د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۸
دارای متن همگام
آغاز جلسه؛ کشف کربلا برای رسولالله
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۲:۵۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۸ سرفصل
## آغاز جلسه؛ کشف کربلا برای رسولالله
۲:۴۴
## حجاب زمان و مکان؛ طیّالارض و طیّالزمان
۳:۳۰
## فشردهشدن صحنهها چون بساط زمان برچیده شود
۵:۵۷
## بازگشت به خود؛ مجاهدت و تزکیه
۸:۴۷
## روایت امّسلمه؛ اسراء به کربلا و شبح تراب احمر
۹:۰۸
## قاروره در روز عاشورا؛ خون تازه
۱۱:۴۴
## بهره از شفاعت؛ گریه و محبّت را ساده نبینید
۱۲:۲۵
## روی دیگر حزن؛ سرور در برزخ
۱۹:۱۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
حسین، حسین، حسین، حسین.
حسین، حسین، حسین، حسین. شهید کربلا
حسین. حسین، حسین،
حسین، حسین.
غریب بنه
نوا حسین.
حسین، حسین، حسین- السلام علیک یا أبا عبدالله الحسین-
حسین، حسین- وعلی الارواح التي حلت بفنائک- حسین، حسین، حسین، حسین.
غریب
بنه نوا حسین.
حسین، حسین- چراغ هدایت چراغ و مصباح هدایت تویی.
چراغ و مصباح هدایت تویی.
سفینهای
غرق در آبیم کن.
سفینهای غرق در آبیم کن.
بسم الله الرحمن الرحیم
و هو رب الحسین
الذي قتل مظلوما.
سلام بر حسین و بر عاشقان کوی حسین و سلام بر دوستان
مکتب سرخ حسین.
دوستان با یکی دیگر از برنامههای چراغ هدایت در خدمت شماییم.
در این برنامه ادامه مطالب استاد وارسته حضرت آیت الله محمد شجاعی را در باب
شخصیت و جایگاه حضرت سید الشهدا علیه السلام میشنویم.
در برنامه قبل شنیدیم که استاد به همراهی انبیاء عظام علیهم السلام با واقعه کربلا و شخص حضرت سید الشهدا
مستند به روایات اشاراتی داشتند و تاکید کردند که نهضت امام حسین علیه السلام و شهادت آن بزرگوار
واقعهای است که اسرار
بسیاری دارد و از ابتدا انبیا و اولیا
هر کدام به شیوهای از این موضوع مطلع بوده
و با آن همراهی داشتند.
اکنون ادامه مطالب استاد شجاعی را با هم میشنویم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله رب العالمين وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
عرض کنم که در
زمان خود رسول الله صلوات الله علیه، رسول الله
براش غیر از اینکه خبر داده میشد و میگفتند جریان ات به معراج هم مکشوف بود براش و
می گفتند ملائکه میگفتند برای رسول الله جریان کربلا با جزئیاتش
مکشوف بود. یک روایتی من در این باب اشاره میکنم
مکشوف بود. یعنی این البته
در اینجا فرقی میکند یک نکته که یک نکته شاید گفت نکته عمیقی در لحاظ علمی به اسلام اشاره میکنم.
خب مقام رسول الله را آن اندازه که تصور میکنیم بسیار بالا بوده و میدانیم اما دیگه چه گونه نمیفهمیم.
این مسائل براش مسائل عادی بوده
که بساط زمان برچیده شود، بساط مکان برچیده شود.
یاد فرماید حجاب مکان از میان برقیزد، حجاب زمان از میان برقیزد.
طی الارض کند، طی الزمان کند.
این مسائل برای حضرت رسول یک مسئله عادی بوده،
مقامش بسیار بالا بوده.
اما از این باب بوده، یعنی آنجا که حجاب مکان از میان برمیخورد، این یک حقیقت است اجابت خودش.
شما، ما،
همه مون، همه انسانها، یعنی من و شما حتی گفتم برای رسول الله جریان معمولی بوده ولی
مقامش بالا بوده. ولی چون مقام بسیار بالا بوده این را هم داشته چون که سرتا پا و جمع
هم پیش ماست.
عرض کنم که این یک حقیقت است.
ممکن است همین الان که من و شما اینجا نشسته ایم بساط مکان و زمان برای ما برچیده شود.
یعنی حجاب زمان و حجاب مکان.
اینها را باز دقت بکنید که در
حقیقت بحث، یک بحث فلسفی ایجاد کرده
اما باز عقل یک مقدار کشیدنش این مسئله را و حجمش بسیار مشکله.
یک نظر جنبه فلسفی دارد، یک نظر
از نظر فلسفی چیز یاد نمیگیرد.
ولی این مسلم است که طی
مکان و زمان برای انسان در
مواقعی امکان دارد بشود.
مثلا برای من و شما امکان دارد اگر به خود برگردیم،
اگر آن حقیقت خود را داشته باشیم،
به آنجا برگردیم، مکانی نباشد که هیچ، یعنی حجاب مکان که نباشد هیچ،
حجاب زمان هم برچیده شود.
الان که ما بعد جریان کربلا افتادهایم،
هزار و چند سال میگذرد از این جریان، زمان اینقدر فاصله شده،
این زمان از میان برقیزد و مکان
که در این الان ما اینجا هستیم در تهران هستیم مثلا، اینجا مکان هم از میان برقیزد
و ما درست در صحنه کربلا شاهد آن جریانات باشیم.
دقت بکنید، عین همان صحنه اونا که
در همان تاریخ در همان مکان جدا
در عرض واقع شدهاند.
اگر حجاب زمان و مکان از برای ما از میان برقیزد، چه امکانش هست؟
چه اینکاه هست که ما این جریانات را در آنجا خواهیم دید
اون، اون وقت از این هم عمیقتر.
عین جریان را جریان در اونجا
به صورت ظاهر اگر اون وقت کسی رو خود به چشم میدید،
اگر اون وقت کسی به صورت ظاهر در همون روز عاشورا
از صبح عاشورا در آنجا بود از اول
صبح عاشورا چه جریاناتی به تدریج به تدریج زمان میگذرد، اونها رو به
تدریج میدید تا غروب مثلاً اِاِاِ مثلا روز عاشورا
شام غریبان یا در شام غریبان همین
دو اینها رو به تدریج یه آدم میگذرد از این هم بالاتر میشد.
یعنی از اونی که در اون صحنه حاضر بوده به صورت ظاهر نگاه میکرده از اون هم بالاتر میشه.
یعنی همه این جریانات متدرج پی در پی پشت سر هم در یک جا جمع
میشوند. دقت میکنید؟
یعنی اگر بنا باشد حجاب زمان
و مکان از میان برقی زد مثلا در ساعت قبل که مثلا یک از شهدا شهید میشد در ساعت بعد هر دو صحنه در یک لحظه در
مکان خودش چون بساط زمان بر فرض
کنید چی شده؟ برچیده شده است.
این یک حقیقت است و اون تغییر عرض اینا که شنیدهاید و تغییر زمان البته زیاد معروف نیست تغییر.
الان بساط زمان برچیده شدن تغییر عرض یعنی بساط مکان، حجاب مکان از میان برقی زد.
البته یک چیز بسیار اسرارآمیزی هم هست.
همون مسئله تغییر عرض خیلی از آثار خود جریان اسرارآمیز است.
مثلا وقتی انسان مثلا تغییر عرض رو بفهمه چجوریه و یا مسئله زمان اینا به طور کلی به
عبار معروف فاتحه همه آنچه که تا به حال فهمیده است را میخواند.
یعنی اگر من و شما مثلا در از این دو مسئله سر در بیاریم،
همه مشکلات مییابیم برای ما مثلا یافتهها و معمولات و معلومات اساسی و محکم
سابق و مستدد است همش پا در گنده میشود.
زمین چطور بشه بساطش پیچیده میشود؟
زمین بساطش پیچیده میشود. من، من که الان اینجا نشسته ام
این فاصله که بین اینجا و کربلا هست، این فاصله هرچی هست پیچیده میشود.
من یک قدمم اینجا یک قدم را میگذارم کجا؟
یه قدم را میگذارم کربلا.
واقعا به عرض کربلا قدم میگذارم.
چجوری؟ هم باطنی، هم ظاهری.
چیزی است که گفتم با عقل جور نیست.
عقل اینها را نمییابد.
زمان از این هم عجیبتر است.
توجه کنید و مثلا
حالا اینجا ما صحبت از عنقریب یا کن باشد وقتی انسان اگر ممکن است طبیعی
اصلاح در حد خودش از این مسئله برکنار باشد.
اینجا مکان از میان برقی زد
یا تغییر عرض داشته باشد و حجاب زمان هم چنین.
بیشتر تغییر عرض معروف است اما حجاب زمان هم همین.
و ممکن است و این آن وقتی میشود که انسان
به خودش برگردد، به خودش برگردد یعنی البته با مجاهدت و
در اینجا به شما یک نکته میگم برای این که یهخرده برای شما مفهوم بشه در حالی که خارج از بحث ما شد رفت.
بحثهای معمولی علمی ما ولی این بحث
در هر صورت شنیده، شنیدهاید گاهی مثلا برای انسان، برای بعضیها
دفعهاً یه حالتی پیش میاد که سخت مضطرب میشن، سخت میترسن،
سخت مضطرب میشن. بعضی از جریانات گذشته براشون چی میشه؟
بعضی از جریانات گذشته متأثر میشه.
یعنی میگذرد از پیش چشمش میبینه یا جریاناتی که آتی است هنوز نشده است.
این هست و برای افراد عادی پیش میاد ها.
دفعهاً یک ضربت مانندی به وجودشون وارد میشود.
دفعهاً یک شوک مانند و امثال اینها که دفعهاً بعضی از وقایع گذشته یا آنچه در
آینده هنوز نیامده است براشون قطعه چی میشود؟
متأثر. چون در آن یک لحظه اِاِاِ چون
دفعهاً یک تهاجمی میشود براش یا سخت میترسد یا سخت مثلا متأثر میشود یا سخت مضطرب میشود به خودش برمیگردد.
از اینجا و آنجا منقطع میشود به خود برمیگردد یک لحظه.
انسان اگر به خودش برگردد مسئله دیگه است.
من و شما که الان اینجا قدی هستیم تو خودمون رو نداریم.
دقت میکنید؟ اگر تو من ینشد ظالته
که حضرت علی سلام الله علیه فرمود ترجمه میکنم چنین.
همه مردم هرچی گم میکنند به دنبالش هستند.
خودشان را گم کردند رفتند به دنبالش.
هیچ نیستند. این یک لحظه انسان به خودش برمیگردد بعضی از وقایع آینده فوراً در اون یک لحظه براش
متأثر میشود چون به خود برگشته.
چون تکان میخورد به خودش برمیگر-- به فکر خودش فقط میشه.
خودش فقط دارد که هیچ جا از همه جا منقطع میشود.
در هر صورت اگر با ریاضت و مجاهدت و عیادت
مشروعه یعنی مجاهدت یعنی تزکیه نفس اگر کسی به خودش برسد آن وقت تغییر عرض و تغییر زمان اینها براش پیش میاد.
و در این جریان تغییر عرض و تغییر اینها بساط زمان و مکان برچیده میشود.
انسان در اون صحنهای که بوده یا خواهد شد در آتیه قرار میگیرد.
اونی که از رافع ائمه و معصومین گاهی خبر میدادند چنین میبینم، چنین میشود.
این قرار گرفتن در صحنه است.
توجه کنید. بساط برچیده شدن چیه؟
بساط زمان و مکان.
مثلا از آینده خبر میدادن. چنین میبینم.
اینجور تعبیر میکردند. چنین میبینم هم بساط مکان از میان برمیخواست و هم بساط چی؟
هم بساط زمان.
در اینجا یه نکتهام به شما بگم.
از مکان و زمان آنطور که من و شما میفهمیم اصلا حقیقتش غیر از این است.
توجه میکنید؟
و حقیقت مکان غیر از این است که من و تو و همه انسانها و اوغلایی که از ته و تو گوششون میاد میفهمن
غیر از این است. و از زمان هم همه اوغلاییش گفتم از اهشون به اصطلاح کیف میکنند، میفهمن زمان غیر از
این است اگر انسان بفهمد. خیلی، به هر صورت.
رسول الله خب این مسئلهاش عادی بود و طبعا جریان کربلا برای رسول الله
مشهود بود. یعنی بساط حجاب زمان و مکان برچیده میشد در اون صحنه قرار میگرفت گاهی.
و روی همین حساب دلش زیاد به درد میآمد.
دل رسول الله صحنه را شاهد میشد.
اینجا ببینید روایتی میخوانند که بر
روی در جریان است.
무슨 جریان است؟ بر روی در اینجا میگوید که
از ام مسلمه است. این هم از ام مسلمه است که ایام رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال ام مسلمه میگوید که
خلق رسول الله من عندنا الله ليله.
رسول الله از نزد ما شبی از نزد ما خارج شد.
شبی شب از نزد ما خارج شد.
فغاب عنا فیلا
از ما طولانی غایب شد، رفت.
از پیش شما بود رفت طولانی هم رفت.
بعد از مدتی طولانی رفت آمد پیش شما و حالا اش از اصغر
آمد رسول الله بعد از طولانی غیبت از میان ما رفت شب یک روز رفت.
غایب شد آمد بعد از مدتی
دیدیم که اشعث و اصغر است یعنی غبارآلود است.
اجمرده است غبارآلود است رنگ و صورت و لباس همه اشعث و اصغر.
اصغر از غبار است. خاکآلود غبارآلود
و در این حال به اصطلاح گرفته دستش هم همینطور یک دستش
هم بسته است. یعنی چیزی اینجوری تو دستش هست.
فقلت له میاد ام مسلمه گفتم به رسول الله یا رسول الله مالی ارا تشعثن عظمى؟
چرا اینجوری میبینم تو را شما را؟
فقال اسری بی فی هذا الوقت الی موضع من العراق.
منو الآن سیر دادند اسری بی سیر دادن همین داستان گفتم و شنیده میشوید این اسری بی است.
مرا سیر دادن در این
ساعت در این وقت به موضعی از عراق که به
آن کربلا به اونجا کربلا گفته میشود به اونجا بردن مرا.
فعرید فیه به من نشان داده شد.
عرید فیه در اون کربلا
مثلی حسین ابن.
مثل حسین یعنی همان جا تمام صحنه را به من نشان دادند و جماعتم من بودی و اهل بیتی
همه مثلی فرزندانم را به من نشان دادند.
فلم ازل القط دماءهم میفرماید که اون وقت من از خونهای آنها جمع میکردم.
به نحوی که فلم ازل القط، القط یعنی جمع میکردم.
بعد گفت که فها هو فی یدی
اینجاش هم باز زیاد با فکر و عقل ما جور در نمیاد.
یعنی что خونهاشون رو جمع میکردم.
فها هو فی یدی مجموع خونها که جمع کردم در دستم
هست یا از مجموع خونها آنچه جمع کردم در دستم هست و وسط آن که دستش گفت بسته بود و وسط ها
گفت که دستش را گشود فقال
خذها. به ام مسلمه گفت به من گفت بگیر حالا پیش تو باشد.
فخذها این را حفظ کن.
فأخذها یه چیزی گرفتم از دست رسول الله فإذا شبح تراب احمر
مانند خاک بود. نه خاکا میگوید شبح تراب احمر مانند خاک سرخ بود.
حالا چه بود؟ فوضعته فی قاروره این که اینجاشو شنیدهاید شما در یک قاروره شیشهای یعنی آن را حفظ کردم.
بعد ام مسلمه میگوید این پیش من بود.
پیش من بود. این، اینم گفتم این کدش
همین، همینجاش اسرار است با سر تا پا نمیفهمیم что خاک نبوده.
البته در بعضی روایات هست که از خاک
کربلا هم آوردند و دادند.
این هم هست ولی این اینجا صاف روایت میگوید که خاک نبوده چیزی شبیه خاک بود سرخ و رسول الله گفت من خون
آنها را جمع میکردم و از خون، از خون آنها جمع میکردم.
بعد گفت که بگیر به ام مسلمه گفت.
میگوید که مسلمه که بعد از رسول الله بود.
بعد میگوید که این جریان پیش من بود.
فلم آخر اجل حسین مکه متوجه عن نحو الفرات
وقتی که اباعبدالله از مکه خارج شد متوجه عراق بود کنت
اخرج تلك القارورة فی کل يوم و ليله و اشمها و
انظر الیها هر روز من بیرون میآوردم استشمام میکردم نظر میکردم آن را
بعد گریه میکردم.
اما وقتی روز دهم از محرم شد،
از اول، اول روز در
بیرون آوردم آن شیشه را و هیه به حالها
این دیدم که هنوز در حال خودش است.
در آخر روز که برگشتم فای دوباره دیدم آن را فإذا هى دم العبیج دیدم که درست خون تازه است.
فإذا هى دم العبیج پس فسط فی بیتی و بشیر که در خانه میگفت که میگوید که در خانه بودم همان
خلوت گریه کردم و منتها سعی کردم که صدام را کسی نشنود
که دشمنان در مدینه نفهمند و اذیت و آزار
نکنند. خب حالا این مشهور بود برای حضرت امیر هم این چنین چیزی.
این دست دیگه ابن عباس یه وقتی بودند سخت در کربلا که بودند سر اونجا میگذشتند
زیاد حضرت ابن عباس میگوید که من خطاب به حضرت امیر بود سخت اونجا گریه کرده و
مشهور شد برایش جریانات اونجا.
آنچه که برای سید الشهدا و اهل بیتش
پیش آمد. همینقدر من تمام میکنم بحث را اینها همش اسرار است و این ساعت از اسرار بودم و جریان میکنم
و امیدوارم که انشاالله شما با
اسرار یه مقدار آشنا باشید و
از این بُعدش که بتوانید از شفاعت سیدالشهدا سلاماللهعلیه خودتون را بهرهمند کنید،
استفاده بکنید. نیت و اسرار موجود در این باب حتماً یادتون باشد.
نه به اون معنی عامیانه که اون دفعه هم براتون گفتم.
به اون معنی عامیانه که
هستونن ولی باب الله هست و وسیلهست، سفینهی نجات هست
از اونم استفاده کنید.
هرچی میتوانید در عین اینکه در
اصلاح خودتون میپوشید در
محبت خود به حضرت عبادالله و در گریه و تأثر
زیاد بپوشید. اگر
قلبتون به درد بیاید از باب محبت و
چشمتون اشک داشته باشد،
اینها را ساده نبینید.
حتی اگر شما میتوانستید ببینید،
میدیدید اون وقتی که دل شما برای سیدالشهدا به درد میآید، همون وقت شما از شراب
ظاهرش گُسهست که دل به درد آمدن است ولی همین باطنش
سیرا شدن شراب کوثر است
و اگر میدیدید اون وقتی اشک از چشمها میآید انسان درست نظر به کوثر میکند و دل به درد
میآید سیرا میشود.
گفتم اینها رو با عقل نمیشنوید اگر میدیدید مییافتید.
و اینم یادتون باشد که دل به درد بیاید در
مصیبت سیدالشهدا سلاماللهعلیه، این هم اون سوییش اون وقت که میمیریم مخصوصاً در اون مرحلهی سخت، خیلی سختست.
اول به اصطلاح مرگ که انسان وارد برزخ میشود، این حزنها و
متأثر شدنهای قلب
برای سیدالشهدا سلاماللهعلیه درست در اونجا
یک سروریست که به انسان مواجه میآورد.
یعنی هست که انسان وارد برزخ شد اگر گریه
و تأثر و حزن و اندوه
ناج بود دلش برای اون حضرت،
این اندوهی که در دل برای اون حضرت داشته است، اونجا اون سویش فرح است، سرور است و شادی است
و در همون مرحلهی اول برزخ که وحشتها از همه جا دامنگیر است، اونجا انسان فوراً که منتظر است اونجا
هست که در اطراف چهارده معصوم،
معصومین سلاماللهعلیهم أجمعین را میبیند
و به قلبش سرور و فرحی در برابر اون وحشتها و ظلمتهایی که پیش میاد وارد میشود که این نتیجه جزای
اون سوی همون حزن است نسبت به عبادالله و همون گریههاست نسبت
به سیدالشهدا سلاماللهعلیه.
مولای يا حسین، حسین، حسین،
حسین، مولای
يا حسین،
يا حسین، حسین، حسین، حسین،
مولای يا حسین، يا
حسین، حسین، حسین، حسین، مولای يا حسین، يا حسین، حسین، حسین، مولای يا حسین، حسین، حسین، مولای يا حسین،
حسین،
حسین، حسین، مولای يا حسین.
دوستان ارجمند، این برنامهی چراغ هدایت را هم شنیدید.
اعلامیه مطالب استاد آیتالله محمد شجاعی را در برنامههای بعد بشنوید.
سازنده این برنامه خدا یار و نگهدارتون.
حسین، حسین،
مولای يا حسین،
يا حسین، حسین، حسین، حسین، مولای يا حسین، يا حسین
جلسه قبل
جلسه بعد