د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱
دارای متن همگام
آغاز سخن و اجمال فضائل حضرت زهرا سلاماللهعلیها
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۳:۳۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۱ سرفصل
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
۱:۵۷
## ولادت، عمر کوتاه و ازدواج
۳:۰۸
## اسماء و کنیههای متعدد
۴:۵۳
## لولا علیّ… کفوی تا قیامت نبود
۵:۴۸
## معنای فاطمه: بریدن از آتش
۶:۴۷
## معنای زهرا: نور تابندهٔ ملکوت
۷:۲۲
## جوهرهٔ قدسیه در تعیّن انسی؛ صلوات محیالدین
۸:۵۹
## محدّثه: تکلم با ملائکه
۱۱:۴۰
## عبادت ظاهر و باطن؛ خوف و خشیت
۱۲:۱۶
## ارادت سخت حضرت زهرا به رسولالله و داستان گردنبند
۱۸:۳۵
## فاطمه بضعة منّی؛ سرور و غضب او سرور و غضب من است
۱۸:۵۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
از امام صادق علیهالسلام پرسیدند
چرا فاطمه سلامالله علیها را زهرا میگویند؟
فرمود برای آنکه هر وقت در محراب عبادت میایستاد،
نور او بر اهل آسمانها میتابید،
همچنان که نور ستارگان بر اهل زمین میتابید.
السلام علیک ایه تو از صدیقه و شهیده.
از سرای فاطمی.
فاطمه جان،
فاطمه جان،
فاطمه جان، فاطمه جان،
فاطمه جان،
فاطمه جان،
فاطمه جان.
بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض سلام خدمت شما عزیزان و شنوندگان رادیو قرآن
با برنامه اسرار فاطمی
که کاریست از گروه علوم و معارف قرآنی در خدمت شماییم.
این برنامه اختصاص دارد به صحبتهای عالم فرزانه حضرت آیتالله استاد محمد شجاعی.
در این مجموعه برنامهها که به مناسبت ایام شهادت بیبی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها تهیه شده است،
استاد محمد شجاعی
درباره کرامات حضرت زهرا سلامالله علیها
صحبت خواهند فرمود که از شما دعوت میکنیم مشروح این سخنان را از زبان حضرت آیتالله استاد محمد شجاعی بشنوید.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
اللهم صل على فاطمه وأبيها وبعلها وبنيها بعدده طاق ما طبية المجد.
وصلي على الجوهرة البوسية في تعين الإنسية.
صورة النفس الكلية.
جواد العالم الأهلية.
بذات الحقيقة النبوية.
مثل الأنوار الألوية.
عين عيون الأسرار الفاطمية.
الناجية المنجية لمخضيها عن النار.
ثمرة شجرة اليقين.
سيدة نساء العالمين.
المعروفة بالقدر.
المجهولة بالقبر.
قرة عين الرسول.
الزهراء البتول. در خصوص
حضرت زهرا سلامالله علیها و فضائل آن حضرت آنچه که
در روایات آمده است بسیار زیاد است
و آنچه نیامده است را هم خدا میداند.
آنچه آمده است را هم حقایقش را فهمیدهام ما به اندازه ظرفیت خودمان خواهیم فهمید
و آنچه هم که فهمیده میشود همه اش گفته نمیشود.
صورت یک به اصطلاح بیان اجمالی مطالب را عرض میکنم.
در خصوص ولادت حضرت زهرا سلامالله علیها که ولادتشان به نظر نزدیک است که در بیستم جمادی الثانی است.
شهادت و وفاتش هم شهادت حساب میکنیم، وفات حساب میکنیم.
در هر صورت وفاتش هم
یا در همین سیزدهم همین ماه که جماد الأول باشد که گذشت
یا در سوم جمادی الثانی که خواهد آمد که این
دومی البته به لحاظ روایاتی که وارد شده است معتبرتر است یا روشنتر است از اولی.
البته در هر دو باید آن مسئله عزا دارینها باشد چون دو گل است.
سن حضرت زهرا سلامالله علیها آنطور که از روایات استفاده میشود زیاد طولانی نبوده و
در سال پنجم مبعث متولد شدهاند از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از رسول الله و حضرت خدیجه
تخمین میزنیم که پنج سال بعد از مبعث در شصت و سالگیاش رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وفات کرده است
و بعد از رسول الله بنا به اشهر روایات
از روایات استفاده میشود هفتاد و پنج روز زنده بوده است.
هفتاد و پنج روز میشود هجده سال و
هفتاد و پنج روز عمر آن حضرت بوده است.
در سال اول یا دوم هجرت با حضرت امیر سلامالله علیه ازدواج کرده.
اولین بچهاش که امام حسن باشد هم در سال در دوازده سالگی
متولد شده.
امام حسن و امام حسین بچههاش هستند و زینب کبری و صغری.
یکی هم که همان محسن صقر باشد.
اسمهایی که برای حضرت زهرا هست اینها را یاد، یادتان باشد.
اسماء آن حضرت متعدد است.
اسماء را بر اساس روایتی که در امالی آمده است من به شما میشمارم.
یکی از اسماء آن حضرت
فاطمه است که این اسم زیاد معروف است.
صدیقه کبری است. صدیقه کبری.
یکیش مبارکه است.
یکیش طاهره است. هر کدام تناسبی است
به لحاظ است. زفیه است،
راضیه است، مرضیه است، محدثه است و زهرا.
در بعضی از روایات غیر از اینها هم که دو اسم دیگر از جمله مریم کبری هم استفاده میشود که از اسماء آن حضرت بوده.
کنیههای حضرت زهرا، ام الحسن،
ام الحسین، ام المحسن و ام الأئمه و ام أبيها،
ام أبيها هم یکی از القابش است.
زوجهاش حضرت امیر سلامالله علیه هست و میدانیم
که امام فرمود، امام صادق سلامالله علیه فرمود لولا ان امیر المؤمنین بیان امام صادق است.
البته از به این حقیقت در بیانی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اشاره شده است.
در جاهای متعددی به این حقیقت اشاره شده است که اگر
لولا ان امیر المؤمنین علیه السلام
تزوجها لما كان لها کوکون
الی يوم القيامة علی وجه الأرض آدم فمن دونه.
اگر نبود امیرالمؤمنین علیه السلام که ازدواج بکند با حضرت
زهرا برای او کوکوئی که مناسب با ازدواج او باشد تا روز قیامت روی زمین نبود.
تا روز قیامت نه تا اون وقت،
تا روز قیامت نبود از آدم تا آخر.
این بیان از امام صادق هست البته گفتم به این حقیقت
بر اشارات و بیانات رسول اکرم صلی الله علیه و آله و در بعضی بیانها دیگر هم
اشاره شده است. فاطمه
که از اسماء معروف اون حضرت هست به این لحاظ گفته میشود اسم معروف یعنی بسیار مشهور اون حضرت فاطمه است که
از زیاد مشهور یکی دیگر زهرا است.
این دو معنی این دو را من برای شما یعنی تناسب یا
جهت اینکه این اسمها برای اون حضرت انتخاب شده است چرا این دو را فقط از
فاطمه یعنی دور شده
از بدیها، از آتش و از سقف از جهنم هم خودش و هم
موحدین و شیعههاش.
زهرا گفته میشود زهرا، زهرا معنی
عم-- اصطلاح زهرا در
اصل به نور بسیار روشن و تابنده که میدرخشد و همه جا را
روشن میکند. در چنین وقتهایی کلمهی زهرا تعبیر میشود.
ز 与 با ز و ه 与 ر یعنی نور و حقیقت نوری فاطمه زهرا
روشنتر همه به اصطلاح
عوالم است که آسمان باشد که زمین باشد حقیقت نوریاش را عرض میکنیم برای اونها که به حقیقت حضرت
زهرا که حقیقت نوری او باشد
میتوانند به اصطلاح راه بیابند و توجه بکنند و بیابند و بفهمند
و در حقیقت به لحاظ اینکه حقیقت ز-- حضرت زهرای حقیقت نوری بالاست،
نور منشعب حقیقت منشعب از حقیقت الرسول و حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله وسلم هست.
طبعا به این لحاظ زهرا است.
مخصوصا در عوالم ملکوت و در بالا بسیار این نور به اصطلاح
روشنگری خاصی دارد.
حتی هست در روایتی
آمده است از امام صادق سلام الله علیه
که خدای متعال زهرا سلام الله علیها را از نور عظمت خود خلق کرد.
وقتی خلق کرد همه آسمانها و زمین با اشباع اون نور
روشن شدند. حتی ملائکه سؤال کردند که این چه نوری است؟
و گفته شد که نوری است از
نور عظمت حق و وحی آمد یعنی این سخن آمد از ناحیه خدا به ملائکه که این
نوری است از عظمت من که من در آسمانها
جا دادهام و آن را به زودی از صلب یکی از انبیا هم که رسول اکرم صلی
الله علیه و آله وسلم باشد در این عالم دنیا، در دنیا هم به ظهور خواهم رسانید.
حقیقت زهرا. گفتم ببینید
اون اول خطبهای که یعنی صلواتی که من خوندم بهتون صلي علی الجوهرة القدسیة
فی تعین الانسية صورت النفس الكلیة.
این تعبیرات اشاره است بر اینکه حقیقت زهرا سلام الله علیه حقیقت بسیار بالاست.
گفتم اونچه که بگیم هم جزئی خواهد بود.
بسیار بالا حقیقتش یک جوهره قدسیه است
و که در تعین انسانی ظهور کرده است در اینجا.
یک جوهره قدسی، یک نور بسیار بالاست که در این عالم ماده به شکل یک انسان یا در تعین یک انسان ظهور پیدا کرده است
و همان نفس کلیه است.
اینکه جملاتی که گفتم براتون یادتون باشد این صلوات منسوب به همان محی الدین عربی است.
محی الدین عربی معروف که عارف است
این صلوات که اول خوندم
چون صلوات خوبی است منسوب است به محی الدین و
از صلوات محی الدین است. محی الدین عربی.
صلي علی الجوهرة القدسیة که خوندم
فی تعین الانسية صورت النفس الكلیة.
در حقیقت یک جوهره قدسیه است.
همین طور باید تعبیر کرد.
یک نور الهی است و ملکوتی است.
حقیقت بسیار بالاست.
در مقام تعین و ظهور در دنیا در تعین انسی به انسان و در صورت بشری به ظهور رسیده است.
مانند حقیقت رسول صلی الله علیه و آله وسلم، مانند حقیقت حضرت امیر
سلام الله علیه یا حضرات دیگر ائمه سلام الله علیهم أجمعین.
و مسئله به صورت یک مسئله عادی نیست.
و عرض کنم که این هم هست که در روایات به تناسب زهرا به این مسئله اشاره شده است که چرا زهرا نامیده میشود؟
گفته شده است که در روایات آمده
اون وقتی که حضرت زهرا
قیام به عبادت میکرد، زیاد به عبادت مشغول بود در محراب خودش.
اون وقتی در محرابش قرار میگرفت و به
عبادت مشغول میشد، نور او البته
نه در نظر این افراد محجوب.
برای اونهایی که حقایق براشون مکشوف است البته در نظر آنها
نور او آسمانها را روشن میکرد.
یعنی میتابید به همه عوالم بالا و ملکوت.
مقصود از آسمانها ملکوت است.
عرض کنم که این حالا تو
مسئلهای بود که گفتم یک جهت اینکه چرا فاطمه گفته شده است، یک جهت اینکه چرا
زهرا نامیده شده است. اسماء دیگری است که هر کدام برای خود جهتی داره.
مثلا محدثه برای این است که ملائکه ناظر میشده با او تکلم میکرده حتی جبرائیل میآمده به--
جبرائیل نه برای وحی آوردن، برای تکلم با حضرت
زهرا میآمده صحبت میکرده، از جریانات بعدی میگفته و حضرت
زهرا سلام الله علیها و احیانا حضرت امیر اونها را کتابت میکرده.
البته این نه به اون معنا است که مقام حضرت زهرا سلام الله علیه بالاتر از حضرت علی باشد، به اون معنا نیست.
در حضرت محدثه به اون معناست که
یعنی با ملائکه به اصطلاح گفتوگو داشته است.
همیشه ملائکه دامنم میآمدهاند حتی جبرئیل میآمده و گفتوگو داشته است.
در عبادت و به اصطلاح جهات
عبودی من چیزی از نمیکنم چون روایات که آمده است از
در عبادات اون حضرت هرچه ماها بگیم و آنها را بخوانیم در اینجا ذهنمون خواهد
رفت به صورت ظاهر اون عبادات که برای اون حضرت بوده است.
ولی اون اصل عبادت که اون حال باطنی اون حضرت باشد
و اندکتا باشد و اون سیب باطنی که او داشته است اونها را که ما نمیتوانیم بگیم یا اصلاً بفهمیم.
طبعا همینقدر در روایات هست که زیاد به عبادت میپرداخت حتی گاهی بنقل نماز میایستاد که پاهای مبارکش ورم میکرد.
این در، در محراب عبادتش اکثراً مشهور بود.
حالا بعدها هم اشارات است. زیاد خوف داشت از
خدای متعال. خوف و خشیتش بسیار بالا بود.
بسیار بالا با اون مجاهدت و با اون منزلت بالا که داشته.
حالا بعدها از اشارات و کلام هم معلوم خواهد شد.
با این وصف، اه خوف گاهی برای
اون حضرت بر وجود حضرت زهرا آنچنان طلب میکرد که گاهی سؤالات خاصی از رسول الله داشته
که این حاکی از خوف و خشیت بسیار بالای او بوده است.
زیاد میترسیده از اینکه به اصطلاح مغبون حق نشود.
نه خودش و نه عباداتش.
اینها را من به
اصطلاح برداشت میکنم و عرض میکنم این که حرفها نیست که مضمون روایت است عین اینها برداشت از روایات است.
طبعا گاهی از رسول الله سؤال میکرد سؤالات خاصی.
فلذا این روایت را میخوانم به این مسئله
اشاره میکند. میگوید که از حضرت امیر سلام الله علیه هست این روایت.
حضرت امیر میفرماید که
فاطمه به رسول الله گفت که
از امالی صدوق نقل کرده اینجا.
به پدرش رسول اکرم صلی الله علیه
گفت يا أَبَتِ
أَيْنَ أَلْقَاكَ يَوْمَ الْمَوْقِفِ الْأَعْظَمِ وَيَوْمَ الْأَحْوَالِ وَيَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ.
از این جملهها معلوم است که بسیار میترسیده.
به رسول الله گفت پدر من تو را در روز موقف اعظم، موقف اعظم همان روزی که
همه موقف اعظم گفته میشود همه در پیشگاه خدا قرار میگیرند که آن قیامت خواهد شد.
من تو را به
کجا ببینم در روز موقف اعظم؟
این از شدت خشیتش بوده در این مجاهدت که بلکه
از نظر و شفاعت و در پناه رسول بودن صلوات الله علیه در اون روز موقف اعظم و روز احوال، احوال روز تأسف
و روز فزع اکبر که همه به فزع میآیند.
قال یا فاطمه رسول الله گفت که فاطمه دخترم باب الجنة
عند باب الجنة و معي لواء الحمد، لواء الحمد لله.
مرا میبینی در باب جنت یعنی در در بهشت که به دستم لواء حمد هم هست.
حالا لواء حمد چیه؟
این خودش یک توضیح طولانی لازم دارد.
و أنا الشفيع أمتي إلى ربي.
اونجا مرا میتوانی ببینی که من شفاعت میکنم در باب جنت به اونهایی که اهل شفاعتم مسلمانها و مؤمنین.
فاطمه گفت اینها از اون ظهور خشیت بالاش است.
گفت که يا أَبَتِ فَإِنْ لَمْ أَلْقَكَ هُنَاكَ اگر اونجا ندیدم تو یعنی
راه نیافتم که اونجا ببینم تو را معنیش این میشود اگر اونجا ندیدم تو.
قال البيني على، على الحوض
و أنا عسقي أمتي.
مرا در حوض میتوانی ببینی کنار حوض.
حوض هم یک عالم بالای حیات است که
سابقش امیر سلام الله،
حضرت امیر سلام الله علیه است. رسول الله
حوض مخصوص رسول الله هست و سیراب میشوند صاحبان،
صاحبان اهلش از اون شراب
و اون حوضند. گفت که
مرا در حوض ملاقات کن
ببین میتوانی ببینی و من سیراب میکنم
امتم را. گفت يا أَبَتِ فَإِنْ لَمْ أَلْقَكَ هُنَاكَ اگر اونجا هم ندیدم تو.
قال البيني على الصراط.
در صراط میتوانی ببینی و أنا قائم.
من در صراط ایستادهام. ابدا
نمیگویم دعا میکنم و شفاعت میکنم که رب سلم امتی.
خدایا مسلمانها را سالم از اینجا بگذران.
قالت فإن لم ألقك هناك؟
اگر اونجا هم ندیدم تو.
قال البيني وأنا عند الميزان.
مرا در نزد میزان ببین
که اونجا باز دعا میکنم و شفاعت لأمتي أبو الرب سلم أمتي.
قالت فإن لم ألقك هناك؟
اگر ملاقات نکردم تو.
گفت البيني على شفير جهنم.
گفت دیگه مرا در
لبه جهنم هم میتونی ببینی.
اونجا هستم که أمنه شررها و لهبها عن أمتي
که شرر و لهب و اون آتش را از امتم یعنی از اونهایی که باید شفاعت کنم
نمیذارم به آنها برسد.
نمیذارم به جهنم وارد بشوند.
گفت دیگه فابشرت.
دیگه به حرف که به اینجا رسید فابشرت فاطمة بذلك مستبشر شد.
یعنی خوشحال شد بذالك صلى الله عليه.
چرا؟ یعنی این معنیش این است که
این که اگر اونجا ندیدم، اگر اونجا
ندیدم یعنی اگر که نهایتاً به جهنم بنا شد بروم اونجا بالاخره باز رسول الله اونجا هم هست.
میتواند از شفاعت او و از نظر او استفاده بکنم.
وقتی گفت در شفیر جهنم هم میتواند ببینی.
فابشر، فابشرت فاطمة بذلك.
حضرت امیر گفت که فاطمه با شنیدن این سخن مستبشر شد.
یعنی شاد شد. مسرور شد که اگر هرجا هم نتواند ببیند علی به
جهنم میخواهد که به جهنم برود، به جهنم بیندازند او را، اونجا باز رسول الله است انشاءالله نظر میکند این گفت.
صلى الله عليه و آله و ابیه و بعله و بنیه توجه میکنیم البته این گفتم از شدت حب
رسول الله منزلتش بسیار بالا است.
خودش از شفاعت کنندههای بسیار بالا در قیامت است از شفعای روز جزا است.
اما او در نزد خودش و حب و خشیتش رو باید خوب دقت کنیم که چه بود.
این نمونهای بود البته از کردم گریههای حضرت زهرا بر اون.
حالا خاصش دیگه گفتم از اونها زیاد نمیگیم.
عرض کردم که نسبت به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
بسیار ارادت داشت به پدرش رسول الله ارادت بسیار
داشت. بسیار بالا یعنی در حد و
در این اوغول نمیگنجید.
خیلی مواظب این ارادتش بود
و احیاناً گاهی مسائلی شده است که حکایت از این شدت ارادتش بر رسول الله میکند.
البته از اون طرف هم هست که رسول الله شدت محبت آنها را هم عرض خواهم کرد.
الا اینکه شدت ارادتش به رسول الله اونقدر بود که گاهی بعضی چیزها از او ظهور رسیده.
من یکیشو میخوانم در اینجا باز از امالی نقل کرده است که
حضرت امیر باز میگوید.
میفرماید که ان رسول الله صلی الله علیه و آله دخل علی ابنته فاطمه علیه السلام.
رسول الله وارد شد بر منزل فاطمه
و یداً فی عنقها غلغلاده.
بعد حالا چه جور بود؟
این هدیه بود یا چی بود؟
ولی یک مقتضایی چنین چیزی بوده و یداً یعنی بالاخره وارد شد که به منزل دخترش در گردن حضرت
زهرا گردنبندی بود به اصطلاح.
فاعرض عنها رسول الله که اینطور دید رویش را برگردانید.
یعنی اعراض کرد رسول الله. فاعرض عنها.
فوری حضرت زهرا متوجه شد.
یعنی اون ارادت سخت و حساس خاصی که نسبت به نظر و حب و ارادتش به رسول الله داشت.
فبطأت ها و ربطه ها.
میگوید رسول الله اعراض کرد. وارد شد اعراض کرد.
یعنی رفتارش با همیشه فرق کرد.
همیشه میآمد و میدید. فوری حضرت زهرا اون رو قطع کرد
و انداخت، انداخت کنار.
فقال لها رسول الله همینجور که کرد دوباره رسول الله رو به فاطمه زهرا کرد گفت که انتم مني یا فاطمه از منی
یا فاطمه. ثم بعد در همین حال سائل آمد.
غریبی آمد که از زهرا ناولت الغلاده فناولت الغلاده اون گردنبد را داد به اون سائل رفت.
اینجا، اینجا هم بگذرم دوباره رسول الله جمله دیگری گفت.
گفت اشد غضب الله و غضبی على من أهرق دمی و آذانی
فی حجر. رسول الله اینجا
از روی شدت حبش به زهرا سلام الله علیها گفت که غضب خدا و غضب من
شدت مییابد بر کسی که خون مرا بریزد و مرا و عترت مرا اذیت بکند.
مقصودش اشاره بر اذیتهایی بود که بر حضرت زهرا
بعداً متوجه میشد.
خب طبعاً این ارادت سخت از این طرف بود.
از اون طرف هم این جمله ازش معروف بود که این جملهای است که هم
شیعهها نقل کردهاند ولی فعلاً اینو توجه داشته باشید که در عین حال که این ارادت
سخت از این طرف بود، رسول الله این جمله را معروف هریگه نقل کردهاند.
هم شیعهها نقل کردهاند هم سنیها
که رسول الله میفرمود یعنی این دیگه معروف است.
هریگه نقل کردهاند که میفرمود که فاطمه
جزء من است.
یعنی سنیها نقل کردهاند فاطمه قطعهای از من
است، جزئی از من است. این چیز
بیان بسیار بالایی است.
حالا شما به اندازهای که میفهمید باید روش حساب کنید.
فاطمه جزء من است.
جزئی از من است. یعنی غیر نیست.
جزء من است. بعد
میفرمود که من سرها فقط سرنی.
هرکس او را مسرور کند، مرا مسرور کرده است و من ساءها فقط ساءني.
هرکس او را بدحال کند، مرا بدحال کرده است.
فاطمه اعز الناس علی فاطمه عزیزترین مردم نزد من است.
البته این به لحاظ نبود که دخترش بود.
میفهمید که به لحاظ چه بود؟ به لحاظ
همان منزلت و مقام وجودی فاطمه بود.
خب این هم از طرف رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.
دوستان سخنان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی را شنیدید.
ادامه این برنامه را فردا خواهید شنید.
تا فردا حق یار و نگهدارتان.
جلسه بعد