الله وما الله الخالق.
الله الخالق.
الصادق البارئ المصور.
له الأسماء الحسنى.
الأسماء الحسنى.
الكريم الرؤوف المجيب الواسع الحكيم الغفور الشفيع.
مباحث عرفانی آیت الله محمد شجاعی در باب اسماء الهی.
لله الأسماء الحسنى.
هر اسمی که حکایت از کمال بکنه اسم خداست.
الواجد الماجد الواحد الصمد القادر المقتدر المقدم المؤخر الأول الآخر.
الأسماء الحسنى.
المبدي الشاهد الغني المبين المعطي الطاهر النافع النور الهادي البديع الباقي.
الوارث الرشيد الصبور الذي ليس كمثله شيء وهو السميع البصير.
بسم الله الرحمن الرحيم.
به نام حضرت عظیم که له الأسماء الحسنى.
عرفان دوستان و سالکان طریق یار.
سلام و درود بر شما.
برنامه اسماء الحسنى را میشنوید.
در این برنامه مباحث عرفانی عارف وارسته آیت الله محمد شجاعی تقدیم شما میشود.
در باب اسماء و صفات الهی.
بعد از این اشباه که اسم رحیم قبلاً تشریح شد، اسم رحیم لطیف شرحش گفته شد و ربوب را گفتیم قبلاً.
یکی از این اشباه که دیگر از این اشباه اسم رحیم، اسم ودوده.
اسم ودود، ولد.
ودود یعنی، حالا اون معنی ساده بود.
اینکه جناب فخر رازی فرموده، فرموده معنی سادهاش ودود یعنی اینکه دوست میدارد.
اسمای خداست.
ود معنی دوستی است، ودود که دوست میدارد.
این حالا معنی سادهی ودوده.
از این اشباه اسم رحیم اسم ودود.
رحیم را که اول معنی رحیم را از نظر فخر رازی بهتر اسم رحیم، اون تأین حضوری از حد است با اون تأین و ظهورش و با اون اسمش هر موجودی را که در kurs صعودی و سیر صعودی و حرکت به سوی خدا به هر فیض و حفاظه و رحمتی احتیاج پیدا کرد مشمول رحمت و مشمول حفاظ خود میگرداند.
این معنی اسم رحیم بود.
اسم رحیم یعنی خدا با این صفتش حفاظه میکند در طریق حرکت موجود مثل human انسان به سوی ذات اقدس، به سوی خودش.
این معنی اسم رحیم بود.
یکی از این اشباه این اسم ودود.
حالا خوب دقت کنید که ودود معنی آن که دوست میدارد.
رحیم، حالا اون اشباه را اینجور باید بگیم.
رحیم یا اسم رحیم از اون نظر که اون که راه مشمول رحمت خاص خود میگرداند، دوست میدارد، ودود است.
این دوست داشتن به چه معناست؟
خوب اگر بخواهیم خوب بفهمیم معنی حب و دورا احتیاج داریم یک تعریف به اصطلاح عمیق از معنی درست و مجرد محبت.
که اون معنی درست و مجرد در هر جا منظور است و در خصوص خدا هم اون معنا در نظر گرفته میشود.
محبت یعنی حب و محبت عبارت است از به اصطلاح برداشتن فاصله و کم کردن فاصله و در واقع همان فاصلهای که بین محب و محبوب است.
محب دوست دارد محبوب را یعنی اینکه یک فاصلهای بین خود و محبوب را نمیخواهد باشد.
اینکه نمیخواهد فاصله باشد، فاصله را کم میکند، برمیدارد و نمیخواهد باشد، این حقیقت محبت است.
خوب فهمیدید؟
حالا من هی تأکید میکنم خوب فهمیده باشید اصلاً محبت یعنی.
حتی در خصوص ماها هم اصل محبت یعنی احساس محبت حل مسئله است.
محبت یعنی چه؟
دوباره تأکید یک بار دیگر جا میکنم.
یعنی محب نمیخواهد فاصلهای که بین او و محبوبش آن کسی که دوست دارد است، اون فاصله نباشد.
نباشد یا کم باشد.
یکی از این حالا اقلاً یکی باشد یا اصلاً به طور کله فاصله نباشد یا فاصله کم باشد.
اونجا که محبت هرچه کاملتر باشد و شدیدتر باشد اصلاً فاصله را قبول نمیکند محب.
بنابراین محبت یعنی برطرف کردن فاصله و خواستن برطرف شدن فاصله.
خدا کسی را دوست داشت، او را به سوی خود میبرد، مجذوب میکند.
یعنی چیه؟
یعنی حجابها و فواصل را بین او و اون کس و اون طائفه برمیدارد، کم میکند و بالاخره به اندازه محبتش اون فاصلهها را از بین میبره.
حالا اگر کم دوست داشته باشد کمی وجود را برطرف میکند.
اگه زیاد دوست داشت که زیاد برطرف میکند.
اگر عشق بود از نوعی، پس عشق همون صورت کامل محبت را میگویند.
اگر به مرحله عشق کسی از جانب خدا میتونیم، عشق نسبت به موجودی، به انسانی، به کسی رسید به اون مرحله رسید دیگه فاصلهها را برمیدارد و او را به لقای خود و به فنای خود میرساند.
به فنای در خود میرساند.
پس خب متوجه شدیم که معنی محبت خدا یعنی برداشتن فاصله بین خود و عبد و بنده.
این معنی محبت است.
فاصله کم کردن.
و روی همین معناش اون آیات را در ترجمهاش معنی کرده.
إن الله يحب الصابرين، يحب التوابين، يحب المتطهرين.
هر که خدا دوست دارد کسی طائفه ای را به این معناست.
یعنی کسی که صابر، خدا صابر را به خود نزدیک میکند.
فاصله را بین خود و صابر هی کم میکند تا به او، او به او نزدیک بشه.
پس رحیم از اون نظر که دوست دارد مرحوم را یعنی اون کسی که مشمول رحمت شده، رحمت خاصه، از اون نظر چیه؟
ودود است.
این اندازه که من نگاه کردم در دو مورد در قرآن اسم God کار برده شده در دو مورد، در دو آیه فقط از اول تا آخر قرآن.
آیه اول اون، اون چیزی است که خدا از زبان شعیب سلام الله علیه بیان میفرماید.
از زبان شعیب.
شعیب که به قوم خودش که چیز میگفت، اونجا میفرماید آیه نود سوره هود.
نود هود از زبان شعیب.
شعیب اینجوری نمیگوید.
میگوید که فاستغفروا ربکم.
شعیب به قومش میگوید استغفار بکنید، طلب مغفرت بکنید ربکم از پروردگار خود.
ثم توهوا الیه.
سپس بازگشت بکنید به سوی او.
این نه ربی حقیقتی است که رب پروردگار من رحیم ودود، رحیم ودود است.
رحیم است و ودود است.
خب چیه؟
میگوید شعیب میگوید که طلب مغفرت بکنید، توبه بکنید که خدا چیه؟
که خدا رحیم ودود است.
یعنی اگر طلب مغفرت کردی، در حال طلب مغفرت بودی و برگشت بودی، خدا شما را مشمول رحمت خود میکند و خدا شما را چی میکنه؟
دوست میداره.
کسی که برگشت میکنه به سوی من.
هم مشمول رحمت خاصه میشه، افاضات در برگشت لازمه و هم خدا او را دوست دارد.
یعنی به خود نزدیک میکند، فاصله را برمیدارد.
برگشتکننده را خدا دوست دارد.
یعنی فاصله بین خود، بین خود و برگشتکننده کم میکند.
خب این یک، یک آیه.
آیه دوم در سوره ،سوره هود آیه دوازده، سیزده، چهارده.
سوره هود.
در سوره هود میفرماید که إن بطش العذاب شديد.
این آیه دوازده.
بعد میفرماید إنه هو يبدأ ويعيد سیزده، چهارده یه وهو الغفور الودود.
این آیات ترجمهاش را دقت کنید.
إن بطش ربك لشديد.
حقیقتی است که انتقام حق خیلی شدید است.
إنه هو يبدأ ويعيد.
خدا خود شروع کرده و خود برمیگرداند وجود را.
وجود را شروع کرده و برمیگرداند.
يبدأ ويعيد.
هم مبدأ است و هم معاد.
یعنی شروعکننده است و هم برگشت.
این که برمیگرداند خداست.
وجود را هم ایجاد کرده و هم برمیگرداند.
خب بعد آیه بعدش وهو الغفور الودود.
و او اول فرمود که بطش خدا شدید است.
او يبدأ ويعيد.
بعد میفرماید وهو الغفور الودود.
و او چیه؟
غفور است و ودود است.
خب غفور و ودود است.
یعنی وقتی اینی که خدا شروع میکند و خدا برمیگرداند، این حقیقت را بیان میکند که خدا در عین حال متوجه باشید که غفور است و ودود هم هست.
یعنی خدا هم اون موانع حرکت را از میان برمیدارد، معنی غفور اینه و هم ودود است یعنی فاصله را بین خود و اون موجود و انسانی که میخواهد برگردد کم میکند و دوست میدارد اون رو که برمیگرداند.
از انشعابات دیگر اسم رحیم، در انشعابات اسم رحیم هستیم.
از انشعابات دیگر اسم رحیم، اسم کریم.
اسم کریم.
که از انشعابات اسم رحیمه.
خب ببینیم که رحیم از چه نظر کریم میشه؟
کریم از انشعابات اسم رحیم.
یعنی خدا با اسم رحیمیش که موجود را مشمول افاضات خاص خود در حرکت به سوی خود میکند.
در این افاضاتش، در عنایات خاصه اش به موجود و به انسان در مسیر خود هیچ توقع جزایی را ندارد.
میبینید؟
از این نظر چیه؟
از این نظر که توقع جزایی ندارد کریم است به هر موجود یا به انسان، تمام موجودات که در برگشت اینها را مشمول اِفاضات و رحمت خاصه خود میکند اسم رحیم، این اسم رحیم که این کار را میکند یعنی اِفاضات خاصه میکند به موجود در موقع برگشت، اسم رحیم این اِفاضات را میکند بدون اینکه توقع جزایی از موجود و انسان داشته باشد و چیزی از این کارش در نظر داشته باشد که برای خود عاید باشد.
اینطور نیست.
از این نظر در واقع رحیم میشه چی؟
رحیم میشه کریم.
توجه بود؟
رحیم از اون نظر که توقع جزایی ندارد، کریم است.
پس کریم همان رحیم است.
اما از اون نظر که توقع جزا ندارد در اِفاضات به رحمت رحیمیش.
اما کریم بودن خدا یه منشاء دیگه هم دارد که اونم باید متذکر بشیم که روشن بشه.
از انشاعات اسم رحیم ها.
رحیم چون توقع جزا ندارد، کریم است.
اما چرا توقع جزا ندارد؟
چرا توقع جزا در خصوص خدا اصلاً تصور نیست؟
برای اینکه خدا غنی است.
از این جهت که غنی است چه جزای درباره او، جزای که به خودش عاید میشه.
آیا به خود خدا عاید میشه؟
جزا یعنی کاری میکنه، میده، اِفاضه میکنه در برابر چیزی.
اینطور نیست.
از این نظر رحیم، کریمه.
چرا اینطور نیست؟
برای اینکه غنی است.
کسی که غنی است و هستی محض، بود محض هرچه هست دارد و هیچ نبود و کمبود درش نیست، این غنی است دیگه.
چه جزایی، چه انتظاری و چه عایدی؟
چی ندارد تا عاید داشته باشد؟
چه چیز را قابل است که بدست بیاورد؟
چون غنی است، در واقع تصور این که توقع داشته باشد در اِفاضات رحمت خاصه جزایی را، در واقع تصورش اصلا درست نیست.
لذا باید گفت که کریم از انشاعات اسم رحیم است.
اما چرا رحیم، کریم است؟
برای اینکه غنی است.
توجه بود؟
حالا به آیاتش دقت بکنید.
خب سوره نمل، آیه چهل.
من چند تا باز از مواردی که اسم کریم در اونجا با این معنایی که گفتم تطبیق میکنم.
دقت بکنید آیه چهل از سوره نمل.
اون کسی در نزد سلیمان بود، اون بنده خدا که حالا در روایات هست ما اسمشو به صورت اسمی گفتم.
الذي عنده علم من الكتاب.
به سلیمان گفت اون کسی که نزد او علمی از کتاب بود.
البته در ترجمه اش هم دقت کنید که اینجا خیلی چیز بیان میکنه ها.
اینا رو خیلی به صورت خیلی خلاصه میگه.
کسی که نزد او علمی بود از کتاب.
حالا این علمی است از کتاب.
حالا اگر همه کتاب نزد کسی باشد چی میشه؟
علم جزیی از کتاب بود.
اونچه گفت به سلیمان گفت أنا آتیک به.
من میاورم اون تخت را پس را به سلیمان میآورم قبل ان یفتر عنک الکحل.
قبل از اینکه تو چشم هم بزنی.
در همین گفتم حاضر شد دیگه.
این البته گفت دیگه وقت زیاد میده بعد من یه چشم به هم بزنم بیار.
این گفت این سفیر میای به اندازه یه چشم هم بزن.
همین که گفت تخت اونجا حاضر شد.
الان ما را آهم الستر این در.
اینکه فوری زمانی که سلیمان اون رو در نزدش دید، چه گفت؟
قال سلیمان گفت هذا من فضل ربی.
این از فضل پروردگار من است که من لیبلونی تا آزمایش بکند مرا بأشکره أم أكفر.
من شکر میکنم یا کفران میکنم.
فمن شکر فلك شکر بکند در برابر هر کسی شکر بکند در برابر فضل، فضل خدا این ما یشکر لنفسه برای خودش شکر کرده و من کفر هرکس هم کفران کرد باز برای خودش ضرر.
این آیه کریم برای تعیین ربی برای اینکه پروردگار من غنی کریم است.
غنی است و کریم است.
یعنی خدا فضل و عنایت و رحمتی را که به کسی اِفاضه میکنه جزایی در نظر ندارد.
اول گفت که این از فضل خداست که به من عنایت کرده.
ببیند من شکر میکنم یا کفران میکنم.
بعد مسئله را اگه بیان نمیکرد اصلاح نمیشد.
اصلاح هم گفت که البته نه به این معنا که شکر کردم به روحی که عاید.
شکرم کردم به خودم کردم.
برای خودم کردم.
شکرم کسی کرد برای خودش کرده.
خدا کریم است.
یعنی اونچه داده و میده و اِفاضه میکنه هیچ توقع جزایی از کسی ندارد.
ولی کسی هم شاکر بود برای خودش بوده و اگر کافر هم کفران کننده بود باز برای خودش بوده.
اینو اسم کریم با اون معنایی که گفتم چرا میگه؟
توجه کنید دیگه.
چرا میگه که در برابر فضل خدا اگر کسی شکر کرد برای خود کرده، کفران هم اگر برای خود کرده؟
میگه برای خدا کریم است.
خدا توقع شکر و جزایی از کسی ندارد.
هر کسی شکری کرد برای خودش کرده، نکرد هم برای خودش کرده.
نه اینکه خدا در این فضل و عنایتش توقع جزای بعد رو عایدش بشه.
نه اینطور نیست.
خدا کریم است.
وا کریمت چرا کریمت؟
چون غنی است.
غنی جو کریم.
غنی است.
کریم.
هیچ توقعی ندارد از اِفاضاتش.
بنابراین هرچه برای اِفاضات خدا به انسان اِفاضات رحمت خاصه.
هر انسانی شاکر بود برای خودش بوده، کافر هم بود برای خودش بوده.
کریم که صفت و اسم خدا باشد در دو مورد که این مورد که گفتم، اون یکی هم آیه دوم، آیه دوم هم اونه که معروفه همه شنیدیم.
يا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ.
که سوره علقتار، انسان چی چیست؟
تو را به ربی که کریمه است مامور کردهام.
حالا با معنی که از کریم گفتم، این رو دقت کنید که معنی این آیه را حالا امروز اگر خوب تامل میکردید، امروز میفهمید که آیه چی میگه.
که مثلا قبل از این تو توجه نبوده که چیه.
اصلا یعنی چی مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ؟
حالا میتونید بگید؟
خدا وقتی کریمه یعنی اونچه که به موجود در سیرش و در حرکتش به سوی خود و در سیر سوی خود.
اونچه که میده و اونچه که از نعمتها و افاضات، افاضات و رحمتهای خاص و شرایط سیر و امثال اینها، کلاً شرایط حرکت هرچه هست در اختیار یک موجود و انسان از جمله قرار میده.
هیچ تصور نمیشود که از این نظری نسبت به خودش داشته باشد چون کریمه است.
اینجا غرور انسان خیلی جاهلانه نمیشه؟
یه دفعه گفتیم یعنی خیلی جای تعجب نمیشه وقتی که کسی که منو ایجاد کرده و اونچه که در اختیا-- برای من در حرکتم به سوی او لازم است و لطیفترین و رقیقترین و لطیفترین چیز باشد در اختیار من چی گذاشته؟
قرار داده و میدانم اونچه که در اختیار من قرار داده، اون رحیم در این مسیر قرار داده، هیچ تصور نمیشه که نظری برای خودش داشته باشه.
چرا؟
چون کریم، چون غنی است.
یعنی کریمه.
کریم یعنی اونچه که قرار داده در اختیار من جزایی به توقع ندارد چون غنی است.
وقتی من میدانم هیچ جزایی توقع ندارد از اینهمه وسایل و افاضات و شرایط در اختیار من قرار داده تا من برم، گفته اینها در اختیارت بیا.
این که اینطور گفته، همه شرایط را درست فراهم کرده و هیچ توقعی هم ندارد چرا؟
چون غنی است، توقع و توقعی ندارد.
حالا من در این میدان غرور، یعنی مغرور باشم، این جاهلانه نمیشه؟
اگر اینطوریه یه احتمالی بود تو نظر دارد گفت خب این هم به فکر منفعت خودش هست دیگه.
فهمیدید؟
این معنیش همش برگشتش به انسان میشه.
اینو غرور انسان میشه سرکشها جاهلانه هست.
فهمیدید؟
حساب کریم بودن خداست.
حالا نکته را خوب دقت کردید.
پس لذا رسول الله صلی الله علیه در اینجا، در اینجا فرموده که در جواب این سؤال که تعجب مطرح میشه، گفتم قبلا رسول الله فرموده جهل הוא.
ببینید در جواب خلاصه دارن.
مَا غَرَّكَ چه چیست؟
مامور کرده است.
رسول الله فرموده جهل هو.
به چه؟
به جهل.
یعنی چه چیزی پیدا کرد؟
جهل هو.
فهمیدید؟
وقتی از افاضات رحمت خاصهاش هیچ نظری ندارد، کریمه است.
چرا نظر دارد؟
چون غنی است.
پس انسان در این بین مغرور بشه، به اصطلاح پرای خود را و مغرور بشه، غرور داشته باشد، این شخص جهل و واقعاً جای تعجب است.
درسته؟
اینجا که فقط برای خود انسان است جای تعجب است.
این شاوات اسم رحیم، شاکر است و شکور که از اسماء خداست.
شاکر از این شاوات کریم من اشتباه کردم.
همین کریم در عینی که توقع جزا ندارد در افاضات خودش و در افاضات رحمت خاصه توقع جزایی ندارد و از اون نظر کریمه است.
این کریم اگر، این کریم از اون نظر که اگر کسی به اصطلاح حمد و ثنای خدا را به جا آورد، خدا باز به اصطلاح یه جزای خوبی به اون میده از اون نظر کریم چیه؟
شاکره.
فهمیدید؟
دیدید؟
اینو باید روی تاکید بکنیم، اینجا دقیقه ها.
کریمی که خود انتظام یعنی رحیم از اون نظر که توقع جزا ندارد چیه؟
کریمه.
کریمه.
کریم از اون نظر که هر کسی، هر موجودی در برابر افاضات خدا و افاضات که میکند زبان به حمد و ثنا گشود دوباره جزای خیر به او میدهد از اون نظر چیه؟
شاکر و شکور است.
اینا اوصاف خاص خداست.
من که میگم مثلاً بخواهیم به اخلاق، به اخلاق الله اینا رو یه خوب دقت کنیم خیلی مشکل میشهها.
اینا واقعاً از اوصاف خدا همهش سیستم است.
خود این مثلاً نکتههاش هست.
اینا هم واقعاً سیستم است ها.
فهمیده چطور میشه؟
رحیم از اون نظر که، رحیم از اون نظر که موجود-- چی بود؟
توقع جزا نداشت در افاضاتش در سیر موجود.
او کریمه است.
همین کریم که توقع جزا نداشت، همین کریم با این همه اگر موجودی، انسان در گشت در برابر اون افاضات خدا هیچ توقع جزایی ندارد، ثنا و حمد خدا را به جا آورد، ثنای خوبی خدا بود از خدا دانست، حمد خدا را به جا آورد، در عین حال باز برمیگرده چیکار میکنه؟
باز برمیگرده افاضات خودش را دو چندان میکنه.
یعنی افاضات جدیدی میکنه در برابر چی؟
به حساب چی؟
به حساب اون ثنا و حمدی که داشته.
این میشه شاکر.
اسم شاکر خدا در دو مورد در قرآن دوری که از موجم من نگاه کردم در دو مورد بود فقط.
اسم شاکر که اسم شا-- اسم خدا باشد شاکر، تعمیم شاکر برای انسانها جاهای دیگه بسیار برده شده ولی شاکر به عنوان بخشی از اوصاف خدا و یکی از اسماء خدا در دو مورد هست.
یکی در سوره بقره آیه 158.
که میفرماید که این الصفا والمروة من شعائر الله صفا و مروه شعائر خداست.
فمن حج البيت علیکما کسی که حج به جا آورد یا عمره به جا آورد فلا جناح علیه مانعی نیست که ان یطوف بهما اینکه طواف بکنه بین صفا و مروه.
فمن تطوع خیراً او طواف کرد.
بعد میفرماید که همچنین هر کسی کار خیری انجام داد تطوع خیری کرد یعنی کاری که از تطوعش تطوع یعنی کاری بود که واجب نیست، مستحب است.
بعضی در بعضی از معانی به طهارت معنیش میشه.
حالا کاری به اون نداره.
فمن تطوع خیراً یعنی هر کسی که در مقام اطاعت خدا کار خیری را انجام داد، فإن الله شاكر عليم گفت انجام داد خدا چیه؟
خدا شاکر است.
حالا فهمیدید؟
یعنی شرایطش اینجوریه.
خدا شاکر یعنی برای اینها خدا جزای جمیلی میده.
کریم از اون نظر که کریم اسم کریم از اون نظر که اگر موجود و بنده برگشت در برابر ایقازات خدا ثناگو و حمدگوی خدا بود، جزای جمیل میده اسم کریم از این نظر چیه؟
شاکر.
همون کریم که باز تأمل کنید کریم که هیچ توقع جزا ندارد، اون کریم در برابر حمد من توقع نداشت حمد و ثنا و جزا توقع نداشت.
اون کریم در برابر حمد من جزای جمیل میده، میشه شاکر.
فهمیدید؟
علیم میشه شاکر.
من فکر میکنم عبارتی که من میگم شما هنوز مقصود منو نمیفهمیدا من ها؟
میدونی؟
خدا کنه.
من میترسم شما ببرید مثلاً شاکر فقط همینجوری بگید که خدا از اون نظر که به ثناگو و به حمدگوی اونی که حمدش را به جا آورد، جزای جمیل میده چیه؟
شاکره.
این درست نشده ها.
درست خدا شاکره اما خدای کریم از اون نظر که این کار را میکنه شاکره.
یعنی اگر اون واسطهها را حذف کنید دیگه معنا چندان درست نمیشه.
خدا شاکر است اما خدا بابت با تحت بافتیش بیاید خدای رحیم کریم شاکر است.
فهمیدین؟
اگر کریم را حذف بکنی، شاکر اونجوری که باید معنیش فهمیده بشه، معنیش فهمیده نمیشه.
و الا این کجات درست میگه که خدا اگر تأثیرات حمد و ثنا را به جا آورد در برابر ایقازاتش این اون جزای خیره، جزای جمیل داد، خدا شاکر است.
درست معنا اما این دو کجا و اون کجات میگیم که کریم که توقع جزا نداشت و کسی هم حمد میکرده در برابر ایقازات خدا یه جزا هم بود.
اون کریم توقع جزا نداشت، میاد چیکار میکنه؟
جزای جزی-- اون میشه شاکر.
نامش شاکر.
خب این یک آیه.
آیه دوم من بگم تمام میکنم.
ما یفعل الله بعذابکم سوره نساء آیه صد و پنجاه و هفت.
دومین مورد از مواردیست که اسم شاکر در اونجا هست.
گفتم در دو مورد من دیدم یکم این است.
ما یفعل الله بعذابکم این شکر کن و آمن کن و کان الله شافاً علیماً.
این مضمون آیه خیلی جالبه.
میفرماید که خدا چیکار دارد با عذاب کردن شما؟
کی بود؟
خدا چیکار دارد شما را عذاب بکنه بگه شما شکرگذار واصل ایمان بیارید؟
خدا که شاکر علیم، شاکر است و علیم است.
ما یفعل الله بعذابکم.
چیکار دارد خدا با عذاب شما؟
یعنی اینکه درد خدا میبره شما را چیکار بکنه؟
عذاب بکنه.
اگر شما شکرگذار بودید و آمن کن ایمان آوردید و کان الله شافراً خدا هست، چی؟
خدا شاکر است و علیم.
شاکر است علیم است یعنی خدا وقتی شاکر است چیکار دارد با عذاب شما؟
شاکر است به چه معنا؟
یعنی کریم است، عمریش رو میده، توقع جزایی ندارد.
حتی اگر همه اش به جا بیارید دوباره جزای جمیل میده.
پس چیکار دارد به شما چیکار بکنه؟
عذاب بکنه.
اگر شما شکرگذار و ایمان آورنده باشید.
یعنی عذابها جز اینکه شما خودتون به دست خودتون برای خودتون درستش کنید چیز دیگری؟
خدا چیکار دارد با عذاب شما؟
خدا شاکر است.
شاکر کجا و عذاب کننده که او عذاب بکنه کجا؟
البته او عذابتون رو گشنه، ولی میتونم عذاب میکنم.
ولی معنی آیه رو دقت کردین؟
ما یفعل الله بعذابکم.
چیکار میکنه خدا با عذاب شما؟
اگر شکرگذار باشید و ایمان بیارید.
کان الله و کان الله شافراً در حالت-- خدا شاکر است و علیم است.
آنچه شنیدید درباره اسماء و صفات الهی بود به بیان عارف فرزانه آیت الله محمد شجاعی.
تا دیگر برنامه خدا یار و نگهدارتان.
سبحانک سبحانک سبحانک.
سبحانک سبحانک سبحانک.
سبحانک سبحانک سبحانک.
سبحانک سبحانک سبحانک.
الله، الله، الله