د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱
دارای متن همگام
اجازه هست؛ رضایت نیست
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۲۳:۵۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین انه خیر ناصر و معین.
بینندگان عزیز سلام.
خیلی خوش آمدید به برنامه سوره.
امیدوارم عزاداریهاتون مورد قبول
درگاه حق واقع شده باشه
و ما و همه ملت ایران رو هم از
دعای خیرتون محروم نفرمایید.
خب در شبهای ماه محرم هستیم و
همونطور که مستحضرید در این شبها
ما بحث جنگ و جهاد در قرآن رو با
جناب حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان پیش میبریم
و از بیاناتشون بهره میبریم.
امشب در واقع
قصد داریم که راجع به مسئله مهمی که البته باز در ذیل مسئله جنگ و جهاد تعریف میشه ولی خب
مسئله امروزین ما هست
و اون هم پیام مهم رهبر
انقلاب، پیام اخیرشون
که در مورد تفاهمنامه میان ایران و آمریکا
در واقع میان رئیس جمهور ایران و رئیس جمهور آمریکا
امضا شد، پیام مهمی صادر فرمودند
و قصد داریم راجع به ابعاد این پیام و
مؤلفه هاش یک تبیین قرآنی انجام بدیم
و انشاالله اگر فرصت شد در واقع بحثهای مربوط به در واقع جنگهای صدر اسلام رو هم
ادامه خواهیم داد. سلام عرض میکنم حاج آقا قاسمی عزیز خیلی خوش آمدید.
تقاضا میکنم یک سلام علیک اولیهای داشته باشید و بحث رو آغاز کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام خدمت شما آقای فیروزی عزیز و سلام خدمت بینندگان عزیزمون.
انشاالله تا اینجای عزاداریها قبول باشه.
السلام علیک یا ابا عبدالله.
موضوع، موضوع بسیار مهمیه انشاالله در خدمتتون هستیم.
انشاالله. عرض کنم حاج آقا اولین
سوالی که شاید به ذهن متبادر میشه اینه که
همه از صراحت این پیام یه خرده جا خوردند؛
شاید بعضیا. بله.
و اینکه شاید کمتر
مثلاً در سیره
امام شهید شاید به این صراحت کمتر دیده بودن.
بله. و الان با یک صراحتی مواجه شدند.
دلیل این صراحت چی بوده به نظر شما؟
بسم الله الرحمن الرحیم. خب اینم نکته مهمیه.
نه واقعش همه شوکه شدیم که
هم صراحت و هم نحوه بیان
یک پارامترهایی توش بود که
برای ما تازگی داشت.
مثلاً فرض کنید که ما
مثلاً ما بعد میگن ما مردم و این حقیر مثلاً
ماها میشینیم بررسی میکنیم.
بله. یعنی خودشونو کاملاً-
طرف مردم. طرف مردم نگه داشتن و گفتن.
این خیلی شاید به این صراحتش دیده نمیشد.
نمیک-- نمیگم نبود اصلاً ولی
خیلی با صراحت بیان شد. یا
بخشهایی که مثل اینکه على الاصول بنده موافق مثلاً نبودم یا نظر
دیگری داشتم ولی خب آیون
گفتن و یه اعتمادی ما داشتیم به آقایون و اینا هم تعهدی دادن و ما
اذن دادیم به این قضیه،
اجازه دادیم. این تعابیر به نظر من خیلی مینیاتوری بود تو پیامهای
ایشان این کوتاهترین به نظر من و مؤثرترین پیام
امام المسلمین بود که باید بهش پرداخت.
به نظر من تفاوت جدی، حالا نمیگم هیچ تفاوت بین روحیهها نیست.
نه ممکنه تفاوتی تو حوزه روحیهها هم
باشه. اما تفاوت اصلیش به نظر من بعثه مردمه.
اوهوم.
ببینید حضرت امام شهید
با مردم خوبی داشت کار میکرد
ولی مردم مبعوث نشده بودن دیگه.
مثل بعثه پیغمبرانه.
وقتی که شما یه پیغمبر مبعوث میشه،
سابقه درخشانی هم داره. این به
معنی این نیست که آدم بدیه. نه سابقه درخشانی
هست ولی مبعوث میشه. مبعوث میشه، برانگیخته میشه.
یه پروژه بزرگتری رو داره
میگیره و میره. خودشو صرفاً
شاهد صحنهها نمیکنه.
اوهوم. خودشو کنشگر صحنهها میدونه.
اوهوم. کلکم را و کلکم مسئول.
یعنی مسئولیت میپذیره اینجا.
اوهوم. اگر میبینید میدان رو پر میکنه،
خیابان رو پر میکنه، حرف میزنه، پلاکارد مینویسه،
شروط رو سر دست میگیره و میخواد و مطالبه
میکنه که چند بار امام
فعلی ما این مسئله رو تأیید کردن که
اینا باید مثلاً میدان سر جای خودش میمونه، خیابان باید سر جای خودش میمونه، مطالبه باید انجام بشه
و اتفاقاً همین جا هم
در همین پیام هم این رو گفتن که ما
منتظر تحقق این شروط میمانیم.
یعنی میمانیم یعنی داریم بررسی میکنیم.
اوهوم. آقایان هم
که مجموعه شما هم باشن اینو مسئولیت پذیرفتن،
اینها حالا تعبیرش میترسم یه خرده نادقیق بگم.
اگه خواستی میتونم از نو بگم تعبیر رو.
ولی اینها هم قول دادن مثلاً یه همچین چیزی، قول دادن که
از این چیزهایی که بهش قول دادن پایبند باشن و محافظت بکنن.
تعهداتشون بله حقوق ملت ایران رو محافظت بکنند.
حقوق ملت ایران رو محافظت بکنند
و این یک خبر نیست که فرمودن محافظت میکنند.
اوهوم. به تعبیر ما آخوندها میگیم خبر در مقام انشائه اینا.
اوهوم. چون که دقیقاً بعدش میگن که
خبر در مقام انش God حالا برای اینکه عزیزان بدون
خبر در مقام انشاء میگن اصطلاحاً
تأکیدش بیشتره، آکده.
بله. یعنی چی؟ یعنی یه موقع شما میگید که این کارو بکن،
یه موقع میگی این کارو میکنی. این کارو میکنی از ده تا بکن
بدتره. یعنی سختتره،
تأکیدش بیشتره. شاهدش اینه که این کارو میکنن اینا،
این خبر در مقام انشائه دقیقاً بعدش چی؟
گفته میشه میگن و ما هم وایمیستیم
نظاره میکنیم این صحنه رو.
بله. ما یعنی شما ملت ایران و
مثلاً این خادمتون اینا رو بررسی میکنیم و نگاه میکنیم شاهد این صحنهایم.
یعنی این کارو بکنید ما هم داریم نگاه میکنیم.
یعنی به عبارتی نمیگذریم از این قضیه.
شما به هر جهت نگاه میکنیم شما دارید چیکار میکنید
و ببینید این پیام جامعهیتش مال همینه
که هم نگاه میکنیم هم دارن به مردم تذکر میدن.
اینایی که دارن میرن الان مذاکره بکنن با آمریکا، این به معنای رد شدن
از شروط نیست. اهم اهسنت.
این حرف مهمیه. یعنی خائن نیستن.
به عبارتی اگه، اگه بناشون بر این بود که از شروط رد بشن که قطعاً خائنن.
اهم. خب؟ اگر میگن از سر دلسوزیه و
مذاکرهشون به این معنا نیست که
اِاِاِ میخوان شروط رو بذارن کنار و میخوان جبهه مقاومت رو بذارن کنار و به همه اینا هم اشاره کردن.
اگه بخوان این کارو بکنن خب رسماً خائنن.
ولی نه، میگن اینجوری نیستن
اینها. اِاِاِ خب این چه تفاوتی ایجاد میکنه؟
ببینید اِاِاِ این خود روش قرآن یه روش جالبی داره.
برخی از کارهایی که اصلاً ما حق انجامشو نداریم،
ما مردم، خدا دستور میده به مردم.
اهم. من یه یکی دو تا آیه براتون بخونم.
بله. بعد دلیلشو بگم. ببینید در مورد
زدن دست دزد قرآن میگه
. دست دزدو بزنید، شما مردم بزنید.
به مردم دستور میده. از اون طرف به کسایی که کار خلاف منافی عفت انجام میدن، منافی عفت انجام میدن،
گفته میشه که . هر کدومشونو بگیرید صد ضربه شلاق بزنید.
سؤال، آیا ما حق داریم این کارو بکنیم؟
نه. ما اگه حق نداریم اینا رو کارای حاکمیت انجام بده چرا به ما میگن؟
اینجا علامه تو-توضیح میدن علامه طباطبایی،
توضیح میدن به خاطر اینکه مردم باید در جریان باشن و مطالبه کنن.
اهسنت. خب؟ ببینید یه موقع هست شما مردم رو به سان یه سری آدم که بر و ور دارن یه صحنهای رو نگاه میکنن.
همه چی هماهنگه. کسی دست به سیستم نزنه.
مملکت صاحب داره و داره
کار هر چیزی جای خودش انجام میشه به شما ربطی نداره.
قرآن اینجوری برخورد نمیکنه. نخیر به ما ربط داره.
مطالبه میکنیم که دست دزد زده بشه
و دست دزدم ما حق نداریم بزنیم.
ولی از قوه قضاییه که میتونیم مطالبه بکنیم.
اگر مطالبهی مردمی یه جا شکل میگیره،
اونجاست که شما میبینید قوه قضاییه کارشو انجام میده.
نمیدونم ریاست جمهوری، مجلس کارشو انجام میده.
کسایی که کوچکترین ارتباطی با این سازمانها داشته باشن میدونن
خود مسئولین هم نگاه میکنن ببینن مردم دارن چی میگن.
این خیلی طبیعیه. منی که مدیر یه مدرسه هم هستم همین
چیزو نگاه میکنم. ببینم الان
تحت نظارت ما
اون مدرسهای که دار... اینا خودشون اولیاشون اینا چی میگن
که من خودم رو یک مقداری باید با تناسب این فکرها
ببرم جلو. بالاخره یه منتا و محکی هم هست.
اگه مردم بشین بر و ور این صحنه رو نگاه بکنن،
مسئولین فکر میکنن هر جوری میتونن عمل بکنن.
ولی مردم بعثت یافته-
اهسنت. اینها باعث میشه که
مطالبههایی میکنن، پلاکاردهایی مینویسن،
آقای فیروزی هم-حمله وایسا همه رو هم بزن تو گل.
نه بالاخره دو تا هم تیر دروازه میزنه،
دو تا هم حرف بد زده میشه این وسط.
اینو نکنیم- اهسنت.
دقیقاً پیراهن، پیراهن خونین نکنیم
که اون موقع هی بگیم متهم بکنیم که تو تندروی.
اهسنت. تو افراطی هستی، تو تندروی، تو خوارجی،
نوخوارجی. ببینید که حالا من یه سر فصلی
عرض میکنم که بعضیا شروع کردن پنجه میکشن به صورتم دیگه.
به واسطهی- بله. این پیام.
حالا راجع به این باید صحبت کنیم. راجع به-- یه توضیحی عرض میکنیم راجع بهش.
اما به نظر من یه تفاوت ویژه همین بعثت مردمه که موجب تفاوت در
نوع نگارش این پیام
شده که به نظر من خیلی پیام تاریخی
خواهد بود این پیام.
بسیار عالی. این اِاِاِ که فرمودید مردم در واقع مطالبه میکنن
و رهبر ش-انقلاب هم خودشونو کنار مردم قرار دادن و گفتن من نظارهگر هستم
و اینکه مسئولین هم باید در واقع تطبیق بکنن با
خواستهی مردم، مطالبه- خیلی راجع به مردم زیاد حرف زده.
بله. اِاِاِ و در توصیهای که به مالک اشتر میفرمایند،
میفرمایند تصمیمی که میخوای بگیری
بله. یعنی باید به رضایت مردم،
حالا چه بگو که مردم مبعوث شده باشن.
بله. این که دیگه بیشتر باید
اِاِاِ این نکته مهمی بود فرمودید.
نکتهی بعد که به نظرم راجع به این پیام باید راجع بهش صحبت بشه
اینه که اِاِاِ خب یه بحثی هم هست تو محافل هم سیاسی هم محافل در واقع علمی.
اِاِاِ ایشون میفرمایند که
بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم ولی اینجا اجازه دادم، اذن دادم.
بله. این تفاوت بین اذن و رضایته که به نظرم باید راجع بهش صحبت کنیم.
خب بحث خیلی مهم و محوری این قضیه اینه اتفاقاً.
این پیام که این علی الاصولش شد هشتگ دیگه رسماً- بله.
فضای شعرا و- بله.
و خطبا و اینا هشتگ شد اصلاً
ببینید ما چه اصولی داریم؟
این یه نکتهایه که چه اصولی داریم
که علل اصولش
و این اصولو چجوری بفهمیم؟
مدل فهممون چیه؟ حالا شما یه چیزی میفهمی من یه چیز دیگه میفهمم.
علل اصولشو ما کلاً چجوری بفهمیم
که چه بکنیم؟ پیش از اینکه رهبر معظم بفرمایند.
ببینید بله رهبر معظم
هر جایی اختیار نداره، یه جا برید تموم شده.
ولی آیا ما کلاً باید منتظر بشیم
که ببینیم که رهبر معظم چی میاد یا ما بر اساس
اصولی که دم دستمونه
که حالا میگم چه علل اصولش میتونیم تشخیص بدیم یا نه؟
اوهوم. اینو حالا میگم در یه قسمتی.
اما نکته مهمش اینه
ما یه چیزی داریم به نام رضایته.
یه چیزی داریم به نام اذنه. اینا ربطی به همدیگه نداره.
گاهی اوقات حضرات معصومین به یه عدهای
اذن میدادن یه کاری، رضایت هم نمیدادن.
یعنی مطابق با اصول خودشون نبوده.
اوهوم. خب؟ ولی اذن میدادن.
شما ممکنه اون آدم اصلاً آدم خوبی هم بودهها.
شما در همین مسئلهی کربلا یه تره ماهی هست، تره ماه شاعر معروفه، شاعر اهل بیت خیلی هم
اهل بیت ارادت داره، اهل بیت هم خیلی دوسش دارن از قضا.
این میاد و یه آذوقهای خریده بود و میخواسته برسونه دست خانواده.
اوهوم. امام حسین رو میبینن.
میگه که امام حسین هم دیگه خب با زن و بچه تو کربلا.
میگه من این آذوقه رو بدم و بیام.
آخه شما، اِممم
زن و بچه حضرت هستن.
اوهوم. اینجا هم کربلاست. اینجا هم پایان مسیره.
یعنی چی من آذوقه زن و بچه رو بدم و بیام؟
این چه فکریه که تو میکنی؟
حضرت چیکار کردن؟ اجازه ندادن؟
دادن دیگه. اجازه دادن.
چی شد؟ تره ماه شاعر رفت که برگشت،
اومد به دو داشت میاومد، چرا میدویی؟
با اسب میتاخت. گفت اومدم که برم به حسین کمک کنم.
گفتن سرش رسید کوفه. ببینید
اذن گرفت؟ اذن گرفت. رضایت بود؟
نه رضایت نبود. درست بود؟
نه درست نبود. ببینید این خیلی مهمه.
اینی که من علل اصول که این به چیزی ما-- اصول ما نمیخوره.
تقریباً فرمایششون این بود که علل اصول من نظر دیگری داشتم.
ولی اذن هم میدم به دلیل تعهداتی که
قائم کردن مبنی بر احقاق شروط.
این نشون میده ولی فقیه و امام جامعه دیکتاتور نیست.
دیکتاتور نیست. ولی داره با اطرافش کار میکنه دیگه.
یعنی کسایی که اطراف او هستن داره با اون میزانی که در اطراف او هستن داره کار میکنن.
خب ببینید مثالهای قرآنی فراوانی هست که تو جنگها میومدن از پیغمبر یه اجازههایی میگرفتن.
پیغمبر هم اجازه میداد. این یعنی رضایت میداد؟
نه. اجازه میداد
که اینا این کارو نکنن، این کارو بکنن یا نکنن.
شما نگاه بکنید در همین سوره مبارکه توبه
صفحه صد و نود و چهار، یه تشری تو آیه چهل و سه به پیغمبر میگه
که یه عدهای اومدن اجازه میگرفتن-
اوهوم. که جبهه نیان.
تو چرا اجازه میدی؟ خب؟
خدا ببخشت تو چرا اجازه میدی؟
چرا اجازه میدی؟
اجازه نمیدادی معلوم بشه.
صحت. یعنی کاذب و صادق معلوم بشه.
اجازه نمیدادی. خب؟
تا این بیرون بریزه.
بعد میگن اون کسایی که ایمان به خدا و روز جزا دارن،
اینا اجازه نمیگیرن. حالا حداقلش اینجوری میتونیم معنا کنیم.
اینا اجازه نمیگیرن که آقا میشه ما نجنگیم الان؟
اوهوم. خب؟ حداقلش حالا چیز دیگه هم میشه.
یه نگاه حداکثری هم این آیه داره.
میگن اینا نمیان همچین اجازهای بگیرن.
کسایی میان اجازه میگیرن که ما نجنگیم،
اجازه بدید ما نجنگیم. گاهی اوقات این صورت ظاهرش هم
توصیفهای عق Lای بودهها.
یعنی توصیفاتی که میکردن از اینکه به هر جهت شما دارید با یک لشکر بزرگ روبهرو میشید.
اوهوم. یا توصیفاتش اینجوری بوده که
با اندیشههای ناب انقلاب پیغمبر جور در نمیومده.
حالا ما انشاالله به اول احزاب که برسیم یه داستانی داره که هم مجمع نقل کرده
هم Allame Tabatabai نقل کردن اینو.
حالا داستان اینه. اومدن
ترامپ اومده تهران تحت الحفظ.
معادلش میشه ابوسفیان اومده مدینه.
اوهوم. خب؟
تحت الحفظ اومده مدینه و یه افتخار بزرگ
که بالاخره اون دشمن بعد از احد.
پیشنهادش چیه؟ پیشنهادش اینه بیا اموال
بلوکه شدهتونو ما آزاد میکنیم.
یه سری اموال بلوکه کرده بود- بله در جنگ بدر، بله ...اصلاً همین به خاطر همین اتفاق.
بعدشم دیگه بیا یه پیمان رفع تخاصم بنویسیم با همدیگه.
دیگه نه شما با ما کار داشته باشی، نه ما با شما کاری داریم.
شما برو خدای خودتو بچسب، ما هم خدای خودمون میچسبیم.
آقا انقدر این پیشنهاد دنگونگیر شد،
جبههای از جبهه منافقین
پاشو تو یه کفش کرد، تمام توییتر رو فرش کرد
اون موقع. تمام روزنامهها رو فرش کرد.
انقدر رو پیغمبر فشار گذاشتن که
بابا پیشنهاد به این خوبی.
پیغمبر میگفت بابا این اصلاً به آرمان ما ناسازگاره.
انقدریه که آیه یک سوره احزاب اینه "یا ایها النبي اتق الله ولا تطع الكافرين والمنافقين".
اوه. خب. که اینجاست که
خدا به مؤمنین میگه "يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وقولوا قولا سديدا
يصلح لكم اعمالكم". میگه ای مؤمنین خب حرف بزنید خب مگه قود تو دهنتونه؟
خب حرف بزنید. آقا مؤمنین نه انگار آقا مؤمنین باید مثلاً بر رو بر تماشا میکنن صحنهها رو.
نه اگه کنش کردی قرآن میگه حرف بزن.
منتها بله حرف سدید بزن، حرف محکم بزن
ولی حرف بزن. این حرف مهمیه.
بعضیهایی که حالت احتیاطی به خودشون گرفتن شهید صدر
یه جایی اینو میگن توی دروسشون که مرحوم آقای هاشمی شاهرودی
تقریر کردن این دروس رو میگن،
میگن این حرف نزن، نزن، نزن، نزن مال حس تقیه بوده اصلاً.
احسن. که اصلاً گاهی اوقات ائمه دستشون رو میذاشتن جلو دهنشون میگفتن حرف نزن،
حرف نزن به خاطر اینکه لو نرن، سیستمشون لو نره فلان.
بابا وقتی ما این وسط داریم یا قدوس میکشیم تو چرا حرف نمیزنی؟
این چه احتیاطیه؟ میگن شهید صدر میگن که اصلاً فقه و دولت
با اینجور احتیاطها سازگار نیست.
اوهوم. کنش سیاسی
اتفاقاً با حرف زدنه.
پیغمبران با بعثتشون با حرف زدنه،
با پلاکارد بالا بردنه، اینجوری بوده.
شما نگاه بکنید روایتی که
داره میگه کلام بهتره یا سکوت؟
از ائمه سؤال که گفتن حتما کلام.
اوهوم. گفتن بعثت امیا با کلامه.
داره حرف میزنه. خب سکوت اگه میخواست خب زبونو نمیذاشتن تو دهنت.
خب پس حرف بزن.
بیا وسط صحنه کنش کن.
حالا ممکنه دو تا کنشم اشتباه دربیاد.
اونجاها تکفیر سیئات میشه.
اوهوم. ولی وقولوا قولا سدید ولی حرف بزن.
انقدر فشار رو پیغمبر
زیاد بوده چون که حالا میرسیم انشاالله تو احزاب عرض میکنیم.
دیگه میره رو بیت پیغمبر.
یعنی فشار درون بیت پیغمبر هم
شروع میشه. آقا پیشنهاد دیگه آس پیشنهاد دیگه این الان.
از اونجا داره که به پیغمبر میگن
باز در آیه دیگه "ولا تطع الكافرين والمنافقين ودع عذاهم".
میگن این دلباری
خداست به پیغمبر ولشون کن. ولی فشاره، فشار سنگینه.
اصلاً مگه به آرمانهای ما میاد
که مثلاً فرض بکنید که
مایی که "لیظهره على الدين كله"
آرمانمونه بخوایم پیشنهاد رفع تخاصم بدیم؟
اصلاً مگه ممکنه؟ اصلاً مگه از طرف مقابل ممکنه
که میگه "ولا يزالون يقاتلونكم حتى يردوكم عن دينكم ان استطاعوا".
همواره با شما میجنگه. خب مگه اولاً جنگو که ما شروع نکردیم ولی با ما همواره میجنگه.
بعد مگه ما میتونیم اصلاً رفع تخاصم بکنیم این همچین چیزی؟
گاهی اوقات به آرمانها اصلاً ناسازگاره.
لذا میگن که
اینایی که میان اذن میگیرن که برن یه کار دیگهای بکنن، میگم گاهی اوقات با توجیحاتیم بوده.
بله. توضیح داشته،
توجیه داشته. آقا باور بکنی اونی که توی
ااه احزاب یا تو بد یا تو هود میگفته که
آقا ما فریب وعدههای پیغمبر رو خوردیم.
اوه. الان پیغمبر مثلاً یه
قلنگ میزنه میگه قیصر رو فتح خواهیم کرد.
بابا ولمون کن ما الان گیر
اینیم. این چه حرفیه میزنی؟
نه ولی شهید میگفتن قله رو فتح نکنه که قلهای- چقدر این حرفو یه عده
طنز کردن. بله ظاهراً رفتیم قله رو فتح کردیم اومدیم پایین مثلاً داریم میایم پایین.
خب قله رو مثلاً نقشه رو سر ته گرفتیم.
دیگه همه طنزی از توش دراومد.
چرا؟ چون که نمیتونه اینا رو باور بکنه.
گفتم به منطق عادی مادی-
احسن. این چیزا باورناپذیره برای بعضیا.
شما اگه این ذل سوم روایت الهی رو بهش اضافه نکنی،
خیلی وقتها همینه که غرب حاولای دینه اینا.
اینا دینشون فریبشون داده، یه عده اعتقاداتی پیدا کردن- حالا ممکنه این
دینشون فریبشون داده رو نگنا ولی حرفی که داره میزنه توجیحی که داره میکنه معناشه.
احسن. یعنی یه چیزی میچینه برای شما- احسن.
که شما آخرش بعد از پنج ساعت میگی که خب خدا این کو؟
اوهوم. میگه خب همین سوره فتحو بگیرید این خانمها بخونن دیگه تو میادین.
خب اینا جدی میگنا.
که میگه خب اینا که واقعیات نیست آقا باید با واقعیات زندگی کنی.
احسن. خب با اینا که کشور داری انجام نمیشه که.
اینی که ما میفهمیم همین فولاد و پتروشیمی و
نقدینگی و این و اونو فلان و- اوه.
معامله با غرب و غربم یعنی آمریکا و تازه غرب، غربم نه شرق
و همین. یه چیزی،
اصولی برای خودش داره که این اصول حتی گاهی اوقات مثل وحی منزل
میگه من گاهی اوقات با اینا صحبت کردم میگن از کجا میگی؟
مثلاً میگه ما باید کلاً کاهش تنش بدیم
با دشمنان وجودی. میگم این قرآن اصلاً نظرش این نیست
که شما کاهش تنش بدی. شما خیلی وقتها اتفاقاً اگه مثلاً اینکه زیر یه آبگوشتو کم بخور خب آبگوشتو نمیپذیرن.
اتفاقاً تو بحث سوره احزاب
اینکه چجور پیغمبر افزایش تنش داد
تا اون سنت تمییز و تراکم رو ایجاد بکنه.
اوه. یعنی اون سنت رو برای اینکه ایجاد بکنه تنش رو برد بالا خود پیغمبر.
خب؟ یعنی برسونه به متى نصر الله
که بشه الا نصر الله القریب.
اوهوم. درک میفرمایید؟
بعد خب این اصولش از یه جای دیگه گرفته.
لذا علی الاصول یه کارهایی میخواد بکنه.
اذن میدم بهش ولی رضایت نیست مطابق اصول نیست.
حالا به نظرتون در میاد یا در نمیاد، به نظر من قطعا در نمیاد چون علل اصول نیست.
بله. خب؟ یعنی زحمت میکشنا.
زحمت زیاده، دلسوزی زیاده، شب نخوابیدنا زیاده بنده اطلاع دارم.
ولی علل اصول جواب نمیده.
همون اشکال در دستگاه محاسباتیه.
دستگاه محاسباتیه اصلا. یعنی شما فکر میکنی این جواب میده حالیکه نمیده
این الان. اوهممم. این دستگاه محاسباتی که اشتباه میشه همینه.
بعدش هم میگن خب اگه اینا میخواستن خروج بکنن الان دارن بهانه میارن میخواستن خروج بکنن که
"ولَوۡ أَرَادُواْ ٱلۡخُرُوجَ لَعَدُّواْ لَهُۥ عُدَّةٗا
وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ
فَثَبَّتَهُمۡۖ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ".
این در نقطه مقابل مردم مبعوث یک گروهی هستند که كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ.
انبعاثهم. خب. میگن آقا شما بشین فعلا حرف نزن.
اتفاقا میدونی که این بد هم نیست.
یه عده تو آیه بعد هم بـ--
بعدش هم برای همین میگه. میگه بد هم، بد، بد هم نیست که اینا
مبعوث نشدن. این حالا من یک
چیزی رو عرض بکنم چون بعضیا
ممکن از این آیه "أَفَلَا يُؤَنكُنَّ"
یه برداشتی کنن که گویی پیغمبر کار اشتباهی کرده در حالی که آیات بعد داره-
بعدش نشون میده که اتفاقا کار- کار پیغمبر درست بوده.
بله. همین. به اون کسایی که خوب نیست منبعث بشن.
اوهوم. خب انبعاث برای همه خوب نیست.
فرض کنید شما یه مار خفتهای رو
منبعث بکنید. این بعدا همه رو نیش بزنه.
خب کار خوبی هست یا نه؟ اتفاقا میگه "فَثَبَّتَهُمۡ".
ثبت با تا به معنی خفه.
اینجوریه. خدا تثبیتشون کرد با تا
یعنی گفت خفه بشین. خب؟
اوهوم. "وَقِيلَ ٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ".
گفت آقا شما بشین با همین نشستگان بشین.
بعدش اتفاقا این معلومه که این اذن درسته که میده.
اصلا. منتها این اذن به معنی این نیست که این داره کار خوبی میکنه اصن.
بله. میگه "وَلَوۡ خَرَجُواْ فِيكُمۡ
مَا زَادُوكُمۡ إِلَّا
خَبَالٗا وَلَأَوۡضَوۡاْ خِلَالَكُمۡ يَبۡغُونَ ٱلۡفِتۡنَةَۖ وَفِيكُمۡ سَمَّـٰعُونَ لَهُمۡ".
اگه این منبعث میشد میومد تو جبهه جبهه رو پر میکرد،
پدر جبهه رو درمیآورد. اصلا.
یعنی فقط تباهی درست میکرد، فساد درست میکرد، توشون هم جاسوسم هست.
دیگرانم سست میکرد. سست میکرد همه رو سست میکرد.
آقا شما بشین طرف میگفت بهش که خلاصه دَمرو
عقلو که چی بکنی بخوابی عقلو کم میکنه.
گفت عقل چی گفت تو بخواب. شما بخواب الان فعلا بلند نشو.
انبعاث خوب نیست. لذا داره
رضایت نداره. اذن میده کار خوبی هم میکنه.
به دلیل شرایط، به دلیل شرایط موجود کار خوبی میکنه.
یه تعبیری علامه طباطبایی دارن در ذیل این آیه خیلی نکته تربیتی جالبیه.
بله. آ، مرحوم علامه میفرمایند که اگر بر فرض پیغمبر به اینا اجازه نمیداد و گفت نه همه باید بیاید.
بله. اگر منافقان این
که مربوط به این آیه است حالا یا بیمار دلان یا هرچی،
صریحا اعلام مخالفت میکردن
یعنی اینا که نمیخواستن بیان قطعا نمیاومدن.
بله. صریحا میگفتن نه
ما نمیایم و علنا فرمان آن حضرت را عصیان مینمودند.
آنگاه روی دیگران نیز در نافرمانی باز میشد.
اصلا. و این فتنهای بود شدیدتر از تفرقه، شدیدتر که تفرقه آشکارتر را ایجاد مینمود.
عالیه. شما همینجا
حالا آدم نمیخواد تفسیر کنه. فرض کنید اجازه نمیدادن.
اوهوم. فرض کنید اذن صادر نمیشد.
آقا یه نفر میگه من میخوام مشکل مملکت رو حل کنم.
همین جوری میخوام حل کنم و حلم میکنم.
حالا فکر بکنی این اذن بهش داده نمیشد.
این آدم معمولی نیست که جزو رؤسای کشوره.
خب این همش فکر میکنه یا طرفدارانش
فکر میکنند که اگر اجازه داده بودن من کولاک کرده بودم.
خب؟ لذا هم باب عصیان باز میشد، باب
تو روی مردم و رهبری باز--
دقیقاً باز میشد.
این تو روی مردم در میومدن
و این نکته کاری هم پیش نمیرفت.
الان مردم الان بهتره یا اگر اون اتفاق میفتاد؟
بله ما دوست داریم که کسایی باشن که رضایت رو دنبال کنن.
بله. خب؟ یعنی رضایت رو بفهمن، اصول رو بفهمن، علل اصول عمل کنن.
خب؟ ولی حالا معلومه که علل اصول رو متوجه نشدن.
خب اگه فرض بکنیم اینایی که گاهی اوقات پیشگامان جهاد و شهادت و همه این چیزا هستن از در
دلسوزیشون هم هیچ تردیدی نیست.
اگه فکر بکنی اینا با رأی قاطع رأی دادن که این تفاهمنامه انجام بشه دیگه.
خب فرض بکنین جلوشون میگرفتن.
گاهی اوقات باید آقای
فیروزیان، بینندگان عزیز، یه بچهای میخواد انگشت بکنه تو چایی.
خب؟ هی اینو میکشی کنار فکر میکنه آقا یه خبریه.
من حتما باید انگشتمو بکنم تو چایی.
این گاهی اوقات یه ذره اجازه میدن
که یه خورده دست بزنه به این بدنه چایی و چایی
ببین که آقا این چایی داغه. خب من که میکشمش کنار
جواب نمیده. امیرالمؤمنین راجع به حکمیت یه تعبیر جالبی دارن.
حضرت میگن "فإنما فعلت ذلك" من این کار رو کردم "ليتبين الجاهل ويتثبت العالم".
بله، دقیقاً. آدم جاهل بفهمه که- بفهمه که نمیشه- من هی میگفتم که- عالم هم بفهمه که تثبیت میشه.
انگار اینکه خلاصه این راه، راه درستیه.
حالا اینکه اصول چجوری قابل تشخیصه، من اینجا یه نکتهای بگم چونکه علل اصولش
هی داره گفته میشه. اصول چجوری قابل تشخیصه؟
این نیست که من چی میگم یا شما چی میگی الان.
ببینید ما به جهت
متنی، خب
متونی که داریم یه متن پایه داریم که متن قرآنه.
ببینیم اصولش چه مدلیه. یه تفسیر
بهینه ازش داریم و اون تفسیر امامان این انقلابه.
اوهوم. درسته؟ همونجوری که تو اجتهاد برمیدارن همین متون رو بررسی میکنن و
نظر رو در میارن، به جای حرفای در گوشی و بگو مگو
از این حتماً پس رضایت دارن چون اجازه دادن و از این حرفایی
که از سکوت و تقریر در میاد اصطلاح
آخوندیش، یعنی از اینکه چون که سکوت کردن خیلی وقتها دایره استدلال توش محدوده.
اوهوم. خب؟ ولی بیان خب کلمه است معلومه چیه،
شما با قرائنش وقتی نگاه بکنی معلوم میشه چیه،
خب؟ خب شما
چکار بکنیم؟ بیایم این کارو بکنیم، ببینیم قرآن چی میگه مفسرینی که برای ما مفسرین پایهاند امروز،
یعنی تفسیر دو امام بزرگ انقلاب- اصلاً.
که فرصت داشتن به اندازه کافی
اینو تبیین کنن، خب؟
اینو بذاریم بررسی بکنیم ببینیم اصولش چی میگه، اصول به ما چی میگه، حالا یه تفاوت اجتهادی هم گاهی اوقات
ممکنه پیش بیاد، ولی این متن اگه باشه
مفسرینی مثل امامان این انقلابم باشن چون ما هنوز
از امام فعلیمون حضرت آیت الله العظمی سیّد محمد خامنهای
خیلی متن زیاد نداریم الان، موضعگیری زیاد نداریم،
ولی از در حقیقت امام شهیدمون سی و هفت سال موضعگیری داریم،
از امام خمینی ده سال موضعگیری داریم حداقل تا
تازه تا قبلش- بعد انقلاب تا- بعد از انقلابش ده سال موضعگیری داریم.
خب اینا تو موقعیتهای مختلف در مورد
چیزها و مفاهیم مختلف چی
فرمودن؟ ببینید من الان احساس میکنم در گوشی خیلی زیاد شده.
بله. خب؟ یعنی هی میگن
آقا همه چی تحت نظارت رهبریه، همه چی پس به رضایت رهبریه، من میدونم، یه متنی هم دارم تو نداری،
تو داری من ندارم، این متنی که داری متن جدیدتر وجود داره،
بیست و پنج تا متنی که اینجوری-- بابا این کارا چیه؟
خب؟ اینا رو نیروهای اطلاعات امنیتی باید بکنن.
من رعیّت، من یک آدم معمولی باید چیکار بکنم؟
بعدشم یه چیزم که نمیگن که،
یه خبر که در نمیاد شما بدونی،
آقا من یه خبره میتونم تحلیلش کنم،
ده مدل خبر در میاد
که این نامه رو داد بعد اون زودتر داد، اون بعدش داد، بعد این
بعضی از این نامهها به دست ما هم حتی رسیده،
بعد نمیدونیم این نامه سرش کجا بوده، تهش کجا بوده،
چی بوده که این نامه نوشته شده.
خب ببینید اینا باعث میشه که
آدم تو تحلیل ضعیف میشه.
اوهوم. هی باید منتظر
کد دادن یه سری آدم باشه که دستشون به کد میرسه.
تازه اینا هم میگم چون نظری بار این کدها رو بررسی میکنن،
هرکی داره یه جلسهای رو یه جوری نقل میکنه مثل این روزنامهها،
یه امام شهید یه سخنرانی میفرمودن
تیترای روزنامهها رو میخوندی احساس میکنی ده تا سخنرانی فرمودن.
بله . خب؟ یعنی یه جوری تیترها و سوتیترها چیدمان میشد در کنار همدیگه،
شما فکر میکردی این مربوط به سخنرانی دیگه است اصلاً،
خب؟ این به خاطر اینکه سوگیری دارن.
حالا منی که نمیخوام سوگیری احتمالاً داشته باشم،
بعد این اونو متهم میکنه تو داری کار انتخاباتی میکنی،
شما میخوای دغدغه های انتخاباتی رو جلو ببری، اصلاً من نمیدونم کی میخواد جلو ببره،
این حرفا کمکی نمیکنه.
ما علل اصولش رو باید ببینیم چیه.
یعنی یه محکماتی هست- یه محکماتی هست- متشابهات رو باید به محکمات- اصلاً رد متشابهات به محکمات.
بعدشم تماشا میکنیم آخرش فرض بکنید که نظر شما یه مقداری نزدیکتر میشه تا نظر من،
درسته؟ چرا همدیگه پنجه میکشیم تو صورت همدیگه؟
اصلاً اینم مسئلهایه واقعاً. خب؟
آقا نظر شما هم آدمه، ببینید اینی که قرآن میگه "لا تقل لمن القی الیک السلام لست مؤمناً" هی برنگرد به این
آدمی که داره اظهار ایمان میکنه بگی تو مؤمن نیستی.
برنگرد بگو میگن بعث الاسم الفسوق بعدل ایمان.
آره، برچسب نزن. هی برچسب میزنه تو خوارجی، تو نوع خوارجی
الان، تو افراطی هستی، تندروی،
تو-- این میگه تو تندروی، بعدش هم پنجه تو صورت همدیگه.
آقا بنده یه فهمی داشتم
از امامان این انقلاب،
از مثل قرآن بالاخره از امامان، یه فهمی داشتم فرمودم گفتم
چرا انقدر فحش میدی الان؟ حالا معلوم شد یه مقداری مثلاً نظر
امام المسلمین به این فهمی که من دارم نزدیکتره.
حالا یه هان دیدی؟ خوبت شد؟
مثلاً حالتو گرفتم، دیدی حالتو گرفتم؟
الکی، اونجایی که باید مهر و عطوفت تولید بکنه
شده مظهر نگار و شقاق الان.
بعد دعوت میکنیم همه رو به اصول.
بله این کسانی هم که رفتن دارن زحمت میشینن الانم
تو مذاکراتن دارن زحمت میکشن
که دعام میکنیم ولی من طبق علل اصولش نتیجه نمیده چون علل اصول نیست.
خب نتیجه نمیده
ولی بگیم که
خیت شدی ، دیدی میگم نه،
خوب خیت شدی ها الان. خب اینکه
ادبیات czym نیست، ادبیات آدمای دلسوز نیست برای چی.
لذا حرفمون رو میزنیم، فحش هم نمیدیم، میفهمی از سر دلسوزی دارن
حرف میزنه، داره کنش میکنه.
بله پیشنهاد داریم آقای فیروزی، من یه پیشنهاد دارم.
اوهوم. ببینید امام شهید یادتون هست که میگفتن اگر کسی یا مسئولینی
سنن الهی رو واقف نباشن بهش،
ذهنشون خطای محاسباتی میده.
اوهوم. خب؟
چرا؟ چون که نه اینکه داره انکار میکنه چون نمیبینه
هی داره این دو ذلع روی زمین رو میبینه.
چی رو میبینه؟ ناو رو میبینه، توپ رو میبینه،
موشک رو میبینه، دلار رو میبینه،
نفت رو میبینه، معامله دریایی، اینو میبینه.
یه ذلع دیگه وجود داره، اون ذلع رو نمیبینه.
ببینید کارش نیست که ببینه.
من نمیگم که مثلا آدم منکریه یا آدم بیدینیه یا چیزی، اصلاً کارش این نیست.
این کارش یه نیروی امنیتیه خب باید روز به روز امنیتی ببینه دیگه.
اون عزیز دیگه کارش یه کار نظامیه.
اطلاعات اوشان راجع به
سنن الهی شاید اندازه
اطلاعات بنده است راجع به نرخ شلیک.
خب؟ چجوری بنده تخصص نرخ شلیک ندارم که بدونم با چه نرخی باید شلیک شه.
اینم یه بخش سنن الهیه.
اگر این سنن الهی در دستگاههای تصمیمساز
ورود نکند، بار سنن الهی رو ما مرتب انداختیم به دوش حضرت آقا.
بله. به این اشتباه است. ببینید کما اینکه شما نمیتوانید بار
امنیت رو بندازید رو دوش حضرت آقا، بار
نظامی رو بندازید رو دوش حضرت آقا.
خب یه سری شوراهایی باید اینو تحمل بکنن،
تصمیمسازی بکنن، منو رو باز بکنن،
رهبر معظم انتخاب بکنه از اینا.
اینم یه واقعیته. کمک ملک واقعیته، کمک
رعب یه واقعیته، رسیدن به نقاط حاد یه واقعیت خودشه، رسیدن به متى نصرالله.
ببینید در همین پیام مهم
بحث استیصال آمریکا مطرح شد.
بله. ببین این حرف مهمی یعنی ما تو چهل روز طرف رو رسیدیم به استیصال.
خب؟ کی باورش میشد؟
این خودش جزو حجتهای الهی نیست؟
کسی که استارت ناوشو میزد همه غلاف میکردن.
الان به چه کنم، چه کنم به استیصال رسیده.
بله. خب این خودش یه بحثیه دیگه.
پس ما این کارو کردیم خدا سپاهیانش رو فعال کرد.
تازه سپاهیانی مونده
از خدا فعال بشه. اینا تو اون بخش سوم فعال میشه.
ما ببینیم میوه که میرسه،
میدونید که سه مرحله داره. یه مرحله تقسیم سلولی داره
که شکوفه میشه میوه. یه مرحله حجمگیری داره
که حجم لازمش رو پیدا میکنه.
ولی نه بو داره، نه عطر داره، نه نرمه، نه-- هیچی اصلاً میوه نیست تقریباً.
یه چیز کال مثل سنگ میمونه. یه مرحله سوم داره که اساساً این مرحلهش میشه میوه.
اوهوم. یعنی هم نرم میشه، عطر و بو پیدا میکنه، خوشمزه میشه، طعم پیدا میکنه همه اینا.
اگر زودتر ب-بکنید
به تعبیر امیرالمؤمنین میشه مجتن ثمرات لغیر وقت اینها.
میوه رو زود کندی. یعنی نذاشتی این استیصال به نقطه
رهایی برسه. یعنی یه جوری بشه که
طرف یهویی جنح اللسان
احساس بکنه تمام کیانش به باد داره میره دیگه.
تمام حیثیتش که به باد میره، هیچی اقتصادشم
داره به باد میره. دیروز، پریروز ترامپ گفت که ما- چهار هفته دیگه.
بله. بله چهار هفته دیگه
اینا ادامه میدادن، ما ذخایر احتیاطیه-- بعضیها فکر میکنن ذخائر تموم میشد، نه خیر.
ببینید هیچ حاکمیتی اجازه نمیده ذخائرش تموم شه.
اوهوم. خب؟ ولی ذخایر احتیاطیش که کم میشه
زنگها به صدا در میاد.
یعنی همه متوجه میشن. بله تو چهار هفته ذخائرش تموم نمیشه ذخایر احتیاطیش.
ولی شما نگاه کنید انرژی تو کل دنیا به چالش میافته.
اینو من نمیگم چون تخصص منم نیست،
ولی تخصص هموناییه که هست.
بله. همون تیمی هم که داره مذاکره میکنه،
ما باهاشون صحبت کردیم، میگه بله
واقعاً اگر این ادامه پیدا میکرد
به چالش میافتاد. ولی شما ممکنه یه نفر
ذهنش اینجوری عمل بکنه که آقا دو سه ماه دیگه ادامه پیدا-- اصلاً ما نبودیم.
اوهوم. اینجاست که میترسه.
اوهوم. که حالا من تو همراه الاسد رسیدیم عرض میکنم،
میترسد و میترساند.
ببینید حاج قاسم عزیز ما نماد
مقاومت، این جمله ازش طلاییه دیگه.
فرصتی که در تهدیدها هست در خود فرصتها نیست.
نیست، بله. به شرط اینکه نترسیم و نترسانیم.
اوهوم. گاهی اوقات شما وقتی که میترسی و میترسانی ارزن ملت رو خراب میکنی.
کیا میترسانن؟ کسایی که در
رأس قرار میگیرن. رؤوس صاحب رسانهها، صاحب منبرها،
صاحب... حالا پیشنهاد چیه؟
آقا پیشنهاد اینه که در تصمیمسازیها
گزارشگر ذلع سوم باشه.
یه شورایی از آدمایی که امامین انقلاب و فرمایشاتای اینا رو خوب میفهمن،
بحث روایتهای الهی رو خوب میفهمن،
اینام وایسن. من پیشنهادم به شهید علی لاریجانی هم اتفاقا همین بود.
اواخر عمر شریف ایشون
همین رو گفتم که واقعاً خوبه شؤام یه همچین
چیزی داشته باشه، همچین شوراهایی
داشته باشه که گزارش اینجوری رو بدن.
حتی آقا مرتضی، شهید مرتضی پسرشون بود.
میدونین که بچه شریفم بود. بله.
آقا مریم بود رفیق بودیم با همدیگه.
اون، این پیشنهادی که من دادم آقا مرتضی پشت سر من نشسته بود
و گفتش که جلسه که تموم شد ما در خدمتیما اگر
باید کاری بکنیم بابت این پیشنهاد
که خب بلافاصله دو روز بعدش جنگ شد و اصلاً خود ایشون دیگه اصلاً مخفی شد دیگه شهید شد.
دیگه اصلاً یعنی موضوع از دستور کار
بیرون رفت. ولی یه پیشنهاد جدیه.
آقا ما که اصل 176 قانون اساسی رو نمیتونیم عوض بکنیم که ترکیب شؤام رو
دقیقاً میده که شؤام ترکیبش چه ترکیبی،
ولی هیچ اشکالی نداره یه سری
به هر شورا وجود داشته باشه
به شما به عنوان روایت الهی بگه این چجوری در میاد؟
به جای اینکه أذان من بالله زن مسؤول بشه- در تصمیمسازیها دخالت کنه.
احسن. چی دخالت میکنه؟
سنتهای الهی. سنتهای الهی دخالت میکنه.
سنتهای الهی چیه؟ به تعبیر امام شهید همون قواعدیه که
ولن تجد لسنت الله تبدیلا.
ولن تجد لسنت الله تحویلا.
یعنی نه عوض میشه نه ویرایش میخوره.
بالاخره مثل سنتهایی که مثلاً ایشون تشریح میکنه سنت جاذبه.
اوهوم. حالا شما سنت جاذبه رو ندونی که جاذبه هست که.
یعنی فقط نمیدونی اینو. اوهوم.
یعنی اینجوری نیست که تو معادلات تو نیست که.
بعد ببینید باز اینو تاکید میکنم
به خصوص در جنگ بین حق و باطل.
احسن. ما این سنن رو داریم وگرنه در جنگ مثلاً بین
نبرد استالینگراد با مثلاً روسیه با آلمان،
این سنن الهی نداره.
بالاخره چکاچک شمشیرهاست.
حالا میزنن میخورن ببینن چقدر میشه.
البته اونجا هم جانفشانی سر جای خودش در همین نبرد
استالینگراد یه میلیون و دویست هزار نفر
کشته داده روسیه برای اینکه در مقابل آلمان بتونه مقاومت کنه
و مقاومت کرده. یعنی انقدر جانفشانی کردن که عدد بالاست ها.
به عنوان یک نبرد تاریخی هم ماند دیگه.
حتی شهریار میدونید که شعر داره راجعبه نبرد استالینگراد.
یه ترجیعبندی داره. یه ترجیعبند قوی هم هست.
اینو که ما به قول امیرالمؤمنین میفرمایند که ولجئتم الی غیره
حاربکم اهل الكفر والشرک
ثم لا جبرائیل ولا میکائیل ولا مهاجرون ولا انصار ینصرونکم الی المغارهة بالسیف.
اوهوم. میگن اگر
شما روی کلمه ورزشی خدا نمیخوای حساب بکنی،
دیگه نه جبرائیلی هست، نه میکائیلی هست، نه کمک ملک هست، نه سپاه رعب هست فلان اینا
شما میمونید و چکاچک شمشیرها بزن که بزنی حالا دیگه.
بزن بزنه دیگه اینجا. وعده نداره اینجا که.
ولی ببینید وقتی قرآن
هی اینو بند میکنه به بحث حق و باطل.
ذلك ان الذین آمنواتبعوا الحق
و اون، اونایی که ت--
اینا تبع باطل والذین کفرواتبعوا الباطل.
چون این حقه، این باطله،
دعوا، دعوای دو تا بادکنک
نیست. دعوای سوزن با بادکنک.
میشه بل نقذف
بالحق علی الباطل فيدمغه فعدا وذاق.
یعنی شما میزنی سوزن رو روی بادکنک
دماغو کوب میکنی، مغز کوب میکنی،
یهو میبینی ترکید. شما دیگه نگاه نمیکنی که آقا یه سوزن انقدره، یه بادکنک انقدره.
خب؟ کی گفته سنن
جاری بر عالم اینه که این سوزنی بادکنک رو نمیترکونه چون کوچیکه.
اوهوم. خب؟ نه شاید این، این میترکونه اتفاقاً به دلیل اینکه تیزه
نه به دلیل اینکه کوچیکه. اوهوم.
خب؟ الانم مسئله، مسئله حق و باطله.
اگر این پیشنهاد پذیرفته بشه مسئولین اساساً
و کسایی که تصمیمهای
حاد میگیرن تو کشور، ببینید بنده تصمیمم تصمیم حادی نیست،
تهش رو حوزه علمیه خودم دارم تصمیم میگیرم.
راجعبه امر جامع تصمیم- امر احسن.
راجع به امر جامع تصمیم نمیگیریم ما.
راجع به یه مطلب کوچیکی داریم تصمیم میگیریم.
ولی عزیزان، بزرگواران، مسئولین کشور
یه تصمیم میگیرن کل کشور و دنیا رو باهاش متاثر میکنن.
خب اینا باید حتماً آشنا به سنن الهی باشن
و نه اینکه خودشون صرفاً آشنا باشن حتی
چون که بالاخره این یه تخصصه.
اصلاً. خب بالاخره این یه، یه تخصصه.
در کنار دستشون کسایی داشته باشن که آشنا به این سننن.
بهشون روایات الهی رو بگن. در کنار تدابیر نظامی-
در کنار همه این- عقلانیت در کنار- آقا مگه وعدوا لمستطرتهم قوة یه عقلانیتی نیست؟
بله. خب این یه عقلانیته. آقا شما برید سراغ
سلاح، سلاح درست بکنید.
سلاح، من عرض کردم اول شی، اول همین جلسات
جنگ و جهاد. پیغمبر یه سری واحدهای اطلاعات عملیات داشته اصلاً.
بله. میاد اطلاعات جمع میکرده.
بله. نميگفت هی همینجوری میزنیم به صحنه ببینیم چی در میاد تهش.
خب؟ ولی وقتی که آرایش، این تعبیر امام شهید هم هست،
وقتی آرایش نظامی رو چی میگن؟
بعد استغاثه میکرد. احسن.
میبینید اینم سر جای خودش هست.
بعد استمداد میکرد. وعده های الهی رو میخواست.
یعنی فرض کنید امام، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تاکتیک نظامی نداره؟
نه تاکتیک نظامی داره حتماً.
ولی حتماً اینجوریه که ایشون به تعبیر روایت منصوره بر رعب.
اوهوم. منصوره به ملکه.
این هست تو روایت. ایشون نصرت میشن به واسطه رعب.
یعنی طرف مقابل رعب میگیره،
میترسه سرش الکی. خب؟
اصلاً ممکنه دلیل آنچنانی هم نداشته باشه.
جلسه قبل هم عرض کردم. بله.
جلسات قبل. چشمبندی باشه انگار خدا داره جنگ روایت میکنه با طرف.
پس ببینید من اگه یه دور بخوام
خلاصه عرض بکنم
این پیام رو به جهت قرآنی گرچه خیلی قابل تفصیل و- بله.
بسته. این افراد دلسوزن
ولی ذهنشون داره خطای محاسباتی میده.
چرا؟ چون که اصول رو نمیدانند.
چون که علی الاصول باید یه کار دیگهای میکردند.
آقا یحسبون انهم مؤمنون- واقعاً فکر میکنن کار درستی میکنن، واقعاً کار درستیه
و انگار کار درستی متناسب با معارف انقلابم نیست.
چون که علی الاصول نیست. نتیجه هم قطعاً نمیده.
خب؟ یعنی اینا قطعاً میشه گفت هم چه کار نتیجه نمیده.
امام جامعه فرصت میده که برن تجربه کنن.
این تجربه، تجربه مهمیه مثل برجام این تجربه، تجربه مهمی بود.
خیلیا تصورشون هست که اونا نمیتونن ما میتونیم.
بحث شما میتونی یا اونا میتونن نیست.
الان در مرحله بازدارندگی نیست.
اینا رو به هم که میزنی فاز و نولو
کنترل میپره. اینو من به شهید لاریجانی هم گفتم.
اوهممم گفتم که کنترل میپره فرق نداره که
کی میزنه اینو- اوهممم خب؟
این یه سنت الهیه، یه سنت
برقه این انگار که اینا رو بزنی به هم دیگه کنترل میپره خیلی--
حالا ممکنه باید یه عدهی دیگهای بیان باز دوباره
امتحان بکنن. بعدش معلوم میشود
که چه اتفاقی افتاده.
آقا کلاً نمیشه، کلاً باید
ما فعلاً بجنگیم
تا به م-مرحله و اینجا نحو السلم،
تا به مرحله لعلهم ينتهون،
تا به مرحله اسخان حتی یطخ نفل ارض- اهم، احسنت
حتی اذا اسخنتم تا اینجا باید بجنگیم.
به تعبیر سوره مبارکه ممتنه یادمه خوندم یه موقعی،
انقدر بجنگیم تا صلح پایدار فراهم بشه.
بعد میشینیم سر میز مذاکره. اینجا شما نه،
کال بکنی نتیجه نمیگیره.
اصلاً خب؟ اصلاً
ولی ما هم مراقبت میکنیم کامل- مطالبهگری- مطالبهگری میکنیم که- انجام بشه، بله که نه--
خلاصه ز-- اه شروط ضایع نشه.
اصلاً محور مقاومت ضایع نشه.
بعدش هم یه سری شاخص انصافاً بذاریم،
چی بشه نقض میشه؟ خب- بله یعنی اینم خودش یه چیزیه دیگه- بله
که برای مردم، برای ما رعیت یه شاخصهایی بذاریم
که ما با اونا تست کنیم
ببینیم مثلاً چه اتفاقی بیفته،
یه چیزی نقض میشه. اینی که خدا
ین لقد ارسلنا رسلنا بالبينات وانزلنا معهم الكتاب المیزان.
احسنت. شما باید شاخص بذاری.
اوهممم من نمیتونم متر و سنج نزنم بابت هیچی که
کلاً توصیف کیفی میکنم.
اوهممم میگم همه چی-- بعد
خیلی رو میان به رجزخوانی
و توئیتهای رجزخوانانه زدن.
ببینید این کار خوبه ها، یعنی بیانیه ای که خیلی وقتها اون مسئولین میدن که میزنن تو دهن
ترامپ و آمریکا و اینا بعضا از این چیزا هم میگن،
این حرفای خوبیه ، ولی ببینید اینکه جای عمل رو نمیگیره.
خب؟ یعنی باید اون با اون شاخصه معین بشه.
لا تخسما طاعة المعروفه اصلاً یه آیهش چیه؟
میگه و اقسموا بالله جهد ايمانهم
با تمام زور قسم میخورن
و اینجوری ابراز میکنن ز مقام معظم رهبریشم کش داره.
لئن امرتهم ليخرجن لئن امرتهم ليخرجن.
اگه امر کنی از تو به یک اشاره از ما به سر دریدن،
این قل لا تخسنه. آقا چرا قسم بخ-- قسم نداره این چیزا.
انقدر نگید مقام معظم رهبری
این هماهنگ شده، اون چک شده، ایشون قوین، این
ما اگر اینجوری باشه این کارو میکنیم فلان.
اینا چرا اینقدر میگین اینا رو؟
قل لا تخسما طاعة معروف.
آقای طاعت معروف، معروف درست،
مطابق با نظر رهبری برات بیار الان.
آقا به خدا هیچ اشکالی نداره شما برید
در مذاکرات به نتیجه نگیرید به خاطر
علل اصول- احسنت چیز
علل اصول خلاصه مقام معظم رهبری که مطابق با حرفای
و فرمایشات خود امام شهیده، مطابق با
عقله، مطابق با نقله.
شما برید بگید آقا دشمن زیادهخواه ن-نخواست، نشد
و ما شرف و عزت خودمون نفروختیم.
به خدا همه تشویقتون میکنن.
کسی نمیگه شما بی عرضه این. شما چرا نتونستی؟
مردم مغفوم شما رو تشویق میکنن
که آقا شما شرف ما رو ن-نرفتی بفروشی بیای.
خب؟ این کارو-- الان من این بیانو از-
اصل رو بر این نذارین که ولو بلغنا ما بلغنا باید مذاکره به نتیجه برسه-
ببینید من تو جنگ بدر باز دوره اینو یادتون هست گفتم که وقتی قرار بود اسیر نگیرن و گرفتن- بله،
بله حتی یه پولی هم اومد توی مدینه.
خب؟ یه پولی من باب این که با فدیه اینا رو آزاد کردن، یه پولی اومد.
اما همینجا بود که
باعث شد که تو احد هفتاد تا کشته بدن.
یعنی شما ممکنه یه چیز دندون نگیریو بگیری،
شما مثلاً دربیاری آقا بگی آقا دوازده میلیارد دلارم من از فلان جا گرفتم.
اولاً برو صد میلیارد دلاری که دست
همین بدهکارانی که به کشور بدهکارن- بله برو همونا رو بگیر اول.
خب؟ حالا اگه اینجورم تونستید منتها من گفتم نه اینی که با،
شما بگی من الان رفتم سوئیس و فلان اینا نکنه
مثلاً یه جوری بشه من دست خالی برگردم.
نه آقا اشکال نداره دست خالی برگرد.
احسنت خب؟ چه اشکالی داره دست خالی برگشتیم؟
معلوم میشه که شما مقتدرi اتفاقاً،
دشمن زیادهخواه رو سر جاش نشون دادی بگی ما
این کارو نکردیم. شما الان این فرمایشه میگم علل اصول،
این فرمایش امام شهید تو بیانیه گام دومه.
ببینید بیانیه فرقش با سخنرانی اینه.
سخنرانی به قول ما آخوندها میگیم قدر متيقن در مقام مخاطب زیاد داره.
اوهوم یعنی گاهی اوقات اینقدر حوادثی هست که گاهی اوقات ناظر به اونه.
اختزایی اختزایی توش زیاد داره.
بله ولی بیانیه اینجوری نیست. بیانیه، بیانیه است دیگه.
یعنی شما، اونم بیانیه گام دوم.
اصطلاح ما آخوندها میگن آبی از تخصیصه.
بلندمدت نوشته- بلندمدت و تخصیص پذیر نیست خیلی- نیست یعنی آبی از تخصیص، یعنی تخصیص پذیر نیست.
چهل سال گفتن این یه سال نود و هفت نوشتن- بله، بله این بیانیه رو.
حالا چهل سال میخوایم با یه مرام
و چیزی حرکت کنیم. این عین متنه
میگن در مورد آمریکا حل هیچ مشکلی متصور نیست
و مذاکره با آن حتی تفاهم و تعاهم نمیگن
و مذاکره با آن جز
زیان مادی و معنوی محصولی نخواهد داشت.
حالا من سوالم اینه این آقایی که امام شهید که به بیناتی که دست ماست
معلوم شد علی الاصول هم
امام فعلی همینجوری داره فکر میکنن،
خب. این به خاطر چیه؟
این مگه زمان خوده--
ااا حضرت آقا نمیاومدن اجازه میگرفتن میرفتن این کارو میکردن؟
میکردن دیگه. اینجا همون موقعهایی بود که هنوز گلابیهای برجام رو داشتن میچیدند دیگه.
خب. ااا این
دلیلش چیه؟ به نظر من سه تا دلیل میتونه داشته باشه.
من حرفم دلیل سومه. بعضیا قائلاند به اینکه
آقا خودش به مسائل، مسائل کشور نه واقف بود نه پایبند بود.
خب اینو ما قبول نداریم از ریشه.
بله. ولی آقای فیروزی و بینندگان عزیز
دلیل دومی دارن که خیلی از مسئولین تصریح میکنند بهش
حتی توی گفتوگوهای با آدم.
و اون دلیلش اینه. میگن ببینید آقا یه موجود انقلابی بود
و انقلابی عاقلی بود. انقلابی اومد رجز انقلابی بخونه.
میگن ما با آمریکا جز زیان فلان نداره.
اصلاً هیچ زیان مادی معنوی زیانه
فقط مذاکره این.
بعدشم یه جوری میگن حالا تا دهها سال اینجوری بگذره ببینیم چی میشه
بعداً. خب، برمیگردن میگن اما آدم عاقلی بود.
عاقل به تعبیر خودشونه. اوهممم.
خب، به این مسئولین میگفت آقا برید کار خودتونو بکنین.
چه کار دارید به من؟ من کار خودمو میکنم.
شما کار خودتونو بکنین. یعنی علنی و خفاش- فرق
داشت. اینو خود آقا تصریحاً رد میکرد.
بله. که من
پیچپچ و در و گوشی و از این حرفا من ندارم.
مواضع علنی با مواضع مخ- ما صداقتی که در آقا سوءها داریم
اصلاً همین بود که انقدر همه
کشت مرده آقا بودن- احسن.
چون صادق بود. خب، یعنی ایشان صداقت داشت با مردم خودش.
مثل خیلی از مسئولین در جاهای دنیا که یه چیزی میگن، یه کاری میکنن چون به خلوت میرون- اوهممم.
هزار کار دیگر میکنن،
اینجوری نبودن. زندگیشون، زندگی فردیشون،
حرفاشون معلومه چیه همینا را-- چراها را.
اما یه توجیه سومی داره
و اون اینه که به هر جهت آقا
که اینو دارن میگن امام شهید
دارن این آدما رو هم لحاظ میکنن الان.
احسن. چه کار بکنن؟
قراره مثلاً ده تا مال کشدر دارن از تو کش و بردن یه سری کار بکنن.
خب دارن با همینا کار میکنن دیگه.
با همینا دارن کار میکنن. بله علی که مال کشدر دارد
با علی که مال کشدر ندارد با همدیگه فرق داره.
علی که عمار دارد. عین عمار، عین ابن طیحان، عین ذو شهادتین، عین نضراءهم.
کسایی که اینا رو داره با کسی که نداره با هم فرق داره.
لذا توان پرش او هم فرق داره.
اوهومم. مذاکره-- بابا اصلاً این چیه؟
اصلاً من فکر نمیکنم یهو زد تو دهنه عملاً
سیستم اونا. آقا گفتم من خوشم اومد.
میدونی من یادت کدوم بیان امیرالمؤمنین افتادم؟
یاد اون بیانی افتادم که یه برادر دینی از خودشون میگن بله.
ان الیف امام مع اخو فالله.
یعنی برادر دینی من
بعد اولین ویژگی که میگن و کان یعظمه فی عین صغر الدنيا فی عينه.
اوهممم. اون چیزی که او رو در چشمم بزرگ کرده بود، کوچیکی دنیا در چشمش بود.
یعنی انگار تو چشم حضرت آقا رئیسی بزرگ شده بود چون آمریکا کوچیک شده بود.
احسن جالب بود بله.
یعنی رئیسی بزرگ شده بود.
چرا؟ چون آمریکا بله برو بابا حالا مثلاً
الان اصلاً فکر نمیکنم میدم معاونام فکر کنن مثلاً یه همچین چیزی.
خب ببینید مهمه این بحث.
بسیار عالی- حالا میخوام عرض بکنم که اینا در کنار همدیگه اگه همش با همدیگه
ملاحظه بشود ما انشاالله این به عنوان یکی از تجارب خیلی خوب به مجموعه
انقلاب اضافه میشه.
لزومی هم به پنجه کشیدن و خیت شده و دیدی گفتم و
این چیزا نداریم. هی هم بعد هی خوارج-- آقای
فیروزی هم باور میکنید انقدر به ما گفتن خوارج داره خودمون باورمون میشه
یعنی بابا، بابا من که دارم اظهار تواضع--
بابا نظرم، فهمم از این بیان غیر فهم توئه.
مثل اینکه الان فرض کن مراجع بیفتن به جون همدیگه.
احسن. خب، خب بنده هم یه فهمی دارم.
جوون نوخواسته هم که نیستم.
بیانات آقا رو دیدم، امام رو دیدم،
قرآن رو دیدم. خب یه نظری دارم اینجا.
احسن. چه اشکالی داره؟ بنده هم همینجا اعلام میکنم هر جا نظرم
با رهبری مخالف در آمد خاک به دهنم.
خوبه؟ باید اینجوری بود ولی هی همه پنجه بکشیم تو صورت همدیگه.
این بله درسته.
بسیار خب تشکر. ااا خیلی بحث خوبی بود راجعبه پیام
رهبر انقلاب. البته در ذیل همین مسئله در واقع آیات جنگ و جهاد و اینها بود.
حالا یه خورده جلوتر رفتیم بعضیاش- بله.
اشکالی هم نداره. خب ما از بحث قبلی
در واقع مسئله همراء العسد باقی موند.
بله، بله. یعنی که چسبیده به جنگ اهود
در واقع یک ااا
غزوه دیگری اتفاق افتاد به عنوان همراء العسد.
ااا به نظرم راجع به این ااا انشاالله صحبت کنیم و بحث اهود و همراء العسد رو تمام کنیم تا-
انشاالله. انشاالله بعد بریم سراغ احزاب و جنگهای دیگه.
ببینید در- تمر ع Asad یه غزوه چسبیده است به عبارتی.
خب سپاه پیغمبر خیلی زخم خوردن دیگه دور خوردن
از خود پیغمبر امیرالمؤمنین تا
سپاه. البته یه عدهای کلاً زخم نخوردن
و اونا هم نوعاً کسایی بودن که دیگه تو این وسط معرکه نبودن.
فرار کردن. فرار کردن
از عقب داشتن تماشا میکردن.
در سیرهی بسیاری از صحابه هست
که کلاً حتی آدم بدی محسوب نمیشده.
بله. خب؟ ولی
شاعر بوده سَهَستان.
کلاً یا جنگا رو نمیاومده
یا میاومده اون ته وایمیستاده.
خب پیغمبرم گفته مادامی که تو شعر میگی برای ما-- براتم گرم مثلاً.
یعنی کمک میداده، کمک فرهنگی میداده.
اینجوری. شعر میگفت شاعر خوبی بوده برای پیغمبر.
خب خبررر رسید به پیغمبر که چه نشستهاید که
یه-- اینا دارن برمیگردن.
چرا؟ چون اینا که اهد رو تموم کردن داشتن برمیگشتن، سپاه ابوسفیان.
گفتن ما چرا داریم برمیگردیم؟
خب تتمه شون همین الان جمع بکنیم تموم شه بره دیگه
همه رو. حالا چرا داریم برمیگردیم الان؟
دیدن خب پیشنهاد خوبیه. اینا
شروع کردن به برگشتن و بزنن تتمه سپاه پیغمبر رو جمعش کنن برن.
اوه. دیگه تهدیدش رو دربیارن دیگه تموم شه.
کل ماجرا تموم شه. خب خبر به پیغمبر رسید.
پیغمبر پیجریها رو جمع کرد اینجا.
گفت کسایی که سالمن کلاً دست به سیستم نزنن.
همون کَرَهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّتَهُمْ
دست نزن فعلاً. چرا؟
یادتون هست راجع به تمحیص صحبت کردیم؟
تمهین سنت مقوّت و خالصسازی.
اوهوم. ما کلاً برای نتایج حاد احتیاج به آدمای حاد داریم.
خب؟ احتیاج به آدمایی داریم که-
سانتریفیوز غنی شده- سانتریفیوز غنی شده باشه
که بشه ˈکَم ن فَعَتٍ قَلِیلَةً غَلَبَتْ فَعَتًا
کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِˈ.
اینا-- پیغمبر اینا رو نگه داشت.
حالا خبر رسیده بود مدینه-- چون اهد نزدیک مدینه است.
بله. حالا کسایی که حجر رفتن- بله، بله.
نزدیکه به هم. الان چسبیده است به هم.
خبر رسید که آقا اینا دارن برمیگردن.
یه عده اومدن دیدن که پیغمبر با این پیجریهاش جمع شده.
میخواد بجنگه. از اینا هم که
اومدن گفتن یا رسول الله خدایی این دیگه خریت
نعوذ به- نعوذ بالله. خب؟
یعنی دیگه بابا یه موقعی هست که شما
حالا عالم داری، سپاه- فئه قلیلهایه که سالمن- سالمن.
فئه قلیلهایه که- خب یه فئه قلیلی که یادتون هست که گفتم
یه سومشون که اینا یهودی بودن که پیغمبر برگردوند.
بله. از اون اول گفت شما نجنگید.
خب؟ شما واقعاً عزیزان خودشونو تو این موقعیت قرار بدن ببینن به علل اصولشون میخوره یا نمیخوره.
خودش یه بحثیه دیگه. ببینن به علل اصول اونها میاد یا نمیاد.
این بحث به اصولشون سازگاره یا نه؟
اومدن گفتن که آقا واقعاً این کار دیگه کار اشتباهیه.
حالا اصل جنگ رو که اینا اومده بودن ودو ودو میخواستن مذاکره کنن که پیغمبر نذاشت.
که سوره مبارکه محمد
یادتون باشه عرض کردیم که ˈلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ
وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ یَتَرَکُمْ أَعْمَالَكُمْˈ
که خدا اعمال شما رو معطو-- نکرده.
ودو شما نیا برای این فضا.
شما ندو. شما اشتیاق نشون نده.
اصلاً. یا سارع و نفیر نباش.
نکن این کارو. ببینید اساساً این تو عرف دیپلماتیک هم
قابل فهمه. بله.
که اگر کسی هی اشتیاق نشون میده
برای این قضیه، خب میفهمن این
نمیخواد، این ضعیفه، این نمیتونه یا نمیخواد
یا ارادهشو نداره یا هرچی.
خب؟ اینم کاملاً قابل فهمه.
اینجاست که شما این آیات در حقیقت صد و--
حالا از ˈوَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواˈ
میخونیم و میایم پایین- بله.
از آیه صد و شصت و نه. یادمون هست که
گفتیم خدا این کارو میکنه، نقطهضعف میگه تضعیف
نمیکنه. بله. البته میگم نقطهضعف اینه که برمیگرده عقب رو نگاه میکنه که
بعضی وقتها ما انقدر خوشبینی میخوایم بکنیم فقط جلو رو نگاه میکنیم.
نگاه به عبرتهای تاریخ نداریم
که برگردیم ببینیم آقا امام شهید ما رو کشتن.
الان امام ما شهید شد.
خب؟ حالا بله شما میتونی بگی آقا صفحه آخر زندگی ایشان
حقاً که باید با مهر قرمز شهادت ممهور میشد و هزار تا از این داستانها بگیم.
خوبم هست. خب چی شد شهید شد ایشون؟
این بد نیست اینم نگاه بکنیم.
آقا امام حسین شهید شدند و به اعلی علیین رفتند و خونشون شد
ااا سمبل مقاومتهای در کل دنیا و و همه اینا.
باشه میگیم خوبم هست. هیئتم میرن و عزاداری همه این چیزا.
ولی جا نداره نگاه کنیم چرا امام ما شهید شد؟
سبط پیغمبر بعد از نیم قرن شهید شد.
اونم اونجوری. این جا نداره اینا رو بررسی بکنیم.
جا داره. خب؟ لذا ضمن اینکه تضعیف نمیکنه نقطهضعف میگه اینجا اون بخشی که
داره میگه که آقا کسی نگه اینا
کشته شدن و رفتن و از بین رفتن و مملکت ضربه خورد و فلان اینا.
میگه واقعاً مبتنی بر واقعیت میگه
اتفاقی نیفته. ˈوَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا
فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَˈ
میگه گمان نکنی یه جای دیگه تو سوره بقره میگه و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات.
اونجا میگه نگو، اینجا میگه اصلا همچین فکری هم نکن.
هممم. خب؟ اصلا همچین تصوری نکن.
دقیقا به همون معنایی که تو میخوای بگی مرده به همون معنا زنده است الان.
همم. خب؟ یعنی دستش بازه کار میکنه.
خلاصه داره کنش میکنه.
فرحين بما آتاهم الله من فضله اینا
اولا خودشون خوشحالن و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الله خوفا عليهم ولا هم يحزنون.
اینا به کسایی که هنوز بهشون نپیوند،
نپیوستن، اینا باعث این میشوند که خوف و حزن رو از تو دل اونا برمیدارن.
عزیزان اگه میبینید
دو تا غول با ما درگیر شدن
مثل آمریکا و اسرائیل و ما دلمون چرا اینجوری آرومه؟
احسنت. این محصول
حضور شهداست. شهدا ملک سیرت میشن.
ببینید در اون آیه مهم سوره،
سوره مبارکه فصلت اینجوریه إن الذين قالوا ربنا الله
ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا ولا تحزنوا
و أبشروا بالجنة التي كنتم توعدون.
وقتی که طرف استقامت میکنه قلب
این فرد یا امت میشه فرودگاه ملائکه.
احسنت. خب ملک فرود بیاد چه اتفاقی میفته؟
ملک که فرود میاد نتیجهش میشه که
خوف و حزن رو از دلها میزداید.
ملک، ملک کارش اینه.
اینجا شهید ملکی شده است.
هممم. میاد کار ملک انجام میده.
چه هم چیزیه آدم
سکینه و آرامش پیدا کنه، خوف و حزن از
قلبش بره. این کار م-- کار شهداست.
شهدایی که شبیه ملائکه دارن عمل میکنن.
بعد میگه یستبشرون بنعمت من الله فضلا من الله لا یضیع اجر المؤمنین.
همین این شهدا دارن استبشار میکنن
یعنی دارن بشارت میدن. چرا؟
مگه میشه این چیزا؟ بله. شما نگاه بکنین وقتی که
حواریون رو خدا میگه اذ أوهیت إلى الحواريين ما وحی کردیم به حواریون
مثل وحی به مادر موسی و اینا.
بله. اینها هم به کسایی که
مؤمنینان و مثل خودشونن به دلیل هم فرکانسی
با اینا استبشار میکنن به اینا.
میگن آقا فضل خدا در راه است.
از عدل گذر خواهیم کرد.
هممم. فضل خدا در--
باکس فضل، اون جعبه فضل.
چونکه یه جعبهای وجود داره، جعبه فضل خداست.
جعبه عدل خدا همینه که للرجال نصيب مما
كسبوا وللنساء نصيب مما اكتسبن.
بعد خدا میگه واسأل الله من فضله.
همم. برو سراغ فضل.
خب؟ اون منطقه، منطقه بیحسابه.
همم. اون منطقه یرزقهم من حيث لا يحتسبه.
اون منطقه هایپر سونیکه.
میره از جو خارج میشه بیاصطکاک میره دیگه.
خب؟ اون منطقه اینجوریه.
لذا اینا استبشار میکنن بشارت میدن به نعمت، به فضل،
به اینکه خدا اجور مؤمنین رو ضایع نمیکنه.
حتما نتیجه میگیرن. یعنی قلب مؤمنی که پشت سر
این شهدا داره میره به این نتیجه میرسه که من حتما نتیجه میگیرم به فضل الهی،
به فضل الهی حتما ما نتیجه میگیریم.
بعد دلش خوشه، قلبش قویه.
ربتنا على قلوبهم لیربت على قلوبهم يثبت قدمك.
چقدر آیه بخونیم. بله صحبت کردیم، آره.
میگه اینا حالا کیان؟ میزنه این داستانه رو میخواد یه شماتیک بگه.
الذين استجابوا لله والرسول من بعد ما أصابهم القرح.
کسایی که جواب خدا و رسول رو دادن بعد اینکه زخم خوردن
بازم وایساده. میدونید کسی که زخم خورده و وایمیسته
تاثیر روحی که در بقیه میذاره خیلی زیاده.
هممم. خیلی زیاده.
وقتی میبینه این وایساده ول نمیکنه موضوع رو.
خب پس میفهمن که بابا این جماعت ولکن ماجرا نیستن.
خب؟ اینایی که این کارو کردن للذین أحسنوا منهم واتقوا أجر عظيم.
الذين قال لهم الناس اینا همونایی بوده که از تو مدینه بدو بدو خودشونو رسوندن.
که بگن دیگه این کارو نکنید.
این کار دیگه عین حماقته.
این کار دیگه هیچکی نمیپذیره همچیزیو.
این عین حماقته. اوکی.
الذين قال لهم الناس إن الناس قد جمع لكم فاخشوهم.
مردم جمع شدن خب بترسید.
حالا بعدا تو سوره احزاب اینو بهتون عرض میکنم محتوای جدی این بحثی که فزادهم إيمانا.
اتفاقا اینا منتظر این صحنهاند.
همم سوره احزاب هم داریم بله.
بله إنما rę المعنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله ورسوله.
عه این همون بود. معلومه پیغمبر گفته بود که
اگر وایستید دشمن با همدیگه جمع میشه
و من یه جا میریزمتون تو سطل آشغال.
هممم. اونا ترسیدن چون باور نمیکردن.
تا همین بحث قبلیمون. برا باور من نیست.
من ظان لا ظان. میگه این چیزایی که شما میگید یعنی چی؟
جمع میشه، سنت تمیز، ترکون، سطل آشغال.
این حرفا چیه دیگه دارید میگید؟
خب؟ اینا اتفاقا فزادهم إيمانا.
معلوم شد که عه امتحان زدن به خال.
وقتی گفتن همه جمع شدن بترسید،
گفتن که امتحان درسته. دل مؤمن یه جوری میشه که هرچی بیشتر تهدیدش کنی ایمانش بیش-- مقاومتش بیشتر میشه.
من اجازه هست یه چند تا واژه انگلیسی بگم؟
بفرمایید. جسارتا.
حالا انگلیسیش مهم نیست خود چیزش مهمه، نه
ببینید ما سیستمها سه نوع سیستم داریم تو مهندسی مواد و اینا
هست این بحث بعد اومده تو رشتههای ما واسه عمران و مکانیک و فلان اینا بعد رفته تو مدیریت و
اقتصاد و اینا. یه سیستمهایی هست بهش میگن سیستمهای شکننده.
بهش میگن fragile اصطلاحا. مثل چینی، چینی چجوری-- چرا میشکنه چینی تو ضربه؟
به خاطر اینکه هم خشک هم ترده.
بله، میشکنه. یه سیستمهایی داریم به نام سیستمهای مقاوم.
سیستمهای مقاوم بهش میگن سیستمهای resilient اصطلاحا.
اینا مثل توپ فوتبال یا توپ تنیس اینا تو بو-- کمترین ضربه هم که میخوره
خودشو بیضی میکنه و بعد باز دوباره برمیگرده recovery میگیره خودش.
سیستمهای قرآن اینجوری نیست. چون سیستم زنده است.
سیستمهای زنده اصطلاحا پادشکننده اند.
بهش میگن anti-fragile اند.
مثل چی؟ مثل عضله میمونه.
ببینید عضلهتون اگر بخواد در بیاد
باید مربی انقدر مشت میزنه تو این عضلات شما
که ریز عضلاتون باید پاره شه تا عضله در بیارید.
اوهوم. یعنی سیستم
الهی سیستم مقاوم نیست.
سیستم پادشکننده است.
یعنی تو فشارها عضله در میاره چون سیستم زنده است.
اوه! یعنی اتفاقا تقویت میشه.
من اجازه میدید خیلی جالب شد بحث.
یه جمله امیرالمؤمنین دارم در نهج البلاغه خیلی زیباست.
حضرت میگن که تو نامه چهل و پنجه به
عثمان بن حنف میگن که گویی یکی به من میگه که اگر غذای
علی مثلا این چیزهاست که قص-- ساده غذا میخوره فقط قعد به ضعف ان قتال الاقران
و منازلت شجاعان. چطور در برابر شجاعان عرب مثلا مقاومت میکنه با این
مثلا غذای اندک؟
بعد حضرت یه مثال و تشبیه زیبایی میزنن که به نظرم مرتبط با بحث حضرت عالیه.
میفرماید علاوه ان الشجره البریه-
اصلا اینا مقاوم در میان با آتش زیاد اتفاقا داره در و ابتا و خمودن یعنی- بله
و نباتات البدویه
اقوی و قو دن و ابتا و خمودن.
یعنی گیاه بیابونی آتش که میگیره آتش میگیره.
اوهوم. دیگه برای همین مفتیه مگه خاموش میشه؟
خاموش نمیشه. محکمتر میشه- محکمتره.
چون اتفاقا اینکه تو بیابون و این چیزا- احسن.
...رشد کرده محکم شده.
محکم شده. این کسی که
روابط الخضر به این گیاه
بهاری کنار جوی میگن- بله.
خب؟ کنار جوها و اینا در میاد.
نازپروردهست. نازپروردهها.
اینا چیزی نیستن.
لوبولیای این مدلی که
آب پرتقالشو صبح خورده نمیدونم،
این به درد انقلابها نمیخوره.
نمیگم آدم بدیه ولی کار انقلابهای علیالقاعده علی الاصول این جلو نمیبره.
اونا جلو میبرن. احسن. ببینید
سیستمهای ما هم همینجوریه. شما اگر
تو این فشارها و ضربهها نبود
کشور اینجوری مقاومت از خودش بروز نمیداد- احسن.
...و اینقدر قوی نمیشد
و اینقدر شاخ نمیشد جلوی شاخهای عالم.
این سیستم اسمش سیستم پادشکننده است.
خب؟ برای همین هیچ ممانعتی نمیکنه از اینکه فشار بهش نیاد.
اوهوم. میدونه که تو فشارها
تازه اولا گلچین میشن، یه عده.
خالص میشن تلک الایام نداول ها
و اینا گلچین میشن و حرکت میکنن میان کنار انقلابها
قرار میگیرن. لذا میخوام بگم این سیستمی که ما داریم که سیستم مقاوم نیست،
بر اساس سیستمهای پادشکننده عمل میکنه.
گاهی اوقات استقبال میکنه
از ضربه. اوهوم.
اتفاقا نمیخواد ضربه رو حذف کنه.
میدونه ضربه باعث میشه ملتش قویتر میشن.
چون ورزشکار- ورزشکار و همین چیزا.
بله. ببینید حتی این تو تربیت هم فرزند- احسن.
...عزیزان باید حواسشون باشه.
بعضیها که خیلی دیگه بچه کلاس
موسیقی باید بره تافلشو بگیره، نمیدونم آب پرتقالشو بخوره، اونجوری چیکار کنه، به بچه تو نگو،
نمیدونم بچه رو ندو، نمیدونم فلان نکن، این کارو نکن- اگه زندگی نمیتونه- ...چه زندگی میخوره؟
گاهی اوقات وقتی میگن اقتصاد مقاومتیه این طرفش بعضیا فکر میکنن
همه چیز رو باید
مثلا طرف داشته باشه تا این بشه اقتصاد مقاومتی.
نه، باید اقتصاد به گونهای بشه که حالا من تو اتفاقا
بحث سوره حشر یه نکتهای
میگم تو جریان یهود که بله در راههای
فقر غولهای ثروت نباید درست بشه.
اوهوم. اصلا اموال کلان رو در اختیار
حاکم میذارن برای اینکه این کار اتفاق نیفته.
اما فرض شما یک جامعهای فکر بکنید که الان همینی که راجع به آمریکا میگن
تورمش سه درصد شده چهار، شش درصد،
الان دارن همشون دیگه دارن قالب تهیه میکنن.
یه رزمنده جامعهای که میخواد بجنگه اساسا نمیتونه- اوهوم.
...یه همچین فرمی زندگی بکنه.
یه فرم زندگیش، غذا خوردنش، زندگی کردنش، همه اینا یه
ترکیبی باید داشته باشه که به مقاومت بیاد.
احسن. به خصوص به پادشکنندگی بیاد.
پس باید عضلاتشو قوی بکنه و وزنه بزنه و همه اینا.
خب ما چون پنج دقیقه فرصت داریم- اینو من جمع بکنم تمومش کنم.
و قالوا حسبنا الله ونعم الوکیل.
میگن ما وایسادیم ولی خدا بسه.
آقا ببین این مهمه، این دوگان مهمه.
ما وایسادیم ولی خدا و ما رمیت اذ رمیت فلم تقتلهم ولکن الله قتلهم.
همش بحث میکنیم. خرمشهر رو خدا آزاد کرد.
این به این معنا نیست که رزمندهها که شما که بیکار بودید کاری نکردید خرمشهر خدا،
خدا آزاد-- این به این معنا نیست.
ولی اون توحید باید- احسن.
...موج بزنه. بعد خدا میگه فان قلبوا بنعمت من الله وفضل لم يمسسهم سوء.
اینا برگشتن بدون کوچکترین زخمی.
ببینید همینی که اینا فهمیدن
اینو بعدا من سر فتح مکه جریان هدیبیه من اینو خواهم گفت.
همینی که اینا دیدن این جماعت پیجری اینجوری وایسادن.
اصلاً. یه خوفی تو دل اینا افتاد که اینا برگشتن اصلاً.
گفتن آقا ولش-- حالا میشه ولش کنیم الان؟
ولش کردن اینا رفتن اصلاً.
دشمنها. دشمن ول کرد رفتن و اینا
اینا دنبال بهشت و جهنم هم نبودن
دنبال رضایت الهی بودن.
خلوص کامل. خلوص کامل.
وقتی که اومده پای
این قضیه اینا به نعمت الهی
برگشتن. یکی از نعمتهای الهی مهم این بود.
هژمونی که داشت تولید میشد
برای صف ابو سفیان و قریش و آمریکای اون موقع،
این شکست. پیغمبر با این کار اجازه نداد اینا سر حال برگردن اصلاً.
احسنت. و اینا هم آویزون برگردن مدینه.
خب؟ پایان بندی رو همیشه یه جوری میذاره پیغمبر
که اینا آویزون نشن، لب و لوچه شون آویزون نشه و برگردن.
خب؟ رضا اینا با اقتدار کامل برگشتن
توی مدینه. حالا این آیه باز آیهای بوده که حضرت امام شهید خیلی میخونن.
بله. میگه میدونی تو این جنگا کیا میترسونن؟
همینایی که گفتن آ به پا
مردم جمع شدن، آمریکا جمع شده، اروپا جمع شده، این جمع شده.
هی دارن میترسونن. این داره نمایندگی میکنه شیطان را.
خب؟ یعنی همون کاری که شیطان داره میکنه
همین اینا دارن میکنن. این گروهها میکنن، این رسانه داره میکنه.
توی من یه موقعی هم عرض کردم بحث شیطان
بحث جن نیست. بله، بله.
بله. یه مفهومی هست
که آمریکا تو شیطان بزرگیه.
بله. بعضیها فکر میکنن
امام که گفت آمریکا شیطان بزرگیه تعبیر زوقیه.
زوقیه. در حالی که زوقی نیست کاملاً واقعی.
یعنی شیطان چیکار میکنه؟
این مهمه. بعد میبینید فرد
یا جمع یا کشور داره همون کارو میکنه.
یه دستگاه شیطانی. یه دستگاه شیطانیه.
اگر این داره شیطان مثلاً عداوت و بغضا داره درست میکنه بین مؤمنین،
اگه این داره همین کارو میکنه خب این شیطانه.
این شیطان-- اگر داره میترسونه
مؤمنین رو از رویارویی داره میترسونه، خب این دستگاه شیطان داره این کارو میکنه.
اوه! بعدا که یه رسانه مجوز گرفته داخل حکومت اسلامیه.
این یک شیطانیست در داخل حکومت اسلامیه.
رضا اینا رو باید عزیزان مراقبت بکنن.
اتفاقاً با همین شاخصها منافقین رو میخوان تشخیص بدن اینا،
ببینن من در بحث قبلم اگه بخوام یه نکتهای تکمیل بکنم،
امروز به دلیل این پیام
فوق تخصص نفاقها بیرون خواهند زد.
اوهوم. خب؟
این طبق قاعدهست باز علل اصولش اینجوریه
که یهویی میبینن خوردن به یه جای سفت.
خب؟ خوردن به یه جای سفت، اون منویات رو نمیتونن ببرن جلو دیگه.
نه این کسایی که تیم مذاکره کنندهاند، نه.
اینا حتی پشت صحنههایی وجود داره.
بله. اون پشت صحنهها اون رسماً دیگه فی القلوب المرض نیست.
دست خطای دستگاه محاصراتی
نداره. اون رسماً منافقه.
احسنت. خب؟ و اگر بارها گفتیم اگه فکر میکنید این چیزا برای ما قفله، نه این اشتباهه،
این برای ما هم هست. از این جهت هست که
اگر میخوان شیاطین رو شناسایی بکنن،
همین آیات شیطان رو یه موقع بذارن،
آیات منافقین رو بذارن، ببینن اینا چیکار میکنن.
اگر دیدن این روزنه داره همین کارو میکنه،
داره ته دل مؤمنین رو خالی میکنه.
این داره نمایندگی میکنه شیطان رو.
احسن. بسیار عالی.
منظور شما در واقع اون افراد تصمیم سازن نه تصمیم گیر.
بله، بله. پشت صحنههایی که قرنهایی که قبلاً صحبت کردیم.
بله، بله. و غیظ له شیطان. شیطان هم از آله قرین.
همونایی که قرآن به نام بتانه.
احسن. ولیجه ازشون یاد میخوری تو سیستمها هستن.
بله. تصمیم سازی میکنن، مشورت میدن.
خیلی عالی. و اینا و این کارا رو میکنن. تشکر.
ممنونم جناب قاسمیان. الحمد لله بحث
حمر الأسد هم انجام شد.
ا از شما بینندگان عزیز هم
ممنونم که ما را همراهی کردید.
تا شب دیگه و سوره دیگه شما را به خدای بزرگ میسپارم. خدانگهدار.
جلسه قبل
جلسه بعد