بسم الله الرحمن الرحیم.
قل هوالله أحد به نام خداوند بخشایشگر مهربان بگو خدا یکی است [موسیقی] توحیدنامه با بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی [موسيقى] منظور از بحث توحيد عبارتست از معرفت خدای متعال، صفات خدای متعal و افعال خدای متعال ديگش به آن دیگر به اصطلاح معرفت وحدانيت ذات مقدس حق و اينكه جز ذات او ذاتی نيست و جز صفات او صفاتی نیست و جز اعمال او اعمالي نيست.
بismillah الرحمن الرحيم.
در نگاه مؤمن راستین طبیعت و جانداران آینه اسما و صفات زیبای خداوند و آثار رحمت او هستند.
آثار تابش رحمت خدا دوست داشتنی و دل انگیزند.از سوی دیگر مؤمن راستین که میپوشد ربانی شود و خدا منظر نظر او گردد و باریکههایی از اسماء وصفات خداوند در جانش بنشیند در معرفת خداوند بسیار تلاش میکند.
دوستان قرآنی سلام با ویژه برنامه توحید نامه در خدمت شمایید.
بر آن ایم در این مجموعه برنامه آنچه از خداوند سبحان نمیدانیم بفهمیم و درک کنیم و به ذات lang زار او تقرّب جوئيم.
در ویژه برنامه توحیدنامه از بيانات عالم جلیل القدر حضرت آيت الله شجاعی بهره مند می شویم.
اللَّه اللَّه اللَّه اللَّه اللَّه يا اللَه اللَّه اللَّه اللَّه اللَّه اللَّه يا اللَّه اللَّه اللَّه اللَّوِ اکبرْ حمدلله اللَّه اللَّه اللَّوِ اکبرْ سبحان الله اللَّه اللَّه اللَّوِ اکبرْ حمدلله اللَّه اللَّه اللَّوِ اکبرْ سبحان الله اللَّه اللَّه اللَّوِ اکبرْحمد لله اللَّه اللَّه اللَّوِ اکبرْسبحان الله الله Allah Allah ya Allah Allah Allah AllahAllah Allah ya Allah Allah Allahu Akbar hamdellah Allah Allahu Akbar subhanallah Allah Allahu Akbar hamdellah Allah Allahu Akbar subhanallah خب دوستان اکنون توجه شما را جلب میکنیم به بیانات عالم بزرگوار حضرت آیت الله شجاعی درباره توحید خداوند متعال.
قالَ اللّهُ تَعَالَىٰ يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنْ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَفِيَ مِنْهَا وَلاَّ الْفَيْطُونَ بِذِي عِلْمٍ.
چنانچه از اینجا در خصوص توحید بحث wordt که در مرحله اول باید به یک نکته توجه داشته باشید.
بحث در توحید یا این عنوان، عنوان بحث در توحید به معانی مختلف استفاده میشود از توحید.
منظور از بحث در توحید عبارت است از بحث در اثبات ثانه، اثبات خدای متعال یعنی اینکه از دلایل و براهین اثبات بکنیم ثابت بشود که خدای متعال هست، سانه برای وجود هست، مبدأ ای برای نظام وجود هست و بعد هم در اثبات صفات ثانویه بحث بشود.این قبیل بحثها که جنبه اثباتی دارند اینها را گاهی به عنوان بحث توحیدی عنوان میکنند که همینطور هم هست.
بحثی است در توحید به عنوان اثبات،اثبات ثانه و صفات ثانویت.
این البته خب منظور ما در اینجا نیست.یعنی در این بحث منظور ما این نوع بحث های توحیدی و بحث توحید نبوده و نیست.در این نوع بحث توحید کتاب ها و نوشتههای زیادی هست خیلی هم بحثها شده است اگر خواستید میتوانید مراجعه کنید تقریباً روخداوت هست و چیز روشن است ومطالب زیاد گفته شدند.گاهی منظور ازبحث توحید عبارت است از اینکه اثبات بشود که مبداء وجود یکی و به اصطلاح دو معنی اون فام نشده برای عموم قابل فهم است.
این هم نوعی از بحث توحید است.
اون هم منظور ما در این مبحث و در این بحث است.
مقصود از بحث به عنوان بحث توحید که در اینجا میخواهیم عنوان بکنیم و پرس و جو بدهیم، یه عبارتی است که در حقیقت عرض معرفت خدای متعال در حقیقت از بحثهای دینی میشود، میشنویم و صفات خدای متعال و افعال خدای متعال.
یک بیان دیگر به اصطلاح معرفت و احسانیت ذات مقدس حق و اینکه جز ذات او ذاتی نیست و جز صفات او صفاتی نیست و جز افعال او افعالی نیست.
این نوع بحث تقریباً منظور در این مبحث است که شروع میکنیم انشاالله و در این نوع از بحث توحید هم گفتهها گفته شده است.
مطالبی نوشتهاند لسان عرفا و فلاسفه و محدثینی که بسیار خوبی گفتهاند با استفاده از اشارات آیات و nukat آیات و لغوز آیات و روایات و همچنین با استفاده از تعلیمهای علمی، با استفاده از nukashifat و شاهدات، با استفاده از ظهورشان مطالب خوبی گفتهاند لکن زیاد رادش نیست و تقریباً میشود گفته تا حدودی ناشناخته مانده است برای عموم مردم و مردم.
حالا در این مبحث ما در حدی که میشود در این باب بحث میکنیم انشاالله شما هم به استفاده بیشتری میکنید.
حالا که نوع بحث توحید معروف است من در این جلسه میخواهم قبل از اینکه وارد بحث شویم به یک موضوع اشاره بکنیم و اون اینکه بحث در توحید یک بیان دیگر توحید خدای متعال آنچنان که امکانش است برای انسان و برای مخلوق این توحید به این معنا، یعنی همانطور که امکانش هست البته توحید حقیقی، توحید خالص، توحید بالا.
توحید بالا چیزی است که نائل شدنش چیز سختی است.
یعنی مسئله سادهای نیست و خود قرآن کریم به این معنی با صراحت اشاره کرده است که رسیدن به توحید، یعنی انسان موحد به معنی کلمه باشد.
این چیزی نیست که به آسانی بشود به اون نائل شد.
آیه را من در اینجا تلاوت میکنم و شما این آیه را در نظر بگیرید و بعد هم روش تأمل بکنید.
این آیه البته آیه صد و شش سوره یوسف است.
منتها با آیه صد و پنج من تلاوت میکنم.
«و کأجل من آیه فی السماوات والارض یمرون علیها وهم عنها معرضون.
وما یؤمن اکثرهم بالله إلا وهم مشرکون».
آیه اول میفرماید چقدر آیات و نشانهها هست برای توحید به معنی حقیقیاش در آسمان و زمین که انسانها مرور میکنند بر اون آیات با اونها مواجه میشوند ولakin از اونها اعراض میکنند، روی میگردانند و توجه و دقت نمیکنند.
بعد در آیه بعدی یعنی آیه صد و شش میفرماید «وما یؤمن اکثرهم بالله إلا وهم مشرکون» اکثر این اینایی که ایمان آوردهاند، اکثر انسانها، اکثر این موحدین، اینایی که ایمان آوردهاند به توحید و موحد هستند، به خدا ایمان آوردهاند، موحد هستند.
اکثر اینها ایمان نمیآورند به خدا الا در حالی که مشرک هستند.
یعنی در عین حال که ایمان به خدا دارند، به وحدانیت خدا معتقدند، موحدند به عنوان عام و حقوقیش موحدند، اعتقاد به توحید دارند، خدا را به وحدانیتش قائل هستند الا اینکه در همان حال اینها اکثرشون مشرک هستند.
این آیه است که اکثر محدثین و فلاسفه و عرفا و خصوصاً آنهایی که بحثهای تحلیلی و بالایی در مسئله توحید کردهاند و نوشتهها و گفتههایی دارند که این آیه معمولاً به اصطلاح متجرد شدهاند.
آیه است که بسیار گوشدهنده است و باید هم زیاد در خصوص این آیه انسان تأمل بکند و گفتم شارهدهنده هم هست.
یعنی همه ماها شامل میشود چون یک دلقهی میرا موحد به معنی کلمه میشناسد.
این آیه از اونهایی که به معنی عام موحد هستند از اونهایی که به معنی عام اعتقاد به وحدانیت خدای متعال دارند «وما یؤمن اکثرهم بالله إلا وهم مشرکون» اکثر اینهایی که ایمان آوردهاند، ایمانی نیاوردهاند مگر در حالی که مشرک هستند.
یعنی به توحید به اون معنا که باید نرسیدهاند.
موحداند که اعتقاد به توحید دارند اما به اصل توحید آنچنان که در امکان انسان و انسانها هست نرسیدهاند.
این قیدی که عرض میکنم آنچنان که در امکان انسانها هست، این قید را فراموش نکنید که در جای خودش به درد ما خواهد خورد.
چون توحید حقیقی حقیقی جز توحید خدای متعال نیست.
ایمان آوردهاند، ایمانی نیاوردهاند مگر در حالی که مشرک هستند.
یعنی به توحید به اون معنا که باید نرسیدهاند.
موحداند که اعتقاد به توحید دارند اما به اصل توحید آنچنان که در امکان انسان و انسانها هست نرسیدهاند.
این قیدی که عرض میکنم آنچنان که در امکان انسانها هست، این قید را فراموش نکنید که در جای خودش به درد ما خواهد خورد.
چون توحید حقیقی حقیقی جز توحید خدای متعال نیست.
توحید حقیقی به معنی کلمه توحید بالا، توحیدی که میشود انسانها نائل بشوند.
همان توحید را اکثر موحدین نائل نشدهاند، در مرحله شرک هستند.
اون هم در مراتب مختلف با بیان این آیه این یک آیه است.
آیه دیگری هم باز داریم که در روی اون آیه هم اگر دقت بکنیم باز هشدار دهنده است و تذکر دهنده است.
جمعاً به این حقیقت اشاره میکند که اکثر وفدینهایی که اعتقاد به وحدانیت دارند وفد نیستند.
در عالم شرکاند.
این آیه باز دو تا آیه است.
البته این دو تا رو باید با هم خوند.
صد و پنجاه و نه و صد و شصت surه طه هست.
حالا این آیات رو من تلاوت میکنم.
اون نوعی که از این آیات، نوع استنادی که از این آیات داریم شما در اون دقت کنید که بعدش که اتفاق به اشکال برخوردی نشود موقع استناده خودتون.
آیات اینجوره: سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین.
منزه است خدا از آن توصیفی که این توصیف کنندگان توصیف میکنند.
دقت بکنید، منزه است الله از اون توصیفی که این توصیف کنندگان توصیف میکنند.
الا عباد الله المخلصین.
مگر از توصیف، توصیف بندگان مخلص خدا.
عباد المخلصین را استثناء میکنیم.
بقیه غیر از مخلصین اونها که خدا را توصیف میکنند، خدا از اون توصیفها منزه است.
دقت بکنید.
البته این یک مقداری وصفی دارد.
ما یک گوشهای از این آیه را میگیریم با اون که غیر مخلصین که خدا را با واحدیت و وحدانیت توصیف میکنند، آن معنایی که در نظر دارند موقعی که میگویند خدا واحد است، خدا وحدانیت دارد، غیر مخلصین که همه ما غیر مخلصین هستیم.
مخلصین انبیا هستند و ائمه سلام الله صلوات الله علیهم اجمعین هستند.
بقیه دیگه مخلص نیستند.
عرض کردم این فرماید که خدا منزه است از توصیف اونهایی که اکثر توصیف کنندهها جز بندگان مخلص خدا، مخلصاً با اطلال مخلص، مخلص یعنی اونهایی که خدا برای خود خالص گردانیده است.
اونها را برای خود برگزیده است، انتخاب کرده است.
وجود آنها را از بین خودش خاص گردانیده است.
اینا رو میگن مخلص.
البته مخلص در این وسط عرض کنم که انسان اگر بخواهد در سیر روحی سیر کند در مرحله اخلاص پیش میرود.
اخلاص منجر میشود به اینکه انسان مخلص بشود.
یعنی مخلص است که مخلص میشود.
اول خیر در مرحله اخلاص و اینهاست که انسان به عنوان مخلص پیش میرود تا به آخر که رسید میشود چی؟
میشود مخلص.
عرض کنم که آیه میفرماید جز مخلصین اونها رو استثناء کنید.
بقیه توصیف کنندگان آن توصیفات خدا را توصیف میکنند.
مثلاً میگن خدا علیم است، خدا قدیر است، خدا این است.
مثلا خدا عبود است، خدا غفور است، خدا واحد است، خدا احد است.
اون معانی که اینها در نظر میگیرند در مقام توصیف خدا از اون معانی که اینها در نظر میگیرند چیه؟
منزه است.
یعنی چون فکر، درس، فهم، شعور محدود است، ناقص است و به اصطلاح هزاران اشکال و ایراد بر اصل درک و فکر.
بنابراین هرچه هم سعی بکنند خدا را خوب توصیف بکنند، اینها در عین سعی بالا هم کردن، خوب توصیف بکنند به نظر خودشون طوری توصیف بکنند که نزدیک به ساحت مقدس حق، نزدیک به ساحت خصوص با این همه نزدیک به ساحت قدس حق که یعنی خدا منزه است از اون توصیفها با اون حدود و محدودیتها در محدودیت فکری و شعور و ادراکی اینها هر شکل که میگیرد خدا از آنها منزه است.
من میگم خدا علیم است.
معنایی را هم در نظر میگیرم.
شما هم میگید خدا قدیر است و یک معنایی را به نظر خودتون خیلی بالا در نظر میگیرید.
اما خدا منزه است از اون معنایی که شما در نظر گرفتهاید و من در نظر گرفتهام.
خب حالا این کلیه از این کلیه گفتم یه گوشهاش رو میگیریم.
که عبارت است از اینکه غیر مخلصین بیان خدا را با وحدانیت و واحدیت چه بکنند؟
توصیف بکنند.
یعنی اون موحدی که خدا را واحد میداند اما خودش از مخلصین نیست و معنایی را از این واحدیت در نظر میگیرد مرتبط به اون وحدانیت است.
خدا از اون وحدانیت چیه؟
منزه است.
یعنی خدا خیلی بالاتر از آن است.
توجه بکنید.
این هم باز دلیلی بر این است که عامه مردم و موحدین در عین موحد بودن البته از شرک جلی با همان اعتقاد به وحدانیت و معنی عمومیش نجات یافتهاند اما در مراحل شرک خفی دست و پا میزنند.
اینها به مرحله توحید نرسیدهاند.
این مخلصین هستند وقتی میگن واحد معنایی را اراده میکنند که نزدیک به ساحت قدس خدا، به ساحت قدس حضرت حق، به درگاه ساحت قدس.
سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین.
این هم آیه که باز از این استفاده میشود که این آیه با اون آیه اولی که خوندم از این دو با کمال صراحت البته با نحوی خاص از استنتاجی داشته استفاده میشود که میل به توحید و اصل توحید آنچنان که برای این انسانها امکان دارد، این چیزی نیست که به آسانی به دست بیاید.
خود قرآن به این حقیقت با صراحت اشاره کرده است.
میل به اصل توحید، موحد به معنی کلمه بودن، موحد بودن، اعتقاد به وحدانیت به معنی کلمهاش چیز سادهای نیست که به دست، به آسانی به دست بیاید.
میلش سخت است.
از هر کسی برآمده نیست این یک مطلب به جای خود یک مطلب اساسی میشود.
میل به توحید به معنی کلمه، تو به هیچ وجه آسانه به دست نیاد.
به چه صورتی به دست میاد؟
توجه بکنید.
میل به معنی کلمه توحید.
یعنی انسان از مرحله شرک خلاص شود.
آن طور که خدا فرمود اکثر این موحدین مشرک هستند از آنها نباشد.
چگونه میشود انسان برسد به جایی که موحد بودنش به معنی کلمه باشد، به اصل توحید نائل شود.
اعتقاد به وحدانیتش اعتقاد وحدانیت باشد.
در عین موحد بودن مشرک نباشد.
توجه میکنید؟
توصیفش خدا را به وحدانیت مناسب با صفت بضعهت باشد.
این چگونه میشود؟
گفتیم به آسانی به دست نمیاد.
از همین آیات سوال میشود.
آیا از طریق فکر، تفکر، بررسیهای علمی، مطالعات، دقتها، تأملها، تدبرها، تفکرها میشود به اصل توحید آنچنان که برای انسانها امکان دارد به مرحله آله توحید نائل شد؟
یا اصلاً از طریق فکر و بررسی و دقت و تأمل و مثلاً خواندن، در خواندن، از آن آشنا شدن، فکر کردن، بررسی کردن از این طریقها که طریق علمی باشد خالص نمیشود به اصل توحید آنچنان که برای انسانها امکان دارد نائل شد؟
این سوالی است.
آیا امکان دارد یا ندارد؟
در جواب این سؤال باید این طور بگوییم البته با بحثها و دقتهای علمی به معنای اونم دقتهای علمی واقعی، مجاهدتهای علمی بالا از-- اونم از اهل فن استفاده کردن، دقتها کردن، تدبرها داشتن، تفکرها داشتن در قرآن، در روایات، احادیث را به کار بردن، در آثار بزرگان از مفسرین دقت کردن، از اتافیک فن استفاده کردن، خلاصه مجاهدتهای علمی.
از طریق مجاهدتهای علمی تا حدی میشود انسان در مرحله علمی و ذهنی از اون مرحله عام توحید که گفتیم برای عامه مردم هست بالا برود و به حقیقت توحید در مقام علم تا حدی نزدیک شود.
اما نمیتوانیم از طریق مجاهدتهای علمی به اون اصل توحید کاملاً به اصل توحید فقط از طریق مجاهدتهای علمی نائل شویم.
دقت کنید جوابش این طور است.
یعنی مجاهدات علمی در این باب بحثها و بررسیها به درد میخورد.
انسان را تا حدودی آشناتر به توحید نسبت به توحید اصلی میکند اما به توحید اصلی نائل نمیکند.
دقت میکنید؟
میل به توحید اصلی به معنی کلمه فقط از طریق مجاهدت علمی به دست نمیاد.
باید به موازات مجاهدت علمی، مجاهدت عملی هم باشد.
صروج عبودی هم باشد و انسان در مدارج توحید عملاً هم پیش برود.
آن وقت است که انسان امکان این را می تواند داشته باشد که به توحید به معنی کلمه به اصل توحید، توحید حقیقی و توحید خالص نائل شود.
[صدای müzیک] همراهان گرامی در ادامه ویژه برنامه توحیدنامه در خدمت شماییم.
بیانات حضرت آیت الله شجاعی را درباره توحید خداوند متعال شنیدید و نیز تلاوت آیات شریفه صد و پنج و صد و شش سوره مبارکه یوسف علیه السلام و آیات صد و پنجاه و نه و صد و شصت از سوره مبارکه صافات.
امیدواریم از وقت کافی برده باشید.
در این لحظه آیینی کلامی گهربار از حضرت امام علی علیه السلام تقدیم میکنیم.
خدا را به کمک و استعانت و راهنمایی خود خدا بشناسید و رسولش را به برکت رسالت و صاحبان امر ائمه معصومین علیهم السلام را با امر به معروف و نهی از منکر و رعایت عدالت و نیکی کردن به بندگان خدا بشناسید.
تا برنامه دیگر و فرصتی دوباره همه شما را به خداوند منان میسپاریم.
خداوند یا保佑 نگهدارتان.
[صدای müzیک]