د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۳
دارای متن همگام
گشایش بحث: از جمال و جلال به معانی اسماء
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۲:۴۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۵ سرفصل
بسم الله الرحمن الرحیم. به نام حضرت کریم که له الأسماء الحسنی.
۰:۰۰
## ذات مقدس حق: وجود محض، مبدأ و منتهی
۵:۰۳
## قادر و قدیر
۸:۰۷
## اسم رحمان: مبدأیت بدون اجبار غیر
۹:۳۷
## نفس رحمانی در بیان عرفا
۱۱:۵۶
### تشبیه به سخن گفتن انسان
۱۳:۴۵
### خدا متکلم است
۱۵:۰۵
## فرق با برداشت عامیانه
۱۸:۰۹
## شواهد قرآنی اسم رحمان
۲۰:۰۱
### دوم: رحمان به عنوان اسم عام؛ سورهٔ مریم
۲۲:۳۴
یا مثلاً شبیه این تعبیر در همان سورهٔ مریم بیستوشش میفرماید:
۲۳:۵۵
باز از همین نمونه در همان سورهٔ مریم:
۲۴:۳۰
### سوم: بهشت و جهنم هر دو موعد رحمان
۲۵:۱۲
## انشعابات اسم رحمان
۲۶:۴۲
## جمعبندی جلسه
۳۱:۳۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا الله.
هو الله الخالق.
هو
الله الخالق.
الخالق البارئ المصور.
له الأسماء
الحسنى.
أسماء الحسنى.
الكريم الرؤوف المجيب الواسع الحكيم.
الغفور الرجيم الباعث الشهيد.
مباحث عرفانی آیت الله محمد شجاعی
در باب اسماء الهی.
لله الأسماء الحسنی.
هر اسمی که این آیات از کمال بکنه اسم خداست.
الواجد الماجد الواحد
الصمد القادر المقتدر المقدم المؤخر الأول الآخِر.
أسماء الحسنى.
المُطِّلُ الجامع الغنی المُغنی المانی
العطّار النافع النور الهادی البدیع الباقی.
الوارث الرشید الكفور الذی.
ليس كمثله
شيء وهو السميع البصير.
بسم الله الرحمن الرحیم.
به نام حضرت کریم که له الأسماء الحسنی.
شونوندگان عرفان دوست و فرهیخته
سلام و درود بر شما.
برنامه اسماء الحسنی را میشنوید که در آن مباحث عرفانی عارف وارسته آیت الله محمد شجاعی
در باب اسماء و صفات الهی تقدیم شما میشود.
در برنامه امروز بحث سیزدهم را میشنوید.
شما یک سری صفات جمال و جلال که جزء صفات روحی.
مثال کلی که مربوط به صفات جلال و جمال بود.
اینها صفاتی که توی اون جزء خصوصیات اسماء جمال یا صفات جمال
و صفات و اسماء جلال و عذابی.
این صفات کلی که صفات جلال
از خصوصیات که در اون قرار
گرفته شد و صفات جمال هم همینطور تا اون اندازه که بحث شد فعلاً به همان اندازه که ادامه میدیم.
بعد یه مقدار من قصد دارم که در این دو حوزه خصوصیات و خصوصیات دیگه
که مربوط به بعضی از معانی
اسماء، اسماء مختلفه یا صفات هست یه اشارهای که تا حدودی که لازم است بشه گفت و لازم نیست.
این که تعریفش بشه گفت و
نیاز نیست. فقط میخواهم
بگویم که به همین اندازه که فضایی برای ایجاد میکنیم که به بعضی از معانی اسماء اشاره بشه.
این که میگم لازم است برای اینکه اصولا ما سه تا از اون برداشتهای اصلی که
آری از که شده آری از عموم در آیات و آنجا مثال و مکتب اسلامی بوده، که این برداشتهای
داشتهای که از آن معمولاً معمولاً در بعضی از اسماء و صفات یا میخواهم بگویم که همه اسماء و صفات misschien
با برداشت درستی ندارد.
مخصوصاً در بعضی از صفات که برداشت اصولا میخواهم بگویم به اندازه تکفی
که اشکال داشته به جاهایی که میخواهم بگویم غلط
میشه من برداشت ما داره. این که تا
حدودی بعضی از اسماء
و صفات یعنی معانی و مفاهیم بعضی از اسماء و
صفات اشاره بشه که چه معنایی دارد و چه چیز منظوری از آن اسم هست.
در بعضی از صفات اول بود
یا خوب هستیم اسم علیم و همینطور گفتم از صفاتی که
اسم علیم و معنی اسم علیم را گفتم و ایشاراتی که
به هر یک از این اشارات اسم علیم هم به قسمت جداگانه اشاره کردم.
منظور من این بود که باز
بر این زمینه که
بعضی از اسماء اشاره بشه و این اشارات هم معلوم بشه و معنیاش هم معلوم بشه.
ذات مقدس حق را حالا من فعلاً میخواهم که اسم
قادر و قدیر و بعدش هم اسم رحمان را انجام دهم.
اشاره بکنم و مفاهیمش گفته بشه.
چون قادر و قدیر یک اعتبارش رحمان
است. از اون به عنوان اول منظور از اسم قادر یا قدیر را عرض کنم.
بعد هم به اعتباری که رحمان خواهد بود و به ایشارات رحمان اشاره بشه.
این ذات مقدس حق به حساب اینکه ذات حق است.
یعنی برای خود او ذات مقدس حق.
که وجود مطلقه است.
وجود محض است. حقیقت محض
است. نور محض است. به حساب اینکه محض و سرچشمه همه وجودها
و همه حقیقتها همان محض خداست.
به حساب اینکه خدا ذات محض همه
حقیقتهاست. وجود و همه حقیقتها از
او سرچشمه میگیرد و بالاخره
هرچه را که شما در عالم وجود به عنوان وجود و موجود حساب کنید از
او و به او منتهی میشود. یعنی هم از او سرچشمه میگیرد و همه اگر بخواهید دنبالش بگیرید به او میرسد.
اون قدم نمیکنه از قدمش. هر چیزی که به
او و غیرش یعنی به غیر از او قدم یک چیز یعنی به سمت یکی
میشه. همه چی به اون توحید بشه یا همه چی از او
پرتش میکنه. همه از او پرتش میکردند.
هر چه وجود در موجود گفته میشه موجود به او اطلاق میشه از او سرچشمه میگیرد یا به هر موجودی نگاه کنید،
تأمل کنید، اشاره کنید، تأمل کنید، کنکاش کنید که از چه؟
از کجا؟ به کجا میرود؟
به خدا میرسد. ذات از اون نظر که مبدأ همه
وجود است و همه موجودات و همه از او سرچشمه میگیرند و همه هم به او منتهی میشوند.
بیان کردم به این حساب از این نظر گفته میشود ذات
یعنی اسم ذات به همین حساب و به همین خاطر قیاف قدرتش
ذات و قدرش پس معنیش معلوم شد.
چون ذات مقدسه هست.
مبدأ همه هستیهاست.
همه وجودها و موجودها هست.
مبدأ همه هست و منتهی همه یعنی همه هم به او
منتهی میشوند در نظام
تحلیل و کنکاش و تأمل و بررسی از این نظر ذات است.
پس اسم ذات به این اعتبار گفته میشود که ذات هست، مبدأ همه و منتهی همه
چیزاست. همینطور که به بعضی از آیات هم اشاره کنیم این آیات زیاده.
من فکر میکنم که اون معانی کلی هست که باید با خودتون بیاید تا
مثلاً همین اسم قادر کلام God
در بعضی آیات و غیر از آیات قرآن کریم
تو لغت فارسی جاهایی که کلمه قادر اسم جد قدر قادر اطلاق شده به اون ذات مقدس همین معنا را مییابید.
از این نظر که هرچیزی را پیدا کنید، هرچی بیابید، هر موجودی باشد
از اوست به اون مبدا و منشاء همه چیز است.
این معنا را در همه جا که کلمه قادر و بدیل به کار رفته
خواهید یافت. همین قادر به خصوص
اینجا که من سعی میکنم برم سراغ اسم رحمان.
تو آیات تا بتوانیم آنطور که بهش نیاز دارد ذهنی و فکری ما از سمت رحمان از اسم رحمان و صفت رحمان روشن بشه که
گفتم تا حدودی برداشت دارم که از دست خطوس میشود.
گفتم مطلب در اسم رحمان.
پس ذات از آن نظر که
مبدأ همه چیز است، همه وجود
ها و هستیها و همه هستیها به اون میرسه.
قادر است و قدیر.
اما همین ذات و قدیر مبدأ همه است.
منشاء همه هست. همه چیز به اون میرسه.
این ذات از اون نظر یا به اعتبار اینکه میذاریم
کلمات یا عباراتی که به ذهن ما از اون نظر و به اعتبار اینکه
اونچه که از او به اون یعنی همه چیز از
اوست دیگه. قادر یعنی به این معنا که فراموش نشه که مبدأ همه چیز
و منتهی همه چیز این ذات که مبدأ
همه است، همه از اوست و هرچه از اوست به همه به اون منتهی میشود.
از این نظر که این هرچه از این بودن به همه از او سرچشمه گرفتهاند و همه از او
صادق هستند و همه به اون منتهی شدهاند.
به اصطلاح بدون هیچگونه اجبار و
بدون هیچگونه اکراه و بدون هیچگونه وادار کردن هیچ چیز غیرش از این نظر که قادر قادر است که خاص
خود و با اراده خود بدون اجباری از غیر، بدون اجبار اکراهی از غیر یعنی از غیر حق مسئله حق را مجبور بکنه،
مطرح بکنه یا موجب بکنه یعنی ایجاب بکنه که حق مبدأ اینها باشد.
اینجوری چیزی از بین نیست.
مبدأ همه است. قادر است مبدأ همه چیز است.
اما بدون هیچ ایجابی از غیر باشد.
این میشه چیه؟ این میشه رحمانیت.
پس رحمان چیه؟
مبداعیّت هست. منشاء بودن هست.
مبدأ بودن هست به همه اونچه که هست و میشود.
یعنی همه هستیها. گفتم به اونچه کلمه وجود به وجود به او اطلاق میشود.
این وقتی بدون اجبار و اکراه و ایجابی از غیر.
از این نظر اون قادر میشه
رحمان. خب اولاً
با این بیانی که گفتیم معنی رحمان چی میشه؟
اسم رحمان. اسم رحمان اینه که
خدا، اون ذات
مبدأ همه چیز است.
همه از اوست. همه وجودها، همه هستیها،
همه کمالات، همه موجودها،
هرچه در دار وجود است
از اوست. این معنی رحمانیت هست.
برخلاف اونی که ماها عامانه تصور میکنیم که رحمان بودن
رحمت یعنی رحمان یا رحمت را به معنی
خاصی تصور میکنیم.
در صورتی که هرچه هست از اوست.
معنی چیه؟ به معنی رحمان.
همه چیز از اوست. به معنی رحمان.
نقطهها نکته که هست.
یعنی فرق با قادر معنی قادر هم همین بود دیگه.
نکتهاش اینه که بدون اینکه هیچ ایجابی، اجباری از غیر باشد از خود اوست با خواست خود او بدون
کوچکترین اکراه و اجبار و ایجابی که مجبور باشد
مبدأ همه چیز باشد. این همه چیزها را ایجاد بکند.
هیچگونه اجباری در بین نیست.
این معنی رحمان است. بنابراین اسم رحمان یا صفت رحمان یا اسم رحمان منشاء همه چیه؟
منشاء همه وجودها و هستی.
همه جلوههای که هستند همه جلوه های اسم رحمان.
هرچه در دار وجود هست
جلوههای رحمان است یا مخلوق
خدا با اسم رحمان است و همه آثار رحمان است.
اثر میگوییم وجود اثر
رحمان است. کل هستی اثر
اسم رحمان است. یعنی ذات با اسم رحمان.
ذات با تألن رحمان.
اینو قبلاً گفتم اینو هم شنیدهاید.
اسم رحمان رحیم یعنی ذات با تألن رحمانیت.
ذات با تألن رحمانیت منشاء همه است
و همه آثار اون ذاتند با تألن و ظهور رحمان.
پس چی اثر رحمان است؟
اینجا فراموش نکنیم که
مسئله به اصطلاح عرفا میگن، میگن که این همه وجود یا همه کل وجود و هستی به طور
کلی هستی عبارت است از قطعات دم رحمانی حق.
این تعبیری که نفس رحمانی هست، تعبیری است که
عرفای بزرگ کردن و منظورشون همین مسألهست که الان گفتم البته من خلاصه گفتم اینجا در چند کلمه شده.
میگن، اینجا فرآیند رو میدن که وجود همون دم رحمانی حق است.
کل وجود نفس رحمانی حق است و هر وجودی، هر موجودی به جای خود هم
قطعهای از همون دم
واحد رحمانی است.
یک نفس رحمانی خدا مثل اینکه اینجور است.
یک دمی از رحمان صادق شده و هست و همیشه
دمی از رحمان همیشه هست.
این موجودات قطعات اون یک دماند.
دم نفس رحمانی یا دم رحمانی.
نفس تعبیر میکنند چون ما به زبان خودمون میشه دم رحمان.
اسم رحمان یا ذات با ظهور رحمانی دمی دارد.
دمش عبارت است از این وجود.
یک دم بیش نیست و یک دم
که یک کلمه است، یک حرف.
اون کلمهی کن. یعنی ما عمل الله اذا اراد شیئاً ان يقول له کن فيکون.
تو یک کلمه که کلمهی کن میگن کن
وجودی به صورت تعبیر عرفا خلاصه
ذات با ظهور رحمانی دمی دارد، nefsi دارد، دمی دارد که اون دم همون کلمهی کن است و این
نفس، نفس رحمانیست.
یک دم است بیش نیست.
خدا یک نیست یک دم دارد و این موجودات
همون قطعات اون دماند.
حالا تشبیه میکنند. میگن چطور ما موقع صحبت کردن مثلاً تشبیه آقا برای طغله بوده.
الان مثلاً من صحبت میکنم دمی از من این دم را این
زبان و دهن و اینا قطعه قطعه میکنند.
این دم را به شکلهای
مختلف میآورند به شکل حروف مختلف و از ترکیب حروف هم کلمات مختلف و از ترکیب، ترکیب کلمات هم کلام.
این دمیست از من.
این دم قطعه قطعه میشه به شکلهای مختلف میشه.
میشه حروف. حروف ترکیبها پیدا میکنند.
میشه کلمات. کلمات هم ترکیب پیدا میشه چیه؟
میشه کلام. یک دم است از من و این دم به شکلهای مختلف میافته
حروف و کلمات و کلام میشه.
خدا هم دمی دارد همان دمیست از رحمان است نفس رحمان.
یک دم بیش نیست. این دم به صورت حروف میاد.
این موجودات حروف هستند و این حروف در ترکیبات میشه کلمات و کلش هم میشه کلام و وجود کل عالم خلقت کلام حق
است و کلمات حق است و هر
تکه تکه وجود هم حروف این کلمات و کلاماند و این البته تعبیریست که عرفا گفتن و انسانها هم تحقیق نکردند.
شما با توجه به این تحقیق میتونید خیلی از
مسائلیکه در آیات و در روایات هست معنی بکنید.
یعنی با این حساب خدا متکلم است یعنی چی؟
دقت بکنید. منظور خدا متکلم کل وجود.
فرمود که آیات قرآن اگر دقت کرده باشید کل وجود را کلام حق میداند.
قطعات اون دم رحمانی یک دم از خداست و هست، بوده، هست و خواهد بود و این وجودات قطعات اون دمن.
کلمات خدا تعبیر میکنند دربارهی وجود یا کل وجود را کلام خدا میدانند.
هر تکه تکه را کلمهی خدا مثلاً
میگه عیسی کلمهی خداست.
عیسی کلمهایست از خدا.
یا درباره ائمه در دعاها میخوانیم که شماها کلمههای تامهی خدا هستید.
کلمات تمام. یعنی
علی علیه السلام کلمهایست از حق.
قطعهایست از اون دم اما کلمهی تامهست.
یعنی کلمهای است که خوب از اون صاحب کلام روایت میکند، از اون صاحب کلام
خبر میدهد. پس
وقتی که میگیم وجود کل وجود دمیست از خدا، نفس
رحمان است. به این حساب که همهی وجود اثر اسم
رحمان است و نفس رحمان در مضاطر وجود به صورت حروف میاد،
به صورت کلمات میاد و به صورت
کلام میاد و کل وجود حروفاند و کلماتاند
و کلاماند. حروف و کلمات و کلام
حق تعالی و حق هم متکلم است به این صورت.
معنیش به این معنی است.
اینا همه کلام هستند و از حق تشایت میکنند.
طوری که کلام از متکلم تشعات میکند.
حروف و کلمات و کلام از اون ضمیر متکلم، کلیت متکلم و اون که گوینده است خبر میده.
کل وجود کلام حق است و کلمات حق است و هر وجودی، هر کلمهای، هر حرفی و هر کلامی
به جای خود خبری از حق به نحوی خبر میدهد
و به همین حساب هم گفتم که قرآن وجود را کلمات میداند.
کل وجود را کتاب و کلام حق میداند.
کتاب و کلام حق میداند و قطعات وجود را کلمات میداند.
مثلاً تعبیر کردن عیسی یا تعبیر کردن ائمه از طرف سلام الله علیهم اجمعین و این کلمهها را هم
از این به این استناد در میاره که کلمههای تامال--
تامال-- علی کلمهی
تامهست. رسول اکرم صلی الله علیه کلمهی تامهست.
یعنی اون شناحی که باید از متکلم تشاعت بکند، میکند.
کلمهی ناقص نیست.
حالا ماها هم کلمهی ناقص.
اگه بخواهید کلمهی ناقص شاید ما هم.
یعنی تفاوت در کل کلمات.
حالا کلمه اگر کلمه باشد میتواند تمام باشد.
عرض کنم که پس این هم توجه داشته باشید که اینچه عرفا گفتند نفس رحمان، دمی از رحمان
و کل وجود نفس رحمان است و قطعات وجودند، کلمات و قطعات اون نفس رحمان هستند.
از این نظر است که اسم رحمان منشاء کل
وجود است. پس معنی اسم رحمان تا حدودی برای ما روشن شد.
هرچی هست اثرش یه
اثر رحمانه. همه از اسم رحمان سرچشمه میگیرند.
خب اینجا با این، این مطلبی که گفتم
فرق دارد با اونچه که اکثرًا در وسط هم اشاره کردم با اونچه که معمولا از کلمه یا اسم رحمان برداشت میشود.
اولاً معنیش روشن شد.
ثانیاً غلط بودن اون معنی که معمولا متصور میشه که رحمان دارای رحمت یه برای یه محدوده معین و
در یک محیط و پهنای خاصی از مفهوم قرار میده.
معنی رحمان را. اونهاش کدوم درست نیست؟
رحمان. حالا وقتی به آیات هم میرسیم میبینیم که در آیات قرآن هم اسم رحمان را منشاء همه چیز
میداند و منشاء همه چیز بیان میکنه خود آیات قرآن.
حالا به چند آیه من
اشاره کنم اینجا که بتوانیم بحث کنیم.
بر خلاف اون برداشتی که ماها داریم، خود برداشت معمولی که ما داریم مثلاً کلمه رحمان یعنی چه؟
کلمه رحمان یعنی اونی که دارای
رحمته مثلاً. رحمت به معنی اینکه معنی خاصی که ما میفهمیم.
البته رحمان به معنی دارای رحمت همه چیز رحمته.
کل وجود همش رحمة.
اصلا نمیشه گفت موجودی وجود داشته باشه و رحمت نباشه و آثار رحمان.
کل وجود جلوی رحمان و
آثار اسم رحمان. بر خلاف اینکه ما برداشت کردهایم و به قرآن هم که میرسیم میبینیم که
قرآن رحمان را منشاء همه چیز میداند.
ببین حتی جهنم را برای جهنمیها منشاءش از کجا میداند؟
از اسم رحمان میداند.
البته تو فهم ما،
فهم و برداشت صوری ما جهنم که نمیشه گفت از آثار چه باشد؟
به قول برداشت صوری ما جهنم نمیشه گفت از آثار رحمانه.
نه جهنم از آثار رحمان بیان میکند.
یعنی آتشی که در جهنم عذابی که در جهنم روی جهنمیها هست این هم اثرش از چی؟
اثرش از رحمان.
و اینکه به قول برداشت ما این درست در نمیاد چون برداشت ناقص و سطحی و کاملاً ناقص هم میشه از گفتن.
حالا زیاد هم نیست چند تا فقط نمونه میخوانم.
اینجا نوشتم که به شما
با این رویکرد هم ببینید سر رحمان را کجاها یعنی در موارد
اسم رحمان را در قرآن پیدا بکنید زیاد
است. ولی چند تا نمونه که متوجه باشید تا خود آن نمونهها که اسم رحمان همان منشاء همه وجود است
و وجود کلاً جلوی رحمان است.
کلاً جلوی اسم رحمان است.
برای اینکه این معلوم بشه من چند تا آیه میخوانم روهم وقتی حساب کردیم معلوم میشه که مفهوم همین مفهومه
یا منظور همین منظوره و اسم رحمان این شکلی است.
بعد سر ده سوره اسرا
اونجا
که فرمود که بگو بخوان خدا را یا رحمان را.
اون الله مراد از الله چه چیزی میاره؟
رحمان را میاره. فقط اسم خدا را بخوانید.
برای خدا اسما 好 . اینجا در
مراد اسم الله میاره که اسم جامع و اسم اعظم هستش و بر اینه که
خدا را بخوان یا رحمان.
یعنی هر که هر چه بخواهد خدا را با اسم رحمان بخوانه شامل حالش خواهد بود.
به نظر شما هر که هرچه بخواهد
هر موجود تقاضاش هرچه باشد.
منظور انسان تنها نیست. انسان هم یکی از اونهاست.
هر موجود هرچه درخواست داشته باشد و
میخواهد وجود اصلی و چیزی باید خدا بده.
این دادنی، دادنی منشأش کیه؟
همان اسم رحمان.
الان گفتیم که اسم رحمان منشاء همه وجودها و هستیها.
هرچی بشه منشأش کدوم اسمه؟
منشأش رحمانه. پس هر موجودی به عنوان درخواست هرچه بخواهد انسان باشه، حیوان باشه، خواستش هرچه باشد و هر چیزی
که میخواد خدا بده.
خدا اینگونه خطاب میکنه.
اونچه که دادنی است میرسه به اسم رحمان.
برای همین که اسم
جامع هست. بگو خدا را،
ارگاه را خدا با اسم الله بخوانید یا با اسم
رحمان بخوانید. هر خوانندهای،
هر دعا کنندهای، هر حاجتی، هر خواستی به هر
تقاضایی دارد بالاخره باید از اسم رحمان و اسم Allah بخواهد.
این یک شاهد برای اینکه اسم رحمان منشاء همه هستیها و وجودها و به اصطلاح وجودهاست.
آیه این سر ده اسرا بود.
آیه دوم که هست اینه که در قرآن افلاگاتی هست که وقتی که کسی میخواد یادی از خدا بکنه با کلمه رحمان یاد میکنه.
معمولا خدا را با اسم رحمان.
یعنی میدونستیم که اسم عام خداست.
چون منشاء همه چیز اسم رحمانه.
چطور وقتی اسم عامی از خدا میگه که خدا رو با اون اسم یاد میکنه با اسم الله میگه با اسم
رحمان هم میگه. مثلا در مورد حضرت مریم هست که
میگوید در هجده مریم است.
آیه هجده مریم. از روح مریم سلام الله علیها میگوید که گفت که مریم گفت که اون فرشته،
روحالقدس که متمثل شده بود به صورت بشر برای
حضرت مریم سلام الله علیها.
روحالقدس که دید یه نوزاد تکان میخورد.
مریم گفت که من به رحمان پناه میبرم از تو اگر دارای خرد باشی.
اعوذ برحمن. خب اینجا اعوذ برحمن درست مانند اعوذ بالله یعنی له به طوریکه اسم عام رحمان.
یعنی به لحاظ چیز الله اسم خداست.
اسم عام خداست و هر وقت کسی میخواد یادی از خدا بکنه با کلمه الله یاد میکنه.
اینجا هم رحمان به جای الله.
این تعبیر هم در قرآن زیاده.
این نمونه بود. یا مثلا شبیه این تعبیر در همان سوره
مریم بیست و شش میفرماید که
من نذر کردم برای رحمان روزه بگیرم که من با کسی صحبت نمیکنم.
اون رو روزه сам
سکون گرفته بود که نزد الرحمن.
باز اینجا الرحمن را طوری یاد میکنه که اسم عامه.
درست مانند اینکه میگه من نزد کرده باشم برای الله.
معلومه که باز اسم عامه که خصوصیتی به این معنا نداره.
خب اینم باز سیش مریم رو گفتم.
باز از همین نمونه در همون سوره
مریم. يا عبد الله لا تعبد الشيطان ان الشيطان كان للرحمن عصيا.
گفت پدر به شیطان عبادت مکن شیطان اه اسقیان کننده است در برابر خدا.
باز اینجا رحمان به صورت اسم عام
به کار برده شده. الرحمن شیطان کسی است در برابر رحمان که کرده تو هم اسیان کرده.
باز این به صورت اسم عام به کار برده شده که اسم عام هم هست و
نظایر اینها زیاد. من چند نمونه گفتم اگر خودتون از این موج نگاه کنید زیاده.
یعنی کلمه رحمن خلاصهش اینه که کلمه رحمن در جاها به کار رفته و
طوری به کار رفته که درست مانند اسم الله به صورت اسم عام و این از اون رو به طرف اسم رحمان منشاء همه
وجود هستی است. جم-- یعنی زیاد شمول دارد.
خب شاهد بر این که گفتم تا جهنم از آثار رحمانه یه آیه بگم تو راجع به این موضوع که
هم جهنم از آثار رحمانه هم بهشت هر دو تا هم بهشت و هم جهنم از آثار رحمان است.
در شصت و یک مریم میفرماید
که جنات عدن التي وعد الرحمن عباده بالغیب.
جنات عدن آنچنانی که رحمان وعده کرده
است عباده به بندگانش بالغیب.
یعنی از ناحیه غیب این چنین وعدهای را به بندگانش اون خدای رحمان چی کرده؟
جنات عدن را وعده کرده است.
خب جنات عدنی که وعده رحمانه پس جنات عدن هم از آثار چی میشه؟
از آثار اسم رحمان.
برای اینکه جهنم از اسم رحمانه برای این هم نار هم از اسم رحمانه.
از اون طرفش که جهنم از آثار
اسم رحمانه. پنجاه و دو سوره یاسین
که اونجایی که جهنمیها
با جهنم رو به رو میشوند میگن که آزا موعد الرحمن وصدق المرسلون.
این آزا موعد الرحمن این همون چیزیست که خود رحمان میگن این همونیست که رحمان قبلاً چی کرده بود؟
وعده به آدم گفت به اون جهنم.
اینم وعده رحمان.
خواهش میکنم که رحمن آتش یعنی
آتش به از آثار رحمان و همین جهنم.
بهشت از آثار رحمان میگویند.
حالا این چند تا نمونه گفتم که
فقط به عنوان موج نگاه کنید.
خودتون بررسی بکنید دقیقاً ببینید که رحمان چی شده.
حالا روی این اساس معنی رحمان را که متوجه شدیم از انشاعات رحمان یه مقدار میگم که
با این بیانی که گفتم اسم رحمان با اون تشریحی که از الله حالا گفتم متوجه شدیم که اسم رحمان منشاء همه وجود
است و فرقش هم با مادین بود که هیچ گونه ایجاب یا صفتی نیست.
برای همین نظرم رحمان گفتم.
این توشه ای که گفتم با
این بیان متوجه شدیم که خیلی از اسماءی که قطعات وجود جنبات اون اسماء هستند.
اون اسماء از انشاعات چیه؟
اسم رحمان فقط بود.
یعنی خیلی از اسماء خدا از انشاعات اسم رحمان است.
رحمان انشاعات دارد به اعتبار چیست؟
به اعتبار چی؟ از لحاظ چیست؟
این لحاظها و اعتبارها
نیاز به اسم رحمان را مشهد میکنه به اسماء مختلفی.
حالا من چند تا از انشاعاتش بگم بنویسید.
حالا لحاظات رو اینجا نمیگم. این اعتبار لحاظات میگم این یک کلامش هست فقط همینطور
میشمارم بنویسید که خالد از انشاعات رحمان بنویسید.
انشاعاتش خالد است و احسن الخالدین.
حالا ببینید اگر بخواهیم انشاعاتش
اینجا من شجره که نوشتم
شجرهای به حساب اون
انشاعات عربی 純 است که بسیار طولانی است.
اینها را دیگه جدا من میشنوم ولی برای شمردن درست به نظرم نخواهد آمد.
دارم میگم اینا هم انشاعات صوری داره هم انشاعات عرضی.
یعنی هم عرضش را همینطور میشناسند هم صوریاش.
و صوری باید طور مشخص بشه که در در نظام صوری عرضی مشخص بشه نه.
حالا رحمان محی،
کریم، انور،
آخر، خیر الوارثین،
ظاهر، باطن،
صالح، قاهر،
ذو فضل، ذو قوة المتون،
اهل الفضل،
فتاق، شدید العقاب،
محی، حضیض،
شفیق، علیم،
اعلی، مفعال،
رفیع الدرجات، مقتدر،
نجيب، متصفر،
ذو انتخاب، صرید العباد،
شدید العباد، خیر الناصرین،
حق، بارئ،
طارق، رحیم،
ذو رحمة، ارحم الراحمین،
خیر الراحمین، ذو فضل، ربوب، نفیر،
رعوب،
حفیظ، کریم، اسام،
شاکر، کفور،
علیم، خلیل،
غفور، خیر الغافرین،
اهل المشرف، اهل المسر.
فب مجیب فدا قابل تو قابل تو.
مبیت، مبیت با تالای صدا را مبیت.
وکیل، ولی، مولا،
نصير، مصذر، محی،
جبار، نور، مبین،
ملک، ذو العرش، قدیر،
غنی، سمع، بسطان،
امیر، فکم الحاکمین،
خیر الحاکلین، خیر الحاکمین،
خیر الساقین، واسع،
لذات، خیر الرازقین،
شدید، طالب، وفاء، سلام،
مؤمن، عاطش، بر، اله.
تا این اندازه که در این جدول که من دارم انشاالله اسم الرحمن.
من گفتم اینا شمردنی نیستن حالا برای اینکه اجمالا بگم اسم الرحمن چه هست انشاالله.
همه اینها انشاالله هر کدومش جهات دارد، لحاظ دارد، چرا؟
چطور بشه رحمان مثلا میشه مبین؟
چطور بشه میشه وکیل؟
چه بشه میشه مثلا شدید؟ چه بشه میشه قدیر؟
این لحاظها و اعتبارها از طرفی انشا
God فولی و انشا God ارضی اینها دیگه خودش بحث طولانیست اما اینقدر
انشاالله به صورت شمردن متوجه باشیم که اینا از انشاالله اسم
الرحمن هسته گفت. عرض کنم به این اندازه اکتفا میکنم در بحث خاص انشاالله.
نتیجهای که فعلا از این بحث برسیم این بود که معنی قادر و قوی چیه؟
که قادر به یک اعتبار همون هست رحمان.
رحمان و قادر با هم نیاز تعلیق نداشتند که با اون تعلیقی که عرض کردیم.
و بعد هم معنی قادر
رحمان درست شد. اون غث از اسم رحمان و معنی صیغ اسم رحمان و این کلبهگویی کلمات
رحمان و معانی اسم الرحمن هم تدریجی روشن شد.
گفتیم انشاالله باید زیاد تامل بکنیم، آیات رو در نظر بکنیم، زیاد تدبر بکنیم که
انشاالله روشنتر بشه. مخصوصا
ساطر از وقتی جهنم از رحمانه.
یعنی گناهکاران خواهش میکنیم اسم الرحمن رو برای اینکه بهتر بشناسیم.
شنوندگان محترم رادیو قرآن
آنچه شنیدید سیزدهمین بحث عارف وارسته آیت الله محمد شجاعی بود
در باب اسماء و صفات الهی.
امید که مورد پسند و استفاده شما
قرار گرفته باشد. در برنامه بعد به فضل الهی بحث جلسه چهاردهم تقدیم شما میشود.
تا دیگر برنامه شما را به رب العالمین میسپاریم.
جلسه قبل
جلسه بعد