ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحيم.

قل هو الله أحد.

به نام خداوند بخشایشگر مهربان.

بگو خدا یکی است.

[موسیقی] توحیدنامه.

[موسیقی] با بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی.

[موسیقی] مقصود از بحث توحید، صحبت از معرفت خدای متعال، صفات خدای متعال و افعال خدای متعال، پیش بیان دیگر به اصطلاح معرفت وحدانیت ذات مقدس حق و اینکه جز ذات او ذاتی نیست و جز صفات او صفاتی نیست و جز افعال او افعالی نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم.

ابو هاشم جعفری می‌گوید از امام رضا علیه السلام سؤال کردم درباره خداوند که آیا توصیف می‌شود؟

حضرت در جواب فرمودند آیا قرآن خوانده‌ای؟

گفتم بلی.

فرمودند آیا این آیه را قرائت کرده‌ای که خداوند می‌فرماید چشم‌ها نمی‌توانند او را درک کنند اما او چشم‌ها را درک می‌کند؟

گفتم بلی.

حضرت فرمودند شما چشم‌ها را می‌شناسید؟

گفتم بلی.

فرمودند چیست؟

گفتم همین بینایی چشمان ماست.

حضرت فرمودند اوهام قلب‌ها بالاتر از بینایی چشم‌های ظاهر است.

نه تنها چشم‌های ظاهر بلکه آن اوهام قلب‌ها هم نمی‌توانند خداوند را درک کنند ولی خداوند آن اوهام را درک می‌کند.

دوستان شنونده سلام.

برنامه توحیدنامه رو از شبکه سراسری رادیو قرآن می‌شنوید و بهره‌مند می‌شوید از بیانات عالمانه عالم فرزانه حضرت آیت الله شجاعی درباره توحید و معرفت خداوند متعال.

[موسیقی] یا ربنا یا الهنا یا محینا والموتنا وثبت اقدامنا يا حبيبنا يا صديقنا.

يا ربنا يا الهنا يا محينا والموتنا وثبت اقدامنا يا حبيبنا يا صديقنا.

قرآن دوستان عزیز، حضرت آیت الله شجاعی در برنامه گذشته فرمودند در قرآن کریم در آیاتی که درباره مشتکین بیان شده، اشاره شده است به اینکه در قیامت آنچه به عنوان معبود و اله برای انسان‌ها در نظام دنیوی مطرح بوده، از نظرشان محو و نابود می‌شود.

و این همان حقیقت توحید است که جز ذات حق و اسماء و صفات او و جلوات اسماء چیزی نیست.

آنچه ما به عنوان ذات‌های مستقل می‌بینیم همه خیال است و همه از دید ناقص ما سرچشمه می‌گیرد.

اگر ما دیدی فراتر داشته باشیم، همه اینها را وجه حق می‌بینیم و اینکه اینها فانی در وجه خدا هستند.

در قیامت نیز که ما هستیم و شریکانی که برای خدا در دنیا قرار داده بودیم، دیگر آنها را به صورت بت‌ها و شریکان خدا نمی‌بینیم.

آن هستی کاذبشان از بین رفته و همه را آیات وجه خداوند می‌بینیم.

خلاصه در همه آنها تنها ذات خداوند متعال دیده می‌شود.

خب دوستان قرآنی اکنون توجه شما را جلب می‌کنیم به بیانات عالمانه حضرت آیت الله شجاعی درباره توحید خداوند متعال.

آیاتی که در باب مشرکین هست و خصوص مشرکین هست یک حقیقت یا یک نکته که بارها در جاهای مختلف با بیان‌های مختلف و با عبارات مختلف و اشارات مختلف اشاره کرده است و اون روزی در قیامت انشاالله خوب تأمل کنید این که گفتم معارف عالی قرآن است.

در قیامت آنچه به عنوان معبود و آنچه به عنوان اله، به عنوان به اصطلاح معبود برای انسان‌ها در نظام دنیوی مصرف شده است و عبادت می‌کردند، در قیامت از نظر این‌ها محو و نابود می‌شود.

ناپدید می‌شوند اون معبودها.

منتها این-- انشاالله خوب تأمل کنید این که گفتم معارف عالی قرآن است.

در قیامت آنچه به عنوان معبود و آنچه به عنوان اله، به عنوان به اصطلاح معبود برای انسان‌ها در نظام دنیوی مصرف شده است و عبادت می‌کردند، در قیامت از نظر این‌ها محو و نابود می‌شود.

ناپدید می‌شوند اون معبودها.

منتها این حقیقت را به بیانی بیان می‌کند که زیاد جای دقت و تفکر به فرماید.

کلیه‌ش این است که در قیامت اون معبودها که برای مشتکی در درجات مختلف شرک در نظام دنیوی بوده است، اون معبودها، اون رنگ و رو را ندارند.

اون صورت را که در اینجا بود ندارند.

اون پری‌بندگی را که در اینجا بود ندارند.

گم می‌شود از نظر اون‌ها تعبیر قرآن.

گم می‌شود.

یدل عنهم.

این چیزی که باید از عنوان که قرآن به کلام هست و همه تعبیراتش حساب شده است و باید به خوب تأمل کرد، چیزی که باید تأمل درش داشته باشیم یعنی اینکه گم می‌شود.

نمی‌خواهد اینطور بفرماید که این بت‌ها و معبودها که مشتکی در نظام دنیوی اون‌ها را عبادت می‌کردند، اون‌ها دیگه اونجا نیست.

نیست، مطرح نمی‌فرماید.

حتی با صراحت در بعضی از این آیات می‌فرماید که هستند ولی به اون شکلی که این‌ها می‌یافتند در اینجا نمی‌یابند.

به اون صورتی که در اینجا می‌دیدند نمی‌بینند و با اون وضعی که اینجا با اون‌ها مواجه می‌شدند، اونجا مواجه نمی‌شوند.

گم می‌شود، گم می‌شود از نظر اون‌ها.

این چنین خاصیت این آیات گفتم خیلی عمیق است باید بهش تأمل کرد.

حالا از آیات را هم می‌خوانم و با هم روی آیات تأمل می‌کنیم.

عرض کنم که شصت و هفت و شصت و هشت سوره قصص است.

[آیه قرآن] [آیه قرآن] [آیه قرآن] اون روزی که خدا این مشتکی را ندا می‌‌کند.

ای نشورکائی یا زایشورکائی من کجا هستم؟

حالا الان اونجا مفقود هستم.

الان حاضرند هم انسان‌ها و هم بت‌ها، معبودها، مخلوقاتی به عنوان معبود انتخاب شده بودند.

به شرک جلی یا خفی.

و يوم يناديهم اون وقتی که خدا ما را ندا می‌کند.

ای نشورکائی، کجا شرکای من؟

حالو حالاً علش گفتم که مسئله علش شده، ایده ها بالا رفته، همه جا برچه از ظاهر است.

دیگه بت‌ها با اون قیافه نیستند.

از آن مشتکی جواب می‌دهند.

قال اذنا كما من شهید.

خدایا به تو گفتیم ما هیچ شاهدی نداریم به اونچه که داشتیم می‌کردیم و می‌گفتیم.

یعنی چه می‌شود گفت؟

اذنا كما تعبیرش مخصوص است.

اذنا كما میشن.

هیچ ما دلیلی بر آن نداریم که این را تلاش کنیم.

روشن می‌شود قضیه.

زل عنهم بعد می‌فرماید و زل عن.

باز میاد تعبیر زل آید بعدش که در سوره قصص است.

اذنا كما من شهید.

بعد می‌فرماید و زل عنهم ما كانوا يدعون من قبله.

گم می‌شود از نظر اون‌ها آنچه قبلاً می‌خواندند.

و زل ما لهم من نصره.

یعنی نه که جدا افترا را براشون میگه خواهی نمانده است کار از کار گذشته است.

و زل عنهم ما كانوا يدعون.

یعنی گم می‌شود اونچه که قبلاً می‌خواندند.

پرده کنار رفت، نقاب دور شد.

این هم یک سطر از آیات.

حالا از اونجا که این انسان‌ها دروغ را زیاد در اینجا گفتم ملکه، دروغ گفتن براشون ملکه شده است.

احیاناً در این رابطه انسان‌ها در قیامت در یک جا به نام دروغ هم می‌برند بعد از خود خدا فرماید که ببینید اینها چجوری به ضلالت میرن.

اونجا، اونها به ضلالت کار میکنن.

اینجا هم اینطور.

اینجا دروغ هم میگن.

توجه کنید.

این دروغی که اینجا هست به نام ظهور ملکه دروغ است.

انسان در اینجا عادت کرده است به آن دروغ گفتن به اون شخص که اینجا داره، اینجا نکنه.

هفتاد و سه، هفتاد و چهار سوره مومن.

[آیه قرآن] [آیه قرآن] آیاتی که در اول نام برده من از یه قسمتی خوندم [آیه قرآن] وقتی که جمع شده‌اند مشرکین و همه جمع شده‌اند برای قیامت گفته میشه به مشرکین که أينما كنتم أينما كنتم تشتركون کجا هستن اونایی که شریک برای خدا بود؟

سؤال می‌شود از این کجا هستن؟

أينما کجا هستن ما کنتم تشتركون من دون الله که خدا شریک دارند به غیر از خدا.

سؤال و جواب میدن که ضل عنا.

خب نگاه کردن که نمی‌بینن که در همه جا وحشت را می‌بینند و آثار حق را میگن که ضل عنا.

دیگه از ما گم شدن.

نیستن.

هیچ‌کس رو که نمی‌بینیم.

بعد اینجا قرآن دروغ هم میگن.

میگن بل لم نكن ندعوا من شيء.

اصلا قبلاً هم غیر از تو چیزی را نمی‌خواستیم.

توجه کنید.

این دروغ است.

كذلك يضل الله الكافرين.

خدا این چنین کافرین را اونجا و اینجا به ضلالت می‌اندازد.

توجه کنید.

یضل الله.

مثلا میگن ما غیر از تو چیزی را، غیر از تو چیزی را نمی‌بینیم.

این کاری.

این ظهور ملکه دروغ.

یه آیه هم بخونم بعد.

خب هشتاد و شش، هشتاد و هفت سوره نحل.

[آیه قرآن] اوناتی که مشرکین شرکا خودشان را می‌بینند، اونا که اینجا شرکا برای خدا بر قرار داده بودند.

فقالوا ربنا هؤلاء شرکاؤنا.

میگن که خدایا، به خدا میگن که اینا هستن شرکای ما.

الذين كنا ندعوا من دونه.

غیر از تو ما عبادت می‌کردیم و می‌خواستیم اینا بگن.

شرکا رو به خدا می‌خوان نشان بدن.

فألقوا اليهم القول انهم لتاسقون.

فورا، فوراً شرکا به اینها گفتار را رد می‌کنند.

میگن که شما دروغ میگید.

وألقوا إلى الله عمرهم سلام.

ارضاء سلام می‌کنند به خدا یعنی آیت هستم و خدا را در خود نشان می‌دهم.

توجه کنید.

دروغ، به این گونه یک دروغ میگیم.

خدا را در خود نشان می‌دهم و ضل عنهم ما کانوا يعبدون.

اونا در چه خدایی‌اند و گم می‌شود از دید این مشرکین آنچه که قرار داده اند.

یعنی از اول این مشرکین مثل اینکه می‌خوان این فاز ظهور ملکه اصطلاحا روطلبی خواهی بیجاش که در اینجا وقتی می‌آیند پیشش میخوان بگن خدا ای شرکای ما بودند که همین که اینجا میگن اینا شرکای ما بودند، اونها هم وحشت را نشان می‌دهند و ضل عنهم ما کانوا يعبدون.

میخوان بگن فورا به گونه‌ای که مقصود их شود این جور و لحن آیه اینطوری‌ست.

بعد از این حاضرش چند مورد از آیات بود که گفتم و در یک نوع به عنوان نمونه تا نوشته بودم بدان که اونا رو دیگه از همدیگه شو نمی‌فهمیدیم.

چهار مورد یا پنج موردش رو اینجا به اینها اشاره می‌کنیم.

این حقیقتی است که با این توضیح گفتم برای ما انشاالله که روشن شد.

یکی از معارف قرآن که بعدا باز تحقیق می‌کنم شما این قبیل آیات را ببینید در نکات و شارحش بسیاری از حقایق را برای شما در نام توحید معلوم می‌شود.

خب این یکی از اون عاقبتی من در این جلسه عنوان مکمل و جلسه تبلیغی خواستم بگم نکته‌ی دیگر و نکته‌ی دوم که هست در این بحث توحید که عنوان کردیم این که در نظام وجود جز ذات او و اسماء و صفات او چیزی نیست و یا جلوات اسماء او.

آنچه به عنوان ذرات مستقل می‌بینیم اشتباه است و این از دید ناقص ماست و همه پامنی در ورش God هستند و حالش در ورش God.

در این رابطه یک نکته‌ای هم که نسبت به آن تا حالا اون را توضیح دادم برای شما انشاالله اون هم به تفضیل.

خب همه چیز حالش در ورش خدا هستند.

پانه در ورش او.

از جمله این چیزها یکی هم خود انسان است.

این هم اینجا لازم است در این مبحث توحید عنوان بکنیم که کاملاً یعنی من بعداً که لازم ضرورت دارد از اینجا نگذریم باید قبل از گفتنی از اینجا.

من و شما هم بالاخره از مخلوقات هستیم یا نه؟

انسان هم که هستم کجا مخلوق هستم؟

به طوری که کل شی حالش در ذاتش است.

این توحید ذاتی می‌گوید جز ذات او و اسماء و صفات او و جلوات اسماءش و چیزی نیست.

اون توحید ذاتی می‌گوید انسان هم که به جای خود یک موجودیت مستقلی در بازی نظر دارد، یک ذات مستقلی در ابتدا نظر دارد با دید ناقص، انسان هم اینطور نیست.

انسان هم صورتی دارد، حقیقتی دارد که اون حقیقت اصلیش هانه ای در ورش خداست و حالش در ورش اوست که اگر ارده کنار برود ما انسان را هم مانند موجودات دیگر چی در خواهیم دید؟

خود انسان‌ها را و خودمان را چی در خواهیم دید؟

حالش خواهیم دید.

حالتی در ورش خدا خواهیم دید.

الان حالا عبارت رو عوض می‌کنم خوب دقت کنید.

من خودم را چیزی می‌بینم همان که اشیاء دیگر را چیزی می‌بینم.

در هر دو مورد این از دید ناقص من است.

اگر دید بالایی داشته باشم نه تنها همه چیز را حالتی در ورش خدا می‌بینم از جمله مگه گفتیم؟

از جمله خود را هم حالتی در ورش خدا خواهم دید.

این هم نکته‌ای است که می‌خواهم در این باب توضیح بدهم.

این تنها مخصوص همه موجودات جز انسان که نیست.

انسان اگر خدایی ناید بکند، آن دید بالا و درک بالا را خدا به انسان بدهد، تنها این نیست که همه چیز را نه به عنوان حجاب ورش الله بلکه مرآت ورش الله خواهد دید.

از جمله خودش را هم عارض الله، آینه الله، عارض فی ورش الله و خودش را هم مرآت چی خواهد دید؟

مرآت ورش الله خواهد دید.

این دیگه مخصوص موجودات دیگر باشد به خود انسان نرسد این است مثال استثنایی است.

این باز چیزی در اینجا توضیحی می‌خواستم بدم برای روشن شدن اون حقیقتی که کم و بیش گوشه من و شما خورده است که در عبودیت و در سیر عبودی اون مرحله‌ی آخری که سیر عبودی به اونجا منتهی می‌شود عبارت است از فنای چی؟

از فنای کی؟

ورش الله.

دقت می‌کنید؟

این زیاد به گوش شما خورده که اصلاً سالکانی در سلوکشون اگر موفق باشند و مدارج سیر را و سلوک را طی بکنند، سیرشون منتهی می‌شود به فنای فی ورش الله.

این معروف است دیگه در همه نوشته‌ها گفت‌هاشن که سیر عبودی منتهی خواهد شد به فنای فی ورش الله.

چون فنای فی ورش الله اصل مکان ما است.

اصل چیه؟

موقعیت ماست.

اون آیه‌ای که می‌خوندیم ها که گفت که مکانکم انتم و شرکاء.

من الان خودم را چیزی می‌بینم و این خود من به این صورت که می‌بینم از دید ناقص من است، از ذات ناقص من است، یا از کمال ناقص من.

و این من خودش اصلاً حجاب ورش الله است مانند هر چیز دیگر که توضیح داده.

اگر بنا باشد من مکان اصلی خودم را بیابم مانند مکان اصلی هر موجود دیگر، همه آیات خدا، من هم آیه‌ای هستم برای خدا.

حال که در ورش او هستم، هانه ای در ورش او هستم، مرآت ورش او هستم.

اصل من حقیقت.

اگر مکان خودم را بیابم همین مکان است.

توجه می‌کنید؟

این مکان اصلی من است، منزلت اصلی من است، موقعیت اصلی من است.

اینو که در کلمات عرفا هم شنیده‌اید یا ممکن است تا بعضی‌ها اون غغوطن اینها رو اینجور معنی کنند و واقعاً خوب نیست.

این وطن نیست و عراق و شام نیست.

این وطن جایی است.

سانرا نام نیست.

غغوطن ما این نیست.

این غلط انداز است.

این نه تنها غلط انداز است خیلی گرفتاری‌ها دارد.

این موجودیت فعلی که الان ما از خودمون می‌یابیم نه تنها موجودیت ناقص است، نه تنها حقیقت کاذب است، نه تنها به اصطلاح سرتاپا محدودیت است بلکه حجاب بین ما و خدا حتی هست.

موقعیت و موطن و مکان و منزلت و موقعیت اصلی ما همان هانه بودن در ورش الله هست.

مرآت ورش الله بودن است.

آینه‌ی ورش خدا بودن است.

این اصل موقعیت ماست و سیر عبودی و سلوک و تزکیه انسان را به همین مرحله می‌رساند.

اون نامش را می‌گویند فناء فی ورش الله.

هانه شدن در ورش خدا.

با این برنامه که عرض می‌کنم خوب خیلی تأملات دارد.

اولاً برای شما روشن می‌شود که معنی فناء فی ورش الله چیه؟

و ثانیاً برای شما معلوم می‌شود که ببینید حقیقت قرآنی چیزی نیست که اونیکه بعضی‌ها گفتند مثلاً ساخته‌ای درویش‌ها باشد یا صوفی‌ها باشد.

اگر درویش و صوفی همین حقیقت را گفته باشد، این اندازه گفته باشد، اونچه قرآن فرماید، هیچ حقیقت رو گفته، هرچی گفته باشد توجه می‌کنید.

[آواز] شنونده‌گران در برنامه توحیدنامه امروز بیانات حضرت آیت الله شجاعی و تلاوت آیات چهل و هفت و چهل و هشت سوره مبارکه فصلت و آیات هفتاد و سه و هفتاد و چهار سوره مبارکه مؤمن و همچنین آیات هشتاد و شش و هشتاد و هفت سوره مبارکه نحل را شنیدید.

با سخنی گهربار از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برنامه امروز را به پایان می‌بریم.

هر چیزی را کلیدی است و کلید آسمان‌ها گفتار لا اله الا الله است.

تا برنامه دیگر و فرصتی دوباره همه شما را به خداوند منان می‌سپاریم.

خداوند یا نگهدارتان.

[آواز]