ددرس‌گفتارها

الله.

الله الخالق الصادق الله الخالق الصادق الخالق البارئ المصور له الأسماء الحسنى الأسماء الحسنى الكريم الرحيم المجيب الواسع الحكيم الغفور المجيب الباعث الشهيد.

مباحث عرفانی آیت الله محمد شجاعی در باب اسماء الهی.

از اسما که از اسم رب می شاید هست اسم غنی است.

اولا معنی غنی بر اساس بعضی از مطالبی که قبلاً در تشریح بعضی از اسماء گفته شده است تقریباً روشن است.

وقتی که حالا از نظر فلسفی حساب کنیم وجود همه اشیا اصل وجود همه اشیا و موجودات و همه آثار و کمالات وجودی‌شان از خداست او داده.

با توجه به اینکه از نظر فلسفی باز این در جا خودش هست قبلاً هم اشاره شده در جا خودش یه مسئله مسلمی است که خدا ذات مقدس حق وجودات و اشیا را او اعطا می‌کند و آثار وجودی و کمالات وجودی همه چیز را هم او داده است.

خود او یعنی ذات مقدس حق به عنوان علت وجودی به اصطلاح فلسفی و مصدر وجود و منشاء وجودها و هستی‌ها و کمالات هستی خود همه اون چرا که موجودات از وجود و کمالات وجودی از هستی و کمالات هستی و آثار هر چه هست است هر چه بود است همه آنها را که داده به موجودات از نظر فلسفی خود اون علت همه اش را به نحو اعلی واجب است یعنی داراست که داده.

هر کمالی در هر موجودی که هست خدا داده.

او همان کمال را خود او همان کمال را به صورت بی‌حد واجب است به صورت به اصطلاح نامحدود داراست.

هر وجودی را به هر موجودی که داده او خود وجود را به صورت بی‌حد و نامحدود واجب است.

خود وجود نامحدود است و به اصطلاح فلسفی علت همه وجود و کمالات وجودی معلولات خود را دارد به نحو اعلی به نحو بهتر.

بنابراین مسئله به این صورت می‌شود که خدا همه وجودات و موجودات را اعطا نموده و همه آثار و کمالات وجودی آنها را اعطا نموده و خود همه آنها را به نحو جامع و به نحو احسن و اجمل و نامحدود واجب است.

اونچه موجودات دارند او دارد و به نحو نامحدود و غیر متناهی هم دارد و اینها را هم او داده است.

بر اساس این مسئله که اصل مسلم و حقیقت مسلمی است معنی اسم غنی روشن می‌شود.

یعنی غنی معنیش این است که ذات مقدس حق به اونچه که نزد غیر او هست به غیر خود و به اونچه که نزد غیر است هیچگونه احتیاجی ندارد.

این معنی غنی است.

چرا؟

برای اینکه گفتم اونچه که غیر دارد و نزد غیر هست از وجود و کمالات وجودی آنها را او داده و او خود آنها را به صورت نامحدود واجب است.

بنابراین هیچگونه احتیاجی متصور نیست از خدا نسبت به غیر یا به اونچه که نزد غیر هست.

این معنی غنی است.

حالا با این توضیحی که عرض کردم اسم غنی که از انشعابات اسم رب هست معنیش به این صورت میشه رب خوب دقت کنید رب از اون نظر که احتیاج ندارد به چیزی و به آنچه که نزد اشیا هست غنی است.

رب از اون نظر که احتیاج به چیزی ندارد و به اونچه که نزد اشیا هست احتیاج ندارد غنی است.

با شرحی که گفتم اونچه که هست همه از اوست.

بنابراین اگه ما بخواهیم اینو تحلیل بکنیم یه مقدار دقت روی همین معنی از اسم غنی که هست بکنیم بنابراین این در مقام آثار اسم غنی آثار به خصوصی خواهد داشت.

به طوری که قبلاً صحبت شده همه اسماء الهی جلوه دارد در وجود، آثار دارد در وجود.

غنی هم با این معنا که گفتیم اسم غنی حق یا صفت غنی حق به هر حال به تناسب همین معنا این اسم خود آثاری خواهد داشت.

اگه خوب تأمل بکنید اسم غنی آثارش در ابعاد مختلف معلوم می‌شود.

از جمله اونچه که باید متذکر بشویم و در قرآن هم روی اون تکیه شده این است که وقتی ذات غنی است و به هیچی احتیاج ندارد به اونچه که اشیا دارند همه از اوست، او خود داده.

اصلاً متصور نیست به چیزی یا به چیزی نزد چیزی که هست احتیاج داشته باشد.

بنابراین معنی باز دعوت حق به سوی خود به دقت کنید.

کلمه شبیه همون معناست که در اسم عزیز گفتم.

اینجا خوب دقت کنید که هم از نظر علمی دانستنش لازم است و هم از نظر عبودی برای انسان در مقام بودیه خیلی مهم است و ندانستنش خیلی خطرناکه.

خیلی خطرناکه.

یعنی می‌شود گفت مغرض است.

از مغرضاتی کسی ندانند اسم تنعی آثارش چیست در مقام بودیه.

وقتی غنیست اولین چیزی که به نظر می‌آید دعوت حق به سوی خود معنیدار میشه.

دعوت حق، ذات مقدس حق، انسان را، همه موجودات را به از جمله انسان را به سوی خود معنیدار میشه.

یعنی چیز ساده‌ای نمیشه.

اینکه این همه انبیا فرستاده، حالا ما در رابطه با انسان حساب می‌کنیم.

این همه انبیا فرستاده، کتاب‌ها فرستاده و گویا مثل اینکه اصرار داشته که انسان‌ها به سوی او بروند و او را عبودیت کنند و او را بخواهند و او را طالب باشند.

این معنیدار میشه وقتی غنیست و غنی هم هست.

خب ببینید عرض کردم یه مسئله ساده‌ی عقلی هر ذی عقلی با یه حساب ساده دو تا چهارتا نتیجه می‌گیرد که این همه وقتی از اوست او داده، او خود این‌ها را به صورت کمالات این‌ها را به صورت نامحدود دارد.

خب غنیست دیگه.

غنیست به چیزی احتیاج ندارد.

اونوقت وقتی احتیاج ندارد، این دعوت یعنی چه؟

این اصرار بر دعوت یعنی چه؟

که به سوی او انسان‌ها متوجه باشند، او را عبادت بکنند و او را بخوان و از غیر او دست بردارند.

این معنیدار میشه وقتی غنی بود.

خوب تأمل کنید.

کاملاً معنیدار میشه و معنیش هرچه تأمل بکنیم باید روی این معنا تأمل کنیم.

این یک مسئله که فقط سر بسته گفتم برای اینکه ذهن خود شما انشاالله اگر خدا عنایتی داشت روزتون تأمل‌ها بکنید، فحص‌ها بکنید.

این دعوت خدا چه معنایی دارد؟

احتیاجی که نیست.

هرچه ما داریم، هرچه، هرچه دارد، هرچه هر موجود دارد، پس وجودش و آنچه که آثار و کمالات وجودی دارد او خود داده.

اگر نداده باشد ندارد.

و او همه این داده‌های خود را به نحو نامحدود دارد.

این دعوت چه معنایی دارد؟

احتیاجی که نیست.

متصور نیست تا احتیاجی برآورده شود.

معاذالله نفسی ندارد تا از عبودیت خاص من و شما و عبودیت من و شما و اطاعت من و شما یا عشق من و شما را بالاتر به او مسئله‌ای برآورده شود بر او.

نقصی برطرف شود، نقصانی برطرف شود، حاجتی داشته معاذالله برطرف شود.

چیزی نداشته که ما بدهیم یا غیر ما بده.

اینطور که به هر نحوی نفسی حاجت.

این معنیدار میشه اولا تأمل کنید.

ثانیا عبودیت خود مشکل میشه.

حالا این قسمت در قرآن روش تاکید شده.

عبودیت مشکل میشه یعنی بر اساس اینکه دعوت خدا چون غنیست معنیدار میشه، خود عبودیت اشکال پیدا می‌کنه.

اشکال یعنی به این معنا که سختی‌ها پیدا می‌کنه.

خود عبودیت مسئله سختی میشه.

در قرآن وقتی اسم غنی را که در آیات متعدد قرآن وارد شده تأمل می‌کنیم، به همین نکته در آیات مختلف قرآن اشاره شده که وقتی او غنیست عبودیت انسان‌ها و عب-عبادت و اطاعت‌شون، خواستن‌شون او را، اطاعت‌شون از او و امثال این‌ها، این‌ها همه یه سختی‌ها پیدا می‌کند.

خب عبادت اولا معنی اینکه غنیست عبادت کردن، کردن، نکردن هم توی نکردن چیزی نمیشه.

توجه کنید چیزی نمیشه اگر کسی، انسانی، هیچ موجودی او را عبادت کرد یا نکرد، او را خواست یا نخواست، از او طاعت کرد یا نکرد.

چه می‌شود؟

هیچی.

لذا اولا اینطوره.

لذا حالا مشکلات بعدیشو عرض می‌کنم.

اولا اینطوره کسی عبادت کرد و نکرد هیچ مسئله‌ای نیست.

اول این مسئله که نظر میاد اینطوره.

لذا با آیاتی عرض می‌کنم دقت کنید.

آیه نود و هفت سوره آل عمران فرماید «ولله على الناس حج البيت من استطاع الیه سبيلا ومن كفر فان الله غني عن العالمين».

اون آیه که به حج دعوت می‌کند مردم برای انسان‌ها هست که اون‌ها که مستطیع هستند باید حج کنند بیت خدا را.

«لله على الناس حج البيت» از بر...

یعنی این حق خداست بر مردم که «من استطاع الیه سبيلا» هرکس استطاعت داشته باشد نظر سبيل و طریق باید بره و قصد می‌کنه بره و زیارت کند.

«و من كفر» حالا هرکسی کافر شد بر این مسئله یعنی استطاعت داشت و نرفت این خود به جا خود کفر است.

اینو کفر حساب کرده اولا در این بحث هست.

متذکر باشیم که خود ترک حج برای مستطیع کفر است.

«و من كفر» نوعی کفر است.

یعنی خودش کfrist به معنی کفر.

«و من كفر» هرکسی که کافر باشد نرفت خدا را دست نکرد.

[آیه قرآن] گفت نکرد.

خدا غنی است از همه.

این گوشه‌ای از مراحل عبودیت انسان‌هاست که می‌گوید بکنید اگرم نکردید، نکردید.

[آیه قرآن] این یک آیه است.

آیه هشت سوره ابراهیم از قول موسی می‌گوید که موسی گفت به اون جمعیت [آیه قرآن] موسی گفت اگر شما کافر باشید به قوم خود گفت.

به قوم مخاطبین خود گفت.

جمعیت که اون‌ها رو در around بود.

به اون‌ها گفت که [آیه قرآن] اگر شما کافر باشید نه تنها شما، همه اون‌ها که روی زمین هستند کافر باشند هیچ کاری ندارد.

[آیه قرآن] خدا غنی است و همه خوبی‌ها را هم دارد.

حمید است.

هم غنی‌ست هم حمید است.

خب اینم باز مشابه همون آیه اوله که مضمونش این است که در مقام عبودیت اینا که دعوت می‌شید بی عبودیت کردید، کردید.

نکردید هم خدا غنی‌ست.

این باید خود گفتن این قضیه اگر اهل ذوق باشید از غنای حق توجه بکنید.

خود این که می‌گید کردید، کردید.

نکردید، نکردید از آثار چیه؟

از آثار غناست.

و اصل این که کردید و نکردید تأثیر نمی‌کند همه از آثار غناست.

تأمل بکنید.

آیه شش سوره انشقر بود.

می‌فرماید [آیه قرآن] که یه کسی مانند ماها اگر یه شبی را به نظر خودش زنده داشت، حالا به نظر خودش به خدمتی کرد، شبی عبادتی کرد، احسانی کرد، جهادی کرد، نمی‌دونم فداکاری کرد حالا به حساب خودش گفت اینجا احیاناً فکر می‌کنه که خب ما الحمد لله خدا را اینطور گفت.

می‌گه که اینم مواظبت بکنه که [آیه قرآن] شش سوره انشقر بود.

[آیه قرآن] فقط می‌خواد خودتو نجات بدی مسئله‌ای نیست.

[آیه قرآن] به هر نحوی جهاد.

جهاد بکن با نفست.

حالا جهاد اصغر باشد، اکبر باشد هرچی باشد.

هر که جهاد می‌کند فی سبیل الله مجاهدت می‌کند.

اینو توجه داشته باشید [آیه قرآن] این برا خودش تلاش می‌کنه.

به خاطر خودش و برای نجات خود جهاد می‌کند.

[آیه قرآن] این حقیقت این است متذکر باشید خدا از عالمین از همه چیز غنی‌ست.

اینجا می‌بینید که خطاب مجاهدین است.

این مجاهدین به معنی وسیع.

اونایی که جهاد می‌کنند به معنی وسیع.

اما گوشه‌دار است.

گوشه‌دار است که یه فرضی بخواهد در طریق جهاد فی سبیل الله به معنی وسیع به معنی عام و شامل قدم بردارد.

او هشدار می‌دهد که مواظبت بکنید که یه وقتی خطا نکنید.

تذکریست به اهل جهاد و روی این نکته در وصف عرض کنم روی همین مسئله که اکثر اونایی که جهاد می‌کنند به معنی وسیع که باز گفتم جهاد اکبر به معنی وسیع یعنی هر عبادتی را از جهاد با نفس می‌گویند.

اکثرشون از اینجا از این طریق چوب می‌خورند پیش نمی‌روند.

یعنی مسئله این است که اصولاً خوب تصور نمی‌کنند غنای حق چیه؟

حق غنی‌ست و عبودیت چه معنایی پیدا می‌کند؟

هرچه زحمت در عبودیت در مقام عبودیت کشیدند بالاخره از اون وسوسه‌های شیطانی نجات نمی‌یابند.

اکثر افراد نجات نمی‌یابند.

فکر می‌کنند کاری کردند و تا طلبکار هستند و چیزی باید به اصطلاح خدا به اون‌ها بدهد.

اینجاست و این خطرناکه و اکثراً چوب مسئله رو اکثر افراد می‌خورند بدون این که خودشون توجه داشته باشند.

[آیه قرآن] آیه دوازده سوره لقمان.

[آیه قرآن] ما به لقمان حکمت دادیم که شکرگزار خدا باش و کسی که شکرگزار باشد برای خود شکرگزار است.

[آیه قرآن] خیلی متوجه شکرگزار بودن شکر زبانی نیست.

می‌دانید اگر قرآن شکرگزار هم عبودیته.

شکرگزار عبودیته.

می‌فرماید به لقمان حکمت دادیم شکرگزار باشد و گفتیم که شکرگزار خدا باش اما کسی شکرگزار باشد فقط شکرگزار برای خود است.

[آیه قرآن] کسی هم شکرگزار نباشد [آیه قرآن] خدا غنی حمید است.

برای خدا فرقی نمی‌کند.

این با این چند تا آیه که خوندم توجه کردید که عبودیت مشکل میشه یا نه مشکل نمیشه؟

خیلی خطرناک می‌شه مقام عبودیت خیلی یعنی دقیقه خطرناک این معناست که اصلاً عبودیت خدا را با توجه بر غنای خدا با توجه بر غنای ذات از انسانی که و از موجودی که همه چیزش از اوست و اگه تأمل بکنید عبادت اگر کرد، انقطای اگر داشت، هر کمالی را پیدا کرد هم باز از چیه؟

اینم از اوست.

اینجاها اگر اینجا رو دقت-- خوب فهمید این شخص، این موجود، وجودش از او، آثاره از او آثار وجودیش از او هر حرکت مثبتی و هر قدم خیری و هر اثر وجودی خوبی داشته باشد باز از او.

وقتی معنی پیدا کردن عبودیت چقدر سخت میشه و چقدر خطرناک میشه و جای لغزش.

این یک جلوه یک اثر از آثار اسم غنی بود که دو تا یکی اینکه چرا دعوت کرده به سوی خودش؟

نگفتم چرا این دعوت چه معنایی دارد؟

این در جای مناسب باید دوباره جواب بدم که دوباره یک آثار دیگری هست.

یکی هم اینکه عبودیت-- مسئله دوم این بود که عبودیت، عبادت کردن و نکردن هیچ فرقی نسبت به خدا ندارد.

در آیات این مسئله متذکر شده.

مسئله سوم این بود که عبودیت با این وصف یک مسئله مشکل و دقیق و خطرناک میشه و احیاناً انسان در مطلع عبودیت ممکن است خود با ملکات رو به رو بشه.

در عین اینکه مشغول عبودیت است با غفلت و عدم توجه بر غنای حق و فقر خود احیاناً ممکنه در مطلع عبودیت به هلاکت بیفته.

توجه کنید.

این سه مسئله بود که از آثار اسم غنی بود.

شروع آثاری که اسم غنی خدا دارد این است که در قرآن آیاتی هست که هر که در مقام عبودیت به هر نحوی خطایی، لغزشی، قصوری داشته باشد این را ظلم به خود حساب می‌کند.

ظلم به خود.

این آیات زیاد است با لحن‌های مختلف که این چنین کردی ظلم به خود کردی.

آن چنان کردی این ظلم به خود است.

ظلم به خود نکنید.

گاهی از قول صالحین که خدایا ما به خود ظلم کردیم اینجور بر می‌خورد.

همین‌قدر این مسئله در قرآن در آیات متعدد قرآن با لحن‌های مختلف به چشم می‌خورد که انسان‌ها قصوراتی در مقام عبودیت دارند.

به هر اندازه‌ای قصور بکنند، به هر اندازه‌ای کوتاه بیایند از اون کفر و شرک و از اینها گرفته تا معصیت‌ها.

کفار به نوعی، مشرکین به نوعی و مؤمنینی که گناهکار هستند آن‌ها هم به نوعی هر کدام در مرتبه خود بالاخره اون‌هایی که روگردان از خدا هستند و خدا را نمی‌خواهند و به دنبال خودخواسته های خود و امثال اینها می‌روند.

اینها جز ظلم به خود چیزی نمی‌کنند.

اصلاً مسئله است اینها خود فقط به جنگ با خود برخاستند.

اینجور از آیات استناده میشه.

این نکته‌اش در قرآن گفتم به لحن‌های مختلف تا گاهی از زبان صالحین هست که ربنا ظلمنا انفسنا.

جمع‌اش این است که انسان که روگردان از خداست به هر نحوی در هر رتبه و به هر اندازه و به هر شکلی باشد به خود ظلم کرده است و او به اصطلاح با خود به جنگ برخاسته است.

این از آثار اسم غنی است.

مسئله‌ای در بین نیست جز اینکه اگر انسان به سوی او رفت فقط از غنای او و از او بهره‌مند خواهد بود.

اگر نرفت چه خواهد شد؟

در نتیجه دوری از او فقرش شدیدتر خواهد شد و نخواهد داشت آنچه را که باید داشته باشد.

در مجموع نتیجه می‌شد که اونچه از خدا روگردان است در واقع خود به خود ظلم می‌کند.

مسئله دیگری در بین نیست.

این از آثار اسم غنی حق است و از آثار این طرف مقابل فقر موجودات و فقر انسان‌ها.

در این زمینه نکات دقیقی در قرآن داریم که من به یکی دو مورد می‌خوام اشاره بکنم که باز ذهن شما روشن‌تر بشه در اسم غنی که در این زمینه که اصولاً روگردان بودن از خدا به هر نحوی باشد چون او غنی است و این طرف فقیر است جز ظلم از این روگردان بر خود و جنگ با خود چیز دیگری نیست.

و همچنین اون طرفش هم حساب کنید رو آوردن به خدا هم جز باز به فریاد خود رسیدن مسئله دیگری نیست.

آیه چهارده پانزده سوره فاتحه می‌فرماید ‫민 تدعوهم لا يسمعوا دعاءکم ولو سمعوا ما استجابوا لكم ويوم القيامة يكفرون بشركم ولا ينفعكم نصر الخبير‬.

این آیه چهارده است.

‫يا ايها الناس انتم الفقراء الى الله والله هو الغني الحميد‬.

می‌فرماید که اول آیه اول که برای روشن شدن معنی آیه دوم لازم است من نوشتم.

آیه اول که ملامت و مذمت و نهی می‌کند بت‌پرستان و مشرکین را از توجه به غیر خدا و از بت‌ها.

می‌فرماید که به دنبال این بت‌ها نرید.

اگر اینها را بخوانید که اصولاً دعوت شما را نمی‌شنوند اینها.

این بت‌ها که به دنبال اینها رفتید اینها نمی‌شنوند دعوت شما را.

اگر هم بشنوند قادر بر استجابت بر شما نیستند.

ويوم القيامة و علاوه بر این حالا شما چندان متوجه نیستید روز قیامت يكفرون بشركم خود اینها به شرک شما کافر خواهند بود.

یعنی این هم سری است که در درس معاد باید دقیقاً بحث بشه که اینجا که نکته اینه که اینها روز قیامت این بت‌ها که شما اینها را می‌خوانید و این بت‌ها که عبادتشان می‌کنید، اینها نه تنها دعای شما را نمی‌شنوند، خواسته‌های شما را نمی‌شنوند.

اگر هم بشنوند چیزی از دستشان برآورده نیست.

علاوه بر این در روز قیامت اینها به شرک شما هم کافر خواهند بود.

یعنی خودشان کفر می‌ورزند بر شرک شما برای اینکه شما آنها را شریک قرار دادید.

این معنیش این است که یعنی در روز قیامت یه وضعی پیش میاد، مسئله‌ای پیش میاد که [سوره یونس آیه 41] ظاهر از ضمن باطن‌ها جلوه می‌کند.

اونجا انسان‌ها اون بت‌ها را که عبادت می‌کردند دیگه به اون نحوی که می‌دیدند نمی‌بینند.

به اون نحوی که می‌یافتند نمی‌یابند.

گم می‌کنند اونچه را که قبلاً به دنبالش بود [سوره یونس آیه 42] گم می‌کنند و دیگه خود اون موجودی که قبلاً به سوی اون می‌رفتند، چیزی این داشتند و دارای اثری می‌دانستند و برای جلب نفع به سوی اون می‌رفتند، اونجا به اون شکلی که بود دیگه نمی‌یابند و به شکل دیگر می‌یابند.

به شکلی می‌یابند که اون موجود به این انسان‌ها، به شرک این انسان‌ها توقوع می‌شه.

یعنی شرک این انسان‌ها را نفی می‌کند.

خود موجود نفی می‌کند.

حالا این چیزی سر سردم مسئله‌ای است که در مفاسد معاد باید روشن می‌شد که از مسائل دقیقه.

یعنی از مسائلی است که انسان هرچی بفهمه باز برای ماها مفیده بفهمیم که اصولا یکی از مسائل در قیامت بت‌ها، اونچه که انسان بت‌ها رو انتخاب کرده و بت‌های بزرگ تا کوچک‌تر.

مثلا ما هم داریم که به موجودات رو آبرستی چیزی می‌دانیم و منشاء اثری رو می‌خواهیم.

نه بت نیست فرقی نمی‌کنه این هم بت است برای ما در مفهوم بت پرستی و شرک خفی.

و شرک خفی هم نه.

شرک‌های مختلف خیلی خفی و کلی.

حالا این‌ها عرض کنم که این مسئله‌ست قرآن می‌گه که همینا توش ما در روز قیامت همینا تو شما می‌خواستید و عشق و علاقه به اون‌ها داشتید، چیزی می‌دانستید، منشاء اثری می‌دانستید، خوبی‌ها از اون‌ها می‌دیدید، اون‌ها را می‌خواستید، همین‌ها را در قیامت گم می‌کنید و همین‌ها بر خود شما که این‌ها را می‌خواستید جواب رد خواهند داد.

یعنی [سوره غافر آیه 15] یعنی خدا غنی و حمید است.

در این زمینه آیات، آیات می‌خوندم که این اولین آیه بود که می‌گوید که انسان‌ها شما فقرا هستید [سوره غافر آیه 15] خدا غنی و حمید است.

این یک آیه.

پونزده سوره فاطر بود که با چهارده هم خوندم که روشن‌تر بشه.

آیه هفت زمر می‌گوید که [سوره زمر آیه 67] اگه کفر ورزید [سوره زمر آیه 67] خدا از شما غنی‌ست.

کفر ورزیدید خدا غنی‌ست از شما.

[سوره زمر آیه 67] کفر ورزید اشکالی ندارد.

کفر ورزیدید اشکال ن-- کردید، کردید.

اما مسئله این است که خدا راضی نیست برای شما که به کفر به سوی کفر برید.

خدا راضی نیست.

[سوره زمر آیه 67] چون رئوف است، چون رحیم است، چون رحمان است الی آخر.

چون اون صفات را دارد نمی‌خواهد شما به هلاکت بیفتید.

[سوره زمر آیه 67] خدا از شما غنی‌ست.

این لحن آیه را خوب به ذهن کنید.

[سوره زمر آیه 67] ای کفر ورزیدید خدا از شما غنی‌ست.

پس چرا می‌گوید، می‌گوید که کفر نورزید؟

می‌گه برای اینکه [سوره زمر آیه 67] اصلا او راضی نیست برای بندگانش کفر را.

[سوره زمر آیه 67] اونی که خوشش میاد اینه شما شکرگزار باشید.

اینو راضی‌ست برای شما.

و الا مسئله‌ای نیست.

اینم یک آیه هفت زمر بود.

بعداً این آیات میگه که با هم رو هم بذار چه معنی می‌ده؟

اول گفت که او غنیست شما فقرا هستید.

شما اصلا احتیاج به او دارید.

به نظرتون اول گفت که او غنیست شما احتیاج به او دارید.

بعد گفت که کفر ورزیدید کردید، کردید اشکال نداره اما او راضی نیست بر کفر شما.

آیه دیگری تأمل بکنید.

آیه سی‌هشت سوره محمد.

[سوره محمد آیه 38] تأمل بکنید حالا.

میگه که این شما دعوت می‌شوید که در راه خدا انفاق بکنید.

از اموال خودتون گذشت بکنید.

[سوره محمد آیه 38] حالا از شما کسانی هستند که بخل می‌کنند یعنی این انفاق‌ها را نمی‌کنند.

[سوره محمد آیه 38] اینجا رو خوب-- از اون جاهایی که خیلی دقیقه‌ست در قرآن این آیه است این نکته.

میگه که ها أنتم اینجوری شروع کرد.

متوجه باشید دعوت می‌شوید [سوره محمد آیه 38] در راه خدا انفاق بکنید، گذشت بکنید، بدید در راه خدا.

حالا خب بدید اگه ندادید یعنی خدا مثلاً احتیاج دارد حوائج خدا برآورده نشده است.

اینجور می‌شه دیگه تقریباً.

بدید از اموالت در راه خدا بدید.

دعوت می‌شوید شما [سوره محمد آیه 38] در این بین ده‌ست شما يبخل بخل می‌کند.

[سوره محمد آیه 38] بعد چی می‌فرماید؟

می‌فرماید [سوره محمد آیه 38] هر کسی که بخل بکند [سوره محمد آیه 38] از خود بخل می‌کند.

دقت کنید [سوره محمد آیه 38] اگه بدانید اون کسی که بخل می‌کند می‌گیم گذشت بکن در راه خدا.

خدا را بخواه این مالو نخواه.

مالو به عشق خدا چی بکن؟

بده.

می‌گیم یعنی مالو بده در دل به عوض حب ما چی بیاد؟

حب خدا بیاد.

می‌گیم جایگزین کن حب خدا را، خدا را در وجود عوض ما.

میگیم اینطور بکنید.

کسانی نمی‌کنند، بخل می‌کنند.

بخل می‌کنند یعنی نمی‌دن مال را.

بخل دیگه.

این انسان‌ها بخل می‌کنند.

اما می‌دانید این‌ها از چی بخل می‌کنند؟

از چه؟

از خودشون.

از خودشون یعنی نمی‌خوان خودشون چیزی بیابند اینطور.

به خودشون نمی‌خوان چیزی بدن.

چون عبارت بود از بخل به خدا.

کسی که بخل می‌کنه مال را نمی‌ده در واقع مسئله‌ای نیست.

نه از خدا بخل می‌کنه، خدا که احتیاج ندارد.

در حقیقت از اون فقیرم که مثلاً باید به فقیر بده.

حالا فی سبیل الله به هر شکلی باشد.

نه اینکه به خدا چیزی نداده، اونچی نداده و بخل از خدا کرده.

بخل از چه کرده؟

از، از خودش.

این باز رفته روش دقت کنید.

ف اینما یفخر النفس.

این از آثار گناه چیه؟

از آثار گناه حق است.

میگه شما خود احتیاج دارید.

این که میگیم بدید یعنی از دل این عُقده را کنار بزن، بخل به خدا بیاد، خدا بیاد.

خب این به نحو درست.

اونجا که از دل این را بیرون نمی‌کنی تا خدا بیاد در واقع خود از خود بخل کردی که نذاشتی خدا به سوی تو بیاد.

ف اینما یفخر النفس.

دنبالش دقت کنید که این از آثار چیه؟

میگه والله الغنیّ وانتم فقراء.

این دنبال همین آیه است ها.

میگه چون کسی بخل می‌کنه از خودش بخل می‌کنه.

خدا غنیست، شما فقیر هستید.

می‌خوان شما از طریق اونده از غنای اون غنی برخوردار باشید و مسئله دیگری نیست.

و إن تتولوا اصلاً به طور کلی روگردان بشید.

اشتباه ندارید کل وجودتون که روگردان بشه و إن تتولوا یعنی از این بخل هم مرتب از این بالاتر.

و إن تتولوا اگر کلاً روگردان هم شدید چه بهتر یأْتِ بِالقَوْمِ غَیْرِكُمْ.

بعد شما کسان دیگر رو بیار.

یأْتِ بِالقَوْمِ غَیْرِكُمْ.

لا یکون أمثالکم مانند شما بخیل نمی‌شن و مانند شما نمی‌شن.

شاید فهمیده شده.

یأْتِ بِالقَوْمِ غَیْرِكُمْ.

خب اینم یه مسئله بود که اجمالاً متوجه شدیم که از آثار و جلوات اسم غنی و فقر موجودات و انسان وجوداً و اصالتاً و تحویلاً این است که هر روگردانی از خدا، روگردانی از خود است.

هر روگردانی از خدا، جنگ با خود است و ظلم بر خود است و الی آخر و هر بخلی هم از خدا، بخل بر خود و از خود است.

خب این‌ها را دیگه اجمالاً گفتم بعد دیگه آیات خودتون تأمل می‌کنید و ارزیابی می‌کنید.

حالا اینجا دیگه شما لاجرم حرف اعام‌ها دیگه توجه پیدا کرده.

خدا که احتیاج ندارد چه نمازی بخوانیم.

خدا که احتیاج به نماز خواندن من بکنیم نخوانیم.

بله مسئله نیست.

احتیاج در کجاست؟

احتیاج در این طرفه.

ما باید این خلاء را پر کنیم.

مسئله اینه و الا مسئله دیگری نیست.

یعنی چون خدا احتیاج ندارد باید زیاد نماز خوند.

نه اینکه باید نماز نخوند.

این برعکس نتیجه میده.

باید این فقر را یه خورده با اتصال به اون غنی اینو داد و اینم توجه داشته باشید که در نظام رُقَایی و در آخرت غنای انسان فقط با ارتباط با حق است و فقرش هم با بی ارتباطی از حق.

دیگه اونجا دیگه پورون هم دارن.

چیه این چیزهایی که در این دنیا میارن می‌چسبانند به انسان که به زور فقرش چی بشه؟

این به زور فقر رو برطرف کردن ها.

انشاالله که دیگه عارف شدید می‌دونید.

این غناهایی که در این دنیا داریم به زور فقر رو برطرف کردن.

فقر در وجود ما هست.

فهمیدین؟

حالا شما وجود خود رو حساب کن.

وجود ما، شما همه.

اصلاً وجودمون سر تا پا فقر است.

لحظه به لحظه احتیاج است.

با آوردن، آب دادن، نان دادن و امثال این‌ها، این‌ها به زور از خارج از وجود یه خورده وجود را اینجا چه کردند؟

نگه داشتند.

فقر در متن ذات ما خوابیده و این‌ها دیگه اونجا نیست.

بیاورند از کنار به انسان چیزی بدن یه خورده انسان رو ادامه حیات بدن.

نه.

هرچه باشد از درون.

از درون یه ارتباط با حق بود، با غنی وجود هست و از غنی هم چیزهایی وجود می‌رسه.

اگر نه نبود فقر است.

از باطن دقت کنید که از باطن.

دیگه از خارج نیست.

یعنی از سر وجود برمی‌خیزد غنای انسان در آخرت یا فقر انسان در آخرت.

البته میگم اینکه غنا از سر وجود در نتیجه ارتباط با خدا برمی‌خیزد، نه غنا، اصلاً غنا تعبیرش درست نیست.

غرام با غنی، استفاده از غنی، بهره‌مند شدن از غنی از باطن است.

از ته دل و از طریق دل است، از سر وجود است.

دیگه از خارج از وجود نمی‌شه.

اصولاً حالا همه چیز آخرت این طوره.

اصولاً آتشش هم از باطنه.

همه چیزش.

حالا به هر صورت.

این هم یک مسئله.

یک چیز دیگری که اینم بگم که مسئله را اسم غنی اونچه که در اسم غنی باید بگیم این‌ها را به زود من بشمارم که دقت کنید.

یک چیز دیگر از آثار و جلوات اسم غنی باز به تناسب اسم غنی این است که خدا اگر باد به اصطلاح اون عارف، باد غنای حق وزیدن بگیرد دیگه مسئله خیلی برای همه موجودات و انسان‌ها خوبند است و گاهی هم اینطور میشه.

این یعنی اگر خدا خودش از طریق اینکه غنی‌ست پیش بیاد دیگه مشکل از اون نیست.

مگر چون غنی با علمش، با لطفش، با رحمتش پیش بیاد.

اگر با اسم غنی‌اش یعنی بخواد با اسم غنی کاری بکنه یعنی به قول اون عارف که گفت که باد غنای خدا وزیدن گرفته، یکی از عرفا اینو گفته.

در مقامات، در جاها که عذاب‌ها دامنگیر انسان‌ها می‌شه، تاریخ‌های فوق‌العاده این که در طول تاریخ بوده است از جنگ‌های طولانی، از طوفان‌ها و بلاها و امثال این‌ها و در این مواقع و امثال این مواقع و در آخرت هم همچنین در بعضی از نظام‌ها و در بعضی از مراحل خدا با اسم غنی پیش بیاید و به طور اون عارف با غنای حق وزیدن بگیره دیگه هیچ مسئله‌ای مطرح نیست.

باید به خدا پناه برد از اینکه که وقتی به اصطلاح با غنا پیش بیاد با استغنا پیش بیاد.

معمولاً غنی‌ش اما با رأفت و کرم و رحمت و این‌ها پیش آمده و می‌آید.

اما اگر بخواد با غنای حق پیش بیاد دیگه اون داستان عارفش نیوه دیگه.

چون گرفتاری‌ها و پشت و پشت دار این‌ها بود بر گفت باده‌نای خدا.

پس دیگه در اونجاها نه دعایی مستجابش نه چیزیش.

اون خیلی گرفتاری‌های فوق‌العاده‌ای.

به جهم بکشه یا مثلاً سیل و طوفان همه ناله‌ها هم بلند میشه اما خبری چیه؟

نیست.

چون رحمت و رأفتی بنا نیست باشد اون وقت فقط غنی است.

ترجمه اونجا دیگه.

خب در یک مورد این به وزیدن باد غنای حق هم اشاره کرده و اجمالاً فهمونده که اگر خدا با رأفت و رحمتش پیش نیاید، استغنا با استعنا پیش بیاد مسئله سخت میشه.

در آیه شش سوره تغابن می‌فرماید که "ذَٰلِكَ وَأَنَّهُ كَانَ تَعْثِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدِينَا فَكَفَرُوا وَتَوَلَّوا فَسَخَنَ اللَّهُۚ فَاللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٌ" می‌فرماید که یه از اقوام گذشته از آرات و از اون‌ها بیان می‌کنه و گرفتاری‌ها که به سوی اون‌ها آمد.

می‌فرماید "ذَٰلِكَ" این چنان گرفتاری‌ها و عذاب‌ها آمد بود.

اون مطلای سابق که قبل از این آیه اون‌ها را بیان فرموده که گرفتاری‌ها افتادند، گرفتاری‌های جمعی.

می‌فرماید "ذَٰلِكَ" این مسئله به این صورت بود که "وَأَنَّهُ كَانَ تَعْثِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ" اون رسول اون‌ها، انبیا که مال اون‌ها بود با بینات و شواهد آیات آمد اون‌ها را دعوت کرد به سوی حق واقعی.

"فَقَالُوا" اون‌ها هم گفتند که "أَبَشَرٌ يَهْدِينَا" این‌ها که بشر هستند ما.

آمدند ما را هدایت می‌کنند بشر.

ما هم بشر.

گفتیم اون‌ها هم بشر.

"فَكَفَرُوا" فحش وزیدند.

قبول نکردند دعوت انبیا را.

"وَتَوَلَّوا" پشت کردند به دعوت انبیا.

اما خدا چیکار کرد؟

خدا هم با رأفت پیش نیامد.

گاهی خیلی جمعیتی تا به الان در برابر دعوت خدا پشت به دعوت خدا کردن بوده و هست الانم همین طور و در طول تاریخ هم بوده.

گاهی پشت به دعوت خدا کردن فحش وزیدن ولی خدا با حلمش، با رأفتش، با کرمش پیش آمده و مسئله‌ای نشده.

اما گاهی هم با غنا پیش میاد.

با اون غناش اگه پیش بیاد مسئله شروع میشه.

این‌ها که قبلاً داستان یه دی را میگه به علاقمندان.

این‌ها که اینطور شده‌اند.

خب انبیایی آمدند و دعوت کردند.

این‌ها هم گفتند شما بشر، ما هم بشر قبول نکردند.

"كَفَرُوا وَتَوَلَّوا".

خدا چیکار کرد؟

خدا هم در این مواردی که داستان‌هاشو به شما گفتیم "فَسَخَنَ اللَّهُ" خدا هم با استعنا پیش آمد.

دقت کنید "كَفَرُوا وَتَوَلَّوا" فحش وزیدن و پشت کردن به دعوت خدا.

خدا چیکار کرد؟

خدا با رأفت پیش نیامد.

گرچه خیلی پیش آمده ولی در این جور موارد می‌بینید نیامد.

"فَسَخَنَ اللَّهُ" خدا هم چیکار؟

استعنا.

یعنی اون غنی با غنا پیش آمد.

استعنا، استغنای خدا، خدا غنی است.

استغنا یعنی غنی با غناش پیش بیاد.

خدا هم خلاصه با اون اسم غنی‌ش پیش آمد.

"فَسَخَنَ اللَّهُۚ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٌ" قهر آنجور شد که شد.

ترجمه کنید.

اون‌ها فحش وزیدند.

خدا هم استغنا کرد.

خدا غنی حمید است و شد اونچه که باید بشود و شد.

و اینطوری.

اینم همان مسئله وزیدن باد غنای حق است که باید به خدا پناه برد.

باید خدای غنی را سعی کرد با حلم و رأفت و رحمت و با این اسماءش رو به رو شد.

با خدای غنی را با اسم غنی‌ش مجرداً رو به رو شدن بر پدر انسان را درمی‌آورد.

ترجمه کنید.

در پدر همه چیز حالا همه نه تنها انسان.

باید سعی کرد که.

ترجمه کنید.

پس این هم یکی از آثار اسم غنی خداست که اگر با اسم غنی‌ش پیش بیاید گرفتاری‌ها و مشکلات و عذاب‌هاست در روگردانی انسان‌ها، در کفر و شرک و معصیت و طغیان انسان‌ها.

مگر اینکه در مقام روگردانی انسان‌ها و شرک و فحش و طغیان و عصیانشون خدای غنی با غنی اسم غنی‌ش پیش نیاید، غنی با رحمتش پیش بیاید.

کما اینکه این هم در آیات قرآن با صراحت گفته شده.

آیه صد و سی سوره انعام می‌گوید که "وَلَبُتَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ" اون خدا غنی ذو الرحمه است، صاحب رحمت است.

"إِن يَشَأ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يشاء كما أنشأكم من ذرية قوم آخرين" پروردگار تو غنی ذو الرحمه است.

اگر بخواهد شما را می‌برد و جمعیت دیگری به جای شما می‌آورد.

بله.

به طوری که شما را از ذریه قوم دیگری پیش آورد.

چون ذو الرحمه است، صنه ذو الرحمه است.

پس با این طویان و عصیان و با مخالفت‌های شما و با این روگردانی‌های شما با رحمتش پیش میاد.

صنه ذو الرحمه است و الا اگر می‌خواست شما را می‌برد یعنی به هلاکت می‌انداخت و و جمعیت دیگری را به جای شما می‌آورد.

از این دو آیه باز خلاصه می‌زنم این نتیجه را می‌گیریم که خدا با اسم صنه‌اش اگه پیش بیاد در برابر معصیت عصیانی درها و کفر کوفرورزها و شرک مشرکین و طویان ارتاقی مسئله به هلاکت و عذاب منجر میشه اگر غنی با قناعتش بیاد.

اگر نه، اون غنی در برابر این کفر و طویان‌ها با رحمت و رأفتش پیش آمد مسئله‌ای نمیشه فعلاً و مسئله فعلاً نمیشه الا اینکه حالا ببینیم که در آینده در نظام‌های بعدی هم آیا اون غنی با رحمتش پیش میاد باز هم یا نه.

اون دیگه نه، اونجاها دیگه با اسم رأفتش معلوم نیست در برابر اهل عصیان و طویان چه پیش بیاد.

خب این عرض کنم که تا اندازه‌ای که از آثار و جلوهات اسم غنی بود من برای شما عرض کردم.

نکات ظریفه و خیلی عمیق‌تری در اسم غنی مانند همه اسماء که گفته شده تا به حال بود که من نگفتم.

اما باز تأکید می‌کنم در آخر که برای اینکه هر اسمی به تناسب خود جلوهات دارد.

گفتید توجه که اسم غنی جلوهات به خصوص من وقتی به صنه‌هایی هم گفتم با آثار اسم غنی و مخصوصاً در آخر بحثم تذکر عرض می‌کنم که شما توجه داشته باشید که در مقام رویت برای خودتون هرچی عبادت می‌کنید، اگر ذره‌ای عبادت بکنید ولی توجه به غنای حق داشته باشید و به فقر خود ممکنه به جایی برسید به اصطلاح و به درد شما دوایی بشه.

اما اگر شب و روز هم جهاد بکنید، عبادت بکنید، توجه به غنا و رمز غنا نداشته باشید و رمز فقر خود، این مسئله چیزیست که به جایی نمی‌رسید.

خدا نکرده ممکنه انسان اینجام نفهمد ولی به هلاکت هم بیفتد.

اینو توجه داشته باشید به قول چیز معنی را بگیرید و وقتی می‌گه خدا غنی شما فقیر هستید باید توجه کنید که چی میگه.

وقتی میگه من جاهد فی سبیل الله یجاهد لنفسه باید انسان واقعاً تکان بخوره که چی میگه.

میگه مواظب باشید که برای خودتون این تلاش‌ها برای خود شماست.

می‌خواد خود را نجات بدید.

یا میگه خدا اگر کفر ورزید بهش کاری ندارد ولی خدا راضی نیست شما به هلاکت بیفتید.

بنابراین یک فرد عبادت کننده باید در مقام رویت خیر خودشو جمع بکنه از قدم.

ذره عبادت با توجه به رمز غنا و رمز فقر از این طرف و از اون طرف.

اگه بود مسئله‌ای ممکنه حل بشه و الا اصلاً خود شما توجه کنید اگر انسان در برابر خدای غنی شب و روز هم تلاش بکنه، تو هم گذرش بکنه اما اینچنین با عدم توجهش به خدا وانمود بکنه که کاری می‌کنم مثل اینکه طلبکار است.

مثل اینکه غنی چجوری رو به رو شه با انسان؟

مثل اینکه طلبکار است.

آخه چی؟

برای چی کردی؟

برای کی کردی؟

توجه کنید حسابو یه خورده تفکیک کنید.

مثل این انسان به خدا گفت دیگه بله حالا اون زبان حالش چیز، چیزهایی کردم.

خب چی کردی؟

برای کی کردی؟

این مسئله خیلی خطرناکه و خیلی خطرناکه.

این از من به شما توصیه‌ای که از مهلکاته.

فقط توجه کن به رمز غنای حق باشد و انتم الفقراء الی الله والغنی.

بله فقر خود و غنای حق.

دو جا داره هم فقر ما و هم غنای او.

اگر ما چیزی بودیم در برابر او ولو این وجود محدودمون از خودمون بود.

ما هم چیزی بودیم.

باز هم مسئله‌ای بودیم.

گفتیم خب فقط تو چیزی، ما هم چیزی.

تو بیشتر داری، ما کم.

این کم ما را هم قبول کن.

نه دیگه ما کمش هم نداریم.

کم از اوست.

ما نداریم از اوست.

توجه کنید.

بله.

بنابراین به رمز دقت کنید.

به قول مثنوی این معنی را توجه داشته باشید.

من سر بسته گفتم خیلی توجه داشته باشید.

بیشتر اگه شرح بکنم یه خورده گوشه‌دار میشه.

من اگه بیشتر شرح بکنم یه خورده گوشه‌دار میشه.

برای اینکه گوشه‌دار نشه و فقط خودمون برای خودمون به فریاد خودمون برسیم.

دیگه بیش از این چیزی نمیگم.

خیلی الان مردم مبتلا هستند توجه کنید.

خیلی مردم که میگم یعنی همین که ما اینجا نشستیم و مردم مبتلا هستند به همین مهلک و این چیزی گفتش مبتلا هست.

اصلاً مبتلاست و متوجه نشدند که خدا چی گفته و همین عبادت کننده‌ها رو میگم.

همین اینها که در راه خود تلاش‌ها زیاد می‌کنند اما چه فایده که خبر ندارند که با یه عدم توجه به رمز مسئله خراب می‌کنید.

به خدا باید تنا بود و باید توجه و وفاق داشت.

این آیه یادتون باشه والله هو الغنی انتم الفقراء.

یادتون باشه همین.

پس پس من به شما مسئله اینه که غالب را بذار کنار معنی‌شو بگین.

پس معنی را بگیر که چیه؟

والله هو الغنی انتم الفقراء.

فقط من به شما اینو تأکید می‌کنم فقط شما معنی والله هو الغنی انتم الفقراء در نظر داشته باشید و زیاد به لفظها اکتفا نکنید ببینید که چه معنا پیدا می‌کنه.

والله هو الغنی انتم الفقراء.

بله، عرض کنم که من دیگه تمام کردم.

همین در این تذکری بود شخصی و اخلاقی غیر از اون جلوه‌های علمی قضیه، غیر فوق بودجه، غیر...

مواظبت کنید انشاالله و از خدا بخواهید که رویتتون به جاش بیاد.

والسلام علیکم.

عرفان دوستان ارجمند به پایان آخرین برنامه اسماء الحسنی رسیدیم.

امید که از مباحث عرفانی حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی