د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۰
دارای متن همگام
محرم و ویروس نفاق در میدان تصمیم
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۱۵:۳۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحيم و به he نستعين.
انه خير ناصر و معين.
السلام علیک یا أبا عبدالله و على الأرواح التي حلت بفنائک.
علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت و بقي الليل والنهار.
و لا جعله الله آخر العهد منی لزيارتکم.
السلام على الحسين و على علي ابن الحسين
و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين.
مردم عزیز ایران سلام عرض میکنم خدمت شما.
امیدوارم عزاداریهاتون
مورد قبول واقع شده باشه
و امشب هم با برنامه دیگری از مجموعه برنامههای سوره
در ماه محرم در خدمتتون هستیم
و همونطور که مستحضرید داریم راجع به
مسئله جنگ و جهاد در قرآن و سیره
نبوی و سیره اهل بیت علیهم السلام
صحبت میکنیم با جناب عبد الصمد المسلمين
غلامرضا قاسمیان. سلام عرض میکنم حاج آقا خیلی خوش آمدید
به برنامه. تقاضا میکنم یک
مقدمه بفرمایید و بحث آغاز کند.
بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا أبا عبدالله.
سلام میکنم خدمت شما آقای فیروزیانی و بینندگان عزیزمون و عزاداران انشاالله که عزاداریهاشون قبول باشه.
خب داریم جنگهای پیغمبر رو که واقعا شاید معارف
قرآن حول این جنگها داره شکل میگیره به خصوص در سوره مدنی
داریم بیان میکنیم. البته مستحضرید که ما داریم
با زمینههای اجتماعیش بحث میکنیم.
بله. یعنی اینجوری نیست که الان بگیم توی جنگ مثلا چه اتفاقی افتاده؟
نه، قرآن هم این کارو نمیکنه.
کاملا داره زمینههای اجتماعی که این حادثه
اونجا چه معنایی داره ایجاد میکنه اینو داره.
میگه ما هم سعی میکنیم به همین ترتیب کار رو-
انشاالله. انشاالله در خدمتتون هستیم. خوش اومدم.
خب ما بحث اهود یه چند تا بحث مونده از جلسه قبل.
یکیش بحث در واقع
حالا یهودیان داشتن و اینها این چند تا بحث رو بزنم.
خب میخوایم از بحث آخر فعلا شروع کنم که بعد
به شهادت مشهور شایعه شهادت- بله، بله.
ببینید یکی از بحثای مهم جریان مدینه این است که
خب یهودیا مستقرن، مستقرن تو مدینه دیگه.
اصلا اومدن که شاهد پیامبری پیغمبر
و حکومت اسلامی پیغمبر باشن.
منتها تصورشون اینه که پیغمبر مال خودشونه.
دیدن که نه این قوم برگزیده اتفاقا دشمنه.
خب مهمترین دشمنیها از طرف یهود شکل میگیره.
منتها به هر حال تحصیل کردهها خب یهودیان.
تحصیل کردهها، باسوادها،
اینایی که تو این مدارس در حقیقت درس خوندن
برای عملا یاران پیغمبر غرب در دسترسه.
اوهممم. اینها به نوعی برای اینکه بفهمیم چی داریم میگیم- بله، بله.
غرب در دسترسشون همینان.
اوهوم. لذا خیلی اعتماد دارن به یهودیها.
یهودیها باسابقه های دینن
و باسابقه های فرهنگ و علمند.
بله. این رو شما در نظر بگیرید.
یه سری هم خب تو مدینه به خاطر کلا قبل از حتی حضور پیغمبر،
یه سری کلا با این یهودیها خیلی میپلکیدن
و عملا دینشون
یه مقداری یهودی بود.
اینی که ما-- پیغمبر میگن
مثلا دین رو از مسلم اهل کتاب نگیرید.
اوهوم. از کسی که بالاخره
توی قر-غرب اون موقع درس خونده،
اهل کتاب اون موقع و بعد برگشته.
این رسوبات اون فکر توش هست.
نمیگه این جهنم میره و اینا.
میگه شما دینو خلسشو بردارید بگیرید.
بعضیا هستن یه چیزایی از روانشناسی، جامعه شناسی فلان تو غرب خوندن.
بعدش آدمای قریحه تدینم دارن.
اینا رو به همدیگه ور میکنن با همدیگه یه اسلام مالی میکنن، یه چیزی در میاد.
بعد شما میخونی فکر میکنی دینه الان.
در صورتی این دین نیست. التقاطیه.
یه دین التقاطیه که شناسایش هم خیلی شخص--
سخته. این یه-- این
مسلمانانی که با یهودیها یه مقدار ارتباط برقرار کرده بودند که حتی در جنگ اهود
اینا وقتی که آورده بودن
تو جنگ پیغمبر که داشتن سان میدیدن احساس میکردن یه عده رو نمیشناسن چرا.
بعد بعضی از این مسلمین خیلی هم افتخار کردن چون که ارتباط د-د-داشتن
گفتن کمکهای خارجی رسید
اینا به پیغمبر. پیغمبر گفت یعنی چی؟
گفت اینا یهودیان که اومدن الان
به نفع ما در جبهه اسلام بجنگن با کفار و فلان اینا.
پیغمبر گفت همه رو برگردونین.
یعنی یک سوم لشکر رو
به حساب ما خالص
خودمون میخوایم بجنگیم. و ما کنت متخذ المضلین عبدا.
این به جریان ابی عبدالله هم ربط داره دیگه.
به جریان حر بن یزید جعفی.
اوهممم. خب؟ که وقتی که حیدر--
س-سید الشهدا بهش گفتن که بلند شو بریم
یا کربلا گفت من نمیام ولی یه اسب خیلی فوقالعادهای دارم
که هیچ موقع سوار رو خودش رو زمین نمیذاره.
در هیچ مَلَکهای گیر نمیکنه.
خیلی کسایین ازت ناراحت شدن اومدن برن بیرون.
بعد گفت شما چرا رفتید بیرون؟ من که گفتم اسبمو میدم.
گفتن من کجا اسب تو رو میخواستم؟
من خودتو میخواستم. بعد این تیکه رو میخونن سوره کهف.
آها. و ما کنت متخذ المضلین عبدا.
ما هیچ موقع گمراه رو بازو خودمون انتخاب نمیکنیم.
اوهممم. این گرچه از طرف جناب خداست ولی
استفاده میکنن این عبارت رو که
هیچ موقع ما از گمراه
برای بازوان خودمون، برای پیشرفت جریان حق از باطل استفاده نمیکنیم.
ما خالص بازی خودمونو میکنیم.
خالص بازی میکنیم. لجونر-
یهودی نمیخوایم برای قضیه ج-- پیشبرد جریان حق.
اتفاقاً این کار عاقلانهایه با سنن الهی.
چونکه ناخالصی که میره بالا
اتفاقاً میبینید که اتفاقی که میافته
اون انفجار لازمی که باید ایجاد بکنه نمیکنه.
اون وعدههایی که باید جذب بکنه نمیکنه که حالا تو تمییز
هم گفتیم و این دفعه داریم
بیشتر بازم عرض میکنیم. اینجا بود که پدیدهای درست شد به نام بتانه.
اوهوم. بتانه یا همینجوری که پیشرفت میکنم
در سوره مبارکه توبه نشون میده به نام ولیجه.
اوهوم. که این دو تا معنا ش-- شبیهه به همه.
یعنی کسی که اومده تو سیستم تصمیمگیری، تصمیمسازی.
دیگه خیلی به ما نزدیک شده، عیاش شده.
این رو منافقین اون موقع
با ارتباطاتی که با
دستگاه غرب اون موقع داشتن و حتی رفقایی داشتن کارهای اقتصادی مشترک میکردن،
درس مشترک خونده بودن،
در دانشکدههای مشترک درس خونده بودن،
اینها این جریان رو به عنوان تصمیمسازی کارسازی میکردن برای
پیغمبر. خیلی حرف مهمیه ها.
که اینا این کارو داشتن میکردن
که حتی این ویروس سرایت میکنه به بزرگان جهاد و شهادت
اون موقع که در سوره توبه حالا نگاه میکنیم.
اونا هم به همچین خطایی درگیر شده بودن.
یهویی میبینید تو نظام و سیستم مشاوره شون
مواجه شده بودن با یک کسایی که
یه خضوع و رکوعی به تع--
تعبیر قرآن پیدا کرده بودن.
یه ارتباطاتی هم داشتن اینها.
اینها حرفای اون ور رو ترجمه مشاوره ای میکرد برای این طرف.
نه اینکه جاسوسهها- بله، بله.
...ببینید جاسوسه بتانه
یعنی اومده تو سیستم دور ور اینا هست و
کی داره این قضیه رو کارسازی میکنه برای جریان کفار؟
جریان منافقین. بهره شهید
میفرمودن نفوذ در دستگاه محاسباتی.
احسن. همین نفوذ تو محاسبات
اون که کافر اگر تعبیری که
جلسه گذشته خوندیم تراجم باید داشته باشه.
بله تراجمتاً ینتقل على ألسنتهم.
یعنی باید این ترجمه بشه بیاد در کنار همون حرفا.
میبینید همون نتیجه
داره توسط یک ادبیات دینی تولید میشه در کنار پیغمبر هم داره ظاهر میشه
که حالا بریم جلوتر. شما میبینید
که انقدر این جریان قوی میشه کنار پیغمبر
در سوره احزاب که انقدر فشار میاره که نظرات پیغمبر رو عوض میکنه.
اصلاً آیه یک سوره احزاب با همین شروع میشه.
که هی دیگه میبینید میگه لا تُطِعِ الكافرین و المنافقین.
هی اینا رو چسبونده به هم دیگه.
میگه اینا یه هم نظر شدن دیگه.
منتها این در درون نظام
و دور پیغمبر داره این کارو میکنه، اون از اون بیرون
داره این تئوریهاشو در حقیقت جلو میبره.
این از درون نظام داره این تئوری رو جلو میبره.
یکی از دلایلی که شاید حالا اینکه قرآن خیلی به برخی از اهل کتاب
انتقاد میکنه و آیات
بالاخره مذمت گونهای داره
برای کنترل همین جریان باید
و اون آیه شریفه هم که فکر کنم در سوره توبه است که ولَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا
اول یهود رو میگه بعد وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا رو میگه.
احسن. یعنی اینا یهودیا خب ظاهر شیکتر و به قول شما باسوادتر و بافرهنگتر و-
بله. ...ولی مشرکین خب نه اونا دشمن در واقع- خیلی واضح بود.
...واضح بودن. بله اینا قوم برگزیده هم بودن.
ببینید ما قوم یهود یه قوم برگزیده بود.
قرار بود و سیمولاتور برخورد کرد بود با اینا.
بعد قوم برگزیده بعدی آمد
که اینا هر دو تاش البته به حضرت ابراهیم مرتبطه.
ابراهیم و دو تا فرزند و دو تا قبله
که اینا قبلههای قیامن.
اصلاً قبله یعنی قیام. اوهوم.
یه بحث به شدت مهمیه
که این قبله و اون قبله و این دو قبله تا
در حقیقت مربوط به قومهای برگزیده است
و قاعدتاً هم باید با همدیگه بجنگن.
اگه با همدیگه یه موقعی توافق کردن
یه علامتیست که حالا یه موقعی
اگه لازم شد عرض میکنم که اگه دو قبله با هم
توافق شد تو دو قبله
یعنی صاحبان دو تا قبله با همدیگه توافق کردن.
یعنی فرض کنید عربستان داره نزدیک میشه خودشو با- اوهوم.
...رژیم صهیونیستی. داره عملیات
ااا عادیسازی و این چیزا رو پایهریزی میکنه و میبره جلو.
این یه معنی خیلی بدی میده.
اوهوم. چون دو قبله داره میشه عملاً
تصرف قوم یهود. اوهوم.
این خودش یه معنی قرآنی داره ولی بحث مفصلیه مسئله قبله.
بعضیا فکر میکنن قبله یک جهته.
قبله یک جهتگیریه.
نه یک جهت. قبله مال امامه.
احسن. قبله وجه هست نه جهت.
لکلٍّ وجهة هو موالى
که در جریان قبله میاد این خودش یه بحث.
که حالا مسئله یهوده انشاالله یه موقعی به
این جنگها به مسئله یهود سوره حشر
و امثالهم خوا-- منافقین با جریان یهود
و تصمیمسازیهایی که جریان
یهود داره برای جریان
اسلام انجام میده توسط جریان منافقین.
خب؟ بهش میگن بتانه به این پدیده.
پدیده همرازی، محرم
راز، تصمیمساز.
یعنی هرچی که میگه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
صفحه شصت و پنج رو عزیزان بیارن.
آیه صد و هجده. میگه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ.
از غیر خودتون بتانه انتخاب نکنید.
این یهودیا خیلی خب نزدیک شده بودن به دلیل همین
مؤمنینی که کارسازی میکردن اینها.
بله. میگه بتانه انتخاب نکن لا یعلوا کم خبالا.
اینا فقط در-- دنبال
داغون کردن، هیچ تلاشی
کوتاهی نمیکنن که شما رو خوار کنن.
ود دو ما عنتم اون چیزی که
شما رو به زحمت میذاره خوشحالشون میکنه.
یعنی ت-- کار میکنن که این اتفاق بیفته.
قد بدت البغی من افواههم و ما تخسی صدورهم اکبر.
از دهنشون کینه میریز میباره.
تازه ببین تو سینه هاشون چه خبره اینا.
بعد آیه بعد میگه ها انتم اولاء تحبونهم و لا یحبونکم و تؤمنون بالكتاب كله.
اگه شما سر همه آرمانها هستی فکر میکنی تو دوسش داری.
میگی چقدر خوب، چقدر درست.
این حتی جریان نفاق چقدر خوب، درست فلان و اینا.
ولی اون اصلا دوستت نداره. اون داره ت-- برنامهریزی میکنه حالت رو بگیره.
و اذا لقوکم قالوا آمنا و اذا خلوا عضبوا عليكم الانام نمل الغیظ.
اگه شما رو ببینن اظهار ایمان میکنن به ازایی که پا کار شما وایسادن
تو این جنگها کنار شما هستن و اینا.
ولی وقتی که خلوت میکنن انگشت به
دهن میگزن از سر
غیظی که دارن. همین اینو ببینید در سوره مبارکه توبه.
در سوره مبارکه توبه، آیه
شونزده سوره. ببینید این ویروش تا اینجا عملا سرایت کرده دیگه.
چه صفحه ای؟ صد و هشتاد و نه.
صد و هشتاد و نه. میگه ام حسبتم ان تتركوا آیا گمان میکنید مجاهد شما رو پیدا نکرده خدا؟
ولم يتخذوا من دون الله ولا رسوله وللمؤمنین ولیجه.
هنوز مجاهدی که
از غیر اینها ولیجه انتخاب
نکرده، معلومه چه مجاهد وجود داره که
ولیجه داره. یعنی آدمایی،
سیستم مشاوره ای، اینهایی داره.
مجاهد بوده. جزء پیشگامان جهاد و شهادت بوده.
ولی ولیجههایی اینجوری داره. یعنی کسایی دورش داره که تصمیمسازی میکنن براش.
خب؟ میگه فکر میکنید که
یه مجاهدی که ولیجه نداره رو خدا میخواد پیدا بکنه؟
اینا دلتون نمیکنه. معلومه این ولیجهها انقدر دیگه داشتن کار میکردن
و انقدر تصمیمسازی میکردن
که همینجوری این خط داستانی رو بگیرید برید به سوره احزاب و اینا رو برسیم و بعدش
میرسه به سوره توبه و اینا معلومه داره چه اتفاقی میافته.
جریان، جریان منافقی نیست که داره حرف جریان کفار رو تصمیمسازی میکنه
و حتی فشار به قدری فشار میارن
رو این قضیه که فشارش رو میذارن رو پیغمبر
دیگه. مهمترین ویروسها رو میدونین که برای ویروسکشها مینویسن.
نه. خب؟ به دلیل اینکه ویروسها اگه ویروسکش باشه آنتیویروس روشو میزنه اونها رو خراب میکنه.
ولی اگه بشینه رو خود ویروس،
آنتیویروس بشینه،
دیگه اگه رو اونجا بشینه تو اون مقر بشینه.
اگه تو اونجا بشینه یهو میبینید دیگه
تصمیمها به یه اختلالی میافته.
این ویروسه عمل میکنه
بدون اینکه این مرکزیت
بتواند نه اینکه نمیخواهد اینا، بتواند
یه واکنشهای خیلی جدی رو سر اینا
داشته باشه. اگه عزیزان فکر میکنند کلاً این چیزا مال
زمان پیغمبره، برای ما کلاً قفله
این بحثا، این یه اشتباهه.
باید انسان واقعبین باشه
بتونه با چشم باز جریانات رو شناسایی بکنه.
پس این جریان رو ما داریم.
سوره نساء رو- خیلی وقتها اون کسی که داره براش روش تصمیمسازی میشه خودش هم شاید حواسش نیست، اطلاع نداره.
نه نمیدونه. خیلی وقتها نمیدونه.
مجاهده. بله مجاهده بله. یعنی این آدم مجاهدیست که ولیجه داره.
یعنی نمیدونه چه اتفاقی داره میافته براش.
فکر میکنه یه سری آدمای خیرخواه مثلاً چی دورش، براش هستن و اینا رو دارن
هدایت میکنن به سمت خیر.
ولی هی میبینی هی خروجی اشتباه، خروجی اشتباه، خروجی اشتباه.
چرا؟ به دلیل اینکه ولیجه داره.
این ببینید یه معنای قرآن داره به نام قاعده نفی سبیل.
بله. قاعده نفی سبیل،
اِممم توی فقه ما رفته سو-- ااا بیشتر ناظر شده به بحث
کفار و ناظر شده بر احوال شخصیه.
یعنی چی؟ یعنی وقتی گفتن که
آقا سلطه و سبیل رو خدا بر کفار نذاشته،
رفته تو این زمینهها گیر افتاده که
یک زنی مثلاً نباید شوهر کافر بکنه مثلاً.
حتی کشیده شده به بیع مصحف که مثلاً شما میتونی مصحف رو به کافر
بفروشی یا نه. امام خمینی
تو پیامهای بعد از انقلاب اصلاً قاعده نفی سبیل رو
اصلاً برده چسبونده به طاق.
حتی تا مدیریت دادهها تا
همه اینا رو گفته این قاعده نفی سبیله.
حالا جالبه قرآن
این نفی سبیل، سبیل هم یعنی نفوذ.
معنی سلطه نیست در درجه اول.
سلطه از سر نفوذه. اوهوم.
این رو قرآن، این جریان رو کارسازی این جریان رو برای منافقین سند زده.
ببینید من بارها عرض کردم دفعه قبل هم عرض کردم.
شما سم رو اگه بریزی تو جیبت که فایده نداره که.
باید دستگاه هاضمه داشته باشی.
تا سم بشه سم. و اینا سم تو یه شیشهای از
عطاری هم ممکنه بشه خرید. خب؟
این که سم نیست که. سم وقتی
که میریزه تو دستگاه هاضمه
جذاب شما و اینا اگه سم رو
حتی بخوری و در حقیقت بتونی بالا بیاری سم رو بازم سم عمل نمیکنه.
ولی اینجا جریان نفاق، جریانیست که جذب میکنه که این سمت عمل کنه.
میبینید همه اون حرفا، همه اون ترسوندنا،
همه اون چیزی که دارید تو اینترنشنال میبینید، ایران اینترنشنال میبینید
با ادبیات دینی شسته رفتهاش،
همینو یهو میبینید تو مشاورین دارید میبینید.
یعنی همین داره اتفاق میفته. فقط یه خورده ادبیاتش شیکتر شده.
به انقلاب شبیهه. یعنی دقیقاً میخوره به- قبل از اینکه این آیات رو
بفرمایید من دلم نمیاد این
نکته رو نگم. ااا
که میفرماید خداوند در بعضی آیات میفرماید ما یک شیطانی
قرین بعضی افراد میکنیم- نقی بله.
و من یعش عن ذکر الرحمن نقید
له شيطانا فهو له قرين.
کنارشه. بعد جالبتر اینکه
میفرماید و انهم ليصدونهم عن السبيل ويحسبون انهم مهتدون یعنی دستگاه معادلاتیش کاملاً
فکر میکنه که- هک شده. آره. خب؟
یعنی این آدم دستگاه معادلاتیش هک شده.
اینی که خوندید حالا من ترجمهش رو میدونم ولی برای بینندگان بگم که
ويحسبون انهم مهتدون
یعنی فکر میکنه درسته.
درسته بله. ولی شياطين قرين شدن.
احسن. و من يعش عن ذكر الرحمن نقيد.
نقيد هم یعنی میگماریم نیست به معنی نبدله.
یعنی یه دور و بریهایی داشت،
دور و بریهاش یه آدمای خوبی بودن.
یه ش-شبیه باز به این هم داریم و قيدنا له القرناء فزّين.
دقیقا. میبینید که دور و بریهاش آدمای خوب-- رفته، رفته تو پور داغ حوادث و انتخابات و این و اینا،
یهو میبینید دور و بریها داره عوض میشه.
خب؟ ادبیات این دور و بریا وقتی میشینی میبینی دیگه خدا نیست.
این بزرگ یه جهان شهادت میده ولی ادبیات
دور و بریا دیگه این نیست. نقيد له شيطانا نقيد یعنی نبدل.
فهو له قرين میچسبه کنار دستش.
خب بعد چیکار میکنه؟ ليصدونهم عن ذكر الله
ويحسبون انهم مهتدون.
این داره حرف نامربوط میزنه.
اینم فکر میکنه که مسیری که داره میره درست میره.
خیلی حرف مهمیه. بعد
خلاصه پناه بر خدا از اینکه
انسان هر چقدر مسئولتر هم بشه ببینید
ما اینها رو دامنگیر ما هم میشه ها خدایی نکرده.
ولی کسی که تو این عالم مسئولتره،
حرکتهای او، اشتباه و درستش با یه ضریب
آنچنانی میخوره بهش. حالا شما اینجا رو نگاه بکنید.
اینجا بخشی از جریان منافقین رو-
روی این صفحه. صفحه صد. توضیح میده.
من از سریع میخونم و
ترجمه میکنم تا برسم به آیه صد و چهل و یک که
میگه نفوذ چجوری توسط کفار اتفاق میافته.
میگه توسط منافقین داره عملاً تصمیم سازی میشه.
برای همینه که هم العدو. احسن واقعاً.
هم العدو. اگر نه، اگه این نباشه که کی میخواد اینو کارسازی کنه؟
میگه يا ايها الذين امنوا امنوا
بالله ورسوله از آیه
صد و سی و شش دارم میخونم. بله، بله.
ایمان بیارید. معلومه مؤمنینی داریم که
ایمان نداره به وعدهها، به معادلات، به قضایا،
به بیانات، به این چیزای انقلابی ایمان نداره.
امنوا بالله ورسوله والكتاب الذي نزل على رسوله
والكتاب الذي انزل من قبل به همه صحف آسمانی که یه حرف میزنن
ایمان بیار و من يكفر بالله وملائكته وكتبه ورسله واليوم الاخر
فقد ضل ضلالا بعيدا.
این عبارت ضل ضلالا بعيدا برای منافقین جاهلیه هم
هست. چرا؟ چونکه یه موقعی هست طرف بت پرسته،
این برای اینه که هدایت بشه نزدیک این ضلال مبینه.
اوهوم. یه موقعی هست نه،
طرف با ادبیات دینی گمراهه.
اوهوم. خب؟ ويحسبون انهم مهتدون.
خب اینو چجوری میشه دیگه درستش کرد؟
لذا اینجا ضلالت میشه ضلالت بعید.
خیلی دوره. برای همین اون آیه میفرماید
هل انبئكم بالاخسرين اعمالا الذين ضل سعيهم وهم يحسبون ان--
وهم يحسنون انهم--
انهم يحسبون انهم يحسنون صنعا فکر میکنه کار درستو این از همه-
سفرهاتش بیشتره. هک شده، دستگاه ذهنیش هک شده به عبارتی.
بعد میگه اینا میدونین چجوریان؟
میاد این ور انقلابی میشه، میره اون ور،
میاد و میره. بالاخره تو این
از ابذب اینجوری گیر کرده.
ان الذين امنوا ثم كفروا
ثم امنوا ثم كفروا.
یعنی میخوام این تذبذبشون نشون بدم.
چجوری صحنهها، انقلابها، مردم مبعوث میشن یه چیزی میگه بعد میگه اینجوری که نشد بالاخره کشور
بالاخره قانون میخواد، کشور
بالاخره آدم باید با واقعیات زندگی بکنه اینا،
میاد اینور. میره اونور میاد اینور. ولی خدا میگه این به این صورت باقی نمیمونه.
ثم ضادوا كفرا. این بعد دیگه یواش یواش میره رو پله کفر، کفر میره بالا.
میگه لم يكن الله ليغفر لهم ولا ليهديهم سبيلا.
نمیگه خدا نمیبخشش.
میگه خدا عمراً نمیبخشدش.
بینندگان اینو بدونن. تو عربی اینجوریه.
وقتی بخوان بگن نمیدونی میگن ما تعلم.
وقتی میخوان بگن عمراً نمیتونی بدونی میگن ما كنت تعلم.
اینکه داره و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون اینه.
بله. میگه عمراً دیگه خدا اینو نمیبخشه.
چرا؟ چونکه این چیزی که باید میدید، دید دیگه.
یه بارم ندید. هی دید برگشت اومد، برگشت رفت، اومد.
جالب اینجاست هر جایی که خدا در قرآن گفته حتی اونجایی که گفته شرک کن این بخشم تو همین سوره نساء
منظورش منافقینه. تمام آیات
عمراً نمیبخشم مال جریان منافقین.
چون یه نفر کافره، گمراهه،
برمیگرده، برمیگرده دیگه. ولی یه نفر میاد میره، میاد میره.
اینجوری- استغفر الله او لا تستغفر لهم.
ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله.
دیگه خدا به بخشش نیست.
میگه اینا کیان؟ میگه آها بشر المنافقين وان لهم عذابا اليما.
میگه اینا منافقینن. کسایین که الذين يتخذون الكافرين اولياء من دون المؤمنین.
اینا کلاً به یه عزتی اون طرف اعتقاد دارن.
به یه کتمخدایی اعتقاد دارن.
به یه بزرگی اون طرف اعتقاد دارن.
قبول دارن اینو. در--
اصلاً در روحشون نه اینکه فانتزیش نکنین که از من با هم میخوان قدم بزنن بستنی بخورن فالوده بخورن.
نه، اون طرفو قبول دارن.
بله. فکر میکنه شما اگه بخوای سری میون سرها باشی،
بزرگ عالم میخوای باید باشی، بالاخره تو نمیتونی که با آمریکا
رابطه نداشته باشی. نمیتونی اونجا تواضع نکنی که.
بالاخره اینا بزرگ عالماند. باید اینو قبول کنی.
میگه الذين يتخذون الكافرين اولياء من دون--
بعد میگه أيبتغون عندهم العزة.
دنبال عزتی؟ فإن العزة لله جميعا.
اونو بذار کنار. عزت همش این طرفه.
تو اگر عزت حتی دنیوی میخوای- بله
...عزت دنیوی در ارتباط
با سیستم خودمونه. الان ببین ما مگه نجنگیدیم با آمریکا؟
ما جنگیدیم دیگه. چهل روز رسماً جنگیدیم.
با آمریکا هم جنگیدیم، با ابرقدرت هم جنگیدیم.
عزتمون تو دنیا رفت بالا یا اومد پایین؟
هرکی حتی رفقای ما از شرق شرق عالم
تا غرب غرب عالم دارن میگن بابا اینا دیگه یکیان.
خب؟ یعنی
عزت ما رفته بالا.
این با چی رفته بالا؟ با موس موس کردن برای آمریکا که نرفت بالا.
با مقابله با آمریکا رفت بالا.
میگه فإن العزة لله جميعا.
تو بیا کار منو انجام بده من تو رو عزیز میکنم.
اوه. بعد میگه میدونین ریشهش تو چیه؟
که شما اینجوری هی تذبذب نفاق
قبول کردن بزرگی اوناست.
میگه شما BBC و اینا زیاد گوش میدین.
خیلی حرف مهمیه. میگه وقد نزل عليكم في الكتاب ان اذا سمعتم
ايات الله يكفر بها ويستهزأ بها فلا تقعدوا معهم
حتى يخوضوا في حديث غيره.
میگه تو هی داری یه چیزایی گوش میدی،
این مخت، جلسه قبل عرض کردیم کاری که
جریان رسانه اونا انجام میده رو مخ ما- بله ...خب؟
که هی یک جوری داره وانمود میکنه که ما ضعیفیم اونا قویان.
تو هیچی نیستی. تو یه دونه
آفتابه هم نمیتونی بسازی.
تو اینجوری هستی. تو سخیفی، خفیفی.
اینا، اینا رو هی میگه، تو هم میشینی اینا رو گوش میدی.
خب؟ اینجاست که داره میگه آقا
مگه من نگفتم اگر رسانههایی پیدا شدند، مجالسی پیدا شدند،
اینجوری شد بلند شو از اون مجلس.
عليكم باللفت. ببینید آدم وقتی خودشو میذاره
مخشو بمباران دشمن مگه میشه تأثیر نکنه رو
آدم؟ میگه من قبلاً هم گفتم، قبلاً این سوره انعام هست.
ممم. حالا من یه آیهش رو- بله، بله، بله، بله ...خب؟
میگن قبلاً هم گفتم، گفتم نشین سر جاهایی که دارن آیات الهی رو مسخره میکنن.
تو میگی وعده الهی، میگن خواهش میکنم وعده الهی، چی داره میگه؟
بعد واست یه سری فکت الکی میبافه از کشورهای دیگه میاره.
ما اصلاً جریان حق و باطلیم اصلاً چه ربطی داره به
ما این قضیه؟ میبینید مسخره، مسخره، مسخره، مسخره.
آخرش تو احساس میکنی که منی که قائل شدم به این حرفا،
من پس خیلی آدم بیکلاسیام که
اینجوری شدم. بعد میگه اینجوری که با کفار میشینی، ان--
خواهش میکنم اینو خیلی دقت کنین، حرف مهمیه.
انكم اذًا مثلهم.
یه مثلیتی پیدا شده بین منافق
و کافر. یعنی عملاً باطن همون باطنه.
فقط ظاهرش اون ریش داره، اون ریش نداره.
ولی همونجوری، همونجوری هم داره فکر میکنه.
ان الله جامع المنافقین والكافرین في جهنم جميعا.
بعد میگه اینجوری که شد،
اینا الذين يتربصون بكم.
حالا شما بخوای بگی کفار درسته،
بخوای بگی منافقین درسته. اینا انتظار میکشن.
فان کان لكم فتح من الله.
اگه فتحی برسه به شما، میگن بله مگه ما نبودیم که میگفتیم بزنید که خوب میزنید و نگو از این چیزا؟
میان میگن سهم ما، زنبیل ما، مگه ما نبودیم؟
خب؟ وان کان للكافرين نصيب.
اگر کافرین این وسط یه نصیبی ببرن، این آدمای دو دوزه باز این مداری.
قالوا الم نستحثد عليكم ونمنعكم.
دیدید که ما، ما جلوی حملههای خیلی مهمی رو گرفتیم.
ما بودیم به اونا پیام میدن که
بالاخره بعضی از زنبیل اون ور هم گذاشتن.
خب؟ پیام دارن. به دشمن پیام میدن که- پیام میدن.
بالاخره ما، ما کارسازی کردیم این قضیه رو ما درستش، ما درآوردیم
مطلب رو. فالله يحكم بينهم يوم القيامه.
اینجاست که میگه ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا.
خدا راه نفوذ رو بسته
برای کافرین. این راه نفوذ دست منافقینه که بازش بکنن اینو.
وگرنه خدا قاعدتاً
نمیذاشت کفار نفوذ بکنند تو بدن مؤمنین.
اینو بسته بود خدا.
یا تشریعیه این حرف، یعنی خدا قرار نداده که همچین اتفاقی بیفته.
ولی شما دارید درستش میکنید. اوه.
خب؟ یعنی من راه نفوذ رو بسته بودم.
من گفته بودم نفوذ رو نذارید ایجاد بشه.
شما با پا دادن به بحث منافقین عملاً یه کاری کردید داره نفوذ ایجاد میشه.
یعنی کفار دارن بر مؤمنین نفوذ ایجاد میکنن توشون.
و این کارسازی و تصمیمسازیش با منافقینه که باز داره میگه ان المنافقین
یخادعون الله باز داره همینجوری
که میرسه آیه صد و چهل و پنج ان المنافقین في درک الاسفل من النار.
میگه بازم مشکل همش اینجاست.
اگر میبینی نفوذی داره ایجاد میشه،
من نفوذ رو نخواسته بودم.
ولی منافقین این نفوذ رو ایجاد میکنند.
دوباره وسط میفرماید يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا الكافرين اولياء من دون المؤمنين ولایت اونها رو نپذیرید.
نپذیرید که این ولایت هم دوستی اونا رو نپذیرید،
هم کمکشون رو نپذیرید،
کمکشون ندید، هم اینی که سیادتشون رو نپذیرید.
گفتم ولایت هر سه تا معنا رو توش تحمل میکنه.
بله، بله. خب؟ اینا رو
نکنید با کاف-- با کفار قطع کلاً قطع بکنید.
نه این کفار هم ببینید اون ش-- کشوری نیست که
خلاصه بوداییه و فلان اینا.
اینا اصلاً تو قرآن منظور جنگ با کفاری نیست.
ممکنه شما یه جامعهای دارید مسیحیه مثل جامعه آمریکا.
یه جامعهای دارید صهیونیسته.
اینا یهودین. یهودیای تندروئه هم هستن.
خب؟ منتها به هر
حال همینا کفارن در مقابل ما.
بله. نه یه بودایی که تو یه جایی
مثلاً حالا به خدا یه جور خاصی اعتقاد داره و بت پرسته و مثلاً اینا.
اینا کفارن که شما
دارید ارتباطات دلی، قلبی، رکون، خضوع،
یه همچین فضایی رو دارید با اینا میبرید جلو.
نبرید. اگه دنبال عزتید،
عزت رو بیاید رو پای خودتون کسب کنید.
این مطلب چه ربطی داشت به اهد؟
یه دور دیگه یه به قول این فلش بک بزنیم،
یه برگردیم. جامعه اهد متأثر از این فضاست.
بله. خب؟ که میبینید میره تو سیستمای ربوی
با یهود، میره تو سیستمای ساخت و پاخت با یهود،
میره جریان نفاق به شدت یهویی داره جدی میشه اینا
به خاطر نحوه ارتباطشون با کفاره.
ویروس داخلی که سیستم
داخلی ما رو داره هک میکنه.
شده این قضیه. در بعد اینجوری نبود.
در بعد نه- بعد از- خیلی، خیلی کم.
ببینید اینا برای چی میخوان تو جنگ شرکت کنن
با مسلمونا؟ اینا میخوان کمک مسلمین بدن؟
حتما نه. حتما یه خوابی دیدن
که میخوان از درون از تو
قضیه رو منفجر کنن. بمب
دقیقاً ساعتیه از درون، درون نظام.
آدمم دارن درون- مثل همون
آربهای که امیرالمؤمنین فرمود لیتغفل.
لیتغفل. نزدیک میشه- نزدیک میشه
اونم پروژهش رو ببره جلو. اونکه به--
کار ما نیست که. و یه نه.
میبینید که لن ترضى عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم.
میگه اینا هیچ موقع ازتون راضی نمیشن مگه روش اینا رو برید.
واسه اگه میخواد بیاد تو جنگ اهد به ما کمک بکنه،
نتیجهش و خروجیش میخواد اینو بگیره آخرش که میخواد
عملاً ما رو
از درون تهی بکنه. بله، از هویت بندازه.
از هویت خارج بکنه.
تو هویت مبارزاتی خارج میکنه.
مگه ما این همه مسلمون نداریم الان دور و برمون؟
همین کشور اطراف. چیکار میکنن با نظام آمریکا؟
جز تواضع کاری میکنن؟
نه. از هویت خارج بشیم. از هویت خارج بشیم.
اسلام آمریکایی. ارتداد میشه اسلام آمریکایی،
اسلام انگلیسی، شیعه انگلیسی.
میبینید شیعه داریم یه داد سر
آمریکا نمیکشه. یعنی تو جنگ یه داد نمیکشه.
آقا تو کی هستی؟ از کجا اومدی؟
تو چجوری هستی اصلاً؟ که تو
بالاخره یه مملکت شیعه رو دارن میزنن.
آمریکا هم که امام کفر تو یه حرف بزن اقلاً.
خنچ نمیخوان انجام بدی. یه حرف بزن.
اینجاست که با
ارتداد میخوان ما رو بکشونن که این کلمه ارتداد رو میخوام استفاده کنم
برای اینکه اون مطلب شایعه
بحث پشت شدن پیغمبر رو
در حقیقت اینجا نکتهش رو عرض بکنم اون شایعه رو.
بله. یه نکته مهم بود در سوره مبارکه آل عمران،
مسئله بتانه. تو سوره مبارکه توبه مسئله ولیجه.
اینا رو مفسرین هم گفتن، گفتن یه چیزای
شبیه به همه. بله. یعنی ولوج و رفتن تو دستگاه محاسباتی و
سیستم مشاورین امین و از این چیزاست که
نفوذ رو به صورت جدی داره پیگیری میکنه.
در سوره مبارکه آل عمران یه اتفاقه،
حالا این، اینو سر دستی میگم که
بعد بریم اون بحث- بله.
آیه صد و بیست و دو از سوره مبارکه آل عمران
اینم گزارش میکنه که دو گروه بودن تو جنگ اهد میخواستن abstraction بکنن جنگ رو.
abstraction کردن اینجوریه که یهویی شما از اکثریت میندازی میری
یهویی خالی میکنی. خب؟
بعد که خالی میکنی میدونیم که مثل بدترین لطمات رو میخوره-
که عبیدالله بن عباس در
سپاه امام حسن- سپاه امام حسن میکردن.
خب؟ یهو که خالی میکنی میدونی که
امواجی که میخورن به صخرهها میدونی که
اونی که میخوره تخریب نداره.
وقتی میم مکه تخریب داره.
اوه تخریبش مال
مکه شه بعدیش، مال خوردن اولش نیست.
یه میم مکه بر میگرده، موج که بر میگرده تخریب میکنه.
اینا گفتن ما میریم از هم تا
تان من کن تف شلا. گفتن میریم وسط راه abstraction میکنیم بر میگردیم سپاه رو زمینگیر میکنیم.
حالا به چه دلیل مفسرین چیزهایی گفتند.
یکیش ممکن بود که آقا چرا پیغمبر به نظر این جوونا رو
بهش اهمیت داد؟ باید بالاخره ما هم یه جایی میریم حالا حال پیغمبر رو میگیریم.
که چون اون مسیر، مسیر درستی بود خدا میگه
اینا با اینکه میخواستن این کارو کنن "والله وليهما" خدا ولی این دو گروه بود،
نذاشت. حالا یا نذاشت، اینا نخواستن،
یا از تصمیم پشیمون شدن
یا میخواستن و خدا نذاشت به هر جهت.
یه جوری که این اتفاق نیفتاد.
یعنی تو وقتی که میخوای بری بجنگی یه پیام داره.
ممکنه خیلیا بخوان تو نجنگی.
ولی وقتی اون تصمیمها انجام میگیره حتی اون کسایی که میخوان
یه اتفاق دیگه رو رقم بزنن نمیتونن.
نمیتونن، بله. خب؟ اینا میخواستن یه کاری بکنن پیغمبر تو احد نجنگه.
ولی نشد. خدا نخواست.
با اینکه اینا این تصمیم رو گرفته بودن
این اتفاق بیفته. بیاین به شایعهی
چیز بپردازیم- شهادت پیغمبر.
شایعه شهادت پیغمبر. اجازه هست این تمهیزم یه
قبلش بگیم و- بله، بله چون آیات قبلش- آیات قبلش، بله، بله.
از آیه صد و چهل نگاه میکنیم.
صد و چهل، صد و چهل و یک. یه
مدل گفتاری قرآن داره که میگه اگه به تو زخم خورده اونم زخم خورده.
آقا اگه پتروشیمی تو رو زدن
تو هم پتروشیمی اونا رو زدی. ضمن اینکه حیثیت آمریکا رو به باد دادی.
خب اون که مهمتر از هر هر چیزی بود
این وسط. ببین این مهمه.
بعضیا هی این طرفو گزارش میکنن.
خب ببین گزارش این پتروشیمی خورده، فولادت خورده، جوجهگیریت مثلا فلان شده اونش.
خب همش میگه خب اینم شد همش خسارت.
قرآن اینجوری نمیگه. ببین چجوری میگه.
میگه "ایمَسَسْکُمْ قَرْحٌ"
اگه به تو زخم خورده "فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ" میگفت خب به اونم زخم خورده.
جنگه دیگه. توش حلوا که خیر نمیکنن.
بالاخره زخم زدی، خوردی.
اینجوریه. یه جا دیگه
میگه که "إِن تَكُونُوا تَأْلَمُونَ
فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ"
میگه اگر تو دردت گرفته بدون بابا اونم دردش گرفته.
انقدر درد اینورو گزارش نکن.
تازه اون به هیچچی امیدوار نیست.
تو به خدا امیدیواری. یعنی همین دردت رو کم میکنه.
دردت رو کم میکنه. ضمن اینکه پشتیبانیهای خدا هست.
یه جا میگه "أَوَلَمَّا أَصَابَتْکُمْ مُصِيبَةٌ"
میخواد بگه "أَوَلَمَّا أَصَابَتْکُمْ" میگه یه مصیبتی که بهت خورده.
بعد میگه تو پرانتز بگم "قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا" دو برابرشم زدیها.
خب؟ یعنی
تو پرانتزم شده میگه هی.
یعنی ازش نمیگذره. که آقا این مصیبتی-- میخواد بگه این مصیبتی که خوردی زیر سر خودت بود.
میگه این مصیبتی که خوردی که البته تو پرانتز بگم که دو برابرشم زدی.
این زیر سر خودته. اینجوری میگه.
هم امید میده هم نقطه ضعفو- نقطه ضعفو میگیره، خب؟
یعنی چیز نمیکنه.
یه جوری حرف نمیزنه حال
آدما رو بگیره. فقط داره حالگیری میکنه.
این خودش یه متدیه در
بیان داستانها، اخبارها.
امام شهید خدای این کار بود.
بله، واقعاً. یعنی هر دفعه میشستی میدیدی که هم
ایشون داره یه سری اشکال میگه،
هم شارژ بلند میشدی.
بله. این یعنی که- یه جوری نگفته حس ناامیدی- ناامیدی و
یأس و بنبست و- بنبست و اینا رو نمیده.
با اینکه جنگ احد جنگ به حسب ظاهر به هر جهت جنگ سختی از آب دراومده بود.
اینجاست که باز دوباره یه بحثی مطرح میشه به عنوان تمهیز
در آیه صد و چهل و یک. که اتفاقاً تمهیز که بشه تنحیق میشه
و محق میشه. محق کافرین.
عصمت. خب؟ میگه "لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ".
این گرچه این تمهیز بیشتر میشه ما به محق کافرین بیشتر نزدیک میشیم.
بیشتر نزدیک میشیم. یعنی خالصسازی این همون است که شما دارید به درجه خلوصی میرسید که انفجارش میره بالا.
ما یه سنتی داریم در سوره مبارکه انfal بود و جنگ بد به نام تمیز.
بله. خب؟ بله.
"لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ
وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ"
تو همین سوره آل عمران هم داریم "مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ
حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ".
اون تمیز چیه؟ تمیز جدا کردن خبیثه.
یعنی کلا آت و آشغالا رو میخواد بریزه
دور. خب؟ یعنی یه طوری دشمن شما دارید
بالاخره این دشمنها باید تمیز بشن،
خبیثها برن در کنار همدیگه قرار بگیرن.
تمام این خبیثهای عالم، آمریکا و اسرائیل فلان اینا که بعداً تو سوره احزاب میگه.
اینا در کنار همدیگه قرار میگیرن تازه مؤمنین لپاشون گل میندازه
راجع به اینکه عه دقیقاً ما هم میگفتیم همین این.
یعنی این اتفاق قرار بود بیفته
که اینا جمعشون با همدیگه این کارو انجام بدن.
خب. ولی تمهیز
در درون خود مؤمنینه.
درون جبهه حق. درون جبهه حق
ما احتیاج به خالصسازی داریم.
و این حوادث که پیش میاد،
پیروزیها، شکستها،
ضعفها، قدرتها، این مجموعه
انقدر شوک چیز میدن.
یکی از کارهایی که همین
کسایی که تو متالوژی انجام میدن همین شوکهای دماییه.
خب؟ برای اینکه محکم کنن شوک دمایی میدن.
بله. خب؟ انقدر شوک بهش میدن که یه موقعی
داره پیروز میشه شکست میخوره. داره شکست میخوره پیروز میشه.
یه مدتی همینجوری لنگ در هوا همینجوری مونده نمیدونه چیکار بکنه.
اینا همش، اینا
مثل شوکهای حرارتیه
برای اینکه اینو هی خالصش بکنن.
مثل سانتریفیژی که نابشو دربیاره.
خب؟ تا بتونه انفجار بزرگ از توش دربیاره.
اگه این بشه محق کافرین میشه.
ولی اگه همه با همدیگه کنار یه سفره،
خب مسئلهای هم نیست. جنگه که مسئلهست،
فتنه است، ابتلاءئه.
به قول سوره توبه "أَوَلا يَرَونَ أَنَّهُم يُفتَنونَ فِي كُلِّ عامٍ"- بله.
"مَرَّةً أَو مَرَّتَينِ".
یه بار، دو بار در سال مثل
امتحانات پایان ترم، یه بار امتحان میگیرن، یه موقع کوییز میگیرن.
بله. خب؟ اینا حالا هست یه انسان همینجوری هم داره کوییز میده.
خب؟ امتحان کوتاه میده.
ولی یه موقع امتحان جامع میگیرن پایان ترم،
آخر سال امتحان جامع
میگیرن به خاطر اینکه به ابتلاء بندازن.
اینو گفتن، اینو تطبیق کردن در روایت به جنگ.
اوه! که میبینید جنگ میشه.
ما تو این جنگها میخوایم شما رو تو این کوره داغها
نگه داریم و تو این کوره پسخانه
شما اون آجری که در میاد آجر نسوزی که
فرق داره با اون آجر یه خشت همینجوری که اینجوریش بکنی میشکنه.
این باید بره تو کوره تا اون سفت بشه.
شوکهای حرارتی لازم داره.
ببینید اینا خود پروژه تمهیز چارهای هم نیست.
واقعیتش هم همینه. باید آدمها دانهبندی بشن.
اگه فکر کردیم هیچ اتفاقی رو رقم نزنیم تا
همه با هم وحدت در یک
سطح داشته باشیم. نه،
ما میتونیم وحدت داشته باشیم
در سطوح مختلف. بله.
مگه حاج قاسم نمیگفت اونم دختر منه، اونم دختر ماست، اونم چیه، اونم.
میبینید مگه این کارو نمیکرد؟ بله.
خودش مگه سطحش- سطح بندی بله.
سطح بندی داشت؟ خودش توی سطح بالایی بود.
ولی اینا همه رو فرزندان خودش میدونست و
این. به این معنا نیست که
قعیض بکنیم بگیم همه شما بیخودید و اینا.
نه، عالم توش غربالگری لازمه.
پس فردا، فردای قیامت که حتی
قراره که آدمها کارنامه نشون بدن.
دیدید آیات قرآن میگه فکر
میکنیم "حَسِبْتَ أَن تَدْخُلَ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ".
یعنی فکر میکنی بدون مجاهدت، بدون این غربالگریها، بدون تمهیزها،
تمحیصها، بدون
اینها شما میتونید برید بهشت؟ نه باید یه اتفاقات
بیفته تا برسید به اون نقطه
درست. که ببینید
آیه صد و چهل و دو همینه دیگه.
"حَسِبْتَ أَن تَدْخُلَ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ
يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ". من این تمهیز رو انجام میدم تا این
مجاهد و صابر و اینا از توش
دربیان. آیهای که جلسه قبل خوندیم
که ظن الجاهلیه بود.
بله. اونجا هم آخرش میگه "وَلَيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلَيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ".
یعنی ظنون جاهلیت میزنه بالا.
آخه معلومه این سطحش چنده؟ باید بره پایین.
اوه! خب؟ این باید رسوب کنه، بره پایین.
اونی که سطحش بالائه باید بیاد بالا.
خب؟ گمانهای جاهلی میزنه بیرون.
اینجا تمهیزه دیگه. مگه میشه این اتفاق نیفته توی
وجود آدمها؟ این همون تمهیزه.
اوه! حالا بپردازیم به یک بحث بسیار مهم که ما
تحت عنوان ارتداد ازش همین الان یه گفتگویی کردیم تا-
بله. یه مقدار بیشتر راجع بهش صحبت بکنیم.
ببینید ارتداد اصلاً در سوره
مبارکه مائده حتی بقره، آل عمران، اینا اصلاً در مورد ارتداد از
اصل دین که مثلاً ردّه ایجاد بشه،
برگردن اینا مسیحی بشن و نمیدونم چی چی بشن و
مشرک بشن و اینا، اصلاً این نبوده.
شما در قرآن سوره مائده بعد از اینکه همه شبه جزیره رو گرفتن میگه "مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ
فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيَحْبُّونَهُ".
نه اینکه مرتد بشه، مرتد شقی بشه اصطلاحاً.
اوه! اصلاً این بحث تو قرآن تقریباً نیست.
تو ظواهر قرآن بله، تو تقطیعات قرآن
هست ولی کسی در معرض همچین بحثی هم نبوده این موقع
که وقتی سوره مائده میگه که
میبینی که اینا "يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشًا تَصِيبَنَا دَائِرَةٌ".
بله. دیگه دارن با سرعت گازو گرفته به سمت کفار.
اینا نمیخواستن کافر بشن که، کافری دیگه وجود نداره.
خب؟ تو اون شبه جزیره برای چی بره کافر شه این؟
نه، داره به سرعت از انقلابش فاصله میگیره.
میفهمه که دیگه باید با سرعت
این کارو انجام بده. چونکه زمان داره پرسرعت میره جلو.
زمانی که پرسرعت بره جلو،
اینی که ما داریم در آخرالزمان، زمان سرعتش میره بالا.
بعضیا فکر میکنن مثلاً زمین به دور خورشید مثلاً خیلی تندتر میچرخه.
نه، یه سری حادثه
مثلاً باید پنجاه سال طول میکشید قبلاً اتفاق بیفته.
الان همون مقدار حادثه تو یه سال اتفاق میافته.
الان تو همین یه سال اخیر- بله، بله. نگاه بکنید
اندازه پنجاه سال حادثه اتفاق افتاده.
بله. این یعنی سرعت، سرعتی شدن زمان.
زمان نه حرکت وضعی
زمین عوض میشه به دور خودش
که شب و روز رو تولید کنه، نه حرکت انتقالی که بخواد فصولو عوض کنه، اینا هیچکدوم عوض نمیشه.
سرعت زمان میره بالا یعنی این میشه
یعنی حوادث تند و تند ایجاد میشه.
یه دم میفرمایند که باید با سرعت یه انتخابی بکنند.
باید با سرعت از انقلابشون برگردن.
باید این اتفاقات بیفته. پس این ارتداد در واقع ارتداد
اِاِاِ به معنا، به یک معنا سیاسیه-
سیاسیه ...سیاسی ولاییه. بله.
که مثلاً في قلوبهم مرض وارد دیگه نفاق میشه مثلاً.
بله. یا- یعنی همین دیگه.
یعنی شما داره مرضها به سرعت میزنه بیرون.
فزادهم الله مرضا. داره هی این اتفاق
سریعتر میگم تو سانتریفیوژه دیگه.
بله. شما دیگه میزنه بیرون،
میزنه بیرون. اِممم
خب شایعه کشته شدن پیغمبر
شد. بعد از اینکه اینا دور خوردن و
آمدن و گردنها رو ول کردن دور خوردن اینا.
شایعه رو کی درست کرد؟ دشمن درست کرد.
که آقا پیغمبر کشته شده. حالا این به درد امروز ما هم یه جورایی میخوره ها.
یه سؤال جدی اینجا وجود داره.
جالبه اینجا خدا همچین واکنشی نشون نمیده که
آقا کسی دست رو گیرندههاش نذاره پیغمبر کشته نشه.
خدا همچین واکنشی نشون نمیده،
بلکه این واکنش رو نشون میده. اصلاً تو فکر کن کشته شده.
اصلاً فکر کن کشته شده. گرچه کار بدی انجام گرفت توسط
سپاه خود پیغمبر که همه بلند شدن ریتوییت کردن اینو.
خب؟ که آقا چه نشستهای که پیغمبر کشته شد و اینا.
پیغمبر هم زخم خورده بودند. امیرالمؤمنین
اومدن و پیغمبر رو بغل کردن و بردن تو اون شکاف کوه اُحد که حالا کسایی که رفتن میدونن
کجا رو عرض میکنم. و اونجا بود که ندای لا فتی إلا علی،
لا سيف إلا ذو الفقار اونجا در آسمانها پیچید.
اون جانفشانی که امیرالمؤمنین در حفظ جان
پیغمبر کردن. خود امیرالمؤمنین هم خیلی زخم خوردن
اونجا. یه سؤال میکنه، این سؤال الان سؤالیه که ما باید به خودمون اینجا جواب بدیم.
البته اینا هر جواب تاریخی که دادن به این سؤال انصافاً ملت مبعوث نشون داد، نه.
ما یه جواب دیگه داریم رو این سؤال.
بله. خب؟ اونا ول کردن و در رفتن و اینا، اون جواب رو دادن به لحاظ تاریخی.
ولی این سؤال جدیه. أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ؟
اگه بمیره یا کشته بشه بالاخره یا پیغمبر میمیره یا کشته میشه.
تو آیه بعدش هم همینو داره. یعنی شما انتظار داشتی پیغمبر نمیره الان؟
چه انتظاریه؟ خب پیغمبر میمیره دیگه.
از اون اول هم همین بحث سر پیغمبر که نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ.
اِممم ما انتظار میکشیم بالاخره این پیغمبر میمیره دیگه.
حالا هر چقدرم الان داره شاخ بازی ما ما درمیاره بالاخره میمیره.
خب؟ این حرف
کفار بوده. اینجا حرفش اینه که
اگه بمیره یا کشته بشه شما میخوای برگردی الان.
یعنی الان فکر کردی دین بند به پیغمبره؟
میخوای چیکار بکنی؟ اصلاً امام ما شهید شد که شد دیگه.
میخوای چیکار بکنی؟ میخوای سابقه نزدیک به پنجاه سال انقلاب رو
همه رو بیخیال شی بگی که
حالا دیگه اماممون هم زدن و کشتن و پس ول میکنیم، ول کن بریم.
اینه؟ میخواید
أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْۚ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ
فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًاۖ وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ.
ببین در دو تا عبارت
پشت سر تو دو تا آیه هی این بحث
شاکرین رو مطرح میکنه. میگه میدونی شکر چیه؟
این نعمتی که پیدا کردی اینو
دو دستی بچسبین- اِممم ...و خدا
این نعمت رو میبینه و اینی که تو داری
شکر این نعمت رو به جا میاری
از چشم خدا غفلت پیدا نم-ه.
در رفتن زدن در رفتن امت ما مبعوث شد.
اینی که امام خمینی میگن امت ما از امت پیغمبر قطعاً بهتره.
خب؟ یعنی واقعاً هر چقدر تاریخ رو شما
نگاه بکنید، امت ما بسیار امت-
اون شاکرینی که میگه- شاکرینن.
یک وقتی رهبر شهید فرمودند ملت ما
صبار شکورند. شکورند.
این شکور بودن اتفاقاً این
چون مسئله ارتباط داره به حکومت- بله ...این با صبر و شکر در نمیاد.
با صبار شکور در میاد.
اصلاً. خب؟ چونکه این آیات اول سوره ی آیه ابراهیمه.
بله. أَيَّامَ اللَّهِ.
ذِكْرَ أَيَّامٍۖ فَذَكَّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ
لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ.
چون این مسئله اینه که شما بیای از دست فرعون نجات بدی بری.
خب؟ این مسئلهای که از دست فرعون نجات بدی این کار سادهایه مگه؟
بعد حکومت خودت رو تشکیل بدی مگه کار سادهایه؟
اینا برای آدمای صبار شکور،
برای جماعت صبار شکور. انصافاً مردم ما نشون دادن
که وایسادن، ماندن و شکر کردن.
خدا هم جواب این شکرشون رو خواهد داد.
حتی اگر ما یه سری اشتباهاتی هم تو این وسط
بکنیم که حتی ممکنه کرده باشیم،
خدا به واسطه این امت مبعوث- اصلاً ...بالاخره از سر تقصیرات ما میگذره.
اصلاً در معرض این هستیم
که بتونیم از خدا طلب بکنیم این نکته رو
که آقا ملت باید چه کار میکردن که نکردن؟
خب؟ ملت الان باید چه کار میکردن؟
یعنی زیر بمب و موشک نیومدن که اومدن.
مواسات نمیکنن که میکنن.
چهل و چند سال تحریم تحمل نکردن که کردن.
هر دفعه هم نشون داد تو حوادث سخت میان بیرون.
شما یه موقعی فکر میکنی که آقا بعد از هجده نوزده اَده مگه بیست و دو بهمنی هم کسی
مردم پر میکنن همه جا رو.
بیست و دو اَدهای، بیست و دو بهمن، بیست و دو اسفند روز
قدس. میبینی؟ یعنی
با چه هجومی تمام نقشهها رو نقش بر آب میکنن.
یذرا اگه ما کارهای اشتباهی هم این وسط کرده باشیم طبق اون بحثی که گفتم راجع به
تکفیر سیّات- بله، احسنت.
خب؟ که خدا به هر جهت میگذره.
یه چه-- این امت نهایتا نشان داده
امت پاکاریه. ما چجوری باید به خدا نشون میدادیم؟
چیکار باید میکردیم؟ هشت سال نجنگیدیم که جنگیدیم، رو پا خودمون وای نستادیم.
همه جوره پدر ما رو درنیآوردن که درآوردن.
منافقین داخلی رو رد کردیم.
همه اینا مبعوث شده این برای شاک--
شاکره، خدا جواب این شاکر رو میده.
[سخنگوی 1] موسوی العز الله الشاکرین.
بله ما انتظار داشتیم خط مستقیم به سمت قله رو میرفتیم-
اوهوم ولی ممکنه داریم زیگزاگ میزنیم.
داریم بالا پایین میکنیم. ولی باز هم انسان وقتی نگاه میکنه میبینه- فرآیندش فرآیندش به سمت بالا است.
فرآیندش خوبه. خب؟
این نکته تو اینجا هست
که بعدشم میگه، میگه انتظار داشتی که
چه اتفاقی بیفته؟ پیغمبر نمیره؟
خب پیغمبر میره. باز دوباره میگه و سنجز الشاکرین.
اصل شاکر، اصل شاکر نعمت اصلیه.
یه بحثی علامه دارن سر اینکه نعمت همین جوری که خدا میگه نعمت،
منظورش نعمت ولایته. احسن.
نعمت لو خُلِعت و همین جوری، همین جوری بدون چیزی
نعمت یعنی نعمت ولایت.
یه موقع ذیل این ولتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ یه
روایتی هست، روایت جالبه
که کسی میاد پیش امام صادق، امام صادق بهش میگن بشین غذا بخوریم.
میگه نه میل ندارم و اینا. حضرت میگن آقا مثلا بشین غذات رو بخور اینا.
بعد غذا رو میخوره خیلی هم بهش میچسبه.
بعد شروع میکنه به گریه کردن. حضرت میگن چرا گریه میکنی؟
میگه منو یاد این کلمه افتادم که ولتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ.
فردای روزی از نعمتها سؤال میکنند.
من نمیدونم جواب این نعمت الهی رو میتونم بدم یا نه.
حضرت انقدر میخندند،
خب؟ تا دندانهای عقبشون معلوم میشه.
بعد میگه خب چرا میخندین؟ میگن بابا این نعمت ولایتو سؤال میکنن.
بین دو تا قند و بله ما باید ببینیم اسراف نکنیم.
گفتن دمای بیست و پنج درجه کولر باشه دمای بیست و پنج همینا درست.
همه اینا هم نعمته. نعمت آب، برق، غذا،
نون، نون خشک نکنیم الکی همه اینا درسته.
ولی یه چیزی یه نعمت بزرگی این وسط هست.
تو مواظب باش اون ضایع نشه. نعمت ولایت، نعمت حکومت اسلامی،
نعمت انقلاب. مواظب باش این نعمت ضایع نشه.
برای همینه که میگن هر جایی بحث نعمت شد یعنی نعمت ولایت، نعمت انقلاب،
نعمت اون اهداف، آرمانها.
این نعمت اصلیترین نعمتیه که
خدا پسفردا از این سؤال میکنه ازت.
و اینم همونجا اومده خدا اکرَم از اینکه از این
نعمتها خیلی وقتها سؤال بکنی، هی سؤال پیچ کنه.
مثلا فرض کنید که من برم یه جایی
چایی بخورم ، بعد که میخوام برم
صاحبخونه برگرده بگه که شما چایی رو چند تا قند خوردی؟
بگم با دو تا قند. میگه نه شما با یه قند
میتونستی کارو در بیاری برای چی دو تا قند خوردی؟
عجب آدم بی ظرفیتیای، حالا ما دو تا قند خوردیم
مثلا، خب؟ اینو سؤال نمیکنن اینجوری که سؤال پیچ نمیکنن
آدم رو. ولی شما انقلابو داری ول کردی به امان خدا، خب؟
بعد فکر میکنی اینو سؤال نمیکنن؟
نعمت این همه شهید و خون شهیدی که
اینا رو، انقلابو رو دست به دست آوردن جلو رسوندن به من و تو
که باید باز دوباره این توپو دست به دست بدی.
توپو ببری تو هجده که آخرالزمانیها که انشاالله ما باشیم ها البته.
این توقعو داریم از امام زمان.
اون آخرالزمانیها ببرن تو هجده بزنن تو گل،
خب؟ این نعمته بهش هست.
این نعمتو از دست نده. شبیه به این
فرمایش حضرت عالی راجع به نعمت، راجع به امانتم هست.
امانت در این آیه بله در این آیه
بیست و هفت سوره
انفال که يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَخونُوا اللَّهَ وَالرَّسولَ وَتَخونُوا أَماناتِكُمْ.
بله معلومه علامه میفرمایند این امانت
حکومت اسلامیه. دقیقاً. شما اصلاً آیه أطيعُوا اللَّهَ وَأَطيعُوا الرَّسولَ قبل
آیه چیه؟ بله یه
شما أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ أَهلها وَإِذا حَكَمْتُم بَينَ بعضیها خب خیلی
فردی تفسیر میکنند این امانتها مثلاً- [همپوشانی گوینده 1] موبایل من بله حالا باشه موبایل منم دست شما
امانت بود پس بده ولی اصل امانت، اصل خیانت در امانت
اینکه یه انقلابی داره
به امانت به شما میرسه. یه پستی، یه صندلی
به امانت شما وقتی رو این صندلی میشی مسئولی.
بله خب؟ به این نعمتها باید بیشتر
توجه کرد. ولی اینجا
انشاالله فرصت داریم یه- بله، بله.
بله فرصت هست. اینجا یک نکته خیلی مهمی میگه، میگه ببین شما اگه نمیخوای
به ارتداد بیفتی و به اعقاب برگردی و
که برگردی به سمت عقب
که یکی از گناهان کبیره اصلاً همینه.
میدونید که تو روال
گناهان کبیره این است که طرف
ردّه و رجعت داشته باشه
به اون حالت قبلی، خب؟
یعنی فرض بفرمایید که بگه آقا حالا انقلابه بود اصلاً من میخوام ده سال بریم میخوایم بشیم ژاپن اسلامی.
این تعرب بعد الهجره بهش میگن.
به این میگن طرف بعد الهجره داره تعرب میکنه یعنی داره برمیگرده.
برگشت از آرمانها
، این یک خطاییه که دیگه
جزو گناهان کبیره است که نمیگذره.
این انقلاب بخواد بر اعقاب خودش برگرده بگه من میخوام برم بشم زمان پهلوی مثلاً.
مثل بعضی از آدمای گیج هستن که الان
مثلا پهلوی چی هم هستن منم نمیگم آدم
دیگه اینا دیگه کی هستن میگی آقا الان یه چیز دیگه میشدی.
خب ما اگه بخوایم برگردیم به زمان پهلوی هم برنمیگردیم.
فقط با به غضب من الله، به غضب الهی برمیگردیم.
به این میگن اصطلاحاً تعرب بعد الهجره.
تو روایات ما اومده به عنوان گناه کبیره.
این حرف مهمیه. حالا میگه
شما برو ، ای مردم
تو پرانتز، ای ربیون،
ای آدمای خاص، ای کسایی که دور و بر پیغمبر رو-- پیغمبر رو گرفتین،
کار پیغمبر رو شما دارید در میارین.
تو از اینی که پیغمبر کشته شده نگران نباش.
تو برو کار خودتو انجام بده. خب؟
تو ربی اگر وظیفه خودتو انجام بدی هیچ اتفاقی نمیفته علو پیغمبر کشته شده باشه.
پیغمبر کشته نشده آقا امام ما کشته شده دیگه.
کشته شد. ربیون اگر کارشونو درست انجام بدن،
حلقههای میانی و وسط
درست کاراشونو انجام بدن،
اونا نشینن، اونا غصه نخورن الکی،
اونا غمبرک نگیرن،
اونا برنگردن، پیغمبر کشته شده باشه کار در میاد بازهم.
قائم به شخص نیست. قائم به شخص نیست.
مگه امام خمینی به رحمت خدا رفتن
شما اون زمان احتمالاً خاطرتون نباید باشه خیلی.
بله من بچه بودم. و خب یادم من دبیرستانی بودم اون موقع
ها. اصلاً تصورش هم سخت بود.
بعضیا که میگن تصور شهادت آقا یا رحلت آقا سخت بود برای ما،
میگم که درسته شما راست میگید
ولی ما یه دوری اینو چشیدیم.
دیدیم که بابا این انقلاب اگر درست بخواد عمل بکنه شما میبینید که همین جایگزینی ها داره انجام میشه.
خب؟ و میبینید یه
امامی که خیلی قطب بود امام، یه چیز عجیبی بود.
یه کسی که اومد
یهو یک تابشی پیدا کرد که عجیب بود.
خدا این صندلی رو تسدید میکنه.
این توی روایات ما از کسی
در روی صندلی ولایت بشینه مسدد میشه.
اوه. خب؟ مثل این میمونه که آقا
خدا روزیه مثلاً به من گفته که روزی این چهار تا زن و بچه رو بده،
بعد خدا رزق رو میده به من. رزق اوناست ها ولی میده به من.
شما کسی رو که رو این صندلی مینشانند
حواسشون هست. به
تبعاتش. بشینه رو این صندلی یه
متفاوته. بله. خب؟
این آدم قبلی نیست. اینو میدونی که ما در مورد اهل بیت هم داشتیم دیگه.
وقتی که یهویی مثلاً امام
هادی میگفتن که من امام شدم.
میگفتن چجوری فهمیدید شما که پدرتون
توی مثلاً جای دیگه ای بوده مثلاً شما اینجایید مثلاً شما تو مدینه اید پیدا--
پدرتون در امام جواد مثلاً در،
اِممم، چیزن در-
بغداد بغدادن. بغدادن امام جواد که در بغدادن.
شما چجوری فهمیدید؟ یلی انه تداخلت ذلة لله لم اكن اعرفها.
من یهویی یک ذلت ناشناختهای بهم دست داد در پیشگاه خدا.
آها نسبت به خدا. به خدا.
من فهمیدم امام شدم. یعنی یهویی میبینید که طرف که میشینه رو اون صندلی
قابلیتشو داشته ولی از این طرفم واقعاً خدا داره تسدید میکنه- نشانههاشم از ظاهر شرح صدره که میفرماید ان العبد
اذا اختاره الله عز وجل امور عباده شرح صدره و لزالک.
هم شرح صدر و لزالک هم تسدیدش میکنه.
بله. یعنی شرح صدر میده به خاطر آلة راسه صدر صدره.
صدر صدره. باید این شرح صدر رو هم
بهش بده. حضرت موسی هم شرح صدر خواسته بود.
اینجا، اینجاست که
میگه که ای ربیون،
ای حواریون، ربانیون ادبیات مختلف داره.
اوه. اینا کار رو از بنبست خارج میکنه.
شما نگاه کنید در همین سوره مبارکه آل عمران
فکر کنم پنجاه و مثلاً دو سه اینها باشه.
میگه فلما احس عیسی منهم الكفر
وقتی احساس پیشوند کرد دیگه یواش یواش احساس کرد که دارن
ید کفر میورزند.
قال من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله.
حواریون خودشو صدا زد.
من یه موقع تو سوره توحید تو همین جلسات درس کردم بین مؤمن و الذین امنوا فرق بگذارید.
بله فهمیدم. اون
کسایی که گلوگاههای اسلام دستشونه، اینا
اهل جانفشانیاند. ما از همه مردم توقع
جانفشانی نداریم. اینان که طراحن، اینان که کار انقلاب رو دارن
پیش میبرن. اینان، اینان، اینان،
اینان میگه و کاین من نبی قاتل مع حری بینه کسی.
چه بسیار انبیایی که اینا دورشون یه کسایی میجنگیدن ربی،
ربی یعنی مـ-منسوب به رب.
یعنی برنامهت چیه؟ زندگیت چیه؟
اگه سؤال کنن بگن شما زندگی چیه؟
میگه من زندگیم، زندگیم اینه که کار امامو در بیارم.
هرچی باشه کار امامو درمیارم.
مثل این که به حضرت آقا اواخر ریاست جمهوریشون
گفتن خب شما ریاست جمهوری داره تموم میشه، کجا میرین؟
گفتن من کاری ندارم، هرچی امام بگه.
بگن برو بشین مثلاً تو ژاندارمری فلان جا بشین بشین احضرت سیاسی اونجا میرم.
خیلی حرفهها؟ که شما
ربی هستی. یعنی چی؟
یعنی کار دربیار امامی.
برنامهت برنامه امامه، میخوای اونو دربیاری.
که حالا ربی وقتی ربیون میشه بعد کثیر میاد،
حکایت تشکیلات و دست دادن تشکیلات به هم.
حکایت اینا رو هم داره توش. این ساختار
در واقع سیاسی، تشکیلاتی، ولایی،
یه ساختار خاصیه که
غربیا چون نمیفهمنش فکر میکنن یه نفرو ترور کنن-
دقیقاً. مثلاً میتونن ساختاره میریزه مثلاً، فرو میریزه.
بله. قابل فهم نیست تو دستگاه محاسباتی اونا که این چه ساختاریه؟
فکر کردن مثلاً مثل ونزوئلا یا جاهای دیگه برن
مثلاً اون فرد رو نقطهزنی مثلاً به شهادت برسونن
کل ساختار میریزه. دقیقاً ساختاراش به تعبیری
یه جوری شبیه ساختاره میگن این مهندسا فراکتالیه.
اوه. یعنی ساختاراش هم تکرارپذیره، یعنی شما حتی تو خانواده میاد ساختارش همینجوریه.
اوه. بعد همینجوری میره تا میرسه،
یعنی طرح بحث اخوت توی خانواده، بعد طرح بحث اخوت توی اجتماع.
اوه. یعنی اجتما-- هی داره خانواده رو گسترده میکنه، میکنه اجتماع.
بعد یک ولی میذاره اون بالا اجتماع، میشه روح
در حقیقت این بدن انگار.
یه همچین مدلی داره.
دقیقاً چون ساختار ما رو نمیشناسن- بله.
ما طبیعتاً باید از رهبران مراقبت بشه.
بله این یه بحث دیگه است. این که استثنایی نیست.
ولی رهبری شهید بشه
و یا به رحمت خدا بره که ما در دو امام قبلی خودمون همین رو دیدیم.
اگر ربیون دارن، مردم مبعوث دارن میشن ربیون کارشونو انجام میدن، این ساختار دست نمیخوره.
یه مدل خاصه دیگه، مدل خاص خود ثکانو.
نه سستی میکنن، نه ناتوان میشن، نه سر تسلیم فرومیارن.
یک چیزای موجوداتیان واسه خودشون این ربیون
و حلقههای ربیون و تشکیلات اینا و
دست دادن تشکیلات اینا به همدیگه.
چونکه ربی میشه ربیون بعد ربیون میشه کثیر،
یعنی آدمای ربی میشن تشکیلاتی، تشکیلاتاشون به هم دست میدن،
میشه ربیون کثیر. والله يحب الصابرين.
اینا پاکار وایسادنا ولی باز دوباره یادتون هست یه دست به
دعا؟ بله. حرفشونه.
وما كان قولهم إلا ان قالوا ربنا اغفر لنا ذنوبنا وافراطنا في أمرنا
وثبت أقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين.
گناه اتفاقا برای این ربیون مهمترین مانعه.
خودشونم میفهمن که باید خدا
در حقیقت اینها رو بیامرزه، لای رو بی کنه تا جریان اینها محکم حرکت کنن.
خب؟ جریان ربیون اگر لای رو بی نشه،
اینا اتفاقا از همه بیشتر احتیاج دارن به دعا و سر سجده و ارتباط با خدا و
همه اینها. کما این که مسئولین خیلی احتیاج دارن.
بله. که امیرالمؤمنین در نامه به مالک همین رو میگن
که میگن مالک حواست باشه.
اجعل فيما بينك وبين الله افضل تلك المواقيت واعز تلك الاقسام.
بهترین زمانهای خودت رو بذار برای ارتباط با خدا.
وإن كانت كلها لك إذا صلحت فيها النية وسلمت منها الرعية.
ولو اینی که بقیه کاراتم به خاطر خداست ولی برای این وقت بذار.
غير مصلوما ولا منقوصا.
سوراخ پوراخشم نکن. درست،
درست و صحیح وقت بذار. بالغا من بدنك ما بلغ.
هرچی هم آسیب مثلاً به بدنت فشار اومد باشه بذار فشار بیاد.
چرا؟ ببین اینها از همه جریان اینا
احتیاج بیشتر به لای رو بی دارن.
اگر یک مقداری در
این جهتیابیا اینا اشتباه بکنن،
جهت همه رو اشتباه میکنن.
بله. خب؟ برای همین است که جهتگیری اینا مهمه.
اگر نماز شب خوندن
برای یک طلبه
اولی لازمه،
برای منه که یخورده بیشتر تو فضای طلابی
اومده باشم واجبه،
برای مسئول کشور از اوجب واجباته.
برای رئیس جمهور و رئیس مجلس از اوجب واجباته.
أن لك في النهار سبحا طويلا.
سبحا طويلا. اتفاقا چون تو
شناگر روزی، شناور روزی، کنشگر روزی،
تو باید شب بلند شی بزنی تو شارژ.
exactly. خب؟ ولی
مثل کسایی که میبینید خب
نتش وصله، هات اسپاتش وصله، همه چی وصله،
خطش سیمکارتش وصله. خب تو شارژ خالی میکنی.
خب من که نتو بستم سیمکارتو بستم
رو پروازَم اصلاً من شارژ خالی نمیکنم که.
تو داری شارژ خالی میکنی. تو باید شب بزنی تو شارژ.
برای همینش که در همین فرمایش که فرمودند سوره مزمل پایانشو نگاه کنین.
میگه و طائفت من الذین معك هم همینجوریه.
اوه. آیه پایانیش. بله، بله.
میگه تو اینجوری هستی إن ربك يعلم أنك تقوم
أدنام من ثلثي الليل ونصفه وثلثه وطائفت من الذین معك.
اون کسایی که مع تو دارن عمل میکنن طائفه از اونا همینجورین.
باید کار تو رو انجام بدن. عین تو باید سبک زندگیشون بشه.
اینا دارن کار تو رو درمیارن. پروژه شبیه تو رو درمیارن.
پس باید شبیه تو بشن. اینا از اون چیزاییه که ما گاهی اوقات غفلت میکنیم.
بله. میگیم که آقا خوب بخواب قشنگ تا انرژیت--
این خوب بخواب برای اون نوجوونه.
برای مسئول کشور این خبرها نیست.
یعنی مسئول کشیدن این خبرا نیست.
من یه موقعی از یکی از
فرزندان حضرت آقا ازشون پرسیدم.
پرسیدم سیره اینجوری آقا چی بوده؟
ایشون گفتن دو ساعت به اذان بیدار میشن.
رهبر شهید. رهبر شهیدی.
دو ساعت به اذان بیدار میشن. قرآن، نماز، گریه،
این چیز. حتی
تعبیرشون اینجوریه گاهی اوقات اواقباشونم که میخوان بکنن آیاتی که حفظن اینو میخونن و اینجوری.
اون رهبره این کارا رو شب میکنه، اون کارا رو روز میکنه.
حتی علاقه و محبتی که مردم دارن
آقا مال اونیه که شب داره اون کارا رو میکنه.
اینا هر کدوم حسابی داره.
بعدش میگه چیه؟ میگه وقتی اینجورین "فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ".
وقتی ربیون وسطن نمیگه فقط اینا آخرت گیرشون میاد.
نه آخرت درسته. اون غنائم هم درسته.
همه اینا درسته.
ولی مسئله دنیا هم توش هست.
غنائم دنیا هم توش هست.
"وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ".
هم بهشت گیر طرف میان
هم نصر و فتح قریب و غنائم و این چیزا.
لذا همش وعده به قیامت نیست که تو قیامت یه چیزی میگیری، نه.
به بهرههای دنیا هم
میرسن. بله. این تقریباً ما
اهد رو با این آیات گرچه بازم هی میشه آیات رو
توضیح داد ولی اهد رو با خود جنگ رو
با شرایط اجتماعی اینا توضیح دادیم.
بله. یه چیزی باقی مونده نمیدونم اگه فرصت هست باید واردش بشیم وگرنه که-
فرصت ما دو سه دقیقه دیگه داریم. نه من فقط این آیه رو هم
در ادامه بخونم که چون اونجا
انقلبتم علی اعقابکم فرموده بود.
انقلب بله. بله.
در ادامه همین
آیه باز میفرماید "إِنْ تُطِعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يُرَدُّكُمْ
عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ".
بله. یعنی از نسخه دشمن
در حکومت در حکمرانی استفاده کنی- استفاده کنی برمیگردی عقب.
پیشرفت نمیکنی. پیشرفت نمیکنی. "يُرَدُّكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ".
بله. "وَلِلَّهِ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ".
بسیار عالی. تشکر. ما بحث
حمران الاسد که چسبیده به اهده
فرداعه. بله. اینا انشاالله جلسه آینده- آینده عرض میکنیم.
بهش صحبت خواهیم کرد. میریم توی احتمالاً
بحث بعد احزاب. احزاب بله انشاالله.
تشکر از آقای قاسمیان. آقای بختیاری.
بسیار عالی ممنونم. از شما هم تشکر.
امیدوارم شما هم بهره برده باشید بینندگان عزیز
تا فردا شب که برنامه دیگری رو تقدیم شما کنیم خدانگهدار.
جلسه قبل
جلسه بعد