ددرس‌گفتارها

[شعر] حسین، حسین، حسین، حسین.

حسین، حسین، حسین، حسین.

شهید کربلا حسین.

حسین، حسین، حسین، حسین.

السلام علیک یا أبا عبد الله الحسین و على الأرواح التي حلت بفنائك.

حسین، حسین، حسین، حسین.

چراغ هدایت.

چراغ و مصباح هدایت تویی.

چراغ و مصباح هدایت تویی.

سفینه‌ای غصه‌ را یم کند.

سفینه‌ای غصه‌ را یم کند.

بسم الله الرحمن الرحیم و هو رب الحسین الذي قتل أطشا.

بسم الله الرحمن الرحیم.

یا أیتها النفس طمئنی قد رضیت مرضیة.

الله.

سلام بر حسین و بر اصحاب حسین و سلام بر شما دوستداران و علاقه‌مندان مکتب حسین علیه السلام.

دوستان ارجمند برنامه چراغ هدایت را می‌شنوید.

در این برنامه نیز همچون برنامه‌های قبل بخش دیگری از مباحث استاد وارسته آیت الله محمد شجاعی را در باب شخصیت حضرت سید الشهدا علیه السلام تقدیم حضورتان می‌کنیم.

در برنامه‌های پیشین استاد راجع به دم اسرارآمیز امام حسین علیه السلام و اثرات آن مطالبی بیان داشتند و به مصادیقی از اثرات این دم اشاراتی نمودند.

در این برنامه استاد ضمن بیان توضیحی در باب راضی بودن حضرت به مقدرات الهی به گریه زمین و آسمان بر آن حضرت اشاره دارند و با نقل روایاتی چند این حقیقت را که در نظام وجود جاری است توضیح می‌دهند.

بشنوید.

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآله الطاهرين.

در خصوص حضرت سید الشهدا سلام الله عليه مطالبی می‌گفتیم.

در جلسه گذشته نظرتون هست که در مسیر بحث در این نکته که وجود مقدس اون حضرت و آنچه که مربوط به اون حضرت هست هر کسی خوب تأمل بکند همش اسرارآمیز است.

در مسیر این مسئله و بحث من از دم اون حضرت مطالبی گفتم.

دم خاص اون حضرت صحبت‌ها شد و مطالبی گفتم.

حالا در این جلسه خواستم در دنباله باز همین بحث توجه به این نکته هم داشته باشیم که اینطور که در جلسه گذشته اشاره کردم در عین حال که صاحب اون منزلت و مقام بود، نمونه‌هایی هم از آثار دم اون حضرت را گفتیم.

در عین حال به حساب اینکه مقاصد ربوبی باید تحقق پیدا بکند راضی بود به قضا الهی و اون جریانات کربلا پیش آمد.

در عین حال باید به این نکته هم توجه بکنیم که بعد از جریان کربلا یعنی در عین رضای اون حضرت، راضی بودنش به قضا حق و در عین حال مسئله این بود که مقاصد ربوبی باید پیاده بشود به لحاظ اون منزلت بسیار بالا و وجود اسرارآمیز و دم مخصوص بعد از شهادتش، بعد از شهادت اون حضرت مسائل زیادی به چشم می‌خورد که اینها هم باز این مسائل را خوب دقت بکنیم در این مسیر برای ما کمک است.

یعنی برای ما روشنگر است که اسرار بسیار عمیقی در خصوص وجود اون حضرت و مسائل مربوط به اون حضرت هست.

با اینکه راضی بود به قضا حق با اون منزلت با اینکه با دمی که داشت به اذن الله می‌توانست در روز عاشورا همه چیز را به اذن الله به هم بزند با این همه راضی بود ولی با این همه چون دلی داشت مخصوص و اسرارآمیز و دمی داشت باز مخصوص با شهادتش مسائلی پیش آمده که این‌ها هم مخصوص است.

مثلاً از جمله مسائل یکی مسئله به اصطلاح گریه آسمان و زمین هست.

البته گریه ملائکه و انبیا و این‌ها را من در جلسات گذشته گفتم ولی گریه آسمان و زمین به این صورت ما بکد علیهم السماء والأرض.

نمازخانه منزلی که آیه قرآن هست.

که کسانی را یاد می‌کند می‌فرماید آسمان و زمین به آنها گریه نکرد.

در خصوص دو نفر آسمان و زمین گریه کردند.

یکی حضرت یحیی سلام الله علیه هست.

یکی سید الشهدا سلام الله.

همین آسمان و زمین مقصود آسمانی‌ها و زمینی‌ها نیست.

آنها را قبلاً گفتم آسمان و زمین.

این خب مسئله مخصوصیست.

خود آسمان و زمین برای آن حضرت و گفتم برای یحیی سلام الله علیه هم برای دو نفر گریه کردند.

همین آسمان، همین آسمان ظاهر غیر از عوالم بالا و ملکوت و ملائکه و این‌ها که قبلاً اشاره شد.

البته به یک نظر الان باز هم مطلبی از میثم تمار نقل خواهم کرد که همه چیز گریه کرد ولی گریه آسمان و زمین مخصوص است.

حضرت امیر سلام الله علیه یکی از اعدا، اعدا الهی گذرش افتاد بر حضرت امیر و حضرت زیلو در زمان حضرت علی سلام الله علیه.

و اون را دید حضرت فرمود که این از آنهایی است که ما بکد علیهم السماء والأرض.

بعد گذشت این مسئله کمی فاصله گذشت حضرت سید الشهدا سلام الله علیه آمد.

بعد حضرت امیر نگاه کرد گفت البت این اون کسی است که آسمان و زمین برایش گریه می‌کند با اشاره به آن آیه قرآن.

گریه آسمان و زمین را وقتی در روایات می‌بینیم از زبان معصومین هرچه تأمل می‌کنیم می‌بینیم که مسئله عمیق‌تر می‌شود.

میثم تمار می‌دانند از ارباب سر بود از اهل سر بوده.

میثم تمار همان معروف است.

از اصحاب علی سلام الله علیه بوده از اصحاب سر بوده میثم.

مرد عجیبی بوده.

اون به یکی از یه شخصی میثم حالا در زمان حضرت امیر بود.

هنوز جریان کربلا پیش نیامده بود.

هرچه میثم با اون شخص شروع کرد گفت که من به تو خبر بدم که فرزند پیغمبر سید، سید الشهدا علیه السلام را این مسلمان‌ها بعداً می‌کشند.

مسلمان‌ها می‌کشند، همین امت می‌کشند.

در دهم ماه محرم قبل از جریان کربلا اینا رو میثم می‌گفت.

در دهم ماه محرم می‌کشند و اون روز را به جهل‌شون روز شادی و سرور هم قرار می‌دهند.

بعد میثم گفت که اینچه به تو می‌گویم این از علم خاص الهی است که نزد من هست و عهدی است که از مولایم امیرالمؤمنین سلام الله علیه به من رسیده است و داشته باش این مسئله خواهد شد.

بعد میثم اضافه کرد که همه کس بر اون گریه می‌کند، گریه می‌کنند بر فرزند پیغمبر.

حیوانات در بیابان‌ها، حیوانات، وحوش، ماهی‌ها در دریاها، پرنده‌ها در آسمان.

اینا حرفای میثم بود.

آفتاب، ماه، ستاره‌ها و آسمان و زمین.

مؤمنین انس، جن، همه، همه ملائکه، رضوان، مالک، ملای اش، همه گریه می‌کنند.

بعد میثم گفت که و تمطر السماء دماً و رماداً.

اینم یادت باشد که از آسمان خون و خاک فر می‌بارد.

خب این دوباره جمله را اضافه کرد میثم تمار که گفت بعد گفت که یک جمله هم گفت یعنی بعد از اینکه جملات رو گفت که اونها رو من نمیگم گفت که یادت باشد وقتی که نگاه کردی به آفتاب و دیدی که آفتاب تغییر پیدا کرده نورش و سرخ شده همان وقت بدان که آن حضرت شهید شده و آن حضرت را کشتند.

این به عنوان یک سر میثم به چیز گفت، به آن شخص گفت.

گفت نگاه می‌کنی به آفتاب در همان روز و می‌بینی که آفتاب سرخ شده مانند خون.

آن وقت بدان که فاعلم ان سید الشهدا الحسین قد قتل عين الصح.

آن وقت بدان که اینطور.

آن شخص می‌گوید که من حالا در بیانش می‌آید در همان روز.

می‌گوید روزی خارج شدم و نگاه کردم به آفتاب.

دیدم که نور آفتاب نور البته این مسئله‌ای بوده که می‌شود گفت که اگر بقیه هم شعور داشتند می‌توانستند بفهمند.

جز آنکه گفت این انسان‌ها اکثراً در غفلت‌اند و حتی خیلی آیات را هم می‌بینند و می‌گذرند و تصور یا تأمل درباره‌ش نمی‌کنند.

شاید هم اینطور بوده.

می‌گوید که من دفعه اول آفتاب را بیرون آمدم آفتاب را دیدم که سرخ است.

بعد به دور دیوار نگاه کردم دیدم اصلاً همین تابش آفتاب در در و دیوار درست مانند جامه‌های رنگین که رو دیوار جامه‌ی رنگین می‌اندازند اینجوری یعنی مخصوصاً چیزی سرخ‌رنگ بود.

کالملائة المعسرة.

بعد اینکه من دفعه‌ا صدايم بلند شد و گریه کردم و گفتم والله قد قتل سیدنا علی حسین بن علی علیه السلام و همینطور هم بود.

یعنی روز عاشورا روزیه که این نگاه رترزه و بر اساس اونچی که نسیم تمار که از اهل کرب بود برای این شخص گفته بوده.

محمد بن سیری میگه که به ما خبر دادن که این البته این همان گریه‌ی این در واقع ظهور و تمثل گریه‌ی آفتاب است.

حالا گریه هر چیزی متناسب خودت هست.

گریه آفتاب که مانند گریه انسان نخواهد بود.

هر چیزی برای خودش گریه دارد.

آفتاب برای خودش شعور دارد، علم دارد، بنده خدا حساب دارد، چر و چری دارد، با خدا دارد، با اولیا دارد.

این‌ها را اجمالاً و اندازه که قبلاً صحبت‌ها کرده‌ای فهمیده ای.

دیگه آفتاب را نه جامد بدانید نه هیچ چیزی را جامد باید بدانیم.

جامدند با ما، باخبرند با خدا، حی‌اند با خدا، با شعورند با اولیا.

این‌ها مسائل مسلمی است نزد اون‌ها که اهل معرفت هستند.

گریه آفتاب همان سرخ بودن اون بوده.

به هر حال محمد بن سیری میگه که به ما خبر دادن که این محمد بن سیری هم از کسان است که در این مسائل دقت‌هایی ازش نقل شده است.

میگه که به ما خبر دادن که این عمره یعنی این سرخی که در اطراف آسمان هست این قبل از قتل سیدالشهدا سلام الله علیه نبوده اینطور.

این بعد از اون شده است.

این هم حرف محمد بن سیری است که باید روی این حرف هم حساب کرد.

میگه که به ما خبر داده که قبلاً اینطور نبوده و این بعد از قتل سیدالشهدا سلام الله علیه سرخی اطراف آسمان به این صورت است.

حالا یا نبوده اصلاً نظرش اینه یا به این شدت نبوده که این هم دلیل بر این است که به اصطلاح یعنی این علامت همان گریه آسمان است.

اونجوری در بعضی از روایات اشاره شده گریه آسمان به این صورت است.

البته بعضی‌ها نقل کرده‌اند که در همان روز عاشورا بارانی آمده که دقیقاً سرخ‌رنگ بوده.

منتها کسانی گفتند ارباب شعور بودند متوجه شدند و بعضی‌ها متوجه نشدند.

گریه آسمان و زمین و آیه هم فراموش نکنید.

تمام بکت علیهم السماء والارض.

روایات ناطق بر این است که در خصوص همین آیه آسمان و زمین بر دو نفر گریه کرده که یحیی سلام الله که خون او هم از خون سیدالشهدا سلام الله علیه بود.

یکی هم سیدالشهدا سلام الله علیه.

این‌ها در نظر هم باشد.

الان باز از ارضاک که صحبت و سوالی کردن من گفتم که مستقیماً به تفسیر ثارالله یا بتر موطور بپردازیم.

از اول بحث من گفتم به این شکل نخواهد بود ولی مطالب 앞으로 هم کسی در روشنگری همین جریان پیش می‌رود.

دیگه بقیه‌اش با شعور و تصور و ادراکات دقیق شما باید مربوط باشد.

این همان، اینا همش می‌رسد بر اینکه این خونی که ریخته شد یک خون مخصوص بوده.

ثارالله خون خدا.

물론 البته خون خدا هم خون خداست و هم خونی که خدا طرفدارش هست.

این ثار معنیش این است.

توجه می‌کنید؟

و بتربا هم بوده.

اگر شما خون حضرت یحیی را هم حساب بکنید سلام الله علیه که بکت بر او هم آسمان و زمین و اون وقتی که خون او ریخته شد غضب خدا اشتداد پیدا کرد.

اون هم یکی‌ست با خون سیدالشهدا سلام الله علیه.

اصل محور در خون خدا و اینکه خدا اون خون را خونخواهی هم خواهد کرد و کرده است معنی ثار این است.

یه خونی که خدا روش حساب خاص دارد، یه ارتباط خاصی با خدا دارد.

خدا خونخواهی‌اش را هم خودش می‌کند.

این معنی ثارالله هست.

اصل محور اساسی در ثارالله خون سیدالشهداست.

یک نظر، نظر بعضی‌ها این است که خون حضرت امیر سلام الله علیه هست.

السلام علیک یا ثارالله و ابن ثار.

عرض کنم که این خون، حالا اینجا یه نکته ضعیف هم بگم که یادتون باشد این را هم فراموش نکنید.

ببینید در عالم دو خون به راه افتاده، دو خون.

دو قافله داریم.

در اون‌هایی که بین اون‌ها که خونشون می‌ریزد.

یکی خون سیدالشهدا و من تبعت حتی الی يوم القيامة.

یکی هم خونخواهی این خون است از اعدا و از ناخاتان.

این هم یه قبیله‌ای از خون است که به راه افتاده است.

یکی خون پاکی است که به راه افتاده که محورش، اساسش که بدلیه تبع اون هستند عبارت است از خون حضرت امیر سلام الله علیه و خون سیدالشهدا که ثارالله است.

السلام علیک یا ثارالله و ابن ثار.

خون‌های دیگر چه در گذشته از انبیا مانند از جمله حضرت یحیی سلام الله علیه و یا نمونه‌هایی که اون روز براتون می‌گفتم از انبیا دیگر که در ارتباط با قتل سیدالشهدا خون‌هایی از آنها ریخته شده یا هر خون پاکی که قبل از سیدالشهدا ریخته شده و بعد از سیدالشهدا ریخته خواهد شد و شده و خواهد شد تا روز قیامت تمام خون‌های پاک اینها در واقع جوشش یک خون بیشتر نیست.

توجه می‌کنید؟

یعنی در حقیقت یک خون است.

در مقابلش هرچه خون ناپاک قبلاً و بعداً ریخته شده و خواهد شد، خونخواهی خداست از ناپاکان.

این در دیوان اون خون پاک ریخته می‌شود.

این یک نکته‌ای یادتون باشه و طبعا هرجا خونی می‌ریزد این سؤال میاد این در کدام زمره است؟

توجه بکنید اینم یک مسئله‌ست این‌ها یادتون باشد.

اما در این می‌خواستم بگم که خواستم یکی دو تا شعرم بخونم از مولوی.

محور اساسی در خونی که خون خدا باشد بلا افتاده در این عالم محور اساسی خون سید الشهدا و خون حضرت امیر سلام الله علیه است و بعداً در مراتب مختلف خون‌های پاک در این محور جوشش این خون‌اند یا ظهورات این خون‌اند که از جمله خون حضرت یحیی باشد.

اون خیلی نزدیک است به خون سید الشهدا سلام الله علیه.

و لذا در مسائل درست با سید الشهدا سلام الله علیه شریک است اون حضرت.

مثلاً اشتداد غضب یکی از موضوعات است.

اون وقتی که اون حضرت را شهید کردند یعنی حضرت یحیی را و حضرت سید الشهدا را شهید کردند، در هر دو آمده است که از در اشارات روایات که غضب خدا اشتداد پیدا کرد بر مردم و خدا به خونخواهی آمد به میدان.

یکی در جریان قتل حضرت یحیی، یکی هم حضرت سید الشهدا و این خونخواهی هم تا قیامت ادامه دارد در هر دو مورد.

یکی همین است که آسمان و زمین گفتم که بر هر دو گریه کرده است.

یکی این است که منزلتی در آتش شصت و پنج برای پاکان این دو نفر که وجود اشتراکی هست.

در هر صورت خون یک خون است.

گو اینکه ظهورات دارد یا خون یک خون است گو اینکه جلوه‌ها دارد و شما حساب بکنید که حضرت سید الشهدا و حضرت امیر سلام الله علیهما و حضرت یحیی و انبیا خون‌هاشون ریخته شده پاکان دیگر، این‌ها در حقیقت خون‌شون یکی‌ست و روح‌شان هم یکی‌ست.

دقت بکنید این‌ها را به اون عالم وحدت که صری از اقل است ببرید.

مولوی می‌گوید که جان گوزن و سگان از هم جداست، متحد جان‌های شیران چی؟

متحد جان‌های شیران خداست.

جمع گفتم جان‌ها شامند به اسم، کان یکی صد جان بود نسبت به جسم، همچو آن یک نور خورشید سماع صد بود نسبت به صحن خانه‌ها.

لیکن یک باشد همه انوارشان.

او گفته لیکن یک باشد همه انوارشان، چون که برگیری تو دیوار از میان، چون نماند خانه‌ها را قاعده، مؤمنان مانند نفس واحده.

إنما المؤمنون کی؟

کَنفس واحده.

این تشبیه خالی از خوشی نیست.

اول مؤمنی وارد است از حضرت امیر و حضرت سید الشهدا سلام الله علیه، بعد انبیا و اولیا و مؤمنین پاک و صالح در مراتب مختلف.

إنما المؤمنون کَنفس واحده.

[شیروان در حال زمزمه‌ خواندن] حسین، حسین، حسین، مولایای يا حسین.

يا حسین.

حسین، حسین، حسین، مولایای يا حسین.

يا حسین.

حسین، حسین، حسین، مولایای يا حسین.

يا حسین.

حسین، حسین، مولایای يا حسین.

حسین، حسین، مولایای يا حسین.

[صدای زمزمه‌ خواندن در پس‌زمینه ادامه دارد] یاران همراه بخش دیگری از سخنان استاد پرهیزکار آیت الله محمد شجاعی را در باب شخصیت و عظمت وجودی حضرت سید الشهدا علیه السلام شنیدید.

امید که مورد استفاده شما قرار گرفته باشد.

در برنامه بعد ادامه همین بحث را تقدیم حضورتان خواهیم کرد.

خدا نگهدار.

[صدای زمزمه‌ خواندن در پس‌زمینه ادامه دارد] روی نیازم کجاست؟

سوی حسین است و بس.

قبله قلبم کجاست؟

کوی حسین است و بس.

روی نیازم کجاست؟

سوی حسین است و بس.

قبله قلبم کجاست؟

کوی حسین است و بس.

کوثر و حوض بهشت، شمع و نهضت حیات.

کوثر و حوض بهشت، شمع و نهضت حیات.

اندکی از بوی جوی حسین است و بس.

بوی بهشت خدا از حرمش می‌وزد.

بوی بهشت خدا از حرمش می‌وزد.

بوی بهشت خدا، بوی حسین است و بس.

بوی بهشت خدا، بوی حسین است و بس.

بوی بهشت خدا، بوی حسین است و بس.

بوی بهشت خدا، بوی حسین است و بس.

بوی بهشت خدا، بوی حسین