د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۴
دارای متن همگام
جلسه ۳۴
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۳:۲۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
اصل دعای عرفه را میخوانیم به آخر که میرسد
اصل حضرت سید الشهدا صلوات الله علیه
اون دعا را خوند به آخر که رسید
زیاد گریه کرد. مضمون روایت اینطور است که آنقدر گریه کرد که مانند نابدان از چشمهای
مبارک اون حضرت اشک
جاری شد. کسانی هم بودند در اطرافش اونها هم گریه میکردن
و با صدای بلند گفت یا اسمع السامعين یا ابصر الناظرین.
چند جمله را بعد از اینکه طولانی گریه کرد اون روز در آخر دعا
با صدای بلند جملههایی گفت
که اینجور شروع میشود. یا اسمع السام-- با صدای بلند.
اون وقت اونجا در این قسمت آخر که بعد از گریه اینجور و اینچنین گریه
و با اون صدای بلند حضرت
از خدا خواسته است این جمله، این است.
میفرماید که در دعا میگوید که
و اسألك اللهم حاجتي التي
إن أعطيتنيها
لم يضرني ما منعتني
و إن منعتنيها لم ينفعني ما أعطيتني أسألك
فكاك رقبتي من النار
با این مقدمه که گفتم خوب به ذهن بکنید.
بعداً هم میروید در دعا میبینید
با اون گریه و با اون صدای بلند
که از خدا میخواهد صورت و چشم اینها را به آسمان کرد و گریه میکرد و صدای بلند یا اسمع السامعين و اسألك اللهم
بعد چند جمله میگوید که و اسألك اللهم حاجتي التي
إن أعطيتنيها
لم يضرني ما منعتني
خدایا من حاجتی دارم از تو میخواهم
و اسألك اللهم حاجتي التي اون حاجتم را از تو میخواهم
که اگر اون حاجت را به من بدهی،
عنایت کنی، هرچی دیگه نداده مهم نیست.
حالا من اینجور معنی میکنم به من ضرر نمیرساند اگر اون را إن أعطيتنيها
اگر اون را به من عطا کردی
لم يضرني ما منعتني دیگه هرچی هم ندهی، محروم کنی از هرچی اون مهم نیست به من ضرر نمیرساند.
و إن منعتنيها و اگر اون حاجتم را به من ندهی لم ينفعني ما أعطيتني
دیگه هرچی به من بدی به درد من نمیخورد.
نفعم به نفعم نخواهد بود.
به من نفعی نخواهد رسید اگر اون را ندهی هرچی هم بدهی.
خب حاجت چیه؟ أسألك فكاك رقبتي من النار حاجتم این است که مرا از آتش نجات دهی.
به ذهن بکنید این
دعا با این خط مشی. یک حاج،
حاجتی دارم اگر نده،
بدهی هرچی هم ندهی ندادی.
اگر ندهی هرچی بدهی به دردم نخواهد خورد.
أسألك فكاك رقبتي من النار.
این زیاد چشمگیره این جمله.
این دعاها را باید همیشه صحبت شده است.
باید بهش دقت کرد.
یک حاجت دارم اگر بدهی هرچی ندهی مهم نیست.
اگر ندهی هرچی بدهی به دردم نخواهد خورد.
أسألك فكاك رقبتي من النار
اینقدر مهم است مسئله؟
ما چرا نمیفهمیم؟
خب من در این ارتباط البته خیلی حرفها در این مقام گفتهایم.
یک مسئله را به شما هم تذکر بدم و هم توضیح بدم و هم تاکید بکنم
بر خصوص اون مسئله. یک باب این است که ما
الان وضع خودمون را حساب بکنیم که ما از اهل آتشیم بر اساس موازین یا نه.
حالا یک باب دیگر است. زیاد در این باب صحبت کردیم.
یک باب هم این است که خوب به ذهن بکنید
ان شاء الله اونچه که مقصود است اگر به دست آمد ایبی خواهد بود.
یک باب هم این است که ما الان را حساب نکنیم که ما بر اساس موازین از اهل آتش هستیم یا نیستیم.
فرض هم بکنیم که در صراط مستقیم توفیقی داریم.
احتمال نجات زیاد است.
اینجور فرض میکنیم.
مسئله دیگری هم هست
که باید از آن بیشتر و زیاد ترسید.
قبلاً در خلال صحبتهام من به صورت همین گذری
گفتم ولی امروز میپردازم به این مسئله در حدی که به اذن الله در حدی که
فرصت هست. باب دیگر این است که ما فرض میکنیم الان از اهل آتش نیستیم و در صراط مستقیم هستیم.
حالا فرض میکنیم. خوف دیگری همه را تهدید میکند بدون استثناء.
برای این خوف دیگر چه باید کرد؟
و اون تشکیک شیطان هست.
گفتم گذری گفتم ولی من امروز به این مسئله میپردازم
به اذن الله. تشکیک شیطان است بدون استثناء همه را به هنگام مرگ،
اون وقتی که هیچکس نمیفهمد چه گذشت.
خود اون کسی که میمیرد میفهمد.
اما دیگه دیگران، من و شما کسانی که در
فرضاً نزد اون میت باشند نمیتوانند چیزی بفهمند.
این باب دیگه به روی همه بسته است که چیزی بفهمند، چه گذشت
تشکیک شیطان بدون استثناء است
در اون وقت نسبت به همه،
نسبت به همه. این تشکیک همه را تهدید میکند.
یعنی مضمون روایت این است که ما من احد.
کسی نیست حالا روایت را بعداً ممکن است پیدا بکنند دهان.
کسی نیست که احدی نیست که این تشکیک را شیطان به وسیله جنودش موقع مرگ بر آی و پیش نیاورد.
یعنی موقع مرگ شیطان با جنودش به سراغش نرود
با جنودش و او را به تشکیک
به شک نیندازد. به موقع مرگ یه تش-- خطر تشکیک از شیطان و جنود شیطان بدون استثناء متوجه همه است.
به فرض ما الان به فرض
روش ما منطبق با مواظین در حدی که از ما بر میآید مثلاً باشد مثلاً میگیم نیستم
باشد و بگیم که الان دیگه ما زیاد احتمال است که جهنمی نباشیم.
این خوف دیگر به میان میآید
که تشکیکی در بین هست که در مرحله بسیار خطرناک روایت از معصوم سلام الله علیه هست که
میفرماید جملهاش
این طوره: خوفی، ترسی بزرگتر از مرگ نیست.
آسمان اینها حساب نکنید ها.
به بحث میکنیم. گاهی حرفهایی گفته میشود زیاد،
زیاد به کهن قضایا بعضیها نمیرسند حرفهایی میزنند.
گفتم هم هرچی میگذرد یه کسی جز اون یکی میمیرد و نمیفهمد.
راه هم نیست کسی بفهمد. مجاز هم نیست این در سنت خلوت
سنن الهی که کسی اون وقت به غمکی میگذرد.
روایت است که ترسی بالاتر از مرگ نیست.
خوفی بالاتر از خوف مرگ نیست، از مرگ نیست.
اون وقت شیطان همتی مصروف میکند بدون استثناء به همه که به شک بیندازد.
حالا چه زمینهای است اصلاً مرگ چیه؟
انسان ما Adam که ندیده است نمیفهمد.
یک بار مرگ پیش میاد در اینجا.
حالا یک بار دیگر هم در برزخ.
اونی که در اینجا میاد صحبت در آن
است و انسان ما آدم که ندیده فقط همین از این منابع وحی
و از رسول الله از قرآن و رسول الله از ائمه باید چیزهایی یاد گرفت.
ما محجوبیم. نه انسان دیده است بفهمد چطوره و
یک بار میبیند و دیگه وقتی میبیند که بیکار از کار گذشته.
تشکیک شیطان. من در این تشکیک شیطان امروز به شما میخوام توضیح بدم.
منتها این توضیح هم را با یک مقدمه در باب خود اصل وسوسه شیطان شروع میکنم.
حالا بعداً این روایت را میخوانم که چه جوری سراغ میاد
ولی با یک مقدمه در خصوص
کار شیطان پیش میام.
البته قبلاً هم گفتم متأخر صحبت شده است که بحثی مفصّل
با استفاده از آیات قرآن و اشارات و رموز آیات و مطابق آیات و اینها در
خصوص شیطان داشته باشیم هنوز تا حالا موفق نشدیم.
به خودش یه بحث طولانی مفصّل میخواست عمیق
از کسی که میفهمد برای کسانی که میفهمند.
عرض کنم که شیطان چیست؟
یه باب است. وسوسه اش چگونه است؟
اصلاً یه باب بسیار ظریفی است.
همه ابعاد موضوعات مربوط به شیطان بسیار ظریف است و اون سادهای نیست که ما فکر کردیم.
وسوسه شیطان رو توجه بکنید یکی از
خواص یا خصوصیات خطرناک وسوسه آن موجود که اسمش شیطان است
همان ابلیس و جنود دارد.
یکی از خصوصیات وسوسه و اغواء شیطان این است به طور کلی
انسان خودش را میبیند.
شیطانی در وجود خودش احساس نمیکند.
مگر کسی از صاحبان تقوا باشد در اثاث نواظین هوشیار باشد و بفهمد.
حالا توضیحهاتش بعداً میاد به بحث میکنیم.
اصل قضیه این است که شیطان
در عین حال که راه نفوذ وسوسهاش به همه جز مخلصین باز است،
وسوسهاش یعنی اون اغواءاتی که میکند، املاءاتی که میکند از اونچه انجام میدهد به نام وسوسه تعبیر میکنیم.
این به این شکل است که انسان از خودش میبیند همه را.
شعور ندارد که این خودش نیست و در ورا شیطانی است به بحث میکنیم خاصیت این جوری است.
من برای این به اصطلاح
مطلب که اساس است و این زیاد به درد ما خواهد خورد در اون حضر پوری که در باب تشکیک الان
میخواهیم عرض بکنیم در اونجا زیاد به درد ما همین نکتهشون خواهد خورد.
پس لذا من در اینجا به آیاتی
اشاره میکنم و شما هم به بحث.
مسئله این است که کاری که شیطان انجام میدهد
در مرحله اول به طور کلی اینطور نیست که انسان بداند آن شیطان است.
خاصیت کلی و عمومی و اولی
یعنی اصل اول در وسوسه شیطان این است که انسان آنچه که از شیطان میشود را از چه ببیند؟
از خود ببیند. این بسیار خطرناک است و این از خاصیت اولیه.
نسبت در آیات قرآن این معنا را به ما میرساند با یه مقدار تدبر البته.
من چند مورد از آیات را میگم و با شما تدبر میکنیم تا به این نتیجه برسیم که
آنچه که از شیطان است ما از خود میبینیم.
منتها گفتم با دقت و تدبر از آیات برداشت.
مثلاً البته از باب مثال
مثلاً در سوره بدر در آیه دویست و شصت و هشت
اینجور میخوانیم. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحیم. خدا کنه در همین جا که الان از شیطان صحبت میکنیم شیطان مسلط من نباشد.
الشيطان يعدكم الفقر
ويأمركم بالفحشاء
والله يعدكم مغفرة
منه وفضلا والله واسع عليم.
دویست و شصت و هشت از سوره بدر است.
آیه در چه بابیه؟ آیه در باب
انفاق است. در ذیل آیات انفاق است.
اونجا که دستور میدهد به مؤمنین که انفاق بکنید به مستضعفین و محرومین بدهید از اموالتون،
به اونها کمک بکنید، انفاق بکنید.
بعد خصوصیات بیاید در باب انفاق دستور میفرماید که چطور انفاق بکنید، از چیزهای خوب انفاق بکنید،
چه بکنید، نه از اونچه که خودتون خوشتون نمیاد الی آخر.
اینها را که دستورات میدهد
در اینجا یک نکته در ذیل آیات انفاق برای تکمیل این دستور به این نکته اشاره میفرماید.
مواظبت بکنید. ما که به شما میگیم انفاق بکنید که اساس بر عبودیت و نجات انسان است.
مواظبت بکنید شیطان میاد به شما وقتی میخواید انفاق بکنید وعده فقر میده.
میترساند از نادار بودن.
نده خودت میمانی. چی میشود؟
الی آخر. اینجور وسوسهها را
شیطان در باطن شما گرا خواهد انداخت.
مواظبت بکنید که الشيطان يعدكم الفقر
ويأمركم بالفحشاء.
شیطان در این بین شما را فقر را به شما وعده خواهد داد.
صحبت شد فلان مثلاً خانواده فلان شخص مستضعف است
خاص بود مثلاً به فکرتون بیاد که منم چیزی بدم، چه بدم الی آخر.
فوراً میبینی که شیطان بیاد به تو میاد که نده خودت میمانی.
چی میشود؟ الی آخر. شیطان به شما وعده فقر میدهد و شما را به کار بد امر میکند.
کار بد همون ترک انفاق. البته اینجا هم یادتون باشد که ترک انفاق را با فحشا یاد کرده است.
به حساب میکنید ترک انفاق.
بعد میگوید میفرماید والله يعدكم مغفرة
منه وفضلا شما به وعده خدا
گوش بدهید، نگاه بکنید.
خدا به شما در برابر انفاق مغفرت وعده میدهد و فضل و احسان
چند برابر عوضش را به شما میرساند.
والله واسع عليم. خب
حالا من به صورت سؤال مطرح میکنم.
حالا این ممکنه این برای من و شما پیش آمده باشد.
نیامده باشد هم فهمیدیم قضیه
چیه. اون وقت انسان میخواد چیزی به فقیر بدهد، مخصوصاً چیزی معتبر بدهد،
این وعده فقر و ترس از اینکه خودم میمانم و چی میشود، بچهها میماند الی آخر.
این ترس رو انسان در باطن خودش مییابد.
من از شما سؤال میکنم. حالا یا شده برای شما، نشده باشد هم که ان نشده ولی خب شده حتماً.
نمیشود این نشده باشد مکرراً در مکرراً.
اون وقت که شما مثلاً میخواد چیزی صحبت میشد از فلان خانواده، از فلان
مستضعف و فقیر و محروم.
وقتی که میخواید چیزی بدید این ترس را که
خودم میمانم چی؟ شما غیر از خودتون چیزی مییابید؟
خودتون هستید یا نه؟ غیر نیست قضیه دیگه.
خودتون هستید. خودتو میبینید که
فکر میکنید نادار میشوید،
دستتون خالی میشود، خودتون معطل.
اینو خود شما فکر میکنید.
از اینهایی ما به وضوح برداشت میکنیم که وسوسه شیطان دقیقاً به صورتی که ما از خودمون میبینیم.
کاملاً انسان خودش میبیند که فکر میکند فقیر میشوم، میمانم،
معطل میشوم، چه خواهم لازم خواهم داشت، بچههام چه لازم خواهد داشت.
این فکرها را و ترس از فقر و اینها را ما خودمون داریم.
اما این خود ما نیستیم. البته خود ما هم هستیم.
رمزی هم که در این میبینیم اینه که
اصلش از شیطان است و اون خودی که این حرفها را به خود ما میزند هم
از چیه؟ از کیه؟ از جنود شیطان است.
به حساب کنید از جنود شیطان
است. خود ما که به خود ما میگوید، آن خود که
در این خود میگوید و اغوا میکند نده، فقیر میشوی، خودت میمانی،
بچههات میماند. اونی که این فکرها را
انسان، اون خودی که اینها را میگوید، آن خودی است که از جنود شیطان.
ولی وسوسه اصلش از شیطان است کسی نمیداند و اینجور است قضیه وسوسه شیطان و خاصیت وسوسه.
خب آیه دیگر. این از اون گذاشتم اینا شاهد بودند.
بیست و یک، بیست و یک
سوره نور. يا أيها الذين آمنوا
لا تتبعوا خطوات الشيطانۚ
ومن يتبع خطوات الشيطان فإنه يأمر بالفحشاء والمنكر مؤمنین
از تابع شیطان نشوید.
تبعیت از خطهای شیطانی نکنید.
بدانید کسی که بخواهد دنبال شیطان و قدمهای شیطان را بگیرد به دنبال او بیفتد،
بدانید شیطان چه کار است، چه کار میکند، کارش با شما چیه؟
فإنه يأمركم بالفحشاء والمنكر.
شیطان شما را به هر کار بدی امر خواهد کرد.
خب راه بد در پیش نگیرید.
دنبال شیطان را در پیش نگیرید که او شما را به چه چیز وادار خواهد کرد؟
به فحشا و منکر. خب من و شما به اندازه خودمون راه بد را در پیش گرفتهایم.
از خارج از اندازهمون هم در پیش گرفتهایم.
اصلاً اندازه نداریم ما که خطا بکنیم.
وجودمون خطا بود.
خارج از این اندازه خطاها کردیم.
خب کردیم خلاصه. این راهها را من و شما کم و بیش
رفتیم. حالا کمش نباشد بیشش رو رفتیم.
دنبال شیطان را گرفتیم.
هر کدام از ما که اینجا نشستیم این کاره بوده ایم.
یعنی راه شیطان و گناه را
و منکر را و چیزی که خدا نهی فرموده است را در پیش گرفتیم.
شما یک عمر این کار را کردید، من هم یک عمر.
همیشه شما چه دیدید؟
چرا دیدید؟ نه گفتید.
هیچ شما احساس کردید کسی در باطن شما هست میگه که برو مثلاً این
کارو بکن، به این نامحرم نگاه بکن، این دروغ را بگو، این غیبت را بگو، این اذیت را بکن.
کسی را یافتید یا خودتون بودید؟
بله؟ کسی را-- کسی که یه امرکن باشد به شما امر بکند این کار را بکن احساس کردید؟
نخیر. اما خودتون بودید و خودتون و سلام.
اما صاف قرآن میگوید هر جا کار بدی کردید در عمرتون که بیشمار است،
در پشت هر کار بدی امر چه بوده؟
از شیطان بوده ولی ما نیافتیم.
خاصیت وسوسهی شیطانی این است.
از خود میبینید. اینم ذوق.
خوب دقت میکنید؟ خب یک مورد دیگر هم بگم.
یک مورد اگر مناسب بود مورد دیگر.
خب کسانی می-میبینید که به راه الا-- الان هم که زیاد است از این کسان.
روزبهروز هم زیادتر میشود و از مقاصد ربوبی است.
آیه بیست و پنج سوره محمد صلى الله عليه و آله وسلم
اینجور است. از این کسان الان هم زیاده.
فعلاً اول آیه اش را بخوانم. آیه اینطور است «إن الذين ارتدوا على أدبارهم
من بعد ما تبين لهم الهدى الشيطان زين لهم وأملى لهم».
اونهایی که «إن الذين ارتدوا على أدبارهم
من بعد ما تبين لهم الهدى»
اونا که راه در پیششون واضح شده، حقیقت معلوم شده،
بعد از روشن شدن حقیقت و راه هدایت و راه صحیح،
بر میگردند از راه.
که مصادیقش الان چیه؟
زیاد است. بعد از اینکه اول در طریق هدایت بودند چی میکنند؟
بر میگردند. بر میگردند طریق کفر و
الحاد و اینها را میگیرند. الان همیشه بوده الان زیاده.
کسی رو میبینید که دیروز مومن بود الان همه عقایدش را چی کرد؟
از دست داد. اینها که «من بعد ما تبین لهم الهدى» بعداً مرتد میشوند،
میفرماید که «الشيطان زین لهم».
خب اینا میان فکر میکنند. فکر میکنند، بعد کتاب میخوانند، از این
مثلاً فلان شخص یه مطلبی میشنوند، از فلان رادیو مطلبی میشنوند، فکر،
این افکاری در باطنشون
به ترتیب به راه میافتد و نتیجه میگیرند که معاذالله نه خدایی هست، نه پیامبری هست، نه معاد هست، نه
بهشتی، نه جهنمی. اینها را آخوندها درست کردن و امثال این
مزخرفات و از این افکار.
خب این، این کار، این فکرها از چیست
به حساب آیه؟ از شیطان.
میگه اونا که بعداً مرتد میشوند «الشيطان زین لهم وأملى لهم».
اونی که در باطنشون میگذرد که آنها را به کفر و انحراف میکشد، این اصل، اصلش از چیست؟
از شیطان است. "زين لهم".
اون افکار باطل را در نظر آنها زینت میدهد.
اینجور مقدمهچینی میکند.
خیلی به دلش میچسبد. بله، اون آقا اینجور گفت، اون کتاب اینجور نوشت، این مسئله اینطور است.
هی اینجور سعی میکند. پیش میره و نتیجه میگیرد که اینا همش باطل است و چیزی نیست، نه خبری هست الی آخر.
میگه این افکار و این به اصطلاح چیزی که در ذهن این آقا میگذرد یا این خانم میگذرد، این از چیست؟
از شیطان و تسخیر شیطان و املاء شیطان است.
مدد شیطان است. از شیطان است.
اما دقیقاً اینجور شخصها در باطن
غیر از خودشون چیزی مییابند؟
نه دیگه. خودش میگوید من فکر کردم، کتاب خوندم،
مطالعه کردم، تحقیق کردم.
اگر خواست کسی را منحرف بکند،
خودش شروع میکند آنچه در باطنش از افکار و
صغرا و کبرا و نتیجهگیریها گذشته است، اونها را بیان هم میکند تا کس دیگر را هم
به اون راهی که در پیش گرفته است هدایت بکند که راه ضلالت است.
فکر خودش است. اما از چیست؟
از شیطان است. مخصوصاً جملهی "أملى لهم" یا "زين لهم".
«الشيطان زين لهم».
شیطان تسخیر کرده
است این فترهها را به ذهن آنها آورده
است که نتیجهاش مرتد
شود و شیطان املاء کرده است به آنها.
اگر املاء منظور همان املاء باشد،
دقت میکنید؟ اگر هم املاء به معنی امداد باشد، مدد رساندن فرقی نمیکند.
این آقا خودش یا اون خانم خودش را میبیند ولی از شیطان است در پشت پرده.
جلسه قبل
جلسه بعد