ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 009

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز؛ سخن حسن بصری دربارهٔ عبادت زهرا

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

حسن بصری گفت: من عابدتر از حضرت زهرا ندیدم. این جمله‌ای است از حسن بصری که باید بر آن تأمل کرد. نمی‌گویم حسن بصری چگونه آدمی است؛ قضاوت روی شخص او نیست، روی این جمله است. گفت: عابدتر از حضرت زهرا کسی را ندیدم. عبادت حضرت زهرا، مجاهدت او.

جمله‌ای می‌گویم که شنیده‌اید؛ برای تذکری. از کیفیت و کمیت عبادتش چیزی به تفصیل نمی‌گویم؛ فقط این را فراموش نکنید که گفته‌اند — و در بحار و جاهای دیگر نقل شده — سخن حسن بصری که عابدتر از او کسی را ندیده است. جملهٔ بزرگی است.

خوف در مقام عبودیت؛ مقایسه با ابراهیم و رسول خدا

یکی از خصوصیات حضرت زهرا در مقام عبودیتِ بالا، خوف بالای او از خدا بود. این جمله را پیشتر در خلال صحبت‌ها گفته‌ام؛ در کتب علمای اخلاق نیز آمده است. مرحوم حاج میرزا جواد آقا در اسرار و سلوک، و دیگران از عرفا و علمای اخلاق و اهل باطن، به این روایت اشاره کرده‌اند آنجا که از نماز بحث کرده‌اند. در نماز حضرت زهرا از خوف او جمله‌ای نقل شده که عجیب است و برای شما تذکر است.

روایت را اکنون از بحار می‌خوانم؛ در جاهای دیگر هم هست. جلد هشتاد و چهار بحار جدید، صفحهٔ دویست و پنجاه و هشت. روایت دو سه سطر است که در آخر به خصوصیت حضرت زهرا می‌پردازد؛ و من آنجا تذکری نیز عرض می‌کنم. کسانی که می‌خواهند بنویسند، با تأنی می‌خوانم.

روایت شده است که إنّ إبراهیم علیه‌السلام کان یُسمع تأوّهه على حدّ میل. ابراهیم پیامبر سلام‌الله‌علیه چنان بود که وقتی نماز می‌خواند آهش — آهی که مخصوص حضرت ابراهیم و اهل او بود — شنیده می‌شد. در قرآن او را «أوّاه» خوانده‌اند. یکی از خصوصیات آن حضرت آه کشیدن بود؛ نه آهِ من و شما برای رد شدن در امتحان و از دست رفتن پول و نرسیدن به دنیا. آه جهنم نیست؛ آهِ اهل توحید است. دقت کنید.

«إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ» (هود/۷۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): حقیقتاً ابراهیم بردبار و آه‌کشنده و بازگشت‌کننده بود.

کان یُسمع تأوّهه على حدّ میل: چنان حالت درونی بالایی در مقام عبودیت داشت که صدای آهش از مسافت یک میل شنیده می‌شد. حتی خدا او را بدان ستوده است. آهی از درون و از دل برمی‌آمد که ما اصلاً نمی‌فهمیم یعنی چه. و کان فی صلاته — این آه در همه وقت بود، نه فقط در نماز؛ روحیه‌اش چنین بود که خدا تعریفش کرد — در نماز حضرت ابراهیم این حالت بود که یُسمع له عزیزٌ کعزیز المِرْجَل. در نماز که می‌ایستاد، از شدّت خشیت و خوف در محضر عظمت و کبریای حق، گریه‌ای بسیار بالا از دلش برمی‌خاست؛ جوشش دل، صدایی مانند جوشش دیگ. مرجل دیگ را گویند؛ وقتی می‌جوشد صدایی دارد؛ شبیه آن صدا از دل ابراهیم هنگام نماز برمی‌آمد.

بعد می‌گوید: و کذلک کان یُسمع من صدر سیّدنا رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله. رسول خدا نیز چون نماز می‌خواند، شبیه همین صدا — عزیز کعزیز المرجل — از سینهٔ او از شدّت خوف در حضرت کبریا و عظمت شنیده می‌شد.

تنحنح حضرت زهرا در نماز از خوف خدا

بعد می‌گوید: و کانت فاطمة علیها‌السلام تتنحنح فی الصلاة من خوف الله. فاطمه علیها‌السلام در نماز از ترس خدا تنحنح می‌کرد. روایات می‌گوید از ترس در حضرت کبریا و عظمت. تنحنح معنایش این است که نفس عادی نمی‌کشد؛ وقتی کسی به شدّت بترسد — در ترس‌های معمولی دیده‌اید — نفس به تتابع می‌افتد؛ پشت سر هم می‌آید؛ می‌گویند نفس به شماره افتاد. این حالت برای حضرت زهرا در نماز بود؛ حالت دائمی او در نماز. تتنحنح فی الصلاة.

این‌ها خصوصیاتی است که برای شما تذکراتی در این باب عرض می‌کنم. نمی‌توانم بی‌تذکر بگذرم؛ دلم برای خودم و برای شما می‌تپد. زیرا در این باب چیزهای دیگر هم شنیده‌اید — در همین جلسات و در جلسات دیگر — و از کتاب‌های بزرگان خوانده‌اید که در محضر کبریا و عظمت در نماز باید چه حساب و کتاب و حالی داشت.

تذکر عملی: در نماز بازی نکنید

می‌خواهم توصیه کنم در حدّی که می‌توانید — خیلی چیزها اینجا گفتنی است — از اینکه در نماز به بازی بپردازید بسیار بپرهیزید. نمی‌گویم آن حال که برای حضرت زهراست؛ آن معرفت می‌خواهد و آن منزلت را که برای او بود سلام‌الله‌علیها. ولی لااقل سعی کنید وقتی به نماز می‌ایستید حالت حضرت زهرا را به یاد بیاورید. نظایر این از امیرالمؤمنین و از امام حسن و از حضرت سجّاد و از امام باقر و از امام صادق علیهم‌السلام نیز نقل شده که نزدیک وقت نماز چه حالتی می‌یافتند. این نیز حالت حضرت زهراست: تتنحنح فی الصلاة.

به نماز که می‌ایستید، دقت کنید: چند دقیقه به نماز مانده از غفلتتان برگردید. بگذارید در نماز حالا کار خیر که نمی‌کنید، خیلی شر هم به پا نکنید. معنایش این است که شرّ بسیار نباشد؛ دیگر تفسیر نمی‌کنم تا ناامید نشوید. پنج‌شش دقیقه، ده دقیقه به نماز مانده لااقل حضور قلبی بخواهید؛ آن وقت به خود بیایید، برگردید، از خدا طلب مغفرت کنید، خود را جمع کنید، با ادب به سوی نماز بیایید.

در نماز ایستادید، سعی کنید با دست و اعضا و جوارح و لباس و این‌ور آن‌ور نگاه کردن بازی نکنید. بدانید در محضر چه کسی ایستاده‌اید. خیلی شر درست نکنید. مسئله بسیار خطرناک است. متأسفانه وقت نیست روایات را بخوانم؛ اگر خدا بخواهد و عمری باشد شاید بحث مستقلی در این باب بگویم که این‌ها چه لطمه‌ها می‌زند. خیلی مواظبت کنید در محضر که هستید؛ به یاد بیاورید و از خودتان بدتان بیاید؛ بیدار شوید؛ خود را جمع کنید.

تشبیه حضور نزد صاحب‌منصب

چه چیزی به یاد بیاورید؟ به یاد بیاورید وقتی عازم می‌شوید پیش یک صاحب‌منصب بروید چه حالی دارید؛ بین‌کم و بین‌الله چه حال دارید. اگر پیش انسانی عاجز و فقیر مانند خودتان می‌روید که صاحب‌منصب است و حساب و قدرت و منزلت دارد، می‌بینید چقدر خود را جمع می‌کنید؛ حتی در کیفیت لباس و حرکات و اطوار دقت می‌کنید: چه بگوییم، چه نگوییم. حتی اگر آنجا خراب کرده باشید، به منزل که می‌آیید شرم می‌کنید؛ گاهی کسل می‌شوید از خودتان.

آن وقت شرم می‌کنید از خودتان که آنجا چنان بودید؛ در نماز چه؟ می‌دانید در نماز کجا ایستاده‌اید؟ هیچ شده پس از نماز همان شکل ناراحتی را داشته باشید که پس از خرابکاری نزد یک رئیس دارید — وقتی فکرتان جای دیگر رفته و لغلغه کرده‌اید و بازی کرده‌اید، ظاهر یا باطن؟ با آنکه همیشه نمازها چنین بوده؟ بیش از این سخن نمی‌کنم؛ بسیار به شما می‌سپارم دقت کنید.

آمادگی پیش از نماز

به نمازی ایستادید، اول وقتی به وضو می‌روید خود را جمع کنید. با تضرّع از خدا بخواهید. البته با عملی که من و شما داریم نماز باید همین‌طور باشد؛ اما باز با تضرّع بخواهید: خدایا کمکم کن؛ مؤاخذه‌ام نکن؛ گناهانم را ببخش؛ مرا از سوء ادب در نماز حفظ کن. از آنجا بیا؛ دیگر حرف نزنید. مقداری پیش از نماز به عالم باطن بروید؛ استغفار کنید؛ سکوت اختیار کنید؛ کمی آماده باشید؛ خود را جمع کنید. در محضر کبریایید؛ در حضرت کبریایید؛ خیلی شر به پا نکنید. یکی این مسئله است.

نماز حُجْزه است؛ منتظر قیامت نمانید

یکی هم مسئلهٔ دیگری دربارهٔ نماز. زیاد به فکرِ آنجا نباشید — این جمله‌ها را خوب به یاد بسپارید و مغتنم بشمارید؛ چه‌بسا کم بشنوید — و به هر که اهلش یافتید بگویید. من و شما چرا نمازمان به این شکل است؟ هرچه می‌خواهیم اصلاح نمی‌شود. از اول فکر کردیم با همان بازی که داریم نماز خواندن، نماز است. به ما زیاد نگفته‌اند. به کسانی که پذیرا یافتید بگویید؛ این حقایق را بگویید. مخصوصاً بروید روایات آداب نماز را مطالعه کنید.

نکتهٔ دیگر که به دیگران هم بسپارید: منتظرِ آنجا نباشید که فکر کنید در آتشِ آن عالم، پس از مرگ، در برزخ و عوالم بعدی، این نماز چه قدر به فریادتان خواهد رسید. منتظر بعد نباشید. حقیقتی در این میان هست: نماز حُجزه است. حجزه را به یاد بسپارید. هر کسی با این حجزه می‌تواند بداند نمازش اینجا چگونه است و آنجا چه خواهد کرد.

حجزه یعنی آنچه منع می‌کند و حفظ می‌کند انسان را؛ نگهداری می‌کند از آتش و از جهنم و از عقوبت‌ها و وحشت‌ها. نماز حجزه است. روایت می‌گوید اینجا به حجزهٔ خودت نگاه کن؛ ببین حجزه هست یا نیست تا بدانی آنجا هم حجزه خواهد بود یا نه. منتظر آتشِ آنجا نباشید. تکرار می‌کنم: روایت گفت نماز حجزه است؛ یعنی آنچه شما را — نمی‌گویم تنها نماز انسان را از آتش حفظ می‌کند؛ خیلی چیز هست — اما اصل حجزه‌ای که باید بر آن حساب کرد، مانع وصول آتش و جهنم و عذاب‌ها به انسان است و نگهدار انسان در مراحلی که آتش و عقوبت هست.

نباید منتظر شد که این نمازها را می‌خوانیم و نمی‌دانیم آنجا به فریاد می‌رسد یا نه. رسیدن این حجزه به فریاد تو اینجاست؛ ظهورش در آنجاست. رسیدن در اینجاست؛ ظهور در قیامت. منتظر قیامت نباشید.

تذکر دربارهٔ شعور

این توضیح را خوب به یاد بسپارید؛ به هر که دیدید می‌فهمد و کمی شعور دارد بگویید. بی‌شعور هم دیدید نگویید؛ از خدا برایش شعور بخواهید اگر دلتان سوخت و جای دعا بود. گاهی بعضی را بسیار بی‌شعور می‌بینیم — شما إن‌شاءالله از آنان نیستید — که از فلسفه و عرفان نظری و علوم بسیار می‌گویند؛ بعد یک جمله می‌زنند که از حرف زدن پشیمان می‌شوی. می‌گویی تو فلسفه خوانده‌ای، عرفان خوانده‌ای، دانشگاه خوانده‌ای، تدریس می‌کنی، سواد داری؛ پس چرا نمی‌فهمی؟ اینجا فقط دعا می‌کنیم برای شعور آنان. شما اگر کسی را دیدید ذهنش می‌کشد و خدا شعوری عنایت کرده، بگویید؛ وظیفه است. فکر نکنند نماز را پس کردند تمام شد.

دو دسته نمازگزار؛ روایت حجت بودن نماز

پیش از خواندن این حجت ببینید: دو دسته نمازگزار است. همه جا فریاد کنید: دو دسته. یک دسته نمازگزارانی که خدا قبول دارد؛ یک دسته که خدا گفته وای به حال آنان. قرآن صریح است. حجت است.

اما شما بروید در نماز خودتان دقت کنید. روایت را از همین جلد هشتاد و چهار بحار، صفحهٔ دویست و شصت و سه، با سند از امام صادق علیه‌السلام می‌خوانم:

«إِنَّ الصَّلَاةَ حُجَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ» (روایت)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا نماز حجّت خدا در زمین است.

نماز حجّت خداست که در زمین برای شما قرار داده؛ یعنی در این دنیا. فمن أحبّ أن یعلم ما أدرک من نفع صلاته فلینظر: هر که می‌خواهد بداند از این حجّتش چه به دست آورده، چه منفعتی دارد، حجّت شده یا نه، فردا از عذاب نگه می‌دارد یا نه، مانع آتش می‌شود یا نه، نگاه کند.

«فَإِن كَانَتْ صَلَاتُهُ حَجَزَتْهُ عَنِ الْفَوَاحِشِ وَالْمُنكَرِ فَإِنَّمَا أَدْرَكَ مِن نَّفْعِهَا بِقَدْرِ مَا احْتَجَزَ» (روایت)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد):
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس اگر نمازش او را از زشتی‌ها و منکر بازداشت، همانا از سود آن به اندازه‌ای که بازش داشته بهره برده است.

اگر دید صلاتش او را از فواحش و منکر منع کرده و نگذاشته در آن‌ها بیفتد، بداند از منفعت حجّتش به قدری که نماز او را نگه داشته یافته است؛ وگرنه نه.

ببینید: به هر قدم لغزشی که می‌گذارید، اگر نمازتان شما را از آن آتش که اکنون آتش نیست — اکنون معصیت است، نامش گناه است، نامش به نامحرم نگاه کردن است، دروغ گفتن است، اذیت کردن است؛ رنگش رنگ دیگر است اما آتش است — اگر اینجا حفظتان کرد، منتظر باشید آنجا از آتش حفظ کند. دیگر کورکورانه فکر نکنید «نمی‌دانم نمازم به فریادم می‌رسد یا نه». ببین به دردت خورده یا نه.

بسط تذکر خوف و حضور

خوف زهرا در نماز، خوفِ گناهکارِ مضطرب نیست؛ خوفِ عارف در برابر کبریاست. ابراهیم أوّاه است؛ رسول خدا همان جوشش را دارد؛ زهرا تنحنح می‌کند از خشیت. این سلسله را در بحار آورده‌اند تا بگویند نمازِ اولیا صحنهٔ بازی نیست. شما اگر به آن رتبه نرسیده‌اید، حداقل از ضدّ آن بگریزید: ضدّ آن، لغلغه و نگاهِ چپ و راست و تنظیم لباس و فکرِ بازار در رکوع است.

وقتی می‌گویم چند دقیقه پیش از نماز برگردید، مقصود فرمالیته نیست. غفلتِ روز را یک‌بار قطع کنید. استغفار کنید؛ حتی اگر زبانی است، از غفلتِ محض بهتر است. سکوت اختیار کنید؛ حرف دنیا را ببرید بیرون. وضو را با التفات بگیرید که دارید برای ایستادن نزد حق آماده می‌شوید. آن‌گاه تکبیرة‌الاحرام معنا می‌یابد؛ وگرنه تکبیر، صدای خالی است.

تشبیه صاحب‌منصب برای آن است که وجدانتان را بیدار کند. نزد مخلوقِ ضعیف، ادب می‌کنید؛ نزد خالق، بی‌ادبی عادت شده است. این ناسازگاری را ببینید و از خود بدتان بیاید؛ بد آمدن از خود، اول بیداری است. سپس شرمِ پس از نماز را تمرین کنید: اگر حضور نرفت، لااقل بعداً شرم کنید؛ شرمِ بعد، بذرِ حضورِ بعد است. اگر نه در نماز شرمیدید و نه بعد، سنگ شده‌اید.

بسط معنای حجزه و دو دسته نمازگزار

حجزه را با واژه‌های امروزی بگویید: سپر، مانع، قرنطینهٔ روح از آتش. اما آتشِ اول، همین فواحش و منکرِ امروز است. نگاه حرام، دروغ، اذیت مؤمن، غیبت، تهمت — نام‌های گوناگون یک آتش‌اند که هنوز شعلهٔ برزخی‌اش آشکار نشده. اگر نماز شما را از این‌ها بازداشت، به قدر بازداشت نفع برده‌اید. اگر نماز خواندید و همان ساعت به منکر برگشتید، حجّت علیه شماست نه برای شما.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید نماز حجّت خدا در زمین است. حجّت دو رو دارد: برای مطیع، سپر؛ برای متجاهل، ادّعا. دو دسته نمازگزار همین است: آنان که نماز قبول است و آنان که وای بر ایشان. قرآن را بخوانید در سورهٔ ماعون و مانند آن؛ سبک شمردن نماز و ریا، خود اعلام خطر است. پس فریاد کنید در جمعِ اهل قبول — نه در بازارِ تمسخر — که دو دسته‌اند؛ و خود را در ترازوی حجزه بگذارید.

منتظر قیامت نمانید تا بفهمید نمازتان چه کاره است. ظهور آنجا، تحققِ همین‌جاست. اگر اینجا حجزه نیست، آنجا معجزهٔ جداگانه برای نمازِ بی‌اثر انتظار نبرید. این سخن تلخ است اما نجات‌بخش است؛ تلخی‌اش از رحمت است.

و دربارهٔ شعور: علمِ اصطلاحی بدون ادب نماز، گاهی حجابِ غلیظ است. کسی که عرفان نظری می‌خواند و در نماز بازی می‌کند، باید برایش دعا کرد که شعور پیدا کند؛ نه آنکه با او بحثِ لفظی کرد. به اهل شعور اما بگویید؛ کتمانِ نصیحت از پذیرا، خیانت است.

پیوند با اسرار فاطمی

چرا این بحث در اسرار فاطمی آمده؟ چون عبادت زهرا معیار است و چون محبّت او بدون تشبّه به ادب او ناقص است. گریه بر مصیبت، باید به حضور در نماز بکشد؛ و حضور در نماز، باید به ترک منکر بکشد. زنجیره این است: محبّت → ادب عبادت → حجزه از فواحش. اگر زنجیره قطع شود، اسرار فاطمی به قصّه و شعر فروکاسته می‌شود.

پس در ایام فاطمیه، علاوه بر روضه، یک تصمیم عملی بگیرید: یک هفته نمازها را با آمادگی پنج‌دقیقه‌ای و ترک بازیِ اعضا بخوانید؛ شب‌ها با معیار حجزه حساب کنید که امروز نماز از کدام منکر بازم داشت یا نداشت. این محاسبه، ادامهٔ همان راهی است که در تزکیه و مراقبه می‌گوییم؛ اینجا رنگ فاطمی گرفته است.

اللهم ارزقنا الأدب فی الصّلاة، و اجعل صلاتنا حجزةً عن الفواحش والمنکر، بحقّ فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها.

بازخوانی عملیِ یک رکعت

فرض کنید اذان نزدیک است. تلفن را کنار بگذارید. یک استغفار بگویید. نیت کنید که می‌خواهید از غفلت برگردید. وضو بگیرید و در وضو به یاد آورید که آب ظاهر را می‌شوید و از خدا بخواهید باطن را هم بشوید. رو به قبله بایستید؛ نگویید عجله دارم مگر ضرورت شرعی. تکبیر بگویید و یک لحظه به یاد آورید زهرا در نماز نفسش به شماره می‌افتاد از خشیت. شما همان خشیت را ادّعا نکنید؛ فقط بازی را ترک کنید. در قرائت، کلمات را ببلعید نه؛ در رکوع پشت را بشکنید به لهو نه؛ در سجده پیشانی را بر خاک بگذارید و یک بار بگویید «إنّی عبدُک». سلام که دادید، فوراً به بازارِ فکر نپرید؛ لحظه‌ای حساب کنید این نماز از کدام منکر امروز می‌تواند حجزه باشد.

اگر دیدید نماز ظهر خواندید و عصر همان دروغ یا همان نگاه یا همان آزار را تکرار کردید، بدانید حجزه ضعیف بوده است. شب در محاسبه — اگر اهلش هستید — بنویسید: نماز امروز حجزه بود یا نبود، به چه قدر. این نوشتن، از صد روضهٔ بی‌عمل نجات‌بخش‌تر است برای کسی که می‌خواهد شبیه ادب زهرا شود، نه فقط نام او را بر زبان آورد.

و اگر دیدید نمازی شما را از منکری بازداشت، شکر کنید؛ شکر، خودش حضور می‌آورد برای نماز بعد. زنجیرهٔ شکر و حضور و حجزه را قطع نکنید. این است ترجمة عملیِ «عابدتر از زهرا ندیدم»: نه آنکه به رتبهٔ او برسید، آنکه جهت حرکت را گم نکنید.

خداوند به حقّ صدّیقهٔ کبری دل‌های ما را در نماز جمع کند و از سوء ادب نگاه دارد؛ و صلات ما را حجّتِ له قرار دهد نه علیه. آمین.

این جلسه را با سه کلمه در جیب بگذارید: خشیت، ادب، حجزه. خشیت از حال زهرا؛ ادب از ترک بازی در نماز؛ حجزه از معیارِ صادق علیه‌السلام. هر سه را اگر فقط یک بار در روز به یاد آورید، از بسیاری از مجالسِ لفظی سودمندتر است. و چون ایام فاطمیه است، این سه را به نیت تقرّب به او تمرین کنید تا روضه و نماز یکی شوند، نه دو کار جدا.

والسلام علیکم ورحمة الله. اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد.

جمع‌بندی تذکرات نماز

پس رشتهٔ این جلسه از عبادت زهرا آغاز شد و به معیارِ سنجش نماز ما انجامید. حسن بصری عابدتر از او ندیده است؛ روایت اخلاق‌نویسان آهِ ابراهیم و جوشش سینهٔ رسول و تنحنح زهرا را در نماز از خوف کبریا کنار هم نهاده است. شما آن حال را ادّعا نکنید؛ اما بازی در نماز را ترک کنید. چند دقیقه پیش از اذان خود را جمع کنید؛ استغفار و سکوت؛ وضو با تضرّع؛ در رکوع و سجود با اعضا بازی نکنید؛ بدانید نزد کی ایستاده‌اید. شرمِ پس از خرابکاری نزد رئیس را با بی‌شرمیِ همیشگی در نماز مقایسه کنید تا بیدار شوید.

سپس معیار حجزه را بگیرید: نماز مانع است از فواحش و منکر، اینجا و اکنون. اگر اینجا مانع نیست، آنجا ظهور مانع نخواهد داشت. دو دسته نمازگزارند؛ قرآن وای بر برخی می‌گوید. روایت صادق علیه‌السلام صریح است: نماز حجّت خدا در زمین است؛ نفعش به قدر احتجاز از منکر. این را به اهل شعور بگویید؛ وظیفه است. و از شعارِ بی‌عمل و از علومِ بی‌شعور بپرهیزید.

این تذکرات فاطمی است: از حال عبادت زهرا به اصلاح عبادت خود پل بزنید؛ نه آنکه فقط بگریید و باز در نماز بازی کنید. گریه بدون ادب نماز، ناقص است؛ ادب نماز بدون محبّت زهرا نیز سرد است. هر دو را با هم بخواهید.

و در پایان، یک بار دیگر معیار را بشنوید بدون تکرارِ لفظِ بی‌جان: نماز اگر از فواحش بازتان نداشت، نام نماز دارد و خاصیتِ حجزه ندارد؛ و اگر بازتان داشت، به همان قدر حجّت و سپر است. زهرا عابدترین بود در دیدهٔ حسن بصری؛ شما از دور به او اقتدا کنید با ادبِ حضور، نه با ادّعایِ حال. از ابراهیم أوّاهی بیاموزید، از رسول جوششِ خشیت، از زهرا تنحنحِ محضر. آن‌گاه فاطمیه فقط تقویمِ ماتم نیست؛ مکتبِ نماز است.

یا وجیهةً عند الله، اشفعی لنا عند الله؛ و اجعلی صلاتنا صادقةً حاجزةً، لا لاهیةً لاعبةً. خداوندا به حقّ فاطمه و پدر و همسر و فرزندانش، دل ما را در نماز جمع کن و از سوء ادب نگاه دار؛ و صلات ما را حجّتِ له قرار ده نه علیه. و صلّ على محمد و آل محمد. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.