د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
ادامهٔ گواهی عارفان: اوحدالدین کرمانی
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۵:۴۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## ادامهٔ گواهی عارفان: اوحدالدین کرمانی
۰:۰۰
## اشعار مولوی: نردبان ما و من
۸:۵۳
## نتیجهٔ مقدمه برای جلسات آینده
۱۱:۱۹
## توحید آنچنان که هست و آنچنان که برای انسان ممکن است
۱۹:۴۸
<div lang="ar" dir="rtl" class="ayah">أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ لَا أُحْصِي ثَنَاءً عَلَيْكَ</div>
۲۲:۵۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحيم.
قل هوالله أحد
به نام خداوند بخشایشگر مهربان
بگو خدا یکی است.
توحید نامه
با بیانات حضرت آیت الله
محمد شجاعی.
منظور از بحث توحید عبارت است از
معرفت خدای متعال،
صفات خدای متعal و افعال خدای تعالی.
پیش بیان دیگر به اصطلاح معرفت وحشانیت ذات مقدس حق
و اینکه جز ذات او ذاتی نیست
و جز صفات او صفاتی نیست و جز اعمال او احوالی نیست.
بسم الله الرحمن الرحیم
راوی میگوید از امام ابوالحسن علیه السلام سؤال کردم
از کمترین و پایینترین مرتبۀ معرفת خدا.
حضرت جواب دادند
این که شخص اقرار نماید
که خدایی جز او نیست
and مثل و مانندی ندارد.
او همیشه بوده است
ثابت و استوار میباشد.
موجود است هیچگاه از بین نمیرود andهیچ گونه مثل و مانندی ندارد.
دوستان قرآنی سلام
با برنامه توحیدنامه از شبکه
رادیویی قرآن در خدمت شما ایم و از بیانات عالمانه حضرت آیت الله شجاعی درباره 토حید
خداوند متعال بهرهمند میشویم.
با ما همراه باشید.
لا اله الا الله
لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله
الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله.
اعلنت عباد الله جميعا لذكر الله
فمن القصد غير الله لاالهالاالله لا اله
الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله
الا الله
لا اله الا
الله
لا اله الا الله.
اعلنت عباد الله جميعا لذكر الله فمن قصد غیرالله لا اله الا الله لا
اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا
الله لا اله الا الله.
اعلموا بحول الله وأعلموا بسم الله فمن يكرأ إلا الله لا اله الا الله لا اله الا الله
لا اله الا الله
لا اله الا الله لا اله الا الله
لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله لا اله الا الله.
همراهان گرامی حضرت آيت الله شجعى در برنامۀ گذشته با بيان آیات
صد و پنجاه و نه و صد و شصت سوره مبارکه صافات فرمودند
مخلص بودن با سیر عملی است.
با علم نمیشود مخلص بود.
مجاهدتهای عملی یعنی سلوک عبودی طی کردن منازل در عمل است اما
همین عمل باطناش علم است و به موازات همین ظاهر
عملی در حقیقت در باطن انسان از لحاظ علمی و معرفت بالا میرود و خدا را میشناسد.
وقتی خدا را خوب شناخت وظائف بندگی اش را بهتر انجام میدهد و همان چیزهایی را که
در شناخت خدا پیبرده است در قرآن نیز میيابد
بنابراین سیر عملی ظاهرش سیر عملی است اما باطنش پیشرفت در عالم معرفت و شناخت است.
کسانی که با سلوک عبودی،
مجاهدتهای خالصانه و صادقانه منازل بندگی را طی میکنند،
اینها میتوانند به اصل توحید نائل شوند.
خب دوستان اکنون توجه شما را جلب میکنیم به بیانات عالمانه حضرت آیت الله شجاعی درباره توحید خداوند متعال.
قال الله تعالی
در اینجا من کلماتی از عرفا بزرگ را میدم و
بعد از آن میپردازم به بیانی از حضرت علی سلام الله عليه که این بیان هم از اون بیانهاست در نثرو بلاغه.
من تا حالا ندیدم کسی این بیان را خوب معنی بکنه.
با این مقدمه پیش برویم.
آن بیان برای شما بیان معروفیست، گوش شما خورده است
اما معنیش بعد از این روشن میشود ان شاءالله.
یکی دوست حسم از اوحد الدین کرمانی از عرفای
نامدار است از کنم به شما بخوانم.
اونم باز زد و بند جالب نیست اما خب محتواش خوبه.
اوحد الدین میگوید که اسرار حقیقت
توحید، مقصود این است همش توحید، اینا همشون توحیدیاند.
عرفان همش به توحید مربوط است.
اسرار حقیقت ال توحید نشود حل به سؤال.
اسرار حقیقت نشود حل به سؤال.
نه نیز به در باختن حکمت ما.
مثلاً به کسی بیاد هرچه حکمت ما را ندارد همش در راه خدا بگذرد، فقط این، اینا نه، نه
خوب است، فرق خوب نیست اما این به توحید نمیرساند.
تا دیده و دل خون نکنی پنجاه سال.
تا دیده و دل خون نکنی پنجاه سال.
هرگز ندهند راحت از قال به حال.
قال آن حرف و ذهن و فکر و اینهاست.
حال آن عینیت توحید است انسان در وجود خود.
یعنی عین هم مییابد. پس تا دیده و دل خون نکنی پنجاه سال، همون ریاضت، عمل، هرگز ندهند راحت از قال به حال.
البته این اشعار را مال اوحد الدین بود ولی من از نردبن نصوص نقل کردم که جامی آورده است.
چند سطر از مولوی بخوانم بعد تمام کنیم بگردیم به حرف حضرت مولا امیرالمؤمنین سلام الله عليه.
بیان اینا مقدمه است برای آنچه اونها ما به شما بیان میکنیم.
هم مقدمه است هم تأیید اون برداشتی که از آیه داشتیم که به حقیقت توحید فقط با عمل میشود رسید.
مولوی اشعاری دارد که من چند سطر از آنها را نوشتم در اینجا میخوانم.
خوبم به ذهنم باز اشعارشان بمیسید.
نردبان خلق این ما و من است.
عاقبت نردبان افتادن است.
عاقبت نردبان افتادن
است. نردبان خلق چی میگه؟
این ما و من است. اون وجودی سرابی به اصطلاح عرفا با سلوک عبودی میشود مثلا از اون خلاصه میشود همون
ما و من. میگه این نردبان خلق است ولی عاقبت نردبان افتادن است.
کل شیء انحالکم الا وجهه.
عبدالرحمن در اون نردبن نصوص یادم است گفته که
نمیدونم خودش گفته یا از یک عرفا دیگه نقل کرده.
گفته که فکر را کن. به اصطلاح
نگفته که همه چیز خلاق میشود.
میشود نگفته. گفته چیه؟
همه چیز خلاق است. الان من و تو احول.
حالا شما میبخشید من میگم به شما.
ما احولی، احول.
خوب نمیبینیم ولی میگه همین الان کل شیء انحالکم.
همین الان حال اصلاً واقعیت این است کل یعنی همون حقیقت توحید است.
ما نمیبینیم، ما نمییابیم. کل شیء نمیبینیم فقط آینده بعداً نمیده.
کل شیء انحالکم الا وجهه.
نکته خوبی است ها. آینده بعداً بحث اون آره خوبه که البته این حوالت به آینده مال محجوبان است.
برای محجوبان آینده را حواله میدهد.
میگن در بی همگوم هست.
در آینده برای محجوبان کل شیء انحالکم الا وجهه
روشن میشود. اما این یک حقیقتی است که همیشه هست.
کسی که به عین توحید و به عین جمع رسید، یعنی به اصل توحید نائل شد عیناً
همین الان میبیند که کل شیء انحالکم الا وجهه حال است.
واقعیت این است و خب میگه که هر که بالاتر رود ابلهتر است.
میگه این نردبان خلق، یه نردبان ما و منی است که عاقبت باید از این نردبان افتادن است.
بعد میگه هر که بالاتر رود ابلهتر است خیلی خوب گفته.
یعنی اگر در خودی خودش هرچه بوتابر شود ابلهتر است.
چو استخوان او بتر خواهد شکست.
تشبیه کرده به نردبان باید افتاد از این نردبان.
هر که بالاتر رود ابلهتر است چو استخوان او بتر خواهد شکست.
بعد میگه حالا میخوای جان قضیه رو به تو بگم.
جان قضیه این است که غیر خدا را دیدن،
این به خدا شریک قرار دادن
است و این را خدا قبول ندارد.
میگوید که این فرو است و اصولش آن بود.
این فرو است و اصولش آن بود که طرف شرکت یزدان بود.
انسان خود گفتم. میگه اینا همش جان مسئله میدان چیست؟
شرکت در این عالم، در این وجود شرکت نیست.
این فرو است و اصولش آن بود که طرف
یعنی خود را دیدن، خود را بالا کشیدن،
به خود اعتماد کردن، خود را مکث کردن.
مثلاً به نظر بیارید مانند حضرت علی سلام الله عليه.
او میخواهد ترجمه کنید، او میخواهد همین 句 话 است.
او خوشش میاد همین 句 话 است.
میگه خودش خوشش میاد ندارد.
خودش میخواهد ندارد.
اراده خدا، رضا خدا که آمد جایگزین در وجود انسان به جای رضای خود انسان، میل خود
انسان، اراده خود انسان شد، به نظر خود انسان شکسته میشود
حالا این در مقامش هم خیلی خوب است.
میگه که این فرو است و اصولش آن بود که طرف و شرکت یزدان بود.
بعد میگه چون نمردی و نگشتی زنده زو یاغی باشی به شرکت مرگ جو.
یعنی در آرام بودگی از به
مرگ، مرگ ارادی میگن بهش و همون انقطاع، انقطاع که آن حرفی کمال است، انقطاع اون مرگ ارادی است.
چون نمردی و نگشتی زنده زو یاغی باشی یاغی، یاغی.
از خودش آثار خودش و از خود خودش خبری نمیماند.
اونجا انسان کامل در وجه الله میشود.
کلش این حال کند از خودش وجه حق میشود.
میگه دیگه اونجا حقیقت توحید به اونجا میشود نائل شد.
چون زنده شدی
آن خود وی است. دیگه از تو به عنوان تو خبری نمانده.
عالی در کیش همون عین توحید هستی.
وحدت محض است. آن شرکت کی است؟
اونجا مسئله توحید حقیقی پیش آمد.
البته بعد معنی نکنیم اشعار مولوی را بعضیهایی که میخوان در آقا معروف هر چیزی را بهانه بگیرند اینطور میخوان.
نمیخواد دیگه انسان با خدایی که میشه انسان خدا بشه ها.
وحدت محض و مسئله تنازع در جاهای مختلف هم گفتیم.
اون عین توحید است به اصطلاح.
وحدت محض است. آن شرکت کی است؟
بعد چی میگه؟ میگه که عین توحیدی که الآن من به تو گفتم
با انقطاع عملی پیش میآید و دیگه اونجا شریکی نمیماند.
انسان به این توحید میرسد.
این را در کلام و حرف و سخن جویا نباش.
میخواهی برو در مقام عمل جویا باش.
میگه شرح این در آینه اعمال جو.
شرح این یعنی میخوای بفهمی چیه؟
در کجا باید جویا باشی؟ در آینه
اعمال جو. که نیابی فهم این از گفتوگو.
که نیابی فهم
این از گفتوگو. خب اینم از شعار یکی از مولوی که با صراحت اینجا میگه به حقیقت
توحید اگر میخواهی نائل شوی اینجا در آینه اعمال جو.
حالا میرویم به سراغ یک بیانی از
حضرت علی سلام الله علیه که در اون بیان هم به همین حقیقت حضرت اشاره کرده است که
به عین توحید و حقیقت توحید با فکر و مجاهدت علمی
هرچی باشد انسان نمیتواند آنچه حقیقت توحید است برسد.
باید با عمل رسید، با عمل.
حالا این بیانی است، قطعهای از بیان حضرت
در خطبه اول نهج البلاغه.
خطبه اول مراجعه کنید توش
از خطبه اول است. اول الدين معرفته.
اینجا همه به گوش من خورده است.
اول الدين معرفته.
قسمتش خطبه اول. اول دین معرفت خداست.
حالا اینا رو من توضیح نمیدم فقط اون جمله آخر را.
و كمال معرفته التصديق به.
یعنی اول دین است انسان خدا را بشناسد.
بخواهد معرفتش کامل باشد این است که باید خود تصدیق بکند خدا را.
بخواهد تصدیقش کامل باشد چیه؟
و كمال التصديق به توحيده.
کسی بخواهد خوب به خدا تصدیق کند باید توحید بکند خدا را.
یعنی یک چیز. به وحدانیت خدا برسد.
خدا را واحد ببیند، واحد داند.
و کسی بخواهد توحیدش توحید باشد، کامل باشد
و كمال توحيده چی؟
الإخلاص له. که باید خود را خالص کردانید برای خدا.
چون آنوقت انسان میشود مخلص.
آنوقت گفتم که مخلص شد، منقطع شد، خودشو خالص کردانید برای خدا.
این اخلاص از جانب انسان میشود.
آنوقت تخصیص خدا میآید میشود مخلص.
وقتی که انسان مخلص شد به مقام اخلاص رسید،
آنوقت به اصل توحید و به کمال توحید میتواند چی بکند؟
نائل شود. و كمال توحيده
الإخلاص له. کمال توحیدش اخلاص خود بر اوست.
یعنی برای خداست. اخلاص برای خداست.
خود را خالص گردانیدن برای
خداست. یعنی از خود تمام rysów خودی را در مجاهدات و ریاضات روحیها برطرف کردن، به کمال انقطاع رسیدن
تا جایی که وجود خالص باشد برای خدا، آنوقت انسان میتواند به کمال توحید خدا برسد.
از غیر طریق اخلاص نمیشود به کمال توحید چیه؟
نائل شد. اینجا به نظر من حضرت علی علیه السلام میخواست این حقیقت را بیان بکند.
این بیان، بیانی است که بخواهی جملات اولش را خوب معنی بکنی باید از این طرف معنی بکنی.
باید از اول کی بودن باید این پیش آمد.
یعنی اول، اول دین چیه؟
معرفت خداست. اول دین شناختن خداست و کمال شناخت و معرفت نمیشود مگر با تصدیق.
یعنی موکول است به چی؟
به تصدیق. کسی بخواهد خوب خدا را بشناسد، این شناخت خودش موکول، متوقف بر چیه؟
تصدیق. تصدیق هم
اگر بخواهد خوب زیاد بشود موکول و متوقف بر چیه؟
توحید. توحید هم اگر بخواهد کاملاً محقق باشد
متوقف بر اخلاص است.
فهمیدین؟ آنوقت نتیجهاش چی میشود؟
نتیجهاش این میشود که با اخلاص به توحید میرسیم، به اصل توحید، حقیقت توحید.
همونی که یا-- یعنی با اخلاص به مقام عملی میرسیم.
با اخلاص به عین توحید، به اصل توحید، محقق توحید میرسیم.
با اخلاص محقق توحید رسیدیم.
با رسیدن به حقیقت توحید،
خدا را خوب تصدیق چیه؟
میکنیم. خدا را تو خوب تصدیق کردی، آنوقت خدا را خوب چکار کردی؟
شناختهای. فهمیده اید؟
چون در جملات اول هم اوناتی تصحیح معمولی میکنند گیر کردن.
من اکثر مراجعه کردم به اوناتی که شرح دادم
اکثراً گیر میکنند. خب چون اول میگه ما--
اول دین معرفت خداست.
کمال بحثش هم با تصدیق است.
یعنی مثلاً من تصدیق کردم با همین عقیدهای که ما حالا داریم اومدیم.
تصدیق کردیم خدا هست یعنی ما به کمال معرفت نائل شدهایم؟
درست است؟ با تصدیق چی؟
جدا از همه معتقدین به خدا تصدیق میکنم خدا را
خدا هست، آقای اینها به کمال معرفت میرسند؟
نخیر. پس باید این بحث رفت و معنی این جملات را پیدا کرد.
اخلاص شد انسان به توحید نائل شد.
خیلی خوب. کسی که به عین توحید نائل شد، خوب خدا را تصویر کرده.
تصویر خدا را او کرده. سر به یه تصویر خدا نکرده در عالم شرک است
چون جز خدا چیزی نیست.
و وقتی انسان به کمال تصویر رسید خوب هم میشناسد خدا را.
به کمال معرفت نائل شده است.
این بحث، بحث مقدمهای بود به چه منظور من عنوان کردم؟
که نتیجهاش هم این شد که به کمال توحید، به توحید حقیقی و به توحید اصلی آن چنان که در امکان
انسانها هست که نائل بشوند به اون نمیشود از طریق
فکر و عذرخواهی بررسیهای علمی تنها،
تنها مجاهدت علمی، فقط مجاهدت علمی، بررسی فکر و گفتن و شنیدن و یاد گرفتن نمیشود رسید.
به حقیقت توحید فقط باید به اضافهی مجاهدت علمی
فقط هم نه، به اضافهی مجاهدت علمی باید مجاهدت چی داشت؟
مجاهدت عملی و سلوک عبودی داشت.
باید در مدارج ایمان بالا رفت.
البته هم مجاهدت علمی خلاصه به هم مجاهدت
عملی. این است که انسان را به هدف توحید میرساند.
یک بحثی بود امروز ما اینجا گفتیم در مقدمهاش هم اینجا گفتیم که اصلاً نیل به اصل توحید خدا گفته که
چیز آسانی نیست. اکثر مواقع این مشکل که اصلاً در
مقابل شرک خفی البته گیر میکنند.
این بحث را عنوان کردم
برای اینکه از جلسهی آینده که خدا خواست در توحید که بحث کردیم توجه داشته باشیم که این بحث، بحث علمی،
تحلیل، تحلیل چیه؟
علمی است. ما البته همانطور که در بیان خود الآن در اینجا توضیح دادم
از این تحلیلها و بررسیهای
هرچه عمیقتر هم داشته باشیم
فقط میتوانیم در باب توحید و در باب علم توحید
و در باب شناخت توحید میتوانیم قدمهایی برداریم.
نه به اون توحیدی که باید رسید میتوان از طریق
بحث فقط برسیم که اون اصل توحید را به اضافهی مجاهدات و بحثهای علمی باید قدمهای
عملی هم برداشت. این مقدمه بود که فکر نکنیم با هم کلاً
بحثی که خواهیم داشت هرچه عمیقتر باشد این بحث یا بحثهای دیگر
به حقیقت توحید از طریق بحث آن چنان که میشود رسید نمیشود رسید.
باید اضافه کرد بر مجاهدت علمی، مجاهدت
عملی را. در وسط
عرایضم گفتم که به حقیقت توحید آن چنان که میشود انسانها برسند نمیشود رسید مگر با مجاهدت علمی و عملی.
این آن چنان که قد در وطن گفتم باز هم تکرار میکنم.
توحید اصلی، جان توحید، اصل توحید، حقیقت توحید.
گاهی به این منظور میگویند توحید آن چنان که هست، توجه میکنید؟
نه آن چنان که میشود انسانهایی که میرسند برسند.
آن چنان که هست.
این توحید از هیچ کس برآورده
نیست جز از خود خداي متعال.
بنابراین توحید هست آن چنان که هست
از کی برآورد؟ از خود خدا.
خدا خودش به اصطلاح توحید خدا آن چنان که هست از خود خدا
برآورد است. علذا الرسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
این بیان معروف است که حضرت با اون مقام و با اون معرفت با اون توحیدش، مرتبه توحیدیش که از
همه رسول بالاتر کسی در
مقام توحید نه هست نه کسی در اون مرتبه از همه بالاتر که هیچ اصلاً در نظام وجود،
در عالم هستی، در مقام توحید، در توحید کسی به پای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نمیرسد.
او خودش گفته "أنت كما أثنيت على نفسك
لا أُحصی ثناءً عليك".
به خدا میگه من نمیتوانم تو را ثنا بگویم، تعریف بگویم، از تو بگویم، از توحید تو بگویم.
تو همانطور که خودت میگویی درباره خودت، همانطور هستی.
نه آن چنان که من نمیتوانم.
توجه میکنید؟ لا أُحصی ثناء.
این ثنا در باب توحید باشد، در هر بابی باشد کلاً میگه لا أُحصی ثناءً عليك من نمیتوانم ثنای تو را
احصاء کنم. أنت كما أثنيت على نفسك آنطور که خودت میدانی خودت ثنا بر خودت گفتی هستی.
نه ما نمیتوانیم برسیم به توحید خدا را آن چنان که هست خود خدا
توحید میکند و خود خدا به اصطلاح بهش احاطه دارد.
عزیزان
همراه با برنامه توحیدنامه در خدمت شماییم.
بیانات حضرت آیت الله شجاعی و تلاوت آیات سوره مبارکه صافات را شنیدید.
اکنون با سخن گهربار از امام باقر علیه السلام برنامه امروز را به پایان میبریم.
"بپرهیزید از اینکه
در ذات خدا تفکر کنید
و ذهن خود را به آن مشغول سازید.
بلکه هرگاه خواستید عظمت خداوند را درک کنید،
به عظمت و بزرگی
مخلوقات او توجه کنید."
تا برنامه دیگر خدا یاق و نگهدارتان.
جلسه قبل
جلسه بعد