[موسیقی] از امام صادق علیه السلام پرسیدند چرا فاطمه سلام الله علیها را زهرا میگویند؟
فرمود برای آنکه هر وقت در محراب عبادت میایستاد [مکث]، نور او بر اهل آسمانها میتابید [مکث]، همچنانکه نور ستارگان بر اهل زمین میتابد.
السلام علیک ایه تو از صدیقه و شهیده.
اسرار فاطمی.
فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان.
بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض سلام خدمت شما شنوندگان رادیو قرآن با برنامه اسرار فاطمی، فکریست از گروه علوم و معارف قرآنی در خدمت شما هستیم.
در این برنامه استاد فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در خصوص کرامات حضرت زهرا سلام الله علیها صحبت خواهند فرمود.
در برنامه قبل شنیدید که استاد اسراری را که در خصوص ولادت و شهادت ایشان بیان شده و همچنین برخی از اسامی ایشان توضیحاتی را ارائه فرمودند.
در این برنامه استاد درباره منزلت حضرت زهرا به روایاتی اشاره میفرمایند که از شما دعوت میکنیم مشروح این بیانات را از زبان حضرت آیت الله محمد شجاعی بشنوید.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
منزلتش نزد رسول الله بسیار بالا بود منزلت فاطمه زهرا.
این روایت را که برایتان میخوانم، این روایت را خوب تامل کنید که روایت از عایشه است.
عایشه ایال رسول صلی الله علیه در خصوص منزلت حضرت زهرا.
البته زیاد است روایات در این باب فقط من یکی را انتخاب کردم که از زبان عایشه است.
عایشه تبن تلحه از عایشه، زن رسول الله نقل کرده است که قالت عایشه گفت: ما رأيت من الناس أحدا أشبه كلاما وحديثا برسول الله من فاطمه.
عایشه میگفت که گفت که من ندیدم کسی را که در سخن گفتن شبیهتر باشد.
هیچکس را مانند فاطمه ندیدم که شبیه رسول الله باشد.
یعنی از همه در مقام سخن گفتن یعنی مثل اینکه رسول الله سخن میگفت وقتی حرف میزد.
البته در مشیش هم همینطور است.
یعنی راه رفتنش هم دقیقا شبیه راه رفتن رسول الله بود.
بعد عایشه میگوید كانت إذا دخلت عليه رحب بها.
عایشه ایال پیغمبر بود.
طبعا به این جزئیات شاهد بود.
هر وقت فاطمه میآمد وارد منزل میشد، به حضور پیغمبر میآمد رحب بها مرحبا میگفت، خوش آمد میگفت و قبل یدیها و بلند میشد و از دستهای حضرت فاطمه میبوسید.
پیغمبر میبوسید، دقت میکنید.
بلند میشد و قبل یدیها و دستهای زهرا را میبوسید وجلسها في مجلسه در جای خودش مینشاند.
فإذا دخل عليه برعکسش هم عایشه میگوید اینطور بود.
وقتی رسول الله بر منزل فاطمه میرفت، قامت عليه او هم بلند میشد و رحب به بلند میشد و خوش آمد میگفت و قبلت یدیه و از دستهای پدر میبوسید.
بعد عایشه میگوید و دخلت عليه في مرضه.
حالا این قسمت باشد.
این از منزلت او بود نزد رسول از زبان عایشه.
عرض کنم که صاحب تفسیر در تفسیر علی ابن ابراهیم، علی ابن ابراهیم صاحب تفسیر میگوید که آیه هست در قرآن [آیه قرآن] آنها که اذیت میکنند خدا و رسول را، خدا...
این آیه است ها.
آیه به اصطلاح از آیات قرآن سوره احزاب است.
آیه پنجاه و هفت.
آیه را رقمش را یافتم باشد این آیه از آیات قرآن است.
کسانی که اذیت میکنند خدا را و رسول او را [آیه قرآن] خدا آنها را در دنیا و آخرت مشمول لعنش میکند، تردش میکند [آیه قرآن] برای آنها عذاب مهینی خدا آماده کرده.
یکی از آیات است از سوره احزاب از آیه پنجاه و هفت.
صاحب تفسیر علی ابن ابراهیم میگوید که نزلت في من غصب امیر المؤمنین علیه السلام حقه وأخذ حق فاطمه وآذاها.
این میگوید که مفسر همان میگوید که این آیه در خصوص کسانی که غصب کردند حق امیر را، حضرت امیر را و حق فاطمه زهرا را اخذ کردند و او اذیت کردند.
این آیه در خصوص آنها آمده است که میفرماید کسانی که اذیت میکنند خدا و رسول را، خدا آنها را لعنت میکند.
چون اذیت علی سلام الله و اذیت فاطمه، اذیت کیست در حقیقت؟
ما یکی روحیم اندر دو بدن.
علی ابن ابراهیم میگوید رسول الله فرموده من آذى ها في حياتي كمن آذى ها بعد موتي هر کس فاطمه را اذیت کند در حیات من مانند کسی است که اذیت کند او را بعد از موت من.
و من آذى ها بعد موتي هر کس او را بعد از فاطمه اذیت بکند كمن آذى ها في حياتي مانند کسی است او را در حیات من اذیت کرده است.
و من آذى ها فقد آذانى کسی که او را اذیت کند، مرا اذیت کرده است.
و من آذانى فقد آذى الله کسی هم که مرا اذیت میکند، خدا را اذیت کرده است.
لغوق قول الله و این اسمیه.
اونچه خدا میفرماید إن الذين يؤذن الله و رسوله لأنهم الباغل دنیا و آخرت.
این هم نکتهای که حکایت از منزلت بسیار بالای اون حضرت یعنی حضرت زهرا نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میکنه.
منزلت عبودی او نزد خدای متعال به نحوی است که سیدة النساء العالمین از یکی از القاب فاطمه زهراست.
در این باب این هم یادتون باشد که این لقب، حالا من بعداً از اون کتابم خواهم خوند اگر فرصت کرده ولی فعلاً یادتون باشه ممکنه فرصت نکنیم.
این لقب، این منزلت عبودی و عنداللهی زهرا را میرساند.
لقب سیدة النساء العالمین.
هیچ زنی مقامش از در عبودیت از اول تا آخر به زهرا نمیرسه.
هیچ زنی.
البته از مردها مانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مقامش از مقام زهرا که بالا است.
اما از زنها هیچ زنی از زنهای خوب مقامش به او نمیرسه.
سیدة النساء العالمین است.
این لقب که به منزلت عبودی و عنداللهی او اشاره میکند در مرتبه بسیار بالا، این لقبی است که لقب حضرت زهراست.
اما نظرتون باشد که هم از طریق شیعه این مسئله وارد شده است و هم از طریقی که از طریق سنیه است.
اون وقت در اینجا این نکته هست که به این نکته توجه کنید که در روایتی مفضل میگوید که من به امام صادق گفتم که أخبرنی عن قول رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فی فاطمة إنها سيدة نساء العالمین أنها سيدة نساء العالمین أهي سيدة نساء عالمها؟
میگوید که مفضل میگوید من به امام صادق گفتم که اونچه رسول الله در خصوص فاطمه گفته سیده نساء العالمین است به من شما توضیح بدهید که او سیده نسا-- زنان عالم خودش بوده یا همیشه سیده زنان عالم خودش بوده حضرت زهرا در اون عالم خودش بوده، در اون وقت خودش بود یا نساء عالم خودش بوده یا همیشه در همه ابوالهف.
فقال امام صادق فرمود که ذاک لمریم.
اینکه سیده زنان عالم خودش باشد، این لقب کیست؟
این حضرت مریم است.
كانت سيدة نساء عالمها اما و فاطمة سيدة نساء العالمین من الأولین و الآخرین.
حتی هست در محراب که همیشه قیام میکرد، گفتم باز برای آنها که مکشوف بود پردهها، اونها گفتن این حرفها را نه برای من و شما که اگر بودیم در زمان زهرا سلام الله علیها نگاه میکردیم موقع نماز خواندن او.
اما موقع نماز خواندن او آمده است و هست که اونها که گفتم پرده براشون نبوده، گفتن وقتی به نماز می-میایستاد اصلاً در نمازش نوروج آنچنانی داشت که هفتاد هزار ملک به صدا به او سلام میدادند در موقعی که به نماز قیام میکرد و مرتب او را با این لفظ صدا-- ندا میکردند.
إن الله استفاك و طهرك على نساء العالمین.
این خطاب ملائکه است البته در پشت پرده موقعی که او به نماز قیام میکرده.
خب عرض کردم که باز جمله دیگر من به ترتیب از خصوصیات حضرت زهرا برای شما عرض میکنم.
یک جمله دیگر باز حکایت از مقام زهرا عندالله میکند.
این یکی سيدة نساء العالمین بود که گفتم براتون.
یک جمله دیگر اینکه منزلت بسیار بالایی نزد خدا دارد.
شنیدهاید حضرت مریم سلام الله علیها که او هم سلام الله علیها من-- منزلت بسیار بالایی داشت و خدا هم در قرآن از او تعریف کرده است که گاهی نزدش طعام دیده میشد و زکریا میگفت که این طعام از کجاست؟
زکریا که کفیل او بود، کفالت او و خودش هم پیغمبر بود سلام الله علیه.
میآمد و در اونجا گاهی برای مریم بود که در ساخته بودند، درست کرده بودند که در تحت کفالت حضرت زکریا بود که اونجا مشغول عبادت بود حضرت مریم.
گاهی زکریا میآمد اونجا و میدید که غذا هست اونجا.
جز زکریا کسی به اونجا حضرت مریم عبادت میکرد در حالاتش کسی نمیآمد.
یعنی کسی بنا نبود بیاید.
اونجا منقطع بود.
فقط حضرت زکریا سر میزد و برای امورش کفالت داشت.
زکریا پیغمبر.
گاهی میآمد اونجا میدید که غذا هست اونجا.
اما غذای عادی نیست.
از کجا آمده؟
سؤال میکرد که أنى لك هذا؟
قرآن میگه.
قالت من عند الله.
میگفت این از ناح خداست.
یعنی طعامهای غیبی براش میآمد.
این در حالات حضرت مریم هست، در قرآن هم هست.
در منزلت حضرت-- این از منزلت بالا حضرت مریم سرچشمه میگرفت.
در خصوص حضرت زهرا سلام الله علیها هم از این جریانات هست.
من به یک جریان فعلاً اشاره میکنم که به لحاظ اینکه حکایت میکند از مقام حضرت زهرا سلام الله علیها.
عرض کردم که روایت اینجور است که، این روایت رو خوب دقت بکنید.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چند روزی گذشت برش که رسول الله طعامی، غذایی پیدا نکرد بخورد.
حالا این خودش مسئله است.
چند روزی گذشت بر رسول الله که غذا نتوانست بخورد.
یعنی پیدا نکرد، به دستش نیامد بخورد.
فقل ذلک علیه.
یعنی خیلی گرسنه موند رسول الله چند روزی هم گذشت.
به مضمونی روایت اینجور است.
سخت شد و به منزل زنان خودش سر زد غذایی نبود، چیزی نبود.
حالا اینها گفتم همهاش هم آهوزندهاند.
به منزل زنانش یعنی حیاتش سر زد، چیزی نبود.
چیزی پیدا نکرد.
عرض کنم که آمد به منزل حضرت زهرا.
این تعبیر روایت است گفت که یا بنی هل عندک شیون آکلو یعنی گفت دخترم نز-- چیزی هست که من بخورم؟
ینجاع درست نزن.
گفت exalt لا والله بنفسی و گفت نه به جانم قسم به خدا چیزی نیست.
رسول الله بیرون رفت.
بعد از اینکه رسول الله رفت جاریه یعنی، یعنی زنی آمد، زنی آمد صورت ظاهری زن جاریه بود.
یعنی زنی و دو تا نان آورد.
دو برش نان با یه خورده گوشت داد به حضرت زهرا.
روایت میگه که ، گرفت حضرت زهرا اونها را گذاشت در یک جفنه یعنی کاسه.
توی کاسه گذاشت و روشم چیزی کشید.
خیلی مسرور شد حضرت زهرا که این را ذخیره میکند برای پدرش که آمد گرسنه بود که میرسه به پدرش.
گفت که والله لئن صرن نبها رسول الله صلی الله علیه و آله علی نفسه و غیره.
حالا ظاهراً خودشان هم گرسنه بودند.
گفت که حالا من این صادق قسم به خدا که این را اِسهال میکنم و میدم به رسول الله پدرم.
و کان محتاجاً إلى شبعة طعام.
خودشون محتاج بودند به اینکه طعام بخورند.
گرسنه بودند خودشان و بچه های خودشان.
فبعث حسناً أو حسيناً إلى رسول الله.
بعد یا حسن را یا حسین را یکیش را یا حسن را یا حسین را سلام الله علیهما فرستاد به دنبال رسول الله.
درجه از رسول الله بازگشت.
یعنی فإذا هو ریا مملوءة مملوءة خبزاً و لحماً.
حضرت زهرا اول دو برش نان بود با یه خورده گوشت گفتم.
ولی این کاسه را که رو پوشی برداشت دید که پر از نان است.
زیاد زیاد و پر از گوشت است.
فلما نظرت إليه وقتی دختر زهرا نگاه کرد بهتت یعنی مبهوت شد.
یعنی چی شد؟
چطور شد؟
فعرفت فوراً دانست که انه دانست که انه من عند الله این چیزی معمولی نبوده.
این از نزد خدا بوده است.
حمدالله و صلي على نبيه و ابیه حمد خدا گفت صلوات على الرسول گفت و قدح в دست او آورد به محضر پدرش.
رسول الله وقتی غذا را دید حمدالله خدا را حمد کرد.
قال و قال عین شبیه اون چیزی که از زکریا مریم گفت.
من عین لك هذا از کجا آوردی این غذا را؟
قالت هو من عند الله گفت از نزد خداست.
ان الله يرزق من يشاء.
خدا بخواهد به هر کسی رزق میرسد به غیر حساب.
رسول الله فرستاد الی علیین.
رسول الله هم حالا شاید توجه داشت که حضرت علی هم گرسنه است سلام الله علیه.
فبعث رسول الله الی علیین فدعاه و احضره.
فرستاد به دنبال علی که حضرت علی هم بیاد که با هم بخورند.
حضرت علی را احضار کرد و او هم آمد و اکل رسول الله صلی الله علیه و آله و علیین و فاطمه و الحسن والحسین همشون خوردند از اون غذا و جمیع زنان پیغمبر هم خوردند.
هم گرسنه بودند و جمیع از ذریه حتی شب و همشون هم سیر شدند.
برای بعد هم موند اون غذا مقداری خوردند.
بعد این همسایه ها هم از حضرت زهرا سلام الله علیها از اون غذا خوردند.
این هم نکتهای از منزلت حضرت زهرا سلام الله علیها نزد خدا که طعام آمدن از بالا.
باز نکتهای در همین باب، در همین بود.
این معلوم است که این دو تا روایت میخوانم میدونن این مسئله یک بار نبود.
اینها مسئله تکرار داشته است.
به این روایت دوم دقت کنید که اولاً خود پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از اینکه حضرت زهرا با حضرت امیر ازدواج کردند، یکi از روایت اینجور استفاده شده است که پیغمبر اکرم این کارها را تقسیم کرد.
کارهای داخل منزل را فاطمه زهرا انجام بدهد.
کارهای خارج از منزل را، چیزهایی که باید از خارج تهیه بشود، از هیزم، از غذا، از نان، امثال اینها، یا پارچه امثال اینها، اینها را حضرت امیر انجام بدهد.
و این تقسیمی بود که از بعضی روایات هست که خود رسول الله انجام داد.
در بعضی روایات استفاده میشود که اینا خودشون اینجور تقسیم کردن کارها را.
روزی در یکی از روزها حضرت امیر به حضرت زهرا گفت یا فاطمه هل عندک شیء؟
چیزی هست بخوریم؟
یعنی غذای چیزی.
قالت و الذي عظم حقک ما کان عندنا من ثلاثة أيام شیء.
گفت نه قسم به خدایی که حق تو را بزرگ کرده است.
حضرت امیر گفت که تو حق بزرگی داده است.
ما کان عندنا من ثلاثة أيام شیء.
سه روز است در خانه چیزی نیست.
نزد ما چیزی سه روز است نیست که تو را پذیرایی بکنیم.
سه روز است چیزی نیست.
بعد حضرت امیر گفت افلا اخبرنی؟
پس چرا من خب به من چرا نگفتی؟
به من چرا نگفتی که سه روز است هیچی نیست؟
قالت کان رسول الله صلی الله علیه و آله نهاني عن أسألته شيئاً.
گفت که پدرم رسول الله نهی کرده است من چیزی از تو بخواهم بگم.
دقت کنید در این حرف.
رسول الله نهی کرده است وقتی چیزی نبود از تو بخواهم.
عن أسألته شيئاً.
بعد حضرت امیر هم گفت که از کجا علم کرد وقتی چیزی نیست؟
نمیخوای سؤال بکنی؟
نمیخواد بگی؟
این که حضرت امیر خارج شد ناراحت.
یعنی حالا ناراحت شد به من میگم خارج شد که چیزی تهیه بکند سه روز چیزی نبوده.
بعد دیناری را قرض گرفته از بیرون.
دیناری قرض گرفت.
دینار پول قرض گرفت.
در این بین در تمام نکاتش دقت بکنید.
در این بین که قرض گرفته بیارد ثمه این دینار قرض گرفت میخواست فردا میگشت که بیاید چیزی تهیه بکند.
مرقاد بن اسبد رضي الله عنه مرقاد که از اصحاب سر حضرت امیر بود.
او را دید که، مرداد را دید در وسط روز در گرمای روز بیرون دید مرداد را از بعضی روایات که اینجا نیست اینجا مرتبا استفاده میشد که دید اصلا م-مرداد خیلی عرق کرده، آفتاب خوردش کرده در گرمای روز بیرون آمده تعجب کرد که این چرا در این روز وسط روز چرا بیرون آمده و چی میخواد؟
فقال لمرداد، لمرداد گفت حضرت امیر به مرداد علی گفت که ما أخرجک فی هذا الساعة در این گرمای روز اینجور و با این وضع چرا بیرون آمدی؟
قال الجوع البته اینجا میگه که مرداد گفت که گرسنگیه بیرون آورده است.
اما در روایات دیگه هست که همین حقیقت را بیان کرده است.
در مرحله اول مرداد هم نگفت.
گفت که کاری نداشته باشید یا امیرالمؤمنین.
گفت که بگو.
گفت کاری نداشته باشید.
هی اون میخواست نگرد اونم میگفت بگو.
بعد حضرت امیر بهش علم داد.
یعنی با gaucher گفت خب باید از من پنهان نکنی.
گفت یه مسئلهای هست که من زن و بچهام مثلا ایالات اینا همه گرسنه بودیم بیرون آمدم ببینم چیزی پیدا میکنم یا نه.
اینجا گفت که جو، گرسنگی آورده بیرون.
مرداد گفت.
والذي اعظم حجه بعد قال قول ابی گرسنگی بین آورده.
حضرت امیر گفت که من هم برای همین مسئله بیرون آمدم.
من هم برای همین مسئله بیرون آمدم.
فقط استغرس دینار.
اما دیناری را من غصب کردم و صاع صره فبه من اما اون دینار را میدم به تو.
تو را بر خودم مقدم میدارم.
به مرداد گفت.
دینار را داد به مرداد و خودش هم با دست خالی برگشت به منزل.
حضرت امیر برگشت به منزل.
وقتی برگشت دید که رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم نشسته، فاطمه زهرا هم در محرابش مشغول نماز هست.
رسول الله در یک گوشه نشسته، فاطمه هم در یک طرف مشغول نماز است.
بین این دو هم دید که بین این دو چیزی هست که روش هم یه انداختن، پوشیده.
یه چیزی که روش هم سرپوشی انداختن.
یه ظرفی هست که روش هم سرپوشی انداختن.
در این بین هست.
حضرت امیر وارد شد این منظره را دید.
رسول الله در یک طرف نشسته، فاطمه زهرا نماز میخواند، چنین چیزی هست.
وقتی که حضرت زهرا از نماز فارغ شد حضرت امیر همین طور این منظره را دید.
فاطمه زهرا که از نماز فارغ شد، اون چیزی را که کاسه بود کشید به این طرف و اون پوشش رو برداشت.
فإذا جفنة من خبز و لحم یک کاسهای پر از چیز بود، نان و گوشت بود.
قال یا فاطمه ان لك هذا حضرت امیر گفت فاطمه این از کجا آمده؟
قالت و من عند الله گفت از نزد خدا آمده.
و من عند الله.
میگفتم این شبیه همون جریان است منتها یک جریان دیگری نیز است.
و من عند الله.
این هم در این زمینه بوده.
حضرت امیر ناراحت شد رفته بیرون چیزی پیدا نکرد.
اون دینار را غصب کرده داده به مرداد برگشته به این جا.
و من عند الله.
إن الله يعزو من يشاء بغير حساب.
فقال له رسول الله صلى الله عليه و آله اون وقت رسول الله در این بین گفت که ألا أحدثك بمسلك و مسلكها حضرت امیر گفت که میخوای مثل تو و حضرت زهرا رو بگم که مثل شما چیه؟
قال بله بفرمایید.
قال مسلك مثل زکریا.
حضرت امیر گفت که مثل تو مثل زکریاست.
إذ دخل على مریم اون وقت که وارد شد بر مریم در محراب که نزد او غذایی است.
قال يا مريم ان لك هذا قالت و من عند الله.
إن الله يعزو من يشاء مثل شما این مثل است.
تأكلوا منها بعد خوردن از اون غذا خیلی هم طولانی اون غذا ازش استفاده کرد.
یعنی گفت مسئله- السلام علیکم و رحمه الله.
اللهم صل على محمد و آل.
[آواز] فی بهم حر الجحیم حاطما المصطفى و المرتضی و ابناهما و فاطمة و ابناهما و فاطمة فی خمسة فی بهم حر الجحیم حاطما المصطفى و المرتضی و ابناهما و فاطمة و ابناهما و فاطمة.
دوستان بخش دیگری از سخنان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی را در خصوص کرامات حضرت زهرا سلام الله علیها شنیدید.
ادامه این گفتار را فردا خواهید شنید.
تا برنامه ای دیگر حق یار و نگهدارتان.
[آواز] دستت کند گونه کوچک من.
زند حلقه دورت.
ببین شاخه پیچک من.
منم زینب تو.
چه کس میزند شانه گیسوی ژولیده من.
بریز اشک خود را به زخم نمک دیده من.
که دارم سب تو.
در خانه راه نفس را بر این سینه بسته.
غریبانه یکباره گرده یتیمی نشسته.
چرا بر سر من؟
چرا در سکوتی حزین از کنارم گذشتی؟
تو تقدیر این موی بر لبه بغضم نوشتی.
غم این مادر من.
تو رفتی و من مانده ام زار و تنها و خسته.
ز دیدار چشمان پر شبنم تو گذشته.
دم آخر من.
برای حسینت به من پیراهن را سپردی.
مرا تا سر بوسه واپسین تشنه بردی.
چه خوش کس لب تو.