[موسیقی] از امام صادق علیه السلام پرسیدند چرا فاطمه سلامالله علیها را زهرا میگویند؟
فرمود برای آنکه هر وقت در محراب عبادت میایستاد نور او بر اهل آسمانها میتابید.
همچنانکه نور ستارگان بر اهل زمین میتابد.
السلام علیک ایته الصدیقه الشهیده.
اسرار فاطمی.
فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان، فاطمه جان.
بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض سلام خدمت شما همراهان رادیو قرآن با برنامه اسرار فاطمی که کاریست از گروه علوم و معارف قرآنی رادیو قرآن در خدمت شماییم.
این برنامه اختصاص دارد به مباحث استاد فرزانه حضرت آیتالله محمد شجاعی.
در این برنامه استاد محمد شجاعی از کرامات حضرت زهرا سلامالله علیها و نحوه عبادت ایشان نکات بسیار ارزشمندی بیان میفرمایند که از شما عزیزان دعوت میکنیم مشروح این گفتار را از زبان حضرت آیتالله محمد شجاعی بشنوید.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
حسن بصری گفت که من-- حسن بصری اسمش را چه کسی میداند؟
گفت: «من عابدتر از حضرت زهرا من ندیدم.» این جملهایست از حسن بصری باید روش تامل کرد.
نمیگم حسن بصری چه جور آدمی است ولی جملهایست باید روش تامل کرد.
قضاوت روی حسن بصری نیست، روی این جمله.
گفت که: «من عابد از حضرت زهرا را ندیدم.» عبادت حضرت زهرا، مجاهدتش.
من یه جمله میگم که شما شنیدید.
این جمله را میگم برای یک تذکری به شما بگم.
از کیفیت و کمیت عبادتش چیزی به شما نمیگم، فقط این جمله را فراموش نکنید که اون گفته هست این را و در بهار و جاهای دیگر نقل شده است این گفته حسن بصری که عابد از او، عابد از او، جمله بزرگی است.
از او عابدتر من کسی را ندیدم، حضرت زهرا.
من یک جملهشکیلی را قبلاً به شما در خلال صحبتها گفتهام.
منتها هم الان-- ولی این یک از خصوصیات حضرت زهرا در مقام عبودیت، عبودیت بالاش، خصوصیت بالای عبودیتش، خوف بالای اون حضرت بود از خدا.
این در-- این جمله گفتم شنیدید این است که در کتب علمای اخلاق هم آمده است.
مثلاً مرحوم حاج میرزا جواد آقا در اسرار و سراتش، دیگران از ارفا، علمای اخلاق و اهل باطن اینها به این ااا جل روایت اشاره کردند اونجا که از نماز بحث کردند.
در نماز حضرت زهرا از خوف اون حضرت چیزها-- جملهای نقل شده که عجیب است و برای眼 شما تذکرامی است.
این جمله ببینید این است.
این جمله.
روایت اولاً در الان که من برای شما میخوانم، الان از بهار میخوانم، در جاهای دیگر هم هست.
جلد هشتاد و چهار بهار جدید است.
طبق جدید، صفحه دویست و پنجاه و هشت و رو به yeah روایت شده است.
این روایت دو، سه سطر است که در آخر به خصوصیت حضرت زهرا میپردازد و من در اونجا اونجا که نقل میکنم یه تذکری هم برای شما عرض میکنم.
روایت شده است که ان ابراهیم علیه السلام کان.
کسانی که میخوان بنویسند من یه خرده با تأنی میخوانم بنویسند.
دویست و پنجاه و هشت صفحه دویست و پنجاه و هشت جلد هشتاد و چهار طبق جدید بهار است و رو به yeah و رو به yeah و روایت شده است که ان ابراهیم علیه السلام کان یسمع تأوهه، تأوهه على حد میل.
ابراهیم پیغمبر سلامالله علیه اینجور بود که موقعی که نماز میخوند آهش، آهی که مخصوص حضرت ابراهیم بود و اهلش بود که در قرآن اوا بودند حضرت ابراهیم را میدانید چی کرده است؟
یکی از خصوصیات اون حضرت بود که از آه، آه میکشید.
آهی که نه از اون آهی که من و شما برای اینکه در امتحان رد شدیم میکشیم، از اون نه ها.
در مدرسه رد شدیم، در دانشگاه رد شدیم، این پول از دستمون رفت و اون نرسیدیم، اون چی شد؟
از اون آه نه، آه که آه جهنم.
آهی که برای اهل توحید است.
دقت کنید.
کان یسمع تأوهه على حد میل.
آنچنان به اصطلاح حالت درونی بالایی در مقام اب-اب-عبودیت داشت ابراهیم که تأوهش در از پس یک میل یعنی صدای آهش شنیده میشد.
حتی مدحه الله به قول، به قول.
تا جایی که این آهی که از درون و از دل برمیآمد که ما اصلاً نمیفهمیم یعنی چه؟
روایت میگه تا جایی که بر اساس همین آه کشیدنش خدا او را تعریف کرده فرمود ان ابراهیم لხلیم اوا منیب.
حقیقت این است که ابراهیم آیه قرآن است که باید تلاوت کرده.
ابراهیم خلیل و اوا هست.
اوا یعنی آه میکشد.
منیب، این آبا دارد.
و كان في صلاته این آه حضرت ابراهیم در همه وقت بود.
ببخشید این در نمازش نبود، در همه وقت بود.
آهی بود در مقام روحیهاش که بود معنیاش که خدا تعریفش کرد و كان في صلاته در نماز حضرت ابراهیم این حالت بود که يسمعه عزيزٌ كعزيز المجل.
در نماز که میایستاد حضرت ابراهیم از شدت خشیت و خوف در مقام عذاب، در محضر عظمت و کبریا، کبریاى حق، از شدت خوف و خشیت گریه بسیار بالای از دلش برمیخواست که جوشش دل زادر-- اون صدای جوششی که از دلش برمیخاسته حالت غلیان و جوشش در جوشش است در دل وقتی که گریه بسیار بالاست، در این گریههای معمولی من و شما دیدیم که وقتی گریه بسیار بالاست یه حال-- صدای مخصوصی از سینه از دل برمیآد.
اون صدا در نماز حضرت ابراهیم از سینه ابراهیم شنیده میشد و كان في صلاته در نماز ابراهیم بود يسمعه شنیده میشد برای ابراهیم.
عزيزٌ كعزيز المجل.
مجل دیگ را میگویند.
دیگ یعنی همان دیگ دیگه.
وقتی میجوشه صدایی دارد شبیه اون صدا جوشش از دل ابراهیم برمیآمد موقع نماز.
بعد میگه و كذا لك كان يسمع من صدر سيدنا رسول الله صلى الله عليه وآله.
این رسول الله هم که نماز میخوند باز شبیه عین همین صدا یعنی عزیزی که عزيز المجل از صدر رسول الله شدت خوف در حضرت کبریا و عظمت شنیده میشد.
بعد میگه که و كان فاطمة علیها السلام فاطمة چه بود؟
كانت فاطمة علیها السلام تنحج في الصلاة.
تنحج با های هاشمی است با های هرزه.
تنحج في الصلاة از شدت خشیت.
روایات خودش میگه تنحج في الصلاة من خوف الله از ترس، از ترس در حضرات کبریا و عظمت تنحج معنیاش این است که نفس عادی نمیکشد.
وقتی که به شدت کسی ترسه دیدهاید از این تر-- در این ترسهای معمولی وقتی به شدت میترسد نفس به تتابع میافتد یعنی پشت سر هم میاد.
میگن نفس به شماره افتاد.
این حالت در برای حضرت زهرا در نماز بود.
تنحج في الصلاة.
این حالت دائمی حضرت زهرا بود در نماز.
اینه که من گفتم گمان یک خصوصیاتی است برای شما یه تذکراتی در این باب عرض بکنم.
باز من اینجا نمیتوانم بیتذکر بگذرم و دلم نیز میزد برای خودم و برای شما.
زیرا در این باب شما چیزهای دیگر هم شنیدهاید در همین جلسات ما و در جلسات دیگر از کتابهایی که از بزرگان نوشته شده است خواندهاید که در محضر کبریا و عظمت در نماز باید چه حسابی، چه کتابی و چه حالی داشت.
من به شما میخواستم توصیه بکنم که در حدی که میتوانید از-- خیلی چیزها در اینجا گفتنی هست.
در حدی که میتوانید از این که در نماز به بازی بپردازید بسیار بپرهیزید.
نمیگم اون خواهش بود که برای حضرت زهرا است.
اون معرفت میخواهد، اون منزلت را میخواهد که برای او بود سلام الله علیها.
ولی لااقل سعی بکنید که در نماز خودتون وقتی به نماز میایستید به یاد بیاورید حالت حضرت زهرا را به یاد بیاورید.
یا آها شبیه این از حضرت امیرالمؤمنین البته در هر ج-- طوری از حضرت امام حسن، از حضرت سجاد، از حضرت امام باقر، از حضرت امام صادق و اینها نقل شده است که در نماز وقتی وقت نماز نزدیک میشد چه میشد؟
چه حالتی پیدا میکرد؟
این هم که حالت حضرت زهرا است تنحج في الصلاة.
به نماز که میایستید به شما نیز میگویم دقت بکنید یه چند دقیقه به نماز مونده از این غفلتتون برگردید.
بگذارید در نماز حالا کار خیر که انجام نمیدهید خیلی شر هم گفتا نکنید.
دقت میکنید؟
خیلی شر گفتا نکنید.
این که میگم خیلی شر گفتا نکنید یعنی کم به اصطلاح خیلی نباشد دیگه.
توجه میکنید؟
دیگه نمیخوام تفسیر بکنم.
بگم نامیدی میشه.
دقت میکنید؟
پنج شش دقیقه، ده دقیقه به نماز مونده لااقل حضوراتی میخواد بگید، اون وقت به خودتون بیایید، برگردید از خدا طلب مغفرت بکنید، خودتان را جمع بکنید، با ادب بیایید به سوی نماز.
در نماز ایستادید سعی بکنید که باز به اصطلاح با دست و با اعضا و جوارح و امثال اینها با لباس و با این ور اون ور نگاه کردن و امثال اینها بازی نکنید.
بدانید در محضر چه کسی ایستادید.
خیلی شر درست نکنید.
مسئله بسیار خطرناکی است.
من متأسفانه وقت نیست برای شما بخوانم اینجا روایاتی که اگر خدا خواست شاید من یک بحث مستقلی در این باب برای شما اگر عمری بود لااقل یک بحث مستقلی داشتم و برای شما میگفتم که اینها چه لطمهها میزند.
دقت میکنید؟
خیلی مواظبت کنید در محضر که هستید به یاد بیارید و از خودتون به اصطلاح بدتون بیاد.
به یاد بیارید یک رفتار از خود را و از خودتون بدتون بیاد.
بفهمید، بیدار بشوید، خودتان را جمع کنید.
چه چیزی به یاد بیارید؟
به یاد بیارید شما وقتی عازم میشوید پیش یک صاحب سنتی بروید چه حالی دارید؟
بینکم و بین الله چه حال دارید؟
میفهمید چی میگم؟
خود دقت بکنید.
اگر وقتی پیش یک صاحب سنت، یک انسان عاجز و فقیر مانند خودت، مانند خودتون و خودمون میرویم صاحب سنت است، حساب دارد، قدرت دارد، منزلت دارد.
نمیدانم حساب کتاب دارد.
من و شما وقتی میرویم همان من و شما دقت میکنید؟
نه دیگران.
من و شما وقتی میرویم میبینید چقدر خودمونو جمع میکنیم حتی تا در کیفیت لباس و حرکات و اطوار دقت میکنیم.
چه جور حرف بزنیم؟
چه چیز را بگیم؟
چه چیز را نگیم؟
دقت میکنید؟
حتی اگر یه جورها خراب کردیم میاییم منزل چی میکنیم؟
نه گفتید گس میخوریم.
اون وقت شرم میکنیم.
فهمیدی چی گفتم؟
دیگه تاب نیاوردم این جورها بگم چون من این برای خودم میگم اینا رو.
اونوقت شرم میکنید از خودتون که اونجا اینجور بود در نماز هم، فهمیدی؟
در نماز چه جور؟
میدانی در نماز کجا ایستادهای؟
هیچ شده شما تا حالا بعدا در نماز اون گسها که اگر در پیش یک رییسی یه جورها خراب گفتهای برا بعدا عامل چه گسهها میخوری، چقدر به فکر میآوری، اون شکل اون ناراحتی را داشته یه وقتی مثلا بعدا بیاد به اینکه در نماز مثلا میگم فکرتون رفت جای دیگه و همینطور لغلغه کردیش نداند بازی کردی حالا چه ظاهر چه باطن اینجوری یک اون شکل همان ناراحتیو تا حالا در یک بار داشته با اینکه همیشه نمازها اینجور بوده؟
دیگه من بیش از این صحبت نمیکنم.
خیلی بهتون میسپارم دقت بکنید.
به نمازی ایستادید اول وقتی به وضو میرید خودتونو جمع بکنید.
با تضرع از خدا بخواهید.
البته با این عملی که من و شما داریم نماز باید همینطور باشد.
اما باز با تضرع بخواهید از خدا.
خدایا کمکم بکن.
مؤاخذهام نکن.
گناهانم را ببخش.
خدایا مرا از سوادب حفظ کن در نماز.
از اونجا بیا.
دیگه صحبت نکنی.
یه مقداری قبل از نماز بروید به عالم باطن استغفار بکنید.
به سکوت انتخاب بکنید.
استغفار بکنید.
یه خورده آماده باشید.
خودتونو جمع بکنید.
در محضر کبریا هستید.
در حضرت کبریا هستید.
خیلی شر به پا نکنید.
یکی این مسئله است.
یکی هم مسئله دیگری که از نماز صحبتش رو میبینید.
زیاد به فکر آتشه نباشید.
این جملهها رو که میگم خوب یادتون باشد و از این جملهها باز مغتنم بشمارید که نه ممکنه کم بشنوید و به هر که هم دیدید اهلش است اینها را بگید.
اهلش یافتید بگید و ببینید من و شما نمیدانم چرا هیچ فکر کردهاید چرا نماز ما به این شکل است؟
هرچی میخواهیم اصلاح نمیشه.
از اول فکر کردیم با همان بازی که داریم با همان حال نماز خوندن نماز است.
به ما نگفتن زیاد.
یه نیروش هم نگفتن.
دقت میکنید؟
بگید به کسانی که پذیرای دیدارش یافتید بگید.
این حلیقتها را بگید.
مخصوصا بروید این روایات در باب آداب نماز هست مطالعه بکنید.
یک نکته دیگر که این رو هم میسپارم به دیگران هم بگم خوب توهم یادتون باشه.
ببینید به منتظر آتشه نباشید.
که شما ببینید مثلا فکر بکنید که در آتشه در اون عالم، در بعد از مردن، در برزخ، برازخ، در اون بعد برازخ، در عوالم بعدی این نماز شما چه قدر به فریاد شما خواهد رسید.
منتظر بعد نباشید.
یک چیزی هست، حقیقتی در این بین به اون اینکه نماز حجزه است.
حجزه یادتون باشد حجزه و هر کسی با این حجزه میتواند بداند که نمازش اینجا چطور است، اونجا هم چی خواهد کرد.
حجزه معنیش میدونی چیه؟
حجزه یعنی اونی که منع میکند، حفظ میکند انسان را، نگهداری میکند انسان را.
از چه چیز؟
از آتش و اولا از آتش و از جهنم و از عقوبتها و وحشتها و عقوبتهای مختلفی که هست.
نماز حجزه است.
میگه این حجزه را روایت میگه.
اینجا به حجزه خودت نگاه کن.
ببین حجزه هست یا نیست تا بدانی اونجا هم حجزه خواهد بود یا نخواهد بود.
فهمیدی؟
تا نفهمیدی ولی به صفتون نخواهد بود.
منم توضیح میدم.
حجزه منتظر آتشه نباشید.
تکرار میکنم.
روایت گفت نماز حجزه است.
یعنی آنچه که شما را در اصل فردا-- نمیگم فقط تنها نماز انسان را از آتش حفظ میکنه، خیلی چیز هست، ولی اصل حجزه که باید روی اون حساب کرد و حجزه است یعنی مانع وصول آتش و جهنم و عذابها و عقوبتهاست به انسان.
معنی حجزه این است و نگهدار انسان است در اون مراحلی که آتش و عقوبت و اینا هست و از وحشتها و عذابها.
اونی که حجزه است نماز است و نباید منتظر شد که من و شما این نمازها را میخوانیم بعد میگیم نمیدانیم این نماز ما فریاد ما خواهد رسید به اونجا یا نه.
ببین حالا این توضیح میدم اینه.
گفتم به صفتون نیست.
ببین اینجا به فریادت میرسد.
بدان که اونجا چیه؟
میرسد.
اگر دیدی نمیرسد بدان که اونجا هم نخواهد رسید.
رسیدن این حجزه به فریاد تو اینجاست.
ظهورش در اونجاست.
فهمیدی؟
رسیدن این حجزه به فریاد تو در اینجاست.
اون ظهورش در کجاست؟
ظهورش در قیامت.
منتظر قیامت نباشید.
حالا حجزه رو الان توضیح میدم.
توضیح خاصی دیگه من به شما میدم توضیح را.
منتها خوب این توضیح یادتون باشه.
به هر که هم دیدید میفهمد، یه خورده شعور دارد بگید.
بیشعور هم دیدید دیگه نگید از خدا براش شعور بخواهید.
اگر دلتون سوخت، اگر جای دعا بود.
گاهی ما میبینیم بعضیها میان اینجا خیلی بیشعور میبینیم.
بعضی حالا شما که انشاالله از اونها نیستید.
خیلی من بعضیها را بیشعور میبینم.
گاهی میاد صحبت میکنیم میبینم که حالا ببینم گاهی اصلا میبینیم خیلی هم از این علوم و فنون هم زیاد میره.
از همین علوم و فنون که ما هم میدانیم از این فلسفه و نمیدونم چی.
چه تا از عرفان نظری و از این علومی که شما میدانید و از این بعد بعد مثلا برمیگردیم یه صحبتی خوش مثلا میکنی صحبتی از اینها من میبینم که تا خیلی میبینم از این موارد این میبینم شعور برگشت یک جمله ای گفت که بعد میبینم پشیمان میشم از حرف زدن خودم.
بعد میگم که بعدش ناراحت شدم بعدش میگم خدایا اگر اهلش هست خدایا شعور بده.
دیگه چه باید شعور بده.
دقت کنید.
حرفها میگیم بعد برمیگردد حرفی میزنه انسان تعجب میکنه.
آخه تو فلسفه خوندی.
تو میگی من عرفان خوندم.
تو میگی من دانشگاه اینقدر خوندم.
تو میگی من تدریس میکنم.
تو میگی من سواد دارم.
خب پس چرا نمیفهمی چی میگی؟
وقتی مثلا این حرف سلام به شما میگم امثال این حرفها میبینید که نمیفهمند، نمیکشند.
اینجا فقط دعا میکنیم برای شعور اونها.
شما هم اگر کسی را دیدید میکشد ذهنش، یه شعوری خدا بهش عنایت کرده بگید وظیفه است بگیدا.
وظیفه است.
فکر نکنند که نمازم رو پس میکردند تمام شد.
قبل از خواندن این حجته ببینید دو دسته نمازگزار است.
دو دسته.
یادتون باشد دو دسته.
همه جا فریاد بکنید.
دو دسته نمازگزار است.
یک دسته نمازگزارانی که خدا قبول دارد، یک دسته نمازگزارانی که خدا گفته وای به حال آنها.
این صاف قرآن اینجور میگه.
دقت میکنید؟
حجته است.
حجته یعنی چه؟
حجته ببین اول روایت را بخوانم.
اما شما بروید در نماز خودتان دقت کنید.
روایت سندش را نمیخوانم از همین جلد هشتاد و چهار، بهار صفحه دویست و شصت و سه با سند از امام صادق علیه السلام فرمود که بدان ان الصلاة حجة الله في الأرض نماز حجته خداست که قرار داده در زمین برای شما یعنی در این دنیا برای شما.
حجة الله في الأرض.
فمن أحب أن يعلم ما أدرک من نفع صلاته فلينظر.
پس، پس هر کسی که میخواهد بداند که از این حجتش چه به دست آورده است، میخواهد بداند این حجتش چه منفعتى براش دارد، حجت شده براش یا نشده است، فردا نگه خواهد داشت او را از عذاب یا نه؟
مانع رسیدن آتش خواهد شد یا نه؟
کسی میخواهد این را بداند فلينظر نگاه بکند.
فإن كانت صلاته حجزته عن الفواحش والمنکر فإنما أدرک من نفعها بقدر ما احتجز.
اگر نمازش حجتش، فإن كانت صلاته حجزته نگاه بکنید.
حالا به شما میگه هر کس خواست نگاه کند ببیند نمازش اگر او را از گناه، از فواحش و از گناهان، کارهای بد و چیزی که قرآن نه کرده است، نهی کرده است، جالب نشمرد است، دیده کند نمازش او را از اینها باز داشته است.
اگر دید که صلاتش او را از فواحش و منکر منع کرده است و نگذارش که به فواحش و منکر بیفتد، فإنما أدرک من نفعها این آدم برای خود بداند که از این حجتش از منفعت حجتش به قدری که این نمازش او را نگه داشته است، یافته و الا، و الا چی؟
و الا نه.
ببینید شما ببینید به هر قدم لغزشی که قدم میگذارید اگر نمازتون شما رو از اون آتش که الان آتش نیست، الان معصیت است، الان اسمش گناه است، الان اسمش به اصطلاح به نامحرم نگاه کردن است، الان اسمش دروغ گفتن است، الان اسمش اذیت کردن است، الان رنگش رنگ دیگر است butش آتش است.
اگر از این اینجا میگه حفظت کرد، منتظر باش نمازت اونجا از آتش چه بکنه؟
حفظت میکنه.
دیگه اعمیانه فکر نکن.
نمیدانم این نمازم به فریادم خواهد رسید.
نمازها که خوندیم به درد ما خواهد خورد یا نه؟
ببین به دردت خورده یا نه دیگه.
دقت میکنی؟
ببین به دردت خورده یا نه دیگه.
والسلام علیکم ورحمة الله.
اللهم صل على محمد وال جحيم الحاقبة المصطفى والمرتضى والزهراء والفاطمة والزهراء والفاطمة.
خمسة في بهم حر الجحيم حاقبة المصطفى والمرتضى والزهراء والفاطمة والزهراء والفاطمة.
خمسة في بهم حر الجحيم حاقبة المصطفى والمرتضى والزهراء والفاطمة والزهراء والفاطمة.
خمسة في بهم حر الجحيم حاقبة المصطفى والمرتضى والزهراء والفاطمة والزهراء والفاطمة[شعر] دوستان بخش آخر سخنان حضرت آیتالله استاد محمد شجاعی را در خصوص کرامات حضرت زهرا سلامالله علیها شنیدید.
با امید به اینکه این مجموعه برنامه مورد رضایت حضرتش واقع شده باشد، همه شما را به خدای بزرگ و متعال میسپاریم.
حق یار و نگهدار.
[شعر] مدینه if گر نگاهی به ما کند زهرا، دردا را دوا کند زهرا.
دردا را دوا کند زهرا.
السلام علی السیده الجلیله الجمیله.
ذات الاحزان الثبیله.
فی المدة القلیله.
مگه نه سال بیشتر بود اومد خانه علی؟
مگه بیشتر از نه سال تو خونه علی بود؟
چرا وقتی راه میرفت دست به دیوار میگرفت؟
چرا هیدا میکرد اللهم عجل وفاتی زریع؟
ذات الاحزان الثبیله.
فی المدة القلیله.
المجهولة القدره.
و المخفية الكبرا.
و المكسورة الذلعه.
و المقتول ولدها.
و المغلوب بالها.
فاطمه الزهرا.
صدا زد علی جان غسلنی بالليل.
هنّتنی و کفنی و دفننی بالليل.
و لا طالم عهدا.
کسی باخبر نشد آقا جان.
دل شب به وصایای فاطمهش عمل کرد.
بدن فاطمهشو غسل میداد.
یه وقت دیدن دست از غسل کشید سر به دیوار گذاشت.
شروع کرد به گریه کردن.
اسما میگه گفتم آقا اگه از فرات فاطمه گریه میکنی حق داری.
فرموده باشد اسما فاطمم تا زنده بود بازوشو نشونم نداد.
فاطمه جان.
اگه نازنین بدن حبیبه خدا رو بلافاصله غسل داد علی مرتضی.
اما کربلا بدن پسر همین فاطمه.
ملقى ثلاثا بلا غسل و لا کفن.
حسین جان.
حسین جان.
حسین.
حسین جان.