محکماته دیگه.
دیگه اینا رو کسی اگه بخواد اینارم قبول نکنه.
میگه و ان نکثوا أيمانهم من بعد عهدهم.
کسایی که بعد از عهد نقض عهد میکنند و این کارو مرتب دارن انجام میدن.
خب؟
و طعنوا فی دینکم و حتی آن مسخرهتم میکنند.
یعنی کار رسانهایش هم انجام میده، کار فیزیکیشم انجام میده.
بعد همین میگه چرا با اینا نمیجنگید؟
این که با شما میجنگه چرا نمیجنگید؟
فقاتلوا أئمة الكفر.
برید سراغ امامان کفر.
امام کفر حواست باشه اصل داستانو اینا شروع میکنند.
با امام جن-کفر مقاتله کن.
دیگه این دیگه از این واضحتر.
بعدشم میگه- هی آمریکا رو برجسته میکرد چون امام کفر- امام کفر.
با این مبارزه کن.
بعد نمیگه چون ایمان نداره.
میگه نام لا أيمان لهم.
میگه چون أيمان نداره.
قرارداد حالیش نیست.
یعنی قرارداد نمیبنده مگه اینکه نقض بکنه.
میگه خب بجنگ با این.
لعلهم ينتهون.
این خیلی نکته مهمیه.
بازدارندگی.
تا بازدارندگی.
بعدشم یک حالت چیزی هم میگه دیگه.
ألا تقاتلون قوما نکثوا چرا نمیجنگید؟
حالت دلخوری داره.
ألا تقاتلون قوما نکثوا أيمانهم و هموا بإخراج الرسول.
کسایی که نقض عهد دارن میکنن.
اینا هم اخراج رسول کردن و هم بِدَعُوكُم أَوَّلًا اینا شروع کردن.
خب؟
و هم بِدَعُوكُم أَوَّلَ مَرَّة.
أَتَخْشَوْنَهُمْ بعد ریشه آوری میکنن.
شما ریشهش رو این نیست که بحث عقلاییه یا نیست و فلان و.
شده میترسی.
ریشه عقلایی میاد- عقلایی داره.
این یکی از بحثهاییه که ما انشاالله سر بحث منافقین از همون جنگ بدر- انشاالله باید انشاالله بکنیم سرش که...
بعد جنگ حق و باطل تابع قواعدیست.
این قواعد، قواعد عادی مادی نیست.
نیست.
و اگر شما با قواعد عادی مادی بری، باید هم بترسی.
اِممم خب؟
باید هم بترسی اینجا.
میگه فالله أحق أن تخشوهم إن كنتم مؤمنین.
اگر مؤمنی از من بترس.
اینجا میشه قواعد خودشو اینا میشه خودش یه بحث زیبای مستقل داره.
ما جنگ طلب نیستیم ولی پرهیز از جنگ نمیکنیم.
اگه [مکث] حقیقت سوره مبارکه بقره آیات مربوط به مبارزه طالوت و جالوت.
آها.
[صدای ورق زدن] ببینید در مبارزه طالوت و جالوت، آیات دویست و پنجاه و یک، صفحه چهل و یک.
حالا این داستان عزیزان عزیزان فری-فریختن دیگه داستان یاد- بله یه دقیقه ایش اینه که بالاخره اومده بودن گفته بودن یه نفری بذار ما بریم بجنگیم.
خب؟
بعدش پیغمبر زمان بهشون گفتش که قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال الا تقاتلوا.
نکنه چیز بشه نجنگید.
یه فرمانده به من بزنن نجنگید.
گفتن اصلاً خب ذموم تو باز گید.
قالوا و مالنا الا نقاتل فی سبيل الله فقط اخرجنا من ديارنا و أبنائنا.
گفتن مگه میشه نجنگیم؟
آقا فرمانده بذار بجنگیم فلان.
گفت مطمئنید میجنگید؟
بله آقا یعنی شما باید بجنگیم.
"فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهُمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ".
ها قتال شد زدن در رفتن "إِلَّا عِدَّةً قَلِيلًا".
خب؟
یعنی جنگ شوخی نداره بالاخره گفتن علامت صدق ایمان.
حالا تا اومدن معترض شدن که حالا چرا طالوت و بالاخره انتخاب شده و اینها و رسیدن به رودی و اون نهر و باید امتحان نهر و پس میدونن تو رو شد.
این مهمه.
کسی که رو به خدا حساب کرده میگه "قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا".
یعنی یک دستش شمشیره یک دستش به دعا به استغاثه بلند.
"إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَثَبُّتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا".
دو تاش با هم.
آره.
هم محکم وایسا هم دستی به استغاثه بلند کن که انشاالله اینو به عنوان یه سر فصلی تو جنگ بعد که- انشاالله.
کاملاً این بحث اومده بود اینجا.
انشاالله عرض خواهیم کرد.
اینا به هر حال سرشون به آسمان بلنده که "رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا" حتی نمیگه خدایا به ما صبر بده.
میگه ما رو زیر آبشار صبر غرق کن.
أفرغ یعنی پایمردی تا این حد.
"وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ" قدمها محکم.
نصرت علی قوم کافرین.
"فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ".
خدا به اذن الله اینا رو هزیمت کرد و شکست داد و "وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ".
این هم خودش یه مهمیه.
نقطه زنی مهمه که شما کجاها رو بزنی.
اون سر رو که میزنی این اتفاق مهم میفته.
"وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِنْ مَا يَشَاءُ" که اینم سر جای خودش.
اینی که داوود رو خدا بهش علم داد به دلیل اینکه جنگید.
حالا بعد خدا یه جمله کلی میگه.
میگه "وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ".
اگر دفاع نبود زمین و فساد برداشته بود.
اوه.
"لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ".
خدا میخواد بگه بهتون لطف کردم این جنگو گذاشتم.
ذو فضل.
ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ.
اگه دفاع نبود که چیزی باقی نمیموند که.
و نکته مهمش هم اینه که بازگشت همه جنگها به دفاعه.
دفاع از چی؟
ببینید این نکته رو عزیزان توجه کنید حرف بسیار کلیدیه.
ببینید ما آیا با همین آدمای عادی همین سطح پایینه فلان اینم با اینا هم میخوایم بجنگیم؟
نه.
میدونیم با کی میخوایم بجنگیم ما.
یه عدهای هستن سر چشمه حیات رو گرفته داره گل آلود میکنه.
اوه.
نمیذاره آب راه بیفته.
این آب بیاد پایین.
آقا این میخواد بخوره، نمیخواد نخوره.
خب؟
بعد میگیم آقا تو برو کنار بذار بیاد آ آب بیاد.
میگه نمیذارم.
ما میریم اون رو دفع میکنیم و اینا با شمشیر جلب نمیکنن، با شمشیر دفع میکنن.
ببینین ما دفاع که میگیم ماهیت کار ما دفاعه، اینه.
هی بعضیا تو تاریخ میگن بله با شمشیر جلب کردن به شم-- با شمشیر اسلام آوردن.
کجا با شمشیر کسا-- اسلام.
این همه شمشیر این شوروی بالا سر این منطقه بود.
بعدش که برداشتن همه باز دو رفتن سراغ کار خودشون.
کجا این اتفاق برای ایران افتاده به جهت تاریخی حرف کاملاً غلطیه.
خب؟
با شمشیر جذب میکنه، جذب که نمیکنه دفع میکنه.
کیو دفع میکنن؟
اون کسی که سر چشمه حیات رو گرفته داره گل آلود میکنه.
من یاد این اِاِاِ جمله امیرالمؤمنین افتادم.
معاویه که آب رو بسته بود در صفین، حضرت به مر-- به سپاهیانش فرمود: "ربوا السيوف فمن الدماء تروا ومن الماء".
اگر از آب میخوای سیراب بشی شمشیرتون رو از خون دشمن سیراب کنید.
اونو بردار بزن کنار.
بذار آب تازه بیاد پایین.
چون اون آب رو داره گل آلود-- ببینید ما الان واقعا با یک دین مشوه [مکث] دربداون برخورد داریم تو کل عالم بخاطر اینکه این داره این کار رو انجام میده.
آقا بذار آب صاف راه بیاد طرف نمیخوره.
ادعا ما داریم که حتما این آب صاف رو میخورن آدما.
چون بر خلاف فطرته که.
ولی اون چیزی که تو داری نشون میدی معلومه آدما نمیخورن.
میگن آقا تو برو کنار.
انبیا حرفشون همین بوده.
گفتن بابا من حرف میزنم تو هم حرف بزن تهش حرف-- آب رو گل آلود نکن.
خب؟
این نکتهی مهمی که حالا تو تحمیقی که تو این آیات هست که فرعون "فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ".
اوهوم.
ببینید شما یه موقع اطاعت رو از استخفاف بخوای دربیاری.
احسن.
خب؟
اینو اجازه نمیدن.
انبیاء الهی ضامن اون فطرت پاک بشره اینو اجازه نمیدن که تو بخوای این کارو بکنی.
خود پیغمبر میگه "ادع إلى الله على بصيرة أنا ومن اتبعني".
هم من هم پیروانم دعوت به بصیرت میکنیم.
یعنی آقا این مطلبه.
میخوای قبول کنو میخوای قبول نکن.
آقا این چیز خوردنیه.
میخوای بخور نه میخوای نخور.
"إِمَّا تَشْكُرَنْ وَإِمَّا تَكْفُرَنْ".
میخوای هر کاری "إِنَّا هَدَيْنَاهُ الصِّرَاطَ الْمُشَرِقَ".
خب؟
ولی اون یکی داره یه کار دیگهای میکنه.
انبیا به این، اینو اجازه نمیدن.
حتی تو جنگهای ابتدایی ماهیتش دفاعه.
اوهوم.
دفاع از چیه؟
دفاع از فطرت بشری، دفاع از حق و حقوق مظلومه.
حالا یه موقعی اگه رسیدیم به در حقیقت بحث سوره نساء اونجا میگه اصلاً اون gerانیگاه سوره نساء احکام زنان نیست اتفاقاً.
بله.
گرانیگاه سوره نساء مربوط به اینه که دفاع از مستضعفین عالمه ماهیتش.
بله.
خب؟
چرا اینو مستضعفین "مِنْ رِجَالٍ وَنِسَاءٍ وَوِلْدَانٍ" چرا به فکر اینا نیستید شما؟
این آیه شبیه آیه سوره حج هم هست.
بله.
ولاولا دفاع.
اونجا میگه ولولا دفاع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع وبيع وصلوات ومساجد يوكر فیها اسم الله كثیرا.
خب که بعدش این آیه ولینصرن الله من ینصره تو همین آیه است که آقا خیلی زیاد- بله، بله.
امام شهید میخوندن این تیکه رو.
اگر دفاع نبود شیرازه مرکز دین وجود نداشت.
این با اون مرکز دینی که، با کدوم مرکز دینی؟
مرکز دینی که قرآن بخونی.
مگه الان فرض کن با یه سری از این کشورای منطقه یه نمازای اختراع کردن کل قرآن توش میخونن.
کسی مگه مشکل داره؟
نه، ولی با مسجدی که محراب داشته باشه، با مسجدی که اهل جنگ باشه، با مسجدی که میخواد دین درست بکنه، شبکه اجتماعی امامت باشه، شبکه اجتماعی نبوت با این مسجد مشکل دارن.
لذا میگن اگه دفاع نبود مرکز دینی باقی نموند فرق نداره نه مسجد باقی میموند لهدمت صوامع وبيع وصلوات ومساجد يوكر.
نه کلیسه میذاشت باشه، نه کلیسا میذاشت باشه، نه مسجد میذاشت باشه.
مرکز دین اگه مرکز اقامه باشه نمیذاره باشه.
یعنی اگه قرار باشه اونجا دینو اقامه کنن که خب نمیشه، نمیشه اون باشه.
نظم اونو به هم بزنه.
نظم اونو بخوای به هم بزنی که نمیشه.
دینی که میگه مثلی لا یواو مثل یزید با این دین- با این دیده دیگه.
یعنی و یعنی اگه میخواستم همینجوری برم واسه خودم نمازمو بخونم فلان.
چون امام حسین هم نظم یزیدی و معاویه رو داشت به هم میزده.
اونو داشت میزد به هم دیگه.
این نکتهست.
حتی ائمه بعدی هم چرا شهید میشن؟
درسته قتال به این معنا ندارن، ولی چرا شهید میشن؟
چون باز دوباره همین کارو دارن میکنن.
برای همین دشمن متوجه میشه که در جبهه دیگری همین اتفاق داره مجددا تکرار میشه.
سازمان و وکالت دارن درست میکنن.
زیرکی دارن حکومتها رو میگیرن، منطقه خودشونو ایجاد میکنن، شبکههای اجتماعی خودشونو تولید میکنن.
این کارو بعضیا فکر کردن مثلاً شبیه یک سری درویش مثلاً ائمه ما در گوشهای گفتن اصلاً دنیا رو سه طلاقه کردیم و میشینیم یه گوشهای برای خودمون تدریسامونو انجام میدیم.
این نبودن.
برای همین دشمن می فهمیده.
عصمت.
میفهمیده و شهید میکرده.
شهید میکردن.
در جرش-- وگرنه مثلی لا یواو مثل یزید برای همه ائمهست.
بله.
بابا مثل من، ائمه مثل همدیگن.
بله.
اینام همینجورین.
اینا هم این چی نمیکنن، مماشات نمیکنن با اینکه بذارین شما حق حقوق بشریت خورده بشه.
چرا؟
چون من میخوام آدم مهربانی باشم مثلاً.
اینا مجموعاً ما رو دعوت میکنه به سمت این نکته که ما [مکث]، حالا فرق جهاد و قتالو عرض میکنیم خدمتتون.
ولی همین قتالش به معنای مصطلح جنگه، جنگ نظامی.
همین به صورت اولیش ما اهل این کارا نیستیم.
اوهوم.
بیاناتو میگیم و حرفامونو میزنیم و اینا.
عصمت.
ولی به صورت طبیعیش رو زمینش طاغوت هم نمیخواد که نظم رب بخوره و فلان اینا میخواد رب الاش حفظ بشه.
برای همین نمیذاره.
حالا که نمیذاره میریم تو درگیری، درگیری شروع میشه اینجا.
[مکث]، ما یه مطلبی علامه طباطبایی در زیر این آیات مربوط به آیه معروف و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة بله، ایشون بیان میکنن که ایشون اونجا بله [مکث]، میفرمایند که این حکم در واقع تجهیز اعدوا لهم ما استطعتم من قوة میفرمایند یه حکم فطری و عقلاییه چرا که مسئله جنگ و جدال و اختلافاتی که منجر به جنگهای خسارتزا میشود، امریست که در جوامع بشری گریزی از آن نبوده و خواه ناخواه پیش میآید.
بله.
تا آنجا که میتواند و به همان مقداری که احتمال میدهد دشمنش مجهز باشد خود را مجهز نماید.
بله.
یعنی بالاخره ما با یه دنیایی مواجهایم که وعدوکم لبعض عدو یعنی این دشمنیها وقتی طبیعتاً وجود داره در ذات این عالم بسفك دماء وقتی- بله، بله.
خدا فرمود.
نمیشه در واقع در همچین دنیایی شما بگی که نه ما یه گوشه میشینیم مثلاً هرچی اونا بگن.
شما اون وقت باید از، از هویتت خارج شی.
خیلی مهمه ها جالب- ای بله.
ببینید یعنی همون حتی یردوکم عن دینکم مگه اینکه این کارو کنی دیگه نخوای جنگ- آره اصلاً همینه میگه که ولا یزالون این قاعدهست.
ولا یزالون یقاتلونکم حتی یردوکم عن دینکم.
عن دینکم.
ستطون.
یعنی همواره با شما میجنگن.
ولا یزالون یعنی همواره.
همواره.
بعدش هم یقاتلونکم یعنی با شما میجنگن دقیقاً تا شما رو ردّه ایجاد بکنند.
ردّه نه اینکه شما مسلمونی بری مسیحی شی.
[مکث]، یعنی از آرمانهات بیای پایین، از آرمانهای انقلابت بیای پایین، از استقلال و آزادیت صرفنظر بکنی.
به تعبیر امام شهید از مسائل ناموسیه.
عصمت.
انقلابت صرفنظر بکنی تا ول کنه.
بله.
اوه!
خب هیچ آدم با شرفی، هیچ مملکت با شرفی یه همچین کاری نمیکنه.
اگه واقعاً این کارو میکنه خب معلومه در شرفش یه اشکال و ایرادی وجود داره.
میگه لن ترضی عنک اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم.
هیچ موقع هم از شما راضی نمیشن تا اینکه کاملاً روش اونا رو پیروی کنی.
یعنی نه مس-- آمریکا، نه اسرائیل از شما راضی نمیشن.
اگه فکر کردی میتونی با یه کارایی اینا رو راضی کنی، یعنی بگی آقا بعدم شما هم باشید ما هم باشیم، شما هستید ما هم هستیم فلان اینا، این اتفاق نمیفته.
حتی تتبع ملتهم تا اینکه رو-- ملت یعنی روش.
حالا برای شما نمیگم.
نه خواهش میکنم.
ملتهم یعنی روشیشون رو پیروی بکنین این فرمایشی که شما گفتی از آیه شصت انfal من اجازه هست به بینندگان این آیه رو نشون بدم؟
خوش آمدید.
چونکه بعدش یه اتفاق خیلی مهمیه بعد این آیه.
وقتی که دشمنی که داره با شما میجنگه، شما طبق فطرت داره أعدوا لهم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخیل که آرم سپاه ما هم یه تیکهش هست.
چه خوش سلیقه و خوش ذوق کسایی که این آرم رو انتخاب کردن.
آقا فراهم کن همه تجهیزات نظامی تو، قوای داخلی تو، درونیتو همه چی که چه اتفاقی بیفته؟
آقا بتر-- نه اینکه این تجهیزات لزوماً بخوره تو سر طرف مقابل.
همین استفاده هم نکنه.
همین استفاده هم نکنی.
طرحون بهی عدو الله و عدو- نفش بازدارندهست.
احسن.
نفس اینه که آقا من فکر کردی اگه فکر کردی من شمشیر ندارم، دارم.
اگه فکر کردی استفاده نمیکنم، میکنم.
یا ممکنه باهاش استفاده نکنما اتفاقا خود نفس حضور این بازداره.
بعد چه اتفاقی؟
طرحون بهی عدو الله و عدو کم و آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله يعلمهم.
یعنی یه کسایی هم پشت درهای بسته هستن، اونا هم میترسن.
یه عده طراحن، یه تو نمیشناسی کیه.
آقا ما این چقدر دشمنامونو میشناسیم؟
کجاها دارن، کدوم اندیشکدهها علیه ما دارن چی طراحی میکنن؟
چه میدونیم.
هر چقدرم سیستمهای اطلاعاتی ما بدونن بازم شاید هزارانشو ندونن.
یه عده پشت سر، پشت درهای بسته دارن توطئهها میکنی، فکر میکنن بریم فلان جا رو میگیریم، فلان جا رو موشک میزنیم، فلان تأسرات رو خراب بکنیم و از این کارا.
میگه اونا هم میترسن.
خب؟
بعد می-- اینی که میگه، میگه و ما تنفق من شیء فی سبيل الله و عفو الیکم و انتم لا تنفقون که این خودش یه بحث مهمیه که بحث انفاقه.
اصل انفاق فی سبيل الله هزینه گذاریه برای جنگه.
حالا این خودش یه بحثیه.
بله.
آیات انفاق تو قرآن کجاهای قرآنه.
بله.
خودش یه بحث فوقالعادهست که شما اگه بخواین هزینه بذاری هزینت، هزینهگذاریها حتی تو مواسات بین المؤمنین برای این است که توطئهها خنثی بشه.
اوهوم.
حالا انشاالله رسیدیم به بحث منافقین تو این بحثا، خدا عمر داد و توفیق داد رسیدیم، اینو خواهیم گفت.
یه جاهایی که گلوگاه نظام اسلامی رو م-- میگیره منافق گلوگاه اقتصاد نظام اسلامی رو میگیره.
خب؟
یعنی گروکشی میکنه و گروگان میگیره اقتصاد رو.
برای اینکه اینا تو اون منویات دینیشون کوتاه بیان.
تو نیتهای انقلابیشون حتی ينفقوا.
بله.
تا اینکه از دور امام و رهبری پراکنده بشن و اتفاقا چون اولی الطاول همه هستن به تعبیر قرآن صاحبان ثروتن، اینا گلوگاههای اقتصادو میگیرن.
خب؟
و اتفاقا همون جا رو فشار میده.
یهو میبینی که مردم دارن همینجوری مواجه میشن با قیمتای سرسامآور.
بهش میگن جنگ میخوای؟
همینه.
جالبه که تو این آیه که فرمودید، آیه همون شصت سوره انfal بعضی از مفسرین این جمله و آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله يعلمهم رو به منافقین هم تفسیر کردن استناد کردن.
بله اونم هست.
بعضیها- یعنی همین میبینن منافقین میبینن که بالاخره نظام اسلامی قوی داره میشه.
بله.
هم اونا.
حالا نگاه کنید وقتی این میشه، این آیه میشه و ان جنحوا للسلم مع-- یعنی نیست طرف ترسیده، حالا اینجوری بالشو باز میکنه.
آها.
و ان جنحوا للسلم میگه آقا من غلط کردم.
[خنده] تا مرز غلط کردن طرفو ببر و ان جنحوا للسلم خدا میگه فاجنح لها و توکل على الله.
اگه واقعا دیدی تو دستاش چیزی نیست.
نه اینکه دست چدنی رو دستکش مخملی.
احسن.
قائم کرده.
اینه واقعا رسیده به نقطه غلط کردن.
احسن.
یعنی چه؟
تازه بعدش میگه و یؤیدون یقتلونک فان انسل کلا.
احسن.
میگه بازم حواست باشه اینا آدمای فریبکاریان.
مواظب باش فریب قضیه رو نخوری.
حالا یه نکته جالبی از تفسیر حضرت آیت الله جوادی بگم، تفسیر تسنیم.
بله.
به جای این آیه و ان جنحوا للسلم فاجنح لها.
ایشون میگن که [نفس عمیق] جنحه فرقش با رغبت اینه.
بله.
میگن جنحه جنح به معنای میل همراه با عمله.
احسن.
بر خلاف رغبت که میل باطنیه.
بله، بله.
و بعد میفرمایند جنحه وقتی با، هم با لام متعدی میشه هم با الا.
اما زمانی که با لام به کار میره جنح للسلم.
السلم.
بیانگر میل حقیقیست.
یعنی گرایش آنان راستین است نه ظاهری.
و تو عمل هم خودش رو داره- تو عمل هم خودشو نشون میده.
یعنی به قول شما اینجوری نیستش که دست چدنی باشه روش دستکش مخملی باشه فریب بخوری زود بپری تو بغلش.
نه اینجا اجازه میدید من یه اشارهای به یک اشتباهی که از یه جملهای فضای سیاسی ما هم پیچید این جمله.
که میگن لا تدفعن صلحا میگن اگه دعوت به صلح شدی قبول کن.
جمله امیرالمؤمنین.
جمله امیرالمؤمنین.
این جمله معروفه به نامه به پنجاه و سه.
پنجاه و سه.
نامه به مال.
ببینید این جمله سر و ته داره.
سر و ته.
هم عقلاییان فر-- میگن لا تدفعن صلحا دعاك إليه عدو وك للہ فیه رطن.
میگن صلحی که دشمن تو رو دعوت کرد به اون و رضایت الهی در آن بود تو چیز نکن، رد نکن.
تو رد نکن پیش خدا.
خب معلومه.
حالا کاملاً درسته.
ما که از سر غیظ و اینکه رگ گردنمون باد کرده و میخوایم بزنیم همه رو شلوپلو کنیم که اینجوری نمیجنگیم که.
اگه طرف واقعاً ول کرد به راه راست هم هدایت شد و ینجنحوا للسلام میگیم ما برای چی باید بجنگیم؟
بله.
ولی ببینید این دیگه حالت تهمیق و تسفیه و این چیزا هم دیگه توش نیست که فرض کنید زده تو گوش من، من میخوام بزنم تو گوشش بگه ااا با صلح دیگه بیا یه چیزی بنویسیم با همدیگه صلح بکنیم.
میپسنده؟
نه، وه میپسنده.
به همین چاله میدونیا هم بگی نمیپسندن.
خب؟
یعنی بگی یه نفر اینجوری میخواد با تو صلح بکنه.
یعنی عملاً صلح رو داره و دعوت به صلح رو داره زمینه میکنه بر گردت هیس واسه.
احسن.
ضربه محکمتر به تو بزنه.
احسن.
خب این که معلومه خلاف عقله.
معلومه که خدا راضی نیست.
جلوتر هم امیرالمؤمنین تو همون جمله میگن ااا در واقع ان العتو ربما قارب لیتقفل.
لذا اونجا میگن که قارب لیتقفل.
میگن نزدیک میشه که غافلگیر بکنه.
بعد میگن فخذ بالحذر دوراندیش باش.
بعد این نکتهش رو میگن واتهم فی ذلک حسن ظن.
میگن حسن ظن خودتو متهم بکن.
به دشمن بدبین باش.
به دشمن بدبینی.
حتی به نزدیک شدنش.
به نزدیک شدنش هم بدبینی.
اوه.
یعنی ما تعارف نداریم.
ما به آمریکا بدبینیم.
به هر دلیلی هم که وایسیم مذاکره بکنیم بدبی-بدبینیم.
اگه کسی فکر کرده نه دیگه دشمنیا رو بذار کنار دیگه.
[خنده] میگه آقا این چه مدلیه؟
بر صلح و جنگ اهل جهان اعتماد نیست چون صلح میکنند مهیای جنگ باشند.
جنگ.
احسن، احسن.
این لذا این مجموعه به نظر من یه مقدمهای میتونه باشه که حالا من اگه اجازه بدید- بله بفرمایید.
یه نکتهای بگم و این آیه صد و نود سوره مبارکه بقره رو ببینیم.
آیه صد و هشتاد و نه، صد و نود.
بله.
اِممم ببینید ما یه عنوان جهاد داریم در قرآن.
این تو روایات اینجوری نیستا.
یعنی تو نهجالبلاغه ادبیات و ترمینولوژیش این نیست.
اوهوم.
وقتی میگن جهاد تو نهجالبلاغه جهاد یعنی جنگ.
اوهوم.
خب؟
ولی توی قرآن، ترمینولوژی قرآنه.
یعنی ادبیات شناسی قرآنه.
قرآن وقتی که میگه جهاد به معنای اون تلاش مضاعفیست که جهت داره یعنی دشمن داره، طرف و حریف داره.
اوهوم.
به این میگن جهاد .
که این به جهادهای مختلف، جهاد فرهنگی میخوره، جهاد علمی میخوره، جهاد- جایی که میگه وجاهدوا فی الله جهاد عامو میگه.
جهاد به معنای عامه این جهاد.
یه جهاد هم داریم جهاد نظامیه.
اسم جهاد نظامی در قرآن قتال.
آها.
خب؟
اسم جهاد نظامی در قرآن قتال.
این لزوماً در جای دیگه اینجوری نیست.
گفتم مثلاً امیرالمؤمنین هی راجع به جهاد میگن، راجع به قتال دارن میگن.
بله.
راجع به مطلق تلاشهای عام در مقابل کفار مثلاً نمیگن اینو.
ولی نه بعضی از آیات قرآن صریحه راجع به اینه که مثلاً جاهد الكفار والمنافقین واغلظ عليهم.
جهاد در مقابل منافقین اصلاً جهاد شمشری نیست جنسش.
یه جاهایی که کار خیلی بحرانی میشه به قتال هم کشیده میشه.
اوهوم.
خب؟
ولی اینجوری نیست که هر جایی مثلاً جهاد معنیش این باشه که برو سراغ قتال و دست به شمشیر و خون و خونریزی راه بنداز.
این معنیش نیست.
از آیات صد و هشتاد و نه، صد و نود و اینا که دسته آیاتیست که به تعبیر علامه طباطبایی اذن در جهاد که منظور اذن در قتاله، اذن در جهاد که منظور اذن در قتاله از اینجا شروع میشه.
اوهوم.
که در همون ابتدای سوره مبارکه بقره که سوره مدنی اولین سوره است.
بله.
اینا طبق قاعده باید میگفتن حج دیگه.
حج ماهیتش تو قرآن درگیریه.
یعنی ماهیت اصلاً سوره حج و عزیزان خودشون اون موقع بخونن.
همین آیاتی که ما الان داشتیم میخوندیم فقط آیات سوره حجه.
چرا؟
به خاطر اینکه اینو تبدیلش کردیم حالا الان به یک عبادت فرمالیته تقریباً و حتی من میخوام بگم ماهیت عبادات دیگمونم همینجوره.
شما خطاب به ابی عبدالله میگید اشهد انک قد اقمت الصلاة.
یعنی خود نماز هم اقامه اگه بخواد بشه ماهیتش یه ماهیت درگیری داره، ماهیت جهادی و ماهیت قتالی داره.
اینم مربوط به من حج دیگه طبق قاعده.
حج رفتن یعنی کجا رفتن؟
یعنی تو دهن دشمن رفتن دیگه.
خب میرفتن اینجا.
اومدن یه سوالی کردن.
گفتن یسألونک عن الأهلة.
آدم راجع به حلالها، یه انگار مثلاً یه سؤال فقهی اینا شروع کرد.
حلال ماه.
راجع به حلال ماه.
قرآن گفت قل هي مواقيت للناس والحج.
این مواقیت برای مردم و البته حج.
بعدش هم میگه و ليس البر أن تأتوا البيوت من ظهورها ولكن البر أن تتقوا وأتوا البيوت من أبوابها.
میگه این درست نیست که میای از در پشتی سؤال میکنی.
صاف سؤال بخون جوابتم معلومه چیه.
بالاخره مسئله، مسئلهت این بود که میخواستی نری حج الان.
بری حج یعنی اینکه درگیر میشی.
این درگیریم بالاخره درگیریه دیگه.
تازه اومدید حکومت اسلامی و مدینه و فلان همه اینا.
اومدید خوردید به این جنگ.
بعدشم میگه و قاتلو فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا.
اوهوم.
اینجا دستور-- ما جنگمون اینجوری نیست که میگم چنان خون جلو چشمامونو گرفته که هر کسی رو میبینیم سر راه لت و پار بکنیم.
اینجوری نیست.
لذا میگه و لا تعتدوا.
اوهوم، احسنت.
یعنی از حد و مرزها هم بیرون نزن.
إن الله لا يحب المعتدين.
بعد میگه واقتلوهم.
یعنی بکشید دیگه.
جنگه دیگه تو شهر باخیر نمیکنن که دیگه.
واقتلوهم حيث ثقفتموهم.
هر جایی با ثقافة و فرهنگ و تیزبینی اینا رو پیدا کردین، اینا رو بکشین.
واخرجوهم من حيث اخرجوکم.
از همون جایی که شما رو اخراج کردن اخراجشون کنین.
بعد میگی فتنه میشه این، والفتنة أشد من القتل.
این فتنهای که فکر میکنی از خود قتل بالاتره.
شما اگر نجنگی و این کارا رو نکنی فتنه تولید میشه.
احسنت.
خب؟
باید بجنگی خب.
نجنگی پس فردا بین نظام داخلی بین مؤمنین و مؤمنات درگیری ایجاد میشه.
یکی اینور میگه، یکی میگه مرگ بر، یکی میگه درود بر فلان.
باید بجنگین.
نجنگین فتنه ایجاد، فتنه است خود قتل بالاتره.
ولا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه.
میگه مسجد الحرام جزو خطوط قرمزه.
نجنگ ولی بازم جنگیدن بجنگ.
اوهوم.
یعنی جنگ انقدر مهمه.
فان قاتلوکم فاقتلوهم.
اگه جنگیدن بکشید.
خب؟
چند بار تأکید- اصلاً در آیه کج، همه بجنگ بکش، بجنگ بکش.
چرا؟
چون که باید جنگیده.
آیه صد و نود گفت دیگه.
قاتلوا الذین، قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم.
و قاتلوهم حتی فان انتهوا فان الله.
بله اگه ول کرد بله.
یه موقعی هست که نمیجنگه دیگه.
ما گفتیم ما با کسی جنگ نداریم که.
فان انتهوا فان الله غفور رحیم.
و قاتلوهم حتی لا تكون فتنه.
دیگه نذار این فتنه.
و یکون الدین لله.
فان انتهوا فلا عدوان الا على الظالمین.
اینجا بود که خلاصه بحث جنگ شروع میشه تو قرآن- اوهوم.
با این آیات شروع میشه و طبیعتاً بلند میشن میرن سراغ جنگها که میشه همون جنگهای بدر و ما چند جنگ عمده داریم دیگه جنگ بدر، اهود، حمراالاسد، جنگ احزاب، جنگ تبوک است، تبوک، حنین و یه سری جنگها پکیج بسته جنگهای با یهودیاست که سوره هشت و اینا هست.
بله.
اینم یه دسته از جنگهاست.
هفت هشت تا جنگ مهمه که پر از محتواست دیگه.
یعنی اگر- بله.
کسی بخواد محتوای قرآن رو مرور بکنه باید در قالب همین جنگها- اوهوم.
مرور بکنه.
این میشه خلاصه- بله.
شروع جنگی و من یه آماری از جنگهای پیغمبرم بدم فکر کنم این بد نباشه- بله.
که مردم بدونن.
ما ببینید ما اینجوری گفته میشه که ما بین هشتاد تا هشتاد و دو تا غزوه و سریه داریم.
اوهوم.
در روایات اونا حتی این هست از جنگهای پیغمبر.
این غزوه میگن جنگی بوده که خود پیغمبر تشریف داشتن.
سریه یا سرایا جنگهایی بوده که خود پیغمبر تشریف نداشته بین.
این تعریف شاید دقیق نیست.
سریه ماهیتش جنگ نبوده خیلی وقتها.
اوهوم.
درگیری تولید شده توش.
ببین پیغمبر برای بسیاری از کاراشون واحد اطلاعات عملیات داشتن.
میرفتن اطلاعات عملیات، خب این اطلاعات عملیات گاهی اوقات دو نفر میرفتن درگیری هم تولید میشده.
اینا درگیریهایی گاهی اوقات بوده.
میگن هشتاد یا هشتاد و دو تا.
این منظور این نیست که حتما جنگیدن تو این جنگها.
سی و شش تاش جنگ بوده یعنی غزوه بوده که میگم قرآن شونزده تاشو میگه از این شونزده تا هفت هشت تاش خیلی مهمه.
اه، بعد بقیشم که خب اصلاً قرآن نمیگه این سی و شش تا و بقیشم که سرایا بوده سریه بوده.
این آمار کلی- اوهوم.
اه، جنگهای حقیقت پیغمبره که حالا به مرور باید همینجوری- انشاالله.
بپردازیم و بیایم جلو.
انشاالله.
راجع به اون نکتهای که فرموده بودید راجع به جهاد و اینکه اساساً اه، خیلی از آیات قرآن حتی آیات اخلاقی، عرفانی قرآن در زیل مسئله جهاده.
بله.
خیلی مهمه.
حتی شما حجم به جهاد در واقع- بله، بله.
متصل کردید.
اصلاً شما ببینید حتی-- ببخشید سؤال شما تموم شد؟
بله، بله مثلاً اه، البته این ب-برمیگرده به اون بحث دقایق اول ما- بله.
ولی دوست دارم باز راجع بهش صحبت بشه چون بعضیا یک تصورات غلطی دارن.
بله.
بعضی از اقسام دینداری، دینداری عافیت طلبانه در واقع فارغ از جهاده و متأسفانه ترویج هم میشه در- بله، بله.
کشور ما هم ترویج میشه توسط بعضی از گروهها و نهلهها و خطرناک هم هست.
در حالی که اساساً اه، در قرآن اه، مسئله ایمان همونطور که شما فرمودید اه، اصلاً صداقت ایمان با جهاد سنجیده میشه.
بله.
در سوره مبارکه محمد صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید "ولنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم والصابرین ونبلو اخبارکم".
یعنی امتحانات خدا هم بخش عمدهش اصلاً در ذیل مسئله جهاده.
میدونید یا اون آیهای که استجيبوا لله وللرسول بله، بله، بله.
میدونید صفحه صد و هفتاد و نه اینو بارها امام شهید آیه بیست و چهار سوره مبارکه انفال رو که بعضیا تصورشون این هست که این آیه یه آیه روحانیه بیشتر.
بله عرفانیه هم مثلاً- عرفانیه.
بله.
البته سیاق میدونین که قرآن این قدرت درش هست که تقطیع پذیریهایی داره و میتونه از بستر خودش جدا بشه و معنای جدید معناهای متعدد رو حمل میکنه به خودش.
بله.
اما نکتهش اینه که در خود آیات، در خود سیاقها، سیاق جنگ بدره اینا.
اوهوم.
بعد میگه چیه؟
میگه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ.
میگه جواب خدا و رسول رو بدهید اون موقعی که شما رو دعوت میکنه به چیزی که شما رو زنده میکند.
یعنی چی؟
یعنی ملتی اگر بخواد زنده بماند باید بجنگد.
وای نه میمیره اینا اصلاً.
ببینید یه موقع هست یه مرگ اخلاقیه.
مثل اون چنان که در آیات قرآن هست که وَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ.
کسایی که مردن ما زندهشون میکنیم، نورانیشون میکنیم.
حالا یه حالت مرگ و حیات اخلاقی تقریباً- بله محسوب میشه.
ولی این مرگ و حیات اخلاقی نیست.
این مرگ و حیات امتهاست.
اوه.
اگر امتی بخواد زنده بمونه باید بجنگه.
اصلاً.
خب و باید هزینه این زنده موندنشو بده.
فَالمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَغْبُونٌ وَالحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ غَاهِرٌ.
امیرالمؤمنین در خطبه پنجاه و هشت.
دقیقاً.
یعنی اینی که شما مغلوب باشید این موته اصلاً.
اصلاً.
خب اصلاً شما مردی در این صورت.
مملکتی که نجنگه ممکنه داره جسارتاً میچره.
خب؟
داره میچره.
آخه داره زندگیشو میکنه.
حالا البته جنگ منظور فقط جنگ نظامی اینجا نیست.
نه.
جنگ انواع و اقسام جهاد- انواع و اقسام، منتهی مراتب.
میگم لبه تیز جهاد میشه قتال.
همین آیات سوره مبارکه انفال که دیدیم اینا خب بعداً به زودی انشاالله تو جنگ بدر باید همین رو ما مورد نظر-- تو همین سیاق میگه که اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ.
جواب خدا و رسول رو بدید به چیزی که شما رو داره زنده میکند.
یعنی جنگ.
اصلاً.
این جنگ چیزیه که همین الان ببینید به واسطه این جنگ چهل روزهای که ما داشتیم واقعاً الآنه که همه میگن آقا ابرقدرت شد ایران.
خب.
یه ظرفیتهایی شکوفا میشه در جنگ.
در جنگ شکوفا میشه.
شکوفا میشه بله.
که آدم تا قبلش فکر نمیکرد همچین ظرفیتی- الان تازه شدیم ابرقدرت، یکی از ابرقدرتهای جهان.
حالا انشاالله میزنیم ابرقدرتهای پوشالی دیگه رو تو جریان حق و باطل فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاءٌ.
بخوره بهش میترکه از بین میره.
انشاالله ما- انشاالله شاهد خواهیم بود که رژیم صهیونیستی و خود رژیم آمریکا وقتی که به کیانش حمله بکنی دیگه، ما الان مهمترین ضربهای که به دشمن خودمون زدیم ضربه هژمونیک بود.
اصلاً.
این خیلی عزیزان بینندگان اینو خیلی قدر بدونید.
یعنی یه موقعی نابشو روشن میکرد همه غلاف میکردن.
الان جوری شده که التماس میکنه که بلند شین بیاید مذاکره کنیم.
التماس میکنه که توافق کنیم.
بعد به تعبیری پر و پر به قول شهید سلامی عزیز که ما پر-- ما نشون دادیم که پر و پرشو تو دنیا ریختیم الان.
هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ.
صَاغِرِينَ.
هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ.
فرعون حضرت موسی اون تو اون هماورد قرآن میگه کوچیک شد.
کوچیک شد.
این اصلیترین دستاورد- این، این دستاورد مهمیه.
هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ.
کوچیک شد.
این خیلی نکته مهمیه که ببینید که انقدر بعضیا هی میگن ما چه ضربهای مثلاً آمریکا خورد؟
چی؟
ضربه هژمونیک.
این اصلیترین ضربهای بود که خورد.
اصلاً.
واقعاً- هویتی.
هویتی ضربه خورد.
اینم در تأیید فرمایش شما من این سوره مبارکه نساء آیه نود و پنج که انواع، من این آیه رو چون خیلی جزو مریدان این آیه هستم، این آیه نود و پنج رو ما با همدیگه- صفحه نود و چهار.
نود و چهار.
ببینید میگه به هر جهت ما دو نوع ایمان داریم و دو نوع دینداری وجود داره.
اینی که گفتید بعضیا دارن یه دینداری نشون میدن که نه جبهه داره، نه جهاد داره، نه قتال داره، نه مورد Amerika داره، نه چیزی.
اسمشم دین این.
اوهوم.
خب؟
حالا خودم نمیگم این چیز بدیهها.
نمیگم یا مثلاً اصلاً برو همون دینتم مثلاً به درد خودت میخوره.
نه میگه بدم نیست ولی اصلاً چه ربطی داره؟
خب چه ربطی داره؟
میگه لا يستوي القاعدون من المؤمنین.
میگه یه سریها اصلاً نشستن.
غير أولى الضرر هزینه هم نمیدن.
این خب معلوم مساوی نیست با المجاهدون في سبيل الله أموالهم أنفسهم.
اون مملکتی، اون افرادی که به أموالهم أنفسهم با جان و مال آورده داره هزینه میده.
معلومه هزینهشو داره میده.
فضل الله المجاهدین بأموالهم وأنفسهم على القاعدين درجة.
اول میگه خدا با یک درجهای اینها رو مدرج کرد با همدیگه فاصله انداخت "و کلًا وعد الله الحسنی".
هر دوتاش هم خوبه.
ولی چه ربطی داره به هم؟
خب؟
"و فضل الله المجاهدین علی القاعدین ajran عظیما".
اونایی که مجاهدن با کسایی که قاعدن و نشستن که این مقدار در سوره توبه هی دیگه رفته، رفته.
حالا اینجا سوره نساء فعلاً چیزی بهشون نمیگه احترامشونو حفظ کرده.
یواش یواش که میره جلو وظیفهها که عوض میشه میگه "فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول الله و کرهوا ان يجاهدوا بمالهم حصنا".
یه خیلی خوش، خـ، خیلی خوشحالی که الان نرفتی جبهه جنگ و پیغمبر رفت جبهه جنگ و تو هم نشستی گفتی الحمد لله ما.
تو خیلی بیخود کردی.
تو این عذرا رو ازت دیگه نباید بپذیرن.
ببین اینم مال سوره نساء ها.
یعنی به اجرت رفته، رفته.
یه موقعی هست فریاد ابی عبدالله بلند نشده.
یه موقع هست فریاد ابی عبدالله بلند-- دیدین دیگه تو همین داستانهای حضرت هستن که میگن اگه پای نمیکنی برو- بله ...اصلاً برو که ما رو نبینی.
اصلاً برو، برو به کارت.
چون که اگه فریاد ما رو بشنوی و به کمک نیایی که دیگه فاجعهست.
اوه!
خب؟
اون موقع تولید اینم عرض بکنم دیگه در خدمت شما هستم.
فکر کنم پرخاشنگی دارم میکنم.
نه خیلی هم عالیه من که- صفحه هشتاد و نه همین قرآن رو بیارید.
من میخوام از یه تیکه پایان آیه هفتاد و سه سوره، چون که این تیکه پایانیش خیلی برای ما آشناست.
سوره نساء.
ولی این مال آدمای الکی خوشه.
قرآن.
ما باید حواسمون باشه که به الکی خوشی نیفتیم.
ببینید از آیه هفتاد و یک براتون میخونم.
بله میگه "یا ایها الذین آمنوا خذوا حذرکم" میگه ساز و برگ و سلاح جنگی خودتون رو نگه دارید.
"فانفروا ثباتاً أو انفروا جميعاً".
ثبات تو عربی جمع ثبه هست.
اینی که ما میگیم ثبات این تو عربی هست ثبات.
اهم.
خب؟
بله.
تو فارسی میگیم ثبات.
ما میگیم ثبات.
ولی ثبات عربی جمع ثبه- جمع ثبه هست به معنی گروه.
بله میگه "فانفروا ثباتاً" گروه گروه " أو انفروا جميعاً" یا اینکه با همدیگه همه یعنی یا ترکها، لورها، عربها فلان اینا با حفظ ماهیت gruhi ما که همه با همدیگه بریم بجنگیم.
بریم تو میدان بجنگیم.
حالا که اینو میگه، میگه "و ان منکم لمن لیبتأن" انشاالله خدا به عظمت این شبها ما رو جزو اینا قرار نده.
میگه "و ان منکم لمن لیبتأن" میگه بعضی از شما هستید خیلی کنده میاین.
حالا بهش میگن آقا شیپور جنگ، حالا وایسا تو تینامو بپوشم، لباسام و با اون خداحافظی کنم.
یعنی کنده.
حتی نمیگه حرکت نمیکنه " لمن لیبتأن فان اصابتکم مصیبة" به شما یه مصیبتیه منتظره ببینه بالاخره چه اتفاقی داره میفته.
زود اقدام نکنه.
[خنده] یه عافیت طلبیهای "فان اصابتکم مصیبة قال قد انعم الله علي لئن أکن معکم شهيدا".
خداروشکر ما نبودیم.
حالا این هزینهها به اجرت اینجوری ما تو این هزینهها وارد نشیم.
"ولئن اصبکم فضل من الله" اگه یه فضلی از جانب خدا برسه و پیروزی بشه و غنیمتی و دستاوردی و اینا، اینا "شألمتکم بینکم و بینه مودة" یه جوری میگه که انگار اصلاً وقتی یه کوس جنگ رو میزنن تو نبودی اصلاً.
خب؟
یه جوری میشینه یه افکتهای عرفانی میگیره به خودش.
"هی یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما" ای کاش ما هم بودیم به این فوز عظیم.
کاش ما هم بودیم و به این دستاورد آقا خوش به حالتون التماس دعا.
از این جبهه ها میرید و میاید و جبهه ها بودی خب تو هم میرفتی میومدی.
ببینید من عرضم اینه که نکنه ما خدایی نکرده گفتن که ا-اسم ابی عبدالله و یاران او کشید این تیکه رو بخونید دیگه.
اهم با او گفتن "یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا یا لیتنی کنا معکم فنفوز فوزا عظیما".
یعنی این عبارتو، این عبارتو واقعی بگید نه مثل این سوره.
نکنه ما خدایی نکرده جزو آدمهایی باشیم و جزو گروههایی باشیم و جزو کشورهایی باشیم که البته نشون دادیم تو این- نیستیم.
بله ...نزدیک پنجاه سال انصافاً نیستیم.
بله خب.
یعنی یه موقع هست طرف یه سال دو سال مقاومت میکنه میگن آقا تو جوگیره.
تازه بعد از چهل و هفت سال میریزه تو خیابون میگه چی میدونم یعنی این کارایی میکنن که واقعاً به یه فناوریهایی هم دست پیدا میکنن که اصلاً، اصلاً دیده نشده اینا.
خب اینو یعنی واقعاً من میخوام بگم کشورمون این نیست.
ولی خیلیهاتون ماها ممکنه- موردی ممکنه باشه ...موردی هست که هی بله کاش ما هم تو سپاه ابی عبدالله بودیم.
کاش اینجوری بودیم، کاش اونجوری بودیم.
خیلیا نرفتن.
اون موقعی که فهمیدن جنگ میشه نرفتن.
اوه!
خب.
پس ببینید اینی که ما عیارمون با جهاد مشخص میشه، با هزینه مشخص میشه با قتال مشخص میشه، با پیکار و جنگ مشخص میشه.
یه بارم تو بحث ایمان ابوذری هم اشاره کرده بودیم یادمه که [قرائت قرآن] یه گوشه وایمیسن و- حاشیه، حاشیه.
این حاشیه وایمیسته که- [قرائت قرآن] آره، احسنت.
یعنی یه جوری وایمیسته که ضربه نخوره و بعضی وقتا مثال میزنن به این بازیهای زو.
[نفس عمیق] بعضی دیدی مثلا یه زو همین به بغل وایمیسته.
نه کسی به این کار داره نه این به کسی کار داره.
[خنده] نه تهدیدیه، نه کسی اینو تهدید میکنه.
این، این بازیکن نیست.
و دین لئق، لئق علی- علی سنت امام حسین علیه السلام فرمودن.
اینی که-- خلاصه لئق میدونی معنیش یعنی آدامس.
بله.
خب؟
دین آدمسی.
یعنی میگردونه تو دهنش، میچرخونه، چیکار میکنه، ور میره، همه چی میکنه، انگار غذا میخوره.
اصلاً غذا نیست این.
این گرسنگی رو رفع نمیکنه.
اوهمم.
این کاری نمیکنه.
اصلاً.
خب؟
این نه به درد خودت میخوره، نه به درد جامعهت میخوری.
هرزه خوریه.
بله.
مثلاً هله هوله خوری.
لئق، لئق، لئقه.
آدامسه.
خب؟
اینجوریه.
حالا این فضا رو ما هی باید روش تاکید کنیم.
یعنی عزیزان اصلاً خودشون قرآن بخونن.
فکر نکنن ما داریم یه تحمیلاتی مثلاً یا گزینشهای عجیب غریبی چون من مثلاً قرآن بلدم دارم یه کاری میکنم وانمود کنم که [خنده] مثلاً قرآن اینجور چیزایی داره توش.
حالا میریم تو جنگها رو میبینیم اینجا هست، اونجا.
جریان منافقین هست، جریان کفار هست، درگیریه با اینها هست.
اینا واقعیاته که [نفس عمیق] اینجا باز من این یه نکته رو اگه اجازه بدی- بله، بفرمایید.
فکر کنم فرصت بدیم.
بله فرصته.
[نفس عمیق] ما جنگمون جنگ حق و باطله.
اینو باید حواسمون باشه.
ما تا حالا همش داشتیم همینو میگفتیم.
[نفس عمیق] ببینید ما جنگهای دو تا باطل هم میتونیم با هم داشته باشیم، اشکالی هم نداره.
مثلاً فرض کنید یه کشوری هست به یه کشور دیگه حمله میکنه، اون کشور هم جوابشو میده.
چیکار باید بکنه؟
باید جوابشو بده.
این فطری و عقلیه.
ولی من میخوام بگم ما یه چیز فرای اینه.
اوهوم.
به این [قرائت قرآن] یا در این عباراته که سه جای قرآن آمده و رفته رفته داره پروژه خدا رو، دیگه چیه؟
اواخرم اینا رو میگه.
خب؟
[قرائت قرآن] نگاه تمدنی داره.
نگاه تمدنیه.
خب؟
اصلاً به خاطر همین عزیزان این، این آیهش رو تو سوره فتح بیارن چون آیه پایانی سوره فتح خیلی آیه معروفیه.
اینو بیارین در سوره مبارکه فتح.
دو جای قرآن هم این آیه- سه جا.
سه جا اومده بله.
هم در توبه اومده- هم در صف.
صف بله.
خب؟
حالا با یه تغییراتی.
این تیکهش مشترکه.
بله.
[قرائت قرآن] صفحه پونصد و چهارده.
ببینین صفحه پونصد و چهارده آیه بیست و هشتش رو که نگاه بکنید، یه پروژه تمدنی میذاره رو میز که اصلاً پروژه پیغمبر این بوده.
یهویی فکر نکن مثلاً پروژه ما این بوده، اومدیم یه دستی به سر و گوش ایران بکشیم و اینجوری بشه.
نه، پروژه ما این نبوده.
امت مبعوث امروز دیگه باید اینو بدونن.
تا یه موقعی ما ممکنه فکر بکنیم یه جامعهسازی و دولتسازی و این چیزام، اینا بوده پروژههای ما.
آقا پروژه ما یه پروژه مهدوی بوده اصلاً.
چرا قایمش میکنیم؟
پروژه مهدوی، پروژش خیلی بلند بوده.
چه فرقی میکنه؟
خیلی فرق میکنه.
ببین من اگه بدونم میخوام برم یه تپه دو هزار متری یه جور لباس میپوشم، کفش میپوشم.
اصلاً.
اگه بخوام برم کوchal یه جور، بخوام برم دناوه یه جور، بخوام برم اورست یه جور دیگه.
خب؟
تجهیزاتم، عزمم، تمرینم همه اینا.
وقتی این پروژه رو میگه [قرائت قرآن] من میخوام تمدن رو عوض کنم.
با آدم این کار رو، برای این یه همچین یارایی میخواد.
اصلاً.
خب؟
یعنی اگر پیغمبر یارای تراز در این تراز میخواد که میبینید ویژگیهای فردی، اخلاقی، عرفانیش اونه، ویژگیهای اجتماعیش اونه.
به خاطر اینکه همچین پروژهای رو میخواد ببره جلو.
وگرنه اگه بخواد یه پروژه معمولی رو ببره جلو برای چی همچین یاری لازم داره اصلاً؟
اگه شما مهمترین فوتبالیستها رو از تو کشور جمع میکنی لابد میخوای بری جام جهانی.
با یه فی-- تیپ، با یه تیم درپیت مثلاً توی کشور مثلاً چون اینکه بهترین یارای کشور جمع نمیکنن که.
خب؟
واقعاً رهبر شهید هم در اون سخنرانیهای آخر که ایمان ابوذری رو گفتن، گفتن که ما برای تحولات بزرگ اجتماعی و سیاسی و اینها نیاز به ای-- افرادی داریم که ایمان ابوذری.
یعنی یه پا-- کسایی زبر الحديد مثل تارههای آهن.
بله.
اینجوری احتیاج داریم که اینا اینجوری باشن که نمیدونم [قرائت قرآن].
معلومه از تورات گفتن یه یارایی داره این پیغمبر، یه پروژهای هم داره که میخواد بره اون پروژه رو دربیاره از آب.
خب؟
یه یارایی داره اینجورین.
اوه.
اهل سجده، اهل نماز، اهل چی؟
خب، میفته تو کار اجتماعی و مثلهم فی الانجیل کذرع أخرجه شبعه فآذره فاستغلظ فاستوى على سوقه يعجب الزراع لئلا یذبه المکفار.
میفته تو کار اجتماعی میبینید که یه کاری میکنه که خ-کسایی که کار اجتماعی کردن انگشت به دهن میمونن از اینا.
اینا دیگه کیند؟
بگو بابا تو دیگه کی هستی؟
برای همین است که ذیل آیه فاصبر كما صبر اولوا العزم من الرسل.
در ذیل اون آیه اومده که اولوا العزم من الرسل.
شما الان چی تعریف میکنیم ما؟
میگیم که، اه، رسلی که کتاب داشتن مثلاً.
بله.
درسته؟
بله.
اولوا باید میدونی چجوری تعریف کرده؟
گفته رسلی که پروژه مهدویت میخواستن ببرن جلو.
اولوا العزم یعنی اینها.
بله [خنده].
اولوا العزم کسایی بودن که پروژهشون مهدویت بوده.
چه عجیبیها؟
بله.
یعنی میگه این عظمت تمدنی که میخواد لیظهروا على الدين كله این چیزه- خیلی مهمه کسی که مدیری که حالا تو هر عرصهای، نگاهش این نگاه تمدنیه اینجوری باشه یه، یه سبک مدیریت داره، یه سبک کنش سیاست خارجی داره، یه سبک- احسن.
کنش اقتصادی.
کسی که نه اومده چهار سال مثلاً بالاخره مدیریتی بکنه و بگذره و همینجور روزمرگی بگذره و- دقیقا.
اون یه جور دیگه اصلاً کنش میکنه.
اون موقع است که شما اگر اینو بفهمین میگیم نه خب دیگه حالا جنگ پس چیز بدی هم نیست.
شما در همین سوره مبارکه بقره فکر کنم آیه دیوی-- بله صفحه سی و چهار رو نگاه بکنین.
بله.
این، اینو در تارک چیز بنویسیم ذهنمون، قلبمون.
میگه كتب عليكم القتال و كرهتم.
قتال بر شما نوشته شده.
شما خوشتون نمیاد.
حالا بعداً سوره انفا لم میبینیم- بله.
کارهم داریم با.
خوششون نمیاد.
وعسى أن تكرهوا شيئا هو خير لكم.
بابا یه چیزایی هست خوبه.
شما دوست ندارید ولی خوبه واقعا براتون.
وعسى أن تحبوا شيئا هو شر لكم.
یه چیزایی هست خوب نیست.
شما دوست دارین فکر میکنین الان به یه آلاف علوفی مقطعی مثلا یه اتفاقی بیفته آقا ما بردیم.
نه بابا شر رو همین رو خلاصه ازتون میگیرن، عزتتونم میگیرن ازتون.
اوه.
همه رو میگیرن.
والله يعلم وأنتم لا تعلمون.
و خدا میداند و تو نمیدانی.
شماها نمیدونید چی به نفع تونه.
به نفعتون این است.
برای همین است که باز دوباره میبینید یکی از وظایف انبیا به پیغمبر میگه يا أيها النبي حرض المؤمنين على القتال.
تشویق کن برن بجنگن.
یکی از وظایف انبیا اینه که مشوق جنگ باشن.
در کی؟
وقتی با آلمان دارن میجنگن.
اوه.
وقتی با آلمان دارن میجنگن یکی از وظایف انبیاست.
تشویق کنن به جنگ.
یعنی جنگ رو از چشم نندازن.
اوه.
ببینید گاهی اوقات یه سری سیاسیونی یه جوری حرف میزنن انگار پیشو-- جنگ که بده.
یعنی- پیش فرض اینکه بده.
پیش فرض که بده.
خب.
بعد میگه، بعد میگه خب نه جنگ نه صلح هم که بده.
خب.
میگی- پس یه راه بیشتر نمونده.
یه راه میگه.
میگه چی؟
میگه صلح.
میگه صلح میشه؟
خب نه نمیشه.
خب چیکار کنه حالا؟
یعنی پیشفرضشو گذاشته جنگ با كفار بده.
جنگ بد است.
کی گفته جنگ بد است؟
اینو از کجا آورده؟
قرآن که میگه نه اتفاقا خوبه که.
اتفاقا وظیفه نوی و شبکه نوی و سیاسیون این است که بگن که آقا در فرصتی قرار گرفتیم که میبینید تنگه رو ما با چی به دست آوردیم امروز؟
با جنگ.
شما همینو با صد جور مذاکره هم شاید به دست نمیآوردیم.
بله واقعیت.
این یه واقعیتی بود که ما تو جنگ به دست آوردیم.
لذا- و مقام انا كثيرة غنيمتكم.
مقام انا كثيرة غنیمتكم.
غنیمتتون همینا است.
حالا انشاالله برسیم تو این سطح- انشاالله.
مکه و جریان صلح حدیبیه و فلان اینا.
اینا هر-- مقام انا كثيرة غنيمتكم.
بعضیها حاج آقا که مثلاً تصورشون از جنگ همچین چیزیه که آقا جنگ بده، علتش به نظر من اینه که، اِمم، نگاههاشون خیلی کوتاه مدته.
بله.
خب بله جنگ در کوتاه مدت خرابی مثلا آسیب، شهادتها، کشتن، کشتارها اینها داره اما در بلندمدت به نفعه.
یعنی- دقیقا.
این خیلی مهمه.
تو نگاه کن مثل یه نفر میمونه آقا یه سال منتهی به فلان خیلی بده.
من همش باید بشینم درس بخونم، مهمونی نرم، اونجا نرم.
خب باشه.
خب.
بعد دیگه بعدش راحته دیگه.
خوبه دیگه.
خب یه بعدی هم داره دیگه [خنده].
امیرالمؤمنین فرمود من طلب السلامه لزم الاستقامه.
ملتی که دنبال امنیته، شما هشت سال جنگیدی دیگه بعدش کلی امنیت داشتی، بازرندگی ایجاد کردی.
این نگاه بلندمدت رو متوجه نمیشی.
نگاه بلندمدت، نگاه تمدنی، هر جوری هست- حتی مثل تنگه هرمز که اصلا کوتاه مدت هم جواب میده.
[خنده] یعنی حتی گاهی اوقات کوتاه مدت هم منافعی داره برای ما.
خب همین.
دیگه فکر میکنم واقعش برهان تا حالا تو جنگه.
حالا نمیدونم چقدر الان فرصت داریم.
فکر کنم یه پنج دقیقهای فرصت داریم.
خب پس اینو بذاریم یه موقع دیگهای که من بگم جنگ ما جنگ حق و باطل هم هست.
چون که ببینید تو این جنگها مثلا شما جنگ دهه دوم مثلا چه میدونم روسیه و آلمان درگیر شدن.
واقعا هم جانفشانی کردن.
حق و باطل نبوده.
حق و باطل نبوده.
دو تا مجموعه بودن داشتن با همدیگه میجنگیدن.
و البته جانفشانی هم کردن.
اون نبرد معروف دقیقاً استالینگراد که دیگه شعرا هم سروده هایی دارن.
حتی شهریار نمیدونم دیدید یه [نفس عمیق] سر اون نبرد استالینگراد یه مجموعه شعرت، یه ترجیع بند خیلی قوی ای داره اتفاقا.
اینو میبینی مورد مدح هم هست.
واقعا نشستن خون دادن، جون دادن، مملکتشونو نگه داشتن توی نبردی.
یک میلیون و دویست هزار نفر تو یه عملیات کشته شدن- تو یه عملیات.
تو یه عملیات استالینگراد.
خب ما در هشت سال دفاع مقدس سیصد هزار تا شهید دادیم.
آها.
بعد دقت کنین فاصله رو.
خب این مورد مدح هم هست.
یعنی ما یه مملکتی وایستاده خودش رو حفظ کرده.
در مجموع اون نبرد پنج شش ساله جنگ جهانی دوم نزدیک بیست و هفت میلیون کشته دادن.
بله.
فهمیدی یعنی از هر سه تا مرد، یه مرد کشته شده.
ولی مملکتشونو از زیر خاک گرفتن آوردن بالا.
به نظر من قابل مدحه.
ولی ما فوق این بحثه مو.
[نفس عمیق] اگر به این بحث توجه نکنیم تو جریان نفاق دست و پا میزنیم.
یعنی فرض بفرمایید ما نبردمون نبرد حق و باطله.
[زیر بینی] اینجاست که شما میگید ما وعده الهی داریم.
کلا پلتفرم عوض میشه.
اصلا پلتفرم عوض میشه دیگه.
نقشه عوض-- چون نمیتونی این آیات رو بخونی.
سخته.
واسه حق نداری این آیات رو بخونی.
و یکی از اتفاقاتی که خیلی وقتا در سیاسیون هم میفته این است که به دلیل اینکه اینقدر این دو بُعد زمین توش غلیظه و دیده میشه، بُعد سومش که آقا من به دلیل این که جریان حقم میتونم رو خدا حساب بکنم و شما قرآن حالا تو بدر و احد و اینا- بله.
...به شما نشون میده که اصلا میگه من آمدم.
یعنی خدا مجبور از خودش دفاع کنه.
خب میگه تو احد هم که اینجوری شد من اومدما ولی خب شما اینجوری کردید و گند زدید و فلان و اینا.
خب وگرنه این نکته که ما اگر نبردمون حق، حق و باطله.
اجازه هست فقط یه آیه بخونیم؟
بله فرصت داریم یه دو، سه، چهار، پنج دقیقه، سه، چهار دقیقه فرصت داریم.
همین ج-جنگ بدر و نبرد بدر و- انفال.
سوره مبارکه انفال همین نگاه بکنید این عبارتهاشو [صدای ورق زدن] صد و هفتاد و هفت شروع میشن.
بله دیگه.
در عبارتای اینجاشو میخوام به شما نگاه-- صفحه، آیه هفتش رو نگاه بکنید.
اینو انشاالله جلسه بعدم بهش یه موقعی برمیگردیم.
میگه [آیه].
میگه یکی از این دو تا [آیه].
دوست داشتید میخواستید بیتیغش حالا من تو داستانش تعریف میکنم.
[آیه] میگه شما دوست داشتید نجنگید.
من جنگ گذاشتم تو کاسهتون.
چرا؟
من میخوام یه اتفاق دیگری بیفته.
احقاق حق بشود و ابطال باطل بشود.
یعنی من پلتفرمی که پیش منه بحث حق و باطله.
بله.
بحث ایران و آمریکا نیست.
اِممم.
جنگ ایران و آمریکا وعده الهی نداره؛ ولی جنگ حق و باطل وعده الهی داره.
است.
خب و اینقدر وعده الهی داره که من میتونم خدا رو مورد بازخواست اِ-- ب-بگم، بگم اینجا این مجموعه چه کاری من انجام ندادم که این وعده های الهی نیومده؟
میتونم بازخواست بکنم.
خدا وعده داده به تعبیر علم کلام میگن اینا واجب المن هست ازش.
اِممم.
یعنی از او واجب است که این بشه نه واجب علیه اینجوری نیست.
یعنی کسی به خدا چیزی واجب نکرده، ولی از او واجب است که وقتی وعده داده لا یخلف المیاعده.
[زیر بینی] پس ما نبردمون نبرد آمریکا و ایران نیست.
نبرد آمریکا و اسرائیل و ایران نیست.
نبرد حق و باطله.
اگر ما وایستادیم رو جبهه حق که حالا یه موقع اگه شد ما باید اینو یه جا وا-بازش بکنیم.
شاخص اینکه ما جبهه حقیم چیه؟
آها.
خیلی بحث مهمیه.
چونکه خیلیها خب ممکنه ادعا کنن ما جبهه حقیم.
بله.
ما حقیم الان.
[نفس عمیق] نه، چ-- با چه شاخصی ما بگیم که ما جبهه حقیم؟
بله، جبهه حق اشتباه هم میکنه ولی جبهه حقیم.
کلیتش حق هست.
کلیتش حقه.
هر چند در درون ممکنه- ممکنه اشتباه بکنیم.
اشتباه بکنیم.
اشتباه داریم.
مثل یک آدمی که آدم ثانوی مریض هم میشه؛ ولی این آدمه، خب.
آدمیه که مریض هم میشه.
ما باید اینو-- اگر اونو رسیدیم بهش، اگه واقعا حق نیستیم، خیلی بیجا میکنیم [خنده] قرآن میخونیم و اون موقع به وعدههای الهی باور داریم چون برای جریان حقه اینا.
و اگر جریان حق هستیم تعیین تکلیف کنیم خودمون.
بگیم که پس ما اینجوری میجنگیم، اینجوری که جنگیدن ما اینجوری جواب میدیم، اینجوری میشود.
اینام وعده های الهی از انبیا مختلفی بوده تا اینجوری بوده، اینجوری بوده، اینجوری بوده.
اینا رو شروع بکنیم به بحث.
خیلی عالی بود.
بحث جامعی بود.
مقدمه مفصل ولی لازمی بود.
خیلی خوب بود.
انشاالله از اِاِاِ جلسه آینده و شب آینده راجع به در واقع جنگهای پیغمبر صحبت کنیم.
جنگهای اصلی پیغمبر و از بدر انشاالله شروع کنیم و بریم ببینیم به کجا میرسیم انشاالله.
اِاِِ ممنون از آقای قاسمین عزیز.
خیلی بحث خوبی بود استفاده کردیم.
امیدوارم شما بینندگان محترم هم از بحث امشب بهره برده باشید.
تا فردا شب و برنامه دیگر سوره شما رو به خدای بزرگ میسپارم.
خدانگهدار.