بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين انه خير ناصرا و معين.
سلام بر بینندگان عزیز شبکه چهار و برنامه سوره.
السلام علیک یا ابا عبدالله و على الارواح التي حلت بفنائک.
علیک مني سلام الله ابدا ما بقیت وبقي الليل والنهار الا جعله الله اخر العهد مني لزيارتكم.
السلام على الحسين و على علي ابن الحسين و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين.
خب ما مهمان منزل شما هستیم.
مهمان خانههای شما هستیم و همونطور که مستحضرید بحثی رو به عنوان جنگ و جهاد در قرآن ااا از ابتدای ماه محرم آغاز کردیم و انشاالله ادامه خواهیم داد این بحث رو با حضور جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا قاسمیان و [سرفه] ابعاد مختلف جنگهای صدر اسلام با استناد به آیات قرآن مورد بررسی و واکاوی قرار میگیریم.
سلام عرض میکنم حاج آقا قاسمیان خیلی خوش آمدید به برنامه سوره.
ممنون که دعوت ما را پذیرفتید و امشب هم در خدمتتون هستیم.
یک گفتوگوی اولیه داشته باشید و بحث رو آغاز کنیم.
سلامت میکنم.
سلامت.
شما پیوزیون عزیز همه بینندگان عزیزمون انشاالله عزاداریها تا اینجا انشاالله قبول باشه انشاالله.
السلام علیک یا ابا عبدالله.
موضوع جنگ و جهاد موضوعیه که بارها عرض کردیم اگر ااا اون فوز عظیم رو که قرآن هی وعده داده که ما به فوز عظیم برسیم.
این رو در قرآن در آیات مربوط به جنگ گفته.
اون فوز عظیم، اون آیه معروفه.
باید ببینیم آیه چیه.
بله.
آیه سوره مبارکه توبه است.
توبه.
سوره مبارکه توبه، آیه صد و یازده.
سوره مبارکه توبه است.
آیه معروفیه که ما اگر هی میگن آقا شما به فوز عظیم برسید و به پیروزی عظیم مال صفحه ص-- دویست و چهاره.
حالا بینندگان عزیز اون قرآن دم دستشون باشه.
که گفتن هر موقع یاد اصحاب سید و شهدا شد بگید یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما.
حالا فوز عظیمه اینه.
بسم الله الرحمن الرحیم.
ان الله اشترى من المؤمنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنة.
خدا مال و جان رو از طرف میخره.
وقتی بخره صاحب مال و جان کیه دیگه؟
خداست.
اگه دست شماست به رسم امانت.
شما فقط یه کار حق دارید بکنید با مال و جانتون.
يقاتلون في سبيل الله.
فقط حق دارید بجنگید.
اگر فروختی فقط حق داری بجنگی.
یعنی کسی که صاحب مال و جانه اینو در اختیار شما قرار میده.
میگه یک مصرف داره این ثروت.
اهم.
يقاتلون في سبيل الله.
دو تا هم نتیجه میده.
فيقتلون ويقتلون.
یا کشته میشی یا میکشی.
وعدا عليه حقا في التوراة والانجيل والقرآن.
این که زندگی میکنه واسه خودش، این نمیره جهنم معمولا.
مستضعفان.
این خیلی مستضعفاند.
اینا میرن بهشت.
قرآن هم داره فمن زحزح عن النار وادخل الجنة فقط فاز.
هر کسی که جهنم نره بره بهشت، این فوزه.
این فوز عظیم نیست.
خب؟
حالا به قول این جوونا میگن فازه دیگه فاز میده بهش فازه.
خب؟
فوز عظیم که ما دور و بر ابی عبدالله جمع نشدیم که به فاز برسیم که، به فوز برسیم که.
ما جمع شدیم به فوز عظیم برسیم.
فوز عظیم تو مقاtele کردنه، توی جبهه بودنه، توی اهداف انبیا رو پیش بردنه که جز با جنگ هم پیش نمیره.
واقعیتش پیش نمیره.
بله تو مقام روی کاغذش عرض کردیم احتیاج به حدید نداره، احتیاج به آهن نداره.
ولی واقعیت کف صحنش اینه که با دشمن روبهرو بشی.
این یه وعده حقه در تورات و انجیل و قرآن.
و من اوفى بعهده من الله.
کی از عهدش باوفاتر از خدا؟
بعد میگه فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم الله.
خوش به حالت باریکلا با این خرید و فروشی که کردی.
بعد میگه ذلک هو الفوز العظيم و ذلک هو الفوز العظیم.
اصلاً فوز عظیم همینه.
اینی که ما هی میگیم یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا أو فنفوز فوزا عظیما.
این مال اینه که اگر جبهه و جنگ و جهاد و وسط صحنهها و اینا نبود انسان به فوز عظیم نمیرسید.
تهش داشت زندگی خودشو میکرد و به فوز میرسید.
به فوز عظیم نمیرسید.
در مسیر اون ز-ز-جبهه عظیم باشید به فوز عظیم میرسید.
به فوز عظیم میرسید.
بسیار عالی.
این مقدمه مجدد برای اینکه اهمیت جنگ و جبهه و جهاد رو [سرفه] بدانیم.
اگه اجازه بدید من یه نکتهای رو باز- بفرمایید.
عرض بکنم که هم در ماجرای بدر این نکته آمده هم در ماجرای اهد و اون بحث وحدت الفتیه.
اهم.
خب؟
این حرف بسیار بسیار کلیدیایه تو قرآن و اساساً به تعبیر علامه طباطبایی روش تربیتی قرآن اینه.
روش تربیتی انبیا دیگه ممکنه چیزای دیگه باشه ها.
روش تربیتی قرآن مبتنی بر حبه، مبتنی بر عشقه مبتنی بر ضوابط نیست.
قیام به وظایف نیست.
وظایف سازمانی رو انجام بدم مبتنی بر این نیست.
قیام به وظایف بر اساس حب و عشقه.
ببینید اون آخرالزمانیها رو میگن من یرتد منکم عن دینه.
بله.
کسایی اگه شما مرتد بشید [سرفه] فسوف یأتی الله بقومٍ يحبهم ويحبونه.
بله.
کسایی که با عشق داره کار میکنه.
خدا عاشق اینه، اینا هم عاشق خداست.
باید در راه این جوری کار کنن.
یه جای دیگه سوره بقره میگه والذین آمنوا أشد حبًا لله.
اینا أشد حبًا ان.
با حب داره کار میکنن.
ببینید عزیزان معنای ولایت با معنای رهبری فرق داره.
بعضی فکر میکنن این دو تا یه معناست.
نه، ما رهبری رو همه جای دنیا داریم.
تا رهبر خلق چین مثلا.
این توی-- چی بهش میگن؟
leadership عملا رهبریه این.
ولایت یه کار دیگهست.
ولایت ریشه در عشق و محبت داره.
امام شهید این معنا رو به خوبی یه جایی میگن تو همین سخنرانیها که اگر ولایتو میخواید بفهمید چیه، این مایه عشق رو باید داشته باشه وگرنه نداشته باشه حالا به تعبیر بنده مثلا یک تفاله ایه ازش.
این دو تا معنا رو با یه کلمه خدا گفته.
کلمه کم داشته هم مودت رو اسمشو میذاره ولایت.
هم نصرت رو اسمشو میذاره ولایت.
هم سیادت و آقایی رو اسمشو میذاره ولایت.
چرا؟
بخاطر اینکه ما اون سیادت و آقایی و پیوند و نصرتی رو میخوایم که بر مبنای محبته.
بذارید یه مثال بزنم.
مثال چیه؟
شما ببینید من حالا چون مشاور ازدواجم یه بیست پنج سالیه اینو دقیق میدانی دارم میگم.
خانوادههایی که میان شروع میکنن یه سری خطکشی با همدیگه دارن زن و شوهر.
مثلا میان میگن من گفتم که ساعت شیش بیا، گفتم منم اینقدر کار میکنم، اینقدر هم نفقه میدم، اینقدر چیز کار شماره کارت رو بده من باید مثلا ماهی ده تومن نفقه به تو بدم باید-- میرن تو این فضاهام معلومه که خانواده دیگه رفته رفته خانواده نیست.
چونکه خانواده مبناش بر اساس محبته، بر اساس عشق و پیوند عشقیه.
خلاصه پیوند هبیه.
خانواده اینجوریه.
ببینید من ممکنه رییس یه سازمانی باشم حواسم باشه به اینی که کی حقوقو بدم، کی چی این کارو میکنم.
ولی نسبت به خانواده خودم اینجوری نیستم.
اوهوم.
وقت گذاریم حساب کتاب نداره، بیحسابه.
اوهوم.
به غیر حسابه.
خدا هم با به غیر حساب خیلی حال میکنه.
خب؟
اگه به غیر حساب کار بکنی منم باید به غیر حساب کار بکنم.
ببینید یه جایی دیدید تو این ادارات مثلا آییننامه مالی دارن، انقدر بیمه، انقدر چی حق عالمندی، انقدر سفر، سفر بالای صد کیلومتر زیر صد کیلومتر انقدر میشه آییننامه مالی.
اشکالی نداره باشه.
ولی تو اگه برای سازمان خودت داری اینجوری وقت میذاری با این مبانی، معلومه تو عاشق سازمان خودت نیستی.
نیستی.
ببینید یک مادری مظهرش مادره دیگه.
یه مادری مثلا میاد بگه من بچه رو دو ساعت به دو ساعت عوض میکنم، بیشتر عوض نمیکنم.
شیر دادنشم اینجوریه و برای خودش یه سری ضوابط این مدلی بذاره.
نه بابا اصلا مادر- به غیر حساب.
...عاشقانه به غیر حساب داره کار میکنه.
خدا از این منطقه به غیر حساب خیلی حال میکنه باهاش.
ان الله یرزق من یشاء بغير حساب.
کسایی که بیحساب دارن کار میکنن خدا هم باهاشون بیحساب کار میکنه.
این مدله.
کسی مدیر باشه باز اینو میفهمه.
کسایی که عاشقانه با آدم کار میکنن آدمم عاشقانه شیرینی هم ببینه میگه من این شیرینی رو بدم به فلانی.
بله.
غذا هم میخواد بخوره میگه بریم این غذا رو با فلانی بخوریم.
چرا؟
چون حال میده.
ببینید کار انقلابها با چی راه میفته؟
با الفت راه میفته، با ولایت راه میفته.
الفتی که اعضا پیوند الفت و ولایت ارضی ولایتهای طولی با ولایت راه میفته.
میشه گفت مثلا اصلا قابل تصوره برا ما مثلا بگیم حاج قاسم مثلا چیز بود قرارداد مالیش این مدلی بود که من سوریه برم انقدر، لبنان برم اونقدر، انقدر ده روز برم انقدر، یازده روز برم انقدر.
خب؟
اون اصلا عاشقانه داره کار میکنه.
کاری به این اعداد نداره.
کاری به این ضوابط نداره.
مثل خانواده داره نگاه میکنه بهش.
اینه که در سوره مبارکه آل عمران که جریان جنگ احده اینو مطرح میکنه که و اعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا.
خب؟
ما وحدت در حقیقت سازمانی که نمیخوایم.
اوهوم.
وحدت تاکتیکی هم نمیخوایم.
وحدتی که میخوایم از سر الفته.
و اعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا واذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداءً فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا.
عه؟
من شدم داداش با شما.
دیگه اصلا مدل داداش با داداش داداشیم دیگه مدلش اصلا فرق داره.
مدل اجتماعی مثلا شما فرض کن یه روزگار خدا نکرده یه جایی مثلا دارید میرید با یه ماشینی تصادف کنید.
میاید پایین دیگه ببینید داداشتونه.
[خنده] خب چجوری برخورد میکنید؟
او فرمونو برمیدارید نه ری کار ندارم نمیخوایم.
عه داداشم عه چطوری؟
خوبی مثلا؟
چرا؟
چون داداشم هست.
ببینید داداشی احتیاج به ابوت داره، پدری داره.
اوهوم.
خب؟
یعنی من کی با شما داداشم؟
فاصبحتم بنعمته اخوانا وقتی یه پدر واحد داریم.
این پدر واحد عنصر ولایته که این ولایت طولی منتشر میشه، من با شما میشم داداش، میشه ولایت ارضی.
اوهوم.
همون رابطهای که دست و پای من با همدیگه دارن به دلیله که من روح دارم.
ببینید چون من روح دارم دست و پام یه رابطهای با همدیگه برقرار میکنه.
اگه روح نداشته باشم من بدن ندارم، من جسد دارم.
اوهوم.
من کی بدن دارم؟
وقتی روح واحدی داره که اینا رو کرده یکی.
اوهوم.
ببینید سنگ که میاد به سمت چشم من، من نمیگم حالا چشم من به من که نمیخوره، خورد به چشم.
خب؟
میبینید دست ناخودآگاه میاد سنگو میزنه.
اگر پا بشکنه، دست میاد یه دونه عصا میگیره میاد به کمک پا.
بدون این که اصلاً فکر بکنه من دارم به کسی دیگهای کمک میکنم.
خب؟
یعنی اصلاً همچین تصوری نداره دست که بگه حالا من اینجا کمکت کردم یادت باشه اگه یه موقعی من شکستم تو به جای من مینویسی ها.
مثلاً اگه معاملهای الان اینجا.
نه، اینجوری نیست.
اصلاً مال خودشه، وجود خودشه.
ما وقتی که ولایت داره منتشر میشه ما میشیم یک بدن.
و اتلفه الفرقه اصلاً این ائتلاف فرقه امام مال یک وحدت سازمانی نیست.
یک مرامنامه سازمانی نیست.
یه ethics و اخلاق سازمانی نیست.
نخیر، یه چیزیست که خدا اینو ایجاد میکنه.
اوهوم.
برای همینه تو جریان بدر هم وسط جنگ همینا رو داشت میگفت که وألف بين قلوبهم، ألف بين قلوبهم، لو أنفقت ما في الأرض جميعاً ما ألفت بين قلوبهم ولكن الله ألف بينهم.
اگه همه زمین رو خرج بکنی هر چقدر میخوای پول بذار وسط الفت ایجاد نمیکنه.
الفت رو خدا ایجاد میکنه.
پس ببینید این یکی از مزایای ماست.
با محوریت ولی خدا.
این یه فناوریه.
اصلاً یه چیز متفاوته، یه فناوریه به قول شما.
که شما پدیده leadership و رهبری رو تبدیل میکنه به ولایت و ابرازهای مودت.
هی که میگه آقا لا أسألكم عليه جزىً إلا المودة في القربى.
هی مودت هزینه میکنه.
بعضهم أولياء بعض.
احسنت.
مؤمنون بعضهم أولياء بعض.
برای همینه تو س-- اونجایی که سوره توبهست که میگه مؤمنون بعضهم أولياء بعض، همونجا وقتی که راجع به منافقون صحبت میکنه میگه بعضهم من بعض.
اوهوم.
خب؟
اینا یه جور دیگه چسبندگیه، اون یه جور دیگه چسبندگیه.
اونا تحسبهم جمعاً جمعاً قوتهم شتة.
یعنی گمان میکنی که بله اینا همه به هم چسبیدن و گنده شده و مثلاً زبد الرا بیاب به تعبیر قرآن و این کفهای برآمده و اینا.
ولی س-- پایه نداره.
قلب متشتته.
توحید و ولایت اون چیزهاییست که ولایت هم اون روی دیگر سکه توحیده.
إن عينيك إلى ما مدحتنا به أزواجاً منه زهره الحیاة الدنیا.
ببینید شما یه موقع از دنیا استفاده میکنی، یه موقع هست نه خیره، خیره ظلم میزنی به دنیا.
اوهوم.
خب؟
وقتی که خیره، خیره ظلم زدی به دنیا، شما اصلاً الفت دیگه برقرار نمیشه.
اوهوم.
چونکه دنیا مسار کثرته.
یعنی مسار اختلافه اتفاقاً.
اوهوم.
همه میخوان سفره رو بکشن طرف خودشون.
بله.
برای همین است که اون موقعی که تو احد گردنه رو ول کردن به خاطر چی گردنه رو ول کردن؟
اومدن پیغمبر رو یاری کنن؟
نه دیگه.
گردنه رو برای چی ول کردن؟
برای این ول کردن که دیدن یه آلاف علوفی درست شده تو دنیا.
و أسیتم من بعد ما أراکم متحبون.
یعنی دیدن عه یه آلاف علوفی هست، بریزیم گردنه رو ول کنیم بیاییم پایین.
گردنه رو ول کردن اومدن پایین.
اومدن پایین اختلاف شد.
تنازع.
شما اگر رو گردنهها باشی اتفاقاً الفت برقرار، اتفاقاً آدمها مواسات میکنن به همدیگه، کمک میدن به همدیگه.
سازمانی این کارو نمیکنن.
عین وجود خودشه.
اصلاً یک فقیر، یک یتیمی چیزیو ببینه فکر میکنه خوده، این بچه یتیم خودشه.
اوهوم.
ببین اینا ببینید این نکته فناوریانه بسیار مهمه که ما باید تاکید کنیم.
حالا ماه محرم هم هست، اتفاقاً ماه ابراز عشق و محبته.
یعنی حب باید توش خیلی غلیظ باشه.
غلیظ باشه.
اینجوری کار انقلابها پیش میره.
ولی اگر بیای پایین شروع بکنی یه فرهنگ سازمانیو اینجوری تولید بکنی که بر مبنای و مدار اینی که هر کسی بیشتر جذب دنیا میخواد بکنه، بر این بیاد کار انقلاب- تاب آمیزه.
میفهمن؟
أما دین یجمعکم بله.
این نشون میده که دین خاصیت جمعکنندگی داره.
بله، احسنت.
هیچ چیزی مثل دین قبل الله نمیتونه.
احسنت.
اینا ببینید اینا واقعاً بین فناوریهای قرآن بعد مفهوم اخوت، مفهوم ولایت و یه سری مفاهیم رو کرده شما کجا دنیا شما برید ببینید شما بین شما و شهروندان مفهوم شهروندی ما داشتیم، مفهوم اخوت ما نداشتیم.
اخوت مال ابوت هست، مال پدریه که مفهوم اخوت تولید میشه.
اینا هرکدومش واقعاً یه چیزی داره توی- بسیار عالی.
تشکر.
حالا- خب.
یه جایی ما بحثو قطع کردیم.
بله، بله.
همین، همین آیه سوره آیه صد و پنجاه و چهار بود.
بله، جلسه قبل سوره آل عمران، صفحه هفتاد.
[صدای محیط] ببینید اینجا خب نشون داد که یه چرت امنیتزا که در جلسه قبل گفتیم چرت امنیتزا.
یعنی طرف انگار میره تو وضعیت hibernate یه مقدار.
[خنده] میبینی مثلا داره یه صحنه رو نگاه میکنه و خیلی مضطرب نمیشه و انگار یه دست سکینه الهی بر قلب او گذاشته شده و اینا، اینا که مؤمن بودن و تو جنگها تو این جنگ بودن، اینا این چرته رو زدن بعد جنگ.
خب؟
بقیهای که نه، قد أهمتهم أنفسهم.
اینا یظنون بالله غير الحق ظن الجاهلية.
این باطن جاهلیت زد بیرونه.
یعنی عقلانیت.
ببینید جاهلیت در مقابلش یه پدیدهای به نام عقلانیت.
اوهوم.
خب؟
اصلا جهل و عقل، عقل و جهل- بله ...همینه که ما جومید عقل و جهل.
متأسفانه امروز عقلانیت رو به یه چیزایی اسم میذارن یعنی شما سنن و وعدههای الهی رو بیخیال میشی.
اونا رو بذاری برای سر منبر.
خب؟
و یه سری معادلات زمینی رو فقط چی بکنیم به این میگن عقلانیت.
اوهوم.
بعضی اوقات شما جلسهها داریم چهار پنج ساعت با آدمهای مسئول.
میبینی یه کلمه توش حرف خدا نداره و وعده الهی.
اوهوم.
وعده الهی نداره اصلاً.
بعد میگیم ببخشید این وعده الهیه تو این ما میایم حالا باید واقعبین باشیم.
میگم خب یه بخش از واقع هم اینه.
بله.
میشه ببینی اینم که اگر تو بری یه مدتی هم صبر کنی روش یه اتفاقی میفته و اون اتفاق این است که وعدههای الهی محقق میشود.
میگه که حاج آقا اینا خوبهها ولی برید تو همین میادین اینا سوره فتح بخونن اینا.
اینا که به درد زندگی- با اینا کشور نمیشه اداره کرد.
کشور که اینا الان اداره نمیشه که.
[خنده] خب؟
یه حرفی بزن که دو دو تا چهارتاش معلوم باشه مثل همون که گفتش که بصارها و فومها و عدسها و مثل آخه اون دی-- ما یه چیزی رو من ما تنبه الأرض باشه.
اینا جزو واقعیات نیست.
اوهوم.
قرآن میگه اته این جاهلیته.
اینی که تو سنن الهی رو در نظر نمیگیری و میگی چی شد ما مگه قرار نبود پیروز بشیم؟
اصن پیغمبر پس چیه پس؟
یعنی داری با اینکه خطای خودت بود، خطای شماها بود ولی انداختی گردن اینی که معلومه انقلابم خبری بهش نیستها.
داری گمانهای جاهلیت میزنه بیرون.
اوهوم.
مثل آدمایی که یه مقداری مریضی دارن که اگه بیفتن مثلاً توی صحنههای مریضیشون میزنه بیرون عود میکنن.
بله.
مثل سرطانیهایی هستن که- بله ...میگن متاستاز میکنن یهویی اینا.
توی یه صحنه میگن مثلاً جلو آفتاب نرن، ندانم چی چی نشن.
چرا؟
چون که یهویی میزنه بیرون عود میکنه.
خب؟
اینا واقعاً حل نشده توش.
به صورت فی قلوبهم مرض مونده.
مرضش مکتوم شده فقط، خفه شده، حل نشده.
اینا میبینی تو صحنهها یهویی میزنه بیرون.
خب جنگ یکی از برکاتش اینه که- ببین اینا میزنه بیرون- ...چیزا واضحه، مشخصه.
اصلاً یکی از بحثهایی که خواهیم کرد تمحیص مال همینه.
احسنت.
تمحیص، مخوصت و مخوضت یعنی این است که میندازن تو سانتریفیوژ یهویی ناخالصی میزنه بیرون.
خب؟
کار خداست.
خدا میخواد به خالصش برسه.
اوهوم.
نه اینکه ناخالص رو بخواد بریزه دور ها.
ببینید مثلاً سرنگ میکنن.
خب خاک، خاکو میخوان بریزن بیرون دیگه.
چونکه خاکو بیاد تو بتن، بتن رو خراب میکنه.
نه اینکه خاک کلاً به درد نمیخوره بره جهنم.
اوهوم.
این خاکه بره یه کار دیگهای بکنه.
یه کار مفیدتر.
ببینید ما برای رسیدن به درصد خلوص بالا باید ببریم تو سانتریفیوژ بچرخونیم.
خلوصهای پایین به درد راکتور تهران و فلان اینا میخوره.
خلوصهای بالا تا بمب اتمش میره.
ماده مؤثرش کمهها [خنده].
بله.
خب؟
مثلاً یهویی پونزده کیلوئه.
خب؟
پونزده کیلو بیشتر اون ماده مو-- ماده نداره.
ولی چون خلوصش بالاست کم من فعله قليله- شدت انفجارش بالاست.
شدت انفجارش بالاست.
میخوان برسونن به شدت انفجار بالا.
لذا این طبیعت جنگهاست که میبره توی سانتریفیوژ.
تلك الايام النداول که تو این آیات بود.
بله.
میبره، میچرخونه، میچرخونه خلوصها بزنه بیرون.
چرا؟
برسه به اون درصد خلوص بالا.
چرا؟
چون که شدت انفجار اونا بالاست و من شدت انفجار بالا رو میخوام.
بله شدت پایینش هم خلوصهای پایینش هم به درد مثلاً یه کارهای دیگه میخوره.
ولی اون شدت بالاشم من احتیاج دارم.
لذا پروژه تمحیص اینجا شروع میشه.
اینجا میگه که خلاصه ما تو این سانتریفیوژه میچرخونیم، طرف ظن جاهلیتش میزنه بیرون.
اوهوم.
مریضیهاش میزنه بیرون.
زد بیرون.
گمانش راجع به انقلابها دیگه بد میشه.
اوهوم.
راجع به وعدهها بد میشه، راجع به سنن بد میشه.
خطای محاسباتی پیدا میکنه.
احسنت.
ببینید آقای شهید ما یک فرمایشی میگن خیلی مهمه.
میگن وقتی که مسئولین، اینو ترکیب میکنم با فرمایش رهبر معظم انقلاب، گفتن خطای محاسباتی در مسئولین.
آقا میفرمایند امام شهید وقتی که سنن الهی فراموش میشود، در ذهن مسئول ما خطای محاسباتی اتفاق میافته.
بله سال نود و سه فکر کنم این- ای این یه حرف مهمیه ها.
بله.
یعنی ببینید نه اینکه انکار میکنه ها، رفته، رفته کمرنگ میشه این حرفها.
به درد، اه، خلاصه قصههای حسینپور دشتی و یاادی از خاطرات اون فرمایشی که جلسه قبل هم شما گفتید حرف مهمی هم هست.
اذكر و اذكر، اذكر و اذر، اذكر و اذر.
چرا؟
چون که شما اگه اینا رو هی نگی مثل صابون لیز میخوره.
بله.
میره از دست آدم در میره.
یواشیواش با واقعیات آشنا میشه آدم.
اصلاً.
خب؟
عملگرا میشه.
عملگرا میشه و با واقعیات فکر میکنه اینا واقعیه، اونا هم که سری وعدهاند.
میخوام بهتون بگم نتیجهش حتی چی میشه.
نتیجهش این میشه که رفت شیطان و وعدههای شیطان میشود واقعیت.
خدا و وعدههای الهی میشود غیر واقعیت.
شیطان و وعدههای خدا واقعیت.
شیطان و وعدههای شیطان واقعیت.
خدا و وعدههای خدا یه امر مهم دیگهایه.
این مسئله خیلی مهمیه که در سوره فتح هم اذانین بالله زن السوء اونجا هم داریم.
اونجا هم همینه.
حالا اگه- وتظنون بالله الظنونا العذاب داریم.
اصلاً همینه.
یعنی رفته رفته این مریضیهاش آقای ،،، اگر حل نشه، ببینید ما یکی از ویژگیهای منافقین داریم مضربین بین ذلک لا اله الا الله ولا اله الا الله.
درست.
یعنی نه اینوریه نه اونوریه.
ولی وقتی که صحنههای سخت پیش میاد اونوریه.
امل الكفر يومئذ اقرب منهم النحر.
میبینید که به کفر نزدیکتر میشه.
چون یه مریض قلبی طبق آیات قرآن في قلوبهم مرضٌ فزادهم الله مرضا.
یعنی همینجوری مریض قلبی میاد بالا و زیاد میشه و از زیاد مریضی قلبی.
فزادتهم رجسا الى رجس.
الا يخرج الله من غنام.
چند این آیه راجع به اینه که خدا میزنه بیرون.
والله مخرج ما كنتم تكن.
خدا اون چیزایی که قایم بکنی میریزه بیرون.
لذا ما واقعاً باید بریم مریضیهای قلبیمونو با سنن این کتاب حل کنیم و با همین کتاب باید تبیین کنیم و جهاد کنیم.
ببینید این آیه، آیه مهمیه.
میگن فلا تطع الكافرين.
نه، از کافرین اطاعت میکنم چیکار بکنم حالا؟
میگن وجاهدهم به جهاداً كبيراً.
با این قرآن و معادلاتش و عقلانیتش جهاد کبیر بکن با كفار.
که امام شهید این آیه رو میخونه برای جهاد تبیین.
بله.
میخوای تبیین بکنی شما باید از روی این تبیین بکنی.
وگرنه اگه خودت وایسادی حرف زدی میبینی داره پنج صد حرف امنیتی میزنن.
راجع به دشمن ما-- مبارزه ما با آمریکا و اینا.
یه چیزی که گاهی اوقات حتی لغتها رو هم برمیداره.
مثلاً شیطان ما دیگه کمتر میشنویم آمریکا شیطان بزرگ هست.
آمریکا کدخداست، آمریکا مثلاً چی بالاخره آمریکا یه چیز دیگهای هست.
شیطان بزرگ نیست.
خب؟
قدرت و ابرقدرت- ابرقدرت جهان است مثلاً اینجوری.
در صورتی که حالا من نشون میدم این ادبیات شیطان که هم در سوره مبارکه باز دوره انfal در زین لهم الشيطان اعمالهم هم در انfal میاد در جریان جنگ بدر.
هم چند جا در جریان جنگ احد بحث شیطان رو مطرح میکنه و کارایی بحث شیطان رو که شیطانها چه بازیهایی با ما در میارن.
اینو که به عنوان یه سرفصلی من انشالله به همین مناسبت میگم.
شما همینی که خوندید در سوره مبارکه فتح همش اینه.
میگه بل ظننتم ظن السوء.
شما میدونید گفتید که اینا که بر نمیگردن.
اینا خلاصه بر به اهلشون نمیگردن.
اینا رفتی که دیگه رفتی.
مگه میشه با این ابرقدرتا مبارزه کرد؟
معارضه کرد مگه؟
این چه حرفیه؟
این چه فکریه داری میکنی؟
خب؟
این گمان جاهلیته و اون عقلانیته.
اتفاقاً یکی از کارهایی که دشمن به نام شیطان با ما میکنه، کار میکنه روی دستگاه محاسباتی ما برای اینکه جنگ هیبریدی و ترکیبی خودشو تمام کنه.
اینو بذارید من یه سرفصلی اگه اجازه بدید بگم.
قبلش من یه نکتهای بگم.
این اذانین بالله زن السوء یا ظن الجاهلیه یا تظنون بالله ظنونا.
این یه خورده وجه علمی که پیدا میکنه میشه علوم انسانی غربی.
یعنی در علوم انسانی غربی به خصوص بعضی از شاخهها مثل علوم سیاسی یا حالا شاید جامعه شناسی یا بعضی از بله اینا، یکی از مبانیش پایههاش اینه اساساً و اینو تئوریزه میکنند و خروجی در واقع دانشگاهها متأسفانه بعضاً از این جنس میشه.
همینه.
آخرشم ما برگردیم به همین جا-- دانشگاهها باید بگیم اجعلنا الههم کمالهم آلف.
[خنده] یعنی برمیگردیم باز دور همین علوم.
چقدر دغدغه امام شهید تولید علوم انسانی اسلامی بود.
بله، اصلاً.
نه اسلاممالیزه کردن- بله.
علوم انسانی غربی.
خب؟
چونکه اینم یه کاریه.
بله.
مبانی باید- مبانی از مبنای خودش شروع کنه بیاد تولید بکنه.
بله، اصلاً.
حتی دغدغه ایشون در زمینه قانونگذاری این بود که ابتنا بر دین داشته باشه.
اوهوم.
ببینید ابتنا بر دین با اینی که شما نتیجهش رو با دین بخوای مقایسه کنی فرق داره.
فرق میکنه.
اون میشه شورای نگهبان.
بله.
خب؟
ابتنا بر دین یعنی به قولی در تمام مراحلش از تو دین استخراج شده باشه.
خب؟
ممکنه نه غربی باشه نه شرقی باشه.
یه جهتی نزدیک باشه به شرقی، یه جهتی نزدیک باشه به غربی.
بعضیا فکر میکنن این یعنی اینکه ما علوم غربی، شرقی فلان اینا رو ما نمیخوایم بخونیم.
نه، خب اینجوری نیست.
ببینید شما اگر یک درختی سالم باشه، درخت هلو بهش کود بدی هلو میده.
چون که آونداش میدونه چی رو باید جدا کنه و مال خود بکنه.
اوهوم.
خب؟
لذا ممکنه از تجربه بشری تو همه جا شما استفاده کنی- استفاده کنی، بله.
ولی چون آوند سالمه، شروع میکنه اون ماده مؤثر درستش رو تجزیه میکنه تو آوندای خودش میبره تبدیل میکنه به هلو.
کود رو تبدیل میکنه به هلو.
ببینید این چیه؟
این مال اینه که تو اگه خودت باشی که حالا من یه جاییام- والبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه احسنت، احسن.
والبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه والذی خبت لا يخرج الا نکدا.
اونی که خب-خبيثه بیارزش میده بیرون.
اون بلد طيب، زمینه پاک، زمین پاک اونه که داره به اذن ربه هی میوه پاک میده.
شما نمیتونید از انسانشناسی غربی که مبنی و مبتنی بر، ااا برتری- میدونی دیگه از توش مخلوط چیز در میاد.
دیگه میگه غیر علمیه.
میگه غیر علمیه، بله.
میگه...
بعد میگه علم چیه؟
میگه اونی که من میتونم تو محاسباتم اندازهگیری کنم.
علم اینه.
خب میشه غیر علمی.
این ببینید علم چیست؟
غیر علم چیست؟
اصلاً اینی که سر در دانشگاهها میزنن قل هل يستوي الذین يعلمون والذین لا يعلمون.
این تو سوره زمر اولشو ببینید.
امن هو قانت الانا الليل ساجدا و قائما يحذر الاخرة ويرجو رحمة ربه قل هل يستوي الذین يعلمون والذین لا يعلمون.
اون علمی که شما سر به سجده میاره، شب درست میکنه برای طرف و و و، اون علم است.
اون کارایی داره، کارآمدی داره، اونجوری هم نیست.
ما باید اینو قبول بکنیم وگرنه متأسفانه بر میگردیم به همین دانشگاهها، به همین رشتهها، به همین مبانی.
با همین میخوایم جامعه اسلامی رو اداره بکنیم.
اتفاق میدونید که اینجا اتفاقاً بدتر میشه از حالت معمولش.
اون میتونه اون جامعه خودشو تا حدی اداره بکنه.
چون که میخواد یه دونه مثلاً فرض کنید طویله اداره کنه، فرض کنید.
یه باغ وحش میخواد ادار-اداره کنه.
ما که اینو کارو نمیخوایم بکنیم.
میخوایم با همون متد مثلاً باغ وحش بیاییم یه مجموعه انسانی رو اداره بکنیم.
اصلاً دیگه در نمیاد.
اوهوم، بله.
یعنی چی میشه؟
یه مقدار چرخ دندههاش خرد میشه اتفاقاً.
برای همین هست که علوم انسانی غربی تو غرب بهتر جواب میده تا تو ما.
اوهوم.
یعنی درست و خالصش هم بخواد اجرا شه تو ما جواب نمیده.
بله، بله.
خب؟
چونکه شما هنوز جریان حق داری، باطل داری، فطرت داری، آمریکا داری، میخوای با این بجنگی، با اون.
خب؟
میخوای مهدویت رو جلو ببری.
هزار تا بحث داره اینجا.
لذا با اون جواب نمیده.
بله.
یه بحثی که حالا- جنگ هیبریدی رو میخواستی بگین.
بله.
تو جنگهای هیبریدی و ترکیبی [مکث] شیاطین.
ما ببینید وقتی که میگیم شیطان بلا immediate یاد یه موجوداتی مثلاً یه دونه چیز دستش مثل این چیزایی که غربیها دارن مثلاً یه- اوهوم.
سپری دستش یه دونه تیغ مثلاً دشنه ای دستش یه مثلاً گوشاش مثلاً اینجوریه.
شیطان ببینید یه واژمون ابلیسه.
بله.
جنه.
خب؟
شیطان یه واژهایست در قرآن [مکث] که هم جن داره هم انس داره.
مثلاً شما در همین سوره آخری قرآن، سوره ناس میگیم که بسم الله الرحمن الرحیم.
قل اعوذ برب الناس، ملک الناس، اله الناس من شر الوسواس الخناس، الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنة والناس.
یعنی اینا وسوسه میکنن در سینه انسانها.
چرا؟
چون تسلطی نداره شیطان در ابتدا.
اوهوم.
او باید فقط سوت بزنه .
حالا چه جن، چه انسان.
اگر شما خودت میگن کرم از خود درخته، اگر مایعش رو داشتی، مایع وسوسه رو.
به تعبیر قرآن باز 십시오 آفت ابجد خلقنا الانسان و علمناه تووسوس به این نفسه.
اوهوم.
خب؟
یعنی نفس وسوسه میکنه.
شیطان بیرون شبیه یه سمی میمونه که این سمو اگه بریزید تو جیبتون که فایده نداره که.
سمتونو باید بخورید و دستگاه هاضمه شما حتی اگه بالا بیاره جسارتا بازم سمه که سم نیست.
اوهوم.
نه باید بخورید و جذب کنه.
اینجاست که یک ادبیاتی درست میشه، ادبیات منافقین.
که داره حرف اون طرف رو ترجمه میکنه به این طرف.
یعنی ترجمه کافرانه اون حرف رو داره در ادبیات دینی تولید میکنه.
میرزای شیرازی فرمایند فتراجمتاً ينتق على السنت.
احسنت.
تراجمتاً ينتق على السنت.
یعنی داره تراجم و مترجم اون حرفه به این سمت.
بله.
بعد ادامه هم میفرمایند که استراقاً لعقولکم.
احسنت.
عقلهای شما رو میدزدن.
احسنت.
اینا دهن، دهن معصومه که اینا رو- دهن محکم.
این چیزا ازش در میاد.
ودخولاً فی عیونکم و نفساً فی اسماعکم.
ببینید دخولاً فی عیونکم نفساً فی اسماعکم.
اینو حالا من میخوام الان یه کمی راجع بهش توضیح بدم.
به این واژهها دقت بکنید.
ما اگه ادبیات شیطان رو از ادبیات خودمون خارج بکنیم کلا ادبیات قرآن لنگ میشن.
لذا کاملاً این ادبیاتو نگه دارید.
ادبیاتی به نام ادبیات شیطان.
آمریکا شیطان بزرگ است.
آمریکا از این کوتاه نیاد.
از این کوتاه نیاد.
[زیر لب خنده] قرآن در سوره مبارکه انعام فکر میکنم میگه و کذلک.
این آیه رو دقت بکنیم.
میخواید ببینیمش آیه رو؟
بله، بله، بله.
آیه چند؟
کذلک جعلنا لکل نبیئن [مکث] خیاف.
فکر کنم آیه سی- صد و دوازده فکر کنم آیه صد و دوازده انعام باید باشه.
بله سوره مبارکه انعام- شیاطین الجن ب-- بله انس رو میفرمایید دیگه؟
بله، بله.
بله صد و دوازده انعام.
صد و دوازده انعام صفحه صد و چهل و دوئه.
[سرفه] بله صد و چهل و دو.
در صفحه صد و چهل و دو میگه و کذلک جعلنا لکل نبیا.
اولاً همه انبیا دشمن دارن.
هرکسی هم پاشو بذاره تو راه انبیا دشمن داره.
اگر دیدید دشمنا دارن باهاش مقابله میکنند، باهاتون مقابله میکنند، خوشحال باشید.
جایی که وایسادید خوبه.
راه حقه.
راه حقه.
دشمنان انقلاب و اگر دیدید دارن مثلاً اینترنشنال شما رو میزنه، بگید خب خداروشکر.
خب خداروشکر که این داره میزنه.
ولی البته حالا بهتون میگم.
يوحي بعضهم هم هست.
اینا با همدیگه با داخل یه بده بستونایی هم دارن، پروژههای مشترک دارن.
اوهوم.
حتی ممکنه بدون هماهنگیا پروژه مشترک برمیدارن.
هم رسانهها با همدیگه، هم اینا با خارجیا.
با همدیگه target میکنن، هدف میزنن، هدفو میزنن.
ولم نمیکنن.
که دیدید اینجوری داره میشه خوشحال باشید.
یعنی اون جایی که وایسادید درسته.
اوهوم.
خب؟
ببینید [مکث] بعضیها میگن آقا ما رو مسخره میکنند.
میگم کی مسخرهت میکنه؟
میگه آقا دشمن فلان.
میگم خب آقا اون که دمتم گرم ما داریم يا حسرة علی العباد ما یأتی من رسولا إلا کان به یستهزئون.
رسول نیامده مگر اینکه داره مسخره میشه.
این جزو احکام عمومی نبوته.
فکر نکن تو یه حرفی میزنی همه بگن به به عجب حرفای خوبی شما دارید میزنید.
باریکلا.
لحظه خبران یکد-- واقعا مسخرهت میکنند به خاطر این حرفا.
دشمنه و داره مسخره میکنه.
نمیگم هرکسی انتقاد میکنه دشمنهها.
بله.
ولی یه موقع کاملاً دیگه محرزه.
این دشمنها داره مسخره میکنه.
اینجا و کذلک جعلنا لکل نبین عدوا شیاطین الانس والجن.
پس معلومه شیطان انس داریم، شیطان جن داریم، شیطانای تشکیلاتی داریم، شیطان نفری داریم، جن داره، انس داره.
اینا يوحي بعضهم إلى بعض به همدیگه وحی هم میکنند.
جنا به انسان و انسانها به جنا، جنها به جنها، انسانها به انسانها وحی میکنند یعنی چی؟
یعنی اشاراتی به همدیگه میدن تو این جنگهای ترکیبی.
اوهوم.
رسانهها اینجا میاد بالا تولید میکنه.
چیو؟
زخرف القول غرورا.
زخرف، مزخرف تو فارسی معنیش یعنی چرت و پرت.
مزخرف تو عربی معنیش یعنی یه حرف طلا اندود شده.
یعنی یه حرفی که به نظر میاد خیلی حرف حسابیه.
کاملاً برعکس.
بله باطن ندارهها ولی حرف به نظر میاد حسابیه.
ببینید راجع به منافقین شما چی میخونید در سوره منافقین؟
بعضیا فکر میکنن منافقین لباسای قرمز میپوشن، سبیلای تا اینجا، یک کلاه خود قرمز و فلان.
دیدید یه جوری کلاً ما فراعنه رو- بله ...یه جوری نشون میدیم و دشمنان رو- بله ...خیلی اصلاً معلوم پیشاپیش معلومه که این آدم ضایعهایه.
خب اینجوری نیست.
میگه و اذا رأیتهم تعجبک اسام.
نگاه میکنی میبینی قیافه درسته.
خب؟
بدنه کار درسته.
میری سراغ منطقش.
و ان يقولوا تسمع لقولهم.
اوهوم.
منطقشم درسته انگار.
یعنی حرفای شنیدنی میزنه.
انقدر جدول برات میاره اینجوری، اینجوری، کشورهای مختلف، آمار کشورهای مختلف.
فقط به تو نمیگه بابا اینکه آمار چین و روسیه و آمریکا و ایناس، جبهه حق کجاست؟
اوهوم.
اینجا وسطش.
حرفایی که میزنه میبینی هرچی میگی یه دونه پرونده از کیفش درمیاره شروع میکنه بحث کردن اینا.
يعجبک قوله في الحياة الدنيا.
بله.
اه.
يعجبک قوله یعنی حرفایی که میزنه شما رو زیر بار فرعون میبره تهش.
ولی با یه حرفایی که میبینی حرف درسته.
خب؟
و ان يقولوا تسمع لقولهم.
بعد میگه که نما خشبا مسنده.
میگه این درخت نیستا.
این یه چوب تکیه داده، دادهست.
تو به نظر میاد که- اوهوم.
...خلاصه صرفهست ولی صرفه نیست.
خشبا مسنده است.
این حالا تو این حق نماییها و اینها دشمن رو ما کار میکنه شیاطین، رو ما کار میکنه برای اینکه ما رو تغییر دستگاه محاسباتی بده.
اوهوم.
شما این آیات [مکث] چیز رو ببینید، سوره مبارکه طه.
بله.
[زنگ زدن] آیات فوقالعادهایه این آیات.
آیات میشه [نفس عمیق] صفحه، صفحه سیصد و شونزده.
من ببخشید قبل از اینکه- بفرمایید.
...چون دوست دارم ترک اونجاها- لکل شجر ذو مرقوب.
بله، بله، بله، بله.
بعد از خود متقین هم هست.
بله، بله دقیقاً.
بله.
صد و نود و دو راجع به تکبره، صد و نود و سه متقینه، صد و نود و چهار منافقین.
منافقین.
بعد میفرمایند که وصفهم دوا.
احسنت.
وقولهم شفا.
شفا [خنده].
وفعلکم داul haya.
داul haya.
بله دقیقا.
خیلی جالبه.
یعنی حرف که میزنه میبینی انگار درسته ها، منطقیه.
لذا شما انتظار نداشته باشید منافق وقتی حرف میزنه مثلا شما بعضیا تصورشون اینه که اصلا ما منافق نداریم.
نداریم بله.
اصلا نداریم همچین پدیدهای رو [خنده] برای ما قفله مثلا خب.
نمیدونم چطور پیغمبر داشته و همین جوری هم انقدر رفته بالا که شدن مردوا علی النفاق.
شدن فوق تخصص نفاق.
میگه- و من أهل المدينة مردوا علی النفاق.
احسنت.
خب؟
چیزاییان که تو ساختارن.
ببینید بعضیا هستن خارج از ساختار اونام یه نفاق، خب؟
ولی میگه حتی یه عده میان تو ساختار نظام قرار میگیرن فوق تخصص نفاقن.
اوه!
مردوا علی النفاق لنا لا تعلمه نحن نعلمه.
آخه میگه خیلی هم پیچیدن.
ناقلاها خیلی هم پیچیدن.
میبینی همه چی سر جاشه.
قیافه درست، حرف درست.
بعدش حالا میگم یکی از ویژگیهای منافقین این است که زی مقام معظم رهبری رو میکشن.
این هست تو قرآن هستا حالا به شما سر جاش نشون میدم.
[خنده] خب؟
بله.
که این مقام معظم هی میگه آقا چرا بعد هی میگن آقا لا تغصموا آقا چرا قسم میخورین انقدر؟
تا atom معروفه طاعتی برداشته شده- عملت.
هی چرا هی اینو میگی؟
عمل رو ببینید اون چیزی که از امیرالمؤمنین خوندید بیانی که از امیرالمؤمنین خوندید میگه وصفهم- دوا.
دوا.
قولهم شفا.
شفا.
با اینا نمیتونی تشخیص بدی.
احسنت.
وفعلکم داul haya.
رو فعل میتونی تشخیص بدی.
طاعتم معروفه.
طاعتم معروفه.
عملتو بیار وسط.
عملتو وردار ببینیم چیکار داری انجام میدی.
به جای دیگم طاعتم و قول معروف سوره- بله، بله دقیقا.
بطال.
این نکته نکتهایه که بعضیا اولا تصورشون اینه که ما که چیزی نداریم اصلا، قفله برای ما منافقین و منافقین اونایین که در پادگان اشرف مثلا نشستن دارن- بله.
میبینید یه- تصوری از- یه تصور فانتزی از بحث منافقین که اصلا اونا منافقین نیستن.
نیستن بله.
اونا جزو کفارن.
بله.
خب؟
بله.
منافقین اون کسیست که تو نمیتونی تشخیصش بدی همین.
منوמה علامه طباطبایی در ذیل آیات سوره منافقون، ابتدای سوره منافقون یه البته ایشون خیلی، خیلی جالبه که بحث میکنن که چرا زمان پیغمبر نفاق بود؟
بعد که پیغمبر از دنیا رفت خب اینا چی شدن؟
چی شدن؟
مثلا.
بعد ایشون اونجا یه نتیجهای میگیرن.
البته برداشت شخصی منه از بیانات ایشون که اساساً حکومت اگر بخواد اسلامی اس-- به معنای اسلام ناب باشه باید درش اصلاً لاجرم نفاق به وجود میاد.
کما اینکه در دورهای نبودن بعد از وفات پیغمبر و بعد- باز دوباره پیش اومد.
دوباره زمان امیرالمؤمنین دوباره شروع شدن.
این معلومه که کدوم- بله.
اصلا برای چی باید وجود داشته باشه؟
خب؟
این خلاصه این شیاطینی هستن که به هر حال برای ما دارن هنرنماییهایی هم میکنن.
اینا جزو شیاطینن که حالا ببینید اینجا که شما میگی جریان حق خودتو بردار بیار بذار تو میدان.
کدوم سوره فرمودین؟
سوره طه.
طه بله.
در اون داستان معروف صحره با حضرت موسی.
آها.
خب؟
صفحه سیصد و شونزده از بالای صفحه میخونم براتون.
اینجا بالاخره قرار میذارن که آقا بیاین چی بکنیم دیگه؟
بیاین با همدیگه مناظرهای بکنیم ببینیم چیه.
حضرت موسی یلّی قوی.
حالا هیچ ترسی ندارن.
میگن کی؟
میگه قال موعدکم يوم الزينة ویحشر الناس ضحى آیه پنجاه و نه ایشون.
میگه کی؟
میگه ساعت ده صبح روز بازی دربی بین دو نیمه.
همه- همه هم ببینن.
[خنده] ببینید نمیگه که بیا بریم تو یه کوچه پس کوچه اول یه خورده مناظره بکنیم ببینیم مثلا چی در میاد تهش.
ببینید- پخش زنده.
پخش زنده لایو همه ببینن.
خب؟
يوم الزينة هم باشه که همه ان یحشر الناس ضحى.
یعنی همه جمع شده باشن ساعت ده صبح، اول صبح و آخر شب و اینا هم ملت خوابن و اینا هم نه.
پخش زنده اینجوریه.
تلویزیون هم میذاره بعداً چیزش رو.
خب در این مورد میشینیم با همدیگه چی بکنیم؟
ببینید چه اقتداری داره حضرت موسی.
خب بالاخره در میگیره مسئله.
قال یا موسی إما أن تلقي وإما أن نبون أولا من الأغام بهش میگن تو اول میندازی یا ما بندازیم؟
این خودش یه هنره.
حضرت موسی میگه قال بل ألقوا شما اول شروع کنید.
ببینم ترفندت چیه و چیکار میخوای بکنی؟
فقط فإذا حبالهم وعصيهم خب دقت کنید عزیزان.
فإذا حبالهم وعصيهم يخيل إليه من سحرهم أنها تسعى.
این عصاها و ریسمانها به نظر میومد داره حرکت میکنه.
کار رسانهای، کار توییتیه.
احسنت.
ببینید عملیات رو مخ طرف.
هالیوود کارش چیه فکر میکنید؟
این همه فیلمای خشن، این همه فیلمایی که سربازان خودشون قهرمانان افسانهای داره نشون میده.
چرا این کارو میکنه؟
بخاطر اینکه میخواد رو مخ تو اینو بگه که آقا ما اگه به یه جایی حمله بکنیم پدرتون در اومده.
داره این اضطراب به تعبیر یه جای دیگه از قرآن- سحر أعيُن الناس.
سحر أعيُن الناس و استرهبوهم.
سحر أعيُن الناس اینی که گفتین چشم رو- بله.
چیز میکنه.
دخولا فی عیونکم.
دخولا فی عیونکم.
شیطان تو چشم شما اثر میکنه نه تو واقعیت و نه تو واقعیت إن كيد الشيطان كان ضعيفا کید شیطان ضعیفه اتفاقا خوبه.
برای خلبانها میدونین که باد مخالف خوبه چونکه take off میکنن روش.
اوهوم.
باد مخالف یه کم باد بذار خوبه.
انسانها کامل نمیشوند مگر با حریف تمرینی به نام شیطان.
خب؟
ولی وقتی که اینا داخلی میشه، قوی میشه تو هم حواست نیست.
دخولاً فی عیانکم رفته تو چشت رفته شیطان.
تو دستگاه محاسباتیت رفته شیطان.
احسنت.
رفته تو اینا میبینید که عظمتشو داری بزرگ میبینی.
میگه به نظر میاومد که دارن حرکت میکنن.
اینجا داره [在中文里:不可译]موسی.
موسی یه خرده ترسید.
امیرالمؤمنین تو نهجالبلاغه اینو توضیح میدن.
بله میگن [在中文里:不可译].
میگن که موسی برای خودش نترسید چون خودش که میدونه چه خبره.
از جهال ترسید.
اینا چی میگن؟
اینا چی میبینن؟
اینا دارن میبینن این ریسونا داره تکون میخوره دیگه.
یه چیزی که تکون نمیخوره اینا دارن میبینن تکون میخوره.
خب؟
اینا چی میگن پس الان؟
اینجاست که خدا وارد میشود.
[在中文里:不可译].
نترس تو دست برتری.
تو دست برتری چیکار بکن؟
[在中文里:不可译] اینه که بابا تو کار خودتو بکن.
تو حق خودتو بیار وسط.
ببینید گاهی اوقات ما میریم تو میدان دشمن با دشمن بازی میکنیم.
تو جنگ خودتو بکن، اقتدار خودتو نشون بده.
دنیا خیره میشه به تو.
اوهوم.
میگن نه بابا پس اینا یه چیزی...
این میشه جنگ نامتقارن.
یعنی اون داره کار خودشو میکنه.
تو هم کار خودتو بکن.
اتفاقی که میافته [在中文里:不可译] یعنی اینه که عصاتو بنداز [在中文里:不可译].
اون چیزی که اینا ساختن رو میبلعد.
بعد میگه [在中文里:不可译].
کید رو میبلعد.
کید رو میبلعد.
نه اینکه بری ریسونا رو میبلعد.
خب [在中文里:不可译] ریسونا رو ببلعه.
میگن خب این چیزه، این یه ساحر قویتریه.
بله [خنده].
خب این که نمیشه که چیز.
اگر تو با آمریکا درگیر شدی و آمریکا رو شکست دادی با مبانی خودت، اینجاست که [在中文里:不可译].
آدم آدم پاک تینتی باشه، پاک نهادی باشه، سرشت درستی داشته باشه، ولو اینکه تو راه بدی باشه، اینا میفهمن که آقا این تو میری از اون تو میری، یعنی این از اون مدل نیست.
این مدل دیگهایه این.
این یه عقلانیت دیگهایه.
این یه کمک دیگهایه.
یه وعده دیگریست این.
میگه بذار اینجوری شه اینجوری کید بلعیده میشه، کید بلعیده میشه.
یعنی دستگاه محاسباتی منو که میخواد خراب کنه.
تو اگه عصاتو بندازی کار خودتو انجام بدی حق خودتو وسط بیاری، کیدش بلعیده میشه.
این حرف بسیار، بسیار مهمه تو بحث شیطان که ظنون جاهلیت، یه سری مریضن، این ظنون جاهلیت درشون هست، در صحنهها بالا میزنه.
خلاصه بیماریشون متاستاز میکنه.
این مریض قلبیه.
آقای فیروزیان، بینندگان عزیز، مریض قلبی مرض قلب در مقابل چه قلب سلیمی.
اوهوم.
خب؟
خدا در سوره 1 سافات راجع به حضرت ابراهیم میگه [在中文里:不可译].
اوهوم.
پس شیعیان حضرت نوح ابراهیم بود.
[在中文里:不可译].
وقتی که رفت پیش خدا به قلب سلیم، قلب سالم.
خب اومده میخواد قلب سلیم رو توضیح بده.
بعد میگه [在中文里:不可译] اینو زد بتها رو شکست.
اوهوم.
قلب سالم قلبیست که با طاغوت درگیر میشه.
آها.
بت میشکنه.
احسنت.
وگرنه تو بگی نه نمیشه ما که با بتها درگیر نمیشیم.
ما بیکاریم با بتها درگیر بشیم.
بالاخره آدم باید واقعبین باشه توان خودشو نگاه بکنه فلان اینا.
نه، یه ابراهیم پیدا میشه در سن شونزده سالگی، میدونین شونزده سالش بوده حضرت ابراهیم بت شکن که بعد که میسوزوننش نمیسوزه در سن شونزده سالگی بوده ایشان.
خب؟
سند رشد خودشو از اینجا میگیره.
ولقد آتينا ابراهیم رشده من قبل سوره انبیا.
مثل اون ماجرای داوود و جالوت که بعد میفرماید حکمت دادیم- تازه حکمت دادیم و اینا.
تازه این بچه شونزده ساله، نوجوان شونزده ساله که یه جوری مقتدر میگه من میزنم میشکنم که خدای سند رشد رو بهش میده.
سند رشد، عزیزان به این نیست که من هجده سالم شده باشه یا شونزده سالم شده باشه.
بله.
اون رشد طبیعی بدنی انسانه، عقلانیت طبیعیشه.
وگرنه اون عقلانیتی که قرآن میگه [在中文里:不可译].
اوهوم.
احسنت.
خب؟
این سفیحه اگر با دشمن مبارزه نمیکنه، اگر روش ابراهیم رو بر نمیگزینه تو سفیهی، تو احمقی.
خب؟
رشدو من گواهیشو میدم به ابراهیم.
گواهی ولقد آتينا ابراهیم رشده من قبل.
بعدش میگه رفت و شروع کرد بتها رو گفت من بتها رو میشکنم و فلان اینا.
همچین گفت من بتها رو میشکنم که اینا تعجب کردن.
گفتن که خلاصه ااا تو داری جدی میگی؟
[在中文里:不可译].
داری راست میگی یا دوربین مخفیه اینجوری میگی؟
که میزنم میشکنم همه رو فلان.
گفت حالا من، من دارم شوخی میکنم.
شما برید ببینید من چجوری میشکنم.
عارشم نداره.
بعد که میرن [在中文里:不可译] میرن ریز ریز میکنن همه رو.
الا اون بت بزرگ رو ببینید این میشه سند رشد.
از اون موقع ابراهیم شونزده ساله که میگن یذکرهم يقال له ابراهیم قبلش میگفتن یه جوانکی هست بهش میگن فتن یذکرهم يقال له ابراهیم.
یه ابراهیم نامی یه چیزایی میگن راجع بهش.
خدا همین اینو همه رسانهها رو مگه جمع نکرد نمرود گزارش سوختن ابراهیم رو گزارش بکنن؟
گزارش نسوختن ابراهیم رو گزارش کردن.
از اون به بعد شد ابراهیم نسوز و شد جناب آقای دکتر ابراهیم.
نمرود اومد، نمرود اومد به محاجه اونجایی که داره حاجه ابراهیم رو انجام میده- بله، بله، بله.
نمرود اومد دیگه با این جوان شونزده ساله مناظره کنه.
شما کی میتونی بکشونی نمرودها رو پای میز؟
ما یه زدی طبر و برنده چی زدی، لت و پارش کردی.
بعد میبینه نه تو جدی هستی واقعاً.
بعدشم میبینی میخواد بسوزه بازم نمیسوزه.
اینجا هم وعده داره که اینا گفتن که قالوا حرقوه و انصروا آلهتکم آقا بسوزونید اینو ما قلنا یا نارکونی بردن و سلاماً علی ابراهیم.
ما هم گفتیم آقا بره و سلام باشه به ابراهیم.
این برای حضرت ابراهیمه برای ما هم هست.
یعنی زیر آتشها یکوئی میبینید ما رو سالم نگه داره.
وقتی که شما محکم وارد صحنه شدی و با اقتدار وارد صحنه شدی، گفتی میزنم که خوب میزنم.
چون تو زدی.
من که شروع نکردم که.
وهم بدؤا کم اولا ما تو شروع که منم میزنم.
تعارفم ندارم باهات.
وقتی این کار رو کردی مقتدرانه وارد شدی، اون موقع هست که میخوان بسوزوننت نمیسوزی.
بعد اون موقع است که تو عالم شناسایی میشی به عنوان ابراهیمی که آتش نگرفت، تازه اسمت میشه دکتر ابراهیم.
میشه ابرقدرت.
میشه ابرقدرت.
میشینی پای میز با نمرود به عنوان ابرقدرت میشینی.
احسن.
خب؟
این، این نکتهی- اینجا هم بعد از- عنفوری قضیه اینه.
بله.
اینجا هم بعد از ماجرای موسی و فرعون که فرمودید در اون یوم الذینه همآورد، بعد که میفرماید و اذ اهیت تلقف ما یعفکون این سوره اعراف البته.
تلقف ما یعفکون.
بله اینجا ما، ما مستقریه.
یعنی افک رو- احسن.
افک رو بلعید.
یعنی افک بلعیده شد.
احسن.
نه اینکه عصا بلعیده شد، بیضون بلعیده شد، افک بلعیده شد.
یعنی چی؟
از بین رفت.
احسن.
تمام هنرنمایی هالیوودی که- احسن ...به خرج داد برای اینکه تمام رسانهها، توییترها فلان- یه مثال بزنم حاج آقا، مثال جالبیه.
ا اینا خب خیلی تو این اااه از یک سال قبل هی میگفتن مثلاً رهبر شهید در پناهگاهه نمیدونم اینا در ونزوئلا مثلاً فرار کردن فلان با خانواده رفتن تو پناهگاههای آنچنانی.
هشتاد متر زیر زمینن.
بله.
بله.
من گفتم یه وقتی گفتم این خون رهبر شهید که در منزل با خانواده به شهادت رسید تلقف ما یعفکون شد.
دقیقاً.
یعنی افک اونها رو بلعید.
فوق الحق حق آشکار شد و بطل ما کان عملهم.
خیلی مهمه.
شما حق خودتو بیار کار خودتو بکن.
به وعدههای الهی باور داشته باش.
فی غلبه مرض نباش که اینا تبدیل میشه به جریان منافق بعداً.
چون فی غلبه مرض حالا اینا یه موقعی باید وایسیم چون همین جوری دیگه تو جنگا داره رخ میکنه.
اوهوم.
یعنی میبینید بعد اینکه از عهد بریم هم راع لعد، بعد بریم توی- اوهوم.
مثلاً فرض بفرمایید بحثهای احزاب و اینا بعد میرید جلوتر اینو میبینید اصلاً پرونده ویژه خدا اتفاقاً همینه.
شما به اندازه ای که این درخت داره قوی میشه، داره علف هرزش هم قوی میشه.
اوهوم.
خب؟
هم درخت داره قوی میشه هم علف هرزش داره قوی میشه.
لذا یکی از چیزهایی که داره نگاه میکنه شیطان درونیه.
ادبیات شیطان خودی.
اوهوم.
شیطان خودی.
حاج آقا این آیه هم فکر کنم راجع به منافقینه که میفرماید استحوذ عليهم الشيطان.
بله، بله.
یعنی کلاً دستگاه فکریش بله.
بله، بله.
یعنی تحت سلطنت قرار گرفته.
بله.
استحواز یعنی شما گفتید تحت سلطه.
بله، بله.
تحت سلطه که قرار میگیره، اون موقع میگیره میکشه ادبیات خودشو جا میندازه، میب-- حرفشو میزنه، میبره جلو کارو.
بله.
خب؟
یه جوری یه موقعی میشه که خدا به پیغمبر میگه تو میفهمی و لتعرفن نام فی لهن القول.
احسن.
تو میفهمی ولی مردم دیگه نمیفهمن.
برای همین است که شما هی شاخص دادن که این کار قرآنه.
احسن بله.
هی شاخص میده، شاخص میده که بقیه هم بفهمن.
یه جمله اینجوری هست از امام- صداق نفاق رو نمیگه، شاخصها رو- شاخصها رو انقدر میگه، میگه، میگه، میگه که شما بتونی تشخیص بدی.
یه موقعی امام شهید میگفتن، گفتم من میفهمم دهنها که باز میشه من میفهمم اینو.
من میفهمم ولی همه مردم که نمیفهمن.
باید انقدر شاخص بدی، شاخص بدی تا معلوم بشه آقا این جریان فی غلبه مرضند.
این اختلال دستگاه معاصاتی پیدا کرده.
این یکی نه، این یکی طراحه اصلاً دیگه.
این یکی پشت صحنه دارن طراحی میکنن.
یه داره میگه سماعون للکذب خیلی عجیبه.
میگه سماعون للکذب میشینن پیش پیغمبر که پیغمبر حرف بزنه ببینن چجوری میشه گوش نکرد.
[خنده]نه اینکه چجوری میشه گوش کرد.
چجوری میشه از نقطهای زد حرف پیغمبر رو گوش نداد.
سمعنا وحسینا حسینا.
سماعونا للکذب سماعونا لقوم آخرين لم يأتوک.
اینا خبر رو میبرن تو اتاق فکرای پشت صحنه، تو رسانهها، تو نمیدونم اونا میبرن اونجا.
اونا نمیتونن پیش تو بیان- اوهوم ...ولی اینا واسطه بین رهبرن و اون اتاق فکرای پشت صحنه.
عجیبا!
میگه اون نمیتونه بیاد سماعونا لقوم آخرين لم يأتوک.
اون نمیتونه پیش تو ای پیغمبر بیاد.
پیش رهبرا اینا جایی ندارن.
ولی اینی که میتواند رفت و آمد بکنه میاد حرفو میبره، میبره تو اتاق فکرها کارو تقسیم میکنن.
یه کاری در میارن که حرف رهبر چجوری میشه زمین دماند.
این آیه سوره هشتاد و یک از سوره آیه هشتاد و یک سوره نساء دقیقاً همین فرمایش شماست.
راجع به منافقین و یقولون طاعتون فإذا برزوا من عندک بیتة طائفة منهم غیر الذي تقول والله یَتْلُو مَا یُبَیِّتُونَ.
یُبَیِّتُونَ و بَیْتَة یعنی همون اتاق- اتاق فکر ...اتاق فکر میذاره و میبره تو اتاق فکرها- غیر الذي غیر الذي تقول بشه تقول بشه.
یه چیزی در بیاد تهش.
میبینی تیترها، زیرتیترها فلان اینا همش یه چیز در میاد.
بعد میبینی اِ این که رهبر اینو نگفته بود گفته بودا ولی این نبود [خنده].
تهش این در نمیومد.
یه چیز دیگه در میومد علی القاعده.
ولی این کار رو میکنند.
اوهوم لذا میخوام بهتون بگم با یک جریان به شدت مهم و هنرمند.
يقولون فيشبهون، فيشبهون امیرالمؤمنین.
اصلاً يقولون فيشبهون فيشبهون و یصفون فيموهون.
دارن تمویه میکنند و- آره ...چیده میکنن قضیه رو.
آره، آره.
فوقالعادهست.
بسیار خب.
اینم یه نکته راجع به-- پس ما ادبیات شیطان و منافق رو، منافق خارجی، منافق داخلی، شیطان خارجی، داخلی و اینا جزو بحثهای سر دستیه.
دیگه همینجوری ادامه پیدا میکنه.
و بعد هی قرآن ویژگیهای جدید، ویژگیهای جدید، نه- اون آیهام که سوره منافقون خوندید ادامشو ن-ن از یادتون رفت شاید بخونید که قرآن میفرماید هم العدو.
هم العدو اصلاً دشمن اینان.
اصلاً دشمن-- همین، تو همین سوره نساء میگه إن المنافقین في درج الأسفل من النار پایینترین مرتبه اینا.
دشمن خارجی رو کسی فکر نمیکنه مثلاً تهران فلان دشمن هست یا نیست.
بله.
تردید نداره که.
همه هم میگن.
همه میگن مسئولینم میگن، همه میگن.
ولی راجع به خیلیها نه اینجوری نیست.
داخلی اینجوری نیست.
ولی قرآن میگه هم العدو.
داخلی راجع به منافقین چیز میشه دیگه.
بله دیگه میفرماید اِاِاِ اون آیه سوره نساء که میگه چرا دو دسته شدید؟
ما ولا کنت المنافقین في أطغئ ما أرکصهم.
بله میگه اینا رو واجبون کرده خدا.
دیدید به معاویه میگن جسم مرکوز، جسم معکوس.
بله معاویه هم میدونید معاویه یه آدم اعتبارداری بوده توی فردوس اسلامی.
یعنی این منافق شخصیتش چجوریه که خیلیها نمیپذیرن.
میگن نه فلانی مثلاً نیست.
نه بعضیا هم میگن نه هست.
این دو دستگیه.
آره في أطغئ اینجوری میشه.
این خلاصه ما باهاش دیگه کار داریم.
البته من شخصاً خودم اعتقاد دارم آقای قاسمیان به نظرم میاد حالا شما اگر اشتباه میکنم تصحیح بفرمایید.
اِممم اینجوری هم نیست.
یعنی سطح نفاق من خودم فکر میکنم خیلی بالاست.
بله بسیاری از افراد ممکنه جز fi قلوبهم مرض باشن.
بله، بله ولی چون fi قلوبهم مرض با منافقین یه اشتراکاتی دارن- بله، بله ...ما ممکنه به اشتباه بیفتیم و فکر کنیم طرف منافقه واقعاً.
بله در حالی که یا ضعیف الإیمان یا fi قلوبهم مرضه مثلاً اینجوریه.
اصلاً تعبیر fi قلوبهم مرض گفتم یه ذرت فحش نیست.
fi قلوبهم مثل یه قلب مریضه.
تا این هنوز نمرده که.
قلبش مریضه.
بله باید بره بیمارستان قلب.
بله خب اصلاً قلبش مریضه.
اینکه به این معنا نیست که طرف مرده.
ببینید اقدام fi قلوبهم مرض یه اقدام خودخواسته نیست.
احسن ولی رفته رفته ببینید چون- نتیجهش اون میشه ...نتیجهش یه خورده ادامه بدی- یعنی ابتداءً خائن نیست.
احسن.
ببینید این آیه سوره روم رو به عنوان یک قاعده کلاً داشته باشید.
ثم کان عاقبة الذین أساؤوا أن كذبوا بآيات الله وكانوا عنها غافلين.
یه سرسرهیه.
آدم که کار بد میکنه، باز دور کار بد میکنه، باز دور کار بد میکنه.
تلنبار کارهای بد، یه سرسره.
ببینید fi قلوبهم مرض یه اقدام خودخواسته نیست ها.
باورش همینه.
همینه بله خب؟
باورش اینه که خدا به هر حال این کمکها رو نمیکنه.
یا اصلاً میکنه من نمیدونم میکنه یا نمیکنه.
خب؟
من نمیتونم حساب بکنم.
بالاخره- اوهوم ...اِاِ گفتم به قول آقای مجتهدی میگفتن که چی بکنیم؟
این سگ بهتون حمله کرد.
این ٱمَّا كَلْبُكُمْ بَاسُتُمْ لَهُ ذَا أَيْهِ ٱلْبَسِيط رو بخونین.
گفتن احتیاطاً یه چوبم [خنده] باهاتون باشه.
خب ممکنه سگه عربی بلد نباشه اینجوری.
خب بعضیا احتیاطاً چیندن، احتیاطاً خدا رو قبول دارن [خنده] خب و وعدههای الهی رو احتیاطاً- يعبد الله على حرف حرف.
احتیاط میکنه سر این چیزا وگرنه تو معادلاتش به گنجونه نمیگنجونه.
منافق- جلوتر که میره آقای چی؟
میشه منافق.
احسن منافق یعنی رفته رفته داره طراحی داره دیگه خودش.
احسن یعنی میشینه طراحی میکنه جلوتر که میشه، میشه مرد على النفاق میشه تخصص نفاط- دارن.
بله، تو این زمینه و اینا هم پله پله آدما میرن.
میریم نگیم میرن خدا نکنه میریم.
ببینید کار به حسب ظاهر کار خیلی پیچیدهای منافق داره میکنه ولی به حسب کارکردی یک شاخص داره، اون شاخص خیلی مهمه.
اگه اون شاخصو نگه دارید دست منافق رو میشه.
اگه شما بخواید بدونید شاخصش چیه؟
شاخصش ولایته.
[زبان عربی] بهشون میگن [زبان عربی] خب؟
[زبان عربی] سدودی سدودا.
بله.
نساء.
نساء بله.
[زبان عربی] چی؟
[زبان عربی] یعنی میگن قرآن آری چون که قرآن چیزهای مختلف رو میتونه حمل کنه خودش، خب؟
و الی الرسول این جایگاه این میگه قرآن آره جایگاه ولایت نه.
برای همینه میگه [زبان عربی] قسم نخور.
اون کاری رو کن که ولایت بخواد.
اوهوم.
تئوری رو ببر جلو که منوی اونه.
نه این که یه بازیای دربیاری که آخرش خ-- رسول رو بر خودت تطبیق بدی.
اوهوم.
خب؟
یعنی چون که این کارو میشه کرد.
ببینید این کار هم به لحاظ تاریخی هم به لحاظ قرآنی اینا به معنای ضعیف بودن نیست.
به معنای همون من tab and back هست.
اوهوم.
خب؟
به معنای ضعیف بودن نیست.
به معنای اینکه یک بازیای در میاری از خودت کارهایی میکنی که ضعیف مجبور میشه حتی قبول نداره با تو تطبیق بکنن.
شما در نهج البلاغه چقدر والی میبینید از ولاة امیرالمؤمنین که حضرت سر و تنشون میشوره و عوضشون نمیکنه.
عوضش نمیکنه.
نمیکنه.
از همون شورای قاضی که مثال زدیم- بله.
کار میکنه عوضشون نمیکنه.
تا عثمان بن حنفه تا نمیدونم کمیل تا، تا خیلیا، خیلیا.
بعضیا میگن چرا؟
میگن مگه یه کشو مال کش دار داره که مثلاً فرض کنید اینو برداره اونو بذاره؟
اینه.
یعنی این واقعیت چرا یه تصاویر رویایی مثلاً- بله.
میدیم.
آقا مجبوره یک رهبر به اندازه حلقه میانی خودش کنش کنه.
احسن.
طبیعیه.
بله.
لذا او تطبیق میکنه با این.
نه اینکه این یار تطبیق بکنه با او.
اوهوم.
اینجاست که باز هم عرض میکنیم توجه به سنن الهی یه جایگاه رفیع و ویژه.
بله بسیار- اگه فرصت هست یه- نمیدونم اگر- دوستان به من بگن که چقدر فرصت داریم تا پایان برنامه ممنون میشم.
حدس خودم اینه یه ده دقیقهای بله فرصت داریم.
ده دقیقه آقای مصاحب.
خب ببینید یه نکتهای از این بحث سوره مبارکه آل عمران و جنگ احد یه نکتهای که میشه الان اینجا بگم، یه بحثی میدونی که جنگ که خواست شروع بشه، اِممم...
بله.
جنگ که خواست شروع بشه، یه سری جوونا گفتن میریم بیرون.
ظاهراً نظر شریف خود حضرت پیغمبر [خنده] هم این بود که جنگ تو هم باشه خوبه.
بله، این نکته خوبیه.
خب؟
جنگ تو هم باشه خوبه.
خب یه سری هم به پیغمبر گفتن که جنگ تو باشه، تو شهر باشه.
پیغمبر حرف جوانهای مؤمن انقلابی رو ترجیح داد.
زره رو بپوشید.
گفتن چی؟
گفتن میریم بیرون.
این جوونا گفتن آقا اگه [خنده] بخوایم باشیم تو- آقا ما یه چیزی گفتیم.
ما یه چیزی گفتیم حالا.
گفتن نه پیغمبری اگه زره بپوشه و عزم کنه تمامه.
حالا من یه نکتهای اینجا بگم خیلی جالبه.
من خودم خوندم برام خیلی جالب بود.
اِاِاِ...
علامه حاش معروف حسنی- بله.
راجع به این اتفاق یه تحلیل جالبی داره.
بله.
ایشون میگن که بعیده که پیغمبر نظرش این بوده باشه که در درون مدینه بجنگیم.
بله، بله.
برای اینکه به نظر میاد خلاف مثلاً قواعد جنگیه که در درون مدینه- یغرض اره ملتن.
بله، احسن.
ایشون میگن که على الظاهر پیغمبر نظر خودشو هم نظر با منافقان جلوه داد- بله، بله.
که اونها خودشون رو خالی کنن راحت چون اونا با دشمن ارتباط داشتن.
گفتن تو رو ج-- یه فریب در واقع چیز بود- تاکتیک.
تاکتیکی بود که اینا خودشون راحت بریزن بیرون.
پیغمبر بفهمه نقشه دشمن چیه، اینا چی میخوان.
[خنده] و برای همین آره علامه حاش معروف حسنی برای خود من خیلی جالب بود این زیرکی و فطانت.
بعد چون پیغمبر اینو تو جلوه داد، خیلی از تاریخدانها فکر کردن که نه واقعا نظر پیغمبر این بوده که در داخل بجنگه.
[خنده] بله.
الا یخرج الله عدوكم الی خارج.
احسن، احسن.
حالا نکته این بود که حضرت پیغمبر تهش برد بیرون.
بله.
جنگیه.
صورت ظاهری جنگ شکست شد دیگه آخرش.
البته اینو بعداً خواهیم گفتش که پیغمبر نمیذاره شکست به ما صده.
آها.
خب؟
خیلی جالب.
این یه حرف مهمیه.
احسن.
اصلاً جریان هم رو العسل اینجوری پیش میره- احسن.
و بعدش یعنی شکست با تن شکست خورده نرو.
احسن.
خب؟
که بالاخره با دست برتر این اتفاق تمام بشه.
خب اینا به نظر ظاهر شکست خوردن و توی اوحد شکست خوردن.
یه عده شروع کردن علیه جوان مؤمن انقلابی که گفته بود بریم بیرون، شروع کردن شانتтаж کردن [نفس عمیق] که آقا برای چی شما اصلاً با این جوونها مشورت میکنی؟
اصلاً مشورت برای چی میکنی؟
میخواست از پیغمبر یه فرعون در بیارن.
اوه.
خب؟
میخواستن از حضرت آقا یه رضاخان در بیارن.
دیدین بعضیا دوست دارن- بله.
یه همچین حالتی ببرن.
بله.
خب؟
اینجاست که آیه نازل شد.
این آیه مهم صد و پنجاه و نه به خاطر اینه.
سوره آل عمران.
سوره آل عمران.
که اینا حالا پیاده شدن که آقا شما اصلاً مشورت نباید بکنی.
کار خودتو بکن، شو برنامه خودتو، طرح خودتو از اون ور هم به این تحلیلی که شما گفته بودی میخوره که اومده بودن که آقا برای چی مشورت میکنی؟
مشورت با اینا باعث شد تو بری بیرون و نمیدونم این چیزا.
بله.
با جوان مؤمن انقلابی مشورت نکن، خلاصه.
اینجا بود که آیه نازل شد که مشورت کن.
مشورت نکنی از دورت پراکنده میشوند [مکث].
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ اگر فظ غلیظ القلب، ببین من اصو گفتم تمام مثلاً اینجوری که خواهیم بود از دورت پراکنده میشن.
فَعَفُو عَنْهُمْ ببخشی و اسْتَغْفِرْ لَهُمْ استغفار بکن براشون وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ و مشورت بکن باهاشون.
به هرحال مشورت خیلی فإذا عزمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ این خودش یه بحث مهمیه در مشورت کردن.
چون گاهی اوقات ما متأسفانه در کشور انقدر شورها داریم که مسئولیت گردنگیر نداریم.
اوه.
خب؟
آخرش ما نمیدونیم مسئول آلوده یوا کیه؟
اوه.
مسئول فرهنگ کیه؟
مسئول مثلاً بنزین کیه؟
مسئول راهها کیه؟
مسئول حجاب کیه؟
مثلاً شما هیچی اینا رو نمیدونی.
چرا انقدر شوراهای مختلف درست شده تصمیم میره تو اونجاها گم میشه.
دیگه نه، شاورهم مشورت بکن با اینا فإذا عزمْتَ عزم کن فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ تصمیمو بگیر و برو جلو.
اینجاست که یه بحثی قرآن کلاً داره باید بهش دقت کرد.
بحث جوانه.
اوه.
خب؟
ببینید دین جوون پسنده.
ما پیرمردیش کردیم.
دیدید دینو یه جوری توضیح دادیم پیرمردا استقبال میکنن.
لابد نیز عنصر جهاد و جهاد و فلان این چیزا رو توش کشیدیم بیرون، جوان استقبال نمیکنه.
پیغمبر خدا میگن من وقتی که مبعوث شدم شالفن الشبان وخالفني الشيوخ جوونها با من بیعت میکردن.
شیوخ مخالفت میکردن.
ما داریم که اصحاب مهدی كلهم شباب، كلهم جوانن.
شیوخ و پیرمرد و اینا ندارن ال-- مثل مگه اندازه نمک دو غذا.
خب اینجورین.
نه اینکه بگیم که اینا میرن جهنم و فلان اینا نه.
ببینید عزیز من حضرت مهدی تشریف بیارن بنده رو به کار نمیگیرن.
احش چیکار میکنن؟
بنده رو اگه به دردشون بخوره میفرستن تبلیغ یه جایی.
رو من بارگذاری نمیکنن.
آقا رو جوون دارن بارگذاری میکنن.
ببینید متأسفانه امروز این انتقاد رو بکنیم که خیلی از افراد میگن فلان جوونه بعد میخواد کارو بگیره دستش.
نه، نه جوونه، جوونه.
مثلاً چند سالشه؟
چهل سالشه.
بعد خودش بیست و دو سه سالش بوده فرمانده لشکر بوده.
خب؟
[خنده] ببینید چیه؟
چرا به جوون هی میگیم که تو بچهای، تو بچهای.
عتاب اونه که أحدُّ أعظانن به قول امیرالمؤمنین.
میگن تصمیم میخوای بگیری اول بده به جوونا فَاسْتَبْدِهِ بِبِدَايَةِ الشَّبَّانِ اول بده به جوونا.
جوونا تصمیمسازی بکنن اونا أحدُّ أعظاننن.
اوه.
ذهن تیزی دارن، أسرعُ حدسَنًن.
اینجورین بعدش نتیجه کارهای اینو از توی اینا یکیشو انتخاب بکن.
این بذار تصمیم تهش تصمیم جوانان باشه.
ما میبینیم تا شصت سال، هفتاد سال، هشتاد سال میز کار اجرایی رو-- آقا چرا اینجوریه؟
این جوونا جوان اشتباه هم بکنن.
حتماً مگه- مثل همین جاها ...مگه خودشون اشتباه نمیکردن؟
اینجا که اشتباه نبود ولی خ- مگه خود همینایی که امروزا کار دستشون یه-- مگه اونوقت اشتباه نمیکردن؟
خب شما برید تاریخ جنگ رو ببینید، ببینید اشتباه میکردن یا نمیکردن.
ولی باید این جوون تو کدوم جایی همینجوری آرام، آرام بیاد نه آسانسوری.
اوه.
رانتی نه.
بله.
باید آسانسوری، نه.
همین آرام، آرام به تعبیر قرآن استیناس رشد، رشد بشه فأنست منهم رشد.
اوه.
آرام، آرام رشد پیدا بکنه بیاد کارا رو بگیره دستش و اون موقع ما یک مجموعهای داشته باشیم پرتحرک و جوان.
این تقاضای آقای شهید ما بود.
بله.
خب؟
بله.
این از این تقاضاها بود.
اینجاست که من میخوام عرض بکنم حتی به انبیا میگفتن که شما دوربریهات یه سری جوونای عرازلنا بادی الرحی.
یعنی چی میگن؟
یه سری جوانکای خلاصه کلهشون بقرمه سبزی میدن اینا دور شما رو گرفته.
اینا گاهی اوقات تعنهم میشدن به خاطر این قضیه.
اوه.
لذا باید یکی از پیامهای این قضیه اینه که باید به فضای جوانها یک- بسیار عالی تشکر، ممنونم.
خیلی عالی بود.
خیلی بحث خوبی بود.
جنگ اوحد فکر کنم باز باقی مونده بحث.
باقی مونده به اضافه هم رو ول کردیم- انشاالله بله، انشاالله.
تشکر.
خب امیدوارم شما هم بهره برده باشید بینندگان عزیز تا فردا شب و برنامه دیگر سوره شما رو به خدای بزرگ میسپارم.
خدانگهدار.
[موسیقی]