ددرس‌گفتارها

حسین، حسین، حسین، حسین.

حسین، حسین، حسین، حسین.

شهید چرا داد حسین.

حسین، حسین، حسین، حسین.

بری بنه نه حسین.

حسین، حسین، حسین- السلام علیک یا أبا عبدالله الحسین- حسین، حسین- وعلی الارواح التي حلت- حسین، حسین، حسین، حسین- بثغرك.

حسین، حسین، حسین، حسین.

بری بنه نه حسین.

حسین، حسین، حسین- چراغ هدایت.

چراغ و مصباح هدایت تویی.

چراغ و مصباح هدایت تویی.

سفینه‌ی غصه‌ را یم کن.

سفینه‌ی غصه‌ را یم کن.

بسم الله الرحمن الرحيم.

وهو رب الحسین الذي قتل عطشانا.

سلام بر حسین و عاشقان حسین.

دوستان این ششمین برنامه چراغ هدایت است که می‌شنوید.

در این برنامه استاد فرزانه آیت الله محمد شجاعی اسراری از شخصیت حضرت سید و شهدا علیه السلام را برای ما بیان می‌کنند.

در برنامه گذشته شنیدیم که استاد به شرح این نکته مهم پرداختند که بیت المعمور مرتبه نازله عرش خداست و کعبه مرتبه نازله بیت المعمور بر زمین است و کعبه که در بیت الله هست در عالم ظاهر خانه خداست.

اما قلب سید و شهدا علیه السلام حقیقت عرش است و بیت الله در اصل وجود مقدس امام حسین علیه السلام است.

این نکته را استاد مستند به آیات و روایات بحث کردند.

در این برنامه استاد نکات دیگری را در رابطه با شخصیت و جایگاه حضرت سید و شهدا علیه السلام بیان می‌کنند که به اتفاق می‌شنوید.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد و آله الطاهرين.

بسم الله الرحمن الرحيم.

بعد جملاتی در زیارت نامه‌است.

يا مَنْ رِضاهُ مِن رِضَا الرَّحمن وسَخَطُهُ مِن سَخَطِ الرَّحمن.

خب این جمله، جمله ساده‌ای نیست.

ای آن کسی که رضاش رضای رحمان است، سخطش سخط رحمان است.

رضای رحمان عاملش حضرت است.

همان‌طور که سخطش را هم عاملش اوست.

سخط او سخط رحمان است.

رضای او رضای رحمان است و رضا هم انشاالله اگر شما بیدار بودید، هوشیار بودید و اهل درک بودید، خواستید یک وقتی رضای خدا را به دست بیارید و در طریق هدایت نظر خدا را برای خودتان کسب کنید، باید سعی در توجه کسب توجه حضرت ابی عبدالله سلام الله علیه داشته باشید.

يا مَنْ رِضاهُ مِن رِضَا الرَّحمن وسَخَطُهُ مِن سَخَطِ الرَّحمن.

یا مثلاً بعضی قطعات هست که می‌گوید که به خود حضرت اشاره می‌کند و می‌گوید که من راهی را که باید بیایم و در کنار تو قرار بگیرم، در چه حالتی است؟

دقت می‌کنید؟

آن راهی که من باید در پیش بگیرم و بیایم و تحت چه حالتی تو بیفتم، در این راه به من توجه کن تا من بتوانم این راه را بیایم.

معنیش این است که اگر راه را موفق بودیم تحت چه حالتی او قرار خواهیم گرفت؟

و این چنین است یکی از اسرار.

دقت می‌کنید؟

در بعضی از قطعات زیارت‌نامه‌ها هست که به حضرت خطاب می‌کند.

می‌گوید که الله الله!

تو را به خدا قسم می‌دهم که مرا تنها نگذار.

به حضرت خطاب می‌کند.

مرا تنها نگذار در آن مسائل و شدائد و عتبات و منازلی که در پیش است، تنها نگذار مرا.

الله الله لا تخذلنی مرا تنها نگذار در آنجا که باید تو به سراغَم بیایی و این‌ها اسرار است.

این برای همه است، برای یک نفری که زیارت می‌خواند.

می‌گوید برای هر کسی اینطور است.

برای هر کسی که می‌خواهد راهی پیدا کند.

در یکی از تجلیات ربوبی که برای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش آمد، البته این روایتی بود که من می‌خواستم بخوانم ولی برای اینکه خلاصه بگذریم از اینجا دیگه تصمیم من این نشد که این را بخوانم برای شما.

ولی که تجلیات ربوبی نه ملکی بیاید، نه فرشته‌ای در میان باشد.

تجلی مستقیم ربوبی بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که حضرت سید الشهدا در نزد رسول الله بود، خدا برایش تجلی کرد.

روایتی هست که خود خدا مستقیماً تجلی همون بلا واسطه معصوم.

و سید الشهدا سلام الله علیه هم نزد رسول الله بود سؤالی از خدا شد که این را دوست داری؟

گفت بله دوست دارم.

این بله دوست دارم هم از رسول اکرم صلی الله علیه به اونجا که خدا بهش اینجور میگوید از اون دوست دارم‌ها نیست که افراد عادی به بچه‌ش یا به به اصطلاح فرزندانشون میگن بله دوست دارم که با این روشنی وقتی در برابر سؤال خدا میگوید این هم به لحاظ این هست که دوست داشتن سیدالشهدا دوست داشتن خداست نه به عنوان که فرزندش بوده است.

اینها که در مقام تجلی ربوبی مستقیماً و در مقام سؤال و گفت نور چشم من است و تعبیرات دیگر.

بعد هست اونجا که دست خدا آمد به سر ابا عبدالله صلی الله علیه و اون برکاتی را که در این وجود هست به اون اشاره کرد و خدا فرمود که اما پدرش هم از این افضل است نزد من.

و پدرش یعنی حضرت امیر سلام الله علیه.

دست خدا آمد بر سر سیدالشهدا در مقام تجلی و برکات و مضمون این است که اونچه برکات است همین جاست و همین جا قرار داده شده است.

این‌ها یک series از اسرار است.

دقت بکنید که یک series از اسرار و لغایب.

از طرف دیگه می‌بینیم که مسئله، مسئله سیدالشهدا سلام الله علیه و مصیبت سیدالشهدا و کشته شدن سیدالشهدا که قاتل کریمی و قتل مظلوم این هم در یاتون و این جور جمله بسیار خوب قاتل کریمی و قتل مظلوم.

این جریان مصیبت سیدالشهدا سلام الله از طرفی می‌بینیم این هم یک series از اسرار و ابنا دارد.

می‌بینیم که از اول مطرح بوده.

از اول مطرح بوده یعنی مسئله این نبوده که بعدها البته نه به اون معنا که همه چیز در دین خدا از اول مطرح است.

از اول مطرح بوده در محفل اولیا و انبیا و در جمع مردان خدا و اونها که اهل سر هستند.

انبیا و اولیا وقتی میگیم یعنی باید بگیم که اهل سر، ارباب سر و اونهایی که خدا به سر اونها را راه داده است به حضرت ذی اونها را راه داده است.

عرض کنم که در محفل اهل سر و بزرگان اهل سر و اون پیشوایان اهل سر که انبیا باشند، انبیا و حضور همه انبیا عرض کنم که اولیا باشند این شخص یعنی شخص حسین علیه السلام و جریان او در کربلا و مصیبتش و کشته شدنش و این که خونش به زمین ریخته می‌شود و الی آخر.

این در این محفل از اول مطرح بوده.

این هم مسئله را دقیقاً از آرامش و حتی طوری مطرح بوده که حضرت یحیی سلام الله علیه که به اصطلاح مانند حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه به شهادت رسیده و شباهت زیادی هم داشته از شهادتش.

به شهادت سیدالشهدا سلام الله علیه زیاد شباهت داشته.

سرش را بریده‌اند بر اساس مجاهدت بوده و عرض کنم همون مسیر سیدالشهدا داشته و عرض کنم که جریانات و حتی همش مانند سیدالشهدا سلام الله علیه شش ماهه بوده و حتی اون منزلتی که اگر آتش هست و است داخل اون و داخل سیدالشهدا مخصوص اون منیت هستند.

اون اندازه‌ای مسئله‌ای که خواستم بگم در محفل اهل سر و انبیا مطرح بوده که زکریا پدر حضرت یحیی سلام الله علیهم اجمعین زکریا که مشهور به اصطلاح از جریان کربلا که به اصطلاح براش مطرح شده حضرت زکریا و بارو موزیک ها آیا انسان همه این اشارات برای زکریا یاد شده است؟

عرض کنم که و جریان که مطرح شد براش زیاد، زیاد گریه می‌کرد.

زیاد گفتم، گفتم این اونا می‌فهمیدند یعنی چه.

این زیاد گریه می‌کرد و حتی هست که ظاهراً در مسجد دو روز یا سه روز در و ورودش بست و از اول که مطرح شد گریه می‌کرد.

اونگاه از خدا خواست زکریا که حالا برای اینکه با رسول الله صلی الله علیه و با امیرالمؤمنین سلام الله علیه در این جریان او هم بهتر شریک باشد، خدا به او فرزندی بدهد.

زکریا خواست فرزندی بدهد که فرزند خوب باشد، از اولیا باشد، بندگان خدا باشد و محبت شدید هم که از آن به او داشته باشد.

اینجور گفت خدا اینجور فرزند به من بده که از بندگان تو باشد و به من محبت شدید هم به او بده.

این را هم بده و در همین دل او را به مصیبتی که شبیه مصیبت سیدالشهدا است او را مبتلا بکن تا دل من هم همدرد با دل رسول الله باشد.

و چنین هم شد.

یعنی خدا یحیی را داد و یحیی که مقام بسیار بالایی داشت و خب معلوم است که زکریا او حب شدید هم داشته به لحاظ اینکه نبی بوده است در مقام بالا و در همان حال به اون مصیبت هم گرفتار شد.

اینجور در محفل اهل سر مطرح بوده است.

انبیا و اولیا از اول حضرت آدم سلام الله علیه که این مسئله برای اون حضرت تا آخر پیامبران همه شان مطرح شده.

یعنی این جریان گفته شده است یا معلوم شده است یا مشهور شده است و نه تنها مشهور شده است، این اهل سر و انبیا و اولیا موظف هم بوده‌اند از اشارات این معلوم می‌شود که موظف هم بوده‌اند که با حضرت سیدالشهدا [سلام الله عليه] از اول حضرت آدم با اون حضرت شریک مصیبت باشند و شریک هم و غم باشند و بلکه چون ثارالله است خونی هم از اون عادل این باغ که آمیخته به خون حضرت سیدالشهدا باشد، در مسیر خون خدا باشد باید ریخته شود.

این‌ها دقت می‌کنید؟

همه‌ش گفتمون نکات و اسرارآمیز بودن جریان است.

در بعضی جاها خون‌ها از این‌ها ریخته شده به صورت غیرمعمولی و گفته شده است این خون باید با خون سیدالشهدا باشد از انبیا.

در بعضی جاها فقط اختمام و حزن و گریه و این‌ها بوده.

اشک بوده در جریان بوده.

حالا جزئیاتش را دیگه ماها نمی‌رسیم.

کلیش هم به همین طور که میگم می‌فهمیم فقط دیگه اون بحث اصلی را نمی‌فهمیم چیه.

در خصوص حضرت آدم هست که این‌ها در جریان قرار گرفتند و شریک قرار گرفتند در این نکته بسیار بالاست.

عرض کنم که در روایتی شنیده‌اید حضرت آدم آن وقتی که به اون صاحب عرش نگاه می‌کرد، نظر می‌کرد، خب تجاوز نبود براش که صاحب عرش نگاه می‌کرد، اونجا اسماء خمسه را یعنی رسول اکرم [صلوات الله عليه]، حضرت امیر، حضرت زهرا، حضرت مصطفی، حضرت سیدالشهدا [سلام الله علیهم أجمعین] را اونجا مشاهده کرد و با اون اسماء به خدا به اصطلاح به سوی خدا برای قرب بیشتر راه می‌برد و با اسماء خمسه یعنی با اسماء این پنج تن.

ولی وقتی هست در روایت می‌گوید که وقتی که نام سیدالشهدا [سلام الله عليه] را می‌برد آن وقت حضرت آدم، به نکاتش گفته رفتم.

وقتی نام سیدالشهدا را می‌برد که از این طریق هم به خدا تقرب بیشتر و از خدا بخواهد اونچه که می‌خواهد.

لما من قسمت روایت را می‌خوانم.

لما ذكر الحسین وقتی که نام سیدالشهدا را برد که در مقام دعا و مسأله بود سالت دموعه و انخشعت القلب به طور بدون اینکه مسئله از قبل اطلاع براش معلوم باشد همینطور قلبش به درد آمد و اشک چشمش به جریان افتاد.

این یعنی کم اسم سیدالشهدا را می‌برد.

و قال یا أخي جبرائیل فی ذک الخمس ینكسر قلبی و تسیل عبرتی.

به جبرائیل گفت که اینجا چه سری هست من همین که این اسم را می‌گم، این پنج‌گانه را وقتی می‌گم من دلم منكسر، متاثر می‌شود و اشک چشمم جریان پیدا می‌کند.

جبرائیل گفت که ولدك هذا یصاب بمصیبه أصغر عنده المصائب.

این فرزندت که اسمش را می‌بری، این مصیبتی دارد که هیچ مصیبتی به اون نخواهد رسید و همه مصائب نسبت به اون مصیبت کوچکند.

گفت که یا أخي الماهی به جبرائیل گفت که اون مصیبت چیست؟

یقتل گفت جبرائیل گفت که یقتل عطشانا غریبا وحیدا فریدا ليس له ناصر و لا معین.

و لو تراه یا آدم و هو یقول واتشاه و قلة ناصراه حتی یحول الاطش بینه و بین السماء کالدخان فلم یجبه احد الا بالسیوف.

این‌ها به مصائب سیدالشهدا [سلام الله عليه] جبرائیل اشاره کرد که چنین به قتل می‌رسد.

عطشان، غریب، وحید، فرید و ليس له ناصر و لا معین.

این‌ها را گفت به حضرت آدم.

بعد بكى آدم و جبرائیل بكى استكلا.

هم جبرائیل سخت گریه کرد همین که متأثر که شدم و هم آدم سخت گریه کرد.

هر دو گریه کردند و جبرائیل گفت که اینجور در علم خدا گذشته است باید چنین باشد.

کذا سبقت في علم الواحد المنان.

دقت می‌کنید؟

خب این چه سری است؟

حالا حضرت آدم وقتی اسمش را می‌گوید اینجور منكسر باشد و باید هم در جریان گیرد، قرار گیرد باید هم گریه بکند.

گریه بکند.

آیا مسئله این است که این یتر الله الموتور است و باید همه انبیا با او وحدتی داشته باشند؟

آیا مسئله بالاتر از این‌هاست؟

هرچه هست خیلی مسئله اسرارآمیزی است.

[موسیقی] حسین مولایا دوستان عزمن، ششمین بخش صحبت‌های استاد آیت الله محمد شجاعی را در باب حضرت سید و شهدا علیه السلام شنیدید.

دعوت می‌کنیم ادامه این بحث را در برنامه‌های بعد بشنوید.

تا دیگر برنامه خدا یار و نگهدارتان.

[موسیقی] حسین مولایا یا حسین، یا حسین، حسین، حسین، حسین