ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 016

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

بازگشت به انشعابات اسم رحیم

بسم الله الرحمن الرحیم. به نام حضرت عظیم که له الأسماء الحسنی.

پس از آنکه اسم رحیم تشریح شد و لطیف و رءوف نیز در جای خود آمد، یکی دیگر از انشعابات اسم رحیم را پیش می‌کشیم: اسم ودود. معنی سادهٔ ودود — چنان‌که فخر رازی نیز آورده — آن است که دوست می‌دارد؛ «ودّ» به معنی دوستی است و ودود آن که دوست می‌دارد. این معنی ساده است؛ اما در سلسلهٔ اسماء باید دقیق‌تر دید.

یادآوری کنیم معنی رحیم را: رحیم تعیّن و ظهور ذات است با آن اسم که هر موجودی را که در سیر صعودی و حرکت به سوی خدا به فیض و افاضه و رحمتی احتیاج پیدا کند، مشمول رحمت و افاضهٔ خود می‌گرداند. خدا با این صفت افاضه می‌کند در طریق حرکت موجود — از جمله انسان — به سوی ذات اقدس، به سوی خودش. یکی از انشعابات این اسم، ودود است.

اسم ودود: رحیم از آن نظر که دوست می‌دارد

رحیم از آن نظر که آن را که مشمول رحمت خاص خود می‌گرداند دوست می‌دارد، ودود است. این دوست داشتن به چه معناست؟ اگر بخواهیم خوب بفهمیم معنی حب و ودّ، به تعریفی عمیق و مجرّد از محبت نیاز داریم؛ همان معنی درست که در هر جا مراد است و در خصوص خدا نیز همان معنا در نظر گرفته می‌شود.

حقیقت محبت: برداشتن فاصله

محبت — حب و محبت — عبارت است از برداشتن فاصله و کم کردن فاصله؛ در واقع همان فاصله‌ای که بین محب و محبوب است. محب دوست دارد محبوب را؛ یعنی نمی‌خواهد فاصله‌ای بین خود و محبوب باشد. اینکه نمی‌خواهد فاصله باشد، فاصله را کم می‌کند، برمی‌دارد و نمی‌خواهد باشد — این حقیقت محبت است.

حتی در خصوص ماها هم اصل محبت همین است. محبت یعنی چه؟ تأکید می‌کنم: محب نمی‌خواهد فاصله‌ای که بین او و محبوبش — آن کسی که دوست دارد — هست، آن فاصله باشد؛ نباشد یا کم باشد. آنجا که محبت کامل‌تر و شدیدتر باشد، اصلاً فاصله را قبول نمی‌کند محب. بنابراین محبت یعنی برطرف کردن فاصله و خواستن برطرف شدن فاصله.

خدا کسی را دوست داشت، او را به سوی خود می‌برد، مجذوب می‌کند؛ یعنی حجاب‌ها و فواصل را بین خود و آن کس برمی‌دارد، کم می‌کند و بالاخره به اندازهٔ محبتش آن فاصله‌ها را از بین می‌برد. اگر کم دوست داشته باشد کمی از وجود فاصله را برطرف می‌کند؛ اگر زیاد دوست داشت زیاد برطرف می‌کند. اگر عشق بود — عشق همان صورت کامل محبت را می‌گویند — اگر به مرحلهٔ عشق نسبت به موجودی، به انسانی رسید، دیگر فاصله‌ها را برمی‌دارد و او را به لقای خود و به فنای در خود می‌رساند.

پس متوجه شدیم که معنی محبت خدا یعنی برداشتن فاصله بین خود و عبد و بنده. این معنی محبت است: فاصله کم کردن. و روی همین معنا آن آیات را معنی کرده‌اند: إن الله یحب الصابرین، یحب التوابین، یحب المتطهرین. هر که خدا دوست دارد طایفه‌ای را، به این معناست: یعنی کسی که صابر است، خدا صابر را به خود نزدیک می‌کند؛ فاصله را بین خود و صابر هی کم می‌کند تا او نزدیک شود.

پس رحیم از آن نظر که دوست دارد مرحوم را — یعنی آن کسی که مشمول رحمت خاصه شده — از آن نظر ودود است.

دو مورد اسم ودود در قرآن

در دو مورد در قرآن اسم ودود به کار رفته؛ در دو آیه فقط از اول تا آخر قرآن.

آیهٔ اول از زبان شعیب علیه‌السلام است؛ نود هود:

«وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ» (هود/۹۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به سوی او بازگردید؛ که پروردگار من رحیم و ودود است.

شعیب به قومش می‌گوید استغفار بکنید، طلب مغفرت بکنید از ربکم؛ ثم توبوا الیه؛ سپس بازگشت بکنید به سوی او. إن ربی رحیم ودود: پروردگار من رحیم ودود است. یعنی اگر طلب مغفرت کردی و در حال بازگشت بودی، خدا شما را مشمول رحمت خود می‌کند و خدا شما را دوست می‌دارد. کسی که برگشت می‌کند به سوی او هم مشمول رحمت خاصه می‌شود — افاضاتی که در برگشت لازم است — و هم خدا او را دوست دارد؛ یعنی به خود نزدیک می‌کند، فاصله را برمی‌دارد. برگشت‌کننده را خدا دوست دارد؛ یعنی فاصله بین خود و برگشت‌کننده کم می‌کند.

آیهٔ دوم در سورهٔ بروج:

«إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ ﴿١٢﴾ إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ ﴿١٣﴾ وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ﴿١٤﴾» (بروج/۱۲–۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به راستی گرفتن پروردگارت سخت شدید است. اوست که آغاز می‌کند و بازمی‌گرداند. و او آمرزنده و بسیار دوست‌دار است.

إن بطش ربک لشدید: حقیقت آن است که انتقام و بطش حق خیلی شدید است. إنه هو یبدئ ویعید: خدا خود شروع کرده و خود برمی‌گرداند وجود را؛ هم مبدأ است و هم معاد. سپس: وهو الغفور الودود. در عین حال که بطش شدید است و یبدئ ویعید، غفور است و ودود است؛ یعنی هم آن موانع حرکت را از میان برمی‌دارد — معنی غفور این است — و هم ودود است؛ یعنی فاصله را بین خود و آن موجود و انسانی که می‌خواهد برگردد کم می‌کند و دوست می‌دارد او را که برمی‌گرداند.

اسم کریم: انشعاب دیگر رحیم

از انشعابات دیگر اسم رحیم، اسم کریم است. ببینیم رحیم از چه نظر کریم می‌شود.

خدا با اسم رحیمیش موجود را مشمول افاضات خاص خود در حرکت به سوی خود می‌کند. در این افاضاتش، در عنایات خاصه‌اش به موجود و به انسان در مسیر خود، هیچ توقع جزایی ندارد. از این نظر که توقع جزایی ندارد کریم است. تمام موجوداتی که در برگشت مشمول افاضات و رحمت خاصه می‌شوند، اسم رحیم این افاضات را می‌کند بدون اینکه توقع جزایی از موجود و انسان داشته باشد و چیزی از این کارش در نظر داشته باشد که برای خود عاید باشد. این‌طور نیست. از این نظر رحیم می‌شود کریم.

پس کریم همان رحیم است؛ اما از آن نظر که توقع جزا ندارد در افاضات به رحمت رحیمیه. رحیم از آن نظر که توقع جزا ندارد، کریم است.

چرا توقع جزا متصور نیست؟ چون غنی است

اما کریم بودن خدا منشأ دیگری هم دارد که باید متذکر شویم. رحیم چون توقع جزا ندارد کریم است؛ اما چرا توقع جزا ندارد؟ چرا توقع جزا در خصوص خدا اصلاً تصور نیست؟ برای اینکه خدا غنی است. از این جهت که غنی است، چه جزایی دربارهٔ او — جزایی که به خودش عاید شود — متصور است؟ جزا یعنی کاری می‌کند، می‌دهد، افاضه می‌کند در برابر چیزی. این‌طور نیست. از این نظر رحیم کریم است. چرا این‌طور نیست؟ برای اینکه غنی است.

کسی که غنی است و هستی محض، بود محض، هرچه هست دارد و هیچ نبود و کمبود درش نیست، این غنی است دیگر. چه جزایی، چه انتظاری و چه عایدی؟ چه ندارد تا عاید داشته باشد؟ چه چیز را قابل است که به دست بیاورد؟ چون غنی است، در واقع تصور اینکه توقع داشته باشد در افاضات رحمت خاصه جزایی را، تصورش اصلاً درست نیست. لذا باید گفت که کریم از انشعابات اسم رحیم است؛ اما چرا رحیم کریم است؟ برای اینکه غنی است.

آیهٔ نمل: غنیّ کریم

سورهٔ نمل، آیهٔ چهل. آن کسی که نزد سلیمان بود — آن بندهٔ خدا که عنده علم من الکتاب — به سلیمان گفت:

«قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ۚ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ» (نمل/۴۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن که نزد او دانشی از کتاب بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک بر هم زنی نزد تو می‌آورم. چون آن را نزد خود پایدار دید گفت: این از فضل پروردگار من است تا بیازمایدم آیا شکر می‌کنم یا ناسپاسی؛ و هر که شکر کند تنها برای خود شکر کرده و هر که کفر ورزد پس پروردگار من بی‌نیاز و کریم است.

سلیمان وقتی تخت را نزد خود دید گفت: هذا من فضل ربی؛ این از فضل پروردگار من است که لیبلونی أأشکر أم أکفر؛ تا آزمایش کند مرا آیا شکر می‌کنم یا کفران. فمن شکر فإنما یشکر لنفسه؛ هرکس شکر کند برای خودش شکر کرده؛ و من کفر فإن ربی غنی کریم. پروردگار من غنی است و کریم است. یعنی خدا فضل و عنایت و رحمتی را که به کسی افاضه می‌کند جزایی در نظر ندارد. اول گفت این از فضل خداست؛ ببیند من شکر می‌کنم یا کفران. بعد اصلاح کرد: نه به این معنا که شکر عاید خدا شود؛ شکرم برای خودم است. خدا کریم است؛ یعنی آنچه داده و می‌دهد هیچ توقع جزایی از کسی ندارد. ولی کسی هم شاکر بود برای خودش بوده و اگر کفران‌کننده بود باز برای خودش. چرا می‌گوید غنی کریم؟ چون خدا توقع شکر و جزایی ندارد؛ هر که شکر کرد برای خودش کرده، نکرد هم برای خودش. کریم چرا کریم است؟ چون غنی است. غنیّ جو کریم.

یا أیها الإنسان ما غرک بربک الکریم

مورد دوم معروف است:

«يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ» (انفطار/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای انسان، چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده است؟

با معنی‌ای که از کریم گفتیم، این آیه را امروز اگر خوب تأمل کنید می‌فهمید چه می‌گوید. خدا وقتی کریم است یعنی آنچه به موجود در سیرش و حرکتش به سوی خود می‌دهد — نعمت‌ها و افاضات و رحمت‌های خاص و شرایط سیر — کلاً شرایط حرکت هرچه هست در اختیار موجود و انسان قرار می‌دهد، هیچ تصور نمی‌شود که از این نظر نظری نسبت به خودش داشته باشد چون کریم است. اینجا غرور انسان خیلی جاهلانه نیست؟

یک‌بار گفتیم: جای تعجب نیست وقتی کسی که مرا ایجاد کرده و آنچه برای حرکتم به سوی او لازم است — لطیف‌ترین و دقیق‌ترین چیز — در اختیار من گذاشته، و می‌دانم آنچه در اختیار من قرار داده رحیم در این مسیر قرار داده، هیچ تصور نمی‌شود که نظری برای خودش داشته باشد. چرا؟ چون کریم است، چون غنی است. کریم یعنی آنچه قرار داده توقع جزا ندارد چون غنی است. وقتی می‌دانم هیچ جزایی توقع ندارد از این‌همه وسایل و افاضات و شرایط که در اختیارم گذاشته تا بروم، گفته این‌ها در اختیارت؛ همه شرایط را فراهم کرده و هیچ توقعی هم ندارد — چون غنی است — حالا من در این میدان مغرور باشم، این جاهلانه نیست؟ اگر احتمالی بود که نظری دارد می‌گفتی خب به فکر منفعت خودش هم هست؛ اما وقتی هیچ نظری ندارد، غرور سرکش جاهلانه است. حساب کریم بودن خداست.

رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله در جواب این سؤال — ما غرک — فرموده‌اند: جهله. جهل او. وقتی از افاضات رحمت خاصه‌اش هیچ نظری ندارد، کریم است؛ چرا نظر دارد؟ چون غنی است. پس انسان در این بین مغرور بشود، واقعاً جای تعجب است؛ جهل است.

اسم شاکر و شکور: انشعاب کریم

از انشعابات اسم رحیم و سپس کریم، شاکر است و شکور که از اسماء خداست. شاکر از انشعابات کریم است. همین کریم در عین اینکه توقع جزا ندارد در افاضات خودش و در افاضات رحمت خاصه، اگر کسی حمد و ثنای خدا را به جا آورد، خدا باز جزای خوبی به او می‌دهد؛ از آن نظر کریم می‌شود شاکر.

دقت کنید؛ اینجا دقیق است. رحیم از آن نظر که توقع جزا ندارد در افاضاتش در سیر موجود، کریم است. همین کریم که توقع جزا نداشت، اگر موجودی — انسان — در برابر آن افاضات خدا زبان به حمد و ثنا گشود، ثنای خوبی خدا را دانست، حمد خدا را به جا آورد، در عین حال باز برمی‌گردد چه کار می‌کند؟ باز افاضات خودش را دوچندان می‌کند؛ افاضات جدیدی می‌کند به حساب آن ثنا و حمدی که داشته. این می‌شود شاکر.

این‌ها اوصاف خاص خداست. اگر بخواهیم به اخلاق الله این‌ها را خوب دقت کنیم خیلی مشکل می‌شود؛ این‌ها واقعاً از اوصاف خداست و همه سیستم است. رحیم توقع جزا نداشت؛ کریم شد. همان کریم در برابر حمد من — در حالی که توقع حمد نداشت — جزای جمیل می‌دهد؛ می‌شود شاکر.

دو مورد اسم شاکر برای خدا در قرآن

اسم شاکر به عنوان وصف خدا در دو مورد است. یکی بقره/۱۵۸:

«إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ ۖ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا ۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ» (بقره/۱۵۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): صفا و مروه از شعائر خداست؛ پس هر که حج خانه کند یا عمره، گناهی بر او نیست که میان آن دو طواف کند؛ و هر که کار خیری از سر اطاعت افزون کند، خدا سپاسگزار و داناست.

فمن تطوع خیراً: هر کسی در مقام اطاعت خدا کار خیری انجام داد — تطوع یعنی کاری که واجب نیست، مستحب است — فإن الله شاکر علیم. خدا شاکر است؛ یعنی برای این‌ها خدا جزای جمیل می‌دهد. کریم از آن نظر که اگر موجود و بنده در برابر افاضات خدا ثناگو و حمدگوی خدا بود جزای جمیل می‌دهد، از این نظر شاکر است.

همون کریم که هیچ توقع جزا نداشت، در برابر حمد من — در حالی که توقع نداشت — جزای جمیل می‌دهد؛ نامش شاکر. خدا شاکر است اما خدای رحیمِ کریم شاکر است. اگر کریم را حذف کنید، شاکر آن‌جوری که باید فهمیده شود فهمیده نمی‌شود. واسطه‌ها را حذف نکنید.

آیهٔ دوم نساء:

«مَا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا» (نساء/۱۴۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا با عذاب شما چه کند اگر سپاس گزارید و ایمان آورید؟ و خدا همواره سپاسگزار و داناست.

مضمون آیه خیلی جالب است. می‌فرماید خدا چه کار دارد با عذاب کردن شما؟ اگر شما شکرگزار باشید و ایمان بیاورید؟ و کان الله شاکرا علیما. ما یفعل الله بعذابکم: چه کار دارد خدا با عذاب شما؟ یعنی درد خدا می‌برد شما را عذاب کند؟ اگر شکرگزار و مؤمن باشید. خدا شاکر است؛ یعنی کریم است، عمرش را می‌دهد، توقع جزایی ندارد؛ حتی اگر شما به جا بیاورید دوباره جزای جمیل می‌دهد. پس چه کار دارد شما را عذاب کند؟ شاکر کجا و عذاب‌کننده کجا؟ البته عذاب می‌تواند باشد؛ ولی معنی آیه را دقت کنید: عذاب‌ها جز اینکه شما خودتان به دست خودتان برای خودتان درست کنید چیز دیگری نیست. خدا چه کار دارد با عذاب شما؟ خدا شاکر است.

جمع‌بندی

از انشعابات رحیم: ودود — دوستی به معنی برداشتن فاصله؛ کریم — افاضه بدون توقع جزا چون غنی است؛ شاکر — همان کریم وقتی در برابر حمد جزای جمیل می‌دهد. این سلسله باید با هم دیده شود تا معنی هر اسم تمام شود.

تأمل بیشتر در سلسلهٔ رحیم–ودود–کریم–شاکر

این سلسله را یک‌بار دیگر از بالا به پایین بخوانید تا پیوند اسماء گم نشود. رحیم افاضهٔ خاص در سیر صعودی است. همان رحیم چون فاصله را برمی‌دارد ودود می‌شود؛ چون توقع جزا ندارد کریم می‌شود؛ و چون در برابر حمد باز افاضه می‌افزاید شاکر می‌شود. هر حلقه بدون حلقهٔ پیشین ناقص فهمیده می‌شود.

در ودود، آیات هود و بروج دو چهره نشان می‌دهند: یکی دعوت به استغفار و توبه با وعدهٔ رحمت و دوستی؛ دیگری جمع بطش شدید با غفور و ودود بودن. این جمع برای سالک درس است: شدت بطش حق نافی ودود بودن او نیست؛ بلکه در متن همان شدت، غفران و دوستی فاصله‌بردار نیز هست.

در کریم، دو آیهٔ نمل و انفطار دو سوی یک حقیقت‌اند. در نمل، فضل الهی آزمایش شکر و کفر است؛ اما شکر و کفر به خود انسان برمی‌گردد چون رب غنی کریم است. در انفطار، سؤال از غرور انسان در برابر رب کریم است؛ و پاسخ نبوی جهل را می‌نشاند. غرور آنجا جاهلانه است که انسان فراموش کند همهٔ شرایط سیر را بی‌توقع جزا در اختیارش گذاشته‌اند.

در شاکر، بقره و نساء نشان می‌دهند که جزای جمیل در برابر تطوع خیر و در برابر شکر و ایمان، وصف شاکر را فعال می‌کند؛ و عذاب در برابر کسی که شکر و ایمان دارد بی‌معنا می‌شود مگر آنکه خود انسان ظلم به خود کند. این سیستم اخلاق الله است: توقع ندارد؛ اما اگر حمد آمد، دوچندان می‌دهد.

سالک اگر بخواهد به اخلاق الله نزدیک شود، باید این سه را با هم تمرین کند: فاصله را کم کردن (ودود)، دادن بدون طلب عوض (کریم)، و پاسخ نیکو به حمد دیگران (شاکر). بدون غنا، کریم فهمیده نمی‌شود؛ بدون کریم، شاکر تمام نیست؛ بدون رحیم، هیچ‌کدام ریشه ندارد.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

تأمل در آیات ودود و کریم و شاکر باید با رجوع مکرر به معنی رحیم باشد تا انشعاب از اصل جدا نشود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.