ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحيم.

قل هو الله أحد.

به نام خداوند بخشایشگر مهربان.

بگو خدا یکی است.

توحیدنامه.

با بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی.

مقصود از بحث توحید عبارت است از معرفت خدای متعال، صفات خدای متعال و افعال خدای متعال.

یکی از بیان دیگر به اصطلاح معرفت و حلالیت ذات مقدس حق و اینکه جز ذات او ذاتی نیست و جز صفات او صفاتی نیست و جز افعال او افعالی نیست.

بسم الله الرحمن الرحيم.

از آن دم که مشتی خاک از زمین برگرفتی و از روح خویش در آن دمیدی، انسان در طلب تو و در آرزوی وصل تو می‌سوزد.

حس پرستش موجودی برتر و پناه گرفتن در سایه‌ای بی‌نیاز و بی‌پایان، هماره آدمی را به سوی تو می‌کشاند.

اگرچه بسیاری راه را به خطا رفتند اما بسیاری نیز به امر تو آبی‌ترین لحظه‌های آرامش را در درگاه تو جستند و سبزترین دشت‌های هموار آزودی و طمأنینه را در سجاده عبادت تو یافتند.

دوستان قرآنی سلام.

برنامه توحیدنامه را از شبکه سراسری رادیو قرآن می‌شنوید و بهره می‌برید از بیانات عالمانه حضرت آیت الله محمد شجاعی درباره توحید و معرفت خداوند متعال.

[شعر] یا ربنا یا الهنا يا مغيثنا يا معينا.

يا حبيبنا يا طبيبنا.

يا ربنا يا الهنا يا مغيثنا يا معينا.

يا حبيبنا يا طبيبنا.

همراهان گرامی، حضرت آیت الله شجاعی در برنامه گذشته فرمودند در نظام وجود و هستی آنچه وجود دارد اگر به اصل خلقتش نگاه کنیم به لحاظ آن مقصودی که از خلقت این موجود هست و به لحاظ ارتباطش با کل نظام وجود، خیر و خوبی است.

و اگر چیزی بد و شر باشد به جهت اصل خلقت آن نیست بلکه بدی آن به دو جهت است.

یکی به جهت اینکه نقص کمال و کمبود دارد یا به جهت اینکه از این موجود به موجود دیگر ضرر می‌رسد.

خب دوستان اکنون توجه شما را جلب می‌کنیم به بیانات عالمانه عالم فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی درباره توحید افعالی.

در این راه که تمام ضررها، سیئه‌ها، بدی‌ها و شروفی که به انسان‌ها می‌رسد به اراده و انتخاب خود انسان‌ها چون مسیر غلط پیش گرفتن، چون گناه کردن، چون ظلم کردن، چون انتخاب غلط داشتن، چون اشتباه داشتن امثال اینها.

ببینید سوره روم این شش آیه رو بخونید.

وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا عجب فرموده.

وقتی به مردم رحمت از خودمان چشیدیم فرحوا بها با اون شاد می‌شوند.

وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ و اگر بدی به اونها برسد به لحاظ اونچه که خودشون کرده‌اند.

إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ ناامید می‌شن.

اینجا هم با صراحت میگه که آنچه می‌رسد به ما به دست ماست.

پیشرفت می‌کنیم.

وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ می‌تونم که من اگر هوشیار باشم این جاها را خودمان حرف‌ها هستم.

مسئله خیلی بدتر است.

یک سری بلاهای اجتماعی، یک سری بلاهایی که فردی مثلاً من خودم خیلی از این یک سال‌ها دارم سردرد دارم، کمردرد دارم، همه این دردها را سرم دارم.

غریب به اتفاق به اصطلاح خب دارم.

از کجا؟

از این گناهان است.

ترجمه کنید از کجا؟

حالا مثلاً از این به بعد از شروع گناهان خود من است.

از شروع گناهان حتی اگر بخواهیم آبا و اجداد من است.

ترجمه کنید.

این‌هایی که از لحاظ گفتم اهل و عاده دیگه به این جاها راه ندارد.

اما کلیه شاخ قرآن می‌فرماید من نمیگم مال من مال شما فرضا اونه.

اما ممکن است از اون که باشد.

حالا اینجا مطلب دیگری هم برایش بعدا میگم به شکل دیگری.

مخصوصاً بین آیه بکشید که عرض کنم که گاهی شماها بعضی از دوستان که اهل ذکر و یاد هم انشاالله همه‌تون یعنی کلمش البته باشید گاهی از بی‌کفایتی‌ها صحبت می‌شود.

گفته می‌شود این بی‌کفایتی‌ها شروع اون گناهان است که ما کرده‌ایم و می‌کنیم.

این زیاد ضعیف به نظر میاد احضارم.

ولی بین آیه بکشید بین این آیه.

و انش کن بینهم بما انزل مثلا این آیه مخصوصاً از همه شما من ترازو دارم که از لحاظ روحی به ما خیلی می‌خوره این آیه.

در حقیقت از مسائل این بحثی که داره می‌زنه ولی می‌خوره زیاد.

که رسول اکرم می‌فرماید و انش کن بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهواءهم.

بین معظم با اون что خدا نازل کرده است حسن کن مطابق هوی و هوس اینها نباش.

تو نسبت به این چه ترازو و اندازه می‌کنی؟

به غیر ما انزل الله حسن کنی.

ف این تقلید تو با ما انزل الله بین اینها حسن کن.

ببینید اینجاش بگو ف این تقلید اگر با اون حسن خدا به اون خصوص‌ها راضی نشدند، روگردان شدند.

ف اعلم بدان انما يريد الله ان يصيبهم ببعض ذنوبهم.

اگر حسن خدا را کردی قبول نکردند، رفتند، ترتیع کردند، اونجا ناراحت نباش.

بدان که پیغمبر می‌گوید بدان اینجا سدی هست.

سد هم دال است بر اینکه خدا می‌خواهد با بعضی از گناهانشان اینها را بگیرد.

نتیجه‌ش چی شده؟

انصات رحمت است.

خدا می‌خواهد با بعضی از گناهانشان به اینها تایه بزند.

طیب بزند.

انصات رحمت کند.

اما این رحمت چیه؟

یعنی چه بکند به اینها؟

اینها چه بکنند؟

حسن کن بما انزل الله.

اگر روگردان شدند بما انزل الله پندر ندادند.

ترجمه کنید.

اینجا ناراحت نباش.

بدان خدا می‌خواهد با بعضی از گناهانشان اینها را مواخذه بکند.

یعنی این روگردانی تایه عظیمی هم هست.

تایه بالاتر است.

هزار زلزله کجا می‌شه؟

برای اینکه آخرت انسان به باد تنهایی برود که طاعتهای مفصل ایلا غیر این آیه در بر دارد.

می‌گویید بدان خدا می‌خواهد با بعضی از گناهانشان اینها را بب Inaudible.

یعنی این روگردانی نتیجه‌ش چیه؟

نتیجه روح الله گناهان اینهاست.

حالا خدا انصات رحمت کرد.

یعنی اینکه روح خدا می‌آورد این از آنها گرفت.

این ضرر فوق‌العاده‌ای این‌ها بردند.

روگردان از خدا شدن و حسن خدا شدن.

ولی این ضرر به چه لحاظ است؟

به لحاظ گناهان اینها است.

ترجمه کنید.

و انش کن بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهواءهم و احذرهم.

الله الله الله الله.

و احذرهم ان يفتنوک.

الله الله الله الله.

و احذرهم ان يفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک.

الله الله الله الله.

فان تولوا فاعلم انما يريد الله ان يصيبهم ببعض ذنوبهم.

الله الله الله الله.

وان كثيرا من الناس لفاسقون.

الله الله الله الله.

حالا اصل حقیقت که راجع به بحث ما بود که می‌گوییم ان كثيرا من الناس لفاسقون.

بنابراین شروخ، ضررها، بدی‌ها که می‌رسد به انسان‌ها از هر ناحیه‌ای برسد، اون ناحیه ها، اون موضوعات مانند یک زلزله امثال اینها خودشان بد نیستند.

اون ضررها دارد.

اون ضررها هم خلاصه بکنم بحث را هم عدم است.

منتسب به خدا نیست.

در عین حال که منتسب به خدا نیست، فقط خدا انصات رحمت می‌کند.

در عین حال نتیجه اعمال خود انسان‌ها هم هست.

محال است انسان خطا نکند و اون ضرری چیه؟

برسد.

این درست طریق قرآن است.

البته اینجا یک استثنا داریم.

آن می‌گوید خدا یک ضررها هم دارد به بندگانش که اینها به ظاهر ضرر است اما در حقیقت نعمت و عنایت است در مقام آزمایش بندگان صالحش، در مقام روحانیت و تشکیل نفوس آنها.

این هم یک باب دیگه است.

دقت می‌کنید؟

این برای اینکه تحمل یک مصیبت را انجام بده.

حالا برای خودش یا برای زنش یا برای بچه هاش یا برای کسانش تحمل مصیبت را می‌کند.

این مصیبت، ظاهر مصیبت است.

ظاهر بد است.

ظاهر ضرر است.

اما خدا از فرستادن این ضرر به سوی این آدم ضرر نفرستاده.

چه فرستاده؟

رحمت است.

مثلا پر از رحمت است.

این در واقع درست از آقا از باب رحمت است.

یک سری از ضررها و بدی‌ها که از دور ما نگاهش را می‌کنیم، شروور بدی‌هاست.

اینها اصلا از باب رحمت خداست.

به عنوان مثال از اون ضررها و شروور که به ظاهر شرورند ولی خدا برای تکمیل نفوس و قلوب است اونها رو در نظام آزمایش اونها می‌فرستد و اینجا هم که آیات زیادی داره فقط من یکی دو آیه می‌خوانم که یادداشت کنید که آیات معروف است.

این دو آیه که می‌خوانم صد و پنجاه و شش و صد و پنجاه و هفت سوره بقره.

"ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات".

شما را امتحان خواهیم کرد با ترس، با گرسنگی، با از میان رفتن خودتون، اولادتون یا نقص در اموال، انفس، ثمرات و بشیر الصابرین.

تا ببینیم صبر کنندگان در برابر این مشکلات چه کسانی‌اند که شارع گفته الصابرین الذين اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله وانا الیه راجعون.

حالا تا اینجا که بحث کردیم یک بعد بدیه تمام شد.

بعد دیگرش موند.

یک بعد بدیه.

یعنی آن ضرری که از موجودی به موجود دیگر یا به انسانی می‌رسد که گفته می‌شود شر و بد است.

اینو توضیح دادیم که به خدا که نمی‌رسد هیچ، معنیش هم توضیح دادیم که به چه شکلی است.

دقت می‌کنیم.

بنابراین شروور بدی‌ها به خدا نسبت داده نمی‌شود.

اما اون قسمتی از بدی‌ها که به صورت کمبودهاست، نقائص هستند، ضررها، کمبودها و نقائص هست در موجودات.

اون هم بده.

به جا خود بده.

اینها هم می‌گیم از خدا نیست.

اینها هم باز می‌رسد به مخلوق به معنی خاصی.

مثلاً که این کمبودها منظور چیه؟

من الآن شما را می‌بینم.

پشت آن دیوار را می‌بینم یا نمی‌بینم؟

نمی‌بینم.

الآن به اصطلاح شما را می‌بینم.

فردا اینقدر شما در بلندی خواهید بود که ردی خواهید داشت.

آن را نمی‌بینم.

من و شما کم می‌بینیم.

این دیدن ما محدوده به شرایط خاصی.

ما قدرت که داریم بر حد محدوده اما خیلی چیزها را نمی‌توانیم.

ناتوانیم.

به این سراغ دارم.

این ناتوانی بد است یا خوب است؟

بده.

بد است.

ندیدن‌ها.

اونچه که از اون نمی‌بینیم بد است یا خوب است؟

بد است.

چه عرض کنم؟

ندانستن‌ها بد است.

نتوانستن‌ها بد است.

به این سراغ دارم که اینها کمبودهاست.

می‌بینم اما کم می‌بینم و نمی‌بینم خیلی چیزها را.

می‌دانم اما کم می‌دانم و نمی‌دانم خیلی دانسته ها را.

اینها هم بدی‌هاست.

اینها هم به خدا نسبت داده می‌شود.

اولا من در اینجا یک جمله در وسط عرضم در تحلیل شکل اول گفتم که شما بر اساس اون جمله می‌توانی اینجا جواب بدی.

این نمی‌بینم‌ها، نمی‌دانم‌ها، نمی‌توانم‌ها اصلا نسبت دادنش به خدا معنی دارد یا ندارد؟

چرا؟

اصلا عدم بوده.

عدم بهش نمی‌شه.

خدا عدمش دادن نیست که.

وجود دادن.

خوب دقت کنید ها.

عدم دادن نیست.

آنکه می‌دهند چیه؟

وجود هستی است.

اون که داره اون را خدا داده.

اون که ندارم بهش خدا نداده.

اصلا ندارد این معنی را بر نمی‌دارد.

قبول نمی‌کند که داد.

اون هست را خدا داده نیست دیگه علت نمی‌خواهد.

این اولاً حکمتش به این طور است.

ثانیا، ثانیا حکمتی در این معنی که اینها عدم است و این علت نمی‌خواهد.

اصلاً به خود هیچ علتی منتسب نیست.

چه برسه به خدا.

اصلاً علت عدم است.

بنابراین خدا دادن‌هایی که دارد به هر موجودی از کمالات وجودی هرچه را داده است به لحاظ اون قابلیت و صلاحیتش بوده.

قابلیت موجود بیش از این نبوده.

بیش از این را نمی‌کشد.

من پشت دیوار را نمی‌بینم.

جبرائیل هم نمی‌بیند.

یا می‌بیند؟

می‌بیند.

توجه می‌کنید؟

اون هم مخلوق خداست.

چون قابلیت داشت توجه می‌کنید؟

چون صلاحیت دارد.

اصلاً ماهیت وجودیش به گونه‌ایه که صلاحیت این دیده وسیع را دارد.

پس الان می‌بینید.

من نمی‌بینم.

اما این نمی‌بینم در مقابل جبرائیل می‌بینم است.

چون من صلاحیت این اندازه می‌بینم را نداشت، ولی اون چیه؟

داشت.

این دیده به وسیع را من صلاحیش رو ندارم، اون دارد.

من فقط تا همین حد صلاحیش رو دارم.

در اینجا گفت این محدودیت‌ها به چه نسبت داده می‌شود؟

به خدا یا به مخلوق؟

اگر به خدا مثل صادق میشه نیواز خدا به همه در همین اندازه بود می‌داد.

توجه می‌کنید؟

این که به جبرائیل فوق این را داده است معلوم است به خدا مربوط نیست، به من مربوط است.

أنزل من السماء ماءً فسالت أودية بقدرها این آیه را در آخر من ارائجم خوندم و امیدوارم توضیح می‌دهم ولی به شما توصیه می‌کنم اگر می‌خواهید خوب در قرآن فکر بکنید در این آیه مخصوصاً می‌توانید هرچی می‌تونید فکر کنید.

عجب آیه است.

شماره‌اش هم بگم که هجده سوره زمر است.

أنزل من السماء ماءً فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًاۖ ومما يوقدون عليه في النار ابتغاء حية أو متاع زبد مثلهۚ كذلك يضرب الله الحق والباطلۖ فأما الزبد فيذهب جفاءًا وأما ما ينفع الناس فيمكث في الأرضۚ كذلك يضرب الله الأمثال خدا انشاالله من و شما را به قرآن آشنا بکند.

می‌گه، می‌گه من مثالی می‌زنم برای شما فکر بکنید از آسمان آبی می‌فرستیم.

از آسمان آب باران، آب باران.

فسالت أودية بقدرها ها.

دیدید این دره‌ها، این نهرها، این گودی‌ها همش هر کدوم به اندازه خود و ظرفیت خود از این آب صاف زیاد بی‌نهایت که فرستادیم هر کدوم به اندازه خود قبول می‌کنند و می‌گیرند.

توجه می‌کنید؟

مثالی می‌زنم براتون.

خودش هم می‌گوید آخر آیه اینطوره.

همین آیه‌ات که خوندم آخرش اینطوره.

كذلك يضرب الله الأمثال این چنین خدا مثل می‌زند.

زمینه می‌تونید به اون آیات می‌گذرد که مثل می‌زنم براتون توضیح میدم.

آبی می‌فرستیم.

یک پیاله شما بگذارید اونجا مقابل باران به اندازه خودش می‌گیرد.

توجه کنید.

یک غوزی به اندازه خودش، یک دره به اندازه خودش، یک گودی به اندازه خودش، یک گودی بالاتای دره بزرگتر به اندازه خودش، یک دره خیلی کوچک‌تر به اندازه خودش.

نه تنها به اندازه می‌گیرند، به اونی که گرفتند شکل می‌دهند، مقدار می‌دهند، اندازه می‌دهند.

اون پیاله می‌گوید آب، آب یعنی این.

اینطوری به زبان حال می‌گوید ها.

پیاله می‌گوید آب یعنی این.

اون دریا می‌گوید نه آب یعنی این.

توجه می‌کنید؟

اون دره هم می‌گوید آب یعنی این.

هم شکلش این و هم مقدارش این.

علاوه روی این، این پیاله‌ها، این دره‌ها، این گودی‌ها و این گودال‌ها هر کدامش رنگ و روحی به این آب می‌دهد.

یکی خس و خاشاکی بهش دارد، یکی با گرد و خاک خودش به اصطلاح آمیخته می‌کند.

اون می‌گوید آب یعنی این، اون یکی هم می‌گوید آب یعنی این.

ولی آب هیچکدوم این آب با اون خصوصیات هر جا نیست، نیست.

توجه کنید.

فسالت أودية بقدرها خدا حیاز است.

حائز علی الافراط است.

هیچ بخلی در خدا نیست.

حائز است، حیاز است، خیر است، اضافه می‌کند.

اما چه کسی چه اندازه می‌گیرد؟

این اندازه از کجاست؟

توجه می‌کنید؟

این حد و حدیه از مخلوق است.

از آن نداشتن به چه می‌رسد؟

به مخلوق می‌رسد.

توجه می‌کنید؟

خب مطلب را در اینجا من تمام کرده‌ام و خلاصه و مقصود یا محصل آنچه گفتیم این بود که همه افعال، افعال خداست اما افعال مخلوق و آثار مخلوق که در جلسه گذشته گفتیم.

اما آنچه از شرور بدیها به اصطلاح شرور بدیها گفته می‌شود اینها به خدا نمی‌رسد و توضیحش همان است که از کردن و از نشدن به مخلوق می‌رسد ولی انتساب به خداوند متعال ندارد.

به یک از خیر.

عرش خیره است به دست خداست.

از خدا فقط خوبیست.

شرور بدی از مخلوق است و به اون صورت خاص که از کردن و نیستیز.

با توضیح گفتم که یا از مخلوق است یا نیستیز.

توضیح اول می‌گفت نیستیه، توضیح دوم هم می‌گه چیه؟

از مخلوقه.

دوستان همراه با برنامه توحیدنامه در خدمت شماییم.

بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی درباره توحید افعالی خداوند متعال را شنیدید.

اکنون با سخنی گهربار از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برنامه امروز را به پایان می‌بریم.

غافلترین و بی‌خبرترین مردم آن کسی است که از تحول و دگرگونی دائم دنیا پند نگیرد و در حالت غفلت و بی‌خبری به سر برد.

تا برنامه دیگر و فرصتی دوباره خداوند یار و نگهدارتان.